اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آیا مردم پنداشتند همین که بگویند ایمان آوردیم [کافی است و] رها میشوند و مورد آزمایش [در چالش با موانع و مزاحمتها] قرار نخواهند گرفت؟
((عنکبوت 2))
باور داشتن به گفتن و تکرار الکی نیست و نتایج نشون میده که ما چقدر باور کردیم
الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟
((در هر کاری که وارد بشم و علاقه داشته باشم رشد و پیشرفت خوبی میکنم ،در هرکاری که علاقه داشته باشم خیلی خوب یاد میگیرم ،در هر کاری که علاقه داشته باشم ایده های خوبی میدم و خیلی خلاق هستم )) این باور باعث شده که اگر کاری را دوست داشته باشم و بخوام آغازش کنم خیلی آسون انجامش بدم و خیلی هم خوب متوجه میشم و یاد میگیرم مثلا وقتی برای اولین بار با یک نوجوان اوتیسم شروع به کار کردم خیلی خوب باهاش ارتباط گرفتم و خیلی خوب باهاش رفتار داشتم و به مدت 6 ماه در کنارش زندگی کردم و خیلی همه چی خوب پیش میرفت یا مثلاً وقتی رفتم تو کار فروشندگی عرقیات سنتی باور داشتم که کار یاد میگیرم و در مدت بسیار کمی اطلاعات خوبی کسب کردم و با افراد رابطم خوب بود و هم خوب میفروختم و هم خوب راهنماییشون میکردم که بعدش اعتماد به نفسم بیشتر شد و حدود دوسال هم در یک موسسه آموزش طب سنتی را گذروندم و بعدش به چهره شناسی علاقه مند شدم که در اون کار هم خیلی حرفه ای شدم به شکلی که استاد اون طب بهم یک کتابی داد و گفت این آخرین نسخه از این کتاب و چون تو خوب یاد گرفتی به تو میرسه تو خیلی دیگه از کارهایی که بهش علاقه داشتم و شروع کردم خیلی موفق شدم و رشد کردم
ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟
یکی از باورهای محدود کننده که خیلی هم مخفی بوده و خودش در لایه های زیر مغز پنهان کرده بود این بود که نمیتونم از علاقم کسب درآمد داشته باشم به خاطر همین تا خود الان مدام در کنار این که میخواستم علاقم را پیش ببرم به دنبال کار دیگه و کسب درآمد از یه طریق دیگه ای بودم که خدا را شکر از بینهایت طریق خدا داره کمکم میکنه که بهتر بتونم خواستم را مشخص کنم و این باور روش کار کنم
البته به طور کلی خیلی باید روی باورهای مالی و خود ارزشمندیم کار کنم چون دقیقا تو خانواده و جامعه ای بودم که مدام بی ارزشی و باورهای کمبود روتین زندگیمون بوده
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
روز هشتم تعهد
اگر یه باوری به ما کمک کند برای پیشرفت مثل داستانی که استاد در فایل گفتن، یا مثلا من و خانواده و اجداد من چون بختیاری هستیم بنیه فوق العاده قوی دارم و همیشه سالمیم، این باور درست نیستا افسانه است ولی به طرف کمک میکنه به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفت کردنشه، در خدمت قدرتمند شدنشه،یک باور قدرتمند کنندست.
حالا بیام ببینم توی زندگیم چه باورهای قدرتمند کننده ای دارم که باعث شده به خاطرشون پیشرفت کنم؟
اغلب ما باورهای محدود کننده داریم. خیلی کم همچین باورهای قدرتمند کننده ای داریم.اغلب اینطور نیست و همش اینطوری بودم به این دلیل که تو این شهری، زنی، در این کشوری… خوشبخت نیستیم اینام درست نیستا واقعی ولی به ضررمونه برعلیه ماست. حالا اگه یه سری باور داشته باشیم که اونام درست نباشه ولی به نفع ما عمل کنن و باعث پیشرفت ما بشه هیچ اشکالی نداره خیلیم خوبه
باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه بارها و بارها تکرار میشه و یقینه. یعنی یه چیزی که ادم جز این رو قبول نداره. میگه این است و جز این نیست. به این میگیم باور. باور یک اطمینان قلبی در مورد یک موضوعیه
ما در مورد موضوعات مختلف یه سری باور داریم که کمک کننده نیستند. چی میشه که یکسری باورهایی داشته باشیم که کمک کننده باشن؟ برای پیشرفت و موفقیت.
باورهای محدود کننده ثروت:
من اگر ثروتمند بشم از خداوند دور میشم
آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی نیستند
اگر که ثروتمند بشم باید بشم کمیته امداد همیشه مردم ازم کم میخوان
هرکه بامش بیش برفش بیشتر، هرچقدر وضعم بهتر بشه دردسرام هم بیشتر میشه مشکلاتمم بیشتر میشه
من به این دلیلی که تو خانواده ثروتمند بزرگ نشدم نمیتونم ثروتمند بشم
قدیما میشد به راحتی ثروتمند شد الان نمیشه دیگه همه فرصتها رفته
در واقع هیچ اشکالی نداره اگر یکسری باور کمک کننده داشته باشیم ولی ریشه علمی نداشته باشه و واقعی نباشه خیلیم خوبه و به ما قدرت میده و کمک میکنه
اگر ما باور داشته باشیم که توی یک سری زمینه ها مثلا استعداد ذاتی داریم مثلا در رهبری، در ریاضی یا هرچیزی، اگر از بچگی همچین باوری بهت داده باشن که تو ساخته شدی برای فلان شغل مثل معلمی یا ریاضی یا پزشکی،در واقع یک باوری که به من کمک کنه که من یک برتری ذاتی توی این زمینه دارم یا مثلا قدرت بدنی قوی دارم اینها باورهای فوق العاده ای هستن که میتونیم روشون سرمایه گزاری کنیم
ما میتونیم باورهایی رو پیدا کنیم که بهمون این کمک رو بکنه که من این استعداد رو دارم برای پیشرفت و بعد بریم سراغش
اگر من یک هدفی داشته باشم، یه خواسته ای دارم یه هدفی دارم و باورهای مناسبی برای رسیدن به اون خواسته دارم خیلی راحته رسیدن به اون هدف
مثلا من باور دارم که خیلی تیم و سریع توی هر زمینه ای به خصوص آرایشگری با یک بار دیدن یاد میگیرم و اینو واقعا باور دارم. بارها هم شده مثلا رو کوتاهی مو آقایون رو دست آرایشگر نگاه کردم و موهای شوهرم رو براش زدم و خوب شد. یا مثلا توی درس خوندن بارو داشتم سریع یاد میگیرم یکبار یک مسئله برام توضیح داده میشد به راحتی مسائل بعدی شبیهش رو حل میکردم
باید ببینم چه باورهایی رو میتونم ایجاد کنم که کمکم کنه برای پیشرفت کردن
مثلا تو مسائل مالی دیدم که خواهرم باور داره هیچوقت بدون پول نمیمونه و اینو صدها بار نشونمون داده مثلا یهو از یه جایی براش یه کارت هدیه شارژ شده یا از سال قبل باقی مانده کارانه یادشون رفته حالا واریز کردن و از این دسته چیزا. حالا منم باید بیام برای خودم این باورهای این شکلی درباره ثروت بسازم
مثلا استاد این باور رو خودشون ساختن که من ساخته شدم برای تاثیر گزاری روی دیگران. این باوری نبود که از بچگی براش ساخته بشه بلکه آگاهانه ساختنش. در واقع وقتی شروع کنیم به کار یه سری نتایج میاد یه سری نتیجه میگیری و این باوره رو هی بالا میاری که من ساخته شدمبرای این کارها. این باعث میشه هی انگیزه بگیری برای پیشرفت کردن برای بهتر کار کردن برای بیشتر کار کردن
حتی اگر بقیه بگن تو فکرمیکنی که تو استعداد داری در فلان کار هیچ اشکالی نداره و نباید برات مهم باشه و نپذیر و مدام این باور رو باور کن
اون چیزی رو که میپذیری اتفاق میوفته برات
چه چیزایی رو پذیرفتی و باور کردی که داره بهت ضرر میزنه؟
وقتی توی ذهنم یه چیزی رو باور دارم یه موضوعی رو باور دارم که به ضررم هست درواقع توی ذهنم از همون اول خودم رو دیدم که به نتیجه نمیرسم قبول کردم که به نتیجه نمیرسم
مثلا استاد از همون اول میگن هیچ تصویری از خودشون نداشتن تو ذهنشون که ثروتمند میشن هیچ احتمالی نمیدادن
وقتی ما به صورت بنیادین باور داریم که از لحاظ مالی هیچ پیشرفتی نمیکنم اصلا نمیتونیم تصویرش رو بسازیم تو ذهن که در آینده شرایط مالی خوبی داریم
اما اگر درک کنم بفهمم و باور کنم که اون چیزی رو که میپذیرم و باور میکنم تبدیل میشه به واقعیت زندگیم اونوقته میام یکسری باورهای جدید ایجاد میکنم که کمک کننده باشه
بیام بشینم از خودم بپرسم که چرا من پذیرفتممن ادم با ارزشی نیستم؟
چرا خداوند انسانهای ثروتمند رو دوست نداره؟
چرا پذیرفتم من انسان گناهکاریم و خدا منو دوست نداره؟
چرا پذیرفتم چون من تو این شهری کوچیک کار میکنم مجبورم به دستمزد خیلی کم راضی بشم در صورتی که کارم عالیه؟
چرا من پذیرفتم پیشرفت مالی نمیکنم در صورتی که همین الانش شوهرم به هدایت الله میلیاردها تومان پول ساخته ولی همین باورهای اشتباه هنوز اجازه ورودش یکجا بهشون ندادم؟
بشینم ببینم من چه چیزایی رو پذیرفتم و باور کردم که داره بهم ضربه میزنه.
اونوقت میبینم که وقتیکه شروع میکنم به تغییر باورهام جهان نشانه ها رو میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این باور ساخته شده رو . باور میکنم که ثروت ساختن کار آسونیه؟ جهان یکسری نشانه ها یکسری افراد رو سرراهت قرار میده که باور پذیرتر بشه برات که آره ثروت ساختن کار آسونی و اونوقت هدایت میشی به ساخت اسان ثروت
جهان آنچه رو که من باورش میکنم تایید میکنه
بشینم ببینم چه باورهایی هست که میشه تغییرش بدم و جایگزینش کنم با باور قدرتمند کننده
اجازه ندم کسی به من بقبولانند یکسری باورهای محدود کننده را
بیام ببینم چه باورهایی رو میتونم در ذهنمون ایجاد کنم که کمکم کنه حرکت کنم. وقتی که من باور داشته باشم توی موضوعی میتونم پیشرفت کنم حرکت میکنم
مثلا الان یادم افتاد زمانیکه کار درمان مو رو شروع کردم هم وضع مالی نسبتا خوبی داشتیم هم بچه خیلی کوچیکی داشتم 9ماهه بود. ولی باور کردم که میتونم و تو همون شرایط رفتم آموزش دیدم و خیلیم زود شروع کردم. انقدر باور داشتم که همون شب وسایلش رو خریدم اینم از همون سرچشمه میگیره که من توی کارای آرایشگری خوب عمل میکنم و با یه بار دیدن به خوبی یاد میگیرم.
اگر آدم به یه موضوعی باور داشته باشه و اون باور قدرتمند کننده باشه احتمال بسیار زیادی داره که در موردش تلاش بیشتری بکنه، در موردش حرکت کنه،در موردش مطالعه بیشتری بکنه، در موردش رویاپردازی بیشتر بکنه در موردش تجسم بکنه ،ببینه خودش رو که پیشرفت کرده ،ببینه خودش رو که به اون موفقیت رسیده
اگر که یک فردی برای هدفی تلاش بکنه ولی باور محدودکننده داشته باشه قبل از اینکه بهش برسه باخته. چون تو ذهنشون پذیرفته که بهش نمیرسه چون مثلا فلان ژنتیک رو ندارم
برای همین مهمه که هر حرفی رو که میشنوم اصلا مهم نیست که کی گفته باشه، دکتر، پزشک، دانشمند پدر و مادر شوهر یا هر کسی گفته باشه، اصلا به این فکر نکنم که اون طرف کیه و چی میگه. به این فکر کنم که این حرف این وردی داره به من ضرر میزنه یا کمک میکنه جدا از اینکه در چه صورتی از نظر علمی درست باشه
ببینم چه چیزهایی رو میشنوم. چه کسایی رو دارم دنبال میکنم چه حرفایی دارن به خورد ما میدن. یکسری حرفارو نباید اصلا بشنویم برا همینه که کنترل ورودی مهمه
وقتی یه نفر بیاد بگه تو توی فلان موضوع خیلی خوبی ولی فلان موضوع نه خوب عمل نمیکنی، ذهن ما اون چیزای خوب رو قبول نمیکنه ولی اون چیزی که میگه خوب نیستی و یا عملکردت خوب نیست رو قبول میکنه برای همین باید مراقب ورودی هامون باشیم
توی هر موضوعی باید بشینم ببینم چه چیزی رو پذیرفتم و ببینم بهم کمک میکنه یا آسیب میزنه و اونارو که خوب نیستن تغییر بدیم.نپذیرمشون.
بیام ببینم چه چیزهایی هست که ترس رو درونم ایجاد میکنه توی بحث مالی؟ یا سلامتی
بیا بهشون حمله کن. بیا مثال هایی رو پیدا کن که مخالفش باشه
مثلا باور داری که افراد تو سن پایین نمیتونن به موفقیت مالی برسن؟ افرادی رو پیدا کن که تو سن کم به موفقیت مالی رسیدن
باور داری که تو ایران نمیشه پیشرفت کرد؟ برو آدمهایی رو پیدا کن که تو این به چه جاهایی رسیدن
سهیلا همیشه فکرکن به چیزهایی که میشنوی به چیزهایی که به خوردت داده میشه. ببین آیا داره بهت کمک میکنه یا داره بهت ضربه میزنه؟ اگه داره ضربه میزنه اصلا بهش توجه نکن در موردش بحث نکن. به جاش بیام باورهای مناسب رو ایجاد کنم توی ذهن خودم
بشینم آگاهانه باورهای قدرتمند کننده رو درونمایجاد کنم
آگاهانه تصمیم بگیرم حرف هرکسی رو نشنوم. هرچیزی رو نپذیرم.
هرچیزی که به ما احساس ترس میده، احساس نگرانی و ضعف میده یه باور محدود کننده. آنچه باور میکنیم در زندگی اتفاق میفته پس کنترل کنم ورودی ها
در واقع اگر باور کنیم همه باورهای قدرتمند کننده را به شکلی که تبدیل بشه به فکر غالب ذهنمون اونوقته که اتفاق میفته. اونوقت میبینیم که جریان ثروت تو زندگیمون تغییر میکنه همه چیز تغییر میکنه وقتی که باورهای ما تغییر میکنه
همه دنیا داره به افکار ما واکنش نشون میده داره به باورهای ما واکنش نشون میده
ما باید هرروز حرکت کنیم مستاصل نباشیم باورهامون رو بسازیم و حرکت کنیم.
یکباور بسیار مهم قدرتمند کننده:
همهچیز دست خودمه
خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم
هرچیزی رو که بخواممیتونم بوجود بیارم
افکار منه که داره اتفاقات رو رقممیزنه
وقتی اینو واقعه صددرصد بپذیرم قطعا زندگیم از این رو به اون رو میشه. اینجوری میام فکرای مناسب در ذهنمون ایجاد میکنم که هدایت بشم به نعمتهای بیشتر.اینطوری اون حالتی که نمیدونم از زندگی چی میخوام تموم میشه. وقتی اینو باور کنم که افکار من قدرت خلق اتفاقات رو داره من میشینم فکر میکنم که چی میخوام
اول کار بیام بشینم ببینم من توی این زندگی چی میخوام. یه پاورپوینت درست کنم از خواسته هام و هرروز به خصوص در شروع روزم مثه استاد ببینم هروز با احساس خوب .
بیام بشینم به خواسته هام فکر کنم ولی فقط به خواسته هام و هدفهامفکر کنم به چگونگی و چطور و امکان پذیریشون فکرنکنم
وقتی دارم به خواسته هام فکر میکنم بیامهرجا تا بهش فکر کردم ‘ولی’ اومد پشتش که بگه نمیشه ببینم اون ‘ولی’ از کجا نشات میگیره و پیدا کنم اون باور محدود کننده رو
چه اقداماتی انجام بدم؟
_اولین اقدام اینه که به پسرم باورهای خوب در مورد خودش، توانمندی هاش، جهان، خداوند، پول و فراوانی بدم
_روی این فایل اول به درک کامل برسم و بعد برمتعهد نهم. این فایل فوق العاده اگاهی داشت و نیازه من بشینمبیشتر گوش کنمبنویسم درک کنم و روی خودم پیاده کنم
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست با درود خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
باورهای زندگی ساز: امروز یه دوره ضمن خدمت محل کارم ترتیب داده بود، خدا شاهده چرت و پرتی مطلق
اول فکر کردم مثل دوره های استاد هست چقدر با ذوق و شوق نشستم پای کامپیوترم، اول که استادش خیلی دیر شروع کرد، بعد کلی وقت کشی کرد، بعدش از خودش کلی تعریف های الکی کرد و خلاصه من هم که کلی حوصله ام سر رفته بود کامنت نوشتم استاد موضوعات کاربردی بگید و خلاصه سرتون رو درد نیاورم ته کلاس رو 2ساعت زد و سر و ته این کلاس آبکی رو هم آورد
به همکارم گفتم خدا رحم کنه این همه باورهای نامناسب رو تو همین چند ساعت به خورد همکاران داد، همکارم گفت کدوم حرفاش باور محدود کننده بود منم فقط چند مورد که از همه بدتر بودن رو بهش گفتم و با منطق حرف اون استاد رو نقض کردم
می دونید می خوام چی بگم و هدفم از این داستان چیه، اگر ما توسط خدا به این سایت و آموزه های استاد هدایت نمی شدیم خدا می دونه چی سرمون می یومد
من که با سایت و مطالب نابشون زندگی می کنم زندگیم همه اش توحیده، زندگیم همش کنترل ذهنه
هرکاری می کنم می گم خدا این برای توئه و خودت بهترش کن
یه باور نابی که استاد یادمون داد اینکه هر کی هر جا هست جای درستشه دائم تو سرم می چرخه و به خدا می گم پس برای من همینطور که الآنم جای خوبی قرار دادی هر روز هم بهترش کن
من با باورهائی که از استاد یاد گرفتم دارم زندگی می کنم
از زمان بچگی باور های اشتباه زیادی در ذهن ما خورانده شده مثلا اینکه افراد ثروتمند به بهشت نمیروند یا اینکه اگر درس نخونی به جایی نمیرسی فلانی درس خوند و موفق شد شاید واقا بعضی از ماها برای درس خوندن ساخته نشده ایم و بهتر است روی استعداد هایمان کار کنیم استعداد هایی که در اعماق وجودمان باور داریم که انجام دادن ان کار برای ما مثل اب خوردن است(برای من از بچگی فروشندگی بوده که چون محل کار پدرم میرفتم باور دارم که استعدادی در کاسبی دارم البته که توی کار خودمان اشتباه زیاد کردم ولی درس شده
زمینه دیگری که از کودکی در ان استعداد دارم زبان انگلیسی است که از کودکی کلاس میرفتم و الانم استعدادم در این زمینه از خیلی افراد بیشتر است
البته که برخی استعداد ها ساخته میشوند مثل استعداد بینظرم در زیست شناسی زمانی که در دبیرستان بودم که متاسفانه با باور های نادرستم در مورد کنکور باعث شدم هدر رود من در ان زمان عاشق زیست خوندن بودم و نمرم از همه همیشه بیشتر میشد و به خودم افتخار کردم یا زمانی که تونستم وزنم رو از 89 کیلو برسونم به 67 به خودم باور پیدا کردم که میتونم لاغر کنم و بدنی عضلانی بسازم البته که خیلی جاها وا دادم و جا زدم ولی هنوز ادامه میدم
از دوران کودکی خاطرم هست که چه حرفهایی توسط بزرگترهایمان به ما زده می شد…. تو… به درد این کار نمیخوردی… تو عمرا بتونی قبول بشی.. تو… نمیتونی امتیاز بیاری….. تو نمیتونی فلان مسابقه رو ببری…. چراااااااا… چون تو تنبلی… چون تو عرضه نداری… چون تو نمیتونی با بچه فلانی مسابقه بدی… اون خیلی قویه… اون خیلی زرنگه… اونا خانوادگی قوی ن…. یا فلانی 7 ساله باشگاه میره…. فلانی تو مسابقات باشگاهی رقیب نداره….
از دوران کودکی حسابی ترمز مارو کشیدن… هی باورهای مسدود کننده و بازدارنده برای ما ساختن و مارو به زمین میخ کردن
یادمه 17 سالم بود مسابقات پینگ پونک راه انداخته بودن و منم رفتم ثبت نام کردم.. هرکی رسید گفت بابا بیخیال تو نمیتونی اینا خیلی قوی ن… خلاصه من شرکت کردم و رسیدم به 10 نفر برتر… باز بردم و رسیدم به 4 نفر اول
حریفم یه پسر ریزنقشی بود… دوستام گفتن… مهدی این رقیبت سیدرضا خیلی قویه و هیچ کسی نتوسته شکستش بده تا اینجا بدون شکست اومده بالا و از این حرفا… اما چون به خودم ایمان داشتم برام خیالی نبود…. روز مسابقه دیدم کل باشگاه طرفدار اونن و منم و چندتا از دوستام.. خلاصه مسابقه شروع شد و 3 ست پشت سرم بردم و رفتم برای اول و دومی…
دوستام شاخ درآوردن.. دمت گرم.. فکر نمیکردیم اینجوری بتونی برنده بشی… من باور نکردم که اون قوی تر از منه برای همین رفتم تو دل مسابقه و تونستم با اختلاف خیلی بالا ببرمش.///
این روزها خیلی ها با این باورها عقب نشینی میکنن و دیگه پیش نمیرن.. بقول استاد مسابقه نداده باختن…
باورهایی که اونها را می پذیریم.. مثل باند پرواز فرودگاه یا طناب بسته شده به پای بچه فیله… اگر بپذیریم که می تونیم پرواز کنیم و یا نمیتونیم حرکت کنیم…
من باور کردم و باور دارم یک سازنده هستم… خالق زندگی خودم.. خالق بهترین ها برای خودم و خانواده م… بهترین هارو با بهترین کیفیت… من باور ندارم دیگه هیچ محدودیتی برای من نیست… هیچ ترمز نمیتونه جلوی پیشرفت منو بگیره.. به همه چی که بازدارنده ست مثل یه آدم کر و لال نگاه میکنم و رد میشم.. انگار نبوده و نیست
استاد از راهنمایی شما بسیار سپاسگذارم و ممنونم از رهنمودها و آموزشهای شما
استاد جانم من مطالب رو کوتاه میکنم که شاید یک سری دوستان وقت بکنن تمام کامنت هارو بخونن
استاد جانم من مادرم یه باوری داشتن که هر موقع پول میدادن برم خرید میگفتن مادر تو پول کم نمیاری چون پول بابات با زحمت کشی در اومده و برکت داره
من تا این سن 25سالگی هنوز دارم درجا میزنم با اینکه از 16سالگی چند شغل مختلف رو شروع کردم خوبم پول درمیاوردم ولی باید واقعا خیلی کار میکردم .
تا اینکه فهمیدم باید باور هارو تغییر داد و تو یک فایلی فرمودین باید باور هارو منطقی کرد واسه خودتون.
استاد جانم بنده یه چیزی فهمیدم که به نظرم خیلی درسته ؛
اسناد جان ریشه ترس، سختی،نگرانی ،استرس ، زحمت بیش از حد تمامش شیطان هستش
و ریشه الله اسانی، خوبی، راحتی و ارامش هستش
پس اینکه کاری توش سختی بیش از حد باشه ریشه شیطان داره و برکتی داخلش نیست
باخودم گفتم اگر قرار بود پول سخت برکت داشته باشه الان کارگر ها باید میرفتن سفره خارج و روز به روز پیشرفت کنن چون پولشون برکت داره دیگه پس باید رشد کنه، یا اینکه اگر پولی که سخت بدست میاد چرا همه فقیر هایی که سخت کار میکنن اخره ماه لنگ دوقرون دوهزار هستن مگه پولشون برکت نداره چرا نمیمونه اخره ماه پولشون؟ چون ریشه اون پول بدست اوردنه شیطانیه پس برکتی در کار نیست دقیقا هم داریم میبینیم
وثروتمندان که پول رو اسان بدست میارن روز به روز پیشرفت میکنن و سفر هایه خارجی میرن و اینقدر خوشبختن چرا حالا؟ چون اون پول رو به روش خدایی و از طرف الله بدست اوردن این ثابت میکند پولی که با اسانی (ریشه الله) بدست بیاد به شدت برکت داره
استاد جان بخدا اینو من شروع کردم هنوز دوماه نشده الان حقوق جایی که کار میکنم دو تومن افزایش داد همینجوری بدونه اینکه من جیزی بگم
این نشان میدهد این باور سمی باید روش کار بشه خیلی این باور کار داره و به نظرم پاشنه اشیل من اینجاست
خیلی ارادت داریم️
ارزوی خیر و برکت و رزق اسان رو برایه خانواده صمیمی عباسمنش دارم
خدایا هزاران بار شکرت که این فرصت رو بهم دادی تا بیام و بنویسم
خدایا هزاران بار شکرت
با اینکه قبلا این فایل فوق العاده رو گوش داده بودم اما این بار هم بشدت برام لذت بخش بود و بشدت پر از آگاهی های ناب
اصلا این داستان باور خودش به تنهایی دنیایی از آگاهی هستش
یعنی از هر دری به هر روشی بخوایم این قانون مقدس رو تشریح کنیم در کلمه به کلمه اش باور میزنه بیرون
اصلا چه خوب که اصلی ترین ریشه این قانون تو هر موقعیتی بخواد خودشو نشون بده
هی به آدم تلنگر میزنه
که آقایون و خانما
همه چی زیر سر من هستش و همیشه و همه حال حواستون به من باشه
کلا در تمامی شرایط کنترل ذهن داشته باشین که جایگاه من تزلزل پیدا نکنه چونکه هر چه دارین از من دارین.
و اون جمله طلایی استاد که ی سری باورهای سیمانی هست که از بچگی با پتک به زور به خورد ما دادن و ما الان همون خرابه هارو کردیم ریشه اصلی زندگیمون
و هر جا که داریم میزنیم جاده خاکی یا داریم سوخت میدیم قشنگ ریشه و شاخ و برگ اون باورها دارن میزنن بیرون
و خدایا هزاران بار شکرت بابت این مسیر مقدس این سایت مقدس و این استاد مقدس
و خدایا هزاران بار شکرت که ماها دنبال هدایت بودیم دست مارو گرفتی و گفتی مسیر اصلی اینجاست
خدایا هزاران بار شکرت که مارو لایق هدایت دانستی
و من این ی سال اخیر که دوره طلایی روانشناسی ثروت رو خریدم و خدارو شکر خیلی از باورهامو ریشه ای اصلاح کردن در تمامی جنبه های زندگیم رشد عالی داشتم.
و بهتره بگم بهترین و عالی ترین باوری که ساختم باور مقدس فراوانی هستش که خدارو هزاران هزار بار شکر این باور بشدت در زندگی من انقلاب کرده و منو از اون همه باورهای محدود کننده در هر زمینه ای نجات داد.
باورهای محدود کننده نه تنها خود باور به تنهایی زندگی رو نابود میکنه بلکه اون همه حس های حواشی هم خودشون آسیب زننده میشن
وقتی باور محدود کننده داری همش در عجله ای که بدویی و اون فرصت رو بقاپی
بدون اندیشه و تدبر تصمیم میگیری و اقدام میکنی
فک میکنی جز خودت دیگه اینجا کسی وجود نداره و خودتی که باید برای خودت آستین بالا بزنی و اقدام کنی
درک نمیکنی جهان متعلق به قدرت دیگه ای هست
فک میکنی بدون پشتوانه بدون بالا سری در مسیر زندگی رها شدی و باید فقط بدویی و تلاش کنی عجله کنی و سریع شکار کنی
اما وقتی باور فراوانی میسازی سراسر آرامش میشی سراسر رها و سر سپرده و میدانی که جهان سر و صاحب داره قدرت دست یکی دیگه هست
ابتدا و انتهایی وجود نداره
مسیر فقط مسیر عشق وحال و لذت هستش
سر نخ دست یکی دیگه هست
تلاش بیهوده ما فقط مارو از مسیر اصلی دور میکنه
عجله ای در کار نیست
رسیدنی در کار نیست
فقط باور داری که میرسی و انجام میشه عملا تو رسیدی و انجام شده
عملا برنده ای
خدایا هزاران بار شکرت
همین چند وقت پیش
حتی کم تر از ی ماه
ی همکاری بدون هیچ شناختی بدون هیچ معامله قبلی از بانه جنس فرستاد شیراز
و من باور داشتم که به راحتی نقد میشه
چون بارها خداوند خودش این حرکت رو زده بود
خودش اوکی کرده بود
خودش مشتری آورده بود
و خودش به جیب من سود رسونده بود
و هزاران هزار بار این اتفاق افتاده بود
دیگه جا برای شک و تردید نبود
استرس معنی نداشت
قیمت دلار و درهم که دیگه موضوع پوچ و بیهوده ای بود
چون دقیقا همین چند هفته پیش جنس اوکی شد تا رسید افزایش قیمت خورد و من سود عالی بردم
دیگه خدا چجوری خودشو ثابت کنه؟
دیگه من چجوری نتایج باورهامو ببینم؟؟؟
دیگه وقت بی انصافی من نبود
فقط دل بسپار
رها کن و بگو چشم
تو ساختی
تو مسیر هوار کردی
تو داری هر روز از بی نهایت طریق رزق میدی
من چیکاره ام سد بشم این وسط؟؟؟؟
چون هزاران هزار بار از راه های حکیمانه اش رزق داده بود
من چیکاره بود افکارمو محدود کنم؟؟؟
مگه میشد من مشرک بشم وسط کار؟؟؟
دیگه خدا گناه داشت من بزنم جاده خاکی
خدایا هزاران بار شکرت که تو خدای منی
خدایا هزاران بار شکرت تو خدایی میکنی
خدایا هزاران بار شکرت منو تو مدار دوره روانشناسی ثروت قرار دادی
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز دویست ونوزدهم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری
خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و تابلو های زیبای اتاقم و لحاف و تشک و بالش راحتم و فرش قشنگ اتاقم و لباسهای خوشگلم و…
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش پودر زعفران داشتم و واریزی هم داشتم
خدایا شکرت بابت اینکه 6 بسته پودر زعفران به نزدیکترین مسیر بردم 20 تومن کرایه دریافت کردم 120 تومن هم بابت پودر زعفران که جمعا 140 تومن واریز کرد مشتریم یه پسر حدود 12 ساله بود تو ساندویچی کار میکرد کلی تحسینش کردم گفت که اومدم یاد بگیرم یه خونه هست با مغازه 7 میلیارد اونو میخوایم بخریم و ساندویچی باز کنیم تحسین برانگیزه یه پسر 12 ساله این کارارو کنه
خدایا شکرت بابت اینکه 20 بسته پودر زعفران به کافه بردم به لیلا خانوم که مشتری دائمیمه و گفت میزنم به حسابت
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری هم پیام داده بود واسه پودر زعفران
خدایا شکرت بابت اینکه نیلا هنرجوم اومد و باهاش رقص کار کردم خوب پیشرفت کرده
خدایا شکرت بابت اینکه یه کیلو بازم گردوی خیس خریدم و خوردم و لذت بردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
چه موضوعی را باور کرده ای؟
استاد در مورد مقاله ای که خونده صحبت میکنه:
جامایکایی ها باور دارند به صورت ذاتی دونده هستند
دانشمند یونانی میگه اگر بولد (قهرمان دوی سرعت جهان )باور دارد که ژنتیک او فقط به دلیل برده داری بهتر شده است کاملا در اشتباه است البته من هرگز این را به او نخواهم گفت چون از قدرت فوقالعادش کم میشود
میگه این باوره با توجه به تحقیقاتی که ما کردیم اشتباهه ها ولی بهش نمیگم که اشتباه فکر میکنی چون اگه بهش بگم قدرتش کم میشه
استاد میگه اگه یه باوری به ما کمک کنه برای پیشرفت خب اونو بپذیریم مثل من به این دلیل که توی فلان کشور زندگی میکنم توانایی خیلی بالایی دارم من چون در فلان روز اسفند به دنیا اومدم ستاره شناسان گفته که تو ثروتمند میشی من به این دلیل که خال دارم رو اینجای صورتم باعث خوشبختیم میشه
این باوره درست نیستا اما به طرف کمک میکنه تا به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفتشه
مثلا چون ما ترک یا لر هستیم دندونام تا 100_ 150 سالگی سالمه
یا مثلا ما از لحاظ قلبی عروقی خیلی قدرتمندیم
یا من چون شمالی ام کشتی گیر به دنیا اومدم
خیلی کم پیش میاد این باورهای قدرتمند کننده رو داشته باشیم که کمک کنه بهمون
اغلب ما باورهای محدود کننده داریم و برعکسشو شنیدیم
مثلا ما به دلیل اینکه تو این کشور یا تو این خونواده به دنیا اومدیم به این دلیل که پدرم سرمایه اولیه نداشته و ... به موفقیت نمیرسیم
و این باورها به ضررمونه
اگه فرزند شما یه باوری رو داره که باور قدرتمندیه و باور غلطیه و مبنای علمی نداره باورشو خراب نکن
ما بمباران شدیم با باورهای محدود کننده
در مورد سلامتی مثلا میگیم چون مادربزرگم دیابت داشته و یا چون خانواده پدریم یا مادریم این مشکل سلامتی رو دارن پس منم سرطان میگیرم قندخون میگیرم
مثلا میگیم ما طایفه ای دندونمون خوب نیست و فلان مشکل رو داریم بیماری قلبی میگیریم و…
مادرم یا مادربزرگم ازدواج ناموفقی داشته پس منم اینطوری میشم
باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه
باور یعنی یه چیزی که با تمام وجودت باور داری قبولش داری باور یعنی یقینا میگی این هست و جز این نیست
باور یه اطمینان قلبیه
من بسیار بسیار باورهای محدود کننده در مورد ثروت داشتم مثل اگه ثروتمند بشم از خدا دور میشم ، ثروتمندان آدمای خوبی نیستند ، اگه ثروتمند بشم میشم کمیته امداد و مردم از من پول میخوان ، هر چقدر وضعم بهتر بشه دردسرام بیشتر میشه و من چون تو این کشور و خانواده بزرگ شدم نمیتونم موفق بشم ، قدیما میشد موفق شد الان نمیشه ، الان فرصت ها رفته و…
اگه شما یه باوری داشته باشی که اشتباه باشه ولی این باور قدرتمند کننده جواب میدهد
اگر شما باور داشته باشید که تو یه سری زمینه ها استعداد ذاتی دارید مثلا تو ریاضی رقص فلان ورزش و فروشندگی و…حتما اقدام عملی براش انجام میدی و واسش تلاش میکنی
مشخصا این باور واسه شما اتفاق میفته
مثلا تو خواستت اینه که بشی بهترین دانشمند فیزیک جهان و باورت این باشه که مغز من جوری سیم پیچی شده که فیزیک رو میفهمم و ساخته شدم برای فیزیک صددرصد موفق میشی
مثلا بگی من ساخته شدم برای رقص برای آشپزی و …
من استعداد دارم برای رقص و …
اون چیزی که میپذیری برات اتفاق میفته
چه چیزهایی رو پذیرفتید که داره به شما ضربه میزنه ؟
وقتی شما به صورت بنیادین باور دارین که نمیتونین ثروتمند بشین پس نمیتونین اصلا تصویرشم تو ذهنتون بسازید
من اومدم یه سری باورهای خوب ایجاد کردم و بعد اتفاق افتاد
شک کنید به باورهای محدود کنندتون که چرا من فکر کردم که آدم بی ارزشیم ؟ یا چرا فکر کردم که خدا منو دوس نداره و من ادم گناهکاریم ؟
چرا من پذیرفتم که خدا آدمای ثروتمند رو دوس نداره؟
چرا من پذیرفتم که استعداد بیزنس وومن شدن رو ندارم ؟
بشین فکر کن که چه باورهایی داری که بهت ضربه میزنه تو تمام زمینه ها
میبینی وقتی شروع میکنی به تغییر باورات جهان نشانه هایی میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این تغییره رو
وقتی باور میکنی ثروت ساختن آسونه نشانه ها و آدمایی رو میبینی که تایید میکنه این باورت رو
اون چیزی رو که باور میکنی برات اتفاق میفته
توی همه کارایی که کردم اولش باور کردم که میتونم بعدش حرکت کردم براش
اونیکه باور داره ژن تاثیر داره در برنده شدن اون قبل از اینکه مسابقه بده باخته
وقتی من چیزیو میشنوم به این فکر نمیکنم که طرف کیه به این فکر میکنم که آیا این باور به من کمک میکنه یا به من ضربه میزنه حتی اگه اوم جمله رو هاوکینگ دانشنمد معروف جهان گفته باشه
اگه یکی بگه ایرانیا ساخته شدن برای پول ساختن و موفقیت ، من قبولش میکنم
ببینید کیا دارن به شما باورای بدی رو میدن
آیا بهت کمک میکنه یا بهت ضربه میزنه؟
اگه آدم باهوشی باشید حواستون هست که چیو میشنوید و هرگز سراغ طالع بین و فال بین نمیرید
میگی من خودم خالق زندگی خودم هستم
من میخوام موفق بشم ولی
من میخوام بیزنس راه بندازم ولی
ببین این ولی ها چی میگه بهت
ببین چیا رو پذیرفتی ببین چه باورایی رو بهت خوروندن تو تمام زمینه ها
باور داری تو ایران نمیشه پیشرفت کرد برو آدمایی رو پیدا کن که تو ایران تونستند پیشرفت کنند (منطق پیدا کن و تغییر بده باوراتو)
بشینید آگاهانه باورهای خوبی رو برا خودتون بسازید
من خالق زندگی خودم هستم باور خیلی قدرتمند کنندیه بشین بساز
الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟
باور دارم که من سیستم ایمنی خیلی قوی دارم و انصافا خیلی کم سرما میخورم و خداروشکر خیلی به ندرت مریض میشم اگرم بشم زود درست میشم
باور دارم هر زخمی بدن من برداره خیلی زود درست میشه و ردش میره و همین اتفاق هم میفته
باور دارم چون پدرم دندوناش قوی بوده پس منم قویه دندونام و اصلا تا حالا دندون درد رو تجربه نکردم خداروشکر
یه باوری دارم که هر مشکلی هم بیاد تهش اینه که حل میشه خدا کمک میکنه و همین اتفاق هم میفته
یکم که باور کردم ثروت ساختن آسونه این شد که من خیلی راحت پول کسب کردم و میکنم البته بر اساس اون مداری که توش قرار دارم
خیلی به من گفتن به مادرت رفتی لاغری و من باور کردم و چه خوب که اندام خوبی دارم و هر چی میخورم چاق نمیشم خداروشکر
به من گفته بودن ساناز دختر درس خون و زرنگی هست و واقعا درس خون و زرنگ بودم تو مدرسه
بادر دارم دست پخت خوبی دارم و واقعا دست پخت خیلی خوبی دارم
باور دارم رانندگی خوبی دارم و خداروشکر رانندگیم خوبه
باور دارم هر آدرسی باشه پیدا میکنم و همین اتفاق هم میفته
باور کردم که رقصم خیلی خوبه و خیلیا گفتن خیلی خوب میرقصی و این باور باعث شد که برم رقص یاد بگیرم
خیلی شنیدم که گفتن دندونات فاصله داره پس هم ثروتمند میشی و هم با ثروتمند ازدواج میکنی و شوهرت خیلی دوستت داره هنوز ازدواج نکردم ولی این باور رو دارم
باور دارم پیاده جایی برم تند تند راه میرم و زود میرسم و واقعا خیلی زود میرسم و تند تند راه میرم الگوم هم پدرمه که ایشون هم تند تند راه میرن
باور داشتم قرآن و عربی و املای من عالیه و واقعا تو مدرسه بالاترین نمره رو میگرفتم از این دروس
اینو شنیدم که طایفه بابام افسردگی دارن و من هیچوقت نپذیرفتم
ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟
باور نداشتم و لیاقتشو تو خودم نمیدیدم که تو کنکور رتبه خوبی بیارم و همینم اتفاق افتاد و رتبم خوب نشد
باور دارم و خیلی شنیدم که ما طایفه ای ساده هستیم و چون مادربزرگم ساده هست رفتارام هم ساده هست ساده البته نه به معنی ساده لوحی به معنی اینکه سیاست ندارم و ساده دلم
و این سادگی ضربه هایی رو بهم زده
باور دارم که پسرا همشون سیگاری هستند و هرکسی هم میبینم سیگاریه و من از سیگار خوشم نمیاد و بیشتر توجه میکنم و جهان جواب باورم رو بهم نشون میده
باور دارم فروشندگی ضعیفی دارم تو معامله ضعیفم و ضربه هاشم دیدم
باور داشتم که چون تو این خونواده به دنیا اومدم و چون وضعیت مالی خوبی نداریم و پدرم سرمایه اولیه نداره پس نمیتونم پیشرفت کنم الان ضعیف شده یکم این باور ولی بازم باید روش کار کنم
باور دارم چون پا درد دارن طایفه مادریم پس منم اینطوری میشم و واقعا نشانه هاشو دارن میبینم و پاهام درد میکنه
باور دارم چون مادرم دیر ازدواج کرده پس منم دیر ازدواج میکنم
باور دارم بی عرضه ام و از پس هیچ کاری برنمیام
باور دارم تنبلم و این باور ضربه زده به من
خیلی به من باور گیج و خنگ و حواس پرت و دیر آماده شدن رو خوروندن و واقعا خیلی این الگوها تکرار شده تو زندگیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
اطرافیان وخانواده ام ازبچگی همیشه به من می گفتن خیلی هوشت خوبه وقتی مدرسه رفتم برا آمادگی (پیش دبستانی)انقدرخوب خوندن ونوشتن رویادگرفتم آخه توروستابودیم وازآمادگی تاپنجم یک کلاس بودیم وقتی معلم به پایه های بالاتردرس میدادند یادگرفتم
که معلمم گفت کلاس اول نیاز نیست برم براکلاس دوم ثبت نام کردم وهمیشه شاگرداول بودم وهمیشه ازطرف معلم وخانواده واطرافیان تشویق میشدم درروستاتاکلاس پنجم می تونستم بخونم بیشترنمیشدمنم که علاقه زیادی به درس خوندن داشتم مادرم خیلی سعی کردمتاسفانه نشدادامه بدم تااینکه بعدازچندسال از روستا به شهرمهاجرت کردیم بازهم دلم می خواست درس بخونم وحداقل دیپلم بگیرم سعی می کردم ولی نمیشدتااینکه خدایک معلم بی نظیروخیلی عالی سرراهم گذاشت وقتی معلم بزرگوار فهمیددلم میخواددرس بخونم مشوق وراهنماومدرس من شدخودش راهنماییم کردرفتم ثبت نام کردم کتاب برام تهیه کردوقرارشدجهشی بخونم یعنی ششم هفتم وهشتم رونخونم فقط نهم روبخونم بعدازبیست وچهارسال ترک تحصیل طی ده جلسه خصوصی من نهم روکه امتحان نهایی بودقبول شدم وخودمعلمم تومدرسه ای که بایدامتحان میدادم نبودوقتی بهش اطلاع دادم کلی خوشحال شدوبیشترازقبل تشویقم کردتادیپلم ادامه دادم ودیپلم انسانی گرفتم بامعدل پانزده
اینکه لطف وکمک خداوتدریس عالی معلمم بودو باورکردم که هوشم خوبه واستعدادداشتم بی تاثیرنبود
واینکه خیلی خداروباوردارم وبهش اعتمادکامل دارم کارت کسی دستم بودومن هزینه هاوکارهاشورسیدگی می کردم
چندماه پیش بخاطرمشکلات بانک سپه توکارت مبلغی پول رودوماه مسدودکرده بودن که مشکل ازخودبانک بودوصاحب حساب مشکلی نداشت خودصاحب حساب هم فرصت رسیدگی نداشت هفته قبل گفتم خودم برم خدابزرگه درست میشه اگه نشدبه خودش میگم وقتی رفتم وازکارمندسوال کردم گفتن برواتاق رئیس رفتم اتاق رئیس ومشکل روتوضیح دادم درکمال ناباوری بدونه اینکه شماره ملی واطلاعات صاحب کارت روبخواددرعرض یکی دودقیقه مشکل روبرطرف کردومن شادوخوشحال ازلطف خداجونم رفتم خونه خواهرم داشتم تعریف میکردم که خواهرزاده ام گفت خاله توکه انقدرپیش خداعزیزی که توبیابون هم باشی زیرپات قنات آب میاد
سلام به تازه وارد این سرزمین خدایی،خانم مهری مهری!!!!
چقدر زیبا،تا بحال ندیده بودم که کسی هم نام و هم فامیلی یکسانی داشته باشد یا بهتره بگم کم دیده بودم.
آخه من معلم بازنشسته هستم که قریب به 35 سال تدریس کردهام و اسامی خیلی خیلی زیادی را دیدهام.
خیلی کم دیده و شنیدهام نام و فامیلی که شبیه به شما باشد.
و جالبتر اینکه 2 تا واژه و کلمه مهر دارید که معنا و مفهومش اینه که شما خیلی مهربون هستید!!!
در واقع 2 تا مهری!!!
اما کامنتتان چقدر عالی بود!!! هم صمیمیت و زیبایی خاصی داشت و هم به قول سعیده خانم شهریاری پر از نور بود و آگاهی!!!
انشاالله این نوری را که با ما به اشتراک گذاشتید بیشتر و همیشه درون زندگیتان بتابد!!!!
در پایان برایتان و برای همه و نیز برای خودم از خداوند منان شادی سلامتی خوشبختی ثروت و سعادت در دنیا و آخرت خواهانم و به دستان قدر قدرتش میسپارمتان خدانگهدار.
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُـولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ
آیا مردم پنداشتند همین که بگویند ایمان آوردیم [کافی است و] رها میشوند و مورد آزمایش [در چالش با موانع و مزاحمتها] قرار نخواهند گرفت؟
((عنکبوت 2))
باور داشتن به گفتن و تکرار الکی نیست و نتایج نشون میده که ما چقدر باور کردیم
الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟
((در هر کاری که وارد بشم و علاقه داشته باشم رشد و پیشرفت خوبی میکنم ،در هرکاری که علاقه داشته باشم خیلی خوب یاد میگیرم ،در هر کاری که علاقه داشته باشم ایده های خوبی میدم و خیلی خلاق هستم )) این باور باعث شده که اگر کاری را دوست داشته باشم و بخوام آغازش کنم خیلی آسون انجامش بدم و خیلی هم خوب متوجه میشم و یاد میگیرم مثلا وقتی برای اولین بار با یک نوجوان اوتیسم شروع به کار کردم خیلی خوب باهاش ارتباط گرفتم و خیلی خوب باهاش رفتار داشتم و به مدت 6 ماه در کنارش زندگی کردم و خیلی همه چی خوب پیش میرفت یا مثلاً وقتی رفتم تو کار فروشندگی عرقیات سنتی باور داشتم که کار یاد میگیرم و در مدت بسیار کمی اطلاعات خوبی کسب کردم و با افراد رابطم خوب بود و هم خوب میفروختم و هم خوب راهنماییشون میکردم که بعدش اعتماد به نفسم بیشتر شد و حدود دوسال هم در یک موسسه آموزش طب سنتی را گذروندم و بعدش به چهره شناسی علاقه مند شدم که در اون کار هم خیلی حرفه ای شدم به شکلی که استاد اون طب بهم یک کتابی داد و گفت این آخرین نسخه از این کتاب و چون تو خوب یاد گرفتی به تو میرسه تو خیلی دیگه از کارهایی که بهش علاقه داشتم و شروع کردم خیلی موفق شدم و رشد کردم
ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟
یکی از باورهای محدود کننده که خیلی هم مخفی بوده و خودش در لایه های زیر مغز پنهان کرده بود این بود که نمیتونم از علاقم کسب درآمد داشته باشم به خاطر همین تا خود الان مدام در کنار این که میخواستم علاقم را پیش ببرم به دنبال کار دیگه و کسب درآمد از یه طریق دیگه ای بودم که خدا را شکر از بینهایت طریق خدا داره کمکم میکنه که بهتر بتونم خواستم را مشخص کنم و این باور روش کار کنم
البته به طور کلی خیلی باید روی باورهای مالی و خود ارزشمندیم کار کنم چون دقیقا تو خانواده و جامعه ای بودم که مدام بی ارزشی و باورهای کمبود روتین زندگیمون بوده
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
روز هشتم تعهد
اگر یه باوری به ما کمک کند برای پیشرفت مثل داستانی که استاد در فایل گفتن، یا مثلا من و خانواده و اجداد من چون بختیاری هستیم بنیه فوق العاده قوی دارم و همیشه سالمیم، این باور درست نیستا افسانه است ولی به طرف کمک میکنه به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفت کردنشه، در خدمت قدرتمند شدنشه،یک باور قدرتمند کنندست.
حالا بیام ببینم توی زندگیم چه باورهای قدرتمند کننده ای دارم که باعث شده به خاطرشون پیشرفت کنم؟
اغلب ما باورهای محدود کننده داریم. خیلی کم همچین باورهای قدرتمند کننده ای داریم.اغلب اینطور نیست و همش اینطوری بودم به این دلیل که تو این شهری، زنی، در این کشوری… خوشبخت نیستیم اینام درست نیستا واقعی ولی به ضررمونه برعلیه ماست. حالا اگه یه سری باور داشته باشیم که اونام درست نباشه ولی به نفع ما عمل کنن و باعث پیشرفت ما بشه هیچ اشکالی نداره خیلیم خوبه
باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه بارها و بارها تکرار میشه و یقینه. یعنی یه چیزی که ادم جز این رو قبول نداره. میگه این است و جز این نیست. به این میگیم باور. باور یک اطمینان قلبی در مورد یک موضوعیه
ما در مورد موضوعات مختلف یه سری باور داریم که کمک کننده نیستند. چی میشه که یکسری باورهایی داشته باشیم که کمک کننده باشن؟ برای پیشرفت و موفقیت.
باورهای محدود کننده ثروت:
من اگر ثروتمند بشم از خداوند دور میشم
آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی نیستند
اگر که ثروتمند بشم باید بشم کمیته امداد همیشه مردم ازم کم میخوان
هرکه بامش بیش برفش بیشتر، هرچقدر وضعم بهتر بشه دردسرام هم بیشتر میشه مشکلاتمم بیشتر میشه
من به این دلیلی که تو خانواده ثروتمند بزرگ نشدم نمیتونم ثروتمند بشم
قدیما میشد به راحتی ثروتمند شد الان نمیشه دیگه همه فرصتها رفته
در واقع هیچ اشکالی نداره اگر یکسری باور کمک کننده داشته باشیم ولی ریشه علمی نداشته باشه و واقعی نباشه خیلیم خوبه و به ما قدرت میده و کمک میکنه
اگر ما باور داشته باشیم که توی یک سری زمینه ها مثلا استعداد ذاتی داریم مثلا در رهبری، در ریاضی یا هرچیزی، اگر از بچگی همچین باوری بهت داده باشن که تو ساخته شدی برای فلان شغل مثل معلمی یا ریاضی یا پزشکی،در واقع یک باوری که به من کمک کنه که من یک برتری ذاتی توی این زمینه دارم یا مثلا قدرت بدنی قوی دارم اینها باورهای فوق العاده ای هستن که میتونیم روشون سرمایه گزاری کنیم
ما میتونیم باورهایی رو پیدا کنیم که بهمون این کمک رو بکنه که من این استعداد رو دارم برای پیشرفت و بعد بریم سراغش
اگر من یک هدفی داشته باشم، یه خواسته ای دارم یه هدفی دارم و باورهای مناسبی برای رسیدن به اون خواسته دارم خیلی راحته رسیدن به اون هدف
مثلا من باور دارم که خیلی تیم و سریع توی هر زمینه ای به خصوص آرایشگری با یک بار دیدن یاد میگیرم و اینو واقعا باور دارم. بارها هم شده مثلا رو کوتاهی مو آقایون رو دست آرایشگر نگاه کردم و موهای شوهرم رو براش زدم و خوب شد. یا مثلا توی درس خوندن بارو داشتم سریع یاد میگیرم یکبار یک مسئله برام توضیح داده میشد به راحتی مسائل بعدی شبیهش رو حل میکردم
باید ببینم چه باورهایی رو میتونم ایجاد کنم که کمکم کنه برای پیشرفت کردن
مثلا تو مسائل مالی دیدم که خواهرم باور داره هیچوقت بدون پول نمیمونه و اینو صدها بار نشونمون داده مثلا یهو از یه جایی براش یه کارت هدیه شارژ شده یا از سال قبل باقی مانده کارانه یادشون رفته حالا واریز کردن و از این دسته چیزا. حالا منم باید بیام برای خودم این باورهای این شکلی درباره ثروت بسازم
مثلا استاد این باور رو خودشون ساختن که من ساخته شدم برای تاثیر گزاری روی دیگران. این باوری نبود که از بچگی براش ساخته بشه بلکه آگاهانه ساختنش. در واقع وقتی شروع کنیم به کار یه سری نتایج میاد یه سری نتیجه میگیری و این باوره رو هی بالا میاری که من ساخته شدمبرای این کارها. این باعث میشه هی انگیزه بگیری برای پیشرفت کردن برای بهتر کار کردن برای بیشتر کار کردن
حتی اگر بقیه بگن تو فکرمیکنی که تو استعداد داری در فلان کار هیچ اشکالی نداره و نباید برات مهم باشه و نپذیر و مدام این باور رو باور کن
اون چیزی رو که میپذیری اتفاق میوفته برات
چه چیزایی رو پذیرفتی و باور کردی که داره بهت ضرر میزنه؟
وقتی توی ذهنم یه چیزی رو باور دارم یه موضوعی رو باور دارم که به ضررم هست درواقع توی ذهنم از همون اول خودم رو دیدم که به نتیجه نمیرسم قبول کردم که به نتیجه نمیرسم
مثلا استاد از همون اول میگن هیچ تصویری از خودشون نداشتن تو ذهنشون که ثروتمند میشن هیچ احتمالی نمیدادن
وقتی ما به صورت بنیادین باور داریم که از لحاظ مالی هیچ پیشرفتی نمیکنم اصلا نمیتونیم تصویرش رو بسازیم تو ذهن که در آینده شرایط مالی خوبی داریم
اما اگر درک کنم بفهمم و باور کنم که اون چیزی رو که میپذیرم و باور میکنم تبدیل میشه به واقعیت زندگیم اونوقته میام یکسری باورهای جدید ایجاد میکنم که کمک کننده باشه
بیام بشینم از خودم بپرسم که چرا من پذیرفتممن ادم با ارزشی نیستم؟
چرا خداوند انسانهای ثروتمند رو دوست نداره؟
چرا پذیرفتم من انسان گناهکاریم و خدا منو دوست نداره؟
چرا پذیرفتم چون من تو این شهری کوچیک کار میکنم مجبورم به دستمزد خیلی کم راضی بشم در صورتی که کارم عالیه؟
چرا من پذیرفتم پیشرفت مالی نمیکنم در صورتی که همین الانش شوهرم به هدایت الله میلیاردها تومان پول ساخته ولی همین باورهای اشتباه هنوز اجازه ورودش یکجا بهشون ندادم؟
بشینم ببینم من چه چیزایی رو پذیرفتم و باور کردم که داره بهم ضربه میزنه.
اونوقت میبینم که وقتیکه شروع میکنم به تغییر باورهام جهان نشانه ها رو میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این باور ساخته شده رو . باور میکنم که ثروت ساختن کار آسونیه؟ جهان یکسری نشانه ها یکسری افراد رو سرراهت قرار میده که باور پذیرتر بشه برات که آره ثروت ساختن کار آسونی و اونوقت هدایت میشی به ساخت اسان ثروت
جهان آنچه رو که من باورش میکنم تایید میکنه
بشینم ببینم چه باورهایی هست که میشه تغییرش بدم و جایگزینش کنم با باور قدرتمند کننده
اجازه ندم کسی به من بقبولانند یکسری باورهای محدود کننده را
بیام ببینم چه باورهایی رو میتونم در ذهنمون ایجاد کنم که کمکم کنه حرکت کنم. وقتی که من باور داشته باشم توی موضوعی میتونم پیشرفت کنم حرکت میکنم
مثلا الان یادم افتاد زمانیکه کار درمان مو رو شروع کردم هم وضع مالی نسبتا خوبی داشتیم هم بچه خیلی کوچیکی داشتم 9ماهه بود. ولی باور کردم که میتونم و تو همون شرایط رفتم آموزش دیدم و خیلیم زود شروع کردم. انقدر باور داشتم که همون شب وسایلش رو خریدم اینم از همون سرچشمه میگیره که من توی کارای آرایشگری خوب عمل میکنم و با یه بار دیدن به خوبی یاد میگیرم.
اگر آدم به یه موضوعی باور داشته باشه و اون باور قدرتمند کننده باشه احتمال بسیار زیادی داره که در موردش تلاش بیشتری بکنه، در موردش حرکت کنه،در موردش مطالعه بیشتری بکنه، در موردش رویاپردازی بیشتر بکنه در موردش تجسم بکنه ،ببینه خودش رو که پیشرفت کرده ،ببینه خودش رو که به اون موفقیت رسیده
اگر که یک فردی برای هدفی تلاش بکنه ولی باور محدودکننده داشته باشه قبل از اینکه بهش برسه باخته. چون تو ذهنشون پذیرفته که بهش نمیرسه چون مثلا فلان ژنتیک رو ندارم
برای همین مهمه که هر حرفی رو که میشنوم اصلا مهم نیست که کی گفته باشه، دکتر، پزشک، دانشمند پدر و مادر شوهر یا هر کسی گفته باشه، اصلا به این فکر نکنم که اون طرف کیه و چی میگه. به این فکر کنم که این حرف این وردی داره به من ضرر میزنه یا کمک میکنه جدا از اینکه در چه صورتی از نظر علمی درست باشه
ببینم چه چیزهایی رو میشنوم. چه کسایی رو دارم دنبال میکنم چه حرفایی دارن به خورد ما میدن. یکسری حرفارو نباید اصلا بشنویم برا همینه که کنترل ورودی مهمه
وقتی یه نفر بیاد بگه تو توی فلان موضوع خیلی خوبی ولی فلان موضوع نه خوب عمل نمیکنی، ذهن ما اون چیزای خوب رو قبول نمیکنه ولی اون چیزی که میگه خوب نیستی و یا عملکردت خوب نیست رو قبول میکنه برای همین باید مراقب ورودی هامون باشیم
توی هر موضوعی باید بشینم ببینم چه چیزی رو پذیرفتم و ببینم بهم کمک میکنه یا آسیب میزنه و اونارو که خوب نیستن تغییر بدیم.نپذیرمشون.
بیام ببینم چه چیزهایی هست که ترس رو درونم ایجاد میکنه توی بحث مالی؟ یا سلامتی
بیا بهشون حمله کن. بیا مثال هایی رو پیدا کن که مخالفش باشه
مثلا باور داری که افراد تو سن پایین نمیتونن به موفقیت مالی برسن؟ افرادی رو پیدا کن که تو سن کم به موفقیت مالی رسیدن
باور داری که تو ایران نمیشه پیشرفت کرد؟ برو آدمهایی رو پیدا کن که تو این به چه جاهایی رسیدن
سهیلا همیشه فکرکن به چیزهایی که میشنوی به چیزهایی که به خوردت داده میشه. ببین آیا داره بهت کمک میکنه یا داره بهت ضربه میزنه؟ اگه داره ضربه میزنه اصلا بهش توجه نکن در موردش بحث نکن. به جاش بیام باورهای مناسب رو ایجاد کنم توی ذهن خودم
بشینم آگاهانه باورهای قدرتمند کننده رو درونمایجاد کنم
آگاهانه تصمیم بگیرم حرف هرکسی رو نشنوم. هرچیزی رو نپذیرم.
هرچیزی که به ما احساس ترس میده، احساس نگرانی و ضعف میده یه باور محدود کننده. آنچه باور میکنیم در زندگی اتفاق میفته پس کنترل کنم ورودی ها
در واقع اگر باور کنیم همه باورهای قدرتمند کننده را به شکلی که تبدیل بشه به فکر غالب ذهنمون اونوقته که اتفاق میفته. اونوقت میبینیم که جریان ثروت تو زندگیمون تغییر میکنه همه چیز تغییر میکنه وقتی که باورهای ما تغییر میکنه
همه دنیا داره به افکار ما واکنش نشون میده داره به باورهای ما واکنش نشون میده
ما باید هرروز حرکت کنیم مستاصل نباشیم باورهامون رو بسازیم و حرکت کنیم.
یکباور بسیار مهم قدرتمند کننده:
همهچیز دست خودمه
خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم
هرچیزی رو که بخواممیتونم بوجود بیارم
افکار منه که داره اتفاقات رو رقممیزنه
وقتی اینو واقعه صددرصد بپذیرم قطعا زندگیم از این رو به اون رو میشه. اینجوری میام فکرای مناسب در ذهنمون ایجاد میکنم که هدایت بشم به نعمتهای بیشتر.اینطوری اون حالتی که نمیدونم از زندگی چی میخوام تموم میشه. وقتی اینو باور کنم که افکار من قدرت خلق اتفاقات رو داره من میشینم فکر میکنم که چی میخوام
اول کار بیام بشینم ببینم من توی این زندگی چی میخوام. یه پاورپوینت درست کنم از خواسته هام و هرروز به خصوص در شروع روزم مثه استاد ببینم هروز با احساس خوب .
بیام بشینم به خواسته هام فکر کنم ولی فقط به خواسته هام و هدفهامفکر کنم به چگونگی و چطور و امکان پذیریشون فکرنکنم
وقتی دارم به خواسته هام فکر میکنم بیامهرجا تا بهش فکر کردم ‘ولی’ اومد پشتش که بگه نمیشه ببینم اون ‘ولی’ از کجا نشات میگیره و پیدا کنم اون باور محدود کننده رو
چه اقداماتی انجام بدم؟
_اولین اقدام اینه که به پسرم باورهای خوب در مورد خودش، توانمندی هاش، جهان، خداوند، پول و فراوانی بدم
_روی این فایل اول به درک کامل برسم و بعد برمتعهد نهم. این فایل فوق العاده اگاهی داشت و نیازه من بشینمبیشتر گوش کنمبنویسم درک کنم و روی خودم پیاده کنم
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست با درود خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
باورهای زندگی ساز: امروز یه دوره ضمن خدمت محل کارم ترتیب داده بود، خدا شاهده چرت و پرتی مطلق
اول فکر کردم مثل دوره های استاد هست چقدر با ذوق و شوق نشستم پای کامپیوترم، اول که استادش خیلی دیر شروع کرد، بعد کلی وقت کشی کرد، بعدش از خودش کلی تعریف های الکی کرد و خلاصه من هم که کلی حوصله ام سر رفته بود کامنت نوشتم استاد موضوعات کاربردی بگید و خلاصه سرتون رو درد نیاورم ته کلاس رو 2ساعت زد و سر و ته این کلاس آبکی رو هم آورد
به همکارم گفتم خدا رحم کنه این همه باورهای نامناسب رو تو همین چند ساعت به خورد همکاران داد، همکارم گفت کدوم حرفاش باور محدود کننده بود منم فقط چند مورد که از همه بدتر بودن رو بهش گفتم و با منطق حرف اون استاد رو نقض کردم
می دونید می خوام چی بگم و هدفم از این داستان چیه، اگر ما توسط خدا به این سایت و آموزه های استاد هدایت نمی شدیم خدا می دونه چی سرمون می یومد
من که با سایت و مطالب نابشون زندگی می کنم زندگیم همه اش توحیده، زندگیم همش کنترل ذهنه
هرکاری می کنم می گم خدا این برای توئه و خودت بهترش کن
یه باور نابی که استاد یادمون داد اینکه هر کی هر جا هست جای درستشه دائم تو سرم می چرخه و به خدا می گم پس برای من همینطور که الآنم جای خوبی قرار دادی هر روز هم بهترش کن
من با باورهائی که از استاد یاد گرفتم دارم زندگی می کنم
استاد ممنون که هستی خدا حافظ و نگهدارت باشه
بسم رب پروردگار هستی و جهانیان
از زمان بچگی باور های اشتباه زیادی در ذهن ما خورانده شده مثلا اینکه افراد ثروتمند به بهشت نمیروند یا اینکه اگر درس نخونی به جایی نمیرسی فلانی درس خوند و موفق شد شاید واقا بعضی از ماها برای درس خوندن ساخته نشده ایم و بهتر است روی استعداد هایمان کار کنیم استعداد هایی که در اعماق وجودمان باور داریم که انجام دادن ان کار برای ما مثل اب خوردن است(برای من از بچگی فروشندگی بوده که چون محل کار پدرم میرفتم باور دارم که استعدادی در کاسبی دارم البته که توی کار خودمان اشتباه زیاد کردم ولی درس شده
زمینه دیگری که از کودکی در ان استعداد دارم زبان انگلیسی است که از کودکی کلاس میرفتم و الانم استعدادم در این زمینه از خیلی افراد بیشتر است
البته که برخی استعداد ها ساخته میشوند مثل استعداد بینظرم در زیست شناسی زمانی که در دبیرستان بودم که متاسفانه با باور های نادرستم در مورد کنکور باعث شدم هدر رود من در ان زمان عاشق زیست خوندن بودم و نمرم از همه همیشه بیشتر میشد و به خودم افتخار کردم یا زمانی که تونستم وزنم رو از 89 کیلو برسونم به 67 به خودم باور پیدا کردم که میتونم لاغر کنم و بدنی عضلانی بسازم البته که خیلی جاها وا دادم و جا زدم ولی هنوز ادامه میدم
به نام خالق هستی
درود خداوند بر شما استاد عزیز
از دوران کودکی خاطرم هست که چه حرفهایی توسط بزرگترهایمان به ما زده می شد…. تو… به درد این کار نمیخوردی… تو عمرا بتونی قبول بشی.. تو… نمیتونی امتیاز بیاری….. تو نمیتونی فلان مسابقه رو ببری…. چراااااااا… چون تو تنبلی… چون تو عرضه نداری… چون تو نمیتونی با بچه فلانی مسابقه بدی… اون خیلی قویه… اون خیلی زرنگه… اونا خانوادگی قوی ن…. یا فلانی 7 ساله باشگاه میره…. فلانی تو مسابقات باشگاهی رقیب نداره….
از دوران کودکی حسابی ترمز مارو کشیدن… هی باورهای مسدود کننده و بازدارنده برای ما ساختن و مارو به زمین میخ کردن
یادمه 17 سالم بود مسابقات پینگ پونک راه انداخته بودن و منم رفتم ثبت نام کردم.. هرکی رسید گفت بابا بیخیال تو نمیتونی اینا خیلی قوی ن… خلاصه من شرکت کردم و رسیدم به 10 نفر برتر… باز بردم و رسیدم به 4 نفر اول
حریفم یه پسر ریزنقشی بود… دوستام گفتن… مهدی این رقیبت سیدرضا خیلی قویه و هیچ کسی نتوسته شکستش بده تا اینجا بدون شکست اومده بالا و از این حرفا… اما چون به خودم ایمان داشتم برام خیالی نبود…. روز مسابقه دیدم کل باشگاه طرفدار اونن و منم و چندتا از دوستام.. خلاصه مسابقه شروع شد و 3 ست پشت سرم بردم و رفتم برای اول و دومی…
دوستام شاخ درآوردن.. دمت گرم.. فکر نمیکردیم اینجوری بتونی برنده بشی… من باور نکردم که اون قوی تر از منه برای همین رفتم تو دل مسابقه و تونستم با اختلاف خیلی بالا ببرمش.///
این روزها خیلی ها با این باورها عقب نشینی میکنن و دیگه پیش نمیرن.. بقول استاد مسابقه نداده باختن…
باورهایی که اونها را می پذیریم.. مثل باند پرواز فرودگاه یا طناب بسته شده به پای بچه فیله… اگر بپذیریم که می تونیم پرواز کنیم و یا نمیتونیم حرکت کنیم…
من باور کردم و باور دارم یک سازنده هستم… خالق زندگی خودم.. خالق بهترین ها برای خودم و خانواده م… بهترین هارو با بهترین کیفیت… من باور ندارم دیگه هیچ محدودیتی برای من نیست… هیچ ترمز نمیتونه جلوی پیشرفت منو بگیره.. به همه چی که بازدارنده ست مثل یه آدم کر و لال نگاه میکنم و رد میشم.. انگار نبوده و نیست
استاد از راهنمایی شما بسیار سپاسگذارم و ممنونم از رهنمودها و آموزشهای شما
سلام.
من نرگس ام و 27 سالمه
من باور دارم ک خوب میتونم مسائل رو برای بقیه توضیح بدم و لحن خوب و مثال های عالی میزنم..
من تو آموزش دادن ب آدم ها فوقالعاده ام
من باور دارم ک چون مامانم و خواهر و برادر هام خیاطن من خیاطی تو خونمه
من باور دارم ک ذاتی زبان انگلیسی و عربی رو راحت یاد میگیرم و خیلی علاقه دارم .
باور های غلط
اگر گناه کنم تو لحظه مجازات میشم و تقاص پس میدم
اگر سرزنش نشم یا مجازات درس اون موضوع رو نمیگیرم
من کنار این همسر نمیتونم رشد کنم چون اون مانع هست
من چون خونواده ی مذهبی دارم و عقاید مذهبی اشتباه وپررنگ رشد مالی برای من سخته
به نام الله رزاق وتوانا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته
استاد جانم من مطالب رو کوتاه میکنم که شاید یک سری دوستان وقت بکنن تمام کامنت هارو بخونن
استاد جانم من مادرم یه باوری داشتن که هر موقع پول میدادن برم خرید میگفتن مادر تو پول کم نمیاری چون پول بابات با زحمت کشی در اومده و برکت داره
من تا این سن 25سالگی هنوز دارم درجا میزنم با اینکه از 16سالگی چند شغل مختلف رو شروع کردم خوبم پول درمیاوردم ولی باید واقعا خیلی کار میکردم .
تا اینکه فهمیدم باید باور هارو تغییر داد و تو یک فایلی فرمودین باید باور هارو منطقی کرد واسه خودتون.
استاد جانم بنده یه چیزی فهمیدم که به نظرم خیلی درسته ؛
اسناد جان ریشه ترس، سختی،نگرانی ،استرس ، زحمت بیش از حد تمامش شیطان هستش
و ریشه الله اسانی، خوبی، راحتی و ارامش هستش
پس اینکه کاری توش سختی بیش از حد باشه ریشه شیطان داره و برکتی داخلش نیست
باخودم گفتم اگر قرار بود پول سخت برکت داشته باشه الان کارگر ها باید میرفتن سفره خارج و روز به روز پیشرفت کنن چون پولشون برکت داره دیگه پس باید رشد کنه، یا اینکه اگر پولی که سخت بدست میاد چرا همه فقیر هایی که سخت کار میکنن اخره ماه لنگ دوقرون دوهزار هستن مگه پولشون برکت نداره چرا نمیمونه اخره ماه پولشون؟ چون ریشه اون پول بدست اوردنه شیطانیه پس برکتی در کار نیست دقیقا هم داریم میبینیم
وثروتمندان که پول رو اسان بدست میارن روز به روز پیشرفت میکنن و سفر هایه خارجی میرن و اینقدر خوشبختن چرا حالا؟ چون اون پول رو به روش خدایی و از طرف الله بدست اوردن این ثابت میکند پولی که با اسانی (ریشه الله) بدست بیاد به شدت برکت داره
استاد جان بخدا اینو من شروع کردم هنوز دوماه نشده الان حقوق جایی که کار میکنم دو تومن افزایش داد همینجوری بدونه اینکه من جیزی بگم
این نشان میدهد این باور سمی باید روش کار بشه خیلی این باور کار داره و به نظرم پاشنه اشیل من اینجاست
خیلی ارادت داریم️
ارزوی خیر و برکت و رزق اسان رو برایه خانواده صمیمی عباسمنش دارم
به نام خدای معجزه ها
سلام استاد عزیزم و مریم زیبایی ها
سلام به همه دوستان هم مسیر
خدایا هزاران بار شکرت که این فرصت رو بهم دادی تا بیام و بنویسم
خدایا هزاران بار شکرت
با اینکه قبلا این فایل فوق العاده رو گوش داده بودم اما این بار هم بشدت برام لذت بخش بود و بشدت پر از آگاهی های ناب
اصلا این داستان باور خودش به تنهایی دنیایی از آگاهی هستش
یعنی از هر دری به هر روشی بخوایم این قانون مقدس رو تشریح کنیم در کلمه به کلمه اش باور میزنه بیرون
اصلا چه خوب که اصلی ترین ریشه این قانون تو هر موقعیتی بخواد خودشو نشون بده
هی به آدم تلنگر میزنه
که آقایون و خانما
همه چی زیر سر من هستش و همیشه و همه حال حواستون به من باشه
کلا در تمامی شرایط کنترل ذهن داشته باشین که جایگاه من تزلزل پیدا نکنه چونکه هر چه دارین از من دارین.
و اون جمله طلایی استاد که ی سری باورهای سیمانی هست که از بچگی با پتک به زور به خورد ما دادن و ما الان همون خرابه هارو کردیم ریشه اصلی زندگیمون
و هر جا که داریم میزنیم جاده خاکی یا داریم سوخت میدیم قشنگ ریشه و شاخ و برگ اون باورها دارن میزنن بیرون
و خدایا هزاران بار شکرت بابت این مسیر مقدس این سایت مقدس و این استاد مقدس
و خدایا هزاران بار شکرت که ماها دنبال هدایت بودیم دست مارو گرفتی و گفتی مسیر اصلی اینجاست
خدایا هزاران بار شکرت که مارو لایق هدایت دانستی
و من این ی سال اخیر که دوره طلایی روانشناسی ثروت رو خریدم و خدارو شکر خیلی از باورهامو ریشه ای اصلاح کردن در تمامی جنبه های زندگیم رشد عالی داشتم.
و بهتره بگم بهترین و عالی ترین باوری که ساختم باور مقدس فراوانی هستش که خدارو هزاران هزار بار شکر این باور بشدت در زندگی من انقلاب کرده و منو از اون همه باورهای محدود کننده در هر زمینه ای نجات داد.
باورهای محدود کننده نه تنها خود باور به تنهایی زندگی رو نابود میکنه بلکه اون همه حس های حواشی هم خودشون آسیب زننده میشن
وقتی باور محدود کننده داری همش در عجله ای که بدویی و اون فرصت رو بقاپی
بدون اندیشه و تدبر تصمیم میگیری و اقدام میکنی
فک میکنی جز خودت دیگه اینجا کسی وجود نداره و خودتی که باید برای خودت آستین بالا بزنی و اقدام کنی
درک نمیکنی جهان متعلق به قدرت دیگه ای هست
فک میکنی بدون پشتوانه بدون بالا سری در مسیر زندگی رها شدی و باید فقط بدویی و تلاش کنی عجله کنی و سریع شکار کنی
اما وقتی باور فراوانی میسازی سراسر آرامش میشی سراسر رها و سر سپرده و میدانی که جهان سر و صاحب داره قدرت دست یکی دیگه هست
ابتدا و انتهایی وجود نداره
مسیر فقط مسیر عشق وحال و لذت هستش
سر نخ دست یکی دیگه هست
تلاش بیهوده ما فقط مارو از مسیر اصلی دور میکنه
عجله ای در کار نیست
رسیدنی در کار نیست
فقط باور داری که میرسی و انجام میشه عملا تو رسیدی و انجام شده
عملا برنده ای
خدایا هزاران بار شکرت
همین چند وقت پیش
حتی کم تر از ی ماه
ی همکاری بدون هیچ شناختی بدون هیچ معامله قبلی از بانه جنس فرستاد شیراز
و من باور داشتم که به راحتی نقد میشه
چون بارها خداوند خودش این حرکت رو زده بود
خودش اوکی کرده بود
خودش مشتری آورده بود
و خودش به جیب من سود رسونده بود
و هزاران هزار بار این اتفاق افتاده بود
دیگه جا برای شک و تردید نبود
استرس معنی نداشت
قیمت دلار و درهم که دیگه موضوع پوچ و بیهوده ای بود
چون دقیقا همین چند هفته پیش جنس اوکی شد تا رسید افزایش قیمت خورد و من سود عالی بردم
دیگه خدا چجوری خودشو ثابت کنه؟
دیگه من چجوری نتایج باورهامو ببینم؟؟؟
دیگه وقت بی انصافی من نبود
فقط دل بسپار
رها کن و بگو چشم
تو ساختی
تو مسیر هوار کردی
تو داری هر روز از بی نهایت طریق رزق میدی
من چیکاره ام سد بشم این وسط؟؟؟؟
چون هزاران هزار بار از راه های حکیمانه اش رزق داده بود
من چیکاره بود افکارمو محدود کنم؟؟؟
مگه میشد من مشرک بشم وسط کار؟؟؟
دیگه خدا گناه داشت من بزنم جاده خاکی
خدایا هزاران بار شکرت که تو خدای منی
خدایا هزاران بار شکرت تو خدایی میکنی
خدایا هزاران بار شکرت منو تو مدار دوره روانشناسی ثروت قرار دادی
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز دویست ونوزدهم از فصل هفتم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری
خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و تابلو های زیبای اتاقم و لحاف و تشک و بالش راحتم و فرش قشنگ اتاقم و لباسهای خوشگلم و…
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش پودر زعفران داشتم و واریزی هم داشتم
خدایا شکرت بابت اینکه 6 بسته پودر زعفران به نزدیکترین مسیر بردم 20 تومن کرایه دریافت کردم 120 تومن هم بابت پودر زعفران که جمعا 140 تومن واریز کرد مشتریم یه پسر حدود 12 ساله بود تو ساندویچی کار میکرد کلی تحسینش کردم گفت که اومدم یاد بگیرم یه خونه هست با مغازه 7 میلیارد اونو میخوایم بخریم و ساندویچی باز کنیم تحسین برانگیزه یه پسر 12 ساله این کارارو کنه
خدایا شکرت بابت اینکه 20 بسته پودر زعفران به کافه بردم به لیلا خانوم که مشتری دائمیمه و گفت میزنم به حسابت
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری هم پیام داده بود واسه پودر زعفران
خدایا شکرت بابت اینکه نیلا هنرجوم اومد و باهاش رقص کار کردم خوب پیشرفت کرده
خدایا شکرت بابت اینکه یه کیلو بازم گردوی خیس خریدم و خوردم و لذت بردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
چه موضوعی را باور کرده ای؟
استاد در مورد مقاله ای که خونده صحبت میکنه:
جامایکایی ها باور دارند به صورت ذاتی دونده هستند
دانشمند یونانی میگه اگر بولد (قهرمان دوی سرعت جهان )باور دارد که ژنتیک او فقط به دلیل برده داری بهتر شده است کاملا در اشتباه است البته من هرگز این را به او نخواهم گفت چون از قدرت فوقالعادش کم میشود
میگه این باوره با توجه به تحقیقاتی که ما کردیم اشتباهه ها ولی بهش نمیگم که اشتباه فکر میکنی چون اگه بهش بگم قدرتش کم میشه
استاد میگه اگه یه باوری به ما کمک کنه برای پیشرفت خب اونو بپذیریم مثل من به این دلیل که توی فلان کشور زندگی میکنم توانایی خیلی بالایی دارم من چون در فلان روز اسفند به دنیا اومدم ستاره شناسان گفته که تو ثروتمند میشی من به این دلیل که خال دارم رو اینجای صورتم باعث خوشبختیم میشه
این باوره درست نیستا اما به طرف کمک میکنه تا به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفتشه
مثلا چون ما ترک یا لر هستیم دندونام تا 100_ 150 سالگی سالمه
یا مثلا ما از لحاظ قلبی عروقی خیلی قدرتمندیم
یا من چون شمالی ام کشتی گیر به دنیا اومدم
خیلی کم پیش میاد این باورهای قدرتمند کننده رو داشته باشیم که کمک کنه بهمون
اغلب ما باورهای محدود کننده داریم و برعکسشو شنیدیم
مثلا ما به دلیل اینکه تو این کشور یا تو این خونواده به دنیا اومدیم به این دلیل که پدرم سرمایه اولیه نداشته و ... به موفقیت نمیرسیم
و این باورها به ضررمونه
اگه فرزند شما یه باوری رو داره که باور قدرتمندیه و باور غلطیه و مبنای علمی نداره باورشو خراب نکن
ما بمباران شدیم با باورهای محدود کننده
در مورد سلامتی مثلا میگیم چون مادربزرگم دیابت داشته و یا چون خانواده پدریم یا مادریم این مشکل سلامتی رو دارن پس منم سرطان میگیرم قندخون میگیرم
مثلا میگیم ما طایفه ای دندونمون خوب نیست و فلان مشکل رو داریم بیماری قلبی میگیریم و…
مادرم یا مادربزرگم ازدواج ناموفقی داشته پس منم اینطوری میشم
باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه
باور یعنی یه چیزی که با تمام وجودت باور داری قبولش داری باور یعنی یقینا میگی این هست و جز این نیست
باور یه اطمینان قلبیه
من بسیار بسیار باورهای محدود کننده در مورد ثروت داشتم مثل اگه ثروتمند بشم از خدا دور میشم ، ثروتمندان آدمای خوبی نیستند ، اگه ثروتمند بشم میشم کمیته امداد و مردم از من پول میخوان ، هر چقدر وضعم بهتر بشه دردسرام بیشتر میشه و من چون تو این کشور و خانواده بزرگ شدم نمیتونم موفق بشم ، قدیما میشد موفق شد الان نمیشه ، الان فرصت ها رفته و…
اگه شما یه باوری داشته باشی که اشتباه باشه ولی این باور قدرتمند کننده جواب میدهد
اگر شما باور داشته باشید که تو یه سری زمینه ها استعداد ذاتی دارید مثلا تو ریاضی رقص فلان ورزش و فروشندگی و…حتما اقدام عملی براش انجام میدی و واسش تلاش میکنی
مشخصا این باور واسه شما اتفاق میفته
مثلا تو خواستت اینه که بشی بهترین دانشمند فیزیک جهان و باورت این باشه که مغز من جوری سیم پیچی شده که فیزیک رو میفهمم و ساخته شدم برای فیزیک صددرصد موفق میشی
مثلا بگی من ساخته شدم برای رقص برای آشپزی و …
من استعداد دارم برای رقص و …
اون چیزی که میپذیری برات اتفاق میفته
چه چیزهایی رو پذیرفتید که داره به شما ضربه میزنه ؟
وقتی شما به صورت بنیادین باور دارین که نمیتونین ثروتمند بشین پس نمیتونین اصلا تصویرشم تو ذهنتون بسازید
من اومدم یه سری باورهای خوب ایجاد کردم و بعد اتفاق افتاد
شک کنید به باورهای محدود کنندتون که چرا من فکر کردم که آدم بی ارزشیم ؟ یا چرا فکر کردم که خدا منو دوس نداره و من ادم گناهکاریم ؟
چرا من پذیرفتم که خدا آدمای ثروتمند رو دوس نداره؟
چرا من پذیرفتم که استعداد بیزنس وومن شدن رو ندارم ؟
بشین فکر کن که چه باورهایی داری که بهت ضربه میزنه تو تمام زمینه ها
میبینی وقتی شروع میکنی به تغییر باورات جهان نشانه هایی میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این تغییره رو
وقتی باور میکنی ثروت ساختن آسونه نشانه ها و آدمایی رو میبینی که تایید میکنه این باورت رو
اون چیزی رو که باور میکنی برات اتفاق میفته
توی همه کارایی که کردم اولش باور کردم که میتونم بعدش حرکت کردم براش
اونیکه باور داره ژن تاثیر داره در برنده شدن اون قبل از اینکه مسابقه بده باخته
وقتی من چیزیو میشنوم به این فکر نمیکنم که طرف کیه به این فکر میکنم که آیا این باور به من کمک میکنه یا به من ضربه میزنه حتی اگه اوم جمله رو هاوکینگ دانشنمد معروف جهان گفته باشه
اگه یکی بگه ایرانیا ساخته شدن برای پول ساختن و موفقیت ، من قبولش میکنم
ببینید کیا دارن به شما باورای بدی رو میدن
آیا بهت کمک میکنه یا بهت ضربه میزنه؟
اگه آدم باهوشی باشید حواستون هست که چیو میشنوید و هرگز سراغ طالع بین و فال بین نمیرید
میگی من خودم خالق زندگی خودم هستم
من میخوام موفق بشم ولی
من میخوام بیزنس راه بندازم ولی
ببین این ولی ها چی میگه بهت
ببین چیا رو پذیرفتی ببین چه باورایی رو بهت خوروندن تو تمام زمینه ها
باور داری تو ایران نمیشه پیشرفت کرد برو آدمایی رو پیدا کن که تو ایران تونستند پیشرفت کنند (منطق پیدا کن و تغییر بده باوراتو)
بشینید آگاهانه باورهای خوبی رو برا خودتون بسازید
من خالق زندگی خودم هستم باور خیلی قدرتمند کنندیه بشین بساز
الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟
باور دارم که من سیستم ایمنی خیلی قوی دارم و انصافا خیلی کم سرما میخورم و خداروشکر خیلی به ندرت مریض میشم اگرم بشم زود درست میشم
باور دارم هر زخمی بدن من برداره خیلی زود درست میشه و ردش میره و همین اتفاق هم میفته
باور دارم چون پدرم دندوناش قوی بوده پس منم قویه دندونام و اصلا تا حالا دندون درد رو تجربه نکردم خداروشکر
یه باوری دارم که هر مشکلی هم بیاد تهش اینه که حل میشه خدا کمک میکنه و همین اتفاق هم میفته
یکم که باور کردم ثروت ساختن آسونه این شد که من خیلی راحت پول کسب کردم و میکنم البته بر اساس اون مداری که توش قرار دارم
خیلی به من گفتن به مادرت رفتی لاغری و من باور کردم و چه خوب که اندام خوبی دارم و هر چی میخورم چاق نمیشم خداروشکر
به من گفته بودن ساناز دختر درس خون و زرنگی هست و واقعا درس خون و زرنگ بودم تو مدرسه
بادر دارم دست پخت خوبی دارم و واقعا دست پخت خیلی خوبی دارم
باور دارم رانندگی خوبی دارم و خداروشکر رانندگیم خوبه
باور دارم هر آدرسی باشه پیدا میکنم و همین اتفاق هم میفته
باور کردم که رقصم خیلی خوبه و خیلیا گفتن خیلی خوب میرقصی و این باور باعث شد که برم رقص یاد بگیرم
خیلی شنیدم که گفتن دندونات فاصله داره پس هم ثروتمند میشی و هم با ثروتمند ازدواج میکنی و شوهرت خیلی دوستت داره هنوز ازدواج نکردم ولی این باور رو دارم
باور دارم پیاده جایی برم تند تند راه میرم و زود میرسم و واقعا خیلی زود میرسم و تند تند راه میرم الگوم هم پدرمه که ایشون هم تند تند راه میرن
باور داشتم قرآن و عربی و املای من عالیه و واقعا تو مدرسه بالاترین نمره رو میگرفتم از این دروس
اینو شنیدم که طایفه بابام افسردگی دارن و من هیچوقت نپذیرفتم
ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟
باور نداشتم و لیاقتشو تو خودم نمیدیدم که تو کنکور رتبه خوبی بیارم و همینم اتفاق افتاد و رتبم خوب نشد
باور دارم و خیلی شنیدم که ما طایفه ای ساده هستیم و چون مادربزرگم ساده هست رفتارام هم ساده هست ساده البته نه به معنی ساده لوحی به معنی اینکه سیاست ندارم و ساده دلم
و این سادگی ضربه هایی رو بهم زده
باور دارم که پسرا همشون سیگاری هستند و هرکسی هم میبینم سیگاریه و من از سیگار خوشم نمیاد و بیشتر توجه میکنم و جهان جواب باورم رو بهم نشون میده
باور دارم فروشندگی ضعیفی دارم تو معامله ضعیفم و ضربه هاشم دیدم
باور داشتم که چون تو این خونواده به دنیا اومدم و چون وضعیت مالی خوبی نداریم و پدرم سرمایه اولیه نداره پس نمیتونم پیشرفت کنم الان ضعیف شده یکم این باور ولی بازم باید روش کار کنم
باور دارم چون پا درد دارن طایفه مادریم پس منم اینطوری میشم و واقعا نشانه هاشو دارن میبینم و پاهام درد میکنه
باور دارم چون مادرم دیر ازدواج کرده پس منم دیر ازدواج میکنم
باور دارم بی عرضه ام و از پس هیچ کاری برنمیام
باور دارم تنبلم و این باور ضربه زده به من
خیلی به من باور گیج و خنگ و حواس پرت و دیر آماده شدن رو خوروندن و واقعا خیلی این الگوها تکرار شده تو زندگیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خالق زیبایی ها
با سلام وعرض ادب واحترام
خدمت استادعباس منش ارجمندوخانم شایسته عزیز
وهمراهان گرامی
چقدردرست بوداین فایل مثل همیشه عالی بود
اطرافیان وخانواده ام ازبچگی همیشه به من می گفتن خیلی هوشت خوبه وقتی مدرسه رفتم برا آمادگی (پیش دبستانی)انقدرخوب خوندن ونوشتن رویادگرفتم آخه توروستابودیم وازآمادگی تاپنجم یک کلاس بودیم وقتی معلم به پایه های بالاتردرس میدادند یادگرفتم
که معلمم گفت کلاس اول نیاز نیست برم براکلاس دوم ثبت نام کردم وهمیشه شاگرداول بودم وهمیشه ازطرف معلم وخانواده واطرافیان تشویق میشدم درروستاتاکلاس پنجم می تونستم بخونم بیشترنمیشدمنم که علاقه زیادی به درس خوندن داشتم مادرم خیلی سعی کردمتاسفانه نشدادامه بدم تااینکه بعدازچندسال از روستا به شهرمهاجرت کردیم بازهم دلم می خواست درس بخونم وحداقل دیپلم بگیرم سعی می کردم ولی نمیشدتااینکه خدایک معلم بی نظیروخیلی عالی سرراهم گذاشت وقتی معلم بزرگوار فهمیددلم میخواددرس بخونم مشوق وراهنماومدرس من شدخودش راهنماییم کردرفتم ثبت نام کردم کتاب برام تهیه کردوقرارشدجهشی بخونم یعنی ششم هفتم وهشتم رونخونم فقط نهم روبخونم بعدازبیست وچهارسال ترک تحصیل طی ده جلسه خصوصی من نهم روکه امتحان نهایی بودقبول شدم وخودمعلمم تومدرسه ای که بایدامتحان میدادم نبودوقتی بهش اطلاع دادم کلی خوشحال شدوبیشترازقبل تشویقم کردتادیپلم ادامه دادم ودیپلم انسانی گرفتم بامعدل پانزده
اینکه لطف وکمک خداوتدریس عالی معلمم بودو باورکردم که هوشم خوبه واستعدادداشتم بی تاثیرنبود
واینکه خیلی خداروباوردارم وبهش اعتمادکامل دارم کارت کسی دستم بودومن هزینه هاوکارهاشورسیدگی می کردم
چندماه پیش بخاطرمشکلات بانک سپه توکارت مبلغی پول رودوماه مسدودکرده بودن که مشکل ازخودبانک بودوصاحب حساب مشکلی نداشت خودصاحب حساب هم فرصت رسیدگی نداشت هفته قبل گفتم خودم برم خدابزرگه درست میشه اگه نشدبه خودش میگم وقتی رفتم وازکارمندسوال کردم گفتن برواتاق رئیس رفتم اتاق رئیس ومشکل روتوضیح دادم درکمال ناباوری بدونه اینکه شماره ملی واطلاعات صاحب کارت روبخواددرعرض یکی دودقیقه مشکل روبرطرف کردومن شادوخوشحال ازلطف خداجونم رفتم خونه خواهرم داشتم تعریف میکردم که خواهرزاده ام گفت خاله توکه انقدرپیش خداعزیزی که توبیابون هم باشی زیرپات قنات آب میاد
ایناهمه لطف خداست
خداروباوردارم
بهش ایمان دارم
اعتمادواطمینان دارم
ومی دونم توحریم امنش حفظمون میکنه
وماروبه بهترین راههاهدایت می کنه
وهرچه بخواهیم بی قیدوشرط میده
درپناه خدای مهربون موفق سربلندسعادتمندوثروتمندباشید
سلام به تازه وارد این سرزمین خدایی،خانم مهری مهری!!!!
چقدر زیبا،تا بحال ندیده بودم که کسی هم نام و هم فامیلی یکسانی داشته باشد یا بهتره بگم کم دیده بودم.
آخه من معلم بازنشسته هستم که قریب به 35 سال تدریس کردهام و اسامی خیلی خیلی زیادی را دیدهام.
خیلی کم دیده و شنیدهام نام و فامیلی که شبیه به شما باشد.
و جالبتر اینکه 2 تا واژه و کلمه مهر دارید که معنا و مفهومش اینه که شما خیلی مهربون هستید!!!
در واقع 2 تا مهری!!!
اما کامنتتان چقدر عالی بود!!! هم صمیمیت و زیبایی خاصی داشت و هم به قول سعیده خانم شهریاری پر از نور بود و آگاهی!!!
انشاالله این نوری را که با ما به اشتراک گذاشتید بیشتر و همیشه درون زندگیتان بتابد!!!!
در پایان برایتان و برای همه و نیز برای خودم از خداوند منان شادی سلامتی خوشبختی ثروت و سعادت در دنیا و آخرت خواهانم و به دستان قدر قدرتش میسپارمتان خدانگهدار.