اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چندسال قبل این فایل پراز آگاهی رو گوش داده بودم واتفاقا اون تایم خیلی خیلی خیلی بهم کمک کرد تا احساس آرامش کنم، که علی بی غم تر بشم، که با دید بهتری به جهان وزندگی وخودم نگاه کنم ویادم بیفته که چرا اومدم تو این دنیایی که خداوند همه چیز رو برای لذت بردن من خلق کرده…
یادمه اوایل حضورم توی سایت بود که خیلی خیلی هوای معنوی توی سرم وقلبم بود، اتفاقا جایی این فایل رو گوش داده بودم که از بیرون هرکی می دید، انگار روی خرابه های زندگیم که طوفان بلاء بهش زده بود نشسته بودم ولی این فایلهای هدیه شما استاد عزیزم که برام مثل معجزه بود مثل آب رو آتیش کاری کرده بود احساس سرزندگی کنم و به خودم وخواسته هام توجه کنم وبه داد دل خودم برسم بعد اونهمه سال جنگیدن و تلاش کردن سخت برای داشتن یه زندگی خوب وآروم که بیشتر مد نظرم بود که مورد توجه وتایید دیگران قرار بگیره…
که اتفاقا هر چی زور میزدم که همه چیز رو درست کنم ردیف کنم مدیرییت کنم، که اوضاع خوب به نظر برسه، اما هی زندگیم وحال وروزم بدتر وبدتر میشد..
ولی به لطف الله از همون ماههای اول ورودم به سایت انگار هربار که با صدای شما اصل وقانون جهان هستی رو می شنیدم ودرک میکردم دری از درهای بهشت به روم باز میشه…
دقیقا همونجایی از زندگیم که نخواستم توی عذاب بمونم و همه چیزم رو بخشیدم و نخواستم دیگه از حرف مردم بترسم و حتی با همه یه تایمی قطع ارتباط کردم و تمرکز کردم روی خودم وجهان پاداشش رو هم سریع وهم خیلی شیرین بهم داد…
الان که باز سایه ی قضاوت ویا دخالت خانواده ام رو دارم یه مدت توی زندگیم می بینم، الان که احساس میکنم یه کوچولو پا از حد وحریمم فرارتر گذاشتم و باز به خاطر دلسوزی ویا به اسم کمک، بهشون نزدیک شدم، باز داره کنترل اوضاع وشرایط از دستم در میره، چند روزه دارم احساس می کنم دوباره وارد بازی تایید طلبی و ترس از قضاوت شدم!!!
چون نشونه هایی دیدم که مهر تاییدی بر این موضوع بودم…
وقتی این شرایط پیش میاد یعنی وقتی پای ترس از قضاوت شدن یا ترس از تایید نشدن یا حس ترحم ودلسوزی میاد وسط، آدم کم کم خودش رو گم میکنه از قالب خودش میاد بیرون و همش در بیرون از خودش سیر وسفر میکنه تا بتونه به سختی تلاش کنه آدم خوبی به نظر برسه یا سعی کنه طوری رفتار کنه یا حرف بزنه یا زندگی کنه از نظر دیگران ایده ال به نظر بیاد…
خصوصا ماها که توی این مسیر خودسازی هستیم و اتفاقا خانواده واطرافیان هم خبر دارند..
وتمام حواسشون هست که ما یه خطاء یا اشتباه کوچیک واصلا بزرگ داشته باشیم!!
که برگردند بگند خوبه تو داری روی خودت کار میکنی!!
وهمین ترس باعث میشه همش سعی کنی عالی وپرفکت باشی…
ولی دنیا این شکلی نیست، اینجوری پیش نمیره..
بلاخره سختی هست رنج هست و ناراحتی هست، حالا توی روابط یا کار یا سلامتی یا معنویییت یا مالی، مشکل وتضاد پیش میاد ، اینجوری نیست که دیگه چون داری به قانون عمل میکنی وازش آگاهی داری همه چیز گل وبلبل بشه، نه…
اونجا که هیچ درد ورنج وناراحتی نباشه و آدمیزاد فقط بگه بخنده وشاد باشه وهمه چیز براش عالی بگذره وفقط خوشی مطلق باشه، جایی هست که بهش میگن بهشت که توی این دنیای اکنون ما هم نیست…
امااا هر کسی که اینو درک کنه که هیچ ناراحتی و اندوهی ومشکلی پایدار وهمیشگی نیست ، اینکه باور داشته باشه این نیز بگذرد..
اینکه برای سریع تر حل وفصل کردن همه چیز هی عجله نکنه و خودش رو توی دردسر نندازه…
اینکه آدم نخواد به اجبار همه چیز رو به خاطر قضاوت دیگران عالی نشون بده…
کمک میکنه که آدم خونسردتر رهاتر باشه.
من خیلی دقت کردم هم توی خودم وزندگیم وهم توی زندگی اطرافیان ، که هر جا طرف در مورد ناراحتیش ومشکلش وحالا یا اتفاقات بد زندگیش پیش کسی صحبت نکرده و سعی کرده اجازه بده راهکارها برسه و به وقتش همه چیز اوکی بشه، بهتر وراحتر از اون شرایط سخت عبور کرده، چون کسی نبوده که سرزنش ویا قضاوتش بکنه و یا بهش راهکار اشتباه بده یا بیشتر بهش استرس وارد کنه با حرف زدن در مورد اون موضوع ومشکل….
امروز این فایل از زبان شما استاد قشنگم واز طرف الله مهربان روزی وقسمتم شد که بهم یاد آوری کنه اون موضوعی که ذهنمو درگیر کرده ودارم به خاطر روبراه کردنش به خودم سخت میگیرم همش به خاطر ترس از قضاوت دیگرانه، وگرنه این یه موضوع شخصی هست برام و قراره منم مثل همه مسیر تجربه های خودم رو برم.
حالا حتی اگه 100 درصد موفق نشم ویا حتی شکست بخورم توش…
امروز به خودم قول دادم یه کم بی خیالتر باشم یه کم فکر خودم باشم وانقدر به خودم سخت نگیرم وقتی حتی خداوند هم بهم اختیار عمل داده که خودم اونجور که دوست دارم وبهم حس خوب میده و باعث اسیب به کسی نمیشه، زندگی کنم.
بدون ترس، بدون نگرانی، بدون اینکه به خودم سخت بگیرم و بگم، چه اهمیتی داره وقتی میدونم کاری درست هست وباید انجام بشه، باز دلواپس حرف وحدیث و قضاوت دیگران باشم؟؟
فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ یُسۡرًا
بدون شک باهر سختی آسانی هست.
پس بی خیالتر ورهاتر باشم تا بگذره ، به خوبی بگذره
ممنونم استاد مهربونم که تمام این سالها همیشه تلاش کردید تا قانون رو به شیوه های مختلف ( با مثالهای متفاوت) اما با یک اصل بدون تغییر،بهمون یادآوری کنید.
با سلامی پر از مهر و دوستی به همه دوستان حاضر در این سایت الهی به خصوص استاد عزیزم و خانم شایسته
اگه دنیا رو منبع تبدیل کننده فرکانس به واقعیت در نظر بگیریم، پس ما هر فرکانسی بفرستیم، جهان همون رو تبدیل به اتفاقات و شرایط زندگی ما میکنه.
پس اگه من با این دیدگاه که مشکلی که باهاش مواجهم، تصمیمی که میخوام بگیرم، کسب و کاری که میخوام شروعش کنم، کاری که میخوام انجامش بدم سخت و پیچیده هست، همون رو دارم به واقعیت تبدیل میکنم.
همیشه میبینیم آدمهایی رو که کلا دوست دارن مسائل رو پیچیده و بغرنج کنن و نتیجه این طرز فکر رو هم میبنن. شاید خودمون هم تو یه سری موارد اینطوری باشیم.
مثلا من جدیدا تصمیم گیری هام سخت شده. یعنی یه تصمیم ساده رو انقدر بالا و پایین میکنم، میرم با صد نفر در موردش صحبت میکنم، میخوام تایید همه رو بگیرم، این در حالیه که از اولش میتونستم با توکل و اعتماد به خداوند و کمک خواستن از اون هدایت بشم به مسیری که حتما یا بهم درسی میداد که برای ادامه راهم مفید بوده، یا منو درست میرسوند به خونه ای که باید توش میبودم.
اعتماد نکردن به خداوند برای من یعنی سختی در کارها و بارها برام این اتفاق افتاده.
مثالش یه روز تصمیم گرفتیم بریم خوش بگذرونیم و جای خاصی رو مد نظر نداشتیم. رفتیم و تو مسیر نشونه اومد که برید فلان پارک اما ما گوش نکردیم و رفتیم به یه سمت دیگه که فکر میکردیم اونجا خیلی بهمون خوش میگذره. خلاصه رفتن همانا و تو شلوغی و ترافیک گیر کردن همانا.
به قول استاد اون فرستنده رادیو همیشه داره کارش رو انجام میده. گیرنده مشکل داره.
وقتی ما نسپریم خودمون رو به جریان هدایت خداوند، وقتی گوش ندیم، وقتی سرتق بازی در بیاریم، نتیجه اش میشه به سختی افتادن.
خلاصه که به سختی نندازیم خودمون رو، ذهن رو خاموش کنیم بگیم خدایا فرمون زندگیم به دست تو. من نمیدونم تو بهم بگو. مشورت و هزار تا تایید گرفتن از بقیه رو بذاریم کنار و بریم تو دل کاری که خدا نشونه اش رو به ما داده.
امروز در حالی این فایل رو گوش دادم که یه مغازه ای زده بودم و اجناسی داره و بنا به دلایلی با دیگری شریک شدم و جنس جدید گرفتیم و الان به همسرم میگفتم جنس اون مغازه خراب میشه و کار داشت به بحث کشیده میشد که دیگه ادامه ندادم از خداوند یکتا هدایت میخواهم که راهی جلو پام بزاره که بتونم اجناس اون مغازه رو بفروشم
طبق این فایل باید کارها را آسان بگیرم و از خدا میخواهم به بهترین روش هدایتم کند
حالا اگر فردا بمیرم این موضوع اصلا مهم نیست پس ناراحت نمیشم و وقتی در چتر حمایت خداوند هستم به بهترین روش و بینهایت اجناس به فروش خواهد رسید و آرامش میگیرم و آرام میشم و غصه نمیخوردم و خداوند یاریم میدهد و من میتونم زندگیم را به بهترین روش صد در صد خودم خلق کنم این موضوع را اینجا نوشتم و وقتی بهترین روش و راه حل هدایت شدم حتما براتون مینویسم
خداوند به هزاران طریق و هزاران دستان بیشمار من و هدایت مینماید
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
خداوندا انسانهای خوب و ایده های خوب را به سمت من هدایت فرما
خدایا هزاران مرتبه شکر که راه حل مسأله را بهم نشون دادی با توافقی با شریکم و گذشت از سودم یه کم قرار شد اجناس در مغازه جدید بفروش برسد و این راه حل فعلا از آنچه به ذهنم میرسید بهترین راه حله ،و خداوند هدایتم کرد امروز یه کم تغییر دکوراسیون در مغازه جدید و یه کم اجناس رو بردیم به مغازه جدید خدا رو هزاران مرتبه شکر
به همین سادگی و اسونی راه حل در دسترس قرار گرفت
خدایا شکرت امروز عالی بود کلی مغازه ام قشنگ تر شد و کلی تمیبز کاری دیگه لازم داره
ممنونم که با این راه حل به ذهنم آرامش دادی سپاسگزارم
امشب با دوستان به کافی شاپ رفتم کلی خوش گذشت و بعد کیک گرفتیم و برای سورپرایز متولدی رفتیم عالی بود امروز کلا در حال خوب بودم زمانهایی که در سایتم هم بودم که عالیتر خدا رو هزاران مرتبه شکر
یه چند روزی هست که همسرم به خاطر حقوقش کمه سرکار نرفته و اعتراض کرده و خونه هستش و خیلی هم فکرش درگیره
و کلا تو این فضاها و قانون نیستش که باهاش حرف بزنم
تا امروز که من اومدم روز شمار دیدم که عه به به عجب فایلی و همون موقع گذاشتم گوش دادم دوبار پشت سرهم که همین جور همسرم هم دیگه چون صدا بلند بود گوش داد احساس کردم که بعدش حالش بهتر شد ولی من هیچی نگفتم
چون میدونم که قانون چیه همین که دیدم کمی احساسش بهتره خداروشکر کردم
واقعا آسان گرفتن و جدی نگرفتن مسائل باعث میشه به احساس خوب برسی و به محض اینکه احساست کمی بهتر میشه اتفاقات خوب هم میفته صددر صد من ایمان دارم
چون تو این مدت خیلی تجربه کردم این سخت نگرفتن هرکاری رو چه ذهنی چه روحی چه کار فیزیکی وقتی آسان گرفتم واقعا به آسانی حل شده انجام شده
میخوام بیشتر این آسان گرفتن و جدی نگرفتن مسائل رو تو زندگیم عملی کنم
میگه که تو زندگی رو آسون بگیر تو کمتر غر بزن کمترنق بزن تو کمتر ناسپاسی کن تو احساس خوبی داشته باش تو جور قشنگی به مسائل زندگی نگاه کن
تو اینقدر جدی نگیر این زندگی رو جهان از روی بدی نیست از روی مشکل داشتن باتو نیست
این طبیعت جهانه که اگر سخت بگیری سخت میگیره
هر چی بیشتر پیش میرم دارم بهتر درک میکنم قانون جهان رو و میدونم خیلی باید رو خودم کار کنم تا نتیجه بگیرم
باید هر لحظه حواسم رو جمع کنم که از راه مستقیم نرم بیرون
خیلی سخته ولی به قول استاد از بیل زدن که راحت تره
ببین چی به روز خودمون آوردیم که حتی آسون گرفتن کارها جدی نگرفتن برامون سخته نیاز به تمرین داره
خیلی خیلی کار دارم هنوز خیلی باید تلاش کنم خدا خودش کمکم کنه هدایتم کنه تا مسیر برام هموار بشه تا آسان بشم یرای آسانی ها
هر آنچه دارم از آن اوست و هر اتفاقی که برای من رخ دهد به نفع من تمام میشود و خیر است و برکت
خدایا شکرت امروز هدایت شدم به این فایل ارزشمند که دقیقا حال این روزهای من است
به دلیل یک اتفاق که در پایان سال 1403
برای من رخ داد و دلیل حال بد من شد و باعث شد که در فرکانس منفی هر روز بیشتر بمانم و نگاه توحیدی و قدرت خالق رو کمرنگ تر ببینم در زندگی و نگاه توحیدی من ضعیف شد هر روز اتفاق های بد بیشتر و بیشتر شد و مدار فرکانس من پایین و پایینتر اومد و هر روز دارم با یه چالش جدید روبرو میشم
دوباره متحد شدم به تغییر افکار و نگاه توحیدی به خالق خود که بتونم فرکانس خودم رو تغییر بدم دوباره برگردم به خلق مسیر زندگی خودم که سرشار از شادی و آرامش بود درسته سخته اما امکان پذیری
خدایا شکرت استاد خوبی بر سر راهمون گذاشتی تا دست هدایت شود برای ما
خدایا شکرت که من رو در فرکانس هدایت قرار دادی تا بشنوم و ببینم و بخوانم قوانین ت رو درک کنم اصل و اساس جهانت رو تا بتونم رسالت خودم رو از بودن در این جهان به سرانجام برسونم .
سپاسگزارم که من رو در گروه هدایت شدگان قرار دادی تا درک کنم که به قول خیام :
«می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است»
راز لذت بردن از لحظه ها و داشته های الان و جاودانه شدن شاد بودن و لذت بردن هست و من وقتی آسان گیر باشم ، وقتی خونسرد باشم ، وقتی بی خیال باشم میتونم شاد باشم و لذت ببرم و از فرصت ها و نعمتهام نهایت بهره رو ببرم و تازه همیشه در مدار شانس و اقبال خوب قرار بگیرم و از دید دیگران خوش شانس به حساب بیام .
به قول خیام که سالها مطالعه کرد و جهان و آسمان و ریاضی و علوم رو مورد بررسی قرار داد :
میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
فارغبودن ز کفر و دین، دینِ من است
گفتم به عروسِ دهر: «کابینِ تو چیست؟»
گفتا: «دلِ خُرَّمِ تو، کابینِ من است»
خیام در این شعر به بیان شادی و لذت از زندگی میپردازه. شاعر اشاره میکنه که خوشی و فراغت از درگیریهای مذهبی و عقیدتی بخشی از باورهای اونه. او از عروس دنیا ( یعنی خوشیها و خواسته های زندگی) میپرسه که مهریهاش چیه و چطور میشه به دستش آورد و او در پاسخ میگه که دل شاداب شاعر، مهریه اونه. و اون میتونه با شاد بودن عروس خواسته های خودش رو در آغوش بگیره و به وصالش برسه … این شعر تأکید بر ارزش شادی و احساسات مثبت در زندگی داره و اینکه رمز رسیدن به خواسته داشتن حس خوب و شادی هست و فارغ بودن از تعصبات و سختگیریهای عقل منطقی و اهل حساب و کتاب بهترین آیین و طریقت هست و انسان رو به آزادی و آسایش میرسونه …
خدایا شکرت که جهانی خلق کردی مسیر خوشبختی از مسیر شادی و لذت بردن میگذره و «چون که صد آمد نود هم پیش ماست»…
خدای عزیزم ! ای کاردان تیزهوش که دوست داری من رو به آگاهی برسونی و حقیقتها رو به یادم بیاری ! هدایتم کن تا در گروه ایمان آورندگان به قوانین ت و عملکننده به اونها باشم و بتونم نتایج بزرگی رو به روح و وجود خودم هدیه کنم . نتایجی که در پی اون هستم تا خودم هم خوب زندگی کنم و جهانت رو هم جای بهتری برای زندگی کنم .
خدای عزیزم من فارغ میشه از عقل حسابگر و خوب و بد کن خودم و از تو هدایت می طلبم و میخوام که من رو به مسیر نعمت هات هدایت کنی و تسلیم امر خودت قرار بدی .
شعر زیبایی از حافظ رو شنیدم و منی که عاشق شعر هستم حسابی لذت بردم ، اینکه در اینجا بودم و شنیدم این شعر و تفسیر شو ، به قول استاد یک موهبت از طرف رب مهربانم هست.
یادمه روزهایی که هفتهی پیش سایت باز نمیشد و اوضاع کشور خوب نبود ، رفتم فایل های فصل قبل رو که توی دفترم نوشته بودم رو میخوندم و یک جا نوشته بودم که آرزو دارم که در آینده هم نقاشی تدریس کنم و هم یک دونده ی حرفه ای باشم
و اونروز مطابق روزهای قبل اومدم یک مدیتیشن انجام بدم که اتفاقا مدیتیشن هم برای آرامش حال و هوای همون روزها بود .
جالبه که اواسط مدیتیشن یک لحظه رفتم تو خواب و بیداری و دو تا خط پایان مسابقه ی دو رو دیدم که به رنگ سبز بود و یک بطری سبز رنگ مثل بطری آب رو نزدیک خودم دیدم و یهو چشمامو باز کردم .
شب هم که مدیتیشن انجام دادم دوباره یه لحظه تو خواب و بیداری خودم رو به صورت یک خانم پیر لاغر و قد بلند دیدم که یک قلمو دستم بود و در حال آموزش نقاشی رنگ روغن به هنرجوهام بودم و یهو چشامو باز کردم و کلی تعجب کردم که امروز برخلاف روزهای دیگه مدیتیشنم چقدر با معنا بود.
شاید اونروز به این دوتا موضوع فکر کردم باعث شد که در آرامش مطلق مدیتیشن رویاشو ببینم و اینکه اگر این هم فرکانسی در طول روزمرگی و زندگی به صورت واقعی اتفاق بیفته حتما این چیزهایی رو که دیدم به واقعیت تبدیل خواهد شد
کانون توجهام و نقشش در خلق زندگیم، نه عوامل بیرونی که هیچ نقشی در زندگیم ندارند، نه افکاری که حالم رو بد و بد و بدتر میکنند.
هرفکری که امید را در قلبم زنده و بیشتر کند هر ایده و فکر و حرفی که توکل و ایمان به رب را پررنگتر کند تا به آرامش بیشتری برسم.
آسان گرفتن یعنی: توانایی نگاه کردن به مسائلی که ما را به اضطرار میاندازد، از این زاویه که:
«این موضوع آنقدرها هم که به نظر میرسد، مهم نیست»
کی میتوانم ای نگاه رو داشته باشم؟ وقتی که بپذیرم و ایمان داشته باشم
احساس خوب= اتفاقات خوب / احساس بد= اتفاقات بد.
یعنی قبول کنم و ایمان داشته باشم هیچ چیز مهمتر از بودن در احساس خوب نیست هیچ موشکی به قول استاد خطرناکتر از احساسات بد نیست.
اون وقت که میتوانم بگم هرچی پیش بیاد خوش بیاد.
اون وقته که به معنای واقعی نگران نتیجه نیستم و حال خوبم رو به نتایج و اتفاقات گره نمیزنم.
هیچ چیز رو جدی نمیگرم جوری که باعث بشه بترسم و نگران بشم و جلوی شنیدن الهامات و ایدههای ربی جونم رو بگیرم.
میگم این هم میگذره، فقط من باید آرام باشم تا خداجونم راه رو بهم نشان بده
یارب یاریم کن عمل کنم بیش از الان به آنچه که گفتی.
مریم وقتی خیلی از بچهها توانستند وقتی استاد توانسته پس تو هم میتوانی، یک عالمه خاطره داری که توانستی توکل کنی و افکارت رو کنترل کنی و به احساس خوب برسی و در آن حالت بمانی و نتیجه به نفعه تو تمام شد.
آسان گرفتن یعنی: ذهن و عجله و اضطرارهایش را از مدار خارج کردن و قلب و الهاماتش را وارد ماجرا کردن و به این شکل زندگی را آسان گرفتن؛ و نتیجه همواره احساس خوب است
برای حرکت فقط نیاز دارم قدم اول رو بدانم.
در مسیر با برداشتن هر قدم، قدم بعدی بهم گفته میشه و اصلا هیچ جای نگرانی نیست چون من پاره ای از رب هستم. چون رب هدایت را بر خودش واجب کرده فقط آرام باشم و بهش اعتماد داشته باشم مابقی گفته میشه، هر چی نیاز دارم از قبل برام فراهم هست.
آسان گرفتن: یعنی قدم های کوچک اما متوالی بردارم و دنبال یک چیز خفن و عالی در ابتدای کار نباشم به عنوان یک تجربه که درسهای بسیاری برام به همراه خواهد داشت و باعث رشد و پیشرفتم میشه نگاه کنم.
بیش از حدِّ تصورات، منطق و دو دوتا چهارتاهای ذهنت» روی حمایتها و هدایتهای خداوند حساب کردن
جاهایی که ذهنم میگه دیگه راهی نیست، بگم نه ربی هست که همه جوره هوام رو داشته و دارد تا اینجا کمک کرد، راه حل گفت از این به بعد هم میگه بینهایت دست و راه داره تا به من خیر برساند، از جایی که تو حتی نمیتوانی تصورش رو کنی کمکم میکند و به سمت جلو پیش میبرتم. قطعا و بدون هیچ شکی تو وهابی ، همانی که بینهایت نعمت به سلیمان دادی، به ثروتمندان دادی، همانی که آتش رو بر ابراهیم گلستان کردی.
به نام خدایی ک همواره با منه
همواره در درونه منه
من و میبینه
من و میشنوه
همواره هدایتم میکنه
همواره عاشق منه
هیچوقت تنهام نمیزاره هیچوقت منو رها نمیکنه
همواره حامی منه
“به نام خدایی ک همواره ب من نزدیکه ”
استاد جان سلام
چقدر زیبا این شعر و مفهوم قشنگش رو برامون توضیح دادید
چقدر خوب برام یادآوری کردید ک اگه اینجام و دارم این فایل هارو میشنوم کامنت های بچه هارو میخونم
اصلا اینکه تو سایتم
یچیز عادی و طبیعی نیست
بخاطر درخواست هایی ک داشتم بخاطر فرکانس هایی ک فرستادم خداوند منو ب این بهشت هدایت کرده
بخاطر لطف و مهربانی خداونده ک اینجام
چقدرررر یادم آوردید تا بیشتر سپاسگزار این هدایت و برکت خداوند باشم ک قبل از مرگم با این آگاهی ها آشنا شدم
چه لطفی از این بزرگتر ک هرروز بواسطه ی آگاه شدن از قوانین خداوند به آرامش بیشتری میرسم؟
به احساس قشنگتری میرسم
بواسطه ی آگاهی هایی ک شما بهمون دادید
آرزوهای دور و درازم هرروز برام دست یافتنی تر میشه
هرروز برکت های خداوند بیشتر ب زندگیم جاری میشه
بواسطه ی این آگاه شدن هرروز سعی میکنم ذهن ارامتری داشته باشم
این ذهن آرام منو ب موقعیت ها و آدم های بهتر هدایت میکنه
نعمت های قشنگتری رو ب زندگیم دعوت میکنه
خداوندا سپاسگزارم ک همواره آسانم میکنی برای آسانی ها
هرلحظه بیادم میاری ک برای من سختی نمیخای اتفاقا هرچقدر خوشحالتر و رهاترم بیشتر نگاهم میکنی
بیشتر بهم نعمت میدی بیشتر بهم لذت میدی
بیشتر بغلم میکنی
قانون های تو قانون سادگی ست
قانون لذت بردنِ
قانون احساس خوب اتفاقات خوبه
کجا گفتی هرچی بیشتر زجر بکشی بیشتر بهت میبخشم؟!! هیچ جا
خدایا سپاسگزارم ک اینجام ک دارم این آگاهی هارو میشنوم ک دارم هرروز بهتر درک میکنم خالق بودن خودم رو
قدرت هایی ک بهم دادی
هرروز جهان فراوانت رو بهتر درک میکنم
پروردگار من نازنین الله من چقدر خووووبه ک دارمت
چقدر خوبه ک خدای واقعی رو پیدا کردم اینجا و هرروز دارم بیشتر عاشقش میشم
چقدر خوبه ک این همههههه چیز یادگرفتم تو این مدت
چقدر خوب شد ک عباسمنشی شدم و قول دادم تا روزی ک زنده ام پایبند ب مسیر یکتاپرستی میمونم
پایبند ب آگاهی های سایت و عمل ب قوانینت میمونم
کجا برررم بهتر از اینجا؟؟
اینجا همش حرف از توعع
حرف از راحتیه
حرف از خوشبختی
حرف از سعادت تو دنیا و آخرتِ
اینجاااا هر گوششو ک بگردم تورو پیدا میکنممممم
اینجا مقدس ترین جایی هست ک من دارم
خدای من سپاسگزارممممم برای هدایتت
برای اینکه همواره هادی منی ب سمت بهترین ها
و چقدر ساده و زیبا ب آسانی هدایتم کردی ب سایت و این بهشت پربار
آخ خدای من شکررررررررت
عاشقتونم
بنام خالق یکتا
سلام خدمت تک تک دوستان
روزشمار تحول زندگی من فایل 42
تعهد روز دوازدهم
گفت آسان گیر کارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش .
از این فایل یاد میگیرم و در لحظه زندگی کنم و نگران مسائل آینده نباشم .در هر لحظه احساس خودم رو خوب نگه دارم
.دارم نقاط ضعف خودم رو میشناسم که چه جاهایی به خودم سخت میگیرم .وچه خوبه که عمل کنم به این آگاهی ها ارزشمند .
واقعا وقتی آماده شنیدن این آگاهی ها نباشی. نمیشنوی .
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی .گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند بخشنده ی مهرباان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
چندسال قبل این فایل پراز آگاهی رو گوش داده بودم واتفاقا اون تایم خیلی خیلی خیلی بهم کمک کرد تا احساس آرامش کنم، که علی بی غم تر بشم، که با دید بهتری به جهان وزندگی وخودم نگاه کنم ویادم بیفته که چرا اومدم تو این دنیایی که خداوند همه چیز رو برای لذت بردن من خلق کرده…
یادمه اوایل حضورم توی سایت بود که خیلی خیلی هوای معنوی توی سرم وقلبم بود، اتفاقا جایی این فایل رو گوش داده بودم که از بیرون هرکی می دید، انگار روی خرابه های زندگیم که طوفان بلاء بهش زده بود نشسته بودم ولی این فایلهای هدیه شما استاد عزیزم که برام مثل معجزه بود مثل آب رو آتیش کاری کرده بود احساس سرزندگی کنم و به خودم وخواسته هام توجه کنم وبه داد دل خودم برسم بعد اونهمه سال جنگیدن و تلاش کردن سخت برای داشتن یه زندگی خوب وآروم که بیشتر مد نظرم بود که مورد توجه وتایید دیگران قرار بگیره…
که اتفاقا هر چی زور میزدم که همه چیز رو درست کنم ردیف کنم مدیرییت کنم، که اوضاع خوب به نظر برسه، اما هی زندگیم وحال وروزم بدتر وبدتر میشد..
ولی به لطف الله از همون ماههای اول ورودم به سایت انگار هربار که با صدای شما اصل وقانون جهان هستی رو می شنیدم ودرک میکردم دری از درهای بهشت به روم باز میشه…
دقیقا همونجایی از زندگیم که نخواستم توی عذاب بمونم و همه چیزم رو بخشیدم و نخواستم دیگه از حرف مردم بترسم و حتی با همه یه تایمی قطع ارتباط کردم و تمرکز کردم روی خودم وجهان پاداشش رو هم سریع وهم خیلی شیرین بهم داد…
الان که باز سایه ی قضاوت ویا دخالت خانواده ام رو دارم یه مدت توی زندگیم می بینم، الان که احساس میکنم یه کوچولو پا از حد وحریمم فرارتر گذاشتم و باز به خاطر دلسوزی ویا به اسم کمک، بهشون نزدیک شدم، باز داره کنترل اوضاع وشرایط از دستم در میره، چند روزه دارم احساس می کنم دوباره وارد بازی تایید طلبی و ترس از قضاوت شدم!!!
چون نشونه هایی دیدم که مهر تاییدی بر این موضوع بودم…
وقتی این شرایط پیش میاد یعنی وقتی پای ترس از قضاوت شدن یا ترس از تایید نشدن یا حس ترحم ودلسوزی میاد وسط، آدم کم کم خودش رو گم میکنه از قالب خودش میاد بیرون و همش در بیرون از خودش سیر وسفر میکنه تا بتونه به سختی تلاش کنه آدم خوبی به نظر برسه یا سعی کنه طوری رفتار کنه یا حرف بزنه یا زندگی کنه از نظر دیگران ایده ال به نظر بیاد…
خصوصا ماها که توی این مسیر خودسازی هستیم و اتفاقا خانواده واطرافیان هم خبر دارند..
وتمام حواسشون هست که ما یه خطاء یا اشتباه کوچیک واصلا بزرگ داشته باشیم!!
که برگردند بگند خوبه تو داری روی خودت کار میکنی!!
وهمین ترس باعث میشه همش سعی کنی عالی وپرفکت باشی…
ولی دنیا این شکلی نیست، اینجوری پیش نمیره..
بلاخره سختی هست رنج هست و ناراحتی هست، حالا توی روابط یا کار یا سلامتی یا معنویییت یا مالی، مشکل وتضاد پیش میاد ، اینجوری نیست که دیگه چون داری به قانون عمل میکنی وازش آگاهی داری همه چیز گل وبلبل بشه، نه…
اونجا که هیچ درد ورنج وناراحتی نباشه و آدمیزاد فقط بگه بخنده وشاد باشه وهمه چیز براش عالی بگذره وفقط خوشی مطلق باشه، جایی هست که بهش میگن بهشت که توی این دنیای اکنون ما هم نیست…
امااا هر کسی که اینو درک کنه که هیچ ناراحتی و اندوهی ومشکلی پایدار وهمیشگی نیست ، اینکه باور داشته باشه این نیز بگذرد..
اینکه برای سریع تر حل وفصل کردن همه چیز هی عجله نکنه و خودش رو توی دردسر نندازه…
اینکه آدم نخواد به اجبار همه چیز رو به خاطر قضاوت دیگران عالی نشون بده…
کمک میکنه که آدم خونسردتر رهاتر باشه.
من خیلی دقت کردم هم توی خودم وزندگیم وهم توی زندگی اطرافیان ، که هر جا طرف در مورد ناراحتیش ومشکلش وحالا یا اتفاقات بد زندگیش پیش کسی صحبت نکرده و سعی کرده اجازه بده راهکارها برسه و به وقتش همه چیز اوکی بشه، بهتر وراحتر از اون شرایط سخت عبور کرده، چون کسی نبوده که سرزنش ویا قضاوتش بکنه و یا بهش راهکار اشتباه بده یا بیشتر بهش استرس وارد کنه با حرف زدن در مورد اون موضوع ومشکل….
امروز این فایل از زبان شما استاد قشنگم واز طرف الله مهربان روزی وقسمتم شد که بهم یاد آوری کنه اون موضوعی که ذهنمو درگیر کرده ودارم به خاطر روبراه کردنش به خودم سخت میگیرم همش به خاطر ترس از قضاوت دیگرانه، وگرنه این یه موضوع شخصی هست برام و قراره منم مثل همه مسیر تجربه های خودم رو برم.
حالا حتی اگه 100 درصد موفق نشم ویا حتی شکست بخورم توش…
امروز به خودم قول دادم یه کم بی خیالتر باشم یه کم فکر خودم باشم وانقدر به خودم سخت نگیرم وقتی حتی خداوند هم بهم اختیار عمل داده که خودم اونجور که دوست دارم وبهم حس خوب میده و باعث اسیب به کسی نمیشه، زندگی کنم.
بدون ترس، بدون نگرانی، بدون اینکه به خودم سخت بگیرم و بگم، چه اهمیتی داره وقتی میدونم کاری درست هست وباید انجام بشه، باز دلواپس حرف وحدیث و قضاوت دیگران باشم؟؟
فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ یُسۡرًا
بدون شک باهر سختی آسانی هست.
پس بی خیالتر ورهاتر باشم تا بگذره ، به خوبی بگذره
ممنونم استاد مهربونم که تمام این سالها همیشه تلاش کردید تا قانون رو به شیوه های مختلف ( با مثالهای متفاوت) اما با یک اصل بدون تغییر،بهمون یادآوری کنید.
با نام و یاد فرمانروای مطلق جهانیان
تعهد روز دوازدهم، 22 مرداد 1404
با سلامی پر از مهر و دوستی به همه دوستان حاضر در این سایت الهی به خصوص استاد عزیزم و خانم شایسته
اگه دنیا رو منبع تبدیل کننده فرکانس به واقعیت در نظر بگیریم، پس ما هر فرکانسی بفرستیم، جهان همون رو تبدیل به اتفاقات و شرایط زندگی ما میکنه.
پس اگه من با این دیدگاه که مشکلی که باهاش مواجهم، تصمیمی که میخوام بگیرم، کسب و کاری که میخوام شروعش کنم، کاری که میخوام انجامش بدم سخت و پیچیده هست، همون رو دارم به واقعیت تبدیل میکنم.
همیشه میبینیم آدمهایی رو که کلا دوست دارن مسائل رو پیچیده و بغرنج کنن و نتیجه این طرز فکر رو هم میبنن. شاید خودمون هم تو یه سری موارد اینطوری باشیم.
مثلا من جدیدا تصمیم گیری هام سخت شده. یعنی یه تصمیم ساده رو انقدر بالا و پایین میکنم، میرم با صد نفر در موردش صحبت میکنم، میخوام تایید همه رو بگیرم، این در حالیه که از اولش میتونستم با توکل و اعتماد به خداوند و کمک خواستن از اون هدایت بشم به مسیری که حتما یا بهم درسی میداد که برای ادامه راهم مفید بوده، یا منو درست میرسوند به خونه ای که باید توش میبودم.
اعتماد نکردن به خداوند برای من یعنی سختی در کارها و بارها برام این اتفاق افتاده.
مثالش یه روز تصمیم گرفتیم بریم خوش بگذرونیم و جای خاصی رو مد نظر نداشتیم. رفتیم و تو مسیر نشونه اومد که برید فلان پارک اما ما گوش نکردیم و رفتیم به یه سمت دیگه که فکر میکردیم اونجا خیلی بهمون خوش میگذره. خلاصه رفتن همانا و تو شلوغی و ترافیک گیر کردن همانا.
به قول استاد اون فرستنده رادیو همیشه داره کارش رو انجام میده. گیرنده مشکل داره.
وقتی ما نسپریم خودمون رو به جریان هدایت خداوند، وقتی گوش ندیم، وقتی سرتق بازی در بیاریم، نتیجه اش میشه به سختی افتادن.
خلاصه که به سختی نندازیم خودمون رو، ذهن رو خاموش کنیم بگیم خدایا فرمون زندگیم به دست تو. من نمیدونم تو بهم بگو. مشورت و هزار تا تایید گرفتن از بقیه رو بذاریم کنار و بریم تو دل کاری که خدا نشونه اش رو به ما داده.
در پناه رب العالمین باشید.
سلام و درود
امروز در حالی این فایل رو گوش دادم که یه مغازه ای زده بودم و اجناسی داره و بنا به دلایلی با دیگری شریک شدم و جنس جدید گرفتیم و الان به همسرم میگفتم جنس اون مغازه خراب میشه و کار داشت به بحث کشیده میشد که دیگه ادامه ندادم از خداوند یکتا هدایت میخواهم که راهی جلو پام بزاره که بتونم اجناس اون مغازه رو بفروشم
طبق این فایل باید کارها را آسان بگیرم و از خدا میخواهم به بهترین روش هدایتم کند
حالا اگر فردا بمیرم این موضوع اصلا مهم نیست پس ناراحت نمیشم و وقتی در چتر حمایت خداوند هستم به بهترین روش و بینهایت اجناس به فروش خواهد رسید و آرامش میگیرم و آرام میشم و غصه نمیخوردم و خداوند یاریم میدهد و من میتونم زندگیم را به بهترین روش صد در صد خودم خلق کنم این موضوع را اینجا نوشتم و وقتی بهترین روش و راه حل هدایت شدم حتما براتون مینویسم
خداوند به هزاران طریق و هزاران دستان بیشمار من و هدایت مینماید
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
خداوندا انسانهای خوب و ایده های خوب را به سمت من هدایت فرما
سلام و درود
خدایا هزاران مرتبه شکر که راه حل مسأله را بهم نشون دادی با توافقی با شریکم و گذشت از سودم یه کم قرار شد اجناس در مغازه جدید بفروش برسد و این راه حل فعلا از آنچه به ذهنم میرسید بهترین راه حله ،و خداوند هدایتم کرد امروز یه کم تغییر دکوراسیون در مغازه جدید و یه کم اجناس رو بردیم به مغازه جدید خدا رو هزاران مرتبه شکر
به همین سادگی و اسونی راه حل در دسترس قرار گرفت
خدایا شکرت امروز عالی بود کلی مغازه ام قشنگ تر شد و کلی تمیبز کاری دیگه لازم داره
ممنونم که با این راه حل به ذهنم آرامش دادی سپاسگزارم
امشب با دوستان به کافی شاپ رفتم کلی خوش گذشت و بعد کیک گرفتیم و برای سورپرایز متولدی رفتیم عالی بود امروز کلا در حال خوب بودم زمانهایی که در سایتم هم بودم که عالیتر خدا رو هزاران مرتبه شکر
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استادعزیزم و خانم شایسته مهربانم
و سلام به دوستان هم فرکانسم
روز شمار روز ( 42 )
گفت آسان گیر کارها
یه چند روزی هست که همسرم به خاطر حقوقش کمه سرکار نرفته و اعتراض کرده و خونه هستش و خیلی هم فکرش درگیره
و کلا تو این فضاها و قانون نیستش که باهاش حرف بزنم
تا امروز که من اومدم روز شمار دیدم که عه به به عجب فایلی و همون موقع گذاشتم گوش دادم دوبار پشت سرهم که همین جور همسرم هم دیگه چون صدا بلند بود گوش داد احساس کردم که بعدش حالش بهتر شد ولی من هیچی نگفتم
چون میدونم که قانون چیه همین که دیدم کمی احساسش بهتره خداروشکر کردم
واقعا آسان گرفتن و جدی نگرفتن مسائل باعث میشه به احساس خوب برسی و به محض اینکه احساست کمی بهتر میشه اتفاقات خوب هم میفته صددر صد من ایمان دارم
چون تو این مدت خیلی تجربه کردم این سخت نگرفتن هرکاری رو چه ذهنی چه روحی چه کار فیزیکی وقتی آسان گرفتم واقعا به آسانی حل شده انجام شده
میخوام بیشتر این آسان گرفتن و جدی نگرفتن مسائل رو تو زندگیم عملی کنم
میگه که تو زندگی رو آسون بگیر تو کمتر غر بزن کمترنق بزن تو کمتر ناسپاسی کن تو احساس خوبی داشته باش تو جور قشنگی به مسائل زندگی نگاه کن
تو اینقدر جدی نگیر این زندگی رو جهان از روی بدی نیست از روی مشکل داشتن باتو نیست
این طبیعت جهانه که اگر سخت بگیری سخت میگیره
هر چی بیشتر پیش میرم دارم بهتر درک میکنم قانون جهان رو و میدونم خیلی باید رو خودم کار کنم تا نتیجه بگیرم
باید هر لحظه حواسم رو جمع کنم که از راه مستقیم نرم بیرون
خیلی سخته ولی به قول استاد از بیل زدن که راحت تره
ببین چی به روز خودمون آوردیم که حتی آسون گرفتن کارها جدی نگرفتن برامون سخته نیاز به تمرین داره
خیلی خیلی کار دارم هنوز خیلی باید تلاش کنم خدا خودش کمکم کنه هدایتم کنه تا مسیر برام هموار بشه تا آسان بشم یرای آسانی ها
سپاسگزارم از استادعزیزم و خانم شایسته
وسپاسگزارم از همه دوستان به خاطر کامنت های خوبتون
خدایاشکرت برای یه روز دیگه
به نام خالق یکتای من
هر آنچه دارم از آن اوست و هر اتفاقی که برای من رخ دهد به نفع من تمام میشود و خیر است و برکت
خدایا شکرت امروز هدایت شدم به این فایل ارزشمند که دقیقا حال این روزهای من است
به دلیل یک اتفاق که در پایان سال 1403
برای من رخ داد و دلیل حال بد من شد و باعث شد که در فرکانس منفی هر روز بیشتر بمانم و نگاه توحیدی و قدرت خالق رو کمرنگ تر ببینم در زندگی و نگاه توحیدی من ضعیف شد هر روز اتفاق های بد بیشتر و بیشتر شد و مدار فرکانس من پایین و پایینتر اومد و هر روز دارم با یه چالش جدید روبرو میشم
دوباره متحد شدم به تغییر افکار و نگاه توحیدی به خالق خود که بتونم فرکانس خودم رو تغییر بدم دوباره برگردم به خلق مسیر زندگی خودم که سرشار از شادی و آرامش بود درسته سخته اما امکان پذیری
خدایا شکرت استاد خوبی بر سر راهمون گذاشتی تا دست هدایت شود برای ما
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
خدایا شکرت که من رو در فرکانس هدایت قرار دادی تا بشنوم و ببینم و بخوانم قوانین ت رو درک کنم اصل و اساس جهانت رو تا بتونم رسالت خودم رو از بودن در این جهان به سرانجام برسونم .
سپاسگزارم که من رو در گروه هدایت شدگان قرار دادی تا درک کنم که به قول خیام :
«می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است»
راز لذت بردن از لحظه ها و داشته های الان و جاودانه شدن شاد بودن و لذت بردن هست و من وقتی آسان گیر باشم ، وقتی خونسرد باشم ، وقتی بی خیال باشم میتونم شاد باشم و لذت ببرم و از فرصت ها و نعمتهام نهایت بهره رو ببرم و تازه همیشه در مدار شانس و اقبال خوب قرار بگیرم و از دید دیگران خوش شانس به حساب بیام .
به قول خیام که سالها مطالعه کرد و جهان و آسمان و ریاضی و علوم رو مورد بررسی قرار داد :
میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
فارغبودن ز کفر و دین، دینِ من است
گفتم به عروسِ دهر: «کابینِ تو چیست؟»
گفتا: «دلِ خُرَّمِ تو، کابینِ من است»
خیام در این شعر به بیان شادی و لذت از زندگی میپردازه. شاعر اشاره میکنه که خوشی و فراغت از درگیریهای مذهبی و عقیدتی بخشی از باورهای اونه. او از عروس دنیا ( یعنی خوشیها و خواسته های زندگی) میپرسه که مهریهاش چیه و چطور میشه به دستش آورد و او در پاسخ میگه که دل شاداب شاعر، مهریه اونه. و اون میتونه با شاد بودن عروس خواسته های خودش رو در آغوش بگیره و به وصالش برسه … این شعر تأکید بر ارزش شادی و احساسات مثبت در زندگی داره و اینکه رمز رسیدن به خواسته داشتن حس خوب و شادی هست و فارغ بودن از تعصبات و سختگیریهای عقل منطقی و اهل حساب و کتاب بهترین آیین و طریقت هست و انسان رو به آزادی و آسایش میرسونه …
خدایا شکرت که جهانی خلق کردی مسیر خوشبختی از مسیر شادی و لذت بردن میگذره و «چون که صد آمد نود هم پیش ماست»…
خدای عزیزم ! ای کاردان تیزهوش که دوست داری من رو به آگاهی برسونی و حقیقتها رو به یادم بیاری ! هدایتم کن تا در گروه ایمان آورندگان به قوانین ت و عملکننده به اونها باشم و بتونم نتایج بزرگی رو به روح و وجود خودم هدیه کنم . نتایجی که در پی اون هستم تا خودم هم خوب زندگی کنم و جهانت رو هم جای بهتری برای زندگی کنم .
خدای عزیزم من فارغ میشه از عقل حسابگر و خوب و بد کن خودم و از تو هدایت می طلبم و میخوام که من رو به مسیر نعمت هات هدایت کنی و تسلیم امر خودت قرار بدی .
خدایا شکرگزارم
درود
روز چهل و دوم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد عزیزم
شعر زیبایی از حافظ رو شنیدم و منی که عاشق شعر هستم حسابی لذت بردم ، اینکه در اینجا بودم و شنیدم این شعر و تفسیر شو ، به قول استاد یک موهبت از طرف رب مهربانم هست.
یادمه روزهایی که هفتهی پیش سایت باز نمیشد و اوضاع کشور خوب نبود ، رفتم فایل های فصل قبل رو که توی دفترم نوشته بودم رو میخوندم و یک جا نوشته بودم که آرزو دارم که در آینده هم نقاشی تدریس کنم و هم یک دونده ی حرفه ای باشم
و اونروز مطابق روزهای قبل اومدم یک مدیتیشن انجام بدم که اتفاقا مدیتیشن هم برای آرامش حال و هوای همون روزها بود .
جالبه که اواسط مدیتیشن یک لحظه رفتم تو خواب و بیداری و دو تا خط پایان مسابقه ی دو رو دیدم که به رنگ سبز بود و یک بطری سبز رنگ مثل بطری آب رو نزدیک خودم دیدم و یهو چشمامو باز کردم .
شب هم که مدیتیشن انجام دادم دوباره یه لحظه تو خواب و بیداری خودم رو به صورت یک خانم پیر لاغر و قد بلند دیدم که یک قلمو دستم بود و در حال آموزش نقاشی رنگ روغن به هنرجوهام بودم و یهو چشامو باز کردم و کلی تعجب کردم که امروز برخلاف روزهای دیگه مدیتیشنم چقدر با معنا بود.
شاید اونروز به این دوتا موضوع فکر کردم باعث شد که در آرامش مطلق مدیتیشن رویاشو ببینم و اینکه اگر این هم فرکانسی در طول روزمرگی و زندگی به صورت واقعی اتفاق بیفته حتما این چیزهایی رو که دیدم به واقعیت تبدیل خواهد شد
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان عزیزم
چه چیزی ارزش بهادادن دارد؟
کانون توجهام و نقشش در خلق زندگیم، نه عوامل بیرونی که هیچ نقشی در زندگیم ندارند، نه افکاری که حالم رو بد و بد و بدتر میکنند.
هرفکری که امید را در قلبم زنده و بیشتر کند هر ایده و فکر و حرفی که توکل و ایمان به رب را پررنگتر کند تا به آرامش بیشتری برسم.
آسان گرفتن یعنی: توانایی نگاه کردن به مسائلی که ما را به اضطرار میاندازد، از این زاویه که:
«این موضوع آنقدرها هم که به نظر میرسد، مهم نیست»
کی میتوانم ای نگاه رو داشته باشم؟ وقتی که بپذیرم و ایمان داشته باشم
احساس خوب= اتفاقات خوب / احساس بد= اتفاقات بد.
یعنی قبول کنم و ایمان داشته باشم هیچ چیز مهمتر از بودن در احساس خوب نیست هیچ موشکی به قول استاد خطرناکتر از احساسات بد نیست.
اون وقت که میتوانم بگم هرچی پیش بیاد خوش بیاد.
اون وقته که به معنای واقعی نگران نتیجه نیستم و حال خوبم رو به نتایج و اتفاقات گره نمیزنم.
هیچ چیز رو جدی نمیگرم جوری که باعث بشه بترسم و نگران بشم و جلوی شنیدن الهامات و ایدههای ربی جونم رو بگیرم.
میگم این هم میگذره، فقط من باید آرام باشم تا خداجونم راه رو بهم نشان بده
یارب یاریم کن عمل کنم بیش از الان به آنچه که گفتی.
مریم وقتی خیلی از بچهها توانستند وقتی استاد توانسته پس تو هم میتوانی، یک عالمه خاطره داری که توانستی توکل کنی و افکارت رو کنترل کنی و به احساس خوب برسی و در آن حالت بمانی و نتیجه به نفعه تو تمام شد.
آسان گرفتن یعنی: ذهن و عجله و اضطرارهایش را از مدار خارج کردن و قلب و الهاماتش را وارد ماجرا کردن و به این شکل زندگی را آسان گرفتن؛ و نتیجه همواره احساس خوب است
برای حرکت فقط نیاز دارم قدم اول رو بدانم.
در مسیر با برداشتن هر قدم، قدم بعدی بهم گفته میشه و اصلا هیچ جای نگرانی نیست چون من پاره ای از رب هستم. چون رب هدایت را بر خودش واجب کرده فقط آرام باشم و بهش اعتماد داشته باشم مابقی گفته میشه، هر چی نیاز دارم از قبل برام فراهم هست.
آسان گرفتن: یعنی قدم های کوچک اما متوالی بردارم و دنبال یک چیز خفن و عالی در ابتدای کار نباشم به عنوان یک تجربه که درسهای بسیاری برام به همراه خواهد داشت و باعث رشد و پیشرفتم میشه نگاه کنم.
بیش از حدِّ تصورات، منطق و دو دوتا چهارتاهای ذهنت» روی حمایتها و هدایتهای خداوند حساب کردن
جاهایی که ذهنم میگه دیگه راهی نیست، بگم نه ربی هست که همه جوره هوام رو داشته و دارد تا اینجا کمک کرد، راه حل گفت از این به بعد هم میگه بینهایت دست و راه داره تا به من خیر برساند، از جایی که تو حتی نمیتوانی تصورش رو کنی کمکم میکند و به سمت جلو پیش میبرتم. قطعا و بدون هیچ شکی تو وهابی ، همانی که بینهایت نعمت به سلیمان دادی، به ثروتمندان دادی، همانی که آتش رو بر ابراهیم گلستان کردی.
دریای را بر موسی و قومش گشودی.
یوسف رو از فرش به عرش رساندی.
محمد را در غار پنهان کردی.
مرا معجزه وار نگه داشتی…
تو همانی که شیشه را در بغل سنگ نگهمیداری
سبحان الله سبحان الله سبحان الله…..
الحمدالله ربالعالمین.
انشالله آسان شوید برای آسانیها
یاحق