ما بی انتها هستیم - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

914 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2506 روز

    سری فایل های دانلودیروزشمار تحول زندگی من رد پای روز 167

    ما بی انتها هستیم

    فتبارک الله احسن الخالقین و سلام و درود به استاد عزیزم ممنون و سپاسگذارم که خداوند بهترین استاد رو برای آگاهی روز افزونم خلق کرد خدایاا شکرت

    مرسی مرسی استاد عزیزم که این فایل ها رو با عشق برامون تهیه کردید ..

    ممنون و سپاسگذارم و همچنین برای کامنت های زیبایی که مرا به خواندن و آگاهی های بیشتری هدایت کرده است ممنون و سپاسگذارم

    خدایا ازتو می خواهم ظرف وجودی من رو بزرگتر کنی تا درک بهتری از این جهان مادی دنیا و آخرت و قوانینت داشته باشم الهی آمین

    آدم نباید روی مردم حساب کنه

    هر وقت روی سیاستمداری و یا روی هنرمندی و یا روی شخصی حساب می‌کنه و یا از طرف آنها گفته میشه که من بخاطر مردم این کار رو کردم و بخاطر خواسته ی مردم این کار رو کردم و مردم گفتند بیا و مردم گفتند بروووو همش مردم ممم مرددددم میگه نشانه های از شرک و بی ایمانی است

    اگر برای مردم زندگی کنیم و یا بخاطر تایید دیگران زندگی می کنیم

    همون مردمی که الان میگن بیا دقیقا همان مردم دو روز دیگه میگن برو همانطوری که ما رو بالا می‌برند همانطور هم ما رو پایین میارند.. پس بنابراین حتی اگر بدترین حرفها رو هم زدن. باید آنچیزی که خودمون تشخیص میدیم درسته و رسالت مون هست رو انجام بدیم و کاری به حرف. دیگران و یا مردم نداشته باشیم

    اتفاقا دو روز گذشته چنین چیزی برام پیش آمده بود

    جریان اینه که هفته ی دیگه 16 تیر ماه جمعه تولد خواهرمه و شنبه اش هم به یک مهمون که از همکارهای خواهرم بوده مجلس زنانه ای به باغ شون دعوت شدیم منم خیلی خوشحال شدم .. ولی از طرف دیگه خواهرم همین جمعه گفت یک سر میخواد بره منزل خاله جانم یعنی از کرج بیاد تهران ..و طرفی گفت خودم ناهار چلو کباب برگ و غیره و غیره میگیرم میارم آنجا که خاله جانم توی زحمت نیوفته . خلاصه من هر چی به خواهر گفتم که برنامه شو به هفته ی دیگه موکول کنه تا منم بتونم بیام آنجا پیش خاله ام طفره می رفت . و بهش گفتم اگر هفته ی دیگه باشه منم میام آنجا و بعدش از همون جا با ماشینش تو با هم بریم کرج برای تولد و همچنین برای مهمانی در باغ ..(((( آخه من چهار پنج روز ی پیش خاله ام بودم و تازه دو روزی بود که برگشته بودم خونه پردیس .و یک سری کارها داشتم که باید حتما انجامشون میدادم ))) خلاصه آنها مدام زنگ می‌زدند و اصرار می کردند که دوباره برم آنجا ..

    بعد پیش خودم کمی فکر کردم و گفتم حرف هیچکس برام مهم نیست از اینکه بخوام افسارمو دست کسی بدم اصلا خوشم نمیاد .. بخصوص اینکه خواهرم بخاطر من برنامه شو تغییر نداد ( اول فکر کردم شاید کاری داره که نمی خواد تغییری توی این برنامه بده ولی خودش گفت نه هیچ کاری هم ندارم ولی می خوام الان برم آنجا.)).

    پس چرا من باید بخاطر حرف آنها برنامه هامو تغییر بدم و برای خودم ارزش قایل نشم .. بنابراین خیلی محترمانه قید همه چیرو زدم و گفتم چون وسیله نقلیه ندارم و برام خیلی سخته که دو سه بار برم و بیام کنم بنابراین شماها برنامه ی خودتون رو داشته باشید و بهتون هم خوش بگذره . . هر چند خیلی دوست داشتم که دسته جمعی کنار هم باشیم چون این دورهمی ها خیلی بندرت برامون پیش میاد ولی من تشخیص دادم که طبق برنامه های خودم زندگی کنم چون راحتی و آسودگی و ارزشمندی اولویت اول زندگی من هست ..

    و بقول استاد عزیزم آن کاری که میدونیم درسته و در راستای حرکت و مسیر درست خودمون هست رو انجام بدیم .فارق از اینکه خوششون بیاد یا نیاد و روی هیچکس حساب باز نکنم… چون بدین شکله که ما به تعادل و توازن و خوشبختی و ارزشمندی و احساس لیاقت میرسیم و با درون خودمون ارتباط برقرار می کنیم.. و بقول استاد عزیزم

    نکته ی طلایی که خیلی روی من تاثیر گذاشت این جمله ی طلایی استاد بود اینکه

    همین مردمی که تحقیر و توهین می کنند خودشون بدنبالمون میوفتند….

    چون جهان خیلی کمک ها بهمون می کنه و باید یاد بگیرم که روی هیچکس حسابی باز نکنم واقعا چقدر این حرف استاد درست بود چون من ماشین نداشتم و این رفت و آمدها برام سخت بود انتظار داشتم که خواهرم با یک تغییر کوچیک به من کمک کنه که من راحتر در کنارشون باشم ولی این آویزه ی گوشم شد که روی هیچکس هیچ حسابی نکنم..

    خدایاااا شکرت که امروز یک همزمانی فوق العاده خوبی با این فایل ارزشمند داشتم و از خداوند ممنون و سپاسگذارم که همیشه از طریق همین فایل ها به مسیر درست و صحیح هدایت میشم خدایا شکررررررت

    مهم ترین رابطه ی من در زندگی رابطه خودم و با خداوند هست

    تنها وابستگی من وابستگی به خداوند هست.و به او متصل هستم

    نکته و سوال مهمی دیگری که در این فایل مطرح شد  رسیدن به خواسته ها چه فایده ای دارد، وقتی هر لحظه ممکن است با مرگ مان همه چیز تمام شود

    استاد جان خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که به چنین سوالی پاسخ عالی و فوق العاده منطقی دادید و با شنیدن این پاسخ شما سعی می کنم در سفر زندگیم از لحظاتم لذت ببرم و شاد باشم وقتی فهمیدم که سفر من به این جهان هستی یک روزه است دیگه هیچوقت فکر نمی کنم این جسم فیزیکی من تا همیشه باقی بماند و ترسی از نبودن ندارم یعنی از سپیده دم صبحگاهی و دیدن طلوع خورشید درخشان از پشت آن کوههای دور دست شکر گذار خداوندم هستم که یک روز دیگر و یک طلوعی دیگر را آکبنده آکبند به من هدیه داده است پس باید از تمام لحظاتم استفاده کنم و لذت ببرم و برای اینکه یک روز و فرصت جدید دیگری به من عطا شده از خداوند تشکر و قدردانی کنم خدایاااا شکرت ممنون و سپاسگذارم برای تمام این فرصت های گرانبهایی که در طول عمرم به من دادی و قدردان این عمر پشت سر گذاشته ام نبودم ولی با نور هدایت های الهی و بلطف خدای مهربانم توسط استاد عباسمنش عزیزم دوباره متولد شدم و از تولد دوباره ام هر روز آگاهانه از خداوند تشکر و قدردانی می کنم ..

    استاد عزیزم نمی‌دونم چطوری باید از شما و از خدای مهربانم تشکر و قدردانی کنم که استاد آگاه و خردمند و توانایی رو چون شما رو به من و دیگر عزیزان این سایت عطا بخشیده که مسیر نورانی زندگی رو بهمون آموزش دادید و با این فایل های ارزشمند مکتوب کردید تا همیشه رهنمودهای شما رو هر لحظه بخودمون بتونیم یادآوری کنیم و در مسیر درست و صحیح رسالت مون حرکت کنیم یعنی حضور شما تا همیشه برامون ماندگار و پایدار است و بقول شما مرگی وجود ندارد

    که مرگ چیزی جز اتمام یک سفر زیبا و شروع یک سفر زیباتر نیست

    کل زمان زندگی مادی ما، در برابر ابدیت ما، دقیقاً به اندازه یک سفر کوتاه است.

    استاد جان چه مثال قشنگی زدید .اینکه .. وقتی به یک سفر می رویم و یا به هتل زیبا و یا یک جای موقت زیبایی می رویم و اینکه

    با طرح ها و و مکانیزم های مختلف که هر کدام زیبایی و لذت خاص خود را داشتند. شهرها و مناطقی زیبا  رو سفر کردیم و

    بعد از برگشتن و ترک از آنجا هیچ احساس ناراحتی نداشتیم و احساس نمی کردیم که چیزی رو از دست دادیم … دقیقا وقتی سفر می رفتم و جای خوبی سکنا داشتم و از اون مناظر بی نهایت لذت می‌بردم و بعد از چند روزی دوست داشتم برگردم خانه ی خودم . یعنی سفر و مسافرت با تمام زیبایی هایش و زینت های لذتبخشس هیچ وابستگی و تعلق خاطری به آنها نداشتم و برای ترک شون ناراحت نمی شدم البته شاید کماکان دوست داشتم چند روزی بیشتر در آن سفرها بمانم تا لذت بیشتری ببرم ولی هرگز دوست نداشتم بمدت طولانی آنجا بمانم چون باید به خانه ی اصلیم بر می گشتم .. زندگی جهان مادی هم همینطور هست شاید دوست داشته باشیم در این سفر زندگی بیشتر لذت ببرم ولی میدانم هر وقت زمان درستش برسد باید از این بُعد فیزیکی و مادی خارج بشم باید مانند یک مسافر زندگی کنم مانند یک مسافر از لحظاتم استفاده کنم مانند یک مسافر شکارچی زیبایی ها و شادی ها باشم و باید میدانم مکان‌های زیباتر و تجارب بهتری نیز در جهان در انتظارم است. و من باور دارم و به این نکته توجه می کنم که مکان‌های زیباتر و تجارب بهتری نیز در جهان در انتظارم است… و همچون یک مسافر آماده ی رفتن به جاهای زیباتر و بهتر و قشنگتری هستم ..

    مرگ نیز بخشی از طبیعت ماست. من هر وقت شبها می خوابم و صبح بیدار می شوم میدانم که از این جهان به جهان خواب و رویا می روم یعنی من در خواب هم سفر می کنم به سرزمین های ناشناخته و به فضایی که بُعد زمان و مکان مشخصی برام نداره و هر لحظه می تونم جایی باشم و به جای دیگری بروم و با اشخاصی ملاقات می کنم که خیلی وقته از این دنیا رفتند و یا اصلا نمی شناسیم شون ولی خیلی برام طبیعی و عادی است و هیچ ترس و دلهره و نگرانی ندارم..

    چون ما یک روح هستیم که انتخاب کرده ایم مدت بسیار کوتاهی، بُعد جسمانی و فیزیکی و مادی را تجربه کنیم و انتخاب کرده ایم تا در این جسم مادی با تضادهایش روبرو شویم، خواسته‌هایمان را بشناسیم و شور و اشتیاق حرکت در مسیر خواسته‌هایی را تجربه کنیم …

    و اینکه هر شب به خوابی عمیق همچون مرگ فرو می رویم و هر روز صبح به واسطه‌ ی تولدی دیگر از خواب بر می‌خیزیم

    ، مانند فردی است که سفرش به یک مکان رؤیایی تمام می‌شود در حالیکه مکان‌های زیباتری منتظر اوست

    بدن ما هر روز درحال تجربه مرگ و تولد است. هر روز سلولهای زیادی می‌میرند تا فرصتی برای تولد سلولهای جدید باشد. تنها چیزی که درباره مان ثابت است، روح مان است که ابدی است

    مرگ مانند پاییز و زمستان و بهار و تابستانی است که فرصتی است برای تولد برگ‌های تازه در بهار،  و رشد و پیشرفت و رسیدن به خواسته هایمان است که یک فرصت است برای تجربه بُعد خدایی‌مان

    خدایا من فعلا خیلی خیلی با این جهان مادی و جسم فیزیکی ام کار دارم چون من چند سالی هست که بیدار و آگاه شدم و به این مسیر توحیدی و الهی هدایت شده ام و می خواهم همچون استاد عزیزم از تمام لحظات زندگی و عمرم لذت ببرم و شاد و خوشحال باشم و ، هرگز حسرت از انجام کاری که دوستش داشتم رو نخورم و حسرت و انجام دادن کارهایی رو که به تعویق انداختم، را نداشته باشم

    استاد عزیزم خداوند به شما دو عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنین و این سایت گنج نامه و اعضای هدایت شدگان به چنین مسیر نور الهی عمر طولانی و با عزت عطا فرماید الهی آمین

    خدایاااا شکرت من برای زیبایی و عشقی که مرا احاطه کرده است سپاسگزارم.

    خدایاااااا ما را هدایت کن به راه درست و صحیح به مسیر رسالتی که بخاطرش پا به این جهان مادی گذاشتیم تا خواسته ها و شور و اشتیاق مون رو بشناسیم و تجربه کنیم خدایا. خودت منو هدایت کن به بهترین مسیری که برای من همچون اثر انگشتم خاص و ویژه است و به مسیر و

    راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت کامل و آزادی عمل را داده ای و تمام این تجربیات رو آگاهانه وارد تجربه ی زندگی مون کنیم تا جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به تو اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سپیده سیف گفته:
      مدت عضویت: 1226 روز

      سلام خدمت استاد عزیزم ومریم بانو

      سلام خدمت دوست عزیزم رویا جان

      انقدر کامنتتون زیبا ودلنشین بود برام که احساس میکردم روحم داره از بدنم جدا میشه

      خیلی قشنگ نوشتین انگاری که خداوند دست به قلم شده بود

      خدا همه ی مارا به راه راست هدایت کنه وامیدوارم بتونیم از لحظه لحظه زندگیمون نهایت لذت وشادی رو ببریم

      درپناه الله مهربان باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        رویا مهاجرسلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2506 روز

        با درود و وقت بخیر خدمت دوست عزیزم خانم سپیده سیف نازنین

        خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که وقت ارزشمندتون رو برای نوشتن به من گذاشتید و چراغ خوش خبری آبی رنگ رو برام روشن کردید و کلی اول صبح خوشحال شده بودم و لذت بردم و الان اومدم توی سایت که کامنتی بنویسم و یهویی یادم اومد که حتما حتما براتون بنویسم و ازتون تشکر کنم و از اینکه به یادم آوردید که دوباره کامنت خودم رو بخونم و به احساس خوب بیشتر و بهتری برسم کنون و سپاسگذارم

        خانم سیفی نازنینم الهی چراغ دلتون به نور الهی روشن و منور بشه و بدرخشید و درخشان باقی بمانید

        مرسی مرسی عزیزم روز و شبت بخوبی و خوشی و شادمانی و ایام بکامتون شیرین و گوارا همراه با عشق و مهر و محبت و خیر و خوشی و سلامتی و پول و ثروت و نعمت های الهی

        موفق و پایدار باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 1359 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستای خوبم

    سلامم به اصل من به خدای من به لاینتاهی من

    از لحظه لحظه های زندگیمون به خوبی استفاده کنیم. ما با مرگ از این دنیا خارج میشیم و خداوند وعده ی بهشت به ما داده وعده‌ی زیبایی هایی بی حساب و کتاب

    خدای من خداب نیکی ها خدای زیبایی ها و ثروت

    من بخشی از توام من پش از مرگ به تو با میگردم یعنی به قدرتمندترین و زیباترین و مهربون ترین و … انرژی دنیا برمیکردم و این یعنی چی؟ این یعنی شگفتی این یعنی از تمام لحظاتت از تمام چیزایی که خدا به تو توی این دنیاا داده نهایت لذت رو ببر و نترس هیچ ترسی نیست وقتی تمام این مدت داریم تلاش میکنیم به خداوند نزدیکتر بشیم باید خوشحال باشبم پس از مرگ به شوی او باز میگردیم.

    من الان یه احساس عجیب دلگیری ته دلم اونم بخاطر اینکه تو خونه تنهام اما واقعا حالم خوبه چون دارم نتایج رسیدن به خداوند رو میگیرم تا دارم میبینم رسیدن به ان قدرت بی نهایت همه چیز لذتی دارد چه احساسی دارد این حتی یک اپسیلون هم نیست که من به خداوند نزدیک شدم ان وقت ببین اگر بیشتر شود چه زندگییی در پیش است.

    راه سعادت در ان دنیا از رسیدن به سعادت در این دنیا میگذرد. وقتی اون دنیا هم خوشحال خواهی شد که قدرت و عظمت خداونو رو با درخواست کردن ازش با ایمان و توکل کردن ازش ثابت کنی. و خداوند رو خشنود کنی. و برسی به خداوند با ایمان داشتن با توکل و اعتماد کردن، دیدیم چطور وقتی فقط تو همین بازه‌ی چندماهه چطور ایمان اوردیم و زندگی برامون بهشت شد و پس اون همه ایمانی که نداریم اگر بیاد چه زندگییییییی چه لذتییی چه احساس خوبییی درجریان است.

    من عجله نمیکنم من نمیترسم من نکران نیستم م مضطرب نیستم غمگین نیستم من تسلیم خداوندم

    من تسلیم خداوند

    تسلبم خداوندی که نهایت قدرت است خداوندی که اماده ی رساندن من به هرانچه در این دنیا میخواهمه پس نه عجله ای هست و نه ترس و نگرانی.

    خدایا شکرت برای این همه احساس خوب و شادمانی که دارم.

    دوستتون دارم و خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مجتبی همت گفته:
    مدت عضویت: 3670 روز

    سلام استاد عزیز

    باورتون نمیشه هر روز صبح که از خواب بیدار میشم اولین کاری که میکنم پیج تلگرام شما رو چک میکنم تا ببینم شما ویدیو جدیدی گزاشتین یا نه و یا نظرات دوستان رو بخونم

    من واقعا با نظرات و عقاید شما در مورد مرگ و عزاداری ها موافق هستم و من نسبتا تو زمینه ها مختلف زندگی موفق هستم و الان زندگی فوق العاده عالی برای خودم درست کردم و تغییرات اساسی به زندگیم دادم فقط موفقیت هام در زمینه مالی که باید بیشتر باشه چون میدونم خدا بی نهایت ثروت داره چرا من انقد کم ازش گرفتم و باید بیشتر در بیارم و به تمام دنیا از جمله امریکا سفر کنم و طرز زندگی اون ها رو ببینم

    استاد خیلی دوستتون دارم و بیشتر به ما مطلب یاد بدهید تا ما هم به فرکانس درست و تو مدار قرار بگیریم

    فقط خواستم خدا قوت بهتون بدم و بگم من هر روز بی صبرانه منتظر ویدیو های شما هستم تا بهترین هارو بدست بیارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2059 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استادعزیزم وهمسرمهربونشون مریم جان

    اتفاقادیشب یک نفراز اقواممون ک همسرش رو یک ساله ازدست داده هنوز کُلی غصه میخوردوگریه میکرد بعدن انگاریکی بدرونم هم گفت ایناروبهش بگو ک بابا اینا همش بخاطر وابستگیتون ب ایشونه وگرنه اون الان ازتو خیلی خوشحالتره ک ب ابدیت پیوسته و گفتم آخه عزیزه من تویی ک اینقدرگریه میکنی آیا اون دنیا همسرت میادمیگه دستت دردنکنه انقدرغصه خوردی بذار یکم از اعمالِ خوبم بهت بدم!تازه ب حاله تو میخنده میگه وای برتو ک چقدر سست ایمانی..و جالب اینجاست ک توبعضی مواردخودم مقاومت ذهنی داشتم وباخودم میگفتم منی ک انقدردارم تلاش میکنم ک باورهامودرست کنم و ب خواسته هام برسم اگه یکروز مرگ من فرابرسه اونوقت همه چیز تموم میشه و هیچ استفاده ای از رویاهام نکردم و چقققدرجالب بود ک من صبح زود اولین فایلی رو ک بازکردم همین فایل بود وبه جوابم رسیدم!! واقعا خدارو هزاران مرتبه شکر ک ازون روزیکه ب سایت شماهدایت شدم خداوکیلی هرسوالی توی ذهنم پیش میاد ناخوداگاه همون فایلی رو بازمیکنم ک جواب من تو اون فایل هست

    استادعزیزم هدایتگرزندگیم الهی ک خداوند ب شما هزارسال عمرباعزت وسعادتمند بده و روز ب روز بادانش و آگاهیتون نسل ب نسل جوونا رو ب مسیردرست ِ هدایت راهنمایی کنید ازشمابینهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1481 روز

    سلام بر استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    چقدر زیبا است که استاد خودشان شخصا کامنت های ما را می خواند و این حس خوبی به من می دهد

    نکته زیبایی دیگر که در ابتدای کار دریافت ام این بود که

    به خواسته های خودم توجه کنم

    توجه خودم را از روی ناخواسته ها بردارم

    به هر چیزی که توجه کنم از همان جنس بیشتر در زندگی من رخ خواهد داد

    نکته زیبایی دیگر

    روی مردم و روی دیگری حساب باز نکنم

    همه اینها نشانه شرک است

    خود من از این حساب باز کردن روی دیگری چقدر ضربه خوردم

    چه خسارت هایی از این موضوع دیدم

    اکنون می دانم که خودم و خودم هستم و خدای خودم

    واقعا نباید چشم به دست های دیگران دوخت وقتی که یک قدرت برتر و یک انرژی فوق العاده در این جهان برای کمک به من وجود دارد

    درس امروز من

    مرگ چیزی نیست که فناپذیر بشویم و از بین برویم

    چقدر استاد زیبا در مورد مرگ و مهمونی توضیح دادند

    زندگی من یک مهمونی است

    این مهمونی مثل یک پلک زدن است

    من با مرگ از بین نمی روم بلکه از این جهان به جهانی دیگر می روم به همان جایی می روم که آمده ام

    واقعا تا بحال اینگونه در مورد مرگ و مهمونی و این جهان نشنیده بودم

    چقدر توصیف استاد زیبا بود

    همیشه بوده ایم و همیشه خواهیم بود و این مرگ پایان زندگی و سرنوشت من نخواهد بود

    واقعا کیف کردم و لذت بردم از این نوع دیدگاه و این نوع طرز فکر

    حتی گریه و زاری کردن برای دیگران هم اشتباه است چرا که من باید به حقانیت آن برسم و با داشتن حال بد شرایط بدی را من برای خودم خلق می کنم

    یادم باشد که این مرگ فقط از دست دادن این بدن مادی است و گزنه من هیچ چیز از دست نخواهم داد

    واقعا تمام این صحبت ها جز حقیقت هیچ چیز نیست و نخواهد بود

    این نکته را در نظر بگیرم که جوری زندگی کنم که هرگز افسوس نخورم که چرا ایکاش اینجوری زندگی نکردم

    این مسیر زندگی من باید طی بشود و من باید و هر لحظه از آنچه که در اختیارم است لذت ببرم

    من باید به دنبال خواسته هستیم بروم و به دنبال خواسته هایم‌ رفتن این را نشان می دهد که من زندگی می کنم و شور و شوق دارم و از نعمت های خداوند خوب استفاده کرده‌ام

    در واقع هدف ها و خواسته ها برای این باید باشند تا من به جهان این را ثابت کنم که زنده ام و تلاش و حرکت می کنم و این تلاش و حرکت کردن چیزی نیست جز لذت بردن من در جهت رسیدن به خواسته هایم و این لذت بردن همان زندگی کردن است

    وقتی که من به دنبال هدف های خودم باشم یعنی اینکه من در حال زندگی کردن هستم و این شور و شوق و رسیدن به هدف هایم برای من لذت بخش است و این لذت بردن همان زندگی است

    نگاه و دیدگاه زیبایی بود

    ممنونم استاد عزیز از این صحبت های عالی

    ممنونم از خدای خوب خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    زهره زینلی گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    سلام به همگی دوستان عزیز

    سلام به استاد ارجمند و مریم دوست داشتنی

    از هفته قبل تصمیم گرفتم بخش توحید در عمل تو بخش دانلودی ها رو از اول ببینم خیلی حس و حال خوبی دارم بخصوص این قسمت که راجع به مردن بود آخه تو این دو هفته من ناظر بر مرگ دو عزیز از اقوام دور بودم که مردنشون از فکرم بیرون نمیرفت ولی از طرفی از رفتن به قبرستون و اینا بیزارم هیچ وقت هم نمی دونستم چرا خوشم نمیاد همیشه از رفتن به مراسم عزاداری امام حسین و بقیه امام ها بدم میومده چون هیچ وقت به مردن شون و از بین رفتن آدما اعتقاد نداشتم چقدر خوب استاد تو این بخش زندگی تو دنیا و مردن و رفتن به بعد دیگه ایی رو توضیح دادن چقدر خوب توضیح دادن که نگران حرف مردم و اعمال شون نباشیم من اگه بتونم همین یکی رو تو زندگیم اعمال کنم کای جلو افتادم

    استاد من هرروز تو سایت هستم یا دارم وویس شما رو گوش میدم یا زندگی در بهشت یا سفر به دور امریکا رو میبینم

    همش دارم کارهای که شما دو کبوتر عاشق انجام میدید رو میبینم و پر مقیاس کوچک تر برای خودم هم داره اتفاق میوفته

    ما یه باغچه کوچک خریدیم و با همسرم مدام داریم یه گوشه شو بهتر میکنیم و تو اون لحظه یاد شما و عزیز دلتون میوفتم

    انشالله بتونم همه ی وویسها و آگاهی هایی که از شما دریافت میکنم رو به عمل در بیارم و بشن جزیی از وجودم جزیی از روح و اخلاقم

    هر زمان شاگرد حاضر بشه برای دریافت آگاهی و علم استاد از راه میرسه حتی اگه اون سر دنیا باشه

    این بخش توحید در عمل بسیار پر بار و غنی هست و نیاز به تعمق بیشتر داره تا انشالله ریشه شرک خفی رو از اعماق وجودمون بیرون بکشیم و بشیم بنده خالص

    مخلص همتون زهره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه واحدی گفته:
    مدت عضویت: 714 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته عزیزم

    من 14 ماه هست که اشنا شدم با این برنامه ها و قبل از اون اصلا طرز فکرم فرق میکرد.نماز میخوندم و خیلی ادم صاف و صادقی بودم ولی همیشه تو زندگیم مشکل داشتم و شکستهای پی در پی.تا اینکه یکی از دوستان معرفی کردن و من شروع کردم کار کردن روی افکارم و باورهام و چقدر زندگیم تغییر کرد چقدر حالم عالی شد هر کسی منو میدید میگفت چقدر انرژی مثبت داری.

    کار برایم جور شد و کلی پیشرفت و خیلی راحت به دست میارم من خیلی تلاش میکنم که برسم به جایی که شما هستید و مطمئنم میرسم به تمام خواسته هایم از صبح قبل اذان شروع میکنم تا شب ساعت یک فقط روی باورهایم و افکارم کار میکنم.و دائم ویسهای شمارو گوش میکنم حتی تکراری.من انقدر حالم عالی شده که همیشه لبخند دارم و خیلی امیدوارم به خداوند.من با اینکه همیشه نماز اول وقت میخونم ولی دیدم حرف شما درسته من شرک داشتم به خدا.و این باعث میشد پیشرفت نکنم.چقدر دعاتون میکنم که باعث شدید من به راه درست هدایت بشم.خیلی دوست دارم شمارو از نزدیک ببینم به طور اتفاقی و مطمئنم این اتفاق صددرصد می افتد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2809 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    سلام استاد سلام مریم جان

    استاد من همیشه به نشانه روز ایمان دارم

    ساعتی قبل با دوستی صحبت میکردم و پدرش حالش خوب نیست

    گفتم خدایا شب عید پیششون باشه

    ولی باز گفتم خدایا عمر و زندگی در دستان توست

    خودت با عزت و خیر انجام بده براشون

    اومدم نشانه روز و مبحث مرگ و رفتن به ابدیت بود

    سپاس گزارم که خداوند مرگ رو آفرید تا بهتر زندگی کنیم و مزایای زیادی دارد

    خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایت

    و تمام حکمتهایت

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    بنام خدا

    سلام ،

    روز 167 سفر

    خدایا شکرت برای این روز عالی این هوای خوب .

    خدایا شکرت که این تعداد روز را در سفر هستم و دارم بهتر و بهتر میشوم و دارم علفهای هرز ذهنم رو هر روز بیشتر و بیشتر از بین میبرم .

    استاد عزیزم این فایل شما یک الماس گران بهاست و بسیار بسیار ارامش دهنده است واقعا احساس بی نهایت بودن بهم دست داد وقتی گوش دادم .

    چقدر مثال دقایق پایانی سانس استخر به دلم نشست واقعا .

    من قبلا مذهبی بودم اصلا در مورد مرگ نمیشد احساس خوبی داشت وقتی روی منبر ها میگفتن که ما خیلییییییی گناه کاریم ما بدیم ما شیطانیم نماز هامون قبول نیست کلی بیا محرم زجه بزن تا شااااااااااید فلان امام یک نگاهی کنه بهت اونم تازه مطمعن نبودیم اونم شایدی بود . این سبب میشد مرگ واقعا ترسناک و هولناک باشه واسم از طرفی اونقد غم خوردن و محزون بودن ارزش گذاری شده بود که من فکر میکردم که اگر اشک غم نریزم ادم بدی هستم .

    خلاصه استاد عزیزم من چند سال پیش به لطف این سایت و تعالیم دقیق و درست شما از این نگاه خلاص شدم و سالهاست دارم با ارامش زندگی میکنم و لذت میبرم .

    من فقط همین یک دستاورد رو از سایت شما بیام بررسی کنم خدایی چقدر باید سپاسگزاری کنم ؟؟؟ اصلا بگم من هیچ دستاورد دیگه ای از این سایت نداشتم ( صدها دستاورد داشتما ) ولی فرض کنیم که نداشتم فقط همین یک مورد بوده .

    میدونید چقددددددددددر من رهاتر شدم ؟؟؟ چقدرر ارامش بیشتری پیدا کردم ؟؟؟؟؟ فقط همین یک درسی که الان واسم بولد شد موقع نوشتن کامنت رو دارم بررسی میکنم ….

    اقا همین یک درس همین یک نکته که اقا خدا نزدیکه لازم نیس کسی شفاعت کنه تو رو که بهم با فکت های بسیار محکم استاد توسط قران ثابت شد و واسم حل شد .

    اقا همین یک نکته میدونید چقدددددددددددر وقت و زمان من رو ازاد کرد ؟؟؟

    من کلی از کارهام میزدم و میرفتم مراسم های مختلف تا شاید کسی مارو شفاعت کنه ….

    کلی هزینه ی مالی میکردم تا بلکه کار ما رو درست کنن .

    در کارم ایراد داشتم و گره تو کارهام بود بخاطر مدار پایینم من بجای اینکه برم مسئله رو حل کنم میومدم مراسم های مذهبی ام رو بیشتر میکردم و فکر میکردم یهویی همه چیز درست میشه ولی نشد که نشد . سالها کلی هزینه کردم کلی انرژی گذاشتم ولی تاثیری در روند بهتر شدن روحیه و زندگیم نداشت و همه چیز بدتر میشد تا اون ماه رمضانی که من با این سایت اشنا شدم که داستانش رو در پروفایلم گفتم و از همون روز دقیقا از همون روز همه چییییز تغییر کرد خدایا شکرت یادش افتادم چقدر اون اولین روز اشنایی من با شما قشنگ بود چقدر خوب بود اون روز من خداروشکر میکنم که اشنایی ام اینقدر خاص و باحال بود . بذار بازم بگم .

    من تو جاده چالوس بودم سوار اتوبوس و داشتم میومدم تهران و از اونجایی ک خیلی مذهبی بودم فایلهای سخنرانی در گوشیم داشتم تو تلگرامم چند روز پیش دان کرده بودم

    اینجوری که دیدم یجا تو کانالی نوشته بود تفسیر سوره ی حمد از استاد عباسمنش …

    من سوره حمد رو دوست داشتم و تو نماز هام میخوندم

    و اسم استاد رو قبلا هم شنیده بودم خیلی کم ولی تو ذهنم اشنا بود

    واسه همین دانلودش کردم گفتا بعدا گوش بدم .

    تو اتوبوس اوایل جاده اهنگ گوش داده بودم با هندزفری و گوشم خسته شده بود گفتم حالا یکم سخنرانی گوش بدم تو طبیعت جاده یاد خدا بیفتم و این حرفا …

    رفتم سخنرانی اخوند هایی که قبولشون داشتم رو گوش کنم لابه لای فایلهای دانلودی تلگرامم یهویی دیدم 5 تا فایل تفسیر سوره حمد هست قسمت بندی شده …

    گفتم بجا سخنرانی اینو گوش کنم ببینم چی میگه بعدش برم بعدیا …

    الله و اکبر …

    الان که مینویسم موهای تنم سیخ شده …

    قشنگ یادمه

    خدایا همون دقایق اول فهمیدم که این یه چیز دیگه است …

    به قول شادمهر از اولین جملت فهمیده بودم زود که عشق های قبل از تو سو تفاهم بود ….

    واقعا اینو از همون اولین جملات استاد فهمیدم …

    بعدش که رسیدم تهران قفلی رفتم تو کاناله فایلهای استاد رو دانلود کردم و تو یه فایل از سایت گفته بودید فوری رفتم تو گوگل سایت شما رو پیدا کردم و به فاصله ی چند روز بعدش عضو شدم .

    چند روز بعد از عضویتم هدایت شدم به روز شمار تحول و اون زمان 3 فصل اومده بود . اقا نگم براتون که هر فصل رو که تموم کردم 10 سال به کیفیت زندگی ام افزوده شد …

    و الان 1404 روز هست که عضو این سایت هستم ،

    چقدر جالب امسال هم ساله 1404 هست و این تعداد روز رو در این سایت بودم و بهتر و بهتر شدم .

    من واقعا از صمیم قلبم خدارو شکر میکنم برای این سایت …

    من خدارو برای اون سفر اون اتوبوس اون گوشی اون تلگرام اون فایل که گوش دادم . برای اون لحظه ای که استاد از رحمت خدا و بی انتها بودنش گفت دقیقا یک رودخانه ی زیبا با اب جاری حالت ابشار دیدم در جاده چالوس و اون لحظه چقد احساسی شدم . خدای من شکرت چقدر اون سفر زندگیم رو عوض کرد .

    اون جاده چالوس اون فایل اون هوای ابری اون همزمانی چقدر قشنگ بود .

    خدایا شکرت که این شکلی خوب و خفن و باحال هدایتم کردی خدایا شکرت واقعا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 1103 روز

    سلام خدمت همه دوستانم و استاد عباسمنش امروز هفتمین روزی هست که پدرم رو ازدست دادم و این فایل رو توی این مدت بیشتر از ده بار گوش کردم و هر دفعه بهم آرامش داده و ایمانم رو بیشتر کرده و خدا رو شکر می کنم که با این آگاهی ها آشنا شدم و سپاسگزار پروردگارم که کمکم کرد تا با شما آشنا بشم و در مسیر شما قرار بگیرم به مدت دو سال هست با فایل های شما زندگی می کنم قبل آشنایی با شما خیلی مشکلات با همکارم و بقیه داشتم وقتی روی خودم کار کردم اتفاقات خوبی برام افتاد توی سال 1400 یه جا کار می کردم که تقریبا خیلی باهمه مشکل داشتم بعد از آشنای با شما و خرید دوره عزت نفس به یه شرکت دیگه رفتم اونقدر روی خودم کار کرده بودم وقتی پدرم مریض شد و از اونجا میخواستم استعفا بدم همه اونقدر ازم راضی بودند که بهم گفتن بعد از بهبودی پدرم میتونم بر گردم همه اینا رو مدیون خداوند و شما هستم که در این مسیر قرارگرفتم و از خداوند براتون آرزوی سلامتی و عمر با عزت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: