اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته خیلی از شما سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی و این دوره پر بار
روز شمار تحول زندگی روز 121
با هر چیزی که بجنگیم ، بیشتر و بیشتر سر راهمون قرار میگیره و اون وقت هی باید بجنگیم ، برای کل زندگی بجنگیم ، در واقع راه اینه که اعراض کنیم و توجهی نکنیم به اون مسأله و تمرکزمون رو به جای اون بزاریم روی مسائلی که به ما احساس خوبی میده و اجازه بدیم فرکانس های خوب اتفاقات خوب رو به وجود بیارن و احساس خوب ما شرایط خوب رو برای ما فراهم کنه.
خدایا شکرت که هدایت شدم به این مسیر زیبا ، خدایا شکرت برای صبح زیبای دیگه که بهم فرصت زندگی دادی ، خدایا شکرت برای تن سالمی که دارم ، خدایا شکرت بدن سالمی که میتونم فعالیت های روزانه خودم انجام بدم ، خدایا شکرت برای بزرگ ترین و ارزشمند ترین ثروت دنیا سلامتی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای اتاق مستقل و امن و گرمی که دارم ، خدایا شکرت برای تخت راحت و نرمی که دارم که هر روز یه خواب آرمش بخش رو بهم هدیه میده ، خدایا شکرت برای کمد پر از لباسم ، خدایا شکرت برای لباس های گرم تنم ، خدایا شکرت برای اینکه اتاقم سرویس جداگانه داره ، خدایا شکرت برای این همه امکانات ، خدایا شکرت برای صبحانه خوشمزه ای که خوردم ، خدایا شکرت برای نعمت هایی که تو زندگیم هست ، خدایا شکرت برای آدم های فوقالعاده ای که تو زندگیم هست برای پدر و مادر مهربونی که دارم ، خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای خانواده خوبی که دارم ، خدایا شکرت برای دوستای خوب و امنی که دارم ، خدایا شکرت برای آدم های خوبی که سر راهم قرار میدی برای کمک به من ، خدایا شکرت برای اینکه صبح ها با ماشین میرم کلاس ، خدایا شکرت برای این مکان فوقالعاده ای که دارم توش درس میخونم ، خدایا شکرت برای این منظره زیبا ، برای این سکوت ، برای این میز و صندلی فوقالعاده، خدایا شکرت برای سفره ی همیشه پهن خونمون ، خدایا شکرت برای بزرگی خونمون ، خدایا شکرت برای هوای خوب و پاکیزه شهرمون ، خدایا شکرت برای زیبایی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای اینکه منو به مسیری هدایت کردی که با استاد عباسمنش عزیز آشنا بشم و خدای خودم رو بهتر بشناسم ، خودم رو بیشتر بشناسم و جهان و ساز و کارشو بهتر درک کنم.
استاد عاشقتونم و عاشق خدایی که باعث شد با شما و این مسیر آشنا بشم ، امیدوارم تو این مسیر ثابت قدم باشم و ایمانم رو نشون بدم و شرک نورزم.
سلام و درود ب دو استاد گرانقدرم و همه شما دوستان عزیزم
خدایا شکرت برای این سایت الهی که من رو ب سمتش هدایت کردی.کلمه ب کلمه این سایت آگاهی و نور هست الهی ک نور ب زندگیتون بیاره
چند ماهی هست ک ذهن و جسم و روح و روانم درگیر موضوعی شده ک بعداز 10سال با همون ویژگیهای 10سال قبل فقط با حضور شخصی دیگه در زندگیم تکرار شده هر لحظه در ذهن خودم خودخوری جنگ و…دارم ک چطور حل بشه رابطه اشتباهی ک فقط باعث آزار من شده هر موقع هم ک جواب نه میدم با بحث و دعوا و آخرش هم تهدید مواجه میشم تمام اینها از طرف شخصی ک از بچگی سر سفرمون بزرگ شد محبت کردیم و تا الان ک 27سالش هست چقدر تو هزینه های زندگیش کمکش کردیم سرکار نمیرفت شوهرم باخودش بردش تا اونم درآمدی داشته باشه اما رها کرد تمام وسایل خدمت سربازیش رو خریدیم یک ماهی رفت و فراری شد و……یک عالمه کمک و الان همون شخص شده سوهان روح من حتی پیش خودش فکر نمیکنه بخاطر داییم (شوهر من)دست از کارام بردارم و البته میدانم تمام اینها بخاطر خودم هست ک درسش رو نگرفتم و هنوز میترسم و توجهم ب ناخواسته هام .امروز این فایل نشانه روز من بود فقط من نمیدونم چطور نباید توجه کنم کسی ک مدام پیام میده و…نزدیک ماهست و چطور از این موضوع زیبایی پیدا کنم ک بخوام ب زیبایی ها توجه کنم اینجا نوشتم تا خدا پاسخ بده بهم
این فایل نشونه امروز من بود و قبلش از خداوند هدایت خواستم و این فایل زیبا در جواب اون درخواست اومد و خداروشکر که در مسیری هستم که هدایت ها رو به طور واضح و آشکار میبینم و موضوع این فایل در ارتباط با اعراض کردن از ناخواسته ها هستش و خداوند از طریق این فایل به من فهموند که در هر شرایطی که هستیم که اگه یه سری ناخواسته رو باهاش مواجه هستیم باید آگاهانه توجهمون رو از رو اون مسائل برداریم حالا چرا باید توجه نکنیم؟ چون بعد از درک قوانین جهان باید این رو بدونیم که اگه به ناخواسته ای توجه میکنیم طبق قانون بدون تغییر خداوند ناخواسته های بیشتری از همون جنس رو وارد زندگیمون میکنیم و مسئله حل نمیشه هیچی بلکه بدتر هم میشه حالا این مسائل هر چی میخواد باشه قانون همینه توجه کردن شامل چی میشه ؟ شامل صحبت کردن در اون مورد چه با خودت چه دیگران و چه خداوند ، مقاومت کردن در برابر اون ناخواسته ، گریه کردن ، التماس کردن ، فکر کردن ، غصه خوردن، فحش دادن و…
کنترل ذهن سخت ترین کار دنیا و در عین حال شدنی ترین کار هستش و بهترین پاداش ها رو خداوند در جهان به کسی میده که بتونه ذهنش رو هنگام مواجه با ناخواسته ها کنترل کنه خود من هر جایی که ذهنمو کنترل کردم بعدش شرایط و اتفاقات خوب واسم پیش اومده و برعکسش هر جا نتونستم ذهنمو کنترل کنم ناخواسته های بیشتری رو به زندگی جذب کردم .
و بشتابید به سوی آمرزش از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمان ها و زمین است برای پرهیزکاران آماده شده است.
چقدر زیبا خداوند در این آیه از پاداش کسانی که ذهنشون رو کنترل میکنن سخن میگه و بدون شک پاداش آخرت خیلی بهتر از پاداش این دنیا هست گرچه خداوند در همین دنیا هم پاداش میده به کسانی که میتونن اعراض کنن از ناخواسته ها و توجه میکنن به خواسته هاشون و پاداش در این دنیا هم شرایط و اتفاقات عالی و همچنین تجربه ثروت و نعمت و عشق و خوشبختی هستش و خداوند وعده اش حق هستش همه چی در نهایت به سود خودمونه اگه هر آنچه که خداوند گفته رو عمل کنیم و از استاد عزیز تشکر میکنم بابت این فایل تاثیر گزار و امیدوارم که بتونم هر روز آگاهانه تلاش کنم در جهت کنترل ذهنم البته با کمک و هدایت های خداوند اینکار امکان پذیره .
ان شاءالله خداوند همه مارو در جهت رسیدن به خواسته هامون هدایت کنه الهی آمین.
البته چیزایی که میتونم تغییرش بدم رو حتما تلاش و تعهد داشته باشم
و چیزایی که دیگه خارج از اختیار من هست، اونو بسپرم خدا که برا من جورش میکنه این همون تقسیم کار با خداست
خیلی حس خوبی دارم که همزمان هم روی مهارت هام و هم خودم و باورهام کار میکنم و برای هردو وقت میزارم. نه اینکه مثل قبل ققططط میچسبیدم به هدفه و حتی از لذت از زندگی هم خودمو محروم میکردم.
آره اینم یه کلیده لذت از لحظه های زندگی و مسیر
خدا جونم شکرت و ازت میخوام این موارد رو همیشه حواسم باشه و عملا و واقعا تو زندگی و کار و مسیرم بیارمش و عمل باشه و حرکت و واوووو رسیدن به خواسته هام سوت زنان راحت و خوش حال
زمانی بود که زیاد در مورد مسائلم صحبت میکردم و هر وقت اینکارو میکردم روز بعد همون مسائل و حتی بدترش اتفاق میافتاد
زمانی بود که همیشه با سیگار کشیدن پدرم مخالفت میکردم هرموقع میومد خونه کلی بحث میکردم باهاش و همون موقعها اکثر دوستام و کسانی که باهاشون آشنا میشدم سیگار میکشیدن، یا وقتی کافهای جایی میرفتم پر از دود سیگار میشد؛ و وقتی دیگه نجنگیدم، اعتراض نکردم و سعی کردم به چیزهای بهتری توجه کنم، پدرم سیگارش کمتر شد یا کلا دیگه میره بیرون، ارتباطمم با افراد سیگاری کم شد که الان کلا نزدیکم، کسی نیست که این رفتار رو داشته باشه.
یا زمانی که رابطه نامناسب داشتم و زوم کرده بودم رو رفتارهایی که دوستنداشتم، با اینکه راجبشون با کسی صحبت نمیکردم اما صبح تا شب با خودم داشتم راجببه اینچیزا حرف میزدم، اون مسائل هی بزرگتر و بولدتر میشد! جالبه که الان دوباره یادم اومد حتی نباید راجببه چیزای ناخوشایند با خودمم صحبت کنم چه برسه با دیگران!
منم با کسانی برخورد داشتم که همه چی خوب بوده ولی همچنان ناراضی بودن و دنبال چیزای ناجالب، که خیلی هم سخته کنترل ذهن در مقابل این افراد و من فکر میکنم بهترین راهحل فاصله گرفتنه
تغییرات و بهتر شدن شرایطم زمانی شروع شد که تصمیم گرفتم آگاهانه از بعضی دوستان و اطرافیانم فاصله بگیرم و یه جاهایی رابطمو قطع کنم، و جهان هم خیلی تو این قضیه کمکم کرد طوری که بعضیهاشون خودشون رفتن و خبری ازشون نشد.
خداروشکر ما مدتهاس تلویزیون نداریم و از هرچی اخبار دوریم و آگاهانه سرچ هم نمیکنم
تو این مدت علاوه بر مسائلی که استاد گفتن، خیلی اتفاقات تو شهرها میافته، مخصوصا وقتی اون اتفاق بزرگ باشه همه جا راجبش صحبت میشه،
که خداروشکر با تمرین ستارهقطبی، با کامنت مثبت دوستان، با گوش دادن به فایلها که خداروشکر ایرپاد کار هممون رو راحت کرده و هرجا فضای پرایویت خودمون رو داریم، با نوشتن همین کامنتها، خیلی وقتها تونستم ذهنمو کنترل کنم که نرم سمتشون و بهشون توجه نکنم
اینکه بقیه چی میگن یا چه فکری میکنن، پاشنه آشیل منه، که هر روز با وجود یکسری تمرینها باز هم میاد، و تو اتفاقات بزرگ سخته کنترلش، ولی قانون که نمیگه چون تو سختته پس اشکال نداره، قانون قانونه! پس چرا از قانون برعلیه خودم استفاده کنم!
پس میام به یاد میارم که وقتی رو زیباییها تمرکز کردم تمام اتفاقات به نفع من شده و این بارها تکرار شده، پس بازم تکرارش میکنم فارغ از اینکه بقیه چه فکری میکنن.
واقعا خوشحالم که با شنیدن این فایلها میبینم چقدر از اکثر جامعه جدا شدم و تو جمع کسانی هستم که باعث رشدم میشن باعث میشن من بیشتر روی قانون تمرکز کنم و همیشه بیادم بیارم
که از کجا به کجا رسیدم،
که به خودم مغرور نشم و بگم که دیگه یاد گرفتم بسه! نه!!!
هر روز تشنه یادگرفتن باشم، هر روز آگاهی بدست بیارم، هر لحظه بیاد خدا و قوانینش باشم.
(((استاد جانم، این کامنتو دلی براتون نوشتم، فقط خواستم درد دل کنم، اگه حس می کنید مناسب سایت نیست منتشر نکنید)))
این فایل نشانه ای امروز منه…والحق که میدونم آخرین هشدار و تیر خلاصه!!!
برای منی که نمی تونم سر موضوعیکه 4 ماهه خانوادمون رو درگیر خودش کرده دیگه دومم بیارم، و کنترل ذهن داشته باشم.
تا دقیقه 35:40 ثانیه گوش کردم وبا این جمله شما استادقشنگ ومهربونم اشکم در اومد[[ که کنترل ذهن موقعی که همه دارند میجنگند و فوش میدن وبحث میکنند تازه تورو هم مجبور می کنند چیزی بگی واکنشی نشون بدی، کار راحتی نیست، ولی اگه بتونی کنترل ذهن کنی پاداشش خیلی بزرگه!!!!]]
استادجانم بارها توی کامنت هام گفتم که پدرم سالهاست بیماره..مواد و قمار و الکل…
بازی جدیدی چندماهه راه انداخته توی 66 سالگیش،به عناوین مختلف که مادرم رو عاصی کنه تا خونه رو بفروشه و بره پول اونم برباد فنا بده….
درصورتیکه هنوز یه خواهر وبرادر مجرد تو خونه دارم، خلاصه که هرشب مست میکنه داد وبیداد که خستشون کنه از خونه فراری بشند تا راحتر خونه رو بفروشه!!!
من اصلا کاری ندارم که مادرم وخواهرم وبرادرم توی چه فرکانسی هستند، من اصلا کاری ندارم که مادرم چرا 48 ساله با بابام موند و به خاطر ترسهاش طلاق نگرفت …
من اصلا کاری ندارم به اونچه که تا به همین چند وقت پیش توی همه ی این سالها این مرد سر ما آورد!!
ولی من الان دختر بزرگه حساب میشم، خواهربزرگم تهرانه، اینجا نزدیک اینام، تقی به توقی میخوره زنگ میزنند به من که پاشو بیا ، پدرت اینجوری کرده اونجوری کرده….
4 ماه قبل ویروس گرفت داشت میمرد دیگه با داداشم بردیمش دکتر، هزینه کردم، الکل وسیگارو ترک کرد، بعد یکماه دوباره شروع کرد، کلی باهاش حرف زدم نصیحتش کردم …
به الله قسم که نمیخواستم اصلا نزدیک این ماجرا بشم ولی گفتم خدا قهرش میگیره بلاخره پدر ومادرم هستند برم کمکی کنم….
3 بار دعواشون شد مادرم پاشد اومد خونه ی من ، باز منو بردند وسط بازیهاشون، تا جائیکه تو روشون واسادم گفتم لطفا دست از سر من بردارید من دیگه نمی کشم من یه بچه یتیم دارم که فقط منو داره، بذارید من به زندگیم برسم، من توان حل کردن مشکلات شمارو ندارم دیگه…
خلاصه که دوهفتس دیگه حتی زنگ هم نمیزنم بهشون، باز خواهرام داداشم زنگ میزنن، میگن مگه تو خواهر ما نیستی؟
چرا مارو ول کردی، با این دوتا، اینا یه بلایی سرخودشون میارند یا ما یه وقت مجبوریم روی پدرمون دست بلند کنیم چون دیگه واقعا رد داده…
منم گفتم کاری ازم برنمیاد….
خلاصه که اومدن گرفتند بردنش کمپ…
ولی استاد جان، من این چندوقت هر کاری می کنم نمی تونم در این مورد خاص کنترل ذهن کنم.
هر ابزاری که بگید هرچی ازتون یاد گرفتم رو دارم بهش عمل می کنم ، در ظاهر خوبم ولی در باطن مریض شدم، سر درد ومعده دردهای بدی گرفتم از فکر وخیال رفتم زیر سررم…
من واقعا از نظر روحی و جسمی بهم ریختم، چون مادرم وبرادرم وخواهرام از پدرم میترسند که باز از کمپ بیاد شروع کنه به اون دیونه بازیهاش..
من واقعا کنترل ذهن نمی تونم داشته باشم، نوشتن و قرآن خوندن، نماز خوندن،بیرون رفتن، کامنت خوندن ونوشتن ودیدن فایلهای سفرنامه …..همه ی اینها مقطعه ای جواب میده…
خصوصا وقتی خواهرام وبرادرم زنگ میزنن گریه می کنند میگن دیگه خسته شدیم، حتی شرایط مالی خوبی هم ندارند که بی خیال اون خونه بشند بذارند برند یا مادرم ازش طلاق بگیره،یعنی همه ی راههای رفته ونرفته رو امتحان کردند این مرد آدم نشد و دست از کاراش برنداشته….
به خدا سخته خیلی سخته کنترل ذهن وقتی بهت بگن تو مگه دختر این خونه نیستی؟ بیا مثل ما وسط این ماجرا ..
من نه کاری ازم برمیاد، نه می تونم حرص نخورم.
بابام سالهاست با شیاطین همخونه شده…
اولین باره بعد 4 سالیکه توی این مسیر هستم، واقعا پریشون ومستاصل هستم، و نمیتونم هیچ جوره کنترل ذهن داشته باشم، یه چیز درونیه، به خاطر همون دلبستگی به خانواده وحس دلسوزی…
گاهی انگار هیچ راه خلاصی وجود نداره…
هروقت میبینم یا میشنوم ملت میرن درگیر مسائل حاشیه ای بیرون از چهارچوب زندگی وخانوادشون میشند، پیش خودم میگم یعنی اینا توی زندگیشون هیچ مسئله ای ندارند انقدر بیکارند که میرند گیر میدن به مسائل اجتماعی وسیاسی و ….
ما یه پدرمون اعتیاد داره 40 ساله، به اندازه یه کشور بمهمون آسیب زده…
استادقشنگم، برام دعا کنید با دل پاکتون،برای آرامشم برای پذیرشم، برای تسلیم بودنم و کنترل ذهن وتقوا داشتنم..
خیلی لذنت بردم ازاین فایل، دقیقا این افراد وقتی خلاف نظرشون حرف بزنی و عمل کنی بسیار تهاجمی برخورد می کنند و خیلی عصبانی میشوند. بابا مگه شما ازادی نمی خواستید با این کار دارید ازادی یک نفر دیگه سلب می کنی و نظرتو می خوای تحمیل کنی. یک مثالش که همین اخیرا رخ داده برای همایون شجریان عزیز بود. همایون سال هاست که در ایران کنسرت نمی زاره و من سال هاست که منتظرم در ایران کنسرت برگزار کنه و برم و موقعیت کنسرت رایگان پیش اومد و من چقدر خوشحال شدم اما متاسفانه برخی افراد خیلی به این کار همایون هیت دادن و کنسرت لغو شد و همایون عزیز هم اعراض کردش. ولی با این حال نباید به این افراد که یک طرفه به قاضی میرند هم توجه کرد، فقط توجه به زیبایی ها. من یک جمله ای دارم که میگم نگاه زیبا زیبایی می افریند
سلام خدمت استاد سخاوتمندم و خانم شایسته مهربان و همه ی همراهان عزیز
استاد من وقتی رهنمایی بودم یادمه پدرم سیگار میکشید و من از بوی سیگار بدم میومد و اذیت میشدم یا دماغم میگرفتم یا میرفتم بیرون یا میگفتم درباره بوی سیگار و مضرات سیگار جوری که جلب توجه کرده بود بعد که ازدواج کردم تو خانواده همسرم قلیون بود و من از بوی قلیون بدم میومد و دوباره گرفتن بینی و گفتن مضرات قلیون و دود قلیون و فرار از محیط و غر زدن
پدرم تا همون راهنمایی سیگار کشید دیگه تموم شد اما اثراتش برای من موند قلیون کشیدن تموم شد من الان تو خونه خودم هستم و در معرض دود سیگار و قلیون نیستم ولی اثراتش با من هسن
حتی برای دخترام
بعد از سنین این فایل به خودم گفتم شاید من هم چون جنگیدم با این مسئله درگیرش شدم شاید اگر از زاویه ی دیگری به مسئله نگاه میکردم بهتر بود
مثلا وقتی پدرم سیگار میکشید به این فکر میکردم که اون الان از سرکار اومده خسته است فکرش مشغول کار و بار و هزینه و ستیزد و هزارتا چیز دیکه است اون با این سیگار داره به خودش آرامش میده اون شاید راه بهتری به ذهنش نمیرسه من اگه میخوام بوی سیگار نباشه میتونم هر جوری بلدم به اون آرامش برسونم کاری کنم ذهنش آروم بشه خستگیش رفع بشه نه اینکه بخوام وسیله ای که اون کسب آرامش میکنه ازش بگیرم درسته سیگار بده ولی الان باید جایگزین بهتری براش پیدا کنم
حتی می تونستم با این زاویه ی دید خودم رو آروم کنم دچار تنش نشم و راهکارهای بهتری به ذهنم برسه که کمتر درگیر بوی سیگار و قلیون بشم
دیروز که این فایل گوش دادم الیته قبلا هم یبار گوش داده بودم متوجه این نکته ظریف شدم ببین به چی داری توجه میکنی
یاد آروغ زدن همسرم شدم میگفتم خیلی زیاد شده تازگی
دخترم هم خیلی بد میاد
یادم اومد از سالهای قبل منم از آروغ بدم میومد کوچک بودم کمتر بود ولی وقتی بود حس بد داشتم وفتی ازدواج کردم تو خانواده همسرم بیشتر شد مادربزرگ همسر بعد مادر همسرم بعد خواهر شوهرام بعد جاریم و همسرم و بعضی اوقات حتی دخترام
هی بیشتر و بیشتر و هی تنوع نوعش
الان دقیق می فهمن دلیلش توجه من به اونه و داشتن حس بد
چقد منو قانون رو برعکس اجرا کردم یعنی چیز بد و ناخواسته رو با توجه کردن به اون و ایجاد حس بد در خودم و صحبت در موردش و غر زدن بیشتر و بیشترش کردم ت ندهیم
چقد دقیقه قانون
خدایا متشکرم
استاد عزیز متشکرم
از الان یاد گرفتن هر موضوعی رو ببینم از زاویه خوب ببینم اگه بظاهر بده اولا بهش توجه نکنم در موردش صحبت نونم بهش شاخ و برگ ندم بهش آب و نور ندم
از زاویه ای بهش نگاه کنم که حس خوب کنم و ازش بگذرم از دل تضاد خ استه ام رو ببینم در جهت خواسته ام تلاش و حرکت کنم
خدایا شکرت برای این قوانین قشنگ و ساده و آسان خدایا سپاسگزارم
چه بسا مسائل دیگه ای هم بوده و من متوجهش نبودم الان میتونم از دید تازه ای به قضایا نگاه کنم
منم دقیقا عین فکر شما رو کردم و گزینه نشانه امروز من رو زدم.
متوجه شدم ک باید ب چیزی ک میخوام، ب کسب و کارم، ب محل کسب و کارم و شرایطی ک دوست دارم فکر و توجه کنم.
من توی اینستا اومدم چند تا پیج هم شغل با خودم ک موفق هستن رو فالو کردم ، هر روز بهشون نگاه میکنم ازشون لذت میبرم، تحسینشون میکنم، و میگم وقتی اینها تونستن منم میتونم.
کاراشونو نگاه میکنم آفرین خیلی عالیه تو ذهنم میگم منم میتونم فلان کاررو انجام بدم.
انگار ک باید بیشتر رو خودم کار کنم تا ب اون نتیجه ای ک میخوام برسم ب راحتی.
از خدا هدایت و راهنمایی میخوام.
هرچی خیر هست برام رقم بزنه.
چون هر خیری ک از خدا بهم برسه من بهش فقیرم.
امیدوارم ک ی کسب و کار عالی با درآمد بینهایت با لذت و شادی نصیبت بشه سعیده جان.
ب امید موفقیت.
وایسا تا اتفاقی ک افتاده رو تعریف کنم تا وقتی همه چی درست شد ی رد پایی از خودم گذاشته باشم.
امروز 7 آذر 1404 هست.
من مدت هاست دارم روی مهارتم ک. خیاطی هست کار میکنم.
در کنارش از کارم تولید محتوا میکنم ( با هر چیزی ک الان توی خونه دارم و باشرایط الانم)
همه چیو آماده کردم تا اونجایی ک تونستم و در توان مالیم بود.
روی ذهنمم در کنارش کار میکنم.
چند وقته هی میخوام اینستا بزنم هی فرصتش پیش نمیاد.
دو شبه مصمم خیلی مصمم تصمیم گرفتم ک نصب کنم، اما هر شبش ی چیزی میشد ک نمیشد وصل شه یا رمزمو پیدا نمیکردم یا ……
رمزی ک من شب قبل انتخاب کردم و گذاشتم داخل کشو، هرررر چی میگشتم پیدا نمیکردم.
بیخیال شدم، گفتم نمیدونم چ خیری درش هست ک نمیتونم این اینستا رونصب کنم.
اومدم داخل سایت و ب اینجا هدایت شدم.
گفتم شاید هنوز باید روی خودم کار کنم، و بیشتر ب خواستم توجه کنم.
امیدوارم خدا خودش درای هدایتش رو ب روم بطور واضح باز کنه.
خدایا شکرت ک بهم یاد دادی همه چیو از خودت بخوام.
من نا امید نیستم، میدونم ک ی چیزی توش هست ک ب نفع منه.
من ادامه میدم و کارای سمت خودمو انجام میدم، بقیشو میسپارم ب خودت، خودت برام درستش کن ب منم ربطی نداره ک چطوری.
اگر باید اینستا رو راه بندازم پس خودت برام درستش کن.
خودت برام مشتری شو.
مشتری هایی ک ثروتمندن قدر زحمات و هنرم رو میدونن، و بابتش با حال خوب هر هزینه ای ک بگم بهم پرداخت میکنن.
خودت آدم های خوب رو سر راهم قرار بده.
تو توانایی،تو دانایی، تو میدونی و من نمیدونم پس آگاهم کن.
کمکم کن، دستم رو بگیر، بهم نعمت و فراوانی دنیاتو ثروت بینهایتت رو نشون بده ک من لایق هستم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته خیلی از شما سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی و این دوره پر بار
روز شمار تحول زندگی روز 121
با هر چیزی که بجنگیم ، بیشتر و بیشتر سر راهمون قرار میگیره و اون وقت هی باید بجنگیم ، برای کل زندگی بجنگیم ، در واقع راه اینه که اعراض کنیم و توجهی نکنیم به اون مسأله و تمرکزمون رو به جای اون بزاریم روی مسائلی که به ما احساس خوبی میده و اجازه بدیم فرکانس های خوب اتفاقات خوب رو به وجود بیارن و احساس خوب ما شرایط خوب رو برای ما فراهم کنه.
خدایا شکرت که هدایت شدم به این مسیر زیبا ، خدایا شکرت برای صبح زیبای دیگه که بهم فرصت زندگی دادی ، خدایا شکرت برای تن سالمی که دارم ، خدایا شکرت بدن سالمی که میتونم فعالیت های روزانه خودم انجام بدم ، خدایا شکرت برای بزرگ ترین و ارزشمند ترین ثروت دنیا سلامتی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای اتاق مستقل و امن و گرمی که دارم ، خدایا شکرت برای تخت راحت و نرمی که دارم که هر روز یه خواب آرمش بخش رو بهم هدیه میده ، خدایا شکرت برای کمد پر از لباسم ، خدایا شکرت برای لباس های گرم تنم ، خدایا شکرت برای اینکه اتاقم سرویس جداگانه داره ، خدایا شکرت برای این همه امکانات ، خدایا شکرت برای صبحانه خوشمزه ای که خوردم ، خدایا شکرت برای نعمت هایی که تو زندگیم هست ، خدایا شکرت برای آدم های فوقالعاده ای که تو زندگیم هست برای پدر و مادر مهربونی که دارم ، خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای خانواده خوبی که دارم ، خدایا شکرت برای دوستای خوب و امنی که دارم ، خدایا شکرت برای آدم های خوبی که سر راهم قرار میدی برای کمک به من ، خدایا شکرت برای اینکه صبح ها با ماشین میرم کلاس ، خدایا شکرت برای این مکان فوقالعاده ای که دارم توش درس میخونم ، خدایا شکرت برای این منظره زیبا ، برای این سکوت ، برای این میز و صندلی فوقالعاده، خدایا شکرت برای سفره ی همیشه پهن خونمون ، خدایا شکرت برای بزرگی خونمون ، خدایا شکرت برای هوای خوب و پاکیزه شهرمون ، خدایا شکرت برای زیبایی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای اینکه منو به مسیری هدایت کردی که با استاد عباسمنش عزیز آشنا بشم و خدای خودم رو بهتر بشناسم ، خودم رو بیشتر بشناسم و جهان و ساز و کارشو بهتر درک کنم.
استاد عاشقتونم و عاشق خدایی که باعث شد با شما و این مسیر آشنا بشم ، امیدوارم تو این مسیر ثابت قدم باشم و ایمانم رو نشون بدم و شرک نورزم.
در پناه خدا باشید.
ب نام خدای زیبایی ها
سلام و درود ب دو استاد گرانقدرم و همه شما دوستان عزیزم
خدایا شکرت برای این سایت الهی که من رو ب سمتش هدایت کردی.کلمه ب کلمه این سایت آگاهی و نور هست الهی ک نور ب زندگیتون بیاره
چند ماهی هست ک ذهن و جسم و روح و روانم درگیر موضوعی شده ک بعداز 10سال با همون ویژگیهای 10سال قبل فقط با حضور شخصی دیگه در زندگیم تکرار شده هر لحظه در ذهن خودم خودخوری جنگ و…دارم ک چطور حل بشه رابطه اشتباهی ک فقط باعث آزار من شده هر موقع هم ک جواب نه میدم با بحث و دعوا و آخرش هم تهدید مواجه میشم تمام اینها از طرف شخصی ک از بچگی سر سفرمون بزرگ شد محبت کردیم و تا الان ک 27سالش هست چقدر تو هزینه های زندگیش کمکش کردیم سرکار نمیرفت شوهرم باخودش بردش تا اونم درآمدی داشته باشه اما رها کرد تمام وسایل خدمت سربازیش رو خریدیم یک ماهی رفت و فراری شد و……یک عالمه کمک و الان همون شخص شده سوهان روح من حتی پیش خودش فکر نمیکنه بخاطر داییم (شوهر من)دست از کارام بردارم و البته میدانم تمام اینها بخاطر خودم هست ک درسش رو نگرفتم و هنوز میترسم و توجهم ب ناخواسته هام .امروز این فایل نشانه روز من بود فقط من نمیدونم چطور نباید توجه کنم کسی ک مدام پیام میده و…نزدیک ماهست و چطور از این موضوع زیبایی پیدا کنم ک بخوام ب زیبایی ها توجه کنم اینجا نوشتم تا خدا پاسخ بده بهم
سپاسگزارم از همه شما عزیزانم و استاد بزرگوارم
بنام خدای بی نهایت مهربان.
روز شمار تحول زندگی من / روز121
سپاس گذار خداوندم که رسیدم به فصل پنجم روزشمار
درس های مهم این فایل برای من:
_ما در دنیای دو قطبی زندگی میکنیم، همیشه و در هر گوشه ای ازین دنیا هم زیبایی وجود دارد هم نا زیبایی
ما با کانون توجه مون تصمیم میگیریم که چه چیزی رو وارد زندگی مون کنیم.
اگر توجه ما به زیبایی ها باشد به خواسته هامون باشه جهان فقط میتونه زیبایی های بیشتری وارد زندگی ما کند.
اگر ناسپاس باشیم، توجه مون به نا زیبایی ها باشه از همین جنس اتفاقات بیشتر وارد زندگی ما میشه.
پس ما خالق زندگی خود هستیم.
کنترول ورودی های ذهن بشدت بما کمک میکند کار ما را برای ماندن در احساس خوب راحت میکند
وقتی خبر های منفی را نشنویم حس ما بد نمیشه که بخواهیم تلاش کنیم تا احساس خود را خوب کنیم.
یکی از قویترین ابزار ها که کنترول کانون توجه مارو به دست میگیره، کلام ماست
وقتی صحبت میکنیم اون موضوع خیلی در ذهن ما فعال میشه.
با صحبت نکردن در مورد ناخواسته ها به حق خودمون لطف بزرگی میکنیم.
به نام خدا
عرض سلام خدمت استاد و اعضای سایت
این فایل نشونه امروز من بود و قبلش از خداوند هدایت خواستم و این فایل زیبا در جواب اون درخواست اومد و خداروشکر که در مسیری هستم که هدایت ها رو به طور واضح و آشکار میبینم و موضوع این فایل در ارتباط با اعراض کردن از ناخواسته ها هستش و خداوند از طریق این فایل به من فهموند که در هر شرایطی که هستیم که اگه یه سری ناخواسته رو باهاش مواجه هستیم باید آگاهانه توجهمون رو از رو اون مسائل برداریم حالا چرا باید توجه نکنیم؟ چون بعد از درک قوانین جهان باید این رو بدونیم که اگه به ناخواسته ای توجه میکنیم طبق قانون بدون تغییر خداوند ناخواسته های بیشتری از همون جنس رو وارد زندگیمون میکنیم و مسئله حل نمیشه هیچی بلکه بدتر هم میشه حالا این مسائل هر چی میخواد باشه قانون همینه توجه کردن شامل چی میشه ؟ شامل صحبت کردن در اون مورد چه با خودت چه دیگران و چه خداوند ، مقاومت کردن در برابر اون ناخواسته ، گریه کردن ، التماس کردن ، فکر کردن ، غصه خوردن، فحش دادن و…
کنترل ذهن سخت ترین کار دنیا و در عین حال شدنی ترین کار هستش و بهترین پاداش ها رو خداوند در جهان به کسی میده که بتونه ذهنش رو هنگام مواجه با ناخواسته ها کنترل کنه خود من هر جایی که ذهنمو کنترل کردم بعدش شرایط و اتفاقات خوب واسم پیش اومده و برعکسش هر جا نتونستم ذهنمو کنترل کنم ناخواسته های بیشتری رو به زندگی جذب کردم .
وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَهٖ مِّن رَّبِّکُمۡ وَجَنَّهٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِینَ سوره آل عمران آیه 133
و بشتابید به سوی آمرزش از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمان ها و زمین است برای پرهیزکاران آماده شده است.
چقدر زیبا خداوند در این آیه از پاداش کسانی که ذهنشون رو کنترل میکنن سخن میگه و بدون شک پاداش آخرت خیلی بهتر از پاداش این دنیا هست گرچه خداوند در همین دنیا هم پاداش میده به کسانی که میتونن اعراض کنن از ناخواسته ها و توجه میکنن به خواسته هاشون و پاداش در این دنیا هم شرایط و اتفاقات عالی و همچنین تجربه ثروت و نعمت و عشق و خوشبختی هستش و خداوند وعده اش حق هستش همه چی در نهایت به سود خودمونه اگه هر آنچه که خداوند گفته رو عمل کنیم و از استاد عزیز تشکر میکنم بابت این فایل تاثیر گزار و امیدوارم که بتونم هر روز آگاهانه تلاش کنم در جهت کنترل ذهنم البته با کمک و هدایت های خداوند اینکار امکان پذیره .
ان شاءالله خداوند همه مارو در جهت رسیدن به خواسته هامون هدایت کنه الهی آمین.
روز 121
جنگیدن با چیزی
یعنی اینکه توجه میکنم به ناخواسته
یعنی ناسپاسی
یعنی خلاف هم جهتی با خدا
سعنی هم جهت با شیطان
یعنی بجای اهدنا صراط المستقیم
بشه مغضوب الهیم و لضالین
پس
حواسم باشه کدوم جهتی میشم
کلیدش هم حس و احساس درونیمه
آرامش و اطمینان هم جهت
و پریشونی و کلافگی و عصبانیت و … خلاف جهت
احساس خوب = اتفاق خوب بیشتر
احساس بد = اتفاق بد بیشتر
البته چیزایی که میتونم تغییرش بدم رو حتما تلاش و تعهد داشته باشم
و چیزایی که دیگه خارج از اختیار من هست، اونو بسپرم خدا که برا من جورش میکنه این همون تقسیم کار با خداست
خیلی حس خوبی دارم که همزمان هم روی مهارت هام و هم خودم و باورهام کار میکنم و برای هردو وقت میزارم. نه اینکه مثل قبل ققططط میچسبیدم به هدفه و حتی از لذت از زندگی هم خودمو محروم میکردم.
آره اینم یه کلیده لذت از لحظه های زندگی و مسیر
خدا جونم شکرت و ازت میخوام این موارد رو همیشه حواسم باشه و عملا و واقعا تو زندگی و کار و مسیرم بیارمش و عمل باشه و حرکت و واوووو رسیدن به خواسته هام سوت زنان راحت و خوش حال
عاشقتم خدا
استاد ممنونم و همگی گروه تحقیقاتی عباسمنش
به نام خدا
روز 121 از روزشمار تحول زندگی من
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
جنگیدن با هرچیزی فقط خشم و نفرترو زیاد میکنه
زمانی بود که زیاد در مورد مسائلم صحبت میکردم و هر وقت اینکارو میکردم روز بعد همون مسائل و حتی بدترش اتفاق میافتاد
زمانی بود که همیشه با سیگار کشیدن پدرم مخالفت میکردم هرموقع میومد خونه کلی بحث میکردم باهاش و همون موقعها اکثر دوستام و کسانی که باهاشون آشنا میشدم سیگار میکشیدن، یا وقتی کافهای جایی میرفتم پر از دود سیگار میشد؛ و وقتی دیگه نجنگیدم، اعتراض نکردم و سعی کردم به چیزهای بهتری توجه کنم، پدرم سیگارش کمتر شد یا کلا دیگه میره بیرون، ارتباطمم با افراد سیگاری کم شد که الان کلا نزدیکم، کسی نیست که این رفتار رو داشته باشه.
یا زمانی که رابطه نامناسب داشتم و زوم کرده بودم رو رفتارهایی که دوستنداشتم، با اینکه راجبشون با کسی صحبت نمیکردم اما صبح تا شب با خودم داشتم راجببه اینچیزا حرف میزدم، اون مسائل هی بزرگتر و بولدتر میشد! جالبه که الان دوباره یادم اومد حتی نباید راجببه چیزای ناخوشایند با خودمم صحبت کنم چه برسه با دیگران!
منم با کسانی برخورد داشتم که همه چی خوب بوده ولی همچنان ناراضی بودن و دنبال چیزای ناجالب، که خیلی هم سخته کنترل ذهن در مقابل این افراد و من فکر میکنم بهترین راهحل فاصله گرفتنه
تغییرات و بهتر شدن شرایطم زمانی شروع شد که تصمیم گرفتم آگاهانه از بعضی دوستان و اطرافیانم فاصله بگیرم و یه جاهایی رابطمو قطع کنم، و جهان هم خیلی تو این قضیه کمکم کرد طوری که بعضیهاشون خودشون رفتن و خبری ازشون نشد.
خداروشکر ما مدتهاس تلویزیون نداریم و از هرچی اخبار دوریم و آگاهانه سرچ هم نمیکنم
تو این مدت علاوه بر مسائلی که استاد گفتن، خیلی اتفاقات تو شهرها میافته، مخصوصا وقتی اون اتفاق بزرگ باشه همه جا راجبش صحبت میشه،
که خداروشکر با تمرین ستارهقطبی، با کامنت مثبت دوستان، با گوش دادن به فایلها که خداروشکر ایرپاد کار هممون رو راحت کرده و هرجا فضای پرایویت خودمون رو داریم، با نوشتن همین کامنتها، خیلی وقتها تونستم ذهنمو کنترل کنم که نرم سمتشون و بهشون توجه نکنم
اینکه بقیه چی میگن یا چه فکری میکنن، پاشنه آشیل منه، که هر روز با وجود یکسری تمرینها باز هم میاد، و تو اتفاقات بزرگ سخته کنترلش، ولی قانون که نمیگه چون تو سختته پس اشکال نداره، قانون قانونه! پس چرا از قانون برعلیه خودم استفاده کنم!
پس میام به یاد میارم که وقتی رو زیباییها تمرکز کردم تمام اتفاقات به نفع من شده و این بارها تکرار شده، پس بازم تکرارش میکنم فارغ از اینکه بقیه چه فکری میکنن.
واقعا خوشحالم که با شنیدن این فایلها میبینم چقدر از اکثر جامعه جدا شدم و تو جمع کسانی هستم که باعث رشدم میشن باعث میشن من بیشتر روی قانون تمرکز کنم و همیشه بیادم بیارم
که از کجا به کجا رسیدم،
که به خودم مغرور نشم و بگم که دیگه یاد گرفتم بسه! نه!!!
هر روز تشنه یادگرفتن باشم، هر روز آگاهی بدست بیارم، هر لحظه بیاد خدا و قوانینش باشم.
امیدوارم خدا هم این توفیق رو بهم بده
سپاسگزارم
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
(((استاد جانم، این کامنتو دلی براتون نوشتم، فقط خواستم درد دل کنم، اگه حس می کنید مناسب سایت نیست منتشر نکنید)))
این فایل نشانه ای امروز منه…والحق که میدونم آخرین هشدار و تیر خلاصه!!!
برای منی که نمی تونم سر موضوعیکه 4 ماهه خانوادمون رو درگیر خودش کرده دیگه دومم بیارم، و کنترل ذهن داشته باشم.
تا دقیقه 35:40 ثانیه گوش کردم وبا این جمله شما استادقشنگ ومهربونم اشکم در اومد[[ که کنترل ذهن موقعی که همه دارند میجنگند و فوش میدن وبحث میکنند تازه تورو هم مجبور می کنند چیزی بگی واکنشی نشون بدی، کار راحتی نیست، ولی اگه بتونی کنترل ذهن کنی پاداشش خیلی بزرگه!!!!]]
استادجانم بارها توی کامنت هام گفتم که پدرم سالهاست بیماره..مواد و قمار و الکل…
بازی جدیدی چندماهه راه انداخته توی 66 سالگیش،به عناوین مختلف که مادرم رو عاصی کنه تا خونه رو بفروشه و بره پول اونم برباد فنا بده….
درصورتیکه هنوز یه خواهر وبرادر مجرد تو خونه دارم، خلاصه که هرشب مست میکنه داد وبیداد که خستشون کنه از خونه فراری بشند تا راحتر خونه رو بفروشه!!!
من اصلا کاری ندارم که مادرم وخواهرم وبرادرم توی چه فرکانسی هستند، من اصلا کاری ندارم که مادرم چرا 48 ساله با بابام موند و به خاطر ترسهاش طلاق نگرفت …
من اصلا کاری ندارم به اونچه که تا به همین چند وقت پیش توی همه ی این سالها این مرد سر ما آورد!!
ولی من الان دختر بزرگه حساب میشم، خواهربزرگم تهرانه، اینجا نزدیک اینام، تقی به توقی میخوره زنگ میزنند به من که پاشو بیا ، پدرت اینجوری کرده اونجوری کرده….
4 ماه قبل ویروس گرفت داشت میمرد دیگه با داداشم بردیمش دکتر، هزینه کردم، الکل وسیگارو ترک کرد، بعد یکماه دوباره شروع کرد، کلی باهاش حرف زدم نصیحتش کردم …
به الله قسم که نمیخواستم اصلا نزدیک این ماجرا بشم ولی گفتم خدا قهرش میگیره بلاخره پدر ومادرم هستند برم کمکی کنم….
3 بار دعواشون شد مادرم پاشد اومد خونه ی من ، باز منو بردند وسط بازیهاشون، تا جائیکه تو روشون واسادم گفتم لطفا دست از سر من بردارید من دیگه نمی کشم من یه بچه یتیم دارم که فقط منو داره، بذارید من به زندگیم برسم، من توان حل کردن مشکلات شمارو ندارم دیگه…
خلاصه که دوهفتس دیگه حتی زنگ هم نمیزنم بهشون، باز خواهرام داداشم زنگ میزنن، میگن مگه تو خواهر ما نیستی؟
چرا مارو ول کردی، با این دوتا، اینا یه بلایی سرخودشون میارند یا ما یه وقت مجبوریم روی پدرمون دست بلند کنیم چون دیگه واقعا رد داده…
منم گفتم کاری ازم برنمیاد….
خلاصه که اومدن گرفتند بردنش کمپ…
ولی استاد جان، من این چندوقت هر کاری می کنم نمی تونم در این مورد خاص کنترل ذهن کنم.
هر ابزاری که بگید هرچی ازتون یاد گرفتم رو دارم بهش عمل می کنم ، در ظاهر خوبم ولی در باطن مریض شدم، سر درد ومعده دردهای بدی گرفتم از فکر وخیال رفتم زیر سررم…
من واقعا از نظر روحی و جسمی بهم ریختم، چون مادرم وبرادرم وخواهرام از پدرم میترسند که باز از کمپ بیاد شروع کنه به اون دیونه بازیهاش..
من واقعا کنترل ذهن نمی تونم داشته باشم، نوشتن و قرآن خوندن، نماز خوندن،بیرون رفتن، کامنت خوندن ونوشتن ودیدن فایلهای سفرنامه …..همه ی اینها مقطعه ای جواب میده…
خصوصا وقتی خواهرام وبرادرم زنگ میزنن گریه می کنند میگن دیگه خسته شدیم، حتی شرایط مالی خوبی هم ندارند که بی خیال اون خونه بشند بذارند برند یا مادرم ازش طلاق بگیره،یعنی همه ی راههای رفته ونرفته رو امتحان کردند این مرد آدم نشد و دست از کاراش برنداشته….
به خدا سخته خیلی سخته کنترل ذهن وقتی بهت بگن تو مگه دختر این خونه نیستی؟ بیا مثل ما وسط این ماجرا ..
من نه کاری ازم برمیاد، نه می تونم حرص نخورم.
بابام سالهاست با شیاطین همخونه شده…
اولین باره بعد 4 سالیکه توی این مسیر هستم، واقعا پریشون ومستاصل هستم، و نمیتونم هیچ جوره کنترل ذهن داشته باشم، یه چیز درونیه، به خاطر همون دلبستگی به خانواده وحس دلسوزی…
گاهی انگار هیچ راه خلاصی وجود نداره…
هروقت میبینم یا میشنوم ملت میرن درگیر مسائل حاشیه ای بیرون از چهارچوب زندگی وخانوادشون میشند، پیش خودم میگم یعنی اینا توی زندگیشون هیچ مسئله ای ندارند انقدر بیکارند که میرند گیر میدن به مسائل اجتماعی وسیاسی و ….
ما یه پدرمون اعتیاد داره 40 ساله، به اندازه یه کشور بمهمون آسیب زده…
استادقشنگم، برام دعا کنید با دل پاکتون،برای آرامشم برای پذیرشم، برای تسلیم بودنم و کنترل ذهن وتقوا داشتنم..
دوستتون دارم
خیلی لذنت بردم ازاین فایل، دقیقا این افراد وقتی خلاف نظرشون حرف بزنی و عمل کنی بسیار تهاجمی برخورد می کنند و خیلی عصبانی میشوند. بابا مگه شما ازادی نمی خواستید با این کار دارید ازادی یک نفر دیگه سلب می کنی و نظرتو می خوای تحمیل کنی. یک مثالش که همین اخیرا رخ داده برای همایون شجریان عزیز بود. همایون سال هاست که در ایران کنسرت نمی زاره و من سال هاست که منتظرم در ایران کنسرت برگزار کنه و برم و موقعیت کنسرت رایگان پیش اومد و من چقدر خوشحال شدم اما متاسفانه برخی افراد خیلی به این کار همایون هیت دادن و کنسرت لغو شد و همایون عزیز هم اعراض کردش. ولی با این حال نباید به این افراد که یک طرفه به قاضی میرند هم توجه کرد، فقط توجه به زیبایی ها. من یک جمله ای دارم که میگم نگاه زیبا زیبایی می افریند
سلام خدمت استاد سخاوتمندم و خانم شایسته مهربان و همه ی همراهان عزیز
استاد من وقتی رهنمایی بودم یادمه پدرم سیگار میکشید و من از بوی سیگار بدم میومد و اذیت میشدم یا دماغم میگرفتم یا میرفتم بیرون یا میگفتم درباره بوی سیگار و مضرات سیگار جوری که جلب توجه کرده بود بعد که ازدواج کردم تو خانواده همسرم قلیون بود و من از بوی قلیون بدم میومد و دوباره گرفتن بینی و گفتن مضرات قلیون و دود قلیون و فرار از محیط و غر زدن
پدرم تا همون راهنمایی سیگار کشید دیگه تموم شد اما اثراتش برای من موند قلیون کشیدن تموم شد من الان تو خونه خودم هستم و در معرض دود سیگار و قلیون نیستم ولی اثراتش با من هسن
حتی برای دخترام
بعد از سنین این فایل به خودم گفتم شاید من هم چون جنگیدم با این مسئله درگیرش شدم شاید اگر از زاویه ی دیگری به مسئله نگاه میکردم بهتر بود
مثلا وقتی پدرم سیگار میکشید به این فکر میکردم که اون الان از سرکار اومده خسته است فکرش مشغول کار و بار و هزینه و ستیزد و هزارتا چیز دیکه است اون با این سیگار داره به خودش آرامش میده اون شاید راه بهتری به ذهنش نمیرسه من اگه میخوام بوی سیگار نباشه میتونم هر جوری بلدم به اون آرامش برسونم کاری کنم ذهنش آروم بشه خستگیش رفع بشه نه اینکه بخوام وسیله ای که اون کسب آرامش میکنه ازش بگیرم درسته سیگار بده ولی الان باید جایگزین بهتری براش پیدا کنم
حتی می تونستم با این زاویه ی دید خودم رو آروم کنم دچار تنش نشم و راهکارهای بهتری به ذهنم برسه که کمتر درگیر بوی سیگار و قلیون بشم
دیروز که این فایل گوش دادم الیته قبلا هم یبار گوش داده بودم متوجه این نکته ظریف شدم ببین به چی داری توجه میکنی
یاد آروغ زدن همسرم شدم میگفتم خیلی زیاد شده تازگی
دخترم هم خیلی بد میاد
یادم اومد از سالهای قبل منم از آروغ بدم میومد کوچک بودم کمتر بود ولی وقتی بود حس بد داشتم وفتی ازدواج کردم تو خانواده همسرم بیشتر شد مادربزرگ همسر بعد مادر همسرم بعد خواهر شوهرام بعد جاریم و همسرم و بعضی اوقات حتی دخترام
هی بیشتر و بیشتر و هی تنوع نوعش
الان دقیق می فهمن دلیلش توجه من به اونه و داشتن حس بد
چقد منو قانون رو برعکس اجرا کردم یعنی چیز بد و ناخواسته رو با توجه کردن به اون و ایجاد حس بد در خودم و صحبت در موردش و غر زدن بیشتر و بیشترش کردم ت ندهیم
چقد دقیقه قانون
خدایا متشکرم
استاد عزیز متشکرم
از الان یاد گرفتن هر موضوعی رو ببینم از زاویه خوب ببینم اگه بظاهر بده اولا بهش توجه نکنم در موردش صحبت نونم بهش شاخ و برگ ندم بهش آب و نور ندم
از زاویه ای بهش نگاه کنم که حس خوب کنم و ازش بگذرم از دل تضاد خ استه ام رو ببینم در جهت خواسته ام تلاش و حرکت کنم
خدایا شکرت برای این قوانین قشنگ و ساده و آسان خدایا سپاسگزارم
چه بسا مسائل دیگه ای هم بوده و من متوجهش نبودم الان میتونم از دید تازه ای به قضایا نگاه کنم
متشکرم
به نام خدای زیبایی ها
این فایل نشانه امروز م بود
از خداوند قادر مطلق خواستم نشونه بهم بده تا بهتر بتونم توی کارها پیشرفت کنم
خدایا شکرت که در هر لحظه داره هدایتون می کنه
من اول باید بیام باورهای متناسب با خواستم رو بسازم
بعد تکرار کنم و با احساس خوب وارد کارم بشم و
نتیجه رو ببینم
من باور دارم کاری که شروع کردم خیلی ارزشمنده
و دارم به جهان و خلق خدمت می کنم
خدا خودش ایده اش رو بهم داده
پس راه رو نشونم میده
من بهترین و با کیفیت ترین غذاها رو دست مشتری میدم و اونم پولش رو با عشق تقدیم می کنه
جا و مکان کسبم مهم نیست
من زیر زمین هم که برم مشتری و پول به دنبال من میاد
جا و محل کسبم بسیار انرژی مثبتی داره
و مشتری رو به سمت خودش می کشونه
من انسان بسیار مهربان و خوش قلب و خوش رویی هستم و همه دوست دارن از من خرید کنن
و با من دوس بشن
خدایا شکرت
من در کاری وارد بشم
خدا یار و همراه منه و به من میگه چی کار کنم
خدا به بهترین و آسون ترین راه ها منو پولدار می کنه
قبلاً باکلمه پول خیلی مشکل داشتم
و پاشنه آشیل من همین کلمه پول بود
ولی الان خیلی دارم روی خودم کار می کنم
پول رو دوست داشتم
در حالیکه از بچگی شنیده بودم
نباید پول دوس باشم
پول چرک کف دسته
پول دارها آدمای خودخواهی هستن
و….
ولی الان میدونم که پولدار شدن بهترین کار جهانه
خدا دوست داره من پول دار بشم و هر چی بخوام رو بتونم بخرم و خوشبخت و خوش حال زندگی کنم
از قصد کلمه پول رو به جای ثروت دارم استفاده می کنم
که مغزم بیشتر بپذیره
خدایا شکرت از این آگاهی ها
پول دست مردم زیاده و خدا انسان های پول دار و لارج رو به سمت من میاره و اونا هم به راحتی پولشون رو برای خرید محصولات من پرداخت می کنند
پول دار شدن انسان رو به خدا نزدیک می کنه
حتی انسان ها رو هم با خریدن هدیه به هم نزدیک می کنه و من خوشحال میشم وقتی پول بیشتری داشته باشم و هدایای خوبی برای عزیزانم بخرم
خدایا شکرت برای پول
خدایا شکرت برای محل کسبی که دارم و راهی برای پول دار شدنم هست
خدایا شکرت که حسابم پر از پوله
خدایا شکرت که از در و دیوار و هر جایی که فکرشو نمی کنم پول به حسابم واریز می کنی
خدایا شکرت که دیگه نگران از دست دادن پول نیستم
و
میدونم تو از راه آسون پول به حسابم واریز می کنی
و
هر چقدر خرج کنم تو صدها برابرش به حسابم واریز می کنی
و
نگران تموم شدن نیستم
خدایا شکرت که با پول دوست و رفیقم
خدایا شکرت که خودت هستی و در هر لحظه داری هدایتم می کنی
خدایا شکرت
خدایا شکرت
برای فراوانی همه چی
خصوصا پول
خدایا شکرت
در پناه نور و عشق خدا باشید
سلام سعیده عزیزم.
این فایل نشانه امروز من هم بود.
بسیار لذت بردم از کامنتت.
منم دقیقا عین فکر شما رو کردم و گزینه نشانه امروز من رو زدم.
متوجه شدم ک باید ب چیزی ک میخوام، ب کسب و کارم، ب محل کسب و کارم و شرایطی ک دوست دارم فکر و توجه کنم.
من توی اینستا اومدم چند تا پیج هم شغل با خودم ک موفق هستن رو فالو کردم ، هر روز بهشون نگاه میکنم ازشون لذت میبرم، تحسینشون میکنم، و میگم وقتی اینها تونستن منم میتونم.
کاراشونو نگاه میکنم آفرین خیلی عالیه تو ذهنم میگم منم میتونم فلان کاررو انجام بدم.
انگار ک باید بیشتر رو خودم کار کنم تا ب اون نتیجه ای ک میخوام برسم ب راحتی.
از خدا هدایت و راهنمایی میخوام.
هرچی خیر هست برام رقم بزنه.
چون هر خیری ک از خدا بهم برسه من بهش فقیرم.
امیدوارم ک ی کسب و کار عالی با درآمد بینهایت با لذت و شادی نصیبت بشه سعیده جان.
ب امید موفقیت.
وایسا تا اتفاقی ک افتاده رو تعریف کنم تا وقتی همه چی درست شد ی رد پایی از خودم گذاشته باشم.
امروز 7 آذر 1404 هست.
من مدت هاست دارم روی مهارتم ک. خیاطی هست کار میکنم.
در کنارش از کارم تولید محتوا میکنم ( با هر چیزی ک الان توی خونه دارم و باشرایط الانم)
همه چیو آماده کردم تا اونجایی ک تونستم و در توان مالیم بود.
روی ذهنمم در کنارش کار میکنم.
چند وقته هی میخوام اینستا بزنم هی فرصتش پیش نمیاد.
دو شبه مصمم خیلی مصمم تصمیم گرفتم ک نصب کنم، اما هر شبش ی چیزی میشد ک نمیشد وصل شه یا رمزمو پیدا نمیکردم یا ……
رمزی ک من شب قبل انتخاب کردم و گذاشتم داخل کشو، هرررر چی میگشتم پیدا نمیکردم.
بیخیال شدم، گفتم نمیدونم چ خیری درش هست ک نمیتونم این اینستا رونصب کنم.
اومدم داخل سایت و ب اینجا هدایت شدم.
گفتم شاید هنوز باید روی خودم کار کنم، و بیشتر ب خواستم توجه کنم.
امیدوارم خدا خودش درای هدایتش رو ب روم بطور واضح باز کنه.
خدایا شکرت ک بهم یاد دادی همه چیو از خودت بخوام.
من نا امید نیستم، میدونم ک ی چیزی توش هست ک ب نفع منه.
من ادامه میدم و کارای سمت خودمو انجام میدم، بقیشو میسپارم ب خودت، خودت برام درستش کن ب منم ربطی نداره ک چطوری.
اگر باید اینستا رو راه بندازم پس خودت برام درستش کن.
خودت برام مشتری شو.
مشتری هایی ک ثروتمندن قدر زحمات و هنرم رو میدونن، و بابتش با حال خوب هر هزینه ای ک بگم بهم پرداخت میکنن.
خودت آدم های خوب رو سر راهم قرار بده.
تو توانایی،تو دانایی، تو میدونی و من نمیدونم پس آگاهم کن.
کمکم کن، دستم رو بگیر، بهم نعمت و فراوانی دنیاتو ثروت بینهایتت رو نشون بده ک من لایق هستم.
خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایاااااااااا شکرت.
به نام خدای زیبایی ها
سلام به افسانه جان زیبا
دوست هم فرکانسی عزیزم
ازت سپاسگزارم برای پاسخ شما .
راستش منم روز هفتم آبان از خدا توی ستاره قطبی خواستم
یه نقطبی آبی داشته باشم
خدایا شکرت برای تیک خوردن ستاره قطبی ام
دوست عزیزم
خواستهها داده نمی شود بلکه
با فرکانس تو خلق می شود.
ایمان به غیب بالاترین سطح قدرت خلق را در تو فعال می کند ، چرا که بالا ترین شکل یقین و اطمینان قلبی را به وجود می آورد.
این یقین همواره قدم های تو را با امید ، آرامش و خوش بینی همراه می کند و تو را با جریان هدایت خداوند هم جهت نگه می دارد.
هر چه قدر تو باور کنی که خداوند تو را هدایت می کند و همواره با توست و به میزانی که حرکت می کنی
نتیجه می گیری
تو در هر لحظه داری هدایت میشی به مسیری که درباره ی آن داری فکر می کنی و باور داری و
خداوند در هر لحظه ما را هدایت می کند به مسیری که ما می خواهیم.
ان علینا للهدی 12لیل
بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست .
بهترین بهترین هاکه فقط خدا به آن آگاه هست ، در هر لحظه از زندگیت را برایت آرزو مندم .
در پناه نور و عشق خدا باشید.