اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت که همچنان علی الرغم تمام مشکلات نگرانی ها و …متعهدم وتمایل دارم روی خودم کار کنم ووقت هم میگزارم
دوستان راحت 10 سال بیشتر وبا سایت هم یکسال من به طریقی یه وقتی گزاشتم رو خودم کار کنم در ظاهر یه روند بوده واتفاقی نیفتاده ولی وقتی به عقب برمیگردم میبینم واقعا دیدگاه ومنشی که امروز در زندگی دارم ارزوی خیلی هاست که من نمیبینمش یا فکر میکنم اتفاق خاصی نیفتاده
چقدرمن مشکلات روحی وروانی وشخصیتی رو پشت سرگزاشته ام وچقدر خداوند همیشه هوایم را داشته وچقدر موفقیت های کوچک کوچک کسب کردم وامروز هم در چه مسیر بزرگی با شما همراه هستم
واقعا من در حال طی کردن تکامل م هستم وخداوند نیز همراه من است فقط باید جدی تر متعهدتر وباایمان تر حرکت کنم
در استانه سال 1402 تعهد میدهم وتصمیم میگیرم که با تمام وجودم در مسیر خواسته هایم تلاش کنم وروی باورهایم کار کنم وبدانم فقط احساس م را خوب نگه دارم همه چیز درست میشود
واقعا خوش شانسی در کار نیست فقط تلاش برای ساختن باورهای درست وحرکت در مسیر انهاست وهمه این توانایی را دارند که به خوشبختی برسند
با سلام خدمت استاد عباسمنش و مریم خانم و همه یاران همسفرم
استاد!
از اینکه خداوند به انسان ها به یک اندازه نزدیک است همه از شانس یکنواخت برخورداریم.یعنی زمینه تلاش برای همه یکسان مهیا است. خداوند با تمام قدرتش به یک اندازه در دسترس همگان قرار دارد.
ولی از جهتی که خداوند گفته: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
یعنی هرجور که خداوند را ببینیم خداوند همان جوروارد زندگی ما میشود.
یعنی اگر او را فرمانروا و همه کاره جهان ببینیم ،او همه کار مارا در تمام جهان انجام میدهد.
یعنی در تمام لحظات خواسته های مارا مدیریت میکند.
پس باور های خوب مثل شانس خوب است.باور های خوب مثل مشاور خوب است. باور های خوب مثل راه خوب است.
مثل ریل خوب وجاده خوب است.
استاد
یادگرفتم، که خواسته هایم را به خدایم عرضه کنم، یعنی با خود مرور کنم، بگویم، و بنویسم.
از تکرار آن خواسته اجتناب ورزم و رها کنم . یعنی به خداوند اعتماد کنم خواسته هایم را به او واگذار کنم.
یعنی باورهای درست کنم که انگار به آن خواسته ها رسیدهام .
تجسم کنم و تمرکز کنم بر نکات مثبت توجه کنم.
این رد پای روز بیست و دومین روز سفر نامه من از تحول زندگی من است .
واقعا منو بیدار کرد که میخوای وقتت رو بزاری تو صف مرغ و گوشت و لاستیک تعاونی یا نه میخوای بری برای خودت عشق و حال کنی راحت به زندگیت برسی و بیشتر و بیشتر نعمات خدا رو ببینی؟
میخوای وقتت رو تو صف طولانی دکتر ببینی یا نه با سلامتیت بیشتر و بیشتر به بقیه کمک کنی؟
من برای هدفم هزینه میکنم و بهاشو میپردازم. من میتونم.
ما با ارسال فرکانس در هر لحظه داریم زندگیمون رو می سازیم احساس خوب =اتفاقات خوب
من هم مانند بقیه فکر می کردم که خدا به بعضی ها شانس داده واونها هر کاری میکنن براشون خوب تموم میشه وخلاصه تو هر چیزی شانس میارند گاهی وقت ها هم باخودم می گفتم چطور میشه که منم همچین شانسی داشتم.
تا این که با استاد آشنا شدم و فهمیدم که ما خالق لحظه لحظه ی زندگیمون هستیم واین ما هستیم با باورهایی که داریم دست به اقداماتی میزنیم .که اگه باورهای درستی داشته باشیم مسلما کارهای ما هم به خوبی وبه راحت ترین روش انجام میشه.
از خدا می خواهم که کمکم کنه بتونم به اون چه که میدانم بتونم عمل کنم.
چند ماهی میشه با آقای عباس منش و سایتشون توسط یک دوست نازنین که البته همون چند ماه پیش در یک سفر دیدمشون، آشنا شدم. هنوز دوره ای نخریدم و از دوره های رایگان و مطالب موجود در سایت استفاده می کنم. خداروشکر خیلی خارج از مسیر نیستم، از دوران مدرسه علاقه به کتاب های موفقیت و روانشناسی داشتم و همیشه مطالعه می کردم و می کنم. جالب بود برام که استاد از دوران دانشگاه می گفتند که همه در حال درس خوندن بودن و ایشون کتاب های موفقیت می خوندند، منم همینطور بودم و یادم تو فرجه امتحانات البته کتاب های تاریخی می خوندم.
تا حالا نشده هیچ مدرسی تو این حوزه اینقدر به دلم بشینه و من دنبالشون کنم. به حسم اعتماد دارم و می دونم جای درستی اومدم. با اعتقاداتی که دارم همیشه خدا دستم رو گرفته و لطفش شامل حالم شده، الحمدالله تو این مدت بیشتر شده، و البته خود من هم ریلکس تر شدم و مثل قبل به چیزی که می خوام نمی چسبم. به دو مورد اشاره می کنم، یکی اینکه برای یک ماه آینده با همسرم برنامه سفر خارج از کشور داریم. هزینه بلیط برای دو نفر 60 میلیون می شد که ما 40 میلیون داشتیم، البته همونو پرداخت کردم و منتظر بودم تا بقیه پولش جور شه (ولی هیچ ورودی نداشتم)، در یک اقدام باور نکردنی شرکت مربوطه برای بلیط آف زد و دقیقا 20 میلیون کمتر شد. یادمه وقتی شنیدم تو مترو بودم، فقط دستامو بالا بردم و راه می رفتم و خدا رو شکر می کردم. (بماند که با نگاه های بقیه هم کاری نداشتم) گفتم خدایا من مدام در فکر این بودم که چطور این پول رو جور کنم، اگرم نشد انصراف بدم، ولی تو گفتی حساب کتاب های تو با من فرق داره، جور دیگه ای این مسیر رو هموار می کنم.
مورد دوم که واقعا برام شوکه کننده بود اینکه باید مبلغ مشخصی رو برای کاری ماهانه پرداخت می کردم که پول کمی هم نبود. اونم واقعا نداشتم، فکر می کردم چیکار باید بکنم!! انتظار داشتم هر چیزی رو بشنوم جز اینکه بگن به مدت چند ماه از محل دیگه ای پرداخت می شه و لازم نیست من حتی ریالی پرداخت کنم. (می دونم که از خزانه غیب خداوند هست) واقعا رو پام بند نبودم و نمی دونستم چی باید بگم، یک هفته از این موضوع می گذره و من مدام در حال شکرگزاری هستم.
اصلا به شانس اعتقاد نداشتم و ندارم، به هر کسی هم که میگه مثلا فلانی شانس داره، میگم شانس وجود نداره، اون ی جایی یک کاری کرده که خدا الان داره جوابش رو میده، ما نمی دونیم.
جایی استاد تو صحبت هاشون گفتند، چند نفر جرات دارند که کار و محل زندگی و … ترک کنند و …
من اینکارو کردم. دو ماهه از یک کار دولتی که پست خوبی هم داشتم خودمو بازخرید کردم، (البته 3 سالی میشه که در فکرشم، پارسال خواستم اقدام کنم که بنا به ملاحظاتی نشد و الان دیگه وقتش شد) به دلیل اینکه با این تورم، حقوق دولتی مبلغ خاصی نیست و می خوام دنبال رویاهام برم و درآمد و شغل خودمو داشته باشم. به قول استاد باید پل های پشت سر رو خراب کرد تا به سمت آینده حرکت کرد. مطمئنم تو این مسیر لطف و راهنمایی های استاد گرانقدر و همراهی شما دوستان هم فرکانس، یکدل و صمیمی رو خواهم داشت. برای همه انسان ها طلب خیر، برکت، عشق، نور و ثروت بیکران در همه زمینه های می کنم.
سپاسگزارم از خالق قدرتمند جهان هستی که قدرت خلق تمام خواسته هایم رو به من داده است.
سپاسگزارم از خالق قدرتمند جهان هستی که به من قدرت انتخاب داده و مسئولیت خلق همه اتفاقات زندگیم را به عهده من گذاشته است و من پذیرفتم.
سپاسگزارم از استاد سید حسین عباسمنش عزیزم که الگوی عملی در شناخت و درک و عمل به قوانین برای من هستند.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان که این مسیر رو فراهم کردن که هر روز قدمی بردارم برای بهتر شدن.
سپاسگزارم از خانواده صمیمی عباسمنش که در درک بهتر قوانین به من کمک میکنند.
سپاسگزارم از خودم که مسئولیت اتفاقات زندگیم رو پذیرفتم و تصمیم گرفتم زندگی رو که میخوام خلق کنم و برای بهتر شدن خودم و کیفیت زندگیم هزینه کنم.
امروز روز 22 سفرم و سی و یکم فروردین 1402.
امروز وقتی صبح از خواب بیدار شدم کاری کردم که تا به اینجای عمرم انجام ندادم صبح از خواب پاشدم و گفتم امروز میخوام یک تغییر اساسی تو زندگیم بدم.
تمام فایل های استاد رو از گوشیم پاک کردم و به خودم گفتم من میخوام خدایی رو بپرستم و عبادت کنم که ببینمش و بشنومش و باهاش حرف بزنم ، گفتم امروز متولد شدم و نه دینی دارم نه خدایی می شناسم و نه سید حسین عباسمنش.
فقط مهارت یادگیری دارم.
فقط مهارت تفکر دارم.
فقط مهارت سوال پرسیدن دارم.
از یک نفر که اعتماد داشتم پرسیدم خدا چیه و کیه، گفت خالق هر چیزی که میبینی و حس میکنی و لمس میکنی و می شنوی و بو میکنی.
گفتم عالی حالا میخوام بدونم اسلام چیه گفتن یعنی تسلیم در برابر خدا بودن.
گفتم آیا اصول دینی که شما میگی قابل تقلید هست گفت نه باید قلبا بهش برسی.
ایشون گفتن باید مرجع تقلید داشته باشی
گفتم باشه میشه الان با مرجع تقلید صحبت کنم گفت باید با دفترشان هماهنگ کنی ببینی کی وقت داره.گفتم باشه پس من نمیخوام تقلید کنم.
بعد اومدم دوتا کتاب داشتم برداشتم اول قرآن که دستم بود جالب بود که این قرآن ترجمه فارسی نداشت و نمیدونستم پس شد نشونه ای که باید قرآن رو به زبان عربی بخونم.
و دوم کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم نوشته سید حسین عباسمنش.
رفتم تو اینترنت تا قرآن صوتی رو بگیرم با یک قاری به اسم محمد جبریل آشنا شدم و به خاطر اینکه محمد جبرائیل اول خوندمش گفتم نشونه دومه چند قسمت از شروع قرآن رو دانلود کردم و شروع کردم به شنیدن. سوره فاتحه.
بعد که چند بار گوش کردم گفتم میخوام کتاب سید حسین عباسمنش رو بخونم و دوباره شروع کنم.
صفحه اول کتاب این جمله رو خوندم شناخت صحیح خداوند می تواند زندگی بهتر در تمامی جوانب را به من هدیه بدهد و من را به آرامش برساند.
پس اومدم تو سایت و روز 22 سفرم رو متن ها رو خوندم و رفتم تو کامنت ها و کامنت ها رو خوندم و این جمله رو دیدم.
تصمیم بگیر پول و انرژی و زمانت رو برای چه چیز میخوای هزینه کنی؟
منم تصمیم گرفتم پول و انرژی و زمانم رو برای بهبود تمام جنبه های زندگیم و کیفیت زندگیم هزینه کنم، برای ثروت بیشتر ، سلامتی و شادی و آرامش بیشتر ، سفرهای بهتر ، خانه ای بهتر وسیله ای بهتر و روابطی بهتر و ……
این اولین فایل نبود که بهش برخوردم قبلش به فایل سرمایه اصلی من چیست هدایت شدم و تصمیم گرفتم روی ساختن شخصیتم، مهارت هایم هزینه کنم از صفر بسازمشون.
هدف های امسال من استاد بزرگوارم.
انس با قرآن.
درک و عمل به کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم.
استقلال مالی
استاد سپاسگزارم ولی تصمیم امروزم در شروع روز دوباره شناخت بهتر خداوند و هدایت دوباره ام به سمت شماست برای بهتر شدن.
خدا را دارم می شنوم میبینم حس میکنم و با بند بند وجودم میخواهمش در تمام لحظه های زندگیم.
سپاسگزارم بابت بودن تان ، نفس کشیدنتون و زندگی کردن شما.
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
سفرنامه 22
خدایا شکرت که همچنان علی الرغم تمام مشکلات نگرانی ها و …متعهدم وتمایل دارم روی خودم کار کنم ووقت هم میگزارم
دوستان راحت 10 سال بیشتر وبا سایت هم یکسال من به طریقی یه وقتی گزاشتم رو خودم کار کنم در ظاهر یه روند بوده واتفاقی نیفتاده ولی وقتی به عقب برمیگردم میبینم واقعا دیدگاه ومنشی که امروز در زندگی دارم ارزوی خیلی هاست که من نمیبینمش یا فکر میکنم اتفاق خاصی نیفتاده
چقدرمن مشکلات روحی وروانی وشخصیتی رو پشت سرگزاشته ام وچقدر خداوند همیشه هوایم را داشته وچقدر موفقیت های کوچک کوچک کسب کردم وامروز هم در چه مسیر بزرگی با شما همراه هستم
واقعا من در حال طی کردن تکامل م هستم وخداوند نیز همراه من است فقط باید جدی تر متعهدتر وباایمان تر حرکت کنم
در استانه سال 1402 تعهد میدهم وتصمیم میگیرم که با تمام وجودم در مسیر خواسته هایم تلاش کنم وروی باورهایم کار کنم وبدانم فقط احساس م را خوب نگه دارم همه چیز درست میشود
واقعا خوش شانسی در کار نیست فقط تلاش برای ساختن باورهای درست وحرکت در مسیر انهاست وهمه این توانایی را دارند که به خوشبختی برسند
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان همسفرم
من خداوند رو سپاسگزارم که یکی از عزیز ترین فرد های زندگیم استاد عباس منش هستم که واقعا عالی ترین آگاهی ها رو بهمون میده
واقعا قرآن رو باید مطالعه کنیم. من یکی از خوشبختی هام اینه که دوره دوازده قدم رو شروع کردم اینه که قرآنی داره و عالی توضیح میده
سلام سلام
چه فایلی بود این فایل استاد
چقدر به موقع بهش احتیاج داشتم
چه همزمانی خوشگلی بود بین این فایل و نیاز من به این فایل
من میخوام تمام زمان زندگیمو :
برای لذت بردن بیشتر
برای تجربه عشق بیشتر
برای بزرگتر شدن خودم و ظرفم
برای بیشتر شدن مهارت هام
برای مسافرت
برای کنار بودن با عزیزانم
برای دوستان مناسب
برای ادم های مناسب
برای تفریح
برای بازی کردن
و تمام چیز هایی که ازشون لذت میبرم را صرف کنم
پولم را برای خرید
ملک
ماشین
زمین
گسترش کسب و کارم
پیشترفت کردنم
مسافرت
تفریح
لباس
تجربه کردن حس های زیبا و شاد
گردش
برای لذت بیشتر خرج کنم
و بقیه داستان را میزارم به پای خدا
ک هدایتم کنه
سلام
قدم 22
یکبار برای همیشه تصمیم بگیریم که می خواهیم وقت مون را انرژی مون را و پول مون را در چه راهی هزینه کنیم
هزینه دکتر و بیماری کنیم
هزینه دادگاه و پاسگاه کنیم
هزینه دعوا و درگیری کنیم
یا هزینه رشد و سلامتی کنیم
هزینه تفریح و هدیه کنیم
و هزینه خونه زیبا و امکانات رفاهی بکنم
این بزرگترین تصمیم زندگی همه ماست
کانون توجه ما همه اتفاقات زندگی ما را شکل میده
اون را میخای به چه شکلی دربیارید
به شکل خواسته میخای دربیاری
یا به شکل ناخواسته
من که تصمیم گرفتم به شکل خواسته هام دربیارم
و وقتم و انرژی و پولم را صرف رشد و لذت کنم
میخام ادمهای خوب یا سمت خوب ادمها را جذب زندگیم کنم
ممنونم از استاد و خانم شایسته
درود بر رب العالمین
و سلام ب استاد عباسمنش و مریم عزیزم
وهمه دوستانم
امروز روز 22 مین از قدم 22 من هست
خدایا ازت ممنونم که تا امروز منو همراهی کردی و من همچنان در حال تلاش و حرکت هستم
و با تمام وجودم با پراز امید دارم خواسته هامو خلق میکنم
من ایمان دارم که هیچی شانسی نیست چون اصلا ب شانس اعتقاد ندارم و همه چیز رو خودم خلق میکنم
استاد من باید لحظه ب لحظه مراقب ورودی هام و آنچه میبینم و میشنوم و کلامی که باهاش حرف میزنم باشم
استاد مثل همیشه چقدر تاثییر گرفتم که انرژیمو. کجا هزینه کنم واقعا ب فکر فرو رفتم که انرژیمو وقتمو پولمو تو چه مسیری دارم خرج میکنم
سپاس برای این آگاهی
سپاس از شما و همراهانم و
خدای مهربونم الهی سپاسگذارم
بنام فرمانروای جهان
با سلام خدمت استاد عباسمنش و مریم خانم و همه یاران همسفرم
استاد!
از اینکه خداوند به انسان ها به یک اندازه نزدیک است همه از شانس یکنواخت برخورداریم.یعنی زمینه تلاش برای همه یکسان مهیا است. خداوند با تمام قدرتش به یک اندازه در دسترس همگان قرار دارد.
ولی از جهتی که خداوند گفته: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
یعنی هرجور که خداوند را ببینیم خداوند همان جوروارد زندگی ما میشود.
یعنی اگر او را فرمانروا و همه کاره جهان ببینیم ،او همه کار مارا در تمام جهان انجام میدهد.
یعنی در تمام لحظات خواسته های مارا مدیریت میکند.
پس باور های خوب مثل شانس خوب است.باور های خوب مثل مشاور خوب است. باور های خوب مثل راه خوب است.
مثل ریل خوب وجاده خوب است.
استاد
یادگرفتم، که خواسته هایم را به خدایم عرضه کنم، یعنی با خود مرور کنم، بگویم، و بنویسم.
از تکرار آن خواسته اجتناب ورزم و رها کنم . یعنی به خداوند اعتماد کنم خواسته هایم را به او واگذار کنم.
یعنی باورهای درست کنم که انگار به آن خواسته ها رسیدهام .
تجسم کنم و تمرکز کنم بر نکات مثبت توجه کنم.
این رد پای روز بیست و دومین روز سفر نامه من از تحول زندگی من است .
شاد و ثروتمند باشید
سلام به همه دوستان.
روز 22 ام.
واقعا منو بیدار کرد که میخوای وقتت رو بزاری تو صف مرغ و گوشت و لاستیک تعاونی یا نه میخوای بری برای خودت عشق و حال کنی راحت به زندگیت برسی و بیشتر و بیشتر نعمات خدا رو ببینی؟
میخوای وقتت رو تو صف طولانی دکتر ببینی یا نه با سلامتیت بیشتر و بیشتر به بقیه کمک کنی؟
من برای هدفم هزینه میکنم و بهاشو میپردازم. من میتونم.
به نام الله مهربان
روز 22سفر نامه
ما با ارسال فرکانس در هر لحظه داریم زندگیمون رو می سازیم احساس خوب =اتفاقات خوب
من هم مانند بقیه فکر می کردم که خدا به بعضی ها شانس داده واونها هر کاری میکنن براشون خوب تموم میشه وخلاصه تو هر چیزی شانس میارند گاهی وقت ها هم باخودم می گفتم چطور میشه که منم همچین شانسی داشتم.
تا این که با استاد آشنا شدم و فهمیدم که ما خالق لحظه لحظه ی زندگیمون هستیم واین ما هستیم با باورهایی که داریم دست به اقداماتی میزنیم .که اگه باورهای درستی داشته باشیم مسلما کارهای ما هم به خوبی وبه راحت ترین روش انجام میشه.
از خدا می خواهم که کمکم کنه بتونم به اون چه که میدانم بتونم عمل کنم.
در پناه خدا
درود بر استاد گرامی و عزیز دلشون
عرض ادب و احترام خدمت سایر دوستان
چند ماهی میشه با آقای عباس منش و سایتشون توسط یک دوست نازنین که البته همون چند ماه پیش در یک سفر دیدمشون، آشنا شدم. هنوز دوره ای نخریدم و از دوره های رایگان و مطالب موجود در سایت استفاده می کنم. خداروشکر خیلی خارج از مسیر نیستم، از دوران مدرسه علاقه به کتاب های موفقیت و روانشناسی داشتم و همیشه مطالعه می کردم و می کنم. جالب بود برام که استاد از دوران دانشگاه می گفتند که همه در حال درس خوندن بودن و ایشون کتاب های موفقیت می خوندند، منم همینطور بودم و یادم تو فرجه امتحانات البته کتاب های تاریخی می خوندم.
تا حالا نشده هیچ مدرسی تو این حوزه اینقدر به دلم بشینه و من دنبالشون کنم. به حسم اعتماد دارم و می دونم جای درستی اومدم. با اعتقاداتی که دارم همیشه خدا دستم رو گرفته و لطفش شامل حالم شده، الحمدالله تو این مدت بیشتر شده، و البته خود من هم ریلکس تر شدم و مثل قبل به چیزی که می خوام نمی چسبم. به دو مورد اشاره می کنم، یکی اینکه برای یک ماه آینده با همسرم برنامه سفر خارج از کشور داریم. هزینه بلیط برای دو نفر 60 میلیون می شد که ما 40 میلیون داشتیم، البته همونو پرداخت کردم و منتظر بودم تا بقیه پولش جور شه (ولی هیچ ورودی نداشتم)، در یک اقدام باور نکردنی شرکت مربوطه برای بلیط آف زد و دقیقا 20 میلیون کمتر شد. یادمه وقتی شنیدم تو مترو بودم، فقط دستامو بالا بردم و راه می رفتم و خدا رو شکر می کردم. (بماند که با نگاه های بقیه هم کاری نداشتم) گفتم خدایا من مدام در فکر این بودم که چطور این پول رو جور کنم، اگرم نشد انصراف بدم، ولی تو گفتی حساب کتاب های تو با من فرق داره، جور دیگه ای این مسیر رو هموار می کنم.
مورد دوم که واقعا برام شوکه کننده بود اینکه باید مبلغ مشخصی رو برای کاری ماهانه پرداخت می کردم که پول کمی هم نبود. اونم واقعا نداشتم، فکر می کردم چیکار باید بکنم!! انتظار داشتم هر چیزی رو بشنوم جز اینکه بگن به مدت چند ماه از محل دیگه ای پرداخت می شه و لازم نیست من حتی ریالی پرداخت کنم. (می دونم که از خزانه غیب خداوند هست) واقعا رو پام بند نبودم و نمی دونستم چی باید بگم، یک هفته از این موضوع می گذره و من مدام در حال شکرگزاری هستم.
اصلا به شانس اعتقاد نداشتم و ندارم، به هر کسی هم که میگه مثلا فلانی شانس داره، میگم شانس وجود نداره، اون ی جایی یک کاری کرده که خدا الان داره جوابش رو میده، ما نمی دونیم.
جایی استاد تو صحبت هاشون گفتند، چند نفر جرات دارند که کار و محل زندگی و … ترک کنند و …
من اینکارو کردم. دو ماهه از یک کار دولتی که پست خوبی هم داشتم خودمو بازخرید کردم، (البته 3 سالی میشه که در فکرشم، پارسال خواستم اقدام کنم که بنا به ملاحظاتی نشد و الان دیگه وقتش شد) به دلیل اینکه با این تورم، حقوق دولتی مبلغ خاصی نیست و می خوام دنبال رویاهام برم و درآمد و شغل خودمو داشته باشم. به قول استاد باید پل های پشت سر رو خراب کرد تا به سمت آینده حرکت کرد. مطمئنم تو این مسیر لطف و راهنمایی های استاد گرانقدر و همراهی شما دوستان هم فرکانس، یکدل و صمیمی رو خواهم داشت. برای همه انسان ها طلب خیر، برکت، عشق، نور و ثروت بیکران در همه زمینه های می کنم.
بنام خالق قدرتمند جهان هستی.
بنام خالق قدرتمند زیبایی های جهان هستی.
بنام تنها قدرت مطلق جهان هستی.
سپاسگزارم از خالق قدرتمند جهان هستی که قدرت خلق تمام خواسته هایم رو به من داده است.
سپاسگزارم از خالق قدرتمند جهان هستی که به من قدرت انتخاب داده و مسئولیت خلق همه اتفاقات زندگیم را به عهده من گذاشته است و من پذیرفتم.
سپاسگزارم از استاد سید حسین عباسمنش عزیزم که الگوی عملی در شناخت و درک و عمل به قوانین برای من هستند.
سپاسگزارم از خانوم شایسته مهربان که این مسیر رو فراهم کردن که هر روز قدمی بردارم برای بهتر شدن.
سپاسگزارم از خانواده صمیمی عباسمنش که در درک بهتر قوانین به من کمک میکنند.
سپاسگزارم از خودم که مسئولیت اتفاقات زندگیم رو پذیرفتم و تصمیم گرفتم زندگی رو که میخوام خلق کنم و برای بهتر شدن خودم و کیفیت زندگیم هزینه کنم.
امروز روز 22 سفرم و سی و یکم فروردین 1402.
امروز وقتی صبح از خواب بیدار شدم کاری کردم که تا به اینجای عمرم انجام ندادم صبح از خواب پاشدم و گفتم امروز میخوام یک تغییر اساسی تو زندگیم بدم.
تمام فایل های استاد رو از گوشیم پاک کردم و به خودم گفتم من میخوام خدایی رو بپرستم و عبادت کنم که ببینمش و بشنومش و باهاش حرف بزنم ، گفتم امروز متولد شدم و نه دینی دارم نه خدایی می شناسم و نه سید حسین عباسمنش.
فقط مهارت یادگیری دارم.
فقط مهارت تفکر دارم.
فقط مهارت سوال پرسیدن دارم.
از یک نفر که اعتماد داشتم پرسیدم خدا چیه و کیه، گفت خالق هر چیزی که میبینی و حس میکنی و لمس میکنی و می شنوی و بو میکنی.
گفتم عالی حالا میخوام بدونم اسلام چیه گفتن یعنی تسلیم در برابر خدا بودن.
گفتم آیا اصول دینی که شما میگی قابل تقلید هست گفت نه باید قلبا بهش برسی.
ایشون گفتن باید مرجع تقلید داشته باشی
گفتم باشه میشه الان با مرجع تقلید صحبت کنم گفت باید با دفترشان هماهنگ کنی ببینی کی وقت داره.گفتم باشه پس من نمیخوام تقلید کنم.
بعد اومدم دوتا کتاب داشتم برداشتم اول قرآن که دستم بود جالب بود که این قرآن ترجمه فارسی نداشت و نمیدونستم پس شد نشونه ای که باید قرآن رو به زبان عربی بخونم.
و دوم کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم نوشته سید حسین عباسمنش.
رفتم تو اینترنت تا قرآن صوتی رو بگیرم با یک قاری به اسم محمد جبریل آشنا شدم و به خاطر اینکه محمد جبرائیل اول خوندمش گفتم نشونه دومه چند قسمت از شروع قرآن رو دانلود کردم و شروع کردم به شنیدن. سوره فاتحه.
بعد که چند بار گوش کردم گفتم میخوام کتاب سید حسین عباسمنش رو بخونم و دوباره شروع کنم.
صفحه اول کتاب این جمله رو خوندم شناخت صحیح خداوند می تواند زندگی بهتر در تمامی جوانب را به من هدیه بدهد و من را به آرامش برساند.
پس اومدم تو سایت و روز 22 سفرم رو متن ها رو خوندم و رفتم تو کامنت ها و کامنت ها رو خوندم و این جمله رو دیدم.
تصمیم بگیر پول و انرژی و زمانت رو برای چه چیز میخوای هزینه کنی؟
منم تصمیم گرفتم پول و انرژی و زمانم رو برای بهبود تمام جنبه های زندگیم و کیفیت زندگیم هزینه کنم، برای ثروت بیشتر ، سلامتی و شادی و آرامش بیشتر ، سفرهای بهتر ، خانه ای بهتر وسیله ای بهتر و روابطی بهتر و ……
این اولین فایل نبود که بهش برخوردم قبلش به فایل سرمایه اصلی من چیست هدایت شدم و تصمیم گرفتم روی ساختن شخصیتم، مهارت هایم هزینه کنم از صفر بسازمشون.
هدف های امسال من استاد بزرگوارم.
انس با قرآن.
درک و عمل به کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم.
استقلال مالی
استاد سپاسگزارم ولی تصمیم امروزم در شروع روز دوباره شناخت بهتر خداوند و هدایت دوباره ام به سمت شماست برای بهتر شدن.
خدا را دارم می شنوم میبینم حس میکنم و با بند بند وجودم میخواهمش در تمام لحظه های زندگیم.
سپاسگزارم بابت بودن تان ، نفس کشیدنتون و زندگی کردن شما.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم و سپاسگزارم