این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-12-19 19:53:352025-12-08 21:35:57کدام مسیر را انتخاب کرده ای؟ هموار یا سنگلاخی؟!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت خانواده صمیمی وتوحیدی این سایت زیبا و الهی
یک موضوع زیبای دیگه ویک فایل دیگه از دیدگاه قوانین واز دیدگاه خداوند.
موضوع زیبا وپر اهمیت این فایل رو که که کار روی باور محدود کننده ونقطه ضعف خیلیهامون هست رو تحسین میکنم.
بازم این موضوع جزو پاشنه های آشیل معمول ورایج جامعه هست اما همین که شما توضیحش میدین انگار اصلا همچین باوری غیر منطقی ترین باور دنیاست.واقعا همینطوره کی گفته باید بدبختی بکشیم تا به خوشبختی برسیم?
اصلا همین باور که تو جوامع مذهبی ریشه دوونده که اگر میخوای تو آخرت به بهشت بری باید این دنیا تو جهنم بسر ببری وصداتم درنیاد.
آخه کی میاد مسیر رسیدن به مخروبه وجاهای نازیبا رو قشنک آسفالت کنه یا سنگفرش زیبا کنه? هرگز چنین چیزی نداشتیم تو دنیا واگر جاده یا خیابان صاف ویکدست وزیبا وبا کیفیتی میبینیم میفهمیم که این مسیر به آبادانی وجاهای زیبایی ختم میشه.
راستی استاد یه چیزی گفتی در مورد قیمت روانشناسی ثروت یک ودو وسه که ارزش وقیمتی براشون نمیشه تعیین کرد که من این رو اصلا قبول ندارم.چون حتی فایلهای دانلودی هم قیمتی براشون نمیشه تعیین کرد وpriceless هستن واقعا باورم اینه. مثلا همین فایل تحت عنوان مسیر ساده وآسان یا مسیر سنگلاخی? میدونین اصلاح این باور چقدر میتونه مسیر زندگی وموفقیت ما رو هموار کنه?
اصلا من عاشق این جمله شما هستم که میگین مسیر سخت مسیر اشتباهه. وچقدر این باور درسته وچقدر با قرآن همخوانی داره که گفته اهدنا الصراط المستقیم ,صراط الذین انعمت علیهم…
راه راست از نظر منطقی کوتاهترین وساده ترین وسریعترین وایمن ترین راهه وبعدش گفته کسانی که خدا بهشون نعمت داده از همچین مسیری گذشتن وبه نعمت رسیدن.یعتی راه رسیدن به نعمت وفراوانی صاف وکوتاه وساده س.الهی بینهایت شکر
داشتم فکر میکردم که مرا اکثریت بعد از رسیدن به موفقیتی وقتی ازمون سوال میکنن که آفریت چطوری تونستی برسی, فورا موانع ومشکلات راه به ذهنمون میاد وبیانش میکنیم?چون دیدم که این باور رایجیه وخودمم قبلا داشتم وشاید بقایاشم هنوز باشه?
دیدم چون ذهن عادت داره به پیچیدگی وناهمواری وسختی ,اگر کسی روی ذهنش کار نکرده باشه ناخودآگاه ذهنش همیشه روی ناهمواریهاست نه لذتها ورشدها وتجربیات ونتایج عالی.
وچقدر نیاز داریم که همواره روی ذهنمون کار کنیم.
مریم عزیزم ازت ممنونم بابت ویرایش جدید این فایلهای ارزشمند.احساس میکنم هر چی از جام آگاهی این سایت مینوشم تشنه تر وتشنه تر میشم ومیخوام کل آگاهیهاشو ببلعم.
خدایا شکرت که فقط از تو خواستم وفقط تو اجابت مبکنی و داشتن تو بس برای همه چی
نظر اقای عباسعلی ملک و خوندم ,این موارد به ذهنم رسید گفتم بنویسم
تو دوره روانشناسی ثروت در جلسه 9 که در حال بررسی مباحث مربوط به عدم تاثیر عوامل بیرونی ,استاد موضوع شهر یا کشوری و که زندگی میکنید مورد بررسی قرار دادند و باور درستش این میشه
موقعیت ثروتمند شدن در همه جای جهان وجود دارد ,در تمام نقاط جهان موقعیت ثروتمند شدن وجود دارد
داستان علیرضا تو دوره هدف گذاری این بود که میخوره به داستان برج های 11 سپتامبر و ثروت و موقعیت فوق العاده ای که داشته,رو از دست میده ,و روزبه روز اینقدر افکار منفی به سمتش میان که تمام توانایی و موفقیت هایی که داشته رو از یاد میبره و روز به روز از موفقیت دورتر میشه ,و مبحث اونجا مربوط به این موضوع ,اینکه هر روز و همیشه توانایی های خودتون و به خودتون یاداوری کنید تا اگر با یک بحران روبرو شدید,مثل علیرضا همه چی از دست ندید
و موضوعی که در دوره ارزوها مطرح میشه در مورد اینکه شما وقتی تو کشورخودتون به قله های موفقیت نرسید نمی تونید تو یه کشور دیگه به موفقیت برسید ,فرض کنیم یک نفر که تو ایران زندگی میکنه , باورش اینه که فقط تو امریکا یا فلان کشور موقعیت پیشرفت هست,خوب کسی که این باور و داره تا اخر عمرش ,با اینکه توانایی های فوق العاده هم داره ,خودش و نا خود اگاه محدود کرده به مکان ,و وقتی تو باور کنی که تو هر موقعیت مکان و زمانی هستی ,موفق می شی ,شروع به اقدام میکنی و جهان تو رو اگر ,تو اون مکانی که هستید ,و موقعیت پیشرفت تو رو نداشته باشه , جهان خودش شرایط مناسب و برای مهاجرت برای تو فراهم میکنه .
و نکته مهم تر و فرض کن که تو مثلا میخوای به امریکا مهاجرت کنی خودت و به در ودیوار میزنی و هر کاری که می کنی نمیشه بری(همون موضوع نچسبیدن به خواسته ها) , و بعد دیگه ,هیچی ,همش با خودت میگی دیگه موندم تو ایران بدبختم شدم ,اینجاست که تا ثیر باورها رو میفهمی (ولی اگر تو باور داشته باشی هر جایی که هستی مو قعیت ثروتمند شدن و موفق شدن داری ,تلاشت و برای پیشرفت میکنی و اقدام میکنی به حرکت در مسیر اهدافت , و اگر خواسته ای مبنا بر مهاجرت داشته باشی و اون فرکانس و به جهان بفرستی و به این خواسته نچسبیده باشی با این باور که من هر مکانی باشم موقعیت ثروتمند شدن و موفقیت دارم ,جهان به راحتی اینکار و انجام میده ,حتی تو قران هم به موضوع مهاجرت اشاره شده ,واگر تو باور درست داشته باشی جهان اینکار و برات انجام میده ,اگر خواستت مهاجرت باشه و تو در مسیر اقدام برای اهدافت باشی و نیاز به پیشرفت بیشتر وگسترش بیشتر باشه جهان نیاز به مهاجرت تو رو برات فراهم میکنه)
*از شبکه مستند ایران برید مستند های ادم های موفق تو ایران و ببینید ,من وقتی دیدم خودم هم باورم نمی شد,که این همه موفقیت تو ایران بدست اوردن
استاد دقیقا در دوره ثروت 1 گفتن موقعیت ثروتمند شدن در همه جای جهان وجود دارد ,در تمام نقاط جهان موقعیت ثروتمند شدن وجود دارد ,و اگر تو این باور و داشته باشی هر جای کره زمین باشی ,با هر توانای که داری به موفقیت و ثروت می رسی و میسازیش
نتیجه:
1-به قول استاد باورها نه درستند و نه غلط ,ولی میتونیم بگیم این باور من و به موفقیت میرسونه یا نه
-و اینکه تمام ذهنیات درست و غلط ما خودمون برای خودمون درست می کنیم ,وبارها دیدیم که چیزی که تو ذهن ما درست یا غلط تو ذهن بقیه برعکس ,دقیقا مثل بهشت و جهنمی که خودمون داریم با افکارمون درستش می کنیم
2-از داستان علیرضا و بحث این موضوع در دوره ارزوها و ثروت 1 ,میخواد این و بگه ,تو اگر باور کنی توی هر موقعیتی که و مکانی که هستی ,می تونی ثروتمند و موفق باشی ,چون باورش داری ,تجربش می کنی ,حتی اگر در افریقا یا افغانستان باشید,و وقتی تو به مسیر موفقیت وارد می شی و شروع به حرکت میکنی ,جهان تو رو به موقعیت مکانی میبره که باعث پیشرفت بیشترت و گسترش جهان هستی بشه .(زندگی نامه ایلان ماسک و بخونید ,فوق العاده است و ببینید چطور از افریقا هدایت میشه به دره سیلیکون ,و ببینیند که باور های درست چه می کنند,و ببینید که قدم برداشتن و حرکت و ایمان و باور چه می کند و هزاران باور فوق العاده ای که می تونید از زندگیش دربیارید)
-و اینکه ما ادمه ها هیچ وقت کامل نمیشیم ولی سعی داریم که در مسیر تکامل پیش بریم ,و حتی خود استاد عباس منش هم بارها این و گفتن, ( خیلی زیبا برای من , )تو دروه های مختلف استاد مثلا داره در مورد یک باوری صحبت میکنه و میگه بعدش منی که خودم داریم این مباحث و اموزش میدم باز هم روی باورهام دارم کار میکنم یا اینکه تو فلان باور هنوز کار دارم,و استاد میدونه قانون و,همینطور که در دوره هدف گذاری گفتند ,ادعا کردن برابر با کشیدن تو , توسط جهان به چالش عظیمی است .
ارادتمندیم استاد
و موضوع اخر خوب دوره هایی که تا حالا تهیه کردم ,همش با خودم میگفتم چرا استاد فلان موضوع و توی فلان دوره نگفته رفته توی یک دوره دیگه گفته و یا یه مبحثی که توی یک دوره هست ,یه اشاره ای کرده بهش ,ولی تو یک دوره دیگه میبینم چقدر بیشترو کاملتر توضیح داده
بچه ها وقتی این به ذهنم اومد ,یه حسی گفت نازی :تو می تونی یک کتاب کامل پیدا کنی که در مورد ثروت یا روابط یا هدفگذاری یا هر زمینه دیگه ای در جهان تمام مباحث و یک جا گفته باشه و تو با خودن اون کامل بشی
من گفتم نه ,اصلا مگه میشه ,من تو رشته تخصصی خودم ایییییین همه کتاب و اموزش است و خوب من سعی دارم میکنم که تکاملم تو رشتم طی کنم و از تو میخواهم که من وهدایت کنی به سمت بهترین کتاب ها و اساتید و اسان ترین و کم هزینه ترین راه
بعدش گفت :خوب محصولات عباس منش هم همینه ,تو به مرور تکاملت و طی میکنی با این محصولات و کتابهایی که بهت میگم می خونی ,و تو یه محصول عباس منش یا یه کتاب کامل هیچ وقت نمیتونی پیدا کنی ولی کسی که اون محصول و ایجاد میکنه ,تمام سعیش و کرده که از تمام تواناییش استفاده کنه برای ارائه بهتر و تو میتونی این و حس کنی .
بعد دیدم حسم درست میگه ,دیگه سعی کردم به جای اینکه دنبال یه چیز کامل و بی نقص در زمینه های مختلف باشم , که فقط در وجودم احساس نگرانی و بدبینی ایجاد می کرد و باعث ارسال فرکانس نامناسب میشد و عواقبی به وجود می اومد ,با ارامش کامل و اقدام و حرکت و باورهای درست تکاملم به لطف خدا در تمام زمینه های زندگیم ارام ارام طی کنم ,,و بسیاز زیبا و لذت بخش این طی کردن تکامل که تا اخرین لحظه عمر هم به لطف و هدایت خداوند ادامه داره .
من و شما محصولات استاد عباس منش رو داریم و تیکه های پازل رو به هم میچسبونیم و یه چیز کامل ازش برداشت میکنم.
فرض کنید کسی که دوره رویاها رو داره ولی دوره روانشانسی ثرووت رو نداره چطور میتونه برداشت صحیحی طبق این چیزهایی که شما نوشتید داشته باشه!
خود استاد عباس منش هم در فایل های رایگان خدا رو بهتر بشناسیم میگه به حرف های منم شک کنید و به راحتی قبول نکنید تا وقتی که به یقین نرسیدید.
در داستان علیرضا هم قرار نیست صرفا همون برداشتی که استاد میگه رو داشته باشیم و میشه از یک داستان هزاران نتیجه گرفت کما اینکا داستان پیامبران بارها و بارها برای درک موضوعات مختلف در قرآن تکرار شده. اول داستان استاد میگه علیرضا اول ایران بوده و زبان بلد نبوده و میره امارات کار میکنه بعد میره آمریکا و اون داستان های بعدی به وجود میاد.
هدف من از نوشتن اون نظر صرفا تایید حرفهای استاد عباس منش بود نه چیز دیگری! و مثالی رو نوشتم که حتی کسانی که هیچ یک از محصولات رو ندارند درک بهتری پیدا کنند.
به نام خداوندی که رحمان است ورحمانیتش سراسر جهان راگرفته ،خالق قرآن کریم و عظیم ،خالق انسان که اورا جانشین خود برروی زمین قرارداد ،
به نام خالق توانا ،هم او که رحمان است و قرآن را به انسان آموخت وانسان را خلق کرد واورا جانشین خود در جهان قرارداد اورا خالق تمام شرایط واتفاقات زندگی اش قرارداد ،چگونه :باافکارش ، باباورهایش وباکانون توجه اش …
من متعهد هستم هرلحظه تمام اتفاقات زندگی ام را باکانون توجه ام ،باافکارم و باورهایم رقم
می زنم وباور دارم این نهایت عدالت خداوند است که مرا در انتخاب راه آزاد گذاشته است ،وهمواره به من
یادآور شده که مرا هدایت می کند به سمت آنچه که من می خواهم ،باکانون توجه ام با افکارم وباباورهایم ،پس بااین تفاسیر من سعی وتلاش می کنم ،می کوشم ،متعهد می شوم که فقط وفقط به همه چیز هایی توجه کنم که به من احساس خوبی می دهد چون وقتی احساسم خوب است یعنی در مسیر درست قراردارم ومن تنها وتنها او را که رب العالمین است می پرستم و تنها از او درخواست می کنم …
من در زمینه کاری خودم خیلی فعال بودم والآن هم هستم ، یادم می آید تازه معاون شده بودم وپرانرژی وفعال ،آخرین رییس شعبه ای که داشتم به من می گفت :یک وقت فکر نکنی اگر رییس شدی معاون خوب مثل خودت گیرت می آید
وشاید نگویم هرروز ،ولی اکثراوقات می گفت ومن هم
بی خبر از قانون می شنیدم وبه ناخود آگاه ذهنم می سپردم تا اینکه بعداز او شعبه را تحویل من دادند ،اولین معاون شعبه ام بدی نبود ولی خیلی
بی حال بود وباید بیشتر کارها را خودم انجام می دادم ،شعبه دیگری تحویلم دادند تا دو ماه معاون شعبه نداشتم همه کارهارا خودم به تنهایی
انجام می دادم وشبها تاساعت ۸و۹ شب تنها در شعبه می ایستادم وکارها را انجام می دادم ،بعداز دوماه معاون جدیدآمد ،قبلا رییس شعبه بوده و درحدود ۳سال بود که مرخصی بدون حقوق گرفته بود وچند وقتی بود که آمده بود سرکار و یک سال دیگر داشت تا بازنشست شود ،برای اینکه در پایان خدمتش به اولطف کنند به او حکم معاونت داده بودند و نزد ما آمد به خاطر سه سال دوری از کار هیچ کاری بلد نبود ،همه کار ها را خودم انجام می دادم وفقط او امضا می کرد ،بعضی وقتها که پرونده ها زیاد می شد ومن طبق عادت قبل تنها تا ساعت ۸و۹ شب می ایستادم و کارها را انجام می دادم و صبح روز بعد که پرونده ها را جلویش می گذاشتم تا امضا کند ، تازه شاکی می شد که چقدر پرونده ، خسته
شدم از بس امضا کردم ،الیته انسان فوق العاده خوب وخوشرویی بود وفقط از کارها سر در نمی آورد چون همه چیز کامپیوتری شده بود واو اصلا سر در نمی آورد ،عیب از من وباورهایم بود که قبلا رییس قبلی در وجودم نهادینه کرده بود ،خلاصه یکسال بعد بازنشست شد ،و یک معاون دیگر به من دادند انسان فوق العاده خوب ولی کندبود تازه معاون شده بود وهیچ کاری بلد نبود ،شش ماه طول کشبد تااو را راه انداختم
بعداز او دوباره معاون شعبه اولی معاونم شد ،بعداز او به شعبه دیگری رفتم معاون شعبه ترسو وسنگ انداز در مسیر اهدافم ،و به همه چیز شک
داشت ،البته بااو دوماه بیشتر نبودم او هم انسان فوق العاده ای بود ولی من باورهایم مشکل داشت ،به شعبه دیگری رفتم ،معاون شعبه هر
فرصتی پیدا می کرد برایم می زد (به قول معروف )،البته او هم انسان خوبی بود ولی فوق العاده منفی باف بود و باورش در مورد همه چیز مشکل داشت ،
تااینکه در این زمان با یکی از انسانهای خوب روزگار آشنا شدم که زندگی ام را متحول کرد و مرا با قوانین وبااستاد آشنا کرد ،ماجرای آشنایمان هم خیلی تصادفی وشانسی (من همیشه به همسرم می گویم در جهان شانس وجود ندارد )بود ،من به کتاب خیلی علاقه دارم و کتابهای وین
دایر را می خواندم ،او هم استاد را به من معرفی کرد ،هفته ای دو سه روز با او قرارملاقات می گذاشتم ،شغلش ضایعات است ،کارگاه ۵۰۰۰متری ،دارای دفتر شیک وعالی ،که همیشه افراد سرشناس واستاد دانشگاه به آنجا برای بحث درمورد قوانین می رفتند ودفتر حسابداری
و دفتر کارگران که هرکس به آنجا می آمد به خاطر مرتب بودن آنجا اصلا باور نمی کرد که اینجا انبار ضایعات است ،
طی بحث با این دوست گرامی و صحبت از همکارانم ،او گفت همیشه از معاونت وحتی همه همکارانت سپاسگذاری کن و البته در ذهنت
همیشه به جنبه های مثبت آنها فکر کن ،من هم همینکار را کردم وبعداز دوماه معاون عوض شد ودر عرض یک سال سه معاون عوض کردم
هر کدام از یکی بهتر ، واین آخری که به نظرم بهترین معاون دنیاست ،خلاصه فابل های استاد را خریدم وگوش کردم ،دیگر همکاران هم عوض
شدند به شعبه های دیگر رفتند وهرکس می رفت یکی بهتر جای او می آمد ،واقعا چه دنبای قشنگی ،تو فقط به خوبی ها و جنبه های مثبت
دیگران فکر می کنی و جهان هم از همان جنس در مسیرت قرار می دهد ،البته که گاهی هم ناخالصی هم داشت ولی آنها برای قدرتمند کردن
ذهنم آمده بود و اینکه من نمی توانم به طور کامل ذهنم را کنترل کنم ،البته به لطف آموزش های استاد من دیگر فقط وفقط به جنبه های مثبت
انسانها توجه می کنم و هر چیز را می بینم و تحسین می کنم چون می دانم بااین کار به جهان می گویم از این جنس چیزهای خوب وارد زندگی ام کند .
من دریافتم که مسبب همه اینها خودم بوده ام و هستم ،چون آن زمان اصلا از قوانین اطلاع نداشتم و به قول استاد به هر جفنگیاتی گوش
می دادم ،حالا مدت سه سال است که دیگر نه تلویزیون می بینم اصلاتلویزیون ما همیشه خاموش است ، وهیچ شیکه اجتماعی ،بجز مواقعی
که کار داشته باشم و فقط وفقط تمرکزم برروی فایل های استاد است …
هر همکاری به شعبه ما می آید اولین چیزی که می گوید این است که واقعا همه مشتریان شما خوب وعالی اند واز نطر اخلاقی درجه یک ،
شعبه قبلی که بودم هرچند روز یکبار یک مشاجره بامشتریان داشتیم ولی این جا از این خبرها نیست ، و من می گویم اینجا قوانین خاصی
پابرجاست ،اگر مشتری ناراحت شد ویا سروصداکرد بعد از اینکه رفت انگار نه انگار که چنین اتفاقی افتاده و همه فراموش می کنند ولی اگر
کسی آمد وخوش اخلاق وخوش برخورد بود و شوخی می کرد ومی خندید همه از او صحبت می کنند واز اخلاق خوبش بارها و بارها صحبت
می کنند …
به خاطر بیماری ودستور بهداشت در بیشتر شعب اصلا چایی نمی خورند و هرکس خواست یاباید فلاکس چای جداگانه برای خودش بیاورد
یا در آشپزخانه چای بخورد و از لیوان یک بار مصرف استفاده کند ، و شاید بیشتر شعب ما از رییس گرفته تا همکاران حداقل یکبار به این
بیماری پندمیک دچار شده اند حتی بعضی ها دو بار ،در شعبه ما از قبل از بیماری تا حالا هرروز همکاران اول صبح قبل از ورود مشتری
دور هم صبحانه می خورند ،هرروز دو بار خدمتگذار شعبه برایشان چای با همان استکان های شعبه می آورد در بین روز گاهی قهوه سفارش
می دهند تااز مغازه برایشان بیاورند ،گاهی اوقات بستنی ,شیر و…. جالب اینکه تا حالا احدی از همکاران ما بیمار نشده است ،چون بازهم
قانون شعبه است که هیچ کس اصلا در مورد بیماری صحبت نمی کند همه می دانند این خط قرمز شعبه است ،
جالب اینکه یکی از همکاران ما وقتی به شعبه دیگری منتقل شد دو ماه بعد درگیر بیماری شد و دوهفته بستری شد ،البته من این مطلب
را برای همه نگفتم و همیشه هم به هیچ کس نمی گویم ،اینکه ما در گیر بیماری نمی شویم این نیست که بدنمان سالمتر از بقیه است بلکه
به آن توجه نمی کنیم ،درمورد ان صحبت نمی کنیم و این نشان می دهد که قانون درست است وهمیشه جواب می دهد ،البته من به همه
می گویم شما رعایت کنید…چون دیگران جور دیگری به دنیا نگاه می کنند
می خواستم داستان موفقیت عالی ام در کار با استفاده از فایل های استاد را بگویم که انشاالله در وقتی دیگر بازگو می کنم
باسپاس از آنانکه آگاهیشان را باتمام وجود و باخلوص نیت در اختیار ما قرارمی دهند استاد گرامی سپاس و سپاس از خداوند مهربان
خب معلومه که راه هموار رو همه میخوان که انتخاب کنند یا بهتره بگم انتخاب میکنند اماااا، خیلی ها فکر میکنند که راه هموار رو پیدا ویا انتخاب کردند در صورتیکه اون راه اولش شاید هموار به نظر بیاد اما یه کم که بگذره سنگلاخی و یا گاهی تبدیل به یه پرتگاه مرگ میشه…
مثل کساییکه میخوان یه شبه پولدار بشن، میخوان از طریق قاچاق ودزدی وفروش موادواسلحه و اختلاس وکلاهبردای و رشوه گرفتنو…به اصطلاح تیغ زدن کسی و …خیلی از این کارهای بد، پولدار بشن…
باخودشون فکر میکنن راه وروش آسون وپولسازی هست اما 99 درصدشون خیلی زود متوجه میشن،که بدمسیری رو انتخاب کردند و سرمایه عمرو جوونی وآبرو وشرف و ایمان واعتقادشون رو بدجور برباد فنا دادن واون یک درصدی هم که هیچوقت اینو درک نکنن تواون مسیر به ظاهر هموار اما سنگلاخی که به جهنم متصل هست همینطور میرن…
توی کسب وکار هم این موضوع صدق میکنه ، اینکه خیلی ها اعتقاد دارن ساعات کاری بیشتر باعث درآمد بیشتری هست، یا شغلهای متفاوت از شغل خودشون،یا محل کسب وکار ویا کارفرما ورئیس!! بنابراین میان روشهای مختلفی رو امتحان میکنن و در اکثر مواقع براشون هیچ نتیجه مثبتی هم بهمراه نداره چون توی باورشون چیزی هست که واقعی نیست، حقیقت نداره واصل نیست…
توی روابط هم همینطوره، خیلی ها قدوهیکل و زیبایی و پولداری و …..رو ملاک میدونن، یا سعی میکنن به اون چیزهایی که براش ملاک هست تبدیل بشن هرچند اگه تو این مسیر آسیبهای مادی و روحی و جسمی ببینن،
ویا اینکه انقدر خودشون رو نالایق بدونند که همیشه توحسرت داشتن یه رابطه ی عالی بمونن…
اما کسیکه اینجا توی این سایت باشه حداقل 6 ماه تا یکسال به طور مستمر فایلهای سیدحسین عباسمنش عزیز رو ببینه وگوش بده، مهمترین وکاربردی ترین وساده وراحترین و دردسترس ترین وبهترین راه وروشها برای رسیدن به سعادت وخوشبختی رو می آموزه،واگه فقط 50 درصد هم عملکرد داشته باشه به آموزه ها، شک ندارم که به جاده ای همواره وخوش آب وهوا هدایت میشه در مسیر رسیدن به خواسته هاش..
چرا؟؟؟؟
چون سیدحسین عباسمنش، اون مسیر رو رفته وحالا با اطمینان میگه بیاین من فانوس راه شمام، پا بذارید جا پای من، بدنبال من بیاین تا شماهم به این حد از راحتی ورضایت برسید…
خدارو صدهزار مرتبه شکر استاد جانم، که از شما یاد گرفتم قانون فرکانس ها وتشخیص دادن فرکانس خوب وبد رو، از شما یاد گرفتم که قدردان داشته هام باشم و شاکر خداوندی باشم که جهان رو مسخر من کرده تا در این مسیر همه چیز در اختیارم باشه ودر دسترس من اونم براحتی…
فقط کافی بود تکیه برافراد رو بذارم کنار وتکیه ام رو به خداوند بزنم، به خدایی که شمابهم شناسوندید ووقتی درکش کردم انقدر حس خوشبختی بهم دست داد که اشک شوق هنوزم از عظمت وبزرگی ومهربانیش هر روز وشب از چشمام جاری هست و روز وشبی نیست که با اشک شوق وقلبی آکنده از عشق ازش سپاسگزاری نکنم به خاطر اینکه منو از جهل ونادانی به لطف شما به این درک ودرایت رسوند…
اینکه قرار نیست کار خاصی انجام بدم، همه چیز از قبل برای من فراهم شده فقط کافیه بخوام و برش دارم، اونم یه شرط داره..
اینکه فقط وفقط از خودش بخوام وبابتش سپاسگزار باشم…
چطوری؟ کجا؟ کی؟ نمیدونم نمیخوامم که بدونم، چون داریم دوتایی( منو خدا باهم) این مسیر زیبا ولذت بخش رو طی می کنیم، اندازه توانم هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم وسعی میکنم نقشم وسهمم رو به کمک خودش شناسایی کنم وانجام بدم وباقیشم بسپارم به خودش…
به خودش که خیر مطلق هست…
وبهم میگه فقط برای امروز واین ساعت واین لحظه باهرچیزیکه در اختیارت گذاشتم شاد باش و بافراغ بال زندگی کن،نگران فردا نباش که دوتایی باهم میسازیمش…
اصلا کسیکه به یه درک نسبی از اینکه هدفش از خلق شدنش چی بوده پی ببره، به اینکه خداوند ازش چه خواسته ای داره!
خیلی راحت بدون دردسر تو جاده هموار هست بدون هیچ زحمتی، چون مسیر از قبل پاکسازی شده، مهیا وآماده شده دراختیارش هست…
به شرط اینکه هر لحظه متوکل باشه نه اینکه باکوچیکترین ناخواسته بهم بریزه و ترس بیاد سراغش، بلکه باید بدونه حتی تو دل اون تضاد خیری هست که بزودی براش قراره مشخص بشه…
کسیکه به این درک برسه که فقط وفقط مهمترین رابطه ی زندگیش رابطه ی بین خودش وخداش هست وسعی کنه این رابطه برپایه عشق استوار باشه، وهرلحظه تمرکزش روی این رابطه باشه سوت زنان درحالیکه داره لذت میبره از مسیر خیلی شیرین وراحت به تک تک خواسته هاش میرسه..
تازه اونکه خیلی از مصاحبت با معشوقش(خدا) لذت میبره که دیگه زیاد حواسش به مسیرو مقصدش نیست،فقط همینکه بامعشوقش داره این مسیر رو طی میکنه شاده وسرخوشه…
الان من این حال دارم، مدتهاست این حالو دارم، انقدر خوشحالم از اینکه منو خدا باهم دوستیم، دستمو گرفته منو باخودش میبره هرجا که دلم خواست،منم راضی ام به رضایش، وهمیشه میگم داده ونداده وگرفته ات رو شکر که صاحب اختیار من تویی فقط…
مسیر موقعه ای برات هموار میشه که حرص نمیزنی، طمع نداری، چشم ودلت جای چیزهای مادی وحسرت داشتنش، دنبال رضای خداهست، اینکه چطور رفتار کنی چطور نگاه کنی، چطور حرف بزنی که خداخوشش بیاد و مورد پسندش باشه، انوقته که بهت عزت میده خیلی راحت، شهرت ونام نیک میده خیلی راحت، پیش مردم عزیزت میکنه خیلی راحت، بهت پول وثروت میده خیلی راحت، بهت روح ارام ودلخوش وتن سالم میده خیلی راحت…
چون میدونه که تو تسلیم درگاهشی و تنها وتنها از خودش میخوای اونم نه به زور بلکه در حالت تسلیم ورضا…
انشالله که خداوند خیر دنیا وآخرت رو برای ما قرار بده در حالیکه هرلحظه مارو در پناه امنش حفظ کرده… آمین
با درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم و دوستان و ساکنین این بهشت الهی امید وارم حال دلتون عالیع عالی باشه و در مسیر هموار هدایت های الهی بدرخشید و همواره درخشان هم باقی بمانید الهی آمین
قدرت تخیل بدون آموزش بال داره ولی پا نداره
میدونید چیه دوستان عزیزم ؟؟؟؟
امروز داشتم به نت برداری هایی که از کامنت دوستانم نوشته بودم نگاه می کردم و خیلی لذت بردم یه حسی بهم گفت که بیام بشینم آن تعدادی از جملات گوهر بار و کلیدی استاد عزیزمون رو نت برداری کرده بودم را اینجا بعنوان ردپای بجای بگذارم .. پیش خودم گفتم امروز میخوام این کلیدهای طلایی استادانم و جملات زیبایی که از کامنت های دوستان عزیزم نت برداری کردم رو توشه ی این مسیر هموار الهی ام کنم و با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم واقعا نکات زیبا و کلیدی و طلایی و تعمق برانگیزی رو بهمراه داره … و امید دارم کلید نشانه ی چشمک زن ستاره ی امروز تو دوست عزیز و نازنینمم هم باشد
الهی به امید تو
1ــ دیروز توی اتوبوس پشت صندلی جلوی من دو تا کاغذ چسپونده بودن ،روی یکیشون نوشته بود برایت بهترینها را آرزومندم ،و توی اون یکی دیگه نوشته بود، تو اکنون گذشته یک فرد موفقی،،
2ــ جهان فقط به شجاعان و صابرین پاداش و پاسخ میده به کسایی که افسانه شخصی شونو تا انتها زندگی میکنن به کسایی که با ایمان ادامه دادن.
3ــ خداوند هرگز کسانی که رویاهاشون رو دنبال میکنن بدون یار و یاور نمیزاره بلاخره یه امدادی میاد و یک دری باز میشه
4ــ من یه تکه از خدام در این جسم فیزیکی و دارم جهان اطراف خودمو بهش شکل میدم
5ــ من دست بردار رویاهام نبودم تا اینکه جهان تسلیم خواسته من شد ،ایدها اومد و من اجرا کردم
6ــ دیدن و توجه به نکات مثبت و زیبایی ها به من این باور رو داده که هرچقدر توجه کنم به زیبایی ها،وارد زندگیم میشن..این یک قانون است..
7ــ خدایا شکرت
خداوند مرجع عظیمی از ثروت را وارد زندگی من کرده است
من آفریده شدم که ثروتمند زندگی کنم
8ــ بجای اینکه فکر کنیم که چیکار کنم که شخصیت دلبخواهم با من آشنا شود به این فکر باشیم که چیکار کنم که من در مدار درست ومناسب و شرایط درست قرار بگیرم
و اگر من در مدار درست قرار بگیرم با آدم مناسب دلبخواه و همسفر زندگیم در زمان مناسب وارد مدار من میشود
9ــ وقتی شما از نظر فرکانسی خودت رو تغییر میدی و در مدار صحیح قرار میگیری
جهان جای تو رو از نظر فیزیکی هم تغییر میدهد…
10ــ خدایاااا شکرت که من همیشه و همیشه با نتایجم صحبت میکنم
11ــ خدایااآاا شکرت که تمام خواسته ها و آرزوهایم را بنوبت بر من آشکار و پدیدار مریی کرده ای
12ــ خدایاااا شکرت که من همیشه در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح مقدسم هستم
13ــاز خدا می خوام یکی از بزرگترین ترمزهای ذهنی که جلوی رشد من را گرفته برای شناسایی آن هدایتم کند…
14ــ اگه میخواین ثروت وارد زندگیتون بشه بابت هر پولی که پرداخت میکنید از 500 تومان تا 100 میلیارد از خرید ی پفک تا خرید ملک وقتی پولشو پرداخت کردیم بگیم
( خدایا صد هزار مرتبه شکرت ده برابرش وارد حسابم شد ده برابرش وارد زندگیم شد و اونو احساسش کنیم و لذت ببریم)
15ــ اهرم رنج و لذت
ذهن شما کاری را انجام می دهد که برایش خوشایند و از انجام کاری فرار می کند که برایش رنج آور است باید جایگاه این دو را در ذهن خود تغییر دهید تا برای انجام هر کاری انگیزه داشته باشید و بتوانید مسیر رسیدن به خواسته های تان را پر قدرت ادامه دهید.
16ــ استاد می گن: تجربه خوشبختی توی زندگی، خیلی راحت تر از تجربه یه زندگیه نامناسب و ناسالم هست چون خوشبختی روند طبیعی جهانه. اما برای تجربه یه زندگی ناجالب ونامناسب، باید مسیرهای اشتباه زیادی رو بری… برای رسیدن به بدبختی وافسردگی باید هزاران فکر منفی و مخرب رو بارها و روزها تکرار کنی. اما با یه کم کنترل کانون توجه ات، خیلی زود به احساس شادی می رسی و همین احساس شادی برای خلق یه زندگی خوب، کافیه و مثال آدمهای خونسرد رو می زنن که با اینکه تقلای خاصی نمی کنن اما جهان همیشه اوضاع رو به نفع اونا پیش می بره چون اونا طبق طبیعت جهان عمل می کنن. چون طبیعت جهان تجربه خوشبختیه، طبیعت جهان فراوانیه، سلامتیه، تجربه عشق در روابطهــــــــاســــــــت
17ــ از استاد عزیزم شنیدم که میگفتن:
موفقیت و اعتماد به نفستون و به نتایج گره نزنید ، اگر موفق نشدی تلاش کردی ، تلاش کردن و ببین نه نتیجه رو ، چون این جوری ادامه میدی ادامه میدی تا نتیجه هم خودشو نشون میده
18ــ من از این به بعد دلیل اون اتفاقی که میخوام برام رخ بده رو مینویسم،
مثلا اگر میخوام فلان اتفاق بیفته که فلان احساس رو تجربه کنم،
من دیگه نمیام بگم که خدایا این اتفاقو برام رقم بزن تا من این احساس رو تجربه کنم،
میخوام بیام بنویسم که خدایا من میخوام این احساس رو این شادی رو این لذت رو این عشق رو تجربه کنم تو هم سوپرایزم کن،میخوام ببینم تو چیکار میکنی برام ،و بعد بیام مهر تاییدی بزنم بر هدایت خداوند
19ــ استاد بینظیرم که اینقدر زیبا بهمون یاددادین
داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
وقتی که متعهد میشیم روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و
به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل های الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورهامون و شخصیتمون و تصمیماتمون که بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
20ــ همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم من هنوز بلدش نیستم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
21ــخوشبختی یه حالت ذهنیه و احساس خوب یه نگرشه و کیفیت افکاره
اصلا وقتی همه چی سر جای درستش باشد همه اتفاقات خوب به موقع رخ میده
22ــ همین که در باز میشه انگار ی دنیا ی جدیدی جلوی چشم هامون باز میشه دنیایی که خیلی بزرگتر از اون فضاییه که دیشب توش بودیم اما لازمه ورود به این دنیای بزرگتر پا گذاشتن روی ترسها و شجاعت به خرج دادنه
23ــ
وقتی تمرکز و توجهتون بره روی پول و ثروت و فراوانی و درین مدار قرار بگیرید. اون وقت براحتی پول و ثروت وارد زندگیتون میشه(از جاهای مختلف و به شکلهای مختلف، نه فقط افزایش درامد). از جاهایی که فکرشم و نمیکنید و اصلا ازش خبر ندارید.
24ــ تکه ای از کتاب اشراف زادگان فقیر : در هیچ جای این جهان اثری از فقر و کمبود وجود ندارد جز در ذهن انسان هایی که او را باور کرده اند.این کتاب هم در مورد فراوانی و باور های ثروت ساز خیلی مطالب فوق العاده دارد.
25ــ باید ببخشیم و آزاد و رها کنیم نه به این دلیل که آن شخص مستحق بخشیدن است بلکه بخاطر اینکه خودمون مستحق آزادی و رهایی از این غل و زنجیرها هستیم.. چون مستحق عشق الهی هستیم
26ــ انسان ثروتمند بی نیازه این خیییلی تعریف زیبایی هست.انسان ثروتمند هم از خلق بی نیازه هم از مال دنیا..
27ــکلام طلایی خانم شایسته ی عزیزم
اگر انتظار دارم که خداوند منو به مسیرهای بهتر هدایتم کنه حالا در تمام جنبه های زندگیم و یا در مسیری که الان هستم بهترینهای خودم رو ارایه بدم و بهترین ورژن از خودم باشم و از خداوند انتظار دارم که تجربه ی بعدی من بهتر از این تجربه ی الانم باشه
28ــ اگر آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی برای اتصال به این انرژی منبع وجود ندارد چون منبع این انرژی پول و ثروت های الهی خودش نامحدود است
29ــ به کمبودها و ناخواسته ها فکر نکن چون با فکر کردن به آنها برایشان کارت دعوت و ورود به زندگی ات رو ارسال می کنی
30ــ خدایا شکرت که با بهترین ها در تمام جنبه های زندگیم سوپرایزم میکنی
خدایا شکرت که امروز هم روی باورها و قوانین جهانت کار کردم و ذهنم رو تربیت کردم برای ایجاد باورهای درست و مناسب و مسیر آسان و هموار در جهت دریافت خواسته هایم و توانستم به تعهدم عمل کنم
خدایاااا چشم امیدم به رحمت و مهربانیت و وهابیت تو هست و به این که باز بخوانمش و منو اجابت می کنه ممنون و سپاسگذارم . ادعونی استجب لکم…
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراًو بگو: پروردگارا! مرا با ورودى های نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى های نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده.
خدایااا شکرت که همه ی کارها و برنامه ها و امورات زندگیم رو چیده مان و برنامه ریزی و هماهنگ و هندلش کردی و سر و سامان بخشیدی و از اینکه همواره در همزمانی های درست و مناسب جادویی برای شادی و کامیابی و موفقیت هایم در تمام جنبه های زندگیم هستم ممنون و سپاسگذارم خدایا شکرت
خدای مهربانم شکرت که به من نعمت شکرگزاری نعمتهای بیشمارت را عنایت کردی
خدایا من رو آسون کن برای تسلیم و رها و آزاد بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم و خودت دلها را برام نرم و گرم کن و دست خودت را همراهم کن و منو روی شانه هایت بنشان
من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا خودت هدایتم کن
خدایااآاا کمکم کن که اون باورها و نگرش های محدود کننده ام رو شناسایی کنم و تغییرشون بدم به بهترین باورها
خدایا شکرت بخاطر چشمان زیبایی که صبوری بخرج دادند و این کامنت منو خونده و لبخند توی چهره اش نشسته و دلش شاد شده از دوستان عزیزی که با اون چشمان خوشکل شون این کامنت منو خواندن بهترین ها هدیه ی راه تان باد..سپاسگذارم که جملات من چشمان زیبایت رو نوازش کرد ونوازش پلک هایت جملات من را .
خدایا من را بسمت مسیرهای درست و صحیح هدایت کن که بدون هدایت و نشانه های الهی تو من گمراه آه و سرگشته و حیران ام… ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان ،
تقریبا دوماه از کامنت قلبی میگذره که باز این نشونه امروزم اومد ۲۸اسفند ۹۹روز آخرسال داشتم کامنت های فایل رو میخوندم که رسیدن به کامنت خودم وقتی خوندم گفتم زهرا اون موقع که حالی داشتی ؟چه حس خوبی توی کامنت هست اما اینبار میخام از نتیجه برداشتن این ترمز بگم ترمزی که خودمو فک نمیکرد م ترمز باشه از کامنت خودم به بعد یعنی دوماه پیش وقتی شروع کردم به کار کردن روی ذهنم فکر میکنم سه یا چهار بار رفتم تهران و جنس آوردم و تقریبا فروش رفت اما بار آخر که همین یکی دوهفته پیش بود الان باخودم میگم واقعا این برداشتن ترمزه کار کرد وقتی جنس آوردم روز دوم فروش شروع شد از همون جنس و کلی هم خودم ازجنس ها خوشم اومد اما بعد چند روز از آوردن جنس مجبور شدم خونه بمونم و قرنطینه باشم که این هم بزرگترین لطف خدا بود که شامل حالم شد چون کلی اتفاق خوب افتاد اما همین که خونه موندم از همون جنس های که تازه آورده بودم توی خونه فروختم و از پیج اینستا هم یه فروش داشتم واقعا خدارو شکر وقتی استاد میگن ازیه جایی به بعد نتیاح شروع میشه بمب بمب بمب برای من این چند روز واقعا دیدن نتایج بود به ثمر نشستن باورهای که اولش فقط یه عبارت تاکیدی و تکرار اون بود که بعد خدا با هدایت کردنم به یه فایل یه مقاله هی کمکم میکرد که باور قویتری بسازم هی با کنترل ذهن سعی میکردم تایم بیشتری رو توی احساس خوب بمونم و حالا نوش جانم این میوه 😁💪😌
میوه تلاش های آگاهانه خدایا شکرت
یه میوه خوشمزه دیگه هم این بود که یه فروشگاه اینترنتی به آسونی وزیبایی خودم ساختم منی که تا سوم راهنمایی فقط درس خوندم 😉پس تحصیلات ربطی به موفقیت نداره من تو خونه فروش داشتم پس پول ساختن ربطی به مکان مغازه و کسب و کار نداره اوه خدای من اینکه یه ترمزه برای من چون هنوز هم باورم اینه باید یه جای پر رفت و آمد مغازه. رشته باشم بفرما زهرا خانم اینک ترمزی که امروز باید پیدا میکردی و روش کار کنی باوری که مدت هاست میخام بسازم که من در هرمکان وزمانی به راحتی ثروت خلق میکنم پول همه جا دنبال منه من همیشه در بهترین مکان و بهترین زمان برای فروش اجناسم هستم
خلاصه که تو خونه بودم اما هم فروش داشتم و هم یه سایت راه اندازی کردم تازه اونم از تو رختخواب 😁😂
وتصمیم گرفتم پولی که میاد تو حسابمو سرمایه گذاری کنم روی خودم 😊و به خودم یه جایزه خیلی قشنگ بدم واسه این ذهن خلاق و پول سازم 😌بسته عزت نفس از الان نوش جونم یه مقداریشو خدا رسونده بقیش هم حتما میرسه اصلا به قول استاد هست فقط من باید اجازه وردش رو بدم به زندگیم پامو ازروز ترمز که بردارم حله
و خداروشکر که تو مسیر هدایت هستم و خدا داره کمکم میکنه که مقاومت هامو کم کنم تا جریان نعمت و ثروت به زندگیم جاری بشه
خدایا شکرت
استاد جان عاشقتم میدونم که از شنیدن نتایج شاگردات خوشحال میشی
هردو کامنتت رو خوندم و بعد از کامنت اولت چقدر مشتاق بودم بدونم نتیجه ی مسیری که رفتی و تصمیمی که گرفتی چی بود، و ازت متشکرم که نتیجه رو دوباره برامون نوشتی…🤗
از خداوند برات ثروت بی نهایت از مسیر خیلی راحت و لذت بخش خواستارم دوست خوبم.😘
سلام رفیق، خوشحالم از نتایجی که گرفتی، باورت به هدایت قشنگه. اینکه نوشتی پامو از رو ترمز بردارم و حله، یه لحظه تجسمش کردم، که پا رو از ترمز برمیدارمو ماشین مثل جت میره😂
🌼به نام خداوندی که منو هدایت میکنه به مسیر های درست و راحت🌼
چه فایل نابیه خداوکیلی.
یادمه یه زمانی با یه نفر شراکتی کار میکردم ، تو یه کاری من یه ایده ای دادم همون اول با مخالفت و حتی تمسخر این دوستم روبه شدم ، بعدش چون من با ایشون شریک بودم ، نمیشد حرفشو نادیده بگیرم.
(حالا بماند که خود همین شراکت هم از باور های اشتباه شروع شده بود و الان مدت هاست دیگه از شریک و شراکت و … فراری ام اصلا)
اتفاقی که افتاد این بود که ۴ روز لقمه رو دور سرمون چرخوندیم و کارو برای خودمون سخت کردیم ، روز پنجم این شریک من یهو اومد و گفت یه ایده ی خفن دارم که خیلی کار راحت میشه ؛ منم گفتم بگو ببینم چیه ؟
شاید باورتون نشه ولی دقیقا همون چیزی که من روز اول گفتم رو گفت 😐
خیلی هم خوشحال بود که ایده ی خفنی داده و …🤦🏻♂️
بعد اون دیگه من تصمیم گرفتم به هیچ وجه با اینطور آدمی اصلا همکاری هم نکنم ، چه برسه به شراکت.
یه باور های داغونی داشت که اصلا بهش فکر میکنم با خودم میگم واقعا حقشه وضعیتش این باشه.
البته من خیلی مدت طولانیه ازش خبری ندارم ولی پارسال آخرین بار که یکی از دوستان ازش تعریف میکرد میگفت اوضاعش خیلی خرابه و هر جا کار کرده پولشو ندادن و …
واقعا هر کسی طبق باور هاش نتیجه میگیره ، باور های داغونی هم داشت.
یکی از باور هایی که داشت و من از تو حرفاش فهمیدم این بود که اگه یه پروژه ای که کارش راحت باشه و پولش خوب باشه ، اون پول براش بی برکته و باید کارو برای خودش سخت کنه تا حلال وارانه کار کنه 😂
به شدت باور داشت که پول سخت بدست میاد و باید برای پول سگدو بزنی و به هر کسی رو بزنی و در واقع همین جوری هم زندگی میکرد.
بعد از اون جایی هم که من با ایشون خیلی فاصله ی فرکانسی داشتم خیلی سریع شراکتمو قطع کردم و تنها به مسیرم ادامه دادم .
گاهی اوقات ما آدما گول تجربه و مهارت افراد دیگه رو میخوریم و میخوایم ازشون الگو بگیریم ولی غافلیم از اینکه بابا این آدم اگه داره یه کاریو میکنه ، شاید باور های درستی درباره اون نداره و راه سخت رو میره.
همین چند روز پیش من یه پیشنهادی دادم توی اجرای کار که هم اصولی و طبق استاندارد جهانی این حوضه ی کاری بود ، هم به نظر من سریع تر و راحت تر انجام میشد .
من تا همچین پیشنهادی دادم با مخالفت چند نفر رو به رو شدم و بهم گفتن آقای فلانی که ۱۶ سال سابقه ی این کارو داره و مسئول فلانه و … گفته که باید با روش خودش انجام بشه و …
خلاصه که با مخالفت همه رو به رو شدم ، تا اینکه من یه روز به همون روشی که به نظرم راحت تره و اصولی تره کارو انجام دادم ، و اتفاقی که افتاد خود مسئول اون آیتم ، اومد دید و رضایتشو اعلام کرد.
(کاری که فک میکنی درسته رو انجام بده ، جهان باهات هماهنگ میشه)
بعضیا هم واقعا دوس دارن همه چیو برای خودشون سخت کنن که مثلا خفن تر به نظر بیان ، به خدا واقعا هر چی راحته لذتبخشه ، هر کی گفته باید سختی بکشی تا به جایی برسی واقعا داره از مسیر دور میشه حواسش نیس ؛ منطقش هم اینه که این همه آدم که این حرفو میزنن ، هیچکدوم به هیچ جایی نرسیدن ، اگه هم یه جا یه موفقیتی کسب کردن ، یا پایدار نبوده یا هم همون موفقیت باعث دردسرشون شده.
من که اگه یه وقتی احساس کنم اوضاع سخته همه چیو ول میکنم میخوابم ، و این به معنای فرار از حل مسائل نیست .
من اصلا نمیتونم و نمیخوام احساس زجر رو داشته باشم ، چون تا وقتی همچین احساسی هست یعنی مسیر اشتباهه.
ممنونم ازت استاد جان بابت این اگاهی فوق العاده ❤️
☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهترین و راحت ترین ایده ها رو دریافت کنیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا عمل کنیم به آنچه که بهمون گفته میشه.
اینکه من فک میکردم باید تاهمیشه ب این روند تو خونه کار کردن ادامه بدم و مسیر و تعیین کرده بودم برای خدا
حرف های شما منو خییلی درگیر کرد
اینکه گفتید کسی ک بخواد کار براش زیاده اگه خودش بخواد
من درمورط خودم فک کردم من چون دوسندارم برای کسی کار کنم
همین جور راکت موندم تو اول راه
ن ورودی مالی دارم و نه هیجان اول مسیر ک شروع کردم بکار
این شد ک فک کردم باید از ی جایی شروع کنم تا ی مجرایی برای ورود پول ب زندگیم باز کنم
اول گفتم هرکاری باشه انجام میدم تا حرکت کنم و برم مرحله بعد
ولی گفتم چرا نرم تو ی تولیدی پوشاک کار نکنم ک هم آموزش میبینم هم پول دریافت میکنم
هم تجربه م بیشتر میشه و چم وخم کار دستم میاد
ک پوشاک مجید ک شعبه اصلیش اندیمشکه یادم اومد
حسم گفت سرچ کن
اسمشو سرچ کردم و اومد بالا
چقدددد ذوق کردم خدااای من
العی صدهزاررر بارشکرت
هرروز داره باقدرت پیش میره
و تو4استان نمایندگی داره
تو تهرانم ب زودی میزنه و چن جا دیگه
تو جام جهانی 14یا15کشور از برند مجید استفاده کردن پوشبدن لباسشو چ حس فوق العاده ای بهم دست داد
الهی صدهزار بارشکرت
تو مصاحبه ای ک سعید ساعدی با ایرنا داشت گفته ک سال89پزشک تیم ملی بوده و ی روز ک با بازیکتان تیم ملی رفتن خرید لباس ورزشی دیده با چه ذوقی لباس کفش گرم کن ورزشی و..
میخرن گفت اونجا این جرقه تو ذهنم خورد ک من میتونم ی برند پوشاک ورزشی داشته باشم ک کل ورزشکاران جهان بپوشن
و بعد دیدم شماره تماس گذاشتن برای ارتباط ازش شات گرفتم
واومدم سایت هدایت شدم ب یکی از کامنت های عقل کل
ک نوشته بود
..من میام خواسته م رو میگم چون خدا خواسته ک انداخته بدلم
پس خواسته ی من خواسته ی خداست..
این تو ذهنم بلد شد و تمام گرفتم اولش گفت کلا خط اشتباهه بعد دیدم ی شماره رو جابه جا نوشتم
دوباره تماس گرفتم ی خانمی جواب داد:
گفتم من شماره شما رو از اینترنت گرفتم دوسدارم باهاتون همکاری کنم اگه امکانش باشه
همین وگفتم فقط
گفت کدوم بخش میخوایین کار کنید
گفتم بخش خیاطی
ی شماره تماس بهم داد گفت خانم فلانی مسئوله استخدامه با ایشون تماس بگیرین
تماس گرفتم دو بوق خورد قط شد
دیگه تماس نگرفتم آخرای تایم کاری شون بود
گفتم خیره ان شاالله
هراتفاقی بیفته ب نفع منه اگه قرار باشه زنگ بزنم هدایت میشم باز
جاتون خالی. امروز یه آهنگ جذاب از پلی لیست محبوب قدیمیم رو پیدا کردم و برای رفقای مرتبط به اون فضا، ارسال کردم. حس خیلی خوبی داد.
من موزیک دوست دارم. دلیل اصلیش اینه که موزیک ، ذهن رو ارجاع میده به یک لحظه دیگر از زندگی. با موزیک میشه پل ذهنی زد.
استاد هم با موزیک تجسمی، از این قابلیت تداعی، استفاده میکنه.
اما چیزی که خیلی در استفاده از موزیک شایع هست، استفاده برای تداعی نوستالژی هست، یعنی لحظات مقدسی که ممکنه دیگه تو زندگی تکرار نشن.
این البته به خاطر واکنشی بودن فرد هست. ذهن ما باور نداره که خودش میتونه حال خوب رو خلق کنه، بنابراین به عالیجناب نوستالژی پناه میاره تا اون، حال خوب قدیمی رو براش تداعی کنه.
همین هم بد نیست. اگه آگاهانه استفاده بشه، ما رو به حال خوب نزدیک میکنه…به هر حال کمک میکنه و این در لحظات سخت اتفاق خوبی یه.
به سختی و فلاکت روحی عادت کردن، چیزیه که در زندگی چهل و شش ساله من خیلی ریشه داره. سالهای زیادی، در جاهایی بودم که نمیتوانستم سلکتش کنم…تحمل میکردم.
بعضی دوستان، بعضی رفقا و بعضی فضاها بودند که از قضا با بعضی موزیکها برام تداعی میشن. این صرفا اتفاقی بوده، ولی یک شانس بزرگ در زندگی من بوده و هست.
آهنگ when I need you از Leo sayer رو به شماها هم تقدیم میکنم.
خودتون برید دانلودش کنید و حالش رو ببرید. تو آپارات هم هست.
سلام خدمت خانواده صمیمی وتوحیدی این سایت زیبا و الهی
یک موضوع زیبای دیگه ویک فایل دیگه از دیدگاه قوانین واز دیدگاه خداوند.
موضوع زیبا وپر اهمیت این فایل رو که که کار روی باور محدود کننده ونقطه ضعف خیلیهامون هست رو تحسین میکنم.
بازم این موضوع جزو پاشنه های آشیل معمول ورایج جامعه هست اما همین که شما توضیحش میدین انگار اصلا همچین باوری غیر منطقی ترین باور دنیاست.واقعا همینطوره کی گفته باید بدبختی بکشیم تا به خوشبختی برسیم?
اصلا همین باور که تو جوامع مذهبی ریشه دوونده که اگر میخوای تو آخرت به بهشت بری باید این دنیا تو جهنم بسر ببری وصداتم درنیاد.
آخه کی میاد مسیر رسیدن به مخروبه وجاهای نازیبا رو قشنک آسفالت کنه یا سنگفرش زیبا کنه? هرگز چنین چیزی نداشتیم تو دنیا واگر جاده یا خیابان صاف ویکدست وزیبا وبا کیفیتی میبینیم میفهمیم که این مسیر به آبادانی وجاهای زیبایی ختم میشه.
راستی استاد یه چیزی گفتی در مورد قیمت روانشناسی ثروت یک ودو وسه که ارزش وقیمتی براشون نمیشه تعیین کرد که من این رو اصلا قبول ندارم.چون حتی فایلهای دانلودی هم قیمتی براشون نمیشه تعیین کرد وpriceless هستن واقعا باورم اینه. مثلا همین فایل تحت عنوان مسیر ساده وآسان یا مسیر سنگلاخی? میدونین اصلاح این باور چقدر میتونه مسیر زندگی وموفقیت ما رو هموار کنه?
اصلا من عاشق این جمله شما هستم که میگین مسیر سخت مسیر اشتباهه. وچقدر این باور درسته وچقدر با قرآن همخوانی داره که گفته اهدنا الصراط المستقیم ,صراط الذین انعمت علیهم…
راه راست از نظر منطقی کوتاهترین وساده ترین وسریعترین وایمن ترین راهه وبعدش گفته کسانی که خدا بهشون نعمت داده از همچین مسیری گذشتن وبه نعمت رسیدن.یعتی راه رسیدن به نعمت وفراوانی صاف وکوتاه وساده س.الهی بینهایت شکر
داشتم فکر میکردم که مرا اکثریت بعد از رسیدن به موفقیتی وقتی ازمون سوال میکنن که آفریت چطوری تونستی برسی, فورا موانع ومشکلات راه به ذهنمون میاد وبیانش میکنیم?چون دیدم که این باور رایجیه وخودمم قبلا داشتم وشاید بقایاشم هنوز باشه?
دیدم چون ذهن عادت داره به پیچیدگی وناهمواری وسختی ,اگر کسی روی ذهنش کار نکرده باشه ناخودآگاه ذهنش همیشه روی ناهمواریهاست نه لذتها ورشدها وتجربیات ونتایج عالی.
وچقدر نیاز داریم که همواره روی ذهنمون کار کنیم.
مریم عزیزم ازت ممنونم بابت ویرایش جدید این فایلهای ارزشمند.احساس میکنم هر چی از جام آگاهی این سایت مینوشم تشنه تر وتشنه تر میشم ومیخوام کل آگاهیهاشو ببلعم.
الهی بینهایت شکر
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
خدایا شکرت که فقط از تو خواستم وفقط تو اجابت مبکنی و داشتن تو بس برای همه چی
نظر اقای عباسعلی ملک و خوندم ,این موارد به ذهنم رسید گفتم بنویسم
تو دوره روانشناسی ثروت در جلسه 9 که در حال بررسی مباحث مربوط به عدم تاثیر عوامل بیرونی ,استاد موضوع شهر یا کشوری و که زندگی میکنید مورد بررسی قرار دادند و باور درستش این میشه
موقعیت ثروتمند شدن در همه جای جهان وجود دارد ,در تمام نقاط جهان موقعیت ثروتمند شدن وجود دارد
داستان علیرضا تو دوره هدف گذاری این بود که میخوره به داستان برج های 11 سپتامبر و ثروت و موقعیت فوق العاده ای که داشته,رو از دست میده ,و روزبه روز اینقدر افکار منفی به سمتش میان که تمام توانایی و موفقیت هایی که داشته رو از یاد میبره و روز به روز از موفقیت دورتر میشه ,و مبحث اونجا مربوط به این موضوع ,اینکه هر روز و همیشه توانایی های خودتون و به خودتون یاداوری کنید تا اگر با یک بحران روبرو شدید,مثل علیرضا همه چی از دست ندید
و موضوعی که در دوره ارزوها مطرح میشه در مورد اینکه شما وقتی تو کشورخودتون به قله های موفقیت نرسید نمی تونید تو یه کشور دیگه به موفقیت برسید ,فرض کنیم یک نفر که تو ایران زندگی میکنه , باورش اینه که فقط تو امریکا یا فلان کشور موقعیت پیشرفت هست,خوب کسی که این باور و داره تا اخر عمرش ,با اینکه توانایی های فوق العاده هم داره ,خودش و نا خود اگاه محدود کرده به مکان ,و وقتی تو باور کنی که تو هر موقعیت مکان و زمانی هستی ,موفق می شی ,شروع به اقدام میکنی و جهان تو رو اگر ,تو اون مکانی که هستید ,و موقعیت پیشرفت تو رو نداشته باشه , جهان خودش شرایط مناسب و برای مهاجرت برای تو فراهم میکنه .
و نکته مهم تر و فرض کن که تو مثلا میخوای به امریکا مهاجرت کنی خودت و به در ودیوار میزنی و هر کاری که می کنی نمیشه بری(همون موضوع نچسبیدن به خواسته ها) , و بعد دیگه ,هیچی ,همش با خودت میگی دیگه موندم تو ایران بدبختم شدم ,اینجاست که تا ثیر باورها رو میفهمی (ولی اگر تو باور داشته باشی هر جایی که هستی مو قعیت ثروتمند شدن و موفق شدن داری ,تلاشت و برای پیشرفت میکنی و اقدام میکنی به حرکت در مسیر اهدافت , و اگر خواسته ای مبنا بر مهاجرت داشته باشی و اون فرکانس و به جهان بفرستی و به این خواسته نچسبیده باشی با این باور که من هر مکانی باشم موقعیت ثروتمند شدن و موفقیت دارم ,جهان به راحتی اینکار و انجام میده ,حتی تو قران هم به موضوع مهاجرت اشاره شده ,واگر تو باور درست داشته باشی جهان اینکار و برات انجام میده ,اگر خواستت مهاجرت باشه و تو در مسیر اقدام برای اهدافت باشی و نیاز به پیشرفت بیشتر وگسترش بیشتر باشه جهان نیاز به مهاجرت تو رو برات فراهم میکنه)
*از شبکه مستند ایران برید مستند های ادم های موفق تو ایران و ببینید ,من وقتی دیدم خودم هم باورم نمی شد,که این همه موفقیت تو ایران بدست اوردن
استاد دقیقا در دوره ثروت 1 گفتن موقعیت ثروتمند شدن در همه جای جهان وجود دارد ,در تمام نقاط جهان موقعیت ثروتمند شدن وجود دارد ,و اگر تو این باور و داشته باشی هر جای کره زمین باشی ,با هر توانای که داری به موفقیت و ثروت می رسی و میسازیش
نتیجه:
1-به قول استاد باورها نه درستند و نه غلط ,ولی میتونیم بگیم این باور من و به موفقیت میرسونه یا نه
-و اینکه تمام ذهنیات درست و غلط ما خودمون برای خودمون درست می کنیم ,وبارها دیدیم که چیزی که تو ذهن ما درست یا غلط تو ذهن بقیه برعکس ,دقیقا مثل بهشت و جهنمی که خودمون داریم با افکارمون درستش می کنیم
2-از داستان علیرضا و بحث این موضوع در دوره ارزوها و ثروت 1 ,میخواد این و بگه ,تو اگر باور کنی توی هر موقعیتی که و مکانی که هستی ,می تونی ثروتمند و موفق باشی ,چون باورش داری ,تجربش می کنی ,حتی اگر در افریقا یا افغانستان باشید,و وقتی تو به مسیر موفقیت وارد می شی و شروع به حرکت میکنی ,جهان تو رو به موقعیت مکانی میبره که باعث پیشرفت بیشترت و گسترش جهان هستی بشه .(زندگی نامه ایلان ماسک و بخونید ,فوق العاده است و ببینید چطور از افریقا هدایت میشه به دره سیلیکون ,و ببینیند که باور های درست چه می کنند,و ببینید که قدم برداشتن و حرکت و ایمان و باور چه می کند و هزاران باور فوق العاده ای که می تونید از زندگیش دربیارید)
-و اینکه ما ادمه ها هیچ وقت کامل نمیشیم ولی سعی داریم که در مسیر تکامل پیش بریم ,و حتی خود استاد عباس منش هم بارها این و گفتن, ( خیلی زیبا برای من , )تو دروه های مختلف استاد مثلا داره در مورد یک باوری صحبت میکنه و میگه بعدش منی که خودم داریم این مباحث و اموزش میدم باز هم روی باورهام دارم کار میکنم یا اینکه تو فلان باور هنوز کار دارم,و استاد میدونه قانون و,همینطور که در دوره هدف گذاری گفتند ,ادعا کردن برابر با کشیدن تو , توسط جهان به چالش عظیمی است .
ارادتمندیم استاد
و موضوع اخر خوب دوره هایی که تا حالا تهیه کردم ,همش با خودم میگفتم چرا استاد فلان موضوع و توی فلان دوره نگفته رفته توی یک دوره دیگه گفته و یا یه مبحثی که توی یک دوره هست ,یه اشاره ای کرده بهش ,ولی تو یک دوره دیگه میبینم چقدر بیشترو کاملتر توضیح داده
بچه ها وقتی این به ذهنم اومد ,یه حسی گفت نازی :تو می تونی یک کتاب کامل پیدا کنی که در مورد ثروت یا روابط یا هدفگذاری یا هر زمینه دیگه ای در جهان تمام مباحث و یک جا گفته باشه و تو با خودن اون کامل بشی
من گفتم نه ,اصلا مگه میشه ,من تو رشته تخصصی خودم ایییییین همه کتاب و اموزش است و خوب من سعی دارم میکنم که تکاملم تو رشتم طی کنم و از تو میخواهم که من وهدایت کنی به سمت بهترین کتاب ها و اساتید و اسان ترین و کم هزینه ترین راه
بعدش گفت :خوب محصولات عباس منش هم همینه ,تو به مرور تکاملت و طی میکنی با این محصولات و کتابهایی که بهت میگم می خونی ,و تو یه محصول عباس منش یا یه کتاب کامل هیچ وقت نمیتونی پیدا کنی ولی کسی که اون محصول و ایجاد میکنه ,تمام سعیش و کرده که از تمام تواناییش استفاده کنه برای ارائه بهتر و تو میتونی این و حس کنی .
بعد دیدم حسم درست میگه ,دیگه سعی کردم به جای اینکه دنبال یه چیز کامل و بی نقص در زمینه های مختلف باشم , که فقط در وجودم احساس نگرانی و بدبینی ایجاد می کرد و باعث ارسال فرکانس نامناسب میشد و عواقبی به وجود می اومد ,با ارامش کامل و اقدام و حرکت و باورهای درست تکاملم به لطف خدا در تمام زمینه های زندگیم ارام ارام طی کنم ,,و بسیاز زیبا و لذت بخش این طی کردن تکامل که تا اخرین لحظه عمر هم به لطف و هدایت خداوند ادامه داره .
سلام دوست عزیز
از اینکه نظر من رو خوندید و تحلیل کردید ممنونم
من و شما محصولات استاد عباس منش رو داریم و تیکه های پازل رو به هم میچسبونیم و یه چیز کامل ازش برداشت میکنم.
فرض کنید کسی که دوره رویاها رو داره ولی دوره روانشانسی ثرووت رو نداره چطور میتونه برداشت صحیحی طبق این چیزهایی که شما نوشتید داشته باشه!
خود استاد عباس منش هم در فایل های رایگان خدا رو بهتر بشناسیم میگه به حرف های منم شک کنید و به راحتی قبول نکنید تا وقتی که به یقین نرسیدید.
در داستان علیرضا هم قرار نیست صرفا همون برداشتی که استاد میگه رو داشته باشیم و میشه از یک داستان هزاران نتیجه گرفت کما اینکا داستان پیامبران بارها و بارها برای درک موضوعات مختلف در قرآن تکرار شده. اول داستان استاد میگه علیرضا اول ایران بوده و زبان بلد نبوده و میره امارات کار میکنه بعد میره آمریکا و اون داستان های بعدی به وجود میاد.
هدف من از نوشتن اون نظر صرفا تایید حرفهای استاد عباس منش بود نه چیز دیگری! و مثالی رو نوشتم که حتی کسانی که هیچ یک از محصولات رو ندارند درک بهتری پیدا کنند.
سلام به عزیرانم
۵۳ امین روز سفرم.
استاد جان من تا چن وقت پیش تو در ودیوار بودم و میگفتم من که پول وسرمایه ندارم.
من که توانایی سخت کار کردن رو ندارم.
من کهنمیتونم دوشیفت کار کنم.
من که مزرعه وباغ ندارم مثل پدرم که درامد داشته باشم.
من که نمیتونم شبها بیدار بمونم وکارکنم تا پول در بیارم و……
و یه مدته که باورای درست رو از شما یاد گرفتم به خدا امسال بیشترین درامد رو نسبت به همه سالهای قبل که سخت کار میکردم داشتم.
کلی برای خودم کادو گرفتم.
کلی وسایل خونه ام عوص کردم.
پسرم شعلی راه انداخت.
برای عزیزانم چقدر کادو گرانقیمت وزیبا گرفتم.
چقدر زندگیم زیباتر شده در حالیکه
امسال راحت تر بودم.
بیشتر لذت بردم.
بیشتر خابیدم.
بیشتر سفر رفتم.
بیشتر مراسم جشن وتولد رفتم
بیشتر پول خرج کردم و هر چه نیاز داشتم خریدم.
واقعا که نیاز نیس مسیر سخت رو برم من اگه همین مسیری که شما معرفی کردین رو با جون ودل برم حله.
خدایا شکرت به خاطر قوانین زیبات.
هر روز بهتر از دیروز…..
به نام خداوندی که رحمان است ورحمانیتش سراسر جهان راگرفته ،خالق قرآن کریم و عظیم ،خالق انسان که اورا جانشین خود برروی زمین قرارداد ،
به نام خالق توانا ،هم او که رحمان است و قرآن را به انسان آموخت وانسان را خلق کرد واورا جانشین خود در جهان قرارداد اورا خالق تمام شرایط واتفاقات زندگی اش قرارداد ،چگونه :باافکارش ، باباورهایش وباکانون توجه اش …
من متعهد هستم هرلحظه تمام اتفاقات زندگی ام را باکانون توجه ام ،باافکارم و باورهایم رقم
می زنم وباور دارم این نهایت عدالت خداوند است که مرا در انتخاب راه آزاد گذاشته است ،وهمواره به من
یادآور شده که مرا هدایت می کند به سمت آنچه که من می خواهم ،باکانون توجه ام با افکارم وباباورهایم ،پس بااین تفاسیر من سعی وتلاش می کنم ،می کوشم ،متعهد می شوم که فقط وفقط به همه چیز هایی توجه کنم که به من احساس خوبی می دهد چون وقتی احساسم خوب است یعنی در مسیر درست قراردارم ومن تنها وتنها او را که رب العالمین است می پرستم و تنها از او درخواست می کنم …
من در زمینه کاری خودم خیلی فعال بودم والآن هم هستم ، یادم می آید تازه معاون شده بودم وپرانرژی وفعال ،آخرین رییس شعبه ای که داشتم به من می گفت :یک وقت فکر نکنی اگر رییس شدی معاون خوب مثل خودت گیرت می آید
وشاید نگویم هرروز ،ولی اکثراوقات می گفت ومن هم
بی خبر از قانون می شنیدم وبه ناخود آگاه ذهنم می سپردم تا اینکه بعداز او شعبه را تحویل من دادند ،اولین معاون شعبه ام بدی نبود ولی خیلی
بی حال بود وباید بیشتر کارها را خودم انجام می دادم ،شعبه دیگری تحویلم دادند تا دو ماه معاون شعبه نداشتم همه کارهارا خودم به تنهایی
انجام می دادم وشبها تاساعت ۸و۹ شب تنها در شعبه می ایستادم وکارها را انجام می دادم ،بعداز دوماه معاون جدیدآمد ،قبلا رییس شعبه بوده و درحدود ۳سال بود که مرخصی بدون حقوق گرفته بود وچند وقتی بود که آمده بود سرکار و یک سال دیگر داشت تا بازنشست شود ،برای اینکه در پایان خدمتش به اولطف کنند به او حکم معاونت داده بودند و نزد ما آمد به خاطر سه سال دوری از کار هیچ کاری بلد نبود ،همه کار ها را خودم انجام می دادم وفقط او امضا می کرد ،بعضی وقتها که پرونده ها زیاد می شد ومن طبق عادت قبل تنها تا ساعت ۸و۹ شب می ایستادم و کارها را انجام می دادم و صبح روز بعد که پرونده ها را جلویش می گذاشتم تا امضا کند ، تازه شاکی می شد که چقدر پرونده ، خسته
شدم از بس امضا کردم ،الیته انسان فوق العاده خوب وخوشرویی بود وفقط از کارها سر در نمی آورد چون همه چیز کامپیوتری شده بود واو اصلا سر در نمی آورد ،عیب از من وباورهایم بود که قبلا رییس قبلی در وجودم نهادینه کرده بود ،خلاصه یکسال بعد بازنشست شد ،و یک معاون دیگر به من دادند انسان فوق العاده خوب ولی کندبود تازه معاون شده بود وهیچ کاری بلد نبود ،شش ماه طول کشبد تااو را راه انداختم
بعداز او دوباره معاون شعبه اولی معاونم شد ،بعداز او به شعبه دیگری رفتم معاون شعبه ترسو وسنگ انداز در مسیر اهدافم ،و به همه چیز شک
داشت ،البته بااو دوماه بیشتر نبودم او هم انسان فوق العاده ای بود ولی من باورهایم مشکل داشت ،به شعبه دیگری رفتم ،معاون شعبه هر
فرصتی پیدا می کرد برایم می زد (به قول معروف )،البته او هم انسان خوبی بود ولی فوق العاده منفی باف بود و باورش در مورد همه چیز مشکل داشت ،
تااینکه در این زمان با یکی از انسانهای خوب روزگار آشنا شدم که زندگی ام را متحول کرد و مرا با قوانین وبااستاد آشنا کرد ،ماجرای آشنایمان هم خیلی تصادفی وشانسی (من همیشه به همسرم می گویم در جهان شانس وجود ندارد )بود ،من به کتاب خیلی علاقه دارم و کتابهای وین
دایر را می خواندم ،او هم استاد را به من معرفی کرد ،هفته ای دو سه روز با او قرارملاقات می گذاشتم ،شغلش ضایعات است ،کارگاه ۵۰۰۰متری ،دارای دفتر شیک وعالی ،که همیشه افراد سرشناس واستاد دانشگاه به آنجا برای بحث درمورد قوانین می رفتند ودفتر حسابداری
و دفتر کارگران که هرکس به آنجا می آمد به خاطر مرتب بودن آنجا اصلا باور نمی کرد که اینجا انبار ضایعات است ،
طی بحث با این دوست گرامی و صحبت از همکارانم ،او گفت همیشه از معاونت وحتی همه همکارانت سپاسگذاری کن و البته در ذهنت
همیشه به جنبه های مثبت آنها فکر کن ،من هم همینکار را کردم وبعداز دوماه معاون عوض شد ودر عرض یک سال سه معاون عوض کردم
هر کدام از یکی بهتر ، واین آخری که به نظرم بهترین معاون دنیاست ،خلاصه فابل های استاد را خریدم وگوش کردم ،دیگر همکاران هم عوض
شدند به شعبه های دیگر رفتند وهرکس می رفت یکی بهتر جای او می آمد ،واقعا چه دنبای قشنگی ،تو فقط به خوبی ها و جنبه های مثبت
دیگران فکر می کنی و جهان هم از همان جنس در مسیرت قرار می دهد ،البته که گاهی هم ناخالصی هم داشت ولی آنها برای قدرتمند کردن
ذهنم آمده بود و اینکه من نمی توانم به طور کامل ذهنم را کنترل کنم ،البته به لطف آموزش های استاد من دیگر فقط وفقط به جنبه های مثبت
انسانها توجه می کنم و هر چیز را می بینم و تحسین می کنم چون می دانم بااین کار به جهان می گویم از این جنس چیزهای خوب وارد زندگی ام کند .
من دریافتم که مسبب همه اینها خودم بوده ام و هستم ،چون آن زمان اصلا از قوانین اطلاع نداشتم و به قول استاد به هر جفنگیاتی گوش
می دادم ،حالا مدت سه سال است که دیگر نه تلویزیون می بینم اصلاتلویزیون ما همیشه خاموش است ، وهیچ شیکه اجتماعی ،بجز مواقعی
که کار داشته باشم و فقط وفقط تمرکزم برروی فایل های استاد است …
هر همکاری به شعبه ما می آید اولین چیزی که می گوید این است که واقعا همه مشتریان شما خوب وعالی اند واز نطر اخلاقی درجه یک ،
شعبه قبلی که بودم هرچند روز یکبار یک مشاجره بامشتریان داشتیم ولی این جا از این خبرها نیست ، و من می گویم اینجا قوانین خاصی
پابرجاست ،اگر مشتری ناراحت شد ویا سروصداکرد بعد از اینکه رفت انگار نه انگار که چنین اتفاقی افتاده و همه فراموش می کنند ولی اگر
کسی آمد وخوش اخلاق وخوش برخورد بود و شوخی می کرد ومی خندید همه از او صحبت می کنند واز اخلاق خوبش بارها و بارها صحبت
می کنند …
به خاطر بیماری ودستور بهداشت در بیشتر شعب اصلا چایی نمی خورند و هرکس خواست یاباید فلاکس چای جداگانه برای خودش بیاورد
یا در آشپزخانه چای بخورد و از لیوان یک بار مصرف استفاده کند ، و شاید بیشتر شعب ما از رییس گرفته تا همکاران حداقل یکبار به این
بیماری پندمیک دچار شده اند حتی بعضی ها دو بار ،در شعبه ما از قبل از بیماری تا حالا هرروز همکاران اول صبح قبل از ورود مشتری
دور هم صبحانه می خورند ،هرروز دو بار خدمتگذار شعبه برایشان چای با همان استکان های شعبه می آورد در بین روز گاهی قهوه سفارش
می دهند تااز مغازه برایشان بیاورند ،گاهی اوقات بستنی ,شیر و…. جالب اینکه تا حالا احدی از همکاران ما بیمار نشده است ،چون بازهم
قانون شعبه است که هیچ کس اصلا در مورد بیماری صحبت نمی کند همه می دانند این خط قرمز شعبه است ،
جالب اینکه یکی از همکاران ما وقتی به شعبه دیگری منتقل شد دو ماه بعد درگیر بیماری شد و دوهفته بستری شد ،البته من این مطلب
را برای همه نگفتم و همیشه هم به هیچ کس نمی گویم ،اینکه ما در گیر بیماری نمی شویم این نیست که بدنمان سالمتر از بقیه است بلکه
به آن توجه نمی کنیم ،درمورد ان صحبت نمی کنیم و این نشان می دهد که قانون درست است وهمیشه جواب می دهد ،البته من به همه
می گویم شما رعایت کنید…چون دیگران جور دیگری به دنیا نگاه می کنند
می خواستم داستان موفقیت عالی ام در کار با استفاده از فایل های استاد را بگویم که انشاالله در وقتی دیگر بازگو می کنم
باسپاس از آنانکه آگاهیشان را باتمام وجود و باخلوص نیت در اختیار ما قرارمی دهند استاد گرامی سپاس و سپاس از خداوند مهربان
به نام خداوند بخشنده ی مهربان.
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز پنجاه وسوم، روز شمار تحول زندگی من!
راه هموار یا سنگلاخی؟
خب معلومه که راه هموار رو همه میخوان که انتخاب کنند یا بهتره بگم انتخاب میکنند اماااا، خیلی ها فکر میکنند که راه هموار رو پیدا ویا انتخاب کردند در صورتیکه اون راه اولش شاید هموار به نظر بیاد اما یه کم که بگذره سنگلاخی و یا گاهی تبدیل به یه پرتگاه مرگ میشه…
مثل کساییکه میخوان یه شبه پولدار بشن، میخوان از طریق قاچاق ودزدی وفروش موادواسلحه و اختلاس وکلاهبردای و رشوه گرفتنو…به اصطلاح تیغ زدن کسی و …خیلی از این کارهای بد، پولدار بشن…
باخودشون فکر میکنن راه وروش آسون وپولسازی هست اما 99 درصدشون خیلی زود متوجه میشن،که بدمسیری رو انتخاب کردند و سرمایه عمرو جوونی وآبرو وشرف و ایمان واعتقادشون رو بدجور برباد فنا دادن واون یک درصدی هم که هیچوقت اینو درک نکنن تواون مسیر به ظاهر هموار اما سنگلاخی که به جهنم متصل هست همینطور میرن…
توی کسب وکار هم این موضوع صدق میکنه ، اینکه خیلی ها اعتقاد دارن ساعات کاری بیشتر باعث درآمد بیشتری هست، یا شغلهای متفاوت از شغل خودشون،یا محل کسب وکار ویا کارفرما ورئیس!! بنابراین میان روشهای مختلفی رو امتحان میکنن و در اکثر مواقع براشون هیچ نتیجه مثبتی هم بهمراه نداره چون توی باورشون چیزی هست که واقعی نیست، حقیقت نداره واصل نیست…
توی روابط هم همینطوره، خیلی ها قدوهیکل و زیبایی و پولداری و …..رو ملاک میدونن، یا سعی میکنن به اون چیزهایی که براش ملاک هست تبدیل بشن هرچند اگه تو این مسیر آسیبهای مادی و روحی و جسمی ببینن،
ویا اینکه انقدر خودشون رو نالایق بدونند که همیشه توحسرت داشتن یه رابطه ی عالی بمونن…
اما کسیکه اینجا توی این سایت باشه حداقل 6 ماه تا یکسال به طور مستمر فایلهای سیدحسین عباسمنش عزیز رو ببینه وگوش بده، مهمترین وکاربردی ترین وساده وراحترین و دردسترس ترین وبهترین راه وروشها برای رسیدن به سعادت وخوشبختی رو می آموزه،واگه فقط 50 درصد هم عملکرد داشته باشه به آموزه ها، شک ندارم که به جاده ای همواره وخوش آب وهوا هدایت میشه در مسیر رسیدن به خواسته هاش..
چرا؟؟؟؟
چون سیدحسین عباسمنش، اون مسیر رو رفته وحالا با اطمینان میگه بیاین من فانوس راه شمام، پا بذارید جا پای من، بدنبال من بیاین تا شماهم به این حد از راحتی ورضایت برسید…
خدارو صدهزار مرتبه شکر استاد جانم، که از شما یاد گرفتم قانون فرکانس ها وتشخیص دادن فرکانس خوب وبد رو، از شما یاد گرفتم که قدردان داشته هام باشم و شاکر خداوندی باشم که جهان رو مسخر من کرده تا در این مسیر همه چیز در اختیارم باشه ودر دسترس من اونم براحتی…
فقط کافی بود تکیه برافراد رو بذارم کنار وتکیه ام رو به خداوند بزنم، به خدایی که شمابهم شناسوندید ووقتی درکش کردم انقدر حس خوشبختی بهم دست داد که اشک شوق هنوزم از عظمت وبزرگی ومهربانیش هر روز وشب از چشمام جاری هست و روز وشبی نیست که با اشک شوق وقلبی آکنده از عشق ازش سپاسگزاری نکنم به خاطر اینکه منو از جهل ونادانی به لطف شما به این درک ودرایت رسوند…
اینکه قرار نیست کار خاصی انجام بدم، همه چیز از قبل برای من فراهم شده فقط کافیه بخوام و برش دارم، اونم یه شرط داره..
اینکه فقط وفقط از خودش بخوام وبابتش سپاسگزار باشم…
چطوری؟ کجا؟ کی؟ نمیدونم نمیخوامم که بدونم، چون داریم دوتایی( منو خدا باهم) این مسیر زیبا ولذت بخش رو طی می کنیم، اندازه توانم هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم وسعی میکنم نقشم وسهمم رو به کمک خودش شناسایی کنم وانجام بدم وباقیشم بسپارم به خودش…
به خودش که خیر مطلق هست…
وبهم میگه فقط برای امروز واین ساعت واین لحظه باهرچیزیکه در اختیارت گذاشتم شاد باش و بافراغ بال زندگی کن،نگران فردا نباش که دوتایی باهم میسازیمش…
اصلا کسیکه به یه درک نسبی از اینکه هدفش از خلق شدنش چی بوده پی ببره، به اینکه خداوند ازش چه خواسته ای داره!
خیلی راحت بدون دردسر تو جاده هموار هست بدون هیچ زحمتی، چون مسیر از قبل پاکسازی شده، مهیا وآماده شده دراختیارش هست…
به شرط اینکه هر لحظه متوکل باشه نه اینکه باکوچیکترین ناخواسته بهم بریزه و ترس بیاد سراغش، بلکه باید بدونه حتی تو دل اون تضاد خیری هست که بزودی براش قراره مشخص بشه…
کسیکه به این درک برسه که فقط وفقط مهمترین رابطه ی زندگیش رابطه ی بین خودش وخداش هست وسعی کنه این رابطه برپایه عشق استوار باشه، وهرلحظه تمرکزش روی این رابطه باشه سوت زنان درحالیکه داره لذت میبره از مسیر خیلی شیرین وراحت به تک تک خواسته هاش میرسه..
تازه اونکه خیلی از مصاحبت با معشوقش(خدا) لذت میبره که دیگه زیاد حواسش به مسیرو مقصدش نیست،فقط همینکه بامعشوقش داره این مسیر رو طی میکنه شاده وسرخوشه…
الان من این حال دارم، مدتهاست این حالو دارم، انقدر خوشحالم از اینکه منو خدا باهم دوستیم، دستمو گرفته منو باخودش میبره هرجا که دلم خواست،منم راضی ام به رضایش، وهمیشه میگم داده ونداده وگرفته ات رو شکر که صاحب اختیار من تویی فقط…
مسیر موقعه ای برات هموار میشه که حرص نمیزنی، طمع نداری، چشم ودلت جای چیزهای مادی وحسرت داشتنش، دنبال رضای خداهست، اینکه چطور رفتار کنی چطور نگاه کنی، چطور حرف بزنی که خداخوشش بیاد و مورد پسندش باشه، انوقته که بهت عزت میده خیلی راحت، شهرت ونام نیک میده خیلی راحت، پیش مردم عزیزت میکنه خیلی راحت، بهت پول وثروت میده خیلی راحت، بهت روح ارام ودلخوش وتن سالم میده خیلی راحت…
چون میدونه که تو تسلیم درگاهشی و تنها وتنها از خودش میخوای اونم نه به زور بلکه در حالت تسلیم ورضا…
انشالله که خداوند خیر دنیا وآخرت رو برای ما قرار بده در حالیکه هرلحظه مارو در پناه امنش حفظ کرده… آمین
بیست و یکمین 21 قسمت
از لیست سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز
کدام مسیر را انتخاب کرده ای؟ هموار یا سنگلاخی؟
با درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم و دوستان و ساکنین این بهشت الهی امید وارم حال دلتون عالیع عالی باشه و در مسیر هموار هدایت های الهی بدرخشید و همواره درخشان هم باقی بمانید الهی آمین
قدرت تخیل بدون آموزش بال داره ولی پا نداره
میدونید چیه دوستان عزیزم ؟؟؟؟
امروز داشتم به نت برداری هایی که از کامنت دوستانم نوشته بودم نگاه می کردم و خیلی لذت بردم یه حسی بهم گفت که بیام بشینم آن تعدادی از جملات گوهر بار و کلیدی استاد عزیزمون رو نت برداری کرده بودم را اینجا بعنوان ردپای بجای بگذارم .. پیش خودم گفتم امروز میخوام این کلیدهای طلایی استادانم و جملات زیبایی که از کامنت های دوستان عزیزم نت برداری کردم رو توشه ی این مسیر هموار الهی ام کنم و با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم واقعا نکات زیبا و کلیدی و طلایی و تعمق برانگیزی رو بهمراه داره … و امید دارم کلید نشانه ی چشمک زن ستاره ی امروز تو دوست عزیز و نازنینمم هم باشد
الهی به امید تو
1ــ دیروز توی اتوبوس پشت صندلی جلوی من دو تا کاغذ چسپونده بودن ،روی یکیشون نوشته بود برایت بهترینها را آرزومندم ،و توی اون یکی دیگه نوشته بود، تو اکنون گذشته یک فرد موفقی،،
2ــ جهان فقط به شجاعان و صابرین پاداش و پاسخ میده به کسایی که افسانه شخصی شونو تا انتها زندگی میکنن به کسایی که با ایمان ادامه دادن.
3ــ خداوند هرگز کسانی که رویاهاشون رو دنبال میکنن بدون یار و یاور نمیزاره بلاخره یه امدادی میاد و یک دری باز میشه
4ــ من یه تکه از خدام در این جسم فیزیکی و دارم جهان اطراف خودمو بهش شکل میدم
5ــ من دست بردار رویاهام نبودم تا اینکه جهان تسلیم خواسته من شد ،ایدها اومد و من اجرا کردم
6ــ دیدن و توجه به نکات مثبت و زیبایی ها به من این باور رو داده که هرچقدر توجه کنم به زیبایی ها،وارد زندگیم میشن..این یک قانون است..
7ــ خدایا شکرت
خداوند مرجع عظیمی از ثروت را وارد زندگی من کرده است
من آفریده شدم که ثروتمند زندگی کنم
8ــ بجای اینکه فکر کنیم که چیکار کنم که شخصیت دلبخواهم با من آشنا شود به این فکر باشیم که چیکار کنم که من در مدار درست ومناسب و شرایط درست قرار بگیرم
و اگر من در مدار درست قرار بگیرم با آدم مناسب دلبخواه و همسفر زندگیم در زمان مناسب وارد مدار من میشود
9ــ وقتی شما از نظر فرکانسی خودت رو تغییر میدی و در مدار صحیح قرار میگیری
جهان جای تو رو از نظر فیزیکی هم تغییر میدهد…
10ــ خدایاااا شکرت که من همیشه و همیشه با نتایجم صحبت میکنم
11ــ خدایااآاا شکرت که تمام خواسته ها و آرزوهایم را بنوبت بر من آشکار و پدیدار مریی کرده ای
12ــ خدایاااا شکرت که من همیشه در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح مقدسم هستم
13ــاز خدا می خوام یکی از بزرگترین ترمزهای ذهنی که جلوی رشد من را گرفته برای شناسایی آن هدایتم کند…
14ــ اگه میخواین ثروت وارد زندگیتون بشه بابت هر پولی که پرداخت میکنید از 500 تومان تا 100 میلیارد از خرید ی پفک تا خرید ملک وقتی پولشو پرداخت کردیم بگیم
( خدایا صد هزار مرتبه شکرت ده برابرش وارد حسابم شد ده برابرش وارد زندگیم شد و اونو احساسش کنیم و لذت ببریم)
15ــ اهرم رنج و لذت
ذهن شما کاری را انجام می دهد که برایش خوشایند و از انجام کاری فرار می کند که برایش رنج آور است باید جایگاه این دو را در ذهن خود تغییر دهید تا برای انجام هر کاری انگیزه داشته باشید و بتوانید مسیر رسیدن به خواسته های تان را پر قدرت ادامه دهید.
16ــ استاد می گن: تجربه خوشبختی توی زندگی، خیلی راحت تر از تجربه یه زندگیه نامناسب و ناسالم هست چون خوشبختی روند طبیعی جهانه. اما برای تجربه یه زندگی ناجالب ونامناسب، باید مسیرهای اشتباه زیادی رو بری… برای رسیدن به بدبختی وافسردگی باید هزاران فکر منفی و مخرب رو بارها و روزها تکرار کنی. اما با یه کم کنترل کانون توجه ات، خیلی زود به احساس شادی می رسی و همین احساس شادی برای خلق یه زندگی خوب، کافیه و مثال آدمهای خونسرد رو می زنن که با اینکه تقلای خاصی نمی کنن اما جهان همیشه اوضاع رو به نفع اونا پیش می بره چون اونا طبق طبیعت جهان عمل می کنن. چون طبیعت جهان تجربه خوشبختیه، طبیعت جهان فراوانیه، سلامتیه، تجربه عشق در روابطهــــــــاســــــــت
17ــ از استاد عزیزم شنیدم که میگفتن:
موفقیت و اعتماد به نفستون و به نتایج گره نزنید ، اگر موفق نشدی تلاش کردی ، تلاش کردن و ببین نه نتیجه رو ، چون این جوری ادامه میدی ادامه میدی تا نتیجه هم خودشو نشون میده
18ــ من از این به بعد دلیل اون اتفاقی که میخوام برام رخ بده رو مینویسم،
مثلا اگر میخوام فلان اتفاق بیفته که فلان احساس رو تجربه کنم،
من دیگه نمیام بگم که خدایا این اتفاقو برام رقم بزن تا من این احساس رو تجربه کنم،
میخوام بیام بنویسم که خدایا من میخوام این احساس رو این شادی رو این لذت رو این عشق رو تجربه کنم تو هم سوپرایزم کن،میخوام ببینم تو چیکار میکنی برام ،و بعد بیام مهر تاییدی بزنم بر هدایت خداوند
19ــ استاد بینظیرم که اینقدر زیبا بهمون یاددادین
داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
وقتی که متعهد میشیم روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و
به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل های الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورهامون و شخصیتمون و تصمیماتمون که بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
20ــ همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم من هنوز بلدش نیستم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
21ــخوشبختی یه حالت ذهنیه و احساس خوب یه نگرشه و کیفیت افکاره
اصلا وقتی همه چی سر جای درستش باشد همه اتفاقات خوب به موقع رخ میده
22ــ همین که در باز میشه انگار ی دنیا ی جدیدی جلوی چشم هامون باز میشه دنیایی که خیلی بزرگتر از اون فضاییه که دیشب توش بودیم اما لازمه ورود به این دنیای بزرگتر پا گذاشتن روی ترسها و شجاعت به خرج دادنه
23ــ
وقتی تمرکز و توجهتون بره روی پول و ثروت و فراوانی و درین مدار قرار بگیرید. اون وقت براحتی پول و ثروت وارد زندگیتون میشه(از جاهای مختلف و به شکلهای مختلف، نه فقط افزایش درامد). از جاهایی که فکرشم و نمیکنید و اصلا ازش خبر ندارید.
24ــ تکه ای از کتاب اشراف زادگان فقیر : در هیچ جای این جهان اثری از فقر و کمبود وجود ندارد جز در ذهن انسان هایی که او را باور کرده اند.این کتاب هم در مورد فراوانی و باور های ثروت ساز خیلی مطالب فوق العاده دارد.
25ــ باید ببخشیم و آزاد و رها کنیم نه به این دلیل که آن شخص مستحق بخشیدن است بلکه بخاطر اینکه خودمون مستحق آزادی و رهایی از این غل و زنجیرها هستیم.. چون مستحق عشق الهی هستیم
26ــ انسان ثروتمند بی نیازه این خیییلی تعریف زیبایی هست.انسان ثروتمند هم از خلق بی نیازه هم از مال دنیا..
27ــکلام طلایی خانم شایسته ی عزیزم
اگر انتظار دارم که خداوند منو به مسیرهای بهتر هدایتم کنه حالا در تمام جنبه های زندگیم و یا در مسیری که الان هستم بهترینهای خودم رو ارایه بدم و بهترین ورژن از خودم باشم و از خداوند انتظار دارم که تجربه ی بعدی من بهتر از این تجربه ی الانم باشه
28ــ اگر آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی برای اتصال به این انرژی منبع وجود ندارد چون منبع این انرژی پول و ثروت های الهی خودش نامحدود است
29ــ به کمبودها و ناخواسته ها فکر نکن چون با فکر کردن به آنها برایشان کارت دعوت و ورود به زندگی ات رو ارسال می کنی
30ــ خدایا شکرت که با بهترین ها در تمام جنبه های زندگیم سوپرایزم میکنی
خدایا شکرت که امروز هم روی باورها و قوانین جهانت کار کردم و ذهنم رو تربیت کردم برای ایجاد باورهای درست و مناسب و مسیر آسان و هموار در جهت دریافت خواسته هایم و توانستم به تعهدم عمل کنم
خدایاااا چشم امیدم به رحمت و مهربانیت و وهابیت تو هست و به این که باز بخوانمش و منو اجابت می کنه ممنون و سپاسگذارم . ادعونی استجب لکم…
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراًو بگو: پروردگارا! مرا با ورودى های نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى های نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده.
خدایااا شکرت که همه ی کارها و برنامه ها و امورات زندگیم رو چیده مان و برنامه ریزی و هماهنگ و هندلش کردی و سر و سامان بخشیدی و از اینکه همواره در همزمانی های درست و مناسب جادویی برای شادی و کامیابی و موفقیت هایم در تمام جنبه های زندگیم هستم ممنون و سپاسگذارم خدایا شکرت
خدای مهربانم شکرت که به من نعمت شکرگزاری نعمتهای بیشمارت را عنایت کردی
خدایا من رو آسون کن برای تسلیم و رها و آزاد بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم و خودت دلها را برام نرم و گرم کن و دست خودت را همراهم کن و منو روی شانه هایت بنشان
من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا خودت هدایتم کن
خدایااآاا کمکم کن که اون باورها و نگرش های محدود کننده ام رو شناسایی کنم و تغییرشون بدم به بهترین باورها
خدایا شکرت بخاطر چشمان زیبایی که صبوری بخرج دادند و این کامنت منو خونده و لبخند توی چهره اش نشسته و دلش شاد شده از دوستان عزیزی که با اون چشمان خوشکل شون این کامنت منو خواندن بهترین ها هدیه ی راه تان باد..سپاسگذارم که جملات من چشمان زیبایت رو نوازش کرد ونوازش پلک هایت جملات من را .
خدایا من را بسمت مسیرهای درست و صحیح هدایت کن که بدون هدایت و نشانه های الهی تو من گمراه آه و سرگشته و حیران ام… ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان ،
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
به نام خالق زیبایی
تقریبا دوماه از کامنت قلبی میگذره که باز این نشونه امروزم اومد ۲۸اسفند ۹۹روز آخرسال داشتم کامنت های فایل رو میخوندم که رسیدن به کامنت خودم وقتی خوندم گفتم زهرا اون موقع که حالی داشتی ؟چه حس خوبی توی کامنت هست اما اینبار میخام از نتیجه برداشتن این ترمز بگم ترمزی که خودمو فک نمیکرد م ترمز باشه از کامنت خودم به بعد یعنی دوماه پیش وقتی شروع کردم به کار کردن روی ذهنم فکر میکنم سه یا چهار بار رفتم تهران و جنس آوردم و تقریبا فروش رفت اما بار آخر که همین یکی دوهفته پیش بود الان باخودم میگم واقعا این برداشتن ترمزه کار کرد وقتی جنس آوردم روز دوم فروش شروع شد از همون جنس و کلی هم خودم ازجنس ها خوشم اومد اما بعد چند روز از آوردن جنس مجبور شدم خونه بمونم و قرنطینه باشم که این هم بزرگترین لطف خدا بود که شامل حالم شد چون کلی اتفاق خوب افتاد اما همین که خونه موندم از همون جنس های که تازه آورده بودم توی خونه فروختم و از پیج اینستا هم یه فروش داشتم واقعا خدارو شکر وقتی استاد میگن ازیه جایی به بعد نتیاح شروع میشه بمب بمب بمب برای من این چند روز واقعا دیدن نتایج بود به ثمر نشستن باورهای که اولش فقط یه عبارت تاکیدی و تکرار اون بود که بعد خدا با هدایت کردنم به یه فایل یه مقاله هی کمکم میکرد که باور قویتری بسازم هی با کنترل ذهن سعی میکردم تایم بیشتری رو توی احساس خوب بمونم و حالا نوش جانم این میوه 😁💪😌
میوه تلاش های آگاهانه خدایا شکرت
یه میوه خوشمزه دیگه هم این بود که یه فروشگاه اینترنتی به آسونی وزیبایی خودم ساختم منی که تا سوم راهنمایی فقط درس خوندم 😉پس تحصیلات ربطی به موفقیت نداره من تو خونه فروش داشتم پس پول ساختن ربطی به مکان مغازه و کسب و کار نداره اوه خدای من اینکه یه ترمزه برای من چون هنوز هم باورم اینه باید یه جای پر رفت و آمد مغازه. رشته باشم بفرما زهرا خانم اینک ترمزی که امروز باید پیدا میکردی و روش کار کنی باوری که مدت هاست میخام بسازم که من در هرمکان وزمانی به راحتی ثروت خلق میکنم پول همه جا دنبال منه من همیشه در بهترین مکان و بهترین زمان برای فروش اجناسم هستم
خلاصه که تو خونه بودم اما هم فروش داشتم و هم یه سایت راه اندازی کردم تازه اونم از تو رختخواب 😁😂
وتصمیم گرفتم پولی که میاد تو حسابمو سرمایه گذاری کنم روی خودم 😊و به خودم یه جایزه خیلی قشنگ بدم واسه این ذهن خلاق و پول سازم 😌بسته عزت نفس از الان نوش جونم یه مقداریشو خدا رسونده بقیش هم حتما میرسه اصلا به قول استاد هست فقط من باید اجازه وردش رو بدم به زندگیم پامو ازروز ترمز که بردارم حله
و خداروشکر که تو مسیر هدایت هستم و خدا داره کمکم میکنه که مقاومت هامو کم کنم تا جریان نعمت و ثروت به زندگیم جاری بشه
خدایا شکرت
استاد جان عاشقتم میدونم که از شنیدن نتایج شاگردات خوشحال میشی
زهرای عزیزم سلام😊
هردو کامنتت رو خوندم و بعد از کامنت اولت چقدر مشتاق بودم بدونم نتیجه ی مسیری که رفتی و تصمیمی که گرفتی چی بود، و ازت متشکرم که نتیجه رو دوباره برامون نوشتی…🤗
از خداوند برات ثروت بی نهایت از مسیر خیلی راحت و لذت بخش خواستارم دوست خوبم.😘
سلام رفیق، خوشحالم از نتایجی که گرفتی، باورت به هدایت قشنگه. اینکه نوشتی پامو از رو ترمز بردارم و حله، یه لحظه تجسمش کردم، که پا رو از ترمز برمیدارمو ماشین مثل جت میره😂
حس خوبی بهم داد حرفات، خدارو شکر، همیشه موفق باشی
🌼به نام خداوندی که منو هدایت میکنه به مسیر های درست و راحت🌼
چه فایل نابیه خداوکیلی.
یادمه یه زمانی با یه نفر شراکتی کار میکردم ، تو یه کاری من یه ایده ای دادم همون اول با مخالفت و حتی تمسخر این دوستم روبه شدم ، بعدش چون من با ایشون شریک بودم ، نمیشد حرفشو نادیده بگیرم.
(حالا بماند که خود همین شراکت هم از باور های اشتباه شروع شده بود و الان مدت هاست دیگه از شریک و شراکت و … فراری ام اصلا)
اتفاقی که افتاد این بود که ۴ روز لقمه رو دور سرمون چرخوندیم و کارو برای خودمون سخت کردیم ، روز پنجم این شریک من یهو اومد و گفت یه ایده ی خفن دارم که خیلی کار راحت میشه ؛ منم گفتم بگو ببینم چیه ؟
شاید باورتون نشه ولی دقیقا همون چیزی که من روز اول گفتم رو گفت 😐
خیلی هم خوشحال بود که ایده ی خفنی داده و …🤦🏻♂️
بعد اون دیگه من تصمیم گرفتم به هیچ وجه با اینطور آدمی اصلا همکاری هم نکنم ، چه برسه به شراکت.
یه باور های داغونی داشت که اصلا بهش فکر میکنم با خودم میگم واقعا حقشه وضعیتش این باشه.
البته من خیلی مدت طولانیه ازش خبری ندارم ولی پارسال آخرین بار که یکی از دوستان ازش تعریف میکرد میگفت اوضاعش خیلی خرابه و هر جا کار کرده پولشو ندادن و …
واقعا هر کسی طبق باور هاش نتیجه میگیره ، باور های داغونی هم داشت.
یکی از باور هایی که داشت و من از تو حرفاش فهمیدم این بود که اگه یه پروژه ای که کارش راحت باشه و پولش خوب باشه ، اون پول براش بی برکته و باید کارو برای خودش سخت کنه تا حلال وارانه کار کنه 😂
به شدت باور داشت که پول سخت بدست میاد و باید برای پول سگدو بزنی و به هر کسی رو بزنی و در واقع همین جوری هم زندگی میکرد.
بعد از اون جایی هم که من با ایشون خیلی فاصله ی فرکانسی داشتم خیلی سریع شراکتمو قطع کردم و تنها به مسیرم ادامه دادم .
گاهی اوقات ما آدما گول تجربه و مهارت افراد دیگه رو میخوریم و میخوایم ازشون الگو بگیریم ولی غافلیم از اینکه بابا این آدم اگه داره یه کاریو میکنه ، شاید باور های درستی درباره اون نداره و راه سخت رو میره.
همین چند روز پیش من یه پیشنهادی دادم توی اجرای کار که هم اصولی و طبق استاندارد جهانی این حوضه ی کاری بود ، هم به نظر من سریع تر و راحت تر انجام میشد .
من تا همچین پیشنهادی دادم با مخالفت چند نفر رو به رو شدم و بهم گفتن آقای فلانی که ۱۶ سال سابقه ی این کارو داره و مسئول فلانه و … گفته که باید با روش خودش انجام بشه و …
خلاصه که با مخالفت همه رو به رو شدم ، تا اینکه من یه روز به همون روشی که به نظرم راحت تره و اصولی تره کارو انجام دادم ، و اتفاقی که افتاد خود مسئول اون آیتم ، اومد دید و رضایتشو اعلام کرد.
(کاری که فک میکنی درسته رو انجام بده ، جهان باهات هماهنگ میشه)
بعضیا هم واقعا دوس دارن همه چیو برای خودشون سخت کنن که مثلا خفن تر به نظر بیان ، به خدا واقعا هر چی راحته لذتبخشه ، هر کی گفته باید سختی بکشی تا به جایی برسی واقعا داره از مسیر دور میشه حواسش نیس ؛ منطقش هم اینه که این همه آدم که این حرفو میزنن ، هیچکدوم به هیچ جایی نرسیدن ، اگه هم یه جا یه موفقیتی کسب کردن ، یا پایدار نبوده یا هم همون موفقیت باعث دردسرشون شده.
من که اگه یه وقتی احساس کنم اوضاع سخته همه چیو ول میکنم میخوابم ، و این به معنای فرار از حل مسائل نیست .
من اصلا نمیتونم و نمیخوام احساس زجر رو داشته باشم ، چون تا وقتی همچین احساسی هست یعنی مسیر اشتباهه.
ممنونم ازت استاد جان بابت این اگاهی فوق العاده ❤️
☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهترین و راحت ترین ایده ها رو دریافت کنیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا عمل کنیم به آنچه که بهمون گفته میشه.
بنام الله روزی رسان بی حسابم
سلاااام سلااام سلااام
روز53
خدایا ازت هدایت میخوام ک بتونم بنویسم
کدام مسیر؟؟ و انتخاب کردی؟؟
راحت وصاف و هموار یا سنگلاخ
منم خیلی شنیدم ،نابرده رنج گنج مسیر نمیشود
و همیشه دوسداشتم رنج و سختی بکشم تا گنج بدست بیارم
من یادمه برای کنکور هم فک میکردم باید خودمو حبس کنم توخونه، قطع ارتباط کنم باهمه چی
با شادی وتفریح و..
فقط مینشستم تو اتاق و جسمم تواتاق بود
و فکرم همه جا بود الا درس خوندن و بعد میدیدم 2ساعت کتاب دستم بوده و ی خط هم نخوندم و آخرم رشته ای ک میخواستم قبول نشدم
انگار دوسداشتم بقیه بگن آفرین خیلی خوب درس میخونی و اگه اینجور ادامه بدی ب خودت سختی بدی قبول میشی
چقد خوبه ک میتونم این آگاهی ها رو بشنوم الهی شکرت
کلا تلاش فیزیکی زیاد یعنی هیچ امیدی ب خدا نداری و فقط خودتو میبینی ک هر کاری انجام میدی تا ب هدفت برسی
ولی خب هیچ فایده ای نداره
چون تو داری فرکانس زجر و سختی و میفرستی و بیشتر اونها رو ب زندگیت دعوت میکنی
واقعا همه چی باوره
زندگی ما نتیجه باورهای ماست
زندگی ما حاصل ورودی ها و افکار و خاطرات گذشته ماست
هرچی جلوتر میرم انگار هی داره مفهوم و تاثیرات باور تووزندگیم گسترده تر میشه
باور چیه ک همه چی بهش برمیگرده
فکری ک مدام تو سرم میچرخه
خاطره ای ک مدام جلو چشمم رد میشه
تایید اون فکر تو سرم توسط بقیه
و هیییی قوی تر و غالب تر میشه
تاییدش توسط اخبار
معلم
دوستان
خانواده
اون فکر میشه ملکه ی ذهن
و ارسال میشه ب جهان و بازتاب همون ب صورت شرایط موقعیت ها
افراد وارد زندگیم میشه
حالا درمورد حرفه ای ک دوسدارم
ی سری باور های مخرب دارم
ک با خیاطی باید زجر و سختی بکشی اینقددد کار کنی
چک و چونه بزنی
واینکه تو فیلم ها همیشه خانم های فقیر و بی سرپرست از طریق خیاطی زندگیشونو ب سختی میگذروندن
و حتی خواهر خودم ک خیاطی یادم داد ی روز گفت زکیه اشتباه کردی از لاین آرایشگری دراومدی
اومدی سمت خیاطی
خیاطی زحمت داره اذیت میشی
آرایشگری پول توشه
ن تنها خواهرم حتی داداشام هم همینو گفتن بهم
من با وجود اینکه تو کار قبلی م هم موفق بودم ی جورایی هدایت شدم ب خیاطی
واقعا خیلی حس خالق بودن بهم میده و کلی انرژی میگیرم وقتی با دستای خودم ی ک لباسی و خلق میکنم و ب ی پارچه ی شکل زیبا میدم انرژی میدم زندگی میدم
تا بتونه خدمت کنه ب انسان
ازش محافظت کنه
کل جمعیت جهان 6شایدم8میلیارده
ک پوشاک لازم و ضروریه براشون
هرلحظه وهر ثانیه نیاز ب لباس جدیدی دارن ک من باعشق وباحوصله دوختم و لذت میبرم از دیدن کارم تو تن تک تکشون
چون تونستم ارزش خلق کنم و با خدماتم باعث گسترش جهان بشم
و اینکه من هیچ سختی نمیکشم برای دوخت کارهام
چون من عاشق خیاطی ام و عاشق خلق اثر از خودم چون ب خودم افتخار میکنم و میبالم
مطمئنم خدایی ک تا اینجا هدایتم کرده ازاین ب بعدم هدایتم میکنه
استاد دیروز فایل قبلی 52و خیییلی گوش دادم و متوجه ی سری افکارم شدم درمورد کارم
اینکه من فک میکردم باید تاهمیشه ب این روند تو خونه کار کردن ادامه بدم و مسیر و تعیین کرده بودم برای خدا
حرف های شما منو خییلی درگیر کرد
اینکه گفتید کسی ک بخواد کار براش زیاده اگه خودش بخواد
من درمورط خودم فک کردم من چون دوسندارم برای کسی کار کنم
همین جور راکت موندم تو اول راه
ن ورودی مالی دارم و نه هیجان اول مسیر ک شروع کردم بکار
این شد ک فک کردم باید از ی جایی شروع کنم تا ی مجرایی برای ورود پول ب زندگیم باز کنم
اول گفتم هرکاری باشه انجام میدم تا حرکت کنم و برم مرحله بعد
ولی گفتم چرا نرم تو ی تولیدی پوشاک کار نکنم ک هم آموزش میبینم هم پول دریافت میکنم
هم تجربه م بیشتر میشه و چم وخم کار دستم میاد
ک پوشاک مجید ک شعبه اصلیش اندیمشکه یادم اومد
حسم گفت سرچ کن
اسمشو سرچ کردم و اومد بالا
چقدددد ذوق کردم خدااای من
العی صدهزاررر بارشکرت
هرروز داره باقدرت پیش میره
و تو4استان نمایندگی داره
تو تهرانم ب زودی میزنه و چن جا دیگه
تو جام جهانی 14یا15کشور از برند مجید استفاده کردن پوشبدن لباسشو چ حس فوق العاده ای بهم دست داد
الهی صدهزار بارشکرت
تو مصاحبه ای ک سعید ساعدی با ایرنا داشت گفته ک سال89پزشک تیم ملی بوده و ی روز ک با بازیکتان تیم ملی رفتن خرید لباس ورزشی دیده با چه ذوقی لباس کفش گرم کن ورزشی و..
میخرن گفت اونجا این جرقه تو ذهنم خورد ک من میتونم ی برند پوشاک ورزشی داشته باشم ک کل ورزشکاران جهان بپوشن
و بعد دیدم شماره تماس گذاشتن برای ارتباط ازش شات گرفتم
واومدم سایت هدایت شدم ب یکی از کامنت های عقل کل
ک نوشته بود
..من میام خواسته م رو میگم چون خدا خواسته ک انداخته بدلم
پس خواسته ی من خواسته ی خداست..
این تو ذهنم بلد شد و تمام گرفتم اولش گفت کلا خط اشتباهه بعد دیدم ی شماره رو جابه جا نوشتم
دوباره تماس گرفتم ی خانمی جواب داد:
گفتم من شماره شما رو از اینترنت گرفتم دوسدارم باهاتون همکاری کنم اگه امکانش باشه
همین وگفتم فقط
گفت کدوم بخش میخوایین کار کنید
گفتم بخش خیاطی
ی شماره تماس بهم داد گفت خانم فلانی مسئوله استخدامه با ایشون تماس بگیرین
تماس گرفتم دو بوق خورد قط شد
دیگه تماس نگرفتم آخرای تایم کاری شون بود
گفتم خیره ان شاالله
هراتفاقی بیفته ب نفع منه اگه قرار باشه زنگ بزنم هدایت میشم باز
سپاسگزارم استاد بابت این آگاهی های نابتون
خدا ب زندگی و عشقتون برکت بده ان شالله
سلامم به رفقای عزیزم
جاتون خالی. امروز یه آهنگ جذاب از پلی لیست محبوب قدیمیم رو پیدا کردم و برای رفقای مرتبط به اون فضا، ارسال کردم. حس خیلی خوبی داد.
من موزیک دوست دارم. دلیل اصلیش اینه که موزیک ، ذهن رو ارجاع میده به یک لحظه دیگر از زندگی. با موزیک میشه پل ذهنی زد.
استاد هم با موزیک تجسمی، از این قابلیت تداعی، استفاده میکنه.
اما چیزی که خیلی در استفاده از موزیک شایع هست، استفاده برای تداعی نوستالژی هست، یعنی لحظات مقدسی که ممکنه دیگه تو زندگی تکرار نشن.
این البته به خاطر واکنشی بودن فرد هست. ذهن ما باور نداره که خودش میتونه حال خوب رو خلق کنه، بنابراین به عالیجناب نوستالژی پناه میاره تا اون، حال خوب قدیمی رو براش تداعی کنه.
همین هم بد نیست. اگه آگاهانه استفاده بشه، ما رو به حال خوب نزدیک میکنه…به هر حال کمک میکنه و این در لحظات سخت اتفاق خوبی یه.
به سختی و فلاکت روحی عادت کردن، چیزیه که در زندگی چهل و شش ساله من خیلی ریشه داره. سالهای زیادی، در جاهایی بودم که نمیتوانستم سلکتش کنم…تحمل میکردم.
بعضی دوستان، بعضی رفقا و بعضی فضاها بودند که از قضا با بعضی موزیکها برام تداعی میشن. این صرفا اتفاقی بوده، ولی یک شانس بزرگ در زندگی من بوده و هست.
آهنگ when I need you از Leo sayer رو به شماها هم تقدیم میکنم.
خودتون برید دانلودش کنید و حالش رو ببرید. تو آپارات هم هست.
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید