انگیزهسازی برای هدف
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
تکتک جملات این آگاهی های انگیزهبخش قوانینی را بیان میکنند که اجرای آنها، شما را به سمت اهدافتان هدایت میکند. مهم نیست اهدافتان چقدر بزرگ باشند.
باید از خودمان سؤال کنیم که آیا زندگیمان همان چیزی است که میخواستیم؟
باید از خودمان بپرسیم که چقدر از خواستههایمان محقق شدهاند؟
باید یاد بگیریم که حتماً هدف داشته باشیم؛ هدف و خواستههایی واضح و مشخص. باید یاد بگیریم خودمان را در آینده ببینیم. آیندهای که در آن به اهدافمان رسیدهایم و آنقدر این تصویرسازی را تکرار کنیم تا باور کنیم که میرسیم.
برای رسیدن به اهداف، لازم نیست کارهای عجیبوغریب انجام دهیم. قدمهای کوچک، اما متوالی کافی است. بزرگ فکر کن و کوچک شروع کن. این فرمول موفقیت است.
قدمهای کوچک تو را به هر خواستهای میرسانند. با تمام وجود، از جملات این آگاهی های انگیزهبخش ذرهبینی بساز و تکتک موانع درونی را شناسایی و حذف کن. چون تنها دشمن تو، خودت هستی. هیچ دشمنی بیرون از تو وجود ندارد. تنها دوست تو، خودت هستی. هیچ نجاتدهندهای بیرون از تو نیست. همهچیزی که نیاز داری، همین الان داری.
پس منتظر نباش تا تمام شرایط مهیا شود، چون هرگز کامل نمیشود. اگر حرکت کنی، همهچیز فراهم میشود. اگر حرکت کنی، همهچیز خوب پیش میرود. اگر داری به این آگاهی های انگیزهبخش گوش میدهی یعنی آمادهای:
- آمادهٔ شروع
- آمادهٔ تغییر
- آمادهٔ ساختن یک زندگی جدید
پس از همین لحظه شروع کن:
• روزی یک صفحه کتاب بخوان
• روزی ۳۰ دقیقه پیادهروی کن
• روزی ۲۰ دقیقه مراقبه کن
یادت باشد:
هیچکس کامل نیست. تو همین الان هم ارزشمند، فوقالعاده و بهترین هستی
ایمان داشته باش. این کلید طلایی رشد است. اگر تا الان با ایمان حرکت میکردی، بسیاری از خواستههایت را بهدست آورده بودی
اما بهانه آوردی…
توجیه کردی…
حرکت نکردی…
اگر گامهای کوچک اما مداوم را برداشته بودی، شاید تا الان کتابی نوشته بودی یا آهنگی ساخته بودی
خیلیها ایمان را از دست دادهاند. نه خودشان را باور دارند، نه خدا را.
وقتی هدف نداری، روحیهات را نابود میکنی. وقتی حرکت نمیکنی، فقط نفس میکشی، نه اینکه زندگی کنی.
وقتی به اهداف میرسی:
• استعدادها شکوفا میشوند
• قدرتها آشکار میشوند
• اعتمادبهنفس افزایش مییابد
• و این یعنی زندگی
با این آگاهی های انگیزهبخش مهمترین تصمیم زندگیات را بگیر که می خواهی معمولی باشی یا عالی؟
اگر در جای درست نیستی، اگر از وضعیتت راضی نیستی، این فقط به خودت مربوط است. نه خانواده، نه دولت، نه رئیس، نه هیچکس دیگر. اگر حرکت نکنی، به ابزاری تبدیل میشوی برای رسیدن دیگران به اهدافشان.
مسائل، دوست تو هستند. هر جهش بزرگ از دل مواجه با یک مسئله آغاز شده است. چرا؟ چون آب ساکن، مرداب میشود اما رود جاری همیشه زنده است.
جاری باش، زخمی شو، اما ادامه بده. ناامید نشو. نایست. گریه نکن و حرکت کن
تو نیامدهای که ضعیف باشی، نیامدهای که فقیر باشی، نیامدهای که بدبخت باشی، تو برای خلق خوشبختی آفریده شدهای.
هیچکس جز خودت مسئول زندگی تو نیست اولین قدم تغییر = پذیرش مسئولیت ۱۰۰٪ زندگی. اگر راه بیفتی، نیروهای غیبی به حرکت درمیآیند، آدمها و شرایط مناسب، خودشان پیدا میشوند.
با ایمان حرکت کن. از دایرهٔ راحتی بیرون بیا
• هر روز چالش جدید
• هر روز یادگیری تازه
• هر روز کمی بهتر از دیروز
تو فقط یکبار زندگی میکنی. پس طوری زندگی کن که خدا به تو افتخار کند. طوری زندگی کن که در تاریخ، قهرمان نامیده شوی.
اگر الان این متن در مسیرت قرار گرفته، بدان که اتفاقی نیست. اینها کلام خداوند هستند که که تو را صدا میزند. پس برخیز و بدرخش…
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری انگیزهسازی برای هدف16MB6 دقیقه
- فایل صوتی انگیزهسازی برای هدف3MB6 دقیقه














سپاس گذار الله یکتا هستم که که با استاد عزیز این مسیر برای من راحت تر شد.
مسیر موفقیت، مسیر رشد و شکوفایی.
مایی که فقط یکبار به این دنیا میایم و تجربه میکنیم، چرا بهترین شرایط رو برای خودمون نسازیم؟ چرا خوب زندگی نکنیم؟
چرا این رو پذیرفتیم که کس دیگری قانونی وضع میکنه که بتونه ما رو محدود کنه؟ مگه کسی بر کس دیگر برتری داره؟
مگه همه ما از خدا نیستیم؟
پس چرا اون رو باور نکردیم و سفر زندگی خود را آغاز نکردیم؟
چرا اهداف و خواسته هایمان را دنبال نکنیم؟ چرا اون هارو له کنیم؟شاید این فرصت همیشه در اختیارمون نباشه….
باسلام خدمت استاد و خانواده صمیمی.
هشتمین روز سفرنامه را در حالی مینویسم که باور ها و اعتقادات گذشته کماکان در من تردید و شک بوجود می آورند ولی من توجهی نمیکنم و با همان چیزهایی که دارم ودر همان جایی که هستم کار رو شروع میکنم. سپاسگذار خداوندم که در همه حال نفسی گرم به من اطا میکند و پاهایی که مرا به مقصد میرساند.
با تمرین روزانه به سوی هدف قدم برمیدارم.
مهم نیست یک ماه یا دوماه، یک سال یا دوسال، همینی که الان پروردگار به من لطف کرده تا این مطالب را بنویسم و صبحی دیگر از خواب برخیزم و با او به راز و نیاز بپردازم و روی اهداف خود متمرکز شوم و باورهای خودم را قوی تر کنم…. همین ها رو زندگی مینامم و چه سعادتی که این زندگی و لذت این سفر را در همین لحضات و در همه لحضات میچشم.
سپاسگذار الله یکتا.
در پناه او شاد، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
محمدصادق عزیز
سلام گرم من به شما دوست فعال سایت.
واقعیتش نشونه من امروز این فایل بود و وقتی به موضوعی که گفتی فکر کردم، این به ذهنم رسید که هدفها رو خود ما تعیین میکنیم… هدف دیگران صرفا هدف من نیست..
اینکه میگی ذهن برداشت منفی میکنه، برای منم هست… حتی همین الانش…
من به خودم یادآوری میکنم این فایل آگهی دهنده هزاران نفره اونم در زمانهایی که بهش احتیاج دارن…
اگر من زندگیم بی چالش هست، این اتفاقا خیلی خوبه! فقط یادم باشه اگر تضادی پیش اومد در جهت خیره منه… نمیتونم بگم عالی تونستم اینجور نگاه کنم ولی کار من اینه اعلام کنم، بگم، حرف بزنم و زمزمه کنم که همه چیز خیره منه .
شاید مدتی لازم باشه که ما این مسیر خوب رو مزه مزه کنیم تا بدونیم واقعا چه اهدافی رو میخوایم…
تو این روزها زندگی در بهشت رو میبینم قسمتی که استاد رستورانهای مختلف رو میرن تا گوشت بخورن… زمانی این تصمیم رو گرفتن که 2 سال و خوردهای گیاهخواری کردن… کاری به قانون سلامتی ندارم ولی همون دورهای که گیاهخواری میکردن اون دوره هدف استاد بوده، فارغ از نتیجه…
دوست من هدفهای ما باید درک عمیقی از زندگی به خود شخص ما بده…. ممکنه چیزی که من 2 سال براش تلاش کردم دیگه منو خوشحال نکنه و برم سراغ چیز دیگهای…
در هر صورت تلاشم اینه که خودم رو با چندین سال پیش خودم مقایسه کنم و بیاد بیارم که چقدددددر زندگی من متحول شده… سعی میکنم سپاسگذارتر باشم، سعی میکنم مهربونتر باشم… و لطف خداوند هم همیشه جاری هست…
من میتونم هدفهای زیادی داشته باشم… ولی با اصلاحشون نهایت هدفهای اساسی باقی میمونن و اونهایی که مهم نیستن خودبخود حذف میشن…
برنامهام اینه برای پاشنههای آشیلم حرکت کنم… شاید بنظر هدف بزرگی نباشه ولی الان این دستم رو خیلی بیشتر باز میکنه که کارهای بزرگی انجام بدم…
هدف صرفا نوشتن اون کتاب یا ساخت آهنگ نیست… هدف من میتونه این باشه که از این به بعد مراقب بهداشت دهان و دندانم باشم و مسواک بزنم و مواد شیرین رو از برنامه زندگیم حذف کنم…
اگر استاد از نوشتن کتاب حرف میزنه بخاطر اینه حد رسیدن به اهداف والاتر رو نشونمون بده… بخدا که با ناسپاسی هم نوشتن اون کتاب راضیمون نمیکنه… از یه جایی به بعد اینقدر رسیدن به اهداف آسون و طبیعی میشه که اصلا کار شاقی به حساب نمیان…