اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1…من در زمینه روابط چون باورهایی خیلی اشتباهی داشتم وخبری هم از قانون نداشتم واززنده گیم راضی نبودم همش غر وناراحتی بود واینقد تلاش کردم که تا آدم مناسبی پیدا کنم و همش هم آدم ناجور سرراهم قرار میگرفت ولی بد جور شکست خوردم وبه هیچ جایی هم نرسیدم
2..اما از زمانیکه از قانون آگاهی پیدا کردم و فهمیدم الان خیلی بهترم به چیزی نمیچسپم ورها میکنم کوشش میکنم فقط زیبا ها را ببینم خیلی بهتر شدم نصبت به قبل اماهنوزم خیلی راه داره تا جایی میخوام برسم باید رویی خودم کار کنم به گفته استاد عزیزم بعضی وقت کلن یادم میره شروع به غیبت میکنم ولی بعد یادم میاد وپشیمون میشم و تصمیم گرفتم دیگه این کار را نکنم خدایا هدایتم کنم وتنهایم نزار سپاس ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
این چند وقت که اعتراضات دی ماه بود من بخاطر اینکه قانون رو تا حدی شنیده بودم بشدت سری های قبل رفتار نکردم و نمیگفتم بریم بجنگیم
اما ته دلمم دوست داشتم که بقیه بجنگن
خب میگفتم اره حق دارن باید جنگید اینا هار شدن باید یه کم به خودشون بیان چه وضع مملکته
اینجور شدم چون هنوز قانون رو خوب نفهمیده بودم چون فقط شنیده بودم و سریع فراموش کرده بودم
خلاصه هرچقد زور میزدم که بیاد بیارم اینجا قانون چی میگه استاد چی یادمون داده بود یادم نمی اومد
و نمیتونستم از اون احساس دربیام
نمیدونم چرا این خس انتقام و اعتراض در وجود من لذت بخشه
شاید چون همیشه طرف عدالت بودم و باورم اینه که باید جلوی ظالم موند و اجازه ندم کسی حق منو بخوره خیییلی خیییلی رو لین مساله حساسم و هرچقدرم استاد تو 12قدم و فایلای دیگه راجب ظلم گفته باز من حس میکنم ظلم یه چیزیه که از بیرون به ادم گفته میشه و ظلم یعنی حرف زور
خلاصه که طولانیش نکنم این مدت که اینجوری بودم بعد از یک سااال تلویزیون نگاه نکردن و دنبال شبکه های اجتماعی و اخبار و اتفاقات بد نرفتن
اون باورها باعث شد دوباره برم اخبار ببینم داشتم جذب فیلم دیدن میشدم توی اینستا بزور خودمووصل میکردم که برم ببینم کی مرده کی زنده س کی چی گفته
و این توجه به نازیبایی ها باعث شد که دخترم چند هفته بیمار بشه خودم هم بعدش مریض شدم
و تا الان هم ادامه داره
اما از یه شب که دیگه خودمو کشتم و تاصبح فیلم کشت و کشتار دیدم توی اینستا
بخودم اومدم دیدم من طرف کی ام طرف چی ام
اینا دوتا قشر هستن که حرفشون یکیه این طرفی ها زور میگن اون طرفی ها زور میگن
در حالیکه من با زور گفتن مخالفم
پس تصمیم گرفتم دیگه طرف هیچکدومو نگیرم همون لحظه خدا هدایتم کردو چیزایی برام بالا اومد که بخودم اومدم
اگاهانه تصمیم گرفتم رها کنم و طرف هیچکس نباشم
یهو یادم افتاد هرکی هرجایی هست در جایگاه درستشه و دیگه دل نسوزوندم
بعد اینکه کمی یک ذره فقط رو کانون توجهم زوم کردم و اصلاح کردم جهانم بهتر شد
خونه ای که خالی از همه چی بود کمی نعمت واردش شد
کمی مشتری هام بهتر شدن و تونستم اجارمو بدم
کمی وضع کار شوهرم بهتر شد دخترم خوب شد
و همینجور اوضاع داره بهتر و کانون توجه من بهتر و اوضاع کارم بهتر و کانون توجهم بهتر و چرخ زندگیم روان تر و روانتر و قلبم شاد تر و شادتر میشه محبت ها نشانه ها بیشتر میشه و نورامید در قلبم بیشتر شد
هدایت شدم به فایلی که استاد گفت اگر یک نکته رو یاد گرفتی و ازش نتیجه دیدی دنبال چیز جدید نباش همونو تمرکزی برو جلو
و فهمیدم کل قانون کنترل کانون توجه و ورودی هاو تمرکز به زیبایی هاست و همینو فقط پی میگیرم ولاغیر مرسب از استاد و مرسی از خدا که به محضی که تصمیم میگیری راهتو درست کنی راهو برات هموار میکنه
بنام خدایی بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی
1…من در زمینه روابط چون باورهایی خیلی اشتباهی داشتم وخبری هم از قانون نداشتم واززنده گیم راضی نبودم همش غر وناراحتی بود واینقد تلاش کردم که تا آدم مناسبی پیدا کنم و همش هم آدم ناجور سرراهم قرار میگرفت ولی بد جور شکست خوردم وبه هیچ جایی هم نرسیدم
2..اما از زمانیکه از قانون آگاهی پیدا کردم و فهمیدم الان خیلی بهترم به چیزی نمیچسپم ورها میکنم کوشش میکنم فقط زیبا ها را ببینم خیلی بهتر شدم نصبت به قبل اماهنوزم خیلی راه داره تا جایی میخوام برسم باید رویی خودم کار کنم به گفته استاد عزیزم بعضی وقت کلن یادم میره شروع به غیبت میکنم ولی بعد یادم میاد وپشیمون میشم و تصمیم گرفتم دیگه این کار را نکنم خدایا هدایتم کنم وتنهایم نزار سپاس ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
سلام به همگی
امیدوارم این کامنتم ارسال بشه
این چند وقت که اعتراضات دی ماه بود من بخاطر اینکه قانون رو تا حدی شنیده بودم بشدت سری های قبل رفتار نکردم و نمیگفتم بریم بجنگیم
اما ته دلمم دوست داشتم که بقیه بجنگن
خب میگفتم اره حق دارن باید جنگید اینا هار شدن باید یه کم به خودشون بیان چه وضع مملکته
اینجور شدم چون هنوز قانون رو خوب نفهمیده بودم چون فقط شنیده بودم و سریع فراموش کرده بودم
خلاصه هرچقد زور میزدم که بیاد بیارم اینجا قانون چی میگه استاد چی یادمون داده بود یادم نمی اومد
و نمیتونستم از اون احساس دربیام
نمیدونم چرا این خس انتقام و اعتراض در وجود من لذت بخشه
شاید چون همیشه طرف عدالت بودم و باورم اینه که باید جلوی ظالم موند و اجازه ندم کسی حق منو بخوره خیییلی خیییلی رو لین مساله حساسم و هرچقدرم استاد تو 12قدم و فایلای دیگه راجب ظلم گفته باز من حس میکنم ظلم یه چیزیه که از بیرون به ادم گفته میشه و ظلم یعنی حرف زور
خلاصه که طولانیش نکنم این مدت که اینجوری بودم بعد از یک سااال تلویزیون نگاه نکردن و دنبال شبکه های اجتماعی و اخبار و اتفاقات بد نرفتن
اون باورها باعث شد دوباره برم اخبار ببینم داشتم جذب فیلم دیدن میشدم توی اینستا بزور خودمووصل میکردم که برم ببینم کی مرده کی زنده س کی چی گفته
و این توجه به نازیبایی ها باعث شد که دخترم چند هفته بیمار بشه خودم هم بعدش مریض شدم
و تا الان هم ادامه داره
اما از یه شب که دیگه خودمو کشتم و تاصبح فیلم کشت و کشتار دیدم توی اینستا
بخودم اومدم دیدم من طرف کی ام طرف چی ام
اینا دوتا قشر هستن که حرفشون یکیه این طرفی ها زور میگن اون طرفی ها زور میگن
در حالیکه من با زور گفتن مخالفم
پس تصمیم گرفتم دیگه طرف هیچکدومو نگیرم همون لحظه خدا هدایتم کردو چیزایی برام بالا اومد که بخودم اومدم
اگاهانه تصمیم گرفتم رها کنم و طرف هیچکس نباشم
یهو یادم افتاد هرکی هرجایی هست در جایگاه درستشه و دیگه دل نسوزوندم
بعد اینکه کمی یک ذره فقط رو کانون توجهم زوم کردم و اصلاح کردم جهانم بهتر شد
خونه ای که خالی از همه چی بود کمی نعمت واردش شد
کمی مشتری هام بهتر شدن و تونستم اجارمو بدم
کمی وضع کار شوهرم بهتر شد دخترم خوب شد
و همینجور اوضاع داره بهتر و کانون توجه من بهتر و اوضاع کارم بهتر و کانون توجهم بهتر و چرخ زندگیم روان تر و روانتر و قلبم شاد تر و شادتر میشه محبت ها نشانه ها بیشتر میشه و نورامید در قلبم بیشتر شد
هدایت شدم به فایلی که استاد گفت اگر یک نکته رو یاد گرفتی و ازش نتیجه دیدی دنبال چیز جدید نباش همونو تمرکزی برو جلو
و فهمیدم کل قانون کنترل کانون توجه و ورودی هاو تمرکز به زیبایی هاست و همینو فقط پی میگیرم ولاغیر مرسب از استاد و مرسی از خدا که به محضی که تصمیم میگیری راهتو درست کنی راهو برات هموار میکنه