«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


 استاد عباس‌منش در این آموزش، با استفاده از استعاره‌ بسیار دقیق «گاز و ترمز»، پرده از رازی برمی‌دارند که چرا بسیاری از ما با وجود تلاش‌های فیزیکی فراوان و خواسته‌های قلبی عمیق، همچنان در رسیدن به اهدافمان ناکام می‌مانیم یا با سختی و مشقت بسیار به آن‌ها دست می‌یابیم.

این مبحث  به ما می‌آموزد که جهان هستی به گونه‌ای طراحی شده که پاسخ به درخواست‌های ما در آن آنی و قطعی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که زمین و آسمان‌ها را «مسخر» شما کردیم؛ این یعنی کائنات گوش‌به‌فرمان انسان است و سیستمی هوشمند وجود دارد که وظیفه‌اش تنها یک چیز است: «می‌خواهی؟ پس می‌شود.» اگر این اتفاق با سرعت و سهولت رخ نمی‌دهد، ایراد از فرستنده یا گیرنده پیام نیست، بلکه پای یک نیروی بازدارنده قدرتمند در میان است که ما از آن غافلیم.

مفهوم «گاز و ترمز» به سادگی بیان می‌کند که هر «خواسته» و آرزوی شما حکم پدال گاز را دارد که شما را به سمت جلو می‌راند، اما هم‌زمان، مجموعه‌ای از «باورهای محدودکننده و ناهماهنگ با آن خواسته ها» که اغلب در ناخودآگاه شما پنهان شده‌اند، مانند پدال ترمزی عمل می‌کنند که با قدرت تمام فشرده شده است. وقتی شما با تمام وجود ثروت، روابط عاشقانه یا سلامتی می‌خواهید (گاز می‌دهید)، اما در اعماق ذهنتان باور دارید که پول فساد می‌آورد، یا آدم‌های خوب کمیاب‌اند، یا بیماری سرنوشت شماست (ترمز را نگه‌داشته‌اید)، نتیجه حرکت نیست؛ بلکه فرسودگی، اصطکاک و درجا زدن است. هنر انسان موفق، فشار دادن بیشتر پدال گاز نیست، بلکه هنر او برداشتن پا از روی ترمز است. به محض اینکه شما این مقاومت‌های ذهنی را شناسایی کرده و آن‌ها را با روغن‌کاریِ باورهای قدرتمندکننده از بین ببرید، ماشین زندگی شما بدون نیاز به تلاش طاقت‌فرسا، با سرعتی باورنکردنی به پرواز درمی‌آید. این قانون ثابت می‌کند که جهان هستی هیچ مقاومتی در برابر خوشبختی ما ندارد و این تنها خود ما هستیم که با افکار متضاد، راه ورود نعمت‌ها را سد کرده‌ایم.

استاد عباس منش در باب چگونگی تولید ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها، یک کلید اساسی را بازگو می کند که چگونه کانون توجه ما می‌تواند تبدیل به مخرب‌ترین ترمز ذهنی شود. بسیاری از افراد، حتی کسانی که سابقه موفقیت دارند یا انسان‌های بسیار معنوی و درستی هستند، ناآگاهانه بر روی «نکات منفی» یک خواسته تمرکز می‌کنند. برای مثال، فردی که خواهان ثروت بیشتر است اما به محض تصورِ درآمدِ بالا، ذهنش درگیر ترس از مالیات، دردسرهای اداره دارایی، یا قضاوت دیگران می‌شود، عملاً دارد با شدت تمام ترمز می‌گیرد. جهان هستی به این نگرانی‌ها پاسخ می‌دهد و مسیر ثروت را مسدود می‌کند، زیرا قانون این است که شما نمی‌توانید هم‌زمان هم مشتاق چیزی باشید و هم از عواقب آن بترسید. این ترمزهای مخفی حتی می‌توانند در قالب باورهای مذهبی نادرست ظاهر شوند؛ مثل اینکه فکر کنیم “خدا برای من نخواسته” یا “مصلحت من در سختی کشیدن است”. استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که این‌ها توجیهاتی برای نشناختن قانون است. خداوند برای همه ما بهترین‌ها را می‌خواهد، اما این ما هستیم که با ارسال فرکانس‌های آلوده به شک، ترس و نگرانی، مانع اجابت دعاهایمان می‌شویم.

دلیل تحقق راحت و آسان برخی از خواسته‌های ما این است که هیچ ترمزی درباره آن خواسته در ذهنمان وجود ندارد. این خاصیت جهان است که به محض شکل‌گیری خواسته‌ای، چنانچه هیچ مانع ذهنی در برابرش نباشد، آن خواسته متجلی می‌گردد. در خصوص خواسته‌هایی که تحققشان با اندکی دشواری همراه است، باید گفت ترمزهایی در ذهن ما در برابرشان وجود دارد، اما سرانجام در فرآیند تحقق خواسته، موفق می‌شویم که پایمان را از روی آن ترمز برداریم.

اما آن دسته از خواسته‌هایی که هرگز محقق نمی شوند، با ترمزهایی بسیار ریشه‌دار مواجه‌اند که حتی شناسایی آن‌ها نیز دشوار است، چه رسد به حذفشان. زیرا ظاهر این ترمزها بسیار منطقی و موجه است؛ یعنی نه تنها شناخت آن‌ها به عنوان یک مانع و ترمز دشوار است، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی جلوه می‌کنند که آن را لازمه رسیدن به خواسته می‌پنداریم. به عبارتی، همچون گرگی در لباس میش ظاهر شده و ما را کاملاً از مسیر اصلی گمراه می‌سازند. علت اینکه خواسته‌ای علی‌رغم شور و اشتیاق، تلاش ذهنی و حتی تلاش ذهنی فراوان ما محقق نمی‌شود، این است که یک پای ما بر پدال گاز فشرده شده و با پای دیگر به شدت پدال ترمز را می‌فشاریم!


منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:

دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کامل‌تر و بارها عالی‌تر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.

این سؤال افراد زیادی است که:

  • چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمی‌دهد؟!
    چرا نشانه‌های خواسته‌ام را می‌بینم اما خودش را تجربه نمی‌کنم؟!
  •  چرا تا پای قرارداد می‌روم اما امضا نمی‌شود؟!
  • چرا در لحظهٔ آخر، همه‌چیز خراب می‌شود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمی‌گردم؟!
  • چرا مشتری می‌آید اما خرید انجام نمی‌شود؟!
  • چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
    و…

دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک می‌کند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصف‌ونیمه رها شده‌ی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی به‌وسیله هم‌جهت‌شدن با جریان خداوند.
اگر  آموزه‌های این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول می‌دهیم هیچ خواسته‌ای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهی‌هایی ارائه می‌شود که کلید هم‌فرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی هم‌فرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که به‌صورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسب‌وکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رضا دهنوی» در این صفحه: 2
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2902 روز

    به نام خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 57/ «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز

    کلا سه تا مفهوم داریم :

    1) خواسته

    خواسته چیه ؟؟ خواسته که همون خواستس دیگه .. یعنی یه چیزی رو خواستن !!

    2) گاز

    گاز چیه ؟؟ یعنی زور زدن و اشتیاق داشتن و پشن داشتن

    3) ترمز

    ترمز چیه ؟؟ یعنی‌ هر چی زور میزنی و تقلی میکنی به خواسته نمیرسی.. یا باورهای ناهماهنگ با خواسته

    در مثال خواسته ی ازدواج گاز رو ترمز را توضیح دهید..

    گاز : ازدواج و رابطه ی عاطفی رو میخوام که لذت ببرم و تحربه های جدید داشته باشم و این چیزا

    ترمز ها چیه :

    مثلا کی با من ازدواج میکنه ..

    من که پول ندارم ..

    ازدواج گرونه ..

    زندگی سخته

    ووو یه مشت چزت و پرت

    که عمده ی این ترمز ها برمیگزده به احساس عدن لیاقت ..

    یعنی ما ادم ها به خاطر تضاد هایی که توی زندگیمون بهس برمیخوریم خواسته های متنوعی داریم و این داشتن خواسته بد نیست .. ولی مشکل ازونجاست که شخص ازونحایی که یه عالمه ترمز و باورهای ناهماهنگ با خواسته داره ،، داشتن اون خواسته رو خیلی دور از ذهن و محال میدونه !!

    که اصلی ترین ترمز هم برمیکرده به عدم احساس لیاقت !!

    من توی دوزه ی کشف قواینن زندگی یه عالمه توضیح دادم و این باور عدن لیاقت رو اونجا ریشه یابی کردم . . وگرنه اگر ما خواسته ای رو داشته باسیم و ترمزی در مقابلش نداشته باشیم همون لحظه به دستش میاریم..

    مثلا خواسته ی طرف داشتن یک ماشین لاکچری و خاصه ،، اگر شخصی که باورهای درستی داره وقتی این ماشین رو ببینه ،، همون لحظه به خودش میگه

    خب اوکی میرم نمایشگاه و کارت رو میکشم و خرید میکنم!!! اراده میکنم و به دست میاورم..

    ولی شخصی که باورهای نامناسب داره با دیدن این ماشین خیلی حسرت میخوره و داشتن اون رو دور از ذهن و محال میدونه و حسرت میخوره و حسادت میکنه !!

    اینجاهاست که باور لیاقت خودش رو نشون میده ها !!!

    یاد اون قسمت از سفر به دور امریکا میوفتم که استاد و خانم شایسته روی پل وایساده بوده و داشتن کشتی های تفریحی رو نگا ه میکردن و بعد استاد به خانم شایسته گفت ،، خب بیا بریم کشتی سواری هم بکنیم !! این یعنی حس لیاقت داشتن در مقابل خواسته که همون لحظه تصمیم میگیری و انجامش میدی !! این یعنی نداشتن ترمز در مقابل اون خواسته !!

    پس به صوزت کلی اگر در مقابل خواسته ای مقاومت نداشته باشیم و ترمز نداشته باشیم ،، همون لحظه تصمیم میگیریم و انجامش میدیم و این موضوع رو که میخوایم تجربش کنیم رو به تعویق نمیندازیم !!

    ولی اگر در مقابل یک خواسته ای خیلی باورهای ناهماهنگ داشته باشیم و ترمز های زیادی داشته باشیم .. اصلا نمیتونیم تصمیم بگیریم و یا سال ها اون تصمیم به تعویق میوفته !!

    مثل خواسته ی من که مهاجرته و سال هاست به تعویق افتاده .. چرا ؟؟ چون ترمزهای زیادی در مقابل این خواسته دارم که همش هم برمیگرده به باور عدم لیاقت که توی کشف قوانین کامل راحبس توضیح دادم که ترمز باور عدم لیاقت چطور سال هاست من رو میخکوب کرده و نمیذاره تصمیم بگیرم بزای این خواستم و یا هر وقت تصمیم گرفتم و انجامش دادم ،، خیلی خیلی اذیت شدم و به دردسر افتادم ،، که همش برمیگرده به عدم لیاقت !!

    پس ترمز نداشتن یعنی تصمیم گرفتن و همون لحظه انجامش دادن !!

    یعنی من میخواهم و میشود!!

    خب اینم از رد پای من از روز 57,, خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2902 روز

    سلام

    دو تا موضوعه:

    اعراض از ناخواسته و توجه به خواسته..

    هیچ وقت نمیتونی بگی اگر به ناخواسته توجه کنم زندگیم خوب میشه این امکان ندارد…

    توجه به ناخواسته یعنی مقصز دونستن دولت و فلان وبهمان و همواره صحبت کردن راجب مسائل نامناسب ووووو

    اگر به ناخواسته توجه کنی قطعا زندگیت به سمت ناخواسته های بیشت میره… یعنی یه سریا ادم ها از صبح تا شب به ناخواسته ها توجه میکنن و مدام بهش دامن میزنن و هر روز زندگیشون سخت تر میشه .. ما کاری با اونا نداریم..

    ما طرفمون با خودمونه که چرا هر چقدز تلاش میکنیم موفق نمیشیم و به این دزک رسیدیم که مقصر ذهنمونه !!! نه اون بیزون !!!!وبه نادرستی حرف هایی که به ما زده شده پی بردیم …

    موضوع بعدی اینه که توجه کنیم به خواسته ها با روش های مختلف کلامی ونوشتاری و تجسمی ووووو

    ولی هر چقدر این کار ها زو میکنیم اتفاق جدیدی نمیوفته در زندگیمون !!!

    موضوع باورهای درست داشتن + نداشتن ترمزه !!!

    یعنی هم باید باورهات رو درست کرده باشی و هم ترمزهات رو برداری…

    مثال:

    سوار ماشینی هر چقدر گاز میدی تکون نمیخوره … در این صورت بر نمیگردی به دولت فحش بدی یا بگی جاده خرابه !!! میگی مشکل از ماشینه !!!

    بعد نگاه میکنی میبینی ماشینت وسط یه باتلاق دزون یه جنگل تاریک گرفتار شده و کمپلت نابوده .. خب این دگ بحثش از ترمز گذشته !!! اولین کاری که میکنی اینه باید ماشین رو از باتلاق بکشی بیرون و از جنگل خارج کنی و ببری کارواش بشورنش و بعدش روش کار کنن.. تعمیرش کنن.. موتور نو وووو کلی ایتم بهش اضافه کنن تا استارت بزنی روشن شه !!!! حالا استارت میزنی گاز که میدی ماشین سخت راه میزه !!! بعد میبینی ترمز دستی مثلا کشده شده یا ماشین پنچره یا کم باده ویه سری نقص های جزیی داره !!!

    در مورد روابط:

    اول باید روی دوره ی عشق و مودت کار کرده باشی و بعد بیای باگ ها رو بشناسی !!!

    در مورد ثزوت اول روی اون ۳ تادوره باید کار کنی و یکسری اقدامات انجام داده باشی و بعد باگ ها رو پیدا کنی !!!

    وووو

    در مورد سلامتی

    وووو

    قبل از همه ی اینا باید به این موضوع پی برده باشی که مشکل از خودته و ذهنته نه اون بیرون ..

    مثلا هی داد و بیداد نکنی که نههههه همسرم مشکل داره.. والدینم مشکل دازه… زنم و بچم و ووو اینا مشکل داره که روابطم داغونه !!!

    مثلا هی داد و بیداد نکنی که نهههههه اقا این قرصه مشکل داره !!!

    مثلا هی داد وبیدا نکنی که نههههه شغلم مشکل داره.. ایراد از کسب و کارمه .. ایراد از دولته و شهرمه ووووو

    همه ی این ایتم ها رو باید گذرونده باشی ..

    تا یکمی با خودت در صلح قرار بگیری..

    مثل کسی میمونه که یک عمر سینه خیز با صد تن گاریه اشغال حرکت کرده .. الان احتمالا گاریه خالی شده بارش و بازم سینه خیز داری راه میری!!!

    موضوع این نیست که همش راجب خواسته هات حرف بزنی و حساس بشی روی موضوع… موضوع همون مراحلیه که گفتم …

    سرگشته و حیران زمانه ای …

    غافل از اینکه خودت زو گم کردی در تاریکی غفلت !!!

    با داد و بیداد کردن و غصه خوردن توی سر زدن و به مملکت فحش دادن و خدا خدا کزدن وووو کاری درست نمیشه خودت رو اصلاح کن..

    و همچنین با اینکه بشینی از صبح تا شب پای سجاده همش از خدا پول و ثزوت و روابط خوب ووو اینا بخوای هم کاری درست نمیشه باید خودت رو اصلاح کنی !!! در نهایت افسزده میشی میگی احتمالا خدا منو دوست نداره و به حرفام گوش نمیده و برای من نمیخواد … همون حرفایی که خیلیا میزنن !!!

    نه همه ی اینا چرته !!!

    موضوع خودتی !!!

    شخصیتت باید هم گام بشه با خواستت !!!

    در صورتی که خودت با جان و دل بخوای تغییر کنی و یک امیدی و باوری بر درست شدن اوضاع با دیدن الگو ها پیدا کرده باشی !!!

    همسر خوب میخوای؟؟

    نیا بگو همسز خوب وجود ندازه همه دخترا یا پسرا بدن و همون چرندیاتی که بقیه گفتن رو تکرار کنی و هی بگی از من گذشته ووووو فلان و خودت رو از خواستت که یک رابطه ی زیبا و پرمعناس محروم کنی !!!!

    بیا بگو همسر خوب رو میخوام و وجود داره و زیاده پس حالا من باید چه ویژگی هایی داشته باشم تا اون رو جذب کنم ؟؟؟ چه شخصیتی در خودم ایجاد کنم که با اون فرد هم گین و هم فرکانس شم ؟؟؟

    فرض کن یه دختر از طبقه ی مثلا ثروتمندان و پزشکان و وکلا و اساتید دانشگاه وووو از طبقه ی بالای اجتماع میخوای !!! آیا روی خودت کار کردی و خودت رو ارزشمند کردی که اون فرد باهات ازدواج کنه ؟؟؟ یا نه… هی نشستی با توهم اینکه من فوق العادم زندگی کردی و به همه فحش میدی و ادعات میاد و با ادمای نامناسب ارتباط داری و بزای خودت و توانایی هات ارزش قائل نیستی و شخصیتت رو اصلاح نمیکنی و بدرفتاری و بعد انتظار داری یه همچین فردی گیرت بیاد !!! و در نهایت برگردی تو هم به بقیه بگی دختر خوب وجود ندارد و همشون یه مشکلی دارن و بذهکارن !!! ؟؟ و بقیه رو هم با عقده ها و خلا ها و دروغ هات برین واش کنی و از داشتن زوابط درست محزوم کنی!!!

    پس به بقیه انگ نزن و خودت رو اصلاح کن و بهت و بهتر شو اون وقت مسلما جهان به سمت روابط پر معنا هدایتت میکنه..

    اگز عشق و دوستی و صلح رو گسترش بدی از همون گیرت میاد… اگر بی ایمانی و بدی وووو گسترش بدس از همون گیرت میاد..

    ولی یه ادم با شخصیت هرگز بی ایمانی و ترس وووو رو گسترش نمیده !!!

    هیچ وقت یه استاد دانشگاه یا چه میدونم توی هر حوزه ای که دوست داری رابطتت باشه..

    ورزش… پزشکی.. وکالت…نقاشی ووو هرچی که دوست داری…

    تو باید سطح خودت رو ببزی بالا !!!تا اون فرد رو ببینی !!!

    ولی وقتی میای گوش میدی به ادمای نامناسب وبا ادمای نامناسب ارتباط برقرار میکنی که مدام شخصیتت رو خورد میکنن و بهت میگن دختر مناسب وجود نداره و فلان و بهمانن عملا اون ادم رو نمیبنی حالا هی تلاش کن !!! چرا نمیبنی ؟؟ چون تو مغزت رفته بی ارزشی !!! حالا هی تلاش کن خودت رو ارزشمند کن !!!

    اول باید روابط نامناسب وووو هر چی که توی موضوع روابط گفته شده رو با جان و دل اجزا کنی اون وقت اون ادم خودش میاد توی زندگیت !!

    در موزد ثروت وووو هرچی اساسش یکیه !!

    اینی که اون چه را تو مغزت کردن نپذیری!!! و بعد یا عملکرد مناسب ناشی از باورهای درست ارام ارام به سمت ثروت و خوشبختی و زیبایی هدای میشی!!!

    ولی وقتی میای همش با افرادی ارتباط برقرار میکنی که مدام میگن زندکی سخته و وووو اینا رو هر چقدرم قوی باشی باور میکنی !!! و تو هم میشی مثل اونا !!!

    پس هدفت اینه که با ادم ارزشمند و از طبقه ی بالای جامعه ازدواج کنی ؟؟؟

    باور کن که میتونی و نپذیر حرفایی که توی مغزت کردن وخودت رو ارزشمند کن .. نقص هات رو پیدا کن و رفع کن.. ترس هات رو بشناس.. نقاط ضعف شخصیتت رو درست کن.. نقاط قوت توانایی هات زو بهتر کن…

    حالا روی خودت کار کردی و توانمند شدی و مهارتت بالاتر رفته ولی ضعف های شخصیتی داری.. مثل ترس.. مثل عدم اعتماد به نفس.. مثل ارتباط با ادم های ضعیف و بد دهن و نا صادق وووو اینا رو درست کن … ادم ارزشمند حتما باهات ازدواج میکنه … و مهم نیست الان شرایطتت چیه.. من هی بایذ تاکید کنم که شرایط الانت مهم نیست…

    یه مثال دگ بزنم …

    بعضی وقت ها مثلا یه پراید داغون میبینم که طرف آرم بی ام دابلیو پشتش زده و در توهم اون نشسته !!! و از صبح تا شب راز و نیاز میکنه که خدایا به من ثروت بده چون من دارم تجسم میکنم و ورد میخونم !!!

    خب این توهمه !!!

    طرف خودش رو اصلاح نکرده میخواد موفق شه …

    اقا موفقیت شانسی و الله بختکی نیست…

    موفقیت قانون دارد..

    موفقیت در روابط در ثروت در معنویت در سلامتی با شانس و بخت و اقبال ووووو ایجاد نمیشود..

    تو باید یه ادم دیگه ای بشی…

    هیچ وقت یه استاد رده بالای دانشگاه شانسی نمیره با یه ادم بی سر و ته ازدواج کنه !!!

    برخلاف این فیلمای هندی!!!

    یه شانسی باشه من با دختر فلانی ازدواج کنم میلیاردر شم… نه نه … میتونی باهاش ازدواج کنی.. وقتی تو تغییر کنی و ادم دیگه بشی..اون وقت حتما به درخواستت پاسخ مثبت میده..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: