این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-70.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-11-08 07:11:452025-12-18 05:09:07«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
همین فایل ترمز و گاز با خواستن و دریافت بهم رسید و کاملا متحیر شدم چون نسبت به آموزشهای استاد واقعا حالت سیستمی رو بارها دیدم.
چقد جالبه این فکر کردن به گاز و ترمز و اینکه تو هرکاری بشناسیم و ترمز را پیدا کنیم و باورهای درستش رو پیدا کنیم و رو خودمون کار کنیم که واقعا همین که پامون رو از ترمز برداریم و موتورمون روشن باشه . حرکتمون شکل میگیره و گاز دادن که با سوخت الهی واقعا چه لذتی از حرکت توی اون مسیر رو بهمون،میده.
الان دقیقا تو همین شرایط هست که یه کاری مبخام با توجه به آموزه های استاد شروع کنم که با شرایط موجودم به درآمد برسم و ترمز مثلا اینکه این کار با فلان و بهمان جور در نمیاد . خودم و خدا کمک کنیم بشه چقد لذت بخشه.
ممنونم خداجون تا به این جا و در امتدادش . خدایا ترمزا و هدایتا و گاز دادن هارو هدایت میخام ازت.
سلام به تک تک دوستان متعهد به کشف قوانین جهان هستی…
من هاجر هستم. تقریبا یکساله که در این سایت عضو شدم، اما هربار خواستم چیزی بنویسم هزارتا ترمز داشتم.
یک بار که به تضاد بزرگی رسیدم خودمو مجبور کردم که برای اولین بار بیام و تو سایت چیزی بنویسم. اما جوابی دریافت نکردم و قطعا اونم نتیجه فرکانسهای خودمه…
اما چرا الان دارم مینویسم؟
چون چند هفته اخیر یه عااالمه از کار کردن با فایلهای این سایت و خوندن تجربیات دوستان عزیز آگاهی دریافت کردم و کلی نتیجه دیدم و الانه که خودمو لایق دیدم منم بیام و اتفاقاتی که بصورت هدایتی برام ایجاد شده بود را به اشتراک بذارم که ممکنه آگاهیای برای دیگران باشه
من و خواهرم (افرا) هر دو عضو این خانوادهایم و تقریبا زیاد باهم درمورد قوانین و یادگیریهامون حرف میزنیم. این هم خودش یه هدایت خدایی بود که اگر هدایت بشم درموردش کامل صحبت خواهم کرد.
من درحال استارت یه پروژهام که از ماه پیش بسیار و بسیار نیازمند قوانین بودم و چقدر قوانین کمککننده بودند برام (و اینجا هم تعهد میدم نتیجه پروژهام را در آینده نزدیک به اطلاع شما برسانم). افرا امروز صبح باهام تماس گرفت که از خوابی که دیشب دید بهم آگاهی بده.
بقول استادجان، خواب از روح ماست (یا همان ضمیر ناخودآگاه) و میتونه یه راهی باشه که خدا داره ازون طریق باهات حرف میزنه و خودم هم عمیقا همنظر با استاد هستم.
خوابی که افرا برام گفت دقیقا متناسب با حرفهای ذهنیای که دیروز غروب باخودم داشتم بوده! بطوری که خدای قدرتمندم از طریق افرا، به من پاسخ سوالم را داده و منو از ترمز مخفیام آگاه کرد و دریافت این پاسخ حتی به یک روز هم نیانجامید!
با افرا کلی راجع به ترمزهایی که حین شروع پروژه کاریم برخوردم و شناختمشون و دارم بهتر میشناسمشون و الان کمی بیشتر مغز حرفای استادجان را درک میکنم و بابتش بسیار ذوق انگیزم، صحبت کردیم.
کلی، کلی حرف زدیم شاید حدود 2 ساعت!!
وقتی تماس را قطع کردم یه تجربهای که اخیرا داشتم و راجع به ترمزهای مخفی بود یادم افتاد که به صورت پیام برای افرا ارسال کردم و دلم میخواد همون پیامها را اینجا براتون بذارم، چون حس و حال همون لحظههامون ممکنه از تو متن پیامها براتون قابل درک باشه:
hajar:
یادم اومد که یه تجربه بدون ترمز داشتم، اینه که یه روز دیدم ترنگ (رئیسم) از تو کیفش یه خودکار طلایی رنگ درآورد و رفتارش هم طوری بود که نشون میداد خودکار ارزشمندیه. من فقط تصورم این بود که این خودکار احتمالا هدیهس که براش مهمه و تو جیبش نذاشته و تو کیفش اونم تو یه باکس نگهداشته.
خلاصه کنجکاو شدم و بهش گفتم خودکار رو بده ببینم. بنظرم خودکار جالبی اومد و هی باهاش ور میرفتم و یهجورایی باهاش بازی میکردم. دیدم روش اسم یه شرکت دارویی زده. تعجب کردم که این یه خودکار تبلیغاتی چرا اینقد برا ترنگ مهمه؟!! که ترنگ انگار صدای ذهن منو شنید گفت: این خودکار طلای 24 عیاره
من دهنم همینطوری وا موند…
خیلی ترنگ را بخاطر هدیهای که دریافت کرد تحسینش کردم که اونقد وجودش ارزشمنده که همچین هدیهای دریافت کرده و البته اون شرکت را هم تحسین کردم که چقدر پول دارن و بهبه که چه ایدهای جالبی داشتن و چقدر سخاوتمندن و چقدر … که همچین هدیهای تدارک دیدن …
معجزه: سه روز بعد همون خودکار در یک بسته هدیه ازطرف ترنگ بمن هدیه شد
این یک تجربه از نداشتن هییییییچی ترمزی بود.
خواهری، دقت کن تو این ماجرا “من حتی درخواست داشتن اون خودکار را هم نداشتم” اما چون تو مدار تحسین زیبایی ها بودم لاجرم جهان منو با تجربه یه اتفاق خوب روبرو کرد.
اینه که استادجان و مریمجان دائم با اتفاقات خووووب مواجه میشن️
اینکار ترنگ، چقدددررر تحسین منو برانگیخت. چون من در این مداری که فعلا قرار دارم، اینقدر سخاوت ندارم که بخوام همین خودکار را به کسی هدیه بدم. اما چون اون زمان در مدارم این ترمزه نبوده، اون هدیه سخاوتمندانه را دریافت کردم. پس الان فهمیدم که یه ترمزی دارم و باید ترمزم را بردارم که بارها و بارها هدایای بزرگی از جهان دریافت کنم
خلاصه اینکه یه همچین اتفاقی چقدرررر درس برام میتونست داشته باشه وقتی به چشم درس بهش نگاه میکنم، نه یه اتفاق یهبارکی و ساده
Afra:
امروز از اون روزهای عالی منه
که از صبح از توی خواب خدا داره باهامون حرف میزنه و ما میشنویم
hajar:
این حرفها را روزهاست که میخواستم بهت بگم. ببین چقد جالبه:
فرصتش را نداشتم یا کلا برنامه برای گفتن اینها ایجاد نشده بود و خلاصه ک من هیچی بهت انتقال ندادم.
چون تو نیاز داشتی که امروز این حرفا رو بشنوی
شاید اگر همون روز میگفتم اصلا این حرفا برات هیچ آگاهیای نداشت.
Afra:
واقعا همینطوره. بهشون در این لحظه نیاز داشتم.
خداروشکر کردم برای وجودش در وجود تو، که باهام اینطوری حرف میزنه و جواب گیرهای ذهنی منو میده
(تو پرانتز اینم بگم که موسیقی گوشیم روشن بود و همان لحظه یه فایلی از استاد play شد که جمله بعدیای نوشتم از همان فایله، واقعا الان اسمش را هم نمیدونم که بگم)
hajar:
تردید بدترین سم برای موفقیت است.
برای حذف تردید، باید عضله تصمیمگیریتو فعال کنی. حتی اگر اشتباه تصمیم گرفتی!!
اما، اما اگر مطمئن باشی که به خدا وصلی، همان تصمیمت هم از الهام اللهست. حتی اگر نتیجهی اولیه، ظاهر بدی داشته باشه، اعتماد داری که اون ظاهر بد هم نشونهس و دنبال هدایتش میگردی و حتما هم نشونهت رو ازتوش پیدا میکنی
همینا رو من خودم هفته پیش درکش نمیکردم
Afra:
این حرفای تو مربوط به تصمیم منه که دوهفته گرفتم و تردید دارم که انجام بدم یا نه
hajar:
اصن این جمله رو همیییین الان تو فایل داشتم گوش میدادم نوشتم
اتفاقا بخودم گفتم این جمله را برای چی بنویسی؟!!! چون که به موضوعات امروز خیلی بیربطه.
اما دلم گفت بنویس، هدایته.
بعد ک نوشتم، حرفای بعدیش هم اومد و تونستم تو پیام بعدی نتیجهگیری کنم و این جمله را ب حرفای امروزم ربط بدم.
اما الان تو میگی که :
این جمله درراستای حال توست
اینهههههه هدایت رب بلندمرتبه
باز جالبتر که واقعا که خودمم همین لحظه تصمیم گرفتم که ب الهامم عمل کنم و چقد ظریفه که احتمال داشت به الهامم عمل نکنم و چقد فاصله این دوتا ازهم کمه
Afra:
وااای خدای من دارم هنگ میشم از حال خوب
hajar:
بارها این پیامها رو خوندم. توش یهعالمه آگاهی داره
یه عالمه حس خوب
یه عالمه ایمان
یه عامله اعتماد ب خدا رو نشون میده
یه عاااالمه وجود خدا توشون دیده میشه
Afra:
خدایا ممنون که داریمت
دیالوگ منو و افرا تموم شد و من حس کردم که وظیفه دارم بیام این حرفا رو بزنم. با اینکه شاید کل این حرفام به این فایل مرتبط نباشه، اما تنها جملهای که بهم گفته شد این بود که برو تو دیدگاه فایل گاز و ترمز بنویس و بقول استادجانم، منم گفتم چشم️
خوندن این الهامات و هدایتهای دوستان به روند بهتر شدن در درک قانون خیلی به من کمک میکنه .
تحسین میکنم که 2تا خواهر انقدر از نظر فرکانسی بهم نزدیک هستن که خدا از طریق خواهرتون مسئله شمارو حل میکنه و اینها یعنی همه ما بهم وصل هستیم و ما انرژی هستیم و خدا از طریق هرکدوم از ما به کمک فرد دیگه میاد .
اون قسمت که گفتین خودکار طلای رئیستونو دیدید و فقط تحسین کردید و حتی خواسته ای به جهان نفرستادید ولی جهان با همون تحسین به بهترین شکل به شما پاسخ داد و این فوق العادس و در حیرت میمونم از اینهمه نظم و اینهمه پاداش خداوند به بنده های با ایمانش .
برادر من دوسال هست که ازدواج کرده و انقدر خانمش هدیه های مختلف بهش میرسه و انقدر در صلح با جهان هست و انرژیش عالیه که انگار خدا این فرد رو برا من فرستاده که جلوی چشمم باشه و ببینم که جهان چقدر عالی پاسخ رفتارهامون رو میده .
هر دفعه که مییاد تعریف میکنه که از غریبه ها هدیه دریافت میکنه و هدیه های خوب و آدمهای خوب سر راهش هستن و بهش کمک میکنن .
انقدر که انرژیش خوبه و شاد هست و همیشه همه ازش تعریف میکنن و تحسینش میکنن و من خداروشکر میکنم که تو خانواده ما هست .
چون اصلا دورو برم همچین ادم شاد و پرانرژی ندیدم و حتی تو دوستهام هم نداشتم انقدر که از نظر خانوادگی و تمام فامیلها و اطرافم انسانهای کم انرژی و در فرکانس پایین و انسانهایی که همیشه درباره اتفاقات بد باهم صحبت میکنن و اومدن زن داداشم و اینهمه تفاوت با ما خیلی باعث شده که منم همیشه یادش کنم و تحسینش کنم و هر موفقیتی که تو کارش کسب میکنه همیشه بهش تبریک گفتم .
و فردی هست که هرچی بخواد بدست میاره و بخودم میگم باید ببینم و منطقی کنم قانون رو برای خودم که میشود منم هرچی بخوام بهش میرسم .
به نام خدایی که هر چی بیشتر آروم باشی و آرامش داشته باشی بیشتر و بهتر باهات حرف میزنه
سلام به استاد موفق و مریم عزیزم
سلام به دوستان و اعضای صمیمیه خانواده ام
امیدوارم در بهترین حال خودتون مشغول خوندن این کامنت باشین
اولش گفتم من حرفی بری گفتن ندارم بیام چی بنویسم ولی جسته و گریخته یه حرف هایی از ذهنم گذشت، گفتم نوشتنشون که ضرری نداره
وقتی استاد در توضیحات فایل میگه که:
وقتی تلاش می کنید تا دیگران را قانع کنید که حق با شماست…
وقتی بخاطر قضاوت اشتباهِ دیگران ناراحت شده یا احساسِ مظلوم واقع شدن می کنید..
وقتی برای اثبات خودتان بحث می کنید..
وقتی تلاش می کنید تا ثابت کنید که کارِ شما یا دیدگاهِ شما صحیح است، یعنی کانون توجه تان را روی چیزی گذاشته اید که نمی خواهید، و طبق قانون، ناخواسته های بیشتری را در تجربه تان فعال می کنید…
یاد یه نکته ای میوفتم که دوستان در کامنت ها بهش اشاره کردن:
آرامش یعنی واکنش نشان ندادن به اتفاقات و آدم ها!!
هیچ طبقه ی اجتماعی وجود نداره هیچکسی از هیچکسی برتر نیست تنها تفاوت انسانها در اگاهی اونهاست ولا غیر
بعد گفتم هر کدوم از ما باید ببینه حاظره از آرامشی که الان داره دست بکشه و خودشو قاطیه مسایلی کنه که نمیخواد؟
به جای توجه به زیبایی ها حاظره به نا زیبایی ها توجه کنه؟
در صورتی که اگه اعراض کنه ازشون و از بودن در ذهنش دست بکشه و جا برای راهنمایی ها، هدایت ها و در یک کلام احساس خوبی که منجر به اتفاقات خوبه میشه باز کنه اون موقع زندگی لذت بخش تر میشه.
توصیه من اینه که بعد از این فایل، فایل آرامش در پرتو آگاهی قسمت 2 رو هم گوش کنین
این قسمتشو دوس داشتم براتون بیارم
دست و پا زدنهای بی نتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادت ها، پریشانیها، بیشتر خواهی ها، فرافکنیها و مشکلاتی که به آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی که زندگی همین است، برای همه تلخ است، همه رنج میبرند، همه به مشکلات سرگرماند زمین و زندگی زمینی.
و غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست. در ذره ذره تو.
یک فایل فوقالعاده گاز و ترمز چقد داره بهم کمک میکنه که باورهای محدود کننده خودمو توی ذهنم پیدا کنم با شنیدن چندبار این فایل باور توی گوشه های ذهنم پیدا کردم دری بسته بسوی ثروت هست چقد مخفی بود باید بیشتر روی باور ثروت کار کنم یک ترمز که نمیزاره من از یک حد بالا برم خب چیکار کنم
قلبم ایمانت به خداوند را بیشتر کن چطور بیشتر کنم باور کن ثروت بی نهایت هست ، باور کن تو با ارسال فرکانس های ثروت به جهان هوشمند دریافت آگاهی و ایده های فوقالعاده پولساز خواهی داشت ، باور کن خداوند تمام عالم هستی مسخر تو کرده بخواه تا عطا کند ، با ثروتمند شدنت هم خودت به رویاهات دست پیدا میکنه هم جهان را گسترش میدی چقد آرام شدم من باید هر روز و هر روز از خداوند بابت نعمت های که تا الان به زندگیم بخشیده سپاسگزار باشم ….
اگه ترمز نداشته باشیم هر خواسته ای که داریم جهان بلافاصله اون را بهمون میده چقد این قوانین به درخواست تمام وجودات پاسخ دقیق طبق فرکانس ارسالی برمیگردونه کار جهان همینه
چه جالب توی این مدت که داشتم روی خودم کارم میکنم بدون ترمز هر چی که خواستم برآورد شده چطور به این مسئله کم توجه بودم اصلن توی ذهنم مقاومتی نبوده راحتی کارهام حل شده سیستم جهان میخوای میشه عالی گفتی استاد …..
باید روی ترمز های که پیدا میکنیم کار کنیم تا با جایگزین کردن آن ها با باورهای قدرتمند توحیدی این سرعت ما را در رسیدن به خواست هامون بسیار کمک میکنه در نبود ترمز گاز با تمام قدرت رو به جلو حرکت بسوی موفقیت های بزرگ
سلام به استاد عزیز م که این همه آگاهی به صورت رایگان در اختیار ما می گذارند
استاد عزیز شما به نکته ی مهمی اشاره کردید که اگه کسی پست سر شما حرف زد وتهمت زد شما توجه نکنید که اگه توجه کنید بهش قدرت میدن وقوی تر میشه
من کاملا حرف شما رو درک می کنم چون تجربه اش کردم چند وقت پیش یکی از اقوام پست سر من حرف زده بود وبه من تهمت زده بود من متاسفانه بهش توجه کردم خواستم به آن شخص ثابت کنم که در مورد من اشتباه میکنه ولی نه تنها اون شخص قبول نکرد بلکه ر روی حرف خودش بیشتر پا فشاری کرد
وکلااین توجه من نه تنها موضوع را حل نکرد بلکه مشکل رو هم بیشتر کرد وباعث شد رابطه به مشکل بیشتری بر بخوره
من الان با گوش دادن این فایل فهمیدم که کار من اشتباه بوده من نباید به تهمت آن شخص اعتنا میکردم من باید اعراض میکردم وتوجه نمی کردم
که باعث بشه مشکلات بیشتری پیش بیاد
ممنون استاد عزیز که به ما از دل وجان آگاهی های ناب میدهید
سلام به استاد عزیز م که این همه آگاهی به صورت رایگان در اختیار ما می گذارند
استاد عزیز شما به نکته ی مهمی اشاره کردید که اگه کسی پست سر شما حرف زد وتهمت زد شما توجه نکنید که اگه توجه کنید بهش قدرت میدن وقوی تر میشه
من کاملا حرف شما رو درک می کنم چون تجربه اش کردم چند وقت پیش یکی از اقوام پست سر من حرف زده بود وبه من تهمت زده بود من متاسفانه بهش توجه کردم خواستم به آن شخص ثابت کنم که در مورد من اشتباه میکنه ولی نه تنها اون شخص قبول نکرد بلکه لر روی حرف خودش بیشتر پا فشاری کرد
وکلااین توجه من نه تنها موضوع را حل نکرد بلکه مشکل رو هم بیشتر کرد وباعث شد رابطه به مشکل بیشتری بر بخوره
من الان با گوش دادن این فایل فهمیدم که کار من اشتباه بوده من نباید به تهمت آن شخص اعتنا میکردم من باید اعراض میکردم وتوجه نمی کردم
که باعث بشه مشکلات بیشتری پیش بیاد
ممنون استاد عزیز که به ما از دل وجان آگاهی های ناب میدهید
بعضی جمله ها هست وقتی میشنوی ساعت ها دوست داری در موردش فکر کنی آنقدر که بهت آرامش میدن
شاید بهشون عمل نکنی ولی حالتو خیلی خوب میکنن
ولی مهم اینه یاد بگیرم همین جمله ای که شنیدم آنقدر تکرارش کنم تا بشه باورم تا عمل کنم بهش
اگر باور های مناسبی بسازم در مورد خواسته هام و ترمز ها رو پیدا کنم و برطرف کنم خواسته هام به سرعت و آسانی وارد زندگیم میشم
باید چند تا باور رو بسازم
اول اینکه خدا سریع اجابت میکنه
من با افکارم اتفاقات رو رقم میزنم
کافیه من بخوام تا بشه
فقط باید ترمز ها رو برطرف کنیم
اگر خواسته ای رو میخام و نمیشه یابه سختی میشه بخاطر ترمز هایس که دارم بخاطر باور های محدود کننده ای که دارم
کار من کشف این باور هاست
از همین روش استاد کمک گرفتم توی جنبه ی دیگه ی زندگیم کاهش وزن خوبی داشتم ولی از یه جایی به بعد دچار استپ وزنی شدم
اولش دنبال یه روشی بیرون از خودم بودم که غذامو کم کنم با اینکه با این روش آشنایی داشتم ولی قانون فراموش کردم وقتی فهمیدم جریان چیه و باید از درون خودم حلش کنم یه سری ترمز ها شناسایی کردم و اومدم باور هایی رو برای خودم ساختم ولی این باور ها خیلی تو من قوی تر هستن و باید وقت بیشتری روش بزارم تا حلشون کنم و میدونم اگر حل بشن من خود به خود و به راحتییییی به وزن ایده الم میرسم
نتیجه من
قانون جهان اینه میخواهی و میشود
اگر الان به خواسته هات نمیرسی بخاطر یه سری ترمز باید اونا رو کشف کنی و باور های مناسب جایگزین کنی اونوقت خیلی راحت و آسون به خواسته هات میرسی
بعضی جمله ها هست وقتی میشنوی ساعت ها دوست داری در موردش فکر کنی آنقدر که بهت آرامش میدن
شاید بهشون عمل نکنی ولی حالتو خیلی خوب میکنن
ولی مهم اینه یاد بگیرم همین جمله ای که شنیدم آنقدر تکرارش کنم تا بشه باورم تا عمل کنم بهش
اگر باور های مناسبی بسازم در مورد خواسته هام و ترمز ها رو پیدا کنم و برطرف کنم خواسته هام به سرعت و آسانی وارد زندگیم میشم
باید چند تا باور رو بسازم
اول اینکه خدا سریع اجابت میکنه
من با افکارم اتفاقات رو رقم میزنم
کافیه من بخوام تا بشه
فقط باید ترمز ها رو برطرف کنیم
اگر خواسته ای رو میخام و نمیشه یابه سختی میشه بخاطر ترمز هایس که دارم بخاطر باور های محدود کننده ای که دارم
کار من کشف این باور هاست
از همین روش استاد کمک گرفتم توی جنبه ی دیگه ی زندگیم کاهش وزن خوبی داشتم ولی از یه جایی به بعد دچار استپ وزنی شدم
اولش دنبال یه روشی بیرون از خودم بودم که غذامو کم کنم با اینکه با این روش آشنایی داشتم ولی قانون فراموش کردم وقتی فهمیدم جریان چیه و باید از درون خودم حلش کنم یه سری ترمز ها شناسایی کردم و اومدم باور هایی رو برای خودم ساختم ولی این باور ها خیلی تو من قوی تر هستن ولایت وقت بیشتری روش بزارم تا حلشون کنم و میدونم اگر حل بشن من خود به خود و به راحتییییی به وزن ایده الم میرسم
نتیجه من
قانون جهان اینه میخواهی و میشود
اگر الان به خواسته هات نمیرسی بخاطر یه سری ترمز باید اونا رو کشف کنی و باور های مناسب جایگزین کنی اونوقت خیلی راحت و آسون به خواسته هات میرسی
خالق مهربونم تو این دوماهه که سفرنامه رو شروع کردم شاید به اندازه ی دوسالی که با قانون آشنا شدم پیشرفت داشتم.به لحاظ اینکه دیگه دلسوزی نمیکنم برا خونوادم..اینکه خیلی منظم شدم و هروز فایل گوش میدم و کامنت میخونم و میذارم اینکه درک کردم که تا آخر عمر باید به این شیوه عمل کنم و هیچ وقت به فکر رها کردن این روش نباشم اینکه دیگه ترسم از حرف فامیل مادریم ریخته و هیچ تصمیمی برای برگشت به سمتشون ندارم.اینکه حسادتم نسبت به داشته های دیگران خیلی خیلی کم شده و حتی ذوق میکنم و داشته های بقیه رو نشونه میبینم برای خودم مخصوصا شریکام رو.
فهمیدم که قران اون چیزی نیست که من فکر میکردم و دارم درک میکنم سیستمی بودن قران رو.
ترسم از حرف بقیه خیلییی کمتر شده.ارگنایزینگ رو یاد گرفتم.
یاد گرفتم چیزای ارزون نخرم و دنبال کیفیت باشم و احساس ارزشمندی کنم.
یاد گرفتم که اتفاقات بد حتی کوچیک رو با آب و تاب نشینم تعریف کنم
بیشتر باور کردم که اگر به خواستهام نمیرسم به خاطر باورهای اشتباهمه و ربطی به بیرون نداره.
خیلی توقعم رو از بقیه مخصوصا همسرم آوردم پایین و پذیرفتم که هیچ وظیفه ای در قبال من نداره.
یاد گرفتم که هیچ وظیفه ای برای خوشحال نگه داشتن بقیه ندارم.
یاد گرفتم آسونتر بگیرم.
یاد گرفتم بیشتر رو خدا حساب کنم و روی هیچ کسی حساب نکنم.
یاد گرفتم کمتر بعد از اشتباهاتم خودمو سرزنش کنم و رفتن از حل یک تضاد به حل تضاد بعدی خیلی سریعتر از قبل داره برام اتفاق میفته.
یاد گرفتم کمتر تو ذهنم حساب و کتاب کنم و نگران پوشش هزینه هام نباشم.
یاد گرفتم بیشتر از اینکه دیگرانو دوست داشته باشم خودمو دوست داشته باشم و بیشتر از اینکه به بقیه عشق بدم به خودم عشق بدم.
یاد گرفتم به جای تعریف بیش از حد از دیگران از روی کمبود اعتماد به نفس بیشتر به خوبیهای خودم توجه کنم.
یاد گرفتم بیشتر خودم باشم و برام مهم نباشه حتی اگه دیگران مسخره ام کنن.
خلاصه با اینکه نتیجه ی مالی هنوز وارد زندگیم نشده ولی روز به روز استرس و ترسهام داره کمتر میشه.ایمانم داره بیشتر میشه آرامشم داره بیشتر میشه باورم داره به مسیر بیشتر و بیشتر میشه.و چرخ زندگیم تو همه ابعاد داره روون تر میشه.عجله ام کمتر میشه.تمرکزم بیشتر میشه وکلی اتفاقات کوچیک مثبت دیگه که الان حضور ذهن ندارم ولی میدونم که خیلییی بیشتر از ایناست.
خداوند دلم تو همه کار برای من کردی.ایمان دارم این مسئله رو هم برای من حل میکنی.و برای همیشه از مدار بدهی خارج میشم.ازت نمیخوام از دست این اجاره های عقب افتاده خلاص شم ازت میخوام کمکم کنی که ظرف وجودیم بزرگتر شه و بر ترسهام در این مورد غلبه کنم. من میدونم که این مسیر همون مسیر درسته حتی سختی هایی که میکشم لازمه برای رشد من.هیچ چیز اشتباه نیست و من جای درستمم.خداوندا کمکم کن که بتونم تصویر بزرگتر رو از بالا ببینیم و آرامشم بیشتر شه.هر اتفاقی که بیفته برای من خیره.چه برم چه بمونم.
سلام
روز 57
همین فایل ترمز و گاز با خواستن و دریافت بهم رسید و کاملا متحیر شدم چون نسبت به آموزشهای استاد واقعا حالت سیستمی رو بارها دیدم.
چقد جالبه این فکر کردن به گاز و ترمز و اینکه تو هرکاری بشناسیم و ترمز را پیدا کنیم و باورهای درستش رو پیدا کنیم و رو خودمون کار کنیم که واقعا همین که پامون رو از ترمز برداریم و موتورمون روشن باشه . حرکتمون شکل میگیره و گاز دادن که با سوخت الهی واقعا چه لذتی از حرکت توی اون مسیر رو بهمون،میده.
الان دقیقا تو همین شرایط هست که یه کاری مبخام با توجه به آموزه های استاد شروع کنم که با شرایط موجودم به درآمد برسم و ترمز مثلا اینکه این کار با فلان و بهمان جور در نمیاد . خودم و خدا کمک کنیم بشه چقد لذت بخشه.
ممنونم خداجون تا به این جا و در امتدادش . خدایا ترمزا و هدایتا و گاز دادن هارو هدایت میخام ازت.
استاد ممنونم
الهی به نام تو ای قادر بیهمتا
سلام ب استادهای عزیز دلم سیدحسین و مریمبانو️
سلام به تک تک دوستان متعهد به کشف قوانین جهان هستی…
من هاجر هستم. تقریبا یکساله که در این سایت عضو شدم، اما هربار خواستم چیزی بنویسم هزارتا ترمز داشتم.
یک بار که به تضاد بزرگی رسیدم خودمو مجبور کردم که برای اولین بار بیام و تو سایت چیزی بنویسم. اما جوابی دریافت نکردم و قطعا اونم نتیجه فرکانسهای خودمه…
اما چرا الان دارم مینویسم؟
چون چند هفته اخیر یه عااالمه از کار کردن با فایلهای این سایت و خوندن تجربیات دوستان عزیز آگاهی دریافت کردم و کلی نتیجه دیدم و الانه که خودمو لایق دیدم منم بیام و اتفاقاتی که بصورت هدایتی برام ایجاد شده بود را به اشتراک بذارم که ممکنه آگاهیای برای دیگران باشه
من و خواهرم (افرا) هر دو عضو این خانوادهایم و تقریبا زیاد باهم درمورد قوانین و یادگیریهامون حرف میزنیم. این هم خودش یه هدایت خدایی بود که اگر هدایت بشم درموردش کامل صحبت خواهم کرد.
من درحال استارت یه پروژهام که از ماه پیش بسیار و بسیار نیازمند قوانین بودم و چقدر قوانین کمککننده بودند برام (و اینجا هم تعهد میدم نتیجه پروژهام را در آینده نزدیک به اطلاع شما برسانم). افرا امروز صبح باهام تماس گرفت که از خوابی که دیشب دید بهم آگاهی بده.
بقول استادجان، خواب از روح ماست (یا همان ضمیر ناخودآگاه) و میتونه یه راهی باشه که خدا داره ازون طریق باهات حرف میزنه و خودم هم عمیقا همنظر با استاد هستم.
خوابی که افرا برام گفت دقیقا متناسب با حرفهای ذهنیای که دیروز غروب باخودم داشتم بوده! بطوری که خدای قدرتمندم از طریق افرا، به من پاسخ سوالم را داده و منو از ترمز مخفیام آگاه کرد و دریافت این پاسخ حتی به یک روز هم نیانجامید!
با افرا کلی راجع به ترمزهایی که حین شروع پروژه کاریم برخوردم و شناختمشون و دارم بهتر میشناسمشون و الان کمی بیشتر مغز حرفای استادجان را درک میکنم و بابتش بسیار ذوق انگیزم، صحبت کردیم.
کلی، کلی حرف زدیم شاید حدود 2 ساعت!!
وقتی تماس را قطع کردم یه تجربهای که اخیرا داشتم و راجع به ترمزهای مخفی بود یادم افتاد که به صورت پیام برای افرا ارسال کردم و دلم میخواد همون پیامها را اینجا براتون بذارم، چون حس و حال همون لحظههامون ممکنه از تو متن پیامها براتون قابل درک باشه:
hajar:
یادم اومد که یه تجربه بدون ترمز داشتم، اینه که یه روز دیدم ترنگ (رئیسم) از تو کیفش یه خودکار طلایی رنگ درآورد و رفتارش هم طوری بود که نشون میداد خودکار ارزشمندیه. من فقط تصورم این بود که این خودکار احتمالا هدیهس که براش مهمه و تو جیبش نذاشته و تو کیفش اونم تو یه باکس نگهداشته.
خلاصه کنجکاو شدم و بهش گفتم خودکار رو بده ببینم. بنظرم خودکار جالبی اومد و هی باهاش ور میرفتم و یهجورایی باهاش بازی میکردم. دیدم روش اسم یه شرکت دارویی زده. تعجب کردم که این یه خودکار تبلیغاتی چرا اینقد برا ترنگ مهمه؟!! که ترنگ انگار صدای ذهن منو شنید گفت: این خودکار طلای 24 عیاره
من دهنم همینطوری وا موند…
خیلی ترنگ را بخاطر هدیهای که دریافت کرد تحسینش کردم که اونقد وجودش ارزشمنده که همچین هدیهای دریافت کرده و البته اون شرکت را هم تحسین کردم که چقدر پول دارن و بهبه که چه ایدهای جالبی داشتن و چقدر سخاوتمندن و چقدر … که همچین هدیهای تدارک دیدن …
معجزه: سه روز بعد همون خودکار در یک بسته هدیه ازطرف ترنگ بمن هدیه شد
این یک تجربه از نداشتن هییییییچی ترمزی بود.
خواهری، دقت کن تو این ماجرا “من حتی درخواست داشتن اون خودکار را هم نداشتم” اما چون تو مدار تحسین زیبایی ها بودم لاجرم جهان منو با تجربه یه اتفاق خوب روبرو کرد.
اینه که استادجان و مریمجان دائم با اتفاقات خووووب مواجه میشن️
اینکار ترنگ، چقدددررر تحسین منو برانگیخت. چون من در این مداری که فعلا قرار دارم، اینقدر سخاوت ندارم که بخوام همین خودکار را به کسی هدیه بدم. اما چون اون زمان در مدارم این ترمزه نبوده، اون هدیه سخاوتمندانه را دریافت کردم. پس الان فهمیدم که یه ترمزی دارم و باید ترمزم را بردارم که بارها و بارها هدایای بزرگی از جهان دریافت کنم
خلاصه اینکه یه همچین اتفاقی چقدرررر درس برام میتونست داشته باشه وقتی به چشم درس بهش نگاه میکنم، نه یه اتفاق یهبارکی و ساده
Afra:
امروز از اون روزهای عالی منه
که از صبح از توی خواب خدا داره باهامون حرف میزنه و ما میشنویم
hajar:
این حرفها را روزهاست که میخواستم بهت بگم. ببین چقد جالبه:
فرصتش را نداشتم یا کلا برنامه برای گفتن اینها ایجاد نشده بود و خلاصه ک من هیچی بهت انتقال ندادم.
چون تو نیاز داشتی که امروز این حرفا رو بشنوی
شاید اگر همون روز میگفتم اصلا این حرفا برات هیچ آگاهیای نداشت.
Afra:
واقعا همینطوره. بهشون در این لحظه نیاز داشتم.
خداروشکر کردم برای وجودش در وجود تو، که باهام اینطوری حرف میزنه و جواب گیرهای ذهنی منو میده
(تو پرانتز اینم بگم که موسیقی گوشیم روشن بود و همان لحظه یه فایلی از استاد play شد که جمله بعدیای نوشتم از همان فایله، واقعا الان اسمش را هم نمیدونم که بگم)
hajar:
تردید بدترین سم برای موفقیت است.
برای حذف تردید، باید عضله تصمیمگیریتو فعال کنی. حتی اگر اشتباه تصمیم گرفتی!!
اما، اما اگر مطمئن باشی که به خدا وصلی، همان تصمیمت هم از الهام اللهست. حتی اگر نتیجهی اولیه، ظاهر بدی داشته باشه، اعتماد داری که اون ظاهر بد هم نشونهس و دنبال هدایتش میگردی و حتما هم نشونهت رو ازتوش پیدا میکنی
همینا رو من خودم هفته پیش درکش نمیکردم
Afra:
این حرفای تو مربوط به تصمیم منه که دوهفته گرفتم و تردید دارم که انجام بدم یا نه
hajar:
اصن این جمله رو همیییین الان تو فایل داشتم گوش میدادم نوشتم
اتفاقا بخودم گفتم این جمله را برای چی بنویسی؟!!! چون که به موضوعات امروز خیلی بیربطه.
اما دلم گفت بنویس، هدایته.
بعد ک نوشتم، حرفای بعدیش هم اومد و تونستم تو پیام بعدی نتیجهگیری کنم و این جمله را ب حرفای امروزم ربط بدم.
اما الان تو میگی که :
این جمله درراستای حال توست
اینهههههه هدایت رب بلندمرتبه
باز جالبتر که واقعا که خودمم همین لحظه تصمیم گرفتم که ب الهامم عمل کنم و چقد ظریفه که احتمال داشت به الهامم عمل نکنم و چقد فاصله این دوتا ازهم کمه
Afra:
وااای خدای من دارم هنگ میشم از حال خوب
hajar:
بارها این پیامها رو خوندم. توش یهعالمه آگاهی داره
یه عالمه حس خوب
یه عالمه ایمان
یه عامله اعتماد ب خدا رو نشون میده
یه عاااالمه وجود خدا توشون دیده میشه
Afra:
خدایا ممنون که داریمت
دیالوگ منو و افرا تموم شد و من حس کردم که وظیفه دارم بیام این حرفا رو بزنم. با اینکه شاید کل این حرفام به این فایل مرتبط نباشه، اما تنها جملهای که بهم گفته شد این بود که برو تو دیدگاه فایل گاز و ترمز بنویس و بقول استادجانم، منم گفتم چشم️
سلام هاجر عزیز
خوندن این الهامات و هدایتهای دوستان به روند بهتر شدن در درک قانون خیلی به من کمک میکنه .
تحسین میکنم که 2تا خواهر انقدر از نظر فرکانسی بهم نزدیک هستن که خدا از طریق خواهرتون مسئله شمارو حل میکنه و اینها یعنی همه ما بهم وصل هستیم و ما انرژی هستیم و خدا از طریق هرکدوم از ما به کمک فرد دیگه میاد .
اون قسمت که گفتین خودکار طلای رئیستونو دیدید و فقط تحسین کردید و حتی خواسته ای به جهان نفرستادید ولی جهان با همون تحسین به بهترین شکل به شما پاسخ داد و این فوق العادس و در حیرت میمونم از اینهمه نظم و اینهمه پاداش خداوند به بنده های با ایمانش .
برادر من دوسال هست که ازدواج کرده و انقدر خانمش هدیه های مختلف بهش میرسه و انقدر در صلح با جهان هست و انرژیش عالیه که انگار خدا این فرد رو برا من فرستاده که جلوی چشمم باشه و ببینم که جهان چقدر عالی پاسخ رفتارهامون رو میده .
هر دفعه که مییاد تعریف میکنه که از غریبه ها هدیه دریافت میکنه و هدیه های خوب و آدمهای خوب سر راهش هستن و بهش کمک میکنن .
انقدر که انرژیش خوبه و شاد هست و همیشه همه ازش تعریف میکنن و تحسینش میکنن و من خداروشکر میکنم که تو خانواده ما هست .
چون اصلا دورو برم همچین ادم شاد و پرانرژی ندیدم و حتی تو دوستهام هم نداشتم انقدر که از نظر خانوادگی و تمام فامیلها و اطرافم انسانهای کم انرژی و در فرکانس پایین و انسانهایی که همیشه درباره اتفاقات بد باهم صحبت میکنن و اومدن زن داداشم و اینهمه تفاوت با ما خیلی باعث شده که منم همیشه یادش کنم و تحسینش کنم و هر موفقیتی که تو کارش کسب میکنه همیشه بهش تبریک گفتم .
و فردی هست که هرچی بخواد بدست میاره و بخودم میگم باید ببینم و منطقی کنم قانون رو برای خودم که میشود منم هرچی بخوام بهش میرسم .
هاجر عزیز ممنون از کامنتی که گذاشتی
موفق باشی
به نام خدایی که هر چی بیشتر آروم باشی و آرامش داشته باشی بیشتر و بهتر باهات حرف میزنه
سلام به استاد موفق و مریم عزیزم
سلام به دوستان و اعضای صمیمیه خانواده ام
امیدوارم در بهترین حال خودتون مشغول خوندن این کامنت باشین
اولش گفتم من حرفی بری گفتن ندارم بیام چی بنویسم ولی جسته و گریخته یه حرف هایی از ذهنم گذشت، گفتم نوشتنشون که ضرری نداره
وقتی استاد در توضیحات فایل میگه که:
وقتی تلاش می کنید تا دیگران را قانع کنید که حق با شماست…
وقتی بخاطر قضاوت اشتباهِ دیگران ناراحت شده یا احساسِ مظلوم واقع شدن می کنید..
وقتی برای اثبات خودتان بحث می کنید..
وقتی تلاش می کنید تا ثابت کنید که کارِ شما یا دیدگاهِ شما صحیح است، یعنی کانون توجه تان را روی چیزی گذاشته اید که نمی خواهید، و طبق قانون، ناخواسته های بیشتری را در تجربه تان فعال می کنید…
یاد یه نکته ای میوفتم که دوستان در کامنت ها بهش اشاره کردن:
آرامش یعنی واکنش نشان ندادن به اتفاقات و آدم ها!!
هیچ طبقه ی اجتماعی وجود نداره هیچکسی از هیچکسی برتر نیست تنها تفاوت انسانها در اگاهی اونهاست ولا غیر
بعد گفتم هر کدوم از ما باید ببینه حاظره از آرامشی که الان داره دست بکشه و خودشو قاطیه مسایلی کنه که نمیخواد؟
به جای توجه به زیبایی ها حاظره به نا زیبایی ها توجه کنه؟
در صورتی که اگه اعراض کنه ازشون و از بودن در ذهنش دست بکشه و جا برای راهنمایی ها، هدایت ها و در یک کلام احساس خوبی که منجر به اتفاقات خوبه میشه باز کنه اون موقع زندگی لذت بخش تر میشه.
توصیه من اینه که بعد از این فایل، فایل آرامش در پرتو آگاهی قسمت 2 رو هم گوش کنین
این قسمتشو دوس داشتم براتون بیارم
دست و پا زدنهای بی نتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادت ها، پریشانیها، بیشتر خواهی ها، فرافکنیها و مشکلاتی که به آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی که زندگی همین است، برای همه تلخ است، همه رنج میبرند، همه به مشکلات سرگرماند زمین و زندگی زمینی.
و غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست. در ذره ذره تو.
از خدا میخوام آرامش در ذره ذره وجودتون ریشه کنه
به نام خدای که در هر لحظه به انسان الهام میکنه
سسسسلام استاد بزرگوارم
سلام بانو مریم جون
روز 57 تحول زندگیم
……………..
یک فایل فوقالعاده گاز و ترمز چقد داره بهم کمک میکنه که باورهای محدود کننده خودمو توی ذهنم پیدا کنم با شنیدن چندبار این فایل باور توی گوشه های ذهنم پیدا کردم دری بسته بسوی ثروت هست چقد مخفی بود باید بیشتر روی باور ثروت کار کنم یک ترمز که نمیزاره من از یک حد بالا برم خب چیکار کنم
قلبم ایمانت به خداوند را بیشتر کن چطور بیشتر کنم باور کن ثروت بی نهایت هست ، باور کن تو با ارسال فرکانس های ثروت به جهان هوشمند دریافت آگاهی و ایده های فوقالعاده پولساز خواهی داشت ، باور کن خداوند تمام عالم هستی مسخر تو کرده بخواه تا عطا کند ، با ثروتمند شدنت هم خودت به رویاهات دست پیدا میکنه هم جهان را گسترش میدی چقد آرام شدم من باید هر روز و هر روز از خداوند بابت نعمت های که تا الان به زندگیم بخشیده سپاسگزار باشم ….
اگه ترمز نداشته باشیم هر خواسته ای که داریم جهان بلافاصله اون را بهمون میده چقد این قوانین به درخواست تمام وجودات پاسخ دقیق طبق فرکانس ارسالی برمیگردونه کار جهان همینه
چه جالب توی این مدت که داشتم روی خودم کارم میکنم بدون ترمز هر چی که خواستم برآورد شده چطور به این مسئله کم توجه بودم اصلن توی ذهنم مقاومتی نبوده راحتی کارهام حل شده سیستم جهان میخوای میشه عالی گفتی استاد …..
باید روی ترمز های که پیدا میکنیم کار کنیم تا با جایگزین کردن آن ها با باورهای قدرتمند توحیدی این سرعت ما را در رسیدن به خواست هامون بسیار کمک میکنه در نبود ترمز گاز با تمام قدرت رو به جلو حرکت بسوی موفقیت های بزرگ
میلاد پسری از نور
بنام خدایی که به آسانی من رو درمدار ثروت وسعادت و خوشبختی قرار میده.
درود بر استادی که کلامش حقیقت است و زندگی اش گواه کلامش
.
امروز به دنبال نشانه ام به اینجا کشیده شدم
.
سوالم این بود که خدایا من رو برای دلواپسی های در طول مسیر هدایتم کن
.
و جوابم آمد که به حاشیه نرو
حاشیه در این فایل بینظیر حرفهاا و حدیثها و تهمتهای دیگران بودش
حاشیه توجه به هر چیزی غیر از خواسته ات هستش
حاشیه اهمیت دادن به نظر دیگران به جای توجه به خواسته هستش
.
اما چه ارتباطی بین سوال من و این اگاهی هاست؟ من که اصلا حرف و حدیثی دراطرافم خداروشکر نیست
پس حاشیه برای من چیست؟
حاشیه برای من نجواهای شیطانه
نجواهایی که ترس، تردید، نگرانی، ناامیدی، عجله درست میکنه
و استاد میگن فقط توجه و تمرکز روی خواسته ات باشه
کانون توجه ات رو پرت نکن
وقتی هزاردرصد روی خواسته ات باشی همان عدو شود سبب خیر اگرخدا خواهد رخ میده
.
فقط رو خودت کار کن
هیچکس نمیتونه انسانی که راه موفقیت رو پیدا کرده تخریب کنه مگراینکه خودش اشتباه کنه
پسمحاله با تمرکز روی خواسته نجوای شیطان ثر کنه مگه خودم اجازه بدم، چطوری با توجه به شیطان
.
.
.
خداروشکر
خداروشکر
سپاسگزارم از این راهی که مرا دعوت کرده ای
به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتره
سلام به استاد عزیز م که این همه آگاهی به صورت رایگان در اختیار ما می گذارند
استاد عزیز شما به نکته ی مهمی اشاره کردید که اگه کسی پست سر شما حرف زد وتهمت زد شما توجه نکنید که اگه توجه کنید بهش قدرت میدن وقوی تر میشه
من کاملا حرف شما رو درک می کنم چون تجربه اش کردم چند وقت پیش یکی از اقوام پست سر من حرف زده بود وبه من تهمت زده بود من متاسفانه بهش توجه کردم خواستم به آن شخص ثابت کنم که در مورد من اشتباه میکنه ولی نه تنها اون شخص قبول نکرد بلکه ر روی حرف خودش بیشتر پا فشاری کرد
وکلااین توجه من نه تنها موضوع را حل نکرد بلکه مشکل رو هم بیشتر کرد وباعث شد رابطه به مشکل بیشتری بر بخوره
من الان با گوش دادن این فایل فهمیدم که کار من اشتباه بوده من نباید به تهمت آن شخص اعتنا میکردم من باید اعراض میکردم وتوجه نمی کردم
که باعث بشه مشکلات بیشتری پیش بیاد
ممنون استاد عزیز که به ما از دل وجان آگاهی های ناب میدهید
خداوند به شما عمر طولانی وبا عزت بدهد
به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتره
سلام به استاد عزیز م که این همه آگاهی به صورت رایگان در اختیار ما می گذارند
استاد عزیز شما به نکته ی مهمی اشاره کردید که اگه کسی پست سر شما حرف زد وتهمت زد شما توجه نکنید که اگه توجه کنید بهش قدرت میدن وقوی تر میشه
من کاملا حرف شما رو درک می کنم چون تجربه اش کردم چند وقت پیش یکی از اقوام پست سر من حرف زده بود وبه من تهمت زده بود من متاسفانه بهش توجه کردم خواستم به آن شخص ثابت کنم که در مورد من اشتباه میکنه ولی نه تنها اون شخص قبول نکرد بلکه لر روی حرف خودش بیشتر پا فشاری کرد
وکلااین توجه من نه تنها موضوع را حل نکرد بلکه مشکل رو هم بیشتر کرد وباعث شد رابطه به مشکل بیشتری بر بخوره
من الان با گوش دادن این فایل فهمیدم که کار من اشتباه بوده من نباید به تهمت آن شخص اعتنا میکردم من باید اعراض میکردم وتوجه نمی کردم
که باعث بشه مشکلات بیشتری پیش بیاد
ممنون استاد عزیز که به ما از دل وجان آگاهی های ناب میدهید
خداوند به شما عمر طولانی وبا عزت بدهد
به نام خدا
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان نازنین
روز 57 سفرنامه
گاز و ترمز
بعضی جمله ها هست وقتی میشنوی ساعت ها دوست داری در موردش فکر کنی آنقدر که بهت آرامش میدن
شاید بهشون عمل نکنی ولی حالتو خیلی خوب میکنن
ولی مهم اینه یاد بگیرم همین جمله ای که شنیدم آنقدر تکرارش کنم تا بشه باورم تا عمل کنم بهش
اگر باور های مناسبی بسازم در مورد خواسته هام و ترمز ها رو پیدا کنم و برطرف کنم خواسته هام به سرعت و آسانی وارد زندگیم میشم
باید چند تا باور رو بسازم
اول اینکه خدا سریع اجابت میکنه
من با افکارم اتفاقات رو رقم میزنم
کافیه من بخوام تا بشه
فقط باید ترمز ها رو برطرف کنیم
اگر خواسته ای رو میخام و نمیشه یابه سختی میشه بخاطر ترمز هایس که دارم بخاطر باور های محدود کننده ای که دارم
کار من کشف این باور هاست
از همین روش استاد کمک گرفتم توی جنبه ی دیگه ی زندگیم کاهش وزن خوبی داشتم ولی از یه جایی به بعد دچار استپ وزنی شدم
اولش دنبال یه روشی بیرون از خودم بودم که غذامو کم کنم با اینکه با این روش آشنایی داشتم ولی قانون فراموش کردم وقتی فهمیدم جریان چیه و باید از درون خودم حلش کنم یه سری ترمز ها شناسایی کردم و اومدم باور هایی رو برای خودم ساختم ولی این باور ها خیلی تو من قوی تر هستن و باید وقت بیشتری روش بزارم تا حلشون کنم و میدونم اگر حل بشن من خود به خود و به راحتییییی به وزن ایده الم میرسم
نتیجه من
قانون جهان اینه میخواهی و میشود
اگر الان به خواسته هات نمیرسی بخاطر یه سری ترمز باید اونا رو کشف کنی و باور های مناسب جایگزین کنی اونوقت خیلی راحت و آسون به خواسته هات میرسی
به نام خدا
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان نازنین
روز 57 سفرنامه
گاز و ترمز
بعضی جمله ها هست وقتی میشنوی ساعت ها دوست داری در موردش فکر کنی آنقدر که بهت آرامش میدن
شاید بهشون عمل نکنی ولی حالتو خیلی خوب میکنن
ولی مهم اینه یاد بگیرم همین جمله ای که شنیدم آنقدر تکرارش کنم تا بشه باورم تا عمل کنم بهش
اگر باور های مناسبی بسازم در مورد خواسته هام و ترمز ها رو پیدا کنم و برطرف کنم خواسته هام به سرعت و آسانی وارد زندگیم میشم
باید چند تا باور رو بسازم
اول اینکه خدا سریع اجابت میکنه
من با افکارم اتفاقات رو رقم میزنم
کافیه من بخوام تا بشه
فقط باید ترمز ها رو برطرف کنیم
اگر خواسته ای رو میخام و نمیشه یابه سختی میشه بخاطر ترمز هایس که دارم بخاطر باور های محدود کننده ای که دارم
کار من کشف این باور هاست
از همین روش استاد کمک گرفتم توی جنبه ی دیگه ی زندگیم کاهش وزن خوبی داشتم ولی از یه جایی به بعد دچار استپ وزنی شدم
اولش دنبال یه روشی بیرون از خودم بودم که غذامو کم کنم با اینکه با این روش آشنایی داشتم ولی قانون فراموش کردم وقتی فهمیدم جریان چیه و باید از درون خودم حلش کنم یه سری ترمز ها شناسایی کردم و اومدم باور هایی رو برای خودم ساختم ولی این باور ها خیلی تو من قوی تر هستن ولایت وقت بیشتری روش بزارم تا حلشون کنم و میدونم اگر حل بشن من خود به خود و به راحتییییی به وزن ایده الم میرسم
نتیجه من
قانون جهان اینه میخواهی و میشود
اگر الان به خواسته هات نمیرسی بخاطر یه سری ترمز باید اونا رو کشف کنی و باور های مناسب جایگزین کنی اونوقت خیلی راحت و آسون به خواسته هات میرسی
بنام یکتای هستی بخش
روز 57 سفرنامه
استعاره ی گاز و ترمز
خالق مهربونم تو این دوماهه که سفرنامه رو شروع کردم شاید به اندازه ی دوسالی که با قانون آشنا شدم پیشرفت داشتم.به لحاظ اینکه دیگه دلسوزی نمیکنم برا خونوادم..اینکه خیلی منظم شدم و هروز فایل گوش میدم و کامنت میخونم و میذارم اینکه درک کردم که تا آخر عمر باید به این شیوه عمل کنم و هیچ وقت به فکر رها کردن این روش نباشم اینکه دیگه ترسم از حرف فامیل مادریم ریخته و هیچ تصمیمی برای برگشت به سمتشون ندارم.اینکه حسادتم نسبت به داشته های دیگران خیلی خیلی کم شده و حتی ذوق میکنم و داشته های بقیه رو نشونه میبینم برای خودم مخصوصا شریکام رو.
فهمیدم که قران اون چیزی نیست که من فکر میکردم و دارم درک میکنم سیستمی بودن قران رو.
ترسم از حرف بقیه خیلییی کمتر شده.ارگنایزینگ رو یاد گرفتم.
یاد گرفتم چیزای ارزون نخرم و دنبال کیفیت باشم و احساس ارزشمندی کنم.
یاد گرفتم که اتفاقات بد حتی کوچیک رو با آب و تاب نشینم تعریف کنم
بیشتر باور کردم که اگر به خواستهام نمیرسم به خاطر باورهای اشتباهمه و ربطی به بیرون نداره.
خیلی توقعم رو از بقیه مخصوصا همسرم آوردم پایین و پذیرفتم که هیچ وظیفه ای در قبال من نداره.
یاد گرفتم که هیچ وظیفه ای برای خوشحال نگه داشتن بقیه ندارم.
یاد گرفتم آسونتر بگیرم.
یاد گرفتم بیشتر رو خدا حساب کنم و روی هیچ کسی حساب نکنم.
یاد گرفتم کمتر بعد از اشتباهاتم خودمو سرزنش کنم و رفتن از حل یک تضاد به حل تضاد بعدی خیلی سریعتر از قبل داره برام اتفاق میفته.
یاد گرفتم کمتر تو ذهنم حساب و کتاب کنم و نگران پوشش هزینه هام نباشم.
یاد گرفتم بیشتر از اینکه دیگرانو دوست داشته باشم خودمو دوست داشته باشم و بیشتر از اینکه به بقیه عشق بدم به خودم عشق بدم.
یاد گرفتم به جای تعریف بیش از حد از دیگران از روی کمبود اعتماد به نفس بیشتر به خوبیهای خودم توجه کنم.
یاد گرفتم بیشتر خودم باشم و برام مهم نباشه حتی اگه دیگران مسخره ام کنن.
خلاصه با اینکه نتیجه ی مالی هنوز وارد زندگیم نشده ولی روز به روز استرس و ترسهام داره کمتر میشه.ایمانم داره بیشتر میشه آرامشم داره بیشتر میشه باورم داره به مسیر بیشتر و بیشتر میشه.و چرخ زندگیم تو همه ابعاد داره روون تر میشه.عجله ام کمتر میشه.تمرکزم بیشتر میشه وکلی اتفاقات کوچیک مثبت دیگه که الان حضور ذهن ندارم ولی میدونم که خیلییی بیشتر از ایناست.
خداوند دلم تو همه کار برای من کردی.ایمان دارم این مسئله رو هم برای من حل میکنی.و برای همیشه از مدار بدهی خارج میشم.ازت نمیخوام از دست این اجاره های عقب افتاده خلاص شم ازت میخوام کمکم کنی که ظرف وجودیم بزرگتر شه و بر ترسهام در این مورد غلبه کنم. من میدونم که این مسیر همون مسیر درسته حتی سختی هایی که میکشم لازمه برای رشد من.هیچ چیز اشتباه نیست و من جای درستمم.خداوندا کمکم کن که بتونم تصویر بزرگتر رو از بالا ببینیم و آرامشم بیشتر شه.هر اتفاقی که بیفته برای من خیره.چه برم چه بمونم.
میدونم که تو کنارمی پس آرومم