اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد گرانقدر،خانم شایسته عزیز و دوستای گلم
من از امروز 9 آذر 1404 به خودم متعهد میشم که درمورد اتفاقات بدی که برام میوفته صحبت نکنم و این سیکل معیوب رو کمش کنم تا اتفاقات خوب رو در زندگی ام تجربه کنم
ما وقتی از اتفاقات خوب صحبت کنیم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ای جهان هوشمند از این نوع اتفاقاتی که من دوست دارم وارد زندگیم کن
انشاالله که بتونیم همیشه ذهنمون رو کنترل کنیم و بتونیم زندگیمون رو اونجوری که میخوایم خلق کنیم که اگر همیشه حواسمون به ورودی های ذهنمون باشه و نداریم هر چرندیاتی واردش بشه قطعا زندگیمون سرشار از نعمت و خوشبختی و حال خوب میشه چون این قانون جهانه که احساس خوب=اتفاقات خوب
خدایا کمکم کن که همیشه مواظب ورودی های ذهنم باشم
درپناه الله سلامت،ثروتمند،سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام دهم
چرا بعضی افراد بدشانس هستند
خیلی موقعها هست آدمها میان مسائل و اتفاقات خودشون و شرایطی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف میکنن
حالا بعضی از آدمها عادت دارن مشکلاتی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف کنن
تعداد کمی هم هستن که سعی میکنن مسائل خوب رو تعریف کنن
وقتی که شما میخواهید مسائل ناخوشایندی که براتون اتفاق افتاده اتفاقات عجیب و غریب فلان جا رفتیم فلان بلا سرمون اومد دستگیرمون کردن بهمون تهمت زدن جیبمون رو زدن مشکل برامون به وجود اومد و یه جورایی دوست دارید که این چیزا رو برای بقیه تعریف کنید در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات را جذب میکنید
یعنی یه جورایی دوست دارید که یه سری اتفاقات عجیب و غریب ناخوشایند
مثلاً بگی توی اون شهری که همه سالم بودن آدم خوبی بودن متمدن بودن من گیر یه آدم درب و داغون و ناتو عوضی و فلان فلان شده افتادم که این بلا رو سرم آورده
یا مثلاً فلان جا که همیشه هوا خوب و آفتابیه و لب دریاست روزی که ما رفتیم اصلاً یک طوفان و باد و بارون و تگرگ و داستانها اتفاق افتاد که ما اصلاً نتونستیم از اون منطقه لذت ببریم
وقتی که برنامهتون اینه که در مورد مشکلاتی که براتون به وجود میاد رفتیم توی جاده ماشینمون این بلا سرش اومد پلیس گرفتمون اینجوری شد پنچر شد فلان شد بنزین تمام شد یه جورایی دارید به جهان درخواست میکنید که از این اتفاقات براتون به وجود بیاره و اتفاقات عجیب و غریبی هم میفته
اما اگه تمرکز کنید بر روی تعریف کردن فقط اتفاقات خوب
یعنی مثلاً به خودتون بگید من خودم رو متعهد میکنم توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام رخ داده رو به بقیه بگم در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم،
اصلا همین که به خودتون تعهد بدید که نمیخواهید در مورد اتفاقات بد صحبت کنید چون نمیخواهید صحبت کنید انتظارش رو هم ندارید که اتفاقات بد رخ بده که بخواهید بعداً در موردش صحبت کنید
وقتی آدم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنه دوست داره یه موضوعی رو در موردش صحبت کنه یه جورایی داره جذبش میکنه که اون اتفاق بیفته بعداً صحبت کنه، وقتی آدم دوست داره در مورد مشکلاتش حالا چه توی خانواده چه با بچهاش تو کارش با بقیه صحبت کنه یه جورایی خوشش میاد که یه حرفی برای گفتن داشته باشه
یه سری اتفاقات براش رخ بده که حرف داشته باشه برای گفتن و اون اتفاق هم براش رخ میده
اما وقتی که انسان تمرکز کنه بگه من فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته توی زندگیم توی مسافرتم توی محل کارم با همسرم با فرزندم من فقط در مورد مسائلی صحبت میکنم که خیلی خوب بوده که خیلی مثبت بوده که خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داده
من فقط در مورد اونا صحبت میکنم
در مورد اتفاقات منفی صحبت نمیکنم
و اگه تمرکزتون بر روی این موضوع باشه اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خوبی هم براتون میفته
یه لحظه فکرم رفت سر اینکه چرا بعضیها میان یه چیزای عجیب و غریب تعریف میکنن مثلاً یه سری اتفاقات عجیب و غریب براشون میفته مثلاً میرن مشکلاتی که برای بقیه نمیفته به وجود نمیاد برای اونا به وجود میاد
نکته مشترک این افراد اینه که اینا در مورد مشکلاتشون صحبت میکنن
یا مثلاً اگه یه اتفاق بدی بیفته یه جمعی رو پیدا کنن هی اون اتفاق رو میگن ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون اومد دوباره یه جمع دیگه توی یه محفل دیگه توی خانوادهشون توی جمع دوستان فامیل این دوست اون دوست این موضوع رو بارها و بارها تکرار میکنن
یعنی انگار یه جورایی دوست دارن که در مورد این موضوعات صحبت کنن و من فهمیدم که وقتی انسان دوست داشته باشه در مورد مشکلاتش صحبت کنه یه جورایی این مشکلات رو هم جذب میکنه
یعنی اتفاقات رو هم برای خودش به وجود میاره
باید خیلی بیشتر مراقب باشیم
یعنی بیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون رو متعهد کنیم که به هیچ عنوان، بالاخره مشکلات هم توی سفر توی جاهایی که داریم میریم به وجود میاد
به هیچ عنوان در مورد اونا صحبت نکنیم
به هیچ عنوان
با هیچکس
و اگر بتونیم خودمون رو متعهد کنیم به این موضوع مطمئناً در شرایطی قرار میگیریم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوق العاده رو تجربه میکنیم،
این فایل رو که دیدم بیاد یه شعار افتادم که روی دیوار مدرسمون نوشته شده بود و دقیقا توی ذهنم مونده که این بود :
با ادب،برای خندانیدن دیگران دروغ نمی گوید.
وقتی مدرسه میرفتم خیلی به این جمله فکر میکردم.درکش نمیکردم.اما حداقل میفهمیدم که دروغ چیز قشنگی نیست.و همون موقع ها به این فکر میکردم که سعی کنم توی زندگیم دروغ نگم.و به لطف خدا خیلی این جمله کمکم کرده.اما الان که استاد توی این فایل در این مورد صحبت کردن خیلی خوب برام روشن شد که چرا اول: بعضی افراد در اتفاقاتی که حتی برای خودشون نیوفتاده رو میان یجور سناریو میسازن که خودشون میشن نقش اول ماجرا. دوم اینکه چرا اصلا نباید در مورد ناخواسته ها صحبت کرد.
برای مورد اول چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اینطور فردی از عزت نفس خوبی برخوردار نیست و از این طریق میخواد که توجه جلب کنه و یا فکر میکنه که حتما یچیزی باید برای گفتن داشته باشه که توی یه جمع پذیرفته شه.که همه اینها برمیگرده به کمبود عزت نفس.
مورد دوم هم کاملا مشخص هست.طبق قانون توجه،ما اتفاقاتی رو جذب میکنیم که به طرق مختلف داریم بهش توجه میکنیم.
و من بازم تعهد میدم به خودم که هیچوقت برای خندانیدن دیگران دروغ نگم. و بطور کل احساس ارزشمندیم رو به هیچ عامل بیرونی گره نزنم.عزت نفسم انقدر باید بالا باشه که اصلا نظر دیگران برام مهم نباشه که بخوام کاری کنم که توجه بقیه رو جلب کنم.
خدایا شکرت.
سپاس از استاد عزیز بخاطر این فایل کوتاه ولی پر از نکته.یادمه اولین باری که این ویدیو رو دیدم خیلی کیف کردم از دیدن جاده های اروپا.کلی تحسین کردم مرتب و منظم بودن و تمیزیه جاده ها.و الان دارم این توجهم و این تحسین کردنم رو زندگی میکنم.خدایا شکرت
من برم تلاش کنم جون بکنم ولی به اون نتیجه ای که میخوام نرسم
استاد این جمله رو از فایل یک پروژه تغییر برداشتم، و دیدم در مورد من هم درسته پس چند روز پیش از خدا جواب و راه حل خواستم و نشانه سایت رو زدم
جواب این فایل بود که از مشکلات صحبت نکنم، من خیـــلی وقته این عادت رو ترک کردم، البته فقط بین دوستان و فامیل!
یعنی متوجه شدم چون آدم آرومی هستم حرفی برای گفتن ندارم، و تعریف کردن این موارد باعث میشد بانمک باشم و باعث خنده بشم و با اینکار اعتماد به نفس میگرفتم، که خدا رو شکر ترکش کردم
حالا چی؟ حالا از دانش آموزان این دوره و بین همکارام و با همسرم این صحبت رو میکنم، دانش اموزا سال به سال دارن کندتر میشن، کم حواس تر میشن، و….
من باید این مدل حرف زدنم رو اصلاح کنم، صدای خدا رو میشنوم که میگه نگو نگین این رو نگو اما من گوش نمیدم، و بعد میشنوم که خدا میگه اه خب بگو چکارت دارم
کوچیک که بودم پدر بزرگم همیشه میگفت حرف خیر بزن که خیر ببینی ، حرف بد ، بد میبینی …
بزرگ که شدیم …
من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم و فهمیدم که قانون فرکانس چیه و توجه چیه ….
وقتی کلامی بد به زبان میاد همش اون را تجربه میکنیم ….
استاد تو قدم 9 از 12 قدم کامل توضیح داده …
من توی دوران کوید 19 همه درگیر بودن ولی من توجه م رو زیبای بود و واقعا نفهمیدم چه اتفاق میفته، اینجور که خانواده درجه 1 من ،میگفتن چقدر تو بیخیالی نمیترسی دیگه هم میگفتن محمدرضای آب یخ خخخخخخخخخخ
اون موقعه نمیدانستم این قانون است و همین جوری انجام میدادم وقتی که آموزشها را شروع کردم دیگه دیگه آدمهای منفی از زندگی رفتن بیرون و واقعاً خودمم نفهمیدم چطوری چون فرکانس من عوض شده بود…
و الان همه دیگه یدونن که جلوی من هیچ حرفی نمیزنند چون نه توجه میکنم و نه جواب میدم.
استاد توی قدم نهم میگه افرادی که مدام در مورد بیماری حرف میزنند و اطلاعات دارن همیشه یا بیمار هستند و یا معرض بیماری چون اون را به زبان میارن ……
الان که میخوام کامنت گام دهم ازین سفر رو بنویسم احساس میکنم کمی از مسیر همجهت با روحم و خداوند دور شدم و فرکانس هام پر از نشتی نگرانی و ترس شدند اما باز هم میخوام با همه ی اینحال ها متعهد باشم و بمونم و بنویسم و امید دارم به رب مهربانم که کمکم میکنه قدم به قدم برگردم به سمتش…
این فایل درباره ی متعهد شدن به الف) توجه کردن به خواسته ها و زیبایی ها و ب) حرف نزدن درباره ناخواسته هاست
خب درباره ی هرکدوم ازین بخش ها جداگانه مینویسم (1) صحبت و (2) فکر به امید رب قدرتمندم:
الف: (2) من فکر میکنم درین زمینه به صورت فکری خوب هستم و از درون زمانی که اگاهانه سعی میکنم زندگی کنم به خوبی میتونم تمرکزم رو بزارم روی خوبی ها اما (1) تا بحال با اینکه سالهاست روی این قوانین کار میکنم نتونستم به صورت زبانی بلند گویا و پیوسته درباره ی زیبایی ها حرف بزنم سپاسگزاری هام رو بلند بلند بگم و با قدرت بیانم به تمرکزم جهت و قدرت بدم.
ب: درین مورد برعکس مورد اولی (1) از لحاظ صحبت کردن خوب تونستم مدیریت کنم و در اغلب اوغات جلوی صحبت درباره ی ناخواسته هارو گرفتم اما (2) در بیشتر مواقع فکر من درگیر بوده و در پشت زمینه ناخوداگاهم این افکار منفی در زمانی که نااگاهانه زندگی میکنم ران میشن
پس تعهد و تمرین و ازمایشی که میتونم روی خودم کار کنم برای این گام این هستش که درباره ی توجه به نکات مثبت بیشتر روی سخن و بیانم و صحبتم کار کنم و درباره ی عدم توجه روی نکات منفی بر روی مانیتور لحظه به لحظه فکرم کار کنم.
به نام خدای مهربانم خدایی که سمیع و بصیره رزاق و وهابه خدایی که قدرتش برام کافیست خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد توحیدی و همیشه در زمان حال و سلام به مربم عشق مربمی که آرام بودن رو ازش یاد گرفتیم
چقدر قانون این جهان ساده و زیباست با خودم میگم ای کاش زودتر یاد گرفته بودم اما باز میگم حتما الان وقتش بوده و خودم فرکانسشو فرستادم برای تغییر کردن و خداوند هم منو به سمته استاد هدایت کرد
جهان به توجه و فرکانس من پاسخ میده باید هواسم باشه که چی میگم و به چی فکر میکنم اینا رو کنترل کنم و آگاهانه باشه به همین سادگی ست
تحسین و تایید کردن زیباییها و نکات مثبت باید اینقدر تکرار شود که بشود جزئی از شخصیت ما
من از روزی که متعهد شدم که هر روز قدمی برای رسیدن به خواسته ام بردارم و شروع کردم به انجام دادن سمته خودم با تعهد و تمرکز و الحق و الانصاف جهان هم پاسخهای عالی داد و خداوند هم پاداشهای بی نظیر
اما هر روز به خودم میگم چکار کنم که از این هم بهتر و فکر کنم روی قلتک روان شدن و ورود نعمت و ثروت افتادم الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم
استاد عزیزم توجه و تایید و تحسین نکات مثبت خیلی به انسان انرژی دو چندان میدهد اگر بتوانیم به تکرار و عادت انجامش بدهیم چه فرکانس قوی به جهان میفرستیم
دیشب خونه یکی از دوستان رفتیم چون همسرش باز نشست شده بود هدیه ای بردیم به عنوان یادگاری وارد خونه که شدم خیلی خونه اش زیبا و ساده و بزرگ و خوشگل بود و من اینقدر که عادت کردم نمیتونم به زبون نیاورم و شروع کردم با صدای بلند به تعریف و تحسین کردن و باور کنین یه حسه خوشحالی و شادی درون خودم اومد که لذت بردم و اون دوستمون هم لبخند روی لباش و تشکر کردن از ما بود
بعد با خودم گفتم ببین کبری چقدر از این مدل صحبت کردنها به انسان قدرت میده و اعتماد به نفسمون رو بالا میبره پس بیا و زیاد این کار رو تکرار و تکرار و تکرار کن تا اونا رو جذب کنم برای خودم در هر موردی چه خونه چه ماشین و چه هر چیزی که دوستش دارم
استاد ممنونتم که از این سابت و ازشما و این فایلها هزاران هزار مطلب یاد گرفتم که منو خیلی جلو برده از بقیه اطرافیان دور و برم از افرادی که مبینمشون و خدا رو شکر میکنم بابت این بهتر شدنم بابت متفاوت بودنم
اینم لگم که شانسی در کار نیست
ما با باور و افکار و فرکانسمون تعیین میکنم اتفاقات خوب و بد رو برای خودمون
و هنوز جا داره باید زیاد روی خودم و باورها و افکار و فرکانس و کنترل ذهن و کنترل کانون توجه و شخصیتم کار کنم و تکرار و تکرار کنم تا بشینه تو مغزم تو قلبم تو گوشم و تو چشمانم عادت بشه جزئی از شخصیتم بشود
خدایا کمکم کن هدایتم کن منو در آغوشت بگیر
تو برام به تنهایی کافی هستی
در پناه خداوند بزرگ و قدرتمندم باشین سالم و ثروتمند
این خیلی درسته که با صحبت کردن از مسایل می توان آنها رو جذب کرد چون من خودم هر زمان که مسافرت میروم حتی مسافرت های خیلی کوتاه چیز های جالبی رو میبینم و چیزهایی میخرم که همه میگن چه طور تو اینهارو پیدا کردی که همه میگن همراه مریم بریم مسافرت اوچیزهایی میبینه که ما نمیبینیم و اون چیزهایی که من دیدم برای آنها هم هست تمام آنها فقط به سختی های مسافرت فکر میکنن که الان چی بخوریم الان هوا سرده یا گرمه بارون اومد یانه لباس ها کثیف شد یانه کجا بخوابیم ،من زمانی که مسافرت میرم به خدا میگم خودت هدایتم کردی پس همه چیز دست توست و برایم همه چیز عالیست فقط یک الگوی تکرار شونده داشتم که با بی توجهی به آن تمام شدبه لطف و بزرگی خداوند که بابتش هزاران هزار با شکرش میکنم ومن مسافرت در هر زمان دارم از زیبایی ها و فراوانی ها برای خودم میگم گاهی اوقات بلند به دوستای که همراهم هستن میگم اونها هم میگن تو چطور اینو پیدا کردی و زمانی هم برای بقیه تعریف میکنم میگن ما هم چند روز پیش توی این شهر بودیم چرا برای ما این هوای عالی نبودویا چرا اینقدر که تو میگی دریا تمیز نبود،من این رو دیدم این آدم ها همیشه از بدی ها ی مسافرت خود میگن وهر دفعه که مسافرت میرن براشون سخت تر میشه، اما من جز شادی وزیبایی چیزی نمیبینم وفقط زیبایی رو تعریف میکنم وحتی زمانی شده در یک مسافرت با هم بودیم اما شرایط برای من با بقیه متفاوت بوده از همه نظر واز همه جهت و من میگم چقدر این مسافرت عالی بود خدایا شکرت اونا میگن اینقدر هم عالی نبودو این صحبت های شما منو به یاد آورد که چرا همیشه من مسافرت هایی که میروم با بقیه فرق میکنه ممنون از شما استاد عزیز که به من یاد آوری کردین که همیشه به نکات مثبت توجه کنم ودرمورد آنها صحبت کنم حتی با خودم بازم ممنون
واقعا این فایل بینهایت نکات عالی داشت و چیزی که من ازش یاد گرفتم اینه که به خودم تعهد بدم که فقط درباره نکات مثبت حرف بزنم ببینمشون و تمرکزم فقط رو نکات مثبت باشه من همیشه وقتی با دوستانم بیرون میرفتم خیلی حرف میزدم به خصوص درباره نکات منفی ولی از الان به خودم عهد بستم که تمرکزم فقط رو نکات مثبت باشه به چشمانم یاد بدم که فقط زیباییها رو ببینه و زبانم فقط زیباییها رو بگه ذهنمم فقط به زبیاهایی فکر کنه از امروز به بعد تصمیم گرفتم خیلی جدی و روی خودم کار کنم اصلاً دلم نمیخواد برم بیرون میخوام تنها باشم و از تنهایی خودم لذت ببرم تشکر از استاد عزیزم بابت این آگاهیهای ناب
بنام خدای دانا و رزاقم
سلام خدمت استاد گرانقدر،خانم شایسته عزیز و دوستای گلم
من از امروز 9 آذر 1404 به خودم متعهد میشم که درمورد اتفاقات بدی که برام میوفته صحبت نکنم و این سیکل معیوب رو کمش کنم تا اتفاقات خوب رو در زندگی ام تجربه کنم
ما وقتی از اتفاقات خوب صحبت کنیم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ای جهان هوشمند از این نوع اتفاقاتی که من دوست دارم وارد زندگیم کن
انشاالله که بتونیم همیشه ذهنمون رو کنترل کنیم و بتونیم زندگیمون رو اونجوری که میخوایم خلق کنیم که اگر همیشه حواسمون به ورودی های ذهنمون باشه و نداریم هر چرندیاتی واردش بشه قطعا زندگیمون سرشار از نعمت و خوشبختی و حال خوب میشه چون این قانون جهانه که احساس خوب=اتفاقات خوب
خدایا کمکم کن که همیشه مواظب ورودی های ذهنم باشم
درپناه الله سلامت،ثروتمند،سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستان
امروز 9آذر 1404
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام دهم
چرا بعضی افراد بدشانس هستند
خیلی موقعها هست آدمها میان مسائل و اتفاقات خودشون و شرایطی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف میکنن
حالا بعضی از آدمها عادت دارن مشکلاتی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف کنن
تعداد کمی هم هستن که سعی میکنن مسائل خوب رو تعریف کنن
وقتی که شما میخواهید مسائل ناخوشایندی که براتون اتفاق افتاده اتفاقات عجیب و غریب فلان جا رفتیم فلان بلا سرمون اومد دستگیرمون کردن بهمون تهمت زدن جیبمون رو زدن مشکل برامون به وجود اومد و یه جورایی دوست دارید که این چیزا رو برای بقیه تعریف کنید در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات را جذب میکنید
یعنی یه جورایی دوست دارید که یه سری اتفاقات عجیب و غریب ناخوشایند
مثلاً بگی توی اون شهری که همه سالم بودن آدم خوبی بودن متمدن بودن من گیر یه آدم درب و داغون و ناتو عوضی و فلان فلان شده افتادم که این بلا رو سرم آورده
یا مثلاً فلان جا که همیشه هوا خوب و آفتابیه و لب دریاست روزی که ما رفتیم اصلاً یک طوفان و باد و بارون و تگرگ و داستانها اتفاق افتاد که ما اصلاً نتونستیم از اون منطقه لذت ببریم
وقتی که برنامهتون اینه که در مورد مشکلاتی که براتون به وجود میاد رفتیم توی جاده ماشینمون این بلا سرش اومد پلیس گرفتمون اینجوری شد پنچر شد فلان شد بنزین تمام شد یه جورایی دارید به جهان درخواست میکنید که از این اتفاقات براتون به وجود بیاره و اتفاقات عجیب و غریبی هم میفته
اما اگه تمرکز کنید بر روی تعریف کردن فقط اتفاقات خوب
یعنی مثلاً به خودتون بگید من خودم رو متعهد میکنم توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام رخ داده رو به بقیه بگم در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم،
اصلا همین که به خودتون تعهد بدید که نمیخواهید در مورد اتفاقات بد صحبت کنید چون نمیخواهید صحبت کنید انتظارش رو هم ندارید که اتفاقات بد رخ بده که بخواهید بعداً در موردش صحبت کنید
وقتی آدم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنه دوست داره یه موضوعی رو در موردش صحبت کنه یه جورایی داره جذبش میکنه که اون اتفاق بیفته بعداً صحبت کنه، وقتی آدم دوست داره در مورد مشکلاتش حالا چه توی خانواده چه با بچهاش تو کارش با بقیه صحبت کنه یه جورایی خوشش میاد که یه حرفی برای گفتن داشته باشه
یه سری اتفاقات براش رخ بده که حرف داشته باشه برای گفتن و اون اتفاق هم براش رخ میده
اما وقتی که انسان تمرکز کنه بگه من فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته توی زندگیم توی مسافرتم توی محل کارم با همسرم با فرزندم من فقط در مورد مسائلی صحبت میکنم که خیلی خوب بوده که خیلی مثبت بوده که خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داده
من فقط در مورد اونا صحبت میکنم
در مورد اتفاقات منفی صحبت نمیکنم
و اگه تمرکزتون بر روی این موضوع باشه اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خوبی هم براتون میفته
یه لحظه فکرم رفت سر اینکه چرا بعضیها میان یه چیزای عجیب و غریب تعریف میکنن مثلاً یه سری اتفاقات عجیب و غریب براشون میفته مثلاً میرن مشکلاتی که برای بقیه نمیفته به وجود نمیاد برای اونا به وجود میاد
نکته مشترک این افراد اینه که اینا در مورد مشکلاتشون صحبت میکنن
یا مثلاً اگه یه اتفاق بدی بیفته یه جمعی رو پیدا کنن هی اون اتفاق رو میگن ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون اومد دوباره یه جمع دیگه توی یه محفل دیگه توی خانوادهشون توی جمع دوستان فامیل این دوست اون دوست این موضوع رو بارها و بارها تکرار میکنن
یعنی انگار یه جورایی دوست دارن که در مورد این موضوعات صحبت کنن و من فهمیدم که وقتی انسان دوست داشته باشه در مورد مشکلاتش صحبت کنه یه جورایی این مشکلات رو هم جذب میکنه
یعنی اتفاقات رو هم برای خودش به وجود میاره
باید خیلی بیشتر مراقب باشیم
یعنی بیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون رو متعهد کنیم که به هیچ عنوان، بالاخره مشکلات هم توی سفر توی جاهایی که داریم میریم به وجود میاد
به هیچ عنوان در مورد اونا صحبت نکنیم
به هیچ عنوان
با هیچکس
و اگر بتونیم خودمون رو متعهد کنیم به این موضوع مطمئناً در شرایطی قرار میگیریم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوق العاده رو تجربه میکنیم،
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
این فایل رو که دیدم بیاد یه شعار افتادم که روی دیوار مدرسمون نوشته شده بود و دقیقا توی ذهنم مونده که این بود :
با ادب،برای خندانیدن دیگران دروغ نمی گوید.
وقتی مدرسه میرفتم خیلی به این جمله فکر میکردم.درکش نمیکردم.اما حداقل میفهمیدم که دروغ چیز قشنگی نیست.و همون موقع ها به این فکر میکردم که سعی کنم توی زندگیم دروغ نگم.و به لطف خدا خیلی این جمله کمکم کرده.اما الان که استاد توی این فایل در این مورد صحبت کردن خیلی خوب برام روشن شد که چرا اول: بعضی افراد در اتفاقاتی که حتی برای خودشون نیوفتاده رو میان یجور سناریو میسازن که خودشون میشن نقش اول ماجرا. دوم اینکه چرا اصلا نباید در مورد ناخواسته ها صحبت کرد.
برای مورد اول چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اینطور فردی از عزت نفس خوبی برخوردار نیست و از این طریق میخواد که توجه جلب کنه و یا فکر میکنه که حتما یچیزی باید برای گفتن داشته باشه که توی یه جمع پذیرفته شه.که همه اینها برمیگرده به کمبود عزت نفس.
مورد دوم هم کاملا مشخص هست.طبق قانون توجه،ما اتفاقاتی رو جذب میکنیم که به طرق مختلف داریم بهش توجه میکنیم.
و من بازم تعهد میدم به خودم که هیچوقت برای خندانیدن دیگران دروغ نگم. و بطور کل احساس ارزشمندیم رو به هیچ عامل بیرونی گره نزنم.عزت نفسم انقدر باید بالا باشه که اصلا نظر دیگران برام مهم نباشه که بخوام کاری کنم که توجه بقیه رو جلب کنم.
خدایا شکرت.
سپاس از استاد عزیز بخاطر این فایل کوتاه ولی پر از نکته.یادمه اولین باری که این ویدیو رو دیدم خیلی کیف کردم از دیدن جاده های اروپا.کلی تحسین کردم مرتب و منظم بودن و تمیزیه جاده ها.و الان دارم این توجهم و این تحسین کردنم رو زندگی میکنم.خدایا شکرت
سپاسگزار همه دوستانم.
شاد و خوشبخت باشید
به نام خدای وهابم
سلام به همه دوستان و دو استاد عزیزم
من برم تلاش کنم جون بکنم ولی به اون نتیجه ای که میخوام نرسم
استاد این جمله رو از فایل یک پروژه تغییر برداشتم، و دیدم در مورد من هم درسته پس چند روز پیش از خدا جواب و راه حل خواستم و نشانه سایت رو زدم
جواب این فایل بود که از مشکلات صحبت نکنم، من خیـــلی وقته این عادت رو ترک کردم، البته فقط بین دوستان و فامیل!
یعنی متوجه شدم چون آدم آرومی هستم حرفی برای گفتن ندارم، و تعریف کردن این موارد باعث میشد بانمک باشم و باعث خنده بشم و با اینکار اعتماد به نفس میگرفتم، که خدا رو شکر ترکش کردم
حالا چی؟ حالا از دانش آموزان این دوره و بین همکارام و با همسرم این صحبت رو میکنم، دانش اموزا سال به سال دارن کندتر میشن، کم حواس تر میشن، و….
من باید این مدل حرف زدنم رو اصلاح کنم، صدای خدا رو میشنوم که میگه نگو نگین این رو نگو اما من گوش نمیدم، و بعد میشنوم که خدا میگه اه خب بگو چکارت دارم
خدایا کمکم کن بیشتر به حرفت گوش بدم
به نام الله
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
سلام به دوستان همسفر این دوره
روز شماره 10 ردپای این قسمت
کوچیک که بودم پدر بزرگم همیشه میگفت حرف خیر بزن که خیر ببینی ، حرف بد ، بد میبینی …
بزرگ که شدیم …
من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم و فهمیدم که قانون فرکانس چیه و توجه چیه ….
وقتی کلامی بد به زبان میاد همش اون را تجربه میکنیم ….
استاد تو قدم 9 از 12 قدم کامل توضیح داده …
من توی دوران کوید 19 همه درگیر بودن ولی من توجه م رو زیبای بود و واقعا نفهمیدم چه اتفاق میفته، اینجور که خانواده درجه 1 من ،میگفتن چقدر تو بیخیالی نمیترسی دیگه هم میگفتن محمدرضای آب یخ خخخخخخخخخخ
اون موقعه نمیدانستم این قانون است و همین جوری انجام میدادم وقتی که آموزشها را شروع کردم دیگه دیگه آدمهای منفی از زندگی رفتن بیرون و واقعاً خودمم نفهمیدم چطوری چون فرکانس من عوض شده بود…
و الان همه دیگه یدونن که جلوی من هیچ حرفی نمیزنند چون نه توجه میکنم و نه جواب میدم.
استاد توی قدم نهم میگه افرادی که مدام در مورد بیماری حرف میزنند و اطلاعات دارن همیشه یا بیمار هستند و یا معرض بیماری چون اون را به زبان میارن ……
در پناه حق
با سلام و احترام
الان که میخوام کامنت گام دهم ازین سفر رو بنویسم احساس میکنم کمی از مسیر همجهت با روحم و خداوند دور شدم و فرکانس هام پر از نشتی نگرانی و ترس شدند اما باز هم میخوام با همه ی اینحال ها متعهد باشم و بمونم و بنویسم و امید دارم به رب مهربانم که کمکم میکنه قدم به قدم برگردم به سمتش…
این فایل درباره ی متعهد شدن به الف) توجه کردن به خواسته ها و زیبایی ها و ب) حرف نزدن درباره ناخواسته هاست
خب درباره ی هرکدوم ازین بخش ها جداگانه مینویسم (1) صحبت و (2) فکر به امید رب قدرتمندم:
الف: (2) من فکر میکنم درین زمینه به صورت فکری خوب هستم و از درون زمانی که اگاهانه سعی میکنم زندگی کنم به خوبی میتونم تمرکزم رو بزارم روی خوبی ها اما (1) تا بحال با اینکه سالهاست روی این قوانین کار میکنم نتونستم به صورت زبانی بلند گویا و پیوسته درباره ی زیبایی ها حرف بزنم سپاسگزاری هام رو بلند بلند بگم و با قدرت بیانم به تمرکزم جهت و قدرت بدم.
ب: درین مورد برعکس مورد اولی (1) از لحاظ صحبت کردن خوب تونستم مدیریت کنم و در اغلب اوغات جلوی صحبت درباره ی ناخواسته هارو گرفتم اما (2) در بیشتر مواقع فکر من درگیر بوده و در پشت زمینه ناخوداگاهم این افکار منفی در زمانی که نااگاهانه زندگی میکنم ران میشن
پس تعهد و تمرین و ازمایشی که میتونم روی خودم کار کنم برای این گام این هستش که درباره ی توجه به نکات مثبت بیشتر روی سخن و بیانم و صحبتم کار کنم و درباره ی عدم توجه روی نکات منفی بر روی مانیتور لحظه به لحظه فکرم کار کنم.
با سپاس فراوان
یگانه
به نام خدای مهربانم خدایی که سمیع و بصیره رزاق و وهابه خدایی که قدرتش برام کافیست خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد توحیدی و همیشه در زمان حال و سلام به مربم عشق مربمی که آرام بودن رو ازش یاد گرفتیم
چقدر قانون این جهان ساده و زیباست با خودم میگم ای کاش زودتر یاد گرفته بودم اما باز میگم حتما الان وقتش بوده و خودم فرکانسشو فرستادم برای تغییر کردن و خداوند هم منو به سمته استاد هدایت کرد
جهان به توجه و فرکانس من پاسخ میده باید هواسم باشه که چی میگم و به چی فکر میکنم اینا رو کنترل کنم و آگاهانه باشه به همین سادگی ست
تحسین و تایید کردن زیباییها و نکات مثبت باید اینقدر تکرار شود که بشود جزئی از شخصیت ما
من از روزی که متعهد شدم که هر روز قدمی برای رسیدن به خواسته ام بردارم و شروع کردم به انجام دادن سمته خودم با تعهد و تمرکز و الحق و الانصاف جهان هم پاسخهای عالی داد و خداوند هم پاداشهای بی نظیر
اما هر روز به خودم میگم چکار کنم که از این هم بهتر و فکر کنم روی قلتک روان شدن و ورود نعمت و ثروت افتادم الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم
استاد عزیزم توجه و تایید و تحسین نکات مثبت خیلی به انسان انرژی دو چندان میدهد اگر بتوانیم به تکرار و عادت انجامش بدهیم چه فرکانس قوی به جهان میفرستیم
دیشب خونه یکی از دوستان رفتیم چون همسرش باز نشست شده بود هدیه ای بردیم به عنوان یادگاری وارد خونه که شدم خیلی خونه اش زیبا و ساده و بزرگ و خوشگل بود و من اینقدر که عادت کردم نمیتونم به زبون نیاورم و شروع کردم با صدای بلند به تعریف و تحسین کردن و باور کنین یه حسه خوشحالی و شادی درون خودم اومد که لذت بردم و اون دوستمون هم لبخند روی لباش و تشکر کردن از ما بود
بعد با خودم گفتم ببین کبری چقدر از این مدل صحبت کردنها به انسان قدرت میده و اعتماد به نفسمون رو بالا میبره پس بیا و زیاد این کار رو تکرار و تکرار و تکرار کن تا اونا رو جذب کنم برای خودم در هر موردی چه خونه چه ماشین و چه هر چیزی که دوستش دارم
استاد ممنونتم که از این سابت و ازشما و این فایلها هزاران هزار مطلب یاد گرفتم که منو خیلی جلو برده از بقیه اطرافیان دور و برم از افرادی که مبینمشون و خدا رو شکر میکنم بابت این بهتر شدنم بابت متفاوت بودنم
اینم لگم که شانسی در کار نیست
ما با باور و افکار و فرکانسمون تعیین میکنم اتفاقات خوب و بد رو برای خودمون
و هنوز جا داره باید زیاد روی خودم و باورها و افکار و فرکانس و کنترل ذهن و کنترل کانون توجه و شخصیتم کار کنم و تکرار و تکرار کنم تا بشینه تو مغزم تو قلبم تو گوشم و تو چشمانم عادت بشه جزئی از شخصیتم بشود
خدایا کمکم کن هدایتم کن منو در آغوشت بگیر
تو برام به تنهایی کافی هستی
در پناه خداوند بزرگ و قدرتمندم باشین سالم و ثروتمند
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیز
این خیلی درسته که با صحبت کردن از مسایل می توان آنها رو جذب کرد چون من خودم هر زمان که مسافرت میروم حتی مسافرت های خیلی کوتاه چیز های جالبی رو میبینم و چیزهایی میخرم که همه میگن چه طور تو اینهارو پیدا کردی که همه میگن همراه مریم بریم مسافرت اوچیزهایی میبینه که ما نمیبینیم و اون چیزهایی که من دیدم برای آنها هم هست تمام آنها فقط به سختی های مسافرت فکر میکنن که الان چی بخوریم الان هوا سرده یا گرمه بارون اومد یانه لباس ها کثیف شد یانه کجا بخوابیم ،من زمانی که مسافرت میرم به خدا میگم خودت هدایتم کردی پس همه چیز دست توست و برایم همه چیز عالیست فقط یک الگوی تکرار شونده داشتم که با بی توجهی به آن تمام شدبه لطف و بزرگی خداوند که بابتش هزاران هزار با شکرش میکنم ومن مسافرت در هر زمان دارم از زیبایی ها و فراوانی ها برای خودم میگم گاهی اوقات بلند به دوستای که همراهم هستن میگم اونها هم میگن تو چطور اینو پیدا کردی و زمانی هم برای بقیه تعریف میکنم میگن ما هم چند روز پیش توی این شهر بودیم چرا برای ما این هوای عالی نبودویا چرا اینقدر که تو میگی دریا تمیز نبود،من این رو دیدم این آدم ها همیشه از بدی ها ی مسافرت خود میگن وهر دفعه که مسافرت میرن براشون سخت تر میشه، اما من جز شادی وزیبایی چیزی نمیبینم وفقط زیبایی رو تعریف میکنم وحتی زمانی شده در یک مسافرت با هم بودیم اما شرایط برای من با بقیه متفاوت بوده از همه نظر واز همه جهت و من میگم چقدر این مسافرت عالی بود خدایا شکرت اونا میگن اینقدر هم عالی نبودو این صحبت های شما منو به یاد آورد که چرا همیشه من مسافرت هایی که میروم با بقیه فرق میکنه ممنون از شما استاد عزیز که به من یاد آوری کردین که همیشه به نکات مثبت توجه کنم ودرمورد آنها صحبت کنم حتی با خودم بازم ممنون
سلام خدمت استاد عزیزم
و دوستان هم فرکانسی عزیزم
روز شمار تحول 10
واقعا این فایل بینهایت نکات عالی داشت و چیزی که من ازش یاد گرفتم اینه که به خودم تعهد بدم که فقط درباره نکات مثبت حرف بزنم ببینمشون و تمرکزم فقط رو نکات مثبت باشه من همیشه وقتی با دوستانم بیرون میرفتم خیلی حرف میزدم به خصوص درباره نکات منفی ولی از الان به خودم عهد بستم که تمرکزم فقط رو نکات مثبت باشه به چشمانم یاد بدم که فقط زیباییها رو ببینه و زبانم فقط زیباییها رو بگه ذهنمم فقط به زبیاهایی فکر کنه از امروز به بعد تصمیم گرفتم خیلی جدی و روی خودم کار کنم اصلاً دلم نمیخواد برم بیرون میخوام تنها باشم و از تنهایی خودم لذت ببرم تشکر از استاد عزیزم بابت این آگاهیهای ناب
خدایا شکرت که تورا دارم
سلام
روزشمارتحول زندگی روز دهم
مهمه ک در مورد اتفاقات یا ناخواسته هایی ک پیش میاد صحبت نکنیم
چون صحبت درمورد هر مسئله ای باعث میشه از اون جنس اتفاقات رو بیشتر تجربه کنیم
خدایا کمکم کن بتونم توجهم رو روی نکات مثبت هرچیزی متمرکز کنم
خدای وهابم من به هرخیر ورحمتی از جانب تو محتاجم
خدای مهربانم برای همه نعمات و هدایتهایت سپاسگزارم