«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه














استاد این دوستتون با قانون آشنا نیستن? بیایید با ما دوست بشید!??
وااالله
خخخخخخ
سلام به همه
استاد سپاسگزارم بسیار فایل عالی بود به قول خودتون اینا رایگان نیستن.
فایلای رایگان فقط اسماشون رایگانه و اگه کلا فایلای رایگانو یه جا بزاری دوره عظیمی میشه ،
من اونوقتایی که جدیدا با استاد اشنا شده بودم از فایلای رایگان بود و خیلی نتیجه گرفته بودم و فکر میکردم که هر کس به اینا گوش بده متحول میشه و به دوستام دادم غافل از اینکه اونا در مدارش نبودن که درونشون بپذیره ، یکیشون میگفت فایلای خوبین ولی…. یکیشون میگفت فلانه و….
من یه mp3 player دارم که پر از کتابای صوتی چند وقت پیش تمام فایلاشو حذف کردم و فقط فایلای رایگان استاد رو زدم و اسم پوشه رو به دوره قوانین زندگی تغییر دادم.
خدا رو شکر که تو این مسیرم و تا اخرش هستم.
من قبل از اینکه در دوره کشف قوانین شرکت کنم همیشه این سوال رو داشتم که چرا با اینکه قانون رو میدونم و رو خودم کار میکنم به بعضی چیزا نمیرسم و بعدش به این دوره هدایت شدم و فهمیدم که این ترمزها هستن که نمیزارن دریافت شه.
استاد اخر فایل خیلی جذاب بود یعنی کسی که راننده تاکسی بود الان رفته اونجا به لطف خدا و اینا باورای منو تقویت میکنه ، اگه جهان به عباسمنش پاسخ داده پس به منم پاسخ میده چون هیچ کس نسبت به کسی برتری نداره و قدرته همه یکیه.
اون اهنگ (متصل) که در اخر فایل پخش شد، یکی از موردعلاقه ترین اهنگای من بود، تو فایلای قبلی که استاد اخرش اهنگ میذاشت من همش میگفتم کاش این اهنگو پخش میکرد و خلاصه که اینطور شد. سپاس گزارم ، مرسی که هستید.
استاد عاشقتم،خیلی ممنون که با این فایل های زیبا حالمون رو دگرگون می کنید،دست خداوند میشید برای ماها که تصمیم گرفتیم خداوند رو باور کنیم و این آگاهی های ناب رو به ما انتقال میدید.
با این فایل اشک ریختم و احساس بسیار خوب و بینظیری رو تجربه کردم . و مطمئنم که منم میخوام تو جمع بچه هایی که قراره شما رو ببینن باشم
استاد بی نظیرم ازت ممنونم و سپاس گزار خداوندم هستم که رحمتش بی نهایته.
سلام استاد عزیزم
من با تماشای این ویدئو به این باور ها و ترمز ها رسیدم
من باور دارم که اگه الان به سه تا هدف اصلیم نرسیدم به خاطر ترمزها بوده که توسط شما آگاه شدم که ترمزها همون نگرانی هایی هستند که در مقابل اون اهداف داریم
هدف اولم :ماشین مردا 3 نیو
ترمز 1: کمبود پول
باور مقابل :من باور دارم که ثروت در جهان بی نهایت است
ترمز 2 :دودی کردن شیشه موجب تحریک پلیس و جریمه می شود
باور مقابل : من باور دارم که وقتی من انسان خوبی باشم همه پلیسا خوبند، من باور دارم که من می توانم انسانها را مسخ کنم تا به من خدمت کنند
ترمز 3 : بیمه ماشین
باور مقابل : من باور دارم که وقتی باور فراوانی را دارم پول بیمه ماشین چیزی نیست در واقع من با پرداخت بیمه به کارمندان بیمه کمک می کنم که بهتر زندگی کنند
ترمز 4 : دزدیده شدن ماشین
باورم مقابل : من باور دارم که در مداری که من هستم امنیت فراوان است، همه بی نیاز و ثروتمند هستند، همه انسانهای خوب و پاک اند
ترمز 5 : نکنه کسی از من ماشین را قرض بخواهد
باور مقابل : من باور دارم که اعتماد به نفس بالایی دارم و هرکه چیزی را از من امانت بخواهد قدرت نه گفتن به او را دارم و اصولا وقتی در مدار ثروت و فراوانی هستم همه بی نیاز از قرض گرفتن چیزی از من هستند
ترمز 6 :کثیف شدنش
من باور دارم که بهترین کارواش ها دارند کار می کنند که می تونم هروقت کثیف شد بشورن و اونقدر ثروت فراوان که می تونم به راحتی از پرداخت هزینه سرویس آن بربیام
ترمز 7 :اگه ایراد فنی پیدا کنه چی؟
باور مقابل :خب وقتی تو باور فراوانی هستم هیچ مشکلی نداره هزینه اش را پرداخت میکنم تازه با این کار ده برابرش وارد زندگیم میشه
ترمز 8 : اگه تصادف کنی چی؟
من باور دارم که هر اتفاقی را مسئول اش خودم هستم، من اصلا همچین چیزی را خلق نمیکنم من باور دارم که همیشه در سلامتی، شادی امنیت راحتی و ثروت زندگی می کنم
ترمز 9 :اگه پنچر شه چی؟
خ خخخ امان از دست این ذهن منطقی و نجوای ذهنی
باور مقابل : من باور دارم که همه مشکلات راه حلی دارند اگه پنچر هم بشود به فال نیک می گیرم و مسئله ای نیست از همونجایی که ایستادم لذت میبرم و از این مسرور میشم موجب رزق یک آپاراتی شدم
ترمز 10ذ:اگه آتیش بگیره چی؟
وایییییییی ببین این نجوای ذهنی منو واسه خودش هی نسخه میپیچه!!!!
باور مقابل من :من باور دارم که من در امنیت، آسایش، رفاه و خوشی کامل زندگی می کنم
خب اگه اینا ترمزهاست همشونو برداشتم حالا بریم سوار ماشین محبوبم بشیم
هدف دومم :ساخت خونه
ترمز 1:نداشتن یک پایه شغلی قوی و بدهکاری در شغل فعلی
باور مقابل :
من باور دارم که شغل بسیار عالی دارم وبدون سرمایه هم میتونم میلیونها پول دربیارم وثروت بسازم من خودم یک سرمایه هستم شور و شوق و آگاهی هایم سرمایه است
10میلیارد تومن پول نقد:
ترمز 1 : دولت میگه از کجا آوردی
من باور دارم که کاینات از طبیعی ترین و آسانترین راهها به من ثروت می دهد
ترمز 2 :ممکنه مثل بقیه پولهایی که داشتی ازدست بدی
باور مقابل : من باور دارم که وقتی این پول را ساختم یعنی در مدار درست کارهای درست واقع هستم و بازهم میسازم
دوستان اگه نکته ای هست که میتونه بهم کمک کنه و از دید من مخفی مونده منو راهنمایی کنید سپاسگزارم از خدا بزرگم که استاد عباسمنش و شما را به من عطا کرد
سلام خدمت اعضای صمیمی خانوادم
من فاطمه رخشان هستم و 19 سالمه و با دیدن این فایل واقعا اشک میریختم مدتی بود که به طور جدی میخواستم توی فعالیتی که میکنم به ثروت برسم ما هر دفعه نمیشد.
توی این فایل استاد گفتن که قانون اینکه تا ما چیزی رو بخوایم برامون اتفاق بیفته اشک تو چشمام جمع شد به خداوند گفتم: من میخوام ترمز هایی رو که مانع رسیدن من به خواسته هام میشه کشف کنم، و باورتون نمیشه چند لحظه بعد خودش من رو هدایت کرد به سمت خرید فصل 1 کتاب رویا هایی که رویا نیستند در صورتی که من اصلا هیچ برنامه ای، هیچ برنامه ای نداشتم برای خرید این کتاب اما نمیدونم چی شد و نمیدونم استاد تو فصل اول از ای کتاب چی گفتن اما من میدونم و مطمئنم که اتفاقات خیلی خیلی خوبی توی راهه.
من همین لحظه و در همین مکان تعهد میدهم که تمام آنچه رو که استاد در این کتاب گفتن بپذیرم و باور کنم که این حقیقت محضه و اینکه تنها راه رسیدن به موفقیت مالی تغییر باور ها و پیداکردن ترمز هاست.
من تعهد میدهم که به رویاهام برسم و خدا رو شکر میکنم بابت اینکه من رو هدایت کرد الحمد لله رب العالمین خداااااایا شکررررررررت
از همه ی شما هم ممنونم در پناه رب شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند باشید دوستتون دارم فعلا خدانگهدار
به نام خدایی که هر چی بیشتر آروم باشی و آرامش داشته باشی بیشتر و بهتر باهات حرف میزنه
سلام به استاد موفق و مریم عزیزم
سلام به دوستان و اعضای صمیمیه خانواده ام
امیدوارم در بهترین حال خودتون مشغول خوندن این کامنت باشین
اولش گفتم من حرفی بری گفتن ندارم بیام چی بنویسم ولی جسته و گریخته یه حرف هایی از ذهنم گذشت، گفتم نوشتنشون که ضرری نداره
وقتی استاد در توضیحات فایل میگه که:
وقتی تلاش می کنید تا دیگران را قانع کنید که حق با شماست…
وقتی بخاطر قضاوت اشتباهِ دیگران ناراحت شده یا احساسِ مظلوم واقع شدن می کنید..
وقتی برای اثبات خودتان بحث می کنید..
وقتی تلاش می کنید تا ثابت کنید که کارِ شما یا دیدگاهِ شما صحیح است، یعنی کانون توجه تان را روی چیزی گذاشته اید که نمی خواهید، و طبق قانون، ناخواسته های بیشتری را در تجربه تان فعال می کنید…
یاد یه نکته ای میوفتم که دوستان در کامنت ها بهش اشاره کردن:
آرامش یعنی واکنش نشان ندادن به اتفاقات و آدم ها!!
هیچ طبقه ی اجتماعی وجود نداره هیچکسی از هیچکسی برتر نیست تنها تفاوت انسانها در اگاهی اونهاست ولا غیر
بعد گفتم هر کدوم از ما باید ببینه حاظره از آرامشی که الان داره دست بکشه و خودشو قاطیه مسایلی کنه که نمیخواد؟
به جای توجه به زیبایی ها حاظره به نا زیبایی ها توجه کنه؟
در صورتی که اگه اعراض کنه ازشون و از بودن در ذهنش دست بکشه و جا برای راهنمایی ها، هدایت ها و در یک کلام احساس خوبی که منجر به اتفاقات خوبه میشه باز کنه اون موقع زندگی لذت بخش تر میشه.
توصیه من اینه که بعد از این فایل، فایل آرامش در پرتو آگاهی قسمت 2 رو هم گوش کنین
این قسمتشو دوس داشتم براتون بیارم
دست و پا زدنهای بی نتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادت ها، پریشانیها، بیشتر خواهی ها، فرافکنیها و مشکلاتی که به آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی که زندگی همین است، برای همه تلخ است، همه رنج میبرند، همه به مشکلات سرگرماند زمین و زندگی زمینی.
و غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست. در ذره ذره تو.
از خدا میخوام آرامش در ذره ذره وجودتون ریشه کنه
به نام خدا
روز پنجاه و هفتم
دلیل این که خیلی ها بعد از دیدن فیلم راز، طبق گفته ی فیلم تصور می کنند و اتفاق خاصی رخ نمی دهد جریان گاز و ترمز است، من تاحالا این جریان را از کتاب دیگری نخوانده ام و استاد فقط به این جریان اشاره می کند، همه کتاب ها می گویند تصور کن، بنویس، تابلو کائنات درست کن و…) ولی هیچ کدام نگفته اند که اگر باور های تو متضاد با خواسته ات باشد نمی توانی به آن خواسته برسی. خداوند را شاکر هستم که از طریق این وبسایت قضیه به این مهمی را متوجه می شوم و برای رسیدن به خواسته هایم و احساس خوشبختی بیشتر از آن استفاده می کنم، خداوند را هزاران مرتبه شکرت.
با اصلاح شدن باور ها، رفته رفته شتاب رسیدن به خواسته هایمان هم بیشتر می شود و بیشتر باور میکنیم که چنین قانونی وجود دارد، امروز یکم تنبل شده بودم و در ناخوداگاه حس می کردم که دیگر نیاز به کار کردن روی خودم ندارم و خواسته هایم خود به خود به سمت من می آیند، خوشبختانه توانستم بر تنبلی ام غلبه کنم و به سایت بیایم، خداوند را هزاران بار شاکرم که این روز ها نسبت به روز های قبل خیلی راحت تر بر نجوا ها و مقاومت های ذهنم غلبه می کنم و رفته رفته هم در این کار حرفه ای تر میشوم.
باور های مخرب، ممکن است باعث ترس ما از حرکت کردن باشند، به زبان فایل، مثل این باشد که پایمان روی ترمز باشد و گاز هم ندهیم، اینگونه باور ها منطقه امنی را برای ما متصور می کنند و ما می ترسیم که از این ناحیه خارج شویم چون نجوا های ذهن می گویند خارج شدن از این ناحیه عواقب بدی دارد، دیشب یکی از فایل های زندگی در بهشت را می دیدم، استاد در آن فایل اره برقی را تعمیر کرده بود و از آن به نحو احسنت استفاده می کرد، اگر استاد جرعت نمی کرد که پیچ آن های آن ابزار را باز کند و تعمییر کند، و می ترسید که در صورت باز شدن خراب خواهد شد آن موقع آن همه کار مفید به درستی را انجام نمی داد.
فرض کنیم باور های برخی از افراد در مورد خداوند درست باشد، مثلا درست باشد که خداوند برای فلانی نمی خواد و ثروت را برای کس دیگری انتخاب می کند، دلیل آن انتخاب چه می تواند باشد به غیر از خود فرد؟ به قول اینیشین خداوند تاس نمی اندازد، خداوند عادل است و به هر کسی اندازه لیاقتش نعمت می دهد و لیاقت هر کس به باور های او بستگی دارد، اگر باور داریم که خداوند برای ما نمی خواهد پس…. :).
خداوند را شاکرم که در سنین نوجوانی یادگیری قانون را شروع کرده ام باور های محدود کننده کمتری داشته ام، خداوند را شاکرم که به راحتی می توانم باور های جدید بسازم چون اصلا باور های مخرب زیادی در ذهنم درست نشده اند. خداوند را هزاران مرتبه شاکرم.
این فایل یکی از مفید ترین و مهم ترین فایل هایی بود که تابه حال شنیده ام و این روز ها به شنیدن چنین حرف های خیلی خیلی نیاز داشتم، این فایل راهنمای مهمی برای رسیدن به خواسته هاست و باید آن را هر روز گوش داد، مخصوصا دقایق آخر این فایل خیلی خیلی مهم هستند، خداوند عزیز را بسیار شاکرم که امروز از طریق این فایل با من حرف زد، خداوند را هزاران بار شاکرم، خدایا شکرت.
استاد عزیزم، دیروز آن اتفاق بسیار مهمی که می گفتم رخ داد و چند وسیله بسیار ارزشمند به دست من رسید، از دیروز حس می کنم که آدم دیگری شده ام و رسیدن آن وسیله ها به من قانون را بیشتر و بیشتر برایم اثبات کرد، خداوند را صد هزار مرتبه شاکرم که شما را سر راه من داد.
از خودم خیلی خیلی تشکر می کنم که توانستم بر ذهنم غلبه کنم و فایل روز پنجاه و هفتم را گوش دهم.
سلام به استاد عزیزم
روز 57
الهی شکرت
استاد راجب ترمزی که دوستتون داشت الان که فکر میکنم من هم دارم .
وقتی که فایل مصاحبه با استاد قسمت 6 رو دیدم و شما راجبه مالیات خونه های ویلایی تو آمریکا و گفتید که سالیانه به 400 هزار دلار هم میرسه و یک ترسی تو وجود من آورد و هر موقع راجب این موضوع فکر میکردم ، احساس بد میشد .
فکر نمیکردم این ترمز باشه .
و بعد به خودم گفتم فراوانی های خدا انقدر برام زیاد میشه که این مالیات ها مثل پول خورد میشه برام و اینکه با دادن مالیات ، دستی از دستان خداوند میشم برای گسترش جهانش و این باعث میشه که پولم راکد نباشه و در جریان باشه .
استاد بی نهایت از شما سپاسگزارم به خاطر این فایل ارزشمند
در پناه الله یکتا سالم و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
دوستتون دارم آرامش من
سلام به استاد عزیز و همه دوستان گرامی
روز پنجاه و هفتم از روزشمار تحول زندگی من
گوش دادن به این فایل یه همزمانی شد با کار کردن روی دوره شیوه حل مسائل
چون با این دوره خیلی ذهن من بازتر شد که چرا رو یسری از خواسته هام گیر میکنم و بهشون نمیرسم
و این فایل بیشتر منو متوجه این موضوع کرد که چقدر درگیر ترمز هایی هستم که منو تو مسیر نگهداشته
تغییر باورها، کنترل کردن ورودی ها و این خودگفتاری ها همشون رو انقدر باید تمرین بشه که جزوی از وجود بشه مثل یه عضوی از بدن که همیشه داریم ازش استفاده میکنیم و همیشه ام مراقبیم که اتفاقی براش نیفته
فکر میکنم اینجوری شناسایی ترمز ها و اینکه همیشه حواسم باشه بهتر میشه
استاد عزیز، چقدر خوب همه چیو توضیح میدید، من هر دفعه که گوش میدم انگار تازه دارم یاد میگیرم هی یچیز تازه رو متوجه میشم، کلی ام بخاطر اینکه متوجه میشم ذوق میکنم
به نظرم یادگیری قانون خدا انتهایی نداره، همینطور گوش کردن به فایل های شما
من هم در مورد ثروت و کارم یه مدت خیلی خوب پیش رفتم و فکر میکردم که خب چقدر خوب که باورام داره کار میکنه اما الان که یکم شرایط متوقف شده ، متوجه شدم که منم پامو گذاشتم رو ترمز
بخصوص در مورد همون باوری که استاد تو فایل گفتید: که اگه من درامد و سرمایه بیشتری داشته باشم هزینه هامم زیاد میشه!
این باورو خیلی باید روش کار کنم و در جهت مثبت پیش ببرم و همونطور که خودتون گفتید در کنار باورهای ثروت، باورهای توحیدی هست که جریان ثروت رو تو زندگی من خیلی بیشتر میکنه و حس خوب و آرامشی که بهم میده فراتر از هرچیزیه
سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر همه این باورهای قدرتمندی که بهم دادی
و خداروشکر میکنم که دارم با این جریان پیش میرم️
یک پاسخ ساده اما بسیار کارا.
سلام به استاد جون عزیزم.
استادتوانمندوارزشمندم.
استاد تک ونمونه ی خودمون .
استادی که من ندیدم نظیرشو .
واقعن بدون اغراق ،نیست مطابقتون.
به زبون عامیانه ی خودمون لنگتون تو دنیا پیدا نمیشه.
که اگر عالی نبودیدوتو همهی ابعاد قبولتون نداشتم ،من یکی که تعریف نمیکردم چون به راحتی کسی ،مورد تاییدم واقع نمیشه .
نمیشه که این همه سال مثل درد به درا زندگی کردم.
از وقتی شما وارد زندگی من شدید زندگیم رنگ وبوی خودشو گرفت.
خوشحالم خیلیم راضی هستم که استاد ی چون شما دارم.
دقیقن شما همونی هستید که سالها دنبالش میگشتم .یه آدم خاصی که با احساسات و عواطف وتمام روحیات من ،جور در بیاد.
نمیدونم چرا هیچ کسیو قبول نداشتم وحرفا وکارای کسی وهیچ اساتیدی کامل به دلم نمیشست .
ولی شما کسی بودید که از اولش با گوش کردن اولین فایل به دلم نشستید.ولی باز بااین وجود چند ماه درگیرتون بودم تا مطمئن بشم.
که کاملا مطمئن شدم شماهمونی هستید که من دنباله رو مسیرش میتونم باشم.
بابت خرید دوره ها ،منم اولش قضاوتتون کردم .دیگران بهم میگفتن اگه آدم باخدایی باشه انقدمحصولاتشو گرون نمیفروشه ؟داره اخاذی میکنه.این حرفا رو که میشنیدم یه کم ذهنم درگیر میشدتا وقتی که خودم خریدکردم .
بکار گیری هر کدوم از دوره ها چنان تحولی در زندگی من ایجاد میکرد که هرچقدر دوتا دوتا چارتا کنم میبینم استاد خیلیم نرمال هزینه میگیرن.
دقیقن به قول خود استاد که میگن من مطمئن هستم این دوره ها چقدر باارزش هستن وشما با کار کردشون هزار برابر خواهید کسب کرد.
از نظر منم همین طوره .
من که لذت میبرم وروزایی که خرید میکنم انقد ذوق میکنم مثل همون لباس یا طلا یا خوراکی ای که به خاطرش بال در میارم میخام پول بدم وبخرم .
حالا اونا که چیز خاصی نیستن و تاثیری روی اتفاقات زندگیم ندارن .ولی این محصولات جواهرایی هستن که بایدمثل یک گنجینه تو ذهنم بمونن .تازه از این جواهرات بیشتر استفاده میکنم وحال خوبی هام از همین محصولات هستش.
میخام بگم دقیقن مثل همون تغذیه ی روزانم،اینا هم تغذیه ی روح وروانمه که اتفاقاهرروز باید صرف بشه .
همه ی اینا بستگی به این داره تو دنبال چی هستی؟
اگه دنبال علم و دانش وکسب آگاهی برای بهتر زندگی کردن باشی ،این هزینه ها برات خیلی ناچیز میشن.
تو زندگیامون انقد به خاطر هیچوپوچ از این هزینه ها دادیم ورفته وبعد دلمون سوخته.
به قول استاد ببین دوست داری برای چی هزینه خرج کنی آیا برای موفقیتهای بیشتر وبدست اووردن ثروت یا خرابی ماشین ،طلبکاری وبدهکاریا ،وهزاران درد سرهای دیگه …
البته که ما میپذیریم هزینه هایی پرداخت کنیم که با پرداختش ،روح وقلبمون سرشار از آگاهی وافکار وباورهای جدید بشه.
تنها کسی که تو عمرم انقد زیاد دعاش کردم استاد عزیزم بوده .
هروقت حالم توپ میشه دادمیزنم اول ازهمه از عباس منش تشکر میکنم .دادمیزنم میگم عباس منش عاشقتم خدا خیرت بده .نفس منی ،جیگر منی!
دقیقن قربون صدقه هایی که برای بچه هام میرم برای استادمم میرم.
یه وقتایی انقد با هیجان قربون صدقشون میرم که همسرم باوجود اینکه میدونه با عباس منشم ،میگه بامنی؟!میگم نه با استاد عزیزمم.
استاد نفر پنجم خانواده ی منه.حضور وصدای ایشون همیشه توخونه ی ما هست .
تنها کسی که در موردش روزانه در کنار خانوادم ینی همسر وفرزندانم صحبت میکنم استاد عزیزمه.
خیر و برکت وسعادت دو جهان نصیب دل مهربونشون .
استاد من کسی بودم که هر وقت هر کسی ازم انتقاد میکرد یا حتی کاریم بهم نداشت خودم میخاستم چیزی بگم، کلی توضیح وتوجیه کنارش بود.
واااای ازاین موضوع بی نهایت به اندازه موهای کف سرم ،چوب خوردم .
خیلی خسارتها خوردم .حتی وقتایی که از خوشی هام برای کسی تعریف کردم.باز همچنان قضاوتم کردن وآسیب بهم زدن.
تا اینکه انقد این جمله رو از شما شنیدم که نخواهید دیگران راازخودتون راضی نگه دارید.
لزومی نداره هرچیزی رو برای کسی تعریف کنیم.
تو اعتقادات کسی دخالت نکنید واز اعتقادات خودتون پیش هر کسی بازگو نکنید.
از ناخواسته ها حرف نزنید.
از استاد پیش کسی حرف نزنید اجازه بدید نتایج پاسخگوی قضاوتهای دیگران باشه.
با کسی بحث و گفتگوی بی مورد نکنید.
با کسی نجنگید.نمیخاد ازخودتونم دفاع کنید .
بهترین سلاح همینه که بگید (اوکی شما درست میگید).دقیقن تنها خلع سلاح همینه تا دیگه بحثو خاتمه بدن.
این راهکار استاد شاهکاره.
با گفتن همین جمله هم خودم آروم گرفتم هم طرف یاد گرفته دیگه چیزی نگه وادامه نده.
آخه دیگران حرف میزنن یا گله میکنن یا قضاوت میکنن تا از خودتم حرفی بشنون تا بیشتر بحث کنن .نمیدونم چ مرضی هستش که از اینکار لذت میبرن .از کش دادن بحثی خوششون میاد.
ووقتی تو توپو میندازی تو زمین خودشون ،دیگه ساکت میشن.
من بابت بحثهای مذهبی با بعضی از نزدیکانم سر اعتقاداتمون جدل میکردیم تا اینکه متوجه شدم هرکسی حق داره هر طور که خودش دلش میخاد،عمل کنه .
به همین جهت دیگه بحث نمیکنم .واجازه هم نمیدم کسی به من چیزی بگه .
البته حتی پیش کسانی که با من همعقیده وهم نظر هستن هم صحبتی میکنم باز پشیمون میشم ،از همونم باز یه داستانی در میارن وپیش خودتم یه انتقادهای دیگه میکنن.این آدما خیلی عجیب غریبن.
تازگیا فهمیدم پیش کسانی که فکر میکنی مثل خودت هم هستن نباید حرفی بزنی.
البته بیشتراین حرفا وبحثها تو خانواده های دست اولمون پیش میاد.
همین خواهر برادرا وزنداداشای دو طرف یا پدر ومادرای عزیزمون.
پس سکوت وادامه دادن مسیر خودت بهترین کار ممکنه.
واما اینکه استاد عرض کردن دیدگاه کسیو با شخصیت طرف نسنجید.
استاد مگه میشه ؟!
همیشه اکثر آدما،اگه هزار تا خوبی هم داشته باشی ،یه بدی بکنی همون بدیو تو چشمت میکنن.
هرچقدرم عملکردی خوب داشته باشی ،بایه اشتباه میگن : عه تو ک …..
کلن دنبال مچ گیری آدمها هستن.
بیکار نشستن تا ببین کی چ اشتباهی میکنه تابا حرفا وباوراش مقایسش بکنن.
اینا رو که آدم میبینه حالش خیلی بد میشه .
البته اولا برام مهم بود
اما از به جایی به بعد دیگه نظر یا انتقاد کسی برام مهم نیست.
چون دارم میبینم اونا طبق عادتشون ،دوست دارن یه چیزی از کارات در بیارن .
من که نمیتونم اونا رو تغییر بدم ،پس بهتره سرم، گرم کار خودم باشه وبی خیال قضاوتها باشم.
انقد این موردو تجربه کردم که طبق تجربه های خودم چیزی یادشون دادم اما اگه یه جایی خطای ریزی داشتم علنن بهم گفتن تو که میگفتی …..پس چرا خودت اینجوری کردی.
دیدم حرف زدن یا تجربه دادنم فقط خسارت به خودم میزنه وکنترل دیگران رو به من بیشتر میکنه .
حالا هر باری که میام دهن باز کنم وچیزی بگم ،به خودم میگم ایست ولش کن ،نمیخادچیزی تعریف کنی.
ولی ازاونجایی که خیلی هیجانی هستم ،حرف برای گفتن زیاد دارم که صحبتهایی تو جمع داشته باشم که از این دردسرها برام درست نکنه.
از اینکه بازم کنار همچین آدمایی انقد پر انرژی واکتیو هستم ازخودم خوشم میاد.
یه مدت سعی کردم سکوت کنم وکمحرف بزنم دیدم خودم از مهمونیا لذتی نمیبرم و انگار زوری دارم اینکارو میکنم .
حالا آگاهانه ولی پر انرژی وپر هیاهو سعی میکنم تو مهمونی هم به خودم خوش بگذره هم دیگران از کنار با من بودن لذت ببرن.
اینکه حد و مرز هر چیزیو یاد گرفتیم همش از وجود درسهای باارزش استادمونه .
هرچقدر بیشتر روی خودمون کار میکنیم بیشتر متوجه میشیم که چطور باید عمل کنیم.
باوجود اینکه کسی هستم که با تنهایی خودم خیلی حال میکنم اما از دور همی ها ودر کنار خانواده یا دوستان بودن را هم خیلی دوست دارم .به همین جهت باید طوری عمل کنم که نه خودم به کسی کاری داشته باشم ونه کسی اجازه ی مداخله تو کارای منو داشته باشه .همشم بااحترام وبدون کوچکترین توهین یا اهانتی به دیگران.
همیشه دیگران با رفتارها وکردارهاشون به ما میآموزد که چطور با خودشون رفتار کنیم.
قدیما همه از جیک وپوک هم خبر داشتن وکسی کاری به کسی نداشت اما حالا با کوچکترین حرفی از خودت یا همسر وفرزندانت ،سریع خط ونشون برات میکشن .
همش باید مراقب ومواظب حرف زدنت باشی که مبادا کسی چیزی بدونه یا بفهمه .
اینم خودش یه معضلیه که دامن گیرمون شده .
حتی به مادر خودمم که نزدیکترین کس بهم هستش نمیتونم هرچیزو بگم ،اتفاقا بیشتر ازهمه پشت سرم حرف میزنه.
مادرم خیلی مهربون وخوبه اما به دلیل تعصبات مذهبی ونازک نارنجی بودنش خیلی ازت ایراد میگیره.
همیشه فاصله رو رعایت میکنم چون نمیتونم بشنوم وعصبانی نشم.
همیشه خشممو باید کنترل کنم چون اگه جوابم بدم باز من بدهکارش میشم.پس سکوت میکنم ولی به عنوان یک مادر برام قابل اعتماد نیست که هر حرفی رو بهش بزنم.
یه وقتایی عذاب وجدان میگیرتم میگم نکنه کم کاری در حقشون میکنم .کم میرم بهشون سر بزنم ولی بعدش میگم آخه هر باری که میرم رفتارهایی از پدر ومادرم میبینم که فقط با احساس بد از اونجا برمیگردم.
وتا یکی دو روز ذهنم در گیر میشه .بعد با کنترل کردن ذهنم ووردیهای مناسب وتمرکز به چیزای دیگه حالمو خوب میکنم.
نمیدونم توجیه خودم اینه که ذهنتو درگیرشون نکن .اونا تغییر نمیکنن .
تو وپدر ومادرت فرکانسهای متفاوت از هم دارید پس زیاد خودتو اذیت نکن .
اونا هم با دیدن من ظاهرن خوشحال میشن ولی بعدش که از هم جدا میشیم کلی داستان سرایی میکنن.
با رعایت همین فاصله ،بهتر وبیشتر به هم احترام میزاریم وحق وحقوق همدیگرو رعایت میکنیم.
فاصله ای هم که میگم منظورم دوهفته یا سه هفته یه باره.
خودم بیشتر میگم بیان خونمون .
هردوشون میدونن من دارم تلاشمو برای تغییرات میکنم .به همین جهت بیشتر مچمو میگیرن تا تشویقم کنن.
نکته ی جالب اینه که اینجور وقتا توقعاتم از دیگران کم شده و مستقیم میرم سراغ خودم وبه خودم میگم تو باید چکار کنی که از این حسا تجربه نکنی واحساست بد نشه؟!وبعد با پاسخی که به خودم میدم راهکار جلو چشمم میاد.
استاد جونم ممنون وسپاس از شما که هر آرامشی که بدست میارم از وجود شماست.
انقد باید این تمرینات رو انجام بدم وتکرار بکنم تا خیلی راحتر وبدون فشار وتمرکز ،فلبداهه رفتار درست تو ذهنم بیاد.
استادجونم دوستت دارم .
شما بینظیرید.
نیست مطابقت در جهان .
نمونه اید ،از شما فقط یه دونه خدا خلق کرده که اونم خودتی .
حتی کسی شبیه شما ندیدم.
هیچ احدی رو متعهد تر ومصمم تر وباارادتر از شما تو همه ی زمینه ها ندیدم.
خوش درخشیدی .انشالله همیشه هم خوش بدرخشید.
در پناه حق تعالی.
هر چیم تو بیزنستون در میارید نوش جونتون.
گوارای وجودتون.
حتمن سهم شماس واینکه لایقش هستید.
خدایا به تو وعدالت تو ایمان دارم که هیچ حقی از من گرفته نمیشودومن آسوده خاطر هستم.