میزان تحمل شما چقدر است؟ - صفحه 56


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    بنام خالقم

    درودبه استادوبانوشایسته عزیزانم

    درودبه هم فرکانسی های عزیز

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز من راآسان کردی برای آسانی هایت درجهان هستی تا همچنان ازحضورت درزندگیم لذت ببرم ودلشادباشم

    این مسیری که هم اکنون درآن هستم،،همان مسیری است که استادفرمودند لذت ببریدوسوت زنان طی کنیدوبادیدن زیبایی هاوفراوانیها ازوجودخداوند بهره مندگردید

    سالها بودکه شرایط بدی رادرزندگیم تحمل میکردم وبنابه دلایل زیادی ازجمله ترسهای درونم ووابستگی هایم وباورهای مخربم از کمبودها

    فکرمیکردم که من آدم صبوری هستم ودارم صبرمیکنم تابالاخره شرایط عوض بشوند وآدمهای زندگیم آنطوری که من دوست دارم بشوند

    وسالهاگذشت وهرروز بدتر شد

    وغافل ازاینکه من خودم باید عوض بشوم وتحمل نکنم اوضاع را ودر صدد این باشم که بفکرتغییرباشم

    خدایاشکرت،،حدایاشکرت،،

    که من راهدایتم کردی به نور

    من راآگاه ساختی ازقوانین جهان هستی ات

    منی که فرق بین صبروتحمل راتشخیص نمیدادم چگونه میخواستم تغییرکنم

    خداروشکرمیکنم که باوجوددست مهربانت درزندگیم وآموزشهای ارزنده اش من را به سمت آگاهی ودرک قوانین وسیستم آفرینش هدایتم کردی

    واکنون است که دیگر بادانستن اصل ازفرع

    میتوانم فرق بین تحمل وصبرراتشخیص بدهم وچه زیباست زندگی من

    وچه زیباست وجودخداوند درتک تک لحظات زندگی ام

    وچه زیباست رهابودن ازتمام خودت

    وسپردن تمام وکمال خودت به پروردگارت واعتمادکردن به او

    وقتی که بادادن نشونه هایش هرچندکوچک داره بهت میگه که چه کاری وچگونه انجامش بدی ودرهای رحمت ونعمت رابه رویت بازمیکند

    آیا لذتبخشترازاین هم درزندگیمان وجودداره؟

    وخداوندصابران رادوست دارد

    صابرانی که درطی روند تکاملشان فقط گوش وجان میسپارندبه پیامهای الهی وعمل میکنند به آنچه هدایت میشوند

    وحتی کوچکترین شک وتردیدی دردل ندارن

    واین نشانه ایمان است

    ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است

    شرک دردل مومن همچون راه رفتن مورچه سیاه دردل تاریکی شب برسنگ سیاهی است

    آیا دردل ما شک وتردیدی وجود دارد؟

    اگردراین مسیرالهی هستیم وداربم باصبر،ایمانمان رابه پروردگارمان ثابت میکنیم وتکاملمان را طی میکنیم تا به اهداف وخواسته هایمان برسیم

    پس شرک راازوجودمان خارج وایمان راجایگزین میکنیم

    درجایی که نور است تاریکی وجودندارد

    دردلی که امیدهست شرکی وجودندارد

    ریشه تمام شرکها ناامیدی است وناامیدی ازترس بوجود می آید

    پس زندگی را زندگی کنیم ولذت ببریم از وجود خداوند درکنارمان

    واوست که هدایتگرماست

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    باآرزوی موفقیت برای دوستان عزیزم

    استادومریم بانو شمابینظیرهستید،دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محدثه جوون گفته:
      مدت عضویت: 1963 روز

      سلام و درود بر شما دوست بزرگ وارم.خیلللی انرژی مثبتی داره کامنت شما یعنی انرژی مثبت مووووج میزنه از اول کامنت تا آخرش.تحسین میکنم که آنقدر وصل شدین به خداوند که من فرکانستون رو قشنگ دریافت کردم و تایید کردم و خدا گونه بودن کامنتتون و امید و عشق توی تک تک جمله هاتون موج میزد و عکس بسیار زیبای پروفایلتان..واقعا لذت بردم.مختصر و مفید و پرمحتوا بود کامنتتون دوست عزیز.انشالله بیشتر از اینا در آغوش یگانه الله غرق بشید و لذت ببرید و هم نشین صالحین بشین.خدا یارونگهدار هممون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سعید نیکومنش گفته:
    مدت عضویت: 3240 روز

    سلام به همه

    امروز به خودم قول داده بودم 5 تا کامنت بخونم به سبک استاد که صبح شون رو با کامنت خوندن شروع میکنن

    نشانه ی امروز من این فایل بود . اولین هدف امروزم رو تیک زدم .

    و قراره این استمرار داشته باشه چون کسی که واسه خودش ارزش قائل هست ، واسه روحش و کار کردن روی روان ش ارزش قائل هست

    من خوندن کامنت ها رو اولویت قرار میدم از امروز و از خدا هدایت میخوام

    با 5 تا کامنت هر روز صبح و آخر هر شب شروع میکنم و هر هفته بهش اضافه میکنم

    در مورد سوال هم من همیشه از خودم این سوال رو میپرسم چطور ساده تر و چطور راحت تر این کار رو انجام بدم

    از قبل خیلی بهتر شدم که در چالش ها ، آرام باشم ، صبر کنم تا راه حل ها گفته بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 457 روز

    درود

    روز صد و چهل و هفتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد

    استاد چقدر فضای این فایل مورد علاقه من بود هوای ابری و باران بی نهایت زیبا .

    تیکه های ابر واقعا بی نظیر بود

    با دیدن این فایل من خیلی به فکر فرو رفتم که آیا من دارم شرایط جسمیم رو تحمل میکنم یا اینکه دارم صبر میکنم ؟

    خب با خودم فکر کردم که من دارم فایلها رو هر روز گوش میکنم روزی چند بار باورهامو تکرار میکنم بیشتر روزا مدیتیشن میکنم شکرگزاری میکنم و سعی میکنم احساسم رو توجه بکنم . و این موارد نیاز به یک تکامل داره تا نتیجه بده و معنیش هم میشه صبر

    اما اینکه محدودیت های جسمی رو که یک جور تحمل کردن هست رو هم نمیشه منکر شد

    کمی دو به شک شدم که دقیقا من در کدوم وضعیت هستم

    کمی به خودم توجه کردم دیدم یکی دو مورد از وضعیت های نابسامان جسمانیم که تازگی به وجود اومده و انگار دارم بهشون بی توجهی میکنم اما یه جورایی دارم تحمل هم میکنمشون .

    گیج شدم رفتم تو قسمت نشانه ی امروز و فایل قسمت 8دوره قانون سلامتی واسم اومد. یهو جا خوردم فایل رو گوش کردم

    و می‌دونم که من صددر صد نیاز به دوره ی قانون سلامتی دارم و اما خب من باید در آمد داشته باشم از خودم که ، بتونم تهیه کنم دوره رو.

    بعضی فایل ها خیلی من رو گیج می‌کنه و می‌دونم که نیاز هست مدارم بالاتر بره تا به درک برسم .

    واقعا تحمل کردن کار زجر آوری هست. همه یدما خیلی موارد رو در زندگیمون تحمل کردیم و فکر میکردیم راه دیگه ای نیست و وقتی فکر می‌کنی راهی نیست واقعا راهی نیست یعنی اصلا هدایتی نیست چون ذهن درگیر ترس و از دست دادن و شرک هست و راههای گم و ناپدید میشن . من این امید رو دارم که تو این مسیر راه ها پیدا میشن چون این مسیر ،مسیری هست که ما به احساسمون توجه میکنیم سعی میکنیم صلح درون داشته باشیم سعی میکنیم هر روز از خداوند هدایت بخواهیم خب حتما این مسیر تفاوت داره با مسیر زجر آور تحمل .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سارا نظامی گفته:
    مدت عضویت: 470 روز

    سلام به استاد عزیز

    یادمه هفت سال پیش در یک شرایطی بودم که از همه نظر من تحملش میکردم اون شرایط و و اگه آگاهی الان و شناخت الان و داشتم که اصلا اتفاق نمی‌افتاد اون شرایط برای من و بدلیل کمبود عزت نفس و ترس میخواستم اون شرایط و تحمل کنم و خیلی ازش درس گرفتم این من بودم که گذاشتم اون شرایط اونقدر برای من طول بکشه و تحمل میکردم فکر میکردم همه چی درست میشه من خودم داشتم اذیت میکردم فقط بخاطر ترس و کمبود عزت نفس فکر میکردم هر چقد که من آدم با گذشت و صبوری باشم همه چی خوب پیش می‌ره ولی در واقع من به خودم صدمه زدم و خودم و اذیت کردم و اون برای من درسی شد و تجربه ای که نیاز نیست هر چیزی و تحمل کنی اگه در مدار درست باشی همه چی خود به خود درست میشه آدم مناسب میاد روابط عالی میاد و نیاز به تقلایی نیست و شرک هم بود که فکر میکردم کس دیگه می‌تونه برات کاری انجام بده و هم ضرر مالی و هم احساسی به من وارد شد و فقط مسئول اون شرایط خود من بودم که در مدار اون اتفاقات و از دست دادن ها قرار گرفتم خدارو شکر که در اینجا هستم در این سایت و خداوند من و هدایت کرد به بهترین جا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    خدیجه جهانتیغ گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    سلام استاد .سخنان شما تو این فایل واقعا من رو به فکر فرو برد.و یاد یه اتفاق تو زندگیم لفتاد که بسیار مرتبط با این موضوع هست

    همسرم اعتیاد داشت و من همون ابتدا متوجه شدم و همیشه این مشکل رو تحمل میکردم و فکر میکردم قسمت من همینه بعد از بیست سال زندگی خسته شدم و با خودم فکر کردم و ناخوداگاه به این نتیجه رسیدم که یک جای کار ایراد داره و منی که دوست ندارم با یک فرد معتاد زندگی کنم و همه راهها رو رفتم و جواب نگرفتم چرا باید تحمل کنم و به این باور رسیدم که باید اقدامی موثر کنم نا گفته نماند که این تفکر و شجاعت بعد از یک بیماری صعب العلاج که دچارش شدم و دیدم رو نسبت به زندگی عوض کرد و این بیماری باعث سد متوجه بشم نیازی نیست همه چی رو تحمل کرد میشه اقدام کرد و نجات پیدا کرد

    تصمیم گرفتم از همسرم جدا بشم و این تصمیم و کشمکش 6ماه طول کشید اما یک نتیجه عالی داشت همسرم که بارها و بارها ترک کرده و درباره شروع کرده بود وقتی اقتدار من رو در تصمیمم دید اعتیادش رو کنار گذاشت و الان از اون موضوع 4سال میگذره و خدارو شاکرم با یک تحمل نکردن و تصمیم به اقدام زندگی من و همسرم و یه فرزندم تغییر کرد .

    الان هم بسیار تحت فشار مالی هستم مشکلات مالی خیلی اذیتم میکرد و با نشانه ها به این فایل هدایت شدم و این برای من نشانه ای بزرگ است .

    ممنون از شما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    استاد جانم سلام.

    استاد جانم، من هم سپاسگزار خدام هستم که مدام در حال هدایت کردن منه و هر لحظه بهم میگه باید چیکار کنم. امروز صبح که لپ‌تاپو روشن کردم، چشمم به نقطه‌ی آبی بالای سایت افتاد؛ همون نقطه‌ی آبی که این روزها برام نشونه‌ای از پیام خداست. صبح که از خواب بیدار شدم، پیامی گرفتم درباره‌ی شکی که برای انجام یه کار داشتم. و از اون‌جایی که بارها خدا بهم گفته شک برادر شیطانه، سریع رفتم سراغ قرآن و ازش هدایت خواستم. اون هم بشارتم داد که: «تو هدایت شده‌ای». بعد از نوشتن ستاره‌ی قطبیم، اومدم سمت سایت و خدا چشم‌هامو با پیام اسدالله نازنین روشن کرد. وقتی پیامش رو خوندم، اشکام از شدت بارش دیگه نمی‌ذاشت چشمام درست ببینه. من می‌خوندم و گریه می‌کردم، برای این همزمانی و این همه هدایت خدا.

    بعد از خوندن کامنت اسدالله نازنین در توحید عملی 9، یه حسی بهم گفت برو دوباره توحید عملی رو گوش بده. منم که این روزها حسابی حرف‌گوش‌کن شدم، با اینکه همین پریروز فایل رو دیده بودم (و اگه آدم قبلی بودم می‌گفتم چه کاریه دوباره گوش بدم)، ولی رفتم و شروع کردم به نگاه کردن. همین که استاد شروع کرد به خوندن شعر پروین، دوباره اختیار اشکام از دستم رفت و شروع کردم به شکرگزاری از خدای مهربونم که چقدر قشنگ جوابم رو داده. بعد دوباره کامنت‌ها رو خوندم و باز هم روی کامنت اسدالله نازنین رفتم. این بار همزمانی دیگه‌ای رخ داد؛ اونجا از کامنتی که برای نسیم نازنین گذاشته بود گفته بود. منم که همه‌چیز رو هدایت می‌دونم، خواستم اون کامنتو بخونم، ولی خدا گفت: «اول برو فایل رو ببین، بعد کامنتو بخون». همون‌جا فهمیدم که چقدر تو این مدت که فقط خدا رو پرستیدم پیشرفت کردم؛ اینکه دیگه مثل قبل سختی‌ها رو تحمل نمی‌کنم.

    استاد جانم، می‌خوام برگردم عقب. من از روی شرک با همسرم ازدواج کردم. چون همون اول خط قرمزهاشو دیدم، ولی دم نزدم. با اینکه می‌دونستم این مشکل برای من خط قرمزه، عقد کردم و تصمیم گرفتم تحمل کنم. حتا به خانواده‌ام هم چیزی نگفتم. پنج سال تمام سکوت کردم و این سکوت منو به آدم عصبی و خشن تبدیل کرده بود. جوری که اگه کسی دستم می‌زد، جیغم درمیومد. خودم نمی‌دونستم علت این حال بد چیه، نمی‌دونستم فقط دارم تحمل می‌کنم برای حرف مردم؛ که نگن طلاق گرفت، که مادرم نشکنه. خودمو نابود کردم به خاطر حرف مردم، مرزهامو لگدمال کردم، خودمو کوچیک کردم.

    اما بعد از خوندن چندتا کتاب که فرکانسمو بالا برد، با شما آشنا شدم. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم همین در اومدن از دل تحمل کردن هم برام یه تکامل بوده، و یک‌شبه اتفاق نیفتاده. از وقتی با شما آشنا شدم و دوره‌های دوازده قدم، عزت‌نفس و روابط رو گوش دادم (که همه رو با اکانت خواهر نازنینم مریم جان خریدم) تا همین شش ماه پیش، این مسیر طول کشید.

    اوایل امسال، سر سفره‌ی هفت‌سین، دوباره همون رفتار تکراری همسرمو دیدم. همون چیزی که هرسال ازش می‌دیدم. اما من دیگه اون آدم سابق نبودم و نمی‌خواستم باز هم چیزی رو تحمل کنم. همون روز تصمیم گرفتم همه‌چی رو تموم کنم. یه ماه طول کشید تا تصمیمم رو به همسرم بگم. تو اون یه ماه، با اینکه عید بود، من وقتمو با دوست و خواهر نازنینم (که هر سه هم‌فرکانسیم) به رفتن تو طبیعت و شکرگزاری گذروندم. آخرش هم این برنامه‌ها شد یه سفر واقعی به ایلام زیبا؛ یکی از بهترین سفرای عمرم.

    بعد از عید، تصمیمم رو به همسرم گفتم. خیلی جدی بودم، تا جایی که حتا رفتم محضر. دو ماه طول کشید تا باورش بشه که من واقعاً می‌خوام جدا بشم. وقتی فهمید، از این رو به اون رو شد: آروم شد، هر روز برام هدیه خرید، رفتارش رو کنترل کرد و سیگاری رو که هفت سال عذابم داده بود، ترک کرد. خلاصه ورق برگشت. ولی استاد جانم، من فقط به خاطر تغییرات اون نموندم؛ فقط به خاطر این موندم که از خدا خواستم زمانشو خودش بهم نشون بده.

    الان این صبر، صبری آگاهانه‌ست. من به خدا نزدیک‌تر شدم، آرامشم صدبرابر شده، وقت زیادی روی سایت می‌ذارم، سفرهای تنهایی می‌رم، با دوستای هم‌فرکانسم بیرون میرم و خونم شده زیباترین خونه در دل طبیعت. همسرم هم تغییر کرده، ولی من دیگه اون آدم وابسته‌ی گذشته نیستم که بگم «باید بمونم». دیگه برام مهم‌ترین چیز توحیده. دارم تازه زندگی به سبک توحید رو تجربه می‌کنم.

    خدای مهربونم دست منو گرفت تا این کامنتو بنویسم؛ می‌دونم دوستانم از خوندنش لذت می‌برن. استاد جانم، شما یکی از مهم‌ترین آدمای زندگی من شدین. و چه لذتی بردم از فضای زیبای پردادایس؛ وقتی براونی اومد و از دریاچه آب خورد، وقتی بارون دوبار برام نشونه شد: یه بار تو انتهای فایل توحید 9 و یه بار همین فایل. می‌دونم فقط هدایت خدا بود که منو اینجا آورد تا این کامنتو بنویسم؛ تا یادم بمونه من کجا بودم و حالا به کجا رسیدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    ریحانه خاکساریان گفته:
    مدت عضویت: 1295 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام خدمت استاد موفقم و خانم شایسته عزیزم

    استاد من قبلا چند سال پیش بیشترین چیز و بیشترین کسی را که تحمل می کردم خودم بودم و برای همین رابطه ام با همه بچه و بزرگتر ها و ….. افتضاح بود و نمی تونستم ارتباط بگیرم در صورتی که همیشه برام علامت سوال بود که چرا بقیه آدما به راحتی و خوبی ارتباط برقرار می کنن و بچه ها رو دوست دارن و بقیه هم اونا را دوست دارن و توی یک رابطه دوستی بودم که اگر هفته ای یک بار هم با هم دیگه حرف می زدیم بحث مون می شد .

    خداروشکر این 4 سالی که روی آموزه های شما کار می کنم همه چی از زمین تا آسمون فرق کرده و اون رابطه کات شده و من توی روابطم هزار درجه فرق کردم ‌و یاد گرفتم که اول از همه خودم رو باید دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    به نام الله رب العالمین تنها فرمانروای قدرتمند عالم وجود

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم خانم دوست داشتنی

    سلام به دوستان فرکانس بالای سایت

    روز 147 =میزان تحمل شما چقدر است؟

    خدایاشکرت امروز هم اجازه دادی یه فایل دیگه از دوره ی روزشمار رو ببینم

    خدایاشکرت امروز دیدن این بهشت زیبا روزی و قسمت من شد

    خدایاشکرت منو لایق بودن تو این سایت و دیدن این منظره های رویایی که جلوه های عظمت و بزرگی و فضل و وهابیت توست دونستی

    تایم مقدس 11:11 شده همین لحظه و من خدا رو برای تمامی زیبایی ها وبرکات و نعمات و فراوانی های عالمش سپاس گزارم

    خدایاشکرت یعنی من مات ومبهوت زیبایی فضا شدم مخصوصا یک کم بعدتر از شروع قدم زدنتون ابرها مثل پشمک ریخته بودن وسط آبی آسمون وای اصلا مغز آدم هنگ میکنه همزمان ابرای سفید آبی آسمون ، سبزی درختا ،رنگ آب ،رنگ قشنگ قهوه ای اسب ، رنگ سفیدبا کمی لکه های قهوه ای بزبزقندی

    یعنی چی آخه اینقدر همه چی قشنگه ای خدااااا مگه جعبه ی مداد رنگیت چقدر رنگ داره ؟!!!

    من که زروم به خودم رسید دیدم همزمان گوش و چشم درگیرن تمرکز ندارم رو موضوع اول منظره های جادویی رو دیدم گذاشتم اول چشمم لذتش رو ببره یک پنجاه تایی هم اسکرین شات گرفتم اون بالا علامت پربودن حافظه ی گوشی هم میاد اما بیخیال این تصاویر نمیشه بشم

    بعد اجازه دادم گوشم شروع به شنیدن کنه و چقدر حرفهای مهمی بود این فایل

    خدایا شکرت چقدر شما خوشتیپ و زیباتر شدین واقعا حس میکنم سن شما الان حدود 27 نهایت 28سالگی وای چقدر قانون سلامتی معجزه کرده در شما استاد مهربونم یاد اون وقتا که تپل تر و مهربون تر بودین بخیر خخخ

    خدایا شکرت چقدر این فایل موضوع جالب و مهمی بود

    چقدر عالی که بارها تو قرآن آیاتی اومده که

    خدا صابران را دوست دارد

    خدا صابر است و پاداش صبرکنندگان را خواهد داد

    اما اصلا در مدح تحمل چیزی نیومده حتی ایه اومده برای کسانی که در زمین تحمل کردند فقر و شرایط ناجالب و عذاب سختی که در پیش رو دارند

    آیه 97سوره ی نساء

    ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا لم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم و سائت مصیرا

    فرشتگان هنگام قبض روح آنان که بر خود ستم کردند.

    بپرسند: چگونه بودید؟

    گویند: ما در زمین فقیر ومستضعف بودیم

    گویند: مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید جایگاه آنان دوزخ و سرانجامشان بدمنزلگاهی است.

    همین آیه کافیه در قرآن در مذمت تحمل کردن هر شرایطی تو زندگی( فقر وبدهکاری و رابطه ی عاطفی و کسب وکار ضعیف و ….)

    سالها قبل این جمله رو شنیدم که

    [تحمل دروازه ی جهنم است ]

    من شخصیت صبوری دارم به اذعان اطرافیانم قبول دارم خیلی صبور رفتار میکنم تو شرایط سخت ولی خودم صبر رو با تحمل یکی ندونستم هیچ وقت

    سالها قبل من اولین بار که همین آیه رو خوندم خیلی فکرم درگیر شد که منظور این آیه چیه؟

    چرا فرشتگان همچین سوالی باید بپرسند و چرا بعد سرزنش میشند کسانی که فقیر و مستضعف بودند و کم کم با الهاماتی که دریافتم حس کردم این سبک زندگی که دارم حقوق کارمندی بخور و نمیر ، خونه کوچیک ، اجاره نشینی و از پنجم هرماه با پرداخت قسطای بانکی دوباره منتظر نشستن برای حقوق بعدی ،هیچ جا سفر نرفتن و … گفتم خدایا این عدالت تو نیست پس من کی باید برم زیبایی های عالمت رو ببینم و با توجه به روحیه طبیعت دوستی و طبیعت گردی وحشتناکی که دارم یه آبشار میدیدم روحم پر میکشید ولی خب حقوق ماهیانه اجاره نمیده تا سرکوچه بری چه برسه بخای بری یه شهر دیگه اصلا شب وروز فکرم درگیر سبک زندگیم شد فهمیدم این راه درستش نیست اتفاقاتی هم پیش اومد توسط جهان هستی که داشت اون میل به تغییر و غلط بودن مسیر زندگیم رو بیشتر نشونم میداد

    من رفتم فرودگاه مشهد در همون تایم که من منتظر پرواز مادرم به کربلا بودم سه پرواز از کیش به مشهد زمین نشست مسافرا اکثرا خانمای ثروتمند از نظر ظاهر و پوشش و کلیییییی خرید همه لوازام برقی شیک و قشنگ و مارک های معروف بسته بندی تا سقف آسمون اینا از جلوی من رد میشدن که یه چیزی تو ذهنم زنگ خورد واقعا فرق من با اینا یا اینا با من چیه ؟

    چرا من هنوز کیش رو ندیدم و اونقدر حالم بد شد از خودم اومدم خونه گفتم خدایا من فقط باید ثروتمند بشم

    ولی راه تغییر رو بلد نبودم

    رفتم از پدر ومادر پرسیدم گفتند

    دختر ناشکری نکن وای آخرش سرناشکریای تو ما میترسیم همین زندگی رو از دست بدی

    مردم همین ندارند

    باید بسوزیم وبسازیم

    زندگی همینه

    ما جد اندر جد دستمون خالی بوده

    پولدار رو نبین اونا خدا ازشون رو برگردونده و به خودشون وبه مال ومنالشون واگذارشون کرده

    هر چی پدر و مادرم و بقیه نصیحت کردند دقیقا همون حرفهای تکراری انگار من بیشتر میفهمیدم نه این آیه یه چیزی میخاد بگه و فقر و این زندگی رو به هیچ عنوان قبول نکردم

    گفتم باید شرایطم تغییر کنه

    و همچنان نمیدونستم از کجا و چطوری کم کم با استاد عرشیان فر و دوره 21 روزه عرشیانی شو آشنا شدم اونجا استاد سید محمد عرشیانفر که بودنم در سایت رو مدیدن ایشون هستم تو تمرینات دوره گفتن زندگیتون رو برای پنج سال بعد پیش بینی کنین راضی هستین یا نه ومن دیدم وای چقدر حرفایی که دنبالش بودم داره جواباش پیدا میشه و کم کم وارد این مسیر شدم

    8 سال طول کشید کم کم خدا هدایتم کرد استاید مختلف ،دوره های آموزشی ،وقت و زمان و هزینه کردم و

    تا الان و همین لحظه که من عضو سایت ارزشمند عباسمنش هستم و دوره ی 12 قدم ، قدم اول رو خریدم تا به لطف خدا تغییرات رو انجام بدم ولی تو همون سالها فقط یک چیز رو اصل قرار دادم که هرگز و هرگز به شرایط ناجالب راضی نکنم خودمو

    اصلا انگار روحم سرکشی بیشتری میکرد وقتی بهم میگفتن زندگی همین انگار نمیخاست قبول کنه

    و واقعا ممنونم از خدای مهربانم که کمکم کرد وهدایتم کرد به این مسیر و این سایت و فایل های استاد عزیزم

    ممنونم استاد عزیزم چقدر این فایل ها آگاهی بخش هستند

    شما برای من دستی از دستان سخاوت خدا هستین برای نجات من از شرایطی که هیچوقت حاضر به پذیرفتنش نبودم ونیستم و ایمان دارم معجزات این فایل ها زندگیم رو زیر ورو خواهد کرد اون موقع به روحم میگم آفرین که تحمل نکردی و تغییر رو با تمام وجود میخاستی

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    الحمدلله کما هواهله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقتی آدم ندونه یه چیز بهتری هست یا نبینه الگوها رو یا جوری بهش القا کرده باشن که فکر نکنه میشه تغییر کرد یا جوری افرادی رو باور کنه که بگه این حرف از این فرد صد در صد درسته،دیگه به فکر راه حل نمی افته .

    حتی در مسائلی که خوب هستیم هم خوبتر رو ببینیم بهتر میشیم.

    من تو مسائل مالی کاری مسئله دارم و در دوره حل مسئله هدایت شدم به کار دیگه.

    قبلش پذیرفته بودم که من نمیتونم و راهی ندارم جز همون شغل اما به لطف خدا راهی ذهنی برام باز شد و پیگیر شدم.

    اگر این ذهنیت که بر اساس این باور برام باز شد که چرا فقط اینکار ،کارهای دیگه ای هم هست که میشه پول درآورد رو قبلا هم می‌داشتم حتما زودتر به نتایج می‌رسیدم.

    من اینجوری بودم که چسبیده بودم و البته این چسبیدن بدلایل باورهای نادرست بود،می‌تونم بگم اولین باور همین پذیرفتن یک باور منفی و نادرست در مورد خودم پول از راه سخت باید بدست بیاد بود.

    نمیگم باورهای نادرست دیگه ای ندارم ولی اولین باور ای بود.

    الحمدلله هدایت شدم به کار دیگه و امیدوارم باورهای نادرست دیگه رو شناسایی و به هر چی دلم میخاد برسم.

    یه جمله ای رو استاد میگن :هیچ چیز رنج آوری طبیعی نیست

    خیلی دقت کنیم طبیعی نیست

    طبیعی بودن چیه؟همه چیزهای خوبی که می‌خواهیم و راحت بدست میاریم.

    پس طبیعی بودن در مسیر خدا بودنه،عبدالله بودنه

    خیلی مهمه که بعد از ایمان به خدا ،کنترل ذهن رو همه جا داشته باشیم.

    اصلا کار راحتی نیست ولی شدنیه و کردن دوستان

    برای طبیعی زندگی کردن باید خدا گونه زندگی کنیم و برای اینکه این شکلی باشیم باید باورهای نادرست رو پیدا کنیم و عوض کنیم.

    خداوند رحمان و رحیم

    جز خوبی نداره

    اگه جایی ناجورِ مانع رو پیدا کنیم

    مانع همون ترمزِ که استاد میگن

    صبر میکنم چون تازه شروع کردم و پله پله بالا میرم

    تحمل نمیکنم چون طبیعی نیست

    از خداوند بزرگ برای همگی آرزوی راه راست دارم همون راه راست سوره فاتحه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    سایه سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    میزان تحمل شما چقدر است؟

    اول سلام میکنم به استاد عزیزم و همه دوستان عزیز

    استاد ازتون سپاسگزارم چرا که باعث شدید تلاش کنم برای فهم قرآن؛ و چقدر فهمیدن این کلام الهی، مشکلات روانی من رو درمان کرده…

    سه کلمه وجود داره که ما ایرانی ها به اشتباه خیلی ازشون استفاده میکنیم:

    صبر

    تحمل

    قناعت

    ….

    کلمه صبر و قناعت معنای عمیق و معنوی دارند

    اما تحمل ….

    تحمل از ریشه حمل و به معنی کشیدن یک بار هست

    مثلا میگن: اون خانم حامله است. یعنی بار یک فرزند در شکمش رو میکشه

    صبر در کلام عرب یک معنای عمیق و زیبا داره و در قرآن هم زیاد توصیه شده که صبور باشید و به صبر توصیه کنید.

    صبر یعنی چه؟

    صبر یعنی مهارت انتخاب دوم؛ انتخابی عاقلانه و ارزشمند

    مثال میزنم: پسرم خیلی شیطونی میکنه و سر و صداش زیاده! انتخاب اول من چیه؟ اینه که داد بزنم و بگم “ساکت شو….”

    که یک انتخاب سریع و دم دستی هست و از فیلتر احساس میگذره نه عقل

    انتخاب دوم که بر اساس عقل هست چی میتونه باشه؟

    اینکه: بیام باهاش یک بازی بکنم که انرژیش تخلیه بشه مثلا

    اما نگاه کنید که کجـــــــــــــــــــــاها صبر رو به اشتباه به جای تحمل به کار بردیم در زندگی….

    خداوند توصیه میکنه به صبر، چون باعث میشه انتخاب هامون از فیلتر عقل رد بشه و اصلا صبر به معنی “بشین و زجر بکش و تحمل کن” نیست….

    کجاها باید تحمل کنیم؟

    جایی که برای حل مسئله و یا مشکلمون، فاصله ی زمانی از نقطه A به B هست

    و خیلی از مردم جامعه این فاصله زمانی رو تحمل میکنند با زجر و حال بد

    اما ما در این دانشگاه یاد گرفتیم که این فاصله رو با حال خوب، احساس خوب، و توجه به خوبی ها بگذرون….

    حالا کلمه سوم که قناعت هست یعنی چه؟

    قناعتی که در متون دین اسلام اومده، به معنی پذیرفتن فقر و تنگدستی نیست اصلا!!!!!

    قناعت یعنی، چیزی رو که نمیتونی تغییرش بدی، بپذیر

    چیو نمیتونی تغییر بدی؟

    پدرت، مادرت، جنسیت و چیزهایی شبیه به این

    اما وضعیت مالی، مکان زندگی، نوع پوشش، شکل ظاهر و ….. هرآنچه که قابل تغییر هست رو حرکت کن و تغییر بده

    و این تکمیل کننده اون آیه قرآن که میگه: بعد از مرگ، فرشتگان از تو میپرسند در دنیا چگونه بود؟ و تو میگی در سختی زندگی کردم. و جواب فرشته ها چی بود؟؟؟؟

    میگن: مگر زمین خدا گسترده نبود؟!

    پس اگر فشاری روت هست، اگر از اوضاع مالیت ناراضی هستی، اگر از مکانی که زندگی میکنی خوشت نمیاد، لطفا و خواشا کلاه شرعی نذار روی ناتوانی هات و نگو صبر میکنم و قناعت دارم….

    تو فقط داری ضعف های خودت رو با زجر تحمل میکنی

    و این ابدا به خدا ربطی نداره….

    الحمدلله

    خدا رو هزاران بار شکر به خاطر فرستادن قرآن

    خدا رو هزاران بار شکر به خاطر وجود انسان هایی گران بها و تلاشگر مثل استاد عباسمنش و مریم عزیز

    یک نکته هم الان یادم اومد

    برای ظهور

    منتظران ظهور که خودم یکی از اونها دوست دارم باشم

    کلمه منتظر و منتظر ظهور بودن هم کج فهمیدیم

    منتظر کسیه که خودش تلاش میکنه، حرکت میکنه و تغییر ایجاد میکنه

    وگرنه که 1400 ساله خیلی ها هر جمعه زار میزنن امام زمان (عج) ظهور کنند

    چرا نکردند؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: