اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من عضوجدید این گروه هستم ازاین بابت خیلی خیلی خوشحالم مدتها بود دنبال همچین گروهی وهمینطور استاد بینظیر این گروه بودم امیدوارم ومطمینم ومیخاهم که با شما دوباره به نعمت ورحمت خدادای که دوران کودکی تا نوجوانی داشتم برسمدوباره اون حال خوب احساس خوب واطمینان وآرامشی که داشتم برسم همینطورخدایی که داشتم دلم براش خیلی تنگ شده دوباره باید محبت ومهربونیشو حس کنم وجودشو حس کنم باورواطمینانی که بهش داشتمو پیدا کنم من این قانون رو داشتم نمیدونستم حالا اگاهانه ومطمین دوباره بدستش میارم در کنار شمااستاد بینظیر ودوستان عزیز منتظر خبرهای خوب بیشتر من باشید روزای خوب بیشتری تو راهه…. مرسی
همین الان یک اتفاق عجیب و باور نکردنی برام رخ داده که می خوام براتون تعریف کنم
داستان از روزی شروع شد که محصول 12 قدم رو روی سایت گذاشتین و من متاسفانه پول خرید اون رو نداشتم در حالی که عمیقا و قلبا دوست داشتم اونو داشته باشم اولش ناراحت شدم به خاطر اینکه منی که حدود دو ساله دارم به اصطلاح خودم روی قوانین کار می کنم هنوز پول خرید این دوره که قیمتی هم نداشت رو ندارم به مرور سعی کردم روی به فکرم مسلط بشم و تمرکزمو روی خواسته و نکات مثبت بزارم روی تمام اتفاقات عالی که توی این مدت اشنایی من با شما و قوانین تو زندگیم رخ داده بزارم و شورع کردم روی فایل های رایگان کار کردن و با تمرکز گوش کردن و تصمیم گرفتم روی سفرنامه کار کنم و هر روز فایل های اونو با اشتیاق گوش دادم ولی این بار نه مثل فیلم و یکسری حرفای قشنگ که حالمو خوب کنه با تمرکز بیشتر و با تمام وجود گوش کردم حرفاتونو و یادداشت برداری کردم نکات اونو و طرز جالبی هر روز حالم بهتر و بهتر شد وتغییر مدارهامو با تمام وجود احساس می کردم و در حالی بود که از نظر مالی به صفر رسیده بودم چند روز پیش یه خانمی یه کامنت توی سایت گذاشته بود که چطور تونسته بود از طریق شیرینی پزی به اولین درامدش برسه و کار رو از اشپزخونه خودش شروع کرده من با خوندن اون کامنت که در کانال هم گذاشته شد خیلی حالم خوب شد و به این فکر کردم که چطور منم می تونم بدون سرمایه و از همینجایی که هستم ایده ای که همون روز به ذهنم رسیده بود رو عملی کنم
تنها چیزی که به فکر رسید این بود که باورهای ثروت ساز ایجاد کنم چون این تنها کاری بود که می تونستم بکنم زیرا برای عملی کردن ایده ام به اینترنت نیاز داشتم که حتی پول شارژ کردم اینترنتم رو هم نداشتم تمام روز تمرکزمو گذاشتم روی نکات مثبت زندگی ام
امروز روزی هفتم از سفرنامه منه بعد از هفت روز همراه شده با سفرنامه یه معجزه برام رخ داد نیم ساعت پیش حسابمو چک کردم حسابی که تا دیشب صفر بود الان 600 هزار تومن موجودی داره هنوز نمی دونم این پول از کجا اومده و کی برام فرستاده فقط می دونم از طرف دستی از دستان خداست خدایا ازت ممنونم ممنونم با تمام وجود استاد ممنونم
می دونم با ادامه دادن این راه و تمرکز بیشتر روی جنبه های عالی زندگیم پول خرید دوره رو جور می کنم
خدایا شکرت من یه زندگی عالی دارم و امیدوارم این حال خوب نصیب همتون بشه
با سلام به استاد عزیزم٫و مریم بانو٫و دوستان٫الان که این فایل گوش دادم نزدیکای سحر و احتمالا اخرین سحری این ماه رمضان٫و تو این فایل خوب و پر از اگاهی حرف از غذا و لذت و رنج و٫٫٫٫شد
و من میخواستم برداشتم از ماه رمضان و غذا نخوردن و عبادت خدا بگم٫که خدا هر سال با ماه رمضان داره بهمون میگ که غذای روح ونگه داشتن خودمون در حال خوب و ارتباط با خودش حالا با نماز با احساس خوب با ذکر و دعا با اعراض کردن از چیزای بد و منفی و کلی چیز دگ داره بهمون میگ که این غذای روح و اینا خیلی مهم تر از غذایی که برای جسممون میخوریم و وخلاصه بگم که وقتی ما به اصل توجه کنیم و فکر و باور درست کنیم غذای جسم داده میشه وقتی به سفره افطار نگاه میکنم چقدر زیبا و دلچسب و پره و همه دور هم جمع هستیم دور سفره خدا یعنی اصلا جا نیستا از بس از غذا و برکت پر میشه ٫میفهمم که وقتی به خودش وصلیم به روحی که در وجودمون همه چی داده میشه با لذت و ارامش و سبکی و خوشی٫این خلاصه برداشت من از ماه رمضان و اینکه خدا از هرچیزی برای فهماندن قوانینش به ما استفاده میکنه ٫چه ماه و سال باشه چه روز و شب باشه چه حیوانات باشه و میگم از همه چیز برای فهماندن و درک و استفاده کردن از قوانین داره به ما نشون میده کافیه فکر کرد اندیشید و نتیجه گرفت٫و صرف فقط نخوردن ونیاشامیدن نباشه٫
ودر مورد حیوانات و حشرات٫من وقتی قران مطالعه میکنم حتی از اسم های سوره ها هم سعی میکنم برداشتی داشته باشم٫و برام خیلی جالب بود زندگی زنبور و عنکبوت٫
که این فایل هم درمورد اهرم رنج و لذت بود درمورد غذای خوب و بد و کسب و کار٫
من اومدم برای خودم این دوتا حشره رو مقایسه کردم٫
مقایسه درمورد خونشون٫غذاشون٫نحوه عمل کردن و فعالیت و کسب کار و ایمان٫
خونه زنبور که تصور میکنم از نظر ظاهری خیلی محکم تر و لایه لایه و امن و زیباست ٫
خونه عنکبوت ساخته شده از چند تارو پود که در یک ان با تکونی با بادی به فنا میره استحکام صفر ایمنم نیست٫
حالا غذای زنبورا شهد گلای زیبا و خوشبو و مهمتر اینکه خدا گفته هدایتشون میکنیم و این خیلی برام جالب بود که این هدایت میتونه بوی گل باشه و جالبتر اینکه زنبورها به هدایت ایمان دارند و حرکت میکنند و عمل میکنن و خودشون میرسونن به گلها٫
و غذای عنکبوتم که انتظار و انتظار تا یه حشره ای به طورش گیر کنه و دلی از عزا در بیاره٫تازه اون حشره رو هم با زهرش باید بکشه و سمیش بکنه تا بخورتش٫
حالا تصورش کنین غذای زنبور عسل به اون خوشمزگی و غذای عنکبوت به این بدمزگی٫
البته مزه نکردما حدس میزنم خخخخ٫
حالا ادامش نحوه عمل کردن و کسب کارم٫حتما دیدید که چقد کندوی زنبور ها شلوغ و پر از جنب و جوشن و فعال مثل سایت استاد عزیزم که ملکه این سایت و ما هم زنبورای دور برش و چقد شلوغ پربرکت و فعال و کامنت ها و فایل ها مثل عسل ناب و شیرین٫
و نحوه عمل کردن عنکبوت که ساکن یک جا و یک جا قایم میشه و تنهاست همیشه هچ رونقی وجود نداره و فقط زنده است دگ ٫٫٫
و این دو تا حشره هم ماموران خداهستن که دارن واضح قانون معرفی میکنن٫
تا یادم نرفته یک نگاه توحیدی هم ازش پیدا کردم اینکه وقتی به خونه زنبورا نگاه میکنم انگار فقط به یک بند نازک وصلن و اون همه حجم کندو و زنبورارو نگه داشته این واس من یعنی ادم فقط به خدا وصل باشه فقط به اون تکیه کنه اگه هزار برابرم بشه این کندو لایه لایه بزرگتر بشه باز همون یک ایمان یک باور قوی به خدا نگهت میداره٫
و وقتی امیدت به هزار جا باشه به هزار نفر وصل باشی یک ایمان قوی نداشته باشی به اون توحید رو نداشته باشی ب خدا هچ برکتی توزندگیت نیست مثل خونه عنکبوت و در هر لحظه و هر ان ممکن نابود بشه٫
ومن این دو نوع زندگی رو دارم میبینم ٫این برکت و بزرگی و ایمان و کندو رو در زنگی شما میبینم که خدا هدایتتون میکنه به بهترین گلها به بهترین کندو ها با یک ایمان و باور قوی به خدا٫وزندگی خیلی ها ازخیلی هم بیشتر که زندگیشون شبیه زندگی عنکبوت به هزار جا وصل به هزار نفر وابسته الا به اونی که باید وصل باشه٫و نه برکتی نه لذتی هچی پوچ و بیهوده٫
خدایا شکرت بخاطر این اگاهی و استاد سپاسگزارم بخاطر این فایل زیبا با اون غذاهای خوشمزه و زیبا
مرور این فایل ها بسیار لازم است زیرا پس از مدتی کافی است مقداری ذهن را کنترل نکنم.
ان زمان است که دوباره شرایط بر می گردد.
تغذیه ذهن بسیار مهم است. من شخصا هر وقت که ذهنم را خوب تغذیه می کنم
انگار جسمم را خوب تر تغذیه می کنم.
اما مسئله ی ای که هست این است که وقتی در یک خانواده زندگی می کنی نمی توانی 100 درصد ورودی هایت را کنترل کنی.
اری هر ورودی که من را غمگین می کند یا می ترساند نباید وارد ذهنم شود
اری تمام اتفاقات زندگی ام حاصل فرکانس ها و باور هایم است.
پس اگر الان از مسیر درست خارج شدم می دانم که چه فرکانسی ارسال کردم.
دوباره به مسیر اصلیم باید بازگردم به همان هدایت ها همان سپاسگزاری ها همان اشک ذوق ها .
توجه به هر ورودی مسموم، یعنی ارسال فرکانس یک ناخواستهی دیگر کهو نتیجهی آن ورود اتفاقات ناخواستهی بیشتری است که راه را برای گله و شکایت ها، ترسها و نگرانیهای بیشتر باز میکند.
اری دقیقا همینطور است فعلا توانستم از سیکل معیوب بیرون بیایم الان طوری می توانم بگویم ساکن و بدون حرکت و پیشرفت هستم.
یعنی یک جورایی به صفر نزدیک ام دارم تلاش می کنم تا دوباره بلند شوم.
این خیلی خوبه که استاد با سپاسگزاری ابتدای فایل ها احساسش رو بهتر میکنه.
استاد بهترین و بهترین مثالی که میتونستید در مورد ورودیهای ذهن بگید همین بود.تا حالا خیلی در مورد کنترل ورودیهای ذهن از افراد مختلف شنیده بودم ولی هیچ کسی مثل شما نتونست در من اون تعهدی رو ایجاد بکنه که هر لحظه مراقب ورودیهام باشم چه خوارکی دارم به ذهنم میدم
چی میبینم
چی میشنوم
چی میگم
واقعا از زمانی که این قانونو درک کردم میبینم چقد حالم بد میشه وقتی چن دقیقه تو اینستاگرامم چقد حالم بد میشه وقتی فیلمهای و سریالهای مزخرف تلویزیون و ماهواررو میبینم چقد حالم بد میشه وقتی تو تاکسی و مترو جمعهای خونوادگی همه دارن صبح تا شب در مورد گرونی بیکاری بازار خرابیو این مباحث حرف میزنن.منی که هر روز اخبارو دنبال میکردم عضو پیجهای و کانالهایی بودم که فقط داشتن غذاهای سمی و اشغال وارد ذهنم میکردن الان که دیگه همرو تقریبا نمیگم کامل چون باید تکاملم تو این مورد هم بگذرونم بیخیال شدم چقد کانون توجه ام تغییر کرده و دوسدارم بیشتر خبرها و اتفاقات خوب بشنوم دوس دارم نکات مثبت اطرافمو روشون زوم کنم به پول و ثروت و رشد بیشتر توجه و تمرکز کنم
استاد من همین جا متعهد میشم که هر لحظه مراقب ورودیها و خوراکه ذهنم مثل غذایی که میخورم باشم و تکاملم رو طی کنم هر روز بهتر و قویتر و پر انرژی تر این مسیرو ادامه بدم
استاد یک دنیا ازتون سپاسگذارم بابت این اگاهیهایی که تو هر روز سفر نامه به صورت رایگان و خالصانه در اختیار ما قرار میدی ?
باورم نمیشه این سفر انقدر راحت و زود داره طی میشه و خدا رو شکر
وقتی داشتم توضیحات خانم شایسته عزیز رو میخوندم آیات قرآن رو ناخودآگاه به یاد آوردم.
“و کسانی که ایمان آوردن و تقوا پیشه کردن …”
“همانا دوستان خدوند، نه ترسی بر آنان هست و نه اندوگین میشوند”
این دو آیه در ذهن من بهم متصل شدند و یک مفهوم و درک عمیق تری نسبت به گذشته در من ایجاد کردن.درکی که گشایشی در قلب من ایجاد کرد و یک آرامش واقعی رو بعد از مدت ها توانستم در خودم احساس کنم.
اندوهگین شدن نتیجه ی افکاری راجب گذشته هست.
ترس،ناامیدی و نگرانی نتیجه افکار راجب آیندست.
البته منظور از افکار، افکاری هستند که هرچند واقعی و یا غیر واقعی، احساس را بد و قلب را گرفته می کنند.
این دو آیه ب وضوح بیان میکند که مهمترین و اصلی ترین وظیفه ما به عنوان کسانی که ایمان آوردند کنترل ذهن است و البته باید تکامل آن را هم در نظر گرفت.
در واقع کسانی که تقوا پیشه میکنند(کنترل افکار که = کنترل احساسات) دوستان خداوند هستند و اینان ایمان آوردگان هستند.
من برای حل مسائلی که در گذشته رخ داده و یا حتی رخ نداده که باعث اندوگین شدنم میشدند اهرم رنج و لذت تعریف کردم که بسیار موثر بوده در زندگیم که اصلی ترین آیتم رو مینویسم:
کسی که احساساتش بر عقلش غلبه کند،در قرآن جاهل نامیده شده است:
من به دلایل زیادی احساس عذاب وجدان داشتم به دلایل مختلف مثل:
بیمار شدن پدرم
احساسات خانوادم زمانی که دلگیر بودند
و ده ها دلایل دیگه که برای خیلی ها اصلا مسخره به نظر میرسید.
اما از زمانی که این موضوع جاهل بودن رو در قرآن متوجه شدم، ناخودآگاه قفل و زنجییرهایی از من بروند و احساس بسیار بهتر و بهتر رو تونستم در روزهای بعد تجربه کنم و به خودم گفتم که بدون هیچ نوع تعصب و یا غیرتی راجب چیزی، تنها و تنها باید دیدگاه خداوند رو بپذیرم.
با پذیرش و جایگذینی دیدگاه خداوند بر دیدگاه خودم (که تنها حاصل باورها و اعتقادات انسانی ست) بود که توانستم به احساسات بسیار بهتری برسم و هر روز به خودم یادآور میشوم که جاهل نباش و با این اهرم بشدت احساسات بد مربوط به گذشته رو از خودم دور کردم.
همین امروز جواب یکی از بزرگترین سوالات زندگیم رو گرفتم.من عمویی داشتم که بخاطر یک موضوعی سالها در ذهنم فقط بدی هاش رو مرور میکردم و در عین حال رفتارش با من نسبت به کسای دیگه اصلا رفتار مناسبی نبود و من همیشه در دلم ازش گله و شکایت میکردم و باز به بدی هاش توجه میکردم.بدب هایی که با مرور کردنشان در ذهنم نه تنها کم نمیشدن بلکه زیاد هم میشدن.این رفتار ایشون نتیجه ی کانون توجه من بوده.خدااااارو شکر که امروز متوجه این درس بزرگ شدم.
اهرم رنج و لذتی هم که برای استرس های مربوط به آینده و رسیدن به احساس بهتر تعریف کردم به اینصورته که :
-اگر به دو آیه بالا توجه کنم و با تمام وجود سعی کنم که هر روز این اصل رو رعایت کنم ایمان دارم اتفاقات خوب و بهتر برام رخ میده و باید ایمانم رو نشون بدم.
-در گذشته بارها به نکات منفی توجه نکردم و به نفع من تغییر کرد و با آوردن این حقایق سعی میکنم نجواهای شیطان رو خاموش کنم.
– از موزیک برای انرژی گرفتن و رسیدن به احساس خوب خیلی کمک میگیرم.
– با تمام وجود سعی میکنم که به خودم یاداور بشم که فردایی وجود نداره و من باید امروز کارم رو درست انجام بدم و اجازه ندم فرداهایم، احساس خوب امروزم را خراب کند.در واقع با این کار سعی میکنم در لحظه زندگی کنم و اگر ما بتونیم در لحظه زندگی کنیم به این معناست که ترس نگرانی و غمی نداریم و با این روند همه چیز حل شدست.
– در زندگی من ارزشمندترین فرد خودم هستم و وظیفه من کنترل زندگی خودم هست و متعهدانه باید ورودی های ذهنم رو کنترل کنم بخصوص مواقعی که دارم فکر میکنم.
-هرکس مسئول زندگی خودش است و من سعی میکنم نگرانی و دلسوزی برای کسی نداشته باشم که این همان ورودی سمی ست.
امیدوارم همه ما مهمترین کار زندگیمون رو کنترل احساسات بگذاریم و زمانی میتونیم این کار رو انجام بدیم که ایمان داشته باشیم که خودمون خالق ۱۰۰ درصد زندگیمون هستیم.
باز هم ممنونم از دوستان گلی که کامنت میزارن و کامنت میخونن که که ما داریم با همین کار رشد خوبی رو در تمام جنبه های زندگیمون تجربه میکنیم.
واقعا استاد چرا ما حواسمون نیس چ خوراکی داریم به روحمون میدیم؟
چرا باوجود این همه زیبایی چشم فقط نا زییایی هارو میبینه.
نا زیبایی هایی ک انگشت شمارن ولی زیبایی ها بی حد و حسابند
نا زیبایی ک میدونیم هیچ دوامی نداره، چون به قول قران ناپاکی ها مانند درختی است ک ریشه سستی دارن ولی زیبایی ها ریشه محکمی دارند و میوه های خوب میدن( سوره ابراهیم آیه رو یادم نیس 😁)
ما غذای خوب میخوریم تا مریض نشیم ولی حواسمون نیست همین ورودی های نامناسب سیستم بدن رو مختل میکنن و ما مریض میشیم .
به قول استاد باید روزه گرفت ، روزه ی دیدن نکات مثبت و برای این کار جهاد اکبر راه انداخت
سلام استاد عزیزم، من مدت یکساله به طور کامل تلویزیون را از زندگیم حذف کردم و ورودی های ذهنم را هم تا حدودی کنترل کردم ولی با توجه به شغلی که دارم وتو حیطه ی رشته های پزشکی کار می کنم ذهنم درگیر بیماریهاست وبه خصوص در رابطه با مواد غذایی، قبل از لذت بردن از غذا بیماریهای مرتب با اون ذهنم را درگیر می کنه البته سعی می کنم خیلی به نجواها گوش نکنم ولی بالاخره دچار استرس ونگرانی می شم . بعضی اوقات فکر می کنم فقط نکات منفی و مطالبی که بار منفی داره را از دوران دانشگاه تا الان باخودم همراه کردم. امیدوارم بتونم کنترل ذهنم را در این زمینه به دست بگیرم. فکر می کنم یکی از پاشنه های آشیل من همینه. امیدوارم با مسیری که پیش رو دارم بتونم از این شغل واز این شرایط کار به شرایط کاری متناسب با روحیاتم هدایت بشم. البته من قانون را همیشه مرور می کنم که نباید روی ناخواسته هام تمرکز کنم واز همین موقعیت شغلی وکارم نهایت لذت را می برم. هدایت امروزم عالی بود. از خدای مهربان وشما که دستی از دستان خداوندی سپاسگزارم.
به نکات مثبت شغلتون توجه کنید و یکسره آنها را به خود بگویید مثلا اینکه به به این آدم چقدر تمیزه ، چقدر خوشگله ، چقدر امید داره و …
و یا برای خودتان یک آزمایشگاه از آنها راه بیندازید ؛ یعنی از این شغلتون به نفع خود استفاده کنیدو افکارتان راکنترل کنید ؛ مثلا اینکه بگید خوب این مریضه که آوردند را من بهش فقط این طوری حرف می زنم و این جملات را می گویم ببینم نتیجه چیست و همین کار را با کسی دیگری انجام دهید بازم بازخوردش را بگیرید و نتیجه مثبتش را بلود کنید ؛ یا مثلا بگید من فرکانس به آن اتاق می دهم و به آن اتاق فرکانسی نمی دهم ببینم نتیجه چی میشه و همش در این حالات برای خود باشید
با سلام و خداقوت خدا استاد عزیز خانم شایسته و تمام خانواده ی صمیمیم
بازم شاکر خداوند بزرگ هستم که فرصتی بهم داد تا بتوانم دیدگاه این سفرنامه رو بنویسم.
الان که این دیدگاه رو مینویسم خیلی خوشحال هستم. بخاطر نشانه های که خداوند بهم نشون میده من قبل از اینکه این سفرنامه مطالبش رو بخونم و فایل های تاثیر گذار استاد عزیزم را ببینم. رفتم تو مغازه مارکتی محله مون بعد با فروشنده که دوستم بود ناخواسته بهش گفتم رضا تا حالا دیدی که
کسی تو ظرف کریستال زباله بریزه. تا حالا دیدی کسی زباله خونشو یک هفته نگه داره قطعا که بو میکنه گفت نه. گفتم چرا ما آدمها این روحمون رو ذهنمون رو پر کردیم از این زباله ها ما همیشه دنبال خوشمزه ترین غذا هستیم چرا بدمزه ترین غذا و آلوده ترین غذا را به روحمون میدیم صحبتمون تمام شد آمدم خونه که این سفر نامه رو دنبال کنم دیدم خدای من همون حرفا که با دوستم زدم الان استاد داره میگه و با گفتن این مطالب چقدر باورهای من قوی شده ممنونم ازتون استاد که با این سفرنامه آرام آرام داره پازل موفقیت من داره کامل میشه
چقدر با وسواس مراقب آن چه که ذهنت رو باهاش تغذیه میکنی هستی؟!
آیا باور داری که تمام اتفاقات زندگی تو بدون استثنا بخاطر چیزهایی که بهشون توجه می کنی رقم می خوره و به شکل نعمت و ثروت و شادی و سلامتی یا بلا و مصیبت و فقر و بیماری وارد زندگی ت میشه یا نه؟
می دونی عزیزدلم ؟
توجه شکل های مختلفی داره .
یادت هست که تو به تازه گی و در سایت استاد بود که متوجه شدی وقتی داری در مورد تجربه ای ، ماجرایی ، خواسته ای ، رویایی ، ویژگی شخصی یا خوبی و بدی چیزی صحبت می کنی داری توجه می کنی؟
فهمیدی که وقتی داری به یک صدا یا آهنگ یا گفتگویی گوش میدی داری توجه می کنی.
وقتی داری فیلم یا عکس و یا تصویری رو تماشا می کنی داری توجه می کنی .
و نکته ی شگفت انگیز اینه که وقتی داری خاطره ای یا تجربه ای رو با خودت مرور می کنی و به خودت یا دیگری یادآوری می کنی هم داری توجه می کنی .
وقتی داری در مورد موضوع یا مطلب یا خواسته یا خاطره ای می نویسی داری توجه می کنی.
وقتی داری در مورد یه خواسته یا خاطره یا رویا تصویرسازی ذهنی می کنی و تو ذهن ت مجسم می کنی داری توجه می کنی.
و این توجه ها مثل ویتامین ها و تغذیه هایی هستن که ذهن با اونها رشد می کنه .
و نکته ی خیلی مهم اینه که تو نمی تونی توجه نکنی.
برای اینکه بهتر بتونی اهمیت موضوع رو درک کنی یه موجود دوست داشتنی رو تجسم کن و تصور کن که ذهن ت مثل همون موجود هست. که برای رشد خودش و تامین انرژی ش نیاز به غذا داره و اگه غذا دریافت نکنه ضعیف میشه و شاید از پا در بیاد . و غذای ذهن با «توجهات» تو تامین میشه .
یعنی همون طور که جسم یه موجود با غذاها و نوشیدنی ها تغذیه می کنه و رشد می کنه و بزرگ و قوی میشه ، ذهن هم با توجهات تو تغذیه می کنه و بزرگ میشه و رشد می کنه و با قدرتی که داره ارتعاش و فرکانس ها رو به جهان می فرسته و جهان ت رو به این شکل خلق می کنه .
تو قبل از آگاهی از قوانین جهان هستی و قدرتی که در وجود ت قرار گرفته نمی دونستی که چه وجود قدرتمند و توانمندی هستی و چطور داری خودت زندگی خودت رو خلق می کنی و ناآگاهانه برای خودت ناخواسته و خواسته هایی به وجود می آوردی .
اما حالا که به این درک رسیدی باید بدونی
برای خلق خوشبختی و تجربه ی بهشت در زندگی ت باید آگاهانه تمام توجه ت رو روی نکات مثبت و زیبایی ها بذاری تا وجود روح و ذهن ت رو پالایش بدی و با تغذیه ی سالم و درست ، طهارت و پاکی رو به ذهن ت برگردونی مثل دوران کودکی ت و کاری کنی که از این به بعد ارتعاشات و فرکانس های مورد نظر تو رو به جهان بفرسته .
نازنین من !
شاید خیلی اوقات حواس ت پرت حاشیه ها میشه .
شاید بخاطر فاصله ی زمانی ای که بین توجه ت و بروز اتفاقات تو زندگی ت وجود داره خیلی متوجه نباشی که این سیستم به چه شکل داره کار می کنه و تو چه نقشی در اون داری یا می تونی داشته باشی . فرکانس ها و ارتعاشات شلم شوربایی که به جهان می فرستی چطور اتفاقات و شرایط شلم شورباتر رو وارد زندگی ت می کنه و تو رو گیج و سردرگم که چرا این اتفاق برای تو می افته یا افتاده؟ ! و شاکی و گلایه گوی خداوند بشی.
اما باید به خودت یادآوری کنی که خداوند سیستم هوشمندی رو بر این جهان حاکم کرده که فارغ از احساس بشری داره طبق قوانینی، کار خودش رو انجام میده و تو اگر می خوای نتایج زندگی ت تغییر کنه فقط باید خودت ، آگاهانه قدرت ت رو به دست بگیری و آنچه می خوای رو خودت و فقط خودت خلق کنی .
پس
فکر کن .
به اینکه تا این لحظه این تو بودی که هر چه دور و برت هست و هر شرایطی که داری رو خلق کرده و اگر چیز دیگه ای یا شرایط بهتری رو می خوای باید دست به کار بشی و به قول استاد جهاد اکبر راه بندازی و یه ایست بازرسی قدرتمند و سخت گیرانه ای طراحی کنی برای ورودی ها و غذای ذهن ت یعنی توجه ت . و به چیزی اجازه ی ورود به دهان ذهن ت رو بدی که از یه فیلتر مشخص رد شده باشه و اون فیلتر اینه :
آنچه که من می خوام با دهان ذهن م بخورم آیا به من احساس خوبی میده یا نه ؟
آیا چیزی که دارم بهش توجه می کنم من رو شاد می کنه ؟
آیا آن چه دارم می بینم و تماشا می کنم من رو به وجد و حس خوب می رسونه؟
آیا آنچه دارم می شنوم من رو به خشنودی و اطمینان خاطر نزدیک می کنه ؟
آیا آنچه دارم تجسم و تصور می کنم من رو به اشتیاق و شور میاره ؟
آیا آنچه دارم به یاد میارم لبخند رو به لب های من می نشونه؟
آیا آنچه دارم به زبون میارم به من احساس قدرت و آرامش میده ؟
آیا رابطهای که دارم به من عشق و اطمینان قلبی میده؟
آیا… ؟
… و اگر جواب بعله هست به خودت اجازه بدی که اون غذا رو در دهان ذهن ت بذاری و در غیر این صورت به هیچ عنوان کوتاه نیای و نپذیری ش چرا که این ورودی برای تو حکم رسیدن به خواسته ها یا نرسیدن به خواسته ها رو داره . مثل اینکه انگار مرگ و زندگی تو به این ورودی ها بستگی داره
مثل مادری باش که جونش بره اجازه نمیده فرزند ش لب به مواد مسموم و کشنده بزنه چون این موضوع شوخی بردار نیست و ممکنه مرگ دلبندش رو تجربه کنه .
بنابراین صحبت هایی که با هم داشتیم :
عزیزدلم
تصمیم بگیر.
تعهد داشته باش که به چیزهایی توجه کنی که به تو قدرت میده و حس ت رو خوب و عالی می کنه .
تو همیشه به این فکر می کنی که چطور می تونی باورهای ذهن ت رو از اون همه سموم و آسیب هایی که در گذشته با توجه نامناسب درش رشد کرده پاک کنی و خودت و از زیر بار این همه باور مسموم خلاص کنی !
آگاه باش که روش پاکسازی ذهن ت فقط با تغییر افکار و کانون توجه ت و استمرار ت در این امر و به تدریج اتفاق می افته .
به جنگل انبوه پارادایس در «زندگی در بهشت» فکر کن که چطور علف های هرز سالها در اون رشد کردن و بزرگ شدن و مثل یک درخت تنومند و قوی شدن ؛! هیچ وقت نمیشه اون همه علف هرز رو یک شبه نابود کرد و از بین برد و تازه که نابود کردن دایمی هم در کار نیست . پس تنها راه : «شروع کردن و پاکسازی مستمر و مداوم » ه. تا جایی که امکان داره ، تا جنگل پاکسازی بشه و نفس راحت بکشه .
شاید فکر کنی که این کار می تونه خسته کننده و زمان بر باشه . اما این رو بدون که ارزش ش رو داره . چرا که به قول استاد که خودش این مسیر رو انتخاب و تجربه کردن اگر متعهد باشی که روی کانون توجه ت کار کنی از در و دیوار ثروت و خوشبختی و نعمت و شادی و سلامتی و عشق وارد زندگی ت میشه گرچه در مسیر درست فقط لذت هست که نصیب ت خواهد شد ، نه کسالت !
تصور کن .
به نظرت ارزشش رو نداره ؟
که آهن ربای وجودت رو صیقل بدی تا فقط خوبی و زیبایی و ثروت و عشق و خوشبختی و آرامش رو وارد زندگی ت کنه ؟
من می دونم که تو از پسش برمیای .
تو انتخاب کردی که زندگی متفاوتی رو برای خودت رقم بزنی و راهی رو بری که خداوند برای خلقت ت انتخاب کرده نه راهی که پدران ت انتخاب کردن .
خالق بودن نه قربانی و محکوم بودن.
تو می خوای بهشت رو در همین دنیا تجربه کنی و خداوند هدایت ت کرد به چگونگی اش .
حالا همه چیز در اختیار تو هست برای یک آفرینش شگفت انگیز .
آفرینش رویا هات .
آفرینشی که نشانه هاش بلافاصله بعد از تصمیم گرفتن و قدم در راه گذاشتن خودش رو نشون میده .
با سلام به شما استادعزیزودیگر دوستان
من عضوجدید این گروه هستم ازاین بابت خیلی خیلی خوشحالم مدتها بود دنبال همچین گروهی وهمینطور استاد بینظیر این گروه بودم امیدوارم ومطمینم ومیخاهم که با شما دوباره به نعمت ورحمت خدادای که دوران کودکی تا نوجوانی داشتم برسمدوباره اون حال خوب احساس خوب واطمینان وآرامشی که داشتم برسم همینطورخدایی که داشتم دلم براش خیلی تنگ شده دوباره باید محبت ومهربونیشو حس کنم وجودشو حس کنم باورواطمینانی که بهش داشتمو پیدا کنم من این قانون رو داشتم نمیدونستم حالا اگاهانه ومطمین دوباره بدستش میارم در کنار شمااستاد بینظیر ودوستان عزیز منتظر خبرهای خوب بیشتر من باشید روزای خوب بیشتری تو راهه…. مرسی
سلام به همگی
فقط می تونم بگم استاد عاشقتم
همین الان یک اتفاق عجیب و باور نکردنی برام رخ داده که می خوام براتون تعریف کنم
داستان از روزی شروع شد که محصول 12 قدم رو روی سایت گذاشتین و من متاسفانه پول خرید اون رو نداشتم در حالی که عمیقا و قلبا دوست داشتم اونو داشته باشم اولش ناراحت شدم به خاطر اینکه منی که حدود دو ساله دارم به اصطلاح خودم روی قوانین کار می کنم هنوز پول خرید این دوره که قیمتی هم نداشت رو ندارم به مرور سعی کردم روی به فکرم مسلط بشم و تمرکزمو روی خواسته و نکات مثبت بزارم روی تمام اتفاقات عالی که توی این مدت اشنایی من با شما و قوانین تو زندگیم رخ داده بزارم و شورع کردم روی فایل های رایگان کار کردن و با تمرکز گوش کردن و تصمیم گرفتم روی سفرنامه کار کنم و هر روز فایل های اونو با اشتیاق گوش دادم ولی این بار نه مثل فیلم و یکسری حرفای قشنگ که حالمو خوب کنه با تمرکز بیشتر و با تمام وجود گوش کردم حرفاتونو و یادداشت برداری کردم نکات اونو و طرز جالبی هر روز حالم بهتر و بهتر شد وتغییر مدارهامو با تمام وجود احساس می کردم و در حالی بود که از نظر مالی به صفر رسیده بودم چند روز پیش یه خانمی یه کامنت توی سایت گذاشته بود که چطور تونسته بود از طریق شیرینی پزی به اولین درامدش برسه و کار رو از اشپزخونه خودش شروع کرده من با خوندن اون کامنت که در کانال هم گذاشته شد خیلی حالم خوب شد و به این فکر کردم که چطور منم می تونم بدون سرمایه و از همینجایی که هستم ایده ای که همون روز به ذهنم رسیده بود رو عملی کنم
تنها چیزی که به فکر رسید این بود که باورهای ثروت ساز ایجاد کنم چون این تنها کاری بود که می تونستم بکنم زیرا برای عملی کردن ایده ام به اینترنت نیاز داشتم که حتی پول شارژ کردم اینترنتم رو هم نداشتم تمام روز تمرکزمو گذاشتم روی نکات مثبت زندگی ام
امروز روزی هفتم از سفرنامه منه بعد از هفت روز همراه شده با سفرنامه یه معجزه برام رخ داد نیم ساعت پیش حسابمو چک کردم حسابی که تا دیشب صفر بود الان 600 هزار تومن موجودی داره هنوز نمی دونم این پول از کجا اومده و کی برام فرستاده فقط می دونم از طرف دستی از دستان خداست خدایا ازت ممنونم ممنونم با تمام وجود استاد ممنونم
می دونم با ادامه دادن این راه و تمرکز بیشتر روی جنبه های عالی زندگیم پول خرید دوره رو جور می کنم
خدایا شکرت من یه زندگی عالی دارم و امیدوارم این حال خوب نصیب همتون بشه
با سلام به استاد عزیزم٫و مریم بانو٫و دوستان٫الان که این فایل گوش دادم نزدیکای سحر و احتمالا اخرین سحری این ماه رمضان٫و تو این فایل خوب و پر از اگاهی حرف از غذا و لذت و رنج و٫٫٫٫شد
و من میخواستم برداشتم از ماه رمضان و غذا نخوردن و عبادت خدا بگم٫که خدا هر سال با ماه رمضان داره بهمون میگ که غذای روح ونگه داشتن خودمون در حال خوب و ارتباط با خودش حالا با نماز با احساس خوب با ذکر و دعا با اعراض کردن از چیزای بد و منفی و کلی چیز دگ داره بهمون میگ که این غذای روح و اینا خیلی مهم تر از غذایی که برای جسممون میخوریم و وخلاصه بگم که وقتی ما به اصل توجه کنیم و فکر و باور درست کنیم غذای جسم داده میشه وقتی به سفره افطار نگاه میکنم چقدر زیبا و دلچسب و پره و همه دور هم جمع هستیم دور سفره خدا یعنی اصلا جا نیستا از بس از غذا و برکت پر میشه ٫میفهمم که وقتی به خودش وصلیم به روحی که در وجودمون همه چی داده میشه با لذت و ارامش و سبکی و خوشی٫این خلاصه برداشت من از ماه رمضان و اینکه خدا از هرچیزی برای فهماندن قوانینش به ما استفاده میکنه ٫چه ماه و سال باشه چه روز و شب باشه چه حیوانات باشه و میگم از همه چیز برای فهماندن و درک و استفاده کردن از قوانین داره به ما نشون میده کافیه فکر کرد اندیشید و نتیجه گرفت٫و صرف فقط نخوردن ونیاشامیدن نباشه٫
ودر مورد حیوانات و حشرات٫من وقتی قران مطالعه میکنم حتی از اسم های سوره ها هم سعی میکنم برداشتی داشته باشم٫و برام خیلی جالب بود زندگی زنبور و عنکبوت٫
که این فایل هم درمورد اهرم رنج و لذت بود درمورد غذای خوب و بد و کسب و کار٫
من اومدم برای خودم این دوتا حشره رو مقایسه کردم٫
مقایسه درمورد خونشون٫غذاشون٫نحوه عمل کردن و فعالیت و کسب کار و ایمان٫
خونه زنبور که تصور میکنم از نظر ظاهری خیلی محکم تر و لایه لایه و امن و زیباست ٫
خونه عنکبوت ساخته شده از چند تارو پود که در یک ان با تکونی با بادی به فنا میره استحکام صفر ایمنم نیست٫
حالا غذای زنبورا شهد گلای زیبا و خوشبو و مهمتر اینکه خدا گفته هدایتشون میکنیم و این خیلی برام جالب بود که این هدایت میتونه بوی گل باشه و جالبتر اینکه زنبورها به هدایت ایمان دارند و حرکت میکنند و عمل میکنن و خودشون میرسونن به گلها٫
و غذای عنکبوتم که انتظار و انتظار تا یه حشره ای به طورش گیر کنه و دلی از عزا در بیاره٫تازه اون حشره رو هم با زهرش باید بکشه و سمیش بکنه تا بخورتش٫
حالا تصورش کنین غذای زنبور عسل به اون خوشمزگی و غذای عنکبوت به این بدمزگی٫
البته مزه نکردما حدس میزنم خخخخ٫
حالا ادامش نحوه عمل کردن و کسب کارم٫حتما دیدید که چقد کندوی زنبور ها شلوغ و پر از جنب و جوشن و فعال مثل سایت استاد عزیزم که ملکه این سایت و ما هم زنبورای دور برش و چقد شلوغ پربرکت و فعال و کامنت ها و فایل ها مثل عسل ناب و شیرین٫
و نحوه عمل کردن عنکبوت که ساکن یک جا و یک جا قایم میشه و تنهاست همیشه هچ رونقی وجود نداره و فقط زنده است دگ ٫٫٫
و این دو تا حشره هم ماموران خداهستن که دارن واضح قانون معرفی میکنن٫
تا یادم نرفته یک نگاه توحیدی هم ازش پیدا کردم اینکه وقتی به خونه زنبورا نگاه میکنم انگار فقط به یک بند نازک وصلن و اون همه حجم کندو و زنبورارو نگه داشته این واس من یعنی ادم فقط به خدا وصل باشه فقط به اون تکیه کنه اگه هزار برابرم بشه این کندو لایه لایه بزرگتر بشه باز همون یک ایمان یک باور قوی به خدا نگهت میداره٫
و وقتی امیدت به هزار جا باشه به هزار نفر وصل باشی یک ایمان قوی نداشته باشی به اون توحید رو نداشته باشی ب خدا هچ برکتی توزندگیت نیست مثل خونه عنکبوت و در هر لحظه و هر ان ممکن نابود بشه٫
ومن این دو نوع زندگی رو دارم میبینم ٫این برکت و بزرگی و ایمان و کندو رو در زنگی شما میبینم که خدا هدایتتون میکنه به بهترین گلها به بهترین کندو ها با یک ایمان و باور قوی به خدا٫وزندگی خیلی ها ازخیلی هم بیشتر که زندگیشون شبیه زندگی عنکبوت به هزار جا وصل به هزار نفر وابسته الا به اونی که باید وصل باشه٫و نه برکتی نه لذتی هچی پوچ و بیهوده٫
خدایا شکرت بخاطر این اگاهی و استاد سپاسگزارم بخاطر این فایل زیبا با اون غذاهای خوشمزه و زیبا
مرور این فایل ها بسیار لازم است زیرا پس از مدتی کافی است مقداری ذهن را کنترل نکنم.
ان زمان است که دوباره شرایط بر می گردد.
تغذیه ذهن بسیار مهم است. من شخصا هر وقت که ذهنم را خوب تغذیه می کنم
انگار جسمم را خوب تر تغذیه می کنم.
اما مسئله ی ای که هست این است که وقتی در یک خانواده زندگی می کنی نمی توانی 100 درصد ورودی هایت را کنترل کنی.
اری هر ورودی که من را غمگین می کند یا می ترساند نباید وارد ذهنم شود
اری تمام اتفاقات زندگی ام حاصل فرکانس ها و باور هایم است.
پس اگر الان از مسیر درست خارج شدم می دانم که چه فرکانسی ارسال کردم.
دوباره به مسیر اصلیم باید بازگردم به همان هدایت ها همان سپاسگزاری ها همان اشک ذوق ها .
توجه به هر ورودی مسموم، یعنی ارسال فرکانس یک ناخواستهی دیگر کهو نتیجهی آن ورود اتفاقات ناخواستهی بیشتری است که راه را برای گله و شکایت ها، ترسها و نگرانیهای بیشتر باز میکند.
اری دقیقا همینطور است فعلا توانستم از سیکل معیوب بیرون بیایم الان طوری می توانم بگویم ساکن و بدون حرکت و پیشرفت هستم.
یعنی یک جورایی به صفر نزدیک ام دارم تلاش می کنم تا دوباره بلند شوم.
این خیلی خوبه که استاد با سپاسگزاری ابتدای فایل ها احساسش رو بهتر میکنه.
سلام استاد عزیزم
من محمد علی رجایی هستم
استاد بهترین و بهترین مثالی که میتونستید در مورد ورودیهای ذهن بگید همین بود.تا حالا خیلی در مورد کنترل ورودیهای ذهن از افراد مختلف شنیده بودم ولی هیچ کسی مثل شما نتونست در من اون تعهدی رو ایجاد بکنه که هر لحظه مراقب ورودیهام باشم چه خوارکی دارم به ذهنم میدم
چی میبینم
چی میشنوم
چی میگم
واقعا از زمانی که این قانونو درک کردم میبینم چقد حالم بد میشه وقتی چن دقیقه تو اینستاگرامم چقد حالم بد میشه وقتی فیلمهای و سریالهای مزخرف تلویزیون و ماهواررو میبینم چقد حالم بد میشه وقتی تو تاکسی و مترو جمعهای خونوادگی همه دارن صبح تا شب در مورد گرونی بیکاری بازار خرابیو این مباحث حرف میزنن.منی که هر روز اخبارو دنبال میکردم عضو پیجهای و کانالهایی بودم که فقط داشتن غذاهای سمی و اشغال وارد ذهنم میکردن الان که دیگه همرو تقریبا نمیگم کامل چون باید تکاملم تو این مورد هم بگذرونم بیخیال شدم چقد کانون توجه ام تغییر کرده و دوسدارم بیشتر خبرها و اتفاقات خوب بشنوم دوس دارم نکات مثبت اطرافمو روشون زوم کنم به پول و ثروت و رشد بیشتر توجه و تمرکز کنم
استاد من همین جا متعهد میشم که هر لحظه مراقب ورودیها و خوراکه ذهنم مثل غذایی که میخورم باشم و تکاملم رو طی کنم هر روز بهتر و قویتر و پر انرژی تر این مسیرو ادامه بدم
استاد یک دنیا ازتون سپاسگذارم بابت این اگاهیهایی که تو هر روز سفر نامه به صورت رایگان و خالصانه در اختیار ما قرار میدی ?
بنام خداوند مهربان و بخشنده
سلام استاد جوون خانم شایسته عزیز و دوستان گل
باز هم یک روز دیگه یک تعهد دیگه و یک رد پای دیگه
روز هفتم
باورم نمیشه این سفر انقدر راحت و زود داره طی میشه و خدا رو شکر
وقتی داشتم توضیحات خانم شایسته عزیز رو میخوندم آیات قرآن رو ناخودآگاه به یاد آوردم.
“و کسانی که ایمان آوردن و تقوا پیشه کردن …”
“همانا دوستان خدوند، نه ترسی بر آنان هست و نه اندوگین میشوند”
این دو آیه در ذهن من بهم متصل شدند و یک مفهوم و درک عمیق تری نسبت به گذشته در من ایجاد کردن.درکی که گشایشی در قلب من ایجاد کرد و یک آرامش واقعی رو بعد از مدت ها توانستم در خودم احساس کنم.
اندوهگین شدن نتیجه ی افکاری راجب گذشته هست.
ترس،ناامیدی و نگرانی نتیجه افکار راجب آیندست.
البته منظور از افکار، افکاری هستند که هرچند واقعی و یا غیر واقعی، احساس را بد و قلب را گرفته می کنند.
این دو آیه ب وضوح بیان میکند که مهمترین و اصلی ترین وظیفه ما به عنوان کسانی که ایمان آوردند کنترل ذهن است و البته باید تکامل آن را هم در نظر گرفت.
در واقع کسانی که تقوا پیشه میکنند(کنترل افکار که = کنترل احساسات) دوستان خداوند هستند و اینان ایمان آوردگان هستند.
من برای حل مسائلی که در گذشته رخ داده و یا حتی رخ نداده که باعث اندوگین شدنم میشدند اهرم رنج و لذت تعریف کردم که بسیار موثر بوده در زندگیم که اصلی ترین آیتم رو مینویسم:
کسی که احساساتش بر عقلش غلبه کند،در قرآن جاهل نامیده شده است:
من به دلایل زیادی احساس عذاب وجدان داشتم به دلایل مختلف مثل:
بیمار شدن پدرم
احساسات خانوادم زمانی که دلگیر بودند
و ده ها دلایل دیگه که برای خیلی ها اصلا مسخره به نظر میرسید.
اما از زمانی که این موضوع جاهل بودن رو در قرآن متوجه شدم، ناخودآگاه قفل و زنجییرهایی از من بروند و احساس بسیار بهتر و بهتر رو تونستم در روزهای بعد تجربه کنم و به خودم گفتم که بدون هیچ نوع تعصب و یا غیرتی راجب چیزی، تنها و تنها باید دیدگاه خداوند رو بپذیرم.
با پذیرش و جایگذینی دیدگاه خداوند بر دیدگاه خودم (که تنها حاصل باورها و اعتقادات انسانی ست) بود که توانستم به احساسات بسیار بهتری برسم و هر روز به خودم یادآور میشوم که جاهل نباش و با این اهرم بشدت احساسات بد مربوط به گذشته رو از خودم دور کردم.
همین امروز جواب یکی از بزرگترین سوالات زندگیم رو گرفتم.من عمویی داشتم که بخاطر یک موضوعی سالها در ذهنم فقط بدی هاش رو مرور میکردم و در عین حال رفتارش با من نسبت به کسای دیگه اصلا رفتار مناسبی نبود و من همیشه در دلم ازش گله و شکایت میکردم و باز به بدی هاش توجه میکردم.بدب هایی که با مرور کردنشان در ذهنم نه تنها کم نمیشدن بلکه زیاد هم میشدن.این رفتار ایشون نتیجه ی کانون توجه من بوده.خدااااارو شکر که امروز متوجه این درس بزرگ شدم.
اهرم رنج و لذتی هم که برای استرس های مربوط به آینده و رسیدن به احساس بهتر تعریف کردم به اینصورته که :
-اگر به دو آیه بالا توجه کنم و با تمام وجود سعی کنم که هر روز این اصل رو رعایت کنم ایمان دارم اتفاقات خوب و بهتر برام رخ میده و باید ایمانم رو نشون بدم.
-در گذشته بارها به نکات منفی توجه نکردم و به نفع من تغییر کرد و با آوردن این حقایق سعی میکنم نجواهای شیطان رو خاموش کنم.
– از موزیک برای انرژی گرفتن و رسیدن به احساس خوب خیلی کمک میگیرم.
– با تمام وجود سعی میکنم که به خودم یاداور بشم که فردایی وجود نداره و من باید امروز کارم رو درست انجام بدم و اجازه ندم فرداهایم، احساس خوب امروزم را خراب کند.در واقع با این کار سعی میکنم در لحظه زندگی کنم و اگر ما بتونیم در لحظه زندگی کنیم به این معناست که ترس نگرانی و غمی نداریم و با این روند همه چیز حل شدست.
– در زندگی من ارزشمندترین فرد خودم هستم و وظیفه من کنترل زندگی خودم هست و متعهدانه باید ورودی های ذهنم رو کنترل کنم بخصوص مواقعی که دارم فکر میکنم.
-هرکس مسئول زندگی خودش است و من سعی میکنم نگرانی و دلسوزی برای کسی نداشته باشم که این همان ورودی سمی ست.
امیدوارم همه ما مهمترین کار زندگیمون رو کنترل احساسات بگذاریم و زمانی میتونیم این کار رو انجام بدیم که ایمان داشته باشیم که خودمون خالق ۱۰۰ درصد زندگیمون هستیم.
باز هم ممنونم از دوستان گلی که کامنت میزارن و کامنت میخونن که که ما داریم با همین کار رشد خوبی رو در تمام جنبه های زندگیمون تجربه میکنیم.
شاد و ثروت مند باااااااااااشید
“شکر و سپاس فرمانروای جهانیاین”
سلام ،هفتمین روز از سفر شگفت انگیز من.
واقعا استاد چرا ما حواسمون نیس چ خوراکی داریم به روحمون میدیم؟
چرا باوجود این همه زیبایی چشم فقط نا زییایی هارو میبینه.
نا زیبایی هایی ک انگشت شمارن ولی زیبایی ها بی حد و حسابند
نا زیبایی ک میدونیم هیچ دوامی نداره، چون به قول قران ناپاکی ها مانند درختی است ک ریشه سستی دارن ولی زیبایی ها ریشه محکمی دارند و میوه های خوب میدن( سوره ابراهیم آیه رو یادم نیس 😁)
ما غذای خوب میخوریم تا مریض نشیم ولی حواسمون نیست همین ورودی های نامناسب سیستم بدن رو مختل میکنن و ما مریض میشیم .
به قول استاد باید روزه گرفت ، روزه ی دیدن نکات مثبت و برای این کار جهاد اکبر راه انداخت
بازهم خدا رو شکر ک در این راه قرار داریم🙏
سلام استاد عزیزم، من مدت یکساله به طور کامل تلویزیون را از زندگیم حذف کردم و ورودی های ذهنم را هم تا حدودی کنترل کردم ولی با توجه به شغلی که دارم وتو حیطه ی رشته های پزشکی کار می کنم ذهنم درگیر بیماریهاست وبه خصوص در رابطه با مواد غذایی، قبل از لذت بردن از غذا بیماریهای مرتب با اون ذهنم را درگیر می کنه البته سعی می کنم خیلی به نجواها گوش نکنم ولی بالاخره دچار استرس ونگرانی می شم . بعضی اوقات فکر می کنم فقط نکات منفی و مطالبی که بار منفی داره را از دوران دانشگاه تا الان باخودم همراه کردم. امیدوارم بتونم کنترل ذهنم را در این زمینه به دست بگیرم. فکر می کنم یکی از پاشنه های آشیل من همینه. امیدوارم با مسیری که پیش رو دارم بتونم از این شغل واز این شرایط کار به شرایط کاری متناسب با روحیاتم هدایت بشم. البته من قانون را همیشه مرور می کنم که نباید روی ناخواسته هام تمرکز کنم واز همین موقعیت شغلی وکارم نهایت لذت را می برم. هدایت امروزم عالی بود. از خدای مهربان وشما که دستی از دستان خداوندی سپاسگزارم.
سلام
به نکات مثبت شغلتون توجه کنید و یکسره آنها را به خود بگویید مثلا اینکه به به این آدم چقدر تمیزه ، چقدر خوشگله ، چقدر امید داره و …
و یا برای خودتان یک آزمایشگاه از آنها راه بیندازید ؛ یعنی از این شغلتون به نفع خود استفاده کنیدو افکارتان راکنترل کنید ؛ مثلا اینکه بگید خوب این مریضه که آوردند را من بهش فقط این طوری حرف می زنم و این جملات را می گویم ببینم نتیجه چیست و همین کار را با کسی دیگری انجام دهید بازم بازخوردش را بگیرید و نتیجه مثبتش را بلود کنید ؛ یا مثلا بگید من فرکانس به آن اتاق می دهم و به آن اتاق فرکانسی نمی دهم ببینم نتیجه چی میشه و همش در این حالات برای خود باشید
موفق باشید
سلام دوست عزیزم، ممنون از راهنمایی هاتون. موفق باشید.
بنام خالق زیباییهای
با سلام و خداقوت خدا استاد عزیز خانم شایسته و تمام خانواده ی صمیمیم
بازم شاکر خداوند بزرگ هستم که فرصتی بهم داد تا بتوانم دیدگاه این سفرنامه رو بنویسم.
الان که این دیدگاه رو مینویسم خیلی خوشحال هستم. بخاطر نشانه های که خداوند بهم نشون میده من قبل از اینکه این سفرنامه مطالبش رو بخونم و فایل های تاثیر گذار استاد عزیزم را ببینم. رفتم تو مغازه مارکتی محله مون بعد با فروشنده که دوستم بود ناخواسته بهش گفتم رضا تا حالا دیدی که
کسی تو ظرف کریستال زباله بریزه. تا حالا دیدی کسی زباله خونشو یک هفته نگه داره قطعا که بو میکنه گفت نه. گفتم چرا ما آدمها این روحمون رو ذهنمون رو پر کردیم از این زباله ها ما همیشه دنبال خوشمزه ترین غذا هستیم چرا بدمزه ترین غذا و آلوده ترین غذا را به روحمون میدیم صحبتمون تمام شد آمدم خونه که این سفر نامه رو دنبال کنم دیدم خدای من همون حرفا که با دوستم زدم الان استاد داره میگه و با گفتن این مطالب چقدر باورهای من قوی شده ممنونم ازتون استاد که با این سفرنامه آرام آرام داره پازل موفقیت من داره کامل میشه
دوستتون دارم در پناه خدا
عزیز من !
چقدر با وسواس مراقب آن چه که ذهنت رو باهاش تغذیه میکنی هستی؟!
آیا باور داری که تمام اتفاقات زندگی تو بدون استثنا بخاطر چیزهایی که بهشون توجه می کنی رقم می خوره و به شکل نعمت و ثروت و شادی و سلامتی یا بلا و مصیبت و فقر و بیماری وارد زندگی ت میشه یا نه؟
می دونی عزیزدلم ؟
توجه شکل های مختلفی داره .
یادت هست که تو به تازه گی و در سایت استاد بود که متوجه شدی وقتی داری در مورد تجربه ای ، ماجرایی ، خواسته ای ، رویایی ، ویژگی شخصی یا خوبی و بدی چیزی صحبت می کنی داری توجه می کنی؟
فهمیدی که وقتی داری به یک صدا یا آهنگ یا گفتگویی گوش میدی داری توجه می کنی.
وقتی داری فیلم یا عکس و یا تصویری رو تماشا می کنی داری توجه می کنی .
و نکته ی شگفت انگیز اینه که وقتی داری خاطره ای یا تجربه ای رو با خودت مرور می کنی و به خودت یا دیگری یادآوری می کنی هم داری توجه می کنی .
وقتی داری در مورد موضوع یا مطلب یا خواسته یا خاطره ای می نویسی داری توجه می کنی.
وقتی داری در مورد یه خواسته یا خاطره یا رویا تصویرسازی ذهنی می کنی و تو ذهن ت مجسم می کنی داری توجه می کنی.
و این توجه ها مثل ویتامین ها و تغذیه هایی هستن که ذهن با اونها رشد می کنه .
و نکته ی خیلی مهم اینه که تو نمی تونی توجه نکنی.
برای اینکه بهتر بتونی اهمیت موضوع رو درک کنی یه موجود دوست داشتنی رو تجسم کن و تصور کن که ذهن ت مثل همون موجود هست. که برای رشد خودش و تامین انرژی ش نیاز به غذا داره و اگه غذا دریافت نکنه ضعیف میشه و شاید از پا در بیاد . و غذای ذهن با «توجهات» تو تامین میشه .
یعنی همون طور که جسم یه موجود با غذاها و نوشیدنی ها تغذیه می کنه و رشد می کنه و بزرگ و قوی میشه ، ذهن هم با توجهات تو تغذیه می کنه و بزرگ میشه و رشد می کنه و با قدرتی که داره ارتعاش و فرکانس ها رو به جهان می فرسته و جهان ت رو به این شکل خلق می کنه .
تو قبل از آگاهی از قوانین جهان هستی و قدرتی که در وجود ت قرار گرفته نمی دونستی که چه وجود قدرتمند و توانمندی هستی و چطور داری خودت زندگی خودت رو خلق می کنی و ناآگاهانه برای خودت ناخواسته و خواسته هایی به وجود می آوردی .
اما حالا که به این درک رسیدی باید بدونی
برای خلق خوشبختی و تجربه ی بهشت در زندگی ت باید آگاهانه تمام توجه ت رو روی نکات مثبت و زیبایی ها بذاری تا وجود روح و ذهن ت رو پالایش بدی و با تغذیه ی سالم و درست ، طهارت و پاکی رو به ذهن ت برگردونی مثل دوران کودکی ت و کاری کنی که از این به بعد ارتعاشات و فرکانس های مورد نظر تو رو به جهان بفرسته .
نازنین من !
شاید خیلی اوقات حواس ت پرت حاشیه ها میشه .
شاید بخاطر فاصله ی زمانی ای که بین توجه ت و بروز اتفاقات تو زندگی ت وجود داره خیلی متوجه نباشی که این سیستم به چه شکل داره کار می کنه و تو چه نقشی در اون داری یا می تونی داشته باشی . فرکانس ها و ارتعاشات شلم شوربایی که به جهان می فرستی چطور اتفاقات و شرایط شلم شورباتر رو وارد زندگی ت می کنه و تو رو گیج و سردرگم که چرا این اتفاق برای تو می افته یا افتاده؟ ! و شاکی و گلایه گوی خداوند بشی.
اما باید به خودت یادآوری کنی که خداوند سیستم هوشمندی رو بر این جهان حاکم کرده که فارغ از احساس بشری داره طبق قوانینی، کار خودش رو انجام میده و تو اگر می خوای نتایج زندگی ت تغییر کنه فقط باید خودت ، آگاهانه قدرت ت رو به دست بگیری و آنچه می خوای رو خودت و فقط خودت خلق کنی .
پس
فکر کن .
به اینکه تا این لحظه این تو بودی که هر چه دور و برت هست و هر شرایطی که داری رو خلق کرده و اگر چیز دیگه ای یا شرایط بهتری رو می خوای باید دست به کار بشی و به قول استاد جهاد اکبر راه بندازی و یه ایست بازرسی قدرتمند و سخت گیرانه ای طراحی کنی برای ورودی ها و غذای ذهن ت یعنی توجه ت . و به چیزی اجازه ی ورود به دهان ذهن ت رو بدی که از یه فیلتر مشخص رد شده باشه و اون فیلتر اینه :
آنچه که من می خوام با دهان ذهن م بخورم آیا به من احساس خوبی میده یا نه ؟
آیا چیزی که دارم بهش توجه می کنم من رو شاد می کنه ؟
آیا آن چه دارم می بینم و تماشا می کنم من رو به وجد و حس خوب می رسونه؟
آیا آنچه دارم می شنوم من رو به خشنودی و اطمینان خاطر نزدیک می کنه ؟
آیا آنچه دارم تجسم و تصور می کنم من رو به اشتیاق و شور میاره ؟
آیا آنچه دارم به یاد میارم لبخند رو به لب های من می نشونه؟
آیا آنچه دارم به زبون میارم به من احساس قدرت و آرامش میده ؟
آیا رابطهای که دارم به من عشق و اطمینان قلبی میده؟
آیا… ؟
… و اگر جواب بعله هست به خودت اجازه بدی که اون غذا رو در دهان ذهن ت بذاری و در غیر این صورت به هیچ عنوان کوتاه نیای و نپذیری ش چرا که این ورودی برای تو حکم رسیدن به خواسته ها یا نرسیدن به خواسته ها رو داره . مثل اینکه انگار مرگ و زندگی تو به این ورودی ها بستگی داره
مثل مادری باش که جونش بره اجازه نمیده فرزند ش لب به مواد مسموم و کشنده بزنه چون این موضوع شوخی بردار نیست و ممکنه مرگ دلبندش رو تجربه کنه .
بنابراین صحبت هایی که با هم داشتیم :
عزیزدلم
تصمیم بگیر.
تعهد داشته باش که به چیزهایی توجه کنی که به تو قدرت میده و حس ت رو خوب و عالی می کنه .
تو همیشه به این فکر می کنی که چطور می تونی باورهای ذهن ت رو از اون همه سموم و آسیب هایی که در گذشته با توجه نامناسب درش رشد کرده پاک کنی و خودت و از زیر بار این همه باور مسموم خلاص کنی !
آگاه باش که روش پاکسازی ذهن ت فقط با تغییر افکار و کانون توجه ت و استمرار ت در این امر و به تدریج اتفاق می افته .
به جنگل انبوه پارادایس در «زندگی در بهشت» فکر کن که چطور علف های هرز سالها در اون رشد کردن و بزرگ شدن و مثل یک درخت تنومند و قوی شدن ؛! هیچ وقت نمیشه اون همه علف هرز رو یک شبه نابود کرد و از بین برد و تازه که نابود کردن دایمی هم در کار نیست . پس تنها راه : «شروع کردن و پاکسازی مستمر و مداوم » ه. تا جایی که امکان داره ، تا جنگل پاکسازی بشه و نفس راحت بکشه .
شاید فکر کنی که این کار می تونه خسته کننده و زمان بر باشه . اما این رو بدون که ارزش ش رو داره . چرا که به قول استاد که خودش این مسیر رو انتخاب و تجربه کردن اگر متعهد باشی که روی کانون توجه ت کار کنی از در و دیوار ثروت و خوشبختی و نعمت و شادی و سلامتی و عشق وارد زندگی ت میشه گرچه در مسیر درست فقط لذت هست که نصیب ت خواهد شد ، نه کسالت !
تصور کن .
به نظرت ارزشش رو نداره ؟
که آهن ربای وجودت رو صیقل بدی تا فقط خوبی و زیبایی و ثروت و عشق و خوشبختی و آرامش رو وارد زندگی ت کنه ؟
من می دونم که تو از پسش برمیای .
تو انتخاب کردی که زندگی متفاوتی رو برای خودت رقم بزنی و راهی رو بری که خداوند برای خلقت ت انتخاب کرده نه راهی که پدران ت انتخاب کردن .
خالق بودن نه قربانی و محکوم بودن.
تو می خوای بهشت رو در همین دنیا تجربه کنی و خداوند هدایت ت کرد به چگونگی اش .
حالا همه چیز در اختیار تو هست برای یک آفرینش شگفت انگیز .
آفرینش رویا هات .
آفرینشی که نشانه هاش بلافاصله بعد از تصمیم گرفتن و قدم در راه گذاشتن خودش رو نشون میده .
تبارک الله احسن الخالقین
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق توست ❤️