آیا من خوش‌شانس هستم؟ - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

994 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    به نام خدای مهربان

    آیا من خوش شانس هستم🪴

    به هیچ عنوان نباید عواملی رو باعث دلیل موفقیت افراد بدونم مثلاً یه خوش شانسی خاصی داشته، خدا براش به صورت خاصی خواسته، یا اینکه یک ایده خاصی داده، یک تکنیک خاصی بلد بوده، یه موهبتی بوده که فقط به اونها داده شده، یا اینکه فلان موقع در فلان شهر به دنیا اومده یا توی اون مدرسه درس خونده

    اصلاً نباید اینارو دلیل موفقیت افراد بدونم اینا هیچ تأثیری ندارن

    از دیدگاه خدا همه بنده ها باهم برابرن و لطف خداوند شامل همه میشه

    من باید روی خودم کار کنم، باید باورهام رو تغییر بدم، باید واقعا زمان بزارم برای این کار، انرژی بذارم، باید تمام وجودم کار کردن در مورد قوانین باشه، تمام ذهنم

    باید هر لحظه مراقب باشم که در مورد چی صحبت میکنم، باید هر لحظه مراقب باشم که با کلامم دارم فرکانس خوب به جهان هستی ارسال میکنم یا فرکانس بد

    دارم به سمت خواسته هام میرم یا به سمت نا خواسته هام، باید همیشه این کارو انجام بدم نه فقط در بعضی مواقع

    باید با عشق روی خودم و باورهام کار کنم و به دنبال کنجکاوی های بیهوده و درگیری ها و دنبال حاشیه های زندگی نرم

    مهم ترین کار اینه که زمان و انرژی فکریم رو برای تغییر باور هام بزارم

    باید از خودم سوال کنم که میخوام هزینه‌های زندگیم رو برای چی هزینه کنم؟ برای دوا درمون، برای رفتن به دادگاه، برای حل مشکلات، برای تعمیر ماشین، برای خرابی خونه، یا بلاها و مصیبت هایی که سرم میاد میخوام پولام رو هزینه کنم

    یا میخوام برای پیشرفت، برای موفقیت، برای شادی بیشتر، خوشبختی بیشتر، ثروت بیشتر هزینه کنم؟

    چون در هر صورت باید انرژیم رو هزینه کنم و این انرژی هم پوله، هم زمانه و هم فکره

    باید تصمیم بگیرم که میخوام اینو کجا هزینه کنم؟

    باید تصمیم بگیرم که میخوام وقتم رو توی صفح دکتر بزارم یا میخوام وقتم رو بزارم برای تفریح و مسافرت، برای لذت بردن از جهان

    تصمیم بگیرم که میخوام برای چی هزینه کنم؟

    برای این هزینه میکنم که میخوام به رشد و پیشرفت برسم؟

    زمانم رو میخوام برای چی بزارم؟ برای لذت بردن با همسرم، با فرزندم، برم مسافرت خوش بگذرونم، شاد باشم، کمک کنم به مردم،

    یا میخوام زمانم رو بزارم برای اینکه از این بیمارستان به اون بیمارستان برم، از این دادگاه به اون دادگاه برم، از این تعمیرگاه به اون تعمیرگاه برم،

    میخوام کجا زمانم رو هزینه کنم؟ میخوام کجا پولم رو هزینه کنم؟

    چون در هر صورت باید اینا رو هزینه کنم

    پس تصمیم بگیرم که اینارو هزینه کنم برای تغییر فکرم، برای تغییر باورهام،

    انسان هایی که توی زندگیشون موفق شدن واقعا زمان و انرژی گذاشتن برای کار کردن روی خودشون و بهاش رو پرداختن و اصلاً این‌طور نیست که شانس آورده باشن یا خدا هوای اونارو بیشتر از بقیه داشته

    خدا هوای همه مون رو داره، همه مون رو دوست داره، به همه مون عاشقانه کمک میکنه

    باید این باور رو توی ذهنم ایجاد کنم که بدن من هیچ نیازی به مواد شیمیایی نداره و تمام امکانات لازم رو برای بهبود خودش داره و هیچ نیازی به هیچ عامل بیرونی نداره

    اگه روی باورهام کار کنم، حرص نخورم، نگران آینده نباشم، بحث نکنم، ذهنم رو مخدوش نکنم، فرکانسم رو روی خواسته هام بذارم نه رو ناخواسته‌ هام، احساسم رو تغییر بدم، اون وقت همه چیز خوب و عالی میشه باید همیشه در مورد هزینه کردن برای پیشرفتم، برای هر چیزی و هر جایی که میدونم و به این نتیجه رسیدم که واقعاً داره توی زندگیم تاثیر مثبت میزاره کاملاً دست و دلباز باشم

    چون اگه این هزینه ها رو نکنم و این پول‌ها رو برای پیشرفت و خوشبختی و سلامتیم خرج نکنم، مجبورم برای بیماری و دادگاه و پاسگاه، خرج کنم

    این قانون زندگیه

    موقعی که با قانون جهان آشنا بشم، اولین نکته ای که برام به وجود میاره آرامش و شادیه، میتونم اون موقع دنیا رو جور دیگه ببینم که چقدر این جهان زیباست

    این قانون بهم یاد میده در زمانی که دیگران در حال نالیدن و گریه و زاری به خاطر مشکلاتشون هستن، من میتونم به خاطر نعمت ها و لذت هایی که دارم خدا رو سپاسگزار باشم

    چون این قانون احساس عشق، شادی و لذت بی نهایتی رو در من به وجود میاره که با چیزی قابل مقایسه نیست

    پس باید با تمام وجود متعهد باشم به انجام تمریناتم، با تمام وجود افکارم رو کنترل کنم، ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم، که دارم چی میشنوم، با کی صحبت میکنم، باید از هر چیزی که بهش چسبیدم و باعث میشه که پرواز نکنم بگذرم

    باید بهای رسیدن به خواسته هام رو بپردازم باید دوستانی که بودنشون به درد من نمیخوره، شهری که احساس میکنم شهر خوبی نیست برام، حتی نزدیکانم که دو دقیقه باشون صحبت میکنم به جای اینکه رشد کنم دارم غرق میشم و اینا توی مردابی هستن که منم دارن به سمت خودشون میکشن

    باید با جسارت حذفشون کنم

    چند نفر جرات دارنن از جایی که اگه توی اداره‌ای هستن اون اداره خیلی خیلی سخته براشون، خیلی جَوِش منفیه، توی شرکت هستن، توی یه شهر خاصی هستن، توی یه خانواده خاصی هستن، چند نفر جرات دارن این چنین همه چیزو تغییر بدن

    همه چیزو عوض کنن

    پس اگه توی این مسیر حرکت میکنم با تمام وجود حرکت کنم

    باید کتاب هایی که توی این مسیر نیستن، توی این راستای فکری نیستن رو کنار بذارم

    بقیه حرف های مردم، اینا رو هم کنار بزارم باید وقتی مسیر صحیح و درست رو پیدا کردم فقط همین مسیرو برم، کاری هم به بقیه مسیرها نداشته باشم

    جهان بی‌نهایت راهه، بی نهایت جاده است، بینهایت ریل توی این جهانه

    هر کدومشون به یه جایی میرن

    وقتی که ریلی رو پیدا کردم که خیلی جاده اش سرسبز و قشنگ و زیبا و پر از دریاچه های بزرگ و پر از کوه های زیبا و درختان و چهچه بلبل هاست،

    دیگه ریلم رو عوض نکنم، چیکار دارم که بقیه توی چه ریل هایی دارن میرن

    به من چه ربطی داره، چیکار بهشون دارم

    هر کس توی هر ریلی که میخواد بره، بره وقتی ریلی رو پیدا کردم که واقعاً برام سعادت و خوشبختی رو وارد زندگیم میکنه فقط تمرکزم رو روی همون ریل بزارم

    به ریل های دیگه، به جاده های دیگه، به افراد دیگه، به مسیرهای دیگه، به طرز تفکرشون، به ایده هاشون، به پیشنهاداتشون، راهکار هاشون، اصلاً کاری نداشته باشم

    فقط اون مسیری که بهم کمک میکنه رو برم و متعهد بشم که توی این مسیر حرکت کنم و کاملاً ذهنم رو از بقیه پاک کنم

    99 درصد مردم جهان غرق در بیماری و فقر و درگیری های عاطفی و مشکلات خانوادگین، تصمیم بگیرم که میخوام کجا باشم؟

    جز کدوم افراد باشم؟

    جز یک درصد

    یا جزء اون 99 درصد🪴

    سپاس فراوان از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان🪴

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    سلام به همه عزیزان

    روز 22

    هیچ فرمول عجیب و غریب و یا جادویی برای موفقیت یا رسیدن به خواسته ها وجود نداره همه چیز باوره. اگه یه کسی به موفقیتی رسیده نباید این موفقیت رو به عوامل بیرونی نسبت بدم مثل اینکه توی زمان خوبی بوده، فلانی کمکش کرده، شانس آورده، توی شهر خوبی بوده، خدا دوسش داشته یا اینکه بخوام تکذیبش کنم که دروغ میگه، حتما تقلب کرده، از راه درست نبوده.

    باید بدونم که هر موفقیتی فقط به دنبال باور صحیح میاد هر کسی موفق شده به خواسته ای رسیده باورش درست بوده. خداوند به همه ما فرصت یکسان داده و هر موقع که طبق قانون عمل کنیم به سمت خواسته هامون هدایت میشیم. برای خداوند بنده هاش تفاوتی ندارن.

    باید برای پرورش باورهای خوب و قدرتمند هزینه کنم باید زمان بذارم باید انرژی بذارم باید هر روز کار کنم. باورهای من زندگی من رو شکل میدن کاری ازین مهم تر ندارم. اگه در هر جنبه ای از زندگیم هنوز به رضایت کامل نرسیدم یعنی اونجا باورهام ضعیفه ، اگه میخوام تغییر توی زندگیم داشته باشم باید باورهامو اصلاح کنم باید باورهای قدرتمندکننده بسازم. و این کار ارزشمندترین سرمایه گذاری برای من خواهد بود.

    سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1657 روز

    به نام خدای مهربان و مقتدر

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته و همه دوستان

    استاد بار ها و بارها توی فایل هاتون شنیدم که گفتین همه ما خالق زندگیمون هستیم و اصلا شانسی وجود نداره تقریبا این 2سالی که با شما اشنا شدم خیلی تغییرات تو خودم دیدم که خیلی اروم اتفاق افتاده

    وقتی بعضی ها میگفتن موفقیت بها داره

    پیش خودم فکر میکردم که منظور هزینه مالی و تلاش بی اندازه و سخت کوشیه

    ولی هر چی با شما جلو تر اومدم و از فایل های رایگان شما استفاده کردم بهتر درک کردم این بها پرداختن رو

    تو کامنت های دیگه گفتم من فروشنده بودم دوستان تو بازار اراک چند ماهی بود که با استاد اشنا شده بودم بدون ترس و برنامه قبلی اومدم تهران و با همکارم شروع به کار تولید پوشاک کردیم میگم اصلا قبلش برنامه ای نبود ولی یه حسی میگفت برو

    البته من قبلا هم روی خدا خیلی حساب میکردم با وجود استاد خیلی بهتر شناختمش و خیلی قشنگتر شد برام البته که خیلی هم‌جای کار دارم هنوز

    به خداوندی خدا بچه ها وقتی اومدم راه ها باز شد من حتی 2سالی که تهرانم خونه نگرفتم هنوز فامیلامون با عشق و محبت هر هفته میگن بیا خونه خودمون از طریق دستای بی نهایتش داره کارمو پیش میبره من با هیچی اومدم ولی الان با عشق ازش سپاسگزارم که خیلی بهتر از 3سال قبلم شدم

    الان میفهمم وقتی میگین بهاشو پرداختم یعنی چی استاد

    من قید خیلی از دوستام و جمع ها رو زدم و روی یه چیز دیگه تمرکز کردم نتیجه ام گرفتم ولی باز یکم شل کردم و نتایج کمرنگ شد و خدارو شکر دوباره تصمیم جدی گرفتم برای تعهدم چون نتیجه گرفتم از این راه من دوره روانشناسی ثروت 1 رو گرفتم و الان 10 ماهه که دارم کار میکنم تازه فهمیدم اوه اوه چقدر داغون بوده افکارم و باورهام از این دوره هم نتیجه گرفتم البته تا جایی که خودم عمل کردم حرف های شما همشو باید طلا گرفت استاد

    من اخر هفته ها 4شنبه که میشد فقط میخواستم برگردم شهرستان به هر بهونه ای ولی الان چند روزیه که دارم میگم وحید تو چیو میخوای؟هدفت چی بود و هست؟تو اگه این شرایطی که میخوای و خواسته هایی که داری چقدر براش تعهد داری؟اصن چه قدم هایی برمیداری؟صرفا گوش بدی بیای کامنت بذاری بری سر کار و فکرت رو حاشیه باشه فایده نداره باید یه جور دیگه فکر کنی

    خدارو شکر خیلی زود منو برگردونو به مسیر و تعهد دوباره استاد از شما بی نهایت سپاسگزارم بابت این مسیر زیبا که با گفته هاتون میونبر میشع واس ما

    و چقدر از خدای خودم ممنونم بابت اینکه اینجام

    بچه دوره ها مفتن نسبت به نتایجش و راهیی که میریم و لذتی که میبریم

    ما همیشه هزینه داریم ولی باید خودمون مدیریت کنیم که کجا هزینه کنیم

    چی بهتر از اینکه هزینه روی خودمون و کسب و کارمون باشه؟بخرید و عمل کنین

    فایل های رایگان شما که خودش در گرانبهاست استاد میشه چکیده دوره ها رو از توش در اورد ولی ذهن میگه نه اینا که مفتکی جواب نمیده نرو دنبالش

    ولی من میام

    این هفته 5شنبه موندم سر کارم و خیلی احساس خوبی دارم و قشنگ حس میکنم که یه قدم دیگه اومدم جلو

    با همین شهرستان نرفتنم یه قدم برداشتم برای موفقیتم و میدونم که الان راه درسته چون احساسم خوبه

    در پناه خدای مهربان و مقتدرم شاد باشید و ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محدثه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 2423 روز

    به نام خدای بخشنده و هدایتگرم

    نکته بیست و دوم

    خداوند چیزی رو برای ما میخواد که خودمون بخوایم و براش حرکت کنیم و بهش باور و اعتقاد داشته باشیم و براش زمان و انرژی بذاریم با تمام وجود….

    ما در هر صورت پول زمان و فکرمون رو هزینه میکنیم…. اما تصمیمش با خودمونه که کجا هزینه کنیم…

    خدا هوای هممون رو داره و همه ی مارو عاشقانه دوست داره….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    Amin Iloon گفته:
    مدت عضویت: 1219 روز

    به نام خدا

    بریم سراغ این قسمت از سفرنامه

    این که بعضی ها دچار میس اندرستندینگ میشن و موفقیت را به شانس و اقبال و بخت ربط میدن.

    اینکه ما اگه تو این خانواده به دنیا میومدیم و مثل اونها شانس و اقبال داشتیم فلان و بهمان میکردیم…

    چقدر عالیه این طرح جالب ایستگاه قطار مسکو – که یک خط میره دور تمام ایستگاه های خطی و یک شکل تار عنکبوتی شکل میده.

    و از اون طرف چقدر خنده داره که این طرح جالب به علت لیوان فهوه استارت خورده باشه.

    قران کریم:

    ما هرگز عنایت مان رو از هیج فردی قطع نمی کنیم.

    بپ

    پس بستر برای موفقیت همه هست – بهانه نیاوریم و عمل کنیم – اول از همه خود را میگم..

    یادم هست چند سال قبل ی پسر عمویی داشتم ی ماشین شاسی بلند خریده بود با ی خونه ای

    من گفتم این تو مرکز استان بوده و تو شرکتشون ی نفر حمایتش کرده – اخه شانسش گفته تونسته ی ماشینی بخره ..

    تا اینکه بعد 6 ماه از این فکر های من گفتم برم ازش بپرسم تا مطمئن تر بشم که با پارتی و با شانس خوبش موفق شده – میگم دیگه هر طور باشه از این سه حالت خارج نیست – شانس/حمایت رئیس/پارتی بازی —- تا اینکه رفتم حدود یک ساعت در مورد موفقیتش پرسیدم – گفت نه بابا حسابی به زحمت افتادم – چندین سال هست که به فکر باغ هستم – از همون 16 سالگی عمیشه به خودم میگفتم خدا چطور میشه منم مثل دایی ام باغ داشته یاشم – این ماشین شاسی بلند رو هم تو دیوار دیدم خیلی ازش خوشم امد و دو ماه هر روز میرفتم تو دیوار و میدیم هستش هنوز – تا اینکه گفتم بابا بذار ی زنگ بزنم بالاخره – خیلی با قیمت مناسب داد باهام راه امد و .. – و اون خونه رو هم زمینش رو با یکی شریک گرفتیم و درستش کردم با یک سال پیگیری..

    منم در انتها گفتم اها بابا من گفتم شاید رئیست همینطوری داده – پس میشده سریع تر هم بهش برسی..‌

    الان میفهمم که موفقیت بها داره – باید بها بپردازی – باید ی کم شجاعت به خرج بدی – باید ذهنت رو کنترل کنی – باید اونجایی که همه میگن کار نیس تو با ایمان پاشی و بری کسب و کارت رو استارت بزنی…

    خدا را شکر بابت لذت بردن از این همه فایل – شکر خدا بابت هم ارتعاشی با این سایت و فایل های رایگان – بخصوص سفرنامه

    اینکه چون بیل گیتس در مدرسه ای بود که کامپیوتر داشت – تونسته باک های کامپیوتر رو شناسایی کنه و بره موفق بشه برا خودش

    آیا تمامی افرادی که در مدرسه ای که بیا گیتس درس میخوندن موفق شدن؟ اصلا 70 درصدشون موفق شدن ؟ ایا اونهایی که در مدرسه ای درس خوندن که کامپیوتر نداشت الان به جایی نرسیدن؟

    این نکته رو خیلی دوست داشتم:

    اینکه امین جان میخوای پول هات رو در اینده خرج بیمارستان – خرج دادگاه – خرج خرابی خودرو – خرج وام های عقب مونده

    گذشته استاد :

    یک روز در صف بیمارستان

    تعمیرات چندین و چند باره پیکان دنده آرژانتینی

    همواره پیگیر دادگاه

    زندگی در یک اتاق با حمام و دستشویی مشترک

    الان استاد :

    تجربه کردن مزرعه 60 هکتاری

    تجربه کردن خونه روی اب در محیط 20 هکتار

    تجربه کردن کوروت

    تجربه کردن بنز کوپه

    تجربه کردن خودرو هیوندای – النترا

    تجربه کردن ار وی

    تجربه کردن چندین و چندین موتور سنگین

    تجربه کردن فورد 150

    تجربه کردن 6 ماه سفر به دور آمریکا

    تجربه سفر به چندین کشور خارجی

    و.‌‌..

    الان من میبینم که شرایطم از اون سال های قبل استاد بهتر است

    الان میبینم که راضی نیستم ولی خب شکر خدا نعمت های دارم که اونوقت استاد نداشتن

    کلی جذب های ریز و درشت داشتم

    استاد دسترسی نداشتن به یک دوره جذب ولی الان شکر خدا چقدر دوره های موفقیت و جذب فراوان و قابل دسترس شده

    الان میبینم که چقدر راحت تر میتونم به موفقیت برسم

    الان میبینم که نسبت به گذشته چقدر راحت تر میتونم با کمک نت به منابع دسترسی داسته باشم

    به دوره های مهارت محور برای بهترین شدن در کسب و کارم

    به سایت بی نظیری که همیشه در دسترس هست برای درخواست آگاهی – کامنت گذاشتن اتفاقات مثبت و..

    خدا را شکر که میتونم با وجود اینترنت سریع تر وسب و کارم رو گسترش بدم

    خدا را شکر که پولی دارم که اینترنت یک ساله میگیرم با مودم ها

    شکر خدا که همواره میتونم بدون توقف آموزش ببینم

    شکر خدا که میتونم با داشتن نت به سایت بی نظیر دسترسی داشته باشم.

    خدا را شکر که میتوانم با وجود اینترنت با تکامل بالاتر دوره ها و تخصص های مربوط به بزینسم رو یاد بگیرم..

    خدا را شکر..

    اصل داستان این فایل این بود که موفقیت ربطی به شانس – ربطی به سید بودن – ربطی به پارتی – ربطی به محل زندکی و… نداره

    موفقیت سمت کسانی میاد که ایمان دارند – موفیت برا کسانی هست که بهایش را پرداخت میکنند – موفقیت برای کسانی است که شجاعت اخذ تصمیمات اساسی رو دارند – موفقیت برای کسانی است که جسترت بزرگ فکر کردن ولی کوچیک عمل کردن رو داشته باشند….

    دوستون دارم هم خانوادگی های عزیزم – لتس دو دیس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2356 روز

    برگی از روزشمار تحول زندگی من ، روز بیست و دوم

    بسم الله النّور

    سلام استاد عباس منش ، برای فایل این صفحه از شما ممنونم مخصوصاً برای مقاله ی همین فایل! اینقدر برام ملموسه که همیشه جملات این صفحه تو یادم هست.مقایسه ی زندگی گذشته خودتون با زندگی ثروتمندان ! یادمه همون اولین باری که این صفحه رو خوندم ، منم گفتم دوست دارم سبک پول خرج کردنم عوض بشه! سبک صرف کردن زمانم عوض بشه! تک به تک مواردی که از زندگی گذشته خودتون اینجا نوشتین برام ملموس و قابل درکه. نکته مهمی که من سه سال پیش از این صفحه یاد گرفتم خیلی برام مفید بود. تا قبل از این که این فایل رو بشنوم ذهنیتم این بود که کاش اینقدر ثروتمند بشم که دیگه نگران خرج و مخارج دکتر رفتن خودم و همسر و یا بچه هام نباشم! کاش اینقدر پول داشته باشیم که هر جا و هر وقت که ماشینمون خراب بشه نگران پول تعمیرش نباشیم! کاش اینقدر پول واشته باشم که یهو اجاره ی دو سه ماه رو پرداخت کنیم و هر ماه به اجاره فکر نکنم (البته اون موقع توی یه واحد آپارتمانی که مال پدرمه زندگی می کردیم ، اما سالها اجاره نشین بودن رو تجربه کرده بودم ، و زندگی توی اون واحد هم قرار نبود همیشگی باشه. میخوام بگم اینقدر ذهنم محدود بود که به بیشتر از این فکر نمی کردم! و برای همین اون موقع که این مقاله رو خوندم روز بزرگی برام بود و خیلی افکار و باورهام رو تغییر داد! و خب بالطبع زندگیم هم خیلی تغییر کرد! و لذّت بیشترش هم در اینه که این تغییرات آگاهانه ر داده و به خوبی درک می کنم که شانسی نبوده ! با تلاش هایی که من داشتم و بعد هم همسر عزیزم هم تلاش در این مسیر زیبا رو شروع کرد و هر دو خوب میدونیم که چه مسیری رو طی کردیم و برامون لذت بخشه. گاهی با هم در مورد قانون حرف می زنیم و با هم به راهکارها و نتایج خوبی می رسیم . نمی دونم تو کدوم فایل از استاد عباس منش عزیز شنیدم که می گفتن آینده رو می بینند چون قانون ثابته ، و من الان تا حدودی این رو درک می کنم و بارها شده که نتایجم رو قبل از اینکه از راه برسند دیدم. و این هم به خاطر قانون هست. که اگه واقعاً شانسی بود که خیلی بد بود! مثلاً یه بار خوش شانس بودیم و بعد مثلاً ده بار بد شانس!

    ممنونم استاد

    پیش به سوی روز بیست و سوم

    اللّهم ثبت اقدامنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 2149 روز

    سلام به همه

    از خدا جوییم توفیق ادب ، بی ادب محروم ماند از لطف رب

    بنام خدای مهربان ، خدایی که هر لحظه هر ثانیه و هر روز داره نعمت های بیشتر، شادی بیشتر، ارامش بیشتر، عشق بیشتر، پول بیشتر و قشنگی های بیشتری وارد زندگیم می کنه!

    استاد من از شما سپاسگزارم بابت این فایل ، این روزها حساسیت بیشتری نسبت به کلامم، به رفتارم و فکرم دارم! پس تصمیم گرفتم تا نتیجه ای نگرفتم حرفی نزنم و توی سایت کامنت نذارم! اما این فایل منو یاد روزهایی انداخت که با این مباحث آشنا نبودم! روزهایی که سخت تلاش میکردم تا آدم مستقلی باشم! سخت تلاش میکردم تا مخارجمو تامین کنم و همزمان درسمو بخونم! روزهایی که انصافا انصافا با انگیزه ترین ادم دنیا بودم! اون موقع 16 سالم بود و توی گرمای 40 درجه با رطوبت بالای 70 80درصد یک مسیر چندکیلومتری رو صبح میرفتم ظهر برمیگشتم، عصر میرفتم و شب برمیگشتم،، تا بتونم پول دربیارم و موتور بخرم! نمیدونم چرا این فایل عمیقا منو یاد اون روزها انداخت!

    فکر کنید همچین آدمی که با تمام وجودش تلاش می کرد! پدر من توی شرکت های پتروشیمی مشغول به کاره! اون موقع بن خرید کتاب میدادن و خدا میدونه که من با چه شوقی کتاب میخریدم! یادمه اون روزها هیچ کدوم از همکارای بابا کتاب نمیخریدن و من در عوض میگفتم بابا اگه کسی هست که میتونی بن خریدشو بگیری بگو بازم خرید کنم و چند میلیون کتاب خرید میکردم و انصافا میخوندم! بارها و بارها!!!

    یادمه اون روزها بخاطر باورهای نادرست با وجود این همه تلاش فکری و فیزیکی! از لحاظ مالی پیشرفت خاصی نمیکردم! حتی یادمه بعدها کارم راحتتر شد و با کسی اشنا شدم که با لذت کار میکردیم! درامدم حدودا 2 3 برابر شده بود ولی هیچی نمی موند واسم! بقول استاد سطلم سوراخ بود!

    با همه این اوصاف ، من هر ماه مریض میشدم! اصلا سرماخوردگی شده بود جز لاینفک زندگی من! اسمش هم گذاشته بودم حساسیت فصلی! اما چه فصلی!؟ من هر ماه 10 روزش مریض بودم و همیشه ماسک و دستمال کاغذی همرام بود! مدت زیادی گذشت تا اینکه یه روز مریض شدم. دو روز سه روز ، یک هفته ده روز ،، هر چی میگذشت نه تنها خوب نمیشدم بلکه بدتر هم میشدم! من 23 روز تمام بستری بودم! برای یک سرماخوردگی ساده! در صورتیکه همون روزها دوستام داشتن خودشونو برای امتحانات اماده میکردن!

    از این ها که بگذریم شرایط نابسامان خونواده هم که دیگه کل فکر و ذکرمو درگیر کرده بود و خدا میدونه من چقدر انرژی صرف این میکردم که خدایا چرا من!؟ چرا؟؟؟ چرا؟؟؟ دوست ندارم بیشتر در مورد این موضوع حرف بزنم ، اما این لحظه با تمام وجودم اون روزها رو دوست دارم…

    وقتی با این مباحث آشنا شدم که البته یه روند تکاملی بود. به لطف خدای مهربان من سه ساله دکتر نرفتم و هیچ هزینه ای (نه مالی و نه زمانی) صرف بیماری نکردم! فقط یک بار اون هم در حال تفریح بودم که یه مشکل کوچولو پیش اومد و یک ساعته رفع شد و اون هم به لطف الله هزینه ای نداشت. تو این سه سال به لطف الله فقط چند بار سرما خوردم که اون هم سه چهار روزه خوب میشه و خیلی هم جدی نیست مثل قبل ها!

    از لحاظ مالی من هیچ هزینه ی غیر منتظره ای ندارم. یعنی کل هزینه هایی که دارم برای خوراکی های مورد علاقم، برای سلامت جسمم، لباس هایی که دوست دارم، باشگاه و ورزش، تفریح و … هست! این ها همش ثروت و نعمته که خیلی بهش توجهی نداشتم!

    به لطف الله الان چند ساله که خونوادم خیلی آروم تر و مهربون تر شدن! یه فضای اروم و صمیمی و دوستانه ایجاد شده و آرامش نسبی وجود داره.

    این روزها فکر و توجهم به افزایش درامدم هست! در صورتیکه قبلا کل تمرکزم به بیماریم ، به دوستام ، به روابطی که مشکل داشت و … گره خورده بود! این روزها توجهم و تمرکزم روی گسترش خودم و رشد شخصیتم هست!

    خدا رو شکر که من در مسیر درست هستم !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سعید خستوانه گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    به نام خدای رضا و وهاب با سلام خدمت دوستان خوبم به خدمت آقای عباس منش

    نشانه امروز من آیا من خوش شانس هستم نیستم این موضوع برمیگرده به باورهایی کیک کردن تو کله ما والا از روزی که من یه چیزی فهمیدم در مورد باورها فهمیدم که همه چیز خودمون خلق می کنی فهمیدم که بالاخره یه خدایی هست که یه سیستمی گذاشته توی کار فهمیدم که بیرونی نیست که یک کاری واسه ما بکنه این خود ما هستیم که یه کاری واسه خودمون می کنیم و تا جایی که تجربه دارم قبل از اینکه قانون میدونستم خیلی صادقانه دارم میگما خیلی مثلاً آقا جاهایی بود که یه اتفاقی برای ما می افتاد گفتم وای من چه شانسی دارم میگفتم اتفاق بدی که برام افتاد میگفتم من چقدر بدشانسم لعنت به این شانس یا مثلا من گفتم اگه من آفتاب بگیرم برم تو دریا دریا خوش میشه نمیدونم که می گفتم اگر من برم برم توی کوی طلایی طلا میشه رشت میشه خاکستر بالاخره ماهی تو باوری داشتیم ولی الان نه الان که دارم من خودم کار می کنم و مثلاً یه اتفاق خوبی که برام میوفته میگم آره من دارم و باورم کار می کنم و این چیزایی که داره برام اتفاق میوفته به خاطر اینه که من دارم باورم کار می کنم یا اگر میگم مثلاً مریض میشم یا یک اتفاق بدی برام میوفته پشت سر هم میگم آره من از جاده خاکی زدم بیرون میدونی من بی تو باور ندارم در حال حاضر و رو به پیشرفت این یعنی اگر من بازو خودم کار نکنم باز برمیگردم به همون چیز های قبلی و واقعاً واقعاً نمیگم من انسان کامل شدم من توی هر کامنتی که می نویسم میگم که این همه اش برمیگرده به خودم ولی واقعاً واقعاً روی باورها که کار می کنم احساس امید دارم �ساسی دارم اگه اسمش خوش‌شانسی ه میگم آره من آدم خوش شانس من هرجا میرم اتفاق خوبی برام رخ میده میگم مثلاً هر جایی هر کاری که بکنم به این باور را قشنگ بسازم و بهتر شون بکنم میگم خوب میشه خدا را شکر میگم اینم به موقعش درست میشه و فقط و فقط اینو من با تمام اعماق وجودم میگم اگر روی باورهایت سعید کار می کنی و اتفاق خوبی برات میافته و نمیدونم یکجایی میگوی من خودم کار کردم من حرکت و زدم اونجاست که دیگه رو به سقوط میشی سعید خودم تجربه‌ش داشتم که این اتفاق برای من رخ داده است از خدا ممنونم بابت دوستان خوبم از خدا ممنونم به خاطر این زندگی قشنگ و زیبا و بچه ها یه چیز دیگه هم بگم وقتی که من و ان سالی مثل من که داره روی باورها کار میکنه و به موفقیت های خیلی بزرگ میرسه خیلیا اینو میزارم پای شانس و اصلاً نمی آن الگو بگیرند و اصلا من و انصاری مثل من به هیچ عنوان نباید بیایم زور بی زور بیاین بکنیم تو کله شون بگیم آره من از طریق این قانون به این چیزا رسیدم و اونجاست که دیگه رو به بدبختی هستیم این تجربه منه دیوونه خودم ضربه خورده هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مریم احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1310 روز

    روزشمارتحول زندگی من روزبیست ودوم

    درسی که ازاین فایل گرفتم

    همه چیزتوزندگی باوره

    بیماری،گرفتاری،فقر،ثروت،موفقیت……………..

    تمام اتفاقات زندگی مابراساس باورهامونه

    من درگذشته قبل ازاینکه باقوانین اشنابشم

    همیشه مریض بودم

    ذهنم روی بیماری برنامه ریزی شده بود

    تاازاین مریضی خوب میشدم یه بیماری دیگه میگرفتم

    بعدازشناخت قوانین باورهای درستی درموردسلامتی ایجادکردم خداروشکربیشترازیکساله مریض نشدم

    ——————————————————————

    یکی ازبستگانم بودکه همیشه موفق بودن

    اتفاقای خوب براشون رخ میداد

    من اونموقع هامیگفتم ایناخانوادگی چقدخوش شانسن

    الان که قوانین روشناختم بهشون فکرمیکنم ازدیدگاه قوانین بررسی میکنم

    اونا باورهای درستی دارن فرکانس های مناسب همسنگ باخواسته هاشون میفرستن وحاضرن بهای اهدافشونو بپردازن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1739 روز

    سلام با استاد عزیزم و مریم جان مهربانم

    روز بیست و دوم

    من تا با این مرحله از زندگیم‌ که در آستانه 40 سالگی هستم و دوره هایی رو شرکت کردم و سخنان اساتید زیادی از ایران و خارج از ایران رو گوش دادم که هر کدام به نوبه ی خودشون خوب بودند اما کامل نبودند .

    اما با اتفاقات اخیر ایران که برای من خیر بود و دیدن فایل استاد در اینستاگرام، دری از آگاهی جدید به رویم بازشد که من نشنیده بودم و آن اصل بود . الله اکبر

    از زمان تمرکز رو سایت ، برخورد آدم ها هم با من عوض شده چون درونم داره زیبا شده و بیرون، برام به نمایش میزاره

    تمام جهان درون منه

    و من میخوام در جهانی که پر از زیبایی، ثروت ، آرامش ، شادی ، لذت بردن ، سلامتی و عشق باشم و متعهد میشم و این جهان رو برای خودم می سازم

    ممنونم استاد عزیزم به خاطر این همه تلاشی که کردید تا ما طور دیگه ایی به این جهان نگاه کنیم .

    دوستتون دارم آرامش من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: