«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
استاد عباسمنش در این آموزش، با استفاده از استعاره بسیار دقیق «گاز و ترمز»، پرده از رازی برمیدارند که چرا بسیاری از ما با وجود تلاشهای فیزیکی فراوان و خواستههای قلبی عمیق، همچنان در رسیدن به اهدافمان ناکام میمانیم یا با سختی و مشقت بسیار به آنها دست مییابیم.
این مبحث به ما میآموزد که جهان هستی به گونهای طراحی شده که پاسخ به درخواستهای ما در آن آنی و قطعی است. خداوند در قرآن کریم میفرماید که زمین و آسمانها را «مسخر» شما کردیم؛ این یعنی کائنات گوشبهفرمان انسان است و سیستمی هوشمند وجود دارد که وظیفهاش تنها یک چیز است: «میخواهی؟ پس میشود.» اگر این اتفاق با سرعت و سهولت رخ نمیدهد، ایراد از فرستنده یا گیرنده پیام نیست، بلکه پای یک نیروی بازدارنده قدرتمند در میان است که ما از آن غافلیم.
مفهوم «گاز و ترمز» به سادگی بیان میکند که هر «خواسته» و آرزوی شما حکم پدال گاز را دارد که شما را به سمت جلو میراند، اما همزمان، مجموعهای از «باورهای محدودکننده و ناهماهنگ با آن خواسته ها» که اغلب در ناخودآگاه شما پنهان شدهاند، مانند پدال ترمزی عمل میکنند که با قدرت تمام فشرده شده است. وقتی شما با تمام وجود ثروت، روابط عاشقانه یا سلامتی میخواهید (گاز میدهید)، اما در اعماق ذهنتان باور دارید که پول فساد میآورد، یا آدمهای خوب کمیاباند، یا بیماری سرنوشت شماست (ترمز را نگهداشتهاید)، نتیجه حرکت نیست؛ بلکه فرسودگی، اصطکاک و درجا زدن است. هنر انسان موفق، فشار دادن بیشتر پدال گاز نیست، بلکه هنر او برداشتن پا از روی ترمز است. به محض اینکه شما این مقاومتهای ذهنی را شناسایی کرده و آنها را با روغنکاریِ باورهای قدرتمندکننده از بین ببرید، ماشین زندگی شما بدون نیاز به تلاش طاقتفرسا، با سرعتی باورنکردنی به پرواز درمیآید. این قانون ثابت میکند که جهان هستی هیچ مقاومتی در برابر خوشبختی ما ندارد و این تنها خود ما هستیم که با افکار متضاد، راه ورود نعمتها را سد کردهایم.
استاد عباس منش در باب چگونگی تولید ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها، یک کلید اساسی را بازگو می کند که چگونه کانون توجه ما میتواند تبدیل به مخربترین ترمز ذهنی شود. بسیاری از افراد، حتی کسانی که سابقه موفقیت دارند یا انسانهای بسیار معنوی و درستی هستند، ناآگاهانه بر روی «نکات منفی» یک خواسته تمرکز میکنند. برای مثال، فردی که خواهان ثروت بیشتر است اما به محض تصورِ درآمدِ بالا، ذهنش درگیر ترس از مالیات، دردسرهای اداره دارایی، یا قضاوت دیگران میشود، عملاً دارد با شدت تمام ترمز میگیرد. جهان هستی به این نگرانیها پاسخ میدهد و مسیر ثروت را مسدود میکند، زیرا قانون این است که شما نمیتوانید همزمان هم مشتاق چیزی باشید و هم از عواقب آن بترسید. این ترمزهای مخفی حتی میتوانند در قالب باورهای مذهبی نادرست ظاهر شوند؛ مثل اینکه فکر کنیم “خدا برای من نخواسته” یا “مصلحت من در سختی کشیدن است”. استاد عباسمنش تأکید میکنند که اینها توجیهاتی برای نشناختن قانون است. خداوند برای همه ما بهترینها را میخواهد، اما این ما هستیم که با ارسال فرکانسهای آلوده به شک، ترس و نگرانی، مانع اجابت دعاهایمان میشویم.
دلیل تحقق راحت و آسان برخی از خواستههای ما این است که هیچ ترمزی درباره آن خواسته در ذهنمان وجود ندارد. این خاصیت جهان است که به محض شکلگیری خواستهای، چنانچه هیچ مانع ذهنی در برابرش نباشد، آن خواسته متجلی میگردد. در خصوص خواستههایی که تحققشان با اندکی دشواری همراه است، باید گفت ترمزهایی در ذهن ما در برابرشان وجود دارد، اما سرانجام در فرآیند تحقق خواسته، موفق میشویم که پایمان را از روی آن ترمز برداریم.
اما آن دسته از خواستههایی که هرگز محقق نمی شوند، با ترمزهایی بسیار ریشهدار مواجهاند که حتی شناسایی آنها نیز دشوار است، چه رسد به حذفشان. زیرا ظاهر این ترمزها بسیار منطقی و موجه است؛ یعنی نه تنها شناخت آنها به عنوان یک مانع و ترمز دشوار است، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی جلوه میکنند که آن را لازمه رسیدن به خواسته میپنداریم. به عبارتی، همچون گرگی در لباس میش ظاهر شده و ما را کاملاً از مسیر اصلی گمراه میسازند. علت اینکه خواستهای علیرغم شور و اشتیاق، تلاش ذهنی و حتی تلاش ذهنی فراوان ما محقق نمیشود، این است که یک پای ما بر پدال گاز فشرده شده و با پای دیگر به شدت پدال ترمز را میفشاریم!
منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:
دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کاملتر و بارها عالیتر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.
این سؤال افراد زیادی است که:
- چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمیدهد؟!
چرا نشانههای خواستهام را میبینم اما خودش را تجربه نمیکنم؟! - چرا تا پای قرارداد میروم اما امضا نمیشود؟!
- چرا در لحظهٔ آخر، همهچیز خراب میشود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمیگردم؟!
- چرا مشتری میآید اما خرید انجام نمیشود؟!
- چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
و…
دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک میکند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصفونیمه رها شدهی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی بهوسیله همجهتشدن با جریان خداوند.
اگر آموزههای این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول میدهیم هیچ خواستهای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهیهایی ارائه میشود که کلید همفرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی همفرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که بهصورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسبوکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه













سلام خدمت دوستان
امروز روز پنجاه و هفتم سفرم رو شروع میکنم بدون وقفه
خدارو شکر
🧶خداوند سریع الاجابه کافیه که من ترمز نداشته باشم
🛑اگر میخوام و نمیشه یعنی من مشکل دارم یعنی من ترمز دارم یعنی من خودم ایراد دارم جهان ایرادی ندارد🛑
📌چرا خاسته رخ نمیده ؟
♦️ترمز دارم
📌ترمز چیه؟
♦️نمی شودهای ذهن / ترسها
📌ترمزها رو چکار میشه کرد ؟
♦️روغن کاریش کنم با باورهای درست
♦️با تو دل اون ترس رفتن
♦️با دیدن آدمهایی که به اون خاسته رسیدند یا کسایی که تو دل اون ترس رفتن و اتفاقی براشون نیفتاده و بعد با خودم تکرار و مرورش کنم که میشه
🛑وقتی که میبینم یه کسی با شرایط من اون خاسته منو بهش رسیده عاقلانه ترین کار اینه بگم خوب اون فرد هم مثل منه فقط اون این ترس رو درون خودش شکسته و حرکت کرده ولی من ترس اگر نشود ، چه میشود ؟ نزاشته حرکتی کنم برای این خاسته
نیازی نیست که ما خدا رو امتحان کنیم که آیا درست جهان رو مدیریت میکنه یا نه
ما باید طرف خودمون رو انجام بدیم
🧶من دارم چه فرکانسی میفرستم چون نتایجی که بهم برمیگرده ترجمه فرکانسهام هست
🛑وقتی استاد تاکید میکنی رو توحید
کم کم دارم درک میکنم که وقتی توحید واقعی داشته باشم
♦️ترس از هیچ کس و هیچ چیز ندارم
♦️وقتی که نترس باشم حرکت میکنم
♦️دیگه اگر نشود معنایی ندارد چون میدونم که فرکانس درست بفرستم لاجرم اون اتفاق رخ میده و چون این باور را دارم با پای محکم قدم برمیدارم
قانون جهانی به محض اینکه اراده کنیم باید رخ بده
📌چطور ما اراده میکنیم و حرف میزنیم ؟
♦️چون میدونیم یه چیز طبیعیه که حرف بزنیم
📌چطور طبیعیه؟
♦️چون بارها و بارها این کار را کردیم و همه را دیدیم که راحت حرف میزنند و طبیعی شده که این کار خیلی عادی رخ میده و اگر کسی نتونه حرف بزنه غیر طبیعیه
👇👇👇👇👇👇خیلی مهم👇👇👇👇👇👇
🛑🛑🛑🛑ما متاسفانه خداوند رو مثل ایرانخودرو و سایپا درک کردیم که وقتی ماشین میده بیرون قطعاتش کامل نیست و باید دوسال تو پارکینگ بمونه تا قطعه مورد نظرش تامین بشه
فکر میکنیم اگه درخواستی داشته باشیم باید خدا بره بگرده از یه جایی برامون جور کنه
در حالی که همه چیز در اختیارشه قبل اینکه ما درخواست کنیم برامون فراهم کرده
📌مگر یه جنین میتونه بگه من چی میخوام ؟ که خدا براش تو شکم مادر چشم و گوش و …میده؟
📌مگه جنین میدونه چطور تو شکم مادر تغذیه کنه که براش فراهم شده؟
📌مگه ما میدونستیم که وقتی به دنیا میایم بعدش باید چطور زنده بمونیم ؟
📌همین الانش وقتی بزرگ شدیم خداوند فکر جفت(همسر) هم برامون کرده؟
🧶الان هر کس چه پسر چه دختر برای ازدواج بینهایت حق انتخاب داره یکی چاق دوست داره یکی لاغر/ یکی کوتاه یکی بلند/ یکی سفید یکی سبزه /و …..
🛑همه این گزینه ها از قبل در جهان هست 🛑
♦️فقط مسئله اینه که ما شرک داریم ما به قدرت خدایی که گفتم ایمان نداریم
♦️ما اگر یکی بگه برات یه دختر خوب سراغ دارم بیشتر بهش ایمان میاریم چون میتونیم ازش آدرس و بقیه خصوصیات دختر رو بپرسیم
♦️اماوعده خدا رو که گفته (من درخواست هر درخواست کننده را اجابت میکنم) مثل وعده سرخرمن حسابش میکنیم
چون ایمان به غیب نداریم و چیزی که نمیبینیم رو نمیتونیم بپذیریم
🛑🛑🛑🛑
در آخر به چیزی بگم
من چند شب پیش نشستم یه تضادی که دارم رو نوشتم بعد نوشتم چرا جور نمیشه ؟
حدود ۲۳ تا مقاومت و ترس و ترمز نوشتم و خوندمشون و برای نقض اینها برای هر کدومشون دلیل و جمله در حد شاید ۷_۸ کلمه ای نوشتم و خوندمشون در همین حد
خدا شاهده فردا شب یه نشانه بسیار واضح ازش دیدم خودم شوک شدم