باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود - صفحه 92


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    591MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
    45MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1236 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام.

    هر چه ثروتمندتر شوم به خدا نزدیکتر می شوم.

    قبل از اومدن به سایت با باورهای محدودکننده و فقرافرین ثروت رو در مقابل خدا و توحید می دونستم و خوب نتیجه هم فقر و بدهکاری بود.

    اما وقتی تونستم کمی از این باور فاصله بگیرم اتفاقهای زیادی در زندگیم افتاد.

    وقتی می رم خرید کمتر از دیدن قیمتها می ترسم.

    برای خونم فرش نو وبا کیفیت میز تلویزیون جدید وسایل آشپزخانه نو خوب درست کردن دیوارها و درهای اتاقو….خریدم.

    پسرم رو بدون ترس از قیمت کلاسها به کلاسهایی که عاشقش بود فرستادم که نتیجه اش شادی بیشتر بود.

    لباسهای بیشتر خریدیم و کهنه ها رو دور ریختنم.

    خوراکیهای با کیفیت بالا خریدیم چیزهای خوب خوب خوردیم .

    جشنهای بهتر گرفتیم.

    کادوهای خوب دادم.

    موقع کمک به مدرسه دست و دلم نلرزید.

    لوازم التحریر عالی خریدیم.

    وسایل عالی برای مغازه خریدیم.

    ماشین و دوچرخه خریدیم.

    و….

    و بعد از رسیدن به هر کدوم از این موارد که قبلاً برام خیلی سخت بود هزار بار خدا رو شکر کردم.

    در حالی که قبلاً فقط گریه و زاری می کردم که خدایا چرا اما حالا می گم خدایا شکرت.

    و دلم می خواد آنقدر بیشتر از این ثروت داشته باشم تا پدر و مادرم رو به مسافرتی که دوست دارن ببرم به عزیزانم کادوهایی که دوست دارند بدم.

    دلم می خواد هیچ وقت از کارت کشیدن نترسم و آنقدر دنبال قیمت نباشم.

    وقتی پول داشته باشم بیشتر می خرم و به فروشنده ها کمک می کنم مسافرت می رم و خرج می کنم و کمک می شه به گسترش جهان وقتی خونه رویاییم و باغ و ویلا رویاییم رو بخرم به چندین و چند نفر کمک می کنم.

    وقتی ثروتمند باشم مدرسه پسرم رو جوری می سازم که بچه ها کمبودی نداشته باشند .

    وقتی ثروتمند باشم و غذای خوب بخورم وقت برای ورزش داشته باشم به خودم برسم خوب سالم هم هستم.

    سلامتی و شادی و آرامش خداپرستی نتیجه ثروتمند بودنه.

    خدای من پس چرا باید ثروت از تو دورم کنه هر چقدر بیشتر داشته باشم شادتر و سپاسگزارم.

    من می خوام آنقدر داشته باشم که همه لذتهای دنیا رو حس کنم.

    متشکرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام، سلام صدتا سلام هزار و سیصدتا سلام به همسرفر های عزیزم.

    خداجونم متشکرم و خوش حالم برای این که راه می‌روم ، می‌خندم و لذت می‌برم.

    خوش حالم و متشکرم برای هدایت به سمت نیمکتی که پشت به باد بود برای درست کردن شرایط متشکرم. خوش حالم که همه چیز رو به تو سپردم و حالم خوب

    خوش‌حالم برای دیدن ماه از قاب شاخ و برگ درختان سرسبز سربه فلک کشیده. خیلی زیبا بود

    خوش حالم برای دیدن بازی والیبال بچه‌ها و خنده هاشون.

    خوش حالم برای قطع شدن tv موقع شام خوردن برای این که باخیال راحت نشستم و از نمیرو خوشمزه ای که داداشم درست کرد لذت بردم.

    خوش حالم برای فراهم کردن و خوردن خوراکی هایی که هوس کرده بودم

    خوش حالم برای دیدن خنده مامان بزرگم و توپ بازی کردن‌هامون.

    خوش حالم برای پیداکردن ارتباط بین تفکراتم و شرایط زندگیم

    خوش حالم و تحسین می‌کنم نتایج دوستام رو از عمل به قوانین و استمرار در این مسیر زیبا

    خوش حالم برای حل شدن مشکل پیامک هام به راحتی در چند ثانیه با هدایتت.

    یارب به امیدتو

    مهم ترین باوری که باید بسازیم هرچه ثروتمندشویم نزد خدا عزیزتر می‌شویم.

    ریشه این باور در خودم بیشتر یعنی 70 درصدش مربوط میشه به فیلم‌هایی که می‌دیدم، فیلم هایی که ثروتمند داستان نقش منفی داشت مثلا یک بدبختی پول دار می‌شد و بعد به همه ظلم می‌کرد فیلم های کره‌ای، یت پولدار انقدر مغرور بود که آدم فقیر به خانوادش راه نمی‌داد مثل فیلم پسران برتر از گل و امثال‌ این‌ها یا فیلم هایی مثل مختارنامه که منافات داشت ره رو علی بودن با کاخ نشینی و در یک سکانس مختار توبه می‌کرد و می‌گفت صندلی ساده بزاریدو… یا در مسجدها و از روحانیون بارها شنیدم امام‌ها سختی می‌کشیدن و زندانی بودن همش و نان و نمک می‌خوردن و خوردن دونوع غذا رو اسراف می‌دانستن یا داستان حضرت علی که در آشپز خونه رو می‌بیند برای پیدا کردن یک دانه برنج روی زمین

    یه وقت‌هایی از پدرم می‌شنیدم فلان تاجر گفته آرزو دارم شب خواب راحت داشته باشم یا مشکل جسمی دارد.

    بعد من باخودم نمی‌گفتم بابا مگه فقط پول‌دار ها و تاجرها مریض می‌شوند ؟ همه مریض می‌شوند فقیر و ثروتمند نداره و این یعنی افراد باور های مناسب راجب سلامتی ندارند.

    آقا‌زاده ها ، از ما بهترون با پول مردم با خون مردم تو شیشه کردن دارند خوش می‌گذرانند و خونه های آنچنانی و ماشینهای آنچنانی سوارند…..

    اما در واقعیت و آنچه با جفت چشم خودم دیدم: دوستم از خانواده مرفه جامعه است چقدر انسانهای خاکی و مهربون و بخشنده‌ای هستند، چقدر برخوردشان محترمانه است و به دل می‌شینه، لذت میبرم از این که باهاشون رفت و آمد می‌کنم. تا حالا ندیدم از سر غرور و تکبر و رفتار بد باهم حرف بزنه با خانواده شان رفت و آمد داریم البته یک خورده رفت و آمد کم شده که نتیجه افکار خودمونم هست به نظرم، از وقتی 7سالم بود تا الان باهم دوستیم هیچ وقت هیچ کدوم از اعضای خانواده اش از بالا به پایین نگاهمون نکردن، با روی باز همیشه آزمون استقبال کردن، خدا می‌دونه چقدر خیر و برکت از طریق این بنده‌هاش به ما رسید.

    مورد بعدی خانواده خالم این ها، مدتی که با یک تضاد بزرگ من و خانواده‌ام رو برو بودیم از دل و جون دخترخاله و پسرخاله و خاله و شوهر خاله که من بهش عمو می‌گم مایه گذاشتن، کاری نبود که برامون انجام ندهند.‌ همیشه جویای احوالم بودند، انسان هایی که دست بخیر هستند و از آنچه که دارند به همه می‌بخشند، باغ دارند تو باغشون پر انگور و گوجه سبز ، جدای از این که یک بخشیش رو می‌فروشند بخش دیکه اش رو بین فامیل و اطرافیان پخش می‌کنند کلیم برای خودشان می‌ماند.

    یک فامیل دور دیگه که وضع مالی توپی دارند چندتا زمین و خونه این جا و ترکیه تا آنجا که من می‌دونم باهاشون رفتیم جنوب چند سال پیش چقدر انسان های خاکی و خوش برخوردی چقدر روابط خانوادگی عالیه دارند اگه اشتباه نکنم تویوتا داشتن اما یادمه ماشین شاسی ها بود عقب ماشین رو پرکردن از سوقاتی‌های عالی با بهترین جنس برای خواهر و برادر و بچه برادر، با چه شورو شوقی خرید می‌کردند و می‌گفتند اگه برادرزاده شون این تب لت رو ببینه کلی خوش حال میشه.

    یادمه یک بنده‌ خدایی که پول برای عروسی دخترش نداشت این خانواده داده بود بعد که میره خونه این‌ها که پولی که بهش داده بودن پس بده قبول نمی‌کنند و می‌گند کادو عروسی بود. این ماجرا رو همون فردی که بهش کمک شده بود برای ما تعریف کرد و چقدر هم که دعای خیر برای این خانوده می‌کرد.

    خدایا شکرت برای مثال‌های عالی که در اطرافم به چشم میبینم درسته هرچی ثروتمند تر بشم، افتاده‌تر میشم، بخشنده‌تر می‌شم با عشق بیشتری هدیه می‌دهم یک لحظه تصور کردم چقدر لذت بخش برای خودم یک لباس باکیفیت و عالی گرفتم تو مغازه چشمم می‌افته به پیرهنی و با خودم میگم این برای مامان عالیه بدون این که دنبال قیمت باشم آن رو هم برمی‌دارم. یا می‌توانم براش انگشتر و گردنبند بخرم درکنار سرویسی که برای خودم سفارش دادم و هر چیز دیگه

    استاد در حرفاتون گفتید وقتی روی باورها کار بشه وارد مداری می‌شیم که شرایط مهیا هست، افرادی هستند که سوالی دارند و پاسخ دست ماست و جهان ما رو بهم وصل می‌کند مثل آشنایی ما با شما.

    به لطف خدا توانستم مثالی که گفتید رو تو زندگیم پیدا کنم مثل خونه ای که الان ساکنیم، کابینت طوسی و گاز رومیزی و شیر حمام و اتاق من که بالکن دارد و طرح آشپز خونه و این که حمام در اتاق باشه و هر سه تا پنجره داشته باشه ویکی اتاق ها پنجره رو به بیرون نبود اشکال نداره و این که نزدیک پارک باشه

    دوسال پیش از خونه قبلیه که می‌خواستیم اسباب کشی کنیم با خودم این فکر می‌کردم که خونه بعدی که میریم چه امکاناتی می‌خواهم داشته باشه بعد از شما یادگرفته بودم که آنجور که تو خونه دل خواهم رفتار می‌کنم، رفتار کنم با شوق ذوق کارها رو انجام می‌دهم و قبل خواب آشپزخونه رو تمیز می‌کردم و می‌خوابیدم. درواقع با تغییر باورهام با توکلم به رب با ایمانم مدارم تغییر کرد و به سمت این خونه دوسال پیش هدایت شدیم شرایط از قبل مهیا شده بود

    جالب هست صاحب خونه گفت قبلا کابینت ها قهوه‌ای بوده و در بازسازی کابینت طوسی زدیم خدایی خدام کارش حرف نداره همه چی رو فراهم کرده بود از قبل

    یارب العالمین ام هدایتم کن در این مسیر استوار و ثابت قدم باشم و همین طور مشتاق تر و تشنه تر به دریافت آگاهی هاو عمل به آن انشاالله

    سعادتمند و ثروتمند و سلامت در دنیا و آخرت باشید یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    بنام خدایی که ثروت است و

    با ثروت به او نزدیک می شویم

    گام بیست و پنجم از پروژه گام به گام

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

    یقیناً کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

    و در راه خدا هجرت کنید

    به سوی خدا هجرت کنید

    و برای تغییر باید هجرت کرد

    هجرت از فکر و باور محدود به باور قوی

    ثروت از فقر و بدبختی به سمت ثروت

    هجرت از خبر ها و سخن های غلط به آرامش به

    شادی

    هجرررت از تاریکی به سوی نور و روشنایی

    و اگر بخواهیم تغییر کنیم باید باوها و نوع دیدمون رو به مسائل تغییر بدیم

    و برای ورود به ثروت باید

    نگاهمان به پول و ثروت تغییر دهیم

    نگاه مذهب به ثروت؟

    نگاه دین به ثروت؟

    نگاه آخرت به ثروت؟

    اگه مسیر ثروت را مدار فرض کنیم

    ثروت‌ها در مدار های بالا هستن

    و مدار هر چه بالاتر باشد به خدا نزدیک تر است

    پس هر چه به ثروت نزدیک تر باشیم به خدا نزدیک تریم

    اهواز

    خوابگاه دخترانه کیانپارس

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 485 روز

    سلام و احترام

    روز بیست و پنجم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس فراوان از استاد

    این فایل طولانی و پر از نکته بود ، من خیلی فکر کردم که آیا این باور رو دارم که ثروتمند شدن باعث پست شدن و دوری از خدا میشه ؟ و به جوابی نرسیدم ،اما از فایل روز بیست و یکم ، اون باوری که استاد درباره ی ثروت گفتند رو هر روز تکرار میکنم که ثروت مند شدن با فضیلت ترین و معنوی ترین کار دنیاست و اگر من می‌خوام به خدا برسم باید ثروتمند بشم .

    استاد فرمودند که از موفقیت هاتون بگید که موفقیت های بیشتری رو کسب کنید ، جهان شما رو به موفقیت های بیشتر هدایت کنه ، راستش من تازه تو این مسیر هستم و چیز خاصی نیست فقط اینکه کانال تلگرامی آموزش طراحیم تو این ماه دو تا فالوور گرفته و خب خوشحالم کرد

    و اینکه دیروز دارویی که باید می‌گرفت بدنم تو بخش انفوزیون بیمارستان باعث واکنش بدنم شد یک لحظه احساس مرگ کردم پنج ساعت اورژانس بیمارستان بستری شدم تا اوضاع بهتر بشه و امروز دکترم امپولم رو عوض کرد تا ببینیم چطور جواب میده و احساس کردم این نکته ی مثبت هست و موفقیت شاید باشه برای جسمم ، و شاید اتفاق دیروز باعث شد من هدایت بشم به این دارو

    هر روز تکرار میکنم که بدن من به هیچ دارو و آمپول خاصی نیاز نداره ، بدنم کاملا سالم هست و هیچ نگرانی بابت بدنم ندارم خودش خودش رو ترمیم می‌کنه ، تمام پزشکان متخصص در جان و تن من حضور دارند ، پادتن هایی دارم از جنس خداوند ، خداوند در تک تک سلول های من حضور داره ، من توانایی های بالایی در کسب موفقیت دارم پس میتونم در این مورد هم به موفقیت برسم به سلامتی کامل ،

    در مورد هجرت هم کاملا صحبت استاد رو درک کردم ، ما در همین تهران با اینکه آپارتمان برای خودمون بود از اول بارها جابه جا شدیم و همه مخصوصا خانواده همسرم ناراحت بودند که شما چرا اینقدر خونه تون رو می‌فروشید و دوباره یک خونه ی جدید می‌خرید وام می‌گرفتیم و میگفتند شما همش خودتون رو به خرج میندازید ، خوب ما برای شرایط بهتر این کار رو میکردیم خونه بد نبود و ولی خب دوست داشتیم بهتر باشه ، به لحاظ منطقه ای خیلی رشد نکردیم اما خب وقتی با هر خونه قبلی مقایسه میکنم میبینم امکاناتی در این آپارتمان هست در آپارتمان های قبلی نبود و این یعنی این تغییر ها رشد داشت واسمون . اینم یک جور هجرت به نظرم در مقیاس خیلی کوچکتر هست ،اما واقعا جواب میده ، خیلی حس خوبی داره و اصلا هیچ وقت به اون مکان قبلی وابسته نشدم و ترس نداشتم ، که جای جدید چطور خواهد بود یادمه هشت سال پیش همسرم که در شرکت پارس خزر مشغول به کار بود برای اینکه در جاده مخصوص کرج بود و راهش دور بود تصمیم گرفتیم به پیشنهاد یکی از دوستان بریم منطقه ی اندیشه از شهریار خونه بخریم که به شرکت خیلی نزدیک بود خیلی خانواده همسرم مخالفت کردند یادمه با همسرم قرآن رو نگاه کردیم آیه ای اومد که اصلا دقیق یادم نیست اما اون آیه معنی این رو می داد که باید برید یک جای جدید رو تجربه کنید ما اصلا اون منطقه و مردم اونجا رو نمی‌شناختیم ولی خیلی مشتاق بودم که بریم و رفتیم و چهار سال اونجا تو بهترین شرایط وسط خونه ویلایی ها زندگی کردیم، فضای باز ،هوای پاک ، فوق العاده بود و بعداز چهار سال همسرم شغلش رو عوض کرد در بازار بزرگ تهران مشغول به کار شد و دوباره برگشتیم تهران ، و یک خونه ی جدید دیگه ، تو این چند سال هر موقع یاد اون روزها می افتیم لذت می‌بریم که تجربه کردیم یه جای جدید رو ، و الان هم باز این خونه بهتر از خونه ی اندیشه شد ، شاید خیلی رشد نکردیم اما تجربه زیاد داشتیم ،همسرم اصلا ریسک پذیر نبود اما کنار من ریسک کرد و الان راضی هست . من تغییر رو خیلی دوست دارم تجربه کردن رو خیلی دوستدارم ، و امیدوارم یک روزی برسه که در سلامتی کامل یک هجرت بزرگ داشته باشیم با ثروتی عالی با تغییر باور هام

    یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محمدعلی محمد پور گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    سلام بر استاد عباسمنش یکتاپرست و سلام بر خانم خانمها شایسته عزیز و سلام بر دوستان همکلاسی عزیزم نمیدونید چقدر مشتاق خواندن موفقیت هایتان هستم.

    استاد من 15 روز هست که واقعا سعی کردم ورودی هام رو کنترل کنم و تمام توجهم بر نکات مثبت اطرافم هست به همین جهت اولا کل روز رو حالم خوب است اتفاقات به ظاهر طبیعی و بموقع برام می افته بیش از 3ماه بود یه ماشین خریده بودم برا فروش ولی فروخته نمیشد و پری شب فروخته شد و قراره برا کسی یه خونه بخرم، یک سوم کمسیون رو از قبل پرداخت کرد بی آنکه من ازش بخوام

    استاد اطرافیانم مهربان‌تر شدن و من بیشتر از قبل دوسشون دارم

    و مطمئنم اتفاقات خوب دیگری بوده و از این به بعد هم خواهد بود

    در پناه ایزد منان شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فاطمه اقبالی گفته:
    مدت عضویت: 618 روز

    به نام خدای زیبایی ها؛

    ردپای من در روزشمار تحول زندگی روز 25ام

    (باوری که تغییرش،درهایی از نعمت را به زندگیم گشود)

    ما میتونیم و میشود اگر اون تونسته منم میتونم خیلی از مواقع به خاطر اینکه باور داریم که نمیشود یا امکان پذیر نیست ما به هدفمون نمیرسیم

    اولین قدم برای اینکه که شما به خواسته ای برسی اینکه باور کنی که میشه به این خواسته رسید یکی از عوامل مهم که میتونه این باپر رو در شما ایجاد کنه اینکه یک نفر تونسته به این خواسته برسی پس شماام میتونی به قول مولانا هرچیزی چیزی را جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد سردی را کشید

    وقتی ما خودمون رو تغییر میدیم شرایطمون تغییر میکند واگر تو تغییر کنی هر کجای دنیا باشی میتونی زندگیتو عوض کنی و جهان شرایط و موقعیت هارو ارام ارام برات تغییر میدهد

    هرکسی هر جایی هست الان جای درستشه چه خوشبخت و چه بد بدبخت چه توی زندان و چه توی قصر و…اگر بخواد جاش تغییر کنه باید باورهاش تغییر کنه فک نکنید الان چیزی توی ایران اشتباهه که بگیم مرگ بر فلانی و …اون فرکانس اون مردم این شرایط رو ایجاد کردنند و اوضاع وقتی تغییر میکند که اون فرکانس مردم تغییر کند

    به جای که دیگران رو مقصر بدونید باورهای خودتون رو مقصر بدونید جهان به فرکانس های شما پاسخ میدهد هر فرکانسی رو دریافت کند از جنس همون فرکانس بیشتر وارد زندگیت میشود

    اگر داری درمورد بدبختی ها و مشکلاتت حرف میزنی و جهان این فرکانس رو میبینه که این بدبختی و این مشکلات فقر بیشتر میخواهد شرایطی رو برات فراهم میکند که اتفاقات بیشتر و بیشتری برات رخ بدهد

    اگر در مورد شکر گذاری و رضایت و حال خوب صحبت میکنی این فرکانس رو میفرستی جهان میگه این خنده این شادی و شکر گذاری بیشتری میخواهد و اونو بهت میدهد

    اگر قوانین رو درک نکنی و خودتو تغییر ندی با تغییر ادما زندگی عاطیفیت تغییری نمیکند

    خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست

    و هر شری که به ما میرسداز جانب خودمان است

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مرضیه حسن ابادی گفته:
    مدت عضویت: 769 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و درود به استاد عزیزم وخانم شایسته و دوستان عزیز تو این سایت الهی

    روز شمار روز بیست و پنجم

    باوری که تغییرش ، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود

    زندگی نامه افراد موفق رو بخونیم تا انگیزه بگیریم

    وقتی انگیزه میگیریم تو ذهنمون جا می افته که میشود

    به خاطر اینکه فقط میگیم نمیشه به خواستمون نمیرسیم

    بیشتر از نودوپنج درصد مردم جهان خواسته هاو هدفهاشونو ایگنور میکنن و میگن با وضعیت این مملکت بااین تحصیلات بااین سن بااین خانواده نمیتونم

    ولی اگه یک الگو داشته باشی یک الگو پیدا کنی که باهمین شرایط به هدفهاش رسیده و میگی پس میشود

    ووقتی که باور کنی که میشود راههایی به رسیدن به اهدافتون به شما گفته میشود

    اولین قدم اینه که باور کنید که میشود

    پس اول خوندن ودیدن موفقیتهای افراد بهمون انگیزه میده وهمین انگیزه باعث میشود باور کنیم که اگه اونا تونستن پس میشود

    اما فقط انگیزه نیست قوانین هم مهمه انگیزه درمرحله دومه واساس آگاهی هست

    وقتی ما خودمون روتغییرمی دهیم شرایط عوض میشود

    ولی اینجور نیست که بگی اگه من یه کشور دیگه به دنیا میومدم اگه تو یه خانواده دیگه به دنیا میومدم اگه تحصیلات میداشتم هیچ فرقی نمیکنه

    اگه خودتو تغییر بدی هرکجای دنیا باشی میتونی زندگیتو عوض کنی

    اگه همونجایی که هستی در هر جا و مکانی که هستی نتونی به هرچی که میخواهی برسی در هیچ کجای دنیا نمیتونی چون قوانین همه جا کار میکنه

    وقتی تغییرکنی جهان تورو هدایت میکنه به شرایط بهتر

    اول باید از همونجایی که هستی باتغییر نگاهت نه تغییر شرایطت باتغییر باورهات باید به احساس خوب برسی تا اتفاقات خوب رو تجربه کنی

    اگه میخواهی اززندگیت لذت ببری اخبارگوش نکن

    هرکسی هرجایی که هست جای درستشه

    به جای اینکه دیگران رو مقصر بدونیم باورهای خودمون رومقصربدونیم

    وقتی هماهنگ میشیم با خودمون جهان جای بهتروهماهنگتری به ما نشون میده

    هر فرکانسی که به جهان نشون بدیم ازهمون جنس بیشتر وارد زندگیمون میکنه

    وقتی باورهامون درست باشه وقتی درمدار درست قرار میگیریم وقتی هماهنگ باشیم با جهان اطرافمون وقتی از زندگی لذت میبریم جهان کاری میکنه که لذت بیشتری ببریم وشرایط بهتر به وجود میاد

    وقتی خودمون منشاء خیر و برکت و خوبی باشیم جهان هم برای ما منشاء خیر و برکت و خوبیه

    باور کنیم هرکسی هرجایی که هست جای درستشه نخواهیم چیزی رو عوض کنیم فقط دنبال تغییر خودمون باشیم

    باید یاد بگیریم که فقط روی باورهای خودمون کار کنیم

    توشرایط خوب تغییر کنیم قبل از اینکه چک ولگد بخوریم

    اگه تو شرایطی هستیم که با خودمون هماهنگ نیستیم شرایط تغییر نمیکنه

    اگر شرایطی با آرامش و بااحساس خوب برامون هماهنگ شد که هجرت کنیم حتما هجرت کنیم که هجرت یعنی ایمان به خداوند هجرت به جاهای ناشناخته فقط با توکل به خداوند بهمون کمک میکنه که تو دل ترسهامون بریم و میتونیم پیشرفت کنیم

    برای اینکه بتونیم از ثروت از مادیات بگذریم باید لمسش کنیم باید برسیم بهش تا بتونیم ازش بگذریم باید تجربش کرده باشیم درکش کرده باشیم سیراب شده باشیم ازش اون وقت میتونیم ازش بگذریم واگر نداریم همش میگیم ای کاش داشته باشم.

    وقتی ثروتمند باشیم میتونیم ببخشیم

    اگر میخواهیم به خدابرسیم باید به ثروت برسیم وبعد میتونیم ازش بگذریم

    تنها راه رسیدن به خدا وثروت تغییر باورهامونه

    وقتی باورهامونوتغییر بدیم میبینیم که جهان بی نهایت ثروتمنده

    اگه میخواهیم به خدا نزدیک بشیم باید ثروتمند بشیم

    ثروتمند شدن هیچ منافاتی باایمان نداره با خداوند نداره

    باید این باور رو که اگه من ثروتمند بشم از خدا دور میشم حریص میشم طمعکار میشم بی ایمان میشم تغییر بدم و باور کنم که اگه ثروتمند بشم میتونم به پیشرفت جهان کمک کنم هر چقدر ثروتمندتر بشم نیکوکارتر میشم میتونم به خانواده خودم کمک کنم میتونم خمس و زکات بدم میتونم مکه برم

    پس من باور میکنم ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست خیرخواهانه ترین کار دنیاست

    استادعزیزم برای این فایل بی نظیر بی نهایت سپاسگزارم

    خدایاشکرت برای یه روز دیگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    مرضیه اسدی گفته:
    مدت عضویت: 741 روز

    به نام خدای مهربان . خدایا سپاسگزارم از تو بابت دست های یاری رسانی که سر راه من قرار دادی . از تو سپاسگزارم بابت نعمت استاد ارزشمندم استاد عباس منش عزیز که واقعا هدایتگر راه من است و این هم دستی است از دستان پر مهر تو ای وهاب . چند وقتی است که فایل های استاد را گوش می‌دهم و سعی میکنم به آموزه هایشان عمل کنم . خیلی از خدا میخواستم مه تو امر ثروت بهم کمک کنه هر روز هرچیزی رو که میخواستم رو توی دفتر می‌نوشتم و بابت داشتن آن ها سپاسگزار بودم .از جمله طلاهای مورد علاقه ام . داشتن شغل . در طول این یک سال شغل های مختلفی رو امتحان کردم اما انگار این شغل ها مرا راضی نمیکردن. مربوط به رشته ی تحصیلیم نبودن . تا یک ماه پیش که تصمیم گرفتم از شغلم دست بکشم و دنبال شغلی برم که مربوط به رشته ام میباشد با اینکه از شغل های قبلی پولی به دست آورده بودم و النگو و گوشواره ی مورد علاقه مو خریده بودم .ولی از شغلم ناراضی بودم یک ماه از بیکاری من گذشت و من همچنان به خدا امیدوار بودم تا اینکه برای مصاحبه برای کاری که دقیقا آرزو ی من بود و خود خود رشته ی تحصیلیم بود رفتم.نمیدونید چقدر از خدا خواستم که بهم کمک کنه شبا قبل از خواب بهش میگفتم خدایا من کاری ندارم تو رزاقی تو یاری دهنده ای من به تو امید بستم نه کسی دیگه دستامو بگیر می‌دونم که این کار و می‌کنی .آخه اون روز توی مصاحبه چند نفر دیگه هم بودند گفتم.خدایا من کاری به اونا ندارم من با تو اومدم تو پارتی منی . بریم ببینم چیکار می‌کنی برام و بعد از سه روز بهم پیام دادن که قبول شدم خدا شاهده نمی‌دونید با چه ذوقی از رختخوابم پریدم هنوز چشمام خوب پیام رو نمی‌دید. خدایا شکرت خدایا عاشقتم خدایا سپاسگزارم . الان که این پیام رو می‌نویسم امروز اولین روز کاری من است به امید خدا میرم که موفق بشم . تا الان نمی‌خواستم دیدگاهم رو بنویسم همش فکر میکردم باید به موفقیت های بالاتر برسم تا حرفی برای گفتن داشته باشم ولی امروز با شنیدن این فایل متوجه شدم که به قول استاد اگه هرچی رو بنویسی جهان موفقیت های بیشتری رو برام بوجود میاره تا در مورد اون ها صحبت کنم و هر روز حرف جدیدی از موفقیت های جدیدم داشته باشم پس می‌نویسم تا جهان هم بیشتر موفقم کند در آخر باز هم سپاسگزارم از خدای بی نظیرم . از استاد گرانقدرمان خیلی خوشحالم که با تو استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته ی مهربونم آشنا شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مریم دستجردی گفته:
      مدت عضویت: 2130 روز

      به نام حامی هدایتگر سلام مرضیه جان خوش حالم و تبریک می‌گم ورودت رو به خانوده عباس منش و همین طور نوشتن این دیدگاه انرژی بخش و نتیجه عالی که گرفتی

      تبریک می‌گم و تحسینت می‌کنم برای امتحان کردن شغل‌های مختلف برای این که هدایت شدی به سمت همان کاری که دوست داشتی و می‌خواستی برای این که نتیجه گرفتی از تعهدت از پشت کارت در عمل به آنچه که از قانون فهمیده بودی.

      نوش جونت باشه کار جدیدیت خیلی کیف کردم از شنیدن این خبر عالی از صمیم قلبم بهت تبریک می‌گم و بهترین ها رو از رب العالمین برات می‌خواهم.

      منتظر خواندن نتایج دیگه‌ات هستم‌.

      رب العالمین پشت و پناهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    اسرا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1118 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیزم

    خیلی وقت که کامنت ننوشتم

    امروز هدایت شدم که فایل رو از نشانه امروز من ببینم

    میخوام راجب تغییراتی که این یک سال اخیر داشتم بنویسم

    چون الان حدودا یک سالی هست که از خرید اولین قدم میگذره بعدش روانشناسی ثروت رو گرفتم بعدش قانون سلامتی و الانم دارم روی قانون عشق و مودت کار میکنم

    این چند وقت عزت نفسم خیلی بیشتر شده چهره خودمو بیشتر دوست دارم عکسامو دوست دارم

    از دیدن خودم لذت میبرم

    مهارت جدید اسکیت رو یاد گرقتم که قرار بازم. شروعش کنم و ادامه بدم

    با کلاس یوگا عالی اشنا شدم که مربیش حرفه ای و خیلی عالی اموزش میده

    انداممو بسیار دوست دارم

    کارم راحتر شده یک روز در میان سرکار میرم

    بعد از کلی وقت وارد رابطه عاطفی شدم که خیلی اژ ویژگیهای مثبتی که دوست دارم رو اون فرد داره

    خیلی مهربون و شاد

    و کنارش خود واقعیمو زندگی میکنم

    تایم پیاده روی و کوه رفتن دارم

    درامد ماهانه دارم

    کانال یوتیوبمو راه اندازی کردم که ایشالا به درامد دلاری برسم

    از طریق پیج اینستامم به درامد رسیدم

    خیلی سالمتر زندگی میکنم بخاطر قانون سلامتی

    پریودی ماهانم خیلی راحتر شده برام

    و انگار باید امروز این جمله رو از شما میشنیدم که ،به خوبی شادی و خنده توجه کن بعد جهان میگه اع ببین این شادی دوست داره پس شاد بودن بیشتری رو بهش میدم

    چون الان به یک تضادی خوردم در زندگیم

    و در تلاشم که حل بشه

    و قصدم این به نکات مثبتش توجه کنم با هیچ کسی راجبش حرف نزنم

    به خوبیها توجه کنم در لحظه حال زندگی کنم

    و خودم رو هم بیشتر دوست داشته باشم

    خیلی خوشحالم که که امروز این فایل رو دیدم

    من دقیقا یادمه یک شب بعد از اینک اخرین جلسه قانون ثروت 1رو گوش دادم

    پیشنهاد کاری گرفتم و الانم دارم انجامش میدم

    میشه گفت 80درصد چیزای که میخوامو میتونم داشته باشم

    و خواسته هامم بیشتر شده و مطمئمترم که بهشون میرسم

    استاد خیلی دوستتون دارم

    دوست دارم مثل شما رها ازاد زندگی کنم و رو دوش خداوند باشم و لذت ببرم و همینقدر دوست داشتنی و موفق باشم در تمامی موضوعات زندگیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 927 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان

    استاد من بعد مدت ها کار کردن و تفکر روی ترمز های ثروت متوجه شدم به دلیل ارزشی که کلا خونه و خانواده ما به علم و دانش و وجه اجتماعی قائل میشدن همه اعضای خانواده کنم تو دانشگاه های دولتی قبول تو آزمون های معلمی و وکالت و …. قبول حتی خودم هم دانشگاه و رشته عالی تو سال 86 قبول شدم و کلا از نظر هوش استعداد علم خودمون رو یه سر و گردن از بقیه افراد بالاتر می دونستیم

    ولی از نظر ثروت در مقابل دیگران ضعف داشتیم

    یعنی علم برای ما نقطه قوت و ثروت نقطه صعف بود

    ‌بر می گرده به این سوالی که همیشه مدرسه از ما میپرسید ، علم بهتر است یا ثروت ؟

    یعنی تو خانواده و جامعه ما زیاد درمورد ثروت و ایمان حرفی زده نمیشد ….. ولی ثروت و علم چرا

    و چون از بچگی علم تحسین می‌شد و ما هم علم و ثروت رو دو چیز جدا می دونستیم ناخودآگاه علم رو انتخاب و دور ثروت خط کشیدیم

    برای همین تو هر برهه زندگیم که وضع مالیم خوب بود درس نمی خوندم ……..

    تحصیلات رو جدا از ثروت می دونستیم

    و آدم های ثروت مند رو افرادی میشناختیم که اصلا به دنبال علم ادب دانش ث فرهنگ نیستن فقط دنبال پول هستن و …..

    ولی امروز بعد گوش دادن این قسمت از خودم پرسیدم علمی که به ثروت نیانجامه به چه دردی می خوره ؟

    علمی که باعث تکنولوژی و صنعت نشه به چه دردی می خوره ؟

    علم باعث ثروت میشه ؟ چطور مثلا همین علم ژنتیک باعث شد خیلی از گیاه ها تغییر شناسم پیدا کنن و مثلا سریع تر و بهتر رشد کنن یا به آفات مقاوم بشن و ….

    این همه علم که باعث ثروت میشه همین سلول های خورشیدی و ….

    تصویر ما از علم فردی بود که نشسته بود پر از دانش یک جا در حد یک پروفسور ولی با جیب خالی مه کسی قدر دانشش رو نمیدونه و چه قربانی ………….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: