«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 72


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بقره:134

    تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ

    آنها اُمتی بودند که گذشتند. دستاورد آنان برای خودشان و دستاورد شما برای خودتان است. شما از آنچه آنها انجام می‌دادند پرسیده نمی‌شوید.

    سلام سلاااام سلااام به استاد عزیزم… الهی شکر بابت حضور شما در زندگیم… الهی شکر که قوانین جهان رو به خوبی درک کردید و اینقدر عالی دارید آموزش میدید و افرادی که در مدار این حرفا باشن میان و استفاده می کنن و باعث گسترش نور میشن… هیچ کس نمی تونه جلوی نور رو بگیره… هیچ کس نمیتونه مانع گسترش نور بشه همانطور که فرعون ها نتونستن… الهی شکر من هم در مسیر نور هستم

    سلام به مریم جاااانم

    سلام به دوستان مدار بهشت

    خدایا شکرت این چه فایل بی نظیری بود… چقدر فوق العاده بود… چه نکات ارزشمندی رو بیان کردید…

    من باید یاد بگیرم در هر شرایطی فقط به نور توجه کنم … فقط به خواسته هام توجه کنم… فقط به مواردی توجه کنم که حالم رو خوب کنه… تاریکی افراد به من چه ربطی داره و به قول قرآن خدا اعلم به تاریکی افراد… مگه خود من فقط نور خالصم؟؟… هیچ بشری وجود نداره که فقط نور خالص باشه… فقط خداست که نور خالص و پاک و منزه از تاریکی… همانطور که من دوست ندارم کسی به تاریکی های من توجه کنه، افراد هم دوس ندارن… و از اونجایی که انرژی جنس خودشو گسترش میده مگر اینکه تبدیل بشه… چرا من باید به تاریکی افراد توجه کنم؟؟… چه فایده ای برای من داره؟؟… جز اینکه اون تاریکی گسترش پیدا می کنه… منی که از جنس خدام و تکه ای از خدام، حق ندارم به تاریکی ها توجه کنم و در صورت برخورد با تاریکی باید پناه ببرم به خدا و ایگنور کنم به نور و خواسته هام…

    به خاطر همینه تو قرآن میگه اگر تو جمعی بودی که دارن به خدا فوش میدن تو حق نداری اعتراض کنی… تو فقط باید اون محیط رو ترک کنی و اگر بحث شون عوض شد، بیای دوباره تو جمع شون… چون اصل آزادی و اختیار یکی از اصلی ترین اصول خداست… لا اکراه فی الدین … اگر خدا می خواست یک امت واحد تشکیل میداد… اگر خدا می خواست یک ابراهیم خلق می کرد و 8 میلیارد کپی می کرد… ولی قانون این نیست… این تضادها و این دوقطبی بودن ها، عامل حرکت… یه حایی تو قرآن خدا به پیامبر میگه: بابت این دشمنا باید تو خوشحال باشی اینا خودشون نعمت هستن… وجودشون باید باعث رضایت تو بشه… وجود شب و روز باعث ایجاد باد میشه و بعد بارون و بعد حیات و گسترش حیات… پس این تضادها و مخالفان وجودشون نعمت… ما باید قانون رو بلد باشیم… نباید درگیر حواشی بشیم… فرعون با نقشه کشیدن که می خواست با قدرت ساحران، موسی رو شکست بده، ولی عملاً خیلی راحت باعث تبلیغ دیدگاه موسی شد … چون قانون اینه نور باید گسترش پیدا کنه و تاریکی ها ریجکت میشه… به خاطر همینه اکثر بلایا که قوم نوح و عاد و ثمود و لوط رو ریجکت کرد صبحگاه بود … چون نور باید گسترش پیدا کنه و تاریکی ها دیگه به صبح و نور نمیرسن و ریجکت میشن…

    وقتی قرآن رو می خونی، اینقدر منطق هاش به قلبت میشینه که ناخوداگاه و به طور طبیعی وارد مسیر نور میشی و کمک های خدا از راه میرسه تا راحت تر پیش بری و غرق در انعمت علیهم بشی… تو مسیر نور باید پکیج خوشبختی رو با هم تجربه کنی… و تو این مسیر تضادها میان به کمکمون تا ناخالصی هامون رو خالص کنیم… که صد البته اگر خودمون فکر کنیم به ارتباط بین فرکانس هامون و نتایج، دیگه درگیر تضادها نمیشیم و قبل از تضادها، خودمون دست به کار میشیم و اصلاح می کنیم… مثل تضاد اخیر من که همش فرکانس حامی بودن رو ارسال می کردم و نتیجه شد اون و دارم تمرین می کنم که دیگه این فرکانس رو ارسال نکنم تا دیگه این تجربه ها رو نداشته باشم پس دارم خالص تر میشم و این تضاد برام گنج بود..‌ نعمت بود…

    آدم ها آزاد هستن هر جور دوست دارن فکر کنن… هر جور دوست دارن زندگی کنن… این اصل… و من دارم تمرین می کنم به این اصل احترام بزارم… پس دیگه درگیر قانع کردن دیگران نمیشم… درگیر اثبات خودم نمیشم… روی خواسته های خودم تمرکز می کنم… و نمی خوام دیگران رو تغییر بدم… چون این کار من نیست… کار پیامبرش هم نبود… هدایت و گمراهی فقط دست خداست اونم بر اساس فرکانس های افراد… خدا به پیامبر میگه: مگه تو می تونی کسی که کور و ناشنواست و بر قلبش مهر خورده، هدایت کنی؟؟… میگه: تو اگه نردبون بزاری بری آسمون ها و زمین رو بکنی و بری کلی معجزه بیاری، اینا ایمان نمیارن…موسی کلی معجزه آورد ولی نتیجه چی شد؟؟… ده روز تاخیر کرد، قومش گوساله پرست شدن…

    پس تمام انرژیم رو، توجه ام رو میزارم روی خواسته هام و درگیر حواشی نمیشم و آیه ابتدای این کامنت چقدر فوق العاده بود… هر کسی مسئول فرکانس های خودشه و هیچ کسی پاسخگوی کسی نیست… و هیچ فرکانسی گم نمیشه یا فراموش نمیشه مگر اینکه شخص توبه کنه و خدا پاکش کنه…

    الهی شکر برای مرور قانون

    و نکات ارزشمند این فایل رو هم اینجا می نویسم :

    برنامه نویس زندگی ات باش… توانایی کنترل ذهن… توانایی اعراض از ناخواسته ها… جسارت در پرداخت بهای هدف

    یکی از ویژگی‌هایی که سهم عمده‌‌ای در موفقیت من داشته، این است که من هرگز وارد حاشیه نمی‌شوم. منظورم از حاشیه، هر موضوعی است که بخواهد حواس من را از اهدافم منحرف کند. هر موضوعی که بحث کردن درباره آن، تمرکز من را از آنچه می خواهم، بردارد…. مثل درگیر قضاوت دیگران شدن… قانع کردن دیگران… اثبات خودمان…

    برنده کسی‌ که از اینا اعراض می کنه و فقط ارتعاش خواسته هاش رو فعال می کنه.

    وقتی عاقبت امور دست خداست پس نقشه ها و کید های دشمنان مهم نیست وقتی توجه من فقط به نور باشه و این نقشه ها در نهایت به نفع من میشه… عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

    ثابت کردن از خلأ میاد… اصلاً چه نیازی آدم خودشو ثابت کنه؟؟… انرژی جنس خودشو گسترش میده، اگر بیس احساس خلأ باشه، خلأ گسترش پیدا می کنه و تو درگیر اثبات های بیشتر میشی و از اهدافت و خواسته هات دور میشی … عاقبت امور فقط دست خداست پس در مقابل تهمت و غیبت دیگران صبور باش و اعراض کن از اثبات خودت و فرکانس خلأ و قربانی شدن رو نفرست و بگو اون هم حق داره نظرش رو بگه ولی صحبت و نظر اون تاثیری توی زندگی من نداره… و توجه ات رو فقط بزار روی خواسته هات و این فرکانس رو فقط ارسال کن…

    نکته: نباید دیدگاه رو به افراد گره زد… ممکنه فرد خطا کنه و نتونه خوب عمل کنه ولی دلیل بر این نمیشه که دیدگاهش هم بد باشه … همون دیدگاهی که قبلاً زندگیشون رو متحول کرده ولی الان که با عباسمنش مشکل پیدا کرده، هم عباس منش بد شده هم دیدگاهش… آدما رو نباید بت کرد که…

    نکته: بیزنس باید تبلیغ کنه… کار رایگان ؟؟؟!!!… ارسال فرکانس بی ارزشی… جسارت پرداخت بهای هدف، هم بهای زمانی هم مالی هم انرژی … اگر با تبلیغ مشکل داری، من گارانتی می کنم که ثروتمند نمیشی… تبلیغ محصولی که زندگی رو متحول می کنه در همه ابعاد نه فقط پر کردن شکم…

    نکته: دلیل تاثیرگذاری کلام اینکه خودت اول عامل به اون کلام باشی… ذهن رو باید طوری تربیت کنی که اولاً هر چیزی رو به راحتی نپذیره… باید تجربه کنه، نتیجه بگیره بعد اون رو بپذیره…

    رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِـحِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1586 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم سارا دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید وما هم از نتایج خوب وعالی شما لذت ببریم

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سارا محمدی گفته:
        مدت عضویت: 1728 روز

        سلام محمدرضا جان

        امیدوارم حالت عااااالی باشه

        مررررسی که پیام پر از مهر برام ارسال کردی

        ممنونم که باعث شدی یکبار دیگه بیام و این کامنتم رو بخونم

        چقدر خوبه که وقتی وصل میشیم میایم اینجا و رد پا میزاریم

        وقتی همین کامنتم رو خوندم

        کاملاً متوجه شدم که اینا گفته شده و من نوشتم

        چقدر اگاهی هاش خالص بود

        خدایا شکرت

        خدایا شکرت برای این سایت توحیدی و دوستان توحیدی و استاد نابی که داریم

        خدایا شکرت که بهمون لطف کردی و از فضل خودت ما رو هدایت کردی از تاریکی ها به سمت نور

        ممنونم ازت پسر

        در پناه خدا باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    1403/6/11

    روز57

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد ومریم عزیز و دوستان گل

    خدایاشکرت بخاطر یک روز بی نظیر و هدایتی

    میخوام اینجا بنویسم و متوجه بشم دقیقا کجاها ترمز دارم ؟ سفر دبی که رفتم یه حسی درمن شکل گرفت که دوست دارم برم دبی کارکنم اما یه دوستی صحبت هایی کرد که باورهامو تغییر داد بهم گفت دبی زندگی کردن کار هرکسی نیست زندگی توی دبی اگر پول زیاد نداشته باشی پوزت به خاک میخوره و برمیگردی دبی برای آدمای خیلی ثروتمند طراحی شده و….. خیلی احساسم بد شد اما بعدش دوباره امید خودمو و بدست آوردم وگفتم هیچ کاری برای خدای من نشد نداره و از اون روز به بعد دارم روی زبانم کارمیکنم و مهارتهای تخصصی امو بهبود میدم اما خب هنوز ترمزهایی توی ذهنم هست که تو ثروتمند نیستی تو به اندازه ی کافی مهارت نداری و… همین باعث شده اصلا تا حالا اقدامی برای رفتن و مهاجرت کردن نکنم وهمین که فکرمیکنم چون مهارت ندارم چون ثروتمند نیستم شرایط برام محیا و آسون نمیشه یا اینکه درمورد اینکه همش میگم چرا پس مشتری ندارم با اینکه من تخصص دارم و افرادی و میبینم که به اندازه من تخصص ندارن اما کلی مشتری دارن من یه ترمزی توی ذهنم هست اونم اینه که هنوز خودمو و توانایی هامو باور ندارم هنوز خودم و لایق پروژه های زیاد و مشتری های زیاد نمیبینم چون میترسم و میگم اگر بلدنباشم مدیریت کنم باید چیکارکنم؟اگر نتونم درست طراحی کنم چی میشه؟ اگر فکرکنن بلد نیستم چی میشه؟ یجورایی چون از اشتباه کردن و قضاوت شدن توسط دیگران میترسم پام روی ترمزه و میگم پس چرا مشتری و‌پروژه نیست یا اینکه همش میگم فلانی اگر اینقدر پروژه داره دور و برش کلی آشنا و معرف داره اما هیچ کس منو نمیشناسه و ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    امیرمحمد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 605 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم

    امروز روز 22 است که داخل سایت هستم و واقعا خوشحال هستم که در این سایت بی نظیر حضور دارم.

    خدایا ازت متشکرم که من را به این فایل هدایت کردی .

    من وقتی می خواهم یکی از فایل هارو گوش بدم چشمانم رو می بندیم و میگذارم ناخودآگاهم فایل رو انتخاب کند.

    من توانستم چند تا از ترمز هامو کشف کنم در مورد ورزشم ولی نمی دانم چطوری باید عوضشان کنم ممنون میشم مرا راهنمایی کنید.

    مثلاً یکی از ترمز هام اینه که حتما باید تو فوتبال پارتی داشته باشی

    حتما باید پول زیادی داشته باشی تا موفق شوی

    مثلاً تیم های اروپایی که به ما ها نگاه نمی کنند

    من حتما برای بازی کردن در تیم اروپایی باید با قوانین آن کشور آشنا باشم

    مثلاً اگر از کشورم یا شهرک خارج شوم اتفاقی بدی می افتد برام .

    حتما باید عوامل خارجی خوب باشد مثل زمین و استوک

    من که برای اینکه برم خارج باید دردسر بکشم

    اگر فوتبالیست شوم آزادی زمانی ندارم

    اگر فوتبالیست شوم باید به دیگران کمک کنم

    فوتبالیست همیشه در دید هستند تا سوتی هاشون پخش شود

    ممنون میشم دوستانم من را کمک کنند

    استاد عزیز این فایل های رایگان واقعا گنج های در درونش خوابیدست

    انشالله همیشه همتون سالم باشید

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      نسترن نیشابوری گفته:
      مدت عضویت: 1517 روز

      سلام جناب قربانی بزرگوار خداقوت ایام به کام

      من خیلی خیلی خیلی میزان آگاهی هام کم هست اما با همون اندک آگاهی و درکی که از صحبت های استاد دارم بعد از خوندن کامنت و سوالات یا همون ترمز های شما تنها چیزی که صد البته با بهره گیری کامللل از آموزش های استاد درونم گفته شد رو خواستم بهتون بگم و اون هم اینکه برای رفع تک تک ترمزهاتون و تغییر باورتون به دنبال پیداکردن مصداق های بیرونی خلاف افکار فعلیتون باشید

      اگر بخوام با مثال توضیح بدم

      مثلا برای باور غلط حتما باید پول و پارتی داشته باشید تا در فوتبال موفق باشید

      زندگینامه افردا مثل رونالدو رو مطالعه کنید

      با تمام جزئیات زندگیش آشنا بشید

      و دائم برای ساکت کردن نجواهای ذهنتون بهش یادآوری کنید این مصداق بارز رو تا قدم به قدم به یاری الله عزیز بتوتید پاتون رو از این ترمز رو بردارید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام وقت همگی بخیر وشادی

    گاز و ترمز

    اول اینو بگم که دوره کشف قوانین زندگی دوره بی‌نظیری هست و خودم ازش نتیجه گرفتم پارسال برج 10 موقع کریسمس، که یکی از خواسته های شدید من مسافرت به ترکیه بود با استفاده از دوره کشف قوانین زندگی اتفاق افتاد و واقعا لذت بردم .

    من علاقه داشتم برم به استانبول ، این خواسته من بود و اصلا اتفاق نمی افتاد، چون ترمز داشتم

    ترمز ها نوشتم :

    زبان بلد نیستم ، شاید گم بشم، قیمت بالاست، تنها هستم کشور غریب، شاید مریض بشم

    بعد الگوهای مناسب و منطقی را نوشتم و ترمز مخفی خنثی شد و من به خواسته خودم رسیدم

    والان دارن روی ثروت کار می کنم و می دونم به زودی ثروتمند میشم .

    خدایا شکرت

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1144 روز

    به نام خداوند بخشنده

    روز 57 سفرنامه

    سلام به استاد گرامی و بانو شایسته عزیز

    استاد من امروز چند تا ترمز خودمو پیدا کردم

    پول در آوردن سخته

    من نمیتونم به اون جایگاهی که مد نظرم هست برسم

    اگه به شهر خوش آب و هوا مهاجرت کنم همه فامیل تو کل سال میان خونم

    اگه پولدار بشم باید به همه کمک کنم

    پولدار شدن من رو از خدا دور می‌کنه

    پیدا کردن شغل مناسب پارتی میخواد

    کلی باورهای غلط داشتم در مورد ثروت پاهام روی ترمز بوده و هی گاز دادم

    ممنونم استاد گرامی با این آموزشهای بینظیرتون. 2 بار این فایل و گوش دادم می‌دونم کمه باید بارها و بارها گوش کنم تا حسابی درکش کنم و عمل کنم

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نوشین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 2319 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استاد و دوستان هم فرکانسی

    چقدر خوشحالم که امروز این فایل زیبا را دیدم و در مسیر خواسته هام قرار گرفتم

    من درخواست داشتم به یه جایی برم سرشار از آزادی و امنیت و عشق را تجربه کنم ،چقدر تلاش کردم برای رسیدن ،تلاش فیزیکی ولی هر چی جلوتر رفتم موانع بیشتر شدن،ترمزها و مقاومت های ذهنی ماشین را از حرکت انداخت بعضی وقت اینقدر ترمزها خشک و زنگ زده هستند که باید روغن بزنیم یعنی تکرار باورهای درست ،

    ترمز های من تمرکز روی اینکه چطور بروم و چطور اقامت بگیریم،با چه پروازی بروم ،چقدر اونجا گرونه ،یا چه کاری داشته باشم،یا اصلا میتوانم تنها بمونم ،توجه روی کمبودها دیر داره میشه تند تند زبان یاد بگیر ،کمبود زمان داریم ،38 سالت شد،اونجا تورمه…..از اون طرف رابطه ام با خانواده‌ام مشکل داشت ،باید کدهای جدید بنویسیم و هر روز تکرار کنم تا در مسیر خواسته هام قرار بگیریم ،اول سعی کردم پامو از روی گاز بردارم و به خودم آرامش بدهم و رهایش کنم،و حالا باید باورهای جدید بسازم.

    چقدر آمریکا زیباست و مردمش صادق و مهربانند ،استاد تبریک میگم که اینقدر ثروتمند هستید که میتونید اونجا با آرامش زندگی کنید

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فاطمه خواجویی گفته:
    مدت عضویت: 1931 روز

    سلام استاد عزیز و تمام بچه های عزیز سایت

    خیلی صحبت هاتون منو تحت تاثیر قرار داد که ترمز چقدر در نرسیدن یا رسیدن ما به خواسته هامون تاثیر داره و چقد چیزهای کوچیکی میتونن ترمز باشن و ما خبر نداریم ولی آخه من چند وقته دنبال ترمزمم ولی پیداش نمیکنم حالا اینجا می‌نویسم باورهامو در مورد خواستم تا ببینم ترمزمو پیدا میکنم یا نه اگه کسی ترمزمو پیدا کرد ممنون میشم ریپلای بزنه و بهم بگه .

    خواسته من مهاجرت به یک شهر بزرگتره

    من معلمم و دوست دارم وسط اون شهر توی یکی از مدارس خوب کار کنم الان چند ساله فرم پر میکنم ولی با انتقالیم موافقت نمیشه پس خواستم اینه انتقالی بگیرم . اول یکی از بچه های سایت گفت که باید برای اونایی که انتقالی میگیرن خوشحال بشی و تحسینشون کنی و حسادت از خودت دور کنی این مورد خیلی روی خودم کار کردم و سعی کردم برای همه آرزوی خوب بکنم و تحسینش کنم .

    سعی کردم برای خدا شریک قائل نشم و قدرتو به بندش ندم و همش فایلهای توحیدی گوش داد و با خودم هی گفتم که دست خدا بالای همه ست و خدا دوست داره من به خواستم برسم

    بعد سعی کردم در مورد خواستم رها باشم و به خدا اعتماد. کنم که هر اتفاقی بیفته الخیر فی ما وقع و خدا بهترینو برام در نظر گرفته

    بعد اومدم نوشتم که چرا می‌خوام برم شهر بزرگتر بعد فهمیدم من از شهر بزرگ امکانات زیاد می‌خوام

    ورودی هامو دارم کنترل میکنم روی حرفام دارم کنترل میکنم زیپ دهنمو می‌بندم به قول استاد .

    سعی میکنم از زندگی لذت ببرم ولی آخر از نجواهای ذهنم ایقد صدای ذهنم زیاده که صدای الهامات خدارو نمیشنوم من واقعا هر لحظه دارم تلاش میکنم به تمام اتفاقات اطرافم به شکل بهتری نگاه کنم نجواهای ذهنم کنترل کنم.

    آیا ترمزی هست که من هنوز کشفش نکرده باشم یا اینکه نه ترمزی نیست فقط باید اعتماد کنم به رب؟

    ممنون میشم بهم کمک کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      صدف صادقی گفته:
      مدت عضویت: 900 روز

      سلام عزیزم

      وقتی کامنتت رو خوندم احساس کردم شاید احساس لیاقت و باور واقعی نداری که خدا واست این کار رو انجام بده

      از خدا درخواست کن که این کار رو واست حتما انجام بده و خودتو لایق دریافت بدون

      از خودت بپرس چرا من نباید راحت منتقل شم ؟ چرا شک دارم ؟ چرا مطمئن نیستم ؟ چرا ایمان ندارم که خدا حتما و 100٪ واسم انجام میده ؟

      لطفا بنویس و رو‌جواب هاش تأمل کن و با تمرکز بالا جواب هاشو بنویس

      بعد که نوشتی ، حالا جوابشون رو به نحوی بده که اشتباه هستن ‌وبه این دلایلی که در جوابش میدی تو لایق این هستی که راحت انجام بشه

      موفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علی کرامتی زاده گفته:
      مدت عضویت: 660 روز

      سلام وقت بخیر این که تمرز ها رو دیگران بهت بگن شاید درست نباشه چون این ها از احساس و فکر شما هست که ترمز درست میشه و فقط باید روی خودت تمرکز کنی تا کشف کنی ترمز هارو و به نظر من جای این که تمرکزت روی انتقالی باشه همون جا که هستی به زیبای های کارت و محل کارت و فکر کن وببین چقدر زیبا هست و در لحظه لذت ببر و رشد کن تا تکامل شکل بگیره و در ان زمان هست که انتقالی با کلی حس و اتفاق زیبا برات رخ خواهد داد ولی شما باید فرکانس انتقالی رو ارسال کنی تا در بهترین زمان ومکان شکل بگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نسترن نیشابوری گفته:
      مدت عضویت: 1517 روز

      سلام عزیزدلم

      امیدوارم احوالت عالییی باشه

      من کامنت شما و پاسخ خانم صادقی و جناب کرامتی عزیز رو خوندم

      به نظرم جواب شما تو جلسه 2یا گفتگو با دوستان توسط سپیده جون و شیرین جون که با استاد صحبت کردن داده شده و از همه مهم تر خانم شایسته عزیز در توضیحات یوی از فایل ها گفتن که باز هن برمیگرده به همون گفته های استاد عزیز که منشا و ریشش همون شرک خفی هست

      ذهن ما به صورت کاملاا زیرکانه مارو گول میزنه و خودمون هم اوایل متوجهش نمیشیم

      چون به ظاهر داریم با توجه به آگاهی هایی که دریافت کردیم روی خودمون کار میکنیم

      به قول اون اصطلاح معروف

      شرک در وجود انسان مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در شب های بیابان هست

      و به معنای واقعی به همین میزان کشفش سخت

      اما به قول استاد جان خبر خوب اینکه وقتی عمیقاااا به دنیای سکوت درمونمن بریم

      فلرغ از هر گونه منیت و وابستگی

      درکمال آرامش قدم به قدم متوجه میشیم ایرادمون رو

      اینوه شما در ظاهر همه کار هارو انجام میدید اما نتیجه هنوز حاصل نشده

      خودش یک شرک

      خانم شایسته عزیز درتوضیحاتی که برای فایل که نوشتن دقیقا به همین موضوع اشاره کردن

      و جناب کرامتی هم به نوعی به همین نکته اشاره کردن

      یکی دیگه از دوستان در کامنتی به تمرین ستاره قطبی دقیقا به همین موضوع اشاره کردن و استاد هم خوندن اون کامنت رو

      وقتی ما خواسته ای داریم و داریم در مسیر رسیدن بهش روی خودمون کار میکنیم

      همین کفایت

      حالا اینکه هی بگیم اا منکه این کار رو هم کردم چرا پس نشد

      برم ببینم بقیه چکار کردن که شده چرا برا من نشد

      میشه حس و حال بد

      و این یعنی ما روند رو درست درک نکردیم

      وقتی روند درست

      که خوب من هرکاری که بهش هدایت شدم رو انجام دادم

      پس خوشحالم

      ادامه میدم تا یا از ادامه نتیجه بگیرم

      یا باز هدایت بشم به انجام کار دیگه

      اما نکته مهمش داشتن حال خوب

      احساس عالی

      لذت بردن از داشته ها و عشق کامل

      به نظرم رها کردن یعنی عشق کردن با همین چیزهای موجود

      امیدوارم درست تونسته باشم منظورم رو برسونم

      نور و عشق به مسیرتون️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فاطمه خواجویی گفته:
        مدت عضویت: 1931 روز

        سلام دوست عزیز

        خیلی ممنون وقت گذاشتید و به سوالم پاسخ دادین فک کنم جوابمو گرفتم و دقیقا چیزی که شما گفتید درسته و من اینو نمیدونستم ولی خبر خوب اینکه به طرز جادویی اتفاقات خوب داره میوفته و کارم درست میشه که منتظرم کارم تموم شده و بیام برای استاد و بچه ها کامنت بزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 809 روز

    سلام استاد عزیزم و عاشقتونم

    خدا رو شکر که ب این فایل هدایت شدم من واقعا ب این نتیجه رسیدم که تمرکز روی چیزهایی باشه که دوست دارید من اصلا درباره اتفاقات نامناسب صحبت نمیکنم و حتی پی گیر هم نمیشم و تمرکزم میزارم روی چیزهایی که دوست دارم و حتی این استاد از شما یاد گرفتم زمانی ی نفر بر ضد شما یا دشمن شما باشه باهاش بحث نکنی و بی توجه روی خواسته هات حتی ب خدا یا خودت گله نکنی و با اون مسئله کنار بیایی همه چیز اونقدر راحت درست میشه و تو موفق تر میشی خدایا شکرت من این را بارها و بارها تجربه کردم زمانی که خودم را خواستم ثابت کنم و دفاع کنم چنان زمین خوردم زمانی که دفاع نکردم و اصلا برام مهم نبود و تمام تمرکزم روی خواسته ها بود عالی جلو رفتم خدایا شکر بابت استادی که سر مسیرم قرار دادی و یاد گرفتن آموزه ها و ب کار گیری اون ها تو زندگی استاد عاشققققققققتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1239 روز

    به نام یکتای بی همتا

    درودفراوان به اساتید عزیزم

    درود به دوستانم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،*

    که منرالیاقت دادی وهدایتم کردی به مسیر یادگیری قوانین جهان هستی وبهترزیستن

    استادعزیزواقعا که چقدراین فایلتون بهم انرژی خوبی دادوچقدرمنرو درموردترمزهای ذهنیم آگاهترم کرد

    چقدرکه درطول سالهای گذشته بعلت همین ترمزهای ذهنم وازطرفی هم پام روی گاز بود اما فقط درجا میزدم

    نه یکی وچندتا هزاران تا ترمزی که تابه امروز به لطف وهدایت خداوندوباآموزشهای شمااستادعزیزم تونستم برطرفشون کنم وبابرداشتن هرکدوم ازترمزهایه قدم روبه جلو حرکت میکنم ولذت میبرم وبخودم تعهد دادم که اینقدر تمرکزی روی باورهام کاربکنم تاکه بتوانم روزی آنقدرباسرعت حرکت بکنم که دیگه ترمزی درذهنم وجود نداشته باشه وفقط گازبدم وبسمت اهدافم پیش بروم واکنون هم خداوندروسپاسگذارم که خوب تونستم باکنترل ذهنم واحساس خوبم وتغییر باورهای مخربم نتیجه های خوبی بدست بیاورم وازهمین نتیجه ها دارم الگوبرداری و مستنداتی برای ذهنم میسازم که

    ببین امیر اینجا شد

    ببین امیرفلان کاروکردی شد

    فلان باورتو تغییردادی پس شدومیشه هنوزهم بهتر بشه

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    بقول فرمایش استاد

    هرکسیدرهرجاوموقعیتی که الان هست درست همونجایی هست که باید باشه

    واگر جایش نامناسب است به دلیل وجودترمزهایی هست که درذهنش داره

    وگرنه قوانین بدون تغییر جهان هستی خیلی دقیق ودرست داره کارمیکنه ونتیجه هرعملمون بسته به افکارمون است

    وبازهم هزاران مرتبه به درگاه پروردگارم سپاسگذارم که این لیاقت رابمن وکسانیکه دراین مسیرزیبای الهی قراردارندولذت میبریم از زندگیمان وخودمون خالق زندگی مان هستیم

    هراتفاقی چه خوب وچه بد حاصل توجه خودمونه

    وکلیداصلی پیداکردوردبه بهشت عمل کردن به قوانین جهان است

    اینکه بعضی ازافراد به قوانین اعتقاد دارند یاندارند اصلا مهم نیست وفقط باید عمل کرد

    احساس خوب مساوی است بااتفاقات خوب

    به هرچیزی که توجه کنیم از اصل واساس همون را درزندگیمان وارد میکنیم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    من اززمانیکه تونستم قوانین را درک کنم وکانون توجه خودمو ببرم به سمت خواسته هام

    خیلی خوب با هرکسی که ارتباط کلامی برقرارم میکنم میفهمم که چطوری داره با کلامش توجه هشو میبره بس‌مت ناخواسته هاش

    حدود چندروز پیش توی محل کارم دونفر ازهمکارانم باهم دعواوبحث لفظی کردن وبعدازتمام شدن یکنفرشون اومده بود پیش من وتامیخواست شروع بکنه به شکایت کردن وگله

    من بهش گفتم الان تنهاکاری که میتونی بکنی حالتو خوب کن،،میتونی؟

    وهمکارم باناراحتی بسیاربالایی گفت نه نمیتونم ولش کن بابا تودلت خوشه وفلان ورفت همچنان باناراحتی وحدود2ساعت بعد برگشت دیدم دستش تا مچ پانسمانه وبازهم باناراحتی بیشتر واومد پیش من گفتم چیزیت شده گفت اره ازپیش شمارفتم محل کار یکی از دوستام یکم باهاش دردودل کنم رففتم پای ظرفشور لیوان بشورم آب بخورم لیوانه توی دستم ترکید ویه تیکه شیشه رفت توی دستم وششدونه بخیه خورد

    اونوقت من باخودم گفتم الله واکبر ازاین قوانین که چقدر زودودقیق جواب میده احساسش بد بود باز براش اتفاق بد افتاد

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    دوستان عزیزم دوستتان داروم وباآرزوی بهترینها براتون

    استادومریم خانم سپاسگذارتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    بسم االه الرحمن الرحیم

    یه چیزی الان یادم اومد بذار ثبتش کنم یادم بمونه از قدرت باورها

    کامنت قبلی رو که نوشتم در پی اون افکار اومد که متوجه شدم باور کمبود چطور شکل میگیره در مورد یه موضوعی

    خیلی جالبه برام ..اصن قانونی که استاد میگه و کاملا حرفش حقه

    قدرت باور…کنترل کانون توجه..تمرکز..

    استاد جان

    دقیقا دو سه روز پیش شرکت توانیر 2 بار پیام داد که اقا مصرف برق مناطق خوزستان خیلی زیاده و اینا..

    بعد منم ناخوداگاه برقای ساختمون یکی درمیون خاموش کردم که کمکی کنم به اینکه برق به بقیه مناطق برسه(همینش خودش یعنی من میخوام بقیه رو تغیر بدم یا نفع و ضرری برسونم به کسی یا کسانی یا کشوری)

    دقت میفرمایی محسن جان!؟

    حالا ببین امروز پشت سرهم من چی دیدم؟

    فکر کنم بتونید حدس بزنید!

    یه فایل فروش خونه بهم دادن که برم بازدید

    ادددد نزدیک همون خونه که دنبالش بودم یعنی ده متر اینور ترش،نیسان که جک داره اومده بود کابل های اون مسیر رو تعمییر کنه ..این یک

    دو:

    قبلش بگم که

    من خوداگاه دنبال اینا اصلا نبودم..همینطور که نگاه میکردم به مسیر سرم و چشمم نا خوداگاه میرفت سمتشون..

    اینکه منو وادار به نوشتن و تعجب زیاد کرده و دررس

    دو:

    در مییر برگشت،یک عدد ترانس ناقابل ترکیده بود و کابل های اتصالش رو از مدار جدا کرده بودند.

    سه:

    بنگاه ماشین به اون بزرگی و شیکی که همش بنز و bmw بود،خاموش بودن چراغاش باز به چشمم اومد ناخوداگاه..با اینکه مغازه ش باز بود..چون الان بعد 6 ساعت که داشتم کامنت میذاشتم انگار علت و معلول جلو چشمم اومدن..

    حالا جالبیش اینکه

    امروز عصر وقتی میخواستم تمریناتمو بنویسم،خواستم چراغو روشن کنم یه حسی گفت تو انقدر لیاقت داری که همه چراغارو روشن کنی و توب ببینی که چی مینویسی..

    ینی خودم رو ارزشمند بدونم..

    حالا علت اون پیامکارو الان متوجه میشم..

    چون همش تبلیغ میکردن هرکی مصرف بار برقش کمتر بشه ماشین بهشون میدیدم..فلان رقم پول میلیاردی بهشون میدیم..

    حالا این که میگین کانون توجه رو بزار روی چیزی که احساس خوب بهت میده ،دقیقا همون چیزیه که احساس لیاقت بهت میده…احساس ارزشمند بودن..احساس ازادی از استفاده کردن هرچیزی به هر مقداری..اگر برقه هرچقدر که راحت میشه زندگی کرد استفاده کن فقط فکر کمک کردن و اینکه بخای شرایط زندگی بقبه رو تغییر بدی یا فکر میکنی قضیه برق چیزی جدای از کانون توجه و این قوانینه ..اصلاااااااا

    واقعا همه چیز فرکانسیه و انرژیه

    و یه ذره بیشتر این موضوع برام جا افتاد که این کانون توجهِ و تمرکز گذاشتنه حتی یکی دو ثانیه اگه احساس ارزشمندی و لیاقت از یه نعمتی رو ازت میگیره واقعا باید کانون توجه و تمرکز رو تغییر بدم و گرنه نتیجه همون دوسه ثانیه و دو تا پیامکه میشه دیدن اون عیب و ایراد ها در دنیای بیرون..

    حالا یه چبز جالب تر

    توانیر میاد از یه عامل تحریک کننده و جذب کننده استفاده میکنه که تو هم باور کنی کمبود رو و فقط پنج شیش راه فقط بدای یه خواسته و پول بدست اوردن هست که شرک هست و اینکه احساس لیاقت و ارزشمند بودن رو ازت میگیره و هم اینکه داره تورو از درک درست قانون و خودِ قانون دور دور دور میکنه..

    حالا اینجور اتفاقات که افتاد برام قطعا بخاطر همون کانون توجه های گذشته ی بابا برقیه و لامپ اضافی خاموش چون هروز و داره نعمت کمتر میشه و ما میتونیم به دیگرات کمک یا ضرر برسونیم و اصن فرمانروای عالم فقط مائیم نه خدا..

    و خدا نمیتونه و عاجزه که بخواد کمک بقیه بکنه در صورتیکه اگر جایی از نعمتی کم هست به این معنی نیست که نعمت ها تموم شدن،بلکه قانون و اصل یادمون رفته و گرنه کل جهان این پتانسیل رو داره بهشت بشه ..

    ولی چه کنیم که خدا میکنه تعداد کمی از مردم شاکرند..و اگر من حواسم نباشه و توی این تله گیر بیوفتم قطعا سر خودم میاد نه بقیه..

    اینو بعنوان یه چراغ احتیاط برا خودم گذاشتم تا حداقل به ذهنم بگم درکم یه ذره از قانون بیشتر شده…

    این یه ذره ،سالهای سال نعمت های بزرگ و آزادی های دلچسبی رو از من دور کرده و جوابش توی چیزیه که بهش فکر میکنم ..توجه میکنم…ومیبینم و میشه توجه و کم کم میشه یا مسیر برای ورود باورهای کمبود و محدود کننده..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: