اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد الهی ام که منو با این باورها به خواسته هام آشنا کردی واشناتر به آنچه هنوز درپی آنها هستم می کنی
خییلی حرفهای دلی شما به من امید وانرژی دوباره می دهد تا به آنچه بعداز تغییرهای درونیم رسیدم فکر کنم واین باور درمن تقویت می شود که به هرآنچه می خواهی مانند سلامتی همسرم که شد خوشبختی دختران نازنینم که شد صمیمیت بین من وخانواده ام که شد اکثرا حال خوبم وسلامتی نسبی که دارم وخانه ای که لازم داشتم در طبیعت شمال که دارم وهمسایه ها وافراد خوبی که با آنها روبرو می شوم و…
بادیدن ویاد آوری خواسته های قبلی ام باور به خواسته های الانم درمن تقویت شد وحتما تلاش می کنم توجه ام را از نا خواسته ها که افکار منفی وافراد منفی هستند را بردارم وحتما فقط خودم وخدای خودم را موثر در ایجاد خواسته هایم بدانم وبا تمرین جدی تر از قبل از خواسته های شدنی تر به حساب خودم ذهنم وجودم را برای رسیدن به خواسته ای بزرگتر از نظر من چون میدونم که تمام خواسته ها برای خداوند بزر گ وکوچک ندارد واین ذهن من است که باید آماده دریافت به ظاهر خواسته های بزرگ باشد
پس با امید وایمان به شدنها خودم را بیشتر وبهتر آماده می کنم که با تمرین تقوا وپرهیز از ناخواسته ها وقدرت را فقط به خداو خودم دادن هرروز تجربه های قشنگ وشاد بیشتری را در زندگیم ایجاد کنم از تمام آگاهی هایی که دراختیار ما می گذارین وازمن سالهاست انسان بهترو خوشحالتری ساخته شد از شما بی نهایت سپاسگزارم که سالهاست بعداز آشنا شدن با شما واگاهیای سایت تون دوباره متولد شدم
راستش از زمانی که تمرکزی شروع کردم به کار کردن روی خودم اصلا میتونم بگم ماه هاست که اصلا اینجوری به تضاد برنخوردم و حالمو بد نکرده با خودم میگفتم اخه چیشد چرا اینجوری شد من که مدام دارم روی خودم کار میکنم
من که فقط طبق قانون پیش رفتم اما یادمنبود همون موقعی که دارم راجبش حرف میزنم بهش دارم توجه میکنم دارم بهش قدرت بیشتری میدم تا بیشتر بیاد رو سرم اوار بشه
از صبح خیلی طول کشید تا خودمو پیدا کنم دوباره بتونم بیامتوسایت و زدم نشونه رو نگاه کردم خوندمش ، خوندمش، ببینم چیه این نشونه چیکار باید بکنم دیگه الان که حدود چند ساعت گذشته و تقریبا شب شده دیگه تسلیمشدم ارومشدم گفتم خدایا توکل به تو حتما برام بهتر میخوای حتما قشنگترشوقراره بسازی ، باور داشتماااااا ولی باز اون نجوا بود که اخه چرا چیشد اینجوری همچی خراب شد
اما شب تسلیم شدم گفتم خدایا یه نشونه بده ببینم چیکار کنم الان
و اما نشونه من شد بابا اعراض کن از ناخواسته توجهی بهش نکن مگه قانون یادت رفته !؟؟؟ به هرچی توجه کنی بهش قدرت میدی از جنس همونمیاد تو زندگیت مگه میخوای بیشتر تواین غم بمونی یا شاید درس نشده برات دوست داری بدترشوتجربه کنی
همین حرفا بود که منو به خودم اورد و شد نشونه امروز من
واقعیت اینه من میدونم باید توجهم رو نکات مثبت باشه میدونم باید از ناخواسته اعراض کنم اما خب وقتی پیش میاد اونموقع که شیطان نجوا میکنه من باید خودمو جمع کنم
قبلا روزها طول میکشید تا در مسائل خیلی کوچیکتر از این بتونم برگردم به مسیر و اینکه الان همین چند ساعت کافی بوده براش وبرگشتم به مسیر واین خودش پیشرفت بزرگیه
این نشونه روامروز برای خودم اینجا نوشتم تا یادم بمونه همیشه در همه حال اعراض کنم چونراه دیگه نداره میخوام خوشبختی تجربه کنم میخوام ثروت ارامش نجربه کنم مسیرش همینه باید هرموقع حسم بد شد اعراض کنم
یاداوی شد اینقدر قدرت توجه کردن حرف زدن راجبش زیاده که میتونه کل امروزو فردامو همینشکلی ببره جلو حالا تصمیم با منه میخوام به چی توجه کنم
به نام خداوندبخشنده ومهربان. سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جان خدایا شکرت که امروز من هدایت شدم به نوشتن کامنت من واسه اولین باره دارم کامنت می نویسم به خودم قول داده بودم اگه به خواستم برسم حتما یه کامنت میزارم خدایاشکرت من به خواسته ای که سالها آرزوم بود بهش رسیدم استاد نمی دونی چقدر ازخدا سپاسگزارم که شمارو توی مسیر زندگی من قرار داد
امروز با حال و احساس خیلی خوب از خواب خوب بیدار شدم و آماده شدم برم سر کار صبحانه مخصوص خودم درست کردم و رفتم به سمت خیابان تا با همکارم بریم مدرسه، خداروشکر امروز یک همکار جدید به مدرسه اومده بود و همینطور یکی از همکارای دوسال قبل که وقتی می بینمش حال و احساسم خیلی عالی میشه ، کلی همو بغل کردیم و حالم عالی شد ، و همینطور یکی همکارام که باهم صمیمی هستیم ، معاون مدرسه شده بود خداروشکر و خوشحال بود و ماشین هم خریده بود، خداروشکر
از این بابت هم خوشحال شدم، و به لطف خدا روزم و کلاسم با حال خوب شروع کردم ، شکر خدا امروز، تدریسم با عروسک دستکشی که دوخته بودم انجام دادم کلی بچه ها خوشحال شدن و حال هاشون عالی شد و مصمم به تدریس توجه میکردن،
معاون مدرسه داشت کاری انجام میداد ذهنم گفت بیا این درخواست ازش بکن، ولی قلبم گفت نه وقتی تو به خدا توکل کردی از خودش بخواه خود خدا برات بهترینش به انجام میرسونه ، خداروشکر در اون لحظه تونستم به خدا توکل کنم
خداروشکر امروز بعد از مدرسه با انرژی که به لطف قانون سلامتی داشتم، گمی از کارهای مدرسه رو انجام دادم برنامه هفتگی تایپ و آماده کردم برای چاپ، و فایل دانلودی قانون در قرآن کریم گوش کردم،
کلی آرامش گرفتم
امروز خداروشکر به نسبت روزهای قبل آرامشم ، بیشتر بود ، حتی یه تضادهایی پیش میومد ولی به خودم میگفتم اشکالی نداره، خیره درست میشه و همین جملات باعث میشد آرومتر بشم
یه سری ترس ها میومد سراغم ولی میگفتم تو خدا رو داری بقیه چیکاره هستند ، اگه واقعا به خدا اعتماد داری نباید از چیزی بترسی ، خدا همیشه همراهت هست و کمکت میکنه
و اما این فایل ارزشمند که با عشق گوش کردم و در دفتر توحیدی ام نوشتم،
خداروشکر من متوجه شدم که اصلا و اصلا و اصلا مهم نیست که شرایط بیرونی من چطوریه، سنم ، درآمدم، زیبایی ام،تناسب بدنی ام، کارم، حقوقم، خانواده ام و… هیچ کدوم اصلا مهم نیستند مهم اینکه من چه باورهایی دارم
اگه ترامپ با اون وضعیت که استاد شرح دادند رئیس جمهور شد ، چون به خودش و خدای خودش باور داشت
و به احساسش گوش میکرد ،
اگه برای این فرد و هزاران فرد مشابه اون اتفاق افتاده و در کمال ناباوری همه رای آورد پس میشه زندگی رو تکونش داد
میشه مریم میشه، به خودت و توانایی هات و قدرت خلق کنندگی زندگیت ایمان داشته باش،
و مهم ترین باور اینکه هیچ کسی هیچ کسی تاثیری در زندگی تو نداره ، اگر میخای زندگیت عالی بشه از همه لحاظ روابط ثروت سلامتی .. پس روی باورهای خودت کار کن و ادامه بده و ادامه بده …
خدایا شکرت امروز هم کلی آگاهی بهم دادی و اجازه دادی که این کامنتم بنویسم .
و او را از جایى که گمان ندارد روزى مىرساند، هر کس به خدا توکل کند خدا او را کافى است. خداوند در انجام فرمان خود پایدار است و براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
من ارزشمندم همینجوری که هستم درسته که مصطفی تو فعلا هیچ ثروتی نداری درسته که زن نداری درسته که ماشین نداری درسته که پول به اندازه ای که باهاش بتونی لباس خوب و ماشین و موتور خوب بگیری نداری ولی تو همینجوری که هستی با همین درآمد کم از مداحی کردن با همین مقدار پولی که داری با همین لباسهایی که چند سال هست داره میپوشی با همین موتوری که سند ندارد و مزایده ای هست تو ارزشمندی مصطفی تو خیلی ارزشمند تر از اینی هستی که فکر میکنید الان تو ارزشمند تر از اینی هستی که به درک رسیدی آره تو ارزشمندی
یک انسان ارزشمند نباید تو جمع کسانی بره که مصخرش میکنن و آدم حسابی حسابش نمیکنن چرا چون وضعیت مالی خوبی نداره
ثروت و پول خوبه مصطفی ولی تو ارزشت با داراییت شناخته نمیشه اینو بفهم
مصطفی امشب تو رفتی خونه خواهرت برا بعله برون یاسمن دیدی کسی ارزش تو رو نمیدونه اینو حس کردی و داشت احساس تو غذا نفس تو نابود میشد کار درستی کردی که رفتی پیش عروس و داماد دست دادی و گفتی خوشبخت باشید و اومدی خونه و ادامه مجلس رو ننشستی
محلت نمیگذارن بخواطر اینکه پول و ثروتی نداری به درک
تو ارزشت به پول و ثروتت نیست تو ارزشت
من نمیدونم ارزشت به چی هست و هنوز به درک این موضوع نرسیدم ولی حسم بهم گفت پاشو برو خونه و تو جمع ادمایی که برات ارزش قائل نیستن نباش
مصطفی تو ذهنت هست که اینهمه نجوا راه انداخته که
ناراحت شدن
تو دایی بودی بایستی تا آخر کار بشینی
خیلی کار بدی کردی
و نجواهای دیگه
مصطفی جان تو مگه صبح تا شب به فایلهای استاد گوش نمیکنی
تو مگه استاد عباس منش رو قبول نداری
اگه واقعا راست میگی
استاد عباس منش تو فایلاش میگن که بچها برا خودتون ارزش قائل باشید و نرید تو جمع کسانی که منفی هستن و براتون ارزش قائل نیستن و رفتارهایی نشون میدم که عذت نفس شما پایمال بشه و اون رفتارها و حرفاشون خو ام ذهنتون نکنید با نشست و برخواست کردن باهاشون
مصطفی جان درسته که ارزشمندی تو به مال و ثروتت نیست
درسته آره منم قبول دارم
ولی ببین وقتی که استاد عباس منش میگه بچها تغیر کنید بچها باورهاتون رو در مورد پول و ثروت عوض کنید ببین مصطفی همین امشب اگر تو آدم ثروتمندی بودی آیا به بچه چند ساله میتونست بهت بی احترامی کنه و محبت نذاره
مصطفی تو باید اونقدر تغیر کنی که خوانوادت بهت افتخار کنند
تو مگه نمیگی من با عباس منش میمونم خوب خیلی هم خوبه ولی مصطفی جان عباس منش همینجوری عباس منش نشد اون تلاش کرد جهاد بپا کرد برا تغیر شخصیتش اونم روزهایخسختی رو گذرانده ولی کم نیاورده و تغیر کرده و به اینجا رسیده پس تو هم تغیر کن
مصطفی جان الانم از مراسم اومدی خونه کار درستی هم کردی خیالت هم راحت قدرت فقط خدا داره نه خوانواده تو اصلا هم خیالت راحت اونا هیچ ضربه ای نمیتونن به تو بزنن این نجواهای شیطان که میگه حالا اینا به تو ضربه میزنن بدشون اومده آینده بهت ضربه میزنن رو ولش کن
این نجواها که مردم چی میگن من اومدم خونه ولش کن
اینا همش دروغه از طرف ابلیس که دشمن توعه
مصطفی جان تو مگه نمیگی خدا قدرت داره پس نباید از آینده بترسی که اگر اومد من چکنم
مصطفی جان اینو بدون که تو اگر پدرت از دنیا رفت خدا رو داری برا چی اینهمه ترس داری و داری به خودت صدمه میزنی
مصطفی جان الانم با کامنت نوشتن حالت خوب شد ولی نجواهای ذهنت باز هم میتونن تو حال خوب بیان و کار تو رو خراب کنند
اصلا غصه نخور تو خدا داری برا چی بخواطر دو لقمه نون آنقدر اذیت خودت میکنی که حالا من چکنم براروزیم
مصطفی جان روزی تو دست خداست
خدایا بهم آنقدر قدرت بده که بتونم فقط رو تو حساب کنم و فقط تو رو ببینم
خدایا کمکم کن تغیر کنم و باعث افتخار خوانواده ام بشم
خدایا کمکم کن بتونم این ذهن چموش رو کنترل کنم
خدایا کمکم کن بتونم دیدم رو نسبت به خوانواده ام مردم و اطرافم مثبت کنم
خدایا کمکم کن بتونم تو مسیر هدایت تو قدم بردارم
خدایا کمکم کن در کاری که بهش علاقه دارم مداحی کردن اونقدر پیشرفت کنم که برم خواننده پاپ بشم
خدایا کمکم کن بتونم بعد از نوشتن این کامنت به قضایا زندگی جوری نگاه کنم که به احساس خوب برسم
خدایا قدرت فقط دست توعه درست خدایا تو که میدونی من هنوز درونم پر از شرک هست تو که اگاهی از من خدا پس کمکم کن فقط تو رو ببینم و فقط قدرت رو از آن تو ببینم
خدایا هیچ کسی ندارم جز تو
خدایا هیچ کسی دیگه ندارم جز تو
خدایا خدایا خدایا بین مشکلات زندگی پناه میبرم به تو که پناه گاهی جز تو ندارم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
در پناه ایزد منان شاد و پیروز و سربلند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
این فایل نشونه امروز من بود و تا به حال نشده که فایلی نشونه من باشه و یه فایل بی ربط بیاد و همیشه همیشه فایلی اومده که نیازم بوده
دقیقا دیروز داشتم با خودم فکر میکردم
گفتم اگه من از یه ادمی که به جای خاصی نرسیده بپرسم که فلان کار بزرگ رو میشه انجام داد جوابش قطعا خیر هست و کلی هم دلیل میاره
ولی اگه از یه ادمی که موفقیت های بزرگی داشته بپرسم احتمال خیلی زیاد اون کار رو شدنی میدونه
کار ثابته اما جواب افراد متفاوت
در واقع کار غیر ممکنی وجود نداره اما افراد زیادی بخاطر باور های نادرستی که داشتن و بخاطر اون باور ها تلاش هاشون جواب نداده اون کارو غیر ممکن دونستن تا اینکه یه نفری اومده و اون ماموریت غیرممکن رو انجامش داده و بعد بقیه گفتن واو چطور اون کارو غیر ممکن رو انجام داد موضوع اینجاست که این کار از نظر اونا غیر ممکن بوده نه از نظر فردی که اون کارو انجام داده چون امکان نداره که من از ته قلبم باور داشته باشم که فلان کار جواب نمیده و بعد تلاشی برای موفق شدن بکنم
توی بسکتبال که همه به عنوان یک ورزش بلند قد میدوننش یه بازیکنی بود به نام ایزیا تامس که قدش 175 بود بین اون همه ادمی که بالای 2 متر بودن
و این ادم آل استار شد دو بار یعنی توی جمع 24 بازیکن برتر جهان قرار گرفت توی بازی ها تونست حتی تا 51 امتیاز در یک بازی بیاره که آمار خیلییی خیره کننده ای هست مخصوصا برای اون فیزیکی که اون داره و جالبه که توی مراسم یارکشی nba به عنوان آخرین بازیکن انتخاب شد اما تونست آل استار بشه
واقعا جز خودش کی باور میکرد که حتی بهش بازی برسه چه برسه به اینکه جزو ستاره های بسکتبال دنیا بشه
و سلام به دوستان عزیزم که با جون و دل با عشق و علاقه میان کامنت میذارن و من ممنونشون هستم
واقعا همینطوره هر چی جلو پیش میرم با خودم میگم استاد چقدر قشنگ متوجه قانون شدن که تونستن خودشون رو بالا بکشن ما هم میتونیم فقط باید تعهد بدیم و جسارت به خرج بدیم
ما باید به تواناییهامون باور داشته باشیم و قبول داشته باشیم خودمون رو هر طور که هستیم بپذیریم و دسته کم نگیریم
پا روی ترسهای واهی بگذاریم و پیروز میدان بشیم
داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی مهمه
که بیشتر ما یا نداریم یا خیلی کم داریم به خودمون امیدواری بدیم و به خداوند ایمان داشته باشیم
بیشتر اوقات اون ترس نمیذاره که جلو بریم و بخاطر ترس از خیلی چیزها میگذریم و انجامشون نمیدیم
من بخاطر ترسی زیادی که از آب دارم
چند مرتبه هست که میرم استخر کنار خونمون
و گفتم باید پا روی ترسهام بذارم و انجامش دادم
و امروز که رفتم استخر دیدم این بچه ها بعضی هاشون تازه دارن یاد میگیرن و اصلا ترس ندارن
سریع هم انجام میدن شنا کردن رو
بعد با خودم گفتم این ترس باعث میشه که از خیلی لذتها دوری کنیم یا قیدشون رو بزنیم
تغییر خودمون و تغییر باورهامون هم به همین صورته میترسیم عوض کنیم خودمون رو میگیم شاید نتیجه نده شاید نشه و هزاران شاید دیگه و قید بهتر زندگی کردن رو میزنیم و به همون زندگی بخور و نمیر راضی میشیم
این فایل دستم رو گرفت برد به قسمتی از وجودم که یک سیاه چاله ست برای نور های درونم ،برای شجاعت درونم و رنگ خوش رنگ خواسته هام.
ترس!
هر آن چیزی که دارم از اعتماد و شجاعتمه و هر آن چیزی که ندارم ، تا یک سانتی متری ش رفتم و برگشتم ، هر چیزی که از
دست دادم ، ازون مهم تر ریشه ی حال بدم ، اضطراب هام ، خورنده ی انرژی درونی م ، ترسه.
جالبه ، این موضوع رو با دوره ی عزت نفس خیلی خوب شناسایی کردم ولی اولا رها کردم ، ثانیا جرات رفتن تو دل ترس هام ؟!
نمیتونم بهشون فکر کنم
از چت جی پی تی پرسیدم ریشه ترس ما انسان ها چیه ؟ برای من که یک شجاع درون دارم و علاقه مندم از محوده ی امنم فراتر برم و همه ی علائقم نقطه مقابل ترسه ، چرا باید بترسم ؟
جواب جامع و کاملی داد ، من اون بخشی که مربوط به من هست رو اینجا میارم :
1. تجربههای کودکی:
اگر در کودکی با تهدید، تحقیر یا تنبیه مواجه شدی، مغزت ارتباطاتی ساخته که دنیا رو پرخطر ببینه.
ترس از طرد، شکست، نادیده گرفتهشدن یا دوستنداشتهبودن، از اینجا میان.
2.الگوهای محیطی:
اگر در محیطی بزرگ شدی که احتیاط و ترس تشویق میشد («نرو، میافتی!»، «دختر خوب این کارو نمیکنه»، «اگه خراب کردی چی؟») این باورها در ناخودآگاهت ثبت شدن.
خب این دو مورد علت ترس های منه ، از اونجایی که به خودم قول دادم تو تحلیل گذشته نرم ، و دلگیری از والدین تو ذهنم فعال نشه ، بلافاصله بعد فهمیدن دلیل باید برم سراغ راه حل :
ازش خواستم راه حل بده :
1. التیام تجربههای کودکی (درمان باورهای ریشهای)
تمرین: “نامه به کودک درون”
هر شب 5 دقیقه وقت بذار و این کار رو بکن:
تصور کن اون نسخه کوچولوی تو (4–9 ساله) روبروت نشسته.
باهاش حرف بزن. دقیقاً این سبک:
“میدونم اون موقع که ترسیدی و کسی بغلت نکرد، حس کردی دنیا امن نیست.”
“حق داشتی که بترسی، ولی الان دیگه بزرگ شدی و من اینجام تا ازت مراقبت کنم.”
آخرش بهش قول بده که اینبار خودت حامیشی، نه کسی دیگه.
اثر: این تمرین، باورهای قدیمی رو نرم و بازنویسی میکنه و احساس امنیت درونی میسازه.
تمرین: کشف «باورهای پنهان»
هر بار که ترسی تو رو متوقف کرد، بنویس:
من الآن دارم از چی میترسم؟
این ترس چه خاطرهای از کودکی رو زنده میکنه؟
من اون موقع چی نتیجهگیری کردم؟ (مثلاً: “من کافی نیستم” یا “نباید ریسک کنم”)
سپس بنویس:
“اون باور برای اون زمان درست بود، ولی الان دیگه واقعیت نداره. الان من یک زن توانمند و شجاعم.”
اثر: آگاهی، قدرت ترسهای بیریشه رو از بین میبره.
2. بازنویسی الگوهای محیطی شرطیشده
تمرین: “کارهای خلاف برنامه ذهن قدیمی”
هر روز عمداً یک کار کوچیک انجام بده که خلاف آموزههای محدودکنندهی کودکیت باشه.
مثلاً:
به جای گفتن «نه نمیتونم»، “امتحان میکنم” بگو.
اگر همیشه بهت میگفتن “ساکت باش”، امروز یه حرف صادقانه و جسورانه بزن.
اگه گفتن “مبادا اشتباه کنی”، امروز یه کار تازه انجام بده حتی اگه نتیجهش نامعلوم باشه.
اثر: این تمرین، مغزت رو با تجربههای واقعی دوباره سیمکشی میکنه.
تمرین: بازنویسی صداهای والد درونی
همه ما یه «صدای انتقادی» داریم (صدای پدر، مادر یا معلم سختگیر).
هر وقت اون صدا بلند شد و گفت:
“نکن خراب میکنی!”
“دیگه بزرگ شدی، نباید اینطوری باشی!”
فوراً جواب بده:
“ممنون که نگران منی، ولی الان دیگه من خودم میتونم تصمیم بگیرم.”
یا: “من حق دارم تجربه کنم و اشتباه کنم. این یعنی دارم زندگی میکنم.”
اثر: با تمرین زیاد، صدای درونی مهربان و شجاعتآفرین جای اون صدای سختگیر رو میگیره.
ابزار تقویتی روزانه برای شجاعت
🪞 آینه شجاعت
هر روز صبح، جلوی آینه به خودت بگو:
“عاطی! تو حق داری بترسی، ولی شجاعتت قویتره.”
“من بهجای امن موندن، رشد کردن رو انتخاب میکنم.”
این جملهها رو با صدای بلند بگو؛ مغزت رو بازبرنامهریزی میکنن.
⏳ تایمر خروج از منطقه امن
یه کار کوچیک رو که ازش میترسی انتخاب کن (مثلاً تماس گرفتن، نه گفتن، شروع پروژه، پستگذاشتن و…)
تایمر رو روی 5 دقیقه بذار و فقط شروعش کن.
بعد از 5 دقیقه، آزادی که ادامه ندی یا بدی بری.
چون ذهن بیشتر از «شروع» میترسه نه «ادامه».
————————————–
باید این تمرین ها رو انجام بدم ، واقعا تعهدی .
به همراه دوره ی احساس لیاقت ، برای کار کردن روی پاشنه ی آشیل نگران حرف مردم بودن .
و در آخر
آنان که به پروردگار ایمان دارند ، لاخوف علیهم و لاهم یحزنون….
این فایل باورهای عالی در ذهن میسازه بارها و بارها گوش کردن و فکر مردن به آگاهی ها ذهن را در مداری قرار میده که انسان هدفهای بزرگ انتخاب کنه و محدودیت ها را قبول نکنه
هیچ مرزی در جهان وجود نداره وقتی خداوند در قرآن میگه تمام آسمانها و زمین را به تسخیر شما درآوردم یعنی ما مالک کل کره زمین و تمام سیارات و آسمانها هستیم
مرزبندیها ساخته بشر و کشورهاست که پایه و اساس نداره اگر من باور نکنم
من به هر کشوری بخوام میرم و زندگی میکنم هیچ محدودیتی برای مکان زندگی من نیست اگر بتونم مرز کشورها را در ذهنم پاک کنم قوانین ساخته بشر را در ذهنم پاک کنم
فقط قانون خدا در این جهان داره کار میکنه و قانون اینه هر آنچه را ما باور کنیم جهان اون را وارد زندگیمون میکنه
حتی اگر ما باور کنیم که برای مهاجرت باید سختی کشید و محدودیت های زیادی هست و همون جور هم نتونیم مهاجرت کنیم داریم از قانون بدون تغییر خدا استفاده میکنیم نه اینکه مهاجرت کردن سخته
چون ما این گونه باور کردیم جهان همون موقعیت را برای ما بوجود میاره
انسان قدرت نامحدودی داره فقط باید بتونه ذهنش را کنترل کنه
یکی از باورهایی که تو این فایل شنیدم و باید تغییرش بدم اینه که حرف مردم بی ارزشترین چیز تو زندگی منه
هیچ ارزشی به حرف مردم قایل نباشم
مردم خیلی حرفها میزنن ولی من هستم که باید از اونها اعراض کنم و مسیر خودم را ادامه بدم
مردم میگن تو نمیتونی تو عرضه فلان کار را نداری
تو پولش را نداری تو سواد نداری تو نمیتونی فلان ملک را بفروشی
تو نمیتونی این معامله را جوش بدی
تو لیاقت زندگی خوب را نداری
مهم نیست مردم در مورد من چه فکری میکنن مهم اینه که من در مورد خودم چه فکری میکنم
سپاسگزارم از شما
استاد الهی ام که منو با این باورها به خواسته هام آشنا کردی واشناتر به آنچه هنوز درپی آنها هستم می کنی
خییلی حرفهای دلی شما به من امید وانرژی دوباره می دهد تا به آنچه بعداز تغییرهای درونیم رسیدم فکر کنم واین باور درمن تقویت می شود که به هرآنچه می خواهی مانند سلامتی همسرم که شد خوشبختی دختران نازنینم که شد صمیمیت بین من وخانواده ام که شد اکثرا حال خوبم وسلامتی نسبی که دارم وخانه ای که لازم داشتم در طبیعت شمال که دارم وهمسایه ها وافراد خوبی که با آنها روبرو می شوم و…
بادیدن ویاد آوری خواسته های قبلی ام باور به خواسته های الانم درمن تقویت شد وحتما تلاش می کنم توجه ام را از نا خواسته ها که افکار منفی وافراد منفی هستند را بردارم وحتما فقط خودم وخدای خودم را موثر در ایجاد خواسته هایم بدانم وبا تمرین جدی تر از قبل از خواسته های شدنی تر به حساب خودم ذهنم وجودم را برای رسیدن به خواسته ای بزرگتر از نظر من چون میدونم که تمام خواسته ها برای خداوند بزر گ وکوچک ندارد واین ذهن من است که باید آماده دریافت به ظاهر خواسته های بزرگ باشد
پس با امید وایمان به شدنها خودم را بیشتر وبهتر آماده می کنم که با تمرین تقوا وپرهیز از ناخواسته ها وقدرت را فقط به خداو خودم دادن هرروز تجربه های قشنگ وشاد بیشتری را در زندگیم ایجاد کنم از تمام آگاهی هایی که دراختیار ما می گذارین وازمن سالهاست انسان بهترو خوشحالتری ساخته شد از شما بی نهایت سپاسگزارم که سالهاست بعداز آشنا شدن با شما واگاهیای سایت تون دوباره متولد شدم
درپناه حق شاد وثروتمند وسلامت باشیم
بسم الله القادر العلیم
«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ»
سلام به استاد عزیز و توحیدی و بانو شایسته نازنین و تمامی دوستان در مسیر
هر بار که به این فایل گوش میدهم، قلبم از شوق قدرت بینهایت خداوند میلرزه
فایلی دربارهی ترامپ است، اما در واقع درسی دربارهی خداست…
دربارهی اینکه هیچ انسانی با قدرتِ خودش کاری نمیکند؛
بلکه هر کس به اندازهی ایمانش به خدا و به اندازهی پاکیِ باورهایش از او نیرو میگیرد
استاد گفت: «هر کاری شدنی است.»
و من با تمام وجود حس کردم که این جمله، فقط زمانی معنا دارد که ریشهاش در توحید باشد.
چون وقتی باور داری که تنها نیروی مؤثر در جهان خداست، دیگر «نمیشود» معنا ندارد.
«إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
خداوند بر هر چیزی تواناست.
و وقتی من در مسیرم به او توکل میکنم، این قدرت در من جاری میشود.
ترامپ شاید سیاست نمیدانست، شاید از نظر مردم واجد شرایط نبود،
اما باور داشت
باور داشت که میتواند، و خداوند هم مطابق باورش جهان را برایش چید.
این همان وعدهی الهی است که میفرماید:
«أَنَا عِندَ ظَنِّ عَبْدِی بِی»
من همانگونهام که بندهام دربارهام میاندیشد.
در واقع، موفقیت او نشان داد که هیچ قانون انسانی نمیتواند بالاتر از قانون ایمان باشد
وقتی کسی ذهنش را از افکار مردم پاک میکند و فقط به خدا متصل میماند،
آنوقت جهان، مثل آب خوردن، مسیرش را برایش باز میکند.
من از این فایل یاد گرفتم که:
اگر تمام جهان بگوید «نمیشود»، ولی من با ایمان بگویم «میشود»، خدا میگوید: «باشد!»
هرکس رئیسجمهور شود، به نفع من است؛ چون خداوند رئیس کل جهان است.
هر اتفاقی در زندگی من، مجرایی برای رشد من است
هیچکس نمیتواند خوشبختی یا رزق مرا بگیرد، مگر اینکه خودم با ترس و شک، آن قدرت را واگذار کنم
و چقدر زیباست این آیه:
«فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ»
یعنی از آنچه نمیخواهی، روی برگردان…
قانون توجه یعنی همین: هر چه را نخواهی و به آن بیتوجهی کنی، از فرکانس تو حذف میشود.
و هر چه را با عشق و ایمان ببینی، در زندگیات ظهور مییابد.
از این آموزش فهمیدم که زندگی من دست مردم نیست،
دست هیچ رئیسجمهوری نیست،
حتی دست منِ محدود هم نیست…
زندگی من، دست خداییست که راه میداند، و وعدهاش «هدایت» است.
«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
و آنان که در راه ما تلاش کردند، حتماً هدایتشان میکنیم.
خدایا، کمکم کن ذهنم را از باورهای مردم پاک کنم
و به تو تکیه کنم، که وعدهات راستترین وعدههاست
یقین دارم اگر فقط روی نیرویی حساب کنم که رابطهاش با من دائمی است — یعنی تو —
آنوقت تمام درها برایم باز میشود
باورت را بساز، به خدا بسپار، و نگاه کن چگونه جهان، به فرمان ایمان تو میچرخد…
الحمدلله علی کل حال
سلام دوست عزیزم
دوتا جمله گفتی که باید با طلا نوشت. خیلی قشنگ بود و کیف کردم
هیچ قانون انسانی نمی تواند بالاتر از قانون ایمان باشد
اگر تمام جهان بگوید نمی شود ولی من با ایمان بگویم می شود
خدا می گوید : باشد
چقدر زیبا
من هم یه جمله مخصوص خودم دارم از سالها پیش وقتی 17 18 سالم بود. هنوز با هیچکدوم از این قوانین درسها آشنا نبودم
شاید اگرم به جایی رسیدم بخاطر ایمانم به این جمله بود
با خدا محال وجود ندارد
و اینو بارها در زندگیم تجربه کردم که خدا چه محال هایی رو برام ممکن کرد
انشالله هروز ایمانمون به خدا و خودمون قوی تر بشه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام از یک روز کاملا عجیب پر تضاد
راستش از زمانی که تمرکزی شروع کردم به کار کردن روی خودم اصلا میتونم بگم ماه هاست که اصلا اینجوری به تضاد برنخوردم و حالمو بد نکرده با خودم میگفتم اخه چیشد چرا اینجوری شد من که مدام دارم روی خودم کار میکنم
من که فقط طبق قانون پیش رفتم اما یادمنبود همون موقعی که دارم راجبش حرف میزنم بهش دارم توجه میکنم دارم بهش قدرت بیشتری میدم تا بیشتر بیاد رو سرم اوار بشه
از صبح خیلی طول کشید تا خودمو پیدا کنم دوباره بتونم بیامتوسایت و زدم نشونه رو نگاه کردم خوندمش ، خوندمش، ببینم چیه این نشونه چیکار باید بکنم دیگه الان که حدود چند ساعت گذشته و تقریبا شب شده دیگه تسلیمشدم ارومشدم گفتم خدایا توکل به تو حتما برام بهتر میخوای حتما قشنگترشوقراره بسازی ، باور داشتماااااا ولی باز اون نجوا بود که اخه چرا چیشد اینجوری همچی خراب شد
اما شب تسلیم شدم گفتم خدایا یه نشونه بده ببینم چیکار کنم الان
و اما نشونه من شد بابا اعراض کن از ناخواسته توجهی بهش نکن مگه قانون یادت رفته !؟؟؟ به هرچی توجه کنی بهش قدرت میدی از جنس همونمیاد تو زندگیت مگه میخوای بیشتر تواین غم بمونی یا شاید درس نشده برات دوست داری بدترشوتجربه کنی
همین حرفا بود که منو به خودم اورد و شد نشونه امروز من
واقعیت اینه من میدونم باید توجهم رو نکات مثبت باشه میدونم باید از ناخواسته اعراض کنم اما خب وقتی پیش میاد اونموقع که شیطان نجوا میکنه من باید خودمو جمع کنم
قبلا روزها طول میکشید تا در مسائل خیلی کوچیکتر از این بتونم برگردم به مسیر و اینکه الان همین چند ساعت کافی بوده براش وبرگشتم به مسیر واین خودش پیشرفت بزرگیه
این نشونه روامروز برای خودم اینجا نوشتم تا یادم بمونه همیشه در همه حال اعراض کنم چونراه دیگه نداره میخوام خوشبختی تجربه کنم میخوام ثروت ارامش نجربه کنم مسیرش همینه باید هرموقع حسم بد شد اعراض کنم
یاداوی شد اینقدر قدرت توجه کردن حرف زدن راجبش زیاده که میتونه کل امروزو فردامو همینشکلی ببره جلو حالا تصمیم با منه میخوام به چی توجه کنم
خدایاشکرت که هدایتممیکنی به مسیر درست
به نام خداوندبخشنده ومهربان. سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جان خدایا شکرت که امروز من هدایت شدم به نوشتن کامنت من واسه اولین باره دارم کامنت می نویسم به خودم قول داده بودم اگه به خواستم برسم حتما یه کامنت میزارم خدایاشکرت من به خواسته ای که سالها آرزوم بود بهش رسیدم استاد نمی دونی چقدر ازخدا سپاسگزارم که شمارو توی مسیر زندگی من قرار داد
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم
روز ششم توحید عملی
امروز با حال و احساس خیلی خوب از خواب خوب بیدار شدم و آماده شدم برم سر کار صبحانه مخصوص خودم درست کردم و رفتم به سمت خیابان تا با همکارم بریم مدرسه، خداروشکر امروز یک همکار جدید به مدرسه اومده بود و همینطور یکی از همکارای دوسال قبل که وقتی می بینمش حال و احساسم خیلی عالی میشه ، کلی همو بغل کردیم و حالم عالی شد ، و همینطور یکی همکارام که باهم صمیمی هستیم ، معاون مدرسه شده بود خداروشکر و خوشحال بود و ماشین هم خریده بود، خداروشکر
از این بابت هم خوشحال شدم، و به لطف خدا روزم و کلاسم با حال خوب شروع کردم ، شکر خدا امروز، تدریسم با عروسک دستکشی که دوخته بودم انجام دادم کلی بچه ها خوشحال شدن و حال هاشون عالی شد و مصمم به تدریس توجه میکردن،
معاون مدرسه داشت کاری انجام میداد ذهنم گفت بیا این درخواست ازش بکن، ولی قلبم گفت نه وقتی تو به خدا توکل کردی از خودش بخواه خود خدا برات بهترینش به انجام میرسونه ، خداروشکر در اون لحظه تونستم به خدا توکل کنم
خداروشکر امروز بعد از مدرسه با انرژی که به لطف قانون سلامتی داشتم، گمی از کارهای مدرسه رو انجام دادم برنامه هفتگی تایپ و آماده کردم برای چاپ، و فایل دانلودی قانون در قرآن کریم گوش کردم،
کلی آرامش گرفتم
امروز خداروشکر به نسبت روزهای قبل آرامشم ، بیشتر بود ، حتی یه تضادهایی پیش میومد ولی به خودم میگفتم اشکالی نداره، خیره درست میشه و همین جملات باعث میشد آرومتر بشم
یه سری ترس ها میومد سراغم ولی میگفتم تو خدا رو داری بقیه چیکاره هستند ، اگه واقعا به خدا اعتماد داری نباید از چیزی بترسی ، خدا همیشه همراهت هست و کمکت میکنه
و اما این فایل ارزشمند که با عشق گوش کردم و در دفتر توحیدی ام نوشتم،
خداروشکر من متوجه شدم که اصلا و اصلا و اصلا مهم نیست که شرایط بیرونی من چطوریه، سنم ، درآمدم، زیبایی ام،تناسب بدنی ام، کارم، حقوقم، خانواده ام و… هیچ کدوم اصلا مهم نیستند مهم اینکه من چه باورهایی دارم
اگه ترامپ با اون وضعیت که استاد شرح دادند رئیس جمهور شد ، چون به خودش و خدای خودش باور داشت
و به احساسش گوش میکرد ،
اگه برای این فرد و هزاران فرد مشابه اون اتفاق افتاده و در کمال ناباوری همه رای آورد پس میشه زندگی رو تکونش داد
میشه مریم میشه، به خودت و توانایی هات و قدرت خلق کنندگی زندگیت ایمان داشته باش،
و مهم ترین باور اینکه هیچ کسی هیچ کسی تاثیری در زندگی تو نداره ، اگر میخای زندگیت عالی بشه از همه لحاظ روابط ثروت سلامتی .. پس روی باورهای خودت کار کن و ادامه بده و ادامه بده …
خدایا شکرت امروز هم کلی آگاهی بهم دادی و اجازه دادی که این کامنتم بنویسم .
وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلُِّ شىَْءٍ قَدْرًا
و او را از جایى که گمان ندارد روزى مىرساند، هر کس به خدا توکل کند خدا او را کافى است. خداوند در انجام فرمان خود پایدار است و براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
من ارزشمندم همینجوری که هستم درسته که مصطفی تو فعلا هیچ ثروتی نداری درسته که زن نداری درسته که ماشین نداری درسته که پول به اندازه ای که باهاش بتونی لباس خوب و ماشین و موتور خوب بگیری نداری ولی تو همینجوری که هستی با همین درآمد کم از مداحی کردن با همین مقدار پولی که داری با همین لباسهایی که چند سال هست داره میپوشی با همین موتوری که سند ندارد و مزایده ای هست تو ارزشمندی مصطفی تو خیلی ارزشمند تر از اینی هستی که فکر میکنید الان تو ارزشمند تر از اینی هستی که به درک رسیدی آره تو ارزشمندی
یک انسان ارزشمند نباید تو جمع کسانی بره که مصخرش میکنن و آدم حسابی حسابش نمیکنن چرا چون وضعیت مالی خوبی نداره
ثروت و پول خوبه مصطفی ولی تو ارزشت با داراییت شناخته نمیشه اینو بفهم
مصطفی امشب تو رفتی خونه خواهرت برا بعله برون یاسمن دیدی کسی ارزش تو رو نمیدونه اینو حس کردی و داشت احساس تو غذا نفس تو نابود میشد کار درستی کردی که رفتی پیش عروس و داماد دست دادی و گفتی خوشبخت باشید و اومدی خونه و ادامه مجلس رو ننشستی
محلت نمیگذارن بخواطر اینکه پول و ثروتی نداری به درک
تو ارزشت به پول و ثروتت نیست تو ارزشت
من نمیدونم ارزشت به چی هست و هنوز به درک این موضوع نرسیدم ولی حسم بهم گفت پاشو برو خونه و تو جمع ادمایی که برات ارزش قائل نیستن نباش
مصطفی تو ذهنت هست که اینهمه نجوا راه انداخته که
ناراحت شدن
تو دایی بودی بایستی تا آخر کار بشینی
خیلی کار بدی کردی
و نجواهای دیگه
مصطفی جان تو مگه صبح تا شب به فایلهای استاد گوش نمیکنی
تو مگه استاد عباس منش رو قبول نداری
اگه واقعا راست میگی
استاد عباس منش تو فایلاش میگن که بچها برا خودتون ارزش قائل باشید و نرید تو جمع کسانی که منفی هستن و براتون ارزش قائل نیستن و رفتارهایی نشون میدم که عذت نفس شما پایمال بشه و اون رفتارها و حرفاشون خو ام ذهنتون نکنید با نشست و برخواست کردن باهاشون
مصطفی جان درسته که ارزشمندی تو به مال و ثروتت نیست
درسته آره منم قبول دارم
ولی ببین وقتی که استاد عباس منش میگه بچها تغیر کنید بچها باورهاتون رو در مورد پول و ثروت عوض کنید ببین مصطفی همین امشب اگر تو آدم ثروتمندی بودی آیا به بچه چند ساله میتونست بهت بی احترامی کنه و محبت نذاره
مصطفی تو باید اونقدر تغیر کنی که خوانوادت بهت افتخار کنند
تو مگه نمیگی من با عباس منش میمونم خوب خیلی هم خوبه ولی مصطفی جان عباس منش همینجوری عباس منش نشد اون تلاش کرد جهاد بپا کرد برا تغیر شخصیتش اونم روزهایخسختی رو گذرانده ولی کم نیاورده و تغیر کرده و به اینجا رسیده پس تو هم تغیر کن
مصطفی جان الانم از مراسم اومدی خونه کار درستی هم کردی خیالت هم راحت قدرت فقط خدا داره نه خوانواده تو اصلا هم خیالت راحت اونا هیچ ضربه ای نمیتونن به تو بزنن این نجواهای شیطان که میگه حالا اینا به تو ضربه میزنن بدشون اومده آینده بهت ضربه میزنن رو ولش کن
این نجواها که مردم چی میگن من اومدم خونه ولش کن
اینا همش دروغه از طرف ابلیس که دشمن توعه
مصطفی جان تو مگه نمیگی خدا قدرت داره پس نباید از آینده بترسی که اگر اومد من چکنم
مصطفی جان اینو بدون که تو اگر پدرت از دنیا رفت خدا رو داری برا چی اینهمه ترس داری و داری به خودت صدمه میزنی
مصطفی جان الانم با کامنت نوشتن حالت خوب شد ولی نجواهای ذهنت باز هم میتونن تو حال خوب بیان و کار تو رو خراب کنند
اصلا غصه نخور تو خدا داری برا چی بخواطر دو لقمه نون آنقدر اذیت خودت میکنی که حالا من چکنم براروزیم
مصطفی جان روزی تو دست خداست
خدایا بهم آنقدر قدرت بده که بتونم فقط رو تو حساب کنم و فقط تو رو ببینم
خدایا کمکم کن تغیر کنم و باعث افتخار خوانواده ام بشم
خدایا کمکم کن بتونم این ذهن چموش رو کنترل کنم
خدایا کمکم کن بتونم دیدم رو نسبت به خوانواده ام مردم و اطرافم مثبت کنم
خدایا کمکم کن بتونم تو مسیر هدایت تو قدم بردارم
خدایا کمکم کن در کاری که بهش علاقه دارم مداحی کردن اونقدر پیشرفت کنم که برم خواننده پاپ بشم
خدایا کمکم کن بتونم بعد از نوشتن این کامنت به قضایا زندگی جوری نگاه کنم که به احساس خوب برسم
خدایا قدرت فقط دست توعه درست خدایا تو که میدونی من هنوز درونم پر از شرک هست تو که اگاهی از من خدا پس کمکم کن فقط تو رو ببینم و فقط قدرت رو از آن تو ببینم
خدایا هیچ کسی ندارم جز تو
خدایا هیچ کسی دیگه ندارم جز تو
خدایا خدایا خدایا بین مشکلات زندگی پناه میبرم به تو که پناه گاهی جز تو ندارم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
در پناه ایزد منان شاد و پیروز و سربلند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز
این فایل نشونه امروز من بود و تا به حال نشده که فایلی نشونه من باشه و یه فایل بی ربط بیاد و همیشه همیشه فایلی اومده که نیازم بوده
دقیقا دیروز داشتم با خودم فکر میکردم
گفتم اگه من از یه ادمی که به جای خاصی نرسیده بپرسم که فلان کار بزرگ رو میشه انجام داد جوابش قطعا خیر هست و کلی هم دلیل میاره
ولی اگه از یه ادمی که موفقیت های بزرگی داشته بپرسم احتمال خیلی زیاد اون کار رو شدنی میدونه
کار ثابته اما جواب افراد متفاوت
در واقع کار غیر ممکنی وجود نداره اما افراد زیادی بخاطر باور های نادرستی که داشتن و بخاطر اون باور ها تلاش هاشون جواب نداده اون کارو غیر ممکن دونستن تا اینکه یه نفری اومده و اون ماموریت غیرممکن رو انجامش داده و بعد بقیه گفتن واو چطور اون کارو غیر ممکن رو انجام داد موضوع اینجاست که این کار از نظر اونا غیر ممکن بوده نه از نظر فردی که اون کارو انجام داده چون امکان نداره که من از ته قلبم باور داشته باشم که فلان کار جواب نمیده و بعد تلاشی برای موفق شدن بکنم
توی بسکتبال که همه به عنوان یک ورزش بلند قد میدوننش یه بازیکنی بود به نام ایزیا تامس که قدش 175 بود بین اون همه ادمی که بالای 2 متر بودن
و این ادم آل استار شد دو بار یعنی توی جمع 24 بازیکن برتر جهان قرار گرفت توی بازی ها تونست حتی تا 51 امتیاز در یک بازی بیاره که آمار خیلییی خیره کننده ای هست مخصوصا برای اون فیزیکی که اون داره و جالبه که توی مراسم یارکشی nba به عنوان آخرین بازیکن انتخاب شد اما تونست آل استار بشه
واقعا جز خودش کی باور میکرد که حتی بهش بازی برسه چه برسه به اینکه جزو ستاره های بسکتبال دنیا بشه
به نام خدای مهربان و روزی رسانم
سلام به استاد مهربان و خوش صدایم و مریم عزیزم
و سلام به دوستان عزیزم که با جون و دل با عشق و علاقه میان کامنت میذارن و من ممنونشون هستم
واقعا همینطوره هر چی جلو پیش میرم با خودم میگم استاد چقدر قشنگ متوجه قانون شدن که تونستن خودشون رو بالا بکشن ما هم میتونیم فقط باید تعهد بدیم و جسارت به خرج بدیم
ما باید به تواناییهامون باور داشته باشیم و قبول داشته باشیم خودمون رو هر طور که هستیم بپذیریم و دسته کم نگیریم
پا روی ترسهای واهی بگذاریم و پیروز میدان بشیم
داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی مهمه
که بیشتر ما یا نداریم یا خیلی کم داریم به خودمون امیدواری بدیم و به خداوند ایمان داشته باشیم
بیشتر اوقات اون ترس نمیذاره که جلو بریم و بخاطر ترس از خیلی چیزها میگذریم و انجامشون نمیدیم
من بخاطر ترسی زیادی که از آب دارم
چند مرتبه هست که میرم استخر کنار خونمون
و گفتم باید پا روی ترسهام بذارم و انجامش دادم
و امروز که رفتم استخر دیدم این بچه ها بعضی هاشون تازه دارن یاد میگیرن و اصلا ترس ندارن
سریع هم انجام میدن شنا کردن رو
بعد با خودم گفتم این ترس باعث میشه که از خیلی لذتها دوری کنیم یا قیدشون رو بزنیم
تغییر خودمون و تغییر باورهامون هم به همین صورته میترسیم عوض کنیم خودمون رو میگیم شاید نتیجه نده شاید نشه و هزاران شاید دیگه و قید بهتر زندگی کردن رو میزنیم و به همون زندگی بخور و نمیر راضی میشیم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
به نام پروردگار مهربان
اجرای توحید در عمل 6
ترس
این فایل دستم رو گرفت برد به قسمتی از وجودم که یک سیاه چاله ست برای نور های درونم ،برای شجاعت درونم و رنگ خوش رنگ خواسته هام.
ترس!
هر آن چیزی که دارم از اعتماد و شجاعتمه و هر آن چیزی که ندارم ، تا یک سانتی متری ش رفتم و برگشتم ، هر چیزی که از
دست دادم ، ازون مهم تر ریشه ی حال بدم ، اضطراب هام ، خورنده ی انرژی درونی م ، ترسه.
جالبه ، این موضوع رو با دوره ی عزت نفس خیلی خوب شناسایی کردم ولی اولا رها کردم ، ثانیا جرات رفتن تو دل ترس هام ؟!
نمیتونم بهشون فکر کنم
از چت جی پی تی پرسیدم ریشه ترس ما انسان ها چیه ؟ برای من که یک شجاع درون دارم و علاقه مندم از محوده ی امنم فراتر برم و همه ی علائقم نقطه مقابل ترسه ، چرا باید بترسم ؟
جواب جامع و کاملی داد ، من اون بخشی که مربوط به من هست رو اینجا میارم :
1. تجربههای کودکی:
اگر در کودکی با تهدید، تحقیر یا تنبیه مواجه شدی، مغزت ارتباطاتی ساخته که دنیا رو پرخطر ببینه.
ترس از طرد، شکست، نادیده گرفتهشدن یا دوستنداشتهبودن، از اینجا میان.
2.الگوهای محیطی:
اگر در محیطی بزرگ شدی که احتیاط و ترس تشویق میشد («نرو، میافتی!»، «دختر خوب این کارو نمیکنه»، «اگه خراب کردی چی؟») این باورها در ناخودآگاهت ثبت شدن.
خب این دو مورد علت ترس های منه ، از اونجایی که به خودم قول دادم تو تحلیل گذشته نرم ، و دلگیری از والدین تو ذهنم فعال نشه ، بلافاصله بعد فهمیدن دلیل باید برم سراغ راه حل :
ازش خواستم راه حل بده :
1. التیام تجربههای کودکی (درمان باورهای ریشهای)
تمرین: “نامه به کودک درون”
هر شب 5 دقیقه وقت بذار و این کار رو بکن:
تصور کن اون نسخه کوچولوی تو (4–9 ساله) روبروت نشسته.
باهاش حرف بزن. دقیقاً این سبک:
“میدونم اون موقع که ترسیدی و کسی بغلت نکرد، حس کردی دنیا امن نیست.”
“حق داشتی که بترسی، ولی الان دیگه بزرگ شدی و من اینجام تا ازت مراقبت کنم.”
آخرش بهش قول بده که اینبار خودت حامیشی، نه کسی دیگه.
اثر: این تمرین، باورهای قدیمی رو نرم و بازنویسی میکنه و احساس امنیت درونی میسازه.
تمرین: کشف «باورهای پنهان»
هر بار که ترسی تو رو متوقف کرد، بنویس:
من الآن دارم از چی میترسم؟
این ترس چه خاطرهای از کودکی رو زنده میکنه؟
من اون موقع چی نتیجهگیری کردم؟ (مثلاً: “من کافی نیستم” یا “نباید ریسک کنم”)
سپس بنویس:
“اون باور برای اون زمان درست بود، ولی الان دیگه واقعیت نداره. الان من یک زن توانمند و شجاعم.”
اثر: آگاهی، قدرت ترسهای بیریشه رو از بین میبره.
2. بازنویسی الگوهای محیطی شرطیشده
تمرین: “کارهای خلاف برنامه ذهن قدیمی”
هر روز عمداً یک کار کوچیک انجام بده که خلاف آموزههای محدودکنندهی کودکیت باشه.
مثلاً:
به جای گفتن «نه نمیتونم»، “امتحان میکنم” بگو.
اگر همیشه بهت میگفتن “ساکت باش”، امروز یه حرف صادقانه و جسورانه بزن.
اگه گفتن “مبادا اشتباه کنی”، امروز یه کار تازه انجام بده حتی اگه نتیجهش نامعلوم باشه.
اثر: این تمرین، مغزت رو با تجربههای واقعی دوباره سیمکشی میکنه.
تمرین: بازنویسی صداهای والد درونی
همه ما یه «صدای انتقادی» داریم (صدای پدر، مادر یا معلم سختگیر).
هر وقت اون صدا بلند شد و گفت:
“نکن خراب میکنی!”
“دیگه بزرگ شدی، نباید اینطوری باشی!”
فوراً جواب بده:
“ممنون که نگران منی، ولی الان دیگه من خودم میتونم تصمیم بگیرم.”
یا: “من حق دارم تجربه کنم و اشتباه کنم. این یعنی دارم زندگی میکنم.”
اثر: با تمرین زیاد، صدای درونی مهربان و شجاعتآفرین جای اون صدای سختگیر رو میگیره.
ابزار تقویتی روزانه برای شجاعت
🪞 آینه شجاعت
هر روز صبح، جلوی آینه به خودت بگو:
“عاطی! تو حق داری بترسی، ولی شجاعتت قویتره.”
“من بهجای امن موندن، رشد کردن رو انتخاب میکنم.”
این جملهها رو با صدای بلند بگو؛ مغزت رو بازبرنامهریزی میکنن.
⏳ تایمر خروج از منطقه امن
یه کار کوچیک رو که ازش میترسی انتخاب کن (مثلاً تماس گرفتن، نه گفتن، شروع پروژه، پستگذاشتن و…)
تایمر رو روی 5 دقیقه بذار و فقط شروعش کن.
بعد از 5 دقیقه، آزادی که ادامه ندی یا بدی بری.
چون ذهن بیشتر از «شروع» میترسه نه «ادامه».
————————————–
باید این تمرین ها رو انجام بدم ، واقعا تعهدی .
به همراه دوره ی احساس لیاقت ، برای کار کردن روی پاشنه ی آشیل نگران حرف مردم بودن .
و در آخر
آنان که به پروردگار ایمان دارند ، لاخوف علیهم و لاهم یحزنون….
سلام
این فایل باورهای عالی در ذهن میسازه بارها و بارها گوش کردن و فکر مردن به آگاهی ها ذهن را در مداری قرار میده که انسان هدفهای بزرگ انتخاب کنه و محدودیت ها را قبول نکنه
هیچ مرزی در جهان وجود نداره وقتی خداوند در قرآن میگه تمام آسمانها و زمین را به تسخیر شما درآوردم یعنی ما مالک کل کره زمین و تمام سیارات و آسمانها هستیم
مرزبندیها ساخته بشر و کشورهاست که پایه و اساس نداره اگر من باور نکنم
من به هر کشوری بخوام میرم و زندگی میکنم هیچ محدودیتی برای مکان زندگی من نیست اگر بتونم مرز کشورها را در ذهنم پاک کنم قوانین ساخته بشر را در ذهنم پاک کنم
فقط قانون خدا در این جهان داره کار میکنه و قانون اینه هر آنچه را ما باور کنیم جهان اون را وارد زندگیمون میکنه
حتی اگر ما باور کنیم که برای مهاجرت باید سختی کشید و محدودیت های زیادی هست و همون جور هم نتونیم مهاجرت کنیم داریم از قانون بدون تغییر خدا استفاده میکنیم نه اینکه مهاجرت کردن سخته
چون ما این گونه باور کردیم جهان همون موقعیت را برای ما بوجود میاره
انسان قدرت نامحدودی داره فقط باید بتونه ذهنش را کنترل کنه
یکی از باورهایی که تو این فایل شنیدم و باید تغییرش بدم اینه که حرف مردم بی ارزشترین چیز تو زندگی منه
هیچ ارزشی به حرف مردم قایل نباشم
مردم خیلی حرفها میزنن ولی من هستم که باید از اونها اعراض کنم و مسیر خودم را ادامه بدم
مردم میگن تو نمیتونی تو عرضه فلان کار را نداری
تو پولش را نداری تو سواد نداری تو نمیتونی فلان ملک را بفروشی
تو نمیتونی این معامله را جوش بدی
تو لیاقت زندگی خوب را نداری
مهم نیست مردم در مورد من چه فکری میکنن مهم اینه که من در مورد خودم چه فکری میکنم
خرف مردم هیچ تاثیری در زندگی من نداره
من خودم خالق زندگی خودم هستم