"قدرت اراده" در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری "قدرت اراده" در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان
    465MB
    53 دقیقه
  • فایل صوتی "قدرت اراده" در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان
    51MB
    53 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

504 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه دبیری گفته:
    مدت عضویت: 1695 روز

    بنام الله یکتاوهدایتگرکه هرلحظه منوهدایت میکنه

    سلام به استادعزیزم ومریم عزیزودوستان همفرکانسی ام

    استادچقدربه این فایل نیازداشتم الان 5ر‌وزه که دارم به شیوه قانون سلامتی عمل میکنم وخیلی خداروشاکرم که ذهنم روتونستم کنترل کنم بااینکه توی مغازمون انواع واقسام موادسوپری وپروتیئنی وجودداره خیلی خداوندکمکم کرده وهدایتم کردبه این دوره بینظیر

    چندروزاول بسته نون ساندویچ بازمیکردم یکم احساس گشنگی داشتم امابه خودم میگفتم فاطمه توروزه ای الان ماه رمضون توست وروزه داری وخیلی راحت تونستم ذهنم کنترل کنم وامروزکه پنجمین روزه دارم به شیوه این دوره عمل میکنم اصلاهوس نمیکنم من حدوددوسال پیش طبق الهامی که بهم شد کلانوشابه وکیک وشیرینی وبستنی وفست فودهاکنارگذاشتم ‌والان هم که دوره قانون سلامتی خریدم ودارم بقیه موادروصفرمیکنم ازبچگی علاقه داشتم به گوشت خوردن والان خیلی دوست دارم این غذاروماتوی روستازندگی میکردیم وخودمون گوسفندمیبردیم بیابون وهمیشه ازهمون گوسفندان میکشتیم وازگوشتش میخوردیم وتوی اون دوران برام لذت بخش بودوهمیشه دوست داشتم که یجوری باشه گوشت خالی بخورم

    بااینکه پنج روزه ازاین شیوه میگذره خیلی زودسیرمیشم ازغذایکم بزوریابیشتربخورم حالم بدمیشه اصلانمیتونم بیشترغذابخورم خداوندروشاکرم که منوباسایت شماوقانون ثابت جهان آشناکردوهدایت شدم به این دوره بینظیر

    الان که فایل بازکردم خیلی کمکم کردذهنم بازترشددرکنارفایلهای قانون سلامتی من آدمی بودم مثل شمااستادهمیشه بستنی کیلویی توی فریزرمون بایدمیبودکه اگرشب دیروقت هوس کردم تویخچال داشته باشیم بهترین آبمیوه فروشی های مشهدمن رفتم وهمیشه بهترین معجون وبستنی سفارش میدادم بهترین فست فودها رفتم همیشه وخیلی هم میخوردم عاشق نون بودم اونم نون سنگک وکلاهمه روصفرکردم آدم چاقی نیستم اتفاقاهمه میگن تواندام خیلی خوبی داری امامن سلامتی جسمم وانرژی بالای جسمانی ام برام مهم بودواین دوره تهیه کردم وخداروشاکرم بابت این دوره

    سپاسگزارخداوندهستم که منوهدایت کردوسپاسگزارشماهستم که این دوره وفایلهاروآماده میکنید‌

    درپناه رب العالمین شادباشیدوسربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خدای وهاب و روزی دهنده و هدایتگرم به سمت خوبیها و زیباییها

    سلام به استاد عباس منش عزیز و سلام به مریم جانم

    استاد عزیزم خدا رو شکر من هم وزنم خوبه هم از سلامتی برخوردارم در هر نوع بیماری خدارو شکر الحمدلله

    اما دوست داشتم امروز هم سلامی به شما ودوستان عزیزم داشته باشم و عرض ارادت و هم ردپایی باشه برام من از شما ممنونم بابت آگاهی های هر جلسه که بر روی سایت میگذارین استاد عزیزم اگر امکان دارد آزمون هم بذارید هر ماه خیلی برای ما مفیده و خودمون رو می‌سنجنیم و به چالش میکشیم و به آگاهی ما اضافه می‌شود متشکرم

    ممنون و سپاسگزارم خدا رو شکر بابت حاله خوبه امروزم من امروز باور دارم که همه چیز به نفع من پیش میره

    یاحق خدا نگهدارشما دوعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  3. -
    عادل حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3192 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیزم .

    استاد واقعا بینظیری با این همه منطق های عالی که واقعا قابل هضم و درک هستند.

    استاد تمام زندگی من اینجوری بوده یک مسیری رو انتخاب کردم و بعد از مدتی دوباره اومدم به جای اول .

    البته من هر وقت در مورد خودم میگم از سال 96 به بعد منظورم هست که با شما اشنا شدم چون واقعا قبل از 96 اصل انقدر باورهام داغون بودن .

    واما از بعد اشنای با شما دیگه واقعا خیلی تغیر کردم

    ولی در تمام این سالهای اشنایم در 99درصدش هروقت خواستم کاری انجام بدم اولش انگیزه داشتم شروع کردم ادامه دادم اما از یه جای به بعد واقعا انقدر مغزم درگیر میشد و نجوا ها میان سراغم کاملا به روش قبل بر میگردم

    استاد من خودمو سرزنش نمیکنم

    چون نتونستم دوره قانون سلامتی رو ادامه بدهم بخاطر فشار زیاد ذهن

    من 3ماه کامل این دوره رو رفتم ونتیجه های عالی بینظیر از لحاظ جسمانی گرفتم .

    بخدا قسم کلی بیماری های که داشتم از بین رفتن

    از بیماری ایمنی که داشتم و 5سال قرص میخوردم تو اون 3ماه 4دونه قرص کلا نخوردم در حالی که من هر روز 1دونه یا 2وتا وبعضی وقتا هم 3تا میخوردم

    اما اون درمان شده بود درمان بدون قرص

    معده دردی که داشتم زانو درد

    درد قلب کلیه درد

    چشم ضعیفی پیش دیابتی

    کمر درد

    سرما خوردگی های شدید وحشتناک پی در پی

    خواب الودگی در حد 100 درصد .

    و خیلی چیزهای دیگه واقعا تو اون 3ماه من 90درصد عالی شدم

    فقط چند تا مشکل بود و دقیق میدونم بخاطر این بود که من خودم بخوبی اون مواد لازم رو تهیه نمیکردم

    مثل گوشت خوب گیرم نمی اومد

    یا شاید پتاسیم یا منیزم و یا مهم تر از همه نگرانی ها و احساس بدی که داشتم این قضیه خیلی مهم بود و تاثیر داشت چون واقعا احساس بو ونگرانی های الکی زیاد داشتم و این باعث میشد که عضله نسازه بدنم

    و بسیار بسیارزیار از حد معمول لاغر شده بودم

    خلاصه بعد از 3ماه و اون همه نتایج عالی که گرفتم

    بخاطر چند تا دلیل که مینویسم خودم هم یادم باشه که ذهنم چگونه گولم زد

    1..بخاطر حرف های دیگران و دورو برم خانوادم همسرم مادرم

    خلاصه انقدر میگفتن لاغر شدی بی انرژی شدی معتاد شدی مریضی خاسی حتما گرفتی و انقدر مقاومت داشتن انقدر مقاومت ها شدید بود

    و انقدر بعضی وقتها چون احساسم بد بود و نگرانی های داشتم بخاطر مثلا هزینه های خرید گوشت و اینا خلاصه چون در دوره قانون سلامتی احساس خوب و ارامش خیلی مهم هست برای عضله ساختن .

    ولی من نداشتم به همین دلیل جدا از اون همه نتایج جسمی و درمان بیماری ها و از همه مهمتر در سلامت ماندن وبودن

    اما انرژی لازم رو هنوز بدست نیاورده بودم و خیلی زیاد خسته میشدم و خیلی بی حوصلگی و احساس خستگی زیاد میکردم( تاکید میکنم فقط بخاطر این بود که من خوب به دوره عمل نمیکردم شاید اون گوشتی که میخوردم گوشت خوبی نبود یا اون نگرانی ها و احساس های بد یا اون فشار خانواده و همسرم و دورو بریا و حرف ها و قضاوت های دیگران همه اینا باعث شدن که زیر اون فشار تحمل نیارم)

    البته ناگفته نماند واقعا من به خودم افتخار میکنم و خودمو سرزنش نمیکنم چون این [قضاوت دیگران حرف بقیه پاشنه اشیل 30 ساله ی من هست ]

    من 3ماه عالی تونستم این دوره رو پیش برم

    اون همه مهمونی رفتم واون همه قضاوت شدم اون همه تحقیر و مسخره شدم

    اون همه بهم تعارف میکردن بابا بخور یه دونه میوه چی میشه مگه

    و کلی از اینا……..ولی من عالی تو این 3ماه انجام دادم و حرف مردم اصلا برام مهم نبود تا این اواخر

    که مادرم خیلی زیاد گریه میکرد و احساس میکرد یک مریضی خاسی گرفتم دیگه این اواخر خیلی زیاد فشارروم بود

    و حتی من همسرم بااون همه مقاومت ولی باهام راه می اومد خیلی بهتر شده بود

    و این جوری شد که زیر این فشار دوام نیاوردم

    .ولی واقعا همین 3ماه کلی انگیزه در من ایجاد شد برای هدف هام

    و کلی من پیش رفت کردم چون این اولین اولین و اولین باری بود که تصمیمی به این جدی گرفتم و انجامش دادم در تمام جنبه ها .

    واین باعث شد که من به هدف های بزرگتر فکر کنم و انگار یخ ذهنم اب شد که میشود میشود میشود واقعا لذت بردم از این فایل و در اون 3 ماه من واقعا به اندازه 30 سال عمرم نتیجه گرفتم و به اندازه 30 سال انگیزه گرفتم برای هدف هام

    ودر تمام جنبه ها وتصمیمات دیگم اینجوری بودم واقعا ولی این 3ماه دوره قانون سلامتی بسیار بسیار بسیار بیشتر و بهتر از تمام کارهای قبلم نتیجه داد برام ….

    نمیخواستم اصلا بیام بگم واقعا که من این راه رو رفتم و نتونستم ادامه بدهم والان یک ماه هست که از اون 3ماه میگذره ولی کامنتی نذاشتم در این مورد .

    اما با دیدن این فایل جرات پیدا کردم که بنویسم و خودمو هم سرزنش نمیکنم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خداوند مهربان و هدایتگر.

    سلام.

    از اونجایی که دوره سلامتی برام کلاس خودشناسی هم بود، الان یادِ یه کشفی افتادم، گفتم بنویسم.

    در حقیقت درکی که روی این موضوع پیدا کردم رو میخوام بنویسم.

    من وقتی نتایجم تو دوره سلامتی آشکارتر شد، مخصوصا کاهشِ وزنم، به این فکر کردم و حتی به بعضی از نزدیکانم گفتم چطوریه که شما من و کاهش وزنم رو میبینین، اما این شیوه رو آغاز نمیکنین؟

    در حقیقت چون برای خودم زندگی به این شیوه اسون بود، همراه با عشق و اراده ی قلبی بود، فرکانسم باهاش سازگار بود، فکر میکردم خب همینه دیگه، ساده است، پس چرا بقیه منو میبینن جلوی چشم هاشون ولی حرکتی نمیکنن؟

    خیلی جای سوال داشت برام و عجیب بود…

    گذشت و گدشت و گذشت تا ورق برگشت.

    خودم چیت کردم و کم کم برنامه رو قطع کردم…

    یهو به خودم اومدم گفتم چی شد؟

    من که دارم تلاش میکنم (با اصرار و زور) که برگردم تو مدارِ دوره، پس چرا نمیشه؟

    من که نتیجه گرفتم، تجربه اش کردم، یعنی خودم همون الگویی هستم که باید به خودم نشونش بدم جهتِ انگیزه گرفتن و امیدواری به جواب.

    پس چرا نمیشه؟

    اونجا تازه کشف کردم که وقتی استاد میگن باید تو فرکانس یا مدار یه چیزی باشی تا عمل کنی یعنی چی!

    ظاهرم تو مدار بود، اما افکارم خیلی دور شده بود از مدار….

    در حقیقت ترمزها پیشی گرفته بودن به شدت و اتفاقا اصرار من برای بازگشت، نزدیکم نمیکرد، دورترم میکرد، پریشان ترم میکرد…

    متوجه شدم تو اول باید ریکاوریِ ذهنی کنی خودتو سمانه جان، بعد اماده میشی …

    من این فرصت رو برای سمانه جون قائل نشدم، این بود که حالم بدتر شد،احساس شکست بزرگی کردم، هنوزم چند درصد از اون حس با من هست دروغ چرا، چون بهم برخورد که ظرفیتم در دوره 5 ماه بود…

    گاهی هم تله مقایسه فعال میشه که استاد و برخی بچه ها دارن به سالگردِ دو سالگی زندگی به سبک شیوه سلامتی نزدیک میشن، من زیرِ 6 ماه خارج شدم…

    اجازه نمیدم مقایسه بمونه، فقط نوشتم که بدونم گفتگوی ذهنی دارم، پشت بندش هم کنترل ذهن دارم، دقت میکنم سرزنش نکنم خودمو، اگه چیزی میگم یا مینویسم فقط به هدفِ تحلیل خودم و شناساییِ قوت و ضعف هام باشه، همین.

    این مثال بهم نشون داد سمانه تو نمیتونی و نباید کسی رو هُل بدی به سمتِ انجام کاری که تو مدارش نیست.

    حتی اگه بهشت هم باشه، خودِ فرد باید درجه اول بخواد و بعد اماده باشه تا بیاد جلو…

    وگرنه میشه اصرار بیجا.

    اتفاقاً دافعه ی بیشتری تولید میکنه.

    آسیب میزنه، هم به خود هم به دیگری.

    همینه که استاد همیشه تکرار میکنن توجهتون به خودتون باشه ولاغیر.

    وگرنه کلی نشتیِ انرژی تولید میکنه آدم برای خودش.

    خوب شد با خودم، بهم یاد داد این درس رو خدا.

    دردم اومد شدید، اما شیرینیِ درس هایی که گرفتم هم کم نیستن.

    آدم فکر میکنه این توصیه هایی که اول دوره استاد میگن، رو من تجربه نمیکنم، من اشتباه نمیکنم، من وارد این چالش نمیشم، آخهمن آگاهم…

    بعد می‌بینی که چرا، منم که وارد شدم و اتفاقا همون کار رو انجام میدم.

    کلید واژه ی پررنگ این روزهام اینه:

    آهسته و پیوسته جلو رفتن.

    همون روندِ تکاملیِ خودمون هست.

    الهی شکرت برای همه ی نعمت هات.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      رویا میانکاله گفته:
      مدت عضویت: 1273 روز

      سلام دوست عزیزم سمانه جان

      امیدوارم بعد این مدت به روند دوره سلامتی متعهد تر عمل کرده باشید.

      دقیقا منم یه حس سر اسکندری دارم اونم اینکه من فقط 2 ماه تونستم اون روند ادامه بدم البته منی که حدود یک سال قبلش رژیم فستینگ میرفتم دو وعده غذا میخوردم ورزش و تحریم بالا بود.

      واقعا هم اون دو ماه عالی گذشت تقلای نکردم ولی الان یک ماه کلا تقلب شده .

      دوست دارم از نتایج الانتون بدونم تا یک الگوی بگیرم من از دیروز که این فایل گوش دادم همون میوه که به عنوان پاداش به مغزم می‌دادم قطع کردم

      اجازه گرسنگی به خودم نمیدم دو الی سه وعده میخوردم ولی غذای مجاز ،

      از خدا طلب کمک میخوام

      دلم میخواد این سبک برام روون بشه.

      البته گاهی وقتها به دلیل استرس نداشتن غذای مناسب باعث درگیری ذهنم میشه که تا کی میخوای برای غذای مناسب دنبالش بگردی

      خوب خانواده ام سبک قبلی دارن خونه پر از میوه خوراکی روزی چندین باز بستنی بعد در کنارش مواد غذایی مورد نیاز من نباش.

      نمیدونم فقط از خدا کمک میخوام.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3246 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    دیروز که این فایل اومد روی سایت بازم برای من یک هدایت بشدت بزرگ بود.روز جمعه با خودم فکر میکردم از قدرت اراده استفاده کنم در راستای به کار گیری و زندگی به شیوه قانون سلامتی.با اینکه الان دوسال هست که دارم به این شیوه زندگی میکنم اما متاسفانه شده روزهایی که نتونستم جلوی وسوسه هام رو بگیرم و تقلبهای بزرگی کردم تا اینکه دیروز بخودم گفتم تو اراده پولادینی داره ازش استفاده کن و دقیقا مثل 7,8 ماه اول که بکوب مطابق قوانین سلامتی زندگی کردی دوباره برگرد تو مدار و صبح شنبه این فایل اومد و یه درک عمیق تری پیدا کردم که اصلا صحبت اراده نیست و اراده تو کامل در مقابل تمایلات و روش ذهنت خلا صلاح و تسلیم هست.

    تا وقتی داری از مسیر اشتباه از ذهنت پاداشهای اشتباه میگیری اتصالات عصبی نادرستی داری تو ذهنت شکل میدی بنابراین باید بیای تعریفات جدیدی برای ذهنت داشته باشی و این سیستم پاداش و تنبیه رو کامل برعکس کنی تو معزت اگر میخوای نتیجه پایدار و البته اونجور که میخوای باشه.

    طی توضیحات استاد وقتی داشتند در مورد افراد با بدن های قند سوز صحبت میکردند من خیلی خوب تونستم فردی که دقیقا مطابق صحبتهای ایشون بود رو بیارم تو ذهنم و مطابقت بدم الگوی رفتاری ایشون رو با صحبتهای استاد و به یک منطق قوی برسم که دقیقا همینه حتی در مورد خودم زمانهایی که تقلب میکنم یا نمی‌کردم و با درک منطق پشت این قضیه که چرا ما مدام هوس میکنیم یا پرخوری میکنیم یا نمی‌تونیم مطابق قوانین سلامتی زندگی کنیم برام واضح شد که همش کار مغز هست و با اولین تقلب راه برای سقوط باز میشه چون تو یه ورودی آسان مطابق میلش بهش میدی و اون سریع واکنش نشون میده در تو هوس و تمایل به دومین تقلب رو ایجاد می‌کنه و در واقع به این شکل در یه سیکل معیوب میوفتی و حواستم نیست کل داستان از سمت مغزت داره پوش و هدایت میشه چون اون نیازش باید برآورده بشه و به این شکل کاری می‌کنه که تو در راستای نیازش حرکت کنی اما وقتی منطق داستان رو درک کرده باشی میای با استفاده از قانون پاداش دهی خودش به نفع خودت اقدام می‌کنی و اون سیستم پاداش دهی رو برعکس می‌کنی اینجوری هم اون به خواسته اش رسیده هم تو و این خیلی بمن کمک کرد البته هنوزم درونا احساس میکنم باید بیشتر و بیشتر همین فایل رو گوش بدم و نکته برداری کنم تا یه چیزایی کامل درکم بشه و درونی بشه اون وقته که کار دیگه مسلما راحت ترم میشه.

    بازم از شما استاد عزیزم متشکرم بابت تمام این فایل‌هایی که هر کدومشون چقدر داره به رشد و پیشرفت ما کمک می‌کنه و چقدر آگاهی های ارزنده ای به ما میده.

    الحق و النصاف شما سخاوتمندترین انسان روی زمین هستید من از دوره استفاده کردم و این فایل هدیه دست کمی از مطالب دوره نداشت که شاید چکیده اش هم بود اما شما اینقدر شرافت داری و اینقدر قلب بزرگی دارید که اینطور خالصانه فایل های اینچنین راهگشا در اختیار کاربرانتون قرار میدید.

    قطعا پاداش شما نزد پروردگار محفوظ هست️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  6. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدایی که اینقدرررر هدایتمون رو آسان کرده که حدنداره

    استاد عزیزم داشتم در تاریخ11/6 دنبال کلید هایی برای رسیدن به وزن ایده ال وقانون سلامتی می‌گشتم نمیدونستم این فایل رو تازه تو سایت قرار دادین.گفتم که چقدر قشنگه دانلود کردم و دیروز دو بار گوش دادم . خیلی به دلم نشست دوباره اومدم تو سایت دیدم عه این که رو صفحه اول سایت قرار داره من نمیدونستم پس یعنی جواب سوال من میتونه از هر قسمتی از سایت که باشه اگر واقعاً مشتاق گرفتن جواب باشم بهم گفته میشه

    خدا رو شکر که این فایل ارزشمند رو روسایت قرار دادین .

    قدرت اراده در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان !

    شما گفتید که با کار کردن ماه ها و ماه ها به دوره قانون سلامتی هدایت شدید وچقدر نتیجه زیبا و پایداری گرفتید .

    همین ام هست که خیلی از دانش جویان شما به نتایج عالی رسیدند چون یک الگوی خیلی خیلی مناسب دارند که تمام باور های نامناسب رو کات کرده و باور های مناسب رو جای گزین کرده تا ما راحت تر و سریع تر به خواسته هامون برسیم

    نتیجه تحقیق شما این بوده که. فهمیدید کاری که کربو هیدرات ها و شکر و قند با ذهنمون میکنه دقیقا کاری که مواد مخدر با ذهن و بدن انسان میکنه : یعنی همون سیستم پاداش دهی که کوکائین و مواد مخدر باعث تحریک گیرنده های مغزی میشن به همین شکل مواد قندی هم باعث تحریک گیرنده های مغزی می‌شوند . وعملا خیلی از افراد هستند که نمیتونن تغییر بدن مخصوصا خود من که شکم خیلی گنده ای دارم . ودست و پاهام همیشه یخه همیشه چسبیدم به بخاری تا گرم باشم صد در صد یا قند یا چربی خون چون من خیلی به شیرینی جات علاقه دارم طوری که موقع مدرسه ساندویج قند درست میکردم .یا همیشه تو رختخوابم قند پیدا میشد همیشه !

    الان هم که هیچ تحرکی نداریم این قند ها تبدیل شده به چربی دور کبد و گز گز کردن دست و پا ها چون چربی نمیگذاره خون به راحتی به دست و پا برسه برای همین این مشکل ایجاد شده برام الان دو روزه تصمیم گرفتم قند نخورم اما نمیشه دیشب دخترم یه سوپ ساده درست کرد اونقدر هوس کردم که بخورم مثل یک زن بار دار که ویار داره دست خودش نیست البته اینم یه مشکلی تو بار داری که ما صحت داشتنش رو پذیرفتیم . من اگر یک تحرکی داشته باشم باید بیام یه تیکه نون بخورم حتما

    وگر نه دست و پاهام سست میشه و نای کار کردن ندارم احساس میکنم الان میفتم هنگامی هم که مواد قندی مثل برنج و کربوهیدرات ها مصرف شد احساس میکنم که قوت پیدا کردم مغزم اعتیاد پیدا کرد و احساس دریافت پاداش کرده مغز م من را وادار به مصرف دوباره ی کربوهیدرات ها میکند .

    پس نتیجه میگیریم که از اول رژیم غذایی درستی نداشتیم.وبیشتر رو اوردیم به شیرینی جات و کربوهیدرات ها . استاد شما میگید با اهرم رنج و لذت می توانیم جلوی خودمون رو نگه داریم جوری که ناخود اگاه دیگه از غذا خوردن بدمون میاد .اما باید جایگاه اهرم رنج و لذت جای درستی قرار بگیره . باز میگید کار راحتی نیست چرا ؟

    چون 90 درصد ادما انرژی شون از طریق قند و کربوهیدرات ها به دست میاد. اگر ما به محض اینکه قند یا کربوهیدرات بزاریم تو دهنمون از طریق بزاق جذب خون بشه و مغز با این کار پاداش میده. از جایی که مغز پر مصرف ترین اعضای بدن است وباید انرژی دریافت کند . وقتی هم که ما مواد قندی میخوریم،خوشحاله بهش انرژی رسیده کاری میکنه که از مواد قندی بیشتر استفاده کنیم تا مغز انرژی داشته باشه ،

    مغز میتونه از کیتون ها استفاده کنه .

    یا از مواد قندی که ما وارد بدن میکنیم . یعنی دو منبع انرژی کیتون ها از چربی های داخل بدن به وجود میان تا مغز اونها رو طریق خون جذب کنه

    اما ترجیح میده به خودش زحمت نده چون تولید کیتون کار راحتی برای مغز نیست و انسولین این وسط قند خون رو میاره پایین مغز ناراحت میشه انرژی دریافت نمیکنه ادم رو وادار می کنه تا به انرژی مورد نیازش برسه و دوباره انسولین قند رو میاره پایین و دوباره خوری و پر خوری وایجاد اشتها و رویا پردازی در مورد لذت غذا

    .بدن کار خاصی هم نمیکنه که درگیر کیتون سازی بشه عملا تبدیل به چربی های اضافه میشه در بدن و اضافه وزن و بیماری های مختلف و عصبانیت بی مورد و گرفتگی عضلانی ایجاد میشه . استاد عزیزم چقدر قشنگ توضیح میدین اما شاید قشنگ درکش نکردم

    ولی با بیشتر فک کردن ومنطقی کردن باورهای مناسب و دیدن الگو های مناسب ودیدن نتایج دوستان از دوره قانون سلامتی مغز ما یاد میگیره که چی درسته چی غلطه . با قطع کربوهیدرات ها و مواد قندی یک جریانی در بدن ایجاد میشه که

    مغز یاد میگره که یه جنمی از خودش نشون بده واز کیتون ها استفاده کنه از چربی های بدن استفاده کنه تا اندامی درست و پوستی شفاف و قدرت بدنی بالایی داشته باشیم .

    استاد عزیزم یعنی اگر هر کار که میخواهیم انجام بدهیم باید اول جایگاه اهرم رنج و لذت را درست کنیم . که از چه چیزی لذت میبریم و از طریق مغز پاداش دریافت میکنیم .یا چه کاری انجام میدهیم وشکست میخوریم با این که راه درستی بوده مغز اونقدر برای ما رنج اورش میکنه که دیگه سراغ اون کار نریم . استاد عزیزم هر چقدر هم که بنویسم نمیتوانم دقیق و درست و بدون نقص بیان کنم اما تا حدی که تکامل ام را طی کنم بیشتر درم میکنم که چی گفتید در این فایل .

    برای من خیلی تاثیر گذار است .برای تمامی دوستانم و سما و خانم شایسته ارزوی سلامتی و پیروزی روزافزون میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    مرتضی مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    استاد جانم سلام به روی ماهتون

    چقدر این فایل بی نظیره خدای من

    اولا که این یکی از بی نظیر ترین فایل هایی بود که توی این یک سال از شما دیدم و دوما همین فایل به تنهایی حداقل 10 میلیون تومن ارزش داره و به راحتی میشه به عنوان یک دوره فروخت

    شما چقد انسان لایقی هستین که اینقدر پر شدین از نعمتها که بدون چشم داشتی و با عشق میاین اگاهی خداوند رو به ما میدین

    اون بهشتی که دارین و نهرها از زیرش جاریه و ادامه ش رو توی اون دنیا تجربه میکنین شایسته شماست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  8. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1972 روز

    به نام رب العالمین

    سلام استاد عزیزم مریم جان و دوستان خوبم انشاالله که هر کجا هستید حال دلتون خوب باشه

    خدا رو سپاس به خاطر توفیق گوش دادن این فایل و در آگاهی های نابش و درک بهتر قانون که به من بخشید انشاالله با عمل به آگاهی هاش سپاسگزار خداوند و شما استاد عزیزم خواهم بود انشاالله خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    اگر انجام دادن کاری برای مغز رنج زیادی داشته باشه ما نمیتونیم راحت خلافش رو انجام بدهیم چون مغز ما بر اساس عملکردی که سالها داشتیم ارتباطات نامناسبی در مورد اون موضوع در خودش ساخته به خاطر همین نمیتونیم برخلاف اون رابطه ها عمل کنیم چون ذهن ما اذیت میشه اجازه نمیده ما برخلافش عمل کنیم

    پس اگر ما دنبال تغییر هستیم باید سعی کنیم این ارتباطات رو در ذهن درستش کنیم باید از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم باید بتونیم آنقدر مثال و دلیل برا ذهن بیاریم که چه رنجهایی داره انجام ندادن اون کار و چه لذتی داره انجامش و تکرار و تکرار کنیم تا ارتباطات اون موضوع در ذهن ما درست بشه تا لذت انجامش و رنج انجام ندادنش رو درک کنه و جاش در ذهن درست بشه وقتی جاش درست بشه دیگه عملا خود به خود ما کار درست رو انجام میدیم و نمیتونیم کار نادرست رو انجام بدیم چون اهرم رنج و لذت در مورد اون موضوع در ذهن ما درست شده

    من از کودکی کم خوراک بودم و بسیار پرانرژی وزنم زیاد نبود به خاطر همین برنامه میگذاشتم وزنم رو اضافه کنم ولی نمی‌تونستم رو برنامه بمونم چون من علاقه ای به شیرینیجات نداشتم و اکثر برنامه های اضافه وزن اکثرا باید شیرینیجات زیاد می‌خوردم ولی من اگه می‌خوردم حسم بد میشد نمی‌گم نمی‌خوردم ولی خیلی کم به نسبت بقیه با اینکه خدا رو شکر همیشه انواع خوراکی ها داخل خونه بود ولی من عملا علاقه ای به خوردن میان وعده نداشتم حتی مامانم برام تغذیه می‌گذاشت داخل مدرسه بخورم اصلا نمیخوردم تا سه سال پیش که تصمیم گرفتم یکم وزنم رو زیاد کنم شروع کردم هر بار کم بخورم اما در وعده های زیادتر و جالبه یکم که ادامه دادم علاقه ام به شیرینی بیشتر شد نسبت به قبل برا خودم عجیب بود من اون موقع قانون ذهن رو بلد نبودم طی چند ماه کم کم متوجه شدم انرژیم خیلی کم شده من که اصلا روزها خوابم نمیومد بعضی روزها بی‌حال بودم و نمیتونستم مثل قبل پرانرژی کارهام رو انجام بدم موهام ریزش پیدا کرد پوستم یکم تیره شده بود زیر چشمهام یکم تیره شده بود درسته این مسائل به ظاهر کوچک بود ولی برا من بزرگ بود و مهمترین مسئله برا من انرژیم بود چون من از کودکی صبح خیلی زود پا میشدم و تا آخر شب یکسره فعالیت میکردم و اصلا خسته نمی‌شدم و نمیتونستم یه لحظه بیکار باشم و این برام تضاد بزرگی بود که دلیلش رو متوجه نمیشدم و اون موقع من با تمام وجودم از خدا خواستم هدایتم کنه راهنماییم کنه به سلامتی تا اینکه استاد قانون سلامتی رو روی سایت گذاشتن اصلا تردیدی در خریدش نداشتم با اینکه استاد گفتن افرادی که لاغر هستن نیان ولی مثل روز برا من روشن بود که این دوره خیلی خیلی به سلامتی من کمک می‌کنه و خدا رو شکر اون زمان من به راحتی تونستم دوره رو خرید کنم و وارد این دوره شدم و از همون لحظه که جلسه سه رو شنیدم تمام کربوهیدراتها و غذاهای غیر مجاز رو کنار گذاشتم و متعهد شدم به ماندن در مسیر درست و اهرم رنج و لذتش رو ساختم و جهان همراه من شد الان من در موقعیتی هستم که از وزنم راضی هستم اصلا احساس گرسنگی ندارم و اصلا هوس خوردن خوراکی های نامناسب رو نمیکنم زیر چشمم مثل اولش سفید شده پوستم شادابتر شده و مهمتر از همه کلی انرژی و انگیزه دارم و حس خوب و با اینکه داخل یخچال و خونه مثل قبل تمام خوراکی ها هست و هر روز برا همسرم و دخترم غذا درست میکنم ولی اصلا خودم دلم نمی‌خواهد بخورمشون حتی نمیچشم و به دختر و همسرم اصرار نداشتم غذاهای مناسب بخورند با اینکه خیلی برام سخت بود اولش که غذای نامناسب درست کنم ولی ذهنم رو کنترل کردم و میگفتم من خدا نیستم و هدایت خدا برا همه هست و اگه در مسیرش باش خدا خودش هدایتشون می‌کنه و الان جالبه دخترم با اینکه خیلی به فست فود علاقه داره اغلب میشه میگه مامان من هم غذای تو رو میخورم و خیلی کم مصرف می‌کنه یا همسرم خوراکش خیلی کم شده با اینکه قبلا برنج و نان زیاد مصرف میکرد ماهاست آگاهانه خودش دیگه برنج خیلی کمتر از قبل میخره اگه قبل تمام روزها غذای برنجی داشتیم الان شاید یکبار درهفته باشه یا اصلا نباشه اگه هر روز دو وعده نان بود الان همسرم خودش نان مصرف نمیکنه شاید روزی یه کف دست و سعی می‌کنه غذاش رو بدون نان بخوره دخترم اصلا نان دوست نداره و خدا داره همه کارها رو می‌کنه و من شاهدش هستم و لذت میبرم عادت درستی که در خودم ساختم ورزش هر روزه و پیاده روی هر روزه است و نمیتونم انجامش ندم چون در ذهنم جاش درست شده و بگم واقعا حس میکنم تعهدم باعث شد جهان همراهم بشه همسرم و دخترم همراهم شدن در تغذیه سالمتر بدون اینکه من ازشون بخوام و هر روز صبح پیاده روی میریم و هر شب باشگاه من کار خاصی نکردم فقط متعهد موندم و خدا داره همه کارها رو راحت انجام میده برام و منو می‌بره جلو یه برکت دیگه ای که قانون سلامتی برام داشت محدود شدن روابطم با افرادی که باورهای درستی ندارن هست علاوه بر تاثیرات بسیار مثبت دوره سلامتی روی جسمم از لحاظ شخصیتی من یه آدم متفاوتری نسبت به قبل شدم …

    خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد و از استاد عزیزم بسیار از شما سپاسگزارم که این دوره سلامتی رو تهیه کردید و منو از برکاتش بهره مند ساختید دوستتون دارم و از رب العالمین براتون سلامتی شادی ثروت موفقیت و شادکامی و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    مریم پهلوان گفته:
    مدت عضویت: 2311 روز

    به نام خدای مهربانم.سلام برهمه عزیزان

    استاد اگربهترین استادفیزیولوزی دنیا هم این موارد رو توضیح میدادبه خوبی اموزش دادن شما نمیرسید.چقدر مطالب برامون جاافتاد بعدعمری قضیه مغز واین ریزه خواریها رو فهمیدیم.خودم به شخصه تاحالا سه بار با کم خوردن وورزش کردن بالای ده کیلو کم کردم ولی هربار با بارداری سرنقطه ی اول برگشتم.

    ورزش کردن دراهرم رنج ولذت خدایا شکربرای من درقسمت لذت هست وهرروزی که ورزش کنم قشنگ احساس میکنم روزم خیلی مفیدتربوده عاشق پیاده روی هستم.ولی از اون طرف هم عاشق غذاهای شیرین هستم به حساب خودم باجایگزین کردن شیره انگور وعسل به جای شکر تغذیه ام درست تر میشه ولی الان فهمیدیم که برای بدن فرقی نمیکنه همه یکی هستن.

    با اگاهی های این فایل خیلی راحت میشه جلوی این ریزه خواری ها که هممون فکرمیکنیم این یه تکه چیزی نیست این یه دونه چیزی نیست رو بگیریم.

    بحث تغذیه از اون مواردی هست که از کودکی مطالب ضدونقیض زیاددر موردش شنیدیم که همیشه برامون سئوال بود یک کتاب میگفت لبنیات خوبه کتاب دیگه میگفت خوب نیست یکی میگفت گوشت خوبه یکی میگفت گیاه خواری وعده زیادی طبع شناسی میکردن که باید طبق طبعت تغذیه کنی.که خدایاشکربعدسالها با قانون سلامتی استاد این معما حل شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  10. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    به نام خدای مهربان وبخشنده

    سلام وعرض ادب به استادعزیزوخوش استایل ومریم جان وتمومی دوستان عزیزم

    استادجان ازتون سپاسگزارم که اینقدر منطق های قوی برای هرموضوعی میارید،جوری که ذهن تا میاد چرتوپرت بگه باصحبتای شما چنان خفه میشه که دیگه حق نداره دلیلای خودشو بیاره

    من هنوز متعهدانه تومدار استفاده از دوره ی قانون سلامتی قرارنگرفتم،بااینکه الان هم خیلی ازمواد قندی مصنوعی رو از برنامه ی غذاییم حذف کردم،وزنم از 52کیلو به 50کیلو رسیده،ولی میفهمم که هنوز ذهنم مقاومت میکنه و همون یک کف دست نون رو نمیتونم از برنامه ی غذاییم حذف کنم

    دیروز بعداز شنیدن این فایل خیلی مصمم تر شدم که به قانون سلامتی عمل کنم،چون یک ماهی هست که بعداز خوردن فقط چندقاشق برنج یاهمون مقدارکم نون،بسیار تپش قلبم بالامیره جوری که انگار قلبم توی گلوم میزنه

    ویه حالت سستی بهم دست میده،وفقط دوست دارم سرمو روی بالش بذارم وبخوابم

    اینم بگم که یک مدتی بااستفاده ازفایلهای دانلودی مثل استاد عمل میکردم وفقط قهوه و اب ویک وعده غذای گوشتی به بدنم میرسوندم،ولی بخاطر متعهدنبودنم به این سبک غذایی،انگار که دیگه بدنم به خوردن برنج واکنش نشون میده و احساس میکنم ازطریق شدت تپش قلبم داره بهم هشدارمیده که ازمسیر خارج هستی….

    یکسری ترمزهای ذهنی مزخرفی دارم که خودم میدونم بخاطراین ترمزهاست که ازمسیرخارج میشم

    مثلا تا یکمی لاغرمیشم،فوری اطرافیانم بهم میگن نکنه پرکاری تیروئید گرفتی،نکنه حرص زیادی میخوری،ووو کلی چرتوپرتای دیگه که من رو تحت تأثیرقرارمیده که دوباره روی تعهدم نمونم

    یا وقتی میببنم همسرم و دخترم کلی شیرینیو کیک یا برنج میخورن،یک احساس منفی بهم دست میده و یجورایی ناراحت هستم که اونها دارن به بدنشون آسیب میزنن

    قششنگ میفهمم که ذهنم بهم میگه توخودخواهانه داری عمل میکنی،درصورتیکه میدونم اتفاقا باید توهرموضوعی کاملا خودخواهانه عمل کنم

    یامثلا وقتی همسرم بهم میگفت امروز برام غذای برنج آماده کن ومن طبق قانون سلامتی پیش میرفتم،دوباره اون بوی برنج وسوسم میکرد،هرچند که برنج خوردن من درحده فقط هف،هش قاشق بیشترنیست ولی بازهم همون چندقاشق رو میخوردم

    الان اونقدر مصمم تر شدم،که تصمیم گرفتم همون مقدارکربوهیدراتها رو از برنامم حذف کنم،چون هرموقه این چیزارو نمیخورم تپش قلبم خیلی کمتره،ولی هرموقه همون مقدارکم رو میخورم تپش قلبم بالای 95تا میشه

    اگه کسی واقعا تومدار عملکرد به این قانون باشه،شما سخاوتمندانه کل موضوعات اصلی رو توی همین فایلهای دانلودی بیان کردید،دیگه این بستگی داره به خوده ما که چقدر این صحبتهاتون رو جدی میگیریم

    من تموم فایلهاتون وسریالهاتون رو که مثل پازل کنارهم میچینم،فهمیدم که هیچی ازین قانون رو مخفی نکردید و بذارید توی دوره بگید،کل قانون اصلی سلامتی رو بیان کردید

    حتی اگه اون سوال هایی که درمورد عملکرد بدن میگید،دوستان یکمی وقت بذارن ودرموردش یه کوچولو تحقیق کنن،به کل جزئیات هم پی خواهندبرد که چه ویتامینی بهشون کمک میکنه

    من کاملا ازقانون سلامتی باخبرهستم،درمدار شنیدن و درک اونهاهم قرارگرفتم،چرامیگم درک کردم..چون باتضاد تپش قلب و سستی وبی حالی روبرومیشم وقتی که مواد کربوهیدرات دار به بدنم میرسونم

    باشنیدن این صحبتها ان شالله بتونم یک اهرم رنجولذت بنویسم تا بهتربتونم عمل کنم

    الان صبحم رو بایک قهوه شروع کردم و بسیارپرانرژی ام

    من وقتی به این قانون عمل کردم ویک وعده غذامیخورم،میبینم که چقدر پرانرژی ام،درحدی که توی اون روز دو سه تا پتوی دونفره به تنهایی شستم،اما بخاطر چارتا قاشق برنج یا یک کف دست نون ازمسیرخارج میشم

    یکی ازبزرگترین موانع مسیرم همین نظر دیگرانه،چون وقتی میبینن چیزی نمیخورم،بالحن تمسخرآمیزی میگن مورچه چیه که کله پاچه داشته باشه….وهمین یک جمله برای من کافیه که مدام خودمو سرزنش میکنم ومیگم مگه من چقدر میخورم،بذارهمون یک مقدار کم رو بخورم،وهمون مصرف یک مقدار کم باعث میشه طی یک هفته یک کیلو اضاف کنم

    ان شالله بتونم همین 50کیلو وزنی که باقد165س دارم رو ثابت نگهدارم،و بیشتربه این قانون عمل کنم،و تکاملی همون یک مقدارکم رو ازبرنامم حذف کنم

    بخداواقعا رنج میکشم وقتی میدونم جریان قانون ازچه قراره و دوباره گمراهی رو پیشه ی راهم میکنم

    استادتموم حرفاتون بسیارمنطقی ودرسته،بسیار بسیارازتون سپاسگزارم،واقعابهای این قانونی که شمادرک کردید میلیونها تومن ارزش داره،ومیلیاردها دلار باعملکرد به این قانون کلی خیروبرکت ازجنبه های دیگه وارد زندگی همه میشه

    اصلا هرموقع ازین جنس فایلها میذارید،باخودم میگم ببین استادالان داره راجب این موضوع صحبت میکنه،خودش چیزی جز آب نخورده واینقدرپرانرژی داره صحبت میکنه،خوب اگه اون میتونه توهم میتونی

    همین یک منطق منو وادارمیکنه که دوباره به این سبک پیش برم

    ان شالله از نتایجی که روی تعهدم موندم و اهرمی که ساختم میام برای دوستان میگم

    استادهنوز ندیدم مرد عملگراتر ازشما توزندگی،واقعا بی نظیرید،بی نظیییییییر،واقعا تحسین برانگیزید،تحسین برانگییییییز،،دمت گرم مردِعمل..‌

    درپناه الله یکتا همه ی شماعزیزانم رو میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: