چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2550 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام عرض می کنم خدمت استاد‌ عزیزم ، خانم شایسته‌ی گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم

    استاد جان من دیروز چند نشانه و هدایت الهی دریافت کردم ، که به من میگه تمرکز لیزری بگذارم روی ساختن عزت نفسم. در شرایطی که الان هستم و تضادهایی توی زندگیم هست ضدم مثل یک نهال زیبا ولی نهیف !! که باد یه کمی شدید و یا شرایط محیطی می توانه بهش آسیب بزنه!! یعنی در واقع من چون چندین ساله فقط با شما هستم ، و از آموزه های شما استفاده می کنم یه بخش هایی از وجودم رو عالی ساختم ، خیلی عالی ، اونجاهایی که پاشنه آشیلم نبوده … ولی در جاهایی که پاشنه‌ی آشیلم بوده …

    • مثل پذیرفتن کمک دیگران ، تشکر قلبی داشتن و دادنِ اعتبارش به خداوند ، اینکه نخواهم زودی جبران کنم ، کمک اون فرد رو و احساس شرمندگی نداشته باشم!!

    • مثل مهم نبودن حرف دیگران در زندگیم و همش نگران نگاه دیگران نبودن ، پاشنه‌ی آشیلی که من قبلاً با کار کردن روی خودم عالی شده بودم ، الان هم توی یک سری زمینه ها خوبم ولی تو یک سری زمینه ها به شدت برای من نشتی انرژی هستش و جلوی پیشرفت من رو می گیره ، احساس خوبم رو می بلعه و من رو مستأصل می کنه ، نیاز دارم خیلی روش وقت بگذارم و برنامه‌ای جدی برای اجرای تمرین آگهی بازرگانی برای افراد مختلف دارم.

    • مثل توکل کردن در عمل به خداوند و قدم‌ برداشتن با اولین ایده … و منتظر فرش قرمز نبودن …

    • مثل کنترل خشم و نارحتیم ، من در 90 درصد مواقع یا حتی 95 درصد مواقع انصافا خوبم و حالا اگه لبخند نمیزنم ، کسی ازم حس بد هم دریافت نمی کنه !! ولی همون پاشنه آشیله که گفتم … تا یه ذره احساس کنم یه نفر داره یه گوشه چشمی میاد یا حرفی میزنه یا چی … سریع رفتارم 180 درجه عوض میشه ، نمی توانم با آدم ها تعامل داشته باشم ، در واقع نمی توانم‌ پایدار در کنار آدم ها توی یک محیط کاری باشم ، نمی‌توانم در زمان مناسبش بگم و بخندم و در زمان مناسبش هم جدی باشم و کار کنم ، با آدم های جدید ارتباط برقرار کردن رو مشکلی ندارم ها … یعنی انصافاً با افراد جدید مخصوصا آقایان و بچه ها خیلی راحت ارتباط برقرار می کنم ، در مورد ارتباط با خانم ها خوبم ولی ارتباطات مقطعی اگر بخواهد این ارتباطه پایدار باشه ، من یه جایی یه حرکتی میزنم که احتمالاً باعث کدورت و ناراحتی میشم!! و من فکر می کنم این بر می گرده به اینکه من همش فکر می کنم آدم اشتباهی ای هستم ، یعنی به خودم شک دارم انگار !! با اینکه من خیلی خوبم ، خیلی قلب مهربون و خیر خواهی دارم و برای هیچ کس بد نخواستم و نمی خواهم … ولی جهان داره مثل آیینه به خودم فیدبک میده ، در واقع اون رفتاری که خودم با خودم دارم رو جهان داره بهم نشون میده

    آها حالا فهمیدم:) من باید روی این وجه از شخصیتم ، عاشق خودم شدن بی قید و شرط کار کنم

    و اینقدر نخواهم خودم رو با بقیه لول کنم ، اینقدر دیگران رو در راس و‌ اولیت قرار ندهم

    نمی دونم این کار کردن روی شخصیتم و بازسازی احساس لیاقتم چقدر طول می کشه ، تو شرایط فعلیم در آمدم تقریبا با هزینه هایم و یه کمی تفریح کردن و اینا … هماهنگه ، خب من دوره‌ی عزت نفس رو دارم … تمرکز لیزری می گذارم روی این دوره تا مدارم بره بالاتر و ان شا الله وقتی رسیدم به جایی که خیلی راحت می توانستم انتخاب کنم برای خرید دوره (نه مثل الان که هم دو به شک هستم کدوم دوره؟؟ هم اگه بخواهم بخرم باید به سختی بخرم!! یعنی در مدار خرید دوره‌ی جدید نیستم) جدید ، از خداوند طلب هدایت می کنم و احتمالاً روانشاسی ثروت 1 یا احساس لیاقت رو که عاشق هر دوشون هم هستم :) یکی از این دوره های ارزشمند رو‌ می خرم

    استاد از شما سپاسگزارم که این شرایط رو فراهم کردید بیام بنویسم پاشنه های آشیلم رو. خودِ نوشتن این پاشنه‌های آشیل و روبه رو شدن باهاشون یه تمرین برای ساختن عزت نفس بود.

    تعهد می دهم در یک زمان مناسب دیگه با هدایت الله بیام از باورهای قدرتمند کننده ای هم که دارم بنویسم.

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  2. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2657 روز

    به نام الله ثروت و فراوانی

    به نام خداوند یکتا و بی همتا

    سلامی گرم و عاشقانه به همه عزیزان، از استاد عباسمنش بزرگوارم گرفته تا همه بچه های سایت عباسمنش

    الهی هزاران بار شکرت می کنم که امروز لایق این بودم که بیام از کامنتهای این فایل بخونم ( چون در دفترچم نوشته بودم یکی از کارهایی که باید تیک بخوره، خوندن کامنتهای این فایل هست اما در مورد کامنت ننوشته بودم که بهش هدایت شدم)

    الهی هزاران بار شکرت می کنم که همیشه حرف های استاد عباسمنش رو با قلب و جان گوش میدم و اونقدر این انسان، پر از آگاهی و درک هست و اونقدر اصل و واثعیت رو با زبانی ساده اما اصولی بیان میکنه که من همه وجودم گوش میشه تا فقط ببلعم همه اون آگاهی ها رو ….

    در مداری هستم که در فضایی قرار گرفتم که همش خوبیه

    همش حال خوبه

    همش دیدن و لمس زیباییه

    همش گوش دادن به فایلها و وویس های بهبود و رشده

    همش خوندن مطالب بهبود و رشد شخصیه

    و خلاصه بگم در فضایی کاملا ایزوله قرار گرفتم و باید بگم که آگاهانه هدایت شدم به این فضا و دارم ازش نهایت استفاده رو میبرم

    یعنی من خواستم که در این فضا باشمو خداوند هم با دستان بی نظیرش با انسانهایی که بعضا هیچ شناختی نداشتم، این فضا رو برای من مهیا کردند و من هم دارم استفاده میکنم

    دارم ذهنم، قلبم، گوشم، زبانم و همه وجودم را آگاهانه کنترل میکنم که ورودی منفی و حال بد کن دریافت نکنه و بودن وزیستن در این فضا، قطعا باید باورهایی در این مسیر و در همین فضا برای من ایجاد کنه که من بسیار شاد و راضی هستم که یقینا این رضایت و شادی درونی، نشان از باورهایی بهتر از حتی دیروز ندارد

    یه چیزی که همیشه شنیدیمو به ما خوروندن این بوده که آموزش و یادگیری معمولا در سنین کم اتفاق میفته و خیلی تغییرات در سنین بالا رخ نمیده و حالا چی شده که دارم این رو میگم؟؟؟

    خب من باورش نکردم

    من خواستم تواناییم رو در یادگیری، در درک مطالب و به طور خلاصه بگم در”تند خوانی و تقویت حافظه” بالا ببرم و دقیقا یه دوره خریدم ودارم تمرینش میکنم

    من اصلا باور نکردم که من 41 ساله دیگه برام دیر شده که برم تند خوانی یاد بگیرم

    که برم تقویت حافظه

    و همین باور نکردنه و بر عکسش، باور به اینکه من علاقعه و انگیزه و هدف دارم و باید در این جنبه ها قوی تر از قبل بشم و دارم براش تمرین میکنم

    دارم روزانه تمرین میکنم

    گاهی یسری تمرین ها سخته

    گاهی یه جاهایی میبینم ضعفم زیاده اما میدونم نیاز به تکامل دارم

    میدونم که من 41 ساله شاید باید بیشتر از اون بچه 20 ساله تلاش و انگیزه داشته باشم اما در هر صورت چون هدف دارم و باور دارم میتونم، براش حرکت کردم

    یعنی باید اینو بگم که اگر به چیزی باور داریم، قطعا براش حرکت می کنیم

    یعنی باور من به شدن، باعث حرکت و انجام تمرین و اقدامات روزانه شده

    و این وسط، باید بدونم که من نیاز به تکامل دارم

    من باید مطابق آگاهی ها و آموزش ها پیش برم تا اون هدف که تقویت حافظه و تندخوانی هست، تحقق پیدا کنه

    حالا چرا میخوام کلا این مهارتها رو بهبود بدم؟؟؟ قبلا نوشته بودم براتون که من برای بهبود شغلم و ورود به یه عرصه که در زمینه شغلیم هست، باید یسری آزمون ها رو قبول بشم. اسفند سال گذشته با تجربه بسیار کم آزمون دادم، قبول نشدم اما نتیجم خیلی خوب بود و میدونم اگر امسال روند خوندنم رو بهتر کنم و برسم همه مطالب رو بخونم، قطعا شدنیه

    قطعا من قبول میشم

    یعنی این هدف چند ساله من هست که به اهداف کوچکتری تقسیمش کردم و یه بخشیش همین تند خوانی و تقویت حافظه هست… بعدش آزمون دادن و قبل شدن…. بعدش طی کردن یه مسیر تکاملی برای پرداخت بیمه و داشتن سابقه بیمه….. بعدش ورود به همون مسیر و همون شغلی که تجسمش هم برام پر از لذته و من میدونم و ایمان دارم که میشه

    اصلا باید بشه

    یعنی باور من به شدنه

    چقدر لذت میبرم از اون لحظاتی که میام و در مورد تک تک این قدم ها که برداشتم و نتایجش براتون بنویسم

    و انگار اصلا همین الان اتفاق افتاده… اینقدر ایمان و باور دارم…..

    از خداوند میخوام در این مسیر همانطور که تا حالا خیلی هدایت و حمایتم کرده، باز هم باشه که هست و من هدایت هاش رو بگیرم و گام به گام برم جلووووووو

    چس همه چیز باوره

    من اگر باور نداشتم حاضر بودم از منطقه امن و راحت الانم بیام بیرون و وارد این وادی جدید بشم؟؟؟

    قطعا جواب چیزی جز نهههههههه نخواهد بود

    پس باور کنیم شدن ها را

    باور کنیم هدایت خداوند را

    پس باور کنیم همه توانایی هامون رو که حد نداره

    پس باور کنیم که همیشه بهبود و تغییر میتونه رخ بده

    آیا همین کامنت، نشان از یک باور و جدا شدن از یک منطقه امن نیست؟؟؟

    قطعا که هست… به همین سادگی

    ممنونم استاد بزرگوارم

    ممنونم مریم جانم که تلاش و زحمتو همراهی شما هیچ کم از درس های استاد نداره…. دوستتون دارم با عشق

    هزاران قلب سفید و قرمز و رنگارنگ از طرف من به شما عزیزای دل….

    سالم شاد آرام شاد عاشق و ثروتمند در آغوش ربمون باشیم

    تا بعد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  3. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام و درود به استاد و مریم جون

    به به خدایا شکرت دوباره استاد دیدیم پردایس دیدیم و در فرکانس این فایل قرار گرفتیم

    خدایا هزار مرتبه شکرت فایل جدید اومد چقدر خوشحال شدم حتما دوستان همه خوشحال شدند

    چه موضوعی را باور کرده ای ؟

    خیلی زیاد موضوع هست که به خورد ما دادن

    من از شانزده سالگی که ازدواج کردم با همسر ی که یک حرف خوب بهم نمی گفت …. تمام حرف های کا می زد تخریب ام می کرد

    خدا می دونه چقدر شنیدم تو عرضه نداری تو هیچی بلد نیستی تو عقل نداری تو دیونه ای .‌….

    تو توتو ….همش خودش می گرفت خودش می پرستید خودخواه تا دلت بخواد من هم باورم شده بود

    تا اینکه دو سال هست با آموزهای استاد با خودم احترام می گذارم خودمو قبول دارم خودمو دوست دارم

    الان هر چه می گه اهمیت نمی دم ای جورهای نشنیده می گیرم

    باور اینکه ما همه دیسک کمر داریم ما همه جنس دندان هامون خوب نیست

    پسر کوچکم به دخترم میگه آجی ام خوش شانسه همه باورمون شده حتی خودش

    من دیگه با این فایل به خودم قول دادم هر چیزی قبول نکنم

    اومدم نوشتم باور خوب ها رو

    همسرم باور داره موقع عطسه بیرون نره چند دفعه نرفته کار چون عطسه اومده

    ولی من این باور به خودم دادم موقع عطسه کارم زودتر شروع کنم

    همسرم باور داره زن کار نکنه ولی من به امید خداوند می خوام استارت کارم بزنم

    باور من با ایشان شب تا روز فرق داره چون مقاومت ندارم حرف های استاد قبول دارم پذیرفتم

    از وقتی قانون فهمیدم پیشرفت کردم

    بخدا همش میگه کار نیست پول نیست همون جور هم میشه من خنده ام میگیره چرا این قدر ذهن فقیری داره

    درسته باید حرکت کنیم راکد نمونیم ولی دنیا پر از فراوانیه اینو می بینم قبول دارم

    جهان در حال پبشرفته

    من می تونم برای همه شده برای من هم میشه

    خودمو قبول دارم

    باید راه ورود نعمتها رو به زندگیم باز کنم

    باید کسب و کارم شروع کنم

    باید خودمو دوست داشته باشم احساس لیاقت کنم

    خداوند هم با من هم مسیر میشه

    سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند

    ما چقدر به این فایل ها نیاز داریم

    استاد چقدر دعا ی بچه ها همیشه پشت سرتون هست

    ما با این فایل ها بزرگ میشیم دو سال هست توی دانشگاه الهی قد کشیدم

    نشونه ها رو دیدم

    قبلا هیچی نمی دونستم همش به خودم عیب ایراد می گرفتم سرزنش می کردم

    خدایا هزار مرتبه شکرت این آگاهی ها رو به من و دوستانم دادی

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  4. -
    امیر قره قاشلو گفته:
    مدت عضویت: 1152 روز

    سلام

    ممنونم استاد برای این فایل فوق العاده

    من یکی از باور های قدرتمند کننده ام اینه که اصلا مهم نیست چقدر توی مسیر نادرست حرکت کردی هر وقت اراده کردی و برگشتی خدا کمکت خواهد کرد.

    بارها شده توی زمین فوتبال کل 90 دقیقه خراب کردم و بد بازی کردم خب وقتی بد بازی کنی کنترل ذهن هی سخت تر و سخت تر میشه و بعدش یک حرکت خارق العاده زدم یا گل زیبایی زدم.

    یا مثلاً شب بسیار ناراحت بودم و صبح خیلی سریع بسیار شاد شدم.

    به نظر خودم چون من زندگی رو یک جاده میبینم به سمت موفقیت یا من این جاده رو میرم یا بر میگردم اگه در حال برگشت بودم یک لحظه بیام و دور بزنم دوباره اتفاقات میوفته.

    وقتی شما گفتی برای من منطقی شد در صورتی که ما می‌بینیم توی فوتبال امباپه ها تیری هانری ها آلفونسو دیویس ها هستن که خب سرعت بالایی دارن و اکثر بازیکنان سرعتی سیاه پوست هستن ولی خب کایل واکر ها هالند ها و . . . هم هستن که سفیدن ولی سرعت بالایی دارن.

    یکی دیگه از باور های قدرتمند کننده من اینه که به استعداد اعتقاد ندارم یعنی این توی ذهن من منطقی که استعداد چیزیه که ساخته میشه با تمرین کردن و الگو هاش رو هم دارم و این باور کمکم کرد از یک کسی که توپ وقتی میاد جلوی پایش هوا می‌کنه تا حریف بیاد توپ رو بگیره شدم بازیکنی که اگه تیم 8 تا گل بزنه 5 تاشو زده و 3 تا پاس گل داده (البته فوتبال حرفه ای رو میگم)

    ولی خیلیا میگن مسی استعداد داشت ولی نه رونالدو سختی کشید خب مسی انقدر بازی کرده هی بهتر شده مسی الان مثل تیمار و برزیلی ها تکنیک خاصی نمیزنه مربی ما همیشه مثالش رو می نه میگه ما پله ای میزنه نه پاشو دور توپ میچرخونه هیچی تمرین رد شدن با توپ از بین کنز ها رو آنقدر انجام داده که رفته تو ناخودآگاهش و خیلی راحت می‌تونه دریبل کنه.

    یکی از باور های محدود کننده من اینه که به هر مقداری توی کار کارت سخت باشه پول بیشتری میگیری.

    حتما شنیدید:

    هر چقدر پول بدی همون قدر آش میخوری.

    الگو هاش رو هم دیدم و هر چقدر ساعت کاری و سختی بیشتر باشه پول بیشتری میگیری.

    فعلا منطق عکس این باور رو پیدا نکردم ولی پیدا میکنم.

    یکی دیگه از باور های محدود کننده من در همه زمینه ها اینه که هر کسی هر بلایی سرش اومده ممکنه سر تو هم بیاد یعنی اتفاقات شانسی میوفته دیگه اگه یکی توی اوج ثروت تصادف کنه و شرایط ناجور برایش پیش بیاد ممکنه برای تو هم پیش بیاد و خب این باور باعث ترس میشه و باور شرک آلوده.

    این باور رو هم باید به این شیوه درست کنم که من دارم خیلی میکنم زندگیم دست منه و من دارم با فکرم میسازمش و هر کس دیگه ای هم با فکرش زندگیش رو میسازه.

    یکی دیگه از باور های محدود کننده من اینه که فکر میکنم جهان مثل یک توپ که تو بندازی توی سبد بسکتبال و تموم یا سنگی که از پایین کوه بیاری و کلی زور بزنی و قل بدی و تموم دیگه لازم نیست ادامه بدی و باعث میشه بعضی وقت ها پس از نتایج دیگه ادامه ندم و با زور هم دست نمیشه.

    این باور هم با اینکه موفقیت یک هدف نیست یک مسیره تا تو در مسیر درست حرکت می‌کنی نتایج درسته اگه دیگه حرکت نکنی همون نتایج میاد و مثل هر چیز دیگه مثلاً شما مغازه رو باز می‌کنی مشتری میاد می‌بندی مشتری نمیاد مشتری مشکل ندارع شما در رو بستی.

    یکی دیگه از باور های قدرتمند کننده من اینه که من اصلا با افراد مشکلی ندارم یعنی طرف ضد حکومتی بسیجیه اطلاعاتی اصلا برام اهمیت نداره من لذت میبرم از صحبت کردن با اون افراد.

    و تا به حال به هیچکس از اعضای خانوادم نگفتم که من فایل های شما رو دنبال میکنم و به دوستانم تقریباً به هیچکس نگفتم مگه اینکه موقع گوش دادن فایل خوابم ببره و یکی گوش کنه چی میگه گوشی یا اشتباهی فایل شما پخش بشه و این باور خیلی در من محکم شده که من ذره ای در زندگی دیگران تأثیر ندارم و دیگران هم به همین صورت.یکی از دلایل این که به خانوادم نگفتم این بود که اونها دنبال حرف های قشنگ رفتم در صورتی اونا من رو با شما آشنا کردن و اگه بفهمم دردسر داره و هی می‌خوام راجب مسائل موفقیت با من صحبت کنند و مادر من همیشه توی تلگرام برای تمام خواهر و برادر برادر زاده هاش راجب انرژی و خدا و حال خوب اساتید مختلف فایل می‌فرسته و همیشه باهاشون ساعت ها صحبت می‌کنه و خب با من هم همینطور و وقتی نتایج من رو میبینن میگه تو انرژیت بالاست برای همون . منم میگم حق با تو مادر من چون اگه جواب بدم باید تا فردا صبح نصیحت پند گوش بدم. و خدارو شکر میکنم من جدا از اینکه کسی بدونه دارم فایل های شما رو گوش میدم و مسیر شما رو دنبال میکنم.

    یکی از خواسته های منم اینه که مثل آقا رضای عطار روشن عزیز یک فایل راجب نتایجم برای شما بفرستم.

    دومین خوابم که من رو یاد کودکی انداخت که وقتی از خواب بیدار شدم هیچی یادم نیومد و اصلا نمیدوستم کی هستم الان هنگام گوش دادن به فایل بود که خوابم برد و ادامش رو پس از بیداری دیدم (آنقدر خوشحال شدم از اینکه فایل گذاشتید)

    استاد 5 دقیقه آخر فایل برای من یک جرقه بود

    ممنونم استاد.

    انشالله هرجا هستید در پناه خدا شاد و خرم و تندرست و ثروت و پایدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  5. -
    سعید دهستانی گفته:
    مدت عضویت: 2696 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    استاد عباسمنش عزیز من و خانم شایسته مهربان سلام

    امیدوارم که در حر کجایی این جهان زیبا که هستین حال دلتون عالی و شاد و سلامت باشین

    اول از همه بهتون تبریک میگم بابت این اندام زیبایی که برای خودتون ساختین و چقدر من تحسینتون کردم ،چقدر من لذت بردم از اون رنگ سبز خوشگلی که پوشیدین که همرنگ طبیعت بود

    چه آرامشی داره این پردایس

    چه آسمون قشنگی داره که تو هر ساعتش و هر وقت از روز ببینیش یه شکل قشنگی هست ،عالیه استاد و شما لایقش بودین که جهان بهتون داد

    خوب استاد برم سر سوالات این فایل :

    1_توی زندگیم چه باورهای قدرتمند کننده ای دارم که باعث شد پیشرفت کنم ؟

    2_چه باور های مخربی داشتم که باعث شده بهم ضربه بزنه و وقتی تغییرش دادم باعث پیشرفتم شده ؟

    باور های اشتباهم :

    1_ یه باور اشتباهی که سالیان سال قبولش کردم و خیلی خیلی بهم ضربه زد و وقتی تغییرش دادم مسیر زندگیم تغییر کرد این بود که ، من متولد 66 هستم و در اون دهه معلم های مدرسه دانش آموزان و خیلی میزدن و تنبیه بدی میکردن

    وقتی کلاس 5 ابتدایی بودم یه معلم داشتم که خیلی منو میزد ، من پسر شیطونی نبودم ولی درس هم متوسط به پایین بود به این دلیل که پدرو مادر بیسوادی داشتم که به درس هایی که میخوندم بها نمیدادن که چی میخونم و نمره چند میگیرم ، فقط قبول بشم کافی بود

    این معلم نمیدونم چرا با من مشکل داشت

    همیشه بهم میگفت سعید تو توی زندگیت هیچی نمیشی تو توی زندگیت یه کارگر بیش نمیشی و کلی از این حرف ها

    من اون سال کلاس 5 پاس کردم قبول شدم خودمم نمیدونم چطوری و حتی معلمم بهم میگفت من نمیدونم تو چطوری قبول شدی ،تو باید یه سال دیگه تو کلاسم میموندی من پوستتو میکندم

    من رفتم کلاس اول راهنمایی و وسط هاش از مدرسه اومدم بیرون و ترک از تحصیل کردم و رفتم تو کار ساختمان

    شغل های مختلف ساختمانی رفتم ، نجاری ، نقاشی، شنگ کاری ، شومینه زنی، جوشکاری،سبزی فروشی ،شیرینی فروشی، لوله کشی، و…ولی تو جوشکاری 20 سال موندم و برای خودم کارگاهی باز کردم و مشغول بودم

    اون معلمم تو همون شهر یه مغازه ابزار یراق داشت و هر موقع میرفتم خرید اونجا میگفت دهستانی چیکاره ای الان چیکار میکنی ؟ میگفتم مثلا فلان کار

    بعد میگفت دیدی بهت گفتم تو هیچ …. نمیشی تو یه کارگر بیش نمیشی یه حمال

    این داستان تا سالیان سال ادامه داشت و من هر بار میرفتم این گفتگو بینمون انجام میشد و بعدش خیلی من ناراحت میشدم و باز زمانی که جلوی جمعی بهم میگفت و اون افراد بهم میخندیدن ، اصلا داغون میشدم وحشت ناک

    بعد حدود 17 سال ترک از تحصیل وقتی فهمیدم من میتونم دوباره درس بخونم و بنابر یه اتفاقی که تو سایت یه بار داستانش و گفتم من از کلاس اول راهنمایی شروع کردم به درس خوندن توی کلاس های بزرگسالان و شبانه و خواستم برم به دنبال علاقم که مهندسی معماری ساختمان بود

    چقدر خانواده و دوستان و آشنایان میگفتن نمیتونی تو و مسخرم میکردن ولی من گوش نمیدادم

    درس خوندم عالی تمام کلاس های متوسط و پاس کردم و سال 93 وارد دانشگاه غیر انتفاعی محل زندگیم شدم ، همه افرادی که منو مسخره میکردن ساکت شدن

    تو دانشگاه چندین ترم نفر اول دانشگاه بودم و چندین لوح تقدیرم داشتم و چقدر هم لذت بردم و مدرک مهندسی ساختمانم و گرفتم

    یه روز که رفته بودم همون یراق معلمم بعد سال ها دوباره پرسید همون موضوعات و و من گفتم دارم دوباره درس خوندم و مدرک گرفتم و چند وقت بعد حق مهرم و میگیرم و دفترمهندسیم و باز میکنم

    بهم گفت تو اگه درسخون بودی تو کلاس من میخوندی ترک تحصیل نمیکردی ، اتفاقا اون روز مغاشم شلوغ بود بعد در جواب بهش گفتم راست میگی ولی من اون زمان معلم خوبی نداشتم اگه یه معلم درستو حسابی داشتم بهم انگیزه میداد الان چندین سال بود که یه مهندس عالی بودم

    آقا هیچی نگفت و فقط سکوت کرد و نگاه کرد و اون چند نفری که بودن فقط سر تکون دادن و تایید کردن و اومدم بیرون و دیگه نرفتم تو اون مغازه

    این باوری که معلمم بهم گفته بود تو توی زندگیت هیچی نمیشی و واقعا هم داشتم با سختی کار میکردم و زندگی میکردم و باور کرده بودم

    ولی وقتی یکی بهم انگیزه داد که میتونی به دنبال علاقت بری و دوباره درس بخونی مثلا فلانی فلانی من به این حرف و باور شک کردم و رفتم پیش و به لطف خدا همه چیز عالی شد و اتفاقات عالی برام افتاد که یکی از بهترین هاش آشنایی با شما استاد عزیزم هست

    2_ باور اشتباهی که دیگران گفتن و من قبول کردم این بود که الان حدود 28 ماه هست تو یه کارخانه مشغول به کار جوشکاری هستم و هر موقع خواستم بیام بیرون مدیر شرکت یه بهونه ای میآورد و میگفت پسر بازار کار خرابه ، کار نیست ، همه بیکارن ، و… که همش منو میترسوند که نخوام از شرکت استعفا بدم و برم به دنبال علاقم که طراحی معماری ساختمان بود و خیلیم در این کار علاقه و استعداد و خلاقیت دارم

    ولی یواش یواش من روی این باور کار کردم و دیدم همه جا داره ساخت و ساز میشه، هر مهندسی دیدم مشغول کاره ، آزمون مهندسی برای گرفتن حق مهر هر دوره داره بیشتر ورودی میگیره ، پس کار هست که انقدر آدم به دنبال گرفتن مهر هستن پس اگه اینها تونستن من هم میتونم

    و با استفاده از دوره عالی عزت نفس تونستم امروز پا روی ترسهام بزارم و از شرکت بیام بیرون و برم به دنبال علاقم با اینکه جایگاه خوبی داشتم و حقوق خوبی داشتم

    با اینکه همسر عزیزم الان باردار هست و باید بمونم یه حقوق ثابت داشته باشم و از بیمه استفاده کنم

    اینها نتونستن که منو از حرکت باز دارن و من امروز قدم اول و گرفتم و خیلی خوشحالم و میدونم خداوند کمکم میکنه

    باور های درست :

    1_یه باور درست که بهم گفتن و من روش کار کردم و باعث پیشرفتم شد این بود که من خلاقیت و استعداد زیادی دارم در طراحی و تونستم طرح های عالی برای پروژه هام طراحی کنم و در دانشگاه کل ترم و جلوتر از دیگران بودم با چندین پله فاصله

    هر بار دارم این فایل و میبینم به یکی دیگه از باورهام پی میبرم و دارم برای پیدا کردنشون وقت میزارم و انشالله اول ماه دوره روانشناسی 1 و تهیه میکنم و شروع میکنم

    چقدر همزمانی هایی رخ داده که من الان چند روزی هست دارم فایل ها و متن هایی میخونم که بیشتر درمورد روانشناسی ثروت 1 هست

    استاد ازتون سپاسگزارم بابت این فایل عالیتون

    عاشقتونم من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    ملیکا شیرزادخانی گفته:
    مدت عضویت: 773 روز

    سلام استاد عزیزم ، خیلی خوش‌حالم که بعد از مدتی دوباره دارم شما رو میبینم، انشاالله همیشه سلامت باشید

    اگر بخوام از باور های قدرتمند کننده خودم بگم ، بهترین و بیشترین باوری که دارم اینه که _ما خانوادتن باهوش هستیم ! مخصوصا در مسائل ریاضیات و فیزیک ،

    شاید خیلی باور عجیبی مخصوصا برای خانواده ایرانی باشه ولی همین باور باعث شد که من در تمامی سالهای تحصیلم تا الان ، هیچ و هیچ مشکلی در یادگیری نه تنها در ریاضیات و فیزیک بلکه توی هیچ درسی نداشته باشم ، و این باور اتقدر قوی بود که من اصلا و اصلا استرس و ….. برای ارائه دادن و حل کردن مسائل و امتحانات نداشته باشم! و اینم همیشه برای بقیه تعجب آوره

    یکی دیگه از باور های قدرتمند کننده من در رابطه با روابط هست که البته خودم خیلی روش کار کردم ، باورم اینه که_ من خیلی راحت میتونم روابط شادی آور و خوب ایجاد کنم ، برای اولین بار و هدایتش کنم به سمتی که میخوام.

    و اینکار خیلی هم توی ذهنم آسون بود !

    یعنی خودم توی ذهنم برای خودم آسونش کرده بودم ، مثلا برای ایجاد یک رابطه جدید کافیه سلام کنی!

    و استاد این رو هم از شما یاد گرفتم که میگفتین با تمرکز کردن بر روی نکات مثبت افراد ، تشکر کردن ازشون و….. من روابط واقعا عالی با پدر و مادرم ساختم و بعدش هم بقیه افراد ،

    نکته مهم اینجاست که من تا شاید چند وقت قبلش (3یا 4ماه ) به قدری با همه مشکل داشتم مخصوصا مادر پدرم ، که پدرم میگفت من میرم اسم تورو از توی شناسنامه ام پاک میکنم!

    واقعا جدی میگفتا! ولی الان بهترین رابطه رو داریم که اصلا مامانم کف کرده میگه تو چیکار کردی واقعا؟؟؟؟؟

    البته این باور باعث شد من از تمامی جنبه های دیگه هم تغیر کنم ، مثلا من مقاومتی در رابطه با تغییر شرایط ندارم به دلیل اینکه تنها میشم و …. حتی خیلی خیلی هم اصرار دارم که شرایط خودم رو تغییر بدم و روابطم رو گسترش بدم ،

    یکی دیگه از باور هام که در حیطه روابط کمکم میکنه ، باور به اینه _ آدم های خیلی خوبی بیرون هستند و بر خلاف عقیده خیلی از مردم که میگن همه دزدن و …. ، من باور دارم هیچ آدمی بد مطلق نیست و روی خوبش به اصطلاح برای من میاد بالا ،

    اما امان از باور های محدود کننده که خصوصا در مورد ثروت دارم ، یکی از بزرگ ترینشون که مثلا خیلی مخفیانه داره خودشو قوی تر میکنه ، باور به اینکه _ هر چیزی دست یافتنیه فقط باید خیلی تلاش کنی ،

    تیکه اول مشکلی نداره ولی متوجه شدم که با همون تیکه دوم کل انرژی ها و تلاش های منو میده به باد ،

    و من خیلی باور هایی دارم که گول زننده هستند و من فکر میکنم مشکلی نداره که داشته باشمشون ولی با توجه به نتایجی که میگرفتم فهمیدم که ذهنم تبحر داره در اینطور هل دادن آشغال ها زیر فرش!

    نگم از باور کمبود هرچیزی! باور به کمبود ثروت و نعمت که در خانواده ما مخصوصا تشدید کردن این باور با انجام یک سری کار ها حتی خیلی هم خوبه و تشویق میشیم براش! مثال میزنم :

    بعضی وقت ها وقتی برای خرید میریم بیرون و مثلا خواهر کوچیکتر ام یک چیزی برای خرید انتخاب میکند ، جمله ای که برای همه ما تکرار میشود به او گفته میشود : به چیزی بچسب که خیلی احتیاجش داری ، وگرنه دیگه برای چیز هایی نیاز داری پول نخواهیم داشت .

    انگار که پولی که هست فقط یک مقداره محدوده و اصلا بهش اضافه نمیشه! بسیار باور مخربیه که من هنوزم دارم روی تغیر دادنش کار میکنم ، این باور باعث میشد در کارم نتونم خومو قانع کنم که هزینه نسبتا زیاد برای مواد اولیه و…. بکنم ، همین باعث پاین تر اومدن کیفیت و کمتر شدن مشتری هام شد !

    واقعا در اون زمان پس ذهنم این حرف داشت تکرار میشد که ما فقط همینقدر پول داریم ، باید یک جوری استفاده کنیم که به بقیه چیز ها برسه ، خدایش تا امروز هنوزم نفهمیدم اون چیز هایی که براش پول جمع میکردم چیا بودن !؟

    در صورتی که اخرش همشون خرج چیز های الکی و واقعا بدون استفاده میشد ، همیشه هم حرصش رو میخوردم و تلاش میکردم دیگه خرج الکی نتراشم ولی نمیفهمیدم که باور با تلاش فیزیکی قابل جبران نیست .

    در اخر باور ها که زیاده ولی خواستم مهم ترین هاش رو بگم ، و خیلی خیلی ممنونم که انقدر فرصت های عالی برای ما ایجاد میکنید استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتی ، من بینهایت عاشق شما هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    محمد عموری گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    سلام سلام سلام

    واقعا خیلی خوشحالم از اینکه بازم میخوام کامنت بذارم.

    بعد از اینکه توی فایل دانلودی شماره 966 اون چهارتا کامنت طولانی رو گذاشتم و دوستان اونقدر مهربانانه نظراتشون رو بابت اون متن طولانی بهم گفتن، تصمیم گرفتم که بیشتر کامنت بذارم و فاصله کامنت گذاشتن هام کوتاه تر بشه.

    راستش بعد از پایان اون متن خیلی طول نکشید که باز هم خبرهای جدید به دستم رسید.

    علاوه بر شغل فعلی خودم، یک پیشنهاد واسم اومد که توی تایم آزادم بتونم برم یک شرکت دیگه و اونجا نحوه کار با نرم افزاری که توی شغل ما باهاش کار میکنیم رو بهشون آموزش بدم و کلا حساب کتاب هاشون رو توی این نرم افزار مرتب کنم که این کار کلی ورودی مالی به من اضافه میکنه و خیلی خیلی واسم خوشحال کننده است.

    یک خبر عالی دیگه اینکه همین دو سه روز پیش یکی از خواسته هایی که توی دفترم برای سال 2024 نوشته بودم محقق شد و آیفون 15 پرومکس برای خودم خریدم :)

    بعد از تموم شدن این کامنت هم قراره با پولی که تا آخر امشب به حسابم واریز میشه دوره روانشناسی 1 رو بخرم و با خانمم به این مسیر رویایی ادامه بدیم.

    به دوستان عزیزی که اون 4 تا کامنتم توی فایل شماره 966 رو هنوز نخوندن پیشنهاد میکنم قصه یک سال گذشته من رو بخونید. خیلی میتونه برای رعایت قانون تکامل و افزایش ایمان به خداوند بهتون کمک کنه.

    ارادت

    حق نگه دارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      حفیظ‌الله کبیری گفته:
      مدت عضویت: 1763 روز

      سلام دوست عزیز، خیلی خوشحالم که در مورد کارتون هر روز بیشتر دارید موفق تر میشوید و بابت گوشی جدیدتون هم تبریک میگم انشالله که با آن بیشتر وبیشتر از دستاوردها موفقیت هاتون برای ما کامنت بزارید، با آرزوی سلامتی وشادی برای شما دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سیف الرحمن مایار گفته:
    مدت عضویت: 1077 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم… به خانواده خوب

    زمان که ما به دنیا چشم گشودم مغز ما مانند برگ سفید کاغذ بود ولی یکسره باورها به ذهن ما تزریق شده به طور آگاهانه ویا ناآگاهانه چون همان باور ها باعث انگیزه میشود در اکثر موارد.من هم از جمله از این افراد بودیم.

    1 مادر من این باور را داشت که پای ها تو مانند ثروتمندا هست برای من این مورد در دوران کودکی یک انگیزه شده بود.

    2پدر من این باور را داشت که تو اینجنینر میشی در دوران کودکی برای من می‌گفت راستش هم به حقیقت تبدیل شود یکی از مشهورترین پوهنتون درس خوندام.

    3عمه من این باور داشته که تو ملک میشی چون هوشیار هست.

    4 من این‌ باور داشتم که نام من خاص هست. یعنی سیف الرحمن

    ولی از دوران کودکی من به این باور بودمی که تنها یک رب العالمین وجود داره همیشه از الله مدد و کمک میخواستم

    5 همیشه از دوران کودکی یک باور داشتم کی در زنده گی من اتفاقات تباز میشی.

    6 پیش از آشنایی با استاد ناخودآگاه احساس خوب کی می داشتم باعث اتفاقات خوب رخ میداد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  9. -
    مهدی اکبرپور گفته:
    مدت عضویت: 431 روز

    استاد عزیز و هم فرکانسی های عزیزم سلام…

    من یک جوان 23 ساله قبلاً بیکار بودم و نمی‌دونستم علاقه ام چیه!! ولی با تکیه بر خداوند علاقه ام رو پیدا کردم و هدایت شدم به بیزینس املاک و مستغلات و اولش که وارد این بیزینس شدم هم محله ای هام و خانواده ام میگفتن تا حالا هفت جد تو هم وارد این شغل نشدن و تو استعداد این شغل رو نداری و نمیتونی رشد کنی و این باور اینکه من استعداد اش رو ندارم و نمیتونم رشد کنم رو باور کرده بودم و هر آدم موفقی رو در این بیزینس می‌دیدم که موفق شده یا کسی دیگه ای میدیدم که سن اش از من کمتره ولی در این بیزینس موفق تره میگفتم که این حتماً استعدادش توی همین بیزینس هستش بخاطر همین باور اشتباه(که بقیه ای که در این بیزینس رشد کردن حتما استعدادش رو دارن) من اصلا نمیتونستم که کار کنم و همیشه حسرت می‌خوردم که من چرا استعداد ندارم ولی بعد از تعغیر این باور دارم قراردادهایی دارم مینویسم که قبلاً اصلا بهش نمیتونستم فکر کنم خواستم از خداوند تشکر کنم که من رو به این فایل هدایت کرد و از استاد عزیزم آقای عباس منش تشکر کنم که راه درست را بهمون نشان میدهد خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2136 روز

    سلام بر عزیزان بهشتی

    سلام استااااد خوشتیپم سلام مریم جانم که کلی دلم براتون تنگ شدههه

    از وقتی که فایل اومد روی سایت لحظه شماری میکردم زودتر ببینمش چون نت وای فای خونمون هنوز وصل نبود و با خطم انتن دهی قوی برای دیدن فایل نداشتم

    خلاصه در زمان مناسبش هدایت شدم به دیدن این فایل ارزشمند و باز هم نشانه ای برای شخص من که دارم روی روانشناسی ثروت 1 بطور جدی کار میکنم

    خدایا شکرت واقعا اصلا کلیدهای فایل و خوندم و موضوع فایل و کلی ذوق کردم

    به به عجب هوایی

    نکته مهم تا تایم 9 یا 10 دقیقه فایل اشاره شد

    *اگه باوری کمک میکنه که تو به هدفت برسی حالا اون باور اشتباه باشه اما به تو ازاری نرسونه و باعث بشه پیشرفت کنی و تو ندونی که اشتباهه این باعث رشد تو میشه چون باور خیلی خیلی مهمه

    چون باور اگه در جهت مثبت باشه و به نفع تو باشه هیچ اشکالی نداره

    و نخواه که باورش و خراب کنی

    در رابطه با همین مثال دیابت من یه مثالی بزنم

    یادمه زنعموم تعریف میکرد مادرش دیابت داشت و اونا بهش نگفته بودن که نترسه اما نمیزاشتن قند مصرف کنه میگفتن برات خوب نیست یروز که خونه نبودن حالا نمیدونم چیبوده دقیق اینا حواسشون نبوده چی یه جعبه شیرینی بالای یخچال پنهان کرده بودن مادرشون دیده و ازونجایی که خیلی منعش کردن از شیرینی جات ایشونم یه دل سیر شکمش و مهمون شیرینی ها کرده و شبش که متوجه شدن بچه هاش با ترس و نگرانی از مادرشون پرسیدن که خوبی و مادرشونم صحیح و سالم تا چند روز بعدش هیچ حالت مریضی یا حال بدی نداشته

    یا مادربزرگ من خیلی خیلی غذاهاش و چرب میکرد خدابیامرز تو سن بالا همیشه ته دیگ های پرچرب نوشابه جز غذاهاشون بود وقتی سر یه موضوعی مریض شد و رفت بیمارستان دکترش گفته بدنش اصلا چربی نداشته یا اصلا قند یا بیماری های که اکثرا میگن تو سنین بالا افراد پیدا میکنن و نداشت و از غصه و ترس غم راهی بیمارستان شد و فوت کرد نه بیماری های دیگه

    حالا برعکسش باوری که خوبه و دنبالش میکنیم معمولا تو خانواده ما همه مون دندونهای خوبی داریم و خدا رو شکر خیلی خیلی کم پیش میاد بریم دندونپزشکی و اینو منم دل به دل باورهای خانواده میدم و دنبالش میکنم و همه جا هم ازش میگم :))

    یا مثلا موی طبیعی و خوشرنگ و سالم یا قد بلند

    و نگم که کلی باورهای اشتباه هست که باهاش در جنگم و مخرب هستش بیشترشم مالی هست

    یه موضوع دیگه هم یادم اومد شاید خیلی ربط نداشته باشه اما اومد به ذهنم

    من برای اموزش ابرو پیش استادم وقتی داشتم تمرین میکردم یه حالتی رو یاد داد که سخت بود و گفت البته این حالت هم میتونین یاد بگیرین ( یه حالت ساده تر) اما من دارم سخت تر و یادتون میدم که اول سخته رو بلد باشید کامل بعد یاد گرفتن اون یکی حالت کار راحت تری باشه براتون این برای من خیلی جالب بود اینکه تو جوری کاری که میخوای انجام بدی و یا بگیری که اعتماد به نفست بره بالا اگه یهو یه جا ازت حتی یه نفر مدل سخت تر خواست تو با تسلط کامل یادش بدی ( واقعا نمیدونم چرا اینو گفتم اصلا چه ربطی داشت )

    در ادامه باورها میتونم به این اشاره کنم منو خواهرم تو یه خانواده از یه ژن از یه پدر و مادر هستیم خونمون یکیه اما بحث باورها نتایج و شرایط زندگی ما ر‌و متمایز میکنه حتی با وجود اینکه جفتمون تو سایتیم و جفتمون در یه زمان و به یه اندازه روی خودمون کار میکنیم ولی چیزی که جواب میده برای ما باورهامون نسبت به موضوعات مختلف هست

    مثال میزنم :

    من در بحث روابط عملکردم زمین تا اسمون متفاوته اما خواهرم یکم از من محدودیتش تو این زمینه بیشتره مثلا من خیلی تو ارتباط گرفتن و تو بررسی شخصیت افراد سخت نمیگیرم اما ایشون خیلی بالا پایین میکنن که حتی یه سلام احوالپرسی ساده با یه سری اشخاص داشته باشن

    مثلا من چون خودم باور داشتم و هم خیلی اینو بهم خوروندن که روابط اجتماعی فوق العاده داری و راحت با افراد ارتباط برقرار میکنی و توش خیلی خوبم و همیشه دایره روابطم گستردست و کیفیتش بالاست

    اما خواهرم برعکس منه

    حالا ایشون تو زمینه دقت و جزییات و بررسی موضوعات و مسایل و البته حل مسایل و داشتن منطق عالی هستن اما من اصلا ادم جزیی نگری نیستم خیلی اهل حل مسیله با بررسی با دلیل و‌منطقی نیستم

    حالا اینا مثال بود یه عالمه مثال های ریز و درشت هست که شاید یسری هاش و اصلا نشه گفت میگم خواهرم چون نزدیکترین فردی هست که میشناسم و میتونم موشکافی بگم اخلاق و خصوصیاتش و

    باور قدرتمند کننده ای که ساختمش اینکه همیشه به این فکر میکنم که فقط و فقط خودم هستم که میتونم شرایطمو تغییر بدم و ادمی هستم خیلی وابسته به دیگران نیستم شاید برای همین معمولا روابط خوبی رو تجربه میکنم و هرموقع که وابسته شدم نتیجه ش هم کاملا سیلی زده بصورتم الانم دارم باورهای توحیدی رو تو خودم میسازم چون میدونم اصل و اساس هست

    باور محدود کننده و بقول شما ولی های زندگیمم که دچارشم معمولا خیلی زیادن

    اینجوری میگمشون :

    من نباید اینو بپذیرم که معمولا ادمی ام که دیر اقدام میکنم برای هرچیزی و اجازه میدم ترسها بیشتر رشد کنن در من

    من نباید بپذیرم که خودم تواناهایی خاصی برای ثروت ساختن ندارم

    من نباید بپذیرم که فرصتها محدودن و باید عجله کنم

    * من نباید بپذیرم که عوامل بیرونی در موفقیت و رشد من تاثیر دارن

    * من نباید بپذیرم که نمیشود نامحدود ثروت داشت اتفاقا باید بپذیرم و اینو باور کنم ثروت مثل اکسیژن نامحدود هست

    استاد عزیزم از چهل و شش دقیقه ای که وقت گرانبهاتون و گذاشتید و مطالب ارزشمند و این قوانین اللهی رو در اختیار ما قرار دادید بینهایت ممنون و سپاسگزارم باید این فایل و بارها و بارها گوش بدم و باورهای قدرتمند کننده مو تو دفترم بنویسم و روشون تمرکز کنم و باورهای محدود کننده هم همچنین و تلاش کنم که از بین ببرمشون با کمک شما و هدایت خداوند مهربونم

    خدایا شکرت سپاسگزارم ازتون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای: