اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من در مورد ۲ ماشین که خریدم از قبل تجسم کردم و به نتیجه رسیده و آنها را خریدم٫ آخری نیز در مورد ماشین شاسی بلندی بود که سال پیش بعد از چندماه تجسم حدود یکماه قبل از گرانی عجیب و غریب خودرو آنرا خریدم و بینهایت خداوند را شاکرم٫
سلام دوست عزیز تبریک میگم که با تجسم به ماشین دلخواهت رسیدی… ولی من یکساله با حس خوب دارم ماشین دلخواهم رو تجسم میکنم و کاملا در مدارش هستم و همش توی خیابان میبینمش ولی هنوز بهش نرسیده ام… شما اگر تجربه خاصی در این زمینه دارید ممنون میشم منو راهنمایی کنید.
استاد جان این جلسه منو دیونه کرد این بار با اینکه قبلا چندین بار گوش داده بودم امروز که رسیدم به این جلسه از. این آگاهی های ناب و خالص دیوانه شدم
من باید قوانین را درک کنم و با درک قانون دیگه همه چیز به طور طبیعی رخ میده
و تجسم یه ابزار هست برای رسیدن به احساس خوب که طبق قانون جهان اطرافم شکل میگره پس تجسم یه چیز عجیب غریب نیست اصلا تجسم نتایج رو رقم نمیزنه اون احساس منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه پس یاد بگیرم رها باشم و فقط نقطه پایانی رو تجسم کنم چگونگی کار من نیست این جهان قانونمد هست و طبق همون قانون وقتی من احساسمو خوب کنم و ذهنمو کنترل کنم و افکارمو آگاهانه جهت بدم به سمت خواسته ها دیگه تمومه دیگه نه نگران هستم و نه میترسم که دیر بشه یا نشه کل داستان همینه درک قوانین جهان هستی و این تجسم و مدیتیشن و هر کاری که من انجام میدم برای رسیدن به احساس بهتر همون اجرای قانون در عمل هست
میدونی استاد ذهن من میخاد هما چیو پیچیده کنه و شما با این حرف ها بار بزرگی رو از دوش من برداشتید ذهن من هی میگفت پس کو اون اجرای قانون تو عمل و تو زندگیت در حالی که من دارم به قانون به همین سادگی عمل میکنم
و یه چیزی گفتی استاد منو دیوانه کرد و کل زندگیم مثل یه فیلم مرور شد گفتید تجسم یه چیز طبیعی هست مثل نفس کشیدن لازم نیست تو چیزی یا روش خاص یا متد خاص تجسم یاد بگیری تو کل دوران کودکی و زندگیت در حال تجسم بودی که استاد حتی قبل از این جلسه من ذهنم درگیر بود که باید یاد بگیرم تجسم کنم در حالی که تجسم یه چیز طبیعی هست و موهبت تجسم از اول با من بوده خدایا شکرت
استاد از این موهبت تجسم دارم تو تمرین ستاره قطبی استفاده میکنم و چقدر لذت بخشه این خلق خواسته ها و همین امروز استاد اون فایل انعکاس درخت هارو تو آب دریاچه گذاشتید تو اینستا من انقدر مدهوش شدم از اون همه زیبایی و دلم نیومد کامنت نزارم و نوشتم و تو حین نوشتن گفتن خدایا استاد چند ساعت این فایل رو گذاشته و کامنت بچها پین شده و همینجور هم داره کامنت میاد اما من دلم میخاد استاد کامنت منو بخونه و نشونه هم این باشه کامنتتو پین کنه و قشنگ تجسم کردم که پیام لایک کامنتام اومد و پین شد استاد چند ساعت نشد پیام اوم من همون موقه داشتم به خرید قدم شش که امروز آخرین فرصت هست فکر میکردم و گفتم اگه این شده اونم میشه اصلا خرید قدم های ربطی به پول و حساب بانکی و من نداره آقا من قدم شش رو سر موقه میخام و دیگه بقیش کار خداست و قشنگ تجسم کردم و بقیه کار خداست
استاد انقدر این جلسه عالی و بینظیر بود که دلم پر زد و منم چند ساعت طول کشید تا این فایل یک ساعت و خورده ای رو گوش بدم و خدارو شکر میکنم که باز هدایت شدم به مرور جلسه دوم خدایا شکرت
استا. جان عاشقتونم و از خدا براتون بینهایت سلامتی شادی عشق و ثروت در دنیا و آخرت میخام
سلام و عرض ادب واحترام خدمت استاد دلسوز و مهربانم ومریم جان عزیزم
چقققدر خداراشاکرم که عضو این سایت هستم و از اگاهیهای استاد عزیزم استفاده میکنم
من هربار که تو زندگی از تجسم استفاده کردم نتایج خوبی رو به دست آوردم
من مدرک تحصیلی ام دیپلم هست و تو اورگانی که تحربه داشتم با سابقه بالای کاری و نتایج خوبی که گرفته بودم وموفق بودم ولی سنگ اندازی میکردن ومنو استخدام نمیکردن ولی از قانون تجسم وشکرگزاری استفاده کردم بعداز یه مدت خیلی کوتاه خودشون تماس گرفتن رو خطم ازمن خواهش کردن که برم وواسشون کارکنم با شرایط ویژه
درآمدم پایین بود و واقعا جوابگوی دخل وخرج ام نبودم با تجسم موفق شدم تو یه ماه درآمدم را ۳ برابر کنم
دنبال مکان بودم کنار خیابان اصلی با اجاره پایین خدا منو هدایت کرد سمت شاه خیابان اصلی بر خیابان با اجاره خیلی پایین تازه صاحب ملک ام گفت تا ده سال هم بشینی بلندت نمیکنم
واسه مشتری تجسم میکردم که خدا مشتریهای دروست و حسابی ودست به نقد رو بهم معرفی کنه مشتریهام همینجور مدل بودن وراحت جذب محل کارم میشدن و خرید میکردن
تجسم وشکرگزاری درکنار هم معجزه میکنند وهرکاری نشدی رو شدنی میکنند
نتایج ام خییلی زیاده بخشی از نتایج ام را گفتم دوستان خسته نشن از خوندش
امیدوارم هر تایمی از طی روز این متن رو میخونین حال دلتون خوب باشد
سلام دوست عزیز و هم فرکانسیم من تازه به این قسمت تجسم رسیدم و دارم کامنت شما دوستان عزیزم میخونم و کیف میکنم که چقد قشنگ با تجسم کردن زندگیتون رو خلق کردید احسنت بهتون این پیام شما مال 3 سال پیش بوده و مطمئنم به همه اهدافتون با تجسم رسیده اید و خلقشون کردید ممنون میشم اگه کامنت منو دیدید راهنماییم کنید که تمرکزم باید رو یک خواسته باشه یا چند خواسته با هم و طی چند روز باید تجسم انجام بشه پیشاپیش تشکر میکنم عزیزم از راهنماییتون در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان همراهم در این مسیر زیبا 🙋♀️🙋♀️🙋♀️
من فائزه هستم این تمرین استاد منو برد به سالهای
قبل حدودا ۲۳ سال پیش قبل از اینکه ازدواج کنم زمانی که دختر جوانی بودم.اون روزها که به ازدواج فکر میکردم وبرام خواستگار می اومد من تو رویای خودم بودم اصلا از این خواستگارهای رسمی خوشم نمی اومد این که خانواده بیان بعد پسر بیارن وبعد ووو.من تو ذهنم تجسم میکردم که با یک نفر تو سفر آشنا شده ام وما از همدیگه خوشمون اومده وبعد با هم ازدواج کردیم هر لحظه شب وروز تو این رویا میگذشت وقتی مسافرت میرفتیم مثل کسی که منتظره بودم منتظر بودم از راه برسه…
تا اینکه من به همراه مامانم وخواهرم ویک چند نفر از اقوام سفری خارج از ایران ثبت نام کردیم
واین سفر سفری بود که من تو رویاهام منتظرش بودم تا زمانی که به مقصد رسیدیم من اصلا ندیدمش .بعد که رسیدیم هتل تازه چشمم بهش افتاد .تو مسافرت هیچ اتفاقی نیافتاد ومن همینطور تجسم میکردم تا اینکه یک روز بعد از سفر بهم زنگ زد وخواست که با هم صحبت کنیم من مامانم را در جریان گذاشتم واز اونجایی که شناختی عالی نسبت به ایشون تو سفر پیدا کرده بودند موافقت کردند. وما بعد از ۳ ماه با هم ازدواج کردیم .الان ۲۲ ساله که از اون روز میگذره وما روز بروز بیشتر عاشق هم شدیم .والان هم با هم داریم دوره را کار میکنیم همسرم نه تنها شریک زندگیم بلکه دوستی صمیمی ام شده
جالبه اونم که تعریف میکنه چند وقتی بوده که داشته تجسم میکرده که با یک نفر آشنا شده وزمانی که مامانش میرفته براش خواستگاری نمیرفته واونا هم ناراحت می شدند که چرا اون ازدواج نمیکنه….
تجسم دیگه من تو زندگیم که به عینه این قانون را تصدیق میکنه زمانی بود که من رفتم ماشین ثبت نام کنم. زمانی که من ماشینم را فروختم خیلی از ماشینم برای خریدار تعریف کردم اونم گفت اگه خوبه چرا میفروشید نا خودآگاه گفتم میخوام ماشین صفر بخرم دیگه شبانه روز من مجسم میکردم که ماشین صفر دارم حتی میدیم که دارم وسایل سفر را صندوق عقبش میزارم که بریم سفر…تا این که یهویی شرایطی پیش اومد ورفتم برای ثبت نام ماشین که پول اولیه اونم معجزه قانون بود.ماشینی که من میخواستم بخرم ماشینی بود که لیزینگی بود .وقسط داشت .بعد از اینکه ثبت نام کردم وقرار شد تا یک ماه بعد ماشینم را تحویل بگیرم وقتی اومدم وبرای چند نفر از نزدیکانم تعریف کردم اونا گفتند که اشتباه کردی اقساطش زیاده چرا ..ومن وهمسرم را متقاعد کردند که ماشین را انصراف بدم.
از اونجایی که خدا می خواد منو به خواسته ام برسونه وقدرت خلق در افکار ماست ۳ بار برای انصراف رفتم ولی هر سه بار نشد یک بار تعطیلات سایپا بود دوبار دیگه هم به به دلایلی نشد .من تو تنهایی به خدا میگفتم من که ماشینم را دیدم پس چرا
….بعد یک ماه من ماشینم را تحویل گرفتم واقعا اون به راحترین شکل ممکن پرداخت کردم جوری که حتی متوجه نشدم … بعد هم قسطهاش تموم شد قیمت ماشین شده بود ۳ برابر قیمت اون
امروز که برای بارها فایل شماره۲ قدم دوم را گوش کردم واستاد از تکنیک تجسم گفتند .یاد اون خاطرات افتادم ..واقعا دوستان این تکنیک جواب میده ایمان دارم که ما خالق زندگیمون هستیم چجوری اصلا به ما ربطی نداره اتفاقاتی میافته که فقط تو رو به خواسته ات برسونه فقط اینقدر باید مشتاق باشی به نتیجه پایانی که تفریحت این باشه که یک گوشه پیدا کنی جدا از زمان ومکان بشی وبری تو دنیای خودت وخواسته ات را ببینی….
استاد عزیزم سیر نمیشم از گوش کردن به فایلهاتون هر روز این فایل را میزارم ومثل کسی که بار اوله گوش میکنه لذت می برم سر کار که میرم .پشت فرمون ماشین هندسفری به گوشم تو دنیای خودم هستم…بعضی وقتها از شدت خوشحالی جیغ میکشم گریه میکنم واز خدا وشما تشکر میکنم …ممنونم بابت همه چیز …..
سلام و درود بیکران بر استاد عباس منش موحد و یار گرامیشان خانم شایسته عزیز
من الان فکر کنم یکسال شده که با شما و سایت خوبتون آشنا شدم
البته از طریق دوره روانشناسی ثروت که برادرم تهیه کرده بود
از اون روز تا کنون با دقت به تمام فایل ها گوش جان سپردم و با خودم قرار شش ماه وحی منزل رو گذاشتم که دیدم حرفاتون با حرف بزرگان تاریخ هیچ مغایرتی نداره
الان این اولین پیام من در این سایت هست
و به این دلیل که با این آهنگ ها میتونم تجسم خودم رو هر لحظه لمس کنم اینجا می نویسم که به همه دوستان بگم
در ابتدای آشناییم خیلی چیزها برام باور کردنی نبود
اما الان با گذشت یکسال و تمرین و تمرکز بر روی تعالی وجودی خودم تازه میتونم اون خواسته ای که در اعماق وجودم بود رو با تجسم و توجه در ذهن خودم نگه دارم و در مسیرش حرکت کنم و هر روز حداقل یک قدم به جلو بیام
ببینید
من یک کارمند دولتی پر تلاش بودم و هدفم رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری ایران اون هم برای بهتر کردن شرایط زندگی مردم عزیز کشورم بود
اما پر از شرک بودم
پر از وابستگی به عوامل بیرونی بودم
پر از چک کردن خبرهای مختلف و به اصطلاح دنبال کردن حوادث مختلف دنیا و خصوصا ایران و در واقع ورودی های نا جالب به درونم بودم
اما الان که یکسال گذشته
دیگه از هیچ اتفاق و خبری از دنیا مطلع نیستم
آرامشم فوق العاده شده
هزینه های بیهودم خیلی خیلی کم شده
معجزات رو دارم یکی یکی لمس میکنم
به حضور خداوند که من رو در آغوشش گرفته ایمان آوردم
کلی با قرآن کریم و الهی ارتباط گرفتم اون هم با دیدگاهی متفاوت و زیبا که پر از امیده
زیبایی های دنیا بسیار بسیار برای من بیشتر نمود کرده
و الان با تغییراتی که در زندگی ام رخ داده
مطمئنم خیلی حالم بهتره
و اینجا میخوام بگم که
استاد عزیز ممنونتم از این توحیدی که در من بیدار کردی
و مطمئن باش در آینده ای نزدیک با توکل به الله یکتا با نتیجه میام به شما و همه دنبال کننده هاتون خودم رو بهتر معرفی می کنم.
دوستان ،من بجای تابلوی آرزوها یک پیج اینستاگرام درست کردم که فالوئری ندارم و فقط خودم میتونم پستهام رو ببینم.توی این پیج عکس آرزوها و خواسته هام رو مثل خونه و ویلا و ماشین و مسافرتهایی که دوست دارم رو پست میکنم و کپشن هم به زمان حال مینویسم.طوری که انگار اون خواسته رو الان دارم و به دستش آوردم.شما هم اگر دلتون خواست انجام بدید خیلی حس خوبی داره.و به تجسم کردن کمک زیادی میکنه.
من قبل اینکه با شما و این سایت آشنا بشم توی یه رابطه افتضاح بودم با اینکه متاهل هستم اما با یکی دیگه در رابطه بودم و شغل درست و حسابی نداشتم تو اسنپ کار میکردم با یه ماشین داغون و با همه سر جنگ داشتم و پول دراوردن برام مثل دست کردن تو دهن اژدها بود و خیلی چیزای دیگه
اما با راهنمایی پروردگار 6ماهه که وارد سایت شدم و با دوازده قدم شروع کردم
اون رابطه مزخرفی که فکر میکردم نمیتونم هیچوقت تمومش کنم رو مثل آب خوردن کنار گذاشتم وشغل مزخرف اسنپ هم کنار گذاشتم با راهنمایی خدا الان مدیر املاک تو بهترین نقطه شهرمون هستم حداقل 10تا مشاور زیر دستم کار میکنه
بهترین ماشین رو خریدم، اعتبار و احترام فوق العاده ای که الان دارم هیچوقت نداشتم
انقد پول دراوردن برام آسون شده که خود به خود برام پول میاد، همه رو دوست دارم و همه منو دوست دارن
سلام براستاد عزیز و بر دوستان همفرکانسی خودم.من حدود 6 ساله با استاد اشنا شدم .در ابتدا برای دیگران کارگری میکردم ومستاجر بودم ویک ماشین مدل پایین داشتم.الان بعد از گذشت 6 سال استفاده از اموزش های استاد.خودم کارافرین شدم وصاحب یک شرکت و چند نفر نیرو ی خوب .تونستم خانه بخرم وماشینمو عوض کنم به یک ماشین مدل بالا و خوب .جالبه براتون بگم همون ماشینی را خریدم که عکسش توی بک گراند گوشیم بود به همون رنگ و همون مشخصات.استاد عزیز بازم از شما ممنونمممممممممممم.و از خدا را هزاراااااااان هزار بار شااااااااکرم که مرا در مسیر هدایت قرار داد..
کسایی که اومدن اینجا تا زندگیشونو اونشکلی که میخوان نقاشی بکشن…………..
سید جان
چه نقاش فوق العاده ای هستی شما……..
ازت هزاران بار متشکرم که به ما هم آموزش میدی….
هزاران بار ازت ممنونم که تابلوی زندگیتو به ما هم نشان میدی……..
ازت ممنونم بابت این موسیقی های فوق العاده……
هم به خاطر خود موسیقی…
و هم به خصوص به این خاطر که موسیقی که خودت استفاده کردی برای کشیدن تابلوی زندگیت در اختیار ما هم گذاشتی……
چقدر سخاوتمندانه ما رو با احساس خوبت شریک کردی…
موسیقی هایی که متنی نداره….
چون قراره متنشو ما براش بسازیم….
خدایا شکرت برای این نعمت بی نظیر…
نعمت موسیقی…..
خدای من….خدای من…..خدای من…..
وقتی از این نعمت میگم اشک از چشمام سرازیر میشه….
((وقتی موسیقی درست و بی کلام رو پخش میکنی و چشماتو میبندی….وارد یک جهان کاملا متفاوت میشی…..جهانه خلاق…جهانی که توش فقط تو هستی و یک تابلو….یک بوم نقاشی…تو اون جهان تو با ذهن ات شروع میکنی تو اون تابلو کشیدن…..کشیدن زندگی خودت….همونجوری که دوس داری……برای موسیقی که در حال گوش دادنی ترانه میگی….ترانه ی زندگی که دوس داری داشته باشی…..خدای من…شکرت))
موسیقی چنان تمرکزی به آدم میده که اون رو وارد اون جهان میکنه…
موسیقی چنان آرامشی بهت میده که تو رو به خلق و انتشار تابلوی زندگیت نزدیک میکنه…تابلویی که خودت کشیدی..
خدایا شکرت برای این همه نعمت…
خدایا شکرت برای نعمت موسیقی…
خدایا شکرت برای این موسیقی های فوق العاده ای که سید جان بهمون هدیه داده…
خدایا شکرت که مارو هم مسیر با سید جان کردی…
خدایا شکرت که اجازه میدی خودمون زندگیمونو خلق کنیم…
خدایا شکرت بابت اون بوم نقاشیه شگفت انگیز…
خدایا شکرت که داری نقاشی کشیدن رو اون بوم رو بهمون یاد میدی…
در آخر شعری بسیار زیبا در این رابطه رو نشر میدم از جناب مهدی جوینی که امیدوارم از اون نهایت لذت رو ببرید…اون رو با حس بخونید به همراه گوش دادن یک موسیقی فوق العاده….جسم و روح اتون سرشار از آرامش…
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
آزاد شو از بند خویش، زنجیر راباور مکن،
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور مکن
حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن
خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را باور نکن
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش،
زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
برای تک تک تون از خداوند یکتای مهربان خوشبختی، زیبایی، سلامتی، شادی، ثروت، آرامش، قدرت، عشق، طول عمر، آزادی زمانی، آزادی مکانی، آزادی مالی، ایمان به خودش، عمل به الهاماتش و هر نعمت و هر رحمتی که خودش میدونه و ما نمیدونیم از فضل خودش در دنیا و در آخرت با تمام وجودم میخوام.
احسنت به شما بخاطر این توصیف قشنگی که از موسیقی تجسمی کردین.
چقدر ذهن خلاق و متصوری دارین .
واقعا انسان با موسیقی به جهانی ماورای این جهان قدم میزاره.جهانی که ی قلم و ی بوم دادن بهمون میگن دنیای خودتون و با تمام هر آنچه که میخواین نقاشی کنید و اون نقاشی ما در این دنیا تبدیل به خود واقعیت میشه.
الله اکبر از این زیبایی که خدا در انسان خلق کرد.
فتبارک الله احسن الخالقین
خدا میدونسته چه خلقت خارق العاده ای خلق کرده که اینچنین به خودش تبریک گفت و جهان رو مسخر این مخلوق درآورد.
خدایا به اندازه وسعت آسمان ها و زمین و اقیانوس و کهکشان ها شکررررررررررررررررررررت.
من قبل از اینکه با قانون آشنا بشم در گذشته توی زندگیم ناخودآگاه از تجسم استفاده کرده بودم یکباراز تلویزیون برنامه جشنواره شبهای تابستان کیش رو دیدیم تو اون برنامه یه خانم یه ماشین تیبا برنده شد
من خیلی خوشم اومد گفتم چقد خوب که تیبا برنده شد توذهنم گفتم کاش منم داشتم همیشه این صحنه توی ذهنم بود حتی همون روز قیمت اون روپرسیدم گفتن تیبا الان قیمتش ۲۵م تومن هست همیشه تیبا توی ذهن من زنگ میزد همش اون صحنه برنده شدن تیبا تو ذهنم بود با قیمش که بهم گفته بودن من اثلا اون موقع نه شرایطش رو داشتم نه قصد خرید ماشین رو تا مدت ها بعد یه شرایطی پیش اومد رفتم شرکت سایپا پراید ثبت نام کردم من واریزی اولیه رو انجام دادم تا اینکه بعداز مدتی پیام اومد برای واریزی بعدی پول من جور نشد و نرفتم تا اینکه بعداز مدتی پول جور کردم رفتم سایپا گفتن دیر اومدی فعلا ماشین پراید نداریم فعلا مشخص هم نیست باید صبر کنی چون ماهای آخر سال بود من دوست داشتم که برای تعطیلات نوروز ماشین داشته باشم ناراحت شدم رفتم پیش ریُس شرکت سایپا خواستم ببینم میشه کاری کرد اول شاکی شد که چرا دیر اومدی بعد گفتم پولم جور نشده بود من بهشون گفتم مخوام تا آخر سال ماشین رو تحویل بگیرم گفت ظرفیت پراید پر شده اولویت با کسانی هست که پول رو تکمیل کردن بعد خودش پیشنهاد داد گفت اگر بخوای می تونیم تیبا بهت بدیم البته یکم پول پیش تیبا بیشتره ولی اقساطشو همون شرایط پراید باشه البته شرایط اقساط پراید خیلی برای من بهتر بود گفت اسم شما الان برای پراید ثبت شده باید از تهران پیگیری بشه خودش همون لحظه با تهران تماس گرفت یکنفر رو مامور رسیدگی به این کار کرد گفت تا فردا صبر کن فردا رفتم شرکت سایپا گفت انحام شده یکماه قبل از عید تیبا میرسه دستتون جالب اینکه قیمتش نزدیک ۲۵م تومن دراومد برام بعداز عید همون سال قیمت ماشین رفت بالا من با بهترین شرایط همون تیبای که توی ذهنم بود خریدم
تجسم بعدی من برای گواهینامه بود من همیشه بخودم میگفتم رانندگی خیلی سخت دنده عوض کردن برام خیلی سخت بود میگفتم من هیچ وقت یاد نمیگیرم تا اینکه یکبار سوار یه ماشین شدم رانندش خانم بود خیلی راحت با تسلط کامل رانندگی میکرد
اون لحظه من تمام حواسم روی دنده عوض کردن اون خانم بود که خیلی راحت این کار رو انجام میداد اینقدر این کارش تو ذهن من جذاب و راحت شد که همش بهش فکر میکردم میگفتم چقد راحت وقتی توی تاکسی می نشستم میرفتم جلو کنار راننده فقط تمام تمرکزم روی دنده عوض کردن رانتده بود لذت میبردم تحسین میکردم بعد رفتم برای گواهینانه ثبت نام کردم وقتی اولین بار نشستم کنار مربی آموزش میدیم باور نمی کرد که من اولین بار نشستم پشت فرمون میکفت تو قبلا رانندگی کردی چون خیلی تمرکز کرده بودم ناخودآگاه انجام میدادم خیلی راحت رانندگی رو یاد گرفتم
تجسم بعدیم خونه خریدیم ما مستاجر بودیم باید سالی یکباراسباب کشی میکردیم از این خونه به اون خونه توی یه محله می نشستیم که روبروی خونه ما خونه های بود مال بنیاد مسکن باور کنید نزدیک یک سال بعضی صبحا که همسرم میرفت سر کار من در خونه رو باز میکردم اون خونه ها رو میدیدم به خدا میگفتم کاش میشد یکی از این خونه ها رو بخرم باور کنید مثل یک عکس حک شده بود توی ذهنم همش بهش فکر میکردم تا اینه خونه ای که ما مستاجر بودیم فروخته شد باید از اونجا میرفتیم به همسرم گفتم امسال خونه باید رهن کنیم که اجاره ندیم توی فکر رهن بودیم که یه نفر دست خدا شد که دنبال خونه برای یه نفر دیگه بود املاک ظاهرا یکی از همون خونه ها پیشنهاد داده بود بهش به من زنگ زد گفت خونه براتون پیدا کردم که بخرین من بهش گفتم ما پول خرید خونه نداریم فقط میتونیم رهن کنیم گفت این خونه صاحبش به علت مهاجرت قیمت خوب میده بطور معجزه آسای جور شد با یکم بیشتر از پول رهنی که ما داشتیم از همون خونه های بنیاد مسکن خریدیم
سلام بر استاد گرمی و همراهان محترم
من در مورد ۲ ماشین که خریدم از قبل تجسم کردم و به نتیجه رسیده و آنها را خریدم٫ آخری نیز در مورد ماشین شاسی بلندی بود که سال پیش بعد از چندماه تجسم حدود یکماه قبل از گرانی عجیب و غریب خودرو آنرا خریدم و بینهایت خداوند را شاکرم٫
سلام دوست عزیز تبریک میگم که با تجسم به ماشین دلخواهت رسیدی… ولی من یکساله با حس خوب دارم ماشین دلخواهم رو تجسم میکنم و کاملا در مدارش هستم و همش توی خیابان میبینمش ولی هنوز بهش نرسیده ام… شما اگر تجربه خاصی در این زمینه دارید ممنون میشم منو راهنمایی کنید.
بسم الله النور
سلام استاد جان عاشقتم
استاد جان این جلسه منو دیونه کرد این بار با اینکه قبلا چندین بار گوش داده بودم امروز که رسیدم به این جلسه از. این آگاهی های ناب و خالص دیوانه شدم
من باید قوانین را درک کنم و با درک قانون دیگه همه چیز به طور طبیعی رخ میده
و تجسم یه ابزار هست برای رسیدن به احساس خوب که طبق قانون جهان اطرافم شکل میگره پس تجسم یه چیز عجیب غریب نیست اصلا تجسم نتایج رو رقم نمیزنه اون احساس منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه پس یاد بگیرم رها باشم و فقط نقطه پایانی رو تجسم کنم چگونگی کار من نیست این جهان قانونمد هست و طبق همون قانون وقتی من احساسمو خوب کنم و ذهنمو کنترل کنم و افکارمو آگاهانه جهت بدم به سمت خواسته ها دیگه تمومه دیگه نه نگران هستم و نه میترسم که دیر بشه یا نشه کل داستان همینه درک قوانین جهان هستی و این تجسم و مدیتیشن و هر کاری که من انجام میدم برای رسیدن به احساس بهتر همون اجرای قانون در عمل هست
میدونی استاد ذهن من میخاد هما چیو پیچیده کنه و شما با این حرف ها بار بزرگی رو از دوش من برداشتید ذهن من هی میگفت پس کو اون اجرای قانون تو عمل و تو زندگیت در حالی که من دارم به قانون به همین سادگی عمل میکنم
و یه چیزی گفتی استاد منو دیوانه کرد و کل زندگیم مثل یه فیلم مرور شد گفتید تجسم یه چیز طبیعی هست مثل نفس کشیدن لازم نیست تو چیزی یا روش خاص یا متد خاص تجسم یاد بگیری تو کل دوران کودکی و زندگیت در حال تجسم بودی که استاد حتی قبل از این جلسه من ذهنم درگیر بود که باید یاد بگیرم تجسم کنم در حالی که تجسم یه چیز طبیعی هست و موهبت تجسم از اول با من بوده خدایا شکرت
استاد از این موهبت تجسم دارم تو تمرین ستاره قطبی استفاده میکنم و چقدر لذت بخشه این خلق خواسته ها و همین امروز استاد اون فایل انعکاس درخت هارو تو آب دریاچه گذاشتید تو اینستا من انقدر مدهوش شدم از اون همه زیبایی و دلم نیومد کامنت نزارم و نوشتم و تو حین نوشتن گفتن خدایا استاد چند ساعت این فایل رو گذاشته و کامنت بچها پین شده و همینجور هم داره کامنت میاد اما من دلم میخاد استاد کامنت منو بخونه و نشونه هم این باشه کامنتتو پین کنه و قشنگ تجسم کردم که پیام لایک کامنتام اومد و پین شد استاد چند ساعت نشد پیام اوم من همون موقه داشتم به خرید قدم شش که امروز آخرین فرصت هست فکر میکردم و گفتم اگه این شده اونم میشه اصلا خرید قدم های ربطی به پول و حساب بانکی و من نداره آقا من قدم شش رو سر موقه میخام و دیگه بقیش کار خداست و قشنگ تجسم کردم و بقیه کار خداست
استاد انقدر این جلسه عالی و بینظیر بود که دلم پر زد و منم چند ساعت طول کشید تا این فایل یک ساعت و خورده ای رو گوش بدم و خدارو شکر میکنم که باز هدایت شدم به مرور جلسه دوم خدایا شکرت
استا. جان عاشقتونم و از خدا براتون بینهایت سلامتی شادی عشق و ثروت در دنیا و آخرت میخام
عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😘
سلام و عرض ادب واحترام خدمت استاد دلسوز و مهربانم ومریم جان عزیزم
چقققدر خداراشاکرم که عضو این سایت هستم و از اگاهیهای استاد عزیزم استفاده میکنم
من هربار که تو زندگی از تجسم استفاده کردم نتایج خوبی رو به دست آوردم
من مدرک تحصیلی ام دیپلم هست و تو اورگانی که تحربه داشتم با سابقه بالای کاری و نتایج خوبی که گرفته بودم وموفق بودم ولی سنگ اندازی میکردن ومنو استخدام نمیکردن ولی از قانون تجسم وشکرگزاری استفاده کردم بعداز یه مدت خیلی کوتاه خودشون تماس گرفتن رو خطم ازمن خواهش کردن که برم وواسشون کارکنم با شرایط ویژه
درآمدم پایین بود و واقعا جوابگوی دخل وخرج ام نبودم با تجسم موفق شدم تو یه ماه درآمدم را ۳ برابر کنم
دنبال مکان بودم کنار خیابان اصلی با اجاره پایین خدا منو هدایت کرد سمت شاه خیابان اصلی بر خیابان با اجاره خیلی پایین تازه صاحب ملک ام گفت تا ده سال هم بشینی بلندت نمیکنم
واسه مشتری تجسم میکردم که خدا مشتریهای دروست و حسابی ودست به نقد رو بهم معرفی کنه مشتریهام همینجور مدل بودن وراحت جذب محل کارم میشدن و خرید میکردن
تجسم وشکرگزاری درکنار هم معجزه میکنند وهرکاری نشدی رو شدنی میکنند
نتایج ام خییلی زیاده بخشی از نتایج ام را گفتم دوستان خسته نشن از خوندش
امیدوارم هر تایمی از طی روز این متن رو میخونین حال دلتون خوب باشد
خدانگهدار❤❤❤
سلام دوست عزیز و هم فرکانسیم من تازه به این قسمت تجسم رسیدم و دارم کامنت شما دوستان عزیزم میخونم و کیف میکنم که چقد قشنگ با تجسم کردن زندگیتون رو خلق کردید احسنت بهتون این پیام شما مال 3 سال پیش بوده و مطمئنم به همه اهدافتون با تجسم رسیده اید و خلقشون کردید ممنون میشم اگه کامنت منو دیدید راهنماییم کنید که تمرکزم باید رو یک خواسته باشه یا چند خواسته با هم و طی چند روز باید تجسم انجام بشه پیشاپیش تشکر میکنم عزیزم از راهنماییتون در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان همراهم در این مسیر زیبا 🙋♀️🙋♀️🙋♀️
من فائزه هستم این تمرین استاد منو برد به سالهای
قبل حدودا ۲۳ سال پیش قبل از اینکه ازدواج کنم زمانی که دختر جوانی بودم.اون روزها که به ازدواج فکر میکردم وبرام خواستگار می اومد من تو رویای خودم بودم اصلا از این خواستگارهای رسمی خوشم نمی اومد این که خانواده بیان بعد پسر بیارن وبعد ووو.من تو ذهنم تجسم میکردم که با یک نفر تو سفر آشنا شده ام وما از همدیگه خوشمون اومده وبعد با هم ازدواج کردیم هر لحظه شب وروز تو این رویا میگذشت وقتی مسافرت میرفتیم مثل کسی که منتظره بودم منتظر بودم از راه برسه…
تا اینکه من به همراه مامانم وخواهرم ویک چند نفر از اقوام سفری خارج از ایران ثبت نام کردیم
واین سفر سفری بود که من تو رویاهام منتظرش بودم تا زمانی که به مقصد رسیدیم من اصلا ندیدمش .بعد که رسیدیم هتل تازه چشمم بهش افتاد .تو مسافرت هیچ اتفاقی نیافتاد ومن همینطور تجسم میکردم تا اینکه یک روز بعد از سفر بهم زنگ زد وخواست که با هم صحبت کنیم من مامانم را در جریان گذاشتم واز اونجایی که شناختی عالی نسبت به ایشون تو سفر پیدا کرده بودند موافقت کردند. وما بعد از ۳ ماه با هم ازدواج کردیم .الان ۲۲ ساله که از اون روز میگذره وما روز بروز بیشتر عاشق هم شدیم .والان هم با هم داریم دوره را کار میکنیم همسرم نه تنها شریک زندگیم بلکه دوستی صمیمی ام شده
جالبه اونم که تعریف میکنه چند وقتی بوده که داشته تجسم میکرده که با یک نفر آشنا شده وزمانی که مامانش میرفته براش خواستگاری نمیرفته واونا هم ناراحت می شدند که چرا اون ازدواج نمیکنه….
تجسم دیگه من تو زندگیم که به عینه این قانون را تصدیق میکنه زمانی بود که من رفتم ماشین ثبت نام کنم. زمانی که من ماشینم را فروختم خیلی از ماشینم برای خریدار تعریف کردم اونم گفت اگه خوبه چرا میفروشید نا خودآگاه گفتم میخوام ماشین صفر بخرم دیگه شبانه روز من مجسم میکردم که ماشین صفر دارم حتی میدیم که دارم وسایل سفر را صندوق عقبش میزارم که بریم سفر…تا این که یهویی شرایطی پیش اومد ورفتم برای ثبت نام ماشین که پول اولیه اونم معجزه قانون بود.ماشینی که من میخواستم بخرم ماشینی بود که لیزینگی بود .وقسط داشت .بعد از اینکه ثبت نام کردم وقرار شد تا یک ماه بعد ماشینم را تحویل بگیرم وقتی اومدم وبرای چند نفر از نزدیکانم تعریف کردم اونا گفتند که اشتباه کردی اقساطش زیاده چرا ..ومن وهمسرم را متقاعد کردند که ماشین را انصراف بدم.
از اونجایی که خدا می خواد منو به خواسته ام برسونه وقدرت خلق در افکار ماست ۳ بار برای انصراف رفتم ولی هر سه بار نشد یک بار تعطیلات سایپا بود دوبار دیگه هم به به دلایلی نشد .من تو تنهایی به خدا میگفتم من که ماشینم را دیدم پس چرا
….بعد یک ماه من ماشینم را تحویل گرفتم واقعا اون به راحترین شکل ممکن پرداخت کردم جوری که حتی متوجه نشدم … بعد هم قسطهاش تموم شد قیمت ماشین شده بود ۳ برابر قیمت اون
امروز که برای بارها فایل شماره۲ قدم دوم را گوش کردم واستاد از تکنیک تجسم گفتند .یاد اون خاطرات افتادم ..واقعا دوستان این تکنیک جواب میده ایمان دارم که ما خالق زندگیمون هستیم چجوری اصلا به ما ربطی نداره اتفاقاتی میافته که فقط تو رو به خواسته ات برسونه فقط اینقدر باید مشتاق باشی به نتیجه پایانی که تفریحت این باشه که یک گوشه پیدا کنی جدا از زمان ومکان بشی وبری تو دنیای خودت وخواسته ات را ببینی….
استاد عزیزم سیر نمیشم از گوش کردن به فایلهاتون هر روز این فایل را میزارم ومثل کسی که بار اوله گوش میکنه لذت می برم سر کار که میرم .پشت فرمون ماشین هندسفری به گوشم تو دنیای خودم هستم…بعضی وقتها از شدت خوشحالی جیغ میکشم گریه میکنم واز خدا وشما تشکر میکنم …ممنونم بابت همه چیز …..
سلام و درود بیکران بر استاد عباس منش موحد و یار گرامیشان خانم شایسته عزیز
من الان فکر کنم یکسال شده که با شما و سایت خوبتون آشنا شدم
البته از طریق دوره روانشناسی ثروت که برادرم تهیه کرده بود
از اون روز تا کنون با دقت به تمام فایل ها گوش جان سپردم و با خودم قرار شش ماه وحی منزل رو گذاشتم که دیدم حرفاتون با حرف بزرگان تاریخ هیچ مغایرتی نداره
الان این اولین پیام من در این سایت هست
و به این دلیل که با این آهنگ ها میتونم تجسم خودم رو هر لحظه لمس کنم اینجا می نویسم که به همه دوستان بگم
در ابتدای آشناییم خیلی چیزها برام باور کردنی نبود
اما الان با گذشت یکسال و تمرین و تمرکز بر روی تعالی وجودی خودم تازه میتونم اون خواسته ای که در اعماق وجودم بود رو با تجسم و توجه در ذهن خودم نگه دارم و در مسیرش حرکت کنم و هر روز حداقل یک قدم به جلو بیام
ببینید
من یک کارمند دولتی پر تلاش بودم و هدفم رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری ایران اون هم برای بهتر کردن شرایط زندگی مردم عزیز کشورم بود
اما پر از شرک بودم
پر از وابستگی به عوامل بیرونی بودم
پر از چک کردن خبرهای مختلف و به اصطلاح دنبال کردن حوادث مختلف دنیا و خصوصا ایران و در واقع ورودی های نا جالب به درونم بودم
اما الان که یکسال گذشته
دیگه از هیچ اتفاق و خبری از دنیا مطلع نیستم
آرامشم فوق العاده شده
هزینه های بیهودم خیلی خیلی کم شده
معجزات رو دارم یکی یکی لمس میکنم
به حضور خداوند که من رو در آغوشش گرفته ایمان آوردم
کلی با قرآن کریم و الهی ارتباط گرفتم اون هم با دیدگاهی متفاوت و زیبا که پر از امیده
زیبایی های دنیا بسیار بسیار برای من بیشتر نمود کرده
و الان با تغییراتی که در زندگی ام رخ داده
مطمئنم خیلی حالم بهتره
و اینجا میخوام بگم که
استاد عزیز ممنونتم از این توحیدی که در من بیدار کردی
و مطمئن باش در آینده ای نزدیک با توکل به الله یکتا با نتیجه میام به شما و همه دنبال کننده هاتون خودم رو بهتر معرفی می کنم.
به امید دیدارتون
دوستان ،من بجای تابلوی آرزوها یک پیج اینستاگرام درست کردم که فالوئری ندارم و فقط خودم میتونم پستهام رو ببینم.توی این پیج عکس آرزوها و خواسته هام رو مثل خونه و ویلا و ماشین و مسافرتهایی که دوست دارم رو پست میکنم و کپشن هم به زمان حال مینویسم.طوری که انگار اون خواسته رو الان دارم و به دستش آوردم.شما هم اگر دلتون خواست انجام بدید خیلی حس خوبی داره.و به تجسم کردن کمک زیادی میکنه.
سلام و درود
من قبل اینکه با شما و این سایت آشنا بشم توی یه رابطه افتضاح بودم با اینکه متاهل هستم اما با یکی دیگه در رابطه بودم و شغل درست و حسابی نداشتم تو اسنپ کار میکردم با یه ماشین داغون و با همه سر جنگ داشتم و پول دراوردن برام مثل دست کردن تو دهن اژدها بود و خیلی چیزای دیگه
اما با راهنمایی پروردگار 6ماهه که وارد سایت شدم و با دوازده قدم شروع کردم
اون رابطه مزخرفی که فکر میکردم نمیتونم هیچوقت تمومش کنم رو مثل آب خوردن کنار گذاشتم وشغل مزخرف اسنپ هم کنار گذاشتم با راهنمایی خدا الان مدیر املاک تو بهترین نقطه شهرمون هستم حداقل 10تا مشاور زیر دستم کار میکنه
بهترین ماشین رو خریدم، اعتبار و احترام فوق العاده ای که الان دارم هیچوقت نداشتم
انقد پول دراوردن برام آسون شده که خود به خود برام پول میاد، همه رو دوست دارم و همه منو دوست دارن
خدا مثل روز بهترین راه رو نشونم میده
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
سلام براستاد عزیز و بر دوستان همفرکانسی خودم.من حدود 6 ساله با استاد اشنا شدم .در ابتدا برای دیگران کارگری میکردم ومستاجر بودم ویک ماشین مدل پایین داشتم.الان بعد از گذشت 6 سال استفاده از اموزش های استاد.خودم کارافرین شدم وصاحب یک شرکت و چند نفر نیرو ی خوب .تونستم خانه بخرم وماشینمو عوض کنم به یک ماشین مدل بالا و خوب .جالبه براتون بگم همون ماشینی را خریدم که عکسش توی بک گراند گوشیم بود به همون رنگ و همون مشخصات.استاد عزیز بازم از شما ممنونمممممممممممم.و از خدا را هزاراااااااان هزار بار شااااااااکرم که مرا در مسیر هدایت قرار داد..
به نام پروردگار و فرمانروای کل موجودات عالم….
هزاران درود و سلام به پیام رسان آگاهی
««سیدحسین عباسمنش»» عزیز
و هزاران سلام به همه ی نقاش های بهشتیه این سایت….
کسایی که اومدن اینجا تا زندگیشونو اونشکلی که میخوان نقاشی بکشن…………..
سید جان
چه نقاش فوق العاده ای هستی شما……..
ازت هزاران بار متشکرم که به ما هم آموزش میدی….
هزاران بار ازت ممنونم که تابلوی زندگیتو به ما هم نشان میدی……..
ازت ممنونم بابت این موسیقی های فوق العاده……
هم به خاطر خود موسیقی…
و هم به خصوص به این خاطر که موسیقی که خودت استفاده کردی برای کشیدن تابلوی زندگیت در اختیار ما هم گذاشتی……
چقدر سخاوتمندانه ما رو با احساس خوبت شریک کردی…
موسیقی هایی که متنی نداره….
چون قراره متنشو ما براش بسازیم….
خدایا شکرت برای این نعمت بی نظیر…
نعمت موسیقی…..
خدای من….خدای من…..خدای من…..
وقتی از این نعمت میگم اشک از چشمام سرازیر میشه….
((وقتی موسیقی درست و بی کلام رو پخش میکنی و چشماتو میبندی….وارد یک جهان کاملا متفاوت میشی…..جهانه خلاق…جهانی که توش فقط تو هستی و یک تابلو….یک بوم نقاشی…تو اون جهان تو با ذهن ات شروع میکنی تو اون تابلو کشیدن…..کشیدن زندگی خودت….همونجوری که دوس داری……برای موسیقی که در حال گوش دادنی ترانه میگی….ترانه ی زندگی که دوس داری داشته باشی…..خدای من…شکرت))
موسیقی چنان تمرکزی به آدم میده که اون رو وارد اون جهان میکنه…
موسیقی چنان آرامشی بهت میده که تو رو به خلق و انتشار تابلوی زندگیت نزدیک میکنه…تابلویی که خودت کشیدی..
خدایا شکرت برای این همه نعمت…
خدایا شکرت برای نعمت موسیقی…
خدایا شکرت برای این موسیقی های فوق العاده ای که سید جان بهمون هدیه داده…
خدایا شکرت که مارو هم مسیر با سید جان کردی…
خدایا شکرت که اجازه میدی خودمون زندگیمونو خلق کنیم…
خدایا شکرت بابت اون بوم نقاشیه شگفت انگیز…
خدایا شکرت که داری نقاشی کشیدن رو اون بوم رو بهمون یاد میدی…
در آخر شعری بسیار زیبا در این رابطه رو نشر میدم از جناب مهدی جوینی که امیدوارم از اون نهایت لذت رو ببرید…اون رو با حس بخونید به همراه گوش دادن یک موسیقی فوق العاده….جسم و روح اتون سرشار از آرامش…
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
آزاد شو از بند خویش، زنجیر راباور مکن،
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور مکن
حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن
خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را باور نکن
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش،
زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
برای تک تک تون از خداوند یکتای مهربان خوشبختی، زیبایی، سلامتی، شادی، ثروت، آرامش، قدرت، عشق، طول عمر، آزادی زمانی، آزادی مکانی، آزادی مالی، ایمان به خودش، عمل به الهاماتش و هر نعمت و هر رحمتی که خودش میدونه و ما نمیدونیم از فضل خودش در دنیا و در آخرت با تمام وجودم میخوام.
سلام ، براى نوشتن این شعر عالى از شما شپاسگذارم🌸
سلام آقا هومن عزیز.
احسنت به شما بخاطر این توصیف قشنگی که از موسیقی تجسمی کردین.
چقدر ذهن خلاق و متصوری دارین .
واقعا انسان با موسیقی به جهانی ماورای این جهان قدم میزاره.جهانی که ی قلم و ی بوم دادن بهمون میگن دنیای خودتون و با تمام هر آنچه که میخواین نقاشی کنید و اون نقاشی ما در این دنیا تبدیل به خود واقعیت میشه.
الله اکبر از این زیبایی که خدا در انسان خلق کرد.
فتبارک الله احسن الخالقین
خدا میدونسته چه خلقت خارق العاده ای خلق کرده که اینچنین به خودش تبریک گفت و جهان رو مسخر این مخلوق درآورد.
خدایا به اندازه وسعت آسمان ها و زمین و اقیانوس و کهکشان ها شکررررررررررررررررررررت.
ددوست خوبم چقدر زیبا نوشتی
شعر زیبایت خلاصه زندگی به روش استاد بود.خدایا شکرت بابت این همه دوست و خانواده ی همفرکانسی
سلام به استاد عزیزم و بانو مریم شایسته عزیزم
من قبل از اینکه با قانون آشنا بشم در گذشته توی زندگیم ناخودآگاه از تجسم استفاده کرده بودم یکباراز تلویزیون برنامه جشنواره شبهای تابستان کیش رو دیدیم تو اون برنامه یه خانم یه ماشین تیبا برنده شد
من خیلی خوشم اومد گفتم چقد خوب که تیبا برنده شد توذهنم گفتم کاش منم داشتم همیشه این صحنه توی ذهنم بود حتی همون روز قیمت اون روپرسیدم گفتن تیبا الان قیمتش ۲۵م تومن هست همیشه تیبا توی ذهن من زنگ میزد همش اون صحنه برنده شدن تیبا تو ذهنم بود با قیمش که بهم گفته بودن من اثلا اون موقع نه شرایطش رو داشتم نه قصد خرید ماشین رو تا مدت ها بعد یه شرایطی پیش اومد رفتم شرکت سایپا پراید ثبت نام کردم من واریزی اولیه رو انجام دادم تا اینکه بعداز مدتی پیام اومد برای واریزی بعدی پول من جور نشد و نرفتم تا اینکه بعداز مدتی پول جور کردم رفتم سایپا گفتن دیر اومدی فعلا ماشین پراید نداریم فعلا مشخص هم نیست باید صبر کنی چون ماهای آخر سال بود من دوست داشتم که برای تعطیلات نوروز ماشین داشته باشم ناراحت شدم رفتم پیش ریُس شرکت سایپا خواستم ببینم میشه کاری کرد اول شاکی شد که چرا دیر اومدی بعد گفتم پولم جور نشده بود من بهشون گفتم مخوام تا آخر سال ماشین رو تحویل بگیرم گفت ظرفیت پراید پر شده اولویت با کسانی هست که پول رو تکمیل کردن بعد خودش پیشنهاد داد گفت اگر بخوای می تونیم تیبا بهت بدیم البته یکم پول پیش تیبا بیشتره ولی اقساطشو همون شرایط پراید باشه البته شرایط اقساط پراید خیلی برای من بهتر بود گفت اسم شما الان برای پراید ثبت شده باید از تهران پیگیری بشه خودش همون لحظه با تهران تماس گرفت یکنفر رو مامور رسیدگی به این کار کرد گفت تا فردا صبر کن فردا رفتم شرکت سایپا گفت انحام شده یکماه قبل از عید تیبا میرسه دستتون جالب اینکه قیمتش نزدیک ۲۵م تومن دراومد برام بعداز عید همون سال قیمت ماشین رفت بالا من با بهترین شرایط همون تیبای که توی ذهنم بود خریدم
تجسم بعدی من برای گواهینامه بود من همیشه بخودم میگفتم رانندگی خیلی سخت دنده عوض کردن برام خیلی سخت بود میگفتم من هیچ وقت یاد نمیگیرم تا اینکه یکبار سوار یه ماشین شدم رانندش خانم بود خیلی راحت با تسلط کامل رانندگی میکرد
اون لحظه من تمام حواسم روی دنده عوض کردن اون خانم بود که خیلی راحت این کار رو انجام میداد اینقدر این کارش تو ذهن من جذاب و راحت شد که همش بهش فکر میکردم میگفتم چقد راحت وقتی توی تاکسی می نشستم میرفتم جلو کنار راننده فقط تمام تمرکزم روی دنده عوض کردن رانتده بود لذت میبردم تحسین میکردم بعد رفتم برای گواهینانه ثبت نام کردم وقتی اولین بار نشستم کنار مربی آموزش میدیم باور نمی کرد که من اولین بار نشستم پشت فرمون میکفت تو قبلا رانندگی کردی چون خیلی تمرکز کرده بودم ناخودآگاه انجام میدادم خیلی راحت رانندگی رو یاد گرفتم
تجسم بعدیم خونه خریدیم ما مستاجر بودیم باید سالی یکباراسباب کشی میکردیم از این خونه به اون خونه توی یه محله می نشستیم که روبروی خونه ما خونه های بود مال بنیاد مسکن باور کنید نزدیک یک سال بعضی صبحا که همسرم میرفت سر کار من در خونه رو باز میکردم اون خونه ها رو میدیدم به خدا میگفتم کاش میشد یکی از این خونه ها رو بخرم باور کنید مثل یک عکس حک شده بود توی ذهنم همش بهش فکر میکردم تا اینه خونه ای که ما مستاجر بودیم فروخته شد باید از اونجا میرفتیم به همسرم گفتم امسال خونه باید رهن کنیم که اجاره ندیم توی فکر رهن بودیم که یه نفر دست خدا شد که دنبال خونه برای یه نفر دیگه بود املاک ظاهرا یکی از همون خونه ها پیشنهاد داده بود بهش به من زنگ زد گفت خونه براتون پیدا کردم که بخرین من بهش گفتم ما پول خرید خونه نداریم فقط میتونیم رهن کنیم گفت این خونه صاحبش به علت مهاجرت قیمت خوب میده بطور معجزه آسای جور شد با یکم بیشتر از پول رهنی که ما داشتیم از همون خونه های بنیاد مسکن خریدیم
واقعا تجسم بی نهایت قدرت داره خدایا شکرت
ممنونم استاد عزیزم 🌷🌷🌷