ارزش ابزار - صفحه 87 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1176 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی

    خدا را شکر می کنم با یه فایل دیگر از استاد به حرف ها و قشنگی های صحبت آن پی بردم و لذت بردم از این فایل بینظیر استاد که چقدر کمک میکنه به باورهای محدود کننده ما در این فایل عالی

    استاد حرفهای قشنگ زده شد و آن این بود که به خاطر شرایط قبل ما گرفتار الگوی قبل شده ایم

    و اگر تکرار شود این الگوها ی اشتباه ما را به راه های اشتباه می کشاند

    برای ما قیمت نباید تاثیر گذار باشد کیفیت و نتیجه آن چیزی که میخریم مهم است برای چیزهای خوب پول خوب باید بدهید و به خودت بگی مفت خریدی باید مواظب باشم به خاطر اون جنس ارزون که میخرم صدها برابر هزینه نکنم بعدها وقتی چیزی که ارزون می خریم دیگه هزینه و بلا روی سرت می آورد که بارها و بارها پول اون جنس است باید هزینه کنید باید ذهن ما ثروتمند فکر کنه

    که این طرز فکر را داریم زمان خودتون رو برای حاشیه‌ها نزاریم به خاطر این جنس ارزون باور ثروتمند دی ما ثروت را وارد زندگی ما میکند واقعا ازتون ممنونم که کامل و شفاف آنچه که در باورهای نادرست من بود اشاره کردید تا به آن ذهن یا با اقدام درست را در زندگی خود انجام دهم

    از دوستان بابت کامنت های قشنگ شون سپاسگزارم در پناه الله یکتا شاد سلامت سعادتمند باشید انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1437 روز

    سلام به استاد نازنین وارزشمندم.

    ارزش ابزار.

    تادوسال پیش کسی بودم که هیچ آگاهی نسبت به صحبتهایی که استادراجع به گرونی اجناس وابزار ،نداشتم .

    اتفاقامقاومت زیادی داشتم واصلن علاقه ای به خریداجناس گرون نداشتم چون درکی ازکارکردوکیفیت اونهانداشتم .درواقع چون همیشه ازلحاظ مالی درمضیقه بودیم ،ترجیح میدادم که دنبال اجناسی باشم که کارم رو،رابندازه .

    دیگه به عواقبش واینکه چقدبتونم ازش استفاده کنم ،فکرنمیکردم.

    ودقیقن همیشه چوب این داستان رومیخوردم.

    جالب اینجا بود که دلمم نمیسوخت وتوجیهم این بود که خب ارزون خریدم .حالامی ارزیدکه انقداستفاده کردم.

    دیگه به این فکرنمیکردم که اگرجنس بهتری می‌خریدم ،طبیعتابیشترمیتونستم ازش استفاده کنم .

    ضرورتی نداشت انقدحساس باشم وباحساسیت واحساس خطرازاون محصول استفاده کنم.

    بالذت بیشتروکیفیت بالاتری میتونستم ازاون استفاده کنم.

    بله مقاومت زیادی داشتم که بابودن توبرنامه ی استادوآشنایی باقوانین جهان هستی که مهم‌ترینش تغییرافکاروباورهام بود،متوجه شدم همه ی اینهاازکمبودفراوونی میاد.

    اینکه باورهای خیلی ضعیفی دارم که نمیتونم به خودم ، بقبولونم که اجناس خوب بخرم .

    ازطرفی ارزش خودم رو هم پایین می دیدم که دلم نمیومددست به چیزای گرون تربزارم .

    پس نقطه ضعف‌های زیادی داشتم که همگی دست به دست هم داده بودن که اجازه ی خریدباکیفیت روبه من نمیدادن.

    استادمثالهای خوبی زدن .که همشونو،خوب درک میکردم چون خودم تجربه کرده بودم.

    وسایل وابزارآلات آشپزخونه یاخونه می خریدم باکیفیت پایین چون ارزون بودن .بعد سریع یاخراب میشدن ونیازبه تعمیرداشتن یاازبین میرفتن .

    ومجبورمیشدم دوباره بخرم.

    برفرض مثال وقتی مبلی خریدم که جنسش ترک بودهمه گفتن بااین پول میتونستیدسه تاسرویس چوب بخرید اماسالهاس دارم استفاده میکنم هم قشنگیشوداره هم هنوز قابل استفادس وابرهای زیرش سالمه .هم چقدازنگاه کردن بهش ونشستن روی اون لذت بردیم .درحالیکه مبلهای دیگم زودداغون میشدن .

    حتی توخوردنی هامثل میوه جات ،خشکباریاهرتغذیه ای که استفاده میکنیم .متوجه شدم وقتی میرم مغازه ازهرنوعش که میخام خریدکنم ،بهترینشوبرمیدارم چون میخام به خودم ثابت کنم که هم فراوانی هست هم فهمیدم بااین کارم احترام به خودم میزارم وجهان هم طبیعتاهمیشه برام ازبهترینش می‌فرسته .دیگه نگران پولش نبودم .خب لذت بیشتری توخوردن هم میبرم .

    چرایه عالمه میوه بگیرم باکیفیت پایین .

    الان همه چی به اندازه شایدم کم بخرم ولی باکیفیت خوب وعالی میخرم .وبالذت میخوریم.

    به قول استاد هیچ چیزدورریختی ودورانداز هم نداریم .به خصوص موادغذایی ای که ازواجبات خونه بودمثل برنج مثل چایی ،قهوه وخیلی چیزای دیگه….

    ظرف وظروف خوشگل وگرون قیمتی که همیشه برای مهمون میزاشتم حالامیارم خودمون استفاده میکنیم تاباور کنم ،ارزش من هم بالاس.به قول بچه هام میگن مامان ازخوردن غذاهم تواین ظرفابیشترلذت میبریم .

    آجیل و خشکبار خوب میخرم که اگه 5تادونه هم میخاییم بخوریم ولی خوشمزشوبخوریم .خدایی طعم اونی که ارزون می‌خری بااونی که گرون می‌خری ،کلی فرق داره.

    خیلی ازلذتهاروازخودمون محروم کرده بودیم فقط به خاطرباورکمبودهامون وارزش قائل نشدن به خودمون .

    وفکرمیکردم داریم بوردمیکنیم درحالیکه که همیشه ضررهم میکردیم.

    وهمیشه تخم حسرت وغبطه تودلامون میکاشتیم .

    استادجان یقشنکی گفتن :«بایدببینیم چه چیزی دریافت میکنیم در مقابل آنچه پرداخت میکنیم ».

    بعدخواهیم دیدکه نه تنهاضررنکردیم بلکه سودهم کردیم .

    هیچ چیز گرونی بی حکمت نیست.

    ماارزون خریدن رو،زرنگی هم میدونستیم .چوب اینکارم توزندگی بسیارخوردیم.

    چراازظرف وظروفهایی که برای مهمون میزاریم یاغذاهایی که برای مهمون درست میکنیم بیشترلذت می‌بریم ؟چون اوناازکیفیت وزیبایی بیشتری برخوردارن.

    وبرای مهمون ازموادغذایی بهتروگرون تری استفاده میکنیم .

    بازچرا؟چون برای مهمون ارزش بیشتری قائل هستیم .پس بایدیادبگیریم که به همون میزان برای خودمون ارزش قائل باشیم تاازجهان بیشترنعمت وفراوانی دریافت کنیم .

    خداروشکرمیکنم که ازاون افکارمخرب بیرون اومدم ومثل گذشته فکرنمیکنم.

    ازاستادعزیز ممنون وسپاسگزارم که این مطالب رو بهمون یادآوری میکنن .

    من بهترینم وبایدازبهترینهااستفاده کنم .

    به همون میزان درآمدی که دارم هم میتونم طوری مدیریت کنم که کم خودم نزارم.

    ب شرط اینکه نگاهم فرق کرده باشه.

    استادجان عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سهیلا سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    سلام استاد عزیزم

    من قبلا همین باورهای غلط را داشتم وفکر میکنم بیشتر تفکرات وباورهای غلطمان ریشه در کودکی دارند چیزهایی که دیدیم از رفتارهای بزرگترها چیزهایی که شنیدیم وآن زمانی که خود را خردسال میدیدیم وفکر میکردیم بزرگترهامون هرگز اشتباهی در کارشون نیست وقبول میکردیم وبعد وارد جامعه و0000

    البته این شاید فرافکنی باشه واینک که متوجه شدیم باید روی باورهامون کار کنیم استاد من همیشه در خریدهام دنبال چیزی میگشتم که قیمت آن مناسب باشه تابتونم اونا راحت بخرم خصوصا لباس که با یکبار یا دوبار شستشو از بین میرفت وخیلی چیزهای دیگه اما الان مدتی هست که روی احساس لیاقت داشتن کار میکنم ودیگه از شنیدن تخفیف خورده وقسطی هستش وغیره حسم بد میشه ومیرم سراغ جنسهای با کیفیت وزمانی میخرم که بتونم به راحتی پولش را نقد پرداخت کنم استاد مرسی که هستید وبه من انگیزه ی فوق العاده میدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    سمیه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1241 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام و درود

    من هم تجربه ای در زمینه خریدن ابزار بی کیفیت داشتم که دوست داشتم به عنوان تمرینی که استاد عزیز از ما خواسته با شما به اشتراک بگذارم:

    من و همسرم هردو به هنذفری نیاز داشتیم ، برای خرید که رفتیم فروشنده چند مدل برای ما آورد

    همسرم جنس خیلی خوبی را برای هر دویشان انتخاب کرد ولی چون من یک applewatch هم خریده بودم دیگه خودما لایق خریدن هندزفری با قیمت بالا ندانستم و کیفیت پایین و جنس چین را انتخاب کردم ،،،،

    کمتر از یک ماه یکی از گوشی های هنذفری من قطع شد که حتی قابل تعمیر هم نبود و همسرم بارها ب من گفت خودت انتخاب کردی

    هندزفری من 300قیمتش شد و قیمت هندزفری همسرم که 600بود الان 1500و من با 300تومان پرداخت هنذفری قبلی و چیزی می‌خوام بخرم باید دومیلیون هزینه کنم که چند برابر برام آب خورد و سرزنش هم داشت و حس بدی که پیدا کردم ، واقعا احساس لیاقت و باور فراوانی دو مورد بسیار مهم برای دستیابی به خواسته هایمان بشکل بسیار عزتمندانه و زیبا ست ،، ما هر لحظه باید خودمان را لایق بهترینها لایق سلامتی لایق آرامش لایق عشق و رابطه سالم و زیبا ،لایق شادی لایق خوب بودن لایق خوشبختی ،لایق زیبایی ،لایق موفقیت و ثروت بدانیم ، آری فراوانی هست پول هست سلامتی هست عشق هست آرامش هست شادی و خوشبختی هست ،من لایق داشتن لوازم و وسایل عالی هستم من لایق جوانی و شادابی هستم ، من لایق داشتن دوستان خوبی مثل شما لایق داشتن استاد نازنینی مثل استاد عباس منش هستم ، و هزاران فراوانی دیگر که من لایق داشتن آنهایم ، خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    آذر عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1460 روز

    به نام الله مهربان

    روز18سفرنامه

    من از قدیم که یادم میاد همیشه دنبال حراجی ها ومغازه هایی بودم که جنسهای ارزونی داشته باشه ووقتی یه چیز ارزون می خریدم به خودم افتخار میکردم وپیش هر کس می رسیدم آدرس اون مغازه رو بهش میدادم که از اونجا خرید کنن.

    از وقتی که با قوانین آشنا شدم که این کار واین نوع خریدکردن از کمبود عزت نفس من واز باور کمبود میاد

    که من لیاقت چیزهای خوب وگران قیمت رو ندارم. تازه به این نتیجه رسیدم. که باید بهترین ها رو برای خودم بخوام چون من لایق بهترین ها هستم. به امید الله که بتونم دوره ی عزت نفس رو تهیه کنم و ییشتر بااین نوع باورها آشنا بشم. وروی خودم کار کنم.

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    حسین خدابنده لو گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    باسلام خدمت استاد مهربان ودوستان عزیز

    میخوام یکی از تجربیات جدیدم که طمع کردم رو بگم که همیشه یادم باشه فقط به کیفیت اون چیزی که میخرم نگاه کنم نه قیمت کالا

    من یه زمین رو میخواستم چهار دیواری کنم

    اومدم با یه نفر مشورت کردم و بهم گفت بجای بلوک بیست میتونی بلوک ده بخری که دونه ای 2000تومن ارزون تره،وبجای درب نو یه درب دست دومم پیدا کن و کارتو انجام بده

    ومن رفتم بعد از کلی گشتن یه در پیدا کردم

    که 2ملیون ارزون تر از نو بود

    چون قدیمی بود خیلی سنگین بود وهم زنگ زده

    وبلوک رو هم گرفتم کارو انجام دایم

    وخود اون درب اول کار اندازه 500 هزار هزینه گذاشت رودستم چون کلی جوش کاری میخواست روش انجام بدی

    ولی بعد از چند روز استفاده چون درب سنگین بود و بلوک ها ضعیف نتونست وزن در و تحمل کنه کل بلوک ودر کلا ربخت و افتاد پایین،وباید دوباره کلی هزینه کنم تا دوباره انجامش بدم

    بعد از دیدن ای فایل فهمیدم که همیشه به کیفیت جنس دقت کنم حالا هرچقدر میخوام قیمتش باشه داشتم میخرم نداشتم پولشو میسازم بعد میخرم

    ممنون از استاد عزیز بابات این فایل زیباتون

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2440 روز

    روز نوزدهم

    ای خدا ، باور کمبود و عدم لیاقت، چقدرر در من قوی

    همیشه ب جای اینکه اول کیفیت چک کنم، قیمت چک میکنم، توی بالاسهر تهران ، دنبال مغازه های تخفیف خورده میگردم، ( چون فکر میکنم من بصورت عادی نمیتونم اون کالای گرون بخرم، یا فیمتی که روی یک‌کالا گذاشتن اصلا ب اندازه ارزشش نیست )

    فایل رو ک گوش دادم ریز و درشت خساست هایی که کردم و چوبش خوردم اومد جلو چشمم

    از زمانی که نخواستم برای رنگ کردن موهام کلی هزینه کنم، و جایی رفتم ک کارش و موادش با کیفیت نبود و موهای نازنینم و صافم خراب شد، حالا هی باید هزینه میکردم برای شامپو و ماسک مو تا ی ذره از اون حالت سیم‌ظرفشویی کم بشه

    و نهایتا تنها راه حل کوتاه کردن بود

    یا مثلا پارسال رفتم ماژیک دوسر بخرم، گفت اصلش خیلی گرون و اینجا فروش نداره

    ولی فیکش داریم

    مثلا 36 رنگ 300 تومن

    منم خوشحال خریدم

    ولی خیلی خیلی زوود تمام شدن و مجبور شدم برم دونه ای بخرم البته این بار مارک عالی خریدم ( دونه ای 90 تومن)

    پارسال با ی تومن یا 1200 میتونستم ی بسته مارک خوب بخرم ولی الان با این پول برام ماژیک خوب نمیاره و باید بیشتر هزینه کنم

    یا مدادرنگی پلی کروم که 4 تومن بود و نخریدم و الان 8 تومن ( البته اینجا ولی دیجی کالا 18 زده)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2440 روز

    ی مثال دیگه هم الان یادم اومد که خوب مرتب داره تو زندگیم تکرار میشه و الان متوجه شدم

    من چندین سال ک کاشت ناخن دارم

    و همیشه دغدغه ام بوده که مثلا 5 هفته بگذره بعد برم ترمیم چرا

    چون مثلا در طول ی سال یکی دو مرتبه صرفجویی شده ( الان ک دارم مینویسم خنده ام گرفته ، ای امان از ذهن فقیر)

    و همین باعث میشه که مثلا ی ناخنم هوا میگیره و چون ناخن کارم اون زمان نوبتش پر یا سفره من مجبورم صبر کنم

    و (گاهی اینقدر رومخم و یا دردناک. میشه که مجبور میشم با ناخن گیر کوتاه کنم یا سوهان بکشم )

    و این یعنی هزینه اضافه

    چون کاشت کنده شده و باید برای ترمیمش هزینه بیشتر کنم

    بماند از دردی که تحمل کردم

    این مورد توی سه ماه اخیر دوبار تکرار شده

    ولی از این ب بعد سر چهار هفته میرم‌ترمیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1828 روز

    به نام فرمانروای کیهان

    سلام به دوستان عزیزم

    روز هجدهم روزشمار تحول زندگی من

    این فایل یکی از مورد علاقه‌ترین فایل‌هایی هست که من از استاد شنیدم و استفاده کردن ازش باعث شده که واقعا نتایج ارزشمند کسب کنم

    یکی از کارهایی که خیلی‌ از ماها انجام میدیم این هست که میریم ببینیم چه جنسی ارزون هست و بعد میگیم خب دارم سود می‌کنم این جنس ارزونه رو تهیه می‌کنم و ببین من چقدر باهوش هستم. ببین من سرم کلاه نگذاشتم بره فلانی همین جنس رو میداد 2 برابر ولی من تونستم همون جنس رو با این قیمت پایین بگیرم. ببین من چقدر باهوشم که گیر کلاه بردارا نیفتادم!!

    حالا بگذارید یک مثال از خودم بزنم، یادم هست که قرار بود برای بدمینتونم یک توپ تهیه کنم که باهاش بازی کنم چون توپ‌های پری بدمینتونی که داشتم به دلیل استفاده زیاد خراب شده بود. بعد من پول همراهم نبود قرار شد یکی از اعضا خانواده به من پول بده که برم خرید کنم. بعد فروشنده 2 تا جنس به من معرفی کرد. یکی 2000 تومن یکی 20000 تومن. قیمت‌‌ها ماله زمانی هست که این اتفاق افتاد شاید الان که میخونی قیمت‌ها فرق کرده باشه. بعد من گفتم که کدومش رو بگیرم؟ اصرار کرد که 2000 تومنی رو بگیر و منم گفتم بهتره 20000 تومنی رو بگیریم. دیدم اصرار کرد و گفتم خب اشکال نداره آقا ما 2000 تومانی رو گرفتیم. رفتیم باهاش بازی کردیم به 10 دقیقه نگذشت که توپه پاره پوره شد. بعد رفتیم یکی دیگه از همون توپ ها گرفتیم و باز اینم ده دقیقه ای ترکید. بعد من گفتم که ببین ما تا الان 4000 تومن پولمون رو ریختیم دور بگذار همون 20000 تومانی رو بگیریم و این کار رو انجام دادم. هنوز که هنوزه بعد از این همه سال اون توپه که قیمتش 10 برابر توپ اولیه بود داره کار میکنه و ما باهاش بازی می‌کنیم و آخ نگفته. هر بلایی که فکرش رو بکنید هم سر این توپ آوردیم ولی انقدر جنسش خوبه و انقدر عالیه که خیلی خوب بهمون جواب داده. بعد من همین حرف استاد رو زدم. گفتم ببین چقدر ما این رو ارزون و مفت خرید کردیم. گفتم که ما نباید به قیمت نگاه کنیم ببینیم قیمت یک جنس چیه؟ ما باید به این نگاه کنیم که چه کیفیتی رو بابت این پولی که میدیم دریافت می‌کنیم و بعد این کیفیته هست که مشخص میکنه ارزان خریدیم یا گران خریدیم. همین دیدگاه هم به دلیل استفاده از همین فایل ارزش ابزار استاد عباس منش بود که اگر گوش نداده بودم احتمال داشت توپ سوم 2000 تومانی رو میخریدیم و ضرر میکردیم. گفتم ببین ما به خیال ارزون بودن 4000 تومان پول دادیم که کلا از بین رفت. خب همون موقع 20000 تومان میدادیم و این توپ رو میگرفتیم و دیگه لازم نبود 4000 تومان هم ضرر کنیم. به قول انگلیسی ها ما انقدر وضعمون خوب نشده که برای جنس دست دوم (جنس بد) هزینه کنیم چون پولمون رو دور ریختیم. واقعا هم همینه. پول خوب بده جنس خوب بگیر بعد میبینی ارزون خریدی. پول کم بده جنس داغون بخر بعد میبینی پولت رو دور ریختی و ضرر هم دیدی. بنابراین نکته ای که از این فایل یاد گرفتم این هست که به ارزان بودن جنس توجه نکنم به این نگاه کنم که این جنسی که دارم میخرم چقدر برای من ارزش ایجاد میکنه، چه کیفیتی داره و بعد بابت این کیفیت بالا پول بدم و بعد میبینم که ارزان ترین جنس رو خریدم چرا؟ چون هم مسئله ام حل شده و هم کیفیت بالایی رو دریافت کردم و هم ضرری نکردم. چون اگر جنس بی کیفیت که اغلب ارزان هم هست بخری دقیقا پولت رو دور ریختی اگر ضررهای بیشتر نکنی.

    بنابراین تصمیم میگیرم که به جای نگاه کردن به ارزان بودن اجناس نگاه کنم که چه کیفیتی داره وارد زندگیم میشه و بابت کیفیت بالا پول پرداخت کنم و به این شکل نتیجه خوب دریافت میکنم و میگم چقدر ارزان خریدم این جنس رو.

    عاشقتونم. در پناه خدای یکتا شاد و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زهرا چگینی گفته:
    مدت عضویت: 1173 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به اساتید گرانقدر و دوستان عزیزم

    برای من هم هزاران بار پیش آمده که به خاطر احساس عدم ارزشمندی و کمبود دچار خطاهای بزرگ و هزینه های هنگفت شده ام. هر بار توبه کرده ام اما باز متأسفانه اسیر نجواهای ذهن شده و بارها مسیر اشتباه را تکرار کرده ام. خیلی جالب است زمانی که دارم آن راه خطا را میروم نداهای درون به من گوشزد میکنن اما شیطان قدرتش خیلی بیشتر است و اکثر مواقع برنده می شود. آخرین موردی که واقعا اذیت کرد مربوط به یک ماه پیش می شود که ال ای دی گوشی همسرم شکسته بود. از نمایندگی قیمت گرفتن گفتن حدود 4و نیم میلیون میشه. من داشتم بیرون میرفتم گفتم بزار از موبایل فروشی سر کوچه هم که تعمیرات انجام میده و چند سال هم هست تجربه داره سوال بپرسم. در کمال ناباوری گفتن که اورجینال 3 میلیون و 100 با دستمزد و گلس کلا میشه 3و 300. منم خوشحال که جایی پیدا کردم که هم اصل میندازه و هم حدود یک میلیون و 200 صرفه جویی میشه در ضمن بر خلاف نمایندگی که 24 ساعته تحویل میده 2 ساعت بعد آماده میشه. پس بلافاصه گوشی را دادم برای تعویض ال ای دی و راضی راضی 2 ساعت بعد تحویل گرفتم. به همسرم هم گفتم دیگه خیلی بیشتر مراقب باش که ضربه نخوره و ایشون هم واقعا بیشتر از قبل مواظب بودن. کمتر از 20 روز بعد داشتن کار میکردن که بدون دلیل صفحه تیره و تار شد. فک کردیم شاید مشکل خاصی نباشه و نیاز به فلش کردن باشه. فرداش بردم پیش همون آقایی که تعمیر کرده بودن، به محض اینکه دید گفتن ال ای دی مشکل داره و ضربه خورده . با اینکه صد درصد مطمئن بودیم که ضربه ای در کار نبوده ولی زیر بار نرفتن و گفتن جنس من اصل بوده. به ناچار به همون نمایندگی تحویل دادم و گفتن که احتمالا جنس فیک استفاده شده و برای بار دوم ال ای دی تعویض شد. اما برای ما درس های زیادی داشت که امیدوارم بتوانیم به موقع و درست استفاده کنیم. آگاهی های این اتفاق نادلخواه:

    1. برای خرید و تعمیر وسایل فقط به مراکز معتبر که حساب پس داده اند مراجعه کنیم.

    2. هیچ ارزانی بی علت نیست. همیشه با کیفیت ترین جنس را انتخاب کنیم و وسوسه کمی قیمت پایین تر نشویم.

    4. بیشتر از وسایل خود مراقبت کنیم و همیشه پس اندازی داشته باشیم که اگر وسایل ضروری خراب شد به جای تعمیر سعی کنیم یک وسیله نو و با کیفیت تر بخریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت