«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 59


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Azzy Gh گفته:
    مدت عضویت: 3059 روز

    جناب عباس منش با محتوای کلامتان کاملا موافقم، منهم این چند وقت حال روحی و روابط خوبی با خانواده و دوستان ندارم به همین دلیل اومدم تو سایت شما و دقیقا به این فایل هدایت شدم و بهترین پیام رو برای من داشت و به این نتیجه رسیدم که تلاش نکنم که خودم رو ثابت کنم. جایی از فایل گفتید که اعتقاد دارید همه حق حرف زدن دارند و من الان دوست دارم نظرم رو در مورد مثال “حضرت علی” بدم که گفتید با مخالفانش بحث نمیکرد، بله ایشون سر مخالفانشان رو از تن جدا می‌کرد باهاشون بحث نمیکرد. لطفا برای این آموزه های خوبتون که من نتیجه خیلی خوب هم گرفتم ازشون خواهش میکنم مثال‌های ناقض نیارید تا پذیرشش برای افرادی مثل من هم راحت‌تر باشه. با سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    منصور نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    بخشی از زندگینامه بازیگر مطرح «خاویر باردم» که برنده جایزه اسکار هم هست:

    «در واقع علاقهٔ نخستین او نقاشی بود. او به مدت 4 سال برای تحصیل نقاشی در مادرید زندگی کرد. برای تأمین مخارج تحصیل در رشتهٔ نقاشی شروع به بازی در نقشهای کوتاه کرد»

    نکته ش واسه من این بود که ببین واسه کسی که علاقه نداشته به بازیگری، برای گذران زندگیش که بتونه نقاشی کار کنه بازیگری می‌کرده و «پول در می‌آورده.»

    در صورتی که این ترمز تو خیلی از ماها هست که ما باید کار دیگه‌ای کنیم تا بتونیم پول در بیاریم بتونیم بازیگری کنیم. (چون این ترمز هست که نمیشه ازین کار پول درآورد. یا دست کم الان نمیشه پول درآورد. الآن یعنی الآن هرکسی متناسب با شرایطش)

    خیلی جالبه.

    یعنی اصلا ربطی به اون کار نداره پول درآوردن.

    باوره… همه‌ش.

    حالا اگه عاشق بازیگری بود به جای نقاشی، احتمالا باید میرقت نقاشی میکشید تا گذران زندگی کنه و بتونه بازیگری کنه.

    چی میشه که وقتی آدم عاشق کاریه فکر میکنه ازش نمیشه پول درآورد. یا فکر میکنه پول مهم نیست؟!

    به نظرم ترمز عمیق تر و مخفی تر اینه:

    عشق رو از پول جدا دونستن.

    به خاطر نیت‌های نفسانی پول رو چیز بدی میدونیم.

    اما یادمون ندادن که نیت های الهی هم میتونه بچسبه به پول.

    میشه من عاشق کاری باشم و پول هم ازش در بیارم. پول پاک و الهی و حلال.

    من عاشق کارمم. پول نمیگیرم انقدر که عاشق کارمم.

    یه جورایی پول نگرفتن انگار ارزش کارو بالاتر می‌بره!!! ارزش معنوی کارو

    چرا؟!

    چون پول معنوی دونسته نمیشه

    حالا اگه به عواقبش نگاه کنیم

    منطقی میشه که مخربه و کم کم پامونو از رو ترمز بر میداریم.

    و دیگه مشکلی نداریم که هم عاشقی کنیم و هم پول در بیاریم.

    عباسمنشم این ترمزو داشته در کار خودش

    فکر میکنم یکی از دقتهای ما باید این باشه که در حوزه علاقه خودمون پیدا کنیم باورهای مخربی که در نهایت به باور مخرب مرکزی منتهی میشه (یعنی پیدا کردن مثالها در کار خودمون)

    عباسمنش اوایل معنوی نمیدونسته و حلال نمیدونسته پول گرفتن از آدما رو برای زدن این حرفها.

    تا اینکه فشار اقتصادی اذیتش کرده. اهرم شده و تضادی شده تا روی باور مخربش کار کنه. و حتمن هدایت شده به کتابهایی مثل «قانون توانگری» مخصوصا فصل اولش که راجع به این مووضع (معنوی دونستن پول) حرف می‌زنه.

    و کم کم به خودش اجازه داده که پول در بیاره

    این موضوع رو از خطوط قرمزش حذف کرده

    کم کم اجازه داده به خودش که لذت ببره از این نعمت الهی

    در واقع کم کم پاشو از رو ترمز برداشته

    و ماشین وجودش حرکت کرده

    دیگه تصاویر اطراف تکراری نبوده براش چون راه افتاده…

    دیگه کم کم گاز بیشتر داده و رفته و مناظر عالی تر دیده…

    از ترمزهای درست هم موقع رانندگی بهره برده.

    ترمز بخشی از ماشینه. لازمه وگرنه نمی بود در طراحی ماشین.

    منتها مهمه از گاز و ترمز و کلاچ کی و چه ژمان استفاده بشه…

    ترمز درست میتونه این باشه که اگر دره ست من گاز ندم.

    ترمز های پرهیزکاری از انجام کار غلط. مثلا مثل گرفتن رشوه و…

    وسوسه‌هایی که میاد و زیبا جلوه میده و مسیرو میخواد برات کوتاه کنه که یه شبه برسی و تکامل طی نکنی… بعد میبینی دره بوده…

    الان که عمیق تر فکر میکنم

    ترمزها بخشهای وجودی طبیعی ما هستن

    گازها هم همینطور

    ما فقط دچار سوتفاهم شدیم.

    یه سری چیزارو گذاشتیم تو لیست ترمزها (به خاطر تاثیر افکار دیگران – به هر دلیلی)

    که نباید تو اون لیست باشن…

    همین.

    ما با منطقی کردن بعضی چیزا

    یه چیزی مثل «پول در آوردن از طریق علاقه حلال است و مجاز است»

    باید منطقی بشه که وقتی در موقعیتش هستم و جاده صاف و بازه گاااااز بدم به جای ترمز….

    درواقع ما با این آگاهی ها و اتصال به منبع

    داریم خودمونو از شرطی شدگی ها رها میکنیم و بر میگردونیم به تنظیم اصیل کارخانه…

    چون نقشه راه اصلی ای که به خاطرش در این دنیا هستیم از قبل در دل ما هست

    برای همینه که وقتی مسیری رو میریم یا کاری رو میکنیم و لذت نمیبریم و حال دلمون اصطلاحا خوب نیست در این عرصه میگن : کاری که روحت به خاطرش اینجاست رو داری انجام نمیدی که حالت بده….

    حالا چرا انجام نمیدی چون پول توش نیست

    میری سراغ یه کار دیگه و…

    (البته که این نکته مهم هست که میگن قطب نمای طرح الهی ما دل ماست. هر جا حست بده در کل، در مسیر اشتباهی)

    یه آیه ای از قرآن بود که توش میگفت شیطان انسانو از فقر میترسونه…. و تحلیل جالب خوندم از عزیزی اگاه که میگفت شیطان فقط از فقر میترسونه … و بقیه راه توسط خود انسان رفته میشه… چجوری؟ وقتی تونست تو رو بترسونه از فقر، طبعا تو سمت کار مورد علاقه‌ت نمی‌ری… وقتی دنبال کار مورد علاقه ت نری… طبعا حالت بده… وقتی حالت بده ناشکری… وقتی ناشکری… جذبهای منفی داری و حالت بدتر میشه… و تهش دیگه میکشدت تو یه چاهی که خودتو بکشی…

    اما همون خدا طناب نجاتش همیشه در چاه وجود ما آویزونه… میگه هر وقت چنگ بزنی میکشمت بالا…

    تو مبین اندر درختی یا به چاه

    تو مرا بین که منم مفتاح راه

    (مولانا)

    ریشه خیلی از پول نگرفتن ها هم دلسوزیه

    دلسوزی ای که باعث پسرفت اون افرادی میشه که دارن مورد دلسوزی قرار میگیرن

    چقدر قشنگه کسی که عاشق همایون شجریانه مثلا روزی یه وعده غذا میخوره که پول جمع کنه بره کنسرت شجریان؟!

    تا کسی که شجریان براش دل بسوزونه و پول ازش نگیره؟

    کدوم اینا رشد میکنن؟

    کدوم اینا بیشتر قدر اون کنسرت رو میدونه؟

    در اعماق وجودمون ترمزها مثل نخ کاموا به هم وصل میشن…. سر نخو که میگیری باید بری بری دونه دونه ریشه هاشو پیدا کنی و این کلاف وجودی سردرگم رو یکی یکی باز کنی و نفس راحت بکشی…

    میگه دیگه ما هیچ ظلمی به انسان نکردیم

    اون خودش داره به خودش ظلم میکنه

    با استفاده نکردن از آگاهی

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    نگین برنا گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    سلام وقتتون بخیر دوستان عباسمنشی.

    توی این فایل استاد میگن تبلیغ کنید باید تبلیغ کنید مثل چیپس و رب گوجه

    ولی توی فایل های جدید استاد گفتن تبلیغ کنید یعنی فقط خودتون معرفی کنید نه اینکه پول بدید برای تبلیغ… حقیقتا گیج شدم. پول تبلیغ بدیم یا ندیم. اگه کسی جواب سوالم بده ممنون میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1125 روز

    به نام خداوند رحیم رحمان و غفور وهاب رزاق

    به نام خدایی که عاشقانه عاشق ما هست و بیشتر از ما دوست دارد ما ثروتمند شاد سالم باشیم و طبیعی زنده گی کنیم به نام خدایی که یادش به قلبم وروحم ارامش می‌دهد خدایا شکرت برای همه چیز

    خدایااا میدانی که با تمام وجودم لبریز از تو هستم و دوستت دارم

    حالی پیدایت کردیم به زودی رهایت نمیکنم

    من نمیدانم چی ترمز های دارم ولی میدانم که به شدت شاید باور های مذهبی داشته باشم چون در طفلی کتاب های مذهبی زیاد خواندیم ولی ایمان به خدا بیشتر دارم خودش هدایت میکند خودش مسیر نشان می‌دهد و باید تکامل درنظر بیگرم بعدا در مدار هدایت قرار میگرم حالی هم به خودم زیاد تبریک میگم زیاد تغییر کردیم

    میدانم در وجود همه ما ترمز های مختلف به وفور شاید باشد به لطف خدا و کمک استاد پیدای شان میکنم و حل شان میکنم

    اولین کار میکنم دوره کشف قوانین زنده گی را می‌خرم به خودم به عنوان هدیه پولش خدا میسازه چطوری اش نمیدانم به مه چی

    خداوند مرا به مسیر های زیبا هدایت خواهد کرد

    روز پنجاه هفتم روز شمار تحول زنده گی من

    خدایا شکرت دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3885 روز

    روز 57

    این کامنت دوم برای این فایل هست ،تقریبا بعد از 25 روز نمی دونم چرا هدایت شدم به این فایل

    و دوباره دانلود کردم تا گوش کنم ولی قبل دوباره گوش دادن به حسی گفت بیام و یک تجربه بنویسم

    تو این 25 روز که من کمتر تو سایت بودم کلی اتفاق افتاده

    اتفاقاتی که خیلی وقته دنبال رخ دادنش بودم ولی در زمانی که در حال وقوع بود باز هم ترمز داشتم

    الان حسن بهم میگه درباره تغییر شغلم بنویسم

    مدتی دنبال یک کاری هستم که محدودیت زمانی و مکانی نداشته باشه و هر لحظه که تصمیم به مهاجرت گرفتم به راحتی بتونم شغلم رو با خودم ببرم و تو این مدت ایده های به ذهنم می رسید ولی نمی‌دونم نمی شد چی میشد که نشه و نشد

    منم رهاش کردم و سپردم به خدا

    و تمرکزم گذاشتم روی شغل فعلیم و در اتفاقی که ند ساله منتظرش بودم برام اتفاق افتاد بدون اینکه مار بیشتری انجام بدم درآمدم 3 برابر شد

    و من خوشحال ترین روزها رو می گذروندم

    تا اینکه یک پیشنهاد کاری بهم شد و من با قطعیت گفتم نه

    یه نکته بگم از قبل پیشنهاد کاری ،خیلی اتفاقی کتابی از کتابخونه محل کارم امانت گرفتم و جالب اینکه درباره کار جدیدی که بهم پیشنهاد شده بود نوشته بود و من نمی دونستم چرا باید این کتاب رو بخونم ولی خوندم

    بریم ادامه مطلب

    و من گفتم نه

    در طی یک هفته چند تا نشونه رخ داد

    مثلاً رفتن عیادت دوستم و در همون روز همسایه شون هم اومد عیادت درباره شغل و کار صحبت شد و دیدم اون هم شغلی که به من پیشنهاد شده داره انجام میده و گفت این شغل رو قبول کنه

    و یا رفتن خشکشویی دوباره درباره شغل جدید صحبت شد

    و کلی نشانه دیگه

    که روز جمعه بود گفتم خدا داره میگه انجام بده و من اون موقع بود که تسلیم خدا شدم و گفتم چشم این شغل رو انجام میدم و تو خودت باید بهترین نتیجه رو در کوتاه ترین زمان برام رقم بزنی و الان دارم به خدا میگم .خدا جونم تو خودت تا الان منو به خواسته های که قلبا خواستم به راحت ترین روش ممکن رسیدم و الان هدف اصلیم این هست که درآمد 300 میلیونی رو تجربه کنم ‌‌

    . هدف کوتاه مدت این هست که تا آخر تابستان 1402 درآمد 30 میلیونی رو تجربه کنم

    و می دونم خدا برام محقق می کنه

    به راحت ترین و آسان ترین راه ممکن به درآمد ماهانه 30 میلیون می رسم

    خدایا ازت تشکر کنم بابت این حال خوبم که مهم ترین اتفاق زندگیم هست البته خیلی اتفاقات خوب دیگه رخ داده و من نمی تونم بگم که کدوم اتفاق بهترین بوده و باید بگم الان در بهترین روزهای زندگیم تا الان هستم و منتظر اتفاقات بهتردر زندگیم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان گرامی

    روز پنجاه و هفتم از روزشمار تحول زندگی من

    گوش دادن به این فایل یه همزمانی شد با کار کردن روی دوره شیوه حل مسائل

    چون با این دوره خیلی ذهن من بازتر شد که چرا رو یسری از خواسته هام گیر میکنم و بهشون نمیرسم

    و این فایل بیشتر منو متوجه این موضوع کرد که چقدر درگیر ترمز هایی هستم که منو تو مسیر نگهداشته

    تغییر باورها، کنترل کردن ورودی ها و این خودگفتاری ها همشون رو انقدر باید تمرین بشه که جزوی از وجود بشه مثل یه عضوی از بدن که همیشه داریم ازش استفاده میکنیم و همیشه ام مراقبیم که اتفاقی براش نیفته

    فکر میکنم اینجوری شناسایی ترمز ها و اینکه همیشه حواسم باشه بهتر میشه

    استاد عزیز، چقدر خوب همه چیو توضیح میدید، من هر دفعه که گوش میدم انگار تازه دارم یاد میگیرم هی یچیز تازه رو متوجه میشم، کلی ام بخاطر اینکه متوجه میشم ذوق میکنم

    به نظرم یادگیری قانون خدا انتهایی نداره، همینطور گوش کردن به فایل های شما

    من هم در مورد ثروت و کارم یه مدت خیلی خوب پیش رفتم و فکر میکردم که خب چقدر خوب که باورام داره کار میکنه اما الان که یکم شرایط متوقف شده ، متوجه شدم که منم پامو گذاشتم رو ترمز

    بخصوص در مورد همون باوری که استاد تو فایل گفتید: که اگه من درامد و سرمایه بیشتری داشته باشم هزینه هامم زیاد میشه!

    این باورو خیلی باید روش کار کنم و در جهت مثبت پیش ببرم و همونطور که خودتون گفتید در کنار باورهای ثروت، باورهای توحیدی هست که جریان ثروت رو تو زندگی من خیلی بیشتر میکنه و حس خوب و آرامشی که بهم میده فراتر از هرچیزیه

    سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر همه این باورهای قدرتمندی که بهم دادی

    و خداروشکر میکنم که دارم با این جریان پیش میرم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  7. -
    محبوبه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان

    چه فایل زیبا وتاثیر گزاری بود که مرا وادار به فکر کردن در مورد خواسته هایی کرد که به نتیجه نرسیده اندوهمیشه از خودم سوال میکردم پس چرا به این خواستهام نمی رسم

    چون باورهایی در ذهن من هست که موانعی بزرگ را برای رسیدن به این خواسته ها ایجاد کرده است وبا آگاهیهای این فایل سعی می کنم که که با باورهای درست در خلاف جهت باورهای قبلی کار کنم وبا توکل به خدای توانا به اهدافم برسم

    ممنون وسپاسگزارم از استاد بی نظیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    عبداله نوروزی خرقانی گفته:
    مدت عضویت: 1392 روز

    با سلام و باسپاس فراوان از استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار و تمامی دوستان ارزشمندم.

    بعداز ماهها که عضو سایت شدم و فایلهای دانلودی بسیار باارزش رو بارها گوش دادم،تازه امروز بنظر خودم تونستم معنی ترمزهایی که ممکنه در رسیدن به خواسته هاداشته باشیم رو فهمیدم.قبلا فکر میکردم که میدونم چیه ولی امروز که 3بار این فایل باارزش رو گوش کردم احساس کردم که خیلی بیشتر معنی ترمزهای ذهنی رو درک کردم.البته واکنشی که امروز نسبت به صحبتهای همسرم داشتم(که بشدت مخالف ومعترض عملکرد من در یه زمینه ای بود ) نیز کاملا متفاوت با واکنشهایی بود که تا امروز نشون میدادم.فکرهایی که در مقابل واکنش همسرم به سرم اومد نیز جنسش فرق داشت. چون بعداز گوش دادن این فایل بود که همسرم حرفهاشو با اعتراض بهم زد.و من فورا به این فکر کردم که در این زمانهای اخیر چه احساسی داشتم، چه چیزی باعث شده که این واکنش همسرم رو رقم بزنم؟باخودم فکر کردم که فعلا در حال حاضر لزومی نداره که پاسخی بدم و در یک موقعیت مناسب دلیل عملکردمو براش به آرامی و به خوشی توضیح میدم.

    و در این مدت که عضو سایت شدم، احساس میکنم که در چند زمینه باورهامو تاحدی تغییر دادم در مورد خدا و ثروت و روابط و …..(برای خودم رضایت بخش هست ) ولی تازه متوجه شدم که یک ترمز بسیار قوی دارم که مانع رسیدن به خواسته هام شده.و تصمیم گرفتم که مساله ام را حل کرده و پامو از ترمز بردارم .

    توی این فایل یه نکته دیگه که توجهمو جلب کرد وبرام خیلی جالب بود و اونم اینکه استاد عزیز با اینکه روی هر موضوعی که صحبت میکنند تسلط بسیار عالی دارند و تمرکزشون روی موضوع وروی صحبتهاشون هست، در حین توضیحات اشاره داشتند به ؛”یک هلی کوپتر قشنگ که داشت عبور میکرد”

    این نشون میده که وقتی یک ویژگی مثبت مانند “شکار زیباییها” رو وقتی تکرار کنیم،تمرین کنیم رفته رفته اون ویژگی ،توی ناخودآگاه میره و به یک عادت تبدیل میشه.و وقتی بشکل عادت درومد، در هرگونه موقعیتی که باشیم حتی وسط صحبت کردن ودر زمانی که تمرکزمون روی موضوعی هست که راجبش توضیح میدیم،بصورت ناخوداگاه و بدون اینکه اراده ای کنیم ،چشممان زیبایی را میبیند و زبان هم تحسین میکند.)

    چقدر مهمه ! چقدر زیباست! که من هم ویژگیهای مثبت رو تمرین کنم وتکرار کنم تا جایی که جزء عادتهام بشن. نتایج هم که مشخصه……

    من توی چندین فایل این حرکت زیبارو از استاد دیدم و لذت بردم.

    استاد عزیزم مثل همیشه بینظیر و فوق العاده بود صمیمانه سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مهناز تیموری گفته:
    مدت عضویت: 1139 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم

    من مدت زیادی نیست با سایت عباس منش اشنا شدم ولی حسرت می خورم که چرا زودتر با سایت شما اشنا نشدم

    دراین صورت من خیلی از اشتباهات را انجام نمی دادم ولی به گفته استاد نباید حسرت گذشته را خورد گذشته را

    فراموش می کنم چون مطمئن هستم گذشته قابل جبران است.

    استاد عزیزم من شخصا در این مدت کوتاه که روی باور های خودم کار کردم نتایج فوق العاده گرفتم ثروتمند نشدم

    ولی از نظر روحی ثروتمندم و پیش بینی میکنم این اتفاق برای من خواهد افتاد اطرافیان هم به من می گویند که تو

    تغییر کردی من در کارهای روزمره خودم هم از شما و خانم مریم شایسته عزیزم الگو برداری میکنم یعنی یک طوری با

    شما زندگی می کنم و خیلی خیلی شاد هستم و از زندگی لذت میبرم.

    ازشما استاد عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم و از کلیه همکاران شما در گروه تحقیقاتی عباس منش بسیار بسیار

    سپاسگزارم خدا نگهدار .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3885 روز

    سفرنامه روز 57

    به نام ایزد منان

    باسلام خدمت استاد عباس منش و مریم بانو

    این فایل خیلی عالی بود

    چند روزه دارم درم‌ردش فکر می کنم

    بیش از 10 بار گوش دادم

    تو این مدت که دارم روی خودم کار می کنم در خیلی از موارد مثل ارتباط با همسر،سلامتی،آرامش پیشرفت خوبی داشتم و در بعضی موارد 100 درصد تغییر کردم ولی در مورد ثروت پیشرفت زیادی نداشتم هر چند که اردیبهشت ماه درآمد 3 برابری رو تجربه کردم و در آمد 2رقمی رو بدست آوردم ولی بازهم حس میکنم باید بیشتر درآمد بدست بیارم

    این چند روز دارم می پرسم ترمز من در مورد ثروت چیه؟

    یک‌ترمز خیلی بزرگ که اصلا فکر نمی کردم این ترمز رو داشته باشم پیدا کردم

    من در مورد شغل ،ثروت خاتم ها خیلی حسادت می کنم

    چند روز پیش یکی از دوستانم قرار داد کاری شو‌بسته بود ولی وقتی به من گفت یک حس بدی در من ایجاد شد اول متوجه نشدم چرا

    ولی کم‌کم فهمیدم

    وقتی که یک خانم ماشین خوب سوار شده بهش حسادت می کنم

    وقتی یک خانم در جایگاه شغلی بالایی می بینم بهش حسادت می کنم.

    این ترمز خیلی مخفی بود چرا که من همیشه اعتقاد داشتم از رشد و پیشرفت بقیه خوشحال میشم و آرزو می کنم همه موفق بشن

    خدا روشکر که این ترمز رو تونستم پیدا کنم و الان باید با باور جدید جایگزین کنم

    یک مورد دیگه

    من عاشق مسافرت هستم ولی با اینکه از لحاظ مالی امکان سفر رفتن داریم ولی محقق نمیشه به خصوص سفر خارجی

    بعد دیدن فایل تو اینترنت سرچ کردم میامی فلوریدا و یک ویدئو دیدم از مکان های زیبا در فلوریدا به خصوص ساحل

    یک ترمز دیگه هم پیدا کردم

    من فک می کنم که من که حجاب دارم چه جوری می خوام در کنار ساحل تفریح کنم و حس بدی می گرفتم و این باعث می شد سفر خارجی برام محقق نشه

    به امید اینکه تابستان امسال نه باید بگم.

    خدایا شکرت که تابستان امسال به ترکیه سفر می کنم و از کنار دریا لذت می برم

    راستی استاد من برای خودم هدف گذاشته بودم که درآمد 3 برابر بشه جلسه اول دوره 12 قذم رو بخرم

    و این ماه درآمد من بعد از 3ماه 3 برابر شد

    ممنون اسناد جان

    یک نکته دیگه من با قانون سلامتی که در فایل های رایگان دیدم دارم به وزن و اندام ایده آلم می رسم و این خیلی خوشحال کننده است البته بگم وزن زیادی نداشتم 62 کیلو بودم و هدفم 55 هست الان 3کیلو در 4هفته کم کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: