شکارچی نکات مثبت باشیم


این فایل،  توضیح نظر یکی از دوستان عزیز است که یک بازی خانوادگی به نام، “شکارچی نکات مثبت” را طراحی کرده اند.

ایشان با الهام از آگاهی های فایل “درس های زندگی از یک بازی” این بازی را طراحی کرده اند تا اصل مهم زندگی یعنی “تربیت ذهن برای توجه به نکات مثبت” را به فرزندان خود آموزش دهند و این آموزش را تبدیل به بازی کنند.

طبق نظر ایشان، برخی از دستاوردهای این بازی، شامل موارد زیر است:

  • یادگیری کار تیمی و مشارکت در کارهای خانه
  • ساختن عادت “توجه به نکات مثبت”
  • ایجاد رقابت سالم بین بچه‌ها برای پیدا کردن نکات مثبت بیشتر
  • جهت‌دهی آگاهانه گفتگوی خانوادگی به سمت “یادآوری نکات مثبت امروز به یکدیگر”
  • ارتباط صمیمی و سازنده بین اعضای خانواده
  • یادگیری از همدیگر در این باره که: اگر از چه زاویه ای نگاه کنم، می توانم زیبایی‌های بیشتری ببینم.

این فایل زیبا و تأثیرگذار را ببینید و در بخش نظرات، درباره سایر ویژگی های مثبت و سازنده این بازی جذاب بنویسید.

همچنین، می‌توانید این بازی را در جمع خانواده خود اجرا کنید و درباره تجربیات سازنده ای بنویسید که انجام این بازی برای “خانواده شما” و حتی شخص شما داشته است. زیرا نه تنها بچه ها بلکه ما نیاز داریم تا این بازی را تبدیل به عادت روزانه زندگی خود کنیم.

خوشحال می‌شویم بدانیم شما چگونه بازی “شکارچی نکات مثبت” را بخشی از عادت روزانه زندگی خود کرده‌اید و چه منفعت‌های دیگری را می توانید از این بازی داشته باشید.

منتظر خواندن نظرات زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1209 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه کهوند» در این صفحه: 2
  1. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    من عاشق خدایی هستم که هر لحظه در حال هدایت کردن منه.

    استاد جانم سلام، دوستان نازنینم سلام.

    استاد جانم، تازه دارم عمقِ زیباییِ خوندن و نوشتنِ کامنت‌ها رو درک می‌کنم.

    دارم می‌فهمم که چطور فقط با خوندن نوشته‌های دوستان، حالم به بهترین حال ممکن می‌رسه.

    همین امروز کامنت سیدعلی خوشدل رو خوندم و با تمام وجود حس کردم که چقدر پروردگارم در طول روز با نشانه‌هاش منو هدایت می‌کنه.

    چقدر مهربون و دقیق داره به تمام دعاها و نیت‌هام جواب می‌ده.

    استاد جانم، عاشقت هستم برای این سایت الهی که ساختی.

    برای این فضای نورانی که هر واژه‌اش مسیر هدایت رو برامون روشن‌تر می‌کنه.

    من و مریم جانم، خواهر نازنینم، همون دو سال پیش که شما این فایل رو منتشر کردید، وارد این مسابقه شدیم…

    مسابقه‌ای که فرکانس ما رو از این رو به اون رو کرد.

    اما مثل خیلی از آدم‌ها، بعد از مدتی فراموش کردیم.

    و حالا، با لطف خدا، دوباره برگشتیم و از نو شروعش کردیم.

    اون زمان، وقتی این تمرین رو از زبان شما شنیدیم، یه گروه ساختیم و تو اون گروه، شکارچی شدیم؛

    شکارچی لحظه‌های حضور، نشونه‌های خدا، و حس‌های خوب.

    هر روز مراقب بودیم که در لحظه حال باشیم و نعمت‌ها رو شکار کنیم.

    و همین شکارچی بودن، ما رو بارها و بارها به احساس حضور و آگاهی برمی‌گردوند.

    اما انسان فراموش‌کاره…

    گاهی یادش می‌ره که چقدر این روش ساده، زیبا و مؤثر بوده.

    اما چون در این روزها مدام از خدای مهربونم خواسته بودم که منو دوباره در جمعِ سپاسگزاران قرار بده،

    خدا خودش مسیر رو برام باز کرد و ما دوباره هدایت شدیم به همین فایل،

    به همین تمرین، به همین حالِ خوشِ شکرگزاری.

    و این بار حتی بهتر از قبل شد.

    الان تو گروه‌مون یه قانون گذاشتیم:

    اگه کسی تعداد شکرگزاری‌هاش کمتر از حد معمول بشه،

    باید زنگ بزنه به یکی از عزیزانش و ازش برای بودنش در زندگی تشکر کنه،

    و از ویژگی‌های مثبتش با عشق حرف بزنه.

    و جالبه که حتی همین «جریمه» هم حال‌مون رو بهتر می‌کنه!

    چون باعث می‌شه نگاه‌مون دوباره برگرده به زیبایی‌ها،

    به قدردانی، به عشق، به فرکانسِ خداگونه‌ی سپاس.

    استاد جانم، ازت هزاران بار سپاسگزارم

    برای این مسیر، برای این یادآوری،

    و برای اینکه با آگاهی‌هات، ما رو دوباره به آغوشِ خدا برمی‌گردونی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    درود به تو سیدعلی نازنین،

    هر بار که کلامت رو می‌خونم، انگار همون نمازی رو می‌خونم که در اون روز دلم بی‌قرارش بود.

    مثل کسی که وسط طوفان، ناگهان صدای اذانِ عشق رو از دل آسمون می‌شنوه،

    کامنت‌هات برای من همون نغمه‌ی آرامش و حضورن.

    خدای مهربونم بارها منو هدایت کرده به سمت واژه‌هات؛

    درست در همون لحظه‌هایی که ذهنم آشفته بوده یا دلم دنبال نشونه‌ای از خودش می‌گشته،

    ناگهان نوشته‌ی تو جلوی چشمم اومده،

    و با خوندنش حس کردم که خدا از زبان تو با من حرف می‌زنه.

    از هر جمله‌ات نور می‌باره،

    از هر واژه‌ات بوی ایمان و حضور میاد.

    تو فقط می‌نویسی، اما در واقع داری عبادت می‌کنی،

    و من، با خوندن هر کلامت،

    احساس می‌کنم در اون عبادت شریکم،

    انگار خودم سجده کرده‌ام، خودم شکر گفته‌ام، خودم با خدای خودم نجوا کرده‌ام.

    چقدر خوشحالم که در این فرکانس بودم؛

    در فرکانس عشقی که بندگانش رو به هم می‌رسونه تا یاد خودش رو زنده نگه دارن.

    خدا رو سپاس که تو را در مسیر من گذاشت،

    تا هر بار با خوندن حضورت، ایمانم تازه‌تر بشه

    و یادم بیاد که هیچ‌وقت تنها نیستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: