پس کِی به خواسته ام می رسم؟!


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

افراد زیادی، به محض تصمیم برای تغییر و ساختن باورها، مهم ترین سوالشان این است که:

کِی به آرزویم می رسم؟
کِی می توانم خانه رویایی ام را داشته باشم؟
کِی با عشق رویاهایم ازدواج کنم؟
کِی به آن ثروت عظیمی که همیشه می خواستم، می رسم؟

احتمالاً شما نیز درگیر این سوال که کی به خواسته ام می رسم؟ بوده ای.

برای پاسخ به این سوال، می خواهم به یادت بیاورم که:

از همان لحظه ای که آموزش ها را شروع و تمرینات را انجام می دهی،

از همان لحظه ای که با تلاش ذهنی فراوان، سعی در کنترل ورودی های ذهنت نموده و شروع به تحسین زیبایی ها  و تمرکز بر نکات مثبت هر موضوعی می نمایی، به گونه ای که به احساس بهتری برسی، وقوع اتفاقات خوب، آغاز می شود.

از آنجا تمرکز اصلی آموزش های من در تمام دوره ها و فایلها، بر ایجاد مهارت برای کنترل ورودی های ذهن است. وقتی به روش آن آموزه ها رفتار و تمریناتش را انجام می دهی، گویی چرخ دنده زندگی ات روغن کاری شود، همه چیز در زندگی ات روان تر می شود.

برای همین اگر کمی تأمل کنی، به راحتی به یاد خواهی آورد که به محض شروع آموزش ها، نشانه ها یکی پس از دیگری در زندگی ات شروع شده:

هدیه ای از یک دوست دریافت نموده ای.

افزایش حقوق داشته ای.

شغل مناسب یافته ای.

پول یا یک شیئ با ارزش در خیابان یافته ای،

مادرت همان غذایی را درست کرده که آن روز دوست داشتی.

سرماخوردگی ات خیلی زود شده و همه با شما مهربان تر شده و برای کمک به تو بسیج شده اند!

و هزاران اتفاق دیگر که نشان می دهد همین حالا نیز به خواسته های بسیاری رسیده ای اما چون آنها را داری، موضوع را از یاد برده ای!

مشکل اینجاست که منظور شما از سوال “کی به خواسته ام می رسم؟ ” داشتن آن خواسته های رویایی و بزرگ است.
و پاسخ این است:

تا زمانی خواسته ای در نظر بزرگ، خاص و دور از دسترس باشد، یعنی نتوانی باور کنی که داشتن اش راحت و بدیهی است، فاصله فرکانسی زیادی با آن خواهی داشت.
آن خواسته زمانی در زندگی ات ظاهر می شود که دیگر برایت یک خواسته بزرگ نباشد. بلکه به اندازه دیدن غذای مورد علاقه ات یا سبز شدن چراغ در خیابان یا سلامت تر شدن برایت کوچک، بدیهی و باورپذیر بشود.
راه باورپذیر شدن، از مسیر تأیید همین نشانه های کوچک و ادامه انجام تمرینات برای کنترل ورودی های ذهن و ساختن باورهای قدرتمند کننده تر می گذرد. تا جاییکه باورهای قدرتمندکننده جدید آنقدر در ذهنت تثبیت شود و تبدیل به جزئی از شخصیت ات گردد که موجب شود آن خواسته ها در ذهنت دیگر برایت آنقدر بزرگ و دور از دسترس نباشد.

اینجا همان نقطه ای است که این نگرش شروع به ظاهر شدن در رفتارت می نماید. یعنی در قالب ایمانی در رفتارت ظاهر می شود که تو را دست به عمل می کند به گونه ای که می توانی فراتر از مرز محدودیت های ذهنی و ترسهایت بروی و قدم هایی عملی برای آن خواسته بر می داری چون دیگر داشتنش را بدیهی و ممکن می دانی.


یک تمرین بعنوان اولین قدم در کسب توانایی کنترل ذهن:

اکنون دیگر می دانیم، تغییر باور از کنترل ورودی های ذهن شروع می شود. همانگونه که ورودی های نامناسب قبلی، باورهای محدود کننده قبلی را در ناخودآگاه مان ساخته، لازم است با ورودی های مناسب به ذهن، باورهای قدرتمند کننده را بسازیم.
هرچه توانایی ما در کنترل ورودی های ذهن بیشتر شود، باورهایمان قدرتمندکننده تر می گردد و پشتیبان قوی تری برای غلبه بر ترسها و قدم برداشتن برای تحقق خواسته هایمان در وجودمان ساخته می شود.

بنابراین در بخش نظرات این فایل به این سوالات با جزئیات جواب بده و اولین قدم را برای «تبدیل شدن به خالقِ بهتری برای زندگی ات» بردار:

تجربه شما درباره کنترل ورودی های ذهنت چیست؟
چه راهکاری برای تمرکز بهتر و بیشتر بر نکات مثبت اطرافت ات داری به گونه ای که به مدت زمان بیشتری در احساس خوب بمانی، کمتر نگران شده یا بترسی یا حتی بتوانی نکات مثبت را از دل هر وضعیت به ظاهر نادلخواهی نیز شناسایی و بر آن متمرکز شوی؟

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پس کِی به خواسته ام می رسم؟!
    799MB
    16 دقیقه
  • فایل صوتی پس کِی به خواسته ام می رسم؟!
    13MB
    16 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3090 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 1855 روز

    سلام به همگیییی

    قبل از اینکه کامنت ها رو بخونم نظر خودمو مینویسم

    وبعد میرم کامنت های ارزشمند بقیه رو بخونم

    چطوری وبا چه روشی ورودی های ذهنمو کنترل میکنم؟

    من باور هایی که بیشتر از همه بهم حس قدرت وارامش وامنیت درونی میده رو با صدای خودم ضبط کردم وبارها بارها گوش میدم ومینویسم

    پیدا کردن دلیل منطقی برای باورهام عالییییی ترینه ومن هر روز مینویسم ومینویسم ومینویسم که به این علت که این اتفاق افتاد این باور درسته ‌طبق قانون بدون تغییر خدای بزرگم باز اتفاقاتی میوفته که ثابت میکنه باورم درسته وداره کار میکنه وباز اونا رو هم مینویسم ونوشتن خیلی به من کمک میکنه

    ورزش کردن خیلی بهم کمک میکنه که به ذهنم مسلط تر باشم پس همزمان با ورزش یا دوییدن که خیلی حالمو خوب میکنه فایل باورهام یا فایل های استاد رو میزارم و ورزش میکنم وقتی ورزش میکنم عملا افکار دیگه بیشترش قطع میشه چون تمرکز میزه سمت بدن مخصوصا ورزش هایی که با حرکات سریع باشه ومن از این موردی که پیدا کردم استفاده میکنم که باز باورهام تقویت شه

    وقتایی که انرژی م کم شده ورزش میکنم حتما

    من از زیبایی هایی که میبینم عکس میگیرم گوشیم در از زیباییی یه واز لحظاتی که حس خوب هم داشتم عکس میگیرم چون من تو گالری م زیاد میچرخم با دیدنشون اون حس یاداوری میشه برام

    وقتی افکار منفی میاد با حواسمو میدم به فکر دیگه ای یا سوال میپرسم از خودم سوالی کاملا بی ربط که ذهنم بیاد این سمت

    یا با خودم راجبه نتایجم وزیبایی ها بلند بلند صحبت میکنم تو ماشین وقتی تنهام وبه خودم یاداوری میکنم که مسیرم درسته

    میرم جاهایی که خیلی دوست دارم راه میرم وفایل یا ویس باور هامو گوش میدم

    فیلم کمدی میبینم

    فیلمی که باور ثروت وروابط عاشقانه واقعی ‌وفراوانی رو بهم القا کنه میبینم

    وقتی افکار منفی زیاد میشه چیزی که بهم حس خوب میده وکاملا توجه م رو کیبره سمت خودش ارگانایز کردن وسایل ومحیطه که یه فایل از استاد که حسم انتخاب کنه رو میزارم وشروع میکنم به ارگانایز وحالم عالی میشه چون عاشق نظم ‌‌وتمیزی هستم

    وقتی رانندگی میکنم فایل باور وفایل دوره رو گوشم میدم

    از طبیعت ‌غروب آسمون وابرها لذت میبرم وذوق میکنم

    گل هامو اب میدم ومراقبت از اونها حالمو خوب میکنه

    یا برای خودم غذایی که دوست دارم رو درست میکنم وعشق میکنم با خودم

    اگه ذهنم پر از افکار. منفی شه مینویسم وبا خودم حرف میزنم ومینویسم از خودم میپرسم الان حست چیه؟علتش چیه؟دلایل قانع کننده ای میارم که حالمو عوض میکنه وبه خودم راهکار میدم

    اینها مواردی یه که به من کمک میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    فائزه عارفی گفته:
    مدت عضویت: 1826 روز

    درود بر خانواده بزرگ عباسمنش

    پس ما کی به خواسته هامون می رسیم ،امروز می خوام بگم در مورد این موضوع و درک شخص خودم در این مورد که خیلی سال پیش که روی خودم کار می کردم و مدام فایل ها رو گوش میکردم و هواسم بود که چی می گم و چی میشنوم و چی می بینم ….و گاهی تو دلم میگفتم پس چرا تغییر نمیکنم پس چرا اوضاع عوض نمیشه منتظر معجره بزرگ در زندگیم بودم ………تا اینکه معجزات کم کم شروع به نشان دادن خودش کرد ولی من نمیدیدم ولی من درگیر زندگی شدم ……..و باز هم ناشکر که چرا از این بهتر نمیشود در صورتی که همین نتایج کوچک نشانه عمل کرد درست در گذشته بوده است

    از شغلی که پیدا کردم ….

    از درآمدی که داشتم …

    از روابطی که سرانجام درستی گرفت ..

    از دور شدن از افرادی که در مدار من نبودند …..

    و خیلی تغییرات مثبت دیگری که من نمیدیدم .

    اما بعد سالها که برگشتم به آغوش خانواده عباسمنش و اولین و دومین و سومین کامنت خودم و گذاشتم و حالا بعد دوماه دارم از نتایج زود هنگامش براتون مینویسم که من با عملکرد دست و پا شکسته خودم به قوانین در زندگی به خیلی از خواسته هام رسیدم و دارم می رسم .

    من به واسطه شغلم با بسیاری از افراد آشنا شدم و تنها با ایجاد ارتباط تلفنی با افرادی که در زمینه کاری همکاری داریم توانستم به درآمد بالایی برسم که شاید بیشتر از درآمد یکسال من باشد این را مدیون استاد بزرگ من و شما دوستان ،استاد عباسمنش می دادنم که من را با چنین زیبایی هایی آشنا کرد که فقط درک قوانین خداوند و در مدار درست قرار گرفتن باعث میشه تو به خواسته ات برسی .

    بله ……درسته ..فقط عمل کن ………حالتو خوب کن……..تلاش کن………همیشه امیدوار باش ……..ادامه بده……خدا جوابشو میده…..جهان جوابت و میده ……….جواب درخواستی که داری را میده.

    با عمل به قوانین ……..در مسیر درست رسیدن به خواسته ات قرار میگیری .

    با تعهد و تمرکز و توجه ………..به خیلی از خواسته هات می رسی.

    الان در همین لحظه از خودت بپرس چه حسی داری …………..

    قرار گرفتن در موقعیتی که احساس خوبی به تو بدهد…………

    در هر شرایطی که هستی به نکته مثبت آن توجه کن………..

    روی باورهات کار کن …………روی کانون توجه ت کار کن …….

    تمرین کن ………باور کن ………که اتفاق می افته ………….

    خواسته هات برات رویا نباشه ……..آرزو دور دست نباشه ………..باور کن می رسی………

    باورکن نگرانش نباش منتظر نباش …………چون احساس نگرانی و ترس و احساس نرسیدن تو رو دور می کنه از خواسته ات .

    دنبال احساس خوب باش تا در مدار رسیدن به خواسته ات قرار بگیری …

    خواسته ت برات منطقی باشه ……….دور از دست رس نباشه .چه جوری؟ وقتی به کوچکترین خواسته ت می رسی خودت و تحسین کن ……….تشویق کن…….یادآوری کن ……….ببین تونستی فائزه……….ببین تونستی گوشی مورد علاقه ت و بخری ………ببین به درآمد رسیدی ……….ببین پورسانت فروش چند صد میلیونی رو زدی ……….

    همین تحسین کردن خودت اعتماد به نفست رو بیشتر میکنه و تورو در مدار توانستن ها و رسیدن ها قرار میده ……….اونموقع دیگه هیچ چیزی نشد نداره برات ………و با همین محصولات هدیه ی سایت میتونی به درآمدی برسی که دوره های استاد رو بخری و من باید اعتراف کنم که بدون خرید دوره و با همین محصولات رایگان به کلی از اهدافم رسیدم……..فقط اساااااااااااااااااااااس رو یادت باشه احساس خوب= اتفاقات خوب…………

    فقط لذت ببر از زندگی و اون زمان اتفاقات خوب بااااااید برات اتفاق بیوفته………نچسب به خواسته هات………فقط احساس خوب داشته باش که خداااااااااست………………نترس بودن خداااااست……….برای چیزهایی که داری و بدست آوردی سپاسگزار باش…………..از مسیر لذت ببر ……….از زیبایی ها لذت ببر……

    ورودی های ذهنت را کنترل کن ……….

    چه چیزی میشنوی ……….

    چه چیزی میبینی ………..

    چه چیزی میگی………..

    ورودی هات را با این سه مورد کنترل کن ،حال خوب رو در این سه مورد پیدا کن و دنبال کن …..و تغییرات رو ببین.

    در شرایط کنونی که پیش اومده دنبال خدا میگشتم ………..حقیقتا به مادرم گفتم،مادر وقتی درخواستی دارم و نیاز به کمک ماورایی دارم چه کسی و صدا بزنم……….احساس میکنم خدا حواسش به من نیست……..نمیدونم چه کسی و صدا بزنم ……….قبلا ها نذر میکردم مثلا صلوات یا ……تااینکه پیش خودم گفتم دل تعدادی بچه را شاد کنم که شاید خدا در همان شادی کودکانه باشد و حال خوب آنها حال منم خوب کند…………..و شد و شد و خدایی که در خنده بچه ها بود جواب من و داد و به خواسته ام رسیدم و فهمیدم که خدا در دلهای شاد است خدا در فرکانس شادی است …….من با حالت غم و پریشان دنبال خدا میگشتم ولی فهمیدم خدا رو باید در فرکانس شادی و حال خوب پیدا کنم.

    درود بر خانواده بزرگ عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3243 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست

    قَالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

    (پیامبر) گفت: پروردگار من، هر سخنى که در آسمان و زمین باشد مى داند. او شنواى داناست.

    خدایا…

    گاهی فقط دلم می‌خواهد بنشینم و با تو حرف بزنم، بی‌هیچ خواهشی، بی‌هیچ واژه‌ی درست و رسمی.

    تو که خودت دلم را می‌خوانی، می‌دانی چقدر گاهی دلم لبریزِ «شکر» می‌شود بی‌آنکه بتوانم وصفش کنم.

    برای آرامشی که بی‌صدا در وجودم می‌نشانی… ممنونم.

    برای لحظه‌هایی که می‌ترسم و با یک نشانه کوچک، اطمینان را در قلبم می‌گذاری… سپاسگزارم.

    خدایا،

    وقتی خسته‌ام، حضور تو مثل نسیم نرمِ صبح است.

    یادم می‌آوری چه چیزهایی واقعاً مهم‌اند،

    و چگونه حتی در دلِ تاریکی، می‌شود نور را پیدا کرد.

    برای عشق، برای نفس، برای قدرتِ دوباره برخاستن، ممنونم.

    می‌دانم هر چه دارم، از توست — حتی لبخندی که بی‌دلیل به دلم می‌نشیند.

    خدایا،

    راستش نمی‌دانم همیشه لایق این همه مهربانی‌ات هستم یا نه،

    ولی می‌دانم که تو مرا می‌فهمی، حتی وقتی سکوت می‌کنم.

    پس همین سکوتِ سپاس را بپذیر…

    از دلی که هنوز باور دارد:

    تو همیشه نزدیک‌تر از رگ گردنی

    سلام به استاد توحیدیم

    سلام به استاد شایسته نازنینم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    پس کِی به خواسته ام میرسم؟

    وقتی که من از قوانین حاکم بر جهان هستی استفاده میکنم ،یعنی وقتی که سعی می کنم ورودیهای ذهنم را به شکلی کنترل کنم که به احساس بهتری برسم ،وقتی سعی میکنم برروی نکات مثبت زندگی ام تمرکز کنم ،وبخاطر داشته هام سپاسگزارباشم ،وقتی که تمرکزم بر روی زیبایی ها ،داشته ها وقشنگی های زندگی ام هست نه بر روی نداشته ها ،وقتی که باورهام رو در مورد ثروت ،سلامتی ،روابط وخداوند تغییر می‌دهم از همون لحظه چرخ دنده های زندگی من روغنکاری میشه وخیلی راحت تر زندگی میکنم واتفاقات خوب برام راحت تر می افتد ،خیلی سریع تر در مسیرزندگی در مسیر زیباییها وقشنگی ها حرکت می‌کنم واز همان لحظه اول نشانه ها رو می بینم

    منظور دوستان از سوال کِی به خواسته هام میرسم ،منظور اون آرزوهای بزرگ ورویاهای خیلی بزرگ هست وگرنه از همان روزهای اولی که من سعی می کنم با تعهد، با تمرین ، با اراده شخصی ام کانون توجه ،وتمرکزم رو کنترل کنم ،اتفاقی که می افته ،این است که من به خیلی از خواسته هام می رسم ،مثل سبز شدن چراغ راهنما ،نماندن در ترافیک ،گرفتن تشویقی در محل کار ….

    پس از همون اول که من روی باورهام کار میکنم وتمرینها رو انجام می دهم وباور میکنم اون آگاهیها رو وفکر وباورهام رو تغییر میدم ،از همون لحظه اتفاقات خوب برام می افته ،این نیست که باید مدت زمان زیادی صبر کنم تا یک اتفاق خوب برام بیافتد

    حالا اون آرزوهای بزرگم ،اون خونه رویایی ،اون ماشین رویایی ،درآمد رویایی،….چیزهایی که درواقع خیلی برام مهم بوده ،اونا کِی رُخ میده ؟

    تا وقتی که اون آرزوها،برای من رویاست ،تا وقتی که اونا برای من آرزوهای بزرگ هست ،تا وقتی که برای من خواسته های دور از دسترس هست،به همان نسبت دور از دسترس وبزرگ هست ودیر اتفاق می افتد

    زمانی اون رویاها وآرزوهای به اصطلاح بزرگ برام رُخ میده که دیگه برام بزرگ نباشه ،که برام دور از دسترس نباشه ،که برام رویاهای دست نیافتنی نباشه ،زمانی که باهاش راحت باشم وباور کنم که براحتی میتونه اتفاق بیافته ،زمانی که نگرانش نباشم ،زمانی که هِی منتظرِ رُخ دادنش نباشم ،وقتی که من منتظر رُخ دادن یک اتفاق خوب هستم ،وقتی که من منتظر رسیدن به یک خواسته ام هستم ،ومدام میگم پس کِی به خواسته ام میرسم ،دقیقا دارم از خواسته ام دور میشم ، چون احساس نگرانی ،احساس ترس ،احساس نرسیدن به خواسته ،همه این احساسها من رو از خواسته ام دور میکند

    افکار خوب وباورهای خوب افکاری است که به من احساس آرامش ،احساس اطمینان قلبی واحساس خوبی بدهد

    وقتی من دنبال احساس خوبی باشم اتفاقات خوب برای من رخ میدهد ،وقتی هنوز نگران نرسیدن به خواسته هام هستم از اونا دور میشم

    خواسته های من وقتی برای من بوجود میاد که از نظر من منطقی باشه ،بزرگ ورویایی نباشه حالا چطور این اتفاق می افتد ؟ در مسیر زندگی وقتی تمرکز میکنم برروی نکات مثبتم ،وقتی به خواسته های کوچولوتر می رسم،باورام قوی تر میشه ،هِی ایمانم قوی تر میشه وخودبه خود در فضایی قرار میگیرم که اصلاً نگران رسیدن به خواسته های در حال حاضر بزرگم نیستم ،چون میدونم که دارم از هرلحظه به لحظه زندگی لذت میبرم ،واتفاقات خوب لاجرم رُخ می دهد اون آرزوهایی که الان برام بزرگ هست باید رُخ بده

    وقتی از مسیر زندگی لذت میبرم وایمانم قوی تر میشه وباورهام قوی تر میشه وخدا رو بیشتر باور میکنم خودبه خود همه چی اتفاق می افتد

    از لحظه به لحظه زندگی ام لذت ببرم ونگران اون نباشم واینقدر به یکسری از خواسته ها نچسبم ،خیلی از افراد تمام تمرکزشون رو گذاشتند که چرا من به خواسته ام نمیرسم ،من باید به این خواسته ام برسم ،من اینقدر چک دارم ،بدهی دارم ،…تا وقتی که توی احساس اضطراب ،احساس نگرانی باشم از خواسته ام دور میشم ،این یک قانونِ،بخاطر همین ثروتمند ها ثروتمندتر میشن وفقیرها ،فقیرتر

    پس از لحظه به لحظه زندگی ام لذت ببرم ،بخاطر چیزهایی که الان دارم ،بخاطر اتفاقات خوبی که برام می افته ،بخاطر روون تر شدن چرخ دنده زندگی ام وحرکت میکند سپاسگزارخداوند باشم وبعد رُخ میده

    یکی از مواردی که کمک میکند تا من در مسیر درست قرار بگیرم وباورهام رو راحت تر تغییر بدم ،کنترل ورودیهای ذهن هست یعنی آن چیزهایی که می بینم ،آن چیزهایی که می شنوم ،اون حرفهایی که می زنم واون خاطراتی که مرور می کنم وچیزهایی که در آینده تجسم می کنم ،که وقتی اینها کنترل میشه ،ومن کتابهای خوب میخونم وبا افراد خوب ارتباط دارم وبه چیزهای خوب فکر میکنم ،به چیزهای قشنگ توجه می کنم ،باورهای من در مورد مسائل مختلف تقویت میشه ،وباورهای بهتری پیدا می کنم مثلا وقتی من زیبایی های کشوری رو میبینم وجاهایی میبینم که مردم از زندگی شون لذت می برند ،هِی بیشتر به سمت زیبایی ها،تفریح وقشنگی های جهان هدایت میشم ولی وقتی برنامه هایی رو می بینم که در مورد جنگها ست ،در مورد نگرانی ها ،کمبودها،مشکلات ،… هست بیشتر به سمت اینها هدایت میشم

    من با نگاه کردن به عملکرد افراد میتونم پی به باورهاش ببرم صحبتها یه قسمتی از باورهای افراد رو نشون میده که حالا اگر صحبتها جلوی دوربین یا توی جمع باشه ،ممکن هست خیلی از افراد حرفهاشون رو جور دیگه ای بزنند ،یا مخالف عقاید وباورهای درونی شون صحبت کنند ،اما عملکرد افراد ،یعنی آنجوری که زندگی میکنه ،رفتار میکنه ،تصمیم میگیره بصورت واقعی ،باورهای آنها رو نشون میده ،نه حرفهایی که بر زبان می آورند

    با توجه به اینکه من میدونم ورودیهای اینقدر تاثیر دارد مثل فردی که از بچه گی بهش گفتند بی عرضه ای ،زشتی ،تنبلی ،…اون وقتی بزرگ میشه کار بیشتری رو داره ،یعنی بشدت باید روی باورهاش کار کند تا وقتی کسی که از بچگی باورهای مناسب مثل باهوش ،زیبا ،زرنگ ،…بهش دادند ودر کل بهش اعتماد به نفس دادند که میتونه کارهای بزرگ رو انجام دهد ،در کل ورودیها روی زندگی من تاثیر میگذاره ،اما من به جایی که به گذشته نگاه کنم وبگم چقدر ورودیهای نامناسب وارد زندگی ام شده ،باید به این فکر کنم که الان چطور میتونم ورودیهام رو کنترل کنم

    تجربه شما در مورد کنترل ورودیهای ذهنتون چی هست ؟ چه راهی دارید ،چه ایده ها وروشهایی دارید برای بهتر کنترل کردن ورودیهاوبهتر تمرکز کردن بر روی زیبایی‌ها وخوبی ها ؟

    من‌ با دنبال کردن فایلهای سفر به دور آمریکا وسریال زندگی در بهشت وفایل های تمرکز بر نکات مثبت سعی کردم ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم با کار کردن روی آگاهی‌های دوره احساس لیاقت وعزت نفس حدومرزهای مشخصی رو برای روابطم تعیین کردم وروابطم خیلی محدود کردم وهمیشه خودم جوری عمل کردم که دیگران از عملکرد ورفتار متوجه بشن که من آدم مناسبی برای گوش دادن به درد دل‌ها وگلایه وشکایتهای آنها نیستم وبا تمرکز من بر زیبایی ها ودیدن رفتار شما ومریم جان ،اتفاقی که افتاد میتونم بگم ذهنم نا خودآگاه در محیط اطرافم هم بدنبال زیبایی ها میگرده حتی در یک درخت خشکیده کنار جاده ،زیبایی هایی رو الان می بینم که قبلا بدون هیچ احساس وتوجه ای از کنارش رد میشدم ،در مورد روابطم هم با آگاهی‌های دوره احساس لیاقت درک کردم بقیه رو همان جوری که هستند دوست داشته باشم وبه ویژگی‌های مثبت شون توجه کنم ،هرچند اوایل سخت بود ولی کم کم من بهتر عمل کردم واتفاقات جوری رقم خورد که من همیشه بین افرادی که هستم فقط خوبی هاشون رو ببینم

    خدایا شکرت….شکرت….شکرت

    عاشقتونم ……

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سیده آذر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 309 روز

    سلام و شب بخیر خدمت استاد عزیز و بزرگوارم امشب جمعه 10بهمن ماه 1404ساعت 10و 45دقیفه بوقت ایران عزیزم شهر نوشهر زیباست

    استاد من اولین قدمی که در پنج سال یا بیشتر شروع کردم ترک تلویزیون و کلا کانالهای خبری و گروههایی که پر از خبر بود اما آرام و پیوسته البته من حدود 5سال دانشجوی استاد عرشیان عزیز بودم و اینکه روی ذهنم کار کردم بیشتر خودم رو مشغول تمرینها و صحبتهای استاد میکردم و الان هم به همین روال در رابطه با دوره های شما

    اما الان که وضعیت ایران کمی قرمز شده من با اینکه خیلی مراقبم که ورودیها رو کنترل کنم اما چون حرف روز مره کی همه تقریبا شده اتفاقات در کشور عزیزمون اما با این اوصاف من بازم مراقبم تحت تاثیر قرار نگیرم و بیشتر خودم رو مشغول تمرین و خواندن قرآن و کتاب کردم چند وقت بخاطر قطعی اینترنت من نشانه های هدایت رو با قرآن می‌گرفتم و اینکه تمام سعیم اینه که مراقب ذهنم باشم

    و از شما و تمام عزیزان بابت حس و حال عالیتون سپاسگزارم ..ب امید حال عالی برای تمام جهان و جهانیان بلطف خدای مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    امیر گفته:
    مدت عضویت: 241 روز

    به نام خدا

    باسلام خدمت استاد عزیزم‌ و دوستای گرامی ک این فایلا دیدن و حال کردن باش.

    اول بگم من قبلا ورودی های ذهنم خوب نبودش و همش ب اینکه چجوری میخاد اتفاق بیوفته فکر میکردم و کلا درگیر اینطور مسائل بودم و تقریبا هم ذهن منفی و افکار منفی داشتم اما هیچ وقت دیدگاهم ب ثروت و پول زیاد بد نبود خوشبختانه که استاد تو فایل های قبلی گفتن معنوی ترین کار جهان ثروت مند شدنه . اینو وقتی ک فهمیدم باورم خیلی خیلی زیاد تقویت شد راجب ثروت و هی اروم اروم روی خودم کار میکردم و نتایج شروع ب اتفاق افتادن افتاد از چیزای کوچیک هم شروع شد مثلا هدیه ها بهم بدن پول بدن شرایط عالی پیش بیاد مسافرت و… خیلی چیزای دیگه .

    و اینکه اگر میخایم ب نظر من ،که خودم استفاده میکنم ازش تمرکزمون روی نکات مثبت باشه بیشتر و خوبی هارو بیشتر ببینیم تا بدی ها و اصلا فکرمون رو درگیر هیچی جز خودمون و افکارمون نکنیم و کاملا خونسرد ب مسیر ادامه بدیم تا جهان شرایط عالی ک میخایم رو واسمون ب وجود بیاره.

    و بعد اینکه ب احساس خوب هم برسیم اینه ک همیشه اول صبح ک بیدار میشم در طول روز اخر شب شکرگزار باشیم! بابت هرچیزه کوچیک ک دارید سلامتی که دارید خونه ای ک دارید و… خیلی چیزای دیگه این حالا ی مثال از نعمت های بی پایان رب بود که خیلی بیشتر از اینا میتونید دلیل پیدا کنید برای شکرگزار بودن و احساس خوب. و وقتیم دچار مشکل میشم یا ناراحت هستم یا میبینم ی مانع منفی داخل ذهنمه با خدام صحبت میکنم و میام داخل سایت استاد و خیلی زود حالم خوب میشه و به احساس خوب میرسم.

    و نکته قشنگیم ک امروز یاد گرفتم

    زمانی ک چیزی رو میخایم اون رو در ذهن خودمون بزرگ و خیلی سختش نکنیم. و بگیم ک اینم مثل بقیه نعمت های خدا خیلی راحت ب دست میاد مثل اب خوردن. تا اون موقعم جهان به افکار ما پاسخ بده و خیلی راحتم اونو وارد زندگیمون کنه.

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    نازنین پیرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    به نام یگانه خداوند جهان هستی

    سلام خدمت استاد عزیزم ، مریم جان دوست‌داشتنی و تمام همراهان نازنینی که دارن کامنت من رو مطالعه میکنن

    مدتی بود که مدام این پرسش در ذهن من شکل گرفته بود که “پس کی؟”

    من که دارم روی خودم کار میکنم

    من که دارم روی باورهام کار میکنم ، فایل گوش میدم ، تمرینات دوره رو انجام میدم

    حتی نتایج کوچیک خیلی خوبی هم گرفتم

    اعم از آرامشی که دارم، ارتباط خوبی که با خدا دارم و هدایت هایی که ازش گرفتم

    اینکه میام خونه میبینم که مامانم غذای موردعلاقه‌ام رو بدون اینکه من بگم برام درست کرده

    اینکه در این مدت چقدر برکت وارد زندگیم شده

    حالا که من این نتایج رو گرفتم ، پس چرا اون نتیجه بزرگه برام رخ نمیده؟؟؟

    جواب مشخصه

    یک) رسیدن به خواسته یک رونده

    این روند باید درست طی بشه مثل ورزش کردن

    وقتی تازه ورزش رو شروع میکنی توقع نداری تو 1 ماه بدنت کاملا متناسب بشه بلکه نشانه های کوچیکی از بهتر شدن میبینی و ادامه میدی تا بهتر و بهتر بشی

    پس دیگه نگران نیستی و ادامه میدی چون میدونی مسیر درست به نتیجه ی درست ختم میشه

    دو) من نباید اون خواسته ها رو بزرگ ببینم

    همونطور که این خواسته های کوچیک مستجاب شد و زندگیم رو قشنگ تر کرد ، خواسته های دیگه هم اجابت میشه و برای خدا فرقی نمیکنه

    وظیفه من درخواست کردن و وظیفه ی خداوند اجابت کردن من هست

    بلکه فرق در باور من و مقاومت های من هست

    سه) خواسته ها رو برای چی میخواییم؟ غیر از اینه که حال و احساس بهتری داشته باشیم؟!!

    خب من که همین الان با کار کردن روی خودم حال خوب دارم :)

    همین راه رو ادامه میدم و اون خواسته ها لاجرم و بصورت طبیعی وارد زندگی من میشه

    چه بسا که بارها شده فکر می‌کردم اگه به این خواسته برسم دیگه خوشحال ترین خواهم بود ، بعد که برام رخ داده خوشحال شدم اما برام عادی شده پس باید از مسیر لذت ببرم

    و در مورد سوال این فایل ارزشمند

    تجربه ی شخصی من از کنترل ورودی ها

    بزرگترین کمکی که به خودم کردم در اولین قدم حذف اینستاگرام بود

    که علاوه بر اینکه زمان من رو می‌گرفت، ورودی های خوبی هم بهم نمی‌داد

    علاوه بر اینها یه موضوعی رو همین الان حین نوشتن متوجه شدم

    من راه رسیدن به خواسته ام رو از طریق اینستاگرام میدیدم (بصورت ناخوداگاه) و عملا راه و دستان خداوند رو بسته بودم

    و الان فایل های استاد رو جایگزین کردم و با عشق از این آگاهی ها بهره‌مند میشم و گوش میدم و مینویسم و برای خودم‌تمرین درست میکنم و عمل میکنم

    بصورت آگاهانه فیلم و سریال های نامناسب هر چند طنز رو دیگه نمیبینم

    بخشی از خاطرات گذشته مدام تو ذهنم مرور میشد و الان تا ذهنم میخواد اون خاطرات رو به یادم‌ بیاره با خودم تکرار میکنم که من قدرت دارم و انتخاب میکنم که به چیزهای بهتری فکر کنم ، این اتفاقات برای گذشته بوده ، پس الان چیکار کنم که حال بهتری داشته باشم؟

    و با پرسیدن این سوال از خودم جواب ها میاد

    که مثلا توجه کن به آسمان آبی خوشگلی که بالای سرته :) به سلامتیت ، به آگاهی هایی که داری و….

    یعنی اینطور توجهم رو کنترل میکنم و از خودم سوال میپرسم که چطور میتونم حال خودم رو خوب کنم

    بعد وارد چرخه ی حال خوب میشم :)))

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 522 روز

    سلام استادجانم

    « این کامنتم قبل از گوش دادن به فایل هست و فقط متن فایل رو خوندم»

    استادجان من به خیلی خواسته ها رسیدم

    خواسته هایی که چند سال پیش برام یه رویای بزرگ بود

    و الان به اونا رسیدم

    ولی اصلا احساس خوب ندارم باهاشون

    صرفا نمیگم خواسته هام رو دوست ندارم، نه خیلی دوسشون دارم

    ولی در پس ذهنم همچنان یه خواسته بزرگ هست که انگار وقتی به ان برسم زندگیم پر از شادی و حس خوب میشه

    نه اینکه به ان خواسته موقعی برسم که برام عادی و بدیهی شده

    دوست دارم الانی برسم که در ذهنم بزرگترینه

    وقتی یه چیز بدیهی بشه باز بهش توجه نمی کنم

    و همچنان در خسرت اون خواسته بزذگ هستم

    و همچنان این جمله « من کی میرسم» در ذهنمه و همچنان برای رسیدنش عجله دارم

    همش میگم

    زود باش

    دیر شد

    اگه نشه…

    اگه تموم بشه…

    اینا هم از کمبود میاد که بزرگترین پاشنه اشیل من در ثروت و رسیدن به خواسته هامه

    میدونم این نیاز به تغییر دارد، خواستم این قدم رو انجا بنویسم تا رد پایی ازم بمونه

    وقتی خودمو تغییر دادم و اومدم این کامنت رو خوندم بدونم از کحا به کجا رسیدم

    اگه ردپایی نزارم بعد تغییر باز هم حس میکنم، هیچ تغییری نکردم چون ردی از خودم نزاشتم

    خدایا به امیدت

    بریم به گوش دادن فایل…..

    . 404/10/7.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    فاطمه بهزادپور گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربان

    دیشب شب یلدا بود و من کنار خانواده ام بودم و کلی بهم خوش گذشت الهی شکرت

    صبح هم با حال خوب رفتم باشگاه و توی راه برای دیدن زیبایی های شهرم سپاسگزاری کردم مخصوصا خورشید و آسمون آبی و قشنگ و هوای سرد و دلچسب اول صبح خدایاشکرت برای اینهمه نعمت های قشنگت

    من همیشه و مخصوصا الان بخاطر شرایطم و اینکه نمی دونم باید چیکار کنم برای کار و درآمد و اینکه اصلا نمی دونم الان چه کاری هست که بهش علاقه دارم و می تونم انجامش بدم خیلی مضطرب و نگران هستم.

    با گوش دادن به این فایل که هدایت امروزم بود و من واقعا دلم میخواست بدونم حالا که توی کار قبلیم که البته خیلی هم براش زحمت کشیدم ولی دیگه خیلی بهش علاقه ای ندارم و نمی تونم اصلا اون کار رو ادامه بدم و در واقع چون هر روز از خدا میخواستم بهم راه رو نشون بده و منو هدایت کنه به کاری که براش اشتیاق سوزان دارم و هر ماه درآمد عالی داشته باشم، و خدا هم کاری کرد که من اسم این کارم میاد حالم بد میشه و نمی تونم برم برای انجام این کار و گفتم این یه نشونه هست که من باید روی خودم کار کنم تا خدا بهم بگه و نشونم بده با الهامات الهی اون کاری که باید انجام بدم رو.

    اما من صبر ندارم و همه اش میگم تا کی باید کار نداشته باشم و همینطور بیکار باشم و البته اینم بگم که الان به هر کاری فکر می کنم احساس می کنم هیچ علاقه ای بهش ندارم و این یعنی صبر کن، پشت این در بسته باید صبر کنم و زور زدن بی فایده است و طبق گفته های استاد من باید لذت ببرم از زندگیم و سپاسگزار چیزهایی باشم که دارم و سپاسگزار حال خوبی باشم که الان دارم و بعد نشونه ها رو دریافت می کنم.

    من واقعا این حرف های استاد رو توی زندگیم دارم می بینم. من چند ماه پیش از شدت مریضی و استرس و اضطراب نمی تونستم بخوابم و یا غذا بخورم و همه اش پیش این دکتر و اون دکتر میرفتم برای درمان و آخرش رسیدم به اینکه فاطمه داری چیکار می کنی با زندگیت؟ من خودم رو بخاطر این کاری که سال ها براش زحمت کشیده بودم و درآمد خوبی هم نداشتم و در کل خیلی هم بهش علاقه نداشتم، داشتم خودم رو عذاب می دادم که نه این کار رو نباید از دست بدم تازه دارم شناخته میشم توی این کار و خیلی فکرها و حرف های که فقط ترس و استرس و اضطراب رو برام به همراه داشت. و دیگه از یه جایی تصمیم گرفتم هر وقت این افکار اومد سراغم ذهنم رو ببرم سمت یه موضوعات دیگه و دیگه اصلا به این کار فکر نکنم آخه من اصلا موضوع فکر کردن نیستا اصلا اسم اجرا رفتن میومد حالم بد میشد و نمی تونستم هیچ کاری انجام بدم و الان بعد از سه ماه دیگه انگار یه کم آروم شدم و اگه اجرایی گیرم بیاد و کنسل کنم خیلی خودخوری نمی کنم و میگم آفرین به خودم که تونستم با شهامت بگم نه

    و امروز بعد از سه ماه من فقط دارم روی خودم کار می کنم و لذت میبرم از تک تک لحظه های زندگیم و اتفاقات قشنگ و کوچیک رو یکی یکی دارم می بینم و برای همین حال خوبم سپاسگزارم از خدای مهربانم.

    من قبلاً میگفتم نه نمیشه، نمیشه که فقط سپاسگزاری کنم و توجه کنم به چیزهای قشنگ زندگیم و حالم خوب بشه و روزهای اول خیلی مقاومت داشتم اما وقتی نشونه های کوچیک رو دیدم، همین که با آرامش می تونستم زندگی کنم و حالم خوبه توی خونه ام برام بزرگترین نعمت بود و الان با عشق سپاسگزاری می کنم و دارم روی دوره روابط کار می کنم و رابطه ام با شوهرم کنی بهتر شده که البته قبلاً داغون بود و همین کمی بهتر شدن برای من لذت بخشه

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی به این فایل

    بچه ها باورکنید فقط باید سپاسگزاری کنیم حتی اگه اولش حالمون خیلی بده اما ادامه بدیم و بعد با نتایج شگفت زده میشیم

    و توجه به زیبایی های زندگیمون که واقعا برای من خیلی خوب بود و حال من خیلی بهتر شده وقتی توجهم رو از ناخواسته ها برداشتم البته اولش خیلی مقاومت داشتم و ولش کردم چون دنبال نتیجه سریع بودم و بعد که دیدم حالم داره بدتر میشه گفتم ادامه میدم ضرری که نداره شاید بهتر شدم و الان بهترم و هنوز هم ادامه میدم و می‌خوام تا همیشه ادامه بدم و همیشه بیام توی سایت و با آگاهی های این سایت زندگیم رو بسازم

    من هنوز در مورد کارم نمی دونم باید چیکار کنم اما سپردمش به خدا و می دونم که به زودی به من گفته میشه چه کاری رو انجام بدم.

    من الان فقط می‌خوام زندگی کنم چون واقعا این چند سال رو زندگی نکردم و همه اش کار و کار و کار و استرس و ترس و نگرانی بوده برام ولی الان از خدا خواستم کاری رو بهم بده که مثل استاد زندگی و کارم با هم باشه و لذت ببرم از انجام اون کار و درامد عالی داشته باشم و کارم راحت و آسوده باشه و آزادی زمانی و مکانی داشته باشم توی اون کار و برای انجام کارم اشتیاق سوزان داشته باشم و با عشق انجامش بدم فقط برای دل خودم نه برای جلب توجه دیگران و مهم بودن در نگاه دیگران و گرفتن تایید از دیگران مخصوصا شوهرم و خانواده شوهرم که واقعا قبلا همین رو میخواستم ولی الان می‌خوام فقط برای خودم زندگی کنم و به سبک شخصی خودم زندگی کنم.

    خدایا من آماده ام ، من مهیا هستم و قلبمو باز کنم و از تو هدایت می طلبم خدایا منو به راه راست هدایت کن و مسیر درست رو بهم نشون بده . الهی آمین!

    استاد خیلی دوستون دارم اصلا نمی دونم چطوری بگم که عاشقتونم و خدا رو شکر می کنم که شما رو دارم

    خدا رو شکر می کنم برای این سایت الهی و زیبا که من هدایت شدم به این مسیر

    خدارو شکر می کنم برای حضور در کنار دوستان هم فرکانسی عزیزم.

    دوستون دارم خیییلی زیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: