نکته مهم: قبل از بستن این صفحه، ابتدا توضیحات این صفحه را تا آخر مطالعه و در صورت نیاز ذخیره کن. این توضیحات پاسخ به سوال " از کجا شروع کنم؟" است.
دوست عزیز ، به جمع خانوادهی صمیمی عباسمنش خوش آمدی؛
من سید حسین عباسمنش هستم و سپاسگزار خداوند یکتا هستم که هدایتت کرده تا در این خانوادهی صمیمی باشی.
اینکه الان اینجا هستی، اتفاقی نیست. حتماً خواستههایی داشتی و خداوند تو رو به این فضای فوقالعاده هدایت کرده برای اینکه با تغییر باورها و افکارت، شرایط زندگی خودت را به شکلی که میخواهی رقم بزنی.
قبل از هر چیز بگذار خیالت را راحت کنم. اصلاً مهم نیست الان شرایطت چقدر نادلخواه است؛ مهم نیست کجا به دنیا آمدهای، خانوادهات چطور بوده، چند سالت است، چهقدر بدهی یا چه مدرکی داری. تنها چیزی که سرنوشت تو را عوض میکند این است که بپذیری: «نتایج زندگی من، تا امروز، حاصل باورها و فرکانسهای خودم بوده» و از همین لحظه انتخاب کنی روی تغییر باورهایت کار کنی. از لحظهای که این مسئولیت را میپذیری، دیگر قربانیِ شرایط نیستی؛ بلکه قدرت خلق زندگیت را به دست خواهی گرفت.
واقعیت این است که باورهایی که از گذشتگان یا به واسطه ورودیهای نامناسب در ذهن ما ذخیره شده، تجربهی امروزمان را ساخته؛ طبیعی است که اینها یکشبه عوض نمیشود. همانطور که در طبیعت، هیچ جوانهای یکشبه درخت تناور نمیشود، تغییرِ مدار و فرکانس تو هم یک فرایند است. اول انگار داری یک گاری سنگین را در سربالایی زندگی هل میدهی؛ پای برهنه روی سنگهای تیز. بعد کمکم انگار یک جفت کفش خوب پیدا میکنی، جادهات صافتر میشود، گاریات سبکتر میشود، چرخها روغنکاری میشود. بعد از مدتی، میبینی دیگر از آن سربالایی رد شدهای و داری در جادهای صاف و زیبا، سبک و راحت حرکت میکنی. این همان قانون تکامل است؛ قدمهای کوچک اما مستمر در مدار درست، مومنتوم میسازند و ناگهان میبینی واقعیت بیرونیات عوض شده است.
این سایت، برای همین ساخته شده است؛ برای اینکه تو بتوانی با تغییر ورودیهای ذهنت، با تنظیم فرکانسهایت و با ساختن باورهای قدرتمندکننده، قدمبهقدم زندگیات را همانطور که دوست داری، خلق کنی. من از «هیچ» و از خانوادهای بسیار فقیر، به جایی رسیدهام که برای خیلیها باور کردنی نیست؛ در روابط، سلامتی، ثروت و آزادی، زندگیای را تجربه میکنم که زمانی فقط در ذهنم تصویرش را میساختم. اینها شعار نیست؛ نتیجهی همین قانون است. تو هم اگر با تعهد و استمرار، این قانون را در زندگیات فعال کنی، نتایجش را میبینی؛ از همان روزهای اول، ابتدا در احساسات و بعد در اتفاقات بیرونی.
سالها پیش، وقتی در شرایطی سخت، فقیرانه و پر از محدودیت زندگی میکردم، عهدی با خودم و خدای خودم بستم که قوانین جهان هستی را کشف کنم. قوانینی که خداوند بر اساس آنها جهان را مدیریت میکند.
من فهمیدم که جهان مانند یک آینه عمل میکند. تمام اتفاقات زندگی ما - از ثروت و سلامتی گرفته تا روابط و آرامش - بازتابِ دقیقِ "باورها" و "فرکانسهای" خود ماست. وقتی من شروع به تغییر باورهایم کردم، همه چیز در دنیای بیرونم تغییر کرد. از یک اتاق سیمانی در بندرعباس، به زندگی در رویاییترین نقاط آمریکا رسیدم. نه با کار طاقتفرسا، بلکه با درک قوانین خداوند.
و خبر خوب برای تو این است: این قوانین ثابت هستند. همانطور که برای من جواب دادند، برای تو هم جواب میدهند. مهم نیست الان کجایی، چقدر بدهی داری، سنت چقدر است یا چه تحصیلاتی داری. تنها چیزی که مهم است این است که متعهد باشی تا قوانین را یاد بگیری و به آنها عمل کنی.
نقشه راه: از کجا شروع کنم؟
قدم صفر:
دوست عزیز ، قدم صفر، « تعهد به خودت » است یک تعهدنامه بنویس و به خودت این تعهد را بده:
هدیه از طرف سایت برای خوشآمد گویی به شما
به رسم هدیه، کیف پول الکترونیکی شما در سایت به مبلغ 100،000 تومان شارژ شد که میتوانی از این موجودی برای خرید محصول از سایت، استفاده نمایی.
قدم اول: گنجینهی فایلهای هدیه
دوست عزیز، سایت ما یک دانشگاه تمامعیار است. پیشنهاد اکید من این است که قبل از خرید هر محصولی، ابتدا با "فایلهای هدیه" شروع کنی. صدها ساعت آموزش خالص و ناب در این بخش وجود دارد که پایههای فکریات را میسازد. البته در منوی سایت میتوانی با استفاده از کلیدها و دستهبندیهای مشخص مستقیم به سراغ مواردی بروی که بیشتر از همه مورد نیاز شرایط فعلی تو باشد.
یادت باشد: قانون جهان، قانون تکامل است. عجله نکن. فایلها را بارها و بارها گوش کن تا در ذهنت نهادینه شود.
قدم دوم: ردپا بگذار
یکی از قدرتمندترین بخشهای سایت ما، بخش نظرات است و تا به حال بیش از ۹۰۰ هزار تجربه و جواب تمرینات توسط دانشجویان در سایت ثبت شدهاست.
اینجا یک کلاس درس دوطرفه است.
- نظرات دوستانت را بخوان تا ببینی آنها چطور از این آگاهیها نتیجه گرفتهاند (این کار ایمانت را هزار برابر میکند).
- خودت هم بنویس. هر فایلی که میبینی، درک خودت را در بخش نظرات بنویس. نوشتن، تعهد تو را به جهان نشان میدهد و فرکانست را تثبیت میکند.
یکی از چیزهایی که این سایت را متفاوت میکند، همین فضای تمرین و نوشتن است. زیر جلسات دورهها و فایلهای آموزشی، بخش نظرات و تمرینهاست؛ جایی که تو میتوانی تجربهات، آگاهیات، جواب تمرینهایت و نتایجِ حتی کوچکات را بنویسی. هر بار که تمرین مینویسی، در واقع داری ذهنات را روی کاغذ میآوری، باورهای قبلی را میشناسی، باورهای جدید را تثبیت میکنی و مومنتوم تازهای میسازی. این کار را دستکم نگیر؛ خیلی از دوستان فقط با جدی گرفتن همین بخش تمرینها، جهشهای بزرگی در روابط، درآمد، سلامتی و آرامش پیدا کردهاند.
مطالعهی نتایج دانشجویان از آموزههای استاد را در برنامهی روتین خود بگنجان و زمانی از روز را به مطالعهی این نتایج اختصاص بده. مطالعهی نتایج دانشجویان، این ایمان را در دل شما زنده نگه میدارد که:
- اگر آنها توانستهاند، پس من هم میتوانم.
- اگر برای آنها امکانپذیر شده، برای من هم امکانپذیر میشود.
مطالعه نتایج دانشجویان از آموزههای استاد عباسمنش
قدم سوم: آموزشهای پیشرفته
هر زمان احساس کردی آمادهای تا تغییرات بنیادینتر و سریعتری را تجربه کنی و میخواهی روی موضوع خاصی (مثل استقلال مالی، احساس لیاقت یا سلامتی) به صورت لیزری تمرکز کنی، محصولات آموزشی ما به عنوان یک نقشه راه دقیق در اختیار توست.
توضیحات مختصر درباره دوره روانشناسی ثروت ۱
دوره روانشناسی ثروت ۱ برای شما بسازم؛ دورهای که سالهاست ستون اصلی تمام آموزشهای من در مدار ثروت است و زندگی مالی و ذهنی صدها هزار نفر را در تمام نقاط دنیا متحول کرده است. این دوره یک «محصول آموزشی» معمولی نیست، بلکه راهنمایی گامبهگام برای درک «قوانین بدونتغییر خداوند» درباره ثروت است. تنها راه ساختن ثروت پایدار، درک و اجرای همین قوانین است. دوره روانشناسی ثروت ۱ دقیقاً همان نقطهای است که شما از «ذهن فقیر» جدا میشوید، به باورهای «ذهن ثروتمند» نزدیکتر میشوید و هر بار با قرار گرفتن در مدارهای بالاتر، کیفیت زندگی مالیتان بهبود مییابد.
شاید بارها از خودتان پرسیده باشید چرا با اینهمه تلاش و جان کندن، اوضاع مالیتان تغییر چشمگیری نمیکند؟ یا چرا افرادی در همان شهر و با همان شرایط اقتصادی شما، ثروتهای عظیم میسازند؟ پاسخ در «سخت کار کردن» نیست؛ پاسخ در «فرکانس» و «باورهای» شماست. در ۳۵ جلسهی عمیق دوره روانشناسی ثروت ۱ من برنامهی ذهنی شما را بازنویسی میکنم. ما یاد میگیریم که کیفیت اوضاع مالی شما، آینهی تمامنمای باورهای درونی شماست. وقتی باورهایتان تغییر کند، جهان «مجبور» میشود شرایط بیرونی، مشتریان، ایدهها و فرصتهای ثروتساز را وارد زندگیتان کند. به اندازهای که تمرینات این دوره را انجام میدهید، به جای دویدن به دنبال پول، این ثروت است که به دنبال شما میآید.
نتایج این دوره فراتر از حد تصور است و سند آن بیش از ۳۷ هزار کامنت واقعی از نتایج دانشجویان در سایت است. از دندانپزشکی که با تغییر باورهایش درآمدش را ۱۰۰ برابر کرد بدون اینکه ساعات کاریاش بیشتر شود، تا کارگر سادهای که از کار فیزیکی سنگین به صاحب کسبوکار و کارآفرین نمونه تبدیل شد. از فرد ورشکستهای که تا مرز خودکشی رفته بود اما الان در آزادی کامل مالی است، تا مهاجرانی که در کشورهای دیگر با دست خالی امپراتوری خود را ساختند. وجه مشترک همه این افراد، «شانس» یا «پارتی» نبود؛ بلکه آنها متعهد شدند که روی باورهایشان کار کنند. آنها فهمیدند که ثروت در شغل خاصی نیست، بلکه در ذهنیت خاص است. اگر برای آنها شده، برای شما هم میشود، به شرطی که مسیر دوره روانشناسی ثروت ۱ را با ایمان و تعهد طی کنید.
این دوره برای کسانی است که درآمد دارند اما پولشان برکت ندارد، کسانی که احساس میکنند لایق زندگی بهتری هستند اما نمیدانند چطور از مدار فعلی خارج شوند، و کسانی که میخواهند یکبار برای همیشه پروندهی نگرانیهای مالی را ببندند. در دوره روانشناسی ثروت ۱ ما با بیل و کلنگ به جان ریشههای پوسیده و باورهای محدودکننده و شرکآلود میافتیم و آنها را با باورهای توحیدی و ثروتساز جایگزین میکنیم. وقتی ریشه درست شود، میوه دادن درخت اجتنابناپذیر است.
اگر آمادهاید که از نقش قربانی شرایط اقتصادی بودن بیرون بیایید و به خالق زندگی خود تبدیل شوید، اگر میخواهید رابطهتان با خداوند را از ترس و نیاز، به ایمان و ثروت تغییر دهید، جای شما در این دوره خالی است. این آموزشها معجزه نمیکنند، بلکه قانون خلق ثروت را به شما یاد میدهند؛ قانونی که اگر آن را بفهمید و عمل کنید، جهان چارهای ندارد جز اینکه شما را ثروتمند کند. تصمیم با شماست که ۵ سال دیگر همینجا باشید یا در جایگاهی که همیشه آرزویش را داشتید. دوره روانشناسی ثروت ۱ نقشهی راه شماست.
توضیحات مختصر درباره دوره روانشناسی ثروت ۲
اگر دوره روانشناسی ثروت ۱ برای خروج از مدار فقر و رسیدن به ثبات مالی بود، دوره روانشناسی ثروت ۲ برای شکستن سقفهای درآمدی و تبدیل شدن به یک صاحب کسبوکار قدرتمند است. این دوره، خروجیِ نابترین آگاهیهای «کارگاه عملی روانشناسی ثروت پیشرفته» است که من در دبی برای صاحبان کسبوکار برگزار کردم؛ اما داستان به اینجا ختم نمیشود. این دوره اخیراً با دقتی وسواسگونه بازبینی شد و ۱۰ جلسه جدید و فوقالعاده کاربردی به آن اضافه گردید تا مسیر شما برای ثروتآفرینی در دنیای امروز، کاملتر شود.
شاید شما هم این تجربه را داشتهاید: اوضاع مالیتان نسبت به گذشته بهتر شده، به درآمد خوبی رسیدهاید، اما مدتی است که روی یک عدد خاص قفل شدهاید و هرچه تلاش میکنید، درآمدتان از آن حد بالاتر نمیرود. این «سکون» یک پیام جدی دارد. لطفاً به دنبال مقصر در بیرون نگردید؛ نه رکود اقتصادی مقصر است، نه قیمت دلار و نه بازار. این توقف نشان میدهد که یک «ترمز ذهنی مخفی» و بسیار قدرتمند در اعماق ناخودآگاه شما وجود دارد که اجازه نمیدهد وارد مدار بالاتر شوید. دوره روانشناسی ثروت ۲ دقیقاً همان ذرهبینی است که این ترمزهای مخفی را به شما نشان میدهد و راه برداشتن آنها را میآموزد.
من در این دوره، آموزشها را به دو بخش حیاتی تقسیم کردهام. در بخش اول، ما روی «تشخیص و رفع ترمزهای ذهنی» کار میکنیم. همانطور که من در زندگی خودم بارها به نقاطی رسیدم که رشدم متوقف شد و فقط با شناسایی این موانع درونی توانستم جهشهای بزرگ (مثل مهاجرت به آمریکا و ساختن زندگی در بهشت) را تجربه کنم، شما هم یاد میگیرید که چطور این موانع نامرئی را بردارید. بخش دوم اما، یک کارگاه کاملاً عملی برای «مدیریت کسبوکار» است. اینجا یاد میگیرید چطور ایده و علاقهتان را به یک بیزنس پولساز تبدیل کنید، چطور آن را مدیریت کنید و چطور سیستمی بسازید که حتی در خواب هم برای شما ثروت خلق کند.
تفاوت کسی که «هشتش گرو نهش است» با کسی که «دست به خاک میزند طلا میشود»، میزان تلاش فیزیکی نیست؛ تفاوت در درک قوانین پایدار جهان هستی و اجرای آنها در کسبوکار است. در دوره روانشناسی ثروت ۲، شما یاد میگیرید که رشد و پیشرفت، اساس جهان است و توقف، غیرطبیعی است. اگر کسبوکارتان را دوست دارید اما احساس میکنید پتانسیل شما بسیار بیشتر از نتایج فعلیتان است، این دوره جعبهابزار ذهنی و مدیریتی شماست تا نهتنها ثروت بیشتری بسازید، بلکه آزادی زمانی و مکانی را تجربه کنید و از مسیر لذت ببرید.
توضیحات مختصر درباره دوره احساس لیاقت
تا اینجا روی قوانین ثروت و مدیریت کسب و کار صحبت کردیم، اما حالا میخواهم دست روی پاشنهی آشیل تمام موفقیتها بگذارم. من، پس از ماهها تحقیق عمیق و بررسی نتایج دانشجویانم، به یک آمار تکاندهنده رسیدم: بیش از ۹۰ درصدِ ترمزهای مخفی ذهن که مانع رسیدن افراد به خواستههایشان میشود، ریشه در «کمبود احساس لیاقت» دارد. دوره احساس لیاقت برای این تولید شد تا این ریشهی پوسیده را درمان کند؛ زیرا تا زمانی که شما از درون خودتان را لایق نعمتها ندانید، جهان هیچ نعمتی را به شما نمیدهد، حتی اگر شبانهروز تلاش کنید.
بیایید یک ارزیابی صادقانه داشته باشیم: آیا شما خودتان را «بیقید و شرط» لایق ثروت، عشق و سلامتی میدانید، یا فکر میکنید حتماً باید کار شاقی بکنید تا لایق شوید؟ چقدر حال خوبتان وابسته به تأیید دیگران است؟ چقدر خودتان را قربانی شرایط میدانید؟ حقیقت این است که ما با احساس لیاقت خالص به دنیا آمدیم، مثل یک مجسمهی طلا؛ اما باورهای محدودکنندهی جامعه، لایههایی از گل و لای روی این مجسمه کشیده است. در دوره احساس لیاقت، ما کاری به دستاوردها و مهارتهای شما نداریم؛ ما میخواهیم آن مجسمهی طلاییِ درونی را دوباره احیا کنیم تا یاد بگیرید که «فقط به خاطر اینکه هستید، ارزشمندید».
قانون جهان بیرحمانه دقیق است: «جهان به اندازهای برای شما ارزش قائل میشود که شما برای خودتان ارزش قائل هستید.» اگر فرکانس عدم لیاقت بفرستید، مشتری شما را نادیده میگیرد، همسرتان به شما احترام نمیگذارد و پول از شما فرار میکند. اما خبر خوب این است که با کار کردن روی این ۲۷ جلسهی عمیق، شما به نقطهای میرسید که قرآن میگوید: «آسان میشوید برای آسانیها». یعنی بدون تقلا، درها باز میشوند، ایدهها میآیند و آدمهای درست سر راهتان قرار میگیرند، چون حالا فرکانس شما فریاد میزند که «من لایق بهترینها هستم».
دوره احساس لیاقت یک دوره آموزشی معمولی نیست؛ یک جراحی روحی است برای بازگرداندنِ شأن و منزلتِ خداییِ شما. اگر میخواهید بدانید چرا تلاشتان بیثمر بوده و اگر آمادهاید که مسیر زندگیتان را از «جنگیدن برای حق» به «دریافتِ طبیعیِ نعمت» تغییر دهید، این دوره واجبترین سرمایهگذاری عمر شماست. یادتان باشد، هیچ فاکتوری تعیینکنندهتر از «احساس لیاقت» در کیفیت زندگی شما نیست.
توضیحات مختصر در باره دوره همجهت با جریان خداوند
در طی ۱۷ سال تدریس قوانین کیهانی، همواره یک سؤال ذهن مرا درگیر کرده بود: چرا بسیاری از دانشجویان با شور و اشتیاق شروع میکنند، نشانههای تغییر را میبینند، تا یکقدمی خواسته میروند، اما درست در لحظهی آخر، همهچیز متوقف میشود؟ چرا قرارداد امضا نمیشود؟ چرا رابطهای که خوب شروع شده بود به ازدواج ختم نمیشود؟ چرا مشتری میآید اما خرید نمیکند؟ پاسخ این معما، حاصل یک سال و نیم تحقیق شبانهروزی من بر روی الگوهای ذهنی خودم و هزاران کامنت شماست. نتیجهی این کنکاش، تولد دوره همجهت با جریان خداوند است؛ دورهای که «حلقهی گمشده» بین رویا و واقعیت را پر میکند.
من در این تحقیقات به یک قانون ریاضیوار در جهان پی بردم: «قانون آستانهی خلق». تصور کنید برای خلق یک خواسته (مثل یک ماشین، یک رابطه عالی یا یک مقدار پول) باید فرکانس شما به عدد ۱۰۰ برسد. اکثر افراد با کار کردن روی ذهنشان، فرکانس را به ۵۰، ۸۰ یا حتی ۹۹ میرسانند. در این لحظه نشانهها ظاهر میشوند، ایدهها میآیند و امید شکل میگیرد. اما دقیقاً در همین نقطه، به دلیل عدم توانایی در حفظ تمرکز یا نجواهای ذهنی، روند را متوقف میکنند و دوباره به صفر برمیگردند. این رفتوبرگشتهای فرساینده، انرژی شما را میبلعد بدون اینکه نتیجهی فیزیکی خلق شود. دوره همجهت با جریان خداوند دقیقاً برای این است که یاد بگیرید چگونه این «مومنتوم» مثبت را حفظ کنید و آن یک درصد باقیمانده را پر کنید تا جهان «مجبور» شود خواسته را در زندگی شما ظاهر کند.
در این دوره، ما روی مفهومی حیاتی به نام «مومنتوم» کار میکنیم. شما یاد میگیرید که چگونه یک فکر مثبت کوچک را پرورش دهید، آن را به یک جریان قدرتمند تبدیل کنید و اجازه ندهید افکار منفی، این رشتهی نازک را پاره کنند. ما یاد میگیریم چطور از تکنیکهایی مثل «Time Out» استفاده کنیم تا به محض شروع نجواهای ذهنی، ترمز را بکشیم و نگذاریم کار خراب شود. اگر احساس میکنید در زندگیتان زیاد تلاش میکنید اما نتایجتان «نصفهونیمه» است، اگر از دیدن نشانهها خسته شدهاید و خودِ خواسته را میخواهید، این دوره شاهکلید شماست.
دوره همجهت با جریان خداوند یک تفاوت اساسی با سایر دورهها دارد: این دوره «مشارکتمحور» است. یعنی من جلسات را بر اساس بازخوردها و تمرینات شما در لحظه ضبط کردم تا مطمئن شوم که قانون را درست درک کردهاید. اینجا یاد میگیرید چطور روی شانههای خداوند بنشینید تا او شما را به مقصد برساند. اگر آمادهاید که از مسیر سخت و پرتقلا خداحافظی کنید و وارد مسیری شوید که در آن نعمتها بهصورت طبیعی و «لاجرُم» وارد زندگیتان میشوند، جای شما در این دوره خالی است. این دوره، دعوتنامهای است برای کسانی که میخواهند خالق ۱۰۰ درصدی زندگیشان باشند.
توضیحات مختصر درباره دوره قانون سلامتی
اگر سلامتی و اندام تو هم جزو دغدغههای این روزهایت است، اما از رژیمهای سخت، ورزشهای فرساینده و داروهای شیمیایی خسته شدهای، دقیقاً همانجایی هستی که باید باشی. من در دوره قانون سلامتی اصلاً دربارهی «کمتر خوردن» یا «بیشتر دویدن» صحبت نمیکنم؛ تمرکز این دوره، بردن تو به یک مدار کاملاً جدید در سلامتی است؛ مداری که در آن، بدن طبق قانون خودش عمل میکند، چربیهای اضافه را میسوزاند، خودش را ترمیم میکند و تو فقط یاد میگیری با این سیستم شگفتانگیز، همجهت شوی.
بیماریهایی مثل دیابت نوع دو، کبد چرب، فشار خون، چربی خون بالا، بیماریهای خودایمنی، اضافهوزن و حتی چربیهای سمج ناحیهی شکم و پهلو، امروز برای خیلیها «عادی» شدهاند؛ اما اینها نتیجهی سالها زندگی در مدار غلط تغذیه و نادیده گرفتن قانون بدن است. پزشکیِ معمول، در بهترین حالت، علائم را با دارو «کنترل» میکند؛ یعنی همان چیزی که من همیشه به آن میگویم «پنهان کردن آشغالها زیر مبل». در دوره قانون سلامتی ما اصلاً سراغ این مسیر نمیرویم؛ ما میرویم سراغ ریشه، سراغ قانون.
من برای آمادهسازی دوره قانون سلامتی بیش از ۹۰۰ ساعت تحقیق عمیق انجام دادم؛ فقط به زبان انگلیسی، روی معتبرترین منابع، تا سازوکار واقعی بدن را در سطح سلولی، هورمونی و عملکرد ارگانها بفهمم. هدفم این نبود که یک «رژیمِ جدید» بسازم؛ هدفم این بود که قانون سلامتی را پیدا کنم؛ همانطور که قانون ثروت را فهمیدم. وقتی فهمیدم بدن طبق چه قانونی کار میکند، شروع کردم قدمبهقدم این قانون را روی خودم اجرا کردن و مومنتومی ساختم که هم انرژی جسمیام را متحول کرد، هم ۲۵ کیلو از چربیهای اضافه را بدون ورزشهای سنگین و بدون گرسنگی کشیدن، از بین برد؛ در حالی که حجم ماهیچههایم بیشتر شد و سلامتیام از درون متحول شد.
در این دوره، تو یاد میگیری کدام مواد غذایی با سیستم بدنت هممدار و کدام مواد، دقیقاً بر ضد قانون بدن تو عمل میکنند؛ میفهمی چطور میتوانی با یک سبک تغذیهی ساده و قابلاجرا، کاری کنی که بدن بهطور مداوم از چربیهای اضافه بهعنوان سوخت استفاده کند، هورمونها متعادل شوند، التهابها پایین بیاید و ارگانهای حیاتی مثل کبد، پانکراس، کلیه و سیستم گوارش، فرصت ترمیم واقعی پیدا کنند. نتیجهی این هماهنگی، فقط «لاغری» نیست؛ نتیجهی آن، ورود به مدار سلامتی پایدار است؛ مداری که در آن، پوست شفافتر میشود، انرژی روزانه بالاتر میرود، کیفیت خواب بهتر میشود، تمرکز و حافظه قویتر میشود، و حتی مسائلی مثل سندرم تخمدان پلیکیستیک، نازاییِ ناشی از آن، بسیاری از مشکلات هورمونی و علائم دیابت نوع دو، قدمبهقدم بهصورت طبیعی کمرنگ و ناپدید میشوند.
دوره قانون سلامتی برای کسانی طراحی شده که میخواهند از مدار «کنترل بیماری» خارج شوند و وارد مدار «سلامتی واقعی به همراه اندام رویایی» شوند؛ برای کسانی که حاضرند ۱۰۰٪ به یک روش جدید اعتماد کنند، عادتهای قبلی را زیر سؤال ببرند و برای ساختن یک سبک زندگی تازه، متعهد شوند. اگر نشانههایی مثل خستگی مزمن، خوابآلودگی بعد از غذا، میل شدید به شیرینی و نان، تکرر ادرار، چربی شکمی، فشار خون، قند بالا، مشکلات هورمونی، مشکلات پوستی، اضافهوزن و احساس سنگینی دائمی را در خودت میبینی، اینها فقط علامتاند؛ علامتِ اینکه وقت تغییر مدار است.
من اگر حتی یک درصد به نتایج این مسیر باور نداشتم، هرگز این دوره را آماده نمیکردم. اما آنقدر منطق این قانون برایم روشن و نتایجش در زندگی خودم و شرکتکنندگان دوره عمیق بوده که مطمئنم دوره قانون سلامتی میتواند نهفقط بدن، بلکه باورها، احساس لیاقت، عزتنفس و بهدنبال آن، وضعیت مالی و روابط تو را هم تحتتأثیر قرار دهد. چون وقتی در مدار سلامتی هستی، مومنتوم مثبت در تمام جنبههای زندگیات جاری میشود.
اگر آمادهای بهجای جنگیدن با علائم، قانون بدن را بشناسی، با آن همجهت شوی و سلامتی و اندام دلخواهت را مثل هر خواستهی دیگری با قانون جذب و تغییر باورها خلق کنی، ورود تو به دوره قانون سلامتی میتواند یکی از مهمترین قدمهایی باشد که در مسیر جدید زندگیات برمیداری.
توضیحات مختصر درباره دوره قانون آفرینش
وقتی داستان هدایت دوستان به جمع صمیمی خانواده عباسمنش را میخوانید، یک نام را بیش از هر چیز دیگری میشنوید: دوره قانون آفرینش. بسیاری از اعضای این خانواده متفقالقول هستند که این دوره، «نقطه عطف» زندگیشان بوده است؛ جایی که زندگی به قبل و بعد از آن تقسیم شد. اگر بخواهم ساده بگویم، دوره قانون آفرینش دفترچه راهنمای استفاده از امکانات جهان هستی است. این دوره تلفیقی بینظیر از قوانین علمی (مثل قانون فرکانس، کانون توجه و باور) و کلام هدایتگر خداوند در قرآن است. ما در این دوره یاد میگیریم که چگونه «فکر خداوند را بخوانیم» و قوانین او را درک کنیم تا بتوانیم آگاهانه بر اتفاقات زندگیمان کنترل داشته باشیم.
کسانی که تمرینات این دوره را جدی گرفتهاند، به چنان تغییری در شخصیت و نتایج رسیدهاند که نه شخصیتشان شباهتی به آدم قبلی دارد و نه شرایط زندگیشان. در دوره قانون آفرینش، ما یاد میگیریم که باورهای ما چگونه مثل یک کدنویسی کامپیوتری، ذهن ما را برنامهریزی میکنند و این برنامهریزی چطور اتفاقات ریز و درشت زندگی را رقم میزند. شما در این دوره یاد میگیرید که این کدها را بشناسید و آنها را «از نو بنویسید» تا جهان مجبور شود واکنش متفاوتی به شما نشان دهد. نتیجهی این درک عمیق، رسیدن به بالاترین توانایی یک انسان یعنی «احساس کنترل آگاهانه بر سرنوشت» است؛ همانجایی که قرآن میگوید «لعلک ترضی» (تا اینکه راضی و خشنود شوی).
نکته بسیار مهم درباره ساختار این دوره این است که دوره قانون آفرینش شامل ۱۰ بخش مجزاست و رعایت قانون «تکامل» در آن اجباری است. یعنی هر بخش، پیشنیاز بخش بعدی است و شما فقط زمانی میتوانید بخشهای جلوتر را تهیه کنید که بخشهای قبلی را گذرانده باشید. این سختگیری برای این است که ذهن شما پلهپله و به صورت بنیادین با قوانین شکل بگیرد و نتایجی که میگیرید هیجانی و موقتی نباشد، بلکه پایدار و همیشگی باشد. اگر میخواهید بهترین مشاور زندگی خودتان شوید و زبان جهان هستی را یاد بگیرید، شروع این مسیر از دوره قانون آفرینش است.
توضیحات مختصر درباره دوره ۱۲ قدم
اگر دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۲ برای جهش مالی بودند و دوره قانون سلامتی برای جهش جسمانی، دوره ۱۲ قدم یک دانشگاه جامع یکساله برای «تغییر شخصیت» و «بازسازی تمام جنبههای زندگی» به صورت همزمان است. من فضایی را طراحی کردهام که مثل یک کارگاه عملی، نهتنها قوانین جهان هستی را یاد میگیرید، بلکه مجبور میشوید آنها را در زندگی روزمرهتان پیاده کنید. این دوره برای کسانی نیست که دنبال یک مسکن موقت هستند؛ این دوره فقط برای آن عدهی متعهدی است که میخواهند یکبار برای همیشه افسار زندگیشان را در دست بگیرند و به آزادی مالی، روابط عاشقانه، سلامتی و آرامش عمیق برسند. ما در دوره ۱۲ قدم یاد میگیریم که چطور با «خداوند» به عنوان تنها منبع قدرت و ثروت هماهنگ شویم تا او کارها را برایمان انجام دهد.
معماری این دوره بر اساس مهمترین قانون جهان، یعنی «قانون تکامل» بنا شده است. به همین دلیل، قدمها باید به ترتیب طی شوند و هر قدم پیشنیاز قدم بعدی است. ما کار را با «چکآپ فرکانسی» شروع میکنیم؛ دقیقاً مثل یک عکس قبل از عمل جراحی. شما در قدم اول وضعیت دقیق مالی، سلامتی، روابط و باورهایتان را میسنجید تا خودتان را بشناسید. سپس با تمرینات بینظیری مثل «ستاره قطبی» یاد میگیرید که چطور در شروع و پایان روز، کانون توجهتان را کنترل کنید و به قول قرآن، «فکر خدا را بخوانید». این تمرینات به شما کمک میکند تا آگاهانه فرکانسهایتان را تنظیم کنید و جهان را مجبور کنید تا اتفاقات دلخواهتان را رقم بزند.
در دوره ۱۲ قدم، ما عجله نمیکنیم. ما آرامآرام مدارمان را تغییر میدهیم. به همین دلیل سیستمی طراحی کردهام که پاداش تعهد شماست: وقتی قدم اول را تهیه میکنید، ۳۰ روز فرصت دارید تا با تمرین و گرفتن نتیجه، قدم بعدی را با ۴۰٪ تخفیف ویژه دریافت کنید. این یعنی یک بازی برد-برد؛ هم تکاملتان را طی میکنید و هم با هزینهای بسیار کمتر مسیر را ادامه میدهید. وقتی به قدم دوازدهم میرسید و دوباره چکآپ فرکانسی خود را پر میکنید، با دیدن تغییرات شگفتانگیزتان متوجه میشوید که آدمی که قدم اول را شروع کرده بود، با آدمی که امروز هستید، زمین تا آسمان تفاوت دارد. اگر آمادهاید که یک سال به شیوه من زندگی کنید و نتایجی فراتر از منطق بگیرید، دوره ۱۲ قدم بهترین نقطه شروع است.
یادت باشد: تغییر زندگی، یک بازی یکنفره است. تو با هیچکس مقایسه نمیشوی؛ معیار تو، نسخهی قبلیِ خودت است. اگر امروز کمی آرامتر از دیروزی، کمی امیدوارتر، کمی شکرگزارتر، کمی مسئولتر، یعنی در مدار بهتری هستی و این یعنی قانون در حال کارکردن به نفع توست. همین تغییرهای بهظاهر کوچک، اگر ادامه پیدا کنند، تبدیل به جهشهای بزرگ در درآمد، روابط، سلامتی و کیفیت کلی زندگیات میشوند.
من از طرف خودم و از طرف همهی دوستانی که سالهاست در این خانوادهی صمیمی در حال رشد و تکامل هستند، به تو خوشآمد میگویم و از خداوند یکتا میخواهم که تو را در مسیری قرار دهد که هر روز بیشتر از قبل، حضور او را، هدایت او را و نعمتهای بیحسابش را در تکتک لحظههای زندگیات ببینی. دوست من، این سایت ابزاری است برای اینکه به تو یادآوری کند: قدرت در دستان تو و خدای توست، نه عوامل بیرونی.
سفر زیبایی را آغاز کردهای. متعهد باش، ادامه بده و مطمئن باش که نتایج، بزرگتر از چیزی خواهد بود که حتی تصور میکنی.
در پناه الله یکتا، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.
سید حسین عباسمنش



سلام آقای عباس منش و خانم شایسته
من یک سوال داشتم امیدوارم سوال منو ببین و پاسخ بدین تقریبا 5 ماه پیش بود من در زندگی بجایی رسیده بودم که از لحاظ مالی دیگر جایی برای بدتر بودن نبود از خدا خواستم منو به یک فردی یا دوره ای یا کتاب هدایت کنه که منو از این شرایط در بیاره من با آقای رنه سینانی آشنا شدم دوره پولی رنه سینانی را برادرم خریده بود و اون دوره را به من هم می داد که باهم استفاده کنیم دیگه خدا دوره را با دستانش به من هدیه داد دیگه متعهد شدم که تا آخر این دوره را برم و زندگیمو تغییر بدم و اصلا یک اشتیاقی داشتم وحشناک از همه چیزم می زدم از خواب از مهمونیام از درسم از خوابم همشو اختصاص داده بودم برای دوره و وسط های کار این نگرفت شرایط جوری دست به دست دادند که من نتونستم ادامه بدم و خیلی هم ناراحت شدم دیگه داغون شده بودم دوباره از خدا هدایت خواستم منو با آقای محمد بصیری آشنا کرد و آقای محمد بصیری یک دوره سه ماهه درست کرده بود که ماه اولش تشویقی بود و ماه اولش رایگان بود دوباره من همه انرژیم را جمع کردم با اشتیاق وحشناک دوباره همه زندگیمو گذاشتم برای تغییر در طول یک ماه من همه تمرینات را انجام دادم و نشانه ها وارد زندگیم شدن منو هر روز به این راه امید وار تر می کردن و دوباره در آخر ماه اول مسئله به پول اومد بقیه دوره 5 میلیون بود واقعا من می خواستم بخرم ولی هر کاری کردم اون پولو جور نتونستم بکنم دیگه واقعا پریشان شدم و دوباره از خدا هدایت خواستم خدا منو به شما هدایت کرد البته من سال هاست که شمارو می شناختم ولی ایمان کافی براتون نداشتم اول رفتم از سایت دوره های رایگانو دیدم و هدایت شدم به کتاب رویاهایی که رویا نیستن الان آخر فصل دومم تمریناتی انجام میدم ولی اصلا دیگه انگیزه ندارم و انرژیم اومده پایین و مصیرو میرم جلو ولی اصلا انگیزه قبلی را ندارم فقط مجبوری برای تغییر شرایط میرم جلو راه حل شما برای من چیه و بعد من دهمو می خونم و برای تغییر شرایط زندگی چند روزی هست که ترک تحصیل کردم برای تغییر شرایط زندگی نظر شما چیست
سلام فرهان عزیز
دوست خوب من امیدوارم که همیشه با حال خوب هر روز بیدار بشی واز اینکه یه روز دیگه خدا این هدیه زیبایه زندگی کردن و لذت بردن از این دنیا رو بهت داده هزار بار شکرگزار باشی
من هم مثل شما با دوست عزیزمون رنه وارد این مسیر شدم و در همایشها و یکی از دوره ها شرکت کردم و ممنون هستم که منو با این سبک زندگی آشنا کرد
ولی بعد از آشنایی با استاد عباس منش عزیز یه چیز دیگه ای از زندگی فهمیدم و اونم این هست که برایه تغییر زندگی باید اول باورهاتو عوض کنی و تغییر باورها به این سادگی نیست
اینکه یه روزهایی حالت خوبه یعنی هر چیزی که برایه حال خوب لازمه داشته باشی، داری و تنها نیاز به آگاهی و کنترل ورودی داری که این حال خوب پایدار بشه
روزهایی خوبی از خدا برایه هممون آرزو دارم
سلام آقای محمد خیلی ممنون که منو راهنمایی کردن اولا ازتون سپاسگزارم گذاری که به من یاد آوری کردین که باید هروز که از خواب بلند میشم سپاس گذار خداوند باشم و ثانیا خیلی ممنون که در یک پیام کوچیک به من احساس خوبی دادین و بعد اینکه من پنچ روزه که کتاب رویاهایی که رویا نیستن را می خوانم و تمرین هاشو انجام میده نمی دونم باور می کنید یانه من تو پنچ روز آدم دیگری شدم
ممنون از تون بابت دلگرمی که به من دادین .امید وارم هروز بیشتر و بیشتر نعمت های خداوند وارد زندگیتون بشه
و از خدا می خواهم هروز بیشتر ثروت و آرامش و صلح وارد زندگیتون بشه
سلام دوست من
امیدوارم حال دلت عالی باشه
یه چیزی که من بعد از کلی دست و پازدن توی این مسیر فهمیدم
اینه که وابسته به نتایج نباش و همش دنبال نتیجه نگرد چون اینجوری حالتو بد میکنی
در شروع کار مهم ترین چیز اینه که شما به هرطریقی بتونی خودتو به احساس خوب برسونی و این احساس خوبو پایدار کنی
یعنی باید یادبگیری که احساستو به عوامل بیرونی گره نزنی و حالت با خودت خوب باشه
شکرگزاری کن به نکات مثبت زندگیت یا اطرافیانت نعمتهایی که داری توانایی هات فکر کن راجبش با خودت حرف بزن
تمرکزتو بزار روی اونچه که داری و اونچه که دوست داری
به این میگن توانایی کنترل ذهن
که تو بتونی آگاهانه چیزهایی وارد ذهنت و فکرت و کانون توجهت کنی که احساس بهتری بهت بده
اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی مطمئن باش همواره در احساس مثبت پایدار میمونی و زندگیتو کنترل میکنی
چون فقط و فقط نجواهای ذهنه که جهنمو درست میکنه
و هر نشانه کوچیکو ببین و تحسین کن
هر اتفاق خوب یا هرچیزی که احساس خوبی بهت داده هرچند کوچیک باشه بارها و بارها با خودت مرورش کن و بنویسش و تایید کن که این اتفاقها قبلا نبود چون من دارم روی خودم کار میکنم این اتفاقات خوب افتاده و چون این اتفاقات خوب رخ داده صد در صد نتایج بزرگتری هم میاد
اگرررررر من در مسیر بمونم
اگر من همین احساس خوبو حفظ کنم
اگر من همین کنترل ذهنو داشته باشم
اگر من همین اشتیاق و تعهدو داشته باشم
من شمارو تحسین میکنم بخاطر تعهد و تمرکزی که داری
مطمئن باش این تمرکز صد درصد جواب میده
شما اگه با این تمرکز بخوای یه حرفه ای رو آموزش ببینی مطمئن باش بعد از یکسال توش حرفه ای شدی
و اینکه بعد از اینهمه تمرکز گزاشتن هنوز جواب ندیدی و هنوز داری درجا میزنی مطمئنا یه جایی از مسیرو اشتباه داری میری
شاید از احساس لیاقت و عزت نفسته چون این پاشنه آشیل همه ماست
شاید تمرکزت به جای داشتن روی نداشتن یک چیزه
بینهایت دلیل میتونه داشته باشه
و اون دلیلو فقط و فقط خودت میتونی پیداش کنی
فقط کافیه یه ذره آروم باشی و به آرامش برسی و از خداوند هدایت بخوای
مطمئن باش باهات حرف میزنه و مسیرو بهت نشون میده
من هرجایی که گشتم دیدم هیچ جایی بهتر از آغوش خداوند نیست
قلب من فقط با خداوند آرامش پیدا کرد
وقتی به یاد خدا هستم و بهش ایمان و توکل دارم آرامش در لحظه لحظه زندگیم جاریه فارغ از هر اتفاقی که در بیرون زندگیم افتاده
واقعا برام مهم نیست و به بیخیالی مطلق رسیدم چون به نیرویی رسیدم که قدرت بالای همه ست
شاید الان متوجه حرفم نشی ولی امیدوارم خیلی زود و با قلبت درک کنی که از چی حرف میزنم
و امیدوارم خیلی زود خبر موفقیتهای قشنگتو بشنویم
درپناه رب
خواستم دوره احساس لیاقت بگیرم ولی پولم کم بود باخودم گفتم از کانال تلگرامی که میفروشن بگیرم بااینکه میدونستم استاد گفته که راضی نیست به خدا گفتم میگیرم بعد که پول دار شدم هزینهاش رو میدم ولی اون روز هرکاری کردم تلگرام کار نکرد فهمیدم ی جای کار من مشکل داره من یاد گرفتم وقتی کم میارم برم سراغ معنی قرآن وقتی جای دچار مشکل میشم به معنی قرآن مراجعه میکنم . و قرآن باز کردم و این چنینی معنی اومده بود که اگر خداوند برای آنها آیات و نشانه بفرستت باز آنها انکار کرد و دنبال راه دیگر برای بهانه هستند فهمیدم این کار درست نیست
سلام دوستان عزیز امروز فایل به رویاهایت داشته رو چندین بار نگاه کردم و گوش کردم به تمامی مطالبی که استاد عزیز فرمودند من مطالبی رو مطرح میکنم و از دوستان و استاد عزیز میخوام که منو راهنمایی کنند من دوبار ازدواج کردم و در سال 96 از همسر اولم جدا شدم به دلیل مشکلات اخلاقی که با هم داشتیم همسرم فوق العاده حساس و شکاک بود و به من خانواده ام بی احترامی میکرد بعد از 15 سال زندگی مشترک و داشتن یک فرزند دختر به درخواست اون که تقاضای مهریه کرده بود تمام آنچه داشتم از خونه و تمام اموال رو بابت مهریه بهش بخشیدم و از هم جدا شدیم ولی قبل از جدای تمام تلاشم رو کردم بخاطر بچه مون که این اتفاق نیوفته ولی نشد بعد یکسال تمام گوشه نشین خونه شدم و در ناراحتی و انزوا بودم بعد از طریق مجازی با همسر دوم ام آشنا شدم و بعد از مدت یکسال دوستی مجازی به شهر همسر دوم ام رفتم و همدیگه رو ملاقات کردیم با اینکه کسی باور نداشت ما با هم ازدواج میکنیم من باور داشتم با هم ازدواج میکنیم من که تمام سرمایه ام رو به همسر اولم داده بودم از کار کردن در یک کارخانه و خوابیدن در محل کارم شروع کردم در دوران کرونا که تمامی کارخانجات تعطیل شده بود از کارخانه استعفا دادم و اومدم بیرون و در شرایطی که امکان مسافرت خانواده ام نبود خودم تنهای به خواستگاری رفتم و بعد از جلب رضایت خانواده همسرم با همسر دوم نامزد شدیم خانواده همسرم ثروتمند بودن در حالی که من هیچ ثروتی نداشتم و با اعتبار اخلاق و پشتکاری که داشتم منو قبول کردن و تایید همسرم و پدرشون بعد از تعطیلی های کرونا یک مغازه زدم اما کار کسبم بعد از مدتی که خوب بود از رونق افتاد در این فاصله باز در اوج کرونا تنهای بدون حضور خانواده ی خودم.ازدواج کردیم و زندگی مشترکمون رو شروع کردیم و تونستیم با مقدار پولی که خودم داشتم و کمک خانواده همسرم خونه بخریم و همزمان شد با تولد دخترمون بعد از مدتی مغازه رو جمع کردیم چون درآمدش جواب هزینه هامون رو نمیداد مدتی برای شرکتی کار کردم ولی اون هم بموقع حقوق نمیداد ریزه ریزه حقوق میداد اصلا متوجه نمیشدیم پولش چطور مبشه و تمام قسط وام ازدواج و فرزند آوری مون عقب افتاد به پیشنهاد همسرم دوباره با باجناقم مغازه ای رو راه انداختیم ولی متاسفانه کارمون نگرفت و مبلغ 30 میلیون تومن کسر آورد و انداخت گردن من که تو برداشتی در صورتی تمام پولها و دستگاه پوز بنام ایشان بود من طبق حساب دفتری خودم کسری نداشتم ولی ایشان کسری داشت بارها بهش گفتم حساب کن شاید جای هزینه کردی یاداشت نکردی و هیچوقت بهش تهمتی نزدم ولی خیلی راحت بهم تهمت دزدی زد و خانواده بر علیه من شد و جر و بحث و ناراحتی پیش اومد و همان مسائل بی احترامی که با همسر اولم داشت در این مدت همسرم دوم هم داشت و همیشه بش میگفتم بزار مثل انسان و با احترام با هم زندگی کنیم پول و ثروت همچیز نیست خیلیها ثروتی ندارن ولی با عشق زندگی میکنند و منت میگذاشت که همچی از من هست تو هیچیزی نداشتی خانواده من کمک کردن خونه بخریم وسایل زندگی مال منه تو عرضه نداشتی کار کنی هزینه زندگی بدی و….( در زندگی اول ثروت داشتم احترام نه در زندگی دوم نه ثروت نه احترام ) و دوباره در همون شرایط بد گذشته قرار گرفتم و همسرم درخواست طلاق داده و من به شهر خودم برگشتم تا دوباره از صفر شروع کنم که بتونم با همسرم آشتی کنم و دوباره با هم زندگی کنیم و باور دارم همچی درست میشه ولی باید خودم رو تغییر بدم چون میدونم اشکال از خودم بوده که این مسائل دوباره بوجود اومد فقط نمیدونم از کجا باید شروع کنم و در شرایط بد روحی قرار دارم چه باید بکنم؟؟؟
از استاد عزیزم و تمامی دوستان سپاسگزارم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
امروز روز 225 امین روز از عضویت سایتم هست
و از 7 مهر سال 1402 که من شروع کردم فایلارو هر روز گوش دادم تا الان و سه روز بعد میشه 6 ماه
و تو این 6 ماه خیلی روزای خاصی داشتم با کلی درس
و از این لحظه صفحه جدید دوباره شروع میشه خیلی خوشحالم
من از اول عید یه سری فایلا رو که قبلا گوش داده بودم رو که هر روز طبق روال همیشه رندگ انتخاب میکنم میگم خدا تو بگو تا چی لازمه یاد بگیرم ، رو گوش دادم و نرفتم تو فایل روز شمار تحول زندگیم
و اینکه این سه روزو داشتم هم هدف گژاری رو که از فایل گوش دادم توجه میکردم و بعد به این فایل هدایت شدم کاملا حساب شده از طرف خدا
اول به فایل بهترین زمان برای شروع رو که هدایت شدم نمیدونم یه جاهاییش برام آشنا بود انگار گوش داده بودم ولی یه عالمه مطالبشم برام کاملا تازه بود
یهویی رفتم تو جستجو نوشتم شروع
فکر کنم 6 تا فایل آورد و یکی یکی همه رو دیدم و دانلود کردم تا گوش بدم به این قسمت که رسیدم دیدم نوشته طیبه مزرعه لی عزیز
گفتم چه باحال برای منه این پیام
نمیدونم باز آشنا بود یه قسمتایی انگار قبلا اینجا رو خونده بودم ولی بیشترش برام تازگی داشت مطالبش
طیبه مزرعه لی عزیز، بابت برداشتن مهمترین قدم برای تغییر و خلق زندگی دلخواه، خودت را تحسین کن
یعنی عاشق خدام ،عاشق این سایت ،عاشق استاد عباسمنش و عاشق خانم شایسته عزیز که این همه آگاهی های ناب رو برای ما به اشتراک میذارین
خیلی خوشحال شدم این قسمت رو خوندم
جالبه من میخواستم درمورد موضوعی که پاشنه آشیلم بود و چند وقت پیش تو روز شمار ها پیداش کردم و نوشتم که قرض گرفتن بود ،بیام و بنویسم
الان میخواستم بخوابم قصدی برای نوشتن نداشتم ولی یه نیرویی منو آورد اینجا تا بنویسم
من که داشتم مینوشتم یه صدایی گفت اینجا دقیقا داره برات شروع میشه
حالا چرا؟
چون من میخواستم بیام بنویسم اینجا تا رد پام بمونه که من دیگه به هیچ کس بدهی ندارم و امروز صبح آزاد آزاد شد روحم از فکر و خیال اینکه بدهی دارم یا کی بدیمو بدم و …
امروز خیلی خوشحال شدم و فایل های شروع رو که گوش میدادم ،بارها گفتم خب خدا از این لحظه به بعد دیگه تو میگی و من قدم برمیدارم و اجرا میکنم و سعی میکنم هیچی نگم تا تو کاراتو بکنی و چگونگی ها با تو
امروز از صبح تا شب انقدر حس سبکی داشتم یعنی بار ها شد میگفتم وای من چقدر امروز سبکم حتی دیروز هم این حرفو میگفتم و خدارو شکر میکردم از این همه حال خوب که داشتم
من هر روز صبح که بیدار میشم میگم خدا من میخوام شخصیتمو تغییر بدم خودت کمکم کن خودت بگو چیکار کنم
یعنی عاشقشم که همه چیو با عشق بهم یاد میده
خوشحالم از اینکه نسبت به دیروزم پیشرفت داشتم
و این مطالب رو که در این قسمت خوندم به خودم گفتم اسکرین شات میگیرم و چاپ میکنم و هرچند وقت یه بار میخونمش تا یادم باشه
و انگار که با تموم شدن بدهی هام و پرداختنشون کلا صفحه جدیدی باز شده
و شروع شده که خدا منو به این فایل ها مجدد هدایت کرده
یادمه استاد گفتن که وقتی بدهی تونو میدین فکرتون باز میشه ایده ها میاد سراغتون و تو یکی از فایلا که میگفت اون چیزی که مقاومت دارین دقیقا پاشنه آشیلتونه اون پیدا بشه و حل بشه سرعتتون بیشتر میشه
تو فایل مصاحبه با استاد قسمت 18 گفته بودن که :
اونی که از همه مقاومتت بیشتره اونه که اگه تغییر کنی نتایج کاملا خودشون رو نشون میدن
خوشحالم از اینکه رها شدم البته از این لحظه به بعد سعی خودمو میکنم طبق گفته استاد با داشته هام شروع کنم
یک میلیونی که دارم اونو کار کنم و بکنم دو میلیون و بعد بیشتر و بیشتر و جدی تر نقاشیامو رنگ میکنم و برای فروش حاضر میکنم تا باقی کارارو خدا نوبتشو انجام بده
من بلدم چون میدونم میتونم ،من بارها و بارها کار کردم تو این چند سال و حتی دوچرخه گرفتم وقتی دوچرخه گفتم و خیلی چیزای دیگه اینبار بدون قرض صد در صد میتونم چون خدا قشنگ هر لحظه حمایتشو بهم نشون میده و کمکم میکنه
البته به شرطی که منم زود زود به هر ایده ای که خدا بهم داد عمل کنم البته ایده هایی که درمدار عمل کردن اونا هستم نه ایده هایی که طبق گفته استاد درمدارش نیستم و خیلی بالاتر از مدارمه
خدایا شکرت به خداطر این همه عشق و آگاهی سپاسگزارم
بی نهایت عشق برای تک تکتون
امروز دو تا اردک عاشق کشیدم رو چوب فوق العاده شدن با کلی نشونه های خاص که از خدا گرفتم
من شب روز اول فروردین تابلوی ابر و ققنوس و فرشته هارو که کشیدم و تا 3:30 نیمه شب روز 2 فروردین تموم شد خیلی حس خوبی داره وقتی فعال تر شدم و خدا یادم داده چجوری تسلیمش باشم و از مسیر لذت ببرم
سلام : استاد وقت بخیر. شما اجازه دادید وابسته های هر نفر که خرید میکنن از شما از اون دوره باهم استفاده کنن.خانمم دوره 12 قدم را قدم اولش را خرید کرده و من هم در حال استفاده هستم. میشد لطف کنید. سایت امکان اینکه کسانی که مثل من عضو شدن و دارن دوره با شما کار میکنن بتونن کامت و سوال کنن و تجربه هاشون را بگنن. هم خانواده بزرگتر میشد و هم ما میتونیم از راهنمایی شما استفاده کنیم.
سلام به استاد عزیرم.فقط میتونم بگم عالی بود
چون چند وقته میگم باید از کجا شروع کنم و هدایت شدم به این قسمت از سایت..خدارو شکر
ممنون از شما استاد عزیزم
و به امید راهی عالی و زیبا برای شما و همه ی دوستانم که در این راه قدم گذاشته اند
خدایا یک مدته گیج و سر در گمم اینجا کجاست من چطور اینجام این آدما کین. خودم آمدم یا تو منو آوردی.اصلا از کجا شروع شد.یعنی تو منو انتخاب کردی که اینجا باشم .حتما اینجا خوبه که خواستی توی جمع این افراد باشم چون حالم اینجا خوبه وقتی از زمین وزمان دور شدم از همه افراد دور و برم جدا شدم الان که خیلی تنهام خواستی چنین جای خوبی باشم که ناامید نشم .یک مدته توی مدار خوبی قرار گرفتم نمیدونم اینجایی ها میگن مدار منم میگم مدار.چند وقت پیش حال خیلی بدی داشتم واتفاق های بدی رو پشت سر گذاشتم توی همون احوال تو منو با آقایی به نام عباس منش آشنا کردی و از طریق اون راه رو از چاه به من نشون دادی من حضورت رو کنارم حس میکردم حتی باهام حرف میزدی که این تنهایی رو حس نکنم.الان دیگه چشامو بستم دستم تو دستای توی هر کجا که میگی وهر کاری که بهم امر میکنی رو انجام میدم میرم جلو تا ببینم به کجا منو میبری بهت اعتماد کامل دارم
سلام و عرض ادب واحترام خدمت آقای عباس منش و همراهان گرامی از اینکه خدا به من توفیق داد در جمع شما باشم خوشحالم .متن بالا دل نوشته ای بود که دلم نیومد که مطرح نکنم .این که چطور با شما آشنا شدم حدود 6ماه پیش اتفاقی برام افتاد که از زندگی سیر شدم نه خواب داشتم نه خوراک. خانوادم برای تغییر حالم منو به همراه دو دخترم فرستادن تهران ،اونجا با دوست خواهرم که در جریان اتفاق من بود ملاقات کردم و او در مورد شما بهم گفت و 4 تا ویس از حرفهای شما برام فرستاد اولش پس زدم و نصفه و نیمه گوش کردم ولی وقتی برگشتم به شهرم دوباره گوش کردم و کمی علاقه مند شدم و بهش زنگ زدم که بقیه ویس ها رو برام توی تلگرام بفرسته خیلی کمکم کرد و دیدم رو بازتر کرد ویس ها برای سال 90 بود و شما تهران بودین و میگفتید که تهران نمیمونید و از ایران خواهید رفت و الان که وارد سایتتون شدم میبینم که سالهاست آمریکا هستید توی ویس ها گفتید هزینه اش رو بپردازیم و من نمیدونستم چند میشه اومدم تو سایت که گیج شدم اینقدر اینجا وسیع هستش که توش گم میشم .در هر حال هم خوشحالم و هم راضی که در کنارتونم ومطمئن که به زودی اتفاقات خوبی برام پیش میاد هم به شما و هم به خدا اعتماد دارم تشکر
سلام به همگی
بچه ها من الان حدود چهار ساله که تنش های بسیار شدیدی از سمت آدم هایی که اصلا ربطی به زندگی من نداشتن بهم وارد شد ،یجور آدمی بودم که اذیت کردن دیگران رو بلد نبودم چیزی به اسم حسادت حالیم نبود ،اصلا کاری به کسی نداشتم ،انقدر اذیتم کردن که نتونستم صبوری کنم یجورایی میشه گفت بد شدم فک میکردم باید خودمو از اون شرایط نجات بدم ولی راه رو اشتباه رفتم احساس میکنم خیلی از بدی هایی که بلد نبودمو یاد گرفتم هی بیشتر توی اون مشکلات وسختی فرو رفتم،مشکلم حل نشد هی بدتر شد ،کم کم فک کردم دیگه خدا نمیخواد کاری برام انجام بده ،حدود 4تا6 سال هی توکلم کم تر شد وناامید تر شدم چون فک میکردم خدا به آدما اجازه داد که زندگی منو خراب کنن )یجورایی فک میکردم به خاک سیاه نشوندنم (بی دلیلی واز جانب کسایی که خوب و بد بودن من چیزی از اونا کم یا زیاد نمیکرد،همین که از خدا نا امید شدم نمیدونم چی شد که برای حل مشکلم به آدما پناه آوردم ،احمقانه ترین قسمت قضیه اینه که به همون کسایی که نابودم کرده بودن پناه آوردم(از ترسشون ،اونارو توی اون لحظه از خدا بزرگتر دیده بودم) (الان که فک میکنم چرا اخه)این باعث شد تمام زندگیم به بن بست بخورده الان به جایی رسیدم که جلوی همونایی هم که زندگیمو خراب کردن هیچی نیستم(سرشون بالاست ،راست راست جلوم راه میرن بدون ذره ای عذاب وجدان ومنم هیچی حساب نمیکنن)،الان احساس میکنم جواب بی ایمان شدن به خدا ورفتن سمت آدما رو گرفتم ،الان من یه آدم نابود از نظر روحی یه آدمی که از نظر خودم نه دنیا دارم نه آخرت ،الان دیگه خدا هم به من میگه برو گم شو بی عقل ،برو از آدمی که زندگیتو خراب کرد کمک بگیر …بچه ها دیگه له تر از این نمیشه دارم میمیرم قلبم داره میترکه …
من باید چیکار کنم؟اصن راهی برای وصله کردن روح من باقی مونده؟نمیخوام انقد آدم درب وداغونی باشم،نمیخوام خدا از زندگیم بره…
سلام دوست عزیز
خوش اومدی به جمع ما
از همین الان یه جشن و پایکوبی برای خودت و موفقیت ها تو همه ی جنبه های زندگیت بگیر
اونجا که نوشتی الان خدا میگه برو گم شو ….اینا خدا هیچ موقع همچین حرفی نمیزنه تو خودت باید این نجوا ها که به شکل سرزنش و بد بیراه گفتن به خودته رو از خودت دور کنی تا خدا هدایتت کنه و بچینه برات ،یه جا تو کامنتت خودت جواب خودت رو دادی (الان احساس میکنم جواب بی ایمان شدن به خدا ورفتن سمت آدما رو گرفتم) دقیقا همینه ما وقتی امیدمون از خدا میبریم و میریم سمت ادمها چوبش رو میخوریم که من فکر میکنم اینم کار خود خداست که بهمون بفهمونه که داریم اشتباه میریم مسیرو
نجمه جان میتونی تو بخش راه کاری برای مسائل شما مقاله های اگاهی بخش و روان خانم شایسته رو بخونی خیلی کار سازه و دلنشین ،منکه خودم از خوندنشون سیر نمیشم و روحمو نوازش میکنه خیلی هاشون رو اسکرین گرفتم جاهایی که نت ندارم میخونم و هرکدوم رو چند بار خوندم
بازم میخونم و هرروز یه اگاهی جدید میگیرم
درود چشمم به نور حساس شده می خوام تایپ کنم نور زیاده نمی بینم کلمات یهو غیب میشن بد ظاهر میشن از دیروز شده یعنی چشم سومم داره باز میشه راهنمایی کنید یعنی وضوع قبل و ندارم انگار که چشم ضعیف شده باشه چکار باید کرد ایفا راهنمایی کنید
سلام به همه دوستان و استاد عزیز
من چندمدتی است که بااستادوفایلهای رایگان آشنا شدم ولی سردرگم بودم که ازکجاشروع کنم ولی خداروشکر که هدایت شدم به این سمت که وارد سایت بشم و استفاده کنم ازتمام نظرات دوستان و استاد و راهنمایی ایشان به هرحال این هم شروع کار من و امیدوارم که بتونم حرکت کنم به طرف تکامل واین لطف خداوند است که ماالان به این سمت هدایت شدیم تشکر میکنم از استاد عزیز به خاطر تلاش وزحمتاشون …..به امید روزهای قشنگ برای همه عزیزان