اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
همیشه آسانترین و راحت ترین کارها و مسائل سر راحم قرار میگیره و من به راحتی از پسشون برمیام
ذهن من همیشه به راحتی هر مسئله ای رو زودتر از هرکسی حل میکنه و همیشه هم همینطور بوده
من همیشه سالمم و هیچ وقت سرما نمیخورم
من همیشه این شعرو میخوندم که غلام نرگس مست من تاجدارانند چون باور داشم که
همیشه بهترین مردها از من خوششون میاد و عاشق من میشن اکثر اوقات هم اینجوری میشه ولی چون باور ازدواج در من شکل نگرفته به ازدواج نینجامیده (خب گاها فک میکنم خدا دوس نداره من ازدواج کنم ) برا همین همیشه همکارام تعجب میکنن وقتی میبنن چطوریه من تا حالا ازدواج نکردم خودم به این رسیدم که در ورای این باور یه باور هستش که از مردها دوری کنم و فاصله م رو باهاشون حفظ کنم برا همین هنوز نمیدونم چه باوری باید بسازم
من باور دارم بدنم خوش خودشو خوب میکنه باید کاری بهش نداشته باشم تا خودشو خوب کنه چون به سینوزیتم کار نداشتم دارو هم نخوردم نفهمیدم کی خوب شد
من باور دارم از پس هر ورزشی خوب برمیام و به راحتی هر حرکت ورزشی رو انجام میدم چون علاقه به وزش دارم
من باور دارم اندام زیبایی دارم
خب من باور دارم که یه کوهنورد خیلی خوبم و توانایی در این زمینه دارم
من باور دارم خدا یه دیوار حفاظتی و حمایتی دور من گذاشته و مواظبمه
قبلا نسبت به چشم زخم حساس بودم ولی مدتیه که برام بی اهمیت شده و داره این باور در من شکل میگیره که دروغه و من از هر چشم زخمی بزرگترم
من باور دارم که هرچی بخورم چاق نمیشم برا همین همیشه لاغر موندم و گاها دلم خواسته یکم چاق بشم هر پزشک و دکتر تغذیه و دارو گیاهی رفتم و سالها استفاده کردم ولی چون ذهنا باور دارم من چاق نمیشم شاید دو کیلو اضافه کرده باشم با اون داروها ولی بالافاصله برگشتم به وزن قبلیم(ایموجی خنده)
من باور دارم چون یه خال تو پهلوی راستم دارم واقعا خوشبختم و همیشه خوشبخت خواهم بود
من باور دارم که به راحتی میخوابم و برا همین همیشه تاسرمو میزارم روی بالش سریع خوابم میبره
من به شدت باور دارم انسان قدرت نامحدودی داره ولی هنوز در مورد خودم به این باور نرسیدم
در پاسخ به اینکه من باور نایب رپ پذیرفته بودم و همیشه به من ضربه زدن پ الان خیلی دارم روشون کار میکنم یکیشون این بود که تو استخوان بندی قوی نداری راحت مصدوم میشی یا تو فوتبال هر لحظه ممکنه مصدوم شب و ابن باور چقد بد بود ، دیگری اینکه تو خیلی خیلی خوشتیپ نیستی که هرکسی راحت بخواد روت کراش بزنه حالا این باور کمتر بود اما باور اصلی که خیلی بد بود همین باور مصدومیت بود، باوری که دارم جایگزینش میکنم اینه که بدن من بسیار قوی و مقاومه و اینکه فوتبال یعنی زندگی و سلامتی مگه ممکنه چیزی که زندگیه به آدم آسیب بزنه همش لذته ، یه بار اشتباه داشتم این بود که تو گل نزنی نمیتونی راحت همه توپا رو گل کنی
باوری که همیشه به من قدرت داده این بوده که من خیلی عالی تو فوتبال ضربات سر رو میزنم و این باور اینقد تو وجود من رفته بود که بیشترین گل هامو تو فوتبال با ضربه سر میزنم ، یکی دیگه این بود که تو خیلی ژنتیکت چون قد بلندی داری تو عضله سازی عالی عمل میکنی و خیلی زود بدنت میاد رو فرم باور دیگه که داشتم این بود که همه با من حال میکنن همیشه هرجا میرفتم با دوستای خیلی باحالی آشنا میشدم و همه منو دوست دارن ون خیلی به قول بچه ها خیلی پسر باحال و شوخی هستم
آها این باوری که داشتم این بود که من از یه دختری خوشم میومد و باش در ارتباط بودم باورم این بود که تو خوشتیپ نیستی چه انتظاری داری این دختره با تو صمیمی بشه یا تو هنوز بچه ای و بد تر از همه اینا تو وابسته ای با اینکه قوانینو میدونستم که نباید وابسته شد اما آخرش وابستش شدم بعد فهمیدم این داره دور میشه وابستگی ترس میورد ترس از دست دادن یه مدت اومدم فک کردم و باور جدید ساختم اولش نتیجه ها کم کم میومد اما رفته رفته عالی تر میشه من اومدم با خودم گفتم که تو خیلی خوشتیپ ، باحال و دوست داشتنی هستی تو خیلی استعداد داری تو لایق بهترین روابط هستی یااااسیییین ، پسر تو خیلی ارزشمندی و اینکه رو اخلاق ها و ویژگی های طرف مقابلم تمرکز میکردم و این عالی بود و خیلی زود نتیجشو دیدم و دیگه اینکه اومدم گفتم خدایا وابستگی که کلن هست یه کمم پیش میاد اما باید خیلی کم باشه اومدم گفتم که ممکنه هرکی رو دوست داشته باشی و باش باشی بعد یه مدتی شاید تو یه مدار نباشید و جدا شید و یا یه نفر از دنیا بره باید همه چیزو گذرا میدیدم و از لحظه لذت ببرم و اینکه خودمو خیلی دوست داشته باشم و این دوست داشتنه رو از طرف خدا ببینم نه بگم حتمن این دختر باید باشه ،بله من خیلی این دختره رو دوست دارم اما عشقی که ازش بم میرسه و این برخورد خوبی که بام داره به خاطر خداونده و باوری که من ساختم این یکی از بهترین باور های من بود که تغیرش دادم و نتیجه خیلی عالیی دیدیم ممنونم ازتون استاد عزیزم ️️
استاد جان من البته با گوش دادن فایل های شما باور در من ایجاد شد که همون جور تونستم مدال جهانی در ورزش بگیرم میتونم در شغل عاشقم هم در مربیگری داشته باشم و لحظه به لحظه دارم پیشرفت میکنم و قهرمانانی را پرورش بدم که از منم بهتر بشن چون باور دارم
باور محدود کننده ام
مادرم همیشه میگفت از این ورزش کردنت پولی در نمیاری و هیچی در نمیاد مثل بابات برین مثل بچههای فلانی…کار کنید و من صحبتهای مادرم شده بود یه باور هرچند من پولهای زیادی در میاوردم از ورزش از 6 سالگی جایزه گرفتم تا 28 سالگی که رئیس کمیته المپیک بهم دو بار جایزه داد
استاد چ لباسای خوشرنگی پوشیدین دیدن شما تو همین لباسها و تو این فضای سرسبز پرادایس خودش مراقبه ست
خدا رو شکر ک امروز وقت کردم و این فایل بینظیر رو دیدم چون این برا منه
من هفته دیگه ازمون دارم و تو این مدت چون داشتم درس میخوندم دیگه وقت نمیکردم بیام تو سایت کامنت بنویسم و موقع خواب یا موقع ناهار فایل های شما رو میدیدم چون دیدن حداقل یک فایل یا گوش کردن ب فایل های شما شده جز روتین زندگیم و نمیتونم حذفش کنم و ب خودم همیشه میگم حتی اگه وقت هم نکنی ک کامنت بذاری یا چیزی بنویسی تو دفترت همین که گوش میدی یعنی تو مسیر میمونی
و امروز صبح ی تیکه از فایل شما رو تا اومدم گوش بدم تو محل کار بودم ک نشد و همون اولش قطع شد ک الان متوجه میشم اونموق اماده برا شنیدنش نبودم چون تو محل کار ارباب رجوع میومد و میرف وممکن بود من حرفای شما رو متوجه نشم
اما االان ک شنیدم با اینکه ذهنم همش هی میگه پاشو بعدا بنویس وقت نداری اما دارم باهاش میجنگم چون میدونم این باور اشتباهیه ک هی خودم رو تو هول و ولا بندازم
این روزا استرس زیادی رومه و حتی ب جرات میگم قبلا این حد از استرس و فشار رو نداشتم اما خب دارم تلاش میکنم هروقت ک زیاد میشه بیام تو سایت و یا فایل های سفر ب دور امریکا رو ببینم و یا اینکه ارامش در پرتو اگاهی رو گوش بدم خیلی این فایلها کمکم میکنن ک ارومتر شم. اما منبع این همه استرس از چیه!! اول اینکه اگاهانه خودمو تو دل ترسهام بردم یعنی تو ازمونی ک همیشه ترسش داشتم و سه ساله داشتم دست دست میکردم ثبتنام کردم و میخواستم ک بواسطه این ازمون ب چندتا هدفم برسم
یکیش این بود ک زبان انگلیسیم رو قویتر کنم و این ترمز ک ایلتس نمیتونی بگیری رو از سر راهم بردارم
دوم اینکه خودم تنهایی برم تهران وچند روز بمونم
و الان دارم اینکار رو میکنم حتی بلیط هواپیمامم گرفتم و قراره سه روز بمونم
بقول انگلیسیا kill two birds with one stone
اره قراره با ی تیر دو نشون بزنم و دوم اینکه برای خودم ی تارگت نمره مشخص کرده بودم ک حالا ب دلایل مختلفی نتونستم طبق برنامم پیش برم با اینکه خودم میدونم سطح زبانم خیلی خوبه اما از بس تو خانواده و محل کار بهم گفتن ک تو خیلیییی میخونی هرکی جای تو بود الان فیلسوف شده بود و کلی از این باورهای مخرب کننده ک البته همیشهه از بچگی بهم میزدن بهم فشار اورده
چون من باور کرده بودم ک به نسبت بقیه ضعیف ترم اما چیزی ک باعث شده بود من همیشه تو درس و دانشگاه نفر اول بشم این باور بود ک پشت کار داشتن همیشه جواب میده
مهم نیست من باهوش نیستم، مهم اینه ک من بتونم تموم منابعی ک دارم رو بخونمو خلاصه برداری کنم و مرور کنم و در اخر قطعا به نتیجه دلخواهم میرسم و همین باور کمکم کرد ک تو دانشگاه تو درسی ک استادم میگف من تا حالا به کسی بیست ندادم رو به من بده و من کتابی ک داشتم رو سه بار خونده بودم و دیگه مطمعن بودم ک من میتونم
الان هم استرسی ک دارم بخاطر اینه ک من طبق برنام پیش نرفتم ک تموم چیزایی ک دارم بخونم و ممکنه نتیجم اونی نشه ک میخوام
درحالیکه بقیه با دیدن این همه نتیجه هایی ک تو این سالها گرفتم مطمعنن ک من میتونم به نمرم برسم
دیگه بعد این همه سال نتایجمودیدن میدونن من وقتیکه میخونم ب نتیجه میرسه. الان اعتماد بنفس خودمه ک باعث شده من کم بیارم و حرف هایی ک ب شوخی هنوز همبهم زده میشه که تو خیلیی میخونیی
ولی واقعیت اینه ک من با علاقه درس خوندم
تموم این سالها رو من با عشق درس خوندم بخاطر همین همنتیجهام همیشه عالی بوده چون ی بار کتاب رو میخوندم و ی بار دیگه میومدم با خودکارای رنگی رنگی و تو برگه اچار خلاصه نویسی میکردم و بعد کلی نکتع درمیوردم و برای خودم فرمول و قاعده میساختم
حتی الان برای این ازمون زبانمم همین کار کردم و همیشه من ادم منظمی بودم و هستم برای خوندن چون خلاصه نویسی و دسته بندی کردن همیشه ب ذهنم و دانستهام نظم داده با اینکه من فقط ی هفته وقت دارم تا ازمونم اما من تازه امشب دسته بندیهام رو تموم کردم و الان تازه قراره بخونم
قبل دیدن فایل همش تو ذهنم این بود ک ن وقت نمیکنی چرا الکی وقتت رو هدر دادی برای ایننوشتها و دسته بندیها اما بعد گوش دادن فایل متوجه شدم نه من بهترین کار رو کردم
من خنگ نیستم من اگه چندبار میخونم چون علاقه دارم ک همه چی ارگانیز شده باشه
من فقط باید باور کنم ک هم میتونم تو این یکهفته تموماون جزوها رو مرور کنم و هم اینکه من قطعا به نمره ای ک میخوام میرسم چون من الان هفت روز وقت دارم
یعنی 7 تا 18 ساعت ( زمان ناهار و استراحت هم از 24 ساعت کم کردم:) ) پس در مجموع حداقل 125 ساعت وقت دارم پس من میتونم
من باهوشم
من اگه باهوش نبودم ک نمیتونستم تو کارشناسی و ارشد رتبه برتر بشم و تموم ازمونهای دیگه ای ک شرکت کردم رو مثل نظام مهندسی و کنکور قبول شم
من ذهن عالی دارم مهم نیست ک بقیه فکر میکنن من خیلیییی میخونم مهم اینه ک من با علااقه میخونم من از خوندنم لذت میبرم
حتی نتیجه ازمون ایلتس هم مهم نیست چون من هدفم یادگیری بهتر زبان تو مدت فشرده و جمع بندی کردنش و ارتقا دادن تموم اسکیلام تو چهار ماه بود چون من ده ماه از زبان خوندن فاصله گرفته بودم ولی دوباره شروع کردم و الان میتونم متوجه شم ک چقققد بهتر شده سطحم تو همین چهارماه و الان صحبت میکنم و راحت نظر میدم و مینویسم و لیسنینگم قوی شده، درک مطلبم بالا رفته و کلی کلمه و جمله بلدم ک همه اینها مهمتر از اون نتیجه ازمونم هست و من فقط باید از این هفت روزم لذت ببرم و تموم تلاشمو کنم ک سطح دانشمو بالا ببرم و خیلییی راحت برم تهران و از تنهایی سفر کردن و ازمون دادنم لذت ببرم:)
خدایااا شکرت
مرسیی استاد ک این فایل رو گذاشتین ک یاداوری کنین بهم من تو خوندن و یادگیری درسها همیشه موفق بودم و همیشه از یادگرفتن لذت بردم و این کلید موفقیت من بوده
مرسییی استاد ک هربار کلییی اگاهی بهمون میدین
عااشقتونم
خدا رو هزااار بار شکر برای وجودتون ک اگاهی دهنده هستین
هفته دیگه بعد ازمونم و نتیجم میام همین جا و از چیزهایی ک تجربه کردم مینویسم استاد جونم
مطمعنم همه چیز ب طرز شگفت اوری ب خوبی و خوشی پیش خواهد رفت چون حتی ازمون ثبتنام کردنمم هدایتی بود و حتی تاریخ ازمونم ک کلا رنده بدون اینکه من حتی متوجه بوده باشم و بعد ازمونم فهمیدم و مطمعنم همه اینها نشونه ست ک خدا بهم بگه تو قطعا میتونی
هفته پیش این کامنت رو نوشته بودم و دیروز هم ازمون داشتم و امروز هم نتیجش اومد
اره استاد از دو روز پیش ک وارد تهران شدم کلی چالش و اتفاق افتاده ک میخوام همشو به اشتراک بذارم ک یادم بمونه عمل کردن ب الهامات یعنی چی
اینکه من ب هدایت هایی ک میشم عمل کنم قطعا بعدش لذت و شادیه
نتیجه زبانم اومد و از نتیجش راضیم
خدایااا شکرت و الان من هر سه تا خواستم تیک خورده
خواسته اولم دیدن تهران بود ک بار اولمه دارم بهش سفر میکنم
خواسته دومم تنهایی سفر کردن بود
خواسته سومم ک ازمون ایلتس بود
خدااایاااا شکرت ک هر سه تاش باهم تیک خوردن
و اما روز اولی ک با هواپیما اومدم از تمرین عزت نفس استاد تو فایل عزت نفس استفاده کردم و درخواست ی صبحونه اضافه کردم تو هواپیما
و بعد از فرودگاه تاکسی گرفتم تا محلی ک ساکن بودم
کولرش خراب بود اما سعی کردم جنبهای مثبت دیگشو ببینم
ظهر هم غذا سفارش دادم ولی درب لیمونادش رو بخاطر اینکه دربازکن نبود با دست خواستم باز کنم
اگه ندای سابق بودم ک بیخیالش میشدم اما ندای جدید میگه بایذ انجامش بذی پس زدم تو گوگل ک چطوری میشع درشو بدون دربازکن باز کرد ک دیدم با قاشق میشه
دیگه به هر زحمتی بود بازش کردم بلاخره
عصرش قرار بود با دوستم برم بیرون ک دوستم زنگ زد گف حالش خوب نیس نمیاد اولش یکم ناراحت شدم بعد گفتم حتما نشونه ست ک ی مروری کنم رو جزوهام و شروع کردم ب مرور کردن تا اخر شب
و کولر همچنان خراب و تا صبح از گرما خوابم نبرد
رفتم سرجلسه ازمون خبلییی استزس داشتم اما ازمون ک شروع شد سعی کردم کنترل کنم
و بعد ازمون هم ب دوستم زنگ زدم و رفتیم ی رستوران عالی تو اندرزگو
وای ک چقد بعد ازمون و اون همه تلاش تفریح میچسبهههه
عصر برگشتم ک ی دوش بگیرم و با دوستم باز بریم بیرون
منوجه شدم تا نگهبان اون ساختمون کلید یدک داشته و بدون اجازه من ب اتاقم اومده خیلیی اول بهم ریختم و به بابام زنگ زدم و جریان رو گفتم ک بابام گف وسایلتو جمع کن و من هماهنگ میکنم ک بری ی جای دیگه
و این تضاد باعث شد ک من هدایت بشم ب ی جای عاااالی
هم اتاق و امکانات عالیه و هم اینکه صبحونه و نوشیدنی هر صبح و شب برام میفرستن در اتاق خداااایاااا شکرت
دیشب هم با دوستام کلییی تا تونستیم گشتیم تو تهران و لذت بردیم و همه هزینها رو هم خدا از طریق بندش برام حساب کرد
و امروز صبح هم باز ب ی کافه ای دنج تو ولیعصز هدایت شدم خداایااا شکرت ک دستانتو میفرستی ک من فقط و فقط لذت ببرم
بعد از اون برگشتم خونه و پیام اومد ک نتیجه رو اعلام کردن من توقع نیم نمره بالاتر رو داشتم بخاطر همین وقتی نمرم دیدم با اینکه ب نسبت زمانی ک گذاشته بودم نتیجه خوبیه اما چون توقعم بیشتر بود ناراحت شدم بعد یادم اومد ک من قرار بود بیام تو سایت و کامنت بذارم
و انسان چقققد فراموشکاره
و وقتیکه کامنت قبلیمو خوندم یادم اومد ک قرارمون چیز دیگه ای بود
قرار بود ک من برم تو دل ترسهام ک اینکارو کردم قرار بود سطح زبانم بالا ببرم ک اینکارو کردم درسته نمره 6/5 نگرفتم اما 6هم عالیه من ک خودم میدونم سطحم بالاتر بوده ی ازمون ک مشخص نمیکنه سطح واقعی منو
چون من دو روز بیخوابی داشتم و این چیزا هم موثر بوده و در نهایت من اومدم ک لذت ببرم ک دارم اینکارو میکنم
و خدا رو شکر ک هفته قبل اون کامنت رو نوشته بودم ک امروز با خوندنش یادم بیاد چی میخواستم واقعا و تو احساس بد نمونم
خداااایاااا شکرت
ی ساعت دیگه هم دوستم میاد دنبالم ک بریم ادامه تهران گردی
مطمعنم قراره کلیی باز خوش بگذره و لذت ببریم چون خدا هدایتم کرده
پس خودشم همه چیزوو قشنگ میچینه برام
مرسیی استاد برای این فایل های بینظیر و این سایت فوق العاده
باور دارم هیچی تو جهان تولید نشده که فروش نره بخاطر همین من هر چی تولید میکنم فروش میره
باور دارم من ادم با شخصیت و با اخلاق خوب و رفتار مهربانی هستم و همه منو دوست دارن
باور دارم ادم با اعتباری هستم،همین باعث شده همه دوست داشته باشن با من کار کنن
باور دارم،من لایق درامد 60میلیون به بالا هستم،و خداوند گاری میکنه تولیدم بیشتر بشه
2////چه باور های محدود کننده ای داری///
من تو پول نگه داشتن واقعا ضعیف هستم بارها پول جمع کردم گفتم اینبار نمیریزم به حساب خانمم که خودم بتونم پس انداز کنم اما باز خرج میشه اونم الکی
من همیشه دوست دارم خودمو جلو اقوام بزرگ نشون بدم ،دوست ندارم منو با تیپ کاریم ببینن،همین امر باعث شده وقت های که اونا هم نیستن نگران اینم که نکنه ببینن منو
من باور مردم که الگو تکرار شونده اشتباه زیاد دارم،بارها کار اشتباه دوسال قبلمو تکرار کردم
همش فکر میکنم من میتونم خیانت کنم به رابطم،اما چون آب نیست وگرنه انجامش میدادم
باور استباه در مورد پول دارم اما نمیدونم چیه،بخاطر همین پول دار نیستم
اما درکنار همه این باورهای اشتباه یه چیزو خوب فهمیدم
که با یاد خدا دلها ارام میگیره
بخاطر همین من رو باورهای توحیدیم هر روز کار میکنم تاخداوند منو هدایت کنه با ادمهای که کار اشتباه نمیکنن
با سلام ودرود فراوان خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی عزیز،خداروشکر که خداوند بزرگ من رو در مدار شما قرار داد،چون من از وقتی بچه بودم باورهای خیلی منفی در مورد خدا نداشتم ،هیچ حس بدی از آدمایی که از نظر مالی از ما بهتر بودن نداشتم،با خودم میگفتم اینها واقعا تلاش کردن و این واقعا لیاقتشون هست،ولی خانوادم وقتی یه نفر از نظر مالی وضعشون بهتر بود بهشون برمیخورد و میگفتن این حروم خور هست و فلان،ومن نمیدونستم این باوررا داره تو ضمیر ناخداگاهم وارد میشه وفکر میکردم من یه جور دیگه فکر میکردم،از وقتی با قوانین آشنا شدم باور کردم رزق و روزی هر آدمی دست خودشه،باور کردم وقتی من خدارو بابت چیزایی که دارم شکر کنم خدا منو گسترش میده به قول خودش زیادت میکنم،آسانت میکنم برای آسانی ها،از وقتی دارم آگاهانه تمرکز میکنم به زیبایی ها و داشته های زندگیم به قول استاد هدایت میشم به سمت زیبایی های بیشتر،خدااایا شکرت که دراین مسیر هستم شکر وجود همه ی ما موفق باشید
استاد تا یادم نرفته بگم من چند وقت پیش تو یکی از کامنت های دوستان خوندم که به راحتی به درامد 5 ملیارد در ماه رسیده خدا شاهده دقیقا از همون روز من به خودم گفتم مبشود برای منم مبشه چرا من فکر میکنم نمبشه از اون روز به بعد اتفاقات عجیبی افتاده برام یه مشتری های بهم زنگ میزنن و یه خربدهای راحتی ازم مبشه که موندم خدابا چرا قبلا نبودن جوابش اینه باور باور باور
چون بعدش اون سیمانهای مغزم در مورد درامد یکم شل شد
در مورد باورهای محدود که به من داده شده و به ضررم بوده این که ما بچه دهاتیم ثروت مال از ما بهترونه یا من هوش ریاضی ندارم یا من چون بچه دهاتم امکانات نیست و تو فوتبال باید بچه شهر باشی و پارتی داشته باشی
این باورها باعث شد برای بیرون زدن از روستا و دنبال ثروت بودن به سختی بیفتم باعث شد تو ریاضی هیچ وقت نمره بالای ده نگیرم باعث شد علارغم استعداد فوتبالیم به جابی نرسم
برعکس بهم گفته بودن تو حفظیات من عالیم من تو کل دوره تحصیل نمرات درسهای حفظیم 20 بود حتی کنکور هم بیشترشو 90 تا 100 زدم
یه بار یه فال گیری بهم گفت تو استخدام تو سرنوشتت نیست من 4 سال دویدم دنبالش نشدم که نشدم البته الان خوشحالم چون به نفعم شد خدا باباشو رحت کنه فال گیر با این باوری که بهم داد
از باورهایی که من خودم اگاهانه ساختم من خداوندگاره فروش هستم من تو تکنولوژی و کامپبوتر از بچگی استعداد دارم اینا باعث شده الان فروشنده بسیار قهاری هستم به قول شما با نتایج هم تقویت شده و هم تو بحث کامپیوتر واقعا خوبم و هر نرم افزاری رو بخوام یه هفته ای یاد میگیرم
به قول شما استاد یابد اگاهانه باورهای قدرتمند کننده رو بسازم خیلی این حرفتونو قبول دارم
فایل امروز بی نهایت هماهنگی داشت با شرایط من و جواب سوالمو گرفتم
تو سه دقیقه آخر استاد دقیقا جواب من داد .
در حالیکه استاد حرفشون تمام شده بود
اما در لحظه آخر هدایت خداوند رسید که من جوابمو بگیرم .
بنظر من ک همین الان یادمه باور خوب داشتم و دارم ک باعث حرکت من شده.
سال 1400 با قانون جذب و موفقیت آشنا شدم .و متوجه شدم ک جایگاه الان من اونی نیست ک من الان قرار دارم ،اصلا جایگاهمو دوست نداشتم ،همیشه میگفتم من جایگاهم این نیست .جایگاه من اینه ک تحصیلکرده و شاغل و پر از علم و آگاهی و درآمد عالی هستم و زندگی کاملا مرفه و همسر عاشق و زندگی عاشقانه ،
من همیشه چنین زندگی از خودم انتظار داشتم و دارم
میگفتم من لیاقتم چنین زندگی هست
و به همین دلیل تصمیم گرفتم سال 1401 ادامه تحصیل بدم در مقطع کارشناسی اونم بعد 13 سال ، اونم منی ک هیچ هیچ از هیچکدوم از درسا یادم نبود حتی جمع و تفریق مثبت منفی،
اما تصمیم گرفتم ک برم و رفتم
در حالیکه توسط خیلیا مسخره شدم
هرکسی شنید من درس میخونم میگفت الان ؟ از این به بعد ؟ با تمسخر
و یادمه میگفتم امتحان دارم با تمسخر میگفتن اوووو امتحان داره خانم
اما من ن تنها جدی نگرفتم بیشتر باعث شد ک من تمرکزم بیشتر بشه و ادامه بدم تا همونایی ک مسخره م کردن با موفقیت من روبرو بشن .
تصمیم گرفتم و رفتم ادامه دادم و گفتم نمیدونم برای چی دارم میخونم اما هدایت شدم بخونم و نمیدونم بعدش و آخرش چی میشه ،اما الان باید بخونم و خیلی هم موفق بودم خیلی زیاد.و کنکور ارشد شرکت کردم اونم با هدایت خداوند و مجاز شدم و انتخاب رشته کردم و منتظر جواب هستم .
و باور مخرب من اینه من آلرژی دارم و بهار و پاییز آبریزش بینی دارم و پذیرفتم
و دارم روی باور سلامتیم کار میکنم اوایل خیلی مقاومت داشتم الان کمتر شده ب لطف خدا هر روز میگذره کمتر میشه
من اول راه هستم و دارم این مسیر را برای موفقیت طی میکنم
دارم روی خودم کار میکنم
من تازگیا با قرار گرفتن تو روز شمار معنی باور را درک کردم
اول خیلی مقاومت داشتم خیلی زیاد ک باور داره زندگی را پیش میبره
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و دوستان سایت
استاد عزیزم دوره ی احساس لیاقت واقعا آدم رو زیر رو میکنه و منقلب میکنه من عید 1403 این دوره رو خریدم و فقط تا جلسه ی 4 رو گوش کردم و همش دارم این 4 جلسه رو مرور میکنم . بعد از آخرین کامنتی که در دوره ی احساس لیاقت گذاشتم و دیدم چقدر درب و داغونه احساساتم و چقد نا هماهنگ هستم و چقدر در صلح نیستم و مدام تکامل رو از یاد میبرم و … چقدر ترسیدم ، ترسیدم از خودم و افکارم و مسیری که دارم میرم و اینکه باید اساسی یه کاری بکنم و اینقدر عجله و هول زدن و احساس بد داشتن و احساس غالب ترس و اضطراب و کمبود نداشته باشم .
خلاصه من از خداوند طلب کمک کردم با هدایت الله مهربان که به قلبم اومد یه مجموعه ی چند ده تایی سوال از خودم پرسیدم و صفحه ها و صفحه ها به اونها پاسخ دادم یعنی پاسخ ها رو هم خدا داد و من حدود یک ماه میشه که فقط و فقط دارم اون جواب ها رو هر روز و شب میخونم، استاد خدا شاهده که جواب ها همه آگاهی های خالصی هستند که هر روز و هر لحظه به یک سطح آگاهی بالاتری میرسم ازشون و لایه لایه میفهممشون. و من به خودم تعهد دادم که این جواب ها رو همگی باور های قدرتمند کننده هستند رو تا 6 ماه کار کنم و حتی هیچ دوره ای کار نکنم ، مگر هدایت خدا باشه .
و استاد عزیزم این جواب ها سراسر باور های قدرتمند کننده هستند و من تا قبل از این توی این دو سال واقعا نمیدونستم باور قدرتمند کننده چی هست و الان تازه دارم میفهمم و در ادامه حتما باز هم بیشتر میفهمم . و استاد جالبه که فایل شما کاملا مناسب حال و روز و برنامه ی تکاملی من هست که برای خودم ترتیب دادم بی حد و اندازه از شما و خداوند سپاس گزارم و الان حتی میدونم که وقتی ما رو یه کاری تمرکز میکنیم چجوری جهان دست به دست هم میده و از همه طرف به کمکت میاد . استاد یه جوری بودم که منتظر بودم شما یه فایلی بذاری درباره ی باور ها . شک نداشتم و میدونستم که میذارید و من میام کامنت میذارم .
استاد عزیزم نگم براتون از تغییراتی که کردم و چقدر رفتار دنیا با من عوض شده ، به چه آگاهی ها و تجربه ها و درس هایی رسیدم تو این یک ماه که از تمام عمر 30 ساله ی من بیشتر بوده و استاد من دیگه اصلا ربطی به اون زهرای یک ماه پیش که آخرین کامنتش رو در جلسه ی تکمیلی چهار دوره لیاقت گذاشته ندارم . ( استاد داغون بودم من اون روزا هم از نظر باور و هم از شدت اون همه احساس بد که تو دوره به خودم گفتم که اخه چرا من انقدر با خودم بد بودم و چطور خودم رو له میکردم همش گریه میکردم که چرا و به چه دلیل انقدر به خودم ظلم میکردم چرا اینقد به خودم سخت گرفتم ) . و همش به خودم میگفتم من باید یه کاری بکنم، باید تغییر کنم، باید یه کار اساسی بکنم.
استاد پیشرفتم رو از تغییر رفتار دنیا با خودم فهمیدم ، از عوض شدن افکار و عملم در هر لحظه فهمیدم و به قول شما اننقدر قدرتمند شدم که درونم یه شوری به پا شده، انقد در صلحم که تمرینات کد نویسی کوچک هر روز صبحم همگی رخ میدن و من تکاملی بزرگشون میکنم . انقدر در صلحم که عاشق مسیر آگاه شدن و تکامل شدم و چقدر دارم لذت میبرم و جهان به میزانی که هر روز باور هام قوی و قوی تر میشه از هر سمتی داره بهم نعمت و محبت میده .
انشاالله در این صفحه درباره ی سوالات کامنت میذارم در اولین فرصت و فعلا به تشکر کردن از خداوند و شما بسنده میکنم .
و استاد باز هم در آخر میگم که ساختن باور های قدرتمند کننده و تکرار و تکرار و تکرار و عمقی باور کردنشون و خارپشتی چسبیدن بهشون تنها راه نجات ماست و همه چیز شدنیه.
باز هم از شما تشکر میکنم و تحسین میکنم شما رو که اینقدر تسلیم هدایت الله هستید .
سلام وهزاران درود خدمت استادان جانم وتمام دوستان هم مدارم
چه موضوعی را باور کرده ای؟
قبل از اشنایی با استاد عزیزم باور کرده بودم ک ما امده ایم ک ب پایین تر از خودمان کمک وخدمت کنیم از بس هم تو زندگی اطرافیانم دیده بودم وهم مثال فلان امام ک خودش لباسش رو وصله میزده ولی چطور هر شب ب فقرا کمک میکرد خلاصه ک منم کلا درگیر کمک کردن هر نوعی زمانی مالی واحساسی ب دیگران بودم واصلا خودم رو ادم فرض نمیکردم ک هستم کلا فدایی دیگران بودم وب لطف الله واموزشهای استاد خیلی نگاهم تغییر کرده ک من ناتوانم از کمک کردن ب دیگران وهمه خدا دارند ومن هم ارزشمندم ک امده ام تا خواسته های خودم رو تجربه کنم
قبل از اشنایی با استاد باور کرده بودم هر چقدر فقیر تر باشم وغرق در مشکلات نزد خداوند محبوب ترم
وبا اموزشهای استاد عزیزم متوجه شدم ک ن خداوند دهنده هست ولذت میبره از دهنده بودنش وخواسته خداوند گسترش جهان هست وبرعکس من هر چقدر ثروتمند تر باشم نزد خداوند محبوب ترم زیرا ب گسترش جهان کمک میکنم
جدیدا یه باور مخرب رو پیداکردم ک خانمها بیشتراز اقایان بیمار میشوند وبدن ضعیف تر ی دارند هر چقدر نگاه ک میکردم مطب پزشک زنان را میدیدم ومهر تایید میزدم ک اره هر چی مشکل هست واسه خانما هست وباید این رو تغییر بدهم ک خانمها در شرایط خاص مثل بارداری نیاز ب یه کم مراقبت دارند نه اینکه انها بدنی ضعیف دارند وکلا درگیر مشکلات هستن وتوجه ام ذو بزارم رو خانمهایی ک سالم وپر انرژی هست تا از دام این باور مخرب رها شوم
باور کردم من تا ب ثروت فراون نرسم نمیتوانم از توحید ویکتا پرستی صحبت کنم اخه مگه استاد اون اوایل مسیر ثروت زیاد داشت ک از توحید واسه شاگردانش صحبت میکرد، خوب من اول باید اون خدای ثروتمنده ودهنده رو ک عاشق من هست رو باور کنم تا دریافت کنم، پس صحبتهای من از توحید داره این رو نشون میده که امید دارم ثروت فراوان هم میاد
ویه باور دیگه این ک انگار باور کردم ک من یک زن خانه دارم با کسی در ارتباط نیستم نمیتوانم ثروت خلق کنم در حالی ک از استاد اموختم ک ثروت ربطی ب عوامل بیرون نداره، انشالله ک اینم نهادینه شود در تک تک سلولهایم ک در خانه هم با کمترین امکانات میشود ثروت خلق کرد
سلام خدمت استاد عزیزم ومریم بانو
خب من یه باورهای از بچگی داشتم ازجمله
همیشه آسانترین و راحت ترین کارها و مسائل سر راحم قرار میگیره و من به راحتی از پسشون برمیام
ذهن من همیشه به راحتی هر مسئله ای رو زودتر از هرکسی حل میکنه و همیشه هم همینطور بوده
من همیشه سالمم و هیچ وقت سرما نمیخورم
من همیشه این شعرو میخوندم که غلام نرگس مست من تاجدارانند چون باور داشم که
همیشه بهترین مردها از من خوششون میاد و عاشق من میشن اکثر اوقات هم اینجوری میشه ولی چون باور ازدواج در من شکل نگرفته به ازدواج نینجامیده (خب گاها فک میکنم خدا دوس نداره من ازدواج کنم ) برا همین همیشه همکارام تعجب میکنن وقتی میبنن چطوریه من تا حالا ازدواج نکردم خودم به این رسیدم که در ورای این باور یه باور هستش که از مردها دوری کنم و فاصله م رو باهاشون حفظ کنم برا همین هنوز نمیدونم چه باوری باید بسازم
من باور دارم بدنم خوش خودشو خوب میکنه باید کاری بهش نداشته باشم تا خودشو خوب کنه چون به سینوزیتم کار نداشتم دارو هم نخوردم نفهمیدم کی خوب شد
من باور دارم از پس هر ورزشی خوب برمیام و به راحتی هر حرکت ورزشی رو انجام میدم چون علاقه به وزش دارم
من باور دارم اندام زیبایی دارم
خب من باور دارم که یه کوهنورد خیلی خوبم و توانایی در این زمینه دارم
من باور دارم خدا یه دیوار حفاظتی و حمایتی دور من گذاشته و مواظبمه
قبلا نسبت به چشم زخم حساس بودم ولی مدتیه که برام بی اهمیت شده و داره این باور در من شکل میگیره که دروغه و من از هر چشم زخمی بزرگترم
من باور دارم که هرچی بخورم چاق نمیشم برا همین همیشه لاغر موندم و گاها دلم خواسته یکم چاق بشم هر پزشک و دکتر تغذیه و دارو گیاهی رفتم و سالها استفاده کردم ولی چون ذهنا باور دارم من چاق نمیشم شاید دو کیلو اضافه کرده باشم با اون داروها ولی بالافاصله برگشتم به وزن قبلیم(ایموجی خنده)
من باور دارم چون یه خال تو پهلوی راستم دارم واقعا خوشبختم و همیشه خوشبخت خواهم بود
من باور دارم که به راحتی میخوابم و برا همین همیشه تاسرمو میزارم روی بالش سریع خوابم میبره
من به شدت باور دارم انسان قدرت نامحدودی داره ولی هنوز در مورد خودم به این باور نرسیدم
سلام خدمت استاد و خانوم شایسته عزیز و دوستان خوبم
در پاسخ به اینکه من باور نایب رپ پذیرفته بودم و همیشه به من ضربه زدن پ الان خیلی دارم روشون کار میکنم یکیشون این بود که تو استخوان بندی قوی نداری راحت مصدوم میشی یا تو فوتبال هر لحظه ممکنه مصدوم شب و ابن باور چقد بد بود ، دیگری اینکه تو خیلی خیلی خوشتیپ نیستی که هرکسی راحت بخواد روت کراش بزنه حالا این باور کمتر بود اما باور اصلی که خیلی بد بود همین باور مصدومیت بود، باوری که دارم جایگزینش میکنم اینه که بدن من بسیار قوی و مقاومه و اینکه فوتبال یعنی زندگی و سلامتی مگه ممکنه چیزی که زندگیه به آدم آسیب بزنه همش لذته ، یه بار اشتباه داشتم این بود که تو گل نزنی نمیتونی راحت همه توپا رو گل کنی
باوری که همیشه به من قدرت داده این بوده که من خیلی عالی تو فوتبال ضربات سر رو میزنم و این باور اینقد تو وجود من رفته بود که بیشترین گل هامو تو فوتبال با ضربه سر میزنم ، یکی دیگه این بود که تو خیلی ژنتیکت چون قد بلندی داری تو عضله سازی عالی عمل میکنی و خیلی زود بدنت میاد رو فرم باور دیگه که داشتم این بود که همه با من حال میکنن همیشه هرجا میرفتم با دوستای خیلی باحالی آشنا میشدم و همه منو دوست دارن ون خیلی به قول بچه ها خیلی پسر باحال و شوخی هستم
آها این باوری که داشتم این بود که من از یه دختری خوشم میومد و باش در ارتباط بودم باورم این بود که تو خوشتیپ نیستی چه انتظاری داری این دختره با تو صمیمی بشه یا تو هنوز بچه ای و بد تر از همه اینا تو وابسته ای با اینکه قوانینو میدونستم که نباید وابسته شد اما آخرش وابستش شدم بعد فهمیدم این داره دور میشه وابستگی ترس میورد ترس از دست دادن یه مدت اومدم فک کردم و باور جدید ساختم اولش نتیجه ها کم کم میومد اما رفته رفته عالی تر میشه من اومدم با خودم گفتم که تو خیلی خوشتیپ ، باحال و دوست داشتنی هستی تو خیلی استعداد داری تو لایق بهترین روابط هستی یااااسیییین ، پسر تو خیلی ارزشمندی و اینکه رو اخلاق ها و ویژگی های طرف مقابلم تمرکز میکردم و این عالی بود و خیلی زود نتیجشو دیدم و دیگه اینکه اومدم گفتم خدایا وابستگی که کلن هست یه کمم پیش میاد اما باید خیلی کم باشه اومدم گفتم که ممکنه هرکی رو دوست داشته باشی و باش باشی بعد یه مدتی شاید تو یه مدار نباشید و جدا شید و یا یه نفر از دنیا بره باید همه چیزو گذرا میدیدم و از لحظه لذت ببرم و اینکه خودمو خیلی دوست داشته باشم و این دوست داشتنه رو از طرف خدا ببینم نه بگم حتمن این دختر باید باشه ،بله من خیلی این دختره رو دوست دارم اما عشقی که ازش بم میرسه و این برخورد خوبی که بام داره به خاطر خداونده و باوری که من ساختم این یکی از بهترین باور های من بود که تغیرش دادم و نتیجه خیلی عالیی دیدیم ممنونم ازتون استاد عزیزم ️️
به نام تنها قدرت جهان
خداوندا من هرچی دارم از آن توست
استاد جان من البته با گوش دادن فایل های شما باور در من ایجاد شد که همون جور تونستم مدال جهانی در ورزش بگیرم میتونم در شغل عاشقم هم در مربیگری داشته باشم و لحظه به لحظه دارم پیشرفت میکنم و قهرمانانی را پرورش بدم که از منم بهتر بشن چون باور دارم
باور محدود کننده ام
مادرم همیشه میگفت از این ورزش کردنت پولی در نمیاری و هیچی در نمیاد مثل بابات برین مثل بچههای فلانی…کار کنید و من صحبتهای مادرم شده بود یه باور هرچند من پولهای زیادی در میاوردم از ورزش از 6 سالگی جایزه گرفتم تا 28 سالگی که رئیس کمیته المپیک بهم دو بار جایزه داد
سلام به استادای عزیز و دوست داشتنیم
استاد چ لباسای خوشرنگی پوشیدین دیدن شما تو همین لباسها و تو این فضای سرسبز پرادایس خودش مراقبه ست
خدا رو شکر ک امروز وقت کردم و این فایل بینظیر رو دیدم چون این برا منه
من هفته دیگه ازمون دارم و تو این مدت چون داشتم درس میخوندم دیگه وقت نمیکردم بیام تو سایت کامنت بنویسم و موقع خواب یا موقع ناهار فایل های شما رو میدیدم چون دیدن حداقل یک فایل یا گوش کردن ب فایل های شما شده جز روتین زندگیم و نمیتونم حذفش کنم و ب خودم همیشه میگم حتی اگه وقت هم نکنی ک کامنت بذاری یا چیزی بنویسی تو دفترت همین که گوش میدی یعنی تو مسیر میمونی
و امروز صبح ی تیکه از فایل شما رو تا اومدم گوش بدم تو محل کار بودم ک نشد و همون اولش قطع شد ک الان متوجه میشم اونموق اماده برا شنیدنش نبودم چون تو محل کار ارباب رجوع میومد و میرف وممکن بود من حرفای شما رو متوجه نشم
اما االان ک شنیدم با اینکه ذهنم همش هی میگه پاشو بعدا بنویس وقت نداری اما دارم باهاش میجنگم چون میدونم این باور اشتباهیه ک هی خودم رو تو هول و ولا بندازم
این روزا استرس زیادی رومه و حتی ب جرات میگم قبلا این حد از استرس و فشار رو نداشتم اما خب دارم تلاش میکنم هروقت ک زیاد میشه بیام تو سایت و یا فایل های سفر ب دور امریکا رو ببینم و یا اینکه ارامش در پرتو اگاهی رو گوش بدم خیلی این فایلها کمکم میکنن ک ارومتر شم. اما منبع این همه استرس از چیه!! اول اینکه اگاهانه خودمو تو دل ترسهام بردم یعنی تو ازمونی ک همیشه ترسش داشتم و سه ساله داشتم دست دست میکردم ثبتنام کردم و میخواستم ک بواسطه این ازمون ب چندتا هدفم برسم
یکیش این بود ک زبان انگلیسیم رو قویتر کنم و این ترمز ک ایلتس نمیتونی بگیری رو از سر راهم بردارم
دوم اینکه خودم تنهایی برم تهران وچند روز بمونم
و الان دارم اینکار رو میکنم حتی بلیط هواپیمامم گرفتم و قراره سه روز بمونم
بقول انگلیسیا kill two birds with one stone
اره قراره با ی تیر دو نشون بزنم و دوم اینکه برای خودم ی تارگت نمره مشخص کرده بودم ک حالا ب دلایل مختلفی نتونستم طبق برنامم پیش برم با اینکه خودم میدونم سطح زبانم خیلی خوبه اما از بس تو خانواده و محل کار بهم گفتن ک تو خیلیییی میخونی هرکی جای تو بود الان فیلسوف شده بود و کلی از این باورهای مخرب کننده ک البته همیشهه از بچگی بهم میزدن بهم فشار اورده
چون من باور کرده بودم ک به نسبت بقیه ضعیف ترم اما چیزی ک باعث شده بود من همیشه تو درس و دانشگاه نفر اول بشم این باور بود ک پشت کار داشتن همیشه جواب میده
مهم نیست من باهوش نیستم، مهم اینه ک من بتونم تموم منابعی ک دارم رو بخونمو خلاصه برداری کنم و مرور کنم و در اخر قطعا به نتیجه دلخواهم میرسم و همین باور کمکم کرد ک تو دانشگاه تو درسی ک استادم میگف من تا حالا به کسی بیست ندادم رو به من بده و من کتابی ک داشتم رو سه بار خونده بودم و دیگه مطمعن بودم ک من میتونم
الان هم استرسی ک دارم بخاطر اینه ک من طبق برنام پیش نرفتم ک تموم چیزایی ک دارم بخونم و ممکنه نتیجم اونی نشه ک میخوام
درحالیکه بقیه با دیدن این همه نتیجه هایی ک تو این سالها گرفتم مطمعنن ک من میتونم به نمرم برسم
دیگه بعد این همه سال نتایجمودیدن میدونن من وقتیکه میخونم ب نتیجه میرسه. الان اعتماد بنفس خودمه ک باعث شده من کم بیارم و حرف هایی ک ب شوخی هنوز همبهم زده میشه که تو خیلیی میخونیی
ولی واقعیت اینه ک من با علاقه درس خوندم
تموم این سالها رو من با عشق درس خوندم بخاطر همین همنتیجهام همیشه عالی بوده چون ی بار کتاب رو میخوندم و ی بار دیگه میومدم با خودکارای رنگی رنگی و تو برگه اچار خلاصه نویسی میکردم و بعد کلی نکتع درمیوردم و برای خودم فرمول و قاعده میساختم
حتی الان برای این ازمون زبانمم همین کار کردم و همیشه من ادم منظمی بودم و هستم برای خوندن چون خلاصه نویسی و دسته بندی کردن همیشه ب ذهنم و دانستهام نظم داده با اینکه من فقط ی هفته وقت دارم تا ازمونم اما من تازه امشب دسته بندیهام رو تموم کردم و الان تازه قراره بخونم
قبل دیدن فایل همش تو ذهنم این بود ک ن وقت نمیکنی چرا الکی وقتت رو هدر دادی برای ایننوشتها و دسته بندیها اما بعد گوش دادن فایل متوجه شدم نه من بهترین کار رو کردم
من خنگ نیستم من اگه چندبار میخونم چون علاقه دارم ک همه چی ارگانیز شده باشه
من فقط باید باور کنم ک هم میتونم تو این یکهفته تموماون جزوها رو مرور کنم و هم اینکه من قطعا به نمره ای ک میخوام میرسم چون من الان هفت روز وقت دارم
یعنی 7 تا 18 ساعت ( زمان ناهار و استراحت هم از 24 ساعت کم کردم:) ) پس در مجموع حداقل 125 ساعت وقت دارم پس من میتونم
من باهوشم
من اگه باهوش نبودم ک نمیتونستم تو کارشناسی و ارشد رتبه برتر بشم و تموم ازمونهای دیگه ای ک شرکت کردم رو مثل نظام مهندسی و کنکور قبول شم
من ذهن عالی دارم مهم نیست ک بقیه فکر میکنن من خیلیییی میخونم مهم اینه ک من با علااقه میخونم من از خوندنم لذت میبرم
حتی نتیجه ازمون ایلتس هم مهم نیست چون من هدفم یادگیری بهتر زبان تو مدت فشرده و جمع بندی کردنش و ارتقا دادن تموم اسکیلام تو چهار ماه بود چون من ده ماه از زبان خوندن فاصله گرفته بودم ولی دوباره شروع کردم و الان میتونم متوجه شم ک چقققد بهتر شده سطحم تو همین چهارماه و الان صحبت میکنم و راحت نظر میدم و مینویسم و لیسنینگم قوی شده، درک مطلبم بالا رفته و کلی کلمه و جمله بلدم ک همه اینها مهمتر از اون نتیجه ازمونم هست و من فقط باید از این هفت روزم لذت ببرم و تموم تلاشمو کنم ک سطح دانشمو بالا ببرم و خیلییی راحت برم تهران و از تنهایی سفر کردن و ازمون دادنم لذت ببرم:)
خدایااا شکرت
مرسیی استاد ک این فایل رو گذاشتین ک یاداوری کنین بهم من تو خوندن و یادگیری درسها همیشه موفق بودم و همیشه از یادگرفتن لذت بردم و این کلید موفقیت من بوده
مرسییی استاد ک هربار کلییی اگاهی بهمون میدین
عااشقتونم
خدا رو هزااار بار شکر برای وجودتون ک اگاهی دهنده هستین
هفته دیگه بعد ازمونم و نتیجم میام همین جا و از چیزهایی ک تجربه کردم مینویسم استاد جونم
مطمعنم همه چیز ب طرز شگفت اوری ب خوبی و خوشی پیش خواهد رفت چون حتی ازمون ثبتنام کردنمم هدایتی بود و حتی تاریخ ازمونم ک کلا رنده بدون اینکه من حتی متوجه بوده باشم و بعد ازمونم فهمیدم و مطمعنم همه اینها نشونه ست ک خدا بهم بگه تو قطعا میتونی
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
سلام استادای عزیزم
هفته پیش این کامنت رو نوشته بودم و دیروز هم ازمون داشتم و امروز هم نتیجش اومد
اره استاد از دو روز پیش ک وارد تهران شدم کلی چالش و اتفاق افتاده ک میخوام همشو به اشتراک بذارم ک یادم بمونه عمل کردن ب الهامات یعنی چی
اینکه من ب هدایت هایی ک میشم عمل کنم قطعا بعدش لذت و شادیه
نتیجه زبانم اومد و از نتیجش راضیم
خدایااا شکرت و الان من هر سه تا خواستم تیک خورده
خواسته اولم دیدن تهران بود ک بار اولمه دارم بهش سفر میکنم
خواسته دومم تنهایی سفر کردن بود
خواسته سومم ک ازمون ایلتس بود
خدااایاااا شکرت ک هر سه تاش باهم تیک خوردن
و اما روز اولی ک با هواپیما اومدم از تمرین عزت نفس استاد تو فایل عزت نفس استفاده کردم و درخواست ی صبحونه اضافه کردم تو هواپیما
و بعد از فرودگاه تاکسی گرفتم تا محلی ک ساکن بودم
کولرش خراب بود اما سعی کردم جنبهای مثبت دیگشو ببینم
ظهر هم غذا سفارش دادم ولی درب لیمونادش رو بخاطر اینکه دربازکن نبود با دست خواستم باز کنم
اگه ندای سابق بودم ک بیخیالش میشدم اما ندای جدید میگه بایذ انجامش بذی پس زدم تو گوگل ک چطوری میشع درشو بدون دربازکن باز کرد ک دیدم با قاشق میشه
دیگه به هر زحمتی بود بازش کردم بلاخره
عصرش قرار بود با دوستم برم بیرون ک دوستم زنگ زد گف حالش خوب نیس نمیاد اولش یکم ناراحت شدم بعد گفتم حتما نشونه ست ک ی مروری کنم رو جزوهام و شروع کردم ب مرور کردن تا اخر شب
و کولر همچنان خراب و تا صبح از گرما خوابم نبرد
رفتم سرجلسه ازمون خبلییی استزس داشتم اما ازمون ک شروع شد سعی کردم کنترل کنم
و بعد ازمون هم ب دوستم زنگ زدم و رفتیم ی رستوران عالی تو اندرزگو
وای ک چقد بعد ازمون و اون همه تلاش تفریح میچسبهههه
عصر برگشتم ک ی دوش بگیرم و با دوستم باز بریم بیرون
منوجه شدم تا نگهبان اون ساختمون کلید یدک داشته و بدون اجازه من ب اتاقم اومده خیلیی اول بهم ریختم و به بابام زنگ زدم و جریان رو گفتم ک بابام گف وسایلتو جمع کن و من هماهنگ میکنم ک بری ی جای دیگه
و این تضاد باعث شد ک من هدایت بشم ب ی جای عاااالی
هم اتاق و امکانات عالیه و هم اینکه صبحونه و نوشیدنی هر صبح و شب برام میفرستن در اتاق خداااایاااا شکرت
دیشب هم با دوستام کلییی تا تونستیم گشتیم تو تهران و لذت بردیم و همه هزینها رو هم خدا از طریق بندش برام حساب کرد
و امروز صبح هم باز ب ی کافه ای دنج تو ولیعصز هدایت شدم خداایااا شکرت ک دستانتو میفرستی ک من فقط و فقط لذت ببرم
بعد از اون برگشتم خونه و پیام اومد ک نتیجه رو اعلام کردن من توقع نیم نمره بالاتر رو داشتم بخاطر همین وقتی نمرم دیدم با اینکه ب نسبت زمانی ک گذاشته بودم نتیجه خوبیه اما چون توقعم بیشتر بود ناراحت شدم بعد یادم اومد ک من قرار بود بیام تو سایت و کامنت بذارم
و انسان چقققد فراموشکاره
و وقتیکه کامنت قبلیمو خوندم یادم اومد ک قرارمون چیز دیگه ای بود
قرار بود ک من برم تو دل ترسهام ک اینکارو کردم قرار بود سطح زبانم بالا ببرم ک اینکارو کردم درسته نمره 6/5 نگرفتم اما 6هم عالیه من ک خودم میدونم سطحم بالاتر بوده ی ازمون ک مشخص نمیکنه سطح واقعی منو
چون من دو روز بیخوابی داشتم و این چیزا هم موثر بوده و در نهایت من اومدم ک لذت ببرم ک دارم اینکارو میکنم
و خدا رو شکر ک هفته قبل اون کامنت رو نوشته بودم ک امروز با خوندنش یادم بیاد چی میخواستم واقعا و تو احساس بد نمونم
خداااایاااا شکرت
ی ساعت دیگه هم دوستم میاد دنبالم ک بریم ادامه تهران گردی
مطمعنم قراره کلیی باز خوش بگذره و لذت ببریم چون خدا هدایتم کرده
پس خودشم همه چیزوو قشنگ میچینه برام
مرسیی استاد برای این فایل های بینظیر و این سایت فوق العاده
خدایاا شکرت برا همه چییی
سلام دوباره خدمت استاد
چه باورهای داری که بهت کمک میکنه
من باور دارم ساخته شدم برای کار خودم
باور دارم مشتری برای کار من زیاد
باور دارم با کیفیت ترین جنس جنس منه
خوش قیمت ترین جنس جنس منه
باور دارم هیچی تو جهان تولید نشده که فروش نره بخاطر همین من هر چی تولید میکنم فروش میره
باور دارم من ادم با شخصیت و با اخلاق خوب و رفتار مهربانی هستم و همه منو دوست دارن
باور دارم ادم با اعتباری هستم،همین باعث شده همه دوست داشته باشن با من کار کنن
باور دارم،من لایق درامد 60میلیون به بالا هستم،و خداوند گاری میکنه تولیدم بیشتر بشه
2////چه باور های محدود کننده ای داری///
من تو پول نگه داشتن واقعا ضعیف هستم بارها پول جمع کردم گفتم اینبار نمیریزم به حساب خانمم که خودم بتونم پس انداز کنم اما باز خرج میشه اونم الکی
من همیشه دوست دارم خودمو جلو اقوام بزرگ نشون بدم ،دوست ندارم منو با تیپ کاریم ببینن،همین امر باعث شده وقت های که اونا هم نیستن نگران اینم که نکنه ببینن منو
من باور مردم که الگو تکرار شونده اشتباه زیاد دارم،بارها کار اشتباه دوسال قبلمو تکرار کردم
همش فکر میکنم من میتونم خیانت کنم به رابطم،اما چون آب نیست وگرنه انجامش میدادم
باور استباه در مورد پول دارم اما نمیدونم چیه،بخاطر همین پول دار نیستم
اما درکنار همه این باورهای اشتباه یه چیزو خوب فهمیدم
که با یاد خدا دلها ارام میگیره
بخاطر همین من رو باورهای توحیدیم هر روز کار میکنم تاخداوند منو هدایت کنه با ادمهای که کار اشتباه نمیکنن
با سلام ودرود فراوان خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی عزیز،خداروشکر که خداوند بزرگ من رو در مدار شما قرار داد،چون من از وقتی بچه بودم باورهای خیلی منفی در مورد خدا نداشتم ،هیچ حس بدی از آدمایی که از نظر مالی از ما بهتر بودن نداشتم،با خودم میگفتم اینها واقعا تلاش کردن و این واقعا لیاقتشون هست،ولی خانوادم وقتی یه نفر از نظر مالی وضعشون بهتر بود بهشون برمیخورد و میگفتن این حروم خور هست و فلان،ومن نمیدونستم این باوررا داره تو ضمیر ناخداگاهم وارد میشه وفکر میکردم من یه جور دیگه فکر میکردم،از وقتی با قوانین آشنا شدم باور کردم رزق و روزی هر آدمی دست خودشه،باور کردم وقتی من خدارو بابت چیزایی که دارم شکر کنم خدا منو گسترش میده به قول خودش زیادت میکنم،آسانت میکنم برای آسانی ها،از وقتی دارم آگاهانه تمرکز میکنم به زیبایی ها و داشته های زندگیم به قول استاد هدایت میشم به سمت زیبایی های بیشتر،خدااایا شکرت که دراین مسیر هستم شکر وجود همه ی ما موفق باشید
بنام خدا
استاد تا یادم نرفته بگم من چند وقت پیش تو یکی از کامنت های دوستان خوندم که به راحتی به درامد 5 ملیارد در ماه رسیده خدا شاهده دقیقا از همون روز من به خودم گفتم مبشود برای منم مبشه چرا من فکر میکنم نمبشه از اون روز به بعد اتفاقات عجیبی افتاده برام یه مشتری های بهم زنگ میزنن و یه خربدهای راحتی ازم مبشه که موندم خدابا چرا قبلا نبودن جوابش اینه باور باور باور
چون بعدش اون سیمانهای مغزم در مورد درامد یکم شل شد
در مورد باورهای محدود که به من داده شده و به ضررم بوده این که ما بچه دهاتیم ثروت مال از ما بهترونه یا من هوش ریاضی ندارم یا من چون بچه دهاتم امکانات نیست و تو فوتبال باید بچه شهر باشی و پارتی داشته باشی
این باورها باعث شد برای بیرون زدن از روستا و دنبال ثروت بودن به سختی بیفتم باعث شد تو ریاضی هیچ وقت نمره بالای ده نگیرم باعث شد علارغم استعداد فوتبالیم به جابی نرسم
برعکس بهم گفته بودن تو حفظیات من عالیم من تو کل دوره تحصیل نمرات درسهای حفظیم 20 بود حتی کنکور هم بیشترشو 90 تا 100 زدم
یه بار یه فال گیری بهم گفت تو استخدام تو سرنوشتت نیست من 4 سال دویدم دنبالش نشدم که نشدم البته الان خوشحالم چون به نفعم شد خدا باباشو رحت کنه فال گیر با این باوری که بهم داد
از باورهایی که من خودم اگاهانه ساختم من خداوندگاره فروش هستم من تو تکنولوژی و کامپبوتر از بچگی استعداد دارم اینا باعث شده الان فروشنده بسیار قهاری هستم به قول شما با نتایج هم تقویت شده و هم تو بحث کامپیوتر واقعا خوبم و هر نرم افزاری رو بخوام یه هفته ای یاد میگیرم
به قول شما استاد یابد اگاهانه باورهای قدرتمند کننده رو بسازم خیلی این حرفتونو قبول دارم
بنام پروردگار رب العالمین
سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
فایل امروز بی نهایت هماهنگی داشت با شرایط من و جواب سوالمو گرفتم
تو سه دقیقه آخر استاد دقیقا جواب من داد .
در حالیکه استاد حرفشون تمام شده بود
اما در لحظه آخر هدایت خداوند رسید که من جوابمو بگیرم .
بنظر من ک همین الان یادمه باور خوب داشتم و دارم ک باعث حرکت من شده.
سال 1400 با قانون جذب و موفقیت آشنا شدم .و متوجه شدم ک جایگاه الان من اونی نیست ک من الان قرار دارم ،اصلا جایگاهمو دوست نداشتم ،همیشه میگفتم من جایگاهم این نیست .جایگاه من اینه ک تحصیلکرده و شاغل و پر از علم و آگاهی و درآمد عالی هستم و زندگی کاملا مرفه و همسر عاشق و زندگی عاشقانه ،
من همیشه چنین زندگی از خودم انتظار داشتم و دارم
میگفتم من لیاقتم چنین زندگی هست
و به همین دلیل تصمیم گرفتم سال 1401 ادامه تحصیل بدم در مقطع کارشناسی اونم بعد 13 سال ، اونم منی ک هیچ هیچ از هیچکدوم از درسا یادم نبود حتی جمع و تفریق مثبت منفی،
اما تصمیم گرفتم ک برم و رفتم
در حالیکه توسط خیلیا مسخره شدم
هرکسی شنید من درس میخونم میگفت الان ؟ از این به بعد ؟ با تمسخر
و یادمه میگفتم امتحان دارم با تمسخر میگفتن اوووو امتحان داره خانم
اما من ن تنها جدی نگرفتم بیشتر باعث شد ک من تمرکزم بیشتر بشه و ادامه بدم تا همونایی ک مسخره م کردن با موفقیت من روبرو بشن .
تصمیم گرفتم و رفتم ادامه دادم و گفتم نمیدونم برای چی دارم میخونم اما هدایت شدم بخونم و نمیدونم بعدش و آخرش چی میشه ،اما الان باید بخونم و خیلی هم موفق بودم خیلی زیاد.و کنکور ارشد شرکت کردم اونم با هدایت خداوند و مجاز شدم و انتخاب رشته کردم و منتظر جواب هستم .
و باور مخرب من اینه من آلرژی دارم و بهار و پاییز آبریزش بینی دارم و پذیرفتم
و دارم روی باور سلامتیم کار میکنم اوایل خیلی مقاومت داشتم الان کمتر شده ب لطف خدا هر روز میگذره کمتر میشه
من اول راه هستم و دارم این مسیر را برای موفقیت طی میکنم
دارم روی خودم کار میکنم
من تازگیا با قرار گرفتن تو روز شمار معنی باور را درک کردم
اول خیلی مقاومت داشتم خیلی زیاد ک باور داره زندگی را پیش میبره
اما الان خداروشکر با کارکردن
در آگاهی های جدید هرروز بروی من باز شده
استاد دلتنگ بودم
ممنون از این فایل بی نظیر
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و دوستان سایت
استاد عزیزم دوره ی احساس لیاقت واقعا آدم رو زیر رو میکنه و منقلب میکنه من عید 1403 این دوره رو خریدم و فقط تا جلسه ی 4 رو گوش کردم و همش دارم این 4 جلسه رو مرور میکنم . بعد از آخرین کامنتی که در دوره ی احساس لیاقت گذاشتم و دیدم چقدر درب و داغونه احساساتم و چقد نا هماهنگ هستم و چقدر در صلح نیستم و مدام تکامل رو از یاد میبرم و … چقدر ترسیدم ، ترسیدم از خودم و افکارم و مسیری که دارم میرم و اینکه باید اساسی یه کاری بکنم و اینقدر عجله و هول زدن و احساس بد داشتن و احساس غالب ترس و اضطراب و کمبود نداشته باشم .
خلاصه من از خداوند طلب کمک کردم با هدایت الله مهربان که به قلبم اومد یه مجموعه ی چند ده تایی سوال از خودم پرسیدم و صفحه ها و صفحه ها به اونها پاسخ دادم یعنی پاسخ ها رو هم خدا داد و من حدود یک ماه میشه که فقط و فقط دارم اون جواب ها رو هر روز و شب میخونم، استاد خدا شاهده که جواب ها همه آگاهی های خالصی هستند که هر روز و هر لحظه به یک سطح آگاهی بالاتری میرسم ازشون و لایه لایه میفهممشون. و من به خودم تعهد دادم که این جواب ها رو همگی باور های قدرتمند کننده هستند رو تا 6 ماه کار کنم و حتی هیچ دوره ای کار نکنم ، مگر هدایت خدا باشه .
و استاد عزیزم این جواب ها سراسر باور های قدرتمند کننده هستند و من تا قبل از این توی این دو سال واقعا نمیدونستم باور قدرتمند کننده چی هست و الان تازه دارم میفهمم و در ادامه حتما باز هم بیشتر میفهمم . و استاد جالبه که فایل شما کاملا مناسب حال و روز و برنامه ی تکاملی من هست که برای خودم ترتیب دادم بی حد و اندازه از شما و خداوند سپاس گزارم و الان حتی میدونم که وقتی ما رو یه کاری تمرکز میکنیم چجوری جهان دست به دست هم میده و از همه طرف به کمکت میاد . استاد یه جوری بودم که منتظر بودم شما یه فایلی بذاری درباره ی باور ها . شک نداشتم و میدونستم که میذارید و من میام کامنت میذارم .
استاد عزیزم نگم براتون از تغییراتی که کردم و چقدر رفتار دنیا با من عوض شده ، به چه آگاهی ها و تجربه ها و درس هایی رسیدم تو این یک ماه که از تمام عمر 30 ساله ی من بیشتر بوده و استاد من دیگه اصلا ربطی به اون زهرای یک ماه پیش که آخرین کامنتش رو در جلسه ی تکمیلی چهار دوره لیاقت گذاشته ندارم . ( استاد داغون بودم من اون روزا هم از نظر باور و هم از شدت اون همه احساس بد که تو دوره به خودم گفتم که اخه چرا من انقدر با خودم بد بودم و چطور خودم رو له میکردم همش گریه میکردم که چرا و به چه دلیل انقدر به خودم ظلم میکردم چرا اینقد به خودم سخت گرفتم ) . و همش به خودم میگفتم من باید یه کاری بکنم، باید تغییر کنم، باید یه کار اساسی بکنم.
استاد پیشرفتم رو از تغییر رفتار دنیا با خودم فهمیدم ، از عوض شدن افکار و عملم در هر لحظه فهمیدم و به قول شما اننقدر قدرتمند شدم که درونم یه شوری به پا شده، انقد در صلحم که تمرینات کد نویسی کوچک هر روز صبحم همگی رخ میدن و من تکاملی بزرگشون میکنم . انقدر در صلحم که عاشق مسیر آگاه شدن و تکامل شدم و چقدر دارم لذت میبرم و جهان به میزانی که هر روز باور هام قوی و قوی تر میشه از هر سمتی داره بهم نعمت و محبت میده .
انشاالله در این صفحه درباره ی سوالات کامنت میذارم در اولین فرصت و فعلا به تشکر کردن از خداوند و شما بسنده میکنم .
و استاد باز هم در آخر میگم که ساختن باور های قدرتمند کننده و تکرار و تکرار و تکرار و عمقی باور کردنشون و خارپشتی چسبیدن بهشون تنها راه نجات ماست و همه چیز شدنیه.
باز هم از شما تشکر میکنم و تحسین میکنم شما رو که اینقدر تسلیم هدایت الله هستید .
سلام وهزاران درود خدمت استادان جانم وتمام دوستان هم مدارم
چه موضوعی را باور کرده ای؟
قبل از اشنایی با استاد عزیزم باور کرده بودم ک ما امده ایم ک ب پایین تر از خودمان کمک وخدمت کنیم از بس هم تو زندگی اطرافیانم دیده بودم وهم مثال فلان امام ک خودش لباسش رو وصله میزده ولی چطور هر شب ب فقرا کمک میکرد خلاصه ک منم کلا درگیر کمک کردن هر نوعی زمانی مالی واحساسی ب دیگران بودم واصلا خودم رو ادم فرض نمیکردم ک هستم کلا فدایی دیگران بودم وب لطف الله واموزشهای استاد خیلی نگاهم تغییر کرده ک من ناتوانم از کمک کردن ب دیگران وهمه خدا دارند ومن هم ارزشمندم ک امده ام تا خواسته های خودم رو تجربه کنم
قبل از اشنایی با استاد باور کرده بودم هر چقدر فقیر تر باشم وغرق در مشکلات نزد خداوند محبوب ترم
وبا اموزشهای استاد عزیزم متوجه شدم ک ن خداوند دهنده هست ولذت میبره از دهنده بودنش وخواسته خداوند گسترش جهان هست وبرعکس من هر چقدر ثروتمند تر باشم نزد خداوند محبوب ترم زیرا ب گسترش جهان کمک میکنم
جدیدا یه باور مخرب رو پیداکردم ک خانمها بیشتراز اقایان بیمار میشوند وبدن ضعیف تر ی دارند هر چقدر نگاه ک میکردم مطب پزشک زنان را میدیدم ومهر تایید میزدم ک اره هر چی مشکل هست واسه خانما هست وباید این رو تغییر بدهم ک خانمها در شرایط خاص مثل بارداری نیاز ب یه کم مراقبت دارند نه اینکه انها بدنی ضعیف دارند وکلا درگیر مشکلات هستن وتوجه ام ذو بزارم رو خانمهایی ک سالم وپر انرژی هست تا از دام این باور مخرب رها شوم
باور کردم من تا ب ثروت فراون نرسم نمیتوانم از توحید ویکتا پرستی صحبت کنم اخه مگه استاد اون اوایل مسیر ثروت زیاد داشت ک از توحید واسه شاگردانش صحبت میکرد، خوب من اول باید اون خدای ثروتمنده ودهنده رو ک عاشق من هست رو باور کنم تا دریافت کنم، پس صحبتهای من از توحید داره این رو نشون میده که امید دارم ثروت فراوان هم میاد
ویه باور دیگه این ک انگار باور کردم ک من یک زن خانه دارم با کسی در ارتباط نیستم نمیتوانم ثروت خلق کنم در حالی ک از استاد اموختم ک ثروت ربطی ب عوامل بیرون نداره، انشالله ک اینم نهادینه شود در تک تک سلولهایم ک در خانه هم با کمترین امکانات میشود ثروت خلق کرد
با سپاس فراوان از استاد عزیزم