قدم اصلی تحوّل زندگی - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

673 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نغمه بهار گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    بنام پروردگار بزرگ

    سپاسگزارم از صحبت های عالی تون، صادقانه تون، شفاف و واضح، هر کسی با هر سطح سوادی کاملا میتونه بفهمه درک کنه استفاده کنه.

    استاد فقط یه تضاد حس میکنم، ینی رفتم توی این فکر، شما توی صحبتاتون اکثرا فرمودید که حتی اون موقع هم درامد خوبی داشتید، اینو چندین جا شنیدم از صحبت هاتون، بعد الان که شرایط مالی تون به لطف خدا و ایجاد باورهای درست و تلاش درونی تون به اینجا رسیده، یه نجوایی بهم میگه: خب استاد وقتی میگه در زمان کوتاهی ده دوازده تا خونه خریدم،در کنارش هم میگفت وضع مالیم خوب بود،و زمانی هم وضع مالی شون خوب بوده که اصلا اطلاعاتی راجع به فرکانس و… نداشتن. بعد به خودم میگم یه پولی یه پس اندازی یه درامدی بوده که استاد تونسته باهاش استارت یه خرید حتی کوچک رو بزنه. چون بارها گفتید اون زمان درامدم بالا بود. بعد من به خودم میگم وقتی استاد به اینجا رسیده یه درامد از قبل داشته، ولی وقتی از اول هیچی هیچی نداشته باشیم چطور میتونیم خونه بخریم یا هر چیز دیگه ای. مثلا میگن کف دست مو نداره، وقتی اصلا صفری صفر مطلق، چطور میشه بلند شد و خرید؟!!

    برا همین با دیدن این ویدیو گفتم باز استاد اینجا داره میگه اون زمان درامد داشتم برام تضاد ایجاد شده. لطفا اگر کسی پاسخ منو بلده بیاد کمک!!!

    چون من یه باور دارم که وقتی هیچی نداری هیچ پس اندازی هیچ درامدی، چطور میتونی حرکت کنی؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1265 روز

      سلام درود

      دوست عزیز اگه حرکت کنی درآمد میاد بارها استاد گفتن توقع نداشته باشید از آسمان یک گونی پول بیاد استاد میگن تو باورتو درست کن ایده میاد پول میاد ثروت میاد خداوند باور کن تسلیم خداوند باش

      این باور داشته باش که تو خالق زندگیت هستی استاد ما فقط روی خداوند حساب کرد فایل های توحیدی گوش بده پس راها باز میشه درها باز میشه اگه هنوز روی دیگران حساب میکنین یعنی ایمان نداریم زبانی میگیم توکل بخدا با احساس خوب ایمانت نشون می دی

      استاد گفتن تا باورهامو درست کردم پامو از روی ترمزها برداشتم ثروت از درو و دیوار براش اومد

      استاد بیکار نبوده از اول هم پول ساخته موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      امیر عباس تیموری گفته:
      مدت عضویت: 2363 روز

      سلام وقت بخیر.ان شالله سال خوبی داشته باشید و هر سالتون بهتر ازسال قبل باشه.به نظرم اگه فایلهای رایگان توحید عملی را که در سایته را گوش کنید،جواب سوالتون را خواهید گرفت،چون تنها کار ما بندگی خداست و قدرت دادن به اوست که نشانه آن احساس خوبه و قدم بعد عمل به نشانه هایی است که نزدیک ما می باشد.(لطفا فایلهای توحید عملی را گوش کنید.)سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    قدم اصلی تحوّل زندگی

    ● چه عاملی باعث شد که بیشترین تغییرات در زندگی ما اتفاق بیفته ؟

    ● من تا سن 19_20 سالگی هدفی نداشتم خواسته ای نداشتم

    ● بعدش کتاب خوندم در مورد روابط و خیلی روی خودم کار کردم و تو این زمینه خیلی خوب شدم‌

    ● اما در مورد فرکانس و خواسته ها هیچی نمیدونستم فقط در حد ماشین و خونه معمولی خواسته داشتم چرا اینجوری فکر میکردم ؟ چون ما تو کل طایفمون یه آدمی نداشتیم که وضعیت مالیش خوب باشه و ندیده بودم الگویی رو

    ● چیزی به نام آرزو و خواسته در وجود من شکل نگرفته بود

    ● بعدش آشنا شدم با مفهوم فرکانس که جهان به افکار ما پاسخ میده

    ● گفتم یعنی واقعا انسان خودش شرایط خودشو خلق میکنه

    ● دیدم آدمای منفی رو که زندگی خوبی ندارند

    ● من نشنیده بودم که بگن مثبت باش سپاسگزار باش

    ● همش آدمای ناراضی و شاکی رو دورم میدیدم

    ● این باور که من میتونم زنذگی خودم رو خلق کنم به من یه انگیزه ای داد که بیام به خواسته هام فکر کنم بیام خواسته داشته باشم

    ● رفتم سراغ قرآن و برخورد کردم به آیه های هر اتفاقی میفته بما کسبت ایدیهمه بما قدمت ایدیهمه

    بعد آیه من اجابت میکنم درخواست درخواست کننده رو دیدم

    گفتم من چطور اینا رو نمیدونستم و خیلی ایمانم قوی تر شد

    ● شروع کردم آگاهانه توجه کردم به زیبایی ها و نعمت ها

    ● آگاهانه از اخبار و رسانه ها دوری کردم آگاهانه نکات مثبت افراد رو پیدا کردم و بهشون گفتم بجای اینکه ایراداتشون رو پیدا کنم ذهنم رو تربیت کردم به دیدن نکات مثبت

    ● شروع کردم دفترها نوشتم سپاسگزاری هامو نوشتم اتفاقاتی که دوس دارم رخ بدند رو نوشتم بعد نتایج اومد و همزمانی ها باورنکردنی بود و هدایت شدم که انگار خدا داشت باهام صحبت می‌کرد و میدیدم من خودم دارم خلق میکنم

    ● همه اتفاقات و واکنش هایی که دریافت میکردم تایید میکرد که من با افکارم و با کانون توجهم دارم خلق میکنم

    ● به هر چه توجه کنم از جنس همون وارد زنذگیم میشه پس حواسم باشه به چی توجه میکنم و چه احساسی دارم

    ● احساس خوب=اتفاقات خوب

    ● احساس بد=اتفاقات بد

    ● جهان مثل آینه هست که بازتاب میده فرکانس هاتو به خودت

    ● این باور که من خالق زندگی خودم هستم بزرگترین باوری بود که تاثیرات بی نظیر در زندگیم ایجاد کرد این باور شروع همه چیز بود

    ● نمیدونید چقدر باور داشتم نمیدونید چقدر متعهد بودم به اینکه بتونم افکارم رو کنترل بکنم  تلویزیون رو تعطیل کردم ورودی هامو به طرز فوق‌العاده ای کنترل کردم خودمو بستم به مطالعه و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری کردن و با خداوند صحبت کردن

    ● یواش یواش اون باور که تو خالق زندگی خودت هستی شروع کرد به رخ دادن که اولش کوچک رخ می‌داد بعدش که ایمانم قوی شد گفت چرا چیزای بزرگتر نمیخوای

    ● آرزوم این بود که یه خونه داشته باشم شرایطی پیش اومد که تو زمان کوتاه تونستم 15 تا خونه بخرم تو ایران

    ● تو زمان کوتاه دو تا ماشین صفر کیلومتر خارجی خریدم بعدش عزیز دلم وارد زندگیم شد که واقعا یکی از بزرگترین نعمت های منه

    ● دوس داشتم تاثیر بذارم رو زندگی مردم که سایت عباسمنش متولد شد

    ● دوس داشتم آزادی مکانی مالی زمانی داشته باشم که اینم اتفاق افتاد

    ● خواستم این بود کشور دیگه ای برم که هدایت شدم

    ● کلی کشورارو گشتیم

    ● چندین و چند ملک تو بهترین جاهای آمریکا خریدم بعدش پرادایس زیبا رو خریدم که خیلی وقته اینجا ساکنیم

    ● وقتی باور کردم که خودم خالق زندگیم هستم همه چی شروع شد به تغییر کردن و یه آدم دیگه ای شدم

    ● کلی دوره آماده کردیم

    ● اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو من نزدیکم(چون خیلیامون فکر میکنیم خداوند دوره)

    ● قانون سلامتی رو آماده کردم (با باور من خودم خالق زندگی خودم هستم)

    ● همه این اتفاقات از این باور شروع شد که من خالق زندگی خودم هستم اگه اینو باور کنید دیگه دنبال مقصر نمیگردی میگی هر اتفاقی میفته خودم ایجادش کردم جهان در هر لحظه داره به افکار ما پاسخ میده

    ● همین که بخواهیم خودمون رو تغییر بدیم خداوند هدایتمون میکنه

    آدم فراموش میکنه ولی باید همیشه به خودش یادآوری کنه که من خودم خالق زندگی خودم هستم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    صدف احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2659 روز

    واقعا همینطوره واقعا همینطوره

    استاد من تو این چند روز که چه عرض کنم تو این چند سال خیلی توجه کردم به افکارم و ارتباطشون با نتایج ینی همیشه اینارو برسی کردم و خب به چی میرسیدم جز اینکه افکار من داره اتفاقاتو رقم میزنه؟؟؟

    و خب امروز بیش از روزهای دیگه به این مهم دست پیدا کردم ..:)

    من داشتم با خودم فک میکردم عاقا چرا فلان جا نتیجه اونی که میخوام نیست

    چرا بیسار جا نتیجهه اون نیست

    و وقتی این فایل شما باز شدو گوشش کردم دیدم درسته

    اولا که واقعااااا فرکانس ما داره نتیجه رو رقم میزنه و ثانیه این که ما با چیزی که بهش توجه میکنیم داریم فرکانس ارسال میکنیم …

    و خب صدف عزیززززز

    تو وقتی در مورد ی چیزی مینویسی اتفاق میفته!!!

    پس چیزی که میخوای و بنویس!!!!!

    تو در مورد چیزی که ازش حرف میزنی اتفاق میفته پس چیزی که میخوای و راجع بش حرف بزن

    و خلاصه همه چی همه چی همه چی

    و خب الان ی دلیل محکم داری صدف جون

    که ی سری چیزارو واقعا بزاری کنار

    و یسری جاها پاشی جاتو عوض کنی که فرکانست مثبت باشه

    و الان از اهمیت این داستان بیشتر اگاهم

    چرا

    چون که تاثیرشو روی نتایج دارم میبینم

    و این علت و معلوم بدجور بهم گره خوردن و هیچ جوره نمیشه نقضش کرد

    و خب این خوبه

    چون داره بهم میگه خودم دارم زندگی خودمو خلق میکنم

    و من هم قبول میکنم

    ی پله میام بالاتر تو اگاهی

    و میپذیرم که باید حرفی بزنم که در جهات خواسته هامه

    باید کاری و انجام بدم که خواسته هامو تصدیق کنه

    جایی برم که خواسته هامو تصدیق کنه

    در مداری باشم که به خواسته هام نزدیک باشم

    و تمام سعیمو بکنم که این فرکانسو به جهان بفرستم

    نه فرکانس دیگه ایرو ….

    و خب این خوبه

    خیلی خوبه ؛)

    خدایا شکرت بخاطر این قوانین زیبا

    و شکرت بخاطر این هدایت …

    عشق من؛)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    به نام خالق بخشنده و زیبا

    سوال مهم که استاد با عزیزدلش در مورد جوابش تو راه برگشت از سفر بهش جواب داد:

    #چه عاملی باعث شد که بیشترین تغییرات در زندگی ما اتفاق بیفته؟

    (جواب باور صد در صد به این باور بزرگ و قدرتمند

    که ما خالق زندگی خودمون هستیم)

    این آگاهی را سپاسگزارم.

    من خالق زندگی ام هستم.

    من خالق زندگی خودم در تمام جنبه ها هستم.

    من خالق زندگی خودم هستم.

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سحر صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 1739 روز

    به نام خالق هستی بخش

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته

    .دقیقا 55روز دیگه ،میشه سالگرد 3سال عضویت من در این سایت .

    اوایل ورود به سایت خیلی هوشیار نبودم که دقیقا داستان چیه و همه چیز واسم تازگی داشت و عجیب و غریب بود ،میشنیدم ولی متوجه نمیشدم،میدیدم ولی درک نمیکردم،اون روزها ذهنم عجیب مقاومت میکرد و اینقدر نجواها زیاد بود که صدای قلبم شنیده نمیشد،اینقدر شیطنت ذهن ناارامم زیاد بود که ذهنم اصلا نمی‌خواست من چیزی متوجه این مسیر درست بشم.

    و طبق قانون ،من باید تکاملمو طی میکردم تا آماده پذیرش و شنیدن و تسلیم شدن بشم،به همین خاطر 2سال از این سایت و آگاهی ها دور شدم ،

    و الان مجدد برگشتم به مسیر.

    ولی ایندفعه تکاملمو طی کردم و ظرف پذیرشم بزرگتر شده .این مدت با اینکه از مسیر دور بودم ولی جهان و قانون کار خودشو میکرد تا به من بفهمونه که همه چی قانون بدون تغییر خداست چه بخوای چه نخوای.

    الان دیگه درک میکنم وقتی حرف از تسلیم بودن و پای در ره گذاشتن میشه یعنی دستان هدایت گر خدا میشه یاری رسان مسیرت،

    الان دیگه متوجه شده ام که همه چیز باوره.

    الان دیگه میدونم هیچ چیز قابل تغییری در بیرون من نیست الا در درون من…

    الان میفهمم وقتی خدا در قرآن می‌فرماید که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه خودشان بخواهند یعنی چه…

    من فکر میکردم خدایی که خالق من هست،پس حتما می‌دونه که من چی میخوام و بعد که مقاله مریم جان رو در مورد مسیر علاقه خواندم ,متوجه شده ام که حتی خدا هم تا خود من ندونم که چی میخوام ،نمیتونه کمکم کنه.

    الان با وجودم حس میکنم که سپاسگزار بودن و توجه به زیبایی ها یعنی سرازیر شدن نعمت و ثروت به زندگی.

    الان دیگه وقتی ناخواسته ای پیش میاد از خودم میپرسم اگه اینو نمی‌خوای پس چی میخوای و اینقدر می‌نویسم که خواسته ام کامل واضح بشه واسم که جهان هستی هم بدونه که من دقیقا چی میخوام.

    الان دیگه تایید و تحسین کردن و جایگزین حسادت و حسرت خوردن کردم.

    شکر بجا آوردن و جایگزین نق زدن کردم.

    خیلی یادگرفتن و آموختم و الان وقتش رسیده که به تک تک اونها عمل کنم و متعهد بودن و مصمم بودنمو به جهان هستی نشون بدم و ایمان به آنچه آموخته ام را در عمل نشون بدم.

    به قول استاد آموختن و یادگیری پایان ندارن و آدم هر چقدرم که یادبگیره بازم می‌تونه ادامه بده این آموختن و.

    این اولین کامنت من بعد از برگشت مجددم به این مسیر زیباست.

    و من متعهد شده ام به عمل کردن و ردپا گذاشتن در این سایت که دریای بیکران آگاهیه.

    سپاسگزارم با تمام وجودم از خدایی که هر لحظه هدایت گر و حمایت گر من بوده و هست.

    و ممنونم از دستان یاری رسان خدا،استاد عباس منش عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    استااااااد جانم

    سلام

    استاد چقدر کلام شما پاکه

    مشخصه که از قلب پاک تونه

    استاد من یه زمانی فایل ها رو گوش میدادم و انگار با دیواری مواجه بودم که هرچه میکوبیدم اون سد ذهنی باز نمیشد ،اون آگاهی به عمل تبدیل نمیشد

    استاد من یک ماهه که عاشق شما و این فضا شدم

    یک ماهه که از 8 صبح که پشت فرمونم تا 12 ظهر فقط تو سایت شمام و تفریحم شده شنیدن و گوش دادن فایل های ارزشمند هدیه شما

    استاد شنیدن فایل ها مثل یه سریال شده هی میخوام ببینم فایل بعدی چیه ؟

    12 ظهر که کارم تمام میشه تا 2 بعد از ظهر میرم کنار زاینده رود زیبا فایل های شما رو گوش میدم و اصلا اون دو ساعت پیاده روی رو متوجه نمیشم.

    وای استاد چطور من ساعت‌ها صدای شما رو میشنوم و سیر نمیشم ؟

    مگه غیر از اینه که این کلام حقه

    مگه غیر ازینه که از قلب تون میاد و میشینه به قلب من

    وای استاد هر روز معجزه میبینم

    هر روز آدم های فوق العاده ای را می‌بینم

    استاد هر جا که ترسیدم

    هرجا که به ناچاری رسیدم و احساس عجز کردم

    یه جمله از شما تو گوشم زمزمه شده که آرام شدم

    که توکلم به خدا هر روز بیشتر و بیشتر شده.

    استاد عاشق تونم

    استاد خیلی برام وجودتون ارزشمنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    وقت همگی بخیر وشادی

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186)

    و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى خواند پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.

    جمله طلایی استاد، من خالق زندگی ام هستم

    بقول استاد اگه همین جمله را درک کنیم ، بقیه عمر مان را بریم صفا کنیم ،( دوره کشف قوانین زندگی )

    من خالق هستم یعنی چه؟

    یعنی من خودم ، خود خودم دعوت کنیم که سلامتی، پول اتفاقات، مسافرت، احساس خوب، خانه ماشین روابط عاشقانه، وهزاران مساله دیگه وارد زندگی من شود.

    این خودش عین توحید هست، اصلا توحید یعنی همین که خداوند مهربان وهدایتگر این توانایی خلق کنندگی را به من داده .

    چقدر زیبا میشه وقتی درک کنیم خالق زندگی خودمان هستیم.

    چقدر از دعوای ها حل میشه ، مشکلات حل میشه ، سوظن ها حل میشه، بیخودی نصیحت کردن حل میشه .

    بجای نصیحت کردن خانواده و دوستان باید الگو باشیم ، یعنی موفقیت مالی و موفقیت در دیگر زمینه ها آنقدر کسب کنیم که ، مردم التماس کنند و از ما سوال کنند چطوری تونستید: آنموقع توضیح دادن قانون تاثیر شگرف داره.

    من با دیدن ثروت ، ونعمت، با دیدن بهترین خانه ها ماشین ، مسافرت ها خواسته در من شکل می گیره که من هم می خام ، این قدم اول هست یعنی خواستن یا سفارش دادن از منوی جهان هستی ، بعد باید خودم وارد مدار آن ثروت کنم یعنی باید قانون تکامل را رعایت کنم ، چراکه یک دفعه از حقوق ماهانه 30 تومان به 100 نمی رسیم باید آرام آرام مسیر را طی کنیم و به نشانه ها توجه کنیم و الهام الله را عمل کنیم .

    توجه به خواسته احساسی را در ما ایجاد می کنه طبق این احساس ما انرژی به جهان صادر می کنیم و متناسب با انرژی ما ، جهان به انرژی ما پاسخ میده و بصورت ماده اتفاقات افراد پول سلامتی وارد زندگی ما میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    لیلی جرکانی گفته:
    مدت عضویت: 847 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و هم سایتی های عزیزم

    امروز ی ساله که وارد این سایت الهی شدم یادم نمیره پارسال همین موقعها داشتم به خدا میگفتم خدا کمکم کن خیلی صدات کردم خودت راهی نشونم بده

    (حدود ی سال قبلش از طریق ی مربی فیتنس با استاد آشنا شدم وارد پیجشون شدم ولی چیزی ندیدم گفتم آمریکاست چه میدونه من در مورد چی حرف میزنم مشکلم کجاست و خلاصه در مدارش نبود)

    و بعد از ی سال خدا منو هدایت کرد به پیج ایشون و اولین فایل که دیدم همین فایل بود

    بعد به سایت هدایت شدم از دانلودی استفاده کردم

    سه ماه بعد 12 قدم عید نوروز شروع کردم

    وتا قدم 7 بیشتر نرفتم و دوباره فایلهای دانلودی رو شروع کردم

    و روزی نیست به سایت سر نزنم

    من شروع راهم

    و تو ی سال تجربه کردم و قانون کم کم دارم آشنا میشم و فایلهایی بی نظیر استاد که هربار بهتر و بهتر میشن

    مخصوصآ فایلهای توحیدی

    امشب ستاره قطبی نوشتم و دوباره از رب خودم کمک خواستم که پر از حس توحید بشم پر از خدا

    چالشهای جدید برخورد کردم و امیدوارم بتونم حلشون کنم

    نتایجی خوبی هم داشتم

    مثه اقدام کردن و شروع یادگیری مهارت جدیدی

    داشتین روتین ورزشی و سبک زندگی سالم

    روابط بهتری که با آدم های جدید داشتم که بارها بهم گفتن

    توجه کردن به نعمتهایی که دارم و شکر گزاری

    و

    شناسایی

    چالش حس قربانی بودن و تله ایثار

    و مهم بودن نظر دیگران ( کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس)

    چالش روابط با همسرم و الگوی تکرار شونده

    چالش مهارتهایی که باید تقویت بشن

    چالش اعراض از ناخواسته ها و توجه به زیبایی ها و خواسته و تمرین این کار

    این ردپا رو گذاشتم که بتونم روی خودم کار کنم

    خوشحالم باورهایی محدود کننده امو دارم پیدا میکنم و روشون کار میکنم

    ی دنیا ممنون از استاد عزیزم و خانم شایسته

    درپناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مینا میری گفته:
    مدت عضویت: 1060 روز

    با سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    واقعا سپاسگزارم از این که آگاهی اولین قدم را کامل فهمیدم چیست در مسیر زندگی کردن این که هدف داشتن و خواستن اتفاقات جدید در زندگی خود باعث می شود در این مسیر قدم بگذاریم،و اینکه من در زندگی هدف های متنوعی دارم و درمسیررسیدن به خواسته هایم کارهای درست و غلط تقریبا متوسطی را انجام دادم…

    در مبحث روابط واقعا باید این توانایی تحسین کردن دیگران را تحسین می کنم و می دانم که با تحسین کردن افرادی که ویژگی مثبتی که ما می‌بینیم را دارند باعث می شود که رابطه ی ما بهتر شود و به نظرم نوعی سپاسگزاری در روابط می باشد و حتی اگر در ابتدا برایمان سخت است در خلوت خودمان ویژگی های خوب افراد را بگوییم و آن ها را تحسین کنیم و مراقب باشیم که احساس مان خوب باشد چون اگر تحسین کنیم و احساس بدی داشته باشیم در واقع در حال فرستادن فرکانس ناسپاسی و حسادت به آن فرد هستیم که در واقع ریشه آن بخاطر احساس مقایسه ویرانگر ایجاد می شود…این رفتاری است که من یک سال قبل از عضو سایت عباسمنش شدن شروع کردم اما تا چند ماه قبل هنوز برایم پذیرفتن تحسین برانگیز بودن دیگران و ویژگی هایشان با تمام قلب کار نسبتا راحتی نبود اما اکنون بدون اینکه متوجه شوم میبینم درحال تحسین رفتارهای اطرافیانم هستم و بعد که متوجه زیبایی رفتارشان با خودم میشوم و سعی میکنم آن را طبق قانون منطقی کنم برای مغزم متوجه میشوم یکی از مهم ترین دلایلش تحسین ایشان و دوست داشتن خودم می باشد…

    نکته بعدی که از این فایل متوجه شدم این است که گاهی ما فقط می‌خواهیم فضایی متعلق به خودمان داشته باشیم یا یک خانه کوچک و از نظرمان واقعا رویا داشتن (به شکلی که امروز با دیدن سریال سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت درحال آموزش دیدن به صورت عملی هستیم) را حتی نمی فهمیدیم…

    و نکته مهم دیگری که دریافت کردم این است که همه چیز از توحید شروع می شودو تنها عامل مشکلات زندگی مان شرکی است که در زندگی مان تجربه می کنیم و من قبل از این فایل فکر میکردم چون به شیطان هم قدرت داده ام در ذهنم پس خداوند را شریک قائل شده ام و تمام توجه ام را به سمتی بردم که ایم باور قوی شود که

    تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و تنها از اویاری می جویم

    و سوالی که با ترس ها به سراغم می آمد را می پرسیدم که؛

    چرا تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و از تنها فرمانروای قدرتمند کیهان یاری می جویم؟

    و وقتی نزدیک پنجاه بار این سوال را به صورت رندوم و بدون فکر در مواقع ناراحتی از خودم میپرسیدم احساسم خوب میشد و اما کم کم یاد گرفتم منطقی به آن فکر کنم و بفهمم که فقط او قدرتمند است و فقط اوست که وجود دارد در تمام لحظه ها و مکان ها

    و امروز شما گفتید که اولین باور که باعث شد من جرات پیدا کنم تغییر بدهم زندگی ام را همین باور است که؛

    من خالق زندگیم هستم من توانایی خلق زندگی خودم را دارم خداوند این توانایی خلق زندگیم را به من داده است و خداوند اختیار استفاده از این توانایی را نیز به من داده است و بازهم با پرسیدن و تکرار این منطق ها و قوانین به همان مانترای اصلی می رسیم که بارها در برنامه هایتان تکرار کرده اید

    خدایا من در برابر تو خاضع و خاشع هستم و هرآنچه دارم از آنِ توست

    خدایا هرآن چه دارم از آنِ توست

    گفتن این جمله در ابتدا کار راحتی به نظر می‌رسد ولیکن هرچه بیشتر در مفهوم مالکیت خداوند فرو میروم میبینم هر آنچه دارم از آنِ اوست و قسمت جالب داستان این است که دیگر احساس نمیکنم برده خداوندم یا اینکه او جباری قدرتمند است که می خواهد مرا با اجبار به سمت چیزهایی که خودش می خواهد ببرد

    این در حالی است که خداوند تأکید دارد که من هستم در زندگی تو که بنده ی من هستی و مرا اجابت می کنی و مادامی که اجابت کنی و یکتاپرست باشی من پیوسته (اجیب فعل مضارع و به معنای در حال اجابت کردن هستم)در حال اجابت کردن خواسته ها و برطرف کردن نیازهایتان هستم همانگونه که ما برای نفس کشیدن همیشه آسوده بوده ایم و خداوند این نعمت را در زندگی ما قرار داده زیرا ما باور داشته ایم که خود به خود نفس میکشیم و اکسیژن به صورت طبیعی در اختیار ما قرار می‌گیرد اما در بقیه ی موارد چون طبیعت را فراموش کردیم و خدارا اتفاقی افتاد به نام کمبود و نداشتن که در واقع هیچ گاه انسان های پیشین این مشکل را به عنوان مسئله ای لاینحل و غیر قابل بررسی نمی دیدند بلکه کاملا آن را ساده راحت بدیهی و قابل حل می دانستند و این گونه بود که ما فراموش کردیم طبیعی است که صاحب نعمت ها باشیم و در زندگی مان نداشتن خلق شد که کاملا با تعبیر بماکسبت ایدیهم و بما قدمت ایدیهم مطابقت کامل دارد و قانون این موضوع را که خداوند بیان نموده کامل تأیید می نماید و به انسان یادآوری می کند که من به تو اختیار داده ام و خودت هر آنچه بخواهی من در اختیارت قرار می دهم و این مسئله کاملا به خود خودت مربوط می‌شود نه هیچ کس دیگر زیرا مهم ترین هدف خداوند از خلق انسان با روح خویش در جهان مادی نمایاندن میزان قدرت روح ما در خلق کنندگی می باشد که ما انسان ها بعد از فهمیدن قانون گرانش و قوانین نیوتن به کل قانون های طبیعی را از یاد می بریم اما در بسیاری از موارد از آن ها استفاده می کنیم …

    یعنی بارها و بارها در زندگی ام می دیدم که من انسانی هستم که مذهبی و اهل نماز و روضه و این داستان ها بودم آن هم از هفت سالگی نماز می‌خواندم و روضه میگرفتم و می دیدم بقیه حالشان بهتر است بقیه که کمتر اهل این داستان ها هستند و یا حتی اصلا نیستند چقدر همه چیز برایشان راحت تر رخ می دهد و نعمت ها به راحتی روارد زندگی شان می شود

    و آن جا بود که شک کردم و شروع کردم به شکستن قوانین که مذهبی ها می گفتند قسم دروغ خوردم با نامحرم رابطه برقرارکردم و احساس گناه رهایم نمیکرد و باز فهمیدم هستند کسانی که همین کارها را می کنند و خیلی خوشحالند

    دیگر برایم آخرت معنایی نداشت فقط می خواستم ببینم چرا روی زمینم و زندگی که می‌خواهم را تجربه کنم تا وقتی روبروی خدا ایستادم اشتباه هم رفتم درست هم رفتم ولی هیچکدام حال خوبی به من نداد پس چرا روی زمین آمدم

    در این مسیر خیلی رفت و برگشت داشتم و دلیل اینکه به هیچ خواسته ای جز سلامتی و کمی روابط زیبا و شرایط خوب برای سکونت و چند هم صحبت دلنشین نرسیدم

    و جالب است که بدانید این ها را حق طبیعی خودم می دانستم ولی برای بقیه خواسته ها باید تلاش میکردم این باور من بود

    و اما حالا این باور خدایی را چطور بیشتر بفهمم من همان مینا نیستم اما شاید هم این مینا نباشم که می داند توانایی خلق لحظه هایش را دارد که می داند فقط توحید ابراهیمی می تواند نجاتش دهد فقط سوزاندن آثار شرک برایش زیبایی خلق می کند و این مینا خیلی دوست دارد بیشتر بفهمد و بیشتر باور کند این باور خلق کنندگی را

    زیرا اولین بار که یک کلاه را ساعت دوازده شب شروع کردم به بافتن برای خواهرم که سه ساله بود و همان شب تب کرده بود،پنج صبح تمامش کردم و روی سرش گذاشتم و خوابیدم و بی نهایت احساس شگرفی از این که خلق کرده بودم داشتم حالا آن یک خلق مادی بود می دانم انرژی ذهنم که عشق بسیار به سلامتی خواهرم بود کمکم کرد که آن کار را انجام دهم و اینکه خلق این اتاق پر نور فرش خور زیبای سفید خودم که برای کتاب ها و دفترهایم مکان هایی دارد برایم واقعا سخت رقم خورد گرچه عاشقش بودم…تابستان ها و بهار رودهن خیلی خواسته ی دوست داشتنی ام بود به مدت دو سال ولی این هم سخت رقم خورد رابطه سالم و پایدار و دوست داشتنی ام خیلی راحت به سمتم آمد و خلق شد و ادامه پیدا کرد اما چرا ازدواج در رابطه با سختی مواجه شد،چرا من لایق یک ازدواج راحت و سالم و پایدار و عاشقانه نبودم؟

    چرا اینقدر همه چیز برایم پیچیده شد…وقتی راحت شروع شد راحت ادامه پیدا کرد…

    چه می شود که راحت به مرحله ی بعد رفت

    چه می شود اگر به راحتی همان ازدواج سالم و پایدار و عاشقانه ای که بدون حضور خانواده ها درحال رسیدن به اوج بود با حضور آن ها به یک رابطه long distance ای بدل شد که حتی روز به روز کمتر دلیل برای شکر گزاری می داد؟

    چگونه می توانم شکرگزارتر باشم برای توانایی هایم؟

    چرا باید جسم ما در رسیدن به خواسته ها ی روح اینقدر دخالت های بیجا کند؟

    چرا باید محدود بودن مان را در عین نامحدود بودن حس کنیم؟

    چرا این تناقض به نظرم بخشی از مسیر می آید که می خواهد به من از تضادی بگوید که درکش کنم…

    چگونه راه حل آسان مسئله به من الهام می شود؟

    چگونه شخصیتم به سمتی حرکت می کند که می توانم همه یخواسته هایم را خلق کنم ؟

    چگونه می شود که چرخ زندگی ام در تمام جنبه ها روان باشد و من روی بخش معینی از خودم تمرکز داشته باشم؟

    چگونه بزرگترین هدف روحم را بشناسم؟

    آیا واقعا من خودم خالق زندگی خودم هستم؟

    چرا با توجه به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی زیباتری می توانم خلق کنم؟

    چرا با دیدن نیمه پر لیوان ظرف وجود ما برای دریافت نعمت ها بزرگتر می شود ؟

    چرا داشتن آرامش مارا به سمت سپاسگزاری بیشتر سوق می دهد؟

    چرا فاکتور اصلی موفق شدن همان شادزیستن و احساس خوب داشتن است؟

    چرا من خواسته هایم را می خواهم؟

    چرا برآورده شدن خواسته های من به صورت خود به خودی رخ می دهد اگر خودم را در فرکانس صحیح قرار بدهم ؟

    چرا عمل به قانون بعد از باور کردن اینکه می شود به خواسته ها رسید اتفاق می افتد؟

    چرا ایده ی من می تواند برای من اجرا شود؟

    چرا توجه آگاهانه به زیبایی ها برای من خوب است؟

    چگونه با حذف نکات منفی و پیدا کردن نکات مثبت رشد می کنم؟

    چرا من به دنبال ویژگی های خوب افراد میگردم؟

    چرا من سپاسگزاری هایم را می نویسم ؟

    چرا سپاسگزاری برای نعمت هایی که دارم خوب است؟

    چرا سپاسگزاری می تواند مرا در مسیر رسیدن به خواسته هایم قرار دهد؟

    چرا سپاسگزاری مهم است در مسیر عمل به قوانین؟

    چه رابطه ای میان سپاسگزاری و عمل به قانون وجود دارد؟

    چگونه می شود یک شخصیت سپاسگزار ساخت؟

    چه خوب می شود که شخصیت من همان شخصیت سپاسگزاری که آرزویش را دارم بشود؟

    چه خوب می شود که به فراوانی ها و نعمت ها توجه کنم وقتی احساس خوبی دارم ؟

    چرا احساس آرامش داشتن در این مسیر تعیین کننده است؟

    چرا آرامش و سپاسگزاری جز مؤلفه های تعیین کننده لذت بردن از مسیر می باشد؟

    چگونه می توان احساس سپاسگزاری بدون قید و شرط را تجربه کرد؟

    چگونه می شود که من سپاسگزار خلق احساس سپاسگزاری باشم؟

    چگونه می شود با سپاسگزاری کردن ورودی های ذهن را کنترل کرد؟

    چه رابطه ای میان سپاسگزاری و ایمان به خداوند و تسلیم خداوند بودن وجود دارد؟

    چطور می شود که شکرگزار روابط زیبایمان باشیم بدون وابستگی؟

    چقدر خوب می شود که سپاسگزار آزادی زمانی و مکانی و مالی خودم باشم؟

    چقدر خوب می شود که سپاسگزار شخصیت توحیدی ام باشم…

    چقدر خوب می شود که ایمان من در مسیر عمل رشد کند…

    چه عالی شد که شما استاد من شدید…

    مرسی که هستید صاحب نعمت ها و اهل هدایت

    عاشقتونم

    به امید دیدار چشمان قشنگ تون

    مرسی که هستید…شکر وجودتون و شکررابطه تون و قشنگیاش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی و بانو شایسته… این متنو اینجا میزارم تا هم رد پایی بشه از بنده و هم نکته ای که

    درکش کردمو همیشه به یاد داشته باشم…

    دیشب با خودم درباره انسانهای موفق بحث میکردم و تفاوت زندگی شون با بقیه که یه نکته مهم رو درک کردم…

    انسان هایی که خودشون آگاهانه با کنترل کانون توجهشون زندگیشونو میسازن یه تفاوت عجیب با بقیه دارن و اون آگاهیه

    چطور انسان میتونه با ذهنش یکی باشه و بتونه از یه نمای بالاتر ذهنشو مشاهده کنه که حالا برسه به اینکه چه اشکالاتی

    در باورهاش هست و اصلاحشون کنه؟ و کسی که با ذهنش یکی نیست و بر ذهنش مسلطه از روش های تکراری در

    مسائل مختلف استفاده نمیکنه بخاطر اینکه روش تکراری بیانگر ذهنی عمل کردنه و استفاده از پیش فرض ها… مثل ربات!!

    که همیشه کار مشخصی که واسش برنامه ریزی شده رو انجام میده!! اما انسان های آگاه هدایت ها رو دریافت میکنن و

    مسیرشونو خلاقانه تعیین میکنن، موضوع دیگه اینه که به اندازه ای که انسان آگاهه به منبع هستی نزدیکه و به همان اندازه

    حالش خوبه.. این واس من یه اصل شده که هر وقت حالم خوب نیست بفهمم با ذهنم یکی شدم و از آگاهی دور شدم

    بخاطر همین نجواها منو احاطه کردن … برای همین همیشه این تلنگر رو به خودم میزنم … نکته دیگه اینه که وقتی آگاهانه

    به محیط زندگیم و شرایطم نگاه میکنم و مثل شکارچی منتظرم یه نجوا بیاد و در جا شکارش کنم هم زمانی ها خیلی زیاد

    میشه و حتی در خواب وقتی آگاهانه به موضوعی توجه میکنم پاسخ ها رو دریافت میکنم… یادمه چند وقت پیش به موضوع

    هدایت فکر میکردم که در خواب این آگاهیی رو دریافت کردم که انسان ها دیتا هایی رو دریافت میکنن در حوزه های

    مختلف و هدایت میاد بوسیله همون دیتاها و در همون سطح آگاهی راهو برای شخص مشخص میکنه و بخاطر همین

    هدایت ها نسبیه… یعنی مثل آیات قران که متناسب با سطح رشد آگاهی مردم نسخ میشدن در حالی که این نسخ شدن

    نشانه اشتباه بودن اونها نیست آگاهیی های جدید که میاد متناسب با رشد آگاهی فرد و دریافت دیتاها، راهنمایی های

    جدیدی رو به ارمغان میاره… ان شاالله متمرکز و آگاه به جهان خودمون توجه کنیم تا درس هاش رو آگاهانه دریافت کنیم

    و همزمانی ها مارو در مسیر تکامل به پیش ببره ان شاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: