همیشه دیر شده و من عقب موندم

دسته بندی: رشد و توسعه فردی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: رشد و توسعه فردیهمیشه دیر شده و من عقب موندم
3

من چه باور محدود کننده ای دارم که همیشه حس میکنم دیر شده و من فرصت زیادی ندارم.توی کار کردن توی انجام دادن همه چیز اینجوری هستم که این کاری که استارت میزنم نمیتونم تموم کنم و میخوام سریع انجام بدم برم سراغ بعدی .نود درصد که انجام میشه کار و‌ رها میکنم .هرکاری باشه همینه .نمیتونم روی لحظه تمرکز کنم و‌ ذهنم می‌ره رو کار بعدی

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
11
بهترین پاسخ

بنام خدای مهربان
سلام سحر جان
ریشه تمام مشکلات ومسائل ما ،باور کمبود هست ،شما باور دارید فرصتها وموقعیتها کم هست به همین دلیل در هرکاری عجله دارید ،روی باور فراوانی کار کن وباور کن فرصت وموقعیت ها نامحدود هست ،تو زمان کافی برای انجام هرکاری داری
سحر جان شرایط امروز خودت رو با دیروز خودت مقایسه کن ،چرا که این عجله وبدو بدو میتونه از مقایسه کردن شرایط خودت با شرایط دیگران هم بیاد که اینم برمیگرده به باور کمبود
هرروز با خودت تکرار کن من همیشه در زمان الهی‌ام هستم، هر چیز در زمان درست خودش تکمیل می‌شود.»
پیشنهاد میکنم فایلهای هدیه که در مورد باور فراونی هست رو بارها وبارها گوش بدید

موفق باشید


0

سلام سحر عزیزم…
کمبود کمبود کمبود… کمبود وقت، کمبود شغل، کمبود انرژی، کمبود عشق، کمبود فرصت برای زندگی، کمبود کمبود کمبود…
ما باور کردیم که همه چیز زود تموم میشه. و همین باعث میشه که تو تمام طول زندگیمون درحال دویدن باشیم. آخرشم نفهمیم اصلا کجاییم؟ داریم چیکار می‌کنیم؟ کجا باید باشیم؟
باید رو خودمون کار کنیم. باید باور کنیم که به اندازه‌ی کافی وقت داریم. وقت برای زندگی کردن، به دست آوردن، خوب بودن، عشق ورزیدن…
ما لایقیم، فرصتش رو هم داریم.
خدایا شکرت‌‌…


1

سلام دوست قشنگم
الان یک ماه از سوال شما میگذره و امیدوارم که به جوابش رسیده باشید،
این ویژگی یکی از ویژگی های افرادیه که عزت نفس پایینی دارند، یعنی کلی کار نیمه کاره دارند که به سرانجام نرسیدن، پس باید در اولین فرصت یکی یکی این کارها رو انجام بدید، اینطوری عزت نفس تون آروم آروم بالا می‌ره طوری که دیگه کاری رو نصفه رها نمی کنید.
مورد دیگه ای که نوشتید این حسه که همیشه فکر میکنید عقب هستید، اینو بر اساس تجربه میگم بهتون که این دیدگاه از مقایسه میاد. اگه برگردید به خودتون، متوجه میشید که به هر دلیلی خودتون رو با بقیه مقایسه میکنید، شاید هم اطرافیانتان شما رو مقایسه می‌کنند که این هم باعث میشه شما حس کنید عقب موندید.
من خودم وقتی این حس رو داشتم، به خودم رجوع کردم و دیدم دقیقا درگیر مقایسه شدم، اونم با افرادی که فقط اجازه میدادن دیگران از خوشی هاشون با خبر بشن، برای همین با خودم گفتم که هر انسانی به تنهایی خلق شده و به تنهایی هم به مبدا بر می گرده، همین نشونه خوبیه که من بفهمم مسیر من با مسیر هیچکس دیگه ای شبیه نیست و دست از مقایسه برداشتم و به لطف خدای قشنگم از وقتی این تصمیم رو گرفتم زندگیم شروع به تغییر کرد و مهم ترینش آرامشی بود که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودم.با آرامش کاری که میتونی رو انجام بده، فقط سهم خودت و سهم خدا رو هم کنار بگذار و به زندگی و نظر بقیه کاری نداشته باش، خواهی دید جهان هر لحظه با معجزاتش غافلگیرت میکنه، یادمون باشه ما اومدیم شهربازی این جهان تا تجربه کنیم، و از لحظاتمون استفاده کنیم، پس تا میتونی شرایطی فراهم کن که فقط حالت خوب باشه، که همون هماهنگی با خودته، بعدش اتفاقات بی نظیر یکی یکی خواهند افتاد.
آرام باش عزیز من آرام!
حکایت دریاست زندگی،
گاهی درخشش آفتاب،
برق و بوی نمک،
ترشح شادمانی،
گاهی هم فرو می‌رویم،
چشم‌های‌مان را می‌بندیم،
همه جا تاریکی است.
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود…!!!

امیدوارم که قشنگ ترین ها برات اتفاق بیفته. 💚


2

سلام دوستان عزیزم
سوال خوبیه، فک کنم خیلیا یا مثل این سوال هستند یا اونوری هستند که اصلا شروع نمیکنند که پایان بدهند
البته تعدادی هم شروع دارند و کمالگرایی رو میزارن کنار و تکامل رو رعایت میکنند و نتیجش میشه موفقیت در هدفشون

حالا درمورد این سوال، فک میکنم باور اصلی، باور کمبود باشه، کمبود در زمان که فک میکنیم یک کار رو باید سریعترین حالت ممکن انجام بدیم چون الان وقتمون تمومه،
حالا اونجایی که یکاری رو میخایم سریع تمومش کنیم بریم کار بعدی، فک کنم از کمالگرایی میاد، فک میکنیم باید همیشه یکاری باشه که ما انجامش بدیم و تمومش کنیم و هی پشت هم قله ها رو یکی پس از دیگری فتح کنیم، فارغ از اینکه همه چیز مسیره، لذت بردن از مسیره و پایانی وجود نداره اصلا، حتی اون هدف های کوچک و بزرگی که بدست میاریم هم جزعی از مسیره
خب حالا ما باید چیکار کنیم که یه قله رو فتح کنیم و یک هدف رو بدست بیاریم و بعد بریم سراغ بعدی، بنظرم یکی از راه هاش اینه که اون کمالگرایی و عجله رو کنترل کنیم، سعی کنیم به خودمون یادآور بشیم که همه چیز مسیره
واقعا هم همینطوره و اینکه شما درمورد اون کاری که میگید باید بیاین با خودتون صحبت کنید که دلیل اینکه فک میکنید باید سریع اون کار انجام بشه و زمان زیادی نمونده، چیه؟؟ چخ دلیلی داره، و از خودتون بپرسین و ذهن هر جوابی داد اون باور محدود کننده هست
امیدوارم مسالتون حل شده باشه


2

سلام دوست عزیز

من عقب موندم و وقت کم دارم

این باور باعث میشه:

هر کاری رو با استرس شروع کنی

عجله کنی

۹۰٪ که رسیدی بزنی کنار

چون مغز میگه: زود برو سراغ بعدی، دیر شده

و اصلاً نمی‌تونی تو لحظه باشی

ریشه‌اش چیه؟
یه ترس پنهانی از جا نموندن و بی‌ارزش شدن
مغزت فکر میکنه اگه سریع نتیجه نگیرم عقب می‌افتم دیده نمیشم
برای همینه وسط کار کم میاری

یه مثال خوب میزنم :
یه نفر تو سن ۳۰ سالگی موفق میشه
یه نفر تو سن ۳۰ سالگی شکست میخوره

یه نفر تو سن ۳۰ سالگی ازدواج میکنه
یه نفر تو سن ۳۰ سالگی طلاق میگیره

یه نفر تو سن ۳۰ سالگی از کما میاد بیرون
یه نفر تو سن ۳۰ سالگی از تو کمامیمیره

پس نه جلویم و نه عقبیم نه زوده و نه دیره

اون لحظه که تصمیم میگیریم شروع به تغییر افکار، باور، رفتار، بسمت مثبت میریم تازه داره شروع میشه
به قول خداوند : انچه از دست داده ای غمگین نباش و انچه به دست اورده ای مغرور نباش

شروع کن یه پله از دیروزت بالاتر بری 👌❤️



1

6 ماه پیش

ب نام خدا

سلام دوست عزیزم…

خیلی لذت بردم از پاسخی ک دادین..

چون خود من دقیقن باهنین قضیه مشکل دارم و تک تک جواباتون رو با همه وجودم مطمعنم همینطوریه

خیلی عالی بود

سپاسگزارم ازت

1

به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
به احتمال زیاد باور کمبوده که داره اذیت میکنه و کنترل ذهن ندارین
روی باور فراوانیت کار کن و تقویتش کن
و فراوانی جهان رو باور کن که هر روز فرصت‌ها زیاده
کسب و کار زیاده
ثروت و نعمت زیاده
اگر تو در مسیر درست باشی همه چیز به تفعه تو می‌شود


1

به نام خدا
سلام به همه دوستان خوبم
چه سوال خوبی پرسیدین دوست عزیز
من دقیقا با تمام تک تک سلول های تنم این سوال شما رو درک می کنم و دقیقا می فهمم که داری از چی حرف می زنی چون دقیقا خود من هم به واسطه شغلی که دارم از این قضیه خیلی خیلی آسیب می بینم و دیدم یا دارم می بینم شغل من دوستان فست فوده
…فست فود…
یعنی غذای سریع
غذایی که سریع آماده می شه و همین فست فود همین کلمه باعث شده همین شغل باعث شده که تاثیرات خیلی خیلی بدی توی زندگی من بذاره توی رفتارهای من بذاره بارها شده که به خاطر فشار کار من مجبور شدم که کار دو نفر سه نفر رو همزمان انجام بدم به هر حال مسائلی پیش می آد که محل کار بعضی از دوستان دچار کسالت می شن مرخصی هستن یا به هر علت یه آدم دست تنها مجبوره که کار دو سه نفر رو همزمان انجام بده و این عجله کردن توی این کار باعث شده که این شخصیت عجول بودن یا اینکه مدام استرس کار رو داشته باشم بیارم همراه خودم توی کارهای روزمره ام کارهای روتینم دوش گرفتن ورزش کردن نظافت خونه و کلی…
اصلا توی پیاده روی باعث شده که من از مسیری که دارم می رم لذت نبرم
باعث شده که من برای نظافت خونه وقتی می خوام کار خونه رو انجام بدم بشینم واسه مطلب نوشتن واسه کامنت خوندن بگم که نه وقت ندارم من باید اول کامنت های دوستان رو بخونم یا من می خوام امروز تمرینات دوره ها رو انجام بدم وقت کم می آرم یه فایل صوتی هم بذارم کنارش گوش کنم و این عجله کردن دقیقا مثال همون ذره بین است که وقتی روی این نقطه متمرکز نباشه هیچ گرمایی تولید نمی کنه این شعله ای رو روشن نمی کند خود من هم دارم آسیب می بینم من خیلی خیلی لذت بردم از کامنت های دوست دوستانم
که چه راهکارهای خیلی خوبی ارائه دادم و دقیقا فهمیدم که این عجله کردن چه صدماتی داره به من و آینده ام رو شخصیتم می زنه تک تکتون رو از صمیم قلبم دوست دارم ممنونم


8

سلام ، خب در نگاه اول با توجه به توضیحات کمی که دادی ، میشه هیلی کلی گفت که ریشش کمبوده

اما بذار یه خورده دقیق تر بشیم

وقتی عجله داری و فکر میکنی که وقت کافی نداری ، یعنی یک تصویری در ذهنت از خودت شکل گرفته که با وضعیت حال حاضرت تفاوت داره و انگار در حال حاضر شرایط خوب نیست ، تصویره چیزیه که بر اساس الگو ها و باورهات شکل گرفته که من باید فلان و فلان باشم ، تو این سن تو اون موقعیت باشم که ریشش مقایسه هست ، اما وضعیت حال حاضر چنگی به دل نمیزنه و با تصویره فرق داره ، اصطلاحا میگیم یه گپ در سیستم ذهنی فرد ایجاد میشه یعنی فاصله بین تصویر از خود و وضعیت حال حاضر خود
این سناریو اوله که ذهنت دنبال یک چیزیه ( تایید تحسین جلب توجه ، بی نقص بودن )

سناریو دوم هم میتونه این باشه ذهنت داره از یک چیزی فرار میکنه ( تحقیر ، بی ارزشی ، مقایسه شدن مخرب ، حرف نشنیدن از بقیه و ..)
یعنی ممکنه باوره یا ذهنیته این باشه که اگر این کار رو انجام ندم و یا خیلی طول بکشه بقیه برداشت بدی در مورد من خواهند داشت

اگر بتونی روی این کار کنی که : وقتی حس عجله داری ، به تصاویر ذهنیت آگاه بشی و بگی خب اینارو تموم کردم اخرش که چی ، میبینی یه جمله میگه ، مثلا اینارو تموم کردم اخیش که امروز به کارهام رسیدم

این جمله نشون میده احساس کافی بودن نداری و باور نداری همیشه میتونی کارهات رو تموم کنی و به نتیجه برسونی ، یا احساس ضعف و ناتوانی داری

حالا یک مورد دیگه هم شاید این باشه که از نشدن میترسی ، ترس هم به دلیل کمبوده و عدم باور به فراوانی ، عدم باور به فراوانی زمان ، به فراوانی نیروهای کمک کننده خداوند

وقتی حست به این حالت رسید یعنی این ذهنیت رفع شده ، به جای عجله و استرس ، سعی کنی لذت ببری از هر کاری که داری انجام میدی و به روش خودت برای خودت انجامش میدی

امیدوارم کارساز بوده باشه


2

سلام دوست عزیز راستش چندبار سوالتون رو توی چند روز مطالعه کردم جوابی بابت کل سوال تون نداشتم
اما به نظرم اینکه همشیه حس میکیند که دیر شده دلیل بر باور کمبود فراوانی هست شما وقتی که بدونید جهان پر از فرصت هست پر از ثروت هست و زمانی که باور هایی را برای ورود این فروانی توی زندگی تون بسازید لاجرم اون ثروت که میتونه یکتا پرستی،سلامتی، پول، روابط عالی و… باشه وارد زندگیتون میشه.
ببنید بابت اینکه نمیتونید اون کار ها رو سرانجام برسونید هم به نظرم یه تمرین هست به اسم اهرم رنج و لذت من اینو خیلی استفاده میکنم
شما بیاین اونو انجام بدین دیگه ناخودگاه کارهاتون رو انجام میدین و تموم میکنید بعد میرین سراغ کار بعدی.البته به شرطی که باور خودتون نسبت به فراوانی و فرصت های زیاد رو تغییر بدین.

اگر بابت اهرم رنج لذت سوالی دارین بپرسید اگر قبلا از اموزه های استاد این تمرین رو نشنیدید.

موفق و پیروز باشید.



1

6 ماه پیش

سلام ممنون از شما دوست عزیز که پاسخ دادید .دقیقا حس کمبود وقت دارم و این همون باور کمبود فراوانی هست .خیلی وقت ها برای استفاده از اهرم رنج و لذت ایست کارهایی که باید انجام بدم می‌نویسم و بابت تمام شدن هرکاری تیک میزنم و حس خوبی بهم میده.

ولی ی چیزی درون ذهن من مدام میگه زود تمومش کن .مهم نیست اینقدر براش وقت بزاری .سریع تموم کن بره برو سراغ کار بعدی و این باعث اضطراب درون من میشه .با مدیتیشن کردن یکم ذهنم رو آروم کردم و حدودا دو ماه هست که فایل های استاد عباسمنش رو دارم گوش میدم .

2

سلام
رقابت با دیگران را از ذهنت حذف کن .
اگر برنامه روزانت ، شلوغه بر اساس اهمیت ، خلوتش کن .