اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همهی شما عزیزهای دل، دوست های خوبم که در مسیر رشد و پیشرفت به سمت توحید به سمت ثروتمندتر شدن و نزدیکتر شدن به ربالعالمین در حرکت هستید. هرجا هستید قلباتون سرشار از نور و امید.
خداجونم، هدایتم کن بنویسم آنچه را که باید به گونهای که باعث درک بهترم از قانون بشه جوری که عملگراتر شوم انشالله. دوست دارم رب العالمین ام.
درسهایی که از این فایل و کامنت دوستان عزیزم گرفتم:
1. ببین این باور این طرز فکری که در حال حاضر داری چه نتیجهای برات دارد؟ چه بهایی باید به خاطرش بدی؟ کیفیت زندگیت رو افزایش میده؟ انقدر ارزش دارد که بهش ادامه بدی یا بیارزش هست و باید با یک نگاه و زاویه دیگه به زندگیت نگاه کنی.
2. قبل از این که نگاه کنی این جنس مارک هست یا نه این جنس زیبا هست یا نه قیمتش چند هست ببین کیفیت اش عالی باشه، برات کاربردی باشه. باعث بشه زندگیت راحت تر بشه و ازش لذت ببری، نه این که بهت آسیب بزنه و کلی زمان و وقت و انرژیت بگیره و آخر هم دستت رو تو پوست گردو بزارد.
3. تفاوت ذهن فقیر و ثروتمند: ذهن ثروتمند به دنبال بهبود زندگیش هست به دنبال جنس باکیفیت، کار باکیفیت که زندگیش رو بهتر کند به دنبال فرصت ها و ایدههای ثروت ساز هست و برای خودش ارزش قائل هست و از زندگی لذت میبره برای همین همیشه بهترینها نصیبش میشه. ذهن فقیر به دنبال صرفهجویی هست به دنبال چیزهای ارزون چون احساس ارزشمندی و احساس لیاقت نداره اگه بهترین چیزها و فرصتها مقابلش باشه نمیبینتش و بهش بیتوحهای میکند میره دنبال اونی که فکر میکند خوب هست و احساس زرنگی میکند درصورتی که بهای سنگینی بابت تصمیمات و انتخاب هاش میدهد.
نمونه ساده در خریدش و هیچ وقت هم قبول نمیکند که کارش اشتباه هست در واقع همه رو مقصر میداند الی خودش و تصمیمات اش رو.
4. انقدر ثروتمند نیستیم که جنس دست دوم بخریم.
مریم انقدر ثروتمند هستی که وقتت رو صرف کارهای بیهوده بکنی؟ دیدن فیلم ها و سریالها، حرف زدن با آدم هایی که مناسب نیستند و بحث کردن برای اثبات خودت، گشتن در فضای مجازی و ساعتها بازی با گوشی….. نمیخواهم بگم صفر و یک نگاه کن اما ببین بیشتر وقتت و انرژیت رو کجا میزاری ؟ جایی که باعث رشد تو میشه و کیفیت زندگیت رو افزایش میده یا جایی که فقط وقتت رو انرژیت رو میگیره و هیچی بهت نمیده.
5. بهجای دویدن دنبال ارزونترین چیزها دنبال ارزشمندترین چیزها باش—– تو زندگیت دنبال چی هستی؟ چی رو پیگیری میکنی؟ چه تاثیری در زندگیت داره؟ فکر کردن به اینها میتواند خیلی به اصلاح رفتارهات کمک کند.
6. یادبگیر به عنوان ذهن ثروتمند به جای حساب روی پولت روی کیفیت زندگیت، آرامش و وقت و دانش و مهارتهات سرمایه گذاری کنی یک سرمایه گذاری بلند مدت و به شدت سودآور
تمرین:
پارسال یک ایرپاد خریدم چون خوشگل بود و ارزون چون فکر میکردم من نمیتوانم از آن باکیفیتها و گران هاش داشته باشم الان استفاده می کنم تا کارم راه بندازه بعدا حالا یکی بهتر میخرم نتیجه یک هفته بیشتر کار نکرد و فروشنده هم جوابم رو نداد اینم نتیجه باور عدم لیاقت و کمبود.
کفش پاشنه بلند 10 سانتی خرید خیلی خوشگل بود و منم جذب این قشنگیش شدم با خودم میگفتم لباسم بلند هست پاشنه کفشم هم باید زیاد باشه تا قشنگتر باشه از طرفی هم میخواستم تو پام راحت باشه تا راحت تر بتوانم برقصم
اما قشنگیش به راحتیش چربید با این که گران خریدمش ولی نیم ساعت نشده پام رو اذیت کرد. دوتا مجلس بیشتر نپوشیدم انگار پولم رو دور ریختم اما این سری که رفتم کفش پاشنه دار 3 سانتی خریدم خداییش خیلی خیلی راحت هست نوش جون فروشنده باشه پولی که گرفته. حس خیلی خوبی دارد هم زیبا هم راحت. آن کفش درسی شد که راحتی را اولویت قرار بدهم به جای زیبایی و خیلی خاص بودن و ….
عیدپارسال رفته بودیم مشهد خرید عید انجام بدهیم با این که مانتو زیاد بود با قیمتهای مختلف اما به توصیه مامانم( برای پیداکردن جنس باکیفتتر) چرخیدیم و چرخیدیم تا یک مانتوی مجلسی در عین حال راحت و خنک پیدا کردم که 100 درصد همون شکلی بود که میخواستم و از طرفی کیفیتش هم عالیه درسته نزدیک دوتومان پولش دادم ولی خداییش خیلی کاربردی هست و زیاد پوشیدم در مجلس های مختلف تازه لذتام بردم.
با این که چند دفعهام شوستم اما مثل روز اولش نو هست.
جنس باکیفیت هرچقدر پولش بدی ضرر که نکردی هیچ کلی هم سود کردی مثال دیگه همین گوشی a23 دوستداشتنیم هزار و یک بلا سرش اومده اما خداییش حرف نداره مثل چی دارد کارمیکند.
خداجونم شکرت برای ردپای 18 ام دوست دارم و یک عالمه بوس بهت.
خیلی موضوع جالبی بود استاد چقدر ما ازین خاطره ها داریم ک همیشه دنبال چیز ارزون و مفت بودیم و وقتی خریدیم یا استفاده نکردیم یا اینقدر بی کیفیت بوده ک پشیمون شدیم
یادمه خواهرم رفته بود جنوب برای تفریح یه مدل اتو مو خریدن ک مسافرتی و خیلی کوچیک بود بعد من گفتم خب این ک خیلی کوچیکه در برابر حجم موهای شما گفت عب نداره ارزون بود خریدیم باور کنید حتی یکبار نشد ازش استفاده کنه فقط روز اول تست کرد گفت خیلی آشغاله دیگه ندیدم حتی از داخل جعبه در بیاره
یا دوستم هربار میخاد خرید کنه همش دنبال دستفروش دنبال جنس دست دوم عاشق اینه بره خلازیر خرید کنه وای بش فکر میکنم میمیرم از خنده همش میگم تورو خدا دنبال اشغال نباش یکم صبر کن پول بیشتری بده جنس بهتر بخر ولی گوش نمیده همیشه هم یا تعمیر گاه ماشینه یا جنسی ک مونده رو دستش دنبال یکی از خودش بدتره ک بده بهش الان ک دارم میگم کلی میخندم
من خودم همیشه دنبال چیزی بودم ک در حد پولم بوده اگه هم پولم برا یه جنس بی کیفیت کم بوده نمیخریدم چون جنسی ک کیفیت نداره کاملا مشخصه
خلاصه ک فایل جالبی بود استاد یاد خیلی خاطرات افتادم چ از موقعی ک پول زیاد میدادیم چ موقعی ک پول کم میدادیم
خداونداسپاس گذارشما هستم فرصت دارم درگام18روزشمارزندگی ردپایی از خودم جا بگذارم
درودوقت بخیربه استادعباس منش وخانم شایسته ودوستان هم فرکانسی
استادعزیز ازبابت فایل بسیار آموزنده شماتشکر میکنم
بنده اکثرمواقع زمان خرید خیلی حساسیت به خرج میدم هرجنسی رو نخرم اول درمورد کالای مورد نظر تحقیق میکنم بعدخرید میکنم به عنوان مثال چن سال پیش قصد خرید تلویزیون داشتم بعد متوجه شدم تمامی برندها تولید داخل هستن بنده برند ال جی دوست داشتم ولی موجود نبود اگر فروشگاهی هم داشت ازقدیم موجود داره بعد ازمناطق آزاد خرید کردم نسخه بروزشو وخداروسپاس گذارم بسیار محصول باکیفیت وعالیه والان چن سال میگذره دوستان واقوام تلویزیون ازبرندهای تولید داخل تازه خریدن اصلا کیفیت ندارن و برنامه میبینی لذت نمیبینی .
سعی میکنم هر زمان کالا یا خوراک یا پوشاک میخوام خرید کنم جنس خبشو بگیرم واگر اطلاعاتی درمورد اون کالا ندارم از اینترنت درموردش تحقیق میکنم بعد خریدرو انجام میدم.
این فایل نشانه امروز من بود امروز صبح که من چشمم رو باز کردم یه لحظه حواسم رفت طرف در چوبی اتاق،ما چند مدتی بود قصد داشتیم درهای چوبی خونه رو عوض کنیم ،همسرم برای صرفه جویی در هزینه اندازه گیری که 200تومن میشد فکر کنم ،خودش بی خبر از من اندازه هارو گرفته بود وبرده پیش نجار .وقتی در ها آمده شد ،موقع نصب کردن دیدیم کلا اندازه گیریها اشتباه بوده ودرها کوچیکن ونصاب گفت چون خودت اندازه گرفتی نمیتونی به نجار چیزی بگی
خلاصه این درهای ما که خیلی هم هزینه کردیم از اول هم بدتر شد بخاطر 200 تومان
میخوام اینم بگم که من امروز چشمم به در افتاد بعد نشانه رو زدم اصلا هاج وواج موندم من همین الان به این فکر میکردم. یعنی فرکانس ها چقدر دقیق کار میکنن
خدایا خودت هدایتم کن و بهم بگو چی بنویسم و به قلبم بنداز و شاخکهامو تیز کن
ــ وقتی استاد یک آگاهی و مطلبی را توضیح میدن و چندتا مثال هم میزنن خیلی اون آگاهی درون ما نهادینه تر میشه ،حالا اگر با اون مثالهایی که اون لحظه متوجه شدیم خودمون یه سری مثالها بزنیم و کامنت ها را بخونیم خیلی ریشه ای تر متوجه اون آگاهی و اون قوانین میشیم
ــ قبلاً دنیا ،شرایط یه طوری دیگه ای بوده و ما یه سری الگو ازشون داریم و حالا که رفتار و افکار و برنامه های ما تغییر کرده اما هنوز از همون الگوها استفاده میکنیم مثل همین مثال استاد که یه زمانی برای خرید کردن و انتخاب کالاهایی که میخواستیم به فروشگاه های شهرمون رجوع میکردیم اما الان که همه چی آنلاین شده و به راحتی میتونیم با یه سرچ بیش از آنچه که میخواهیم را ببینیم ،اما ما باز از همون الگوی قبلی استفاده میکنیم
مثال دیگه :قبلا ما اگر یه محتوایی میخواستیم تولید کنیم و یا اگر میخواستیم یک بازی طراحی کنیم و یا میخواستیم آموزشی ببینیم تو یوتیوب و اینترنت سرچ میکردیم الگو میدیدیم یا آموزش میدیدیم و بعدش با خلاقیت و سبک خودمون آنچه را که میخواستیم درست میکردیم ولی الان خیلی همه چی پیشرفته تر شده و با هوش مصنوعی سرعت و کیفیت کارها خیلی بالاتر رفته که دیگه نیاز به اون همه سرچ کردن و دیدن الگو به سبک قدیمی نیست و با چند تا سوال و جهت دهی کردن هوش مصنوعی میشه هرچی که بخوای به دست بیاری و با سرعت و کیفیت بالاتری آنچه را میخوای خلق کنی
از دوستان عزیزم درخواستی دارم که اگر مثالی در این موضوع دارن را در پاسخ این کامنت به اشتراک بگذارن مخصوصا الان که هوش مصنوعی هم اومده و کارها خیلی سریعتر و بهتر و اسانتر و موثرتر شده و با باورها و قوانینی که میشناسیم خیلی قویتر میتونیم ازش استفاده کنیم که البته باید مواظب اصل و توحید هم باشیم که در ذهنمون قدرت به چی میدیم .
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم که برامون یک فایل جالب از یک تجربه و ارزشمندی ابزار ضبط کردند…سلام به شما مریم شایسته عزیز و توانمندم و همه دوستان و اعضای این جمع صمیمیِ در مسیر رشد
خداروشکر یکبار دیگه اینجام و یکبار دیگه دارم آگاهی هایی رو میشنوم و میبینم
خداروشکر برای این فرصت یادگیری و شنیدن این دیدگاه های زیبا و قشنگ
خداروشکر برای ابزارها و کلی نعمتی که زندگی و روزمره منو احاطه کرده
ارزش ابــزار
_ الگوهایی از قدیم در ذهن ما هست با وجود تغییرات هنوز طبق اون الگوی قدیمی رفتار میکنیم. یعنی ما انسان ها باید مثل این گوشی و نرم افزارهامون که هرچند وقت یکبار آپدیت و بروزرسانی میدن و نسخه خودشون رو بهبود میدهند و کارایی های اونو بیشتر میکنن، خودمون رو ذهن مون رو از الگوهای قدیمی پر شده بروز کنیم و تا رفتارهامون رو آپدیت کنیم.
● ترجمه:و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریدههاى خود برترى آشکار دادیم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم. و خانم شایسته مهربانم سلاااامم.
سلام به همه دوستانم
استاد من دوره عشق احساس لیاقت رو خریدم. همان زمان خدای درونم بهم گفت روی فایل های باورهای ثروت ساز کار کنم منم شروع کردم روی فایل های فولدر باورهای ثروت ساز کار می کنم،در این فایل که سال 95 ضبط شده چقدر درمورد احساس لیاقت صحبت شده و دوستان کامنت گذاشتن در مورد یکی از باگ هایی که باعث میشه ما عدم احساس لیاقت کنیم. خداجونم دوستت دارم عاشقتم که هدایتم کردی
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■جملات کلیدی فایل :
نعمت های خداوند بی انتهاست. خدایا اینقدر به من ثروت بده که دیگه قیمت برام مهم نباشه.
موقع خرید ها بیشتر دقت کنم و به قول استاد ،گرون بودن و ارزون بودن رو با قیمت یک کالا نسجم
بلکه با نتیجه ای که اون کالا برام داره بسنجم.
،مهم ترین موضوع ذهنم این باشه که این انتخاب برام چه حاصل و چه نتیجه ای داره و قراره برام چی رو به ارمغان بیاره،
تو اصلا فکرشم نمیکنی به خاطر این تو لیاقت خودتو با اون خرید آوردی پایین
درک کردم که وقتی همش دنبال جنس ارزونم یعنی واسه خودم ارزش قائل نیستم
وقتی مواد غذایی کم کیفیتو استفاده میکنم یعنی دارم به عالم میگم من ارزش ندارم
وقتی راضی میشم به کمترین ها به هر دلیلی یعنی لیاقت خودمو میبرم به نابودی.
●بهترین سرمایه گزاری این هست که م ا روی خودمون سرمایه گزاری کنیم و این نکته رو بدونیم که ما اشرف مخلوقات خدا هستیم خدا از روح خودش در ما دمیده و کل کائنات رو مسخر ما کرده این یعنی که ما بی نهایت ارزش مند هستیم و لایق بهترین بهترین ها هستیم پس نباید تحت هیچ سرایطی دست کم روی خودمون بگذاریم و چیز آشاغالی بخریم
●من لایق خرید اجناس با کیفیت هستم.
●من باور میکنم که با هر بار خرید کردن باعث ورود رزق وروزی به زندگی دیگران میشم واز این طریق باعث گسترش جهان میشم وخداوند ده برابر این مبلغی رو که پرداخت کردم وارد زندگیم میکنه و هرچه وسایل با کیفیت تر بخرم خداوند برکت وکیفیت زندگی من رو دو چندان میکنه.
●من لایق زندگی باکیفیت در همه ابعاد زندگیم هستم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سپاسگزاری:
● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیمبنشینم.
● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم
꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت ꧁꧂
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدارثروت و موفقیت.
18. هجدهمین رد پای من از روز شمار تحول زندگیم از این جعبه شگفتی و معجزه خدا
معجزه نوشتم چون امروز برام معجزه شد
معجزه ای که با یه اتفاق بد اول صبح شروع شد و شب به یه اتفاق ناب تو زندگیم تبدیل شد
جریان نقاشیامو اگه بخواین از اول هدایتم بخونید هر روزشو نوشتم دوست داشتین بخونیدش تا جریان امروز بهتر براتون وضوحش مشخص باشه ،چون امرور معجزه شد معجزه
تو روزای قبل از دیدن فایل روز شمار تحول زندگی من از 7 مهر تا تقریبا دوماه و نیم ، که با فایلای رایگان استاد سعی و تلاشمو برای عمل کردن به باورام انجام میدادم تغییرات اساسی تو خیلی چیزا دیدم که اونارو نوشتم براتون
ولی به نظرم از اولین روز روز شمارم که با تعهد بیشترم به خودم و عمل به آگاهی هاش زندگیم به دو قسمت متفاوت تر تقسیم شد
یعنی سرعتش چند برابر شد
حالا معجزه امروز من
بارها حرف استادو که از قرآن میگفت به خودم تکرار میکردم
من امروز صبح با کلی حس خوب و عالی بیدار شدم ،دیروز که روز پر از فعالیتی بود برام و بعد تحویل تابلوهای نقاشیم کلی پیاده رفتم و …و بدنم صبح کوفته شده بود ولی یه حس خوبی داشتم و تکرار میکردم من خالق زندگیمم و خدا قدرتمنده ، 8 بیدار شدم و گفتم یکم دیگه بخوابم بعد با اسنپ میرم نمایشگاه الهیه که شروعش 11 بود
من صبحانه خوردم و هی تکرار میکردم خدا امروزمو ببینم چطوری معجزه میکنیا ،بفروش میرسن تابلوهام با قیمت 274 میلیون و 100 میلیون که گفتی
بعد تو آیه ات سوره طور آیه 48 گفتی به حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی
بعد ادامه اش گفتی سوره نجم آیه 25 و 26
به امرخدا میشه ،البته این درک من از آیه بود که نوشتم
بعد من داشتم حاضر میشدم که دیدم پیام اومد
همین که خوندم گفتم چطور ممکنه نه نمیشه
یه اتفاق بد
سعی کردم خودمو کنترل کنم دیگه حاضر شده بودم برم نمایشگاه که تابلوهامو رو سه پایه ببینم و کلی بازدید کننده که میان و میبینن نقاشیامو
پیام این بود خلاصه مینویسم :
سلام خانم مزرعه لی
تابلوی شما پاره شده
یه تابلوی جایگزین بیارین
و لطفا اومدین با ارامش حرف بزنیم که پیش مهمونامون بد نشه
اون لحظه نمیدونم چی شد اولش فقط گریه کردم و بعد هم چون ناراحت شدم دلیلشو فکر میکردم به خاطر شرکی بوده که دیروز از ذهنم گذشته
بعد گفتم خدا ؟؟ نکنه من دیروز تابلومو که گفتن بذار جلوی گالری هیچی نمیشه نذاشتم، یه لحظه گفتم میدزدنش، ولی البته بعدش تو دلم مرور کردم که خدا ،میدونم تو قدرتمندی مراقب تابلومی و بعد گفتم خودم تحویل بدم بعد برم سر کلاس طراحی طلا و بعد سپردم به یه خانم که تحویل گالری بده چون دیرم شده بود رفتم
بعد همینجور که صبح گریه میکردم و اتفاقات دیروزو تکرار میکردم به خودم ،بعد گفتم نه بلافاصله زود یادآوری کردم که خدا قدرتمنده و نذاشتم ذهنم ادامه بده
بعد گفتم نه خدا انقدرام ناخوب نیست بخواد به خاطر این چیزا مثلا تابلوم پاره بشه
بعد رسیدم نمایشگاه ،آبجیم و خواهر زاده ام هم قرار بود بیان نگاه کنن نقاشیارو بعد برن ،همراهم بودن
من رفتم نمایشگاه همه بودن پر از تابلوهای بزرگ و کوچیک و البته آدمایی که اومده بودن برای بازدید ،
دیدم نقاشیی که خدا صفر تا صد طرحشو بهم الهام کرده بود و کمکم کرده بود بکشم و رنگش کنم و حتی شعرم براش بهم الهام کرده بود که
هردم از این باغ بری میرسی نغز تر از نغز تری میرسد
که من اسم تابلومو تازه تر از تازه گذاشته بودم
اندازه کف دست حدود 20 سانت پاره شده از قسمت پر ققنوس من اینو دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم و نشستم زمین بین اون همه آدم فقط گریه کردم تو قسمت آشپزخونه کوچیک که تو سالن بود برای پذیرایی
تقریبا چند نفری دیدن گریه میکنم
صاحب نمایشگاه قبلش بهم گفته بود ممنون میشم اینجا سرو صدا نکنید و مشکلی پیش نیاد بین مهمونامون
من اون لحظه که پارگی تابلومو دیدم و زدم زیر گریه گفتم من زحمتشو کشیدم چقدر شب و روز از صبح تا شب رنگش کردم
بعد که داشتم گریه میکردم یاد حرف استاد افتادم که تو یکی از فایلاشون درمورد فوت پسر کوچیکشون گفته بودن و یاد آیه هایی که خدا به پیامبر گفته بود تو سنگ نزدی من سنگزدم و از فایلای استاد اینارو شنیده بودم و الان وقت عمل کردن به شنیده هام بود و ایمانمو نشون دادن به خدا و بلافاصله گفتم نه طیبه تو زحمتشو نکشیدی هر چی داری صفر تا صد کارت نقاشی خداست خدا طرحشو بهت الهام کرد صاحبش خداست خودشم میتونه نقاشیو خراب کنه یا بگیره ازت
بعد گفتم خدایا ببخش ممنون که یادم آوردی که همه چیزم از آن توست گفتم تابلوی خودت بود صفر تا صدش دادم به خودت
یاد دو سه روز پیش بود یا یه روز پیش تو فایلای قبل نوشتم تو روز شمار همه شونو ،افتادم که قرآنی که باز کردم افتادم که آیه 24 سوره قصص برام اومد و حضرت موسی دعا کرده بود که بارالها به هر خیری که از تو به من برسه محتاجم
منم همین دعا رو از خدا کردم گفتم تو خیر این کارو میدونی من کیم اصلا تو قدرت داری خودتم آرومم کن من آرامشمو حفظ میکنم و ایمانمو بهت نشون میدم تو این لحظه
بعد که رفتیم تو قسمت بالکن ساختمون که گفت حرف بزنیم بهم گفت گریه نکنید سعی میکنیم جبران کنیم گفتم ترمیمش میکنین گفت بله گفتم مثل اولش میشه ؟ هیچی نگفت
بعد یهو عموم زنگ زد که گفت میاد نمایشگاه و پایین ساختمونه با گریه رفتم جریانو به عموم گفتم ولی تو این بین که گریه میکردم هی تو دلم با خدا حرف میزدم میگفتم خدا من هیچی نمیدونم چیکار کنم تو از طریق نشونه هات بهم بگو چیکار کنم
عموم گفت من زیاد سردرنمیارم در این باره چون داداشتون از جایی که کار میکنه میشناسن به داداشت زنگ بزن بیاد اینجا باهاشون حرف بزنه
من زنگ زدم داداشم گفت اینجوری بگو اگه قبول نکردن من میام بعد که باز داشتم با خدا حرف میزدم و میگفتم تو بگو چیکار کنم یه لحظه دیدم انگار دارم به جای خدا میگم که مثلا داداشم بیاد حرف بزنه باهاشون که تابلومو ترمیم کنن یا خسارت بدن
بعد گفتم نه طیبه هیچ کس قدرت نداره ،هیچ کس نمیتونه کاری برای من بکنه ،خداست که قدرت داره و وقتی خدا بامنه چه نیازی به حضور داداشم یا یه فرد دیگه دارم
به خدا میسپرم مثل این سه ماه ،اینبارم میسپرم بهش خودش بلده چطوری چگونگی هارو درست کنه و بهم بگه چی حرف بزنم حرفارم خودش به زبونم جاری میکنه
بعد رفتم یکم نشستم بیرون گریه کردم فقط دلیل گریه ام برای این بود که نکنه شرک داشتم تابلوم اینجوری شده بعد خواهرم گفت نه طیبه حتما خیریتی توشه خدا به گفته خودت که حرفای استاد عباسمنشو میگفتی بهم میخواد یه خیری برات جور کنه
گفتم آره ،عموم هم اومد گفت طیبه پاشو گریه نکن اتفاقیه که افتاده الان تو برو کنار تابلوهات وایسا و هرکس اومد تابلوتو معرفی کن درموردش مثل بقیه یاد بگیر و حرف بزن
بعد گفتم خدا دیگه دادمش به تو هرچی خیر از طرف تو به من برسه محتاجم و رفتم دیدم دوتا از کارایی که از خونه بردم یدونه اضافه تر از پولی که داده بودمو گذاشتن و تا شب سعی کردم حالمو خوب نگه دارم و با خدا حرف میزدم درسته به فروش نرفت ولی یه معجزه بود که خیلی برام با ارزش بود
درسته به قول استاد انسانیم به هر حال ممکنه ناراحت بشیم ولی بعد نیم ساعت گریه رفتم و هر وقت یاد تابلوم میفتادم تکرار میکردم که هر خیری از تو به من برسه خدا محتاجم
بعد تو اون بین به خواهرم گفتن ،به خودمم گفتن که نگران نباشید جبران میکنیم و تابلوتونو تو نمایشگاه مسقط و ترکیه شرکت میدیم
بعد شب که ساعت 8 نمایشگاه تموم شد قبلش چند بار گفتم که حرف بزنیم مهمونا میومدن فرصت نمیشد بعد که همه تقریبا تابلوهاشونو بردن من رفتم صحبت کردم گفتم خدا قدرت دست تو هست
و شروع کردم
عموم قبل رفتن گفت که با داداشت حرف زدیم تو که خودت صحبت کردی بگو که یا خسارت بدین نصف پول کارمو
یا اینکه تابلومو ترمیم کنید و دوتا کارمو تو نمایشگاه مسقط و ترکیه که قراره یکی آخر دی ماه برگزار بشه
و یکی سال بعد اردیبهشت ماه تو ترکیه ببرید با هزینه خودتون
بعد من گفتم و قبول کردن و برگه دادم تا بنویسن و امضا کنن بعد که امضا کردن خداحافظی کردیم و رفتیم بیرون تا اسنپ بیاد و برگردیم
جلو ساختمون زدم زیر گریه
یادم اومد من تو نوشته هام از خدا خواسته بودم که نقاشیای منو تو نمایشگاهای خارجی ببره ، حتی من میخواستم بعد این نمایشگاه تو نمایشگاه مسقط و ترکیه شرکت کنم ولی پولشو نداشتم و هزینه شرکت تو نمایشگاه برای یه اثر 15 میلیون بود و چون پول نداشتم و پول همین نمایشگاهم با داشته هام دادم تا نقاشیم تو نمایشگاه باشه و دیده بشه و به فروش برسه
گفتم خدا قدرتتو بهم امروز چند برابر نشون دادی که با یه اتفاق بد
پاره شدن تابلوم
راهی باز کردی تا هم تابلومو ترمیم کنن و هم رایگان دوتا تابلوم قراره تو نمایشگاه خارج از کشور مسقط و ترکیه به نمایش گذاشته بشه برای فروش
و تا اسنپ بیاد من فقط شکرش میکردم البته از صبح و بعد تموم شدن گریه ام با خدا حرف میزدم و میگفتم خیره همه چی
بعد به آبجیم گفتم ببین
کار خدارو تابلومو نمیدونم چی شد پاره شد
جوری اتفاق و چید که من شرکت کنم تو نمایشگاه خارجی
یه لحظه گفتم حتما خدا میخواد تابلوش که صفر تا صدش کار خودشه خارج از ایران به فروش برسه
من الان فهمیدم حرف استاد رو که اتفاق به ظاهر بد خیره برای شما
بشه خیره نشه بازم خیره
و من تا برسم خونه فقط و فقط مرور اتفاقات این سه ماهمو داشتم و میگفتم خدا چقدر لذت بخشه که به تو سپردن و رها بودن
من دیشب باز از خدا سوال کردم و فایلای استادو که جدیدا هر وقت میخوام گوش بدم اول از خدا میپرسم میگم خدا تو بگو امروز چی برای من نیاز هست و بالاپایین میرفتم تو گالری موسیقیم و دستم رو هرکدوم بود همونو باز میکردم گوش میدادم
بعد دیشب فایل گفتگو با استاد قسمت 37 اومد
که یه خانم به اسم رزا که تو انگلیس بودن و طی جریاناتی به خدا سپرده بودن خودشونو خدا همه کاراشونو یکی یکی انجام داده بود و زندگیش تغییر کرده بود گوش دادم ولی نمیدونستم منظور خدا از این فایل چی بود
تو فایل خانم رزا میگفت که تو اون اتفاق به ظاهر بدهایی که پشت سرهم برام افتاد گفتم من هیچی نمیدونم ،من بلد نیستم، من ضعیفم درمقابل تو خدا و تو میدونی تو برای من بخواه
من امروز بعد اون اتفاق این فایل و دوبار گوش دادم تو نمایشگاه و بعد برگشتنی خونه این فایلو که گوش دادم به خودم گفتم ببین طیبه خدا دیروز اینو برات پلی کرد تا بهت بگه امروز اتفاق به ظاهر بدت برات معجزه داره میشه عین رزا خانم و خیلی های دیگه که به خدا اعتماد کردن و گفتن خدا تو صاحب اختیارمی تو میدونی تو برام بخواه
و من بارها امروز گفتم و این معجزه برای من اینو یاد داد که از این به بعد بیشتر بسپرم به خدا
یاد گرفتم اگه رها باشم خدا انقدر قشنگ میچینه برام که از جایی که فکرشم نمیکردم به خواسته ام برسم
مثل امروز که خواسته من هم شرکت تو نمایشگاه تهران بود هم دوست داشتم نمایشگاه خارجی ثبتنام کنم که خدا جوری برام چید که معجزه شو نشون داد
یاد حرف استاد که میفتم میگه از مسیر لذت ببرید و مسیر تکاملتون رو برای همه چی طی کنید
توحیدی بودن هم یک شبه ایجاد نمیشه
و حضرت ابراهیم هم یک شبه توحیدی عمل نکرد مسیرش تکاملی بود
من امروز با این اتفاق به ظاهر بد سعی کردم خودمو کنترل کنم و به خدا بسپارم
بعد خدا شگفت زده ام کرد
حتی مدیر نمایشگاه بهم گفت اصلا نمیدونم چجوری پاره شد بین اون همه آدم چرا باید کار شما پاره میشد
من بهش گفتم کار خداست حتما دلیل داشته خیریتی توش بوده
بعد یه آقای عکاسی هم عکس میگرفت اونم دیده بود شنید که تابلوم پاره شده بعد اومد تابلومو دید گفت تابلوتون خیلی بیشتر میارزه و یه مدل عکاسی از تابلو بهم یاد داد
گفتم خدا میدونم که دستی از دستای تو هست که اومده بهم یاد بده در مورد عکس از کارام و ازش تشکر کردم
و من تو راه باز توقعم از خدا زیادتر شد یاد بقیه حرفاش از قرآن در مورد عشق که ازش سوال کرده بودم افتادم و اونجا هم بهم تکرار کرده بود کن فیکون آیه 82 سوره یس رو و وقتی یادم افتاد گفتم خدا این شد عشق هم میشه ، این حرفت شد اونم میشه
گفتم خدا تو الان راهو برای نمایشگاه خارجی باز کردی الان حتما به فروشش میرسونی با قیمت 274 میلیون و یه طرح جدید دوباره بهم الهام کن که تا آخر ماه بکشم و بره نمایشگاه
توقعم زیاد شده از خدا نه فقط برای ثروت ، برای سلامتی ،عشق و آرامش و همه چیز
چون امروز خدا واضح گفت که طیبه شروع کن ازم بیشتر بخواه من بهت میدم باوراتم با معجزاتم تقویت میکنم
تو فقط به قوانین عمل کن و سعی کن توحیدی عمل کن
تو همه چی داری همین الان داری بینهایتش رو
و امروز برای من پر از خیر و برکت بود و شگفتی
خدایا بی نهایت شکرت
راستی امروز اولین باری بود که من تو عمرم تو نمایشگاه نقاشی شرکت کردم سه تا کارمو خدا خیلی بهش توجه داشت از طریق دستایی که از طریق بازدید کننده ها ارسال کرده بود تا از کارم تعریف کنن و بهم انرژی بدن که در اصل خدا از کار خودش تعریف کرد و قدرتشو نشونم داد که توجه و احترام و اهمیت و ارزشمندی و هر چی بخوای من بهت میدم
تاکید و تکرار میکنم :::
توحیدی عمل کردن رو سعی کن و قدرت رو فقط در من بدون
بقیه حله
و بووووووووووووووومممم
خدایا باز هم بینهایت شکرت
ممنونم از خدا که حرفاشو از زبون استاد بهم میگه و به گوشام سلامتی داده تا هر روز بشنوم این آگاهی هارو و سعی کنم عمل کنم بهشون
ممنونم از دوستانی که تا اینجا خوندن و برای همه بینهایت ثروت،عشق ،شادی ،سلامتی ،آرامش و بهترین هارو از خدا میخوام
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربون و خانواده بزرگ سایت جهانی عباسمنش
روز هجدهم تحول زندگی من
ارزش ابزار !!!چه جالب همزمان شد با یه تجربه ای که دقیقا امروز داشتم تو این راستا
همه ما البته مثال های زیادی داریم ولی من میخوام دو تا مثال رو از تجربه خودم براتون تعریف کنم
خدا رو شکر سالهاست که من کتونی اورجینال میگیرم و لذت جنس با کیفیت و اصل رو دیدم
اما امروز یه کتونی لازم داشتم و یه معمولیش رو گرفتم
اومدم خونه دیدم این با کتونی های قبلیم زمین تا آسمون فرق داره کیفیتش و ظاهرش ،
بعد خریدم فایل امروز سفرنامه رو دیدم که اتفاقا داغ داغ این جنس تجربه رو چشیده بودم و یعنی این جمله استاد رو با گوشت و استخونم درک کردم و تجربه کردم که میگفتند «هر وقت جنس ارزون و بی کیفیت خریدی برات گرون تموم میشه »
دقیقا همینه تقریبا تفاوت قیمت با اصلش تو گرون ترین حالت ممکنش ده برابر هست ولی هزااااااااااااار
برابر تفاوت کیفیت و زیبایی داره
گفتم حالا یه هزینه کردم و احتمالا موقع پوشیدنم اذیت میشم و این کیفیت منو راضی نمیکنه پس معلومه که متضرر شدم .
ازین به بعد حواسم باشه به انتخاب هام ،چون جهان از همون جنس و کیفیت برام میفرسته
حواسم باشه به باورهام به افکارم چون خلق میکنه جهان اطراف منو
و حواسم باشه روی احساس لیاقتم و به کم و وارزون وبی کیفیت قانع نشم چون این منم که تعیین میکنم جهان چه رفتاری با من داشته باشه و چی بهم ببخشه.
یه مثال دیگه اینه که من چندین ماه پیش یکی از دندونام یه گوشه اش شکست و من رفتم پیش یه دندون پزشکی که قبلا رفته بودم پیشش و دندونای عقب رو پر کرده بودم و راضی بودم ولی بدون تحقیق برای دندون جلو که حساسه و رو زیبایی تاثیر داره به هوای اینکه قیمتش نسبت به جاهای دیگه مناسبه باز رفتم پیشش و دندون شکسته ام رو ترمیم کرد و بعد دو سه روز مواده افتاد انگار فقط با یه چسب چسبوندهبودش ،بازم رفتم پیش ایشون ، گفتن این دفه دیگه خیالت راحت
باز بعد یه مدت کوتاه اینم افتاد من دیگه بی خیال این شدم و گفتم فایده نداره باید یه دندون پزشک متخصص برم
چن وقت بعد یه دندون دیگه ام شروع کرد به درد و من رفتم پیشش با اون تجربه ای که از پر کردن دندونم سالها پیش داشتم و راضی بودم تا دندون جلوم رو دید گفت این چرا اینجوریه؟؟!! الان برات درست میکنم هر چی گفتم نه درستش نمیکنم گفتن نه این دفه بزار درست کنم اصلا نیاز به ترمیم نیست منم نفهمیدم چیکارش کردبعد که تو اینه نگاه کردم دیدم واااااااا دندونم و تراش زده و صاف کرده کوتاه هم شده هر چی گفتم گردن نگرفت گفت مشکلی نداره خیلی خوشگله
خلاصه اینم جریان ما
کلی رفت و آمد و صرف انرژی آخر دندونم خراب شد
حالا خواستم ازین تجربه ام بگم که یه وقتایی دیگه از ابزار گذشته ما با جونمون بازی میکنیم و ممکنه اتفاقات جبران ناپذیر بیفته
یه جنس یه ابزار رو میشه گفت فدای سرم ولی بخشی از وجودمون و زیبایی طبیعی و نچرالش واقعا جبران پذیر نیست
حواسمون باشه که کار کردن رو خودمون رو باورها و احساس لیاقت و کانون توجه اهمیتش واقعا حیاتیه،
وگرنه گیر یه چرخه ی تکراری ناخواسته ی ناخوشایند میوفتیم که تنها خودمون خالقش بودیم .
چون این مسئله رو اعصابم بود و هی هر جا مینشستم تعریف میکردم و سراغ دندون پزشک خوب میگشتم و این هی تکرار میشد تا اینکه خدا رو شکر با آموزش ها ی سایت الان دیگه این چرخه تکراری جذب ناخواسته تقریبا قطع شد و تمرکزم رو گذاشتم رو سپاس گزاری و توجه به زیبایی ها و کنترل کانون توجه
دیگه خیلی وقته ازش صحبت نمیکنم فقط امروز گفتم مثال خوبیه تا درسی بشه به امید خدا .
از استاد عزیزم بابت این فایل فوق العاده که همه مون رو هوشیار میکنه و به ما فرصت اینو میده که تجربیاتمون رو به اشتراک بزاریم و از تجربه های بقیه استفاده کنیم
که هدایت خداوند رو ببینیم و خودمون رو تو در و دیوار نکوبیم
چون من بعدش که دیگه کار از کار گذشت متوجه هدایت خدا میشدم تو اون زمان ولی من نگرفته بودم انگار اون موقع تو مدارش نبودم
و حالا خدا رو شکر هدایت ها رو نسبت به قبل بهتر و به موقع تر میفهمم،
از قوانین به این سادگی استفاده کنیم تا وقت و انرژی و پول و جسممون رو به وسیله استفاده هر لحظه از قانون محافظت کنیم .
طولانی شد ولی امیدوارم به کارتون بیاد نوشته هام و همگی با هم درس بگیریم و جلوی زیان رو بگیریم با کمک و یاری خداوند با استفاده از قانون
خداوندا تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم ما را به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای هدایت کن .
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به همهی شما عزیزهای دل، دوست های خوبم که در مسیر رشد و پیشرفت به سمت توحید به سمت ثروتمندتر شدن و نزدیکتر شدن به ربالعالمین در حرکت هستید. هرجا هستید قلباتون سرشار از نور و امید.
خداجونم، هدایتم کن بنویسم آنچه را که باید به گونهای که باعث درک بهترم از قانون بشه جوری که عملگراتر شوم انشالله. دوست دارم رب العالمین ام.
درسهایی که از این فایل و کامنت دوستان عزیزم گرفتم:
1. ببین این باور این طرز فکری که در حال حاضر داری چه نتیجهای برات دارد؟ چه بهایی باید به خاطرش بدی؟ کیفیت زندگیت رو افزایش میده؟ انقدر ارزش دارد که بهش ادامه بدی یا بیارزش هست و باید با یک نگاه و زاویه دیگه به زندگیت نگاه کنی.
2. قبل از این که نگاه کنی این جنس مارک هست یا نه این جنس زیبا هست یا نه قیمتش چند هست ببین کیفیت اش عالی باشه، برات کاربردی باشه. باعث بشه زندگیت راحت تر بشه و ازش لذت ببری، نه این که بهت آسیب بزنه و کلی زمان و وقت و انرژیت بگیره و آخر هم دستت رو تو پوست گردو بزارد.
3. تفاوت ذهن فقیر و ثروتمند: ذهن ثروتمند به دنبال بهبود زندگیش هست به دنبال جنس باکیفیت، کار باکیفیت که زندگیش رو بهتر کند به دنبال فرصت ها و ایدههای ثروت ساز هست و برای خودش ارزش قائل هست و از زندگی لذت میبره برای همین همیشه بهترینها نصیبش میشه. ذهن فقیر به دنبال صرفهجویی هست به دنبال چیزهای ارزون چون احساس ارزشمندی و احساس لیاقت نداره اگه بهترین چیزها و فرصتها مقابلش باشه نمیبینتش و بهش بیتوحهای میکند میره دنبال اونی که فکر میکند خوب هست و احساس زرنگی میکند درصورتی که بهای سنگینی بابت تصمیمات و انتخاب هاش میدهد.
نمونه ساده در خریدش و هیچ وقت هم قبول نمیکند که کارش اشتباه هست در واقع همه رو مقصر میداند الی خودش و تصمیمات اش رو.
4. انقدر ثروتمند نیستیم که جنس دست دوم بخریم.
مریم انقدر ثروتمند هستی که وقتت رو صرف کارهای بیهوده بکنی؟ دیدن فیلم ها و سریالها، حرف زدن با آدم هایی که مناسب نیستند و بحث کردن برای اثبات خودت، گشتن در فضای مجازی و ساعتها بازی با گوشی….. نمیخواهم بگم صفر و یک نگاه کن اما ببین بیشتر وقتت و انرژیت رو کجا میزاری ؟ جایی که باعث رشد تو میشه و کیفیت زندگیت رو افزایش میده یا جایی که فقط وقتت رو انرژیت رو میگیره و هیچی بهت نمیده.
5. بهجای دویدن دنبال ارزونترین چیزها دنبال ارزشمندترین چیزها باش—– تو زندگیت دنبال چی هستی؟ چی رو پیگیری میکنی؟ چه تاثیری در زندگیت داره؟ فکر کردن به اینها میتواند خیلی به اصلاح رفتارهات کمک کند.
6. یادبگیر به عنوان ذهن ثروتمند به جای حساب روی پولت روی کیفیت زندگیت، آرامش و وقت و دانش و مهارتهات سرمایه گذاری کنی یک سرمایه گذاری بلند مدت و به شدت سودآور
تمرین:
پارسال یک ایرپاد خریدم چون خوشگل بود و ارزون چون فکر میکردم من نمیتوانم از آن باکیفیتها و گران هاش داشته باشم الان استفاده می کنم تا کارم راه بندازه بعدا حالا یکی بهتر میخرم نتیجه یک هفته بیشتر کار نکرد و فروشنده هم جوابم رو نداد اینم نتیجه باور عدم لیاقت و کمبود.
کفش پاشنه بلند 10 سانتی خرید خیلی خوشگل بود و منم جذب این قشنگیش شدم با خودم میگفتم لباسم بلند هست پاشنه کفشم هم باید زیاد باشه تا قشنگتر باشه از طرفی هم میخواستم تو پام راحت باشه تا راحت تر بتوانم برقصم
اما قشنگیش به راحتیش چربید با این که گران خریدمش ولی نیم ساعت نشده پام رو اذیت کرد. دوتا مجلس بیشتر نپوشیدم انگار پولم رو دور ریختم اما این سری که رفتم کفش پاشنه دار 3 سانتی خریدم خداییش خیلی خیلی راحت هست نوش جون فروشنده باشه پولی که گرفته. حس خیلی خوبی دارد هم زیبا هم راحت. آن کفش درسی شد که راحتی را اولویت قرار بدهم به جای زیبایی و خیلی خاص بودن و ….
عیدپارسال رفته بودیم مشهد خرید عید انجام بدهیم با این که مانتو زیاد بود با قیمتهای مختلف اما به توصیه مامانم( برای پیداکردن جنس باکیفتتر) چرخیدیم و چرخیدیم تا یک مانتوی مجلسی در عین حال راحت و خنک پیدا کردم که 100 درصد همون شکلی بود که میخواستم و از طرفی کیفیتش هم عالیه درسته نزدیک دوتومان پولش دادم ولی خداییش خیلی کاربردی هست و زیاد پوشیدم در مجلس های مختلف تازه لذتام بردم.
با این که چند دفعهام شوستم اما مثل روز اولش نو هست.
جنس باکیفیت هرچقدر پولش بدی ضرر که نکردی هیچ کلی هم سود کردی مثال دیگه همین گوشی a23 دوستداشتنیم هزار و یک بلا سرش اومده اما خداییش حرف نداره مثل چی دارد کارمیکند.
خداجونم شکرت برای ردپای 18 ام دوست دارم و یک عالمه بوس بهت.
شاد و سالم وثروتمند باشید در آغوش رب العالمین
یاحق.
سلام ب استاد عزیزم و مریم بانو
سلام ب دوستان هم فرکانسی
روز شمار تحول زندگی من روز هجدهم
خیلی موضوع جالبی بود استاد چقدر ما ازین خاطره ها داریم ک همیشه دنبال چیز ارزون و مفت بودیم و وقتی خریدیم یا استفاده نکردیم یا اینقدر بی کیفیت بوده ک پشیمون شدیم
یادمه خواهرم رفته بود جنوب برای تفریح یه مدل اتو مو خریدن ک مسافرتی و خیلی کوچیک بود بعد من گفتم خب این ک خیلی کوچیکه در برابر حجم موهای شما گفت عب نداره ارزون بود خریدیم باور کنید حتی یکبار نشد ازش استفاده کنه فقط روز اول تست کرد گفت خیلی آشغاله دیگه ندیدم حتی از داخل جعبه در بیاره
یا دوستم هربار میخاد خرید کنه همش دنبال دستفروش دنبال جنس دست دوم عاشق اینه بره خلازیر خرید کنه وای بش فکر میکنم میمیرم از خنده همش میگم تورو خدا دنبال اشغال نباش یکم صبر کن پول بیشتری بده جنس بهتر بخر ولی گوش نمیده همیشه هم یا تعمیر گاه ماشینه یا جنسی ک مونده رو دستش دنبال یکی از خودش بدتره ک بده بهش الان ک دارم میگم کلی میخندم
من خودم همیشه دنبال چیزی بودم ک در حد پولم بوده اگه هم پولم برا یه جنس بی کیفیت کم بوده نمیخریدم چون جنسی ک کیفیت نداره کاملا مشخصه
خلاصه ک فایل جالبی بود استاد یاد خیلی خاطرات افتادم چ از موقعی ک پول زیاد میدادیم چ موقعی ک پول کم میدادیم
برای همه ثروت سلامتی و شادی آرزو میکنم
ردپای من روز هجدهم
به نام خداوندیکتا
خداونداسپاس گذارشما هستم فرصت دارم درگام18روزشمارزندگی ردپایی از خودم جا بگذارم
درودوقت بخیربه استادعباس منش وخانم شایسته ودوستان هم فرکانسی
استادعزیز ازبابت فایل بسیار آموزنده شماتشکر میکنم
بنده اکثرمواقع زمان خرید خیلی حساسیت به خرج میدم هرجنسی رو نخرم اول درمورد کالای مورد نظر تحقیق میکنم بعدخرید میکنم به عنوان مثال چن سال پیش قصد خرید تلویزیون داشتم بعد متوجه شدم تمامی برندها تولید داخل هستن بنده برند ال جی دوست داشتم ولی موجود نبود اگر فروشگاهی هم داشت ازقدیم موجود داره بعد ازمناطق آزاد خرید کردم نسخه بروزشو وخداروسپاس گذارم بسیار محصول باکیفیت وعالیه والان چن سال میگذره دوستان واقوام تلویزیون ازبرندهای تولید داخل تازه خریدن اصلا کیفیت ندارن و برنامه میبینی لذت نمیبینی .
سعی میکنم هر زمان کالا یا خوراک یا پوشاک میخوام خرید کنم جنس خبشو بگیرم واگر اطلاعاتی درمورد اون کالا ندارم از اینترنت درموردش تحقیق میکنم بعد خریدرو انجام میدم.
به نام خدای وهابم
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم
وهمه دوستان در این سایت بهشتی
این فایل نشانه امروز من بود امروز صبح که من چشمم رو باز کردم یه لحظه حواسم رفت طرف در چوبی اتاق،ما چند مدتی بود قصد داشتیم درهای چوبی خونه رو عوض کنیم ،همسرم برای صرفه جویی در هزینه اندازه گیری که 200تومن میشد فکر کنم ،خودش بی خبر از من اندازه هارو گرفته بود وبرده پیش نجار .وقتی در ها آمده شد ،موقع نصب کردن دیدیم کلا اندازه گیریها اشتباه بوده ودرها کوچیکن ونصاب گفت چون خودت اندازه گرفتی نمیتونی به نجار چیزی بگی
خلاصه این درهای ما که خیلی هم هزینه کردیم از اول هم بدتر شد بخاطر 200 تومان
میخوام اینم بگم که من امروز چشمم به در افتاد بعد نشانه رو زدم اصلا هاج وواج موندم من همین الان به این فکر میکردم. یعنی فرکانس ها چقدر دقیق کار میکنن
بینهایت سپاسگزارم استاد جان
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
خدایا خودت هدایتم کن و بهم بگو چی بنویسم و به قلبم بنداز و شاخکهامو تیز کن
ــ وقتی استاد یک آگاهی و مطلبی را توضیح میدن و چندتا مثال هم میزنن خیلی اون آگاهی درون ما نهادینه تر میشه ،حالا اگر با اون مثالهایی که اون لحظه متوجه شدیم خودمون یه سری مثالها بزنیم و کامنت ها را بخونیم خیلی ریشه ای تر متوجه اون آگاهی و اون قوانین میشیم
ــ قبلاً دنیا ،شرایط یه طوری دیگه ای بوده و ما یه سری الگو ازشون داریم و حالا که رفتار و افکار و برنامه های ما تغییر کرده اما هنوز از همون الگوها استفاده میکنیم مثل همین مثال استاد که یه زمانی برای خرید کردن و انتخاب کالاهایی که میخواستیم به فروشگاه های شهرمون رجوع میکردیم اما الان که همه چی آنلاین شده و به راحتی میتونیم با یه سرچ بیش از آنچه که میخواهیم را ببینیم ،اما ما باز از همون الگوی قبلی استفاده میکنیم
مثال دیگه :قبلا ما اگر یه محتوایی میخواستیم تولید کنیم و یا اگر میخواستیم یک بازی طراحی کنیم و یا میخواستیم آموزشی ببینیم تو یوتیوب و اینترنت سرچ میکردیم الگو میدیدیم یا آموزش میدیدیم و بعدش با خلاقیت و سبک خودمون آنچه را که میخواستیم درست میکردیم ولی الان خیلی همه چی پیشرفته تر شده و با هوش مصنوعی سرعت و کیفیت کارها خیلی بالاتر رفته که دیگه نیاز به اون همه سرچ کردن و دیدن الگو به سبک قدیمی نیست و با چند تا سوال و جهت دهی کردن هوش مصنوعی میشه هرچی که بخوای به دست بیاری و با سرعت و کیفیت بالاتری آنچه را میخوای خلق کنی
از دوستان عزیزم درخواستی دارم که اگر مثالی در این موضوع دارن را در پاسخ این کامنت به اشتراک بگذارن مخصوصا الان که هوش مصنوعی هم اومده و کارها خیلی سریعتر و بهتر و اسانتر و موثرتر شده و با باورها و قوانینی که میشناسیم خیلی قویتر میتونیم ازش استفاده کنیم که البته باید مواظب اصل و توحید هم باشیم که در ذهنمون قدرت به چی میدیم .
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیز و ارزشمندم که برامون یک فایل جالب از یک تجربه و ارزشمندی ابزار ضبط کردند…سلام به شما مریم شایسته عزیز و توانمندم و همه دوستان و اعضای این جمع صمیمیِ در مسیر رشد
خداروشکر یکبار دیگه اینجام و یکبار دیگه دارم آگاهی هایی رو میشنوم و میبینم
خداروشکر برای این فرصت یادگیری و شنیدن این دیدگاه های زیبا و قشنگ
خداروشکر برای ابزارها و کلی نعمتی که زندگی و روزمره منو احاطه کرده
ارزش ابــزار
_ الگوهایی از قدیم در ذهن ما هست با وجود تغییرات هنوز طبق اون الگوی قدیمی رفتار میکنیم. یعنی ما انسان ها باید مثل این گوشی و نرم افزارهامون که هرچند وقت یکبار آپدیت و بروزرسانی میدن و نسخه خودشون رو بهبود میدهند و کارایی های اونو بیشتر میکنن، خودمون رو ذهن مون رو از الگوهای قدیمی پر شده بروز کنیم و تا رفتارهامون رو آپدیت کنیم.
﷽
■ آیه 70سوره اسراء :وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا
● ترجمه:و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریدههاى خود برترى آشکار دادیم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم. و خانم شایسته مهربانم سلاااامم.
سلام به همه دوستانم
استاد من دوره عشق احساس لیاقت رو خریدم. همان زمان خدای درونم بهم گفت روی فایل های باورهای ثروت ساز کار کنم منم شروع کردم روی فایل های فولدر باورهای ثروت ساز کار می کنم،در این فایل که سال 95 ضبط شده چقدر درمورد احساس لیاقت صحبت شده و دوستان کامنت گذاشتن در مورد یکی از باگ هایی که باعث میشه ما عدم احساس لیاقت کنیم. خداجونم دوستت دارم عاشقتم که هدایتم کردی
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■جملات کلیدی فایل :
نعمت های خداوند بی انتهاست. خدایا اینقدر به من ثروت بده که دیگه قیمت برام مهم نباشه.
موقع خرید ها بیشتر دقت کنم و به قول استاد ،گرون بودن و ارزون بودن رو با قیمت یک کالا نسجم
بلکه با نتیجه ای که اون کالا برام داره بسنجم.
،مهم ترین موضوع ذهنم این باشه که این انتخاب برام چه حاصل و چه نتیجه ای داره و قراره برام چی رو به ارمغان بیاره،
باور فراوانی داشتن
باور ارزشمندی کردن
باور احساس لیاقت کردن
تازه دارم درک میکنم با خریدن جنسهای ارزون چقدر احساس لیاقت خودمو نابود کردم ضعیفش کردم
تو اصلا فکرشم نمیکنی به خاطر این تو لیاقت خودتو با اون خرید آوردی پایین
درک کردم که وقتی همش دنبال جنس ارزونم یعنی واسه خودم ارزش قائل نیستم
وقتی مواد غذایی کم کیفیتو استفاده میکنم یعنی دارم به عالم میگم من ارزش ندارم
وقتی راضی میشم به کمترین ها به هر دلیلی یعنی لیاقت خودمو میبرم به نابودی.
●بهترین سرمایه گزاری این هست که م ا روی خودمون سرمایه گزاری کنیم و این نکته رو بدونیم که ما اشرف مخلوقات خدا هستیم خدا از روح خودش در ما دمیده و کل کائنات رو مسخر ما کرده این یعنی که ما بی نهایت ارزش مند هستیم و لایق بهترین بهترین ها هستیم پس نباید تحت هیچ سرایطی دست کم روی خودمون بگذاریم و چیز آشاغالی بخریم
●من لایق خرید اجناس با کیفیت هستم.
●من باور میکنم که با هر بار خرید کردن باعث ورود رزق وروزی به زندگی دیگران میشم واز این طریق باعث گسترش جهان میشم وخداوند ده برابر این مبلغی رو که پرداخت کردم وارد زندگیم میکنه و هرچه وسایل با کیفیت تر بخرم خداوند برکت وکیفیت زندگی من رو دو چندان میکنه.
●من لایق زندگی باکیفیت در همه ابعاد زندگیم هستم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سپاسگزاری:
● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیمبنشینم.
● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم
꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت ꧁꧂
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدارثروت و موفقیت.
سلام با بی نهایت عشق
18. هجدهمین رد پای من از روز شمار تحول زندگیم از این جعبه شگفتی و معجزه خدا
معجزه نوشتم چون امروز برام معجزه شد
معجزه ای که با یه اتفاق بد اول صبح شروع شد و شب به یه اتفاق ناب تو زندگیم تبدیل شد
جریان نقاشیامو اگه بخواین از اول هدایتم بخونید هر روزشو نوشتم دوست داشتین بخونیدش تا جریان امروز بهتر براتون وضوحش مشخص باشه ،چون امرور معجزه شد معجزه
تو روزای قبل از دیدن فایل روز شمار تحول زندگی من از 7 مهر تا تقریبا دوماه و نیم ، که با فایلای رایگان استاد سعی و تلاشمو برای عمل کردن به باورام انجام میدادم تغییرات اساسی تو خیلی چیزا دیدم که اونارو نوشتم براتون
ولی به نظرم از اولین روز روز شمارم که با تعهد بیشترم به خودم و عمل به آگاهی هاش زندگیم به دو قسمت متفاوت تر تقسیم شد
یعنی سرعتش چند برابر شد
حالا معجزه امروز من
بارها حرف استادو که از قرآن میگفت به خودم تکرار میکردم
من امروز صبح با کلی حس خوب و عالی بیدار شدم ،دیروز که روز پر از فعالیتی بود برام و بعد تحویل تابلوهای نقاشیم کلی پیاده رفتم و …و بدنم صبح کوفته شده بود ولی یه حس خوبی داشتم و تکرار میکردم من خالق زندگیمم و خدا قدرتمنده ، 8 بیدار شدم و گفتم یکم دیگه بخوابم بعد با اسنپ میرم نمایشگاه الهیه که شروعش 11 بود
من صبحانه خوردم و هی تکرار میکردم خدا امروزمو ببینم چطوری معجزه میکنیا ،بفروش میرسن تابلوهام با قیمت 274 میلیون و 100 میلیون که گفتی
دوتا تابلوهامو گفتی بهم کن فیکون میشه آیه 82 سوره یس
بعد تو آیه ات سوره طور آیه 48 گفتی به حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی
بعد ادامه اش گفتی سوره نجم آیه 25 و 26
به امرخدا میشه ،البته این درک من از آیه بود که نوشتم
بعد من داشتم حاضر میشدم که دیدم پیام اومد
همین که خوندم گفتم چطور ممکنه نه نمیشه
یه اتفاق بد
سعی کردم خودمو کنترل کنم دیگه حاضر شده بودم برم نمایشگاه که تابلوهامو رو سه پایه ببینم و کلی بازدید کننده که میان و میبینن نقاشیامو
پیام این بود خلاصه مینویسم :
سلام خانم مزرعه لی
تابلوی شما پاره شده
یه تابلوی جایگزین بیارین
و لطفا اومدین با ارامش حرف بزنیم که پیش مهمونامون بد نشه
اون لحظه نمیدونم چی شد اولش فقط گریه کردم و بعد هم چون ناراحت شدم دلیلشو فکر میکردم به خاطر شرکی بوده که دیروز از ذهنم گذشته
بعد گفتم خدا ؟؟ نکنه من دیروز تابلومو که گفتن بذار جلوی گالری هیچی نمیشه نذاشتم، یه لحظه گفتم میدزدنش، ولی البته بعدش تو دلم مرور کردم که خدا ،میدونم تو قدرتمندی مراقب تابلومی و بعد گفتم خودم تحویل بدم بعد برم سر کلاس طراحی طلا و بعد سپردم به یه خانم که تحویل گالری بده چون دیرم شده بود رفتم
بعد همینجور که صبح گریه میکردم و اتفاقات دیروزو تکرار میکردم به خودم ،بعد گفتم نه بلافاصله زود یادآوری کردم که خدا قدرتمنده و نذاشتم ذهنم ادامه بده
بعد گفتم نه خدا انقدرام ناخوب نیست بخواد به خاطر این چیزا مثلا تابلوم پاره بشه
بعد رسیدم نمایشگاه ،آبجیم و خواهر زاده ام هم قرار بود بیان نگاه کنن نقاشیارو بعد برن ،همراهم بودن
من رفتم نمایشگاه همه بودن پر از تابلوهای بزرگ و کوچیک و البته آدمایی که اومده بودن برای بازدید ،
دیدم نقاشیی که خدا صفر تا صد طرحشو بهم الهام کرده بود و کمکم کرده بود بکشم و رنگش کنم و حتی شعرم براش بهم الهام کرده بود که
هردم از این باغ بری میرسی نغز تر از نغز تری میرسد
که من اسم تابلومو تازه تر از تازه گذاشته بودم
اندازه کف دست حدود 20 سانت پاره شده از قسمت پر ققنوس من اینو دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم و نشستم زمین بین اون همه آدم فقط گریه کردم تو قسمت آشپزخونه کوچیک که تو سالن بود برای پذیرایی
تقریبا چند نفری دیدن گریه میکنم
صاحب نمایشگاه قبلش بهم گفته بود ممنون میشم اینجا سرو صدا نکنید و مشکلی پیش نیاد بین مهمونامون
من اون لحظه که پارگی تابلومو دیدم و زدم زیر گریه گفتم من زحمتشو کشیدم چقدر شب و روز از صبح تا شب رنگش کردم
بعد که داشتم گریه میکردم یاد حرف استاد افتادم که تو یکی از فایلاشون درمورد فوت پسر کوچیکشون گفته بودن و یاد آیه هایی که خدا به پیامبر گفته بود تو سنگ نزدی من سنگزدم و از فایلای استاد اینارو شنیده بودم و الان وقت عمل کردن به شنیده هام بود و ایمانمو نشون دادن به خدا و بلافاصله گفتم نه طیبه تو زحمتشو نکشیدی هر چی داری صفر تا صد کارت نقاشی خداست خدا طرحشو بهت الهام کرد صاحبش خداست خودشم میتونه نقاشیو خراب کنه یا بگیره ازت
بعد گفتم خدایا ببخش ممنون که یادم آوردی که همه چیزم از آن توست گفتم تابلوی خودت بود صفر تا صدش دادم به خودت
یاد دو سه روز پیش بود یا یه روز پیش تو فایلای قبل نوشتم تو روز شمار همه شونو ،افتادم که قرآنی که باز کردم افتادم که آیه 24 سوره قصص برام اومد و حضرت موسی دعا کرده بود که بارالها به هر خیری که از تو به من برسه محتاجم
منم همین دعا رو از خدا کردم گفتم تو خیر این کارو میدونی من کیم اصلا تو قدرت داری خودتم آرومم کن من آرامشمو حفظ میکنم و ایمانمو بهت نشون میدم تو این لحظه
بعد که رفتیم تو قسمت بالکن ساختمون که گفت حرف بزنیم بهم گفت گریه نکنید سعی میکنیم جبران کنیم گفتم ترمیمش میکنین گفت بله گفتم مثل اولش میشه ؟ هیچی نگفت
بعد یهو عموم زنگ زد که گفت میاد نمایشگاه و پایین ساختمونه با گریه رفتم جریانو به عموم گفتم ولی تو این بین که گریه میکردم هی تو دلم با خدا حرف میزدم میگفتم خدا من هیچی نمیدونم چیکار کنم تو از طریق نشونه هات بهم بگو چیکار کنم
عموم گفت من زیاد سردرنمیارم در این باره چون داداشتون از جایی که کار میکنه میشناسن به داداشت زنگ بزن بیاد اینجا باهاشون حرف بزنه
من زنگ زدم داداشم گفت اینجوری بگو اگه قبول نکردن من میام بعد که باز داشتم با خدا حرف میزدم و میگفتم تو بگو چیکار کنم یه لحظه دیدم انگار دارم به جای خدا میگم که مثلا داداشم بیاد حرف بزنه باهاشون که تابلومو ترمیم کنن یا خسارت بدن
بعد گفتم نه طیبه هیچ کس قدرت نداره ،هیچ کس نمیتونه کاری برای من بکنه ،خداست که قدرت داره و وقتی خدا بامنه چه نیازی به حضور داداشم یا یه فرد دیگه دارم
به خدا میسپرم مثل این سه ماه ،اینبارم میسپرم بهش خودش بلده چطوری چگونگی هارو درست کنه و بهم بگه چی حرف بزنم حرفارم خودش به زبونم جاری میکنه
بعد رفتم یکم نشستم بیرون گریه کردم فقط دلیل گریه ام برای این بود که نکنه شرک داشتم تابلوم اینجوری شده بعد خواهرم گفت نه طیبه حتما خیریتی توشه خدا به گفته خودت که حرفای استاد عباسمنشو میگفتی بهم میخواد یه خیری برات جور کنه
گفتم آره ،عموم هم اومد گفت طیبه پاشو گریه نکن اتفاقیه که افتاده الان تو برو کنار تابلوهات وایسا و هرکس اومد تابلوتو معرفی کن درموردش مثل بقیه یاد بگیر و حرف بزن
بعد گفتم خدا دیگه دادمش به تو هرچی خیر از طرف تو به من برسه محتاجم و رفتم دیدم دوتا از کارایی که از خونه بردم یدونه اضافه تر از پولی که داده بودمو گذاشتن و تا شب سعی کردم حالمو خوب نگه دارم و با خدا حرف میزدم درسته به فروش نرفت ولی یه معجزه بود که خیلی برام با ارزش بود
درسته به قول استاد انسانیم به هر حال ممکنه ناراحت بشیم ولی بعد نیم ساعت گریه رفتم و هر وقت یاد تابلوم میفتادم تکرار میکردم که هر خیری از تو به من برسه خدا محتاجم
بعد تو اون بین به خواهرم گفتن ،به خودمم گفتن که نگران نباشید جبران میکنیم و تابلوتونو تو نمایشگاه مسقط و ترکیه شرکت میدیم
بعد شب که ساعت 8 نمایشگاه تموم شد قبلش چند بار گفتم که حرف بزنیم مهمونا میومدن فرصت نمیشد بعد که همه تقریبا تابلوهاشونو بردن من رفتم صحبت کردم گفتم خدا قدرت دست تو هست
و شروع کردم
عموم قبل رفتن گفت که با داداشت حرف زدیم تو که خودت صحبت کردی بگو که یا خسارت بدین نصف پول کارمو
یا اینکه تابلومو ترمیم کنید و دوتا کارمو تو نمایشگاه مسقط و ترکیه که قراره یکی آخر دی ماه برگزار بشه
و یکی سال بعد اردیبهشت ماه تو ترکیه ببرید با هزینه خودتون
بعد من گفتم و قبول کردن و برگه دادم تا بنویسن و امضا کنن بعد که امضا کردن خداحافظی کردیم و رفتیم بیرون تا اسنپ بیاد و برگردیم
جلو ساختمون زدم زیر گریه
یادم اومد من تو نوشته هام از خدا خواسته بودم که نقاشیای منو تو نمایشگاهای خارجی ببره ، حتی من میخواستم بعد این نمایشگاه تو نمایشگاه مسقط و ترکیه شرکت کنم ولی پولشو نداشتم و هزینه شرکت تو نمایشگاه برای یه اثر 15 میلیون بود و چون پول نداشتم و پول همین نمایشگاهم با داشته هام دادم تا نقاشیم تو نمایشگاه باشه و دیده بشه و به فروش برسه
گفتم خدا قدرتتو بهم امروز چند برابر نشون دادی که با یه اتفاق بد
پاره شدن تابلوم
راهی باز کردی تا هم تابلومو ترمیم کنن و هم رایگان دوتا تابلوم قراره تو نمایشگاه خارج از کشور مسقط و ترکیه به نمایش گذاشته بشه برای فروش
و تا اسنپ بیاد من فقط شکرش میکردم البته از صبح و بعد تموم شدن گریه ام با خدا حرف میزدم و میگفتم خیره همه چی
بعد به آبجیم گفتم ببین
کار خدارو تابلومو نمیدونم چی شد پاره شد
جوری اتفاق و چید که من شرکت کنم تو نمایشگاه خارجی
یه لحظه گفتم حتما خدا میخواد تابلوش که صفر تا صدش کار خودشه خارج از ایران به فروش برسه
من الان فهمیدم حرف استاد رو که اتفاق به ظاهر بد خیره برای شما
بشه خیره نشه بازم خیره
و من تا برسم خونه فقط و فقط مرور اتفاقات این سه ماهمو داشتم و میگفتم خدا چقدر لذت بخشه که به تو سپردن و رها بودن
من دیشب باز از خدا سوال کردم و فایلای استادو که جدیدا هر وقت میخوام گوش بدم اول از خدا میپرسم میگم خدا تو بگو امروز چی برای من نیاز هست و بالاپایین میرفتم تو گالری موسیقیم و دستم رو هرکدوم بود همونو باز میکردم گوش میدادم
بعد دیشب فایل گفتگو با استاد قسمت 37 اومد
که یه خانم به اسم رزا که تو انگلیس بودن و طی جریاناتی به خدا سپرده بودن خودشونو خدا همه کاراشونو یکی یکی انجام داده بود و زندگیش تغییر کرده بود گوش دادم ولی نمیدونستم منظور خدا از این فایل چی بود
تو فایل خانم رزا میگفت که تو اون اتفاق به ظاهر بدهایی که پشت سرهم برام افتاد گفتم من هیچی نمیدونم ،من بلد نیستم، من ضعیفم درمقابل تو خدا و تو میدونی تو برای من بخواه
من امروز بعد اون اتفاق این فایل و دوبار گوش دادم تو نمایشگاه و بعد برگشتنی خونه این فایلو که گوش دادم به خودم گفتم ببین طیبه خدا دیروز اینو برات پلی کرد تا بهت بگه امروز اتفاق به ظاهر بدت برات معجزه داره میشه عین رزا خانم و خیلی های دیگه که به خدا اعتماد کردن و گفتن خدا تو صاحب اختیارمی تو میدونی تو برام بخواه
و من بارها امروز گفتم و این معجزه برای من اینو یاد داد که از این به بعد بیشتر بسپرم به خدا
یاد گرفتم اگه رها باشم خدا انقدر قشنگ میچینه برام که از جایی که فکرشم نمیکردم به خواسته ام برسم
مثل امروز که خواسته من هم شرکت تو نمایشگاه تهران بود هم دوست داشتم نمایشگاه خارجی ثبتنام کنم که خدا جوری برام چید که معجزه شو نشون داد
یاد حرف استاد که میفتم میگه از مسیر لذت ببرید و مسیر تکاملتون رو برای همه چی طی کنید
توحیدی بودن هم یک شبه ایجاد نمیشه
و حضرت ابراهیم هم یک شبه توحیدی عمل نکرد مسیرش تکاملی بود
من امروز با این اتفاق به ظاهر بد سعی کردم خودمو کنترل کنم و به خدا بسپارم
بعد خدا شگفت زده ام کرد
حتی مدیر نمایشگاه بهم گفت اصلا نمیدونم چجوری پاره شد بین اون همه آدم چرا باید کار شما پاره میشد
من بهش گفتم کار خداست حتما دلیل داشته خیریتی توش بوده
بعد یه آقای عکاسی هم عکس میگرفت اونم دیده بود شنید که تابلوم پاره شده بعد اومد تابلومو دید گفت تابلوتون خیلی بیشتر میارزه و یه مدل عکاسی از تابلو بهم یاد داد
گفتم خدا میدونم که دستی از دستای تو هست که اومده بهم یاد بده در مورد عکس از کارام و ازش تشکر کردم
و من تو راه باز توقعم از خدا زیادتر شد یاد بقیه حرفاش از قرآن در مورد عشق که ازش سوال کرده بودم افتادم و اونجا هم بهم تکرار کرده بود کن فیکون آیه 82 سوره یس رو و وقتی یادم افتاد گفتم خدا این شد عشق هم میشه ، این حرفت شد اونم میشه
گفتم خدا تو الان راهو برای نمایشگاه خارجی باز کردی الان حتما به فروشش میرسونی با قیمت 274 میلیون و یه طرح جدید دوباره بهم الهام کن که تا آخر ماه بکشم و بره نمایشگاه
توقعم زیاد شده از خدا نه فقط برای ثروت ، برای سلامتی ،عشق و آرامش و همه چیز
چون امروز خدا واضح گفت که طیبه شروع کن ازم بیشتر بخواه من بهت میدم باوراتم با معجزاتم تقویت میکنم
تو فقط به قوانین عمل کن و سعی کن توحیدی عمل کن
تو همه چی داری همین الان داری بینهایتش رو
و امروز برای من پر از خیر و برکت بود و شگفتی
خدایا بی نهایت شکرت
راستی امروز اولین باری بود که من تو عمرم تو نمایشگاه نقاشی شرکت کردم سه تا کارمو خدا خیلی بهش توجه داشت از طریق دستایی که از طریق بازدید کننده ها ارسال کرده بود تا از کارم تعریف کنن و بهم انرژی بدن که در اصل خدا از کار خودش تعریف کرد و قدرتشو نشونم داد که توجه و احترام و اهمیت و ارزشمندی و هر چی بخوای من بهت میدم
تاکید و تکرار میکنم :::
توحیدی عمل کردن رو سعی کن و قدرت رو فقط در من بدون
بقیه حله
و بووووووووووووووومممم
خدایا باز هم بینهایت شکرت
ممنونم از خدا که حرفاشو از زبون استاد بهم میگه و به گوشام سلامتی داده تا هر روز بشنوم این آگاهی هارو و سعی کنم عمل کنم بهشون
ممنونم از دوستانی که تا اینجا خوندن و برای همه بینهایت ثروت،عشق ،شادی ،سلامتی ،آرامش و بهترین هارو از خدا میخوام
دوستتون دارم باعشق طیبه
به نام خالق هستی
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربون و خانواده بزرگ سایت جهانی عباسمنش
روز هجدهم تحول زندگی من
ارزش ابزار !!!چه جالب همزمان شد با یه تجربه ای که دقیقا امروز داشتم تو این راستا
همه ما البته مثال های زیادی داریم ولی من میخوام دو تا مثال رو از تجربه خودم براتون تعریف کنم
خدا رو شکر سالهاست که من کتونی اورجینال میگیرم و لذت جنس با کیفیت و اصل رو دیدم
اما امروز یه کتونی لازم داشتم و یه معمولیش رو گرفتم
اومدم خونه دیدم این با کتونی های قبلیم زمین تا آسمون فرق داره کیفیتش و ظاهرش ،
بعد خریدم فایل امروز سفرنامه رو دیدم که اتفاقا داغ داغ این جنس تجربه رو چشیده بودم و یعنی این جمله استاد رو با گوشت و استخونم درک کردم و تجربه کردم که میگفتند «هر وقت جنس ارزون و بی کیفیت خریدی برات گرون تموم میشه »
دقیقا همینه تقریبا تفاوت قیمت با اصلش تو گرون ترین حالت ممکنش ده برابر هست ولی هزااااااااااااار
برابر تفاوت کیفیت و زیبایی داره
گفتم حالا یه هزینه کردم و احتمالا موقع پوشیدنم اذیت میشم و این کیفیت منو راضی نمیکنه پس معلومه که متضرر شدم .
ازین به بعد حواسم باشه به انتخاب هام ،چون جهان از همون جنس و کیفیت برام میفرسته
حواسم باشه به باورهام به افکارم چون خلق میکنه جهان اطراف منو
و حواسم باشه روی احساس لیاقتم و به کم و وارزون وبی کیفیت قانع نشم چون این منم که تعیین میکنم جهان چه رفتاری با من داشته باشه و چی بهم ببخشه.
یه مثال دیگه اینه که من چندین ماه پیش یکی از دندونام یه گوشه اش شکست و من رفتم پیش یه دندون پزشکی که قبلا رفته بودم پیشش و دندونای عقب رو پر کرده بودم و راضی بودم ولی بدون تحقیق برای دندون جلو که حساسه و رو زیبایی تاثیر داره به هوای اینکه قیمتش نسبت به جاهای دیگه مناسبه باز رفتم پیشش و دندون شکسته ام رو ترمیم کرد و بعد دو سه روز مواده افتاد انگار فقط با یه چسب چسبوندهبودش ،بازم رفتم پیش ایشون ، گفتن این دفه دیگه خیالت راحت
باز بعد یه مدت کوتاه اینم افتاد من دیگه بی خیال این شدم و گفتم فایده نداره باید یه دندون پزشک متخصص برم
چن وقت بعد یه دندون دیگه ام شروع کرد به درد و من رفتم پیشش با اون تجربه ای که از پر کردن دندونم سالها پیش داشتم و راضی بودم تا دندون جلوم رو دید گفت این چرا اینجوریه؟؟!! الان برات درست میکنم هر چی گفتم نه درستش نمیکنم گفتن نه این دفه بزار درست کنم اصلا نیاز به ترمیم نیست منم نفهمیدم چیکارش کردبعد که تو اینه نگاه کردم دیدم واااااااا دندونم و تراش زده و صاف کرده کوتاه هم شده هر چی گفتم گردن نگرفت گفت مشکلی نداره خیلی خوشگله
خلاصه اینم جریان ما
کلی رفت و آمد و صرف انرژی آخر دندونم خراب شد
حالا خواستم ازین تجربه ام بگم که یه وقتایی دیگه از ابزار گذشته ما با جونمون بازی میکنیم و ممکنه اتفاقات جبران ناپذیر بیفته
یه جنس یه ابزار رو میشه گفت فدای سرم ولی بخشی از وجودمون و زیبایی طبیعی و نچرالش واقعا جبران پذیر نیست
حواسمون باشه که کار کردن رو خودمون رو باورها و احساس لیاقت و کانون توجه اهمیتش واقعا حیاتیه،
وگرنه گیر یه چرخه ی تکراری ناخواسته ی ناخوشایند میوفتیم که تنها خودمون خالقش بودیم .
چون این مسئله رو اعصابم بود و هی هر جا مینشستم تعریف میکردم و سراغ دندون پزشک خوب میگشتم و این هی تکرار میشد تا اینکه خدا رو شکر با آموزش ها ی سایت الان دیگه این چرخه تکراری جذب ناخواسته تقریبا قطع شد و تمرکزم رو گذاشتم رو سپاس گزاری و توجه به زیبایی ها و کنترل کانون توجه
دیگه خیلی وقته ازش صحبت نمیکنم فقط امروز گفتم مثال خوبیه تا درسی بشه به امید خدا .
از استاد عزیزم بابت این فایل فوق العاده که همه مون رو هوشیار میکنه و به ما فرصت اینو میده که تجربیاتمون رو به اشتراک بزاریم و از تجربه های بقیه استفاده کنیم
که هدایت خداوند رو ببینیم و خودمون رو تو در و دیوار نکوبیم
چون من بعدش که دیگه کار از کار گذشت متوجه هدایت خدا میشدم تو اون زمان ولی من نگرفته بودم انگار اون موقع تو مدارش نبودم
و حالا خدا رو شکر هدایت ها رو نسبت به قبل بهتر و به موقع تر میفهمم،
از قوانین به این سادگی استفاده کنیم تا وقت و انرژی و پول و جسممون رو به وسیله استفاده هر لحظه از قانون محافظت کنیم .
طولانی شد ولی امیدوارم به کارتون بیاد نوشته هام و همگی با هم درس بگیریم و جلوی زیان رو بگیریم با کمک و یاری خداوند با استفاده از قانون
خداوندا تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم ما را به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای هدایت کن .
بنام پروردگار رب العالمین
سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیزم
برگ هجدهم از سفرنامه من
جمعه 1403/3/18
ساعت 20:44
ارزش ابزار
من از ارزش ابزار بسیار بسیار تجربه ها دارم ک بگم
پدر نازنین من همیشه میگفت
نون و تخم مرغی ک منو سیر میکنه
چرا برم پول بیشتر بدم کباب بخرم بخورم ؟
برم جیب خودمو خالی کنم جیب فلانی را پر کنم ؟
این لباسی ک تنمه چشه ک برم لباسی بخرم فلان قدر قیمت داره ؟
مگه لباس میخاد برای من آبرو بشه ؟
لباس میخاد برای من زندگی بشه ؟
ینی هنوزم ک هنوزه من اگر برای خونه ام یه وسیله ای را بخرم
تعمیراتی را برای خونه انجام بدم
سریع میاد میزنه تو ذوقم
دخترم چرا هزینه الکی میکنی
مگه همین خونه چش بود
این پولو جمع کنین خونه بزرگتر بخرین
و همین پدر نازنینم یادم میاد زمانیکه مسستأجر بودیم میگفت پول جمع کنین خونه بخرین
الان ک خونه داریم
میگه پول جمع کنین بزرگتر شو بخرین
حتی برای خونه خودشم ب سختی ب سختی هزینه میکنه
میگه همین فرشی ک من دارم چشه ک برم فرش نو بخرم ؟
در مورد میوه ها ک نگم
میرن ضعیف ترینشو میخرن بقول استاد یک کیلوش سالم نیست .
از تجربه های خودم بگم
ک متأسفانه ب دلیل باور کمبود پارسال
یک مانتو آنلاین خواستم بخرم
گفتم خب من میتونم بجای این مانتو برم
مانتو ارزونتر بگیرم
بجاش دوتا میخرم
دوتا مانتو خریدم
مانتو پاییزه ک تا بدستم رسید
از کیفیتش شوکه شدم چون اصلا خوشم نیومد
و خیلی گشاد
و طرح بالاش بحدی تو تن شلخته بود
ک نصف همون مبلغ و انرژی را مصرف کردم
ک شاید بشه اونچیزی ک میخاستم
ک هنوزم میپوشم ب دلم نمیشینه
مانتو دومی ک خریدم
اونم بشدت چروکی و پرز میده
اینم از تجربه ارزش ابزاری ک ب ظاهر ارزان خریدم اما در مقابل هزینه گزافی براش پرداخت کردم .
و باور کمبود در من فریاد میزنه
ک دوست دارم لباس و وسایل با کیفیت را بخرم
نگاه میکنم و غبطه میخورم ک پولشو ندارم
و تصمیم میگیرم برم همون ارزونشو بخرم
میدونم باید روی باورم کار کنم .
من این فایلو قبلا هم شنیده بودم
و اونقد دوسش داشتم هنوزم تو ذهنم بود
جالب اینجاست من دارم روی باور فراوانی کار میکنم
و واقعا میبینم فراوانی هست نعمت هست هرروز دارم میبینم ب عینه
اما رفتارم نشان دهنده باور کمبوده
مثلا تو خونه میوه میخریم
ب پسرم میگم مامان کمتر بخور زود تموم نشه
میوه یا خوراکی فرقی نمیکنه .
یا پولی ک تو کارتمه میگم کمتر مصرف کنم تموم بشه از کجا بگیرم
همسرم همیشه میگه ندارم تموم شد
من از کجا بگیرم
برای همین همه خریدم با ترس و نگرانیه
از خداوند کمک میخام ک کمکم کنه با آگاهی هدایتم کنه بسمت باور فراوانی .
باور کمبود پاشنه آشیله منه
امیدوارم بتونم با هدایت خداوند این باور را جایگزین باور فراوانی کنم.
استاد عزیز خیلی سپاسگزارم
روز شمار تحول زندگی من
روز هجدهم 1403/3/18