میزان تحمل شما چقدر است؟ - صفحه 54 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا علیپور گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    سلام به استاد عبلس منش و خانم شایسته عزیز و همه دوستان

    من به خاطر مشکلی که این روزها باهاش مواجه شدم و واقعا ذهنم رو به هم ریخته و آشفتم کرده به این فایل هدایت شدم

    مسئله ای که دارم میدونم تا به حال تحملش کردم و قضیه صبر نیست

    از همه دوستان خواهش میکنم، این مسئله ام رو از جهات مختلف بررسی کنند و نظرشون رو بدن، چون خیلی توش عاجز موندم و اصلا نمیدونم از کجا و چطوری شروع کنم به حل کردنش.

    اول بگم که تشخیص خودم و اینکه دچار این حال شدم، باور شدید کمبوده، من قبلا هیچ وقت به این اندازه این مشکل رو نداشتم

    ما سه ساله ازدواج کردیم،زندگی و رابطه خوب و درامد خوبی از لحاظ کاری داشتم، از اول هم این باور رو داشتم که دوست دارم بهترین زندگی رو با همسرم دوتایی بسازیم و خوشحال و خوشبخت باشیم، کاری که کردم از اول در همه مسائل مالی همسرم دخالت کردم، البته خودش هم استقبال میکرد(با اینکه نظر شخصیش این بود که خانم ها درآمدشون ماله خودشونه و آزادی مالی و کاری دارن و این در حد شعار نیست واقعا طرز فکرشه)، تا اینکه چند ماه پیش بخاطر پول زیادی که باید بخاطر مسکن جور میکردیم و واقعا مبلغ زیادی بود به چالش برخوردیم‌، من سعی کردم آرامشم رو حفظ کنم و رفتم تو دل ماجرا و به سختی و میتونم بگم واقعا به کمک خدا و با معجزه اون پول رو در عرض 2 هفته جور کردم و تحویل دادم، اما بعد از اون ی احساس اضطراب و ترس تمام وجودم رو گرفته، همش احساس کمبود دارم، احساس نا امنی میکنم و اینا باعث شده که نتونم کار کنم(یعنی ورودی مالی نداشتم)، فقط به فکر پس انداز م و حساب کتاب مالی میکنم، از اینکه اصلا همسرم اجازه میده از مسایل مالیش بدونم، شاکی ام و روحم خیلی خستست، دوست ندارم تو کاراش دخالت کنم اما از طرفی میدونم عواقبش با خودمه و کنترل گر شدم، باور کنید خیلی سعی میکنم روی باورهای مثبت ام کار کنم، تمرین انجام میدم، چند روز خوبم ولی باز هم واقعیت زندگی خودشو بهم نشون میده و احساس کمبود و فقر میکنم(با اینکه در حد متوسطی داشته های مالی دارم، اینم بگم که از صفر با کار کردن روی خودم و بدون سرمایه طبق گفته های استاد کارمو شروع کردم و کلی موفقیت بدست آوردم)،

    دیگه چطور میتونم باور فراوانی رو درستش کنم، یک جایی از استاد شنیدم که میگفتن باید الگوی فراوانی رو همه جا ببینید و سعی کردم ببینم ولی هنوز حل نشده، و مطئن هستم که ترمز اصلیه زندگیمه و من دارم تحملش میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    با سلام

    من در دوران نوجوانی به وسواس نجسی پاکی و اضطراب شدید گرفتار شدم طوریکه در شهر دانشکاهم به سختی زندگی میکردم و در را با پا وامیکردم که دستم نجس نشه و جاهای دیگر رو نجس نکنم مدت دوسال هم وسواس داشتم هم اضطراب بی مورد هم تکرر ادرار یعنی هرکه جای من بود یه بلایی سر خودش میاورد. من حتی به سیگار هم روی نیاوردم.البته دکتر میرفتم و آزمایش میدادم ولی نرمال بود تا جاییکه آخرین دکتر گفت بهش فکر نکن.منم از اون روز به بعد تکررم خوب شد.بعدش نوبت وسواس بود خیلی زجرآور بود با همه رو میزدم مثلا به یک آخوند گفتم گفت توجه نکن ولی نمیتوانستم من دوسداشتم یکی با قدرت بگوید که اگرم نجس هست اهمیت ندارد و گناهی نمیکنی و نمازهایت قبول است.بعد از دوسال تحمل بالاخره نتونستم تحمل کنم و رفتم داخل اتاق و سر خدا داد و فریاد زدم و هق هق گریه میکردم و میگفتم این چه وضعیست خسته شده ام.گریه میکردماااابعد 3 دقیقه یک آرامش عمیقی وجودم را فرا گرفت. وقتی در را باز کردم یک آدم دیگری بودم.دیگر وسواس نداشتم.به هیچ عنوان.

    حالا نوبت اظطراب مزمن بود که همش دلپیچه داشتم ضربان تند قلب ترس و تشویش.اونم چند سالی دکتر روانپزشک رفتم ولی فقط قرص میدادند آخر هدایت شدم به دکتر گیاهی و با تشخیص دکتر شروع به پاکسازی خونم کردم و طی 8 ماه اضطراب به کلی برطرف شد و رفت پی کارش.

    اینم تجربیات من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    لیلا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2667 روز

    سلام استاد عزیز و گرانقدر

    سلام دوستان عزیز

    وای استاد به چه نکته مهم اشاره کردید .هر وقت حس کردید موضوع نادرست نپذیرد که همینه،واقعا همه اینا ازپیش فرضهای ما میاد چون دکتر ،مکانیک،متخصص هر حرفی میزنه وحی منزله، نه بابا اونها هم انسان هستن چون خودم همیشه مشکل داشتم همیشه یه درصد خطا رو بزاریم.ودیگری اینکه ما در تشخیص صبر و تحمل همیشه به خطا رفتیم جایی که باید صبر میکردم عجله داشتیم می‌گفتیم نباید تحمل کنیم وجایی که نباید تحمل می‌کردیم صبر پیشه میکردیم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مرتضی گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    سلام

    استاد عزیز واقعا لذت بردم وامیدوارم به مسیر درست هدایت بشم به کمک الله

    13سال در یه شرکت کار میکردم که اصلا از کار ودرامد هیچ لذت نمیبردم

    با فشار وفقط به خاطر تایید خانواده شبانه روز برای شرکت کار کردم تادرامد بیشتری کسب کنم جسمم اسیب دید و سلامتی من به خطر افتاد با همکاران به اختلاف برخوردم خیلی شدید در حدی که ماهها تنها بین تعداد زیادی کار میکردم این فشارها منو مجبور کرد که ادامه تحصیل بدم تا شاید شرایط بهتری تو شرکت پیدا کنم با فارغ التحصیلی تو مقطع لیسانس تو شرکت توفیقی بدست نیاوردم اما تکاملی پیدا کرده بودم اونم اینکه کسب و کار شخصی ایجاد کنم اما ترسها نمیگذاشت تا اینکه با درگیری با مدیر واحد که اونم هدایت خدا بود به فکر استعفا افتادم ودر کمترین زمان انجامش دادم هیچ ایده ای نداشتم به پیشنهاد یکی از دوستانم به صورت شراکتی با دو نفر دیگه مغازه میوه فروشی رو استارت زدم

    با استاد و گفته های ایشون در مورد قوانین اشنا بودم و از طرفی رشته تحصیلی من مدیریت کسب و کار هست که با توجه با اینها ونداشتن سرمایه مالی اولیه و نداشتن تجربه از این شغل شراکت رو پذیرفتم چرا که یکی از شرکا 14سال سابقه میوه فروشی رو داره واعتباری در میدان برای خرید بدست اورده فرصت خوب دیدم حالا پس از گذشت 10ماه از شروع این کار میبینم از طرف اون یکی شریک شرایط سختی رو که تو شرکت تجربه میکردم دارم دوباره اینجا تجربه میکنم پس چرا؟؟

    استاد میگن تحمل یا صبر

    یعنی من دارم صبر میکنم تا تکاملم رو طی کنم!!

    یا تحمل میکنم به خاطر درامدی که بدست اوردم از دستش ندم یا ترس از جدایی ومستغل شدن یا کمک به این دوستم تا اونم خوب بشه وکاسب خوبی بشه

    بیشترین وظایف این کسب و کار بر عهده منه به غیر از خرید که توسط این دو در میدان میوه وتره بار انجام میشه

    از طرفی من در حال بر طرف کردن بدهیهای گذشته هستم به لطف خدا خیلی هارو هم پرداخت کردم چیزی نمونده اصلا فکر دریافت وام رو هم نمیخام بکنم و سرمایه مالی رو ندارم جدا بشم اما تجربه فروش چیدمان وگرداندن مغازه رو الان دارم امید دارم میشه چطور نمیدونم!!

    خدایا برای دیگران کار کردنم

    خدایا شریک کاری گرفتنم

    خدایا ترس از شروع کارم

    خدایا ترس از مستغل شدنم روی پای خودم بودنم

    نکنه شرک بودن و هستن

    خدایا عاجزانه مسیر رو بهم بگو هدایتم کن

    از شما سپاسگزارم که تجربه خودتونو بگید بهم

    از استادم سپاسگزارم که داره مسیر رو اموزش میده. بهم

    از خدا سپاسگزارم که هدایتم میکنه

    اینو به عنوان رد پایی از امروزم گذاشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمد حقی گفته:
    مدت عضویت: 3257 روز

    سلام به همگی دوستان

    استاد عباس‌منش عزیز و مریم بانو

    علی هستم (برادر محمد)

    داشتم کامنت دوست عزیزم آقای `علی شاکر` رو می‌خوندم که یه مطلب جالبی به ذهنم رسید و توی گوشم زنگ زد

    وقتی که من به زندگی خودم نگاه می‌کنم می‌بینم که چه مسائلی رو دارم تحمل می‌کنم؟!

    می‌شینم و اون‌ها رو برای خودم می‌نویسم

    و می‌بینم مثلاً من به خاطر بی‌پولی یه سری از مسائل رو دارم تحمل می‌کنم در صورتی که اصلاً نباید اینجوری باشه

    این مسائل یک سری خواسته‌ها رو درون من ایجاد می‌کنه و من سعی می‌کنم که با توجه کردن به آزادی مالی و فراوانی این خواسته رو درون خودم برآورده کنم

    خوب تا اینجا سهم ذهنم بود از اینجا به بعد کار من چیه؟!

    یادم نیست استاد توی کدوم فایل میگه اما میگه که تا شخصیت ما عوض نشه نتایج ما در زندگی هم عوض نمی‌شه

    حالا من چطور می‌تونم این شخصیت خودم رو بزرگتر کنم تا به خواسته‌هام برسم؟!

    من باید در کار خودم متخصص بشم (تمام چیزهایی که برای گل و گیاه لازمه رو بدونم از جمله بیماری‌های گیاهان، از مدل‌هاشون، از تنوع طراحی فضای سبز داخلی، از طراحی فضای سبز بیرونی و …)

    اگر می‌خوام سایت موفقی داشته باشم و هر روز از طریق این سایت سفارش بگیرم باید تلاشم رو بکنم که مقالات ارزشمند داخل اون بزارم،محصولات خوب داخل اون قرار بدم، روی بحث موبایل فرندلی بودن اون کار کنم و…»»» خلاصه که باید زمان و تمرکز روش بزارم

    یکی دیگه از خواسته‌های من اینه که توی اینستاگرام پیج موفق و پرفالووری داشته باشم برای اون هم باید دقیقاً همین کارها رو انجام بدم

    به طور خلاصه من باید هر روز به نتیجه‌ای که دوست دارم فکر بکنم و ایده‌هایی که بهم الهام می‌شه رو انجام بدم و دقیقاً به قول استاد صبر داشته باشم با ایمان که این مسیر درسته و جواب میده

    استاد جان ممنونم از شما که این فایل ارزشمند رو روی سایت قرار دادیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمد شادی گفته:
    مدت عضویت: 1121 روز

    بادورود به استاد عزیز وخانوم شایسته محترم .

    این فایل نشانه امروزم است .در مورد بحث تحمل این فایل که همون به نحو ی این مورد برایمان پیش اومده ولی متاسفانه خیلی وقتها فرق تحمل یعنی باصبر رو نمی‌دانیم .تحمل هر اتفاقی که می افته به جای اینکه بگردیم راه حلش رو پیدا کنیم ولی به اشتباه فکر میکنیم که داریم صبر میکنیم ولی در واقع ما داریم تحمل میکنیم .اینها همه از نااگاهی ماست چون اگر نخواهیم که تحمل بکنیم خداوند مسیر وما نشان خواهد داد.

    استاد چقدر اون بارونهای اونجا رو دوست دارم چون واقعاً عالیه باتشکر از تمام دوستان وزحمت کشان سایت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1171 روز

      بهترین هدایت برای شما فامیلی شماست…چقدر زیبا…

      هر موقع احساس شادی داشتی بدون که داری صبر میکنی و هر وقت احساس بدی داشتی بدون که در مورد اون موضوع داری تحمل میکنی و چقدر راحت میشه نقش هدایت خداوند رو دید در زندگی با احساس…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    رضا ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 699 روز

    سلام

    این فایل بینظیر بود . یکی از اصلی ترین پاشنه های آشیل من همین یه نکته بود و چقدر من بابت همین قضیه تحمل اذیت شدم و به اشتباه فکر میکردم دارم صبر میکنم و خلاصه قراره قضایای زندگیم با تحمل موضوعی حل بشن . خیلی ویدیو عالی بود متشکرم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    الهه عالی گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    استاد عزیزم شکر گزار خداوندم که شاگرد شما هستم.

    این فایل عالی بود .طبق حرف های خودتون تو یه فایل.

    که گفتید

    هیچ چیز و به قطعیت نپذیر .همیشه بگو بهتر از این چی

    این جمله که من پذیرفتم

    از سر راه خودت برو کنار

    هیچ چیزی بیرون نیست

    همه چی از درونه .پس تحمل نکن

    باورهاتو عوض کن ازسر راه خودت برو کنار

    دوستون دارم ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سمیرا سعیدی گفته:
    مدت عضویت: 1992 روز

    سلام به استاد عزیز سلام به مریم جان پر مهر سلام به دوستان عزیز سایت، سلام به پرادایس زیبا و نورانی ، سلام به ابرهای تو در توی سفید و پنبه ای، سلام به دریاچه رویایی پر از برکت، سلام به آفتاب پشت ابر، سلام به درختان بلند قامت و سبز ، سلام به چمن های خوش رنگ تمیز و مرتب پرادایس، سلام به آفریده زیبای خدا اسب زیبا و بز با نمک پرادایس، سلام به کلبه پر از عشق وسط دریاچه، سلام به دوردست های امید در فلوریدا و سلام بر باران و سلام بر عشق

    استاد چه موضوعی رو مطرح کردین

    قدر تأمل برانگیز بود چقدر به فکر فرو رفتم تو زندگیم چرخیدم چه تحمل ها که نکردم و به اسم صبر تو ذهن خودم جا انداختم ولی پر از رنج بود برام و حتی استناد از قرآن برای خودم می آوردم که ( ما انسان رو در رنج آفریدیم) چه مضحک بود این توجیه

    سالها بی پولی و فقر رو پذیرفتم و تحمل کردم سالها نخوندن رو به دلیل حرام بودن در ایلام و دین رو پذیرفتم با زجر، سالها حال بد و سرویس دادن زیادی رو تحمل کردم به دلیل اینکه پذیرفته بودم رسالت من کمک به دیگرانه، سالها بی حرمتی و نادیده گرفتن رو تحمل کردم به دلیل پذیرفتن اینکه بزرگتر هستن پدر و مادر هستن و اشکالی نداره، سالها پذیرفتم جسمم ضعیفه و نمیتونم زیاد کار کنم و تحمل کردم ، سالها پذیرفتم که حجاب اجباریه و خدا من و اینجوری بیشتر دوست داره در صورتی که فقط با عذاب تحمل میکردم و بهم سخت می‌گذشت چون قلبن حجاب رو دوست نداشته و قبول نداشتم با وجود اینکه عاشق مد و فشن و بسیار با استعداد در طراحی لباس بودم، سالها آزادیم رو از دست دادم و تحمل کردم به اسم صبر که خدا راضیه و اون دنیا جوابم رو میده ، در صورتی که همه ی اینها رو فقط با نپذیرفتن می‌تونستم تغییر بدم و الان در جایگاهی صدها برابر بهتر از الآنم باشم

    اما خودم رو سرزنش نمیکنم چون من اون موقع آگاهی نداشتم و الان هزاران بار و هر لحظه خدارو شکر میکنم برای آگاهی هام و مسیر درستی که پیدا کردم و حال خوبم و از شما خیلی سپاسگزارم که باعث شدید جان دوباره ای بگیرم استاد، و ممنون که دلتون نمیاد تنهایی لذت ببرین و ما رو هم سهیم میکنید در دیدن لحظه های ناب زندگیتون. آنقدر منظره زیبا بود من کلن حواسم پرت میشد و باید صوتی گوش بدم دوباره و دوباره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مهدی وثیقی ادب گفته:
    مدت عضویت: 1799 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    خدارو صد هزاران مرتبه شکر به خاطر این که منو هدایت کرد که این فایل فوق‌العاده رو ببینم و خدارو صد هزاران مرتبه شکر به خاطر استاد عباسمنش که با عشق و تمام وجودش برای هزاران هزار نفر فایل آماده میکنه و خدا رو صد هزاران مرتبه شکر به خاطر دستان مریم بانو که به این زیبایی بهشت رو به ما نشون میده چقدر دیدن ابرها برام لذت بخش بود چقدر دیدن زیبایی های اونجا گلها درختها برام لذت بخش بود و دیدن اون بارون زیبا برام بینهایت لذت بخش بود و خدا رو به خاطرش بینهایت سپاسگزارم و شما رو تحسین میکنم استاد عزیز .

    خیلی ساده و شفاف برامون معنی صبر و تحمل رو توضیح دادید

    صبر یعنی قدرت که توش امید و توکل به خدا هست و مطمئن باشی که این صبر حتما نتیجه میده

    اما تحمل یعنی پذیرفتن شرایط سخت و قبول کردن این که جز این راه هیچ راه دیگه ای نیست .

    هرجایی که صدای قلبمون رو نشنیدیم شرایط نادلخواه برما ما حاکم شد و پذیرفتم که همینه چون باور کردن .

    اگر باور کنیم اونجایی که ما فکر می‌کنیم راهی نیست خداوند راه را باز می‌کند هیچ چیزی رو تحمل نمی‌کنیم باور کنیم که خدا‌ند از بینهایت طریق راه میتونه مارو هدایت کنه و به راحتی هدایت میشیم .

    چون مارو به حال خودمون وا نگذاشته و هر موقع که هدایت بخوایم هدایت میشیم فقط باید ایمانمان را نشان بدیم .

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و سعادت مند در هر دو جهان باشید .

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: