ما بی انتها هستیم - صفحه 64


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

914 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    سلام به همه دوستای توحیدی ام

    خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم

    الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم

    روز هشتم اجرای توحید در عمل

    امروز صبح با حس خیلی خوبی از خواب بیدار شدم و خدا برام قبل بیدار شدنم صبحانه مو آماده کرده بود ، ازش تشکر کردم ،خدایا من هنو خوابم به فکر صبحانه ام هستی ، خدایاشکرت

    چای دم کردم و صبحانه ام نوش جان کردم، متوجه یه چیزی شدم که انگار انرژیم ازم گرفت سعی کردم حسم خوب نگه دارم شکرگزاری نوشتم اومدم در سایت و نشونه خواستم هدایت شدم به قسمت 23 سفر به دور آمریکا ، در حین آماده شدنم فقط صدای فایل گوش میکردم یهو دیدم صداش قط شد و همون موقع همکارم تماس گرفت که بریم مدرسه و رفتیم مدرسه سعی کردم خودمو با دانش آموزان و همکاران مشغول کنم ولی هی نجواها میومد ، زنگ تفریح فایل مراقبه رو گذاشتم ولی کوتاه بود رفتم سر کلاس تدریس فارسی داشتم فایل صوتی “آفریدگار زیبایی” برای بچه ها پلی کردم ، خیلی فایل زیبایی بود ، من همش تو فکر بودم ، یهو به ساعت کلاس نگاهی کردم عقربه ثانیه شمار می‌رفت، به خودم گفتم ببین زمان داره میره ، لحظات دریاب، گفتم خدایا من بهت ایمان دارم ، خدایا خودت کمکم کن، فایل تموم شد بچه ها مجدد خواستن گوش کنند منم خدا خواسته پلی کردم و با بچه ها خط بردم … مدرسه که تموم شد همکارم گفت امروز سر حال نبودی .‌. من فقط گفتم آره ، دیگه ادامه ندادم ، به خونه رسیدم همچنان نجواها بود،

    به خودم گفتم ببین چقدر تابلو بودی که همکارت متوجه حالت بوده ، گفتم باید تمومش کنم

    یاد فایل نشانه افتادم ، سریع اومدم سایت و شروع کردم به دیدن

    استاد در این قسمت گفتند که قسمت 4 قدم 5 آماده کردند و از طرفی همش این شعر می خوندن

    باید پارو نزد وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش میبردت هرجا دلش خواست

    به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

    این برام این معنی داشت که مریم بسپارش به خدا ، خدا میگه دغدغه هات بهم بسپار بهترین ها رو خیلی آسون برات رقم میزنم طوری که حتی فکرشم نکنی

    برای این جلسه کامنتی نوشتم و رفتم سراغ جلسه 4 از قدم 5 پلی کردم ، و همونطور که گوش میکردم خوابم برد ، دقیقا از همونجا بیدار شدم که استاد داشتند در مورد تضاد من صحبت می‌کردند. ‌.

    به لطف خدا بیدار شدم و بادقت دوبار گوش کردم فایل ، تقریبا هوا تاریک شده بود و بهم گفت پاشو آماده شو بریم پیاده روی و منم گوش کردم و رفتم ، و فایل در مسیر گوش میدادم ، هدایت شدم به لباس فروشی چندتا لباس امتحان کردم ، و بعد با حس خوب از فروشنده تشکر کردم و به راهم ادامه دادم ناخودآگاه بلند، طوری که خودم میشنیدم می خوندم ..

    بابد پارو نزد وا داد…..

    انگار باید هی می خوندم ، یه حس عالی ازش میگرفتم ،

    افکاری میومد به ذهنم خدایا این مسئله رو چکار کنم؟ صدای خودم میشنیدم که باید پارو نزد وا داد….. به خودم میگفتم جواب خدا همینه مریم ، عجله نکن … خوندم و رفتم .‌‌تا جایی که بهم گفت برگرد از خیابان رد شدم به سمت دیگه که برگردم ساعت حدود 8 شب بود ، اونطرف خیابان هدایتم کرد به مغازه ی لباس فروشی ، وارد که شدم یه آهنگ شاد پخش شد با لذت یه دوری زدم، آهنگ که تموم شد دیدم داره قرآن پخش میشه توجه کردم سوره شمس بود

    خداحافظی کردم رفتم بیرون از مغازه، گوشیم در آوردم از کیفم و سوره شمس از نرم افزار قرآنی پیدا و پلی کردم مسیر برگشت چندین بار گوش کردم

    وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾

    سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7)

    فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾

    سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏ اش را به آن الهام کرد (8)

    قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9﴾

    که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد (9)

    وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿10﴾

    و هر که آلوده‏ اش ساخت قطعا درباخت

    خدایاشکرت که هر لحظه منو آروم و آرومتر می کنی

    با حس حال عالی رسیدم به محله و رفتم کمی مرغ و تخم مرغ و خامه و… خرید کردم به لطف خداوند عزیز و مهربان و اومدم خونه ، رسیدم یه چای دم کردم و اومدم سراغ این فایل عالی و در دفترم نوشتم

    الهی شکرت متوجه شدم من در این دنیا موقتی هستم ، و بر هم چشم هم زدنی زندگی در این دنیا تموم میشه و میره

    آیا من لذت بردم یا نه

    چرا چسبیدم به آدم های اشتباهی، به افکار بیهوده، زندگی من خیلی با ارزش تر از این حرفاست که به هر فکری آره نگم، به هر نگاهی اجازه دیدن ندم، به هر حرفی اجازه شنیدن ندم ، من لایق بهترین زندگی با بهترین انسان ها هستم

    حق منه که از زندگیم لذت ببرم ، در هر شرایطی که هستم،

    امید و توکلم فقط به خدای مهربون باشه

    و حواشی بزارم کنار ، بسه هرچقدر پای حال آدم ها موندم ، پای نگرانی هام موندم و… بسه

    اگه امروز تونستم به لطف خدا حالم از زیر ده به بالای صد برسونم بازم می تونم با هدایت خدا به بالاترین رتبه برسونم و همونجا نگهش دارم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت

    وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

    و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 619 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد چقدر این فایل لذت بخش و پر از نکته بود واقعا لذت بردم خیلی به من انگیزه و احساس خوبی داد

    واقعا مثال شما به جا و درست بود در مورد اینکه ما به مهمونی دعوت شدیم این دنیا گذرا هست

    استاد واقعا قسمتی که گذاشتید به نام (شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد) خیلی دوست داشتنی هست چون من فایل هایی رو پیدا کردم توی این قسمت که فوق العاده هیجان انگیز بودن و من بسیار بسیار لذت بردم خوشحال شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    نیکی گفته:
    مدت عضویت: 902 روز

    به نام الله

    سلام استاد جانم

    من تمام حرفهای شمارو به عناوین مختلف و از راهنماهای دیگه میشنوم ولی واقعا اون احساس شعفی که از درک کلام شما می گیرم و یقینی که با کلام شما توی قلبم احساس میکنم در کلام هیچکس دیگه ای حس نمیکنم بااینکه بارها و بارها شنیده باشم.

    من ایمان دارم به روز مرگ و زیبایی اون لحظه و برگشتن به دنیایی که ازش اومدم با توصیفات زیبای شما و اون حسی که بهم میگه کلامتون کلام حقه و باور دارم به قول شما مرگ زیباست و برگشتن به معبود جز زیبایی نمیتونه باشه

    مگر رفتن فرزند در آغوش مادر جز زیباترین حسها میتونه باشه که ما هم در آغوش خداوند ترسی داشته باشیم وقتی به اصل خود برمیگردیم و روزگاری فقط از او دور افتاده بودیم.

    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

    چندروزی قفسی ساخته ام از بدنم

    قسم میخورم که این فایل و توصیف زیبای شما از مرگ و اینکه یک مهمانی آمدیم و هر لحظه وقت رفتن ماست از زیباترین و بامعناترین و دلنشین ترین توصیفات راجع به مرگ و دنیای پس از مرگ بود و عاشقتونم استاد و خداروشکر بابت اینکه شما سرراهم قرار گرفتین و تونستم با شما دنیارو جور دیگه ای و خیلی بهتر و زیباتر ببینم و لمس کنم و بابت هر موضوع کوچکی دنیارو به قول شما زهر مار خودم و اطرافیانم نکنم چون زمان خیلی کوتاه است و هر لحظه وقت رفتن فرا میرسه.

    برای شما استادجانم بهترینها و سلامتی آرزو دارم و خدا شمارو برای همه ی دوستدارانتون حفظ کنه انشالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربانم خدای روزی رسانم خدایی که هر لحظه ما رو هدایت میکند خدایا من عاشقتم

    سلام به بهترین و زیباترین استاد و سلام به عزیز دلشون مریم مهربانم

    و سلام به دوستان خوشگلم دوستانی که هر روز تا شب باهشون زندگی میکنم و در کنارشون قدم برمیدارم برای رسیدن به خواسته هام به دنبال ترسها و ترمزهای در وجودم هستم در ذهنم به دنبالشون میگردم تا پیدا کنم و بهبود بدم و بالا و بالا تر برم تا خدا رو قدرتش رو بهتر درک کنم قانون‌ها رو بشناسم و در زندگی به نفعه خودم استفاده کنم الهی شکرت سپاسگزارتم

    خیلی خوشحالم دوست دارم تغییراتم و ترمزهامو که پیدا کردم بنویسم و همه جا برای خودم رد پا بذارم که ببینم من دارم بهتر و بهتر میشم هر روز

    دارم تلاش ذهنیمو درجشو بالا میبرم

    من دیشب در عقل کل از نوشتن جواب یکی از دوستان عزیزم ترمز و ترس خودمو پیدا کردم که مانع برای فروش و اومدن مشتریهام بودن

    به خودم تعهد دادم که از امروز روی این ترمز و ترسم کار کنم و ارزش برای کارم قائل بشم ترس از کمبود مشتری رو از ذهنم حذف کنم و فرکانسمو عالی کنم که این فرکانسه منو مشتری میگیره و همه به سمته من میان و میخواهم با کنترل ذهنم کانون توجه همو به سمته فراوانی و ثروت ببرم تا حهان به من و به توجه ام پاسخ بدهد

    آره ما بی انتها هستیم من توانایی تغییر خودم رو دارم

    توانیی بهبود خودم رو دارم پس تلاش میکنم و حرکت میکنم با ایمان و بقیه رو به خدا می‌سپارم به قدرته او می‌سپارم

    خدابا اجابت خواسته های من برای تو چیزی نیست

    اما منم باید تو را بخوانم و ایمان و توکلم رو به تو نشان دهم تا تو اجابت کنی

    خدابا شکرت سپاسگزارتم برای تمام هدایت ها و الهاماتت

    برای دستانه مهربانت که برام میفرستی

    خدایا شکرت می‌گویم برای اینکه دلهای مردم رو برام نرم میکنی و همه از قدرته توست

    من در برابرت تسلیمم و سجده شکر بجا می‌آورم

    در پناه خداوند بزرگ و قدرتمند و مهربانم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه روز قشنگ دیگه یه فرصته دیگه برای لذت بردن

    امروز طبق کامنت ها نشونه جدیدم وبا فایل فقط روی خدا حساب کن کلید قلبم بودن وچقد ارامش بخش بود چنان شوری در قلبم به پا کرد این کاره طراحیمو به اسونی به طور عالی انجام دادم در کمترین زمان بالاترین کیفیت چون مست این اگاهی ها بودم واقعا اینا نیرو قدرت دارن واسوده میشه ازشون استفاده کنی برای زندگی برای شیرین کردن زندگیت بله ما فراموشکاریم باید همیشه اظافشون کنیم

    مدتی بود زهنم در گیرمون بود بله هدایت شدم قران بخونم عجیب هر فایلی میبینم میگی

    قران بخون قران خوندی

    شکرت برای این رفاقت راهنمایی واجابت هات

    دیروز تازه اجابت خیلی خوشمزه ای داشتم دلم عجیب شیر میخاس با خرمام بخورم بدون اینکه به کسی چیزی بگم ظهر…

    اقایی با سه تا پاکت شیر اومد گفت بیا بخور ماست کن

    واقعا شکرت وقتیم ببخشی دستت به کم نمیره شاید من یکی دوتا لیوان بستم بود توی قلبم ولی عزیز دلم این همه گرفته بود جاتون خالی تا شب زدیم به شیر موز شیر عسل شیر خرما خیلی رویایی بود منوی رویایی بود شکر

    همینجا میتونم بگم فقط خودت از قلبم اگاه بودی

    چقد بهم نزدیکی ننوشتم نگفتم هیچی فقط یه لحظه این ارزوی کوچولو درس شد زودی پاک شد ولی تو گرفتی وتا چند ساعت بعد اجابت کردی از اینکه تورو دارم شکر

    راستش برای من مرگ که میگفتین فقط مرگ نبود

    به جای مرگ برام فقر بود

    به جای مرگ تنهایی بود

    به جای مرگ بیماری و مرگ بود

    خلاصه فهمیدم

    ما ابدی هستیم

    قلبم واقعا باز شد قلبم چنان شوری گرفته بود میخاستم به همه عشق بدم میخاستم بدوم با عشق کارامو میکردم چنان شوری داشتم

    وهر لحظه یادم بود فرمانروا این کارها برای تایید توعه نه تایید کسی دیگه

    یادم بود پشت این اجابت این مهربونی عشق اگاخی ها خدای بزرگ بخشندم هس نه کسه دیگه

    اخه منکه به عزیز دلم چیزی نگفتم

    اخه کی بهم عزت داد

    اخه کی انقد روابطمو نرم کرده همش کاره تو بود

    ویاد بگیرم درس احترام بزارم

    روی ادما حساب نکنم برای کمک واجابت خاسته هام ولی یادم باشه اینا دستای تو هستن وعشق واگاهی هدایت ثروتو برام سرازیر میکنی شکرررر

    وزهرا سعی کن از کسی نترسی کمتر بترسی تنها قدرت دسته ربه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    به نام الله رب العالمین تنها قدرت بزرگ عالم

    سلام استاد عزیزم

    روز 167 ما بی انتها هستیم

    خدایا شکرت چقدر اسم این فایل زیبا وبرازنده ی موضوعش بود

    بی انتها

    واقعا که انتهایی برای خدا وابدیت و البته ما که تکه هایی از اون نور بزرگ( روح بزرگ ) هستیم ،وجود نداره

    یادمه پارسال که تازه عضو سایت شدم این فایل همون اوایل دیدم چقدر لذت بردم از این دیدگاه شما استاد بزرگوارم

    چقدر منطقی و زیبا که زندگی یک مهمانی هست که هرکسی بسته به انتخاب روحش مشخص میشه چقدر تو این مهمونی حاضرهست

    و این چقدر آرامشبخش که با از دست دادن عزیزی هرچند خردسال درک کنیم روح اون نوزاد انتخاب کرده همینقدر تو این دنیا باشه

    ودر کلام امامان بزرگوارمون بارها مرگ به پلی تشبیه شده که حدفاصل بین دنیای فانی وابدیت همیشه باقی ست

    اصلا روح دو بعدی ما چون برخلاف فرشتگان که تک بعدی و غیر مادی هستند و حالت های انسانی ندارند ، از یکنواختی عالم بالا کسل شد و برای همین از خدا جایی رو خاست که تجربه کسب کنه وخداوند مدرسه ی زمین رو برای روح انتخاب کرد جایی که قرار شد روح غم وشادی و ترس و اندوه و فقر وثروت ، بیماری و سلامتی

    همه چیز رو اینجا تجربه کنه و برای این تجربه نیاز به کالبدی جسمانی داشت تا با اون کالبد بتونه روی زمین مستقر بشه ودرسهاش پاس کنه برگرده عالم بالا به خونه اش ،جایی که از همونجا اومده

    درسهاش رو هم خود روح انتخاب میکنه یک روح میخاد درس سخت اعتیاد رو بگذرونه

    یک روح میخاد ثروتمند بودن رو تجربه کنه

    یک روح اومده قاتل بودن رو تجربه کنه

    اینا همه انتخاب های روح هستند

    و قرار هست با هدایت های الهی روی زمین راه درست رو پیدا کنه

    اما وقتی وارد دنیای مادی میشه وارتباطش با خالق با منبع قطع میشه کلا فراموش میکنه

    کی هست؟

    برای چی اومده زمین؟

    اصلا از کجا اومده؟

    و به محض بیرون رفتن روح از بدن همه چیز یادش میاد دوباره درخواست بازگشت میکنه به زمین و این چنین تناسخ اتفاق میفته که یک روح هزاران سال مدرسه ی زمین رو تجربه میکنه ولی درسهاش یادش نمیاد

    و مولانا چه زیبا تو شعر گفته

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم

    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

    زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

    به کجا میروم اینک ننمایی وطنم

    یعنی ما فارغ از هیاهوی دنیای پرآشوب بیرون ،به دور از این عصر تکنولوژی و موبایل و لب تاپ و اینترنت گاهی حواسمون باشه به درون خودمون و خلوت کنیم ساعتی ،لحظه ای رو با روحمون ،با خدایی که درونمون هست همون نفس قدسی که جان بخشید به این کالبد جسمانی که

    کی هستیم ؟

    رسالتمون چیه اینجا روی زمین ؟

    خونمون کجاست ؟

    و جواب ها تو این سکوت و خلوت بهمون داده میشه

    حس نزدیکی قشنگی با روحت احساس میکنی

    انشالله بتونیم با پیدا کردن راه درست با درک قانون جهان هستی هم رها بشیم از دنیا زدگی و دلمردگی که نتیجه ی نگاه صرف به آخرت ودنیا ی بعد از مرگ و عدم تلاش و کوشش در دنیا برای رسیدن به خواسته ها و کسب نعمت وثروت است

    هم بتونیم از نعمات وبرکات و ثروت بی نهایت دنیا استفاده کنیم بدون وابستگی و غرق شدن در دنیا بدون اینکه فقط دنبال دنیا و جسم و لذات فانی باشیم

    انشالله بلد باشیم تعادل قشنگی بین این دو ایجاد کنیم

    و چقدر زیبا فرمودین استاد خوبم که زیبایی های دنیای پس از مرگ وقتی به شما نشان داده میشه که شما زیبایی های این دنیا رو دیده باشی

    نعمات و برکات دنیای دیگر زمانی به شما عطا میشود که در این دنیای مادی سپاس گزاری برای داشته ها و ایمان واقعی ،توکل به رب ، احساس شادی ولذت را از درون تجربه کرده باشی و از هر لحظه ی زندگی لذت برده باشی

    خدایا شکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    ممنونم استاد عزیزم خیلی خیلی فایل قشنگی بود هم موضوع مهمی داشت هم اسم قشنگی

    خدایا ما را به راه راست هدایت فرما

    الحمدلله کما هواهله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خداوند مهربانم خدای قدرتمندم سلام به اساتید عزیزم ابن فایلها عشقن

    ابن فایلها خدا داره باهات حرف میزنه از زبان بهترین بنده اش

    پس هواسمو جمع کنم من اومدم به مهمونی

    و خوان سفره میزبان پهنه من باید انتخاب کنم

    کدوم و چه چیزی خدایا شکرت که منو سر سفره خودت دعوت کردی و منو دوست داری

    چون ما خالق هستیم باید خودمون این مسیر رو انتخاب کنیم و بریم حالا که آگاه شدیم به قوانین طوری زندگی کنیم که در آخر حسرت نخوریم و ای کاشها نباشد با لذت و خوشحالی بریم از این مهمانی بزرگ

    ابن روح ماست که ابدیست ولی جسم ما موقت ست

    و مرگ نیز بخشی از طبیعت ماست

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    به نام الله

    سلام استاد جانم

    دیشب ی خوابی دیدم وقتی بیدار شدم اونقدرررر خداروشکر کردم که نمیدونید.

    خواب دیدم لحظه مرگم فرارسیده و من دیگ باید میرفتم. کل وجودمو ترس گرفته بود

    که عذاب قبر شروع شد. وحشت قبر چمیدونم فرشته های عذاب.

    هزارررررتا وحشت دیگ ک تو دلم انداخته بودن از بچگیم بخاطرمذهب و….

    خیلی حالم بد بود.

    ازخواب پریدم یادم اومد عههه

    منک شاگرد استاد عباسمنشم این تفکر عذاب قبر و بلا و وحشت مال قبل از شناختن خدا بود.

    منک قراره به دیدار الله برم

    همونک خیلی مهربونه و دوست منه.

    دلم اروم شد

    و بزرگتررررررین سپاسگزاری من میدونید برای چی بود

    برای اینکه همین ی دیدگاه من درمورد مرگ عوض شد

    ومن دیگ نمیترسم

    من خوشبختم

    بخدا قبلنا هرررررشب خواب جهنم و…. میدیدم بااینک نمازمو میخوندم حجاب داشتم هیییچ کار بدیم نمیکردم اما باز میترسیدم

    اما الان میتونم هم اززندگیم لذت ببرم

    هم خیالم راحته ک من به دیدار الله میرم و تازه یجورایی مشتاقم هستم..

    میدونید ما ادما خیلی زود یادمون میره ک قبلا چ. ترسایی داشتیم چ دیدگاه هایی داشتیم ک بابتش ارامش نداشتیم

    فقط نگاه میکنیم ببینیم چقدر پول بهمون اضاف شده چن تا خونه بهمون اضاف شده

    اما نمیفهمیم ک چقدرررر تغییر کردیم

    و من بادیدن این خواب یادم اومد ک چقدر توی قنوت نمازام

    فقط برای کم شدن عذاب قبر دعا میکردم

    ترسم از تنبیه و مجازات بود من عشقی نداشتم به خدا

    امروز گفتم بذار برگردم مثل قبل نماز بخونم ببینم میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه

    چون وقتی سجده میکنم به درگاه الله حالم خوب میشه گفتم خب نمازم ک سراسر همینه

    توجه به خداست و تو ک اینارو خیلی دوس داری و حالت خوب میشه

    اومدم وضو گرفتم رکعت اول و ک خوندم

    حس کردم از الله دورم.

    حس کردم دارم خودمو مجبور میکنم یسری حرکات رو انجام بدم

    فهمیدم اون سجده های یهویی خیلییی قشنگ

    تره اون ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه

    انک انت الوهاب وقتی قشنگه ک از سر عشق هر لحظه ک بخوام برزبونم جاریه ن وقتی که باید حواسم باشه کدوم حرکتو قبل کدوم حرکت برم. و هررررررکار کردم ک بااحساس باشه نشد

    درحالی که من هررروز توی سایت وقتی برای خداوند و شما و خانوم شایسته و دوستانم کامنت مینویسم. دارم نماز میخونم

    من خیلی این صلاه رو دوس دارم

    من خیلی شمارو دوس دارم

    من خیلی نعمتامو دوس دارم خیلی الله رو دوس دارم خیلی باهم حرف میزنیم ولی انگار این نمازی ک به این شکل گفته شده بخونم

    منو یاد گمراهیام میندازه منو یاد مسجدرفتنا و ایستادن هایی ک نمیفهمم برای کی بوده میندازه و بیشتر مطمئن شدم ک این شیوه ی من نیست.

    اگه بود

    اونموقعا ک نماز خون و دعا کمیل رو

    توسل رو و ندبه رو بودم

    باید بهم نگاه میکرد اما الان هر لحظه حضورش رو حس میکنم

    من ازشما ممنونم استاد جونم

    میخواستم درمورد مرگ بنویسم اما به اینجا ختم شد

    پوینت من اینه

    که سپاسسگزاری میکنم از خداوند ازشما

    که باعث شدید این دیدگاه زیبا دروجود من شکل بگیره ک ترسی نداشته باشم و غمگین نباشم.

    و بدونم ک مرگ مرحله ی دیگریست که ازهمین دنیا میگذره و باید اینجا قشنگ زندگی کنم تا بتونم اونجا هم قشنگ زندگی کنم

    عاشقتونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    Ati گفته:
    مدت عضویت: 1911 روز

    به نام پروردگار مهربان

    اجرای توحید در عمل 8

    استاد عزیزم سلام

    باید یک اعتراف صادقانه کنم ، واقعا شنیدن این فایل برای من سخت بود ، حتی دیروز که نوبت این فایل بود ، اسکیپ گردم ، حس کردم آمادگی ش رو ندارم

    امروز که تصمیم گرفتم فایل رو بشنوم ، میخواستم دقیقه 10 پاز بزنم ، و ادامه ندم ولی به خودم گفتم باید پای تعهدم بمونم و تا پایان گوش بدم .

    من عاشق زندگی م ، به معنای واقعی کلمه .

    لذت میبرم هر روز صبح بیدار میشم ، لذت میبرم کسایی که سن بالا دارن و شادن و کیفیت زندگی شون بالاست رو میبینیم.

    حتی تو تاریک ترین روز های زندگیم ، از اینکه زنده م و زندگی میکنم ته قلبم از پروردگار ممنون میشم.

    تصمیم گرفتم فایلتون رو از این جهت بشنوم که برای من که عاشق زندگی م پس چطور نگاه کنم ؟

    اگه این جهان یه مهمونیه ، من از دم در ورودی تا آخرش که دست پروردگاره ، لذت واقعی ببرم

    اگه این جهان یک مهمونیه ، از پروردگار ممنونم برای اینتخاب این بدن و عاطی برای رفتن به مهمونی ،برای نقشی که دارم ، هر چند الان خیلی حس میکنم گم شدم ولی ممنونم از روحم برای این انتخاب ، میدونم که قراره نقشم رو خوب ایفا کنم .

    اگه این جهان یک مهمونیه با انسان هایی با روح های زیبا معاشرت کنم ،

    بهترین غذا رو انتخاب کنم ، چه برای جسمم ، چه روحم

    بهترین قسمت بشینم

    در لحظه باشم ، از موسیقی ، از رنگ ها ، از شاد بودن لذت واقعی ببرم

    وقتی داشتم به فایلتون گوشم میدادم که گفتین حتی یک ثانیه تایم بیشتر نمیخوام ، از ذهنم گذشت ، ولی من چقد زمان بیشتر میخوام

    خیلی جاها از جهان نرفتم که واااقعا دوس دارم تجربه کنم

    خیلی حس ها هست که تجربه نکردم

    این آزادی منوط به چیه ؟

    ثروت

    ثروت یک کاتالیزور برای سرعت بخشیدن به خواسته هامه .

    منظورم فقط خواسته های مادی نیست ،

    مثلا مادر شدن ،

    باید وارد یک مدار دیگه ای بشم که با فردی که دوست دارم ملاقات کنم ، وبعدش مادر شم

    واقعا این جمله استاد رو باید با طلا نوشت ثروت مند شدن معنوی ترین کار جهانه

    بدون نظم ذهنی مینویسم ، از مرگ رسیدم به ثروت

    ولی واقعا عمیقا میخوام این جهان رو تجربه کنم ، لذت ببرم

    این منوط به آزادیه

    آزادی ، نیاز به ثروتمند شدن داره

    برای رسیدن به ثروت باید منطبق بشم با انرژی ثروت ،

    باید باور هام تغییر کنن

    باید از همین لحظه شروع کنم ،

    همین لحظه که تو این مهمونی مجلل شگفت انگیز به دعوت پروردگار ، در زیبا ترین لباس ممکن به عنوان یک انسان ، و زیباترین لوکیشن به نام این زمین .

    اول فایل با قلب جمع شده و منقبض شروع کردم ولی با هدایت پروردگار قلبم باز شد

    باید هر لحظه به خودم یادآوری کنم که تو یک مهمونی بی نظیر و تکرار نشدنی هستم

    پروردگار زیبای من دستم رو بگیر

    امروز یک آیه می دیدم سوره مومنون :

    أُولَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿10﴾

    آنانند که خود وارثانند (10)

    در ادامه ی ویژگی های مومنان این طور نوشته بود

    خیلی ذهنم درگیر شد

    شاید نگاه اول به معنی وارثان این جهان یا فردوس باشه ،

    ولی

    چند مدت پیش ذهنم درگیر این بود که من چه میراثی میتونم داشته باشم ؟ میراث من چیه ؟

    منظورم مادی نیست

    منظورم تاثیر من در این جهان شاید وازه ی خووبی که توصیفش میکنه legacy باشه

    نمیدونم الان کدوم نقطه از راه ساخت میراثم هستم ، ولی میدونم که تو مسیرشم

    این آیه منو برد به اون فکر

    که عاطی برای اون میراثی هم توی ذهنت هست باید جز مومنان باشی

    مومنان به به غیب ایمان دارن ،

    مصداق تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس

    که خود راه بگویدت که چون باید کرد

    مومنان در لحظه هستن

    نه ترسی دارند نه اندوهگین میشوند

    باید هر لحظه با خودم تکرار کنم

    همه ی این حرف هایی که هدایت شدم به نوشتن شون باید هزار بار توی وجودم تکرار شه .

    پروردگار زیبای من

    به قلب من نور بتابون

    دستم رو بگیر

    من به خودم ستم میکنم

    شرک میورزم

    حتی همین امروز مقایسه کردم

    نا امید شدم

    قدرت تو رو دست کم گرفتم

    تویی که با نورت ، قلب منو گرم میکنی

    دست منو میگیری

    رهام نکن

    هنوز راه درازی برای من مونده ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 510 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت هست.

    خدایا من هر چی دارم از لطف و کرم الهی توست

    خدایا من بدون تو هیچم تو هستی که من وجود دارم. خدایا سپاسگزارم در این مسیر هستم و بهم کمک میکنی در این مسیر ثابت قدم و استوار باشم و هدایتم میکنی

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته نازنین.

    سلام به همه دوستان عزیز در این سایت الهی.

    استاد چقد این طرز فکر شما در مورد مرگ به من احساس خوبی داد که ما اومدیم مهمانی و هر کی از مهمونی زودتر میره ، یکی دیرتر میره ، واقعا همینه

    طرز دید من نداشتم وقتی پدرمو از دست دادم چون وابسته بودم کلی اذیت شدم طول کشید تا به خودم بیام ولی اینو باید درک کنم تو این زندگی مادی خدا بهمون با انتخاب خودمون جسم داده و ابزارهایی داده تا ما در این دنیای مادی دو قطبی زندگی کنیم و تجربه کنیم خواسته هامو از دل تضادها و تنوعی که در این دنیا هست خلق کنم و روحم رشد کنه و بدونه چه کسی هستم . من اومدم یه مدت کوتاه مهمونی و باید بپذیریم که این دنیا همه چیز موقتی هست یه مدت به ما نعمت هایی داده شده که امانته نزد ما و بدونم که تا وقتی هست استفاده کنم و لذت ببرم از مهمونی که خدا نصبیم کرده و وابسته نشم

    اشکال اکثر ما انسان ها از جمله خودم وابسته میشم به آدم های زندگیمون هم هویت میشم و اصل وجود خودمونو یادمون میره و وقتی کسی یا چیزی از دست میدی انگار همه ی وجودت با تو میره و برات درد داره چون وابسته شدی هم هویت شدی و عذاب میکشی و خیلی درد داره .

    من به شخصه درس گرفتم به هیچکسی وابسته نشم چون به هر چیزی که وابسته شی و جای خدا در قلبت بیاد و دوست داشته باشی از دست بدی اذیت میشی درد داره ، و الان میپذیرم من اومدم مهمونی و هر روز که زنده هستم سپاسگزار خداوند منان باشم که امروز هم در این مهمونی حضور دارم و میتونم تجربه کنم ، زندگی کنم . و هنوز فرصت تغییر دارم و به نظرم هر روز روز تازه ای هست مهمونی خدا دعوت میشم یک مهمونی جدیده چقد قشنگه با این دید زندگی کردن چقد اونوقت راحتر با مسایلی که اذیتت میکنه رو برو میشی مقاومت کمتر میشه میدونی که تو روح الهی خداوندی در لباس جسم اومدی در مهمونی خدا شرکت کنی حالا زمان مرگت فرا رسید بدون هیچ ناراحتی همه ابزارهای بازی در این دنیای مادی مهمونی در میاری مثل وقتی که میریم مهمونی تمام لباس ها رو بعد مهمونی در میاریم اینجا هم لباس های جسم و ابزارهای بازی که خدا بهمون امانت داد میزاریم و میریم . روحمون همون اصل خودمون بر میگرده به جایگاه اصلی ش و زندگی بعدیش

    پس تا هستیم در این مهمونی بزرگ خداوند قدر بدونیم و قدر آدم های اطراف و نعمت هایی که بهمون داده شده ، و انگیزه داشته باشیم حالا که هر روز بیدار میشیم و زنده هستیم روز جدید باشه برامون مثل اینکه میریم مهمونی چقد شاد هستیم و انگیزه داریم چی بپوشیم و چیکار کنیم حالا که خداوند حق انتخاب داده و قدرت خلق زندگی داده بهمون استفاده کنیم و انتخاب کنیم و خواسته ای که داریم انتخاب کنیم و به جهان سفارش بدیم و در مسیر متجلی شدن خواسته و هدفی که داریم لذت ببریم و به بهترین شکل بازی کنیم و از مهمونی لذت ببریم و به مقصد فکر نکنیم و ناراحت نشیم مهمونی تموم شد .

    استاد خیلی مثال قشنگی زدید ، کلا وقتی فایل های شما رو گوش میکنم چه رایگان و دوره شما رو میبینم چقد با طرز فکرتون و نوع نگاهتون زندگی رو راحت گرفتید و به خاطر همین هم هست همه چیز راحت و آسون برات پیش میره و من اگر بخوام شخصیت شما رو داشته باشم خیلی باید روی خودم و زندگیم کار کنم چون من خیلی جاها برای خودم سخت میگیرم در صورتی که ارزش نداره وقتی من اومدم یه مهمونی بازی کنم برم پس حالا که مهمونی تموم میشه و باید بزارم برم پس طوری زندگی کنم حسرت نخورم چرا بیشتر از این فرصت الهی مهمونی م لذت نبردم ؟ چرا رسالت الهی مو نفهمیدم و زندگی نکردم ؟ چقد غصه های الکی خوردم و ناراحت کردم خودمو و استرس هایی که همه تموم شد الان اونوقت خودم وقتی فکر میکنم خندم میگیره من بابت چی غصه خوردم و این همه خودمو اذیت کردم و اصلا الان به زور یادم میاد ، ولی باید به خودم تعهد بدم به قول استاد بی خیال باشم علی بی غم باشم زندگی راحت بگیرم اینقد خودمو اذیت نکنم ، از این فرصت الهی و مهمونی که هر روز دعوتم به اذن خداوند لذت ببرم من مهمونم و صاحبخانه هم خداست اون از من پذیرایی میکنه اینقد کنترل نکنم همه چیز بسپارم به خودش همه چیز پیش میبره راحت و آسون و کاری میکنه بهم خوش بگذره ، چیکار دارم به آینده چی میشه و گذشته که مرده تموم شده در لحظه زندگی کنم و هم جهت با جریان خداوند باشم و تسلیم خدا باشم و خدا بلده چیکار کنه بسپارم خودمو به خودش ، تا چرخ زندگیم روان شه تا رها و آزاد در این مهمونی با عظمت خداوند که همه چیز هم هست و من باید انتخاب کنم زندگی کنم چی از این قشنگ تر ، وقتی من میرم مهمونی دیگه نگران نیستم میگم صاحبخونه که منو دعوت کرده مهمونی همه چیز برام فراهم کرده و من باید برم فقط مهمونی خیالم راحته خوب این دنیا همینه ما مهمون خدا هستیم همه چیز متنوع نعمت گذاشته و هر چی دوست داری انتخاب کن و بعد مثل اینکه میریم مهمونی تسلیم صاحبخونه ایم که برنامه ها گذاشته اینجا هم در مهمونی تسلیم خداییم و میپذیریم ، خدا که برای ما بد نمیخواد ، خدا برامون خیر و خوبی می‌خواد پس آرام باشیم و اجازه بدیم کارها پیش ببره خودش..

    مرسی استاد عزیز بابت آگاهی که از این فایل ارزشمند کسب کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: