چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آوا مختاری نیا گفته:
    مدت عضویت: 3026 روز

    سلام استاد گرامی و مریم عزیزم ، و سلام به دوستان خوبم که کامنت های فوق عالی نوشتند،

    من زهرا هستم.

    بسیار خوشحال شدم که فایل جدید را دیدم، الان اواسط بار دومی هست که دارم فایل رو میبینم ، دام خواست همین الان کامنت بنویسم.

    در دقیقه ی 26 اون زنگی که باید در ذهن و مغز من به صدا در می اومد، به صدا درآمد.

    استاد میگن من چرا باور کردم که فلان استعداد را ندارم ؟؟ چرا باور کردم که نمیتونم بیزینس داشته باشم؟؟…

    واقعا چرا؟

    اینو این‌جا داشته باشید،

    من هر وقت آشپزخونه م کثیف میشه ، احساس بدی درباره ی خودم پیدا می کنم و فکر میکنم که تنبل و بی نظم و شلخته هستم که گاز و سینک رو تمیز نکردم، و این کار تمیزکاری برایم بزرگ و طولانی می رسید، یعنی هم ناراحت بودم و هم اقدام نمی‌کردم،

    دیروز تو این فکر بودم یهو گفتم بزار همین الان تمیز کنم تا غذا داره آماده میشه،

    در عرض ده دقیقه تمیزکاری کردم و دیدم عه!!

    احساسم نسبت به خودم عوض شد،

    گفتم ببین این ذهن سر چه موضوع مسخره ای داشت به من احساس ناکافی بودن و بد بودن می داد، و چه زود از موضع ش عقب کشید ،

    این نکته منو عمیق تو کرد تو تجربه های خودم ، و فکر کردم نکنه این مقاومتی که من درباره ی پول ساختن دارم ، و احساس شدید نتونستن من هم با درست کردن ی باور محدود کننده برطرف میشه،

    اصن دیدم نسبت به این مقاومت عوض شد،

    تا اون موقع ذهن من حرفهایی که درباره ی خودم از اطرافیان شنیده بودم برام تکرار می‌کرد ، که «زهرا مظلومه، عرضه نداره، زبون نداره حرفشو نمیتونه بزنه..»

    و این تصویر ذهنی هیچ جوره عوض نمی‌شد،حتی با وجود اینکه من بعد از فوت همسرم مدیریت زندگی با سه فرزند قد و نیم قد رو به عهده گرفتم و مستقل زندگی‌ کردن رو شروع کردم و صدها مسئله ریز و درشت رو تو زندگی حل کردم ،

    جوری تغییر کردم که اون زهرا قبلی رو نمی‌شناسم ،

    جوری که اطلاعات و توانایی های منو کمتر کسی داره،

    حالا این ذهن میاد منو با تکرار باورهای قبلی سرکوب می کنه ،

    به خودم گفتم آخه چرا تو قبول می کنی که بی عرضه ای؟؟؟ آخه مگه تو بیعرضه ای ؟

    تو این همه تغییر مثبت ، شجاعت، اقدام رو نمی‌بینی و حرف نخ نمای ذهن رو چسبیدی،

    به خدا تا حالا به این نقطه نرسیده بودم،

    قبلا هر چقدر میخواستم خودمو در وضعیت دلخواه تصور کنم ، خیلی قوی نبود و خودم هم ی آدم قوی توش نمیدیدم،

    این بار اومدم با نگاه ی زن قوی و با عرضه که اتفاق های خوب مالی رو می تونه رقم بزنه ، به خودم تو آیینه نگاه کردم ،

    آره، چرا که نه؟

    اصلا کی از من بهتر؟ کی از من مستعد تر؟

    من که روند تغییر مثبتی رو سه ساله شروع کردم ،

    هیچ کس بهتر از من و بیشتر از من لیاقت ثروتمند شدن رو نداره،

    دارم روی دوره عزت نفس کار می کنم ، و از خداوند خواستم که در پایان دوره ، امکان خرید دوره لیاقت رو برام فراهم کنه ،

    راستی ی باوری که به من کمک کرده رو می خوام باز کنم ، اونم این باور هستش که « بدن من یکی از قوی ترین و بهترین و سالم ترین بدن های دنیا هستش»

    البته با تکرار سعی می کنم هرچه بیشتر تثبیتش کنم ،

    البته خودم خواستم که به این شکل بسازمش ، و علت ش هم شواهدی هست که از بنیه بدنی خوب در خودم دیدم،

    شروعش از اینجا بود که ، چند سال پیش من برای خرید چرخ خیاطی رفتم بازار تهران جایی که چرخ خیاطی ژاپنی استوک میفروشند، و دیدم که تقریبا همه ی بهترین چرخ ها که ژاپنی هم هستند ، استوک و کارکرده هستند، و جالب این که فروشنده روی این چرخ کار کرده سه سال هم ضمانت می ده!!

    اون موقع خیلی تحسین کردم صنعت ژاپن رو که ببین چه محصولی تولید کرده که کلی کار کرده ، بعد میاد اینجا تازه روی محصول دست دومش، فروشنده سه سال هم ضمانت میده ، این بخاطر کیفیت بالای اون محصول هست.

    همون موقع ها که تحت تأثیر این تجربه بودم ، این الهام به من شد که این فقط ی چرخ خیاطی ژاپنیه، انقد خوب کار می کنه، بدن من که ساخته ی خداونده، با این همه علم و توانایی ، چرا نباید خیییلی بهتر ازین چیزی که می بینم کار کنه ؟

    چرا نباید خوب بمونه؟ سالم بمونه؟

    تازه تو قرآن خداوند یکی از پیامبران رو مثال می زنم و میگه حدود نهصد سال عمر کرد، یعنی چی؟؟؟

    یعنی این بدن انسانی چنین قابلیت و ضمانتی داره!!

    پس من اومدم تکرار کردم که بدن من یکی از بهترین و قوی ترین بدن های دنیاست و سالم سالم تا نود و پنج سالگی همین جوری سالم و بی مشکل می‌ره!!

    شکر خداوند متعال خیلی خیلی کم مریض شدم این چند وقت، حتی وقتی بچه ها بیمار میشن من علائم خیلی جزئی نشون می ده بدنم و رد می کنه،

    من میگم بدن من سیستم ایمنی پیشرفته ای داره، و یکی از بهترین بدن های دنیاست.

    انشالله تا نود و پنج سالگی پیش رفتم میام تیک هدفم رو می زنم!

    ممنونم از استاد و از همگی،

    شکر‌خدای مهربان.

    خوشحالم که در کنار دوستانم هستم.

    بدرخشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    الهه پوراحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1745 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی

    خدایا شکرت برای آشنایی با این مفاهیم .

    استاد چقدررررر من این روزها به این فایل نیاز داشتم و البته که هر روز نیاز دارم بهش.

    اما باور قدرتمند کننده در مقابل محدود کننده (نادرست).

    استاد من با شما معنای واقعی کلمه باور رو درک کردم.

    استاد وقتی با آموزه های شما آشنا شدم شروع کردم به تغییرات باورهای نادرستم. اولش هیچ درکی نداشتم فقط به شما اعتماد کردم وقتی گفتین باورهامون داره زندگی مونو می‌سازه.

    البته اینم بگم که اولش یه تغییر فکر بود بعد کم‌کم نشانه ها اومد و من تونستم با تلاش و تمرکز صد درصدی فکرامو به باورهام تغییر بدم.

    استاااد نمی دونین چقدرر تغییر باورها و درست کردن باورها به من و زندگی من آرامش داده.

    من بینهایت باور محدود کننده در مورد همه موضوعات زندگیم داشتم. الان همش با خودم میگم خدایا من چطوری اون موقع با اون همه باور مخرب زندگی میکردم البته زندگی که نه ، گذراندن لحظات عمرم.

    حالا می‌خوام از باورهایی بگم که واقعا حس میکنم که در من به مرور زمان شکل گرفت. و من برای شکل گرفتن این باورها یه مدت این باور رو می‌نوشتم و می ذاشتم جلو چشمم. مثلا می‌چسبوندم جلو داشبورد ماشین، تو آینه ام، رو لپتاپم، رو صفحه گوشیمو ….

    گاهی حتی مثل ذکر تسبیح مدام با خودم تکرار می کردم. گفتن این باورها خیلی راحته اما اینکه بشینه در من و من رو مجبور کنه به اقدام یه چیز دیگست. البته اینم بگم که خودمو دوختم به فایلهای شما و به شدت ورودی هامو کنترل کردم. یعنی فهمیدم چاره ای جز این ندارم.

    و اما باورها:

    خداوند همیشه با منه

    خداوند هادی و حامیه منه

    این ترمز ها و باورهای محدود کننده منه که نذاشته من به خواسته هام برسم

    خداوند مشتاق تره از من برای رسیدن به خواسته های منه

    من در هر کاری و در هر بعدی نیاز به هیچ فرد خاصی ندارم چون خدا با منه

    ایمان یعنی منطقی فکر نکردن و دیدن دستان خداوند

    باورهامه که داره زندگیمو میسازه

    هر لحظه خدا بامنه

    وظیفه من فقط درخواست کردنه

    وظیفه خدا هم فقططط اجابت کردنه

    خدا من رو دوست داره

    راههای رسیدن به خواسته ام در مدار ذهنیه من نیست و من عقلم بهش نمی‌رسه

    من دوست داشتنی هستم

    من اگر خودم رو لایق بدونم رسیدن به خواسته هام راحت تره

    من فقط باید روی خودم کار کنم

    برای پول درآوردن نیازی به زجر کشیدن نیست میشه راحت پول درآورد.

    حال خوب کلید اصلی رسیدن به خواسته هامه

    خداوند آدمها و شرایط مناسب رو میاره تو زندگی من

    #ولی هنوز در حوزه احساس لیاقت و ثروت و باور به فراوانی خیلی باور محدود کننده دارم که دارم با همون فرمون ادامه میدم و میرم جلو. و میدونم که چه درهایی از نعمت و برکت داره تو زندگیم باز میشه.

    خدایاااا بینهایت ازت ممنونم

    خدایا شکرت

    استاد عزیزم ازتون ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1497 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    صحبت های استاد در این مورد واقعا برای من خیلی مهم اساسی بود

    من چه چیزی را باور دارم

    وقتی که می ترسم و باور دارم که انجام این کار سخت است

    وقتی که باور دارم که پول داشتن راحت نیست

    وقتی که باور داشته باشم که کسب و کار راحت نیست

    وقتی که باور داشته باشم که همه چیز سخت است

    و هزاران باور محدود کننده دیگر که در ذهن خودم دارم این سبب می شود که نتوانم به راحتی به جلو بروم

    وقتی که صحبت های دیگران را می شنوم که فلان شخص اینگونه است

    یا

    فلان کار برای ما نیست و و و

    این ها در ذهن من نقش می بندد و سبب می شود که نتوانم صاحب کسب و کار خودم باشم

    ترس هایی که از دوران کودکی تا بحال در ذهن ما کاشته اند

    نگرانی هایی که از نبودن و نیستی در ذهن ما به جای گذاشته اند

    هزاران راه نرفته را برای ما به وجود می آورد تا نتوانیم به خواسته ها و آروزهای خودمان برسیم

    هر چه بیشتر و بهتر باورهای خوب را برای خودم بسازم بی شک موفق تر خواهم بود

    بی شک آرامش من بیشتر خواهد بود

    بی شک حال من خوب و خوبتر خواهد بود

    از زمانی که خواستم تغییر کنم و شروع به ساخت باورهای خوب برای خودم کردم جهان هم به من در این راه کمک کرد توانستم قدم به قدم جلو بروم و اکنون من فوق العاده هستم

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    من را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    بینهایت سپاسگزار خداوندی هستم که هروقت ازش هدایت خواستم در رابطه با اینکه کدوم فایل رو گوش بدم دقیق دست من رو گذاشت روی اون فایلی که بهش احتیاج داشتم.

    الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

    1)یکی از بهترین باورهایی که از کودکی به ما گفته شده بود توسط اطرافیان و والدین و خیلی در به من توی زندگی کمک کرد این بود که میگفتن شما ژنتیکتون جوریه که هیچوقت چاق نمیشید و این باور باعث شده که من اصلا اصلا چاق نمیشم و از اونجایی که ورزش بدنسازی انجام میدم با اینکه همه چی میخورم اما درعین حال یک بدن با کات عالی و فوق الاده دارم همیشه همیشه و این باور خیلی با من کمک کرد.

    2)باور دوم در رابطه با موی سر هست و پدر من همیشه میگفت که ما خانوادگی موهامون عالیه و پدر خود بنده الان توی سن 60 سادگی هنوز موهای لخت و زیبایی داره و من و برادرمم همینطور.

    3)مورد سوم در رابطه با ژنتیک بدنی هست که همیشه به ما گفتن ژنتیک بدنی شما توی بدنسازی عالیه و این باور رو من الان به وضوح میبینم که من و برادرم از هرکسه دیگه ای که تا به حال دیدیم ژنتیکمون توی این ورزش بهتر بوده و باعث شده من سالیان سال بدون مصرف دارو و مکمل بدن فوق الاده ای داشته باشم.

    4)یک باوری که من برخلاف دیگران ساختم این بود که میشود بدون مصرف مکمل و دارو به فرم بدنی ایده آل رسید و میبینم افرادی رو که سالیان سال دارو و مکمل مصرف میکنن اما هنوز که هنوزه حسرت داشتن بدنی مثل من رو میخورن و میگن ما هرکار میکنیم اینطوری نمیشیم.

    5)یک باوری که من اومدم درون خودم ساختم و الان به واسطه اون باور حرکت کردم و در مسیر رسیدن به خواسته ام هستم این بود که من اومدم این باور رو ساختم که من استعداد و توانایی فوق الاده ای در مدلینگ دارم و ساخت این باور باعث شد که من شروع به حرکت کنم و مهاجرت کنم به تهران و الان به لطف خدای مهربان در مسیر رسیدن به این خواسته یعنی تبدیل شدن یه یک مدل حرفه ای و جهانی هستم.

    6)یک باوری که که از دوره عزت نفس یادگرفتم و در خودم ساختم این بود که من توانایی یادگیری و انجام هرکاری رو دارم حتی اگر تا به حال انجامش نداده باشم که باعث شد من وارد کار فروشندگی لباس بشم درحالی که تا قبلش اصلا چنین کاری رو انجام نداده بودم و الان توی این کار دارم با طی کردن روند تکامل خودم هر روز بهترداز دیروز عمل میکنم.

    7)یکی دیگه از باورهایی که از دوره عزت نفس یادگرفتم این بود که خداوند همیشه با من هست و داره من رو هدایت میکنه و از من حمایت میکنه که باعث شد من قدرت پیدا کنم برای مهاجرت کردن به تهران و عمل به این الهام باعث تقویت این باور درون من شده که دارم ثمراتش رو میبینم در زندگی ام.

    8)یک باوری که من اومدم برخلاف بقیه در خودم ساختم در رابطه با حرف و حدیث هایی بود که راجب به اخلاق و ویژگی های قومیت ها و افراد شهر های دیگه میزدن مثلا یادمه توی شهر ما(کرمان) میگفتن افراد فلان شهرستان یا فلان شهرستان افراد خوبی نیستند و من میومدم نگاه میکردم و میدیدم بهترین دوستان من از اون شهرستان بودن و باعث میشد این باور رو که اونها داستن نقض کنم و وقتی ام میخواستم بیام تهران همه اطرافیان میگفتن اونجا باید حواست باشه هما اونجا گرگن کلاه سرت نزارن و از این حرفا امد من چون باور داشتم که من میرم و خداوند بهترین افرادش رو سرراهم قرار میده حرکت کردم و به لطف خدای مهربان خداوند بهترین افراد رو سر راهم قرار داده و به وضوح نتیجه این باور رو دارم در زندگیم میبینم.

    ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟

    1)یکی از اساسی ترین باورهایی که در ذهن من ساخته شده این هست که برای مدل شدن باید قد بلند باشی و باعث شده که منی که قد کوتاهتری نسبت به بقیه مدل ها دارم اما استعداد و تواناییم بینهایته هنوز نتونم وارد این حرفه بشم که الان پس از شنیدن این فایل میخوام به صورت کاملا تمرکزی روی این باور کارکنم و مثال های عینی بیارم و این باور رو عوض کنم تا به خواسته ای که براش حرکت کردم برسم.

    2)یک باوری که از کودکی به ما میگفتن موقع عصبانیت این بود که میگفتن شما ژنتون مثل فلانی هست که توی فامیل بود و همیشه عصبانی بود و این باعث شده بود که من بپذیرم کلا آدم اعصاب خوردی هستم اما به لطف خدای مهربان اومدم و تغیرش دادم.

    3)یکی از باور های مخربی که ساخته شده در ذهنم باور به کمبود هست کمبود همه چی که باعث شده سالیان سال نعمت های خداوند رو دریافت نکنم اما به لطف الله الان یک ماه و نیم هست دارم روی این باور تمرکزی کار میکنم و هر روز نشانه های فراوانی رو میبینم و تحسین و تایید میکنم و نتایج داره روز به روز بهتر و بهتر میشه.

    4)یکی از باور های مخربی که توی ذهن من هست اینه که من خودم توانایی ثروت ساختن رو ندارم و باید برای بقیه کار کنم که باعث شد کسب و کاری که راه انداختم از بین بره و این باور از کمبود عزت نفس من میاد با اینکه کلی روی عزت نفسم کار کردم.

    5)یکی دیگه از باورهای مخرب توی ذهن من این هست که نمیشود همه چیز را در کنار هم داشت مثلا اگر توی رابطه باشم نمیتونم تمرکز بزارم روی کارم و از کار دورم میکنه و این باعث شده که روابطم زیاد دوام نداره و به یک شکلی جهاان مارو از هم دور میکنه و به این باور من پاسخ میده و میگه خب بیا رابطه رو ازت گرفتم الان تمرکز کن روی کارت.

    بینهایت از شما ممنونم استاد عزیزم که این فایل رو آماده کردید و با ما به اشتراک گذاشتید.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مجید یاری گفته:
    مدت عضویت: 1340 روز

    باسلام وخدا قوت خدمت استاد جونم وخانم شایسته عزیز

    خیلی جالب بود برام با این که 3 تا محصول از سایت خریدم .ولی بازم روی بحث باورها ،ذهنم هنوز هم که هنوزه دنبال منطقی قوی میگرده ومیخاد بازهم بیشتر قانع بشه.وخدا راشکر تونستم

    در ضمینه ثروت چند تا باور خوب واسه خودم درست کردم .یکی از بهترین باورهای من اینه که وقتی هرکجا وهرقت کبوتر یا کریم میبینم به خودم میگم امروز هم یه واریزی یا یه پول حتما میاد بحسابم .واین اتفاق حتما میفته وبه شکل معجزه آسا حسابم پر میشه .جالبه که بدونید که قبلا وقتی کبوتر یا کریم میدیدم که از خودش صدا می‌کرد با خودم میگفتم حتما یه خبر بدی میخاد بیاد.که خدارا شکر از زمانی که وارد سایت شدم شروع به اطلاح بهبود شخصیتم وباورهام کرده ام وبه تازه گی دارم روی دیدن گنجشکها هم روی خودم وباورهام کار،میکنم تا بتونم یه باور فراونی و پول سازی درست کنم

    باتشکراز زحمات استاد وخانم شایسته وآرزوی سعادت وخوشبختی وسلامتی وثروت فراوان برای اعضا سایت عباس منش .خدا نگهدار همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    سلام براستادعزیزم و مریم جانم

    استادفایل رو استاپ کردم و فکر کردم تا یک باور قدرتمندکننده در وجودم پیدا کنم دیدم نه باوری نیست که درمن وجود داشته باشه وباعث پیشرفت من شده باشه .

    وباز مثل همیشه رسیدم به حرف شما که تمام باورهایی که به ما خورونده شده همش باور محدود کننده و تخریب گر بوده و هست .

    از بچگی از زبان خالهام و تمام اقوام مادریم شنیدم که میگفتن ما کم شانس به دنیا اومدیم و پدر و مادران ماهم همینطوربودن .واین باور تخریبگر بامن رشد کردوهرروزبزرگ و بزرگترشد.هرموقع توی زندگیم یه اتفاقی افتاد سریع توذهنم میومد که به قول خالهام و مادرم ما که شانس نداریم و هیچی براما درست پیش نمیره.

    استاد خدا میدونه که این باور تمام زندگی من رو تحت تاثیر گذاشته.چقدرباعث کم شدن لیاقت من شده خیلی جاها باعث شده که من خودموو خواستهامو نادیده بگیرم .همش بگم خوب ما خانوادگی شانس نداریم و تلاشی هم براشون نکنم .

    انگار همیشه یه جور ناامیدی در دلم داشتم .

    من یکسالی که توی سایت هستم همش روی این باور کار کردم واین باور چون ریشه ای قوی درمن داره هنوزکه هنوزه باید روش کاربکنم .

    توی فایل که شما میگفتین این باور از کجا اومده وچراماهمینطوری هرچیزی رو میفهمیم باورمیکنیم واقعا حرفی واسه گفتن نداشتم .

    فقط میگم خداروشکر که من بااین مباحث اشناشدم واین باور رومن به خورد بچهام نمیدم.

    وخداروشکر دوره ی لیاقت رو خریدم و دارم روی این باور که از عدم لیاقت من میاد کار میکنم.

    استاد

    خانواده ی شوهرم هم یه باوری دارن که میگن ما کلا جنس دندونامون خوب نیست و کلا با این مسئله خیلی راحت کنار اومدن و تا یه دندون دردی میگرن سریع میرن اونو میکشن ومیگن فایده نداره درستش کنیم.

    یا خودم تومدرسه این باور رو داشتم که اصلا از ریاضی سردرنمیارم هیچ وقت نمیتونم ازش نمره خوب بگیرم.وهمیشه هم همینطورپیش میرفت.

    استاد عزیزم ومریم جانم ازتون سپاس گذارم بابت ضبط این فایل و خیلی خیلی دوستتون دارم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    میترا اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 1789 روز

    بنام خدای هدایتگر

    سلام به استاد خوش اندام ومهربانم وبه مریم جانم وهمه بچه های بی‌نظیر.

    من برای بار دوم که روی این فایل کامنت میزارم اونم بعد از چند بار گوش کردنش ، به دو دلیل

    اول اینکه بار اول ودومی که فایل رو گوش دادم یه سوال یا نجوایی تو مغزم آمد ، بار سوم که گوشش دادم خدا جواب سوال رو بهم الهام کرد .

    گفتم با شما هم مطرح کنم شاید سوال بچه ها هم باشه .

    اون قسمت از مقاله رو که استاد خوند که نوشته بود زیر ساخت های ورزشی آمریکا هم برای ورزش دومیدانی خیلی اوکی وخوب واستاد هم این حرف رو تایید کرد گفت زیر ساخت ها هم خیلی مهم دیگه ،

    حتی مدارس و دانشگاه ها ش هم پیست دومیدانی های خوبی داره ،این نجوا تو ذهن من آمد که ببین پس عوامل بیرونی هم مهم .

    ولی خیلی بهش توجه نکردم تا اینکه برای بار سوم که گوشش میکردم قبل از اینکه به این قسمت از فایل برسم که برام سوال بود بهم الهام شد که همون عوامل بیرونی هم که تو فکر میکنی مهم اونم به خاطر باورهای خود افراد جامعه به وجود آمده .

    مثلا: تعداد زیادی از مهاجران سیاه پوست باور داشتن که در ورزش دومیدانی استعداد خوبی دارن و ژن این ورزش رو دارن و به خاطر باور جمعی، جهان هم کمک کرده ودر همون کشور زیر ساخت ها هم مهیا شده .

    ولی اگه مثلا من نوعی به یه چیزی باورداشته باشم ولی اون مکانی که من زندگی میکنم قابلیت رشد منو نداشته باشه جهان منو به جایی هدایت میکنه که قابلیت رشد من رو داشته باشه .

    ودوم اینکه در کامنت اولم باورهای محدود کننده ای به ذهنم نیومد بعد از خوندن کامت بچه ها چند تا از باورهای محدود کننده رو شناسایی کردم

    باور اینکه همه خاندان ما در سطح متوسط وحتی رو به پایینی بودن وهستند.

    _ هر که بامش بیش برفش بیشتر ( جالب اینه که اصلا فکر نمیکردم چنین باوری در ضمیر ناخود آگاه من باشه ولی یه بار که با یه مشتری حرف میزدم خاطر نیست که چی گفت که من در جوابش گفتم خب هر که بامش بیش برفش بیشتر وسری از حرف خودم تعجب کردم که آه پس من هنوز این باور تو وجودم هست )

    باور اینکه مگه آدم چقدر زندست.( که یجوری آدم بی انگیزه میکنه )

    استاد قشنگم این فایلتون همون جور که تو کامنت خیلی از بچه ها هم بود خیلی انرژیش بالا بود وما رو رفلش کرد خداروشکر که ما شما رو داریم. براتون بهترین ها رو آرزو میکنم

    انرژی وانگیزم برای تغییر زندگیم خیلی بالاست و اینو مدیون شما وهمه اعضای عزیز این سایت خداروشکر به خاطر وجود تک تکتون .

    در پناه رب مهربون باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    خوشبخت ترینم گفته:
    مدت عضویت: 1115 روز

    سلام ….به همگی

    میخوام از باورهایی که درونم ریشه ای شده بود براتون بگم

    اولین باور خیلی خیلی مخربم در زندگی این بود که فکر میکردم خانوادم اصلا باهام خوب نیستن …دوستام باهام بدن .یعنی من یه دوره ی خیلی زیاد از زندگیم فقط اینطوری گذشت که فکر میکردم دیگران باهام خوب نیستن ….

    اما از وقتی یاد گرفتم چطور ارتباط برقرار کنم

    چطور باورام رو عوض کنم میبینم که همه بهم علاقه مند هستند ..اونا منو دوس دارن و از بودن کنار من لذت میبرن…منم همینطور …خدایا شکزت به خاطر وجودشون تو زندگیم ….

    باور بد بعدیم این بود که همش فکر میکردم بچه داری خیلی کار سختی هست …بعد که باورم رو عوض کردم دیدم نه خیلی هم خوبه و شیرینه و همه چیز به طرز فکر من بستگی داره فقط ….

    باور بد دیگه ای که داشتم همش میگفتم که شهر من خوب و با امکانات نیست ولی دقت که کردم دیدم آدمهایی هستن که تو همین شهر بهترین شغل‌ها و بهترین پیشرفت ها رو داشتند ….

    باور بد دیگم این بود که فکر میکردم تا همه چیز جفت و جور نشه من نباید قدم بردارم و نباید شروع کنم …اما این باگ رو برا خودم برطرف کردم و فهمیدم که این از عزت نفس میاد اینکه زود شروع کنیم ….و به نتیجه فکر نکنیم و شروع کنیم خداوند کنارمون هست ….

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس ….

    خود راه بگویدت که چون باید کرد ‌‌‌‌‌…….

    باورهای خوبم ….من عالی ام .بهترینم. من خیلی دوست داشتنی هستم. من خیلی مهربانم .همه دوس دارن با من دوست باشن

    همه من و خانوادم رو دوست دارن….

    من بهترین جاها مشغول کار کردن میشم …

    همکارانم از اینکه در کنار من کار میکنن خیلی خوشحالن….

    من خیلی توانایی ها دارم ….

    خیلی خوب ورزش می‌کنم

    خیلی خوب یاد میگیرم

    خیلی سریع پیاده روی میکنم

    خیلی خوب با دخترم و پسرم بازی می‌کنم و اونا رو سرگرم میکنم

    من زندکی خیلی خوبی دارم و به همین خاطر به واسطه ی نعمتهای خوبی که خداوند بهم داده همیشه سپاسگزار خداوند هستم

    یکی از باورهای قوی من در مورد خودم اینه که خداوند به طرز عجیبی کنارم هست …..

    حتی به وضوح نشانه های وجود خداوند رو در زندگیم میبینم….

    اینکه زندگیم خیلی تغییر کرده همه و همه به خاطر وجود خداست تو زندگیم …..

    من باورهای خوبی در مورد خانوادم دارم

    به نظرم اونا بهترین آدم هایی هستند که خداوند اونا رو در مسیر زندکی من قرار داده …..خدایا شکرت

    21.5.1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    یه قوت به خانم شایسته که روزشمار رو تو سایت قرار میدن و چقدر به موقع هست.

    اون موقع که این فایل رو رو سایت گذاشتین،

    برای من انگار مثل یه کلیپ تفریحی بود

    و درکش نکردم و یه کامنت سطحی گذاشتم.

    امروز صبح ساعت 4:30 خدا بیدارم کرد که بلند شو.

    اومدم سایت دیدم نه، استاد فایل نذاشته.

    ولی خانم شایسته یه فایل از روزشمار به نام

    «چه موضوعی را باور کرده‌ای» گذاشته بود.

    بعد خوابیدم و دو ساعت بعد بیدار شدم.

    کارام رو انجام دادم و رفتم دنبال یه کار شخصی.

    تموم شد و اومدم خونه.

    متوجه شدم یه چیزی که داشتمش دوباره خریدم.

    بعد موقع غذا شد و پختن غذا اذیتم کرد.

    با خودم فکر کردم چرا امروز اینجوریه؟

    چرا همه چی میپیچه؟

    چرا امروز یه پول الکی خرج کردم؟

    چه درسی بود؟

    دیدم نه، تو دو سه روز گذشته هم پول غیرضروری خرج شده.

    و چندماهه سابقه نداشته

    امروز چندتا باور کمبود درآوردم

    و از خودم پرسیدم چرا داره پول الکی خرج میشه در صورتی که قبلاً نبوده؟

    خدا بهم گفت چند ماهه خوب ورودی رو کنترل کردی.

    یادم آورد من سه چهار روزه دنبال یه موتور برای خودم بودم.

    فقطعلاقمند بودم که بدونم و تصویرسازی کنم،

    میرفتم سایت‌ها رو بررسی می‌کردم.

    ولی بیشتر نظرات منفی

    و معایب اون موتور رو می‌خوندم.

    هر موتوری رو به جمع‌بندی می‌رسوندم،

    یه ایراد ازش در می‌آوردم و باز از صفر.

    همین تمرکز بر نکات منفی باعث شد

    که من پول از دست بدم و یه نشونه بود.

    چرا؟

    اون کنترل ذهن صددرصد شکست

    و من پول از دست دادم.

    اما از این تضاد درس گرفتم.

    یکی اینکه به خدا بسپارم و دنبال اطلاعات نباشم

    و ذهنم رو خام نگه دارم.

    دوم از تضادش چندتا باور مخرب درآوردم.

    بعدش یاد این فایل افتادم

    و دیدم دقیقاً در مورد همین موضوعات بود.

    چرا این موضوع رو اینجا نوشتم؟

    چون همه‌چی از کنترل ذهن شروع میشه.

    برا یکسری اتفافاقات اینقدر طبیعی شده که پذیرفتن

    اما اصلا نباید طبیعی بشه

    ما یه لوح خام هستیم که با ورودی‌ها روی ما رایت میشه.

    من یه قدم بیشتر ارزش کنترل ذهن رو درک کردم.

    ب) چه باورهای محدودکننده‌ای را پذیرفته‌ای:

    من باور کردم کار کردن سخته

    و به سخت‌ترین کارها و درآمدها هدایت شدم.

    من باور کردم پول درآوردن سخته.

    پول نیست.

    اگه پول رو از دست بدی دیگه نیست.

    من نمی‌تونم پول بسازم.

    من بلد نیستم.

    من استعداد ندارم.

    می‌بینم که مثل قطره‌چکان پول میاد.

    به قولی گنجشک‌روزی شدم.

    ایده نمیاد چون من جلوشو گرفتم.

    و الی آخر…

    من باور کردم که اگر کسی یه مو ازت بکنه،

    موهات سفید میشه.

    تو دبیرستان شخصی بود که پشت میز من می‌نشست

    و موهای من و هم‌کلاسی‌ها رو می‌کند.

    من نگران بودم و خیلی زود موهام سفید شد.

    و همش میگفتم به خاطر مو کندن هست

    من باور کردم که خانواده ما عینکی هستن

    و تا سال‌ها عینک زدم.

    باور کردم که چاقی ارثیه و تا سال‌ها چاق بودم.

    من باور کردم که نمی‌تونم پول بسازم

    و شرایط مالیم عوض نشده.

    الف) چه باورهای قدرتمندکننده‌ای داری:

    اما از طرف دیگه مادرم از بچگی می‌گفت موهات خیلی پرپشته،

    به خاطر این روغن‌هایی که به سرت زدم.

    من باور دارم و موهای سرم خیلی پرپشت و زیباست،

    ولی سفید و مشکی. و سفیدش از اون باور بد میاد

    چاق بودم، بعد از چند سال لاغر کردم

    و قفلش تو ذهنم شکست که میشه لاغر شد.

    وبعدها با قانون سلامتی آشنا شدم

    و راحت لاغر کردم، چون برام لاغری باور پذیر بود.

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1315 روز

    به نام خداوند هدایتگر و مهربان

    به لطف رب العالمین هدایت شدم به گوش دادن این فایل ارزشمند و انگار تازه متوجه می‌شدم استاد چی میگفتن یعنی هربار که کمی فقط کمی روی خودم کار میکنم قانون جهان اونقدر سریع پاسخ میده و یه کمی مدارم رو بالاتر می‌بره و پرده ای از روی چشم و گوشم برداشته میشه

    جریان باور رو من تازه درک میکنم یعنی چی

    اگر بخوام دیدگاه کلی که جدیدا به قلبم الهام شد رو بگم اینه که اگر من می‌خوام تمام جنبه های زندگیم به طور دلخواه تغییر کنه و به قولی رویاهام رو زندگی کنم باید در فرکانس خداوند قرار بگیرم

    برای اینکه با خداوند هم جهت بشم و در فرکانس خداوند باشم باید افکاری و یا به طور ریشه ای تر باورهایی داشته باشم از جنس خداوند از جنس روح

    و جنس خداوند چیه: آرامش،عشق،شور و شعف

    اینو داشته باشین

    حالا میایم سراغ قانون و کارکرد جهان:

    جهان اینطوری کار می‌کنه که فرکانس های من رو که از افکار و باورهام میان رو میگیره و تبدیل می‌کنه به شرایط و اتفاقات زندگی من و به من تحویل میده

    و ذهنی که پاک بوده خنثی بوده با هر فکری می‌تونه پر بشه و باورسازی بشه و اون باورها رو تحویل جهان بده

    خوشبختانه ذهن و افکار قابلیت تغییر پذیری دارن و میشه افکار جدید رو واردشون کرد و با تکرار مداوم تبدیلشون کرد به باور

    حالا میایم سراغ بحث اصلی که میخوایم نگرش روح و خداوند رو داشته باشیم تا وارد فرکانس خداوند بشیم و نعمت ها و ثروت ها و خواسته های اجابت شده رو دریافت کنیم

    برای اینکار میایم از راهی بسیار هوشمندانه و زیرکانه استفاده میکنیم یعنی از این مکانیزم ذهن به نفع خودمون استفاده میکنیم

    میایم افکاری مثبت ،الهی و صد البته درست و حقیقت محض جهان رو در رابطه با هر موضوعی که میخوایم بهتر و بهتر بشه به ذهن میدیم و این افکار باید مداوم تکرار بشن و روی دور مثبت و سازنده یا مومنتوم مثبت بیفتن و تبدیل بشن به باور

    حالا دیگه بقیه کار سمت جهانه

    جهان شروع می‌کنه نسبت به باورهای زیبای ما اتفاقات ،شرایط،ایده ها و افراد فوق العاده رو وارد زندگیمون می‌کنه که به واسطه اونها از در و دیوار ،زمین و آسمون برامون نعمت و برکت می‌باره

    اینطوری میشه که ما آسان میشیم بر آسانی ها و در فرکانس رب العالمین قرار می‌گیریم

    فرکانسی که همون بهشت تصویر سازی شده در قرآن هست

    به لطف رب امروز درمورد بهشت و جهنمی که در قرآن ازش صحبت شده به آگاهی و درک زیبایی رسیدم

    این بهشت و جهنمی که خداوند در قرآن توصیف کرده حالتی هست که بهش بُعد مادی داده شده تا انسان های زمان پیامبر با اون سطح از آگاهی بتونن درکش کنن

    اما مثل موضوعات دیگه در قرآن که درک نادرستش باعث شک و شبهه میشه این موضوع هم با درک انسان امروزی که آگاهی بسیار بالایی نسبت به گذشته داره برای انسان شک ایجاد میکنه،سوال ایجاد می‌کنه که آیا روحی که جسم مادی نداره مگر نیازهای مادی داره ؟نیاز به خوردن و نوشیدن و پوشیدن لباس یا نیاز جنسی که همش برای پاداش های بهشتی درمورد حوری و شراب و پارچه های حریر یا تکیه گاه ها صحبت شده؟؟

    و این سوالاتی که غالبا در جامعه بی پاسخ میمونه اکثریت رو به شک و انحرافات می‌رسونه که به این نتیجه میرسم که بابا همه این حرفها چرت و پرته…

    اما اقلیتی هستن که به لطف الله به آگاهی و درک عمیق تری می‌رسن و متوجه میشن که بابا قضیه بهشتِ در نعمت و همیشگی که مومنان در اون جاودان هستند همون فرکانس پروردگار هست فرکانسی که انسان با منبع یا خداوند هماهنگ و هم جهت میشه ،فرکانسی که در اون باران بی نهایت نعمت و ثروت الهی همواره در حال باریدنه

    و افرادی که باور های الهی و درست دارن و ایمان دارن به پروردگار در اون فرکانس قرار میگیرن و از نعمت های بی نهایت در دنیا و آخرت متنعم میشن…

    درمورد جهنم هم همینه

    جهنم یعنی دوری از خداوند ،قطع ارتباط با خداوند

    درگیر ذهنِ محدود شدن و نفسانی عمل کردن که باعث میشه از فرکانس خداوند دور بشیم و به قول استاد عزیز بریم تو غار تنگ و تاریک و خودمون رو از نور و روشنایی بی نهایت خورشید عالم تاب محروم کنیم

    هرچه این باور ها محدود تر باشه بی ایمان تر میشیم و وارد فرکانس های پایین میشیم فرکانسی که خداوند میگه در جهنم با شیطان و دوستانش هم نشین می‌شید و این هم نشینی چیزی جز رنج و عذاب در دنیا و آخرت نیست

    رنج و عذابی که دائمی و همیشگی هست مگر اینکه به قول خداوند توبه کنیم و به خودش وصل بشیم و کم کم وارد مدار ها و فرکانس های بالاتر بشیم و دوباره وارد فرکانس خداوند بشیم

    جهنم یا فرکانس منفی که شیطان در اونجا به انسان وعده فقر و کارهای زشت و تجربه احساسات منفی رو داده جهنمی که ته نداره فقط کافیه بیفته رو مومنتوم منفی…

    خیلی خیلی خوشحال و شکر گذارم که این آگاهی هارو دریافت کردم و تونستم اینجا با شما عزیزان دل به اشتراک بزارم

    خدارو هزار مرتبه شکر برای قوانین زیبا و عادلانه جهان

    خدارو هزار مرتبه شکر برای نظم بی‌نظیر خلقت

    خدارو هزار مرتبه شکر برای وجود پاک و الهیمون که همگی تجلی وجود اون بی صورت هستیم که متجلی شده در بی نهایت صورت زیبا

    خدارو هزار مرتبه شکر برای وجود این سایت الهی و استاد الهی و هدایتمون به این مسیر الهی

    برای همگیمون از خداوند یکتا استمرار در مسیر درست رو خواهانم

    یا حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: