«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


 استاد عباس‌منش در این آموزش، با استفاده از استعاره‌ بسیار دقیق «گاز و ترمز»، پرده از رازی برمی‌دارند که چرا بسیاری از ما با وجود تلاش‌های فیزیکی فراوان و خواسته‌های قلبی عمیق، همچنان در رسیدن به اهدافمان ناکام می‌مانیم یا با سختی و مشقت بسیار به آن‌ها دست می‌یابیم.

این مبحث  به ما می‌آموزد که جهان هستی به گونه‌ای طراحی شده که پاسخ به درخواست‌های ما در آن آنی و قطعی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که زمین و آسمان‌ها را «مسخر» شما کردیم؛ این یعنی کائنات گوش‌به‌فرمان انسان است و سیستمی هوشمند وجود دارد که وظیفه‌اش تنها یک چیز است: «می‌خواهی؟ پس می‌شود.» اگر این اتفاق با سرعت و سهولت رخ نمی‌دهد، ایراد از فرستنده یا گیرنده پیام نیست، بلکه پای یک نیروی بازدارنده قدرتمند در میان است که ما از آن غافلیم.

مفهوم «گاز و ترمز» به سادگی بیان می‌کند که هر «خواسته» و آرزوی شما حکم پدال گاز را دارد که شما را به سمت جلو می‌راند، اما هم‌زمان، مجموعه‌ای از «باورهای محدودکننده و ناهماهنگ با آن خواسته ها» که اغلب در ناخودآگاه شما پنهان شده‌اند، مانند پدال ترمزی عمل می‌کنند که با قدرت تمام فشرده شده است. وقتی شما با تمام وجود ثروت، روابط عاشقانه یا سلامتی می‌خواهید (گاز می‌دهید)، اما در اعماق ذهنتان باور دارید که پول فساد می‌آورد، یا آدم‌های خوب کمیاب‌اند، یا بیماری سرنوشت شماست (ترمز را نگه‌داشته‌اید)، نتیجه حرکت نیست؛ بلکه فرسودگی، اصطکاک و درجا زدن است. هنر انسان موفق، فشار دادن بیشتر پدال گاز نیست، بلکه هنر او برداشتن پا از روی ترمز است. به محض اینکه شما این مقاومت‌های ذهنی را شناسایی کرده و آن‌ها را با روغن‌کاریِ باورهای قدرتمندکننده از بین ببرید، ماشین زندگی شما بدون نیاز به تلاش طاقت‌فرسا، با سرعتی باورنکردنی به پرواز درمی‌آید. این قانون ثابت می‌کند که جهان هستی هیچ مقاومتی در برابر خوشبختی ما ندارد و این تنها خود ما هستیم که با افکار متضاد، راه ورود نعمت‌ها را سد کرده‌ایم.

استاد عباس منش در باب چگونگی تولید ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها، یک کلید اساسی را بازگو می کند که چگونه کانون توجه ما می‌تواند تبدیل به مخرب‌ترین ترمز ذهنی شود. بسیاری از افراد، حتی کسانی که سابقه موفقیت دارند یا انسان‌های بسیار معنوی و درستی هستند، ناآگاهانه بر روی «نکات منفی» یک خواسته تمرکز می‌کنند. برای مثال، فردی که خواهان ثروت بیشتر است اما به محض تصورِ درآمدِ بالا، ذهنش درگیر ترس از مالیات، دردسرهای اداره دارایی، یا قضاوت دیگران می‌شود، عملاً دارد با شدت تمام ترمز می‌گیرد. جهان هستی به این نگرانی‌ها پاسخ می‌دهد و مسیر ثروت را مسدود می‌کند، زیرا قانون این است که شما نمی‌توانید هم‌زمان هم مشتاق چیزی باشید و هم از عواقب آن بترسید. این ترمزهای مخفی حتی می‌توانند در قالب باورهای مذهبی نادرست ظاهر شوند؛ مثل اینکه فکر کنیم “خدا برای من نخواسته” یا “مصلحت من در سختی کشیدن است”. استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که این‌ها توجیهاتی برای نشناختن قانون است. خداوند برای همه ما بهترین‌ها را می‌خواهد، اما این ما هستیم که با ارسال فرکانس‌های آلوده به شک، ترس و نگرانی، مانع اجابت دعاهایمان می‌شویم.

دلیل تحقق راحت و آسان برخی از خواسته‌های ما این است که هیچ ترمزی درباره آن خواسته در ذهنمان وجود ندارد. این خاصیت جهان است که به محض شکل‌گیری خواسته‌ای، چنانچه هیچ مانع ذهنی در برابرش نباشد، آن خواسته متجلی می‌گردد. در خصوص خواسته‌هایی که تحققشان با اندکی دشواری همراه است، باید گفت ترمزهایی در ذهن ما در برابرشان وجود دارد، اما سرانجام در فرآیند تحقق خواسته، موفق می‌شویم که پایمان را از روی آن ترمز برداریم.

اما آن دسته از خواسته‌هایی که هرگز محقق نمی شوند، با ترمزهایی بسیار ریشه‌دار مواجه‌اند که حتی شناسایی آن‌ها نیز دشوار است، چه رسد به حذفشان. زیرا ظاهر این ترمزها بسیار منطقی و موجه است؛ یعنی نه تنها شناخت آن‌ها به عنوان یک مانع و ترمز دشوار است، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی جلوه می‌کنند که آن را لازمه رسیدن به خواسته می‌پنداریم. به عبارتی، همچون گرگی در لباس میش ظاهر شده و ما را کاملاً از مسیر اصلی گمراه می‌سازند. علت اینکه خواسته‌ای علی‌رغم شور و اشتیاق، تلاش ذهنی و حتی تلاش ذهنی فراوان ما محقق نمی‌شود، این است که یک پای ما بر پدال گاز فشرده شده و با پای دیگر به شدت پدال ترمز را می‌فشاریم!


منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:

دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کامل‌تر و بارها عالی‌تر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.

این سؤال افراد زیادی است که:

  • چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمی‌دهد؟!
    چرا نشانه‌های خواسته‌ام را می‌بینم اما خودش را تجربه نمی‌کنم؟!
  •  چرا تا پای قرارداد می‌روم اما امضا نمی‌شود؟!
  • چرا در لحظهٔ آخر، همه‌چیز خراب می‌شود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمی‌گردم؟!
  • چرا مشتری می‌آید اما خرید انجام نمی‌شود؟!
  • چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
    و…

دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک می‌کند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصف‌ونیمه رها شده‌ی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی به‌وسیله هم‌جهت‌شدن با جریان خداوند.
اگر  آموزه‌های این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول می‌دهیم هیچ خواسته‌ای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهی‌هایی ارائه می‌شود که کلید هم‌فرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی هم‌فرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که به‌صورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسب‌وکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فائزه رستگار» در این صفحه: 2
  1. -
    فائزه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز دلم و سلام خدمت تک تک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباس منشی وای چقدر استاد این لذت بخشه این وش کردن به کلیپ‌های شما و کار کردن روی ذهن واقعاً دلم می‌خواد م اون روزایی که اولین بار توی سایت عضو شدم انقدر بشینم کلیپ‌های شما رو گوش بدم و جواب هیچکسو ندم که صدای همه در بیاد واقعا برای خودم یه همچین قراری گذاشتم

    و این اولین کامنتم امیدوارم ادامه داشته باشه و فرکانسم بخوره و بیشتر روی ذهنم کار کنم

    نکته‌ای که این فایل به من یاد میده نکته اول اگر ما درست روی باورهامون کار کنیم و وی حرف‌های بد دیگران یا بهتر بگم حرف مفت دیگران حساب نکنیم تمرکزمونو بذاریم روی اهداف خودمون اگر ما کارمون رو با کیفیت انجام بدیم و از قانون درست استفاده کنیم خدا مراقب ماست و نمی‌ذاره هیچ ضربه‌ای به ما بخوره این قانون جهانه اگر ما تمرکزمون رو فقط بذاریم روی قدرت مطلق خداوند و از قانون جهان استفاده کنیم حالا چه آگاهانه استفاده کنیم ازش از قانون جهان هر ضربه‌ای که به ما بخوره باعث پیشرفت ما میشه و اگر کسی پشت سر ما تهمت بزنه یا غیبت کنه باعث پیشرفت ما میشه یادمه استاد تو یکی از چند تا فایلاتون تو چندین فایلتون به ما گفتید که چند نفر از بچه‌های سایت وقتی بد از شما شنیدن اومدن تو این سایت و عضو شدن و شدن عضو این خانواده قشنگ

    نکته بعدی این فایل زیبا اینه که حس خوبمونو به دیگران انتقال بدیم و توی کارمون صادق باشیم دنبال حاشیه نباشیم دنبال ثابت کردن خودمون به دیگران نباشیم اگر کارمون افکارمون درست باشه نیازی نیست خودمون رو ثابت کنیم نیازی نیست از خودمون دفاع کنیم استاد یاد فایل آرامش در پرتو آگاهی افتادم قسمت اول فقط برای سه روز بشنو و قضاوت نکن و من از اون روز تصمیم گرفتم هر کسی به من بد گفت بگم خب اونم حق حرف زدن داره پس آروم باش و سکوت کن سکوتت جواب بهش میشه

    و نکته بعدی اینه استاد نتایج مشخص می‌کنه نیازی نیست ما خودمون رو به دیگران ثابت کنیم که بگیم آی آره کار من خوبه حتماً کار من خوبه بزارید اول از خودم مثال بزنم استاد زمانی که ادمین بودم دنبال ثابت کردن کار خودم نبودم چون واقعاً ادمینی رو شغل نمی‌دونستم و فقط برای معلمم و خواننده مورد علاقم انجام می‌دادم اما به طرز عجیب غریبی حتی الان که الان این کارو گذاشتم کنار همه میگن کانال ماشو با اینکه هیچ مدرکی ندارم و همه اینا رو از تجربیات دوستای ادمینم یاد گرفتم همه میگن تو کارت خیلی نظم داری خیلی دقیقی خیلی مسئولیت پذیری بیا تو این کانال ما ما به تو اعتماد داریم یا همین الان که دارم توی منطقه مشهد چه عمده چه تک مشتریان بهم اعتماد دارند و خیلی وقت‌ها شده از یک شهر دور بدون اینکه منو ببینن بهم سفارش میدن بالای چندین میلیون بالای 100 میلیون و من واقعاً بعضی وقتا می‌مونم این همه اعتماد از کجا میاد خدا هوای منو داره و همه میگن چون جنس اصل میارم و اگر جنسم فیک باشه یا نمی‌فروشم یا اگر مجبور باشم به قیمت پایین‌تر و سود خیلی کمتر یا اصلاً بدون سود می‌فروشم یا به مشتری میگم این مطابق اصله میل خودته می‌خوای بخر می‌خوای نخر و از بس که نظم دارم و از بس که مشتری‌هام برام مهمند کارم برام مهمه همه دوست دارم از من خرید کنند

    نکته بعدی که تو 90 درصد اصلاً 90 درصد چیه تو 100 فایلاتون من دیدم اینه که همیشه باید سپاسگزار خداوند باشیم و این باعث میشه از ته چاه به عرش برسی

    نکته بعدی که خیلی زیباست اینکه ما باید روی خواسته‌هامون تمرکز کنیم و ه روی ناخواسته‌ها و اعراض کنیم از ما خواسته‌ها روی خودمونو برگردونیم به قول قرآن و بهش فکر نکنیم البته من هنوز این موضوع خیلی پاشنه آشیلمه ولی از قبل خیلی بهتر شدم

    اگر از چیزی اگر از چیزی خوشمون نمیاد روی اون تمرکز نکنیم و تمرکزمون رو بذاریم بر روی خواسته‌هامون

    همه حق اعتراض دارند و ما نباید تمرکزمون رو بذاریم روی اعتراض اون‌ها یا روی اعتراض نا حق اون‌ها ما باید تمرکزمون رو بذاریم روی خواسته‌هامون تمرکز کنیم روی اهدافمون تمرکز کنیم روی خودمون نه دیگران که فلانی چی گفت فلانی راجع به من چی فکر می‌کنه فلانی اینجوری فلانی اونجوری وای این این مشکل از بچگی برای من بود اما از وقتی با فایل‌های شما آشنا شدم هر روز داره کم و کمتر میشه و این مدتی که از فایل‌هاتون دور بودم یه اعترافی بکنم دوباره داشتم می‌شدم فائزه قبل تا اینکه زنگ خطر به صدا در اومد و خودمو دارم می‌بندم به فایل‌های شما

    اگر افکار و باورهایمان درست باشد و از قانون به خوبی استفاده کنیم تفاقاتی که به ظاهر برای ما بد است خوب می‌شود یا به قول استاد ادو شود سبب خیر اگر خدا خواهد مثل حضرت یوسف مثل خود استاد یا مثل همه بچه‌های اعضای سایت که اگر فکر کنند یادشون میاد که کجاها یک اتفاق به ظاهر بد بوده خودشون رو کنترل کردن اما براشون نتیجه خوب شده و برعکس مه این‌ها بستگی به نگاه و کنترل ذهن دارد

    کسی که از قانون خوب استفاده کنه و روی افکار خودش کار کنه اصلاً کسی نمی‌تونه نابودش کنه و در زندگی تاثیر بذاره مگر خودمون تمرکزمون رو رو اون حرفا بذاریم وای این چقدر پاشنه آشیل من بود چقدر این مدت که از فایل‌های شما دور بودم داشتم می‌شدم دوباره فائزه قبل و دوباره به اون شدت این موضوع پاشنه آشیلم شده بود شده بودازش ضربه می‌خوردم خدا را شکر سایت شما بود استاد و کار کردن روی ذهن و شکرگزاری منو داره نجات میده و فرکانسم رو تغییر میده چقدر رو این‌ها تمرکز داشتم که فلان معلم به من چی گفته فلان مشاور تحصیلی به من چی گفته فلان مثلاً اون بنده خدا چی گفته به جای اینکه به جای اینکه تمرکزمو بذارم روی تشویق‌هاش گذاشتم روی انتقادهاش و داشت روابطم با همه آدم‌ها ضعیف می‌شد

    قانون اینه که ما تمرکز نکنیم بر روی چیزی که می‌خوایم ما بهش فکر نکنیم و تمرکزمون رو بذاریم بر روی چیزی که می‌خوایم

    و در هر نقطه زندگیمون هر لحظه احساس خوشبختی کنیم و سپاسگزار خداوند باشیم و تمرکزمون رو بذاریم به روی نکات مثبت حتی اگر خیلی شرایط بدی باشه و به کسی جز خدا قدرت ندیم هیچکس هیچکس نمی‌تونه به ما ضربه بزنه مگر اینکه خودمون به قول قرآن به خودمون ظلم کنیم هیچ انسانی نمی‌تونه به ما ظلم کنه مگر اینکه خودمون بخوایم هیچ سی نمی‌تونه ما رو بدبخت یا خوشبخت کنه مگر اینکه خودمون بخوایم خوشبخت کردن یا بدبخت کردن ما دست دیگران نیست دست سیستمه دست رفتار ماست دست خودمونه

    اگر ما افکارمون درست باشه ایمان داشته باشیم و کسی رو شریک خداوند قرار ندیم حرف مردم چشم زخم مردم نحسی مردم بد قدمی یا هر خرافات دیگه‌ای که از بچگی به ما گفتند اون‌ها رو شریک خداوند قرار ندیم هیچ ضربه‌ای به ما نمی‌خوره

    یاد یه خاطره‌ای افتادم یادمه یه مدت مامانم مریض بود یک بنده خدایی اومد عیادت عاطفه‌مون اهرم گفت این چشش شوره خدا بخیر کنه این الان می‌زنه زندگیمونو داغون می‌کنه من اون موقع فکر کنم 15 16 سالم بود گفتم آخه چه جوریه که یه نفر بزنه زندگی ما رو داغون کنه مگه به چشمه مگه دست خودش بوده طفلک اون موقع من هنوز با فایل‌های استاد عباس منش آشنا نبودم دو سال بعدش با فایل‌های استاد آشنا شدم و با سایت یادمه اون شب خواهرم غذا درست کرد سوپ درست کرد با گوشت شتر اون سوپا به شد که هیچ کدوم نتونستیم بخوریم بعد خواهرم مجبور شد پیتزا سفارش بده گفت دیدید من نگفتم چشمش شوره من نگفتم زندگیمونو خراب می‌کنه اسفندم دود کنیم 100 تا اسفندم دود کنیم فایده نداره من باور کردم بچه بودم خب گفتم آره راست میگی هر وقت این آدم میاد خونمون یک اتفاقی می‌افته ن می‌تونه پشتش چی باشه چشم شور یا هر چیز دیگه‌ای باور نکردم اما برام سال شده بود یادمه د هفته بعد که مامانم حالش خوب شد اومد توی آشپزخونه و به عاطفه‌مون گفت چرا فلان سسو درآوردی این برای سس فلفل درای غذاهای مخصوص نه مثلاً غذاهایی که ما می‌خوریم من اینا رو اون شب ریختم تو سوپ با اینکه هیچ فلفلی نریخته بودم خیلی تند شده بود و اونجا برای من ثابت شد که هیچ چشم زخمی در دنیا وجود ندارد و همه این‌ها خرافاته و اینکه میگن چشم زخم در قرآن اومده و چه می‌دونم اسب پیامبر بابت این چشم زخم راه نمی‌رفت و چه می‌دونم سوره ون و نیکاد نازل شده رو باور نکردم و گفتم خدایا تو شاید منظورت از نازل کردن اون سوره یه چیز دیگه بوده خیلی واضح‌تر بوده چرا این بنده‌ها اینجوری می‌فهمن چرا نمیگن خب تو که این همه معجزه کردی خب می‌تونی مانع چشم زخمم بشی یه یادمه وقتی خودم مریض شدم همه گفتن چشم خوردی فلان شده بهمان شده گفتم نه من شرایط احساسی خودمو دارم می‌بینم من فرکانس بد لازم کردم پس کسی چشمم نزده اما هیچکی حرف منو باور نکرد اما به خودم گفتم باهاشون بحث نکنم استاد این فایل‌های شما نه تنها چیزی به آدم یاد میده بلکه کمترین سودش از فایل‌های شما اینه که یلی چیزا رو خیلی جلوی خیلی از ضررها خیلی از فشارهای روانی که 90 درصد مردم جامعه درگیرشنو مخصوصاً تو ایران می‌گیره

    هیچکس نمی‌تونه انسانی رو که راه موفقیتو پیدا کرده ناموفق کنه یا مانع موفقیت اون بشه

    مگر اینکه اون فرد اشتباه کنه و شرک بورزه و قدرتو بده به دیگران و برای خداوند شریک قرار بده

    نکته دیگه کارهای آدم‌ها رو با دیدگاهشون گره نزنیم این تو ایران خیلی بد جا افتاده احساس می‌کنم خصوصاً تو خانواده ما مثلاً کسی از نفر سیاسی هم نظر نباشه با یکی دیگه اون آدم بدیه اون آدم فلانیه اون آدم بد چیزیه انقدر این موضوع توی خانواده‌مون جدیه که من تا تا 16 سالگی همینجوری بودم خدا برام ساخت و یک دوستا و معلم‌هایی رو سر رام قرار داد و سایت شما را که طرز فکرم عوض شد

    وقتی اینجوری بودم با هیچ آدمی نمی‌تونستم ارتباط برقرار کنم یا ارتباطم خیلی سرد بود

    مثلاً من اگه یک روز از معلم ریاضی عصبی بشم نباید به اون بگم پس اون استاد عباس منشو به من معرفی کرده هم خودش اشتباهه هم استاد عباس منش من به خودم میگم نه اون بنده خدا عصبی بود از دست من من یک فرکانسیو ارسال کردم یک حرفیو می‌زدم که نباید می‌زدم ایشونم خسته بوده داغ کرده دیگه ربطی به استاد عباس منش نداره کار استاد عباس منش همیشه درسته یا دیدگاهیه که استاد عباس منش داره یا مثلاً وقتی مریضی دکتر بهت رژیم غذایی میده اما تو به دستورش عمل نکنی و سرهای خود هرچی دلت خواست بخوری هر کاری دلت خواست انجام بدی و نتیجه بدتر شدن مریضیت و خوب نشدن مریضیتو ببینی آیا کار اون دکتره بده یا کار مریضی که رعایت نکرده

    نباید از آدم‌ها بت بسازیم اینو دیگه من با پوست و گوشت و استخونم درک کردم هر وقت اومدم گفتم این آدم درسته دمش گرم ازش تعریف کردم اون آدم شاید در کوتاه‌ترین زمان به من فهمون خالی از اشتباه نیست و با کارش خیلی منو عصبی کرد جوری که کنترل خیلی برام سخت شده و بعد با این اوصاف تصمیم گرفتم که از آدم‌ها به قول استاد ازش مشاوره بگیرم یا باهاش کاری را انجام بده

    دنبال یک راه درست باشیم حتی اگر اون راه درست در مکان بدی باشه در سرزمین کفار باشه دنبال دیدگاه درست باشیم

    و این رو بدونیم یک بیزینس همیشه باید تبلیغ کنه کسی که با تبلیغات مشکل داشته باشه هیچ وقت ثروتمند نمی‌شه و همه کسب و کارهای جهان نیاز به تبلیغ کنند اما تبلیغی که کل سرمایه‌مونو نگیره مثلاً من خیلیا رو دیدم نسبت به درآمدشون خیلی تبلیغ می‌ذارن و اصلاً اون درآمدی که دارن با درآمد یه تبلیغاتشون نمی‌خونن مثلاً میلیاردی تبلیغ می‌کنند اما به همون اندازه تبلیغ پول در نمیارن تبلیغات خوبه که آدم خودش انجام بده

    و فقط روی کار خودمون تمرکز کنیم نه به جای اینکه آدم‌ها رو یواشکی فالو کنیم ببینیم رقبامون چیکار می‌کنند ما روی ار خودمون تمرکز کنیم روی اهداف خودمون تمرکز کنیم مطمئنیم از خیلی از رقبا جلو می‌زنیم البته رقیبی وجود نداره اگر می‌خواهیم روی خودمون کار کنیم و عزت نفسمونو ببریم بالا باید بفهمیم که هر آدمی جای خودشو داره و هیچ مسابقه‌ای نیست الا با خودت

    استاد ممنونم از شما ممنونم از شما که این فایل زیبا رو ضبط کردید با اینکه چند سال گذشته و من چندمین بار می‌بینم اما هر روز ازش یک مطالب تازه یاد می‌گیرم امیدوارم یک روز از نزدیک ببینم شما مریم جون و از نزدیک بغلتون کنم به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فائزه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    با نام الله یکتا که با عدالت و سیستمی عمل می‌کند و هیچگاه به بنده‌ای ظلم نمی‌کند مگر اینکه ما آدم‌ها به خودمون ظلم کنیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم و سلام خدمت خانواده هم فرکانسیم خانواده عباس منش دات کام

    خدا را شاکرم که باز اینجا برای خودم یک رد پا می‌ذارم که بعدها بدونم چقدر پیشرفت کردم

    خدا را شاکرم که باز فایل زیبا رو دیدم و باز اینجا دارم کامنت می‌ذارم و واقعاً نمی‌دونم چه جوری بگم از این حس خوب وقتی از این فایل‌های زیبای استاد می‌گیرم وقتی روی ذهنم کار می‌کنم می‌بینم نعمت‌ها بی‌قید و شرط چه جوری میاد سمتم و زندگیم پر از نعمت میشه و به خودم میگم فائزه قانون داره جواب میده

    همیشه شاکر خداوند باشیم و شاکر اطرافیانمون اما در ته قلبمون شاکر خداوند باشیم چرا که خداوند اون انسان‌ها را سر راه ما قرار داده که ما به کمک اون‌ها به خواسته‌هامون برسیم و خداوند دستانشو سر راه ما قرار داده که به کمک ما بیان و همیشه نخوایم از خودمون دفاع کنیم بزاریم نتیجه کار معلوم بشه چیزی که من سال‌ها باهاش درگیر بودم و از وقتی که فایل صوتی آرامش در پرتو آگاهی رو گوش دادم فهمیدم که نباید از خودم دفاع کنم و این موضوع رو از زندگیم حذف کردم و سکوت کردم سکوت همه چیز رو به خدا سپردم گفتم اگر حق با من باشه خدا همه چیز رو درست می‌کنه نیاز نیست که من داد بزنم بگم حق با منه خدای من مراقبمه و بر روی خواسته‌های خودمون تمرکز کنیم تمرکز خودمون رو بذاریم به اون چیزی که دوست داریم

    من وقتی بچه بودم یادمه از وقتی یادمه می‌خواستم به بقیه ثابت کنم من می‌تونم مثل یک آدم عادی زندگی کنم مثل یک دختر عادی کار کنم مثل یک دختر عادی درس بخونم مثل یک انسان عادی کار کنم

    اما به قول استاد این موضوع جواب عکس می‌داد و هیچ وقت اون چیزی که می‌خواستم نمی‌شد

    اما جاهایی که سکوت کردم رها کردم به همه چیز رو سپردم به خدا و تمرکز خودم رو گذاشتم بر روی خواسته‌هام و دنبال هدفم رفتم همه چیز به طرف عجیبی درست شد

    من الان کسب و کار خودمو دارم من الان تنها زندگی می‌کنم با اینکه مجردم من الان ا این همه مشکلات جسمی ولی هرجا دلم بخواد میرم ولی از کسی اجازه نمی‌گیرم نه اینکه بگم از اول اینجوری بوده نه از اول شرایط خیلی سخت بود از جایی شرایط آسون شد که فهمیدم من باید دیدگاهم رو تغییر بدم و همه چیز تغییر کرد و دوره تکامل طی شد اگر می‌خواهیم به خواسته‌های خود برسیم روی آنها تمرکز کنیم

    و اینکه اگر کسی به ما تهمت می‌زند یا پشت سر ما غیبت می‌کند گر می‌خواهیم به هدف خود برسیم روی اون حرف اون تمرکز نکنیم و به کار خودمون ادامه بدهیم اگر ما روی حرف دیگران تمرکز کنیم و حرف اون‌ها رو نیم ملکه ذهنمون اون‌ها به هدفشون می‌رسند

    وَلَا یَتَمَنَّوۡنَهُۥٓ أَبَدَۢا بِمَا قَدَّمَتۡ أَیۡدِیهِمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِیمُۢ بِٱلظَّـٰلِمِینَ

    هرگز آرزو نکننداش،هم بدان‌چه به دستهاى خویش پیش داشته‌اند.خداوند بر ستم‌کاران آگاه است

    اگر به بدبینی دیگران و همت دیگران توجه کنیم اون‌ها این کار را شدیدتر انجام میدن

    بذارین بازم اینجا براتون یه مثال بزنم البته این مثال‌ها برای خودمه که بیشتر به یاد بیارم و باورم قوی‌تر بشه

    یادمه وقتی 12 13 سالم بود طرفدار یه خواننده بودم و انقدر طرفدار دو آتیشش بودم که همیشه آهنگ‌های اون تو گوشم بود و همه فامیل می‌دونستن و به خاطر همین دختر داییامو همه مسخرم می‌کردند و منم واکنش نشون می‌دادم ولی یکم که بزرگتر شدم دیگه برام مهم نبود دیگه به هیچ چیزی واکنش نشون نمی‌دادم اون‌ها هم ول کردن و آرامش من کمتر شد همیشه باید در برابر خیلی چیزها سکوت کرد

    همیشه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد اگر ما به قانون خوب عمل کنیم سی نمی‌تواند تاثیری در زندگی ما بزارد مگر اینکه ما روی اون انسان تمرکز کنیم روی حرفی که اون زده

    اگر ما به قانون درست عمل کنیم هر کس که بخواد به ما ضربه‌ای بزنه اگر ما تمرکزمون رو روی خواسته‌های خودمون بذاریم اون ضربه باعث پیشرفت ما میشه

    هیچکس نمی‌تونه به ما ظلم کنه مگر اینکه خودمون به خودمون ظلم کنیم کانون توجهمون رو بذاریم روی ناخواسته‌ها

    خداوند سیستمی عمل می‌کنه و عدالت رو رعایت می‌کنه و مثل یک انسان نیست که احساسات داشته باشه بگه چه کسیو دوست دارم چه کسیو دوست ندارم دوست دارم اینو خوشبخت کنم دوست دارم اینو بدبخت کنم کار جهان سیستمیه

    صحبت دیگران در زندگی ما هیچ تاثیری ندارد مگر اینکه به آن توجه کنیم کانون توجه خودمون رو بذاریم بر روی خواسته‌ها اون وقت یچکس نمی‌تواند جلوی پیشرفت ما را بگیرد

    هیچکس نمی‌تونه ما رو شکست بده یا ناامید کنه یا به قول معروف چشم بزنه مگر اینکه کانون توجه ما وی ناخواسته‌هامون باشه

    خواهر من همیشه به چشم نظر اعتقاد داشته همیشه هم خیلی مراقب‌ها ولی همیشه هم به قول خودش ضربه‌شو می‌خوره موقع بچه‌تر بودم و قانون رو نمی‌دونستم می‌گفتم خدایا باید چیکار بکنیم که دیگه چشم نخوره اما الان فهمیدم اون خودش تمرکزشو گذاشته رو این موضوع و جهان هم براش همون رو به وجود میاره و کسی نمی‌تونه ما رو چشم بزنه و اینکه ما میگیم کسی ما رو چشم می‌زنه یعنی کسی رو قوی‌تر از خداوند یا کسی رو شریک خداوند قرار می‌دیم که این گناه بزرگیه

    ما نباید آدم‌ها را بت کنیم یا بولد کنیم ما نباید ا دیدگاهشون آدم‌ها را گره بزنیم ما باید به اصل قانون توجه کنیم

    ما باید در حال یادگیری باشیم بیزینس یا یک تجارت موفق باید همیشه راجع بهش تبلیغ بشه مگر نه رو به شکسته

    استاد خیلی خوشحالم که اینجا باز کامنت گذاشتم و باز یکی از فایل‌های شما رو دیدم خداوند رو شاکرم و واقعاً خداوند رو شاکرم که من رو با شما آشنا کرد که زندگی من نجات پیدا کنه و من واقعاً فرکانسم به واسطه‌ی فایل‌های شما رشد کنه و در زندگیم پیشرفت کند اول از خدا بعد از شما و مریم جان و بعد از دوستان هم فرکانسیم ممنونم امیدوارم هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد باشید به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: