اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی این فایل ادم رو به فکر فرو میبره که چه باورهایی در تمام جنبه های زندگی داریم که نمیذاره پیشرفت و موفقیت داشته باشیم.
استاد دقیقا همین دیروز بود که یه فردی اومد تو مغاذم و حرفها رفت به سمت شغلها و درامدهای بالا داشتن.
این فرد چندتا مورد برام تعریف کرد که طرف با کار خیلی ساده و و شاد بودن خودش خیلی راحت کارها روانجام میده بهای خیلی خوبی هم میگیره .
شاید هر کسی این حرفهارو میشنید میگفت چقدر مردم بی انصاف شدن و چقدر کشور بی صاحب شده اما من سریع این افکار در ذهنم ایجاد شد که ببین اون طرف با کار خیلی ساده و شوخی خنده کارش رو انجام داد و خیلی راحت بهای زیادی هم گرفت که حتی تعریف میکرد وقتی میخاست اون بهای زیاد رو بگیره طرف شکایت کرد که چرا داری میگیری و اون هم گفت تو هم میتونی بگیری و بعد من به همین دوستم گفتم که مردم دارن از هنرشون پول میسازن و این هنر رو براش ارزش قائلن و بهاش رو میگیرن فارغ از اینکه مردم چی میگن یا چی فکر میکنن .
شب که اومدم خونه اومدم تو سایت دیدم فایل جدید اومده و خیلی خوشحال شدم سریع باز کردم و دیدم دقیقا همین حرفهایی که این دوست عزیز تعریف میکرد داشت به من باورهای قدرتمند کننده میداد که
پول ساختن خیلی راحته
اون هنری که داری ارزشمنده و بی نهایت افراد هستن که به اون کار یا محصولی که تولید میکنی احتیاج دارن و براشون مهمه
برای کار و هنرت ارزش قائل باش
نعمت و ثروت بی نهایته و میشه از کارهای ساده پول ساخت
مردم بی نهایت پول و ثروت دارن و هر بهایی که تو برای هنرت بذاری نه نمیگن
بهای زیادی که از هنرت میگیری کسی نمیگه چرا اینقدر زیاد گرفتی
این باورها از دیروز تا حالا منو با انگیزه تر کرده که با قدرت و محکمتر روی علاقه هام کار کنم و مثالهای بیشتری رو برای خودم بزنم که میشه
از کارهای ساده پول ساخت .
استاد گفتن توی بحث ثروت ببین چه ترسهایی رو داری و من فکر کردم فهمیدم که ترس از تموم شدن حساب بانکی
ترس از بهای زیاد گفتن به مشتری و مشتری قبول نکنه
ترس از بهای زیاد گرفتن و نداشتن مشتری زیاد
ترس از مهم نبودن شغلم و وقتم رو بیهوده حدر دادن
چقدر باورهای ضعیف کننده دارم که نمیذاره حتی درامد داشته باشم چه برسه زیاد بشه و با حرفهای این دوست باورها قدرتمند کننده در ذهنم ایجاد شد
خداراشکر که هدایت شدم به شما استاد عزیز و بی نظیر
خداراشکر که تمام فایلهای دانلودی که روی سایت هست تمامش باورهای قدرتمند کننده داره
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم بانو و همراهان خوبم
خداروسپاسگزارم که نعمت شنیدن این فایل ارزشمند و بهم داد چون هرچی شنیدم و جلو رفتم ذوق و شوقی تو دلم اومد که میدونم دوستان عزیزم چقدر خوب حسش کردن و کلی امیدوارتر و شادتر شدم برای ادامه مسیر چون روزی امروزمون بوده و برنامه خداوند برای حمایت ما و تجربه زندگی بهتر.
الف : باورهای قدرتمنده کننده زندگی ام
* از بچگی چیزی که خیلی شنیدم صحبت های مادرم و تولدم و همزمانی با رشد و پیشرفت مالی بوده جوری که انقد براشون پررنگ بود همیشه درموردش صحبت میکردن و این برای بقیه بچه های خونه نبود واسه همین همیشه خودم رو خوش روزی میدونستم ( ابن موضوع باعث شده همیشه ته فکرم به خودم میگم روزی که توانایی نداشتی اومدنت با فراوانی نعمت بوده پس حواست باشه خدا همیشه از هر نظر پشت پناهت.)
*در مورد سلامتی، تو دنیای بچگی و بعد بزرگسالی فکر میکردم چون بچه اولی ام، بهترین های پدر و مادرم نصیب من شده و خیلی خیلی قوی ام. و واقعا یه نیروی عجیبی از سلامتی رو درونم احساس میکردم و میکنم و باعث شده فرد سالم و شادتری باشم
(البته داشتن خانواده پدری تنومند و …باعث شده بود خودم رو مستثنی از اونها ندونم و دختر و پسر نکنم)
* باور قدرتمند کننده ایی در مورد خداوند داشتم و دارم و اون اینکه همیشه احساس میکردم همراهمه ، کنارمه و حواسش بهم هست ، کمکم میکنه
این باور تنها نبودنم باعث شده ، پشت و پناهی داشته باشم که ته دلم پر از امید باشه و همیشه با نشونه هایی که ازش درحامی بودنش دیدم، این باور همراهی قدرتمند تر شده و راحت تر به زندگی ادامه بدم.
یه مثال ارزشمند از حامی بودن خداوند: هفته پیش قبل تعطیلات 14 خرداد ،یه کار اداری استارت زدم تا بعد دوروز تعطیلات شروع کنم تا انشاالله 20 روزه تموم بشه ، چشمتون همش روزای خوب ببینه ، راستش حرفای خوبی نشنیدم ولی وقتی از اداره بیرون اومدم گفتم میرم این دوروز تفریحم میکنم میام با قدرت تمومش میکنم
میدونین چی شد ، همون آقایی که سه روز قبل، حرف از تیر ماه و کلی شرایط اداری و زمان و …. میزد گفت پرونده آماده و برو انجامش بده ( اونم با لبخندی که ندیده بودم ازش)
پرونده رو دستم داد و 17 خرداد ، کارم کامل تمام شد ( الله اکبر به خدایی که قلب هارو نرم میکنه و جوهر هارو به نفع تو رنگ میده و قلم هارو به نفع تو بکار میندازه تا آسون بشی برای آسونی ها.
(از ظهر پنجشنبه تا الان که دوشنبه و اینجا دارم مینویسم فقط میخندم و میگم شکر و جالبه بدونین، کاری که من داشتم هم هزینه هایی رو داشت که من ازش رد شدم بدون هزینه برای کل سال و ….، از هر جهت خدا یاری کرد و اعتبار همه این شرایط و فرایند به خداوند برمیگرده و من شاکرم)
* زندگی کردن در شمال ایران و جویبار و حتی نام شهرم باعث شده فکر کنم خیلی خوش شانس بودم که در دنیای فراوانی سرسبزی و دریا، متولد شدم و هرچی دیدم وسعت زمین های کشاورزی و مسکونی بوده که باور کردم باید این همه زیبایی سهم من باشه و جالبه بدونین این روزا دنبال یه زمین ویلایی میگردم برای ساختن یه خونه مستقل ویلایی و وقتی میرم زمین میبینم نمیتونم انتخاب های متراژ پایین داشته باشم از بس همیشه متراژ زمین های خونه های پدر و پدربزرگهامون چند صدمتری و چندهزار متری بوده و توش بزرگ شدیم
( خداروشاکرم موقع دیدن زمین ها به خدا میگم بابا بهم چیزی رو پیشنهاد بده که توش بتونم ساعت ها راه برم و خسته نشم و برام پر از تنوع و زیبایی و راحتی باشه )
*به صحبت های ارزشمند استاد عزیزم اضافه میکنم که باوری که در مردم جویبار هست و ریشه دار شده اینه که پسرای کوچولوی ورزشکارمون در ابتدای انتخاب رشته ورزشی، یه سری به سالن کشتی میزنن و اغلب ادامه میدن تا ببینن میتونن موفق باشن یا …و شده ورزشکارانی چون آقای حسن یزدانی و بقیه بچه ها که هم خودشون لذت میبرن و هم باعث شور و شوق مردم شهر میشن
ب: باورهای محدود کنتده
* باور محدود شدن در زندگی مشترک و نداشتن زمان کافی
خیلی از فعالیت های روزمره و رسیدگی به خانواده یه جورایی بهم میگه وقت کافی برای علاقمندیهام ندارم و به جورایی ازم انرژی میگیره و باوری بهم میده که تو نمیتونی و خسته میشی
* تضادهایی که در گذشته باعث پیشرفتم شده بعضی مواقع انقد نیرو میگیرن که باور یاس رو زنده میکنن هرچند خیلی خیلی ضعیف شده ولی بازم به فکرم میان
اما سعی میکنم این سایه کمرنگ رو محو کنم با رشدم
با افتخار اینجا میگم زندگیم جوری شده که نتایجم نشون از آسونی و زیبایی کارها شده، زوری نمیزنم ، بیشتر آروم و ساکتم و صدای خداروبهترمیشنوم و نسبت به گذشته بهتر عمل میکنم.
از خداوند میخوام من و دوستانم رو به ساده ترین و زیباترین راهها برای تجربه بهتر زندگی هدایت کنه.
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مارا به راه راست هدایت بفرما
هزاران بار سپاسگزارم از این دو استاد، الگوی بی نظیر درست زندگی کردن
سلام به شمادوست عزیز اقای جزایری داشتم توپارک زیبای سرکوچه قدم میزدم روخ ماه تماشامیکردم که باچندلکه ابراطرافش داشت دلبری میکردنگاه میکردم گفتم خدایاعظمتتوشکرالان به چی فکرکنم قدرت تووجودم درک کنم که هدایت شدم به کامنت زیبای شماکه بندسوم چهارم دیگه اشکم دراومددستام بردم بالا گفتم بازم بهم سابط کردی همه چیزازدرون خودم شروع میشه
چقدر عالی و خلاق نوشتین برای مان اصلا یک کتاب از آناتومی بدن را برای مان تایپ کردین سپاس گذارم دوست خوبم من هنگ کردم از نعمت های که دارم ولی بی توجه بودم نسبت به آنها من هم موقع سپاس گذاری فقط می نویسم خدایا شکرت بخاطر بدن سالمم ولی چیز زیادی نمی توانم بنویسم حالا باید از تمام داشته مان با تمام جزئیات سپاسگذاری کنم خیلی خوشحال شدم الهی هزار سال بدن تان سالم و رزق تان بغیرالحساب زنده گی بهشت روی همین دنیا باشد .
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بی نظیر و تمامی دوستانم
استاد عزیزم بسیار خدا رو شکر میکنم که مدتیه به نماز شب در این سایت الهی هدایت شدم و تازه دارم نقش مهمتون رو از لابه لای آیات الهی پی میبرم در حد درک الانم.
از وقتی که وارد این مسیر الهی و سایت شما شدم یادم نمیاد یک روز رو که رو قوانین کار نکرده باشم
روابطم رو با کلی تز دوستان و حتی نزدیکان قطع کردم.تلویزیون و هر چیزی که لازم بود قطع بشه اما همیشه برام سوال بود چرا یه جاهایی نتایج خیلی خوبی گرفتم اما یه جاهایی برعکس بوده .اویل که دیگه یه جایی به قوانین شک کرده بودم اما هر چی بیشتر سعی کردم ریشه یابی کنم و هر چی بیشتر کامنت خوندم و خصوصا این مدتی که قرآن رو مطالعه میکنم و با دقت بیشتری فایلها رو سعی میکنم گوش کنم انگار تازه باورها دارن میریزن بیرون عین علف های هرزی که ریشه داشتن.هر جایی که باورهای قدرتمند کننده داشتم حمایت جهان رو دیدم خوبم دیدم.بهترینهاش رو تو مسیرم چید تا به اون حواسته برسم .باورهای محدود کننده که انگار اصلا تازه دارم پیداکردنشون رو یاد میگیرم و هر چقدر بگم کمه
خصوصا اینکه تو محیط هایی مثل روستا این باورها ریشه ای ترن.پدر من درست زمانی که قصد مهاجرت به شهر رو داشته به خواسته پدر بزرگم و دلایل دیگه
اینجا میمونن و رو زمینهای ورثه کار میکنن اون زمان ها زمین ارزش زیادی نداشته و کم کم ارزششون بالا رفته عموها که سالهی قبل تر مهاجرت کرده بودن سهمشون رو میخوان و سالهاست که بلاتکلیفن از کودکی یک باور غلط از محیط و اطرافیان بود که عموها سهمشون رو میبرن و ما بدبخت میشیم این باور باعث شده بود هر پولی از پدرم رو با ترس و با احساس گناه خرج کنم و یه ترس که ما همه داراییمون این زمینها هست و این باور اشتباه تا سالهای اول اشناییم با این مسیر هم بود و باعث شد مدتی ورودی مالی از پدرم رو قطع کنم انقدر که برای یک مداد هم ازش پول نمیگرفتم با احساس گناه مثل یه پسر کمکش میرفتم کار میکردم و به خودم افتخار میکردم کاری که از برادرم میخواست رو داوطلبانه انجام میدادم و به داداشم نمیگفتم که خدا با آموزشهای ارزشمند شما و با ورود یکی از فرشتگانش به مسیرم کم کم باورهای غلطم رو بهم فهموند اون باور و اون سخت گرفتن اشتباه بود اما باعث شد تمرکزم از دارایی پدرم و هر کسی و اون زمینها گرفته بشه و خدا رو شکر کمتر بهش فکر میکنم که ببرن یا نبرن چی سرمون میاد. قبلنا که عموها اقدام میکردند تا مدتها ترس داشتیم و محیط هم اون ترس رو بیشتر میکرد .الان خدا رو شکر اون ترسه شاید بگم تا حد بسیار زیادی جاش رو به انگیزه داده که من خودم به هر انچه که میخوام از بی نهایت طریق مسیر الهی میرسم.اما خود اون ترس شاید ظاهرش ساده باشه از کلی باور محدود کننده ریشه گرفته که نمیشه گفت حل شدن و کار کردن دائمی و بمب باران میخواد.
تا حدی که میتونم دارم خودم رو از اون محیطی که اون باورها رو بهم میدادن دور میکنم و به میزان تلاش من جهان هم اون انسانهایی که این وسط به ما ترس وارد میکردن و باورهای اشتباهشون رو میخوروندن از دور و ورمون محو شدن.و جالبه که جهان هم بازخوردش رو داد و این اواخر بخشی از اون مساله به نفع پدرم حل شد .باور های مخرب دیگه اینکه توی روستای ما الان البته کمتر شده به خاطر بالا رفتن سطح رفاه مردم اما از زمان کودکیم مردم روستا خودشون رو به شدت کم میدیدن و هر چی داشتن برای مهمون و خصوصا مهمونهای شهریشون میزاشتن. انقدر که هر چیز خوبی برای مهمون بود هر اتفاق خوبی با مهمون بوددر حدی که یادمه زمانی برای مهمان اومدن مژدگانی میدادن.و همین باور خود کمتر بینی که در عدم احساس لیاقت ناشی میشه رد پاش رو خیلی جاها پیدا کردم خصوصا در روابط کاریم و کلا بحث روابط انقدر که اگر خاستگاری داشتم سریع ذهنم میگفت تو روستایی هستی و کمتر و وقتی طرف این رو بفهمه بد میشه. حتی گاهی هم که موقعیتی پیش میومد انقدر خودم رو کم میدیدم که چیزی شکل نمیگرفت اصلا.انگار قرار بود برگردم همینجا جایی که ریشه در باورهای غلطی داشت که سالیان سال در من شکل گرفته و ترمیم کنم بسازم و باید بکشم بیرون اون ارزشمندی های بسیاری که لابه لای این باورهای غلط گم شدن.
اینجا چیزی که تو روستای ما به نسبت در رفتار اکثر ادمها میبینم تظاهر به نداشتن و بدبختی از ترس اینکه چشم بخورن به لهجه محلی میگن هر کی پولدار بشه یا مردم بفهمن پولداره می افته رو گال و بیچاره میشه.و منتطقشون هم مردن ادمهای پولدار روستاس میگن فلانی پولدار بود افتاد رو گال و مرد!شاید خنده دهر یا پیش پا افتاده باشه در ظاهر اما همینها نا خود اگاه گاهی اصلا طرف متوجه نمیشه اما همینها میشن ریشه رفتارهای اشتباهی که بعد که به خودت میای میبینی تکرار چنین چیز هایی چه باورهای غلطی در وجودم نا اگاهانه ساختن. این باورهای غلط رو و هر باور غلط دیگه که پیدا میکنم رو تو دفترم مینویسم و در مقابلشون باورهای درست رو هم با منطق نوشتم و هر روز و هر بار که لازم باشه به خودم دارم یاد اوری میکنم.این بخشی از تجربه خودم هست اما با همه اینها خیلی خوشحالم که دارم پیداشون میکنم و دارم با باورسازی درست وجودم رو بمب باران میکنم.استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز بسیار دوستون دارم و سپاسگزار خداوند و شما و تمام تلاشهای عاشقانه تون برای آگاه کردنمون هستم. و همچنین سپاسگزار دوستان عزیزی که کامنتهاتون تبدیل شده به یک عادت شبانه برای من برای اگاه تر شدن و اگاهانه تر عمل کردن.
سلام به استاد عشق و مریم بانوی فوق العاده زیبا از هر نظر و سلام به همه دوستانم در این مسیر فوق العاده
استاد عزیزم اول بگم که خیلی دلم براتون تنگ شده بود خوشحالم که امروز دوباره با یه فایل فوق العاده دیگه میبینمتون ،مریم عزیزم از پشت دوربین فرکانس زیباتون رو دریافت کردم
استاد جان الان که فکر میکنم با تعهدی که به خودم دادم و دوره روانشناسی ثروت که دارم کار میکنم صحبتهاتون رو بهتر درک میکنم الان که خوب به رفتارهام فکر میکنم میفهمم که چرا اتفاق خاصی تو زندگی من نیفتاده
استاد من باورهای محدود کنندی زیادی در زندگیم داشتم و هنوز هم دارم که به امید الله یکتا با کار کردن روی خودم دارم تغییرات کوچک رو تو زندگیم میبینم خدارو شکر با آموزش های شما
استاد جان باورهای محدود کننده من در تمام ابعاد زندگیم من رو به یک زن افسرده تبدیل کرده بود که هیچ انگیزه ای برای بیدار شدن از خواب نداشتم روزمرگی تمام زندگیم رو گرفته بود ،جرات نداشتم حتی به علاقه مندیهام فکر کنم چه برسه که کاری براشون انجام بدم
استاد باورهای محدود کننده من خیلی زیاد هستند که تونستم به لطف آموزش های شما مقداریشون رو شناسایی کنم و این برای من یه پیشرفت بزرگ محسوب میشه و دارم باورهای نابی رو جایگزینشون میکنم و به اندازهی که روی خودم کار کردم دارم نتیجه میگیرم و از همه مهمتر اینکه به آرامش فوق العاده ای رسیدم و دیگه هیچ عجله ای درباره رسیدن به خواسته هام ندارم و میدونم زمانی که باورهای قدرتمند کننده رو در درونم درونی کنم نتایج لاجرم وارد زندگی من میشه و فقط باید الان از لحظه هام نهایت لذت رو ببرم و در عین حال قدم هایی که بهم الهام میشه رو انجام بدم با توجه به شرایط کنونی خودم
استاد اگه بخوام از باورهای محدودکنندم بگم خیلی زیاده ولی به چند تاشون اشاره میکنم:
در مورد روابط من این باور رو داشتم که حتما باید کسی باشه که به من احساس خوب روبده و من به تنهایی نمیتونم خوشبخت باشم اینکه اگر در روابطم به مشکل بخورم حرف مردم خیلی برام مهم بود اینکه از طرف والدینم سرزنش بشم و…..
در مورد ثروت:اینکه استعداد ندارم تو درس خوندن بنابراین نمیتونم موفق بشم و چون به دانشگاه نرفتم نمیتونم پیشرفت کنم چون زن هستم باعث محدودیتم شده و پول ساختن برای من سخته ،چون ازدواج کردم و بچه دارم دیگه نمیتونم ثروت بسازم و خیلی باورهای دیگه
در مورد سلامتی:استاد من تا 9ماه پیش همیشه بی انرژی بودم و فکر میکردم چون سنم رفته بالا دیگه شادابی و توانایی های قبل رو ندارم و بدنم دیگه نمیتونه مثل قبل جوان و شاداب باشه و هر روز بی انرژی تر میشدم طوری که دست و پاهام سر میشد و بدنم میلرزید و خیلی باورهای محدود کنندی دیگه
ولی خدارو شکر الان با آموزش هایی که هر روز دارم میبینم و روی خودم کار میکنم اعتماد به نفسم بیشتر شده ،الان به اندازهای که روی خودم کار کردم یه درآمد کمی دارم و باز هم دارم روی خودم کار میکنم و بعد از 38سال برای خودم درآمد دارم و میدونم که وقتی بیشتر روی خودم کار کنم و باورهای بهتری بسازم خداوند خیلی زیبا و راحت هدایتم میکنه به ایده های ثروت آفرین
در مورد روابط خیلی الان خودم رو بیشتردوست دارم و با تنهایی خودم حال میکنم و لذت میبرم
در مورد سلامتی از زمانی که فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو بارها و بارها گوش دادم خود به خود حالم بهتر شده ،انرژیم زیاد شده و کمتر خسته میشم واستاد باور کنید که 9ماه هست که من یه دونه قرص هم نخوردم در صورتی
که تو این مدت بچه هام و همسرم بارها مریض شدند ولی من مریضی از اونها نگرفتم و فقط چند بار یه گلو درد یک روزه رو تجربه کردم که با شربت لیمو عسل کاملا خوب شدم
استاد عزیزم الان با تمام وجودم به حرف های شما ایمان دارم که تنها خودم هستم که با باورهام دارم هر لحظه زندگیم رو خلق میکنم فقط باید با تعهد بالا این مسیر رو تا آخرین لحظه زندگیم ادامه بدم و ایمان دارم که خداوند به درخواستهای من پاسخ میده فقط باید باور داشته باشم و توکل کنم
میدونم که به تمام خواسته هام میرسم همون طور که تا الان که فکرشو میکنم به هر چیزی که خواستم رسیدم وقتی باورش کردم و مواردی رو که نرسیدم به خاطر این بوده که باور نکردم
استاد عزیزم عاشقانه شما و مریم عزیزم رو دوست دارم که این چنین در زندگی من تاثیر گذاشتید با آموزش های فوقالعادتون ،بهترینها براتون از خدای مهربونم میخوام
سپاسگزار خداوندم هستم که شما رو وارد زندگیم کرد و میدونم این هم به خاطر درخواستهای خودم بوده که به این مسیر توحیدی هدایت شدم
خدایا تنها تورا مبپرستم و تنها از تو یاری میجویم
من رو به راه راست هدایت فرما ،راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه کسانی که به آنها غضب کردهای و نه گمراهان آمین
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم همگی
سلام به خانواده بزرگ عباسمنش، ودرود به تمامی افراد این گروه که هر کدام یه نقشی در انرژی دادن وبالا بردن عزت نفس ما نقش به سزایی دارند خدارا شکر که هر وقت فکری ذهنمون را درگیر میکند خداوند هدایت مون میکند وما را آگاهتر از قبل در مسیر رسیدن به اهدافمون توانمند تر وپر از عشق بیشتر وارد یک صحنه بهتر زندگی میبرد خدایا شکرت شکرت شکرت
من در مورد باورها این هست که من پسرم که بدنیا اومد اسمش را مهران گذاشتم به این نیت که مهران به معنی مردی فرزانه، دانشمند وانسانی توانمند وبزرگ، وهر موقع پسرم ازم میپرسید میگفت چرا اسم من را مهران گذاشتی میگفتم مهران به معنی مردی فرزانه ودانشمندوفرزانه از فروزان بودن، درخشیدن میاد وتو روزی مرد بزرگی میشی، واین باور را از بچگی در ذهن پسرم وحتی اقوام قرار دادم البته اون موقع از این قانون باورها یا جذب اطلاعی نداشتم اما میگفتم وخدا را شکر پسر من از بچگی بدون این که آموزش کامپیوتر ببیند در برنامه نویسی وسءو طراحی لوگو هر چیز مربوط به کامپیوتر پیشرفت بالایی داشت وبا اینکه رشته دانشگاهی برق بود اما در کا+پیوتر موفق شد جوری که از بچگی همی به عنوان یک آدم موفق میدیدند وروی کارهاش حساب بالایی باز میکردند وحتی کارش هم از تهران خودشون براش دعوت نامه فرستادند با این که سابقه کاری یک ساله داشت و، من ایمان دارم که حتما مبه موفقیتهای بالایی میرسد این را هم بگم که پسر من تک فرزند هست اما از بچگی مستقل بود وبه راحتی هم مهاجرت کرد به تهران وهیچ وقت هم روی من وپدرش حساب نمیکند که باید کمک مالی بهش داشته باشیم ومن همیشه سپردمش به خدا وگفتم خدا همیشه نگهدار هست
استاد من از برج 5 سال گذشته دوره کشف قوانین رو خریدم و به واسطه این دوره تونستم ترمزهام رو پیدا کنم (ترمزهایی که مربوط به ذهن خودم که مانع رسیدن من به خواسته هام بود ) و با تغییر این باور چنان تغییر شگرفی توی این چند ماه گذشته تو زندگیم افتاد که اصلا قابل تصور نیست.
یکی از ترمزها و باور نادرستی که پیدا کردم و مانع خوشبختی و رسیدن من به خیلی از خواسته هام بود این بود که (باید برم خارج از کشور و دوست دارم برم اونجا خوشبخت بشم و این خواسته سالها تو ذهن من بوده تقریبا از بچگی با من رشد کرده ،دوران بچگی من جایی بودم که اطرافیان من و دوستان و بچه محل ها اونایی که موفق بودن همشون رفته بودن خارج و یادمه هروقت میخواستن از یه آدم موفق و ثروتمند و دوست داشتنی و به اصطلاح با کلاس و جنتلمن صحبت کنن میگفتن فلانی رفته خارج و … این دستاوردها رو داره و منم فکر کردم که باید رفت خارج تا موفق شد و البته که یه بارم رفتم تو سن نوجوانی خارج از کشور اروپا و 4 سال هم موندم ولی موضوعی که خیلی عجیب بود این بود که زمانی که تو اروپا هم بودم بازم میگفتم اینجا خوب نیست و باید برم یه جای دیگه و اتفاقا چند تا کشور هم تو اروپا عوض کردم و آخرشم گفتم این قاره خوب نیست و باید برم آمریکا و نتونستم برم آمریکا و خلاصه به هیچ کجا نرسیدم و برگشتم ایران و تو ایران ازدواج کردم ولی این نکته هنوز با من بود که من الان دگه اگه برم خارج دیگه موفقم و همش پشیمون بودم از ازدواجم که مانع رفتنم به خارج میشه و باز هم داشتم به این شکل نگاه کردنم ادامه میدادم و همین نگاه باعث شد از همسرم هم جدا بشم (البته الان میفهمم که علتش همین نگاه من بوده که نمیزاشته تو کشور خودم پا بگیرم و رشد کنم و حتی نمیزاشته من صاحب مالی ،ملکی چیزی بشم چون من این کشور رو لایق و مناسب موفق شدن نمیدونستم و این کشور هم دقیقا با من جوری رفتار کرد که به جایی نرسم چون خواسته من در ناخوداگاهم این بوده) و این وضع ادامه داشت تا اینکه تو دوره کشف قوانین این ترمز رو پیداش کردم به لطف خدا و حتی آنقدر ترمز نامحسوسی بود که من فکرشو نمیکردم این یه ترمز باشه و حتی فکر میکردم این یک نگرش عالیه و باعث داشتن پرستیژ میشه برای من و فکر میکردم هر کی تو فاز خارج و خارج رفتن باشه در کل یه آدم دیگه س و تو جامعه یه جور بهتر میپسندنش و تافته جدا بافته س و…البته میگم اینا همه توی ناخودآگاه من داشته کار میکرده به خاطر الگوهای اشتباهی که تو بچگی بهم دادن حتی یادمه شما تو جلسه 6 ثروت 1 آخر فایل گفتید که حتی یه باور کوچیک به اینکه من تو ایران به هیچ جا نمیرسم میتونه سرنوشت شما رو عوض کنه ولی من اون موقع دوزاریم نیوفتاد و خلاصه با کمک آگاهی های کشف قوانین فهمیدم موضوع چیه و بعدش نشستم کلی روی این باور کار کردم و الگو بهش نشون دادم که تو ایران از هر لحاظ که حساب کنیم افراد خوشبخت داریم،روابط عالی داریم،جمع های دوستانه عالی داریم،ثروت داریم،کارخونه های موفق داریم،طبیعت زیبا داریم،تفریحات عالی داریم،تیپ و مد و استایل و باشگاه و همه چیزهایی که من نیاز دارم و فکر میکنم باید به خاطرش برم خارج تو همین ایران خودمون هست و خلاصه استاد بعد از 1 ماه کار کردن رو همین باور کلی مشتری اومد به سمتم،با یه دختر خانم خوب آشنا شدم که از سقف خواسته های من بالاتره این در صورتی بود که من از بعد جداییم سالها نتونسته بودم یه پارتنر داشته باشم و از بعد از تغییر این باور کلی مهمونی دعوت شدم،کلی جاهای جدید و تورهای جدید رفتم ،کلی طبیعت و شهرهای کشور رو رفتم گشتم اصلا کلا درونم شکل انرژی درونی تغییر کرد،اظطراب هام کم شد.
استاد انگار برداشتن این ترمز حتی به سلامتی من هم کمک کرد،استرسهام کم شد،به یه آرامش و خیال راحتی رسیدم و خلاصه نتایج همینجوری داره هر بار بهتر و بهتر میشه البته تا زمانی که روی ترمزهام کار میکنم حالم خوبه و نعمتها بیشتر میشه، این تازه یه دونه از باورهایی بوده که من تو خودم شناسایی کردم و دارم تغییرش میدم و کلی باور نا جالب دیگه پیدا کردم که دارم روشون کار میکنم.
اینم تجربه من از تغییر یه باور بوده و الان 3 ماهی هست که دارم لذت میبرم از زندگی و نعمتی که خدا بهم داده و با ورود یک پارتنر خوب زندگیم شیرینتر شده .
سلام به عالیترین استاد دنیا و شایسته ترین مریم بانوی دنیا
و سلام به همه ی دوستان و هم خانواده های عزیزم در این سایت الهی.
خیییلی فایل خوب و لذت بخشی بود هم پردایس زیبا حس فوق العاده ای می داد و هم طبق معمول حرفای استاد. چقدر این محقق یونانی خوب قانون باور رو درک کرده بود آفرین. و اینکه آخرش گفته بود البته که من این نظرم رو به اون دونده نمی گم چون از قدرت فوق العاده ش کم می کنه. خیلی جالب بود استاد. این فایل یاداوری می کنه بهمون که مهم اینه که باور قدرتمند کننده درست کنیم برای خودمون حتی اگر واقعیت نداشته باشه مهم نیست، فقط باید هلمون بده جلو.
خب بریم سراغ اینکه من چه چیزایی رو باور کردم! باورهای قدرتمند کننده ای که دارم چی هستن؟ من الان باور دارم که هرچیزی رو که بخوام شدنی هست فقط باید باور درستش رو ایجاد کنم
باور دارم که اراده ی قویی دارم و اگر تصمیم بگیرم به انجام کاری قطعا انجامش می دم
باور دارم که خدا با منه و به من خیلی نزدیکه (البته گاهی این نکته رو فراموش می کنم)
باور دارم که من هوشم خوبه و مطالب رو خیلی سریع یاد می گیرم، بخصوص که چندین بار شده که مثلا یکی داشته یه موضوعی رو توضیح می داده و من از بین چند نفر متوجه می شم که اونا قضیه رو نگرفتن ولی برای من خیلی واضح بوده!
باور دارم که انسان خوبی هستم و همه همین خوبی رو از من میبینن
از باورهای محدود کننده هم می دونم که تا همین یکی دوهفته پیش در مورد ثروت خیلی باورهام اشتباه بوده اصلا نمی دونستم، باور کمبود متاسفانه خیلی ریشه داره در ماها، هنوزم که هنوزه بعد اینهمه وقت می بینم ته ذهنم هنوز بوی باور کمبود میاد!! البته که هیچ وقت ذره بین نگرفته بودم رو باورهای مالی، اما الان دارم رو ثروت 1 کار می کنم و سه جلسه ی اول رو بارها و بارها گوش دادم. می دونم که دوتا باور محدود کننده مثل لکه های گریس و چربی که با حرارت پخته شدن و براحتی پاک نمی شن ته ذهنم موندن، یکی همون باور کمبود که بیشتر وقتا وقتی حسابم رو چک می کنم سریع تو ذهنم میاد که خب چی قراره کم بشه ازش؟؟ یا حتی وقتی حقوق واریز شده اولین چیز اینه که خب این پول آیا کفاف قسطی و بدهی های این ماه رو می ده یا نه!! همش بصورت نامحسوس و بدون توجهه ها… خودم هاج و واج می مونم که چرا من اول شکر خدا رو نمی گم بابا اون پول؟؟ یا اصلا چرا به بدهی ها فکر می کنم. درسته مدتهاست که قصدم اینه و تلاش می کنم بدهی ها رو پرداخت کنم تا به رهایی برسم اما فکر می کنم بیشتر رو ناخواستهه دارم تمرکز می کنم واسه همینم خیلی کند پیش می ره قضیه! دومین باور مزخرف دیگه هم که اخیرا متوجه شدم در من هست باور اینک پول سخت بدست میاد یا ثروتمند شدن سخت بدست میاد!!
خدا رو هزاران مرتبه شکر که دارم رو روانشناسی ثروت 1 کار می کنم و به امید خدا بزودی باورهای خوب و درست جایگزین این باورها میشه.
درود و خدا قوت به شما استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان، که همیشه با عشق فایلها رو برای ما فیلمبرداری میکنند.
واقعا سپاسگزارم از شما عزیزان که وقت میگذارید و فایلهای با ارزشی که هر کدام حکم یک دوره ی کامل رو داره برای کمک به همنوعان خود آماده میکنید️️
از دیدن روی ماهتون، استاد عزیزم بعد از مدتها و شنیدن صحبتهای گرانبهاتون بسیار بسیار خوشحال شدم و لذت بردم از تک تک گفته های نابتون.
باور های ریز و درشت بسیاری توی وجود خودم، بعد از دیدن این فایل پیدا کردم که از همه مهمتر این بود که من چون شغلم فنی هست همیشه بر این باور بوده و هستم که با یکبار دیدن، سریع یک چیزی را یاد میگیرم و این باور در زندگیم خیلی به من کمک کرده، والبته باورهای مخرب زیادی هم دارم که سعی میکنم به یمن روانشناسی ثروت آنها را با باورهای مناسب جایگزین کنم.
این کامنت را بیشتر جهت تشکر از استاد نازنینم گذاشتم و امیدوارم به زودی از نتایج و دستاوردهای خوبم براتون بنویسم.
در پناه حق سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام و درود و عشق و برکت بینهایت به استاد عزیزم و خانوم شایسته جان نازنین.
الهی صد هزاران بار سپاس برای درک و اگاهی های این فایل و استقامت ورزیدن در مسیر درست و رشد کردن و اگاه شدن…
من کاملا باور دارم و با اموزشهای شما استاد عزیزم باور کردم بکه باور همه چیز هست مخصوصا اینکه من چه باوری به خودم دارم به زندگی ام دارم و به خدا دارم
و چقدر این باور اصل و اساس است باور به خود…
زمانی که در این مسیر و مدار نبودم نه تنها هیچ باوری به خودم نداشتم بلکه سراسر پوچی و حس گناه بودم و وقتی که ارام ارام به شناخت خودم خدا توحید رسیدم و با اموزشهای مقدس و گرانبهای شما رشد کردم و اگاه تر شدم بارها از خودم سوال میپرسیدم چرا من احساس گناه داشتم
چرا من فکر میکردم گناهکارم
چرا من حس عذاب وجدان داشتم
چرا من نه
چرا من احساس بی ارزشی و بد داشتم
و هزاران چرایی ها که به واسطه ی اگاه شدنم در ذهنم مرور میشد و هیچ جوابی نداشتم جز انسانها و اطرافیانی ک این احساسات رو به من داده بودن
مخصوصا احساس بی ارزشی گناه و کافی نبودن و وقتی که ما در مدار نادرست باشیم قطعا باور میکنیم و این باورها گاها عمیق تر هم میشه چون ما باوری نداریم خدایی رو نداریم و تمام پوچی ها و بدبختی هارو تمام کمال باور میکنیم….
این فایل ارزشمند شما به من این درک و اگاهی رو داد که چه باوری به من کمک میکنه
با چه انسان های نشست و برخواست کنم
از چه کسی الگو برداری میکنم
و وقتی فکر کردم به این نتیجه رسیدم من خیلی در حال رشدم خیلی وروردی هارو کنترل میکنم و تمام تلاشم بودن در مسیر هست…
استاد عزیزم چقدر زیبا گفتید ک ببین از چه کسی داری تبعیت میکنی و حرفهاش رو باور میکنی چون اون انسان روی تو تاثیر میگذاره و تو باور میکنی
اگر اون انسان ناتوان بدبخت و ناکام باشه قطعا این باورهارو به تو میده در مورد نشدن ها نرسیدن ها بدبختی ها به تو میگه و تو باور میکنی و این تجربه ی سراسر زندگی گذشته من هست هرانچه انسان ناتوان ناکام و بدبخت بودن تمام باورهای پوسیده و پوچشون رو به من داده بودن و من هم باور کرده بودم و تمام وجودم حس پوچی داشت…
و من باور کردم که چقدر اطرافیانی ک باهاشون در ارتباط هستیم بینهایت اهمیت داره و قطعا تنهایی و بودن در غار حرا و توکل بر الله بینهایت کافی ترین است و این زندگی هزاران هزار بار شرافت داره و باعزت تر از هرچیزی توی دنیاست…
چند روز پیش یکی از دوستانم گفت ک فلان شخص بهش گفته وارد فلان رابطه نشو چون خیلی لولش از تو بالاتره و ثروتمندتر هستن و تو نمیتونی توی این جمع ها باشی!!!!!!
و توی ذهن من یک لامپ روشن شد گفتم ببین این ادم چه باورهای پوچ و ناتوان کننده ای داره که اینطور صحبت میکنه و این شخص رو به حس بد و ناکافی بودن میرسونه میبینید استاد چقدر مهمه که ما چه صحبت هایی میکنیم و اطرافیان ما چه کسانی هستند و ما از چه کسانی الگو برداری میکنیم و عملا زندگی مارو همین موضوعات به ظاهر ساده داره میسازه….
و من باور کردم ورودی هایم رو کنترل کنم چون زندگی و احساس من رو میسازه
و من با تمام وجودم باور کردم با چه کسانی در ارتباط باشم و چه گفتگوهایی بکنم
من باور کردم استادم، خالق زندگی ام هستم و در حال تلاش هستم و الحمدلله خداوند برکت میدهد به تلاشهایم و تقوی و توکل الهی ام
من باور کردم که بله من ارزشمندم و من لایق هستم اگر نبودم الان در چنین مکان مقدسی نبودم و در حال تلاش برای رشد شخصیتی زیبا و زندگی توحیدی پر برکتی نبودم پس قطعا و یقینا من لیاقتش را دارم فقط باید ادامه بدهم استقامت بورزم و خداوند اسان ترم میکند هدایت میکند برکت میدهد…
عاشقتونم استاد عزیزم الهی صد هزاران بار سپاس به وجودم ارزشمندتون الگو الهی توحیدی و ابراهیمی من.
من متعهدم هر لحظه بیشتر و قوی تر عمل کنم برای ساختن یک شخصیت ارزنده ک لاجرم یک زندگی ارزنده رو خواهد داشت…
و من باور دارم هرچقدر من متعهدتر باشم خداوند هم برای من متعهدتر عمل میکند و هدایت میکند و اسان میکند و برکت میدهد…
من باور دارم جریان هدایت و اسانی پروردگار رو با تمام وجودم…
و این هم یکی از باورهای من هست ک در دفترم همیشه و همیشه مینویسم بلکه قوی تر باورش کنم و اطمینان قلبی ام قوی تر بشه من باور دارم سوگلی الله هستم و اوست ک کافی ترین است و مهربان ترین من…
دوستتون دارم استاد عزیزم خانوم شایسته جان عزیزم الگوهای عزیزم
من سپاسگزارم قدر دان شما هستم این وظیفه ی منه با تمام وجودم سپاسگزاری کنم و عمل کنم و عملگرایی بینهایت رو داشته باشم…
به نام خدا
سلام به شما استادان عزیز و همراهان سایت
خیلی این فایل ادم رو به فکر فرو میبره که چه باورهایی در تمام جنبه های زندگی داریم که نمیذاره پیشرفت و موفقیت داشته باشیم.
استاد دقیقا همین دیروز بود که یه فردی اومد تو مغاذم و حرفها رفت به سمت شغلها و درامدهای بالا داشتن.
این فرد چندتا مورد برام تعریف کرد که طرف با کار خیلی ساده و و شاد بودن خودش خیلی راحت کارها روانجام میده بهای خیلی خوبی هم میگیره .
شاید هر کسی این حرفهارو میشنید میگفت چقدر مردم بی انصاف شدن و چقدر کشور بی صاحب شده اما من سریع این افکار در ذهنم ایجاد شد که ببین اون طرف با کار خیلی ساده و شوخی خنده کارش رو انجام داد و خیلی راحت بهای زیادی هم گرفت که حتی تعریف میکرد وقتی میخاست اون بهای زیاد رو بگیره طرف شکایت کرد که چرا داری میگیری و اون هم گفت تو هم میتونی بگیری و بعد من به همین دوستم گفتم که مردم دارن از هنرشون پول میسازن و این هنر رو براش ارزش قائلن و بهاش رو میگیرن فارغ از اینکه مردم چی میگن یا چی فکر میکنن .
شب که اومدم خونه اومدم تو سایت دیدم فایل جدید اومده و خیلی خوشحال شدم سریع باز کردم و دیدم دقیقا همین حرفهایی که این دوست عزیز تعریف میکرد داشت به من باورهای قدرتمند کننده میداد که
پول ساختن خیلی راحته
اون هنری که داری ارزشمنده و بی نهایت افراد هستن که به اون کار یا محصولی که تولید میکنی احتیاج دارن و براشون مهمه
برای کار و هنرت ارزش قائل باش
نعمت و ثروت بی نهایته و میشه از کارهای ساده پول ساخت
مردم بی نهایت پول و ثروت دارن و هر بهایی که تو برای هنرت بذاری نه نمیگن
بهای زیادی که از هنرت میگیری کسی نمیگه چرا اینقدر زیاد گرفتی
این باورها از دیروز تا حالا منو با انگیزه تر کرده که با قدرت و محکمتر روی علاقه هام کار کنم و مثالهای بیشتری رو برای خودم بزنم که میشه
از کارهای ساده پول ساخت .
استاد گفتن توی بحث ثروت ببین چه ترسهایی رو داری و من فکر کردم فهمیدم که ترس از تموم شدن حساب بانکی
ترس از بهای زیاد گفتن به مشتری و مشتری قبول نکنه
ترس از بهای زیاد گرفتن و نداشتن مشتری زیاد
ترس از مهم نبودن شغلم و وقتم رو بیهوده حدر دادن
چقدر باورهای ضعیف کننده دارم که نمیذاره حتی درامد داشته باشم چه برسه زیاد بشه و با حرفهای این دوست باورها قدرتمند کننده در ذهنم ایجاد شد
خداراشکر که هدایت شدم به شما استاد عزیز و بی نظیر
خداراشکر که تمام فایلهای دانلودی که روی سایت هست تمامش باورهای قدرتمند کننده داره
در پناه الله یکتا شادو موفق باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم بانو و همراهان خوبم
خداروسپاسگزارم که نعمت شنیدن این فایل ارزشمند و بهم داد چون هرچی شنیدم و جلو رفتم ذوق و شوقی تو دلم اومد که میدونم دوستان عزیزم چقدر خوب حسش کردن و کلی امیدوارتر و شادتر شدم برای ادامه مسیر چون روزی امروزمون بوده و برنامه خداوند برای حمایت ما و تجربه زندگی بهتر.
الف : باورهای قدرتمنده کننده زندگی ام
* از بچگی چیزی که خیلی شنیدم صحبت های مادرم و تولدم و همزمانی با رشد و پیشرفت مالی بوده جوری که انقد براشون پررنگ بود همیشه درموردش صحبت میکردن و این برای بقیه بچه های خونه نبود واسه همین همیشه خودم رو خوش روزی میدونستم ( ابن موضوع باعث شده همیشه ته فکرم به خودم میگم روزی که توانایی نداشتی اومدنت با فراوانی نعمت بوده پس حواست باشه خدا همیشه از هر نظر پشت پناهت.)
*در مورد سلامتی، تو دنیای بچگی و بعد بزرگسالی فکر میکردم چون بچه اولی ام، بهترین های پدر و مادرم نصیب من شده و خیلی خیلی قوی ام. و واقعا یه نیروی عجیبی از سلامتی رو درونم احساس میکردم و میکنم و باعث شده فرد سالم و شادتری باشم
(البته داشتن خانواده پدری تنومند و …باعث شده بود خودم رو مستثنی از اونها ندونم و دختر و پسر نکنم)
* باور قدرتمند کننده ایی در مورد خداوند داشتم و دارم و اون اینکه همیشه احساس میکردم همراهمه ، کنارمه و حواسش بهم هست ، کمکم میکنه
این باور تنها نبودنم باعث شده ، پشت و پناهی داشته باشم که ته دلم پر از امید باشه و همیشه با نشونه هایی که ازش درحامی بودنش دیدم، این باور همراهی قدرتمند تر شده و راحت تر به زندگی ادامه بدم.
یه مثال ارزشمند از حامی بودن خداوند: هفته پیش قبل تعطیلات 14 خرداد ،یه کار اداری استارت زدم تا بعد دوروز تعطیلات شروع کنم تا انشاالله 20 روزه تموم بشه ، چشمتون همش روزای خوب ببینه ، راستش حرفای خوبی نشنیدم ولی وقتی از اداره بیرون اومدم گفتم میرم این دوروز تفریحم میکنم میام با قدرت تمومش میکنم
میدونین چی شد ، همون آقایی که سه روز قبل، حرف از تیر ماه و کلی شرایط اداری و زمان و …. میزد گفت پرونده آماده و برو انجامش بده ( اونم با لبخندی که ندیده بودم ازش)
پرونده رو دستم داد و 17 خرداد ، کارم کامل تمام شد ( الله اکبر به خدایی که قلب هارو نرم میکنه و جوهر هارو به نفع تو رنگ میده و قلم هارو به نفع تو بکار میندازه تا آسون بشی برای آسونی ها.
(از ظهر پنجشنبه تا الان که دوشنبه و اینجا دارم مینویسم فقط میخندم و میگم شکر و جالبه بدونین، کاری که من داشتم هم هزینه هایی رو داشت که من ازش رد شدم بدون هزینه برای کل سال و ….، از هر جهت خدا یاری کرد و اعتبار همه این شرایط و فرایند به خداوند برمیگرده و من شاکرم)
* زندگی کردن در شمال ایران و جویبار و حتی نام شهرم باعث شده فکر کنم خیلی خوش شانس بودم که در دنیای فراوانی سرسبزی و دریا، متولد شدم و هرچی دیدم وسعت زمین های کشاورزی و مسکونی بوده که باور کردم باید این همه زیبایی سهم من باشه و جالبه بدونین این روزا دنبال یه زمین ویلایی میگردم برای ساختن یه خونه مستقل ویلایی و وقتی میرم زمین میبینم نمیتونم انتخاب های متراژ پایین داشته باشم از بس همیشه متراژ زمین های خونه های پدر و پدربزرگهامون چند صدمتری و چندهزار متری بوده و توش بزرگ شدیم
( خداروشاکرم موقع دیدن زمین ها به خدا میگم بابا بهم چیزی رو پیشنهاد بده که توش بتونم ساعت ها راه برم و خسته نشم و برام پر از تنوع و زیبایی و راحتی باشه )
*به صحبت های ارزشمند استاد عزیزم اضافه میکنم که باوری که در مردم جویبار هست و ریشه دار شده اینه که پسرای کوچولوی ورزشکارمون در ابتدای انتخاب رشته ورزشی، یه سری به سالن کشتی میزنن و اغلب ادامه میدن تا ببینن میتونن موفق باشن یا …و شده ورزشکارانی چون آقای حسن یزدانی و بقیه بچه ها که هم خودشون لذت میبرن و هم باعث شور و شوق مردم شهر میشن
ب: باورهای محدود کنتده
* باور محدود شدن در زندگی مشترک و نداشتن زمان کافی
خیلی از فعالیت های روزمره و رسیدگی به خانواده یه جورایی بهم میگه وقت کافی برای علاقمندیهام ندارم و به جورایی ازم انرژی میگیره و باوری بهم میده که تو نمیتونی و خسته میشی
* تضادهایی که در گذشته باعث پیشرفتم شده بعضی مواقع انقد نیرو میگیرن که باور یاس رو زنده میکنن هرچند خیلی خیلی ضعیف شده ولی بازم به فکرم میان
اما سعی میکنم این سایه کمرنگ رو محو کنم با رشدم
با افتخار اینجا میگم زندگیم جوری شده که نتایجم نشون از آسونی و زیبایی کارها شده، زوری نمیزنم ، بیشتر آروم و ساکتم و صدای خداروبهترمیشنوم و نسبت به گذشته بهتر عمل میکنم.
از خداوند میخوام من و دوستانم رو به ساده ترین و زیباترین راهها برای تجربه بهتر زندگی هدایت کنه.
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مارا به راه راست هدایت بفرما
هزاران بار سپاسگزارم از این دو استاد، الگوی بی نظیر درست زندگی کردن
در پناه خدا ناب ترین هارو تجربه کنید
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه دوستان پرانرژی من
من چند وقتی است که به ابتکار خودم، یک سری شکرگزاری می نویسم درباره قسمت های مختلفِ مربوط به بدن و حواس پنجگانه و اعضاء داخلی بدن و این جور چیزها.
حالا به سراغ دستگاه گوارش بدن و بخشهای مربوط به آن رفته ام
سری هفدهم سپاسگزاری های مربوط به اعضاء و اندام بدن: دستگاه گوارش
1. خدایا شکرت بابت دستگاه گوارش بدن ما
2. خدایا شکرت بابت تمام اجزاء و بخشهای دستگاه گوارش
3. خدایا شکرت بابت دهان، زبان، حلق، مری، معده، غدد بزاقی، لوزوالمعده، جگر، کیسه صفرا، لوله صفرا، روده باریک، روده بزرگ، آپاندیس
4. خدایا شکرت بابت دهان و اجزای آن شامل حفره دهان، دندان ها، زبان، بزاق، لثه ها، سقف دهان، زبان کوچک، کام دهان
5. خدایا شکرت بابت لوله گوارش بدن ما
6. خدایا شکرت بابت غده های گوارشی بدن ما
7. خدایا شکرت بابت بزاق های دهان و وظایف آنها
8. خدایا شکرت بابت ترکیبات بزاق از جمله پروتئین ها، آنزیم ها، سدیم، کلسیم، منیزیم و…
9. خدایا شکرت بابت نقش الکترولیت های موجود در بزاق
10. خدایا شکرت بابت کارکرد بزاق دهان از جمله:
• مرطوب نگه داشتن فضای داخلی دهان
• کمک به فرایند چشایی و تشخیص طعم و مزه ها
• آسان کردن فرایندن جویدن و بلع غذا
• مقابله با میکروب ها
• جلوگیری از ایجاد بوی بد دهان
• جلوگیری از پوسیدگی دندان ها
• جلوگیری از بیماریهای لثه و………
=======================================
11. خدایا شکرت بابت غدد بزاقی دهان شامل غدد زیرزبانی، غدد زیرفکی، غدد بناگوشی
12. خدایا شکرت بابت انواع آنزیم های گوارشی
13. خدایا شکرت بابت معده سالمی که به ما عطا کرده ای
14. خدایا شکرت بابت قسمت های مختلف معده شامل دهانه معده، طاق معده، جسم معده و پیلور یا بخش پایینی معده
15. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت چهار لایه معده شامل مخاط، لایه زیر مخاط، لایه عضلانی و لایه سروز
16. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت پرده صفاق معده
17. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت سیستم گردش خون معده
18. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت سیستم لنفاوی معده
19. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت اعصاب معده
20. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت لوله مری در بدن ما و نقش آن
21. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت حرکات لوله گوارشی؛ و دو نوع متفاوت آن
22. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت آناتومی مری شامل مری گردنی، مری سینه و مری شکمی
23. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت شریان های مری
24. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت وریدها و لنفاوی و عصب دهی مری
25. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت سلامت بلع در بدن ما
==========================================
26. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت سلامت روده کوچک
27. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت سه ناحیه روده کوچک شامل دوازدهه، تهی روده، دراز روده
28. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت لوله دوازدهه (اثناعشر) و کارکرد آن
29. خدواندا تو را سپاس بسیار می گویم بابت دراز روده و کارکرد آن، از جمله جذب ویتامین ب12 و نمک های صفراوی
30. خدایا شکرت بابت پرزهای روده
31. خدایا شکرت بابت رگ های لنفی، سیاهرگ ها، شبکه مویرگی، نورون ها و ریز پرزهای روده
32. خدایا شکرت بابت کریپت، غده روده ای
33. خدایا شکرت بابت سکرتین، یکی از هورمون های معدی – روده ای . که کار اصلی آن هضم پروتئین و چربی هاست
34. خدایا شکرت بابت کوله سیستوکینین، یک هورمون معدی – روده ای
35. خدایا شکرت بابت غده لوزوالمعده یا پانکراس
36. خدایا شکرت بابت آنزیم های لوزوالمعده از قبیل: اتیلاز، لیپاز، فسفولیپاز، ریبونوکئاز، الاستاز
=====================================
37. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت جزایر لانگرهانس و هورمون هایی که ترشح میکند
38. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت هورمون انسولین و نقش آن در بدن؛ که تاثیرات مختلفی در متابولیسم و دیگر اعمال بدن میگذارد
39. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت اپسیلون، سلولهای درون ریز موجد در جزایر لانگرهانس لوزوالمعده
40. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت هورمون گرلین که از اپسیلون ها ترشح میشود
41. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت سلولهای آلفای جزایر لانگرهانس
42. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت هورمون های گوارشی اینکرتین ، که باعث افزایش ترشح انسولین بعد از خوردن میشوند
43. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت هورمون های گلوکاگون ، که بر عکس انسولین موجب افزایش قند خون است
44. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت هورمون پلی پپتید مهاری معده که از سلولهای روده باریک ترشح میشود
45. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت سلولهای بتای لوزوالمعده که وظیفه اصلی آنها ترشح انسولین است
46. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت شیره لوزوالمعده
47. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت دستگاه عصبی خودمختار بدن
48. خداوندا بسیار شکرگزار توام بابت طحال بدن ما
================================================
49. خدایا شکرت بابت کیموس معده
50. خدایا شکرت بابت پیلور، اسفنکتر انتهای معده
51. خدایا شکرت بابت چادرینه کوچک، پرده ای که روده ها را می پوشاند
52. خدایا شکرت بابت شکم شامه یا صِفاق
53. خدایا شکرت بابت چین خوردگی های روده بند
54. خدایا شکرت بابت حفره شکمی بدن ما
55. خدایا شکرت بابت حفره شکمی – لگنی بدن ما
56. خدایا شکرت بابت وظایف مختلف طحال در بدن از جمله:
• تولید سلولهای خونی
• نگهداری سلولهای خونی
• مشارکت در سیستم ایمنی بدن
• تصفیه خون
57. خدایا شکرت بابت بخشهای مختلف طحال از جمله کپسول و پارانشیم و عروق خونی و سیستم لنفاوی
58. خدایا شکرت بابت پولپ سفید و قرمز طحال
59. خدایا شکرت بابت سیاهرگ و سرخرگ طحال
60. خدایا شکرت بابت عروق لنفاوی و اعصاب طحال
61. خدایا شکرت بابت رباط های طحال
=========================================
62. خدایا شکرت بابت کیسه صفرا در بدن ما (نام دیگر آن: زَهره) که کار اصلی آن – همانطور که از نامش پیداست – نگهداری از مایع زرد رنگ صفرا میباشد
63. خدایا شکرت بابت مایع صفرا و ترکیبات آن
64. خدایا شکرت بابت مجرای صفراوی، که حامل صفرا است
65. خدایا شکرت بابت مجرای صفراوی مشترک
66. خدایا شکرت بابت آمپول واتر که مانند یک دریچه عمل میکند
67. خدایا شکرت بابت اسفنکتر اودی که یک دریچه ماهیچه ای است
68. خدایا شکرت بابت لایه های بافتی کیسه صفرا
69. خدایا شکرت بابت فوندوس، بدنه و گردن کیسه صفرا
70. خدایا شکرت بابت صفرا یا زردک یا زرداب: مایعی که توسط کبد تولید میشود و در کیسه صفرا ذخیره میشود
71. خدایا شکرت بابت ترکیبات مایع صفرا: کلسترول، سلولهای قرمز خون، نمک های معدنی و………..
72. خدایا شکرت بابت کارکردهای صفرا: هضم چربی ها در بدن، کمک به گوارش، خروج و دفع مواد غیرضروری
73. خدایا شکرت بابت کانال های صفراوی
ادامه دارد….
به نام خدای مهربان و بزرگ
به نام خدای که همه چیز میشود همه کس را
به نام خدای که عشق مطلق هست
خدای که عشققققق هست
الهی کرورر کروررر شکرت
خدای که هدایت میکند حمایت میکند
الهی شکرت شکرت برای هدایت هایت
چقدرررر تو ماه هستی یا الله
چقدررر تو بزرگ هستی
چقدرررر تو بخشنده هستی
چقدررر تو عشق هستی
چقدرررر خوبی
چقدررر بی نظیری
من عاشتقم یا رب
خدا خدا خدا همه چیز هست
خدا بهشت وجود من هست
خدا بخشنده هست بی نهایت بخشنده
سلاممم دوست عزیزم
سلامممممم بنده خاص خداوند
آخ چقدررر تحسینت کردم برای کمنتت و و شکرگذاری ات
ما شاهکار خلقت خدا هستیم
خدا چی چیزی خلق کرده جلل خالق
واااااای خدای من شکرت
همیشه وقتی به آیینه نگاه میکردم هیچ وقت به اعضای وجود خودم فکر نکرده بودم
چقدررر خلاقیت
چقدرررر ظرافت
چقدررر عشق
چقدررررررررررررررررر خوبی
خدای من شکرت شکرت
چطور ما لایق بهترین ها نباشیم ؟ چطور ما سزاوار دریافت بهترین نعمت ها خدا نباشیم
ما نبودیم و تقاضایی ما نبود خداوند اینگونه ما را طراحی کرد اینگونه زیبا خلق کرد
کی گفته ما لایق بهترین ها نیستیم
کی گفته ما لایق دریافت نعمت های خدا نیستیم
خدا عاشق ما هست
کار خدا بخشیدن هست
خدا عشق میکند از اینکه مارا غرق نعمت و ثروت بسازد
چقدرررررررر قدر خودم را بیشتر دانستم با این کمنت الهی شکرت
مرسی دوست عزیزم
در پناه خدا باشی
تشکرررررررر که این قدر زیبا نوشتی
الهی که پول ثروت فراوانی سلامتی عشق و بهترین ها به سمت ما بدوددد
به نام خدای مهربان
سلام به شمادوست عزیز اقای جزایری داشتم توپارک زیبای سرکوچه قدم میزدم روخ ماه تماشامیکردم که باچندلکه ابراطرافش داشت دلبری میکردنگاه میکردم گفتم خدایاعظمتتوشکرالان به چی فکرکنم قدرت تووجودم درک کنم که هدایت شدم به کامنت زیبای شماکه بندسوم چهارم دیگه اشکم دراومددستام بردم بالا گفتم بازم بهم سابط کردی همه چیزازدرون خودم شروع میشه
بازم ازشمابزرگوارسپاسگزارم
وشمااستادنازنینم که این امکان ایجادکردیدسپاسگزارم
درپناه الله شادوپیروزباشید
سلام ودرود به آغا مهدی گل .
چقدر عالی و خلاق نوشتین برای مان اصلا یک کتاب از آناتومی بدن را برای مان تایپ کردین سپاس گذارم دوست خوبم من هنگ کردم از نعمت های که دارم ولی بی توجه بودم نسبت به آنها من هم موقع سپاس گذاری فقط می نویسم خدایا شکرت بخاطر بدن سالمم ولی چیز زیادی نمی توانم بنویسم حالا باید از تمام داشته مان با تمام جزئیات سپاسگذاری کنم خیلی خوشحال شدم الهی هزار سال بدن تان سالم و رزق تان بغیرالحساب زنده گی بهشت روی همین دنیا باشد .
در پناه حق باشید
به نام خداوند یکتا
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بی نظیر و تمامی دوستانم
استاد عزیزم بسیار خدا رو شکر میکنم که مدتیه به نماز شب در این سایت الهی هدایت شدم و تازه دارم نقش مهمتون رو از لابه لای آیات الهی پی میبرم در حد درک الانم.
از وقتی که وارد این مسیر الهی و سایت شما شدم یادم نمیاد یک روز رو که رو قوانین کار نکرده باشم
روابطم رو با کلی تز دوستان و حتی نزدیکان قطع کردم.تلویزیون و هر چیزی که لازم بود قطع بشه اما همیشه برام سوال بود چرا یه جاهایی نتایج خیلی خوبی گرفتم اما یه جاهایی برعکس بوده .اویل که دیگه یه جایی به قوانین شک کرده بودم اما هر چی بیشتر سعی کردم ریشه یابی کنم و هر چی بیشتر کامنت خوندم و خصوصا این مدتی که قرآن رو مطالعه میکنم و با دقت بیشتری فایلها رو سعی میکنم گوش کنم انگار تازه باورها دارن میریزن بیرون عین علف های هرزی که ریشه داشتن.هر جایی که باورهای قدرتمند کننده داشتم حمایت جهان رو دیدم خوبم دیدم.بهترینهاش رو تو مسیرم چید تا به اون حواسته برسم .باورهای محدود کننده که انگار اصلا تازه دارم پیداکردنشون رو یاد میگیرم و هر چقدر بگم کمه
خصوصا اینکه تو محیط هایی مثل روستا این باورها ریشه ای ترن.پدر من درست زمانی که قصد مهاجرت به شهر رو داشته به خواسته پدر بزرگم و دلایل دیگه
اینجا میمونن و رو زمینهای ورثه کار میکنن اون زمان ها زمین ارزش زیادی نداشته و کم کم ارزششون بالا رفته عموها که سالهی قبل تر مهاجرت کرده بودن سهمشون رو میخوان و سالهاست که بلاتکلیفن از کودکی یک باور غلط از محیط و اطرافیان بود که عموها سهمشون رو میبرن و ما بدبخت میشیم این باور باعث شده بود هر پولی از پدرم رو با ترس و با احساس گناه خرج کنم و یه ترس که ما همه داراییمون این زمینها هست و این باور اشتباه تا سالهای اول اشناییم با این مسیر هم بود و باعث شد مدتی ورودی مالی از پدرم رو قطع کنم انقدر که برای یک مداد هم ازش پول نمیگرفتم با احساس گناه مثل یه پسر کمکش میرفتم کار میکردم و به خودم افتخار میکردم کاری که از برادرم میخواست رو داوطلبانه انجام میدادم و به داداشم نمیگفتم که خدا با آموزشهای ارزشمند شما و با ورود یکی از فرشتگانش به مسیرم کم کم باورهای غلطم رو بهم فهموند اون باور و اون سخت گرفتن اشتباه بود اما باعث شد تمرکزم از دارایی پدرم و هر کسی و اون زمینها گرفته بشه و خدا رو شکر کمتر بهش فکر میکنم که ببرن یا نبرن چی سرمون میاد. قبلنا که عموها اقدام میکردند تا مدتها ترس داشتیم و محیط هم اون ترس رو بیشتر میکرد .الان خدا رو شکر اون ترسه شاید بگم تا حد بسیار زیادی جاش رو به انگیزه داده که من خودم به هر انچه که میخوام از بی نهایت طریق مسیر الهی میرسم.اما خود اون ترس شاید ظاهرش ساده باشه از کلی باور محدود کننده ریشه گرفته که نمیشه گفت حل شدن و کار کردن دائمی و بمب باران میخواد.
تا حدی که میتونم دارم خودم رو از اون محیطی که اون باورها رو بهم میدادن دور میکنم و به میزان تلاش من جهان هم اون انسانهایی که این وسط به ما ترس وارد میکردن و باورهای اشتباهشون رو میخوروندن از دور و ورمون محو شدن.و جالبه که جهان هم بازخوردش رو داد و این اواخر بخشی از اون مساله به نفع پدرم حل شد .باور های مخرب دیگه اینکه توی روستای ما الان البته کمتر شده به خاطر بالا رفتن سطح رفاه مردم اما از زمان کودکیم مردم روستا خودشون رو به شدت کم میدیدن و هر چی داشتن برای مهمون و خصوصا مهمونهای شهریشون میزاشتن. انقدر که هر چیز خوبی برای مهمون بود هر اتفاق خوبی با مهمون بوددر حدی که یادمه زمانی برای مهمان اومدن مژدگانی میدادن.و همین باور خود کمتر بینی که در عدم احساس لیاقت ناشی میشه رد پاش رو خیلی جاها پیدا کردم خصوصا در روابط کاریم و کلا بحث روابط انقدر که اگر خاستگاری داشتم سریع ذهنم میگفت تو روستایی هستی و کمتر و وقتی طرف این رو بفهمه بد میشه. حتی گاهی هم که موقعیتی پیش میومد انقدر خودم رو کم میدیدم که چیزی شکل نمیگرفت اصلا.انگار قرار بود برگردم همینجا جایی که ریشه در باورهای غلطی داشت که سالیان سال در من شکل گرفته و ترمیم کنم بسازم و باید بکشم بیرون اون ارزشمندی های بسیاری که لابه لای این باورهای غلط گم شدن.
اینجا چیزی که تو روستای ما به نسبت در رفتار اکثر ادمها میبینم تظاهر به نداشتن و بدبختی از ترس اینکه چشم بخورن به لهجه محلی میگن هر کی پولدار بشه یا مردم بفهمن پولداره می افته رو گال و بیچاره میشه.و منتطقشون هم مردن ادمهای پولدار روستاس میگن فلانی پولدار بود افتاد رو گال و مرد!شاید خنده دهر یا پیش پا افتاده باشه در ظاهر اما همینها نا خود اگاه گاهی اصلا طرف متوجه نمیشه اما همینها میشن ریشه رفتارهای اشتباهی که بعد که به خودت میای میبینی تکرار چنین چیز هایی چه باورهای غلطی در وجودم نا اگاهانه ساختن. این باورهای غلط رو و هر باور غلط دیگه که پیدا میکنم رو تو دفترم مینویسم و در مقابلشون باورهای درست رو هم با منطق نوشتم و هر روز و هر بار که لازم باشه به خودم دارم یاد اوری میکنم.این بخشی از تجربه خودم هست اما با همه اینها خیلی خوشحالم که دارم پیداشون میکنم و دارم با باورسازی درست وجودم رو بمب باران میکنم.استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز بسیار دوستون دارم و سپاسگزار خداوند و شما و تمام تلاشهای عاشقانه تون برای آگاه کردنمون هستم. و همچنین سپاسگزار دوستان عزیزی که کامنتهاتون تبدیل شده به یک عادت شبانه برای من برای اگاه تر شدن و اگاهانه تر عمل کردن.
به نام خداوند هدایتگرم
سلام به استاد عشق و مریم بانوی فوق العاده زیبا از هر نظر و سلام به همه دوستانم در این مسیر فوق العاده
استاد عزیزم اول بگم که خیلی دلم براتون تنگ شده بود خوشحالم که امروز دوباره با یه فایل فوق العاده دیگه میبینمتون ،مریم عزیزم از پشت دوربین فرکانس زیباتون رو دریافت کردم
استاد جان الان که فکر میکنم با تعهدی که به خودم دادم و دوره روانشناسی ثروت که دارم کار میکنم صحبتهاتون رو بهتر درک میکنم الان که خوب به رفتارهام فکر میکنم میفهمم که چرا اتفاق خاصی تو زندگی من نیفتاده
استاد من باورهای محدود کنندی زیادی در زندگیم داشتم و هنوز هم دارم که به امید الله یکتا با کار کردن روی خودم دارم تغییرات کوچک رو تو زندگیم میبینم خدارو شکر با آموزش های شما
استاد جان باورهای محدود کننده من در تمام ابعاد زندگیم من رو به یک زن افسرده تبدیل کرده بود که هیچ انگیزه ای برای بیدار شدن از خواب نداشتم روزمرگی تمام زندگیم رو گرفته بود ،جرات نداشتم حتی به علاقه مندیهام فکر کنم چه برسه که کاری براشون انجام بدم
استاد باورهای محدود کننده من خیلی زیاد هستند که تونستم به لطف آموزش های شما مقداریشون رو شناسایی کنم و این برای من یه پیشرفت بزرگ محسوب میشه و دارم باورهای نابی رو جایگزینشون میکنم و به اندازهی که روی خودم کار کردم دارم نتیجه میگیرم و از همه مهمتر اینکه به آرامش فوق العاده ای رسیدم و دیگه هیچ عجله ای درباره رسیدن به خواسته هام ندارم و میدونم زمانی که باورهای قدرتمند کننده رو در درونم درونی کنم نتایج لاجرم وارد زندگی من میشه و فقط باید الان از لحظه هام نهایت لذت رو ببرم و در عین حال قدم هایی که بهم الهام میشه رو انجام بدم با توجه به شرایط کنونی خودم
استاد اگه بخوام از باورهای محدودکنندم بگم خیلی زیاده ولی به چند تاشون اشاره میکنم:
در مورد روابط من این باور رو داشتم که حتما باید کسی باشه که به من احساس خوب روبده و من به تنهایی نمیتونم خوشبخت باشم اینکه اگر در روابطم به مشکل بخورم حرف مردم خیلی برام مهم بود اینکه از طرف والدینم سرزنش بشم و…..
در مورد ثروت:اینکه استعداد ندارم تو درس خوندن بنابراین نمیتونم موفق بشم و چون به دانشگاه نرفتم نمیتونم پیشرفت کنم چون زن هستم باعث محدودیتم شده و پول ساختن برای من سخته ،چون ازدواج کردم و بچه دارم دیگه نمیتونم ثروت بسازم و خیلی باورهای دیگه
در مورد سلامتی:استاد من تا 9ماه پیش همیشه بی انرژی بودم و فکر میکردم چون سنم رفته بالا دیگه شادابی و توانایی های قبل رو ندارم و بدنم دیگه نمیتونه مثل قبل جوان و شاداب باشه و هر روز بی انرژی تر میشدم طوری که دست و پاهام سر میشد و بدنم میلرزید و خیلی باورهای محدود کنندی دیگه
ولی خدارو شکر الان با آموزش هایی که هر روز دارم میبینم و روی خودم کار میکنم اعتماد به نفسم بیشتر شده ،الان به اندازهای که روی خودم کار کردم یه درآمد کمی دارم و باز هم دارم روی خودم کار میکنم و بعد از 38سال برای خودم درآمد دارم و میدونم که وقتی بیشتر روی خودم کار کنم و باورهای بهتری بسازم خداوند خیلی زیبا و راحت هدایتم میکنه به ایده های ثروت آفرین
در مورد روابط خیلی الان خودم رو بیشتردوست دارم و با تنهایی خودم حال میکنم و لذت میبرم
در مورد سلامتی از زمانی که فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو بارها و بارها گوش دادم خود به خود حالم بهتر شده ،انرژیم زیاد شده و کمتر خسته میشم واستاد باور کنید که 9ماه هست که من یه دونه قرص هم نخوردم در صورتی
که تو این مدت بچه هام و همسرم بارها مریض شدند ولی من مریضی از اونها نگرفتم و فقط چند بار یه گلو درد یک روزه رو تجربه کردم که با شربت لیمو عسل کاملا خوب شدم
استاد عزیزم الان با تمام وجودم به حرف های شما ایمان دارم که تنها خودم هستم که با باورهام دارم هر لحظه زندگیم رو خلق میکنم فقط باید با تعهد بالا این مسیر رو تا آخرین لحظه زندگیم ادامه بدم و ایمان دارم که خداوند به درخواستهای من پاسخ میده فقط باید باور داشته باشم و توکل کنم
میدونم که به تمام خواسته هام میرسم همون طور که تا الان که فکرشو میکنم به هر چیزی که خواستم رسیدم وقتی باورش کردم و مواردی رو که نرسیدم به خاطر این بوده که باور نکردم
استاد عزیزم عاشقانه شما و مریم عزیزم رو دوست دارم که این چنین در زندگی من تاثیر گذاشتید با آموزش های فوقالعادتون ،بهترینها براتون از خدای مهربونم میخوام
سپاسگزار خداوندم هستم که شما رو وارد زندگیم کرد و میدونم این هم به خاطر درخواستهای خودم بوده که به این مسیر توحیدی هدایت شدم
خدایا تنها تورا مبپرستم و تنها از تو یاری میجویم
من رو به راه راست هدایت فرما ،راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه کسانی که به آنها غضب کردهای و نه گمراهان آمین
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم همگی
سلام به خانواده بزرگ عباسمنش، ودرود به تمامی افراد این گروه که هر کدام یه نقشی در انرژی دادن وبالا بردن عزت نفس ما نقش به سزایی دارند خدارا شکر که هر وقت فکری ذهنمون را درگیر میکند خداوند هدایت مون میکند وما را آگاهتر از قبل در مسیر رسیدن به اهدافمون توانمند تر وپر از عشق بیشتر وارد یک صحنه بهتر زندگی میبرد خدایا شکرت شکرت شکرت
من در مورد باورها این هست که من پسرم که بدنیا اومد اسمش را مهران گذاشتم به این نیت که مهران به معنی مردی فرزانه، دانشمند وانسانی توانمند وبزرگ، وهر موقع پسرم ازم میپرسید میگفت چرا اسم من را مهران گذاشتی میگفتم مهران به معنی مردی فرزانه ودانشمندوفرزانه از فروزان بودن، درخشیدن میاد وتو روزی مرد بزرگی میشی، واین باور را از بچگی در ذهن پسرم وحتی اقوام قرار دادم البته اون موقع از این قانون باورها یا جذب اطلاعی نداشتم اما میگفتم وخدا را شکر پسر من از بچگی بدون این که آموزش کامپیوتر ببیند در برنامه نویسی وسءو طراحی لوگو هر چیز مربوط به کامپیوتر پیشرفت بالایی داشت وبا اینکه رشته دانشگاهی برق بود اما در کا+پیوتر موفق شد جوری که از بچگی همی به عنوان یک آدم موفق میدیدند وروی کارهاش حساب بالایی باز میکردند وحتی کارش هم از تهران خودشون براش دعوت نامه فرستادند با این که سابقه کاری یک ساله داشت و، من ایمان دارم که حتما مبه موفقیتهای بالایی میرسد این را هم بگم که پسر من تک فرزند هست اما از بچگی مستقل بود وبه راحتی هم مهاجرت کرد به تهران وهیچ وقت هم روی من وپدرش حساب نمیکند که باید کمک مالی بهش داشته باشیم ومن همیشه سپردمش به خدا وگفتم خدا همیشه نگهدار هست
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گلم.
استاد من از برج 5 سال گذشته دوره کشف قوانین رو خریدم و به واسطه این دوره تونستم ترمزهام رو پیدا کنم (ترمزهایی که مربوط به ذهن خودم که مانع رسیدن من به خواسته هام بود ) و با تغییر این باور چنان تغییر شگرفی توی این چند ماه گذشته تو زندگیم افتاد که اصلا قابل تصور نیست.
یکی از ترمزها و باور نادرستی که پیدا کردم و مانع خوشبختی و رسیدن من به خیلی از خواسته هام بود این بود که (باید برم خارج از کشور و دوست دارم برم اونجا خوشبخت بشم و این خواسته سالها تو ذهن من بوده تقریبا از بچگی با من رشد کرده ،دوران بچگی من جایی بودم که اطرافیان من و دوستان و بچه محل ها اونایی که موفق بودن همشون رفته بودن خارج و یادمه هروقت میخواستن از یه آدم موفق و ثروتمند و دوست داشتنی و به اصطلاح با کلاس و جنتلمن صحبت کنن میگفتن فلانی رفته خارج و … این دستاوردها رو داره و منم فکر کردم که باید رفت خارج تا موفق شد و البته که یه بارم رفتم تو سن نوجوانی خارج از کشور اروپا و 4 سال هم موندم ولی موضوعی که خیلی عجیب بود این بود که زمانی که تو اروپا هم بودم بازم میگفتم اینجا خوب نیست و باید برم یه جای دیگه و اتفاقا چند تا کشور هم تو اروپا عوض کردم و آخرشم گفتم این قاره خوب نیست و باید برم آمریکا و نتونستم برم آمریکا و خلاصه به هیچ کجا نرسیدم و برگشتم ایران و تو ایران ازدواج کردم ولی این نکته هنوز با من بود که من الان دگه اگه برم خارج دیگه موفقم و همش پشیمون بودم از ازدواجم که مانع رفتنم به خارج میشه و باز هم داشتم به این شکل نگاه کردنم ادامه میدادم و همین نگاه باعث شد از همسرم هم جدا بشم (البته الان میفهمم که علتش همین نگاه من بوده که نمیزاشته تو کشور خودم پا بگیرم و رشد کنم و حتی نمیزاشته من صاحب مالی ،ملکی چیزی بشم چون من این کشور رو لایق و مناسب موفق شدن نمیدونستم و این کشور هم دقیقا با من جوری رفتار کرد که به جایی نرسم چون خواسته من در ناخوداگاهم این بوده) و این وضع ادامه داشت تا اینکه تو دوره کشف قوانین این ترمز رو پیداش کردم به لطف خدا و حتی آنقدر ترمز نامحسوسی بود که من فکرشو نمیکردم این یه ترمز باشه و حتی فکر میکردم این یک نگرش عالیه و باعث داشتن پرستیژ میشه برای من و فکر میکردم هر کی تو فاز خارج و خارج رفتن باشه در کل یه آدم دیگه س و تو جامعه یه جور بهتر میپسندنش و تافته جدا بافته س و…البته میگم اینا همه توی ناخودآگاه من داشته کار میکرده به خاطر الگوهای اشتباهی که تو بچگی بهم دادن حتی یادمه شما تو جلسه 6 ثروت 1 آخر فایل گفتید که حتی یه باور کوچیک به اینکه من تو ایران به هیچ جا نمیرسم میتونه سرنوشت شما رو عوض کنه ولی من اون موقع دوزاریم نیوفتاد و خلاصه با کمک آگاهی های کشف قوانین فهمیدم موضوع چیه و بعدش نشستم کلی روی این باور کار کردم و الگو بهش نشون دادم که تو ایران از هر لحاظ که حساب کنیم افراد خوشبخت داریم،روابط عالی داریم،جمع های دوستانه عالی داریم،ثروت داریم،کارخونه های موفق داریم،طبیعت زیبا داریم،تفریحات عالی داریم،تیپ و مد و استایل و باشگاه و همه چیزهایی که من نیاز دارم و فکر میکنم باید به خاطرش برم خارج تو همین ایران خودمون هست و خلاصه استاد بعد از 1 ماه کار کردن رو همین باور کلی مشتری اومد به سمتم،با یه دختر خانم خوب آشنا شدم که از سقف خواسته های من بالاتره این در صورتی بود که من از بعد جداییم سالها نتونسته بودم یه پارتنر داشته باشم و از بعد از تغییر این باور کلی مهمونی دعوت شدم،کلی جاهای جدید و تورهای جدید رفتم ،کلی طبیعت و شهرهای کشور رو رفتم گشتم اصلا کلا درونم شکل انرژی درونی تغییر کرد،اظطراب هام کم شد.
استاد انگار برداشتن این ترمز حتی به سلامتی من هم کمک کرد،استرسهام کم شد،به یه آرامش و خیال راحتی رسیدم و خلاصه نتایج همینجوری داره هر بار بهتر و بهتر میشه البته تا زمانی که روی ترمزهام کار میکنم حالم خوبه و نعمتها بیشتر میشه، این تازه یه دونه از باورهایی بوده که من تو خودم شناسایی کردم و دارم تغییرش میدم و کلی باور نا جالب دیگه پیدا کردم که دارم روشون کار میکنم.
اینم تجربه من از تغییر یه باور بوده و الان 3 ماهی هست که دارم لذت میبرم از زندگی و نعمتی که خدا بهم داده و با ورود یک پارتنر خوب زندگیم شیرینتر شده .
استاد عزیزم سپاسگذارم ازتون برای این فایل زیبا.
سلام به عالیترین استاد دنیا و شایسته ترین مریم بانوی دنیا
و سلام به همه ی دوستان و هم خانواده های عزیزم در این سایت الهی.
خیییلی فایل خوب و لذت بخشی بود هم پردایس زیبا حس فوق العاده ای می داد و هم طبق معمول حرفای استاد. چقدر این محقق یونانی خوب قانون باور رو درک کرده بود آفرین. و اینکه آخرش گفته بود البته که من این نظرم رو به اون دونده نمی گم چون از قدرت فوق العاده ش کم می کنه. خیلی جالب بود استاد. این فایل یاداوری می کنه بهمون که مهم اینه که باور قدرتمند کننده درست کنیم برای خودمون حتی اگر واقعیت نداشته باشه مهم نیست، فقط باید هلمون بده جلو.
خب بریم سراغ اینکه من چه چیزایی رو باور کردم! باورهای قدرتمند کننده ای که دارم چی هستن؟ من الان باور دارم که هرچیزی رو که بخوام شدنی هست فقط باید باور درستش رو ایجاد کنم
باور دارم که اراده ی قویی دارم و اگر تصمیم بگیرم به انجام کاری قطعا انجامش می دم
باور دارم که خدا با منه و به من خیلی نزدیکه (البته گاهی این نکته رو فراموش می کنم)
باور دارم که من هوشم خوبه و مطالب رو خیلی سریع یاد می گیرم، بخصوص که چندین بار شده که مثلا یکی داشته یه موضوعی رو توضیح می داده و من از بین چند نفر متوجه می شم که اونا قضیه رو نگرفتن ولی برای من خیلی واضح بوده!
باور دارم که انسان خوبی هستم و همه همین خوبی رو از من میبینن
از باورهای محدود کننده هم می دونم که تا همین یکی دوهفته پیش در مورد ثروت خیلی باورهام اشتباه بوده اصلا نمی دونستم، باور کمبود متاسفانه خیلی ریشه داره در ماها، هنوزم که هنوزه بعد اینهمه وقت می بینم ته ذهنم هنوز بوی باور کمبود میاد!! البته که هیچ وقت ذره بین نگرفته بودم رو باورهای مالی، اما الان دارم رو ثروت 1 کار می کنم و سه جلسه ی اول رو بارها و بارها گوش دادم. می دونم که دوتا باور محدود کننده مثل لکه های گریس و چربی که با حرارت پخته شدن و براحتی پاک نمی شن ته ذهنم موندن، یکی همون باور کمبود که بیشتر وقتا وقتی حسابم رو چک می کنم سریع تو ذهنم میاد که خب چی قراره کم بشه ازش؟؟ یا حتی وقتی حقوق واریز شده اولین چیز اینه که خب این پول آیا کفاف قسطی و بدهی های این ماه رو می ده یا نه!! همش بصورت نامحسوس و بدون توجهه ها… خودم هاج و واج می مونم که چرا من اول شکر خدا رو نمی گم بابا اون پول؟؟ یا اصلا چرا به بدهی ها فکر می کنم. درسته مدتهاست که قصدم اینه و تلاش می کنم بدهی ها رو پرداخت کنم تا به رهایی برسم اما فکر می کنم بیشتر رو ناخواستهه دارم تمرکز می کنم واسه همینم خیلی کند پیش می ره قضیه! دومین باور مزخرف دیگه هم که اخیرا متوجه شدم در من هست باور اینک پول سخت بدست میاد یا ثروتمند شدن سخت بدست میاد!!
خدا رو هزاران مرتبه شکر که دارم رو روانشناسی ثروت 1 کار می کنم و به امید خدا بزودی باورهای خوب و درست جایگزین این باورها میشه.
استادم مریم بانو عااششششقاونم
به امید دیدار با دستی پر از نتایج
درود و خدا قوت به شما استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان، که همیشه با عشق فایلها رو برای ما فیلمبرداری میکنند.
واقعا سپاسگزارم از شما عزیزان که وقت میگذارید و فایلهای با ارزشی که هر کدام حکم یک دوره ی کامل رو داره برای کمک به همنوعان خود آماده میکنید️️
از دیدن روی ماهتون، استاد عزیزم بعد از مدتها و شنیدن صحبتهای گرانبهاتون بسیار بسیار خوشحال شدم و لذت بردم از تک تک گفته های نابتون.
باور های ریز و درشت بسیاری توی وجود خودم، بعد از دیدن این فایل پیدا کردم که از همه مهمتر این بود که من چون شغلم فنی هست همیشه بر این باور بوده و هستم که با یکبار دیدن، سریع یک چیزی را یاد میگیرم و این باور در زندگیم خیلی به من کمک کرده، والبته باورهای مخرب زیادی هم دارم که سعی میکنم به یمن روانشناسی ثروت آنها را با باورهای مناسب جایگزین کنم.
این کامنت را بیشتر جهت تشکر از استاد نازنینم گذاشتم و امیدوارم به زودی از نتایج و دستاوردهای خوبم براتون بنویسم.
در پناه حق سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام و درود و عشق و برکت بینهایت به استاد عزیزم و خانوم شایسته جان نازنین.
الهی صد هزاران بار سپاس برای درک و اگاهی های این فایل و استقامت ورزیدن در مسیر درست و رشد کردن و اگاه شدن…
من کاملا باور دارم و با اموزشهای شما استاد عزیزم باور کردم بکه باور همه چیز هست مخصوصا اینکه من چه باوری به خودم دارم به زندگی ام دارم و به خدا دارم
و چقدر این باور اصل و اساس است باور به خود…
زمانی که در این مسیر و مدار نبودم نه تنها هیچ باوری به خودم نداشتم بلکه سراسر پوچی و حس گناه بودم و وقتی که ارام ارام به شناخت خودم خدا توحید رسیدم و با اموزشهای مقدس و گرانبهای شما رشد کردم و اگاه تر شدم بارها از خودم سوال میپرسیدم چرا من احساس گناه داشتم
چرا من فکر میکردم گناهکارم
چرا من حس عذاب وجدان داشتم
چرا من نه
چرا من احساس بی ارزشی و بد داشتم
و هزاران چرایی ها که به واسطه ی اگاه شدنم در ذهنم مرور میشد و هیچ جوابی نداشتم جز انسانها و اطرافیانی ک این احساسات رو به من داده بودن
مخصوصا احساس بی ارزشی گناه و کافی نبودن و وقتی که ما در مدار نادرست باشیم قطعا باور میکنیم و این باورها گاها عمیق تر هم میشه چون ما باوری نداریم خدایی رو نداریم و تمام پوچی ها و بدبختی هارو تمام کمال باور میکنیم….
این فایل ارزشمند شما به من این درک و اگاهی رو داد که چه باوری به من کمک میکنه
با چه انسان های نشست و برخواست کنم
از چه کسی الگو برداری میکنم
و وقتی فکر کردم به این نتیجه رسیدم من خیلی در حال رشدم خیلی وروردی هارو کنترل میکنم و تمام تلاشم بودن در مسیر هست…
استاد عزیزم چقدر زیبا گفتید ک ببین از چه کسی داری تبعیت میکنی و حرفهاش رو باور میکنی چون اون انسان روی تو تاثیر میگذاره و تو باور میکنی
اگر اون انسان ناتوان بدبخت و ناکام باشه قطعا این باورهارو به تو میده در مورد نشدن ها نرسیدن ها بدبختی ها به تو میگه و تو باور میکنی و این تجربه ی سراسر زندگی گذشته من هست هرانچه انسان ناتوان ناکام و بدبخت بودن تمام باورهای پوسیده و پوچشون رو به من داده بودن و من هم باور کرده بودم و تمام وجودم حس پوچی داشت…
و من باور کردم که چقدر اطرافیانی ک باهاشون در ارتباط هستیم بینهایت اهمیت داره و قطعا تنهایی و بودن در غار حرا و توکل بر الله بینهایت کافی ترین است و این زندگی هزاران هزار بار شرافت داره و باعزت تر از هرچیزی توی دنیاست…
چند روز پیش یکی از دوستانم گفت ک فلان شخص بهش گفته وارد فلان رابطه نشو چون خیلی لولش از تو بالاتره و ثروتمندتر هستن و تو نمیتونی توی این جمع ها باشی!!!!!!
و توی ذهن من یک لامپ روشن شد گفتم ببین این ادم چه باورهای پوچ و ناتوان کننده ای داره که اینطور صحبت میکنه و این شخص رو به حس بد و ناکافی بودن میرسونه میبینید استاد چقدر مهمه که ما چه صحبت هایی میکنیم و اطرافیان ما چه کسانی هستند و ما از چه کسانی الگو برداری میکنیم و عملا زندگی مارو همین موضوعات به ظاهر ساده داره میسازه….
و من باور کردم ورودی هایم رو کنترل کنم چون زندگی و احساس من رو میسازه
و من با تمام وجودم باور کردم با چه کسانی در ارتباط باشم و چه گفتگوهایی بکنم
من باور کردم استادم، خالق زندگی ام هستم و در حال تلاش هستم و الحمدلله خداوند برکت میدهد به تلاشهایم و تقوی و توکل الهی ام
من باور کردم که بله من ارزشمندم و من لایق هستم اگر نبودم الان در چنین مکان مقدسی نبودم و در حال تلاش برای رشد شخصیتی زیبا و زندگی توحیدی پر برکتی نبودم پس قطعا و یقینا من لیاقتش را دارم فقط باید ادامه بدهم استقامت بورزم و خداوند اسان ترم میکند هدایت میکند برکت میدهد…
عاشقتونم استاد عزیزم الهی صد هزاران بار سپاس به وجودم ارزشمندتون الگو الهی توحیدی و ابراهیمی من.
من متعهدم هر لحظه بیشتر و قوی تر عمل کنم برای ساختن یک شخصیت ارزنده ک لاجرم یک زندگی ارزنده رو خواهد داشت…
و من باور دارم هرچقدر من متعهدتر باشم خداوند هم برای من متعهدتر عمل میکند و هدایت میکند و اسان میکند و برکت میدهد…
من باور دارم جریان هدایت و اسانی پروردگار رو با تمام وجودم…
و این هم یکی از باورهای من هست ک در دفترم همیشه و همیشه مینویسم بلکه قوی تر باورش کنم و اطمینان قلبی ام قوی تر بشه من باور دارم سوگلی الله هستم و اوست ک کافی ترین است و مهربان ترین من…
دوستتون دارم استاد عزیزم خانوم شایسته جان عزیزم الگوهای عزیزم
من سپاسگزارم قدر دان شما هستم این وظیفه ی منه با تمام وجودم سپاسگزاری کنم و عمل کنم و عملگرایی بینهایت رو داشته باشم…
الهی امین یا رب العالمین
شکر برای این صلات الهی
شکر برای این مکان امن و مقدس و الهی
شکر برای این جهادها و تقوی الهی
شکر شکر شکر…