اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خداوندی که مهربانیاش همیشگی و بخشندگی اش بی نهایت هست
سلام و درود بر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان، و درود بیکران بر یاران کشتی نشینان حضرت نوح
انگار امروز بدنبال همین فایل بودم، اما سایت باز نمی شد از دهها فیلتر. شکن استفاده می کردم،
ولی سایت یک لحظه باز می شد و دوباره نمیتونستم برم،
طبق روال هرروز سایت را زدم ولی امروز براحتی و آسانی باز شد، و سریع رفتم دنبال نشانه ام، دیدم خدای من، همان چیزی که دنبالش بودم از زبان استاد عزیزم گوش کردم، شاید به آن چیزی که دنبالش بودم و مدام به آن فکر می کردم، کلید اش دستم اومد،
واقعا این دنیا جای غصه خوردن نیست، با اینکه من غصه نخوردن را سالهاست روی آن کار می کنم اما برخی موارد، درصد آسان گرفتن کارها کم میشود، و امروز این نشانه برایم تاکید کرد و چقدر عالی استاد عزیزم به همان نکته یعنی دقیقا عین همان کلمه و مفهوم اشاره کرد و من دوباره درجه آرامشم رو به بالا شد،
من در این مدتی که اینترنت ها محدوده، فقط کار من گوش دادن به فایل های استاد هست، و چقدر برایم مفید شد، چقدر مطالبی که در فایل ها بوده که من احساس می کنم تازه آنها را میشنوم، و با اینکه قبلاً چندین بار گوش داده بودم اما اینبار برایم تازگی داشت، و همین الان که این نشانه را گوش دادم، دقیقا من این فایل را چندین بار گوش داده بودم حتی یک بیت آن را که میگه تا نگردی آشتا زین پرده رمزی نشتوی گوش نامحرم نشاید جای پیغام سرروش در دفترم یاداشت کرده ام اما اون بخشی که نشنیده بودم امروز شنیدم،
برای همینه که استاد عزیزم همواره میفرماید چندین بار فایل ها را گوش کنید
و من امروز قشنگ دانستم که هر چقدر رشد کنم،مفهوم فایل ها عین تصویر سه بعدی آشکار میشود و ارزش آن را بهتر درک می کنم
خدا را شکر که برایم این فرصت را داد که بتوانم صحبت های استاد عزیزم را خوب شنیدم،
از خداوند میخواهم که همواره در این راه و آگاهی ها باشم خدای من چقدر زیباست این لحظات، وقتی که از همه چیز فارغ میشوی، با اینکه به همه جا میروم اما باید بفهمم و درک کنم همه جا و هر لحظه در این حال باشم که دنیا را سخت نگیرم، سپاس از استاد عزیزم
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش، کز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع، سخت میگیرد(میگردد) جهان بر مردمان سخت کوش
حافظ میفرمایند: دیشب فردی که همه چیز را می داند و به همه اسرار آگاه است به من راز شادی و سرخوشی می فروش را گفت در حقیقت استعاره از این است که بو الهام شده، و منظور از سر می فروش همان راز خوشبختی، شادی و آرامش است . می فروش استعاره از کسی است که شادی و آرامش و لذت را عرضه میکند و این راز این است: باید بر خودتان آسان بگیرید و باید توانایی ایجاد احساس خوب را در خودتان در هر شرایطی داشته باشید، این راز خوشبختی و شادی است. وقتی که ما مسائل و در کل زندگی را خیلی جدی نگیریم و رها کنیم و ایمان و توکل مون رو در هر لحظه حفظ کنیم اونوقت آرامش را احساس میکنیم، الا بذکرالله تطمئن القلوب.و اگر این کار رانکنیم اوضاع بر ما سخت می شود زیرا روح ما همواره همه چیز را اسان میگیرد و وقتی ما به خودمان سخت میگیریم فاصله فرکانسی ما(ذهن) و روح زیاد شده و احساس بدی پیدا میکنیم، با این احساس ما در مداری قرار میگیریم و با اتفاقات و شرایط و تجاربی برخورد میکنیم که احساس بد بیشتری در ما به وجود می آورند و ما قسمتی از این جهان را تجربه خواهیم کرد که پر از سختی و مشکل است، نه به این دلیل که دجهان از روی کینه یت نفرت بخواهد به ما سخت بگیرد، بلکه این قانون جهان است، جزئ سرشت و طبع جهان است که هر فردی اتفاقاتی از جهان را تجربه میکند که هم جنس با با نگاه و دیدگاه و باورش است. سخت گرفتن زتدگی به هر شکل میتونه باشه، مثلا اینکه ما پول داریم ولی همش دغدغه تموم شدنش رو داریم و به خودمون سخت میگیریم، اینکه توی مسایل اینقدر ذهنمون رو درگیر مشکل میکنیم که نه تنها راه حل به ذهنمون نمیرسه بلکه مشکل میاد رو مشکل و.. و آسون گرفتن همون توکل و ایمان ما هست، همین که باور داریم خداوند ما رو هدایت و حمایت میکنه و در نتیجه آرمش داریم که رسیدن به این نقطه تکامل میخواد.
وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک، زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام، نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
حافظ سرخی شراب جام رو به دلی خونین و حالت هلالی لب جام رو به لبخند جام نسبت داده و مفهومش این است که جام با وجود دل خونین نیز می تواند لبخند بزند و در عمل یعنی باید بتوانیم در شرایطی که اوضاع به ظاهر بد است باز هم احساس خوبی داشته باشیم، نه مانند چنگ که با کوچکترین ضربه صدایش در می آید!
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی، گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
چطور میتونیم پیام های الهی رو بشنویم؟ چطور میتونیم رموز موفقیت رو درک کنیم و به اتفاقات خوب برخورد کنیم؟ وقتی با خدا هم فرکانس شویم. حالا چطور با خدا هم فرکانس شویم؟ وقتی فاصله فرکانسی ذهن و روح رو کم کنیم نگرش ذهن را شبیه نگرش روح کنیم، حالا چطور ذهن و روح رو هماهنگ کنیم؟ با ایمان، توکل، آرامش و احساس خوب پیدا کردن آگاهانه در هر شرایط و ادامه این فرکانس. اونوقت میتونیم الهامات و ایده ها رو دریافت کنیم. به قول قرآن:
وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ لَا یَسْمَعُوا وَ تَرَاهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لَا یُبْصِرُونَ، اگر آنها را به هدایت خوانی نمی شنوند و مشاهده میکنی که نگاهت می کنند اما نمی بینند.
یعنی اونها توی مدار هدایت نیستند و با این فرکانس غریبه و بیگانه هستند.
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور/گفتمت چون در حدیثی گر توانی دار گوش
پند و حدیث بسیار زیبا و کاربردی رو میگه و اون هم غم نخوردن، غصه نخوردن و به قول قرآن محزون نبودن، لاتحزنک و.. و در عوض شاد بودن و احساس خوب داشتن هست، رها کردن و توکل بر خدای مهربان هست.
یه زمانهایی پیش میاد که وقتی اتفاق بدی میفته ما احساس بدی پیدا میکنیم و به خودمون هم حق میدیم که احساسمون بد باشه و فکر میکنیم طبیعیش اینه که الان باید به موضوعی که پیش اومده فکر کنیم و احساس بد داشته باشیم، ولی اصلا مهم نیست که چه قدر دلیل منطقی و قابل قبول داریم که احساسمون بد باشه، قانون میگه احساس بد = اتفاقات بد، با هر دلیل و منطقی. مثل اینکه دستمون رو با هر دلیل و منطقی روی آتش بگیریم میسوزه، میخواد بخاطر نجات جون یک نفر باشه، برداشتن یک شی قیمتی باشه، سهوی باشه و … در هر صورت نتیجه یکیه. امیدوارم که بتونم از این آگاهی های ناب بیشتر در عمل استفاده کنم و وقتی پیوسته به این شکل عمل کنیم اون وقت مدارمون تغییر میکنه….
سپاسگزارم از مریم جان عزیز ( دستِ خدا ) که با جسارت در عملی کردن ایده ها و الهامتش کلی اتفاق های خوب را داره برای ما رقم میزنه
” سخت گرفت ِ کارها ” یکی از پاشنه های آشیل منه که باید تا آخر عمر روی اون کار کنم
یک سال قبل اون را درک کردم و به دنبال راه حل بودم …همیشه میگفتم چطور کار ها آسون انجام میشه ؟
منطق میاوردم که خدا کارها را آسان انجام میده …
بعد ذهن من میگفت آره خدا کارها را آسون انجام میده ولی چه ربطی به تو داره ؟!
این که دلیل نمیشه …
واقعا زمان بُرد و نیاز به تکامل داشتم تا بفهمم
چطور میشه کارها آسون بشه …
اینکه تنها راه اینه که آروم باشی ..تقلا نکنی ..عجله نکنی و از خدا درخواست هدایت کنی و منتظر دریافت الهام و یا نشانه باشی ..با جسارت به اون الهام عمل کنی ..هر چند به نظر منطقی نیست …و منتظر نتیجه باشی
و خدا میدونه از وقتی این پروسه رو درک کردم و به اندازه ای که بهش عمل کردم ..چقدر زندگی برام آسون تر شده ..
تنها راه میانبُر اینه که بزارم خدا کارها را برام انجام بده ..
اینا رو که نوشتم یک سال طول کشید که درک کردم و تبدیلش کردم به عمل …
واقعا زندگی یه بازیه وقتی درک کنی قرار نیست همه چیز رو خودت تجزیه و تحلیل کنی و بخوای کنترل همه چیز رو در دست داشته باشی ..
کافیه کنترل ذهنت رو در دست بگیری و جسارت عمل به الهامات را داشته باشی …
و به نظرم وقتی طعم ساده انجام شدن کارهات را توسط خدا میچشی ( در مقابل تمام سخت بودن های گذشته ..)
این پروسه رو با لذت انجام میدی و عاشق این مسیر پیش بینی ناپذیر میشی
خدااااایا شکر …من سپاسگزار این ویژگی ِ ساده انجام شدن کارها هستم 🌹🙋🏻♀️
اولین فکری که فکر میکنم بیشتر ماها اول هرکار موفقی توذهنمون پررنگ میشه پیچیدگی اون کار یا موفقیته اون شخص و این یه بازی ذهنه
پیچیدگی مثل یه کلافه به نظرم که ازاون بالا میفته وهرچی بیشتر دست میبری ومیخوای سردربیاری بیشتر توهم میپیچه وکور گره میشه به قول مریم جان
همه ادمهایی که قبلا میدیدم من جمله خودم تاکید داشتیم رواین موضوع که حتما یه چیز پیچیده خاصی هست که این خروجی روداده
مثل همین اشعار حافظ که فکر میکردم حتما کلی سختی وفکر کردن ومشقت پشت این اشعارزیبا و وزین وهم قافیه هست
یاقران که حتما پیامبر کارو زندگی وعمرشو گذاشته فقط برای دریافت این اگاهی وچه سختی کشیده برای اینکه ایه به ایه جلووبره
یا موفقیت وپیشرفتی توهرکاری وچقدر استاد فریاد میزنه بابا من هیچ سختی نکشیدم تابه اینجا برسم باز ازیه جایی میگردیم ازصحبتها وخاطرات ایشون که ببین اون موقع بندرعباس بوده چقدر سختی کشیده ببین پوستش کنده شده تا به موقعیت الانش برسه چرا واقعا ذهن انقدر دلیل میاره چرا انقدر تلاش میکنه هرکاری رو سخت جلوه بده
چرا ذهن میخواد بگه یه فوت وفن کوزه گری هست که فلان کاری موفق شده یااون شخص حتما ادم خاصی بوده ازبچگی انتخاب شده بوده وهزارتا دلیل این شکلی واقعا چرا ؟؟؟
این پیچیده کردن…. بجز ترفندو بازی ذهن برای ایستادن ودست روی دست گذاشتن چه چیز دیگه ای میتونه باشه
برای اینکه قبول کنی وبپذیری توهیچ کاره ی واون افراد خاصن یا یه فوت وفن خاصی روبلدبودن یا شب وروز زندگی نکردن تابه اینجا رسیدن
الان میفهمم حضرت علی که میگفت انسان ساده یعنی چی
منظورش ازساده بودن یعنی چی
مهمترین کار مافکر میکنم زندگی کردنه
زندگی کردن ولذت بردن ازبودنه انقدر که دلمون ازشوق توسینه بکوبه وانقدر خیالمون تخت باشه ازحضورش انقدر زندگی رو زندگی کنیم وانقدرساده برسیم به ارامش ودرک کنیم این سادگی واسانی رو که بی حد وبی حساب باشه
ماتنها موجوداتی هستیم که میتونیم این حس رودرک کنیم وبه این حسمون اگاه باشیم دیدی ادم تازمانی که یه امتیازی رو داره ولی اگاه نیست لذتی که میبره اونقدرها هم زیادنیس ولی وقتی اگاهیش میره بالا اون لذت وشوق چندین برابر میشه مثل تمام نعمتهایی که خدا مسخر ماکرده وماهرچی بیشتر اگاه میشیم بیشتر لذت میبریم خیلی فرقه زمانی که یه چشم یا گوش میبینه ومیشنوه بازمانی که چه ازنظر علمی چه ازنظر فیزیک ما متوجه این نعمت میشیم درهرلحظه شکر میکنیم ودلمون وقتی یاداین نعمت میفته ازشوق میلرزه
حس میکنم این ساده واسان بودن کارها هم وقتی به درکش برسیم خیلی ذوق وشوق خاصی داره انقدری که ازما یه حافظ میسازه که جملات درزبانش مثل گوهر باارزش وزیبا میریزه بیرون و شوق نسلها ازشنیدنش و تفسیرش ودرک هر کسی به اندازه مدارش بی پایانه
میشه محمدی که الهاماتش میشه کتابی به نام قران که هر بشری با دیدگاه خودش میخونه ولذت میبره وازاگاهی هاش استفاده میکنه
میشه مولانا.. انیشتین …گاندی…عباس منش…وهمه انسانهای بزرگ واگاه وازاد
خدایا چقدر دوست دارم منم بتونم این حس روتجربه کنم به همین اسانی به همین سادگی پروردگار من خیلی خوبه ازالان قلبم ازشوق میلرزه
درزمان مناسب وحتما مدارمناسبش حتما میرسم طبق قانون تکامل وهمین قدم به قدم وبرگ برگ سفرنامه مقدمه این کاره چون میدونم وایمان دارم همون لذت ودرکی که تااینجای سفر داشتم خودش برام لذتبخشترین هارو برای ت تکمون داشته حتما بقیه راه هم همینجوری اسان وساده اس به شرطی که من ایمان داشته باشم الخیر فی ما وقع بتونم به مقام تسلیم ورضا برسم تا بتونم دریافت کنم
بتونم چرا چراهای ذهن روساکت کنم بتونم به قول استاد اتفاق روفقط اتفاق بدونم ودرسی که ازاون اتفاق بایدبگیرم روببینم وایمان داشته باشم درمسیررشدم هرچیزی باشه حتما به نفع منه برای رشد این قانون روهمیشه یادم باشه باید اسان وراحت برسم هرجا دیدم دارم زور میزنم بدونم اشتباهه هرکجا چسبیدم به خواسته وهدف اشتباهه هرجا وابسته شدم زنگ خطر باید بصدا دربیاد که نه این درست نیس
خدایا شکرت برای همین الان وهمین لحظه ات که اینجا بودم واگاهی های ناب بچه هاروخوندم وتونستم ازخودم ردپایی باعشق بجا بزارم خدایاشکرت خدایاشکرت بی انتها
بتونم چرا چراهای ذهن روساکت کنم بتونم به قول استاد اتفاق روفقط اتفاق بدونم ودرسی که ازاون اتفاق بایدبگیرم روببینم وایمان داشته باشم درمسیررشدم هرچیزی باشه حتما به نفع منه برای رشد این قانون روهمیشه یادم باشه باید اسان وراحت برسم هرجا دیدم دارم زور میزنم بدونم اشتباهه هرکجا چسبیدم به خواسته وهدف اشتباهه هرجا وابسته شدم زنگ خطر باید بصدا دربیاد که نه این درست نیس
دقیقا چسبیدن به خواسته ،برام سوال پیش اومد وقتی خوندم البته
قبلش گفتم خدا در مورد موضوعی که چند روزه اتفاق به ظاهر بدی که افتاده بود و سعی کردم حالم رو خوب نگه دارم ولی برام چندین بار سوال پیش میومد و هر بار منو خدا میفرستاد به نظرات نشانه ای که همون روز برای اتفاق به ظاهر بدم اومدم و نشونه ازش خواستم یعنی به فایل آسان بگیر
و من میگفتم چشم میرم میخونم
وقتی به نظر شما رسیدم پرسیدم که چسبیدن به خواسته یعنی خدا میگی من به خواسته ام چسبیدم ؟بعد یه صدایی ته دلم گفت برو تو جستجو بنویس چسبیدن به خواسته
رفتم و به فایل تعهد به خواسته یا رها بودن نسبت به آن هدایت شدم
این روزا بیشتر شده هرچی سوال میپرسم از خدا به شکل بسیار سریع جوابمو میده
ازش سپاسگزارم که هدایتم کرد تا در نظراتتون حرفش رو بهم بزنه تا بگه ته ته خواسته ات شرکه اونو از بین ببر پل پشت سرتو خراب کن و به من اعتماد و باور داشته باش
همیشه با شروع کامنت احساس خوب ارامش شادی و توجه و تمرکز به نکات مثبت در من موج میزنه
بنا بر این شروع میکنم
هدایت میشم
خدایا شکرت
هیچ وقت نمیدونستم اسان گرفتن
واژه ای به این کوتاهی انقدر مهم و پر مفهومه خدای من
خدایا شکرت اول متن بی نظیر این فایلو برسی کنیم
خدایا شکرت خط دوم سوم
خدایا شکرت
وقتی به کانون توجه بها میدیم و اهمیتشو در هدایت به انچه کانون توجهمون روشه درک میکنیم
اسان میشویم برای اسانی ها
یعنی
اسان همه چیز برامون ساده رقم میخورد گمونم
خدایا شکرت
خیلی مهمه که به اندازه واقعی شون به مسائل بها بدیم
چون هیچ کدوم انقدر بزرگ و مهم نیست که احساسمونو که معیار ورود جنس اتفاقات به زندگیمونه رو خراب کنیم
اسان گرفتن یعنی
فرار نکنیم از مسائلمون
با اسان گرفتن مسیر
و روند و ایمان به هدایت شدن
و با اراده واردش شدن
ارام بودن و احساس خوب
و عجله نداشتن و قدم های کوچیک رو اغاز و برداشتن و بی اهمیت نکردنشون
چراکه قدم های کوچیک و پیوسته نتایج بزرگو به وجود میاره
اسان گرفتن یعنی ساده بگیریم تصمیماتو پیچیده نکنیم و با هدایت و توکل به خدا و باور به الخیر و فی وما وقع انجامش بدیم و تعویق ننداختن و نتیجه این کار همواره احساس خوبه
بعد از چند روز که ازسفر چهل یکمی میگذره ,وبه خاطر شرایطی نتونستم وارد سایت بشم وحتی فایلی گوش بدم احساس کردم ذهن خیلی به غذای مناسب احتیاج داره والبته توی این مدت داشتم به خودم میگفتم حالا که نمیتونم فایلی گوش بدم باید به هر چه که آموختم عمل کنم وتا جایی که ممکن بود عمل کردم.خدایا سپاسگزارم
بعد از اون مدت اومدم سراغ سفر نامه وادامه اون وچقد جالب بود که این فایل برام یه نشونه بود ,مسئله ای بود که خیلی برام سخت بود وخانواده ام سخت در گیر این مسئله هستن وبه این نتیجه رسیدم که واسه همینه که هروز داره اوضاع سخت تر میشه وچقدقانون کارش رو عالی انجام میده
واگر این موضوع رو خیری از طرف خدا بدونیم وبه اون توکل کنیم ونشینیم غصه بخوریم واحساسمون رو خوب نگه داریم جهان بهمون کمک میکنه که همه چیز بر وفق مراد ما جلو بده💓
آسان گرفتن یعنی برداشتن تمرکزت از مشکل وگذاشتن تمرکزت روی حل مسئله
آسان گرفتن یعنی نگاه گذرا داشتن به زندگی وتمام وجوه دلخوا ه ونا دلخواهش
اگر همه چیز رو سخت بگیریم جهان هم همه چیز رو بر تو سخت خواهد کرد
اگر روی خودت کار کنی وتمرکزت رو روی نکات مثبت هر مسئله ای بزاری وفرکانست رو بالا ببری الهامات رو دریافت میکنی وجهان بهت کمک میکنه تا به خواسته هات برسی
به خاطر هیچ چیز توی دنیا غم مخور و
همواره احساست رو خوب نگه دار تا ما جهان بر وفق مرادت بچرخه
امروز از ابتدایی که فایل رو گوش دادم سعی کردم تفاوت آسان گرفتن و سهل انگاری رو درک کنم چون احساس میکردم به خوبی تفاوت این دورو متوجه نشدم و تا اندازه ای در خود این موضوع هم دچار سخت گیری شدم اما خداروشکر که متوجه شدم.
امیدوارم آنچه درک کردم برای خودم و دوستان همفرکانسی ام موثر باشد.
اول بگم که چقدر متن یزدان عزیز دقیقا شرح حال من بود درباره باز کردن فایل که من هم دقیقا همین افکار رو در ذهنم داشتم وا نگار من داشتم اون حرفها را میزدم ،خدایا شکرت بابت این همزمانی واینکه اینقدر این خانواده به هم نزدیک هستند.
اما درباره تفاوت آسان گرفتن و سهل انگاری :
پشتوانه آسان گرفتن احساس خوب هست اما پشتوانه سهل انگاری یک حال خوب گذرا یعنی مثل یک مُسکن که وقتی مدتی بگذره دوباره حالت بد میشه و پوچ بودن اون رو احساس میکنی.
وقتی آسان میگیری احساست خوبه و وقتی احساست خوبه یعنی ایمان داری پس نگران نمیشی بلکه دنبال راه حل میری و به حل مساله فکر میکنی آنهم با ایمان قوی با لاخوف علیهم ولاهم یحزنون.
نکته ای که برام جالب بود اینکه فرق این دو رو در عمل باید درک کنیم یعنی توی بزنگاهی که ناخواسته ای داریم اصلا خودمون متوجه میشیم که کدوم سمت داریم میریم.
یک تجربه ای از خودم بگم اینکه پارسال در اوج بحران کاریم مثلا وقتی میرفتم جایی میهمانی برای ساعاتی حالم خوب بود اما در همان میهمانی به محض اینکه توجه میکردم به مشکلاتم کلی انرژی منفی دوباره سراغم میومد ومن متوجه میشدم که سرم رو کردم زیر برف اما ته دلم آشوب بود البته اون موقع هنوز با قوانین آشنا نبودم و در اول راه بودم اما حالا نه تنها برای حال خوب ظاهری به میهمانی نمی روم بلکه در خانه خودم به تنهایی احساس خوبی دارم ومسایلم رو یکی پس از دیگری حل میکنم بدون ابنکه نگران نشدنش باشم یا حالم بد باشه و چقدر اتفاقات خوب برام افتاده که قطعا یکی از دلایلش همین آسان گرفتن و احساس خوبم هست خدا رو شکر.
نتیجه اینکه اگر آسان بگیریم احساسمان خوبه و وقتی احساست خوبه ایمان و اعتماد به نفست قوی هست پس میری به دل مسایلت به دل ترس ها ونگرانیهات آنهم بدون اینکه عصبانی باشی و حالت بد باشه یا هر چیز دیگری و اون وقت دیگه نمی گی بگذار ببینم چی میشه خودش درست میشه بلکه میگی مطمئنم درست میشه چون خدا هست و خدا به شدت کافیست
خیلی چیزها هست که توی زندگی من اصلا ارزش ناراحت شدن ندارند. این که دیگری چه کاری کرد؟ این که باید این کار رو می کرد.
الان که دارم فکر می کنم به چیزها و مسائلی که بابتشون خیلی ناراحت می شم. می بینم که خیلی هاشون اصلا ارزش فکر کردن ندارند. حیف نیست خودمو با این افکار از خوشبختی دور می کنم؟
من خیلی به خودم سختی می دم. همیشه توی ذهنم کارها رو بزرگتر از اون چیزی که هستند می بینم و این باعث میشه که استرس بگیرم و عصبی بشم. باید نجواهای ذهنمو آروم کنم و همش به خودم بگم که این کارها خیلی آسون هستند و خیلی راحت انجام میشن. کاری نداره که
باید به موقع تصمیم بگیرم و به تعویق نیندازم تصمیماتم رو
باید تمرکزم رو از روی مشکل بردارم و بذارم روی راه حل ها
به جای حساب کردن روی ذهن باید به الهاماتم عمل کنم
هر وقت احساس بدی دارم اول حالمو خوب کنم و بعد بیام سراغ حل مسئله
بنام خداوندی که مهربانیاش همیشگی و بخشندگی اش بی نهایت هست
سلام و درود بر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان، و درود بیکران بر یاران کشتی نشینان حضرت نوح
انگار امروز بدنبال همین فایل بودم، اما سایت باز نمی شد از دهها فیلتر. شکن استفاده می کردم،
ولی سایت یک لحظه باز می شد و دوباره نمیتونستم برم،
طبق روال هرروز سایت را زدم ولی امروز براحتی و آسانی باز شد، و سریع رفتم دنبال نشانه ام، دیدم خدای من، همان چیزی که دنبالش بودم از زبان استاد عزیزم گوش کردم، شاید به آن چیزی که دنبالش بودم و مدام به آن فکر می کردم، کلید اش دستم اومد،
واقعا این دنیا جای غصه خوردن نیست، با اینکه من غصه نخوردن را سالهاست روی آن کار می کنم اما برخی موارد، درصد آسان گرفتن کارها کم میشود، و امروز این نشانه برایم تاکید کرد و چقدر عالی استاد عزیزم به همان نکته یعنی دقیقا عین همان کلمه و مفهوم اشاره کرد و من دوباره درجه آرامشم رو به بالا شد،
من در این مدتی که اینترنت ها محدوده، فقط کار من گوش دادن به فایل های استاد هست، و چقدر برایم مفید شد، چقدر مطالبی که در فایل ها بوده که من احساس می کنم تازه آنها را میشنوم، و با اینکه قبلاً چندین بار گوش داده بودم اما اینبار برایم تازگی داشت، و همین الان که این نشانه را گوش دادم، دقیقا من این فایل را چندین بار گوش داده بودم حتی یک بیت آن را که میگه تا نگردی آشتا زین پرده رمزی نشتوی گوش نامحرم نشاید جای پیغام سرروش در دفترم یاداشت کرده ام اما اون بخشی که نشنیده بودم امروز شنیدم،
برای همینه که استاد عزیزم همواره میفرماید چندین بار فایل ها را گوش کنید
و من امروز قشنگ دانستم که هر چقدر رشد کنم،مفهوم فایل ها عین تصویر سه بعدی آشکار میشود و ارزش آن را بهتر درک می کنم
خدا را شکر که برایم این فرصت را داد که بتوانم صحبت های استاد عزیزم را خوب شنیدم،
از خداوند میخواهم که همواره در این راه و آگاهی ها باشم خدای من چقدر زیباست این لحظات، وقتی که از همه چیز فارغ میشوی، با اینکه به همه جا میروم اما باید بفهمم و درک کنم همه جا و هر لحظه در این حال باشم که دنیا را سخت نگیرم، سپاس از استاد عزیزم
در پناه حق همواره در آرامش باشید
الهی به امید تو
سلام خدمت همه،
روز ۴۲م
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش، کز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع، سخت میگیرد(میگردد) جهان بر مردمان سخت کوش
حافظ میفرمایند: دیشب فردی که همه چیز را می داند و به همه اسرار آگاه است به من راز شادی و سرخوشی می فروش را گفت در حقیقت استعاره از این است که بو الهام شده، و منظور از سر می فروش همان راز خوشبختی، شادی و آرامش است . می فروش استعاره از کسی است که شادی و آرامش و لذت را عرضه میکند و این راز این است: باید بر خودتان آسان بگیرید و باید توانایی ایجاد احساس خوب را در خودتان در هر شرایطی داشته باشید، این راز خوشبختی و شادی است. وقتی که ما مسائل و در کل زندگی را خیلی جدی نگیریم و رها کنیم و ایمان و توکل مون رو در هر لحظه حفظ کنیم اونوقت آرامش را احساس میکنیم، الا بذکرالله تطمئن القلوب.و اگر این کار رانکنیم اوضاع بر ما سخت می شود زیرا روح ما همواره همه چیز را اسان میگیرد و وقتی ما به خودمان سخت میگیریم فاصله فرکانسی ما(ذهن) و روح زیاد شده و احساس بدی پیدا میکنیم، با این احساس ما در مداری قرار میگیریم و با اتفاقات و شرایط و تجاربی برخورد میکنیم که احساس بد بیشتری در ما به وجود می آورند و ما قسمتی از این جهان را تجربه خواهیم کرد که پر از سختی و مشکل است، نه به این دلیل که دجهان از روی کینه یت نفرت بخواهد به ما سخت بگیرد، بلکه این قانون جهان است، جزئ سرشت و طبع جهان است که هر فردی اتفاقاتی از جهان را تجربه میکند که هم جنس با با نگاه و دیدگاه و باورش است. سخت گرفتن زتدگی به هر شکل میتونه باشه، مثلا اینکه ما پول داریم ولی همش دغدغه تموم شدنش رو داریم و به خودمون سخت میگیریم، اینکه توی مسایل اینقدر ذهنمون رو درگیر مشکل میکنیم که نه تنها راه حل به ذهنمون نمیرسه بلکه مشکل میاد رو مشکل و.. و آسون گرفتن همون توکل و ایمان ما هست، همین که باور داریم خداوند ما رو هدایت و حمایت میکنه و در نتیجه آرمش داریم که رسیدن به این نقطه تکامل میخواد.
وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک، زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام، نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
حافظ سرخی شراب جام رو به دلی خونین و حالت هلالی لب جام رو به لبخند جام نسبت داده و مفهومش این است که جام با وجود دل خونین نیز می تواند لبخند بزند و در عمل یعنی باید بتوانیم در شرایطی که اوضاع به ظاهر بد است باز هم احساس خوبی داشته باشیم، نه مانند چنگ که با کوچکترین ضربه صدایش در می آید!
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی، گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
چطور میتونیم پیام های الهی رو بشنویم؟ چطور میتونیم رموز موفقیت رو درک کنیم و به اتفاقات خوب برخورد کنیم؟ وقتی با خدا هم فرکانس شویم. حالا چطور با خدا هم فرکانس شویم؟ وقتی فاصله فرکانسی ذهن و روح رو کم کنیم نگرش ذهن را شبیه نگرش روح کنیم، حالا چطور ذهن و روح رو هماهنگ کنیم؟ با ایمان، توکل، آرامش و احساس خوب پیدا کردن آگاهانه در هر شرایط و ادامه این فرکانس. اونوقت میتونیم الهامات و ایده ها رو دریافت کنیم. به قول قرآن:
وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ لَا یَسْمَعُوا وَ تَرَاهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لَا یُبْصِرُونَ، اگر آنها را به هدایت خوانی نمی شنوند و مشاهده میکنی که نگاهت می کنند اما نمی بینند.
یعنی اونها توی مدار هدایت نیستند و با این فرکانس غریبه و بیگانه هستند.
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور/گفتمت چون در حدیثی گر توانی دار گوش
پند و حدیث بسیار زیبا و کاربردی رو میگه و اون هم غم نخوردن، غصه نخوردن و به قول قرآن محزون نبودن، لاتحزنک و.. و در عوض شاد بودن و احساس خوب داشتن هست، رها کردن و توکل بر خدای مهربان هست.
یه زمانهایی پیش میاد که وقتی اتفاق بدی میفته ما احساس بدی پیدا میکنیم و به خودمون هم حق میدیم که احساسمون بد باشه و فکر میکنیم طبیعیش اینه که الان باید به موضوعی که پیش اومده فکر کنیم و احساس بد داشته باشیم، ولی اصلا مهم نیست که چه قدر دلیل منطقی و قابل قبول داریم که احساسمون بد باشه، قانون میگه احساس بد = اتفاقات بد، با هر دلیل و منطقی. مثل اینکه دستمون رو با هر دلیل و منطقی روی آتش بگیریم میسوزه، میخواد بخاطر نجات جون یک نفر باشه، برداشتن یک شی قیمتی باشه، سهوی باشه و … در هر صورت نتیجه یکیه. امیدوارم که بتونم از این آگاهی های ناب بیشتر در عمل استفاده کنم و وقتی پیوسته به این شکل عمل کنیم اون وقت مدارمون تغییر میکنه….
سلام دوستان هم فرکانسیم انشالله همیشه حالتون عالی باشه …استاد عاشقتونم ازتون ممنون بابت فایل های فوق العاده ای که لطف میکنی برامون ضبط میکنی…..
سلام دوستان عزیز
سپاسگزارم از مریم جان عزیز ( دستِ خدا ) که با جسارت در عملی کردن ایده ها و الهامتش کلی اتفاق های خوب را داره برای ما رقم میزنه
” سخت گرفت ِ کارها ” یکی از پاشنه های آشیل منه که باید تا آخر عمر روی اون کار کنم
یک سال قبل اون را درک کردم و به دنبال راه حل بودم …همیشه میگفتم چطور کار ها آسون انجام میشه ؟
منطق میاوردم که خدا کارها را آسان انجام میده …
بعد ذهن من میگفت آره خدا کارها را آسون انجام میده ولی چه ربطی به تو داره ؟!
این که دلیل نمیشه …
واقعا زمان بُرد و نیاز به تکامل داشتم تا بفهمم
چطور میشه کارها آسون بشه …
اینکه تنها راه اینه که آروم باشی ..تقلا نکنی ..عجله نکنی و از خدا درخواست هدایت کنی و منتظر دریافت الهام و یا نشانه باشی ..با جسارت به اون الهام عمل کنی ..هر چند به نظر منطقی نیست …و منتظر نتیجه باشی
و خدا میدونه از وقتی این پروسه رو درک کردم و به اندازه ای که بهش عمل کردم ..چقدر زندگی برام آسون تر شده ..
تنها راه میانبُر اینه که بزارم خدا کارها را برام انجام بده ..
اینا رو که نوشتم یک سال طول کشید که درک کردم و تبدیلش کردم به عمل …
واقعا زندگی یه بازیه وقتی درک کنی قرار نیست همه چیز رو خودت تجزیه و تحلیل کنی و بخوای کنترل همه چیز رو در دست داشته باشی ..
کافیه کنترل ذهنت رو در دست بگیری و جسارت عمل به الهامات را داشته باشی …
و به نظرم وقتی طعم ساده انجام شدن کارهات را توسط خدا میچشی ( در مقابل تمام سخت بودن های گذشته ..)
این پروسه رو با لذت انجام میدی و عاشق این مسیر پیش بینی ناپذیر میشی
خدااااایا شکر …من سپاسگزار این ویژگی ِ ساده انجام شدن کارها هستم 🌹🙋🏻♀️
به نام خدای هدایتگر
۴۲مین روز سفرنانه
اولین فکری که فکر میکنم بیشتر ماها اول هرکار موفقی توذهنمون پررنگ میشه پیچیدگی اون کار یا موفقیته اون شخص و این یه بازی ذهنه
پیچیدگی مثل یه کلافه به نظرم که ازاون بالا میفته وهرچی بیشتر دست میبری ومیخوای سردربیاری بیشتر توهم میپیچه وکور گره میشه به قول مریم جان
همه ادمهایی که قبلا میدیدم من جمله خودم تاکید داشتیم رواین موضوع که حتما یه چیز پیچیده خاصی هست که این خروجی روداده
مثل همین اشعار حافظ که فکر میکردم حتما کلی سختی وفکر کردن ومشقت پشت این اشعارزیبا و وزین وهم قافیه هست
یاقران که حتما پیامبر کارو زندگی وعمرشو گذاشته فقط برای دریافت این اگاهی وچه سختی کشیده برای اینکه ایه به ایه جلووبره
یا موفقیت وپیشرفتی توهرکاری وچقدر استاد فریاد میزنه بابا من هیچ سختی نکشیدم تابه اینجا برسم باز ازیه جایی میگردیم ازصحبتها وخاطرات ایشون که ببین اون موقع بندرعباس بوده چقدر سختی کشیده ببین پوستش کنده شده تا به موقعیت الانش برسه چرا واقعا ذهن انقدر دلیل میاره چرا انقدر تلاش میکنه هرکاری رو سخت جلوه بده
چرا ذهن میخواد بگه یه فوت وفن کوزه گری هست که فلان کاری موفق شده یااون شخص حتما ادم خاصی بوده ازبچگی انتخاب شده بوده وهزارتا دلیل این شکلی واقعا چرا ؟؟؟
این پیچیده کردن…. بجز ترفندو بازی ذهن برای ایستادن ودست روی دست گذاشتن چه چیز دیگه ای میتونه باشه
برای اینکه قبول کنی وبپذیری توهیچ کاره ی واون افراد خاصن یا یه فوت وفن خاصی روبلدبودن یا شب وروز زندگی نکردن تابه اینجا رسیدن
الان میفهمم حضرت علی که میگفت انسان ساده یعنی چی
منظورش ازساده بودن یعنی چی
مهمترین کار مافکر میکنم زندگی کردنه
زندگی کردن ولذت بردن ازبودنه انقدر که دلمون ازشوق توسینه بکوبه وانقدر خیالمون تخت باشه ازحضورش انقدر زندگی رو زندگی کنیم وانقدرساده برسیم به ارامش ودرک کنیم این سادگی واسانی رو که بی حد وبی حساب باشه
ماتنها موجوداتی هستیم که میتونیم این حس رودرک کنیم وبه این حسمون اگاه باشیم دیدی ادم تازمانی که یه امتیازی رو داره ولی اگاه نیست لذتی که میبره اونقدرها هم زیادنیس ولی وقتی اگاهیش میره بالا اون لذت وشوق چندین برابر میشه مثل تمام نعمتهایی که خدا مسخر ماکرده وماهرچی بیشتر اگاه میشیم بیشتر لذت میبریم خیلی فرقه زمانی که یه چشم یا گوش میبینه ومیشنوه بازمانی که چه ازنظر علمی چه ازنظر فیزیک ما متوجه این نعمت میشیم درهرلحظه شکر میکنیم ودلمون وقتی یاداین نعمت میفته ازشوق میلرزه
حس میکنم این ساده واسان بودن کارها هم وقتی به درکش برسیم خیلی ذوق وشوق خاصی داره انقدری که ازما یه حافظ میسازه که جملات درزبانش مثل گوهر باارزش وزیبا میریزه بیرون و شوق نسلها ازشنیدنش و تفسیرش ودرک هر کسی به اندازه مدارش بی پایانه
میشه محمدی که الهاماتش میشه کتابی به نام قران که هر بشری با دیدگاه خودش میخونه ولذت میبره وازاگاهی هاش استفاده میکنه
میشه مولانا.. انیشتین …گاندی…عباس منش…وهمه انسانهای بزرگ واگاه وازاد
خدایا چقدر دوست دارم منم بتونم این حس روتجربه کنم به همین اسانی به همین سادگی پروردگار من خیلی خوبه ازالان قلبم ازشوق میلرزه
درزمان مناسب وحتما مدارمناسبش حتما میرسم طبق قانون تکامل وهمین قدم به قدم وبرگ برگ سفرنامه مقدمه این کاره چون میدونم وایمان دارم همون لذت ودرکی که تااینجای سفر داشتم خودش برام لذتبخشترین هارو برای ت تکمون داشته حتما بقیه راه هم همینجوری اسان وساده اس به شرطی که من ایمان داشته باشم الخیر فی ما وقع بتونم به مقام تسلیم ورضا برسم تا بتونم دریافت کنم
بتونم چرا چراهای ذهن روساکت کنم بتونم به قول استاد اتفاق روفقط اتفاق بدونم ودرسی که ازاون اتفاق بایدبگیرم روببینم وایمان داشته باشم درمسیررشدم هرچیزی باشه حتما به نفع منه برای رشد این قانون روهمیشه یادم باشه باید اسان وراحت برسم هرجا دیدم دارم زور میزنم بدونم اشتباهه هرکجا چسبیدم به خواسته وهدف اشتباهه هرجا وابسته شدم زنگ خطر باید بصدا دربیاد که نه این درست نیس
خدایا شکرت برای همین الان وهمین لحظه ات که اینجا بودم واگاهی های ناب بچه هاروخوندم وتونستم ازخودم ردپایی باعشق بجا بزارم خدایاشکرت خدایاشکرت بی انتها
سلام
نوشته شما رو که میخوندم رسیدم به قسمت آخرش :
بتونم چرا چراهای ذهن روساکت کنم بتونم به قول استاد اتفاق روفقط اتفاق بدونم ودرسی که ازاون اتفاق بایدبگیرم روببینم وایمان داشته باشم درمسیررشدم هرچیزی باشه حتما به نفع منه برای رشد این قانون روهمیشه یادم باشه باید اسان وراحت برسم هرجا دیدم دارم زور میزنم بدونم اشتباهه هرکجا چسبیدم به خواسته وهدف اشتباهه هرجا وابسته شدم زنگ خطر باید بصدا دربیاد که نه این درست نیس
دقیقا چسبیدن به خواسته ،برام سوال پیش اومد وقتی خوندم البته
قبلش گفتم خدا در مورد موضوعی که چند روزه اتفاق به ظاهر بدی که افتاده بود و سعی کردم حالم رو خوب نگه دارم ولی برام چندین بار سوال پیش میومد و هر بار منو خدا میفرستاد به نظرات نشانه ای که همون روز برای اتفاق به ظاهر بدم اومدم و نشونه ازش خواستم یعنی به فایل آسان بگیر
و من میگفتم چشم میرم میخونم
وقتی به نظر شما رسیدم پرسیدم که چسبیدن به خواسته یعنی خدا میگی من به خواسته ام چسبیدم ؟بعد یه صدایی ته دلم گفت برو تو جستجو بنویس چسبیدن به خواسته
رفتم و به فایل تعهد به خواسته یا رها بودن نسبت به آن هدایت شدم
این روزا بیشتر شده هرچی سوال میپرسم از خدا به شکل بسیار سریع جوابمو میده
ازش سپاسگزارم که هدایتم کرد تا در نظراتتون حرفش رو بهم بزنه تا بگه ته ته خواسته ات شرکه اونو از بین ببر پل پشت سرتو خراب کن و به من اعتماد و باور داشته باش
خدایا شکرت
ممنونم بابت این همه خوبیت
به نام خداوند هدایتگر
سلام به دوستان عزیز و مریم و استاد نازنینم
خدایا شکرت
کلی کلی اکاهای های این فایل و نوشته های ارزشمندش
عمیق
و کلیه کیله کلیه کلی جا هست واسه درک بهترش
خیلی کم متوجه شدم
اما میدونم به اندازه ایه که در مدارشم
نمیدونم درکم درسته یا نه
ولی درکمو مینویسم
و درس هایی که گرفتمو
قطعا بعد ها به درک بیشتر و متفاوت تری میرسم
اما الان یکم گیجم
همیشه با شروع کامنت احساس خوب ارامش شادی و توجه و تمرکز به نکات مثبت در من موج میزنه
بنا بر این شروع میکنم
هدایت میشم
خدایا شکرت
هیچ وقت نمیدونستم اسان گرفتن
واژه ای به این کوتاهی انقدر مهم و پر مفهومه خدای من
خدایا شکرت اول متن بی نظیر این فایلو برسی کنیم
خدایا شکرت خط دوم سوم
خدایا شکرت
وقتی به کانون توجه بها میدیم و اهمیتشو در هدایت به انچه کانون توجهمون روشه درک میکنیم
اسان میشویم برای اسانی ها
یعنی
اسان همه چیز برامون ساده رقم میخورد گمونم
خدایا شکرت
خیلی مهمه که به اندازه واقعی شون به مسائل بها بدیم
چون هیچ کدوم انقدر بزرگ و مهم نیست که احساسمونو که معیار ورود جنس اتفاقات به زندگیمونه رو خراب کنیم
اسان گرفتن یعنی
فرار نکنیم از مسائلمون
با اسان گرفتن مسیر
و روند و ایمان به هدایت شدن
و با اراده واردش شدن
ارام بودن و احساس خوب
و عجله نداشتن و قدم های کوچیک رو اغاز و برداشتن و بی اهمیت نکردنشون
چراکه قدم های کوچیک و پیوسته نتایج بزرگو به وجود میاره
اسان گرفتن یعنی ساده بگیریم تصمیماتو پیچیده نکنیم و با هدایت و توکل به خدا و باور به الخیر و فی وما وقع انجامش بدیم و تعویق ننداختن و نتیجه این کار همواره احساس خوبه
………….نمیدونم
الان امادش نیستم
میپذیرم
انچه درک کردم سعی میکنم عمل کنم
به زودی با درک عمیق و بهتری بر میگردم
ستایش 13 ساله
به نام خدایی که همین نزدیکی هاست
سلام به استاد نازنینم تمرین بانوی مهربانم
چهل دومین روز سفرم
بعد از چند روز که ازسفر چهل یکمی میگذره ,وبه خاطر شرایطی نتونستم وارد سایت بشم وحتی فایلی گوش بدم احساس کردم ذهن خیلی به غذای مناسب احتیاج داره والبته توی این مدت داشتم به خودم میگفتم حالا که نمیتونم فایلی گوش بدم باید به هر چه که آموختم عمل کنم وتا جایی که ممکن بود عمل کردم.خدایا سپاسگزارم
بعد از اون مدت اومدم سراغ سفر نامه وادامه اون وچقد جالب بود که این فایل برام یه نشونه بود ,مسئله ای بود که خیلی برام سخت بود وخانواده ام سخت در گیر این مسئله هستن وبه این نتیجه رسیدم که واسه همینه که هروز داره اوضاع سخت تر میشه وچقدقانون کارش رو عالی انجام میده
واگر این موضوع رو خیری از طرف خدا بدونیم وبه اون توکل کنیم ونشینیم غصه بخوریم واحساسمون رو خوب نگه داریم جهان بهمون کمک میکنه که همه چیز بر وفق مراد ما جلو بده💓
آسان گرفتن یعنی برداشتن تمرکزت از مشکل وگذاشتن تمرکزت روی حل مسئله
آسان گرفتن یعنی نگاه گذرا داشتن به زندگی وتمام وجوه دلخوا ه ونا دلخواهش
اگر همه چیز رو سخت بگیریم جهان هم همه چیز رو بر تو سخت خواهد کرد
اگر روی خودت کار کنی وتمرکزت رو روی نکات مثبت هر مسئله ای بزاری وفرکانست رو بالا ببری الهامات رو دریافت میکنی وجهان بهت کمک میکنه تا به خواسته هات برسی
به خاطر هیچ چیز توی دنیا غم مخور و
همواره احساست رو خوب نگه دار تا ما جهان بر وفق مرادت بچرخه
شاد وسلامت و پیروز در پناه الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
روز ۴۲سفر نامه
این قافله عمرعجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله که شب میگذرد
امروز از ابتدایی که فایل رو گوش دادم سعی کردم تفاوت آسان گرفتن و سهل انگاری رو درک کنم چون احساس میکردم به خوبی تفاوت این دورو متوجه نشدم و تا اندازه ای در خود این موضوع هم دچار سخت گیری شدم اما خداروشکر که متوجه شدم.
امیدوارم آنچه درک کردم برای خودم و دوستان همفرکانسی ام موثر باشد.
اول بگم که چقدر متن یزدان عزیز دقیقا شرح حال من بود درباره باز کردن فایل که من هم دقیقا همین افکار رو در ذهنم داشتم وا نگار من داشتم اون حرفها را میزدم ،خدایا شکرت بابت این همزمانی واینکه اینقدر این خانواده به هم نزدیک هستند.
اما درباره تفاوت آسان گرفتن و سهل انگاری :
پشتوانه آسان گرفتن احساس خوب هست اما پشتوانه سهل انگاری یک حال خوب گذرا یعنی مثل یک مُسکن که وقتی مدتی بگذره دوباره حالت بد میشه و پوچ بودن اون رو احساس میکنی.
وقتی آسان میگیری احساست خوبه و وقتی احساست خوبه یعنی ایمان داری پس نگران نمیشی بلکه دنبال راه حل میری و به حل مساله فکر میکنی آنهم با ایمان قوی با لاخوف علیهم ولاهم یحزنون.
نکته ای که برام جالب بود اینکه فرق این دو رو در عمل باید درک کنیم یعنی توی بزنگاهی که ناخواسته ای داریم اصلا خودمون متوجه میشیم که کدوم سمت داریم میریم.
یک تجربه ای از خودم بگم اینکه پارسال در اوج بحران کاریم مثلا وقتی میرفتم جایی میهمانی برای ساعاتی حالم خوب بود اما در همان میهمانی به محض اینکه توجه میکردم به مشکلاتم کلی انرژی منفی دوباره سراغم میومد ومن متوجه میشدم که سرم رو کردم زیر برف اما ته دلم آشوب بود البته اون موقع هنوز با قوانین آشنا نبودم و در اول راه بودم اما حالا نه تنها برای حال خوب ظاهری به میهمانی نمی روم بلکه در خانه خودم به تنهایی احساس خوبی دارم ومسایلم رو یکی پس از دیگری حل میکنم بدون ابنکه نگران نشدنش باشم یا حالم بد باشه و چقدر اتفاقات خوب برام افتاده که قطعا یکی از دلایلش همین آسان گرفتن و احساس خوبم هست خدا رو شکر.
نتیجه اینکه اگر آسان بگیریم احساسمان خوبه و وقتی احساست خوبه ایمان و اعتماد به نفست قوی هست پس میری به دل مسایلت به دل ترس ها ونگرانیهات آنهم بدون اینکه عصبانی باشی و حالت بد باشه یا هر چیز دیگری و اون وقت دیگه نمی گی بگذار ببینم چی میشه خودش درست میشه بلکه میگی مطمئنم درست میشه چون خدا هست و خدا به شدت کافیست
شاد باشید و تندرست ثروتمند دردنیا وآخرت
سلام به همسفرانم واستاد عزیزم وخانوم شایسته مهربون.
۴۲ امین روز سفرم.
استاد این فایل چقدر ناب بود.
چقدر به من حس آرامش میداد.
آسان گرفتن یعنی عجله نکنم.
استاد اینجا که گفتین آسان گرفتن یعنی به خدا توکل کنم من واقعا این رو لمس کردم.
در طوفانهای زندگی هر گاه آسان گرفتم یعنی تصمیم گرفتم لبخند بزنم وسعی کنم احساسم را خوب نگه دارم اون طوفان هم کم کم آروم شده.
وبعد اومدم نتایج اون آرامش بعد از طوفان را نوشتم.
درسهایی که ازش گرفتم نوشتم.
ودیدم برکاتش بیشتر از خسارتهاش بوده.
و چقدر باعث رشدم شده.
آسان گرفتن یعنی از دیگران دل بکنم وفقط روی قدرت رب حساب باز کنم.
امروزم تو ستاره قطبیم کارام رو نوشتم وبا خدای خوبم صحبت کردم که تا شب خواسته هامو خلق کنه ومن میدانم که این کارهارو انجام میده.
چون من مدیریت زندگی رو به او سپردم.
من سخت نگرفتم و میدونم با کمکم خدا وبه لطف خدا همه چی ممکنه.
همه چی میتونه انجام بشه.
منم که بهش اجازه دادم وخودم رو در آغوش گرم خودش رها کردم ومنتظر خبرهای خوب وشیرینش هستم.مثل قبل که برام انجام داده.
من به معجزات الهی عادت دارم.
آسان گرفتن یعنی حرص نخورم.
نگران نباشم.دیروز با فرزند کوچیک خواهرم بیرون بودم.اون دو سالشه.
دستم را گرفت وتو خیابون میگفت بریم تو خیابون.
بریم تو کوچه هایی که تنگ وخلوت بود ومن نگران بودم.
بریم تو مغازه ها.
از هیچی نمیترسید.گاهی حیووناتی هم از کوچه رد میشدن ولی نمیترسید ونگران نبود اونجا گفتم اون نمیترسه چون به من تکیه کرده و روی من حساب میکنه ونمیترسه.
از هیچی نمیترسه.
بعد گفتم خدایا اگه من به اندازه ای که این بچه به من تکیه کرده به تو توکل میکردم وآسان میگرفتم همه کارها حل میشد.
اگه نگران نباشم وذهنم رو کنترل کنم خدا خودش به بهترین نحو حل میکنه.
اینو تجربه کردم که هرگاه احساسم خوب بوده کارام رو درست کرده.وردیف شده.
هر گاه در حس بد بودم اتفاق بد رو تجربه کردم.
نگران نباشم و سمت خودم رو انجام بدم.
سکوت کنم و کارم رو به خدا بسپارم.
خدایا شکرت.
سلام
خیلی چیزها هست که توی زندگی من اصلا ارزش ناراحت شدن ندارند. این که دیگری چه کاری کرد؟ این که باید این کار رو می کرد.
الان که دارم فکر می کنم به چیزها و مسائلی که بابتشون خیلی ناراحت می شم. می بینم که خیلی هاشون اصلا ارزش فکر کردن ندارند. حیف نیست خودمو با این افکار از خوشبختی دور می کنم؟
من خیلی به خودم سختی می دم. همیشه توی ذهنم کارها رو بزرگتر از اون چیزی که هستند می بینم و این باعث میشه که استرس بگیرم و عصبی بشم. باید نجواهای ذهنمو آروم کنم و همش به خودم بگم که این کارها خیلی آسون هستند و خیلی راحت انجام میشن. کاری نداره که
باید به موقع تصمیم بگیرم و به تعویق نیندازم تصمیماتم رو
باید تمرکزم رو از روی مشکل بردارم و بذارم روی راه حل ها
به جای حساب کردن روی ذهن باید به الهاماتم عمل کنم
هر وقت احساس بدی دارم اول حالمو خوب کنم و بعد بیام سراغ حل مسئله