مروری بر آموزشهای استاد عباسمنش در سال 87 | قسمت 1 - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-22.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-21 08:17:022022-08-10 06:17:47مروری بر آموزشهای استاد عباسمنش در سال 87 | قسمت 1شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
استاد شما که تو ۱۲ سال بدون الگو به این موفقیتها رسیدید انتظار بر اینه ما یک سوم و کمتر یعنی ۴ سال این نتایج بگیریم
تو این فایل نتیجه تسلط بر موضوع ،اعتماد به نفس و عمل
و باورهای : جهان خواسته هاتو جور میکنه
در زمان کوتاه به نتیجه ها می رسی
من در حال حرکت یا رشدم
میبینم.
سلام استاد عزیزم…
نمیدونید چقدر احساسم خوب شده از دیروز که این فایلو دیدم اصلا انگار یه تایید خیلی خیلی قوی به تمام قانون و حرفاتون برام بود ..چقدر احساس لذت کردم تمام جزییات زندگیتون رو که میدونم مثل فیلم جلو چشمام رژه رفت یعنی این فایل داره داد میزنه تکامل تکامل تکامل….داره با صدای بلند میگه که استقامت داشته باش من خودم از سال ۹۴همراهتون هستم خیلی روزا میشد که نا امید میشدم ولی ته دلم انگار یه کسی یه چیزی بود که میگفت ادامه بده مگه راه بهتری هم سراغ داری؟ و همیشه با وجود اینکه بعضی وقتا اطرافیانم مسخرم میکردن که برو بابا تو هم دلت خوشه این چیزا الکیه ولی ولی باز ادامه دادم الان با تمام وجودم معنی تکامل رو درک میکنم درک کردم که آسانسوری برای رسیدن به خواسته ها وجود نداره باید پله پله این مسیر رو طی کنی…وای که چقدر آروم ترشدم باید با قدرت تر از قبل ادامه بدم نه شل کن سفت کن..استاد عزیزم ازت ممنونم که این فایلا رو میذاری و چقدررر برای حال و روز الان من لازمه چون خیلی موقع ها آدم فکر میکنه تو که داری رو خودت کار میکنی چرا نتیجه هات نزدیک به استاد نیست ولی این فایلای اینجوری تلنگر میزنه که تو باید خودت رو با اون وقتای استاد مقایسه کنی نه الان استاد ….تو الان یه درخت تنومند میبینی که میوه های خوشمزه داده ولی باید به موقعی که تازه جوونه زده بود نگاه کنی خلاصه که این فایله یه احساس خیلی خوب..امید وتوکل بهم داد ممنونم که هستین😍❣
بنام الله یکتا
بنام خداوند هدایتگر و رب و فرمانروای جهان هستی
با سلام خدمت استاد عباسمنش و مریم شایسته عزیز و دوستان عزیزم
هدایت طلب میکنم از خداوند وهابم برای نوشتن این متن
سید حسین عباسمنش که اولش سید حسین عباسمنش نبود کسی نمیدونست ایشون کی هستند و از وقتی استاد روی خودشون کار کردند و کلی کتاب خوندن و کلی ترس داشتند برای شروع اما با اگاهی های برتر هدایت میشن از ایده ای که به ذهنشون میاد استفاده می کنند و پا روی ترسشون میزارند و این باعث میشه جسارت پیدا کنند و بتونن دیوارهای ذهنی شون رو تخریب کنند و به امپراطوری ذهن خودشون برسند
خدایاشکرت چه سالن بزرگی و چقدر افراد زیادی در این دوره شرکت کردند
فکرش رو کنید استاد چگونه تونستند با این فاصله زمانی کم به این شکل دوره رو برگزار کنند
این فیلم های قدیم رشد و تکامل شما رو نشون میده و چقدر زیبا طی شده
خدایاشکرت بخاطر این زیبایی در این تکامل که برای ما فرستادی تا ایمان ما را قوی تر کنی سپاسگذارم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همچنین تمام بچههای هم فرکانس خودم
خداااااااااای من
این چه فایل خوبی بود
این بهترین فایل دانلودی بود که من تا حالا دیدم
یعنی الان دارم این فایل رو میبینم حدود ۱۲ سال گذشته و صحبتهای استاد رو با الان استاد مقایسه میکنم
هیچ فرق و هیچ تغییری توش نمیبینم و اصل صحبتها و شالوده حرفهاشون همون چیزی که الان هم دارن به ما میگن و خیلی امیدوار و خوشحال شدم که تو مسیر درست قرار دارم
و جالب اینه تو این مدت کوتاه ببینید از کجا به کجا رسیدن و به قول الان خودشون تازه اول راه هستن و هنوز خیلی راه مونده به خواستههای بالاتر برسن
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت هدایت امروز من که منو هدایت کردی سمت سایت و این فایل دانلودی فوق العاده عالی و بینظیر رو ببینم 🤩🤩
خدایا شکرت استاد تو اون زمان چقدر خوب در مورد مسائل اینقدر عالی و بینظیر و خیلی مسلط برای مردم سخنرانی میکردن خدایا سپاسگذارم من با دیدن این فایل خیلی به خودم امیدوار شدم که من هم از همین مسیر و هر جایی که هستم میتونم به تمام خواستههام دست پیدا کنم
نکته خوبی که استاد گفتن
که اگر میخواهید متفاوت نتیجه بگیرید باید متفاوت فکر کنید و متفاوت عمل کنید
یعنی چی ؟
یعنی اینکه این افکار و ذهن و باورهای ما هستن باعث میشن ما به اون هدف و خواستههای که مدنظرمون هست دست پیدا کنیم یا نه
اگر ما ذهن محدود کننده داشته باشیم و برای رسیدن به خواستههامون افکار منفی داشته باشیم طبیعتا ما هیچ وقت حرکت نمیکنیم و بنابراین به خواستههام دست پیدا نمیکنیم
و در مقابل اگر ما ذهنیت مثبت داشته باشیم و به هر مسئلهای که برخورد میکنیم با افکار مثبت سعی میکنیم اون مشکل و اون تضاد رو حل کنیم و بتونیم یه پله بالاتر بریم طبیعتا نتیجه هم صد در صد به نفع ما خواهد بود و لاجرم پاداش خوبی کسب خواهیم کرد
استاد گفتن اگر میخواهید اشتباه کنید اشکال نداره بجاش سعی کنید یه اشتباه جدید انجام بدید
چطور؟
اشتباه جدید تو زندگی و کارمون باعث میشه تجربه جدید و از اون طرف راه و روش جدید یاد بگیریم برای مقابله با مسائل و این طبق قانون جهان هستی باعث میشه ما بزرگتر و بهتر و عالیتر بشیم و تجربه بیشتر کسب کنیم همین چند عامل باعث میشه ما بصورت ناخوداگاه بزرگتر و بهتر رشد کنیم و در ادامه راحتر به خواستهها و هدفهامون دست پیدا کنیم
نکته دیگه که استاد گفتن اینکه مهمترین عامل نرسیدن به موفقیت ترس میباشد
واقعا الان که من دارم حساب میکنم وجود ترس در درون ما یکی از عاملهای نداشتن عزت نفس میتونه باشه که خیلی از ما با داشتن همین عامل ترس به کلی از خواستههامون دست پیدا نکردیم و کلی از زندگی و خوشبختی که میتونستیم داشته باشیم رو از دست دادیم
و تنها راهکار برای مقابله با ترس فقط حمله کردن به خودت ترس میباشد و باید وارد بشیم به درون خود ترس
که من خودم هنوز دارم روی خودم کار میکنم که با داشتن همین عامل ترس باعث شده خیلی از موفقیهامو از دست بدم
البته الان که دارم حساب میکنم تمام اون خواستهها و اون هدفهای که من داشتم و بهشون رسیدم فقط با کنار گذاشتن عامل ترس و وارد شدن در دل ترس باعث شده من حرکت کنم و دست به عمل بزنم و موفقتهای بیشتری بدست بیاورم و راحتر به هدفهام دست پیدا کنم
خدایااااا صد هزار مرتبه شکرت بابت هدایت من در هر لحظه و همین طور الان که باعث شدی این فایل زیبا و بینظیر رو از گذشته استاد رو ببینم و خیلی انگیزه بگیرم و امیدوارم بشم که من تو مسیر درست قرار گرفتم و با استمرار و ادامه دادن تو این مسیر الهی به تمام خواستههام و هدفهام و رویاهام دست پیدا میکنم بدون هیچ شکی صد در صد مطمئنم
چون خدا هروز با هزار دلیل و نشونه بمن الهام میکنه که من در اینده بینهایت ثروت ، خوشبختی ، سلامتی ، ازادی و روابط عالی و شادی و لذت و نعمتهای فراوان بدست خواهم اورد
خدایا بینهایت سپاسگذارم
🙏🙏🙏💖💖💖
به نا خدای مهربان
واقعا لذت بردم استاد و دگرگون شدم . وقتی تیپ و کمربند و کفش شما رو دیدم که همون موقع ها خیلی جز تیپ های تاپ نبود ولی اشتیاقی و عشقی که در چشمای شما برای تاثیرگذاری در دیگران برق میزد رو هم دیدم که دیگران هم حتما همون اشتیاق و عشق رو دیدند ارتباط برقرار کردند و لذت بردند از صحبت هاتون و تاثیر گرفتن . واقعا آفرین آفرین از این همه اشتیاق سوزانی که در چشمهای شما برق میزد برای تاثیر گذاری و زندگی ای که الان داری نتیجه صبر و اشتیاقی سوزان و خیرخواهی ای بود که در وجودتون موج میزده. ان شا الله همواره در مسیر دَعَا إِلَى اللَّه موفق و پایدار باشید.
استاد شما چقدر از همون اول ایمان و اطمینان رو داشتید. این پاشنه ی آشیل من عزت نفسمه که البته غلبه بر ترس هم خودش بر میگرده به خود باوری. تحسینتون میکنم انقدر با قدرت صحبت میکردید روی سن از همون اول شما تکاملتون رو داشتین طی میکردید واینکه واقعا شما مشخصه اینجا از نظر مالی نتیجه ای نداشتید ولی کلی اشتیاق برای کارتون تو وجودتون بوده
میتونم تمام حرف هاتون رو با این فایل درک کنم از تمام کارهایی که انجام میدید و دست هایخداوند هستید تا همه چیز برای ما واضح و ملموس تر بشه ممنونم خدایاا شکرررررررررت
زندگی بی نهایت ارزشمنده وقتی چنین استادی رو دارم وقتی تو این مسیرم خدایا شکرت بابت قوانینت
البته من از بیس زمانی که 13 سالم بود با همه ی ادم های اطرافم فرقم این بود که شجاعت بیشتری داشتم، از مرگ یا ارتفاع یا تاریکی و خیلی چیزهای دیگه نمیترسیدم اما پاشنه ی آشیل من در مورد ترس، توی مسائلی مثل جامعه و ارتباطات یا کارهای بزرگ تر هستش مثل شهامت انتخاب یک هدف خیلی خاص و حرکت فقط برای اون و این تمرکز رو ازم میگیره یعنی همزمان دوست دارم توی چند حوضه موفق بشم و این هم دقیقا همون چیزیه که توش مقاومت ذهنی که نه، اما تو عمل مقاومت دارم امیدوارم خوا هدایتم کنه به سمت مسیر های عالی ☺️🌹
خدایا شکرت
استاد باز هم با دیدن این ویدئو بیشتر عاشقت شدم😊💚.
واقعا اون قسمت از فایل که گفتید فقط الان ۷،۸ماه از اولین سخنرانی تو دانشگاه که کردین میگذره متحیر شدم و باورهام قوی تر شدن در مسیری ک هستم. خدایا ازت سپاس گزارم. واقعا لذت بردم. واقعا ازونهمه سمینار و با اون اعتماد بنفس و تسلط بر روی سخنرانی فقط۷،۸ماه گذشته بود. چقدر قانون جهان هستی فوق العادست. اینجاست که میگن اگه از قانون استفاده کنی از بهترین، ساده ترین و زودترین مسیرها تورو به سمت موفقیت و ثروت عبور خواهد داد.
خدایا سپاس گزارم ازت که این ویدئو رو دیدم
سلام به استاد عزیزم
نمیدونم چی بگم نمیدونم واقعا! در ذهنم چیزهای دیگه ای بود اما این فایل و صحبت های استاد دگرگونم کرد یه حس دیگه ای الان دارم شاید برام قابل باور نبود که استاد تونسته فقط توی7-8ماه اینقدر نتیجه بگیره در این حوزه کاریش آخه الگوی من استاد تویی و من رسالتم با شما تغریبا یکیه یعنی اول آموختن قوانین جهان بعد عمل به قوانین و سپس به اشتراک گذاشتن نتایجم با دیگران، یجورایی میشه گفت آموزش قوانین موفقیت ولی من یک ساله شروع کردم اما هنوز نتایج اون زمان شما رو نگرفتم گاهی. وقتا فکر میکنم هنوز تکاملم رو طی نکردم و گاهی وقتا هم به این نتیجه میرسم که کم کاری کردم و آره الان اینجا تو این فایل بهتر درک کردک که من اونطور که باید باور و عمل نکردم و اونجور که باید با عشق متمرکز نشدم روی این کارم با وجود اینکه بعد از مطالعه و تحقیق فهمیدم این مسیر عشق منه و باید همین رو ذره بینی پیش برم خوب پیش نرفتم واقعا من به خودم ظلم کردم و این ذهن نجوا گر همیشه منحرفم کرده باید بیشتر کانون توجهم و تمرکزم رو کنترل کنم باید وقت بیشتری بزارم باید باورهام رو قوی تر کنم باید بیشتر خودم رو غرق در این آگاهی ها کنم آخه اوایل کارم بیشتر باور و ایمان داشتم که من سریع نتیجه میگیرم و بعد فک کنم کمتر شد الان با این فایل باورهام قوی تر شد که میشه توی7-8ماه هم به این نتایج رسید که این همه شرکت کننده توی دوره هات باشه آره میشه خدایااا به خودت توکل میکنم هدایتم کن و منو ثابت قدم نگهدار در این مسیر آره الان قلبم داره تاپ تاپ تند تند میزنه حس دیگه ای دارم خداااااااایا کمکم کن من میخوام برسم به اهدافم هدایتم کن من میتونم با کمک تو برسم اما بی تو هیچم، دلیل نتایج استادم ایمانش به تو بوده عملگرا بودنش بوده خدااااسینه ام را فراخ گردان برای این دریافت این اگاهی ها و عمل به آنها، خدایاشکرت امروزم هدایتم کردی
استاد و خانم شایسته عزیزم سپاسگزارم از شما.
سلام
مگه داررررررررریییییییییییییییییم!!!!!!!!!!!
چقدر واضح و شفاف شد روند پیشرفت استاد بعد از دیدن این فایل!!! قابل مقایسه نیست اصن فایلهای کنونی استاد با این فایل… درود، این نتیجه مقابله با ترس هاست که استاد که در این فایل هم به خوبی توضیح میدن.
سلام دوستان🌺
ویک سلام خاص به استاد عزیزم وخانم شایسته زیبا🌹
وای وای وای خدایاشکرت اصلا نمیدانید چی حسی دارم باور کنید چی همزمانی رخ داد باین فایل استاد اصلا شوکه شدم این فایل اصلا فقط وفقط خداوند برای من آماده کرده بوده من از زمانیکه با آموزه های استاد آشناشدم تقریبا سه سال کمتر میشه
ومن شغل دولتی داشتم آنهم بهترین شغل وبهترین موقعیت کابل وبسیار وضعیت اقتصادیم خوب بود چون من باورهای مالیم خیلی خوب بود زمانیکه من امتحان کانکور دادم ودر دانشگاه در رشته مورد نظرم کامیاب شدم و همزمان شامل وظیفه هم شدم و همزمان انجام میدادم .
خوب بدلیل چالشهای که داشتم البته در قسمت سلامتی وکمبود اعتماد به نفس وعزت نفس همواره از این ناحیه اذیت میشدم وهمیشه درقسمت سلامتی من آنقدر افسرده وبیمار بودم که هر هفته وهر ماه میرفتم داکتر چون من کارمند دولت بودم شفاخانه ما رایگان بود ومن دیگه آنقدر دارو وشربت اینطور چیزا استفاده میکردم که بی اندازه وخوب هم نمیشدم واز قبل بدتر هم میشدم برایم شده بود بدترین مشکیل چون خوب نمیشدم آنهم درسن جوانی چنین مریضی های داشته باشی ودارو هم نتواند مشکلت را حل کند خیلی سخت ونگران کننده است.
خوب بالاخره یک دفعه علاقه پیدا کردم به مطالعه وکتاب خواندن یک ماه نگزشت که از یکی از دوستانم آهنگ موزیک خواستم خودم آهنگ های غمگین گوش میدادم ولی کم ودوستم برایم چندانه آهنگ روان کرد و چندتا فیلم و بعد من شروع کردم به نگاه کردن و واولین فایلی که دیدم فایل(قانون جذب در قرآن ) بود و زمانیکه آنرا گوش دادم انگار اصلا آنقدر تاثیر گزاشت روی ذهنم که خیلی زیاد واز همان لحظه به بعد تمام موزیک ها وفیلم های غمگین وبدرد نخورم را از موبایلم پاکش کردم وفیسبوکم را بسته کردم وتلویزیون را هم دیگه خاموش کردم خدارا شکر که دوسال است که تلویزیون ما خاموش است وروی دیوار ما بیکاره افتاده و از اخبار وروزنامه ها اصلا خبری نداریم وتمام شبکه های اجتماعی را ترک کردم وشروع کردم به گوش دادن فایلهای استاد که از دوستم گرفته بودم وبعد کم کم ادامه دادم و ورودی هایم را کنترول کردم تا اینکه باور هایم خیلی خوب شد وباسایت استاد آشنا شدم و همیشه شب وروز فایلهای استاد را گوش میدادم وکم کم سلامتیم بهتر شد و بیماریم کمتر شد و خرچ داکتر ودوا درمانم هم کاهش پیدا کرد تا اینکه بعد از شش ماه اصلا تمام مریضی ها وبیماری ها وافسرده گی ازبدنم گم شد و خدارا شکر از همان لحظه تاهنوز سالمی سالمم و شفاخانه اصلا برایم بیگانه شده …
و اعتماد به نفس : یکی از بزرگترین تضادم بود وخیلی اذیت میکرد چون نمیتانستم در جمع صحبت کنم و ابراز وجودد کنم و نظر خودم را بگم خیلی مظطرب بودم وبا دامه دادن فایلهای استاد این تضادم هم کم کم حل شد و خیلی پیشرفت کردم در این بخش و کم کم شروع کردم به هدفگذاری وتعیین سرنوشتم ونظر به علاقه وعشقی که در بخش روانشناسی داشتم وپیدا کردم چون نتیجه دیدم ازین بخش هم سلامتیم را بدست آوردم هم اعتماد به نفسم را ودیگه در آن محل وظیفه ام چنان محبوب شده بودم وهمگی برایم بسیار احترام میگزاشت ونظرم را قبول میکرد چنان جذب های قوی داشتم که خیلی زیاد …
وبعد از آن فرکانسم خیلی بالا رفت مدارم تغییر کرد با آنها .وهدفهای بالارا برای خودم تعیین کردم وبالاخره سال قبل یعنی خزان ۹۸ تصمیم گرفتم که برای رسیدن به هدفهایم باید از یک تعداد چیزها بگزرم وتغییر بدم زندگیم را ورشد پیشرفت کنم و اولین کاری که کردم این بود : از شغل خود استئفادادم تقریبا پنج سال من کارمندبودم وخیلی جایم خوب بود ورتبه بالای هم داشتم .وزمانیکه این تصمیم را گرفتم آنها آنقدر به من به من پند ونصیحت کردن میگفتند این کار را نکن و دیگر همچین کاری گیرت نمیاید و تو بی کار میمیانی و اینطور حرفا و من هم بهانه کرده بودم که هندوستان برای ماستری میرم چون یکی ارگانهای امنیتی بود و خیلی سخت است استئفادادن از آنجا ولی برای تحصیل بهانه داشتم وحتی آنجا برایم این را هم گفتند که تو رخصتی بگیر بدون معاش وما تورا منفک نمیکنیم و بعد از اتمام تحصیل اینجا بیا پس معاشت را میدیم ولی من قبول نکردم گفتم من دیگر نمیخواهم اینجا کار کنم وبالاخره استئفایم را قبول کردن وجالب اینجاست برای من اینرا هم گفتند تو دیگر در هیچ ارگان دولتی ویا بخش دولتی هم ملکی ونظامی دیگه نمیتوانی کار بیگیری چون قانونش این هست کسی که درآن بخش وظیفه انجام داده نمیتواند به دیگر بخش های دولتی به جز شرکت ها وکمپنی های خصوصی کار کند ولی من همه شرایط را قبول کردم وشروع کردم به تغیر …
و دومین کاری که کردم این بود که دیگر دانشگاه را هم ادامه ندادم آنهم سال آخر و سمستر آخر بود چون روی باور هایم کار کرده بودم که تحصیلات تاثیر نداره روی موفقیت من ومن میتوانم بدون تحصیلات موفق شوم و دیگر ادامه ندادم ودنبال مدرک هم نرفتم …
و بعد از ترک شغل ودانشگاه اولین ایده ای به ذهنم رسید این بود که بروم یک کتاب فروشی باز کنم و آنهم کتابهای روانشناسی چون میخواستم ارتباطم را با کسانی دیگر برقرار کنم شرایطهم فریکانسیهایم را پیدا کنم وو بعد از ترک شغل ودانشگاه اولین ایده ای به ذهنم رسید این بود که بروم یک کتاب فروشی باز کنم و آنهم کتابهای روانشناسی چون میخواستم با آدمهای جدید ارتباط برقرار کنم شرایطی جدید را تجربه کنم ،تجربه کسب کنم هم فریکانسیهایم را پیدا کنم وطبق همین ایده که خداوند درقلبم بوجود آورده بود شروع کردم ورفتم دکان گرفتم وچند تا کتاب خریدم و ادامه دادم تا نصفه های زمستان بود که کسی نیامده بود در دکان من ولی بعد از آن باخیلی آدمای خوب وهم فکر خود آشنا شدم هرکدامش از خود هدف وبرنامه های داشتن و روزانه باهم در مورد قوانین صحبت میکردیم آنهامیامدندسمینار برگزار میکردن میامدند در دکان ما چون آنجا من کلی تخته و امکانات آورده بودم آدما میامد دنبال کتاب حیران میماندند میگفتند اینجا صنف است یا که کتاب فروشی ما میگفتیم هردویش ….
بعد از آن این تصمیم را گرفتم که کتابفروشی را جمع کنم چون همان کسانیکه نیاز داشتم دیدم وخیلی تجربه های جالب کسب کردم ولی فروش نداشتم چون تمرکزم روی فروش کتابها نبود روی چیزای دیگه بود و البته اینرا بگم چون من این باور مخرب را داشتم حالا فهمیدم که چرا فروش نداشتم اما کسانیکه میخواستم با آنها آشنا شوم را خیلی زود جذب میکردم ولی مشتری خریدار را نه این باورم بود وگرنه میتوانستم فروش هم بکنم و ارتباط هم برقرار کنم ..
وبالاخره نزدیکای سال نو کتاب فروشی را جمع کردم و باقی کتابهارا به خانه انتقال دادم واین هم الهام خداوند بود که یکدفعه به من گفته شد واز آنجای که من بسیار زود به صدای قلبم جواب میدهم و درهمه موارد نتیجه ای عالی کسب کردم واینهم به دلیل تمرکزم روی قوانین الهی وکنترول ورودی هایم هست که چنیین مهارتی داده خداوند برایم که صدای قلبم را زود میفهمم وسریع تصمیم گرفتم واین کار را کردم که بعد از یک هفته قرنطین شروع شد وتمام جاها بسته شد . ومن هم از فرصت پیش آمده استفاده کردم در زمان قرنطین خودرا انداختم روی قوانین ومطالعه آنها چون دوره های استاد را تهیه کرده بودم وکار کردم و راحت گفته میتوانم کلی مدت آن یک سال یا دو سال پیشرفت ودرک که از اول روی قوانین داشتم وکار کرده بودم یک طرف و این پیشرفت ورشدیکه در زمان قرنطین کسب کردم یک طرف ده ها برابر بیشتر بود رشدم . از این فرصت پیش آمده به لطف خداوند چنان باتمرکز فوق العاده وقوی استفاده کردم که واقعا بیانش نمیتوانم .خدایا شکرت که همچین فرصتی را برایم مهیا کردی .وچنان غرق در پیشرفت مطالعه بودم که اصلا دوست نداشتم قرنطین تمام شود ..
خوب بعد از قرنطین خداوند هدایتم کرد که بروم کلاس فن بیان وسخنرانی ثبت نام کنم چون نیاز داشتم که روی مهارت بیانم کار کنم و تصمیم گرفتم و شروع کردم و نکته جالب ماجرا از اینجا شروع میشود : کلاس سخنرانی سه ماهه بود ومن باتمام عشق وعلاقه رفتم ادامه دادم ودیروز ماه دوم تمام شد ومن هم در این مدت خیلی پیشرفت داشتم اما یک حسی به من گفت که عبدالله دیگر بس است تو آماده شدی ودیگر نیاز نیست ماه سوم را بروی وذهنم هی میگفت نه تو باید بروی ماه سوم را ادامه بیدی توهنوز چیزی یاد نگرفتی ولی یک چیزی از قلبم به من امید میداد که نیاز نداری دیگه بروی ازهمین چیزهای که یاد گرفتی حالا شروع کن هرچی نیازت باشه به تو گفته میشود بخدا همین حس به من یکدفعه الهام شد ومن تصمیم گرفتم که سر از صبح بروم شروع کنم و نمیفهمیدم چطور ولی چون روی ایمان خود زیاد کار کردم و استاد را الگوی خود قرار دادم زیاد دنبال چگونگیش نیستم و زمانیکه صبح از خواب بیدار شدم یک حسی به من گفت که برو از مکتبها وکورس ها شروع کن یعنی برو با مدیران مکتب ها ارتباط برقرار کن و از آنها وقت بگیر و سیمنار برگزار نما .
خوب من به همین ایده باور کردم و حرکت کردم به بیرون که ارتباط برقرار کنم و رفتم با یکی از کورس های که کلاسهای موفقیت و برگزار میکند حرف زدم ولی مدیر آن برایم جواب درست نداد و من یک کمی نا امید شدم چون گفتم حتما من مشکلی دارم یا نتوانستم خوب ارتباط برقرار کنم و هر لحظه افکار منفی زیاد تر میشد وذهنم میگفت که تو باید بروی ماه سوم را هم بگزرانی وهمینطور نجواها …
ومن دیدم که خیلی وضعیت بد است باید احساسم را خوب کنم و فایل هشتم دوره عزت نفس استاد را انتخاب کردم که در قسمت آخر در مورد کمالگرایی وتکامل است شروع کردم به گوش دادن واقعا حسم کم کم خوب شد تا اینکه خیلی خوب شدم و در مسیر راه بودم که انترنت خودارا روشن کردم و دیدم در تلگرام استاد یک فایل جدید آمده که نوشته است:
(مروری بر آموزشهای استاد عباسمنش در سال ۸۷ | قسمت ۱)
این جمله را که دیدم گفتم این حتما یک نشانه ای است ورفتم سریع داخل سایت استاد دانلودش کردم ودیدم وتک تک کلمات که استاد میگه را واقعا نیاز داشتم وفهمیدم خداوند از این طریق با من صحبت میکنه ، در آنجای که استاد میگه بعضی ها هستند خیلی کتاب میخواند ولی هیچ وقت عمل نمیکند آن قسمت من گفتم خداوند اینجا بامن صحبت میکند ودیروز هم همین را به من گفت .وچقدر این فایل نگرش وباور هایم را تغییر داد
واز همزمانی این نشانه اصلا شوکه شدم نمیفهمم بخدا این حس خودرا چگونه بیان کنم واقعا خدایا شکرت که اینقدر قوانین ثابت داری واینقدر مهربانی واین پیام را ازطریق استاد به من رساندی خدایاشکرت🌹🌹🌹
خدایاشکرت
خدایاشکرت
درپناه الله مهربان باشید.