اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا نور آسمان ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانى است که در آن، چراغ پر فروغى است، و آن چراغ در میان آبگینه بلورینى است، که آن قندیل بلورین گویى ستارۀ تابانى است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونى پربرکت که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى شود، [و] روغن آن [از پاکى و صافى] نزدیک است روشنى بدهد گرچه آتشى به آن نرسیده باشد، نورى است بر فراز نورى؛ خدا هر کس را بخواهد به سوى نور خود هدایت مى کند، و خدا براى مردم مثل ها مى زند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست
*
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری خیر و برکت
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری فراوانی در همه جنبه ها
خداوندم سپاسگزارم برای نزدیک بودنت برای هدایتی که هر لحظه شامل حالم کرده ای و میکنی
قانون اینه به هر چیزی توجه کنی از اصل و اساس همون وارد تجربه زندگیت میشه و من چقدر سپاسگزارم برای این قانون ثابت و بر حقی که پروردگارم بر این جهان گذاشته قانونی که بهت نشون میده به شفاف ترین حالت ممکن که نتیجه این کارت اینه نتیجه این رفتار اینه یعنی تو چیزی غیر از فرکانس های خودت تجربه نمیکنی و هیچ عامل بیرونی کوچکترین تاثیری در زندگی تو نداره خوشبختی و سعادت از این بالاتر و بهتر مگه داریم این لطف پروردگار هست که ماخالق زندگیمونیم چقدر خوبه که اینو فهمیدم و درک کردم خدارو هزاران بار سپاسگزارم چرا که قبلا هر اتفاق ناخواسته ای که پیش میومد میگفتم این خواست خدا بوده این سرنوشته دیگه رو پیشونی نوشتن همش همش باور های نابودکننده ای هست که سالها وارد مغز ما شده وقتی میگن دخترا بدبختن سیاهسرن زیر دستن گناه دارن مردا ظلم میکنن خب من چه تجربه ای میخواستم وارد زندگیم کنم غیر اینا من کجام میخواسته رشد کنه تا وقتی اینقدر قوی این باورا تو تک تک سلول هام حک شده حتی الان که قانونو میدونم بازم ته مهای ذهنم این باورا هست چرا که هر روز و هر ثانیه اینا وارد ذهنم شده منم توقع ندارم یه شبه کمرنگ شه و از بین بره هرچند به قول استاد این باور ها کمرنگ میشن اما از بین نمیرن و من باید همیشه پیوسته و تکاملی این مسیر رو ادامه بدم و کانون توجهم رو آگاهانه به سمت زیبایی ها و خوبی ها ببرم تا تجربه زندگیمم از همون جنس بشه …
و این روزا به وضوح دارم نتیجه کنترل ذهن و توجه به زیبایی ها رو میبینم دارم تغییر مدارم رو حس میکنم آهسته آهسته ولی قابل لمس دارم اتفاقی که هر روز تجربه میکنم رو میبینم
دارم آسون شدنم برای آسانی ها رو میبینم
دارم روان شدن و روغن کاری شدن چرخ زندگیم رو میبینم
دارم نرم شدن دلها رو میبینم
دارم دستهای خداوند رو میبینم
خدایا صد هزاران شکر برای قانون ثابتت
هزاران با شکر برای
احساس خوب =اتفاقات خوب
*
یه اتقاق خیلی جالبی برام افتاد و غرق در حس خوب روزم رو شروع کردم و تا شب ادامه داشت از بس فرکانس خوب به جهان فرستادم جهان هم پشت هم بوم بوم منو رگبار کرد با اتفاقات خوب ..
اسنپ گرفتم تا برم باشگاه راننده اسنپ شخصی بسیار بسیار محترم و خوش برخورد بود نشستم تو ماشین و ایرپادمو گذاشتم گوشم تا جلسه 5 لیاقت رو گوش بدم یه دفعه یه زمزمه شنیدم اولش فکر کردم راننده آهنگ گذاشته توجه نکردم دیدم صدا بلند تر شد استپ زدم جلسه 5 رو توجه کردم دیدم راننده داره خودش میخونه و خدایا چه صدایی اصلا کف کردم خدایی با چنان کیفیت و تن ملیحی آهنگ میخوند که من هاج واج موندم (یاد حرف استاد افتادم که خیلی آدما ها هستن که تو مسیر استعداد و علاقشون حرکت نکردن وگرنه خیلی افراد باهوش تر از ایلان ماسک و زاکربرگ و … داریم چون میسر علاقشونو طی نکردن مطرح هم نشدن، و این آقای راننده چنان غرق بود و داشت برای خودش با عشق میخوند که چی بگم یعنی تو هوای خودش بود و منو اصلا انگار نمیدید، مطمئنم اگر تو حوزه موسیقی وارد میشد چنان آوازه ای میداد که خواننده های دیگه باید سکوت میکردن)
حالا جالب ترین بخشش برای من اینجا بود که داشت چه آهنگی میخوند الله و اکبر از بزرگی خداوند من اصلا طرفدار آهنگهای سنتی و اینجور آهنگها نیستم یعنی زیاد ارتباط نمیگیرم الا یک آهنگ و راننده دقیقا داشت همونو میخوند الله و اکبر و من فقط چشامو بسته بودم و گوش میکردم و فقط سپاسگزاری رب العالمین رو میکردم
خداوندم سپاس هزاران بار سپاسگزارم
*
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بیامان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا، حلقه را شکند، تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعلهفشان، تا به بام جهان بال و پر گیرد
خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعلهور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم، دیدگان تری، جان پرشرری، شعله آهی
بیا ساقی تا بهدست طلب، گیرم از کف تو، جام پی در پی
به داد دل، ای قرار دلم، نوبهار دلم، میرسی پس کی؟
چو آن ابر نوبهارم من، به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من؟
نه تنها از من قرار دل، میرباید این شور شیدایی
جهانی را دیدهام یکسر، غرق دریای ناشکیبایی
بیا در جان مشتاقان، گلافشان کن، گلافشان کن
به روی خود، شب ما را، چراغان کن، چراغان کن
چو آن ابر نو بهارم من، به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من؟
*خداوندم هزاران بار سپاسگزارم برای تواناتر شدنم در کنترل کانون توجهم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان از شما ممنونم بابت این فایل فوق العاده
روز شمار تحول زندگی روز دهم
چقدر خوبه که عادت کنیم راجب اتفاقات خوب زندگیمون با دیگران صحبت کنیم و نه راجب اتفاقات بدی که برامون افتاده و این جزئی از شخصیتمون بشه و این احتیاج و به تلاش و تعهد جدی داره ، چند سال پیش من همیشه پیش یک شخصی از رفتار بدی که دیگران باهام داشتن صحبت میکردم و درد دل میکردم اصطلاحا ، و همشه رفتار اون آدم ها با من همونجوری بود و تغییری نمیکرد ولی از وقتی که دیگه من با اون آدم راجب بدی هایی که بهم شده صحبت نکردم دیگه خیلی خیلی کم تر این رفتار رو میبینم از جانب اون افراد و چقدر مهم هست که ما راجب چه مسائلی صحبت میکنیم ، از امروز من تعهد میدم که تمام سعیم رو بکنم که با دیگران راجب مسائل خوب صحبت کنم ، راجب زیبایی ها و اتفاقات خوبی که می افته صحبت کنم ، اگر میخوام راجب افراد صحبت کنم فقط راجب نکات مثبت اون افراد صحبت کنم گاهی وقتا ممکن هست سخت باشه اما بالاخره هرکسی یک نکته مثبت رو داره و من میخوام آگاهانه به نکات مثبت توجه کنم ، خدایا شکرت که من رو به این فایل هدایت کردی ، خدایا شکرت برای یه صبح زیبای دیگه ، خدایا شکرت برای سلامتی که دارم ، خدایا شکرت که میرم سر کار ، خدایا شکرت که یه پدر و مادر مهربان و یه خانواده فوق العاده دارم ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که دادی ، خدایا شکرت برای همه آدم های خوبی که سر راهم قرار دادی ، خدایا شکرت که من رو با استاد عباسمنش آشنا کردی و من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی ، خدایا عاشقانه دوست دارم و بهت ایمان دارم و همه چیز رو به تو سپردم.
هر روز با ذوق میام فایل اون روز رو گوش میدم و دل تو دلم نیست ببینم موضوع اون روز چی هست
موضوع امروز دقیقا مشکل منو گفتن
کلا از بچگی و کلا خانوادگی این مدلی هستیم که از اتفاق های بد و هر چیز ناجالب زندگیمون به همه گفتیم و من خودم همینم اصلا چنان نگاه منفی به اتفاقات داشتم که الان بهش فکر میکنم میگم بابا تو دیگه …
یه خاطره و بهتره بگم یه تجربه بگم
من پارسال یه خواستگار داشتم که بعد کلی رفت و آمد همه چی به هم خورد و من 24ساعته داشتم این آقا رو واسه خانواده ،دوستان، آشنا ها تشریح میکردم به فجیح ترین حالت ممکن و اتفاقی که افتاد هر پسری بعد این آقا میومد یکی بدتر از اون بود و تازه فهمیدم وقتی نکات و ویژگی های منفی یه آدمو هی با خودت و خدا و دنیای بیرون در میون میزاری نتیجه اش چیزی جالب نخواهد بود
سعی میکنم از امروز روی ای قضیه کار کنم و توی دفترم بنویسم دارم چیکار میکنم
از صبح تا شب خودمو آنالیز کنم و هی تمرین کنم تا بشه بخشی از وجودم
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم از اوست
خدای بیهمتای من، ای خالق هستی، ای منبع تمام خوبیها، زیباییها و نعمتها، از تو سپاسگزارم. از اینکه همیشه و در همه حال با من هستی، از تو سپاسگزارم. از اینکه منبع بیکران عشق، آرامش، امید، هدایت، حمایت و فراوانی هستی، از تو سپاسگزارم. از اینکه نور الهیات همیشه در قلبم روشن است و من را در مسیر درست هدایت میکند، از تو سپاسگزارم. از اینکه از بینهایت طریق، با نشانهها، الهامات، فرصتها و انسانهای نیکو، مرا راهنمایی میکنی، از تو سپاسگزارم. از قدرت خلاقهای که در وجودم نهادهای و از طریق افکار، احساسات و باورهایم، زندگیام را خلق میکنم، از تو سپاسگزارم. از اینکه راه را به من نشان میدهی و با ایمان، “چگونگی”ها به زیبایی آشکار میشوند، از تو سپاسگزارم. از اینکه به من قدرت انتخاب آرامش، رهایی از نگرانیهای بیاهمیت، تمرکز بر لحظهی حال و زندگی با عشق و سپاسگزاری را دادهای، از تو سپاسگزارم.
خدایا، از تمام نعمتهایی که به من عطا کردهای، سپاسگزارم. از سلامتی، خانواده، دوستان، فرصتها، تواناییها، استعدادها و تمام موهبتهای زندگیام، سپاسگزارم. از تمام چالشها، سختیها و درسهایی که در مسیر زندگی آموختهام، سپاسگزارم. من میدانم که هر تجربهای، فرصتی برای رشد و تکامل من است.
خدایا، از اینکه در هر لحظه از زندگیام، حضور تو را حس میکنم، سپاسگزارم. از اینکه میدانم هرگز تنها نیستم و همیشه تحت حمایت و هدایت تو هستم، سپاسگزارم. از اینکه به من ایمان، امید و عشق میبخشی، سپاسگزارم.
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
خداروشکر میکنم از وقتی به این مسیر هدایت شدم آگاهانه سعی کردم در مورد اتفاقات ناجالبی که در زندگی ام رخ میدهد صحبتی نکنم چرا که یاد گرفتم طبق قانون به هرچه توجه کنم،در موردش صحبت کنم ،اتفاقاتی از همان جنس را به زندگی ام دعوت میکنم حتی گاهاً پیش آمده شخص ثالثی هم حضور داشته در آن اتفاق خاص وآن اتفاق را برای دیگران بازگو کرده که وقتی از خودم پرسیدند گفتم چیز خاصی نبوده، توکل بخدا انشاالله خیره ،وهمیشه سعی میکنم در برخورد به اتفاقات ناجالب با یادآوری باور الخیر فی ماوقع احساس خودم را خوب نگه دارم قبل از اون هم خیلی کم پیش آمده در مورد مشکلات زندگی ام با کسی صحبت کنم که بخوام دیگران برام دلسوزی کنند ولی گاهی وقتها ناآگاهانه در گفتگوهای جمعی که حول مشکلات زندگی مشترک بود شرکت میکردم یه نظری میدادم وکه با درک قانون متوجه شدم حتی اینکار هم توجه کردن به ناخواسته هست ،واگر گاهی وقتها خاطراتی از گذشته در ذهنم زنده میشه سعی میکنم بدون هیچ احساسی اجازه بدم اون لحظات بگذره ویا به خوبیهای اون اتفاقات ونکات مثبتش توجه میکنم ودر آخر هم به خودم میگم این اتفاقات مربوط به گذشته هست وتمام شده به فکر حالم باشم که آینده ام را میسازد
امروز به خودم تعهد میدهم که بیشتر از قبل زیبایی های اطرافم را تحسین کنم ودر مورد اتفاقات دلخواهم صحبت کنم واز صحبت کردن در مورد اتفاقاتناخواسته اجتناب کنم
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم وسپاسگزارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
تا جهانِ درونم به این زیبایی از آرامش و احساس عالی لبریز شود و من امروز با این درک و آگاهی،
تمام اتفاقات زندگیم را فقط و فقط خیر بدانم
و شاهد عشق و معجزات توباشم که سراسر زندگیم را فرا گرفته است ….
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در ادامه باعشق این مسیر نورانی به واسطه هدایت های زیبای خداوند
خداروبی نهایت شاکرو سپاسگزارم بابت این مسیر بهشتی که باید قدرو ارزش آن را بدانم که چطور
توانستم قدم به قدم با استاد پیش بروم و امروز
این حد از تغییرات درونی ام را شاهد باشم و
تاثیرات شگفت انگیزش را در زندگیم ببینم .
ای جانم دیدن روی ماه استاد و میکائیل عزیزکه خواب بود و این نشانه زیبای امروز من که با عشق
پای صحبت های ناب استاد بنشینم و درس ها را بیاموزم و آگاهانه تر عمل کنم و همیشه ذهنم را
بازو پاک نگه دارم با شنیدن هرروز این مطالب ارزشمند و گرانبها و عمل کردنِ به آنها
و خداروشکر آنقدر مثبت اندیش شده ام که تمام وجودم را اینمطالب
ارزشمند فرا گرفته و فقط هر لحظه زندگی رو زندگی می کنم و لذّت می برم چون تنها توکلم به
خداوند است و با ایمانی که امروز در وجودم به
درخت تنومندی تبدیل شده است فقط شکرگزاری
در لحظه رو دارم تمرین و تکرار می کنم و همه چیز رو به خداوند سپرده ام و خیالم راحتِ راحت است .
آنقدر زندگیم زیبا و توحیدی شده که هیچ دردودلی ندارم که خداروشکر دلم خوش است و شادو شکرگزار و هرلحظه آماده دریافت هدایت های خداوند هستم .
همین که خداوند فرسنگ ها دورم کرد
از انسان هایی که باید
و مرا در مدارو فرکانسی هدایت نمود تا تنها و تنها از خودش یاری بخواهم،
چقدر از همه لحاظ زندگیم زیباتر شد چون تمام
تمرکزم روی بهبودیم معطوف شد و رعایت قوانین
زیبای خداوند و اینکه کانون توجه ام برود سمت چیزهای خوشگل و زیبای اطرافم و شکرگزارشان باشم
که خداوند سخاوتمندانه برایم به ارمغان گذاشته است و در اینمسیر همین طور که قدم برمی دارم مسیرم را هرروزگلباران تر می کند و من فقط عطر خوش حضورش را در لحظه های زیبای زندگیم احساس می کنم چون همیشه وجودم لبریز از آرامش است و احساس عالی ،قلبم آرام است و ذهنم باز وپاک و هیچ فکری جز
رشدوپیشرفتم در مسیر درست و آگاهانه در ذهنم و قلبم نیست آن هم با لحظه به جلو حرکت می کنم،
سعی می کنم شخصیتی خداپسندانه داشته باشم
کافیست هر لحظه آرام باشم و با قلبی مطمئن و
با ایمانی قوی پیش بروم ،بقیه اینمسیر زیبا
خداوند در
زمانمناسب به صلاح دید خودش فراتر از تصورات من کن فیکون می کند ….
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خداروشکر ده روز هست که در مسیر دریافت تین آگاهی ها هستم
سپاسگزارم از خداوند که من رو هدایت و حمایت میکنه
سپاسگزارم از استاد فوق العاده که با سخاوت این آگاهی هارو با ما به اشتراک میزاره
سپاسگزارم از مریم عزیزم که این سفر فوق العاده رو شروع کرده ،اینقدر زیبا برای ما با قلم نابشون برای ما مینویسند وکمک میکنن به درک این آگاهی ها.
چه طبیعت زیبایی و چه موسیقی قشنگی خیلی حس قشنگی داره دیدن زیبایی ها سپاسگزارم که مارو شریک این احساس زیبا و خالص میکنین.
واقعامن همچین آدمی بودم حتی اتفاقات نوزادی مو و فکر میکردم خیلی باحاله اما دیگه در بعضی جهات به جایی رسید که باعث آزار من میشد.
دوست ندارم وارد جزییات بشم ،همیشه احساس قربانی شدن،ترس،رابطم با خانوادم هر بار بد تر میشد،حساس بودم روی همه چیز،مثلا کسی چیزی میگفت من از تمام جنبه ها تو ذهنم تحلیل میشدو…
الان که دارم خودم بهتر میشناسم،شخصیتم بهبود میبخشم و ایمانم قویی میکنم
هر بار میتونم دنیا رو زیباتر ببینم
به جایی رسیدم که دیگه مرورگر نمیکنم اتفاقات رو،اگه گاهی توی ذهنم بیاد حسم رو بد نمیکنم آگاهانه فکر میکنم به جای مثبتش ،چیزهایی که یاد گرفتم ،به این که اون تجربه ها باعث شده الان اینجا باشم و یه سری خواسته درمن شکل بگیره و بهشون برسم، جایی که الان هستم هم اگه چیزی دلخواهم نباشه درموردش فکرنمیکنم و حرف نمیزنم و میرم به سمتی که من دور کنه از اون افکار و در فرکانس بهتر قرار بده.
اتفاقا اون تجربه ها باعث شده من ایمانم به قانون بیشتر بشه و خط قرمز باشه برام فرستادن فرکانس منفی و بدونم زندگیم چطور خلق میشه و این قانون چقدر دقیق .
بدونم هرچیز که تجربه میکنم پاسخ جهان به افکاری هست که خودم فرستادم.
هیچ ظلمی وجود نداره و اگه ظلمی هست تنها ظالم زندگی خودم خودمم.
هیچ کس در زندگی من قدرتی نداره.
خداروشکر هر لحظه به افکارم آگاه تر میشم و قدرتم بیشتر میشه.
من تعهد میدم که بیشتر روی زیبایی ها تمرکز کنم،سپاسگزارتر باشم و درمورد ناخواسته ها و چیزهایی که حسم بد میکنه آگاهانه حتی با خدای خودم و خودم هم صحبت نکنم.
واقعا الان زندگیم خیلی زیبا تر شده با خودم و آدم ها در صلحم منی که همیشه تو جنگ بیپایان بودم،الان حالم خوبه ،ویژگی ها مثبت ادم هارو میبینم و تو دلم سپاسگزاری میکنم با بهشون میگم و وجود خودم لبریز از حس خوب میشه ،همیشه روی مثبتشون بهم نشون میدن و سعی میکنن من رو خوشحال کنن.
رابطم با عشقم هر روز خالص تر میشه.
نعمت های زندگیم بیشتر میشه.
هدایت الهی بیشتر احساس میکنم.
لبخند به لب دارم.
درمورد زیبایی ها و نعمت ها با خودم صحبت میکنم.
عاشق خودم هستم.
سلامتی و انرژی بیشتری دارم.
هدف هام واضح تر شدن.
دیگه عجله ندارم و تکاملم آروم طی میکنم.
زمان آزاد زیادی دارم تا روی خودم و اهدافم کار کنم .
راحت تو دل ترس هام میرم.
اینقدر نتایج زیاد هست که نمیشه شمرد.
بینهایت از خدای خودم،خود عزیزم،استاد مهربانم،مریم دوست داشتنی،دوستانی که کامنت میزارن سپاسگزارم.
خداوندا مرا هدایت کن به مسیر های درست ،مسیر ابراهیم و پیروانش.
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمار تحول زندگی من جلسه 10
یک سری فایل ها هست مثل این فایل که وقتی گوش میدم سریعا رجوع میکنم به گذشته خودم و خاطراتی که داشتم رو مرور میکنم و در بیشتر اوقات سعی میکنم همون موقع بیام کامنت بزارم.
تجربه ای که من در گذشته داشتم در رابطه با این موضوع بر میگرده به زمان خدمت سربازیم
اون زمان به دلایلی رابطه خانوادگی ما من و پدرم و برادرم به کلی خراب بود و من توی یک اتاق جدا برایوخودم زندگی میکردم و پدر و برادرم هم یک جای جداگانه
رابطه پدر و برادرم به شدت خراب بود که هر روز و هر شب بعضی وقتا روزی 3 الی 4 بار دعوای شدید میکردن
من هر روز وقتی میرسیدم پادگان برای اینکه بتونم مرخصی بگیرم و بیام بیرون میرفتماین دعوا هارو با آب و تاب زیادی به فرماندمون میگفتم و میگم کهمن مشکل دارم من اینجوریم اونجوریم تا دلش بسوزه و برگ مرخصیمن رو امضا کنه
طی مدتیکه این کار رو انجام میدادم دعوا ها هر روز بیشتر و شدیدتر میشد و من فردا دوباره میرفتم و راجب بهش با فرمانده حرف میزدم بیرون پیش دوستام راجب بهشونحرف میزدم
و این کارمن باعث میشد که نه تنها وضع بهتر نشه بلکه به جایی رسید که کلا ما از هم جدا شدیم.
این خاطره من الان مثل یک کتاب درسی جلویمن هست که بدونم اگر میخوام اتفاقات بد رو جذب نکنم راجب هیچ اتفاق بدی هرچقدرهم کوچیک با هیچکس حتی خدای خودم هم حرف نزنم
و از وقتی که قانون رو درک کردم و سعی کردم که تمرکزمرو بزارمروی نکات مثبت زندگیم روی زیبایی ها روی فراوانی ها به لطف خدای مهربان اتفاق بدی توی زندگیم رخ نداده و هر روز اتفاقات خوب بیشتری توی زندگیم رخ میده و من سعی میکنم هر روز بابتشون شکرگزار باشم و راجب بهشونصحبت کنم.
چقدر خوشحالم از اینکه این سفرنامه رو شروع کردم چقدر حالم خوبه
هر روز اتفاقات بهتری داره توی زندگیم رقممیخوره
روابطم با عشقم با دوستام بهتر و بهتر میشه
انسان بهتری وارد زندگیممیشن
از جاهای مختلف درآمد کسب میکنم و پول میاد توی زندگیم
از روزی که وارد سایت شدم پر از شور و شوق هستم و عملگراتر از همیشه تلاش می کنم تا بهتر از دیروز خودم باشم و بعد از دیدن این فایل نکته ای رو متوجه شدم که خیلی برام جالب بود و اون اینه که من با اینکه آدم مثبت اندیش هستم و خیلی سعی میکنم روحیه خوبی داشته باشم اما در ارتباط با مسائل جسمانی خیلی نگران هستم و کوچک ترین درد جسمانی که دارم خیلی سریع در موردش حرف می زنم و این اصلا خوب نیستَ
دیروز یک ازمون عملی از توحید رو پشت سر گذاشتم خیلی خیلی به خودم افتخار کردم.میخوام اینجا تعریفش کنم و ربطش رو به این فایل که نشانه امروز ساعت 6 و نیم یک صبح زیبا و با طراوت روایت کنم:
من الان چندین وقته که دائما با خودم هماهنگم به خواسته هام توجه میکنم و فکر و عملم یکی شده به لطف الله مهربان و از ناخواسته ها فقط اعراض میکنم هر چند که انصافا انقدر این کار رو کردم نا خواسته ها در همه موارد چه در روابط چه سلامتی چه یک فکر ناخواسته در حد صفر رسیده خدایا یاشکرت میخوام هر روز بیشتر توحیدی بشم!
خب من در گذشته بسیار زیاد ناراحتی و جر و بحث برام پیش میومد و موجب دلخوری من از ادمایی که دوستشون داشتم میشد چون دایما دنبال این بودم که چی کسی با من چه رفتار نادرستی کرده ؟ اغلب در احساس قربانی بودن ، که من خوبی کردم و در عوض به من ظلم شده و .. می دونید این جنس افکار مسلما با خودش چه شاخ و برگ هایی داره و هی گسترش پیدا میکنه..
اما الان که من آگاهانه زندگیم و لحظاتم رو خلق میکنم
اگاهانه لذت می برم
اگاهانه احساسی که دوست دارم تجربه کنم رو برای خودم ایجاد میکنم و دنبالش رو میگیرم ، جهانم با من کاملا مثل همیشه هماهنگه و طوری پیش میره که من هماهنگ بودن بیشتری رو تجربه کنم نکاث مثبت فقط از ادما ببینم و اغلب سپاسگزار و خوشحال باشم(:
ولی باز و باز هم ، میگم من اصلا نباید چیز ناحالب ببینم و بشنوم که بخواد به مرحله اعراض برسه
پس اگر هست یعنی جدی تر باید روی ورودی هام و باورهای قدرتمندم کار کنم که اینم نشانه ای از الله مهربان بود
خدایا اسانم کن برای ساده زیستن اسانم کن برای خوشحال بودن و خالص بودن و رها بودن
دیروز موقع ناهار مادرم درمورد دختر عموم تیکه هایی مینداخت ولی من میگفتم عوض فلان ویژگی مثبت رو داره و .. اون هی دوست داشت راجب حس ناجالبش صحبت کنه و اخر گفت که با عموت راجب دخترعموت تلفنی بحثم شده و فلان ..
چون میدونع من دوست دارم فقط اخبار خوب بشنوم و به خانوادم قبلا اینو گفتم ، سعی کرد انصافا خودشو جمع و جور کنه زود گفت هیچی بابا اصلا نمیخواستم بگم … بعد من دیدم برادرم هم اینو میدونه ، بعد دیدم اونم مانع مادرم شد و نزاشت که تعریف کنه و گفت نه هیچی !
حالا اینجا واکنش من : من اگه مبینای پارسال بودم زود میگفتم چی شده ؟ سر چی ؟ چراا؟ چون خیلی روی اون عموم هم قبلا حساس بودم و دوستش داشتم کوچکترین موضوع رو هم در موردش پیگیری میکردم و ازش دفاع میکردم
ولی من دیروز حتی یک کلمه ، حتی کلمه بعدش رو هم نیومدم که بپرسم چرا و سرچی و چی بینتون رد و بدل شده؟
یک دوساعتی بعد از اون گاهی ذهنم هی میخواست کنجکاوی کنه که برو بپرس ببین موضوع چیه ؟؟! چون اصلا این خیلی عجیب بود و تاحالا رخ نداده بود.
ولی افسار ذهن عزیزمو گرفتم و گفتم ببین من به خوراکی که به فرکانسم میدم حساسم چون روی احساسم و اتفاقات زندگیم خیلی سریع خودش رو نشون میده و من چیز های زیبا میخوام تجربه کنم و اینطوری عاشق خودم و هماهنگیم هستم ، پس اومدم داخل سایت و سفر به دورامریکا قسمت 1000 رو دیدم ، کامنت های فوق العاده بخصوص کامنت اقا ابراهیم عزیز رو خوندم تحسین کردم این همه دوستان فوق العادم رو که همه غرق نور و عشق هستن تحسین کردم ثروت رو موفقیت رو و تغییراتشون رو ، احساسم رو رفرش کردم و با حال عالی تری به روزم برگشتم الهی صد هزار مرتبه شکر.
به خودم تبریک میگم این تعهد و توانامندی برای اعراض از ناخواسته هارو
چون من قضاوت گر نیستم
هر اتفاقی افتاده به خودشون و کسانی که توی اون فرکانس هستن مربوطه و اگر من خبر ندارم یعنی نباید داشته باشم ، یعنی من در مدار زیبایی ها هستم در مدار اگاهی و توحید!
من کلی نکته مثبت در ادما میبینم که اگاهانه توجه ام رو بردم روشون و نمیخوام جز خبر خوب راجبشون بشنوم نمیخوام فقط یک طرف قضیه رو ببینم ، ماجرا رو از زبان یک طرف بشنوم و بدون اینکه زاویه دید ادم هایی که حضور ندارند رو بشنوم به اشتباه قضاوتشون کنم و ..
من همواره در حال تقویت مومنت مثبتم و فقط وجه جذاب و باحال و سخاوتمند و خوش انرژی ادم هارو بر انگیخته میکنم.
الهیییی صد هزااار مرتبههه شکرر
خدایا قوانین بسبار ساده و دوستداشتنیه مممنووونم
همه خواسته هام به راحتی اب خوردن با قانون خلق میشه
نه رقابت و مسابقه ای وجود داره و نه تقلایی
همه چیز از قبل هست
فقط تو باید با سرعتت رو تنظیم کنی و انتخاب کنی که در کدوم مدار باشی ، در هر مداری چیز هایی هست که به راحتی باهاشون برخورد میکنی و این کانلا بدیهی اتفاق میوفته.
الهی شکر برلی این محفل توحیدی و دوستداشتنی
الهی شکر برای پیاده روی 5 صبحیم که بی نظیر بود ، اینم بگم اولین بار امروز از باغبان شهرمون که داشت چمن هارو اب میداد درخواست کردم که من شلنگ رو دست بگیرم و ابیاری کنم ، اونم با مهربانی قبول کرد ، اب یاری چمن ها و درخت ها لذت بخش بود ، صحبت با اون اقای مهربان لذت بخش بود ، عطر چمن و تازگی و طراوت صبح بسیار لذت بخش بود ، بیشتر مسیر رو دویدم و پاهام حسابی گرم شده بود ، بدون اینکه احساس تنگی نفس کنم پر انرژی و باحالل خدایا شکرت زندگیم از هر نظر که بشه نگاه کرد ،
زیبا
هماهنگ
فوق العاده
سرشار از ثروت
سلامتی
عشق
احترام
اخبار عالی
غذایی های عالی
لباس های عالی
خانه و ماشین عالی
دانشگاه عالی
دوستان عالی
و لحظات عالی هست
که تمامش حاصل درک و خودشناسی و اگاهانه زیستنه و اعتبارش تمام به رب منه
فرمان زندگیم دست خداست و تو رلز رویس خدا نشستم و لذت میبرم و خداوند من رو به بهترین جاها میبره
جاانم ، الهی شکر برای توفیقی دیگه،
سپاس برای این نشانه امروز پیشرفته تر از دیروز هستم خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربانم.
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی.
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای…
سوره نور
ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ کَمِشْکَوٰهࣲ فِیهَا مِصْبَاحٌۖ ٱلْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍۖ ٱلزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبࣱ دُرِّیࣱّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهࣲ مُّبَٰرَکَهࣲ زَیْتُونَهࣲ لَّا شَرْقِیَّهࣲ وَلَا غَرْبِیَّهࣲ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیٓءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارࣱۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورࣲۚ یَهْدِی ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن یَشَآءُۚ وَیَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمࣱ(٣۵)
خدا نور آسمان ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانى است که در آن، چراغ پر فروغى است، و آن چراغ در میان آبگینه بلورینى است، که آن قندیل بلورین گویى ستارۀ تابانى است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونى پربرکت که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى شود، [و] روغن آن [از پاکى و صافى] نزدیک است روشنى بدهد گرچه آتشى به آن نرسیده باشد، نورى است بر فراز نورى؛ خدا هر کس را بخواهد به سوى نور خود هدایت مى کند، و خدا براى مردم مثل ها مى زند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست
*
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری خیر و برکت
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری فراوانی در همه جنبه ها
خداوندم سپاسگزارم برای نزدیک بودنت برای هدایتی که هر لحظه شامل حالم کرده ای و میکنی
قانون اینه به هر چیزی توجه کنی از اصل و اساس همون وارد تجربه زندگیت میشه و من چقدر سپاسگزارم برای این قانون ثابت و بر حقی که پروردگارم بر این جهان گذاشته قانونی که بهت نشون میده به شفاف ترین حالت ممکن که نتیجه این کارت اینه نتیجه این رفتار اینه یعنی تو چیزی غیر از فرکانس های خودت تجربه نمیکنی و هیچ عامل بیرونی کوچکترین تاثیری در زندگی تو نداره خوشبختی و سعادت از این بالاتر و بهتر مگه داریم این لطف پروردگار هست که ماخالق زندگیمونیم چقدر خوبه که اینو فهمیدم و درک کردم خدارو هزاران بار سپاسگزارم چرا که قبلا هر اتفاق ناخواسته ای که پیش میومد میگفتم این خواست خدا بوده این سرنوشته دیگه رو پیشونی نوشتن همش همش باور های نابودکننده ای هست که سالها وارد مغز ما شده وقتی میگن دخترا بدبختن سیاهسرن زیر دستن گناه دارن مردا ظلم میکنن خب من چه تجربه ای میخواستم وارد زندگیم کنم غیر اینا من کجام میخواسته رشد کنه تا وقتی اینقدر قوی این باورا تو تک تک سلول هام حک شده حتی الان که قانونو میدونم بازم ته مهای ذهنم این باورا هست چرا که هر روز و هر ثانیه اینا وارد ذهنم شده منم توقع ندارم یه شبه کمرنگ شه و از بین بره هرچند به قول استاد این باور ها کمرنگ میشن اما از بین نمیرن و من باید همیشه پیوسته و تکاملی این مسیر رو ادامه بدم و کانون توجهم رو آگاهانه به سمت زیبایی ها و خوبی ها ببرم تا تجربه زندگیمم از همون جنس بشه …
و این روزا به وضوح دارم نتیجه کنترل ذهن و توجه به زیبایی ها رو میبینم دارم تغییر مدارم رو حس میکنم آهسته آهسته ولی قابل لمس دارم اتفاقی که هر روز تجربه میکنم رو میبینم
دارم آسون شدنم برای آسانی ها رو میبینم
دارم روان شدن و روغن کاری شدن چرخ زندگیم رو میبینم
دارم نرم شدن دلها رو میبینم
دارم دستهای خداوند رو میبینم
خدایا صد هزاران شکر برای قانون ثابتت
هزاران با شکر برای
احساس خوب =اتفاقات خوب
*
یه اتقاق خیلی جالبی برام افتاد و غرق در حس خوب روزم رو شروع کردم و تا شب ادامه داشت از بس فرکانس خوب به جهان فرستادم جهان هم پشت هم بوم بوم منو رگبار کرد با اتفاقات خوب ..
اسنپ گرفتم تا برم باشگاه راننده اسنپ شخصی بسیار بسیار محترم و خوش برخورد بود نشستم تو ماشین و ایرپادمو گذاشتم گوشم تا جلسه 5 لیاقت رو گوش بدم یه دفعه یه زمزمه شنیدم اولش فکر کردم راننده آهنگ گذاشته توجه نکردم دیدم صدا بلند تر شد استپ زدم جلسه 5 رو توجه کردم دیدم راننده داره خودش میخونه و خدایا چه صدایی اصلا کف کردم خدایی با چنان کیفیت و تن ملیحی آهنگ میخوند که من هاج واج موندم (یاد حرف استاد افتادم که خیلی آدما ها هستن که تو مسیر استعداد و علاقشون حرکت نکردن وگرنه خیلی افراد باهوش تر از ایلان ماسک و زاکربرگ و … داریم چون میسر علاقشونو طی نکردن مطرح هم نشدن، و این آقای راننده چنان غرق بود و داشت برای خودش با عشق میخوند که چی بگم یعنی تو هوای خودش بود و منو اصلا انگار نمیدید، مطمئنم اگر تو حوزه موسیقی وارد میشد چنان آوازه ای میداد که خواننده های دیگه باید سکوت میکردن)
حالا جالب ترین بخشش برای من اینجا بود که داشت چه آهنگی میخوند الله و اکبر از بزرگی خداوند من اصلا طرفدار آهنگهای سنتی و اینجور آهنگها نیستم یعنی زیاد ارتباط نمیگیرم الا یک آهنگ و راننده دقیقا داشت همونو میخوند الله و اکبر و من فقط چشامو بسته بودم و گوش میکردم و فقط سپاسگزاری رب العالمین رو میکردم
خداوندم سپاس هزاران بار سپاسگزارم
*
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بیامان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا، حلقه را شکند، تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعلهفشان، تا به بام جهان بال و پر گیرد
خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعلهور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم، دیدگان تری، جان پرشرری، شعله آهی
بیا ساقی تا بهدست طلب، گیرم از کف تو، جام پی در پی
به داد دل، ای قرار دلم، نوبهار دلم، میرسی پس کی؟
چو آن ابر نوبهارم من، به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من؟
نه تنها از من قرار دل، میرباید این شور شیدایی
جهانی را دیدهام یکسر، غرق دریای ناشکیبایی
بیا در جان مشتاقان، گلافشان کن، گلافشان کن
به روی خود، شب ما را، چراغان کن، چراغان کن
چو آن ابر نو بهارم من، به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من؟
*خداوندم هزاران بار سپاسگزارم برای تواناتر شدنم در کنترل کانون توجهم
خداوندم من محتاجم به هر خیری از درگاه رحمتت.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان از شما ممنونم بابت این فایل فوق العاده
روز شمار تحول زندگی روز دهم
چقدر خوبه که عادت کنیم راجب اتفاقات خوب زندگیمون با دیگران صحبت کنیم و نه راجب اتفاقات بدی که برامون افتاده و این جزئی از شخصیتمون بشه و این احتیاج و به تلاش و تعهد جدی داره ، چند سال پیش من همیشه پیش یک شخصی از رفتار بدی که دیگران باهام داشتن صحبت میکردم و درد دل میکردم اصطلاحا ، و همشه رفتار اون آدم ها با من همونجوری بود و تغییری نمیکرد ولی از وقتی که دیگه من با اون آدم راجب بدی هایی که بهم شده صحبت نکردم دیگه خیلی خیلی کم تر این رفتار رو میبینم از جانب اون افراد و چقدر مهم هست که ما راجب چه مسائلی صحبت میکنیم ، از امروز من تعهد میدم که تمام سعیم رو بکنم که با دیگران راجب مسائل خوب صحبت کنم ، راجب زیبایی ها و اتفاقات خوبی که می افته صحبت کنم ، اگر میخوام راجب افراد صحبت کنم فقط راجب نکات مثبت اون افراد صحبت کنم گاهی وقتا ممکن هست سخت باشه اما بالاخره هرکسی یک نکته مثبت رو داره و من میخوام آگاهانه به نکات مثبت توجه کنم ، خدایا شکرت که من رو به این فایل هدایت کردی ، خدایا شکرت برای یه صبح زیبای دیگه ، خدایا شکرت برای سلامتی که دارم ، خدایا شکرت که میرم سر کار ، خدایا شکرت که یه پدر و مادر مهربان و یه خانواده فوق العاده دارم ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که دادی ، خدایا شکرت برای همه آدم های خوبی که سر راهم قرار دادی ، خدایا شکرت که من رو با استاد عباسمنش آشنا کردی و من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی ، خدایا عاشقانه دوست دارم و بهت ایمان دارم و همه چیز رو به تو سپردم.
خدایا شکرت.
به نام خدا
19مرداد 1404
دهمین روز از روزشمار تحول من
هر روز با ذوق میام فایل اون روز رو گوش میدم و دل تو دلم نیست ببینم موضوع اون روز چی هست
موضوع امروز دقیقا مشکل منو گفتن
کلا از بچگی و کلا خانوادگی این مدلی هستیم که از اتفاق های بد و هر چیز ناجالب زندگیمون به همه گفتیم و من خودم همینم اصلا چنان نگاه منفی به اتفاقات داشتم که الان بهش فکر میکنم میگم بابا تو دیگه …
یه خاطره و بهتره بگم یه تجربه بگم
من پارسال یه خواستگار داشتم که بعد کلی رفت و آمد همه چی به هم خورد و من 24ساعته داشتم این آقا رو واسه خانواده ،دوستان، آشنا ها تشریح میکردم به فجیح ترین حالت ممکن و اتفاقی که افتاد هر پسری بعد این آقا میومد یکی بدتر از اون بود و تازه فهمیدم وقتی نکات و ویژگی های منفی یه آدمو هی با خودت و خدا و دنیای بیرون در میون میزاری نتیجه اش چیزی جالب نخواهد بود
سعی میکنم از امروز روی ای قضیه کار کنم و توی دفترم بنویسم دارم چیکار میکنم
از صبح تا شب خودمو آنالیز کنم و هی تمرین کنم تا بشه بخشی از وجودم
ممنون استاد
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم از اوست
خدای بیهمتای من، ای خالق هستی، ای منبع تمام خوبیها، زیباییها و نعمتها، از تو سپاسگزارم. از اینکه همیشه و در همه حال با من هستی، از تو سپاسگزارم. از اینکه منبع بیکران عشق، آرامش، امید، هدایت، حمایت و فراوانی هستی، از تو سپاسگزارم. از اینکه نور الهیات همیشه در قلبم روشن است و من را در مسیر درست هدایت میکند، از تو سپاسگزارم. از اینکه از بینهایت طریق، با نشانهها، الهامات، فرصتها و انسانهای نیکو، مرا راهنمایی میکنی، از تو سپاسگزارم. از قدرت خلاقهای که در وجودم نهادهای و از طریق افکار، احساسات و باورهایم، زندگیام را خلق میکنم، از تو سپاسگزارم. از اینکه راه را به من نشان میدهی و با ایمان، “چگونگی”ها به زیبایی آشکار میشوند، از تو سپاسگزارم. از اینکه به من قدرت انتخاب آرامش، رهایی از نگرانیهای بیاهمیت، تمرکز بر لحظهی حال و زندگی با عشق و سپاسگزاری را دادهای، از تو سپاسگزارم.
خدایا، از تمام نعمتهایی که به من عطا کردهای، سپاسگزارم. از سلامتی، خانواده، دوستان، فرصتها، تواناییها، استعدادها و تمام موهبتهای زندگیام، سپاسگزارم. از تمام چالشها، سختیها و درسهایی که در مسیر زندگی آموختهام، سپاسگزارم. من میدانم که هر تجربهای، فرصتی برای رشد و تکامل من است.
خدایا، از اینکه در هر لحظه از زندگیام، حضور تو را حس میکنم، سپاسگزارم. از اینکه میدانم هرگز تنها نیستم و همیشه تحت حمایت و هدایت تو هستم، سپاسگزارم. از اینکه به من ایمان، امید و عشق میبخشی، سپاسگزارم.
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
خداروشکر میکنم از وقتی به این مسیر هدایت شدم آگاهانه سعی کردم در مورد اتفاقات ناجالبی که در زندگی ام رخ میدهد صحبتی نکنم چرا که یاد گرفتم طبق قانون به هرچه توجه کنم،در موردش صحبت کنم ،اتفاقاتی از همان جنس را به زندگی ام دعوت میکنم حتی گاهاً پیش آمده شخص ثالثی هم حضور داشته در آن اتفاق خاص وآن اتفاق را برای دیگران بازگو کرده که وقتی از خودم پرسیدند گفتم چیز خاصی نبوده، توکل بخدا انشاالله خیره ،وهمیشه سعی میکنم در برخورد به اتفاقات ناجالب با یادآوری باور الخیر فی ماوقع احساس خودم را خوب نگه دارم قبل از اون هم خیلی کم پیش آمده در مورد مشکلات زندگی ام با کسی صحبت کنم که بخوام دیگران برام دلسوزی کنند ولی گاهی وقتها ناآگاهانه در گفتگوهای جمعی که حول مشکلات زندگی مشترک بود شرکت میکردم یه نظری میدادم وکه با درک قانون متوجه شدم حتی اینکار هم توجه کردن به ناخواسته هست ،واگر گاهی وقتها خاطراتی از گذشته در ذهنم زنده میشه سعی میکنم بدون هیچ احساسی اجازه بدم اون لحظات بگذره ویا به خوبیهای اون اتفاقات ونکات مثبتش توجه میکنم ودر آخر هم به خودم میگم این اتفاقات مربوط به گذشته هست وتمام شده به فکر حالم باشم که آینده ام را میسازد
امروز به خودم تعهد میدهم که بیشتر از قبل زیبایی های اطرافم را تحسین کنم ودر مورد اتفاقات دلخواهم صحبت کنم واز صحبت کردن در مورد اتفاقاتناخواسته اجتناب کنم
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم وسپاسگزارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
خدای مهربانم هر لحظه با تو بودن کافیست
تا جهانِ درونم به این زیبایی از آرامش و احساس عالی لبریز شود و من امروز با این درک و آگاهی،
تمام اتفاقات زندگیم را فقط و فقط خیر بدانم
و شاهد عشق و معجزات توباشم که سراسر زندگیم را فرا گرفته است ….
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در ادامه باعشق این مسیر نورانی به واسطه هدایت های زیبای خداوند
خداروبی نهایت شاکرو سپاسگزارم بابت این مسیر بهشتی که باید قدرو ارزش آن را بدانم که چطور
توانستم قدم به قدم با استاد پیش بروم و امروز
این حد از تغییرات درونی ام را شاهد باشم و
تاثیرات شگفت انگیزش را در زندگیم ببینم .
ای جانم دیدن روی ماه استاد و میکائیل عزیزکه خواب بود و این نشانه زیبای امروز من که با عشق
پای صحبت های ناب استاد بنشینم و درس ها را بیاموزم و آگاهانه تر عمل کنم و همیشه ذهنم را
بازو پاک نگه دارم با شنیدن هرروز این مطالب ارزشمند و گرانبها و عمل کردنِ به آنها
و خداروشکر آنقدر مثبت اندیش شده ام که تمام وجودم را اینمطالب
ارزشمند فرا گرفته و فقط هر لحظه زندگی رو زندگی می کنم و لذّت می برم چون تنها توکلم به
خداوند است و با ایمانی که امروز در وجودم به
درخت تنومندی تبدیل شده است فقط شکرگزاری
در لحظه رو دارم تمرین و تکرار می کنم و همه چیز رو به خداوند سپرده ام و خیالم راحتِ راحت است .
آنقدر زندگیم زیبا و توحیدی شده که هیچ دردودلی ندارم که خداروشکر دلم خوش است و شادو شکرگزار و هرلحظه آماده دریافت هدایت های خداوند هستم .
همین که خداوند فرسنگ ها دورم کرد
از انسان هایی که باید
و مرا در مدارو فرکانسی هدایت نمود تا تنها و تنها از خودش یاری بخواهم،
چقدر از همه لحاظ زندگیم زیباتر شد چون تمام
تمرکزم روی بهبودیم معطوف شد و رعایت قوانین
زیبای خداوند و اینکه کانون توجه ام برود سمت چیزهای خوشگل و زیبای اطرافم و شکرگزارشان باشم
که خداوند سخاوتمندانه برایم به ارمغان گذاشته است و در اینمسیر همین طور که قدم برمی دارم مسیرم را هرروزگلباران تر می کند و من فقط عطر خوش حضورش را در لحظه های زیبای زندگیم احساس می کنم چون همیشه وجودم لبریز از آرامش است و احساس عالی ،قلبم آرام است و ذهنم باز وپاک و هیچ فکری جز
رشدوپیشرفتم در مسیر درست و آگاهانه در ذهنم و قلبم نیست آن هم با لحظه به جلو حرکت می کنم،
سعی می کنم شخصیتی خداپسندانه داشته باشم
کافیست هر لحظه آرام باشم و با قلبی مطمئن و
با ایمانی قوی پیش بروم ،بقیه اینمسیر زیبا
خداوند در
زمانمناسب به صلاح دید خودش فراتر از تصورات من کن فیکون می کند ….
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خداوند مهربانم
سید مرتضیی عزیز
واقعاً ازت ممنونم بابت این تجربهی بینهایت ارزشمند و صادقانهای که نوشتی. چقدر حرفهات ملموس و پر از درس بود.
اینکه با این شجاعت از گذشتهت گفتی، و با چنین درکی عمیق مسیری که طی کردی رو شرح دادی، واقعاً ستودنیه.
نکتههات دربارهی نشتی فرکانسی، نقابها، تعهد به زیباییها و تمرکز بر خواستهها، کاملاً قابل درک و آموزنده بود.
احساست، شکرگزاریهات و عشقی که نسبت به مسیرت و استاد و همراهات داری، واقعاً انرژیبخشه.
برات از ته دل رشد روزافزون، آرامش درونی و تجربهی خواستههای عالیت رو آرزو میکنم.
خوشحالم که همراهی مثل تو توی این مسیر هست
در پناه خدای مهربون و آگاه
یا حق
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جون و دوستان گلم
روز شمار زندگی من روز دهم
خداروشکر ده روز هست که در مسیر دریافت تین آگاهی ها هستم
سپاسگزارم از خداوند که من رو هدایت و حمایت میکنه
سپاسگزارم از استاد فوق العاده که با سخاوت این آگاهی هارو با ما به اشتراک میزاره
سپاسگزارم از مریم عزیزم که این سفر فوق العاده رو شروع کرده ،اینقدر زیبا برای ما با قلم نابشون برای ما مینویسند وکمک میکنن به درک این آگاهی ها.
چه طبیعت زیبایی و چه موسیقی قشنگی خیلی حس قشنگی داره دیدن زیبایی ها سپاسگزارم که مارو شریک این احساس زیبا و خالص میکنین.
واقعامن همچین آدمی بودم حتی اتفاقات نوزادی مو و فکر میکردم خیلی باحاله اما دیگه در بعضی جهات به جایی رسید که باعث آزار من میشد.
دوست ندارم وارد جزییات بشم ،همیشه احساس قربانی شدن،ترس،رابطم با خانوادم هر بار بد تر میشد،حساس بودم روی همه چیز،مثلا کسی چیزی میگفت من از تمام جنبه ها تو ذهنم تحلیل میشدو…
الان که دارم خودم بهتر میشناسم،شخصیتم بهبود میبخشم و ایمانم قویی میکنم
هر بار میتونم دنیا رو زیباتر ببینم
به جایی رسیدم که دیگه مرورگر نمیکنم اتفاقات رو،اگه گاهی توی ذهنم بیاد حسم رو بد نمیکنم آگاهانه فکر میکنم به جای مثبتش ،چیزهایی که یاد گرفتم ،به این که اون تجربه ها باعث شده الان اینجا باشم و یه سری خواسته درمن شکل بگیره و بهشون برسم، جایی که الان هستم هم اگه چیزی دلخواهم نباشه درموردش فکرنمیکنم و حرف نمیزنم و میرم به سمتی که من دور کنه از اون افکار و در فرکانس بهتر قرار بده.
اتفاقا اون تجربه ها باعث شده من ایمانم به قانون بیشتر بشه و خط قرمز باشه برام فرستادن فرکانس منفی و بدونم زندگیم چطور خلق میشه و این قانون چقدر دقیق .
بدونم هرچیز که تجربه میکنم پاسخ جهان به افکاری هست که خودم فرستادم.
هیچ ظلمی وجود نداره و اگه ظلمی هست تنها ظالم زندگی خودم خودمم.
هیچ کس در زندگی من قدرتی نداره.
خداروشکر هر لحظه به افکارم آگاه تر میشم و قدرتم بیشتر میشه.
من تعهد میدم که بیشتر روی زیبایی ها تمرکز کنم،سپاسگزارتر باشم و درمورد ناخواسته ها و چیزهایی که حسم بد میکنه آگاهانه حتی با خدای خودم و خودم هم صحبت نکنم.
واقعا الان زندگیم خیلی زیبا تر شده با خودم و آدم ها در صلحم منی که همیشه تو جنگ بیپایان بودم،الان حالم خوبه ،ویژگی ها مثبت ادم هارو میبینم و تو دلم سپاسگزاری میکنم با بهشون میگم و وجود خودم لبریز از حس خوب میشه ،همیشه روی مثبتشون بهم نشون میدن و سعی میکنن من رو خوشحال کنن.
رابطم با عشقم هر روز خالص تر میشه.
نعمت های زندگیم بیشتر میشه.
هدایت الهی بیشتر احساس میکنم.
لبخند به لب دارم.
درمورد زیبایی ها و نعمت ها با خودم صحبت میکنم.
عاشق خودم هستم.
سلامتی و انرژی بیشتری دارم.
هدف هام واضح تر شدن.
دیگه عجله ندارم و تکاملم آروم طی میکنم.
زمان آزاد زیادی دارم تا روی خودم و اهدافم کار کنم .
راحت تو دل ترس هام میرم.
اینقدر نتایج زیاد هست که نمیشه شمرد.
بینهایت از خدای خودم،خود عزیزم،استاد مهربانم،مریم دوست داشتنی،دوستانی که کامنت میزارن سپاسگزارم.
خداوندا مرا هدایت کن به مسیر های درست ،مسیر ابراهیم و پیروانش.
به من نعمت ببخش.
خدایا خودم سپردم بهت.
عاشقتم.
با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمار تحول زندگی من جلسه 10
یک سری فایل ها هست مثل این فایل که وقتی گوش میدم سریعا رجوع میکنم به گذشته خودم و خاطراتی که داشتم رو مرور میکنم و در بیشتر اوقات سعی میکنم همون موقع بیام کامنت بزارم.
تجربه ای که من در گذشته داشتم در رابطه با این موضوع بر میگرده به زمان خدمت سربازیم
اون زمان به دلایلی رابطه خانوادگی ما من و پدرم و برادرم به کلی خراب بود و من توی یک اتاق جدا برایوخودم زندگی میکردم و پدر و برادرم هم یک جای جداگانه
رابطه پدر و برادرم به شدت خراب بود که هر روز و هر شب بعضی وقتا روزی 3 الی 4 بار دعوای شدید میکردن
من هر روز وقتی میرسیدم پادگان برای اینکه بتونم مرخصی بگیرم و بیام بیرون میرفتماین دعوا هارو با آب و تاب زیادی به فرماندمون میگفتم و میگم کهمن مشکل دارم من اینجوریم اونجوریم تا دلش بسوزه و برگ مرخصیمن رو امضا کنه
طی مدتیکه این کار رو انجام میدادم دعوا ها هر روز بیشتر و شدیدتر میشد و من فردا دوباره میرفتم و راجب بهش با فرمانده حرف میزدم بیرون پیش دوستام راجب بهشونحرف میزدم
و این کارمن باعث میشد که نه تنها وضع بهتر نشه بلکه به جایی رسید که کلا ما از هم جدا شدیم.
این خاطره من الان مثل یک کتاب درسی جلویمن هست که بدونم اگر میخوام اتفاقات بد رو جذب نکنم راجب هیچ اتفاق بدی هرچقدرهم کوچیک با هیچکس حتی خدای خودم هم حرف نزنم
و از وقتی که قانون رو درک کردم و سعی کردم که تمرکزمرو بزارمروی نکات مثبت زندگیم روی زیبایی ها روی فراوانی ها به لطف خدای مهربان اتفاق بدی توی زندگیم رخ نداده و هر روز اتفاقات خوب بیشتری توی زندگیم رخ میده و من سعی میکنم هر روز بابتشون شکرگزار باشم و راجب بهشونصحبت کنم.
چقدر خوشحالم از اینکه این سفرنامه رو شروع کردم چقدر حالم خوبه
هر روز اتفاقات بهتری داره توی زندگیم رقممیخوره
روابطم با عشقم با دوستام بهتر و بهتر میشه
انسان بهتری وارد زندگیممیشن
از جاهای مختلف درآمد کسب میکنم و پول میاد توی زندگیم
خدایا شکرت
عاشقتونم
خدانگهدار.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿2﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾
از روزی که وارد سایت شدم پر از شور و شوق هستم و عملگراتر از همیشه تلاش می کنم تا بهتر از دیروز خودم باشم و بعد از دیدن این فایل نکته ای رو متوجه شدم که خیلی برام جالب بود و اون اینه که من با اینکه آدم مثبت اندیش هستم و خیلی سعی میکنم روحیه خوبی داشته باشم اما در ارتباط با مسائل جسمانی خیلی نگران هستم و کوچک ترین درد جسمانی که دارم خیلی سریع در موردش حرف می زنم و این اصلا خوب نیستَ
مرسی بانوووو شایسته
مرسی بچه های پشت صحنه
خداروصد هزار مرتبه شکر
دیروز یک ازمون عملی از توحید رو پشت سر گذاشتم خیلی خیلی به خودم افتخار کردم.میخوام اینجا تعریفش کنم و ربطش رو به این فایل که نشانه امروز ساعت 6 و نیم یک صبح زیبا و با طراوت روایت کنم:
من الان چندین وقته که دائما با خودم هماهنگم به خواسته هام توجه میکنم و فکر و عملم یکی شده به لطف الله مهربان و از ناخواسته ها فقط اعراض میکنم هر چند که انصافا انقدر این کار رو کردم نا خواسته ها در همه موارد چه در روابط چه سلامتی چه یک فکر ناخواسته در حد صفر رسیده خدایا یاشکرت میخوام هر روز بیشتر توحیدی بشم!
خب من در گذشته بسیار زیاد ناراحتی و جر و بحث برام پیش میومد و موجب دلخوری من از ادمایی که دوستشون داشتم میشد چون دایما دنبال این بودم که چی کسی با من چه رفتار نادرستی کرده ؟ اغلب در احساس قربانی بودن ، که من خوبی کردم و در عوض به من ظلم شده و .. می دونید این جنس افکار مسلما با خودش چه شاخ و برگ هایی داره و هی گسترش پیدا میکنه..
اما الان که من آگاهانه زندگیم و لحظاتم رو خلق میکنم
اگاهانه لذت می برم
اگاهانه احساسی که دوست دارم تجربه کنم رو برای خودم ایجاد میکنم و دنبالش رو میگیرم ، جهانم با من کاملا مثل همیشه هماهنگه و طوری پیش میره که من هماهنگ بودن بیشتری رو تجربه کنم نکاث مثبت فقط از ادما ببینم و اغلب سپاسگزار و خوشحال باشم(:
ولی باز و باز هم ، میگم من اصلا نباید چیز ناحالب ببینم و بشنوم که بخواد به مرحله اعراض برسه
پس اگر هست یعنی جدی تر باید روی ورودی هام و باورهای قدرتمندم کار کنم که اینم نشانه ای از الله مهربان بود
خدایا اسانم کن برای ساده زیستن اسانم کن برای خوشحال بودن و خالص بودن و رها بودن
دیروز موقع ناهار مادرم درمورد دختر عموم تیکه هایی مینداخت ولی من میگفتم عوض فلان ویژگی مثبت رو داره و .. اون هی دوست داشت راجب حس ناجالبش صحبت کنه و اخر گفت که با عموت راجب دخترعموت تلفنی بحثم شده و فلان ..
چون میدونع من دوست دارم فقط اخبار خوب بشنوم و به خانوادم قبلا اینو گفتم ، سعی کرد انصافا خودشو جمع و جور کنه زود گفت هیچی بابا اصلا نمیخواستم بگم … بعد من دیدم برادرم هم اینو میدونه ، بعد دیدم اونم مانع مادرم شد و نزاشت که تعریف کنه و گفت نه هیچی !
حالا اینجا واکنش من : من اگه مبینای پارسال بودم زود میگفتم چی شده ؟ سر چی ؟ چراا؟ چون خیلی روی اون عموم هم قبلا حساس بودم و دوستش داشتم کوچکترین موضوع رو هم در موردش پیگیری میکردم و ازش دفاع میکردم
ولی من دیروز حتی یک کلمه ، حتی کلمه بعدش رو هم نیومدم که بپرسم چرا و سرچی و چی بینتون رد و بدل شده؟
یک دوساعتی بعد از اون گاهی ذهنم هی میخواست کنجکاوی کنه که برو بپرس ببین موضوع چیه ؟؟! چون اصلا این خیلی عجیب بود و تاحالا رخ نداده بود.
ولی افسار ذهن عزیزمو گرفتم و گفتم ببین من به خوراکی که به فرکانسم میدم حساسم چون روی احساسم و اتفاقات زندگیم خیلی سریع خودش رو نشون میده و من چیز های زیبا میخوام تجربه کنم و اینطوری عاشق خودم و هماهنگیم هستم ، پس اومدم داخل سایت و سفر به دورامریکا قسمت 1000 رو دیدم ، کامنت های فوق العاده بخصوص کامنت اقا ابراهیم عزیز رو خوندم تحسین کردم این همه دوستان فوق العادم رو که همه غرق نور و عشق هستن تحسین کردم ثروت رو موفقیت رو و تغییراتشون رو ، احساسم رو رفرش کردم و با حال عالی تری به روزم برگشتم الهی صد هزار مرتبه شکر.
به خودم تبریک میگم این تعهد و توانامندی برای اعراض از ناخواسته هارو
چون من قضاوت گر نیستم
هر اتفاقی افتاده به خودشون و کسانی که توی اون فرکانس هستن مربوطه و اگر من خبر ندارم یعنی نباید داشته باشم ، یعنی من در مدار زیبایی ها هستم در مدار اگاهی و توحید!
من کلی نکته مثبت در ادما میبینم که اگاهانه توجه ام رو بردم روشون و نمیخوام جز خبر خوب راجبشون بشنوم نمیخوام فقط یک طرف قضیه رو ببینم ، ماجرا رو از زبان یک طرف بشنوم و بدون اینکه زاویه دید ادم هایی که حضور ندارند رو بشنوم به اشتباه قضاوتشون کنم و ..
من همواره در حال تقویت مومنت مثبتم و فقط وجه جذاب و باحال و سخاوتمند و خوش انرژی ادم هارو بر انگیخته میکنم.
الهیییی صد هزااار مرتبههه شکرر
خدایا قوانین بسبار ساده و دوستداشتنیه مممنووونم
همه خواسته هام به راحتی اب خوردن با قانون خلق میشه
نه رقابت و مسابقه ای وجود داره و نه تقلایی
همه چیز از قبل هست
فقط تو باید با سرعتت رو تنظیم کنی و انتخاب کنی که در کدوم مدار باشی ، در هر مداری چیز هایی هست که به راحتی باهاشون برخورد میکنی و این کانلا بدیهی اتفاق میوفته.
الهی شکر برلی این محفل توحیدی و دوستداشتنی
الهی شکر برای پیاده روی 5 صبحیم که بی نظیر بود ، اینم بگم اولین بار امروز از باغبان شهرمون که داشت چمن هارو اب میداد درخواست کردم که من شلنگ رو دست بگیرم و ابیاری کنم ، اونم با مهربانی قبول کرد ، اب یاری چمن ها و درخت ها لذت بخش بود ، صحبت با اون اقای مهربان لذت بخش بود ، عطر چمن و تازگی و طراوت صبح بسیار لذت بخش بود ، بیشتر مسیر رو دویدم و پاهام حسابی گرم شده بود ، بدون اینکه احساس تنگی نفس کنم پر انرژی و باحالل خدایا شکرت زندگیم از هر نظر که بشه نگاه کرد ،
زیبا
هماهنگ
فوق العاده
سرشار از ثروت
سلامتی
عشق
احترام
اخبار عالی
غذایی های عالی
لباس های عالی
خانه و ماشین عالی
دانشگاه عالی
دوستان عالی
و لحظات عالی هست
که تمامش حاصل درک و خودشناسی و اگاهانه زیستنه و اعتبارش تمام به رب منه
فرمان زندگیم دست خداست و تو رلز رویس خدا نشستم و لذت میبرم و خداوند من رو به بهترین جاها میبره
جاانم ، الهی شکر برای توفیقی دیگه،
سپاس برای این نشانه امروز پیشرفته تر از دیروز هستم خدایا شکرت