این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
اعتماد به رب پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
خداوند بارها در قرآن فرموده که پیرو ملت ابراهیم باشید پیرو آیین ابراهیم باشید که اون موحد بود و مشرک نبود و از تمام آزمایشات ما سربلند بیرون اومد
نمیشه که هدف زندگی یک فرد بچههاش باشن
بهترین حمایتی که ما میتونیم از بچههامون داشته باشیم اینه که از اونها حمایت نکنیم ابراهیم وقتی احساس کرد که باید بره ماموریت بچه رو تنها گذاشت و فقط از خدا یه درخواست کرد و گفت خدایا مردم رو دور اینها جمع کن اینها تنها نمونن و باور داشت،
تفاوت ابراهیم با خیلی از ما اینه که تسلیمه، اینه که باور داره که خداوند حمایتش میکنه، بعد از 20 سال هم که برمیگرده نه برای اینکه بچه رو قربون صدقهاش بره برای اینکه یه خوابی دید که باید بچه رو سر ببره کی میتونه همچین کاری بکنه
تسلیم به این معنا که من رها میکنم خودم رو من میسپارم خودم رو به خداوند و من ایمان دارم که خداوند حمایتم میکنه کمکم میکنه،
تفاوت آدمها در ترسهای اونهاست
تسلیم بودن و ایمان داشتن به این معناست که من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکنه من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره دستهای خداوند جوری پیش میره اتفاقات جوری پیش میاد که من توی شهر غریبی که میرم تنها نمیمونم بارم روی زمین نمیمونه کارم حل میشه هیچ ایدهای هم ندارم کسی رو هم نمیشناسم کار هم ندارم درآمد هم ندارم ولی میرم تو دلش من توکل میکنم به اون و ایمان دارم که انجام میشه،
ایمان داشته باشیم که هدایت میشیم که خداوند بینهایت دست داره که کمکمون کنه نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
وقتی تسلیم باشم و ایمان داشته باشم و بدونم که خدا خیر منو میخواد و به مسیرهای درست هدایت میکنه بدونم که تنهام نمیذاره من حالم خوبه من احساس خوبی دارم من پشتم گرمه پیش میرم ناامید نمیشم خسته نمیشم ترسها منو در بر نمیگیره شجاع میشم من حرکت میکنم خدا به من برکت میده
ایمان دارم که کمکم میکنه
من تسلیم امر پروردگارم
اگه یه اتفاق بدی برام بیفته نمیرم چندین سال عزاداری کنم
نمیرم خودکشی کنم
اگر یک عزیزی از دست بدم زندگیم را از دست نمیدم چون میگم حتماً خوبه برام،
من تسلیم خداوند هستم و این اتفاقات جزئی از طبیعت جهان هستیه،
و تسلیم هستم نسبت به اتفاقاتی که برام به وجود میاد،
واژه تسلیم ، کلمه ای که بارها از شما شنیدم و با شما معنی اونو درک کردم
با شنیدنش اعتماد و توکل رو یاد گرفتم دست از کنترل فرزندم برداشتم و اونو در هر قدم بخدا سپردم ، چقدر سبکتر و راحتتر شدم و چقدر فرزندم عاقلتر متین تر و آگاهتر عمل کرد
چقدر نوع دعاهای من برای فرزندم تغییر کرد از درخواست موقعیتهای اجتماعی و مادیات رسید به سپردن هر روزه اون به خدا و درخواست هدایت در مسیر درست زندگی ، باز کردن نور قلبش و روشنایی بخش مسیرش خودش باشه
در چه پیچ و خمهایی که موندم و دست و پا زدم ولی همین سخنان شما که همیشه از تسلیم بودن در برابر خدا و اعتماد به اون بود قلبم رو گرم کرد تا پیش برم
و این روزها که عاجزانه تر از همیشه تسلیم او هستم که راه رو برام باز کنه و چشم امید بخودش دارم که قدرت مطلق خودشه و میدانم که الخیر فی ماوقع و میدانم که این نشانه امروزم پاسخم هست که او به تنهایی برای من کافی است .
و خیلی عالیه که من تا پارسال کنترل میکردم دخترهامو با همین که بزرگ هم هستن اونم با آگاهیهایی که از سایت داشتم کم شده بود اما بود الان دوباره هدایت شدم که بابا اون یکم رو هم درست کن کامل بسپار به خداوند
که او قدرتمند و هدایتگری تواناست
مریم جونم ممنونم کامنتت آگاهی دهنده بود برای من
حتما برای هر کسی که بخونه
همینطوره
بسپاریم به او که از ما بهتر میداند
خدایا دخترهامو به تو میسپارم راه درست رو نشانش بده در زندگی و کارشون
سلام به استاد عزیزم و مریم جان،و سلام به همه دوستان.
روز شمار سفرنامه قسمت سوم..
خدایا شکرت که هر روز دارم سورپرایز میشم از اون روزها هست ..
ابراهیم که الگوی تسلیم بودن بود و چقدر تحسبنش کردم ، یک کلمه از این قسمت کافی بود برای من و استاد دقیقاً اشاره کرد نشانه ی تسلیم بودن احساس خوبه ،و چقدر من را به فکر فرو برد
وقتی آرام هستیم و میگیم خدا همه چیز را رست میکند و استرس نداریم یعنی تسلیم بودن ،چیزی حضرت ابراهیم انجام داد و بچه و زنش را سپرد دست خدا ،و هر چه بهش الهام کرد انجام داد بعد از 20 سال خداوند بهش گفت باید بچهات رو قربانی کنید و انجام داد الهام رو و این یعنی تسلیم در برابر خداوند.
قطعاً کسانی که [با ترک هجرت از دیار کفر، و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان] بر خویش ستم کردند [هنگامی که] فرشتگانْ آنان را قبض روح می کنند، به آنان می گویند: [از نظر دین داری و زندگی] در چه حالی بودید؟ می گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان می گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرک به دیار ایمان] مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.
الان این آیه را درک میکنم ، به خدا اعتماد کنید و تسلیم مطلق باشید و گر نه کاملا به خودت ظلم کردی ،توی تمام جوانب زندگی ….چون وقتی تسلیمی یعنی بهترین نتیجه را خداوند بهت میده
و نکته بعدی که استاد گفت بزرگترین حمایت از بچه ها ، حمایت نکردن از اون ها هست و چقدر با ارزش هست ….
سلام درود خدا. بر شما. استاد عزیز و خانم شایسته وبچه های سایت. استاد عباسمنش
ردپای از. سفر. عاشقی روز سوم
با کار روی ذهنم وتمرکز روی خواسته هام. و احساس ناب. سپاسگزاری. از الله. بابت. کوچکترین. زیبایی های زندگیم
دیروز. برنج میوه پاییزی. و سبزی کوکو. و اسفناج رو اگر دوستان بدونید. چقدر زیبا جذب کردم. از تک تکشون عکس گرفتم و. داخل گروه سپاسگزاری گذاشتم. آنقدر. زیبا وارد. خونمون شدن. با دیدن شون با خدا عشق بازی میکردم
من. هر شب به بابا ی قدرتمندم نامه مینویسم وتک تک خواسته هامو. میگم بهش میگم من به.
کسی رو نمیدازم وبابا من که تیز هوش نیستم خودت بده. من هیچی بلد نیستم. و ازش میخوام به طرف خواسته هام. منو هدایت کنه.
انقدر زیبا باهام صحبت میکنه. که. عشق میکنم
وای. چقدر زندگی زیباست. چقدر خدامون قدرت داره. فقط کافیه. عاشقانه بخوای
با خوراکی ها دیشب عشق بازی میکردم. رفقا منتظر م باشید فردا. میام با کلی معجزه ی عاشقی دیگه.
به خودم قول دادم هر روز بیام و مستقیما درهمین چارچوبی که برای ارسال دیدگاه اماده شده کامنتم رو ثبت کنم و برای نوشتن کامنت کمالگرایی نکنم.
این فایل نیاز به بارها تکرار و تکرار داره تا دوهزاریم دربارش بیفته تا بفهمم کمی تسلیم چیه و باور صد درصد به خداوند چیه و ایمان به خدا و پشتت به خدا گرم بودن چطور حسیه و اینکه بدانی خداوند همواره تورو به خیر و خوبی هدایت میکنه و درنتیجه اش ارامش مطلق وجودت رو سرازیرکنه و زندگیت رو برات بهشت کنه…
اونجا که یاداوری کردین اگر ابراهیم تونسته من هم میتونم خیلی نکته ی زیبایی بود
چطور میتونم توی رفتارهام و عملم و زندگیم این حنیف بودن یکتاپذستی خالص و عشق به خداوند و باور صد در صدی به خداوند و تسلیم بودن رو دربرابرش و دادن تمام فرمان زندگی به دستش رو اجرایی کنم؟
وقتی ترسیدی دستتو بلند کنیم نظرت رو بگی ازونجایی که تسلیم پروردگاری که تورو هدایت میکنه به خیر مطلق بی ترس نظرت رو بگو
وقتی با استادت جلسه داریو ترس تموم وجودت رو گرفته برو جلسرو شرکت کن هربار بزار یک پله پیشرفت کنی نترس ازینکه بخش کوچیکی از کارت رو توضیح بدی و بهش افتخار کنی
این جمله که «من از خداوندم مگر خداوند ضربه پذیره؟» خیلی من رو از ترس های به ارامش میرسونه
تسلیم خداوند بودن در عمل یعنی اینکه الان که مهاجرت کردی و به اینجا مهاجرت کردی توی ذهنت گله و شکایت نکن که فلان جا بهتر بود به خدا اعتماد کن … اعتماد کن که چطور با این همه نشانه تورو به اینجا اورد … وقتی خداوند به ابراهیم گفت فرزندت رو قربانی کن الراهیم نگفت چرا من منکه هرچی گفتی به حرفت گوش دادم برای چی واس فلانی انقدر زندگی خوب دادی به من ندادی ابراهیم احساس عشق بیشتر کرد احساس انتخاب شده بودن کرد و شکایت نکرد و احساس خوب داشت که خداونده که هدایتگرش هست به بهترین مسیر از زندگیش… من هم میتونم از ابراهیم الگو بگیرم و گله و شکایت و احساس بد رو کنار بزارم
یا الگوی عملی دیگه ای که میتونم تمرینش کنم اینه که تسلیم خداوند باشم دربرابر اینکه از خانوادم دورم …هربار اینقدر احساس بد و تنهایی و خواب های پریشان که ایینه ی احساس روزم هستند رو نداشته باشم احساس نکنم به من ظلمی شده نه وقتی ابراهیم بیست سال بیست سال از خانوادش دور بود به نظرت ایا احساسش بد بود ایت هر روز غصه میخورد؟ اگر احساسش بد بود که نمیتونست قدمی از قدم برداره و به همچین جایگاهی برسه!
یگانه جانم به عنوان تمرین شرایط حال حاضرت برای تسلیم ازت میخوام که برای دیدن عکس و فیلم ها و صحبت تصویری با خانواده هزیزت نه تنها احساست بد نشه بلکه هزاران بار سپاسگزار خداوند مهربان باشی
ازت میخوام که تسلیم صد در صدی باشی برای مکانی که خداوند تورو بهش هدایت کرده خداوند جای بد تورو نمیبره عزیزدلم
خداوند مهربانی که عاشق توعه و تو به واسطه ی همین دوری و همین ایمانی که به خرج دادی برای مهاجرت یاد گرفتی عاشقش باشی
یاد گرفتی « بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود»
یاد گرفتی بی همسر بی مادر بی پدر بی خواهر بی وطن بیهمشهری بی همزبان بی رفیق بی اشنا میشه زندگی کرد … پله پله اول فهمیدی میتونی فقط زنده بمونی بعد یاد گرفتی میتونی زندگی کنی بعد یاد گرفتی میتونی زندگی خوبی داشته باشی و حالا و حالا یاد گرفتی با تضادهایی که به لطف خدا بهشون برخوردی میشه بی همه ی اینها زندگی خوب داشت ولی بی خداوند در قلبت بی کمکش بی هدایتش بی عشق خداوند لحظه ای لحظه ای نمیشه زندگی کرد و زندگی تجربه ی جهنم خالصه
یاد گرفتی خداوند از عزل عاشق تو بوده و برای تولین یاد گرفتی تو هم عاشق باشی…
درسهای عملیم رو برای تسلیم بودن ابراهیم واریبارها تکرار خواهم کرد تا تبدیل به شخصیتم شود
من دوتا دختر دارم که جونم بهشون وصل و همیشه خدارو شکر میکردم که دارمشون و میگفتم که تنها دلیل زندگیم بچه هام هستند و بدون اونا انگیزی برای زندگی و زنده ماندن ندارم و همیشه خیلی نگرانشون میشدم هر وقت بیرون میرفتند یا کنارم به هر دلیلی نبودند تمام فکرم پیش دخترام بود و نگران حالشون بودم و قتی دختر بزرگم بیرون میرفت مدام بهش زنگ میزدم وپیام میدادم که خوبی و کجایی ؟؟
شب تا دیر وقت بیدار میماندم تا بیاد خلاصه تمام زندگیم شده بود استرس و نگرانی حتی وقتی تنهایی سفر میرفتم و میدونستم اونها هم سفر هستند دارند خوش میگذرونند من از سفر خودم لذت نمیبردم و مدام تو فکر اونا بودم
اما استاد عزیزم مرد توحیدی بزرگ واقعا شمارو خدا برای من فرستاد و من از زمانی که فایلهای شمارو گوش کردم و به لطف خدا اگاه شدم به عظمت و کرم خدا دیگر نگرانی و استرس ندارم و همیشه با خودم میگم میسپارمتون بخدا خودش حافظشون و حتی اگر یک روز خبری نداشته باشم بازم سراغ نمیگرم و نگران نیستم
ارامش خیلی عالی و عجیبی مرا فرا گرفته که دلم قرص قرص
بی اندازه بخدا اعتماد دارم وسرنوشت زندگی خودم رانیز به او سپردم و از زندگیم لذت میبرم و صبور هستم و ایمان دارم بهترین زندگی که در رفاه و فراوان باش بهم میده و اصلا نامید نمیشم و مدام بخودم میگم صبر داشته باش
برای تمام دوستان اول ارامش درونی را ارزو میکنم امیدوارم همه حال دلشون خوب باشه
ایمان فقط به حرف نیست بعمل هست که اثبات میشه و نشانه اون آرامش ، پشت گرمی و تسلیم هست ، تسلیم به ابن معنی که در تمام اتفاقات زندگی حتا مرگ عزیزانمون ارامشمون امیدمون رو حفظ کنیم و یادمون باشه حتما خداوند خیری برامون قرار داده ، بتونیم بارمون رو بسپاریم بخدا و یقین داشته باشیم که خدا حمایتشان میکنه ، ایمان داشته باشیم که وقتی هیچ چیزی به نفع ما نیست دستمون خالیه نشانه ای وجود نداره اقدام کنیم و بگیم من حرکت میکنم و خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه ، وقتی ی نفر تونسته منم میتونم فقط باید از قدرتی به نام خدا استفاده کنم . و حضرت ابراهیم نمونه زیبایی هست برای تسلیم بودن و دل سپردن به خواست پروردگار
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
اعتماد به رب پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
خداوند بارها در قرآن فرموده که پیرو ملت ابراهیم باشید پیرو آیین ابراهیم باشید که اون موحد بود و مشرک نبود و از تمام آزمایشات ما سربلند بیرون اومد
نمیشه که هدف زندگی یک فرد بچههاش باشن
بهترین حمایتی که ما میتونیم از بچههامون داشته باشیم اینه که از اونها حمایت نکنیم ابراهیم وقتی احساس کرد که باید بره ماموریت بچه رو تنها گذاشت و فقط از خدا یه درخواست کرد و گفت خدایا مردم رو دور اینها جمع کن اینها تنها نمونن و باور داشت،
تفاوت ابراهیم با خیلی از ما اینه که تسلیمه، اینه که باور داره که خداوند حمایتش میکنه، بعد از 20 سال هم که برمیگرده نه برای اینکه بچه رو قربون صدقهاش بره برای اینکه یه خوابی دید که باید بچه رو سر ببره کی میتونه همچین کاری بکنه
تسلیم به این معنا که من رها میکنم خودم رو من میسپارم خودم رو به خداوند و من ایمان دارم که خداوند حمایتم میکنه کمکم میکنه،
تفاوت آدمها در ترسهای اونهاست
تسلیم بودن و ایمان داشتن به این معناست که من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکنه من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره دستهای خداوند جوری پیش میره اتفاقات جوری پیش میاد که من توی شهر غریبی که میرم تنها نمیمونم بارم روی زمین نمیمونه کارم حل میشه هیچ ایدهای هم ندارم کسی رو هم نمیشناسم کار هم ندارم درآمد هم ندارم ولی میرم تو دلش من توکل میکنم به اون و ایمان دارم که انجام میشه،
ایمان داشته باشیم که هدایت میشیم که خداوند بینهایت دست داره که کمکمون کنه نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
وقتی تسلیم باشم و ایمان داشته باشم و بدونم که خدا خیر منو میخواد و به مسیرهای درست هدایت میکنه بدونم که تنهام نمیذاره من حالم خوبه من احساس خوبی دارم من پشتم گرمه پیش میرم ناامید نمیشم خسته نمیشم ترسها منو در بر نمیگیره شجاع میشم من حرکت میکنم خدا به من برکت میده
ایمان دارم که کمکم میکنه
من تسلیم امر پروردگارم
اگه یه اتفاق بدی برام بیفته نمیرم چندین سال عزاداری کنم
نمیرم خودکشی کنم
اگر یک عزیزی از دست بدم زندگیم را از دست نمیدم چون میگم حتماً خوبه برام،
من تسلیم خداوند هستم و این اتفاقات جزئی از طبیعت جهان هستیه،
و تسلیم هستم نسبت به اتفاقاتی که برام به وجود میاد،
بنام الله یکتا
سلام استاد عزیز و دوست داشتنی ام
واژه تسلیم ، کلمه ای که بارها از شما شنیدم و با شما معنی اونو درک کردم
با شنیدنش اعتماد و توکل رو یاد گرفتم دست از کنترل فرزندم برداشتم و اونو در هر قدم بخدا سپردم ، چقدر سبکتر و راحتتر شدم و چقدر فرزندم عاقلتر متین تر و آگاهتر عمل کرد
چقدر نوع دعاهای من برای فرزندم تغییر کرد از درخواست موقعیتهای اجتماعی و مادیات رسید به سپردن هر روزه اون به خدا و درخواست هدایت در مسیر درست زندگی ، باز کردن نور قلبش و روشنایی بخش مسیرش خودش باشه
در چه پیچ و خمهایی که موندم و دست و پا زدم ولی همین سخنان شما که همیشه از تسلیم بودن در برابر خدا و اعتماد به اون بود قلبم رو گرم کرد تا پیش برم
و این روزها که عاجزانه تر از همیشه تسلیم او هستم که راه رو برام باز کنه و چشم امید بخودش دارم که قدرت مطلق خودشه و میدانم که الخیر فی ماوقع و میدانم که این نشانه امروزم پاسخم هست که او به تنهایی برای من کافی است .
در پناه الله باشید
به نام خدای مهربانم سلام به دوست
مریم عزیزم آفرین شما دستانه خداوند برای من هستین
و خیلی عالیه که من تا پارسال کنترل میکردم دخترهامو با همین که بزرگ هم هستن اونم با آگاهیهایی که از سایت داشتم کم شده بود اما بود الان دوباره هدایت شدم که بابا اون یکم رو هم درست کن کامل بسپار به خداوند
که او قدرتمند و هدایتگری تواناست
مریم جونم ممنونم کامنتت آگاهی دهنده بود برای من
حتما برای هر کسی که بخونه
همینطوره
بسپاریم به او که از ما بهتر میداند
خدایا دخترهامو به تو میسپارم راه درست رو نشانش بده در زندگی و کارشون
بی نهایت ازت ممنونم سپاسگزارم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
مریم عزیزم دوستت دارم
دوست توحیدیم
به نام خداوند رزاق
سلام به استاد عزیزم و مریم جان،و سلام به همه دوستان.
روز شمار سفرنامه قسمت سوم..
خدایا شکرت که هر روز دارم سورپرایز میشم از اون روزها هست ..
ابراهیم که الگوی تسلیم بودن بود و چقدر تحسبنش کردم ، یک کلمه از این قسمت کافی بود برای من و استاد دقیقاً اشاره کرد نشانه ی تسلیم بودن احساس خوبه ،و چقدر من را به فکر فرو برد
وقتی آرام هستیم و میگیم خدا همه چیز را رست میکند و استرس نداریم یعنی تسلیم بودن ،چیزی حضرت ابراهیم انجام داد و بچه و زنش را سپرد دست خدا ،و هر چه بهش الهام کرد انجام داد بعد از 20 سال خداوند بهش گفت باید بچهات رو قربانی کنید و انجام داد الهام رو و این یعنی تسلیم در برابر خداوند.
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ ۖ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا ۚ فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا
قطعاً کسانی که [با ترک هجرت از دیار کفر، و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان] بر خویش ستم کردند [هنگامی که] فرشتگانْ آنان را قبض روح می کنند، به آنان می گویند: [از نظر دین داری و زندگی] در چه حالی بودید؟ می گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان می گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرک به دیار ایمان] مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.
الان این آیه را درک میکنم ، به خدا اعتماد کنید و تسلیم مطلق باشید و گر نه کاملا به خودت ظلم کردی ،توی تمام جوانب زندگی ….چون وقتی تسلیمی یعنی بهترین نتیجه را خداوند بهت میده
و نکته بعدی که استاد گفت بزرگترین حمایت از بچه ها ، حمایت نکردن از اون ها هست و چقدر با ارزش هست ….
خدایا شکرت بابت این آگاهی ناب
11 آبان 1404
سلام درود خدا. بر شما. استاد عزیز و خانم شایسته وبچه های سایت. استاد عباسمنش
ردپای از. سفر. عاشقی روز سوم
با کار روی ذهنم وتمرکز روی خواسته هام. و احساس ناب. سپاسگزاری. از الله. بابت. کوچکترین. زیبایی های زندگیم
دیروز. برنج میوه پاییزی. و سبزی کوکو. و اسفناج رو اگر دوستان بدونید. چقدر زیبا جذب کردم. از تک تکشون عکس گرفتم و. داخل گروه سپاسگزاری گذاشتم. آنقدر. زیبا وارد. خونمون شدن. با دیدن شون با خدا عشق بازی میکردم
من. هر شب به بابا ی قدرتمندم نامه مینویسم وتک تک خواسته هامو. میگم بهش میگم من به.
کسی رو نمیدازم وبابا من که تیز هوش نیستم خودت بده. من هیچی بلد نیستم. و ازش میخوام به طرف خواسته هام. منو هدایت کنه.
انقدر زیبا باهام صحبت میکنه. که. عشق میکنم
وای. چقدر زندگی زیباست. چقدر خدامون قدرت داره. فقط کافیه. عاشقانه بخوای
با خوراکی ها دیشب عشق بازی میکردم. رفقا منتظر م باشید فردا. میام با کلی معجزه ی عاشقی دیگه.
سلام ودرود بر همگی
امروز ، روز شمارتحول روز سوم از فصل یک هست برای من . چقدر زیبا بود و قابل فهم .
چقدر ایمان و توکل . تفاوت ما و حصپضرت ابراهیم در همین ایمان و تسلیم بودنش هست .
چقدر زیبا و قابل تامل فراوان .
ایشالا با هدایت خداوند ، آیه ها پیرو حضرت ابراهیم رو میخونم و د حد فرکانسی خودم درس ها رو فرا میگیرم.
با سلام و احترام
به خودم قول دادم هر روز بیام و مستقیما درهمین چارچوبی که برای ارسال دیدگاه اماده شده کامنتم رو ثبت کنم و برای نوشتن کامنت کمالگرایی نکنم.
این فایل نیاز به بارها تکرار و تکرار داره تا دوهزاریم دربارش بیفته تا بفهمم کمی تسلیم چیه و باور صد درصد به خداوند چیه و ایمان به خدا و پشتت به خدا گرم بودن چطور حسیه و اینکه بدانی خداوند همواره تورو به خیر و خوبی هدایت میکنه و درنتیجه اش ارامش مطلق وجودت رو سرازیرکنه و زندگیت رو برات بهشت کنه…
اونجا که یاداوری کردین اگر ابراهیم تونسته من هم میتونم خیلی نکته ی زیبایی بود
چطور میتونم توی رفتارهام و عملم و زندگیم این حنیف بودن یکتاپذستی خالص و عشق به خداوند و باور صد در صدی به خداوند و تسلیم بودن رو دربرابرش و دادن تمام فرمان زندگی به دستش رو اجرایی کنم؟
وقتی ترسیدی دستتو بلند کنیم نظرت رو بگی ازونجایی که تسلیم پروردگاری که تورو هدایت میکنه به خیر مطلق بی ترس نظرت رو بگو
وقتی با استادت جلسه داریو ترس تموم وجودت رو گرفته برو جلسرو شرکت کن هربار بزار یک پله پیشرفت کنی نترس ازینکه بخش کوچیکی از کارت رو توضیح بدی و بهش افتخار کنی
این جمله که «من از خداوندم مگر خداوند ضربه پذیره؟» خیلی من رو از ترس های به ارامش میرسونه
تسلیم خداوند بودن در عمل یعنی اینکه الان که مهاجرت کردی و به اینجا مهاجرت کردی توی ذهنت گله و شکایت نکن که فلان جا بهتر بود به خدا اعتماد کن … اعتماد کن که چطور با این همه نشانه تورو به اینجا اورد … وقتی خداوند به ابراهیم گفت فرزندت رو قربانی کن الراهیم نگفت چرا من منکه هرچی گفتی به حرفت گوش دادم برای چی واس فلانی انقدر زندگی خوب دادی به من ندادی ابراهیم احساس عشق بیشتر کرد احساس انتخاب شده بودن کرد و شکایت نکرد و احساس خوب داشت که خداونده که هدایتگرش هست به بهترین مسیر از زندگیش… من هم میتونم از ابراهیم الگو بگیرم و گله و شکایت و احساس بد رو کنار بزارم
یا الگوی عملی دیگه ای که میتونم تمرینش کنم اینه که تسلیم خداوند باشم دربرابر اینکه از خانوادم دورم …هربار اینقدر احساس بد و تنهایی و خواب های پریشان که ایینه ی احساس روزم هستند رو نداشته باشم احساس نکنم به من ظلمی شده نه وقتی ابراهیم بیست سال بیست سال از خانوادش دور بود به نظرت ایا احساسش بد بود ایت هر روز غصه میخورد؟ اگر احساسش بد بود که نمیتونست قدمی از قدم برداره و به همچین جایگاهی برسه!
یگانه جانم به عنوان تمرین شرایط حال حاضرت برای تسلیم ازت میخوام که برای دیدن عکس و فیلم ها و صحبت تصویری با خانواده هزیزت نه تنها احساست بد نشه بلکه هزاران بار سپاسگزار خداوند مهربان باشی
ازت میخوام که تسلیم صد در صدی باشی برای مکانی که خداوند تورو بهش هدایت کرده خداوند جای بد تورو نمیبره عزیزدلم
خداوند مهربانی که عاشق توعه و تو به واسطه ی همین دوری و همین ایمانی که به خرج دادی برای مهاجرت یاد گرفتی عاشقش باشی
یاد گرفتی « بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود»
یاد گرفتی بی همسر بی مادر بی پدر بی خواهر بی وطن بیهمشهری بی همزبان بی رفیق بی اشنا میشه زندگی کرد … پله پله اول فهمیدی میتونی فقط زنده بمونی بعد یاد گرفتی میتونی زندگی کنی بعد یاد گرفتی میتونی زندگی خوبی داشته باشی و حالا و حالا یاد گرفتی با تضادهایی که به لطف خدا بهشون برخوردی میشه بی همه ی اینها زندگی خوب داشت ولی بی خداوند در قلبت بی کمکش بی هدایتش بی عشق خداوند لحظه ای لحظه ای نمیشه زندگی کرد و زندگی تجربه ی جهنم خالصه
یاد گرفتی خداوند از عزل عاشق تو بوده و برای تولین یاد گرفتی تو هم عاشق باشی…
درسهای عملیم رو برای تسلیم بودن ابراهیم واریبارها تکرار خواهم کرد تا تبدیل به شخصیتم شود
با سپاس فراوان
یگانه
با درود به همگی
من دوتا دختر دارم که جونم بهشون وصل و همیشه خدارو شکر میکردم که دارمشون و میگفتم که تنها دلیل زندگیم بچه هام هستند و بدون اونا انگیزی برای زندگی و زنده ماندن ندارم و همیشه خیلی نگرانشون میشدم هر وقت بیرون میرفتند یا کنارم به هر دلیلی نبودند تمام فکرم پیش دخترام بود و نگران حالشون بودم و قتی دختر بزرگم بیرون میرفت مدام بهش زنگ میزدم وپیام میدادم که خوبی و کجایی ؟؟
شب تا دیر وقت بیدار میماندم تا بیاد خلاصه تمام زندگیم شده بود استرس و نگرانی حتی وقتی تنهایی سفر میرفتم و میدونستم اونها هم سفر هستند دارند خوش میگذرونند من از سفر خودم لذت نمیبردم و مدام تو فکر اونا بودم
اما استاد عزیزم مرد توحیدی بزرگ واقعا شمارو خدا برای من فرستاد و من از زمانی که فایلهای شمارو گوش کردم و به لطف خدا اگاه شدم به عظمت و کرم خدا دیگر نگرانی و استرس ندارم و همیشه با خودم میگم میسپارمتون بخدا خودش حافظشون و حتی اگر یک روز خبری نداشته باشم بازم سراغ نمیگرم و نگران نیستم
ارامش خیلی عالی و عجیبی مرا فرا گرفته که دلم قرص قرص
بی اندازه بخدا اعتماد دارم وسرنوشت زندگی خودم رانیز به او سپردم و از زندگیم لذت میبرم و صبور هستم و ایمان دارم بهترین زندگی که در رفاه و فراوان باش بهم میده و اصلا نامید نمیشم و مدام بخودم میگم صبر داشته باش
برای تمام دوستان اول ارامش درونی را ارزو میکنم امیدوارم همه حال دلشون خوب باشه
چون من فهمیدم مهمترین اصل زندگی همین ارامش
سلام
روز شمارتحول : روز سوم
خدایا کمک کن که به معنای واقعی تسلیم تو باشم
اگر اتفاقی به ظاهرناجالب یا ناخواسته ای پیش اومد ، نه تنها گله ای نکنم و بپذیرم
بلکه باور قلبی داشته باشم ک الخیر فی ما وقع و خیری در ان هست ک من نمیبینم و نمیفهمم
وگرنه خداوند همواره برای من خیر میخواهد .
کافیست با اعتماد و شادی زندگی کنم تا نتایجش رو ببینم
به نام الله یکتای دوست داشتنی
روز شمار تحول زندگی من روز سوم 22 مهر ماه 1404
به نام رب ابراهیم
خدایی که هر آنچه دارم از توست هدایت کن تا بنویسم
یادم میاد اولین باری که داستان حضرت ابراهیم رو شنیدم تو یه برنامه کودک بود (که فکر کنم بعضی دوستان هم دیده باشن )
برداشت اون موقعم این بود که آخه این چه پدریه بچه شو تو بیابون رها میکنه میره بعد سالها برمیگرده برای قربانی کردن فرزندش اسماعیل
آخه این چه خداییه
اما وقتی این فایل رو دیدم
تازه با مفهوم اعتماد و توکل و تسلیم بودن آشنا شدم و سپاسگزار خداوندم
واقعا چند نفر میتونن یه همچین کاری رو انجام بدن؟ چند نفر جرأتشو دارن؟
اینجوریه که میشی رفیق جون جونی خدا
چه منطق بی نظییری اگه کسی تا به حال تونسته یه همچین کاری رو انجام بده پس منم میتونم
خدایا روز به روز ظرفمو بزرگ و بزرگ تر کن
روز به روز ایمانو قوی تر کن
رب من من دوست دارم رفیق جون جونی تو باشم هدایتم کن برسم به اون مرحله
چقدر خوبه موقع تصمیم گرفتن به جای دیدن عوامل بیرونی دستای بی نهایت خدارو ببینم غیب رو ببینم اعتماد کنم به تنها فرمانروای جهان هستی و شرک نورزم
آقا محمد رضا خیلی باید رو خودت کار کنی خیلی زیاد
الحمدلله علی کل نعمه الحمدلله کما هو اهله
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
باسلام خدمت خانواده عزیزم
برداشت من از فایل روز سوم
ایمان فقط به حرف نیست بعمل هست که اثبات میشه و نشانه اون آرامش ، پشت گرمی و تسلیم هست ، تسلیم به ابن معنی که در تمام اتفاقات زندگی حتا مرگ عزیزانمون ارامشمون امیدمون رو حفظ کنیم و یادمون باشه حتما خداوند خیری برامون قرار داده ، بتونیم بارمون رو بسپاریم بخدا و یقین داشته باشیم که خدا حمایتشان میکنه ، ایمان داشته باشیم که وقتی هیچ چیزی به نفع ما نیست دستمون خالیه نشانه ای وجود نداره اقدام کنیم و بگیم من حرکت میکنم و خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه ، وقتی ی نفر تونسته منم میتونم فقط باید از قدرتی به نام خدا استفاده کنم . و حضرت ابراهیم نمونه زیبایی هست برای تسلیم بودن و دل سپردن به خواست پروردگار