این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این فایل آدم رو به فکر فرو میبره. فکر کردن به اینکه هر ظلمی به ما میشه از سمت خودمونه و دیگران نمیتونن بهمون ظلم کنن درهای زیادی رو به رومون باز میکنه.
این یعنی من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم. من باعث شدم کسی بهم بی احترامی کنه. من باعث شدم کسی قلبم رو بشکنه. من باعث شدم کسی رو به روی من بایسته و نقاط ضعفم رو پیش خانوادم بازگو کنه. من باعث شدم بهم زور بگن. من باعث شدم روم عیب بذارن. من باعث شدم سرم داد بزنن و وقتی بهشون پناه برده بودم مثل دشمن باهام رفتار کنن.
چقدر بابت این مسائل حرص خوردم! اما حالا میبینم همش تقصیر خودم بوده. من به خودم ظلم کردم. من با افکارم این شرایط رو برای خودم به وجود آوردم. من با رفتار مظلوم گونه اجازه دادم ظالم به وجود بیاد. خدایا منو ببخش و مسیر درست رو به من نشون بده.
صدهزار مرتبه شکر که خداوند من رو با این سایت آشنا کرد که بتونم به بهترین شکل به مسیر درست هدایت بشم.
خدایا منو به خاطر تمام اشتباهاتم ببخش. به خاطر ظلمی که به خودم روا داشتم منو ببخش. به خاطر کینه ای که از دیگران به دل گرفتم و باعث شد مدارم بیاد پایین و از تو دور بشم من رو ببخش. به خاطر اینکه دنباله رو شیطان شدم و هرجایی که رفت باهاش رفتم منو ببخش.
خداوندا چقدر خوشبختم که دوباره به آغوش تو پناه آوردم و احساس امنیت میکنم. به خاطر حضور پر رنگت در زندگیم فوق العاده سپاسگزارم. چقدر خوشبختم که همیشه نشانه های متفاوت رو سر راهم میذاری و دقیقا به من میفهمونی مسیر درست کدومه.
برای اینکه کامنت نوشتن رو توی ذهن خودم راحت کنم و هر فایل و هر روز انجامش بدم، فقط ۳ ۴ نکته که خوب درک کردم و ۳ اقدام عملی که تصمیم به انجامش گرفتم رو اینجا بنویسم:
=> درک من:
۱. من هرچقدرم تلاش کنم، نمیتونم زندگی کسی رو نه به سمت خوب و نه به سمت بد تغییر بدم.
۲. اگر من در مدار درست باشم، هر کاری که دیگران بخوان حتی علیه من انجام بدن، در نهایت به سود من تموم میشه.
۳. اگر من در مدار درست باشم، هیچ کس کوچکترین ضربه ای نمیتونه به من بزنه.
۴. اگر من به خدا ایمان داشته باشم، در تمااااام مراحل زندگیم، راهگشام خواهد بود.
=>اقدامات عملی من:
۱. سعی میکنم این خدایی که اگه بهش ایمان داشته باشم زندگیم گلستان میشه رو بهتر بشناسم و قوانینش رو درک کنم.
۲. با خودم به طور مداوم مرور کنم که من کوچکترین آسیبی نمیتونم به دیگری بزنم و هیچ کسی هم نمیتونه هیچگونه ضربه ای به من وارد کنه، اگر من در مدار درست قرار بگیرم یا حتی در حال قرار گیری در مدار درست باشم.
۳. باید سعی کنم قدرت عوامل بیرونی رو توی ذهنم کمرنگ و کمرنگتر کنم و از هییییییچ احدی غیر از خود خدا حساب نبرم تا کنترل زندگیم فقط و فقط در دستان خودم و درکم از قوانین جهان هستی باشه و خودم تنها فرد مسلط روی تک به تک اتفاقات زندگیم باشم.
سپاسگزارم از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهی های عالی💐
بعضی از عروس هاش و پسراش همیشه بدش رو جلوی من میگن و تظاهر به قربانی بودند میکردند و من هم دو دستی مخ ام رو داده بودم دست اون ها و حرف هاشون رو باور میکردم و همدردی میکردم و گاهی به دفاع از اونها از خودم رفتارهایی رو بروز میدادم.
الان دیدم که توی این مسئله هم باید اصل رو به خودم یادآوری کنم.
اگر ظلمی به کسی میشه دلیلش این بوده که خودش در مدار ظلم بوده.
و من به اصلا ربطی نداره!
جدای از قوانین جهان من اصلا یک طرفه به قاضی رفتم، چون دائم این ورودی ها رو دریافت میکردم کم کم باورشون کردم.
این ظلمی که فکر میکنن بهشون شده نصف اش به خاطر توقع کمک مالی هست، درحالی که پول خودش هست، اون شخص اراده، انتخاب و آزادی داره.
اصلا درست نیست بخواییم کسی از غالب خودش خارج بشه و به میل ما تغییر کنه و این اتفاق هیچوقت نیفتاد در این تجربه ی من.
پدربزرگ من همیشه به سبک خودش زندگی کرده، به روشی که فکر میکنه درسته و درست هم بوده برای او.
حالا که یه کم فاصله گرفتم، میفهمم کسانی که پشت سر طرف حرف میزنند، هی این اتفاقات براشون تکرار میشه.
و کسی که ورودی های منفی رو باور کرده هم همون اتفاقات رو برای خودش خلق میکنه.
حتی اگر تازه وارد فامیل باشه و ذهنیت قبلی ای نداشته باشه، چون این ورودی هارو باور میکنه برای خودش خلق اش میکنه.
الان میفهمم که اگر دلسوزی کردم واقعا دلسوزی ام بی جا و بی فایده بوده.
چه کاسه ی داغ تر از آشی بودم من!
کسانی که یک داستان تکراری مورد ظلم قرار گرفتن رو بارها و بارها و بارها برات تعریف میکنن تنها چیزی که ازت میخوان توجه هست.
منم که با اونها هم مدار بودم، این نشتی فرکانسی رو داشتم و انرژی هدر میدادم.
پس الان که این رو فهمیدم، کمی فاصله فرکانسی ایجاد کردم و باید همین مسیر رو ادامه بدم.
اینم بگم من هر وقت باهاشون رفت و امد میکردم میگفتند پدربزرگ تو، مادربزرگ تو! و چون من عزت نفس پایینی داشتم، با این حرفاشون هی خودارزشی ای ام پایین و پایین تر می اومد! چون به خودم میگفتم من چه داغونم که فامیل ام اینقدر داغونه!
و اینکه فامیلم داغونه یعنی منم داغونم.
و وای بر من!
این ها همش تفاوت برداشت ها و طرز فکر آدم ها بود.
و ملاک بسیار اشتباهی برای سنجش خود ارزشی هست.
الان نگاه میکنم میبینم اولا همیشه همه چیز با قانون جهان هستی در هماهنگی بوده و هست.
و همه ی اتفاقات معنی دار بوده.
و درک میکنم که یک اتفاق به ظاهر نازیبا یک دوراهی رو باز میکنه.
یه راه اینکه از این اتفاق به عنوان یک نقطه ی عطف استفاده کنی.
راه دیگه اینه که بیفتی توی سراشیبی خود تخریبی.
کمک مالی نکردن پدربزرگ من، میتونست نطقه ی عطف بچه هاش برای استقلال مالی باشه.
که چندتا از بچه هاش این رو انتخاب کردند.
و هم میتونست به یک کینه تبدیل بشه و به حال بد جسمی و چرخه ی باطل تضادهای هم جنس.
که بعضی هم این راه رو انتخاب کردند.
و من میتونم نتیجه ی هر دو دسته رو ببینم و مقایسه کنم و درس بگیرم.
درس جامعی که میتونم بگیرم و به بقیه زندگیم تعمیم بدم چیه؟
من باید به شنیده های گذشته ام شک کنم.
بررسی کنم ببینم کجاها نشتی فرکانسی دارم و به آدمهای خاصی حس بدی دارم، به دلیل اینکه برداشتهای دیگران رو ملاک قرار دادم به جای قانون؟
و باید چیزهایی که الان و در آینده میشنوم رو با قانون بسنجم.
اگر برداشت های دیگران رو به عنوان حقیقت بپذیرم، خلق شون میکنم.
تمام اتفاقات طبق قوانین جهان هستی می افتند و همه سر جای خودشون قرار دارند.
در این مورد خاص هم نشستم خصوصیات خوب پدربزرگم رو نوشتم و با پدر مادرم هم مصاحبه کردم و چند مورد هم اون ها گفتند که اضافه کردم و حسم خیلی خوب شد.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت🎀⚘
🔹️تغییر اونچه که فکر می کنم من نقشی در ایجادش نداشتم تقریباً غیرممکنه
🔹️تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا بازتاب باورها و فرکانسهای خودمه
🔹️ تمام تمرکزی که با هر دلیل و منطق و استدلال برای یافتن مقصر یا اثبات تقصیر میکنم یه فرکانس ناخواسته است که ناخواسته دیگه ای رو برام میسازه
🔹️یا یک احساس بدِ که اتفاق بد بعدی رو خلق میکنه
⚘باید احساس خوب داشتن برام مهمتر از حق به جانب بودن باشه
🔹️ جهان بدون استثنا به فرکانس های من پاسخ میده
🔸️من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم
🧿 من همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب هستم
⚘ من توانایی کاملی برای خلق زندگی دلخواهم دارم
🪴من از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی ناتوانم
🔹️ احساس گناه، احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن دو ترمز مهمه که عزت نفسم رو تخریب میکنه
جلوی حرکتم برای تحقق خواسته هام رو میگیره
انرژی و توانم رو برای شناخت خواسته هام و تمرکز روی اونها رو به یغما میبره
درهای الهامات و هدایت رو به روم میبنده اتصالم رو با منبع قطع میکنه
⚘منشع و آبشخور اصلی ترین ناخواسته های زندگیم همین باورهای محدود کننده احساس گناه و احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدنه
🧿 اکثر بیماری هایی که جسمم از طریق مختلف درگیر اونها میشه
اکثر اتفاقات ناخواسته ای که به طریق بسیار عجیب و غریب برام رخ میده
اکثر اتفاقاتی که اونارو بی انصافی بی عدالتی و ظلم در حق خودم میدونم
و حتی ایدهای ندارم که چرا این اتفاقات برام رخ داد
همون اتفاقاتی که خودم رو در برابرشون صاحب حق میدونم
توسط خودم و به خاطر حضور این دو تا ترمز مهم در برنامه ذهنیم خلق شده
🔸️تا وقتی هم که این دو ترمز بخشی از باورها و فرکانس ها و کانون توجهم هستن، ماجرای این ناخواسته ها تمومی ندارن
🔹️من یک موجود فرکانسیم، در جهانی زندگی میکنم که اساس اون بر مدار و فرکانسه
🔸️ تموم اونچه جهان درباره من درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانس های منه
🔹️جهان ساخته شده تا یک دستگاه مبدل باشه برای تبدیل فرکانس های دریافت شده در قالب اتفاقات و شرایط هم سنگ و هم اساس با باورها و فرکانس ها و کانون توجهم
🔸️اگه اساس فرکانس هام نگرانی باشه نتیجه این فرکانس تجربه اتفاقیه که به نگرانی بیشتر میرسه
🔹️اگه اساسش نفرت باشه تجربه اون نفرت بیشتره
🔸️تا وقتی که ریشه این دو باور محدود کننده رو در وجودم خشک نکنم راهی به سمت تجربه اتفاقات دلخواهم ندارم
🔹️ تا وقتی نتونم بر این احساس های ویرانگر پیروز بشم راهی به سوی ساختن عزت نفسم ندارم
🔸️ داشتن احساس خوب میتونه زندگیمو نجات بده تا این ناخواسته های تکراری از زندگیم برن بیرون
🔹️اگه این اصل رو بپذیرم که من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم اون وقت همه حاشیه های زندگیم حذف میشن
🔸️ اون وقت نمیتونم عوامل بیرون از خودم رو مانعی بدونم بر سر راه خواسته هام
🔹️یا عاملی بدونم برای دستیابی به خواسته هام
🔺️ توحید چیزی غیر از این نیست🔺️
🪴 اونوقت هدایت میشم به مسیر اجرای توحید در عمل🪴
همون مسیری که زندگیم رو با تواناییها و خاصیت خداگونه ام خلق میکنم
همون توانایی که منو همواره در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میده
🔸️ اون تمرکزی که میزارم برای پیدا کردن مقصر مشکلات و بدبختی های زندگیم یه فرکانس ناخواسته است که با ارسالش ناخواسته دیگهای رو توی زندگیم تجربه میکنم
🔹️من به دنبال مقصر بیرون از خودم نیستم
🔸️من خودم دارم به خودم ظلم میکنم با باورها و فرکانس هام
🔹️ اگه من نخوام هیچکس نمیتونه بهم ظلم کنه
🔸️ اگه این اصل رو بپذیرم که من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم تموم حاشیه های زندگیم حذف میشه
میفهمم که با خودم طرفم نه با هیچکس دیگه
🔹️دعا کنم به خودم برمیگرده نفرین هم کنم به خودم برمیگرده
همه اینا فرکانس هایی که دارم ارسال میکنم و طبیعیه که به زندگی خودم برگرده
🔸️ هر بدی و اشتباهی بکنم ظلمیِ در حق خودم
🔹️ همونطور که من تاثیری توی زندگی بقیه ندارم و فقط و فقط نتیجه فرکانس های خودم رو تو زندگیم میبینم،
بقیه هم هیچ تاثیری توی زندگی من ندارن
🔸️اونا هم نتیجه فرکانس های خودشون رو توی زندگی خودشون میبینن
🔹️ من نمیتونم حق کسی رو ضایع کنم و به مسیر خوشبختی یا بدبختی هدایتش کنم
🔸️اون طرف داره نتیجه فرکانس ها و باورهای خودش رو میگیره
با باورها و فرکانسهاش خودشو تو این مدار قرار داده که یکی بیاد و این بلا رو سرش بیاره
🔹️من موجودی فرکانسیم که در جهانی زندگی میکنم که اساس اون بر مدار و فرکانسه
🔸️ تمام اونچه جهان درباره من درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانسهای منه
🔺️همینها رو اگه مدام برای خودم تکرار کنم تا باور و درکشون کنم خود به خود احساس گناه احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن در من از بین میره🔺️
🧿 چون میفهمم که فقط با فرکانس های خودم رو به رو هستم🧿
❌ اگه بهم دروغ گفتن
❌اگه بهم خیانت شده
❌ اگه بهم تهمت زده شده و هر بدی دیگهای
《دنبال مقصر نباشم،》
🔹️ببینم خودم چیکار کردم،
ببینم خودم چه فرکانسی فرستادم
ببینم خودم چه احساسی داشتم
چه باورهایی داشتم که این اتفاقات برام افتاده
🔸️ هیچ اتفاقی بدون اجازه من، بدونه اینکه من فرکانسش رو فرستاده باشم وارد زندگیم نمیشه
🔹️سیستمی بودن خدا و جهان خیالم رو راحت میکنه که اگه یه ورودی مشخص دریافت کنم قطعا یه خروجی مشخص رو بهم میده و این بهم آرامش بیانتهایی میده
آرامش قدرت داشتن،
🔺️قدرت تغییر خروجی ها با تغییر
ورودی ها🔺️
🔸️اون وقت دیگه احساس قربانی بودن پوچ و بی معنی میشه
🔹️تنها عامل تعیین کننده، ورودی هاییه که باید به این سیستم بدم
🔸️ اگه خوشبختی کسی رو بخوام خودم خوشبخت میشم ممکنه اون خوشبخت نشه چون خودش تصمیم میگیره
🔹️ سیستم این جهان طوریه که اعمال هرکی رو به خودش برمیگردونه و مثل آیینه عمل میکنه
🔸️ اینطور نیست که من بخوام برای کسی استغفار کنم یا بخوام کاری براش بکنم
🔹️ هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره 🔸️اینجوری نیست که من خطا کنم، گناه کنم، اشتباه کنم، هر کاری دوست دارم انجام بدم بعد برم پیش یکی دیگه بگم تو پیش خدا آبرو داری برای من دعای خیر کن
⚘ قوانین خدا این طوری نیست که با حرف یکی دیگه تغییر کنه⚘
🔹️هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره
🔸️ اگه کسی توی مدار اشتباهی باشه و نخواد خودش رو تغییر بده من باید ازش دور بشم و وارد مدارش نشم، نخوام که تلاش کنم برای اون، نگم که من درستش میکنم، فقط ازش دور بشم
🔹️ من از کسانی که به خودشون خیانت میکنن دفاع نمیکنم
🔸️ من اگه هم مرتکب گناهی بشم به خودم ستم میکنم نه دیگران
🔹️اگه مرتکب خطا یا گناهی بشم و بعد بی گناهی رو متهم کنم،
یعنی اشتباهی بکنم بندازم گردن یکی دیگه گناه اون هم به گردن منه
🔸️من مسئول افکار و اعمالم هستم نه کس دیگه ای
🔹️اگه کس دیگه ای رو تهمت بزنم، غیبت کنم به اون ضرر نزدم به خودم ضرر زدم
🔸️اگه توی مدار درستی باشم و به خدا وصل باشم هر کسی بخواد به من ضربه بزنه و بلایی سرم بیاره سر خودش میاد و نمیتونه این کارو با من بکنه
🔹️اگه توی مدار غلط باشم هر چیزی رو اشتباه میفهمم
🔸️ اگه کسایی با من دشمن هستن من باهاشون دشمنی نکنم، مدار اون ها جداست، ازشون دوری کنم و کاری باهاشون نداشته باشم
🔹️من باور دارم که خزائن آسمانها و زمین دست خداست پس اگه بخوان تحت فشار قرار بدن منو یا تحریم کنن اصلاً ناراحت نمیشم و به این چیزها نیازی ندارم
🔹️ کسی هم نمیتونه بلایی سرم بیاره چون باورهام داره برام کارها رو انجام میده
🔸️ من نمیتونم کسی رو از مسیر خارج کنم، بلا سرش بیارم، بدبختش کنم و یا سرنوشتش رو عوض کنم
🔹️من اگه به کسی ظلم میکنم دارم به خودم ظلم میکنم
🔻هر کجا ظالمی میبینم حتماً مظلومی هم هست🔺️
🔸️اگه خدارو باور کنم اصلاً بهم ظلم نمیشه
🔹️من باور دارم که خدا به من کمک میکنه و تنها فرمانروای قدرتمند جهانه
🔸️پس نگران نیستم و از کسی نمیترسم
🔹️ اگه از کسی بترسم اون میتونه منو کنترل کنه ولی اگه ترسم فقط از خدا باشه اصلاً کسی نمیتونه کنترلم کنه، یا منو بترسونه، یا بهم ظلم کنه
🔸️حق الناس به این معنا که میتونم حق یکی دیگه رو بگیرم و از خوشبختی و نعمت دورش کنم یا تباهش کنم یا بدبختش کنم اصلاً توی قران همچین چیزی وجود نداره
🔹️وقتی توی مدار درستی باشم فقط خیر و خوبی و نعمت وارد زندگی میشه
🔸️اگر توی مدار غلط باشم بی پولی و فقر و بدبختی و بیماری و مشکل برام به وجود میاد،
🔹️این خودم هستم که مدارم رو با افکارم و باور هام به وجود میارم نه یکی دیگه
🔸️ کسی نمیتونه بهم ظلم کنه، خودم دارم به خودم ظلم میکنم، با باورهام، بابی ایمانیم، با ترس هام، با نگرانی هام، با افسردگیم و احساس گناهم، خودم رو توی مداری قرار میدم که بلا سرم بیاد
🔹️این به این معنا نیست که اونا دارن بلا سرم میارن، من رفتم جایی که بلا و مصیبت هست، بدبختی و بیماری هست، مشکل هست 🔸️اگه باور هام رو درست کنم توی فرکانس مناسب قرار میگیرم، جایی قرار میگیرم که فقط عشق و ثروت و سلامتی وجود داره
🔸️اگه توی باورهام اینه که حق الناس یعنی که یکی میتونه حق منو بگیره و بیچاره و بدبختم کنه و از نعمت دورم کنه به هیچ وجه نمیتونه این کارو انجام بده
🔹️ من فقط توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن خودم رو دارم
🔸️ باید نگاهم رو تغییر بدم به آنچه که از گذشته شنیدم
🔹️ در قیامت شیطان هم مسئولیت خطاهای منو به عهده نمیگیره و میگه من بهت یک سری وعدهها دادم گفتم دزدی کن،
بلا سر بقیه بیار،
ترسوندمت،
به بی ایمانی دعوتت کردم،
به شرک دعوتت کردم که از بقیه کمک بخواهی
من تسلطی بر تو نداشتم جز اینکه دعوت کنم
خودت دعوت منو پذیرفتی
منکه نیومدم به زور بگم گناه کن
خودت دعوتم رو قبول کردی
⚘ خدا هم از اون ور دعوتت کرد
ولی دعوت اونو قبول نکردی
خودت با افکار و باورهات به سمت من تمایل پیدا کردی
❌پس منو سرزنش نکن
❌نگو تقصیر من بود
❌بگو خودم رفتم طرف شیطان
🔸️ این جهان بر پایه مدار و فرکانسه
🔹️من با افکار و فرکانس هام وارد مدار های مختلف میشم و اصلاً کسی مقصر نیست
❌شیطان میگه من کاره ای نبودم
خودت اینکارو کردی، بلا سر خودت آوردی، به خودت ستم کردی
ازت بیزارم
از کسی که به خدا شرک ورزیده بیزارم
از کسی که به من قدرت داده بیزارم
🔸️اگه فکر کنم یکی دیگه میتونه چشمم بزنه دارم به شیطان قدرت میدم و شریک پیدا میکنم برای قدرت خدا
🔺️ تغییر توی زندگیم از جایی شروع میشه که درک کنم توانایی کاملی برای خلق زندگی دلخواهم دارم 🔻
🌲و از ایجاد هر تغییری توی زندگی دیگران چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی ناتوانم🌲
سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان🦋🎉🍀🪴🧿🌲🦋💝🥀😊
من روز دوم سفرنامه هستم و به خودم تعهد دادم که پیگیر سفرنامه باشم و هر روز دنبالش کنم و تمام حرف های استاد رو با جون و دل گوش کنم و درک کنم و ببرمشون تو عمق وجودم، نه یک بار بلکه همیشه اخه بحث بحث فرکانس باید مدام به موجی رو ارسال کنم پشت سر هم تا نتیجه بده باید با پشتکار پیگیر این فرکانس باشم که تا حالا خیلی برام جواب داده خیلی زیاد معجزه ازش دیدم
خوب بگذریم
برسیم به این فایل جذاب
دعا کردن!! اومم دعا کردن یه فرکانس خاص شنیدن دعا و دعا کردن برای دیگران حالا منظورم چیه؟!
شنیدن دعا :
مثلا من یه کار خیری کردم یا در معرض شنیدن یک سری دعا های خوب از طرف یه شخصی هستم، خود این دعا های خوب یه فرکانس رو داره ارسال میکنه چون من دارم این دعا هارو میشنوم پس وارد اون فرکانس شدم و اون دعا روی من هم میتونه اثر داشته باشه یعنی حال خوب اون دعا به من میرسه، حالا اون دعا میتونه از طرف هرکسی باشه از طرف مادر یا هرکسی که ما دوستش داریم که این خودش از این جنبه که ما اون فرد رو باور داریم دعاش میتونه تو حال خوب ما تاثیر داشته باشه با این حال بازم خیلی مهمه که تو حال و هوای فرکانس اون دعا باشیم یا برعکس
دعا کردن در حق دیگران:
فرکانس این نوع دعا کردن خیلی خیلی بالا تر از شنیدن دعا هست حالا چرا؟ چون داره از زبون خود من گفته میشه با حال و هوای خود منه حالا چ در حق دیگران باشه چه برای خودم چه خوب باشه چه بد باشه
پس دعا کردن و دعا شنیدن ورودی هستن ورودی هایی که روی ذهن ما تاثیر میذاره چه در جهت مثبت چه در جهت منفی
هم برای خودمون هم برای دیگران خوب بخواییم خوب دعا کنیم چون خوبی همیشه میمونه!
بحث استغفار!
استغفار یک امر کاملا شخصی و درونی هست و هیچ فردی مسلما نمیتونه گناه و اشتباه کس دیگه ایی رو پاک کنه یا شفاعت کنه یا استغفار کنه براش این مشخصه و این باور که از گذشته اومده که از پیامبران یا امامان میخواستن که طلب استغفار کنن براشون به نظر من تو اون زمان به شکل دیگه ایی بوده و حالا اصلا به معنی دیگه گرفته من فکر میکنم در گذشته کسی گناهی میکرده میرفته پیش بزرگان و از اونا میخواسته که براشون طلب استغفار کنن چون اون فرد حضور اون شخص بوده و سخنان اون بزرگ یا شاید نصحیت های اون فرد میشنیده تحت تاثیر قرار میگرفته نمیدونم شاید هم اینجوری نبوده اما خیلی اشتباه اگر فکر کنیم که ما اشتباه کنیم بعد به امید اینکه کس دیگه ایی استغفار کنه برای ما ما اشتباهمون بخشیده میشه نه اینطور نیست واقعا و واقعا هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میبینه کسی نمیتونه کاری کنه حتی اگر بخواد
شما اگر دستت بسوزه و سوزش شدیدی رو توی دستت حس کنی کسی میتونه بجای تو اون سوزش رو حس کنه خوب نه مسلما این سوزش از درون خود تو هست!!
ظلم کردن به خود و حق الناس!
بدن انسان و روح انسان خیلی پیشرفته هست خیلی بیشتر از اون چیزی که ما فکرش رو میکنیم ما تو این دنیای فیزیکی خیلی چیزا رو نمیتونیم درک کنیم توی برنامه وجودی ما پی ریزی نشده که بتونیم درک کنیم اما توی قرآن خدا به ما راهنما داده گفته برای این بدن دنیاییت برای روحت اگر این کارا رو کنی خوبه اگر برعکس باشه داری به اونا ضرر میرسونی
یعنی مثلا تو اگر از کسی دزدی کنی اول از همه با اون مال حروم داری ساختار روح و بدن خودت رو به هم میریزی داری یه کار اشتباه رو انجام میدی و خودتم میدونی اشتباه هست با هر توجیحی پس این ظلم هست ب خودت روحت فکرت جسمت
شاید تو فکر کنی که مثلا با اون دزدی به اون شخص ضرر زدی اما اینجور نیست اگر اون شخص ک ازش دزدی شده توکل داشته باشه ایمان داشته باشه و بگه شاید خیری توی این کار بوده خدا براش راه باز کنه گشایش کنه حتی سودی هم ببره
اما اگر گله و شکایت کنه شاید ماجرا جور دیگه ایی بشه
به نظرم عجب دنیای پیچیده ایی هست
دعا میکنم خدا واقعاا هر لحظه هر ثانیه هر دقیقه به راه راست هدایتمون کنه و دستمون رو رها نکنه
خدایا شکرت
ممنونم از استاد عباسمنش عزیز که ما رو تشویق به فکر کردن و تحلیل کردن میکنه
به نام پروردگار عالم صاحب اختیار و فرمانروای عالمیان
سلام استاد بزرگوارم
سلام بانو مریم
روز چهل و سوم تحول زندگیم
……………………………………..
زمانی که من به خودم توانمندی هام به توانایی هام و باورهای مسمومی که توی ذهنم از بدو تولد نهادینه کرده بودند و روحم منو با منبع ابدیت قطع کرده توسط خانوده،جامعه،معلمان دوران 12 آموزش و بعد دانشگاه اونها هم توی چنین سیکل باطل از باورهای سمی گیر افتادند و افرادی که از این دایره با شجاعت و شهامت خارج شدند اونها سعادتمندان عالم هستند افرادی که جهاد بزرگی راه انداختن برای ساخت زندگی که برایش به دنیا اومدیم برای تجربه ها و خلق ثروت سلامتی خوشبختی والاترین ازین ها ارتباط ما با منبع ابدیت هست وقتی ما فرکانس های قدرتمندی به جهان هوشمند ارسال میکنیم کائنات با دریافت آنچه که فرستادیم با ارسال مدار های که ما درخواست کردیم شرایط افراد هم سنگ رو در مسیرمون قرار میدهد …..
کلید ماجرا احساس هست استاد خودم در حال تجربه این حس هستم زمانی که تعهد قلبی برای آشکار کردن حقایق برای واقعیت احساس آزاد شدن و خارج شدند از زندان باورهای مخرب حس شعف خوشحالی درونی در تک تک سلولهای بدنم بعد خروج بازیابی قدرتی که رب به ما داده بود برای خلق زیباترین اتفاقات تحققه رویاهامون لذت بردند از چیزهای که توی مسیر تجربه کردیم و به راه مون ادامه دادند برای بزرگتر شدند رشد کردن برای کاملتر شدن …..
خدایا سپاسگزارم درکم از جهان پیرامون در حال ارتقا هست من دارم واقعیت های این جهان رو از درون پیدا میکنم الان متوجه حرف ها و صحبت های استاد میشم من با تفکر دارم به نتایج فوقالعاده میرسم ذهنم رو رها و خالی کردم از گذشته راه های ورود آگاهی های برتر رو از زبان هدایت شده استاد میشنوم و خودم با متصل شدند به جهان تایید صحبت ها رو دریافت میکنم این مسیر حقیقت هست …….
خدایا سپاسگزارم همین تازه که در حال نوشتن این کامنت فوقالعاده الهی هستم رب دوباره منو شگفت زده کرد
1000 دلار از راه های که فکرشو نمیکردم به حسابم واریز شد
استاد من اینجا در این کامنت رویایی قول میدم این مبلغ رو تا عید تبدیل کنم به 10000 ده هزار دلار مطمن هستم ایمان دارم به این تارگت میرسم این خبر رو به شما اعلام میکنم فقط باید روی خودم کار کنم این نشون میده مدار تغییر کرده احساسش میکنم من خالق هستم
خالق شرایط هر لحظه
خالق اتفاقات فوقالعاده زندگیم
خالق فرکانس های که به جهان هوشمند ارسال میکنیم
ما خالق هستیم ما خالق هستیم ایمان همه چیز هست …..
استاد از زمانی که تصمیم گرفتیم با شرایط الانم شروع به تغییر کنم پذیرفتم تمام اتفاقات زندگیم خودم مسئول هستم
توی حسابم فقط 20 دلار داشتم خودمون بستم به فایل های زندگی ساز تحول زندگی معجزه آسا شده برام من دارم تبدیل میشم به قهرمان خودم کسی که رسالت خودشون پیدا کرد با همون امکانات شروع کرد با یک گوشی مدل سامسونگ A10s
الان یک سیستم کامپیوتری بستم برای ادامه کارم از طرق دست خدا ینی پدرم بدونی که من درخواستی کنم جالبه من با اجرای قوانین صحبت های من دارند تاثیر میذارن برا افراد این ینی تغییر مداومه مدار خودم شرایط خودم من با میلاد چهل و سه روز پیش قابله قیاس نیستم
الان دگه خیلی راحت میتوانم وارد سایت بشم از طرق کامپیوتر برای اولین چقد لذت بردم …..
این همه موفقیت فقط در کمتر از دو ماه فقط شروع کردم و حاشیه ها رو از خودم دور کردم
استاد من با شما و اموزش های شما نه تنها از حالت تنفر از قران و اسلام اومدم بیرون بلکه هر روز داره ایمانم به قران بیشتر میشه ( فقط قران :)
این نگاه سیستمی شما وقتی ادم میبینه همین نگاه 1400 سال پیش در قران اومده اصلا من خودم میمونم توش میگم واقعا قران گفته که خدا یک سیستمه یا همون کائنات هست که نسبت به مداره تو پاسخ میده
بعضیا فکر میکنن خدا جدا از کائنات هست
یعنی خدا کائنات رو به وجود اورده تا ما زندگی کنیم با این قوانین
اما من میگم نه
خدا خوده کائناته
کائنات خداست
قانون جذب خوده خداست
اینکه به چیزی فکر میکنی و جذبش میکنی این خداست همه اش خداست
خدا بهت نعمت نمیده خدا خوده اون نعمته هست
اینجور نیست که خدا تو دستاش پول باشه بیاد بهت بده نه همون پوله دقیقا همون پوله خوده خداست
خدا همه چیزه ، بدنم خداست ، زمینی که من روش نشستم خداست ، روح من خداست ، خورشید خداست ، اسمون و کهکشان ها خداست ، حیوانات خداست ، بارون که میباره خداست ، اینا خوده خدا هستند نه ساخته ی خدا
این خدای ما یک انرژی عظیمیه فراتر از تصور ما که با این انرژی همه ی جهان هستی و کائنات شکل گرفته
این انرژی نه زاییده شده ( ساخته شده ) و نه میزاید ( نه میسازه )
و قانون نیوتن
بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه
که ما اسم این تغییر انرژی رو گذاشتیم خلق کردن
.
.
دورانی در زمان نوجوانیم ده تا چهارده سالگیم بود که بسیار مخالف قران و اسلام بودم …
و هیچ ترسی هم از این خدا نداشتم میگفتم میخاد سنگم بکنه بکنه من از منطق نمیگذرم این خدا این اسلام این قران و همشون اماما و پیامبرا به فلان دلایل منطقی هیچ ارزش و درستی درشون وجود نداره اگه هم داشته باشه کمه
.
.
. البته هنوز هم هیچ ترسی ازش ندارم درواقع عشق دارم چون خودمه و جهان اطرافم میفهممش
هیچ وقت درک نکردم از همون بچگی که چرا باید از خدا بترسی و همیشه مخالف این نگاه بودم و هستم
اما میتونم اینجور تعبیرش کنم که باید از احساس بد داشتن بترسم ، باید از ناشکری بترسم
چون این انرژی همینا رو بهم برمیگردونه
ولی اگر حسم خوب باشه و شکرگزار مثبتا رو برام میاره
.
.
خلاصه اون دوران گذشت و با شما اشنا شدم
چون با قوانین اشنایی داشتم اما وقتی شما گفتید خدا همون قانونه و اینو در قران ثابت کردید اصلا غوغایی شد ..
یادمه توی اون دوران راهنمایی وقتی ایه ای میخوندم که میگفت خداوند کافران رو هدایت نمیکنه
میگفتم عجب خدای احمقیه خب کافرا بیشتر به هدایت نیاز دارن تا مسلمونا که … اونا راهشونو گم کردن باید بری هدایتشون کنی مسلمونا که راهشون درسته چیکارشون میخای بکنی تنها کاری که میتونی بکنی اینه که به کافرا کمک کنی و هدایتشون کنی که اینم نمیکنی … خخخخخخ ….
.
.
اما رسیدیم به استاد که گف خدا همون قانونه …
با همین یه جمله متحول شدم
چون من قوانین جهان رو میشناختم قانون جذب و کتاب شفای زندگی چهار اثر و …
اما هیچ ارتباطی با این قوانین که بر دل و جان ما مینشست با این خدا و قران پیدا نکرده بودیم …
تازه برعکس هر چی هم توی قران بود یا ضد زن بود یا جنگی و خونریزی وحشی گری و بی عدالتی در ارث و میراث و پیامبری چند همسری…
.
.
خلاصه سالها طول کشید و من اروم اروم هدایت شدم چون خواستم …
فهمیدم کافران هدایت نمیشدن نه به خاطر این که خدا یه ادمه که قهره باهاشون و نمیخواد بلکه چون اینا نمیخوان و توجهشون بر کفره … انرژی جهان یا همون خدا هم بهشون کفر بیشتر میده همونی که بهش توجه میکنن و انرژی نمیتونه بهت چیزی به جز توجهت بده …
فهمیدم قران با اسلامی که اخوندها در طی سالیان از خودشون در اوردن متفاوته و قران برای همه ی زمانها نیست چیزی که توی کتاب دینیمون هزار بار اوردنش که کتاب قران مال همه ی زمانهاست ولی استاد ایه 7 سوره عمران رو اوردن و گفت نه خوده قران میگه مال همه زمانها نیست و شما باید اصل رو بگیرید نه فرعیات که فقط برای اون زمان و شرایط پیامبر بوده و نه یه سال بعدش ( چه برسه به 1400 سال بعدش )
بیشتر قران که فرعیات محسوب میشه برای دقیقا اون ساعت و اون روز و شرایط پیامبر بود که بهشون میگفت چیکار کنن تا نسبت به فرهنگ بسیار کثیف و عقب مانده ی اون جامعه بتونه بخوره و رشدشون بده …
و اگر قران الان نازل میشد با توجه به تمدن امروزی قرانی کاملا متفاوت ( در فرعیات ) میشد .
من فکر میکردم قران ضد زنه چونکه انتظار داشتم جامعه ی جاهل و دختر کش و زن ستیز عربستان در قرن 7 باید تبدیل میشد به یک جامعه امروزی امریکایی قرن 21… بدون توجه به تکامل …
اما بعدش فهمیدم که قران و پیامبر که معجزه ای کردند که از معجزه ی زنده کردن عیسی و شکافتن دریا موسی صد ها برابر بزرگتر بوده …
اینکه یک جامعه ای بسیار عقب افتاده که اصلا در تصور ما نمیگنجه رو پیامبر اسلام تبدیل کرد به جامعه ای که زن ها حق حقوق خودشون رو داشتند و دختر داشتن دیگر عیب نبود بلکه نعمت و فضیلت … اینکه در همون جامعه که زن حق نفس کشیدن و موجودیت نداشت پیامبر فاطمه ای را اورد که زبانزد جامعه شد و در مساجد سخنرانی میکرد و به اون بالاترین مقام ممکن رو داد …
حالا من بیام بگم عه چرا اون موقع ارث دختر نصف پسر بوده ؟؟؟
بابا قبل پیامبر دختر وجود نداشته که بخواد اصلا بهش ارث برسه … حالا تو زمان کوتاه دختر وجود داره و ارث بهش میرسه میگی چرا کمتر … خخخخخ . شوخیت گرفته ؟؟
واقعا خندم میگیره از دیدگاهی که بدون تکامل و ذره ای منطق به قران و پیامبر داشتم …
اما افتخار میکنم و خودم رو به خاطر اون دوران از بیشتره مردم جامعه بالاتر میدونم چووووون
فردی بسیار متفکر و مستقل فکر بودم که هیچ یک از هم سنای اون موقع من نبودن و فقط مطیع چیزی بودن که میشنیدن و اونقدر شجاع بودم که خدا و قران و پیامبر و همه رو میبردم زیره سوال و به کل خرابشون میکردم …
ولی رفتم دنبال هدایت و از دوباره و نو همه چیز رو ساختم .
به خودم افتخار میکنم و خودم رو بالاتر از کسی که به پیامبر و قران از اول اعتقاد داشته میدونم چون اگر همون سوال که چرا قران این حرفو زده یا پیامبر اونجور رفتار میکرد رو بپرسی هیچ جوابی ندارن و فقط مثل یک ربات دستی خونگی چیزی که گفته شده رو انجام دادن .
واقعا از خداوند سپاسگزارم برای وجودتون استاد
اصلا تحولی که شما ایجاد کردید کم از تحول پیامبران نداره …
و صد البته شما این تحول رو در تمام جنبه های زندگی ایجاد کردید و نه فقط معنوی … که ارزشی چند برابر داره …
اول از همه من تصمیم گرفتم سختترین کار در روز رو اول از همه انجام بدم و اون هم متعهد کردن خودم به استفاده از فایلهای اموزشی استاد هست.
اولین موضوعی که در این فایل نظرم رو جلب کرد بحث سیستمی بودن خداوند هست، اینکه خداوند یک سری قوانین در این جهان طراحی کرده که اون قوانین دارن کار میکنن و نتایج رو ایجاد میکنند حالا کل کار ما این هست که اون قوانین رو درک کنیم و مطابق اونها عمل کنیم و اگر این کار رو نکنیم نتیجهای نمیگیریم و خداوند هم دلش به حال ما نمیسوزه که خب نتیجه نگرفتی آخه میام قوانین رو تغییر میدم که نتیجه بگیری نه اگر تو خودت رو مطابق قانون نکنی نتیجهای در کار نیست و این برای همهی انسانها هم به همین شکل بوده و هر کسی نتیجهای گرفته اومده بر اساس قوانین عمل کرده، و تو هم اگر میخوای نتیجه بگیری باید همین کار رو بکنی.. پیامبر هم باشی باید مطابق این قوانین عمل بکنی اگر نکنی نتیجه نمیگیری و قوانین برای همه یکسان هست، این اولا عدالت خداست که قوانین رو برای همه یکسان در نظر گرفته و دوم هم اینکه ما باید مطابق قوانین عمل کنیم و این سیستم این خداوند بر اساس این قوانین نتایج رو به ما میده اگر هر طور دلمون بخواد کار بکنیم خداوند گفته نتیجه نمیگیری چون قوانین ثابت در کار هست. پس کل کار من این هست که قوانین رو درک کنم و مطابق اون عمل کنم و الا نتیجه بی نتیجه.
نکته دیگه در مورد بحث دعا کردن بود، من وقتی برای افراد دعا میکنم و با عشق این کار رو انجام میدم به احساس خوبی میرسم و همین احساس خوبه کلی برام نتیجه هست ولی اینجا با صحبتهای استاد یکم دچار تضاد شدم، من میدونم که خیلی از افرادی که براشون دعا میکنم نه همشون، مثل بعضی از اطرافیانی که به هر حال به شکلی رابطه باهاشون دارم، اونها در مسیر درست نیستند، یعنی کلا با قوانین آشنایی ندارن ولی من براشون دعا میکنم و آرزوی هدایت میکنم براشون آرزوی نتایج خوب میکنم براشون و به احساس بهتری میرسم و اتفاقا در روابطم هم تاثیر مثبتی داره و نگاهم مهربانانهتر میشه، ولی اینجا استاد به نقل از قرآن گفت که تو وقتی میدونی یک کسی در مسیر اشتباه هست نباید براشون دعا بکنی و تاثیری هم نداره، خب من اینو میدونم که ممکنه تاثیری نداشته باشه.. ولی من دعا نمیکنم که حتما افراد تاثیری بگیرن.. دوست دارم تاثیر بگیرن ولی چون دعا کردنه به من احساس خوبی میده انجامش میدم با این حال بازم نباید دعا کنم با اینکه احساس خوبی به من میده؟ اگر من دعا نکنم یک جورایی قسمتی از آرامشم رو از دست میدم چون یکی از روشهای کنترل ذهنم همین دعا کردن هست. اینکه در شخصیتم برای دیگران خیر و خوبی بخوام حالا میخواد تاثیربگذاره میخواد نگذاره ولی من خیر و خوبی بخوام و من کار خودم رو انجام بدم. لطفا به من پاسخ بدید در این مورد.
نکته دیگه این بود که ابراهیم وقتی فهمید که پدرش در مسیر نادرستی هست از اون بیزاری جست و حتی نخواست هم که اون رو درست کنه فقط دور شد .. برام این درس رو داشت که حتی لحظهای سعی نکنم کسی رو تغییر بدم و وقتی میبینم در مسیر نادرستی هستند از اونها دور بشم.
نکته دیگه این هست که ما نمیتونیم به کسی ظلم کنیم، اگر بخواهیم به کسی ظلم کنیم و حق کسی رو بخوریم یا گناهی رو کردن کسی بندازیم یا به هر صورت گناهی انجام بدیم خودمون نتیجهاش رو میبینیم و اصلا نمیتونیم به اون فرد ضربه بزنیم و حتی اگر هم اون فرد ضربهای بهش وارد بشه بر اساس اشتباه ما به دلیل ضعف ایمان خودش بوده و اگر در مدار درستی میبود این اتفاق به نفعش رقم میخورد. بنابراین من نمیتونم به کسی ضربه بزنم.
نکته دیگه این هست که این دنیا وجود داره اما آخرتی هم حتما وجود داره و ما بعد از مرگ در این دنیا از بین نمیریم بلکه به سرای آخرت میرویم و اگر بخواهیم بازه بزرگ تر رو نگاه بکنیم ما بی انتها هستیم و هیچ موقع نابود نمیشیم و در ضمن اگر کسی به ظاهر حقش در این دنیا خورده بشه جهان آخرتی هم در کار هست و قضیه تموم نمیشه و در کل کسی حقش خورده نمیشه چون خداوند فرمانروای کیهان هست
موضوع بعدی بحث ترس و ایمان بود که وقتی ما از کسی میترسیم، یعنی قدرت رو دادیم به اون فرد و این ترسه بلا سر ما میاره، ما باید ایمان داشته باشیم و از چیزی نترسیم تا رستگار بشیم و قدرت رو به خداوند بدیم
موضوع بعدی این بود که اگر در جایی هستیم و شرایط نامناسب هست و به ظاهر داره به ما ستم میشه، خدا میگه چرا ظلم رو قبول کردی و مهاجرت نکردی؟ چون بی ایمان بودی مهاجرت نکردی و چون بی ایمان بودی حرکت نکردی و باور نداشتی که خداوند فرمانروای کیهان هست و کمکت میکنه. اینطوری تو زندگی عمل کردن کار آسونی نیست.
موضوع بعدی این بود که جهان داره بر اساس قوانین خداوند رهبری میشه و اینکه پیامبر برای ما استغفار کنه یا نکنه فرقی نمیکنه.. اینکه خیلیها میگن توسل میکنیم به فلان امام و پیامبر و .. هیچ کار خاصی نمیکنه و ما باید خودمون رو با قوانین خداوند هماهنگ کنیم اون وقته که نتایج تغییر میکنه.
موضوع بعدی این هست که جایی که مظلوم وجود داشته باشه ظالم بوجود میاد و اگر ما مظلوم نباشیم بنابراین ظالمی هم در کار نخواهد بود و خداوند درها رو باز میکنه
موضوع بعدی این هست که بریم تو قرآن و تحقیق انجام بدیم و ببینیم قران چیه گفته نه اینکه یک حرفی رو از یک نفر بشنویم و قبول کنیم. بریم با تحقیق و بررسی به نتیجه برسیم و اینکه باور داشته باشیم قرآن به وضوح همه چیز رو بیان کرده و لازم نیست از کسی تفسیر بشنویم. وقتی خود قرآن میگه من واضح هستم چرا ما پیچیدهاش میکنیم؟
سلام دوست عزیز ،دعاکردن برای دیگران به زندگی خودمون برمی گرده .شما اگر با دعا کردن برای دیگران به احساس خوبی می رسید این کار رو ادامه بدید ونتیجه دعای خوب شمابرای دیگران به زندگی خودتون برمی گرده ،برای همین هم هست که میگن کسی رو نفرین نکنید چون طبق قانون اثر نفرین ودعای بد برای دیگران باز به زندگی خودمون برمی گرده
ممنونم راضیه عزیزم بابت پاسخی که دادی، من همین کار رو انجام میدم چون بهم احساس خوبی میده. نظرت در مورد ابراهیم چیه که وقتی فهمید پدرش بت پرسته دیگه دعا نکرد؟ یعنی وقتی کسی در مسیر درست هست فقط باید براش دعا کنیم؟ سپاس از حضورت.
محمد جان عزیز الهی که هر لحظه ات پر از لبخند و عشق خداوند باشد برادر عزیزم
بیبین محمد جان من نظر به درک خودم میگویم و انشالله که به پاسخ درست برسید
دعا کردن که برای شما حس خوب میدهد انجام بدهید چون به خودتان برمیگردد و حالا بگویم در مورد ابراهیم
ابراهیم بعد از این که فهمید پدرش بت پرست هست و در مسیر غلط هست دیگر برایش دعا نکرد چون با این کار شاید توجه ابراهیم (ع) به نکته منفی قضیه میشد و توجه ما بسیار مهم هست توجه ما اتفاقات زنده گی ما را رقم میزند وقتی که پدرش بت پرست بود در مدار پایین و فرکانس منفی بود از همین خاطر دیگر برایش دعا نکرد چون توجه اش به آن سمت میرفت و هر چی که توجه ما به هر موضوع باشه اصل و اساس همان موضوع در زنده گی ما بیشترمیشود شاید با این کار باعث میشدابراهیم با بت پرستی بیشتر یا بت پرستان بیشتر مواجه شود و اگر مثال واضح بزنم مثلا یک دوست ما یک نوع مریضی داشته باشد و هی ما همیشه توجه کنیم دعا کنیم خدایا فلان مریضی دوست من را خوب بساز شفا بتی ما در اصل چی داریم به او مریضی توجه داریم تغییر که هیچ در شفا یا صحت دوست ما به وجود نمی اید چون با فرکانس هایش ایجاد کرده باید فرکانس هایش را تغییر بدهد تا صحت یاب شود و این باعث میشود با توجه ما به او موضوع (مریضی) را برای خودمان ایجاد کنیم برای مثال گفتم اگر هر وقت شما هم خواستین دعا کنن برای خوشبختی ثروتمند شدن شاد بودن دیگران دعا کنید نی در باره هر مشکل مساله دیگران چون باز موضوع توجه میشود و اگر متوجه شده باشید خود استاد در اخیر هر فایل خود دعای سعادتمندی دنیا و اخرت برای همه ما میکند
چیزی که در مورد کانون توجه گفتی نکته خیلی کلیدی هست و خوشحالم که این موضوع رو درک کردی.
خیلی اوقات ما فکر میکنیم کانون توجهمون روی خواستههاست درصورتی که روی ناخواستههاست و چیزهایی که نمیخواهیمشون.
مثل تمرکز کردن بر مریضی بیشتر که گفتی. در صورتی که دعا کردن این هست که ما به صورت دلی خیر نیت خیر برای افراد داشته باشیم، یعنی تمرکز روی اون چیز خیر هست نه اینکه روی نقاط منفی تمرکز کنیم.
منم برای شما بهترین ها رو میخوام امیدوارم هر روز زندگیت زیباتر از دیروز بشه.
سلام محمدصادق عزیز ،دعا کردن به این منظور که مابخواهیم سرنوشت کسی عوض بشه ،درست نیست -کسی که درمسیر درست هست چه مابراش دعاکنیم چه براش دعانکنیم مسیر درست خودش رو میره
ابراهیم هم خیلی تلاش کرد که پدرش به راه درست بیاد بعد وقتی فهمید پدرش هدایت نمیشه دست از هدایتش برداشت چون قدرتی نداشت که اون روبه راه راست هدایت کنه ،حتی خود خداوند هم بندگانش رو به اجبار به راه راست هدایت نمیکنه
نظر من این هست که برای افراد چه در مسیر درست هستند چه نادرست باید دعا کنیم. نه صرفا به خاطر اونها بلکه به خاطر خودمون. من از تجربه زندگیم میگم، من وقتی میبینم یکی تو مسیر درست یا حتی نادرست هست نباید کاری جهت تغییرش انجام بدم بلکه باید تمرکزم رو بگذارم روی خودم که پیشرفت کنم چون ما اصولا قادر به تغییرات هیچکس جز خودمون نیستیم. در مرحله دیگه برای اینکه از نظر ذهنی خودم رو در مدار درست قرار بدم باید برای اون فرد دعا کنم که خداوند به مسیر درست هدایتش کنه. این باعث میشه که خودم به احساس بهتری برسم و به مسیر درست هدایت بشم چون دعای من به خودم برمیگرده. ولی قرار هم نیست خودخواهانه دعا کنم بگم چون میخوام به خودم برگرده دعا میکنم.. نه واقعا برای اون فرد خیر میخواهیم ولی میدونیم که دعای ما طبق قانون به خودمون برمیگرده و در ضمن ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم. دقیقا درست گفتی اینکه بخواهیم با دعا کردن سرنوشت کسی رو عوض کنیم صد در صد غلطه چون ما هیچگونه توانایی در تغییر زندگی هر فردی جز خودمون نداریم. ولی اینکه برای دیگران خیر و نیکی و عشق بخواهیم باید باشه. به نظرم دلیل اینکه ابراهیم برای پدرش دعا نکرد همین موضوعی هست که خودت گفتی. سپاسگزارم بابت حضورت راضیه عزیز.
سلام ،محمدصادق عزیز بله دقیقابه نکته درستی اشاره کردید،ولی نظر من این هست که ماباید برای همه خیر ،خوبی وعشق بخواهیم ولی نباید به کسانی که درراه درست نیستند زیادتوجه کنیم،که توجه زیاد ما به اونها مارو به مسیر نادرست اونها هدایت کنه
به نطر من به دعا کردن ادامه بدین چون در یکی از فایل ها از استاد شنیدم ما هر دعایی برای دیگران انجام بدیم به خودمون برمیگرده…
شما برای دیگران دعا میکنین که هدایت بشن در نتیجه خودتون بیشتر هدایت میشین ...
فکر میکنم علتش هم این هست که شما برای یک نفر هدایت شدن رو میخواهید و شما خودتون تا الان هدایت شدن رو تجربه کردین و به گفته خودتون با این دعا کردن به آرامش میرسید چرا؟ چون عمیقا لذت هدایت شدن در ذهن و روح شما تجسم میشه و این تجسم در این حالت برای شما فرکانس جذب موقعیت بیشتری از این جنس رو به همراه داره یعنی هدایت شدن بیشتر …
خودمم نظرم همین هست، دعا کردن به خودم کمک میکنه و باعث میشه به به احساس بهتر برسم و هم اینکه دعا کردن نتیجه ی مثبت و هدایت و آگاهی بیشتر به خودم میرسونه چون دعا به خودم برمیگرده. یعنی دعای هر مسی به خودش برمیگرده.
چیزی که باعث تعجبم شده این جمله هست در مورد ابراهیم که دیگه دعا نکرد برای پدرش وقتی فهمید هنوز بت پرستی میکنه، یعنی فقط برای کسایی که در مسیر درست هستن باید دعا کنیم؟! البته شاید با خوندن کل قرآن این تضاد حل بشه در مورد دعا کردن من هنوز این مورد رو ریشه ای مطالعه نکردم نتیجه اش رو خواهم گفت. با این حال چون به من احساس خوبی میده انجامش میدم و دعا میکنم.
من در رابطه با یک موضوع دیگه ای سوال دارم و اون هم این هستش که من هنوز در رابطه با کشتن حیوانات و قطع درختان یا استفاده از ظروف یکبار مصرف حس بدی بهم میدن، نمیدونم این قضیه از دیدگاه استاد چه جوابی داره، شما اگه در این زمینه تا الان آموزشی دیدین یا مطلبی مطالعه کردین ممنون میشم به منم بگین
در مورد قطع درختان و کشتن حیوانات فایل هفت آرامش در پرتو آگاهی رو گوش بدید. اگر بدون دلیل درستی باشه کارما داره. مثلا من در گذشته یک عادت نادرستی داشتم که مینشستم روی زمین چمن شروع میکردم به کندن چمنها. نمیدونم چرا ولی این عادت بود. وقتی آرامش در پرتو آگاهی رو گوش دادم گفتم تو داری بدون دلیل آسیب میرسونی به این چمنها و دیگه این کار رو انجام ندادم برعکس نوازش میکنم چمنها رو. ولی مثلا یک درختی جلوی راحتی شما رو گرفته و داره آسیب میرسونه، اینجا دیگه بهترین کار این هست که جا به جاش کنی که مجبور به قطع یک سری از ریشهها هستی ولی درخت خودش رو بازسازی میکنه. یا مثلا یک مگسی هست که میاد هی به تو آسیب میرسونه دیگه اینجا به این دلیل که داره آسیب میرسونه باید کشته بشه ولی اگر مگسی هست که کاری با تو نداره چرا بکشیش؟ نباید بدون دلیل آسیب برسونی. یا مثلا خیلیها میخوان کاغذ بسازن به راحتی میرن و درخت رو قطع میکنن و کاغذ میسازن. چرا؟ چون اینها نعمتهایی هست که خداوند قرار داده تا ازشون استفاده کنیم. اما همینم نباید بیش از حد بشه. در مورد حیوانات هم همینطور هست. خداوند خودش اجازه داده که از این نعمات استفاده کنیم و برای ما خلقشون کرده. آیه 4 سوره مائده رو مطالعه کن که شکار حلال هست.
در مورد استفاده از ظروف یکبار مصرف هم باید ببینی ارزش کدوم یک از موارد زیر برات مهمه: آراستگی یا راحتی.
من خودم فعلا برام آراستگی مهم تر هست و حس ارزشمندی بیشتری بهم میده و از ظروف شکیل استفاده میکنم برای خودم. اگر روزی احساس کنم راحتی برام مهمتر هست به راحتی از ظروف یکبار مصرف استفاده میکنم. برامم فرقی نمیکنه مهمون باشه یا خودم باشه. بیشتر بحث عزت نفس هست که بتونی اونچه که فکر میکنی درسته رو زندگی کنی که نیاز به عزت نفس داره.
سلام ممنونم زمان گذاشتی و پاسخم رو دادین خیلی برام ارزشمند هست راهنمایی که کردی حتما فایل رو میبینم، خیلی سپاسگزارم از استاد عزیز که شرایط پرسش و پاسخ رو در این سایت فراهم کردن، خودم به جواب دیگری هم رسیدم اینکه استاد گفته بودن ما به هیچ کس و هیچ چیز نمیتونیم آسیب وارد کنیم، اگر دایناسورها منقرض نمیشدن اون هم مرگی که در یک زمان باشه حجم به اون عظیمی مواد آلی تولید نمیشد که به نفت و زغال سنگ تبدیل بشه و همون نفت بود که باعث پیشرفت در تمام ابعاد جهان داشت پس حتی یک اتفاق به ظاهر بد هم به نتایج خوب ختم میشه
واقعا این همه زحمتی که برای آگاه کردن دیگران میکشین ستودنی هست.
میدونم که شما نمیتونین من ویا هیچ کس دیگه رو تغییر بدین این منم که اگر توی فرکانس صحبتهای شما باشم اونچه رو که بدنبالش هستم رو دریافت میکنم.
آگاهی هایی که شما در اختیار ما میذارین خیلی ناب هستن وما به اندازه ظرفمون برداشت میکنیم. ممکنه من امسال اگاهیی رو از صحبتهای شما دریافت کنم که سال پیش نتونستم. این به ظرفیت من بستگی داره.
سالها قبل وقتی دوره رو شروع کردم زمانش نرسیده بود ولی الان مطمعنم در زمان مناسب خودش برگشتم تا دریافت کنم آنچه که بدنبالش هستم.
امروز در مورد قربانی بودن حرف زدین.
توی زندگی با همسرم چالش های زیادی داشتم. همسرم بهم خیانت کرد. سالها زندگی رو به کام خودم وبچه هام تلخ کردم. به جای اینکه پا روی ترسم بزارم وازش جدا بشم موندم وسالها هم خودم وهم بچه هامو عذاب دادم. چندسال طول کشید که فهمیدم اشتباه کردم. محکم جلوی اون ایستادم واز خونه بیرونش کردم تا بره وبا همون زن زندگی کنه وتقاضای طلاق دادم.این شجاعت ومصمم بودنم باعث شد اون زن از زندگی ما خارج بشه همسرم نادم و پشیمون برگرده وبا بخشش من زندگیمون دوباره روی آرامش رو بگیره. نمیگم تمام اون خاطرات رو فراموش کردم ولی خیلی تلاش کردم روی خودم کار کردم. مهمترین چیزی که بهم کمک کرد همین مسئله قربانی بودن بود.
روی خودم واعمالم متمرکز شدم. دنبال دلیل این اتفاق گشتم وفقط وفقط چیزی که پیدا کردم افکار واعمال خودم بود. فهمیدم من مسعول همه ی اتفاقاتی هستم که در زندگیم افتاده. وقتی اینو فهمیدم بخودم گفتم خب حالا باید درستش کنم. اینجا بود که افتادم دنبال مطالعه وگذروندم دوره های مختلف. وخدا رو شکر میکنم که تونستم از دل این چالش بزرگ با کلی تجربه بیرون بیام.یاد گرفتم کسی مسعول خوشحالی و خوشبختی من نیست. یاد گرفتم اگر میخوام حالم خوب بشه خودم باید تلاش کنم. یاد گرفتم اگر کسی تولدم رو یادش نیست مهم نیست. سالهاست خودم برای خودم تولد میگیرم و گل میخرم وکلی کیف میکنم. خیلی طول کشید تا بفهمم کسی بیرون از من نمیتونه کمکی بهم بکنه. توی اون تنهایی هایی که به خاطر طلاق عاطفی که با همسرم داشتم افراد زیادی رو دور خودم جمع کردم تا خلع حضور اونو پر کنم. غافل از اینکه اون خلع فقط با خودم پر میشد. آدمای زیادی وارد زندگیم شدن وبخاطر ضعفهایی که داشتم ازم سو استفاده کرده ورفتن. اینا رو نگفتم که بگم قربانی شدم نه اینا رو گفتم که به خودم یادآوری بشه من مسعول همه این اتفاقات هستم وهمچنین مسعول درست کردنشون.
. در مدت عذابی که فکر میکردم همسرم بهم میده همش سعی میکردم به همه ثابت کنم من قربانی هستم ومورد ظلم واقع شدم واین همسرمه که باید به روانشناس مراجعه کنه ودرمان بشه. ولی بعدها فهمیدم تنها کسی که باید تغییر کنه منم. چون دنیای بیرون من بازتاب دنیای درونم هست. من در مسیر تغییر هستم واین باعث شده همسرم هم تغییر بکنه وتقریبا همونی بشه که دوست داشتم بشه. میدونم مسیر طولانی دارم تا به تمام خواسته هام برسم. میدونم چیزی به عنوان مقصد وجود نداره وهمش مسیره. پس از مسیرم لذت میبرم واز اینکه هرروز یه چیز جدید یاد بگیرم خوشحال میشم.
بازم از استاد عزیزم وخانوم شایسته ی عزیز متشکرم
اینم پیام امروزم. میدونم در آخر این دوره برگردم و پیامهامو بخونم باورم نشه که از کجا به کجا رسیدم.
مطمئنم خداوند من رو بخاطر شرک های مخفی که داشتم خواهد بخشید
استاد ازتون بارها شنیدم که گفتین خداوند عاشق شماست و این حرف من رو امیدوار به بخشش خداوند میکنه چون بارها ازتون شنیدم که گفتین خداوند هر گناهی رو میبخشه بجز شرک…
یادم میاد سالها پیش برای اینکه خدا رو بشناسم بصورت کاملا هدایتی رفتم رشته فیزیک رو خوندم اون هم با کلی اصرار خودم و با یک ایمان قوی صبر کردم و رفتم این رشته رو خوندم تا مطمئن بشم اصلا خدایی هست و قوانینش رو بشناسم چون در دوران نوجوانی خیلی به خلقت خودم فکر میکردم و از داشتن روزمرگی که در زندگی بقیه آدمها میدیدم خوشم نمیومد و دنبال هدف زندگی بودم اون زمان از دید من جواب همه چیز در قرآن بود ولی یادمه از یک سنی به بعد هر بار قرآن رو باز میکردم که بخونم اینقدر از آیه های عذاب میترسیدم که رهاش میکردم و دیگه هنوز هم به سمتش نرفتم….
حرفهای شما و اصرارتون به محقق بودن در این زمینه داره تشویقم میکنه برم و دنبال جواب سوالهام باشم
یادم اون دوران نوجوانی همش به دنبال مفهوم عمل صالح بودم، میخواستم بدونم این عمل صالح چی هست که اگر انجامش بدی سعادت دنیا و آخرت رو داری اما هیچ جا جواب مشخصی براش پیدا نکردم
یا مدتی دنبال مفهوم کلمه تقوا بودم….
من فیزیک خوندم و فقط فهمیدم دنیای اصل و واقعی خیلی با دید سطحی که ما به جهان داریم تفاوت داره، خودم از درون به درک رسیدم اما موحد نشدم شاید فکر میکردم شدم تا اینکه با گفته های شما فهمیدم شرک چیه…
الان میفهمم چه زمانهایی خدا برام مسیرهای سنگلاخ رو آسفالت کرد و من با گوش دادن به نجوای شیطان ترسیدم و قدم در مسیر نگذاشتم، اما خدای من بسیار مهربان و بخشنده است چون همچنان مراقب و حامی من هستش اینقدر که با وجودش نمیترسم و عمل میکنم…. خدایا شکر
من از دوران جوانیم دچار اضطرابهای مختلف بودم که مجبور بودم با دارو کنترلشون کنم اما چندین سال هست که فقط با توکل بر رب قدرتمند و هدایتگر افکار دارویی استفاده نمیکنم…. و فراتر از اون چندین ماهی که با شما آشنا شدم انگار جاهای خالی درون ذهنم کاملا پر شدن و دیگه خیلییی از عادتهای قبلیم تغییر کردن اینقدر تغییر که حتی خانواده ام هم مرتب میگن تو دیگه اون آدم سابق نیستی، البته مداوم مراقبم که پیشرفتم بخاطر برخورد بقیه با من نباشه و فقط از درون به سمتی که هدایت میشم برم تا به خواسته های اصل و اساس درونیم برسم…
چقدر این فایل آدم رو به فکر فرو میبره. فکر کردن به اینکه هر ظلمی به ما میشه از سمت خودمونه و دیگران نمیتونن بهمون ظلم کنن درهای زیادی رو به رومون باز میکنه.
این یعنی من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم. من باعث شدم کسی بهم بی احترامی کنه. من باعث شدم کسی قلبم رو بشکنه. من باعث شدم کسی رو به روی من بایسته و نقاط ضعفم رو پیش خانوادم بازگو کنه. من باعث شدم بهم زور بگن. من باعث شدم روم عیب بذارن. من باعث شدم سرم داد بزنن و وقتی بهشون پناه برده بودم مثل دشمن باهام رفتار کنن.
چقدر بابت این مسائل حرص خوردم! اما حالا میبینم همش تقصیر خودم بوده. من به خودم ظلم کردم. من با افکارم این شرایط رو برای خودم به وجود آوردم. من با رفتار مظلوم گونه اجازه دادم ظالم به وجود بیاد. خدایا منو ببخش و مسیر درست رو به من نشون بده.
صدهزار مرتبه شکر که خداوند من رو با این سایت آشنا کرد که بتونم به بهترین شکل به مسیر درست هدایت بشم.
خدایا منو به خاطر تمام اشتباهاتم ببخش. به خاطر ظلمی که به خودم روا داشتم منو ببخش. به خاطر کینه ای که از دیگران به دل گرفتم و باعث شد مدارم بیاد پایین و از تو دور بشم من رو ببخش. به خاطر اینکه دنباله رو شیطان شدم و هرجایی که رفت باهاش رفتم منو ببخش.
خداوندا چقدر خوشبختم که دوباره به آغوش تو پناه آوردم و احساس امنیت میکنم. به خاطر حضور پر رنگت در زندگیم فوق العاده سپاسگزارم. چقدر خوشبختم که همیشه نشانه های متفاوت رو سر راهم میذاری و دقیقا به من میفهمونی مسیر درست کدومه.
خدای بزرگوار من، صدها و هزاران مرتبه شکرت ❤️
سلام به استاد، خانم شایسته و دوستان عزیزم
🌞🌎روز دوم
برای اینکه کامنت نوشتن رو توی ذهن خودم راحت کنم و هر فایل و هر روز انجامش بدم، فقط ۳ ۴ نکته که خوب درک کردم و ۳ اقدام عملی که تصمیم به انجامش گرفتم رو اینجا بنویسم:
=> درک من:
۱. من هرچقدرم تلاش کنم، نمیتونم زندگی کسی رو نه به سمت خوب و نه به سمت بد تغییر بدم.
۲. اگر من در مدار درست باشم، هر کاری که دیگران بخوان حتی علیه من انجام بدن، در نهایت به سود من تموم میشه.
۳. اگر من در مدار درست باشم، هیچ کس کوچکترین ضربه ای نمیتونه به من بزنه.
۴. اگر من به خدا ایمان داشته باشم، در تمااااام مراحل زندگیم، راهگشام خواهد بود.
=>اقدامات عملی من:
۱. سعی میکنم این خدایی که اگه بهش ایمان داشته باشم زندگیم گلستان میشه رو بهتر بشناسم و قوانینش رو درک کنم.
۲. با خودم به طور مداوم مرور کنم که من کوچکترین آسیبی نمیتونم به دیگری بزنم و هیچ کسی هم نمیتونه هیچگونه ضربه ای به من وارد کنه، اگر من در مدار درست قرار بگیرم یا حتی در حال قرار گیری در مدار درست باشم.
۳. باید سعی کنم قدرت عوامل بیرونی رو توی ذهنم کمرنگ و کمرنگتر کنم و از هییییییچ احدی غیر از خود خدا حساب نبرم تا کنترل زندگیم فقط و فقط در دستان خودم و درکم از قوانین جهان هستی باشه و خودم تنها فرد مسلط روی تک به تک اتفاقات زندگیم باشم.
سپاسگزارم از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهی های عالی💐
خدایا شکرت که منو به این مسیر هدایت کردی🪴
شاد و سلامت باشید🌈🤸🏻♀️
دختر خانواده:
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان
این فایل رو که گوش دادم یاد یه چیزی افتادم.
توی فامیل ما انگار همه از پدربزرگ من طلبکارند!
بعضی از عروس هاش و پسراش همیشه بدش رو جلوی من میگن و تظاهر به قربانی بودند میکردند و من هم دو دستی مخ ام رو داده بودم دست اون ها و حرف هاشون رو باور میکردم و همدردی میکردم و گاهی به دفاع از اونها از خودم رفتارهایی رو بروز میدادم.
الان دیدم که توی این مسئله هم باید اصل رو به خودم یادآوری کنم.
اگر ظلمی به کسی میشه دلیلش این بوده که خودش در مدار ظلم بوده.
و من به اصلا ربطی نداره!
جدای از قوانین جهان من اصلا یک طرفه به قاضی رفتم، چون دائم این ورودی ها رو دریافت میکردم کم کم باورشون کردم.
این ظلمی که فکر میکنن بهشون شده نصف اش به خاطر توقع کمک مالی هست، درحالی که پول خودش هست، اون شخص اراده، انتخاب و آزادی داره.
اصلا درست نیست بخواییم کسی از غالب خودش خارج بشه و به میل ما تغییر کنه و این اتفاق هیچوقت نیفتاد در این تجربه ی من.
پدربزرگ من همیشه به سبک خودش زندگی کرده، به روشی که فکر میکنه درسته و درست هم بوده برای او.
حالا که یه کم فاصله گرفتم، میفهمم کسانی که پشت سر طرف حرف میزنند، هی این اتفاقات براشون تکرار میشه.
و کسی که ورودی های منفی رو باور کرده هم همون اتفاقات رو برای خودش خلق میکنه.
حتی اگر تازه وارد فامیل باشه و ذهنیت قبلی ای نداشته باشه، چون این ورودی هارو باور میکنه برای خودش خلق اش میکنه.
الان میفهمم که اگر دلسوزی کردم واقعا دلسوزی ام بی جا و بی فایده بوده.
چه کاسه ی داغ تر از آشی بودم من!
کسانی که یک داستان تکراری مورد ظلم قرار گرفتن رو بارها و بارها و بارها برات تعریف میکنن تنها چیزی که ازت میخوان توجه هست.
منم که با اونها هم مدار بودم، این نشتی فرکانسی رو داشتم و انرژی هدر میدادم.
پس الان که این رو فهمیدم، کمی فاصله فرکانسی ایجاد کردم و باید همین مسیر رو ادامه بدم.
اینم بگم من هر وقت باهاشون رفت و امد میکردم میگفتند پدربزرگ تو، مادربزرگ تو! و چون من عزت نفس پایینی داشتم، با این حرفاشون هی خودارزشی ای ام پایین و پایین تر می اومد! چون به خودم میگفتم من چه داغونم که فامیل ام اینقدر داغونه!
و اینکه فامیلم داغونه یعنی منم داغونم.
و وای بر من!
این ها همش تفاوت برداشت ها و طرز فکر آدم ها بود.
و ملاک بسیار اشتباهی برای سنجش خود ارزشی هست.
الان نگاه میکنم میبینم اولا همیشه همه چیز با قانون جهان هستی در هماهنگی بوده و هست.
و همه ی اتفاقات معنی دار بوده.
و درک میکنم که یک اتفاق به ظاهر نازیبا یک دوراهی رو باز میکنه.
یه راه اینکه از این اتفاق به عنوان یک نقطه ی عطف استفاده کنی.
راه دیگه اینه که بیفتی توی سراشیبی خود تخریبی.
کمک مالی نکردن پدربزرگ من، میتونست نطقه ی عطف بچه هاش برای استقلال مالی باشه.
که چندتا از بچه هاش این رو انتخاب کردند.
و هم میتونست به یک کینه تبدیل بشه و به حال بد جسمی و چرخه ی باطل تضادهای هم جنس.
که بعضی هم این راه رو انتخاب کردند.
و من میتونم نتیجه ی هر دو دسته رو ببینم و مقایسه کنم و درس بگیرم.
درس جامعی که میتونم بگیرم و به بقیه زندگیم تعمیم بدم چیه؟
من باید به شنیده های گذشته ام شک کنم.
بررسی کنم ببینم کجاها نشتی فرکانسی دارم و به آدمهای خاصی حس بدی دارم، به دلیل اینکه برداشتهای دیگران رو ملاک قرار دادم به جای قانون؟
و باید چیزهایی که الان و در آینده میشنوم رو با قانون بسنجم.
اگر برداشت های دیگران رو به عنوان حقیقت بپذیرم، خلق شون میکنم.
تمام اتفاقات طبق قوانین جهان هستی می افتند و همه سر جای خودشون قرار دارند.
در این مورد خاص هم نشستم خصوصیات خوب پدربزرگم رو نوشتم و با پدر مادرم هم مصاحبه کردم و چند مورد هم اون ها گفتند که اضافه کردم و حسم خیلی خوب شد.
به نام خدای مهربان🔺️
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت🎀⚘
🔹️تغییر اونچه که فکر می کنم من نقشی در ایجادش نداشتم تقریباً غیرممکنه
🔹️تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا بازتاب باورها و فرکانسهای خودمه
🔹️ تمام تمرکزی که با هر دلیل و منطق و استدلال برای یافتن مقصر یا اثبات تقصیر میکنم یه فرکانس ناخواسته است که ناخواسته دیگه ای رو برام میسازه
🔹️یا یک احساس بدِ که اتفاق بد بعدی رو خلق میکنه
⚘باید احساس خوب داشتن برام مهمتر از حق به جانب بودن باشه
🔹️ جهان بدون استثنا به فرکانس های من پاسخ میده
🔸️من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم
🧿 من همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب هستم
⚘ من توانایی کاملی برای خلق زندگی دلخواهم دارم
🪴من از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی ناتوانم
🔹️ احساس گناه، احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن دو ترمز مهمه که عزت نفسم رو تخریب میکنه
جلوی حرکتم برای تحقق خواسته هام رو میگیره
انرژی و توانم رو برای شناخت خواسته هام و تمرکز روی اونها رو به یغما میبره
درهای الهامات و هدایت رو به روم میبنده اتصالم رو با منبع قطع میکنه
⚘منشع و آبشخور اصلی ترین ناخواسته های زندگیم همین باورهای محدود کننده احساس گناه و احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدنه
🧿 اکثر بیماری هایی که جسمم از طریق مختلف درگیر اونها میشه
اکثر اتفاقات ناخواسته ای که به طریق بسیار عجیب و غریب برام رخ میده
اکثر اتفاقاتی که اونارو بی انصافی بی عدالتی و ظلم در حق خودم میدونم
و حتی ایدهای ندارم که چرا این اتفاقات برام رخ داد
همون اتفاقاتی که خودم رو در برابرشون صاحب حق میدونم
توسط خودم و به خاطر حضور این دو تا ترمز مهم در برنامه ذهنیم خلق شده
🔸️تا وقتی هم که این دو ترمز بخشی از باورها و فرکانس ها و کانون توجهم هستن، ماجرای این ناخواسته ها تمومی ندارن
🔹️من یک موجود فرکانسیم، در جهانی زندگی میکنم که اساس اون بر مدار و فرکانسه
🔸️ تموم اونچه جهان درباره من درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانس های منه
🔹️جهان ساخته شده تا یک دستگاه مبدل باشه برای تبدیل فرکانس های دریافت شده در قالب اتفاقات و شرایط هم سنگ و هم اساس با باورها و فرکانس ها و کانون توجهم
🔸️اگه اساس فرکانس هام نگرانی باشه نتیجه این فرکانس تجربه اتفاقیه که به نگرانی بیشتر میرسه
🔹️اگه اساسش نفرت باشه تجربه اون نفرت بیشتره
🔸️تا وقتی که ریشه این دو باور محدود کننده رو در وجودم خشک نکنم راهی به سمت تجربه اتفاقات دلخواهم ندارم
🔹️ تا وقتی نتونم بر این احساس های ویرانگر پیروز بشم راهی به سوی ساختن عزت نفسم ندارم
🔸️ داشتن احساس خوب میتونه زندگیمو نجات بده تا این ناخواسته های تکراری از زندگیم برن بیرون
🔹️اگه این اصل رو بپذیرم که من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم اون وقت همه حاشیه های زندگیم حذف میشن
🔸️ اون وقت نمیتونم عوامل بیرون از خودم رو مانعی بدونم بر سر راه خواسته هام
🔹️یا عاملی بدونم برای دستیابی به خواسته هام
🔺️ توحید چیزی غیر از این نیست🔺️
🪴 اونوقت هدایت میشم به مسیر اجرای توحید در عمل🪴
همون مسیری که زندگیم رو با تواناییها و خاصیت خداگونه ام خلق میکنم
همون توانایی که منو همواره در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میده
🔸️ اون تمرکزی که میزارم برای پیدا کردن مقصر مشکلات و بدبختی های زندگیم یه فرکانس ناخواسته است که با ارسالش ناخواسته دیگهای رو توی زندگیم تجربه میکنم
🔹️من به دنبال مقصر بیرون از خودم نیستم
🔸️من خودم دارم به خودم ظلم میکنم با باورها و فرکانس هام
🔹️ اگه من نخوام هیچکس نمیتونه بهم ظلم کنه
🔸️ اگه این اصل رو بپذیرم که من بدون استثنا خالق زندگیم با فرکانس هام هستم تموم حاشیه های زندگیم حذف میشه
میفهمم که با خودم طرفم نه با هیچکس دیگه
🔹️دعا کنم به خودم برمیگرده نفرین هم کنم به خودم برمیگرده
همه اینا فرکانس هایی که دارم ارسال میکنم و طبیعیه که به زندگی خودم برگرده
🔸️ هر بدی و اشتباهی بکنم ظلمیِ در حق خودم
🔹️ همونطور که من تاثیری توی زندگی بقیه ندارم و فقط و فقط نتیجه فرکانس های خودم رو تو زندگیم میبینم،
بقیه هم هیچ تاثیری توی زندگی من ندارن
🔸️اونا هم نتیجه فرکانس های خودشون رو توی زندگی خودشون میبینن
🔹️ من نمیتونم حق کسی رو ضایع کنم و به مسیر خوشبختی یا بدبختی هدایتش کنم
🔸️اون طرف داره نتیجه فرکانس ها و باورهای خودش رو میگیره
با باورها و فرکانسهاش خودشو تو این مدار قرار داده که یکی بیاد و این بلا رو سرش بیاره
🔹️من موجودی فرکانسیم که در جهانی زندگی میکنم که اساس اون بر مدار و فرکانسه
🔸️ تمام اونچه جهان درباره من درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانسهای منه
🔺️همینها رو اگه مدام برای خودم تکرار کنم تا باور و درکشون کنم خود به خود احساس گناه احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن در من از بین میره🔺️
🧿 چون میفهمم که فقط با فرکانس های خودم رو به رو هستم🧿
❌ اگه بهم دروغ گفتن
❌اگه بهم خیانت شده
❌ اگه بهم تهمت زده شده و هر بدی دیگهای
《دنبال مقصر نباشم،》
🔹️ببینم خودم چیکار کردم،
ببینم خودم چه فرکانسی فرستادم
ببینم خودم چه احساسی داشتم
چه باورهایی داشتم که این اتفاقات برام افتاده
🔸️ هیچ اتفاقی بدون اجازه من، بدونه اینکه من فرکانسش رو فرستاده باشم وارد زندگیم نمیشه
🔹️سیستمی بودن خدا و جهان خیالم رو راحت میکنه که اگه یه ورودی مشخص دریافت کنم قطعا یه خروجی مشخص رو بهم میده و این بهم آرامش بیانتهایی میده
آرامش قدرت داشتن،
🔺️قدرت تغییر خروجی ها با تغییر
ورودی ها🔺️
🔸️اون وقت دیگه احساس قربانی بودن پوچ و بی معنی میشه
🔹️تنها عامل تعیین کننده، ورودی هاییه که باید به این سیستم بدم
🔸️ اگه خوشبختی کسی رو بخوام خودم خوشبخت میشم ممکنه اون خوشبخت نشه چون خودش تصمیم میگیره
🔹️ سیستم این جهان طوریه که اعمال هرکی رو به خودش برمیگردونه و مثل آیینه عمل میکنه
🔸️ اینطور نیست که من بخوام برای کسی استغفار کنم یا بخوام کاری براش بکنم
🔹️ هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره 🔸️اینجوری نیست که من خطا کنم، گناه کنم، اشتباه کنم، هر کاری دوست دارم انجام بدم بعد برم پیش یکی دیگه بگم تو پیش خدا آبرو داری برای من دعای خیر کن
⚘ قوانین خدا این طوری نیست که با حرف یکی دیگه تغییر کنه⚘
🔹️هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره
🔸️ اگه کسی توی مدار اشتباهی باشه و نخواد خودش رو تغییر بده من باید ازش دور بشم و وارد مدارش نشم، نخوام که تلاش کنم برای اون، نگم که من درستش میکنم، فقط ازش دور بشم
🔹️ من از کسانی که به خودشون خیانت میکنن دفاع نمیکنم
🔸️ من اگه هم مرتکب گناهی بشم به خودم ستم میکنم نه دیگران
🔹️اگه مرتکب خطا یا گناهی بشم و بعد بی گناهی رو متهم کنم،
یعنی اشتباهی بکنم بندازم گردن یکی دیگه گناه اون هم به گردن منه
🔸️من مسئول افکار و اعمالم هستم نه کس دیگه ای
🔹️اگه کس دیگه ای رو تهمت بزنم، غیبت کنم به اون ضرر نزدم به خودم ضرر زدم
🔸️اگه توی مدار درستی باشم و به خدا وصل باشم هر کسی بخواد به من ضربه بزنه و بلایی سرم بیاره سر خودش میاد و نمیتونه این کارو با من بکنه
🔹️اگه توی مدار غلط باشم هر چیزی رو اشتباه میفهمم
🔸️ اگه کسایی با من دشمن هستن من باهاشون دشمنی نکنم، مدار اون ها جداست، ازشون دوری کنم و کاری باهاشون نداشته باشم
🔹️من باور دارم که خزائن آسمانها و زمین دست خداست پس اگه بخوان تحت فشار قرار بدن منو یا تحریم کنن اصلاً ناراحت نمیشم و به این چیزها نیازی ندارم
🔹️ کسی هم نمیتونه بلایی سرم بیاره چون باورهام داره برام کارها رو انجام میده
🔸️ من نمیتونم کسی رو از مسیر خارج کنم، بلا سرش بیارم، بدبختش کنم و یا سرنوشتش رو عوض کنم
🔹️من اگه به کسی ظلم میکنم دارم به خودم ظلم میکنم
🔻هر کجا ظالمی میبینم حتماً مظلومی هم هست🔺️
🔸️اگه خدارو باور کنم اصلاً بهم ظلم نمیشه
🔹️من باور دارم که خدا به من کمک میکنه و تنها فرمانروای قدرتمند جهانه
🔸️پس نگران نیستم و از کسی نمیترسم
🔹️ اگه از کسی بترسم اون میتونه منو کنترل کنه ولی اگه ترسم فقط از خدا باشه اصلاً کسی نمیتونه کنترلم کنه، یا منو بترسونه، یا بهم ظلم کنه
🔸️حق الناس به این معنا که میتونم حق یکی دیگه رو بگیرم و از خوشبختی و نعمت دورش کنم یا تباهش کنم یا بدبختش کنم اصلاً توی قران همچین چیزی وجود نداره
🔹️وقتی توی مدار درستی باشم فقط خیر و خوبی و نعمت وارد زندگی میشه
🔸️اگر توی مدار غلط باشم بی پولی و فقر و بدبختی و بیماری و مشکل برام به وجود میاد،
🔹️این خودم هستم که مدارم رو با افکارم و باور هام به وجود میارم نه یکی دیگه
🔸️ کسی نمیتونه بهم ظلم کنه، خودم دارم به خودم ظلم میکنم، با باورهام، بابی ایمانیم، با ترس هام، با نگرانی هام، با افسردگیم و احساس گناهم، خودم رو توی مداری قرار میدم که بلا سرم بیاد
🔹️این به این معنا نیست که اونا دارن بلا سرم میارن، من رفتم جایی که بلا و مصیبت هست، بدبختی و بیماری هست، مشکل هست 🔸️اگه باور هام رو درست کنم توی فرکانس مناسب قرار میگیرم، جایی قرار میگیرم که فقط عشق و ثروت و سلامتی وجود داره
🔸️اگه توی باورهام اینه که حق الناس یعنی که یکی میتونه حق منو بگیره و بیچاره و بدبختم کنه و از نعمت دورم کنه به هیچ وجه نمیتونه این کارو انجام بده
🔹️ من فقط توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن خودم رو دارم
🔸️ باید نگاهم رو تغییر بدم به آنچه که از گذشته شنیدم
🔹️ در قیامت شیطان هم مسئولیت خطاهای منو به عهده نمیگیره و میگه من بهت یک سری وعدهها دادم گفتم دزدی کن،
بلا سر بقیه بیار،
ترسوندمت،
به بی ایمانی دعوتت کردم،
به شرک دعوتت کردم که از بقیه کمک بخواهی
من تسلطی بر تو نداشتم جز اینکه دعوت کنم
خودت دعوت منو پذیرفتی
منکه نیومدم به زور بگم گناه کن
خودت دعوتم رو قبول کردی
⚘ خدا هم از اون ور دعوتت کرد
ولی دعوت اونو قبول نکردی
خودت با افکار و باورهات به سمت من تمایل پیدا کردی
❌پس منو سرزنش نکن
❌نگو تقصیر من بود
❌بگو خودم رفتم طرف شیطان
🔸️ این جهان بر پایه مدار و فرکانسه
🔹️من با افکار و فرکانس هام وارد مدار های مختلف میشم و اصلاً کسی مقصر نیست
❌شیطان میگه من کاره ای نبودم
خودت اینکارو کردی، بلا سر خودت آوردی، به خودت ستم کردی
ازت بیزارم
از کسی که به خدا شرک ورزیده بیزارم
از کسی که به من قدرت داده بیزارم
🔸️اگه فکر کنم یکی دیگه میتونه چشمم بزنه دارم به شیطان قدرت میدم و شریک پیدا میکنم برای قدرت خدا
🔺️ تغییر توی زندگیم از جایی شروع میشه که درک کنم توانایی کاملی برای خلق زندگی دلخواهم دارم 🔻
🌲و از ایجاد هر تغییری توی زندگی دیگران چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی ناتوانم🌲
سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان🦋🎉🍀🪴🧿🌲🦋💝🥀😊
به نام الله مهربانی ها
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان
و تمام دوستان هم فرکانسی
من روز دوم سفرنامه هستم و به خودم تعهد دادم که پیگیر سفرنامه باشم و هر روز دنبالش کنم و تمام حرف های استاد رو با جون و دل گوش کنم و درک کنم و ببرمشون تو عمق وجودم، نه یک بار بلکه همیشه اخه بحث بحث فرکانس باید مدام به موجی رو ارسال کنم پشت سر هم تا نتیجه بده باید با پشتکار پیگیر این فرکانس باشم که تا حالا خیلی برام جواب داده خیلی زیاد معجزه ازش دیدم
خوب بگذریم
برسیم به این فایل جذاب
دعا کردن!! اومم دعا کردن یه فرکانس خاص شنیدن دعا و دعا کردن برای دیگران حالا منظورم چیه؟!
شنیدن دعا :
مثلا من یه کار خیری کردم یا در معرض شنیدن یک سری دعا های خوب از طرف یه شخصی هستم، خود این دعا های خوب یه فرکانس رو داره ارسال میکنه چون من دارم این دعا هارو میشنوم پس وارد اون فرکانس شدم و اون دعا روی من هم میتونه اثر داشته باشه یعنی حال خوب اون دعا به من میرسه، حالا اون دعا میتونه از طرف هرکسی باشه از طرف مادر یا هرکسی که ما دوستش داریم که این خودش از این جنبه که ما اون فرد رو باور داریم دعاش میتونه تو حال خوب ما تاثیر داشته باشه با این حال بازم خیلی مهمه که تو حال و هوای فرکانس اون دعا باشیم یا برعکس
دعا کردن در حق دیگران:
فرکانس این نوع دعا کردن خیلی خیلی بالا تر از شنیدن دعا هست حالا چرا؟ چون داره از زبون خود من گفته میشه با حال و هوای خود منه حالا چ در حق دیگران باشه چه برای خودم چه خوب باشه چه بد باشه
پس دعا کردن و دعا شنیدن ورودی هستن ورودی هایی که روی ذهن ما تاثیر میذاره چه در جهت مثبت چه در جهت منفی
هم برای خودمون هم برای دیگران خوب بخواییم خوب دعا کنیم چون خوبی همیشه میمونه!
بحث استغفار!
استغفار یک امر کاملا شخصی و درونی هست و هیچ فردی مسلما نمیتونه گناه و اشتباه کس دیگه ایی رو پاک کنه یا شفاعت کنه یا استغفار کنه براش این مشخصه و این باور که از گذشته اومده که از پیامبران یا امامان میخواستن که طلب استغفار کنن براشون به نظر من تو اون زمان به شکل دیگه ایی بوده و حالا اصلا به معنی دیگه گرفته من فکر میکنم در گذشته کسی گناهی میکرده میرفته پیش بزرگان و از اونا میخواسته که براشون طلب استغفار کنن چون اون فرد حضور اون شخص بوده و سخنان اون بزرگ یا شاید نصحیت های اون فرد میشنیده تحت تاثیر قرار میگرفته نمیدونم شاید هم اینجوری نبوده اما خیلی اشتباه اگر فکر کنیم که ما اشتباه کنیم بعد به امید اینکه کس دیگه ایی استغفار کنه برای ما ما اشتباهمون بخشیده میشه نه اینطور نیست واقعا و واقعا هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میبینه کسی نمیتونه کاری کنه حتی اگر بخواد
شما اگر دستت بسوزه و سوزش شدیدی رو توی دستت حس کنی کسی میتونه بجای تو اون سوزش رو حس کنه خوب نه مسلما این سوزش از درون خود تو هست!!
ظلم کردن به خود و حق الناس!
بدن انسان و روح انسان خیلی پیشرفته هست خیلی بیشتر از اون چیزی که ما فکرش رو میکنیم ما تو این دنیای فیزیکی خیلی چیزا رو نمیتونیم درک کنیم توی برنامه وجودی ما پی ریزی نشده که بتونیم درک کنیم اما توی قرآن خدا به ما راهنما داده گفته برای این بدن دنیاییت برای روحت اگر این کارا رو کنی خوبه اگر برعکس باشه داری به اونا ضرر میرسونی
یعنی مثلا تو اگر از کسی دزدی کنی اول از همه با اون مال حروم داری ساختار روح و بدن خودت رو به هم میریزی داری یه کار اشتباه رو انجام میدی و خودتم میدونی اشتباه هست با هر توجیحی پس این ظلم هست ب خودت روحت فکرت جسمت
شاید تو فکر کنی که مثلا با اون دزدی به اون شخص ضرر زدی اما اینجور نیست اگر اون شخص ک ازش دزدی شده توکل داشته باشه ایمان داشته باشه و بگه شاید خیری توی این کار بوده خدا براش راه باز کنه گشایش کنه حتی سودی هم ببره
اما اگر گله و شکایت کنه شاید ماجرا جور دیگه ایی بشه
به نظرم عجب دنیای پیچیده ایی هست
دعا میکنم خدا واقعاا هر لحظه هر ثانیه هر دقیقه به راه راست هدایتمون کنه و دستمون رو رها نکنه
خدایا شکرت
ممنونم از استاد عباسمنش عزیز که ما رو تشویق به فکر کردن و تحلیل کردن میکنه
به نام پروردگار عالم صاحب اختیار و فرمانروای عالمیان
سلام استاد بزرگوارم
سلام بانو مریم
روز چهل و سوم تحول زندگیم
……………………………………..
زمانی که من به خودم توانمندی هام به توانایی هام و باورهای مسمومی که توی ذهنم از بدو تولد نهادینه کرده بودند و روحم منو با منبع ابدیت قطع کرده توسط خانوده،جامعه،معلمان دوران 12 آموزش و بعد دانشگاه اونها هم توی چنین سیکل باطل از باورهای سمی گیر افتادند و افرادی که از این دایره با شجاعت و شهامت خارج شدند اونها سعادتمندان عالم هستند افرادی که جهاد بزرگی راه انداختن برای ساخت زندگی که برایش به دنیا اومدیم برای تجربه ها و خلق ثروت سلامتی خوشبختی والاترین ازین ها ارتباط ما با منبع ابدیت هست وقتی ما فرکانس های قدرتمندی به جهان هوشمند ارسال میکنیم کائنات با دریافت آنچه که فرستادیم با ارسال مدار های که ما درخواست کردیم شرایط افراد هم سنگ رو در مسیرمون قرار میدهد …..
کلید ماجرا احساس هست استاد خودم در حال تجربه این حس هستم زمانی که تعهد قلبی برای آشکار کردن حقایق برای واقعیت احساس آزاد شدن و خارج شدند از زندان باورهای مخرب حس شعف خوشحالی درونی در تک تک سلولهای بدنم بعد خروج بازیابی قدرتی که رب به ما داده بود برای خلق زیباترین اتفاقات تحققه رویاهامون لذت بردند از چیزهای که توی مسیر تجربه کردیم و به راه مون ادامه دادند برای بزرگتر شدند رشد کردن برای کاملتر شدن …..
خدایا سپاسگزارم درکم از جهان پیرامون در حال ارتقا هست من دارم واقعیت های این جهان رو از درون پیدا میکنم الان متوجه حرف ها و صحبت های استاد میشم من با تفکر دارم به نتایج فوقالعاده میرسم ذهنم رو رها و خالی کردم از گذشته راه های ورود آگاهی های برتر رو از زبان هدایت شده استاد میشنوم و خودم با متصل شدند به جهان تایید صحبت ها رو دریافت میکنم این مسیر حقیقت هست …….
خدایا سپاسگزارم همین تازه که در حال نوشتن این کامنت فوقالعاده الهی هستم رب دوباره منو شگفت زده کرد
1000 دلار از راه های که فکرشو نمیکردم به حسابم واریز شد
استاد من اینجا در این کامنت رویایی قول میدم این مبلغ رو تا عید تبدیل کنم به 10000 ده هزار دلار مطمن هستم ایمان دارم به این تارگت میرسم این خبر رو به شما اعلام میکنم فقط باید روی خودم کار کنم این نشون میده مدار تغییر کرده احساسش میکنم من خالق هستم
خالق شرایط هر لحظه
خالق اتفاقات فوقالعاده زندگیم
خالق فرکانس های که به جهان هوشمند ارسال میکنیم
ما خالق هستیم ما خالق هستیم ایمان همه چیز هست …..
استاد از زمانی که تصمیم گرفتیم با شرایط الانم شروع به تغییر کنم پذیرفتم تمام اتفاقات زندگیم خودم مسئول هستم
توی حسابم فقط 20 دلار داشتم خودمون بستم به فایل های زندگی ساز تحول زندگی معجزه آسا شده برام من دارم تبدیل میشم به قهرمان خودم کسی که رسالت خودشون پیدا کرد با همون امکانات شروع کرد با یک گوشی مدل سامسونگ A10s
الان یک سیستم کامپیوتری بستم برای ادامه کارم از طرق دست خدا ینی پدرم بدونی که من درخواستی کنم جالبه من با اجرای قوانین صحبت های من دارند تاثیر میذارن برا افراد این ینی تغییر مداومه مدار خودم شرایط خودم من با میلاد چهل و سه روز پیش قابله قیاس نیستم
الان دگه خیلی راحت میتوانم وارد سایت بشم از طرق کامپیوتر برای اولین چقد لذت بردم …..
این همه موفقیت فقط در کمتر از دو ماه فقط شروع کردم و حاشیه ها رو از خودم دور کردم
هذا من فصل ربی خدایا سپاسگزارم
عاشقتم استاد بزرگوارم……
میلاد پسری از نور
سلام استاد عزیز
کامنت دومین سفرنامه ی من
استاد من با شما و اموزش های شما نه تنها از حالت تنفر از قران و اسلام اومدم بیرون بلکه هر روز داره ایمانم به قران بیشتر میشه ( فقط قران :)
این نگاه سیستمی شما وقتی ادم میبینه همین نگاه 1400 سال پیش در قران اومده اصلا من خودم میمونم توش میگم واقعا قران گفته که خدا یک سیستمه یا همون کائنات هست که نسبت به مداره تو پاسخ میده
بعضیا فکر میکنن خدا جدا از کائنات هست
یعنی خدا کائنات رو به وجود اورده تا ما زندگی کنیم با این قوانین
اما من میگم نه
خدا خوده کائناته
کائنات خداست
قانون جذب خوده خداست
اینکه به چیزی فکر میکنی و جذبش میکنی این خداست همه اش خداست
خدا بهت نعمت نمیده خدا خوده اون نعمته هست
اینجور نیست که خدا تو دستاش پول باشه بیاد بهت بده نه همون پوله دقیقا همون پوله خوده خداست
خدا همه چیزه ، بدنم خداست ، زمینی که من روش نشستم خداست ، روح من خداست ، خورشید خداست ، اسمون و کهکشان ها خداست ، حیوانات خداست ، بارون که میباره خداست ، اینا خوده خدا هستند نه ساخته ی خدا
این خدای ما یک انرژی عظیمیه فراتر از تصور ما که با این انرژی همه ی جهان هستی و کائنات شکل گرفته
این انرژی نه زاییده شده ( ساخته شده ) و نه میزاید ( نه میسازه )
و قانون نیوتن
بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه
که ما اسم این تغییر انرژی رو گذاشتیم خلق کردن
.
.
دورانی در زمان نوجوانیم ده تا چهارده سالگیم بود که بسیار مخالف قران و اسلام بودم …
و هیچ ترسی هم از این خدا نداشتم میگفتم میخاد سنگم بکنه بکنه من از منطق نمیگذرم این خدا این اسلام این قران و همشون اماما و پیامبرا به فلان دلایل منطقی هیچ ارزش و درستی درشون وجود نداره اگه هم داشته باشه کمه
.
.
. البته هنوز هم هیچ ترسی ازش ندارم درواقع عشق دارم چون خودمه و جهان اطرافم میفهممش
هیچ وقت درک نکردم از همون بچگی که چرا باید از خدا بترسی و همیشه مخالف این نگاه بودم و هستم
اما میتونم اینجور تعبیرش کنم که باید از احساس بد داشتن بترسم ، باید از ناشکری بترسم
چون این انرژی همینا رو بهم برمیگردونه
ولی اگر حسم خوب باشه و شکرگزار مثبتا رو برام میاره
.
.
خلاصه اون دوران گذشت و با شما اشنا شدم
چون با قوانین اشنایی داشتم اما وقتی شما گفتید خدا همون قانونه و اینو در قران ثابت کردید اصلا غوغایی شد ..
یادمه توی اون دوران راهنمایی وقتی ایه ای میخوندم که میگفت خداوند کافران رو هدایت نمیکنه
میگفتم عجب خدای احمقیه خب کافرا بیشتر به هدایت نیاز دارن تا مسلمونا که … اونا راهشونو گم کردن باید بری هدایتشون کنی مسلمونا که راهشون درسته چیکارشون میخای بکنی تنها کاری که میتونی بکنی اینه که به کافرا کمک کنی و هدایتشون کنی که اینم نمیکنی … خخخخخخ ….
.
.
اما رسیدیم به استاد که گف خدا همون قانونه …
با همین یه جمله متحول شدم
چون من قوانین جهان رو میشناختم قانون جذب و کتاب شفای زندگی چهار اثر و …
اما هیچ ارتباطی با این قوانین که بر دل و جان ما مینشست با این خدا و قران پیدا نکرده بودیم …
تازه برعکس هر چی هم توی قران بود یا ضد زن بود یا جنگی و خونریزی وحشی گری و بی عدالتی در ارث و میراث و پیامبری چند همسری…
.
.
خلاصه سالها طول کشید و من اروم اروم هدایت شدم چون خواستم …
فهمیدم کافران هدایت نمیشدن نه به خاطر این که خدا یه ادمه که قهره باهاشون و نمیخواد بلکه چون اینا نمیخوان و توجهشون بر کفره … انرژی جهان یا همون خدا هم بهشون کفر بیشتر میده همونی که بهش توجه میکنن و انرژی نمیتونه بهت چیزی به جز توجهت بده …
فهمیدم قران با اسلامی که اخوندها در طی سالیان از خودشون در اوردن متفاوته و قران برای همه ی زمانها نیست چیزی که توی کتاب دینیمون هزار بار اوردنش که کتاب قران مال همه ی زمانهاست ولی استاد ایه 7 سوره عمران رو اوردن و گفت نه خوده قران میگه مال همه زمانها نیست و شما باید اصل رو بگیرید نه فرعیات که فقط برای اون زمان و شرایط پیامبر بوده و نه یه سال بعدش ( چه برسه به 1400 سال بعدش )
بیشتر قران که فرعیات محسوب میشه برای دقیقا اون ساعت و اون روز و شرایط پیامبر بود که بهشون میگفت چیکار کنن تا نسبت به فرهنگ بسیار کثیف و عقب مانده ی اون جامعه بتونه بخوره و رشدشون بده …
و اگر قران الان نازل میشد با توجه به تمدن امروزی قرانی کاملا متفاوت ( در فرعیات ) میشد .
من فکر میکردم قران ضد زنه چونکه انتظار داشتم جامعه ی جاهل و دختر کش و زن ستیز عربستان در قرن 7 باید تبدیل میشد به یک جامعه امروزی امریکایی قرن 21… بدون توجه به تکامل …
اما بعدش فهمیدم که قران و پیامبر که معجزه ای کردند که از معجزه ی زنده کردن عیسی و شکافتن دریا موسی صد ها برابر بزرگتر بوده …
اینکه یک جامعه ای بسیار عقب افتاده که اصلا در تصور ما نمیگنجه رو پیامبر اسلام تبدیل کرد به جامعه ای که زن ها حق حقوق خودشون رو داشتند و دختر داشتن دیگر عیب نبود بلکه نعمت و فضیلت … اینکه در همون جامعه که زن حق نفس کشیدن و موجودیت نداشت پیامبر فاطمه ای را اورد که زبانزد جامعه شد و در مساجد سخنرانی میکرد و به اون بالاترین مقام ممکن رو داد …
حالا من بیام بگم عه چرا اون موقع ارث دختر نصف پسر بوده ؟؟؟
بابا قبل پیامبر دختر وجود نداشته که بخواد اصلا بهش ارث برسه … حالا تو زمان کوتاه دختر وجود داره و ارث بهش میرسه میگی چرا کمتر … خخخخخ . شوخیت گرفته ؟؟
واقعا خندم میگیره از دیدگاهی که بدون تکامل و ذره ای منطق به قران و پیامبر داشتم …
اما افتخار میکنم و خودم رو به خاطر اون دوران از بیشتره مردم جامعه بالاتر میدونم چووووون
فردی بسیار متفکر و مستقل فکر بودم که هیچ یک از هم سنای اون موقع من نبودن و فقط مطیع چیزی بودن که میشنیدن و اونقدر شجاع بودم که خدا و قران و پیامبر و همه رو میبردم زیره سوال و به کل خرابشون میکردم …
ولی رفتم دنبال هدایت و از دوباره و نو همه چیز رو ساختم .
به خودم افتخار میکنم و خودم رو بالاتر از کسی که به پیامبر و قران از اول اعتقاد داشته میدونم چون اگر همون سوال که چرا قران این حرفو زده یا پیامبر اونجور رفتار میکرد رو بپرسی هیچ جوابی ندارن و فقط مثل یک ربات دستی خونگی چیزی که گفته شده رو انجام دادن .
واقعا از خداوند سپاسگزارم برای وجودتون استاد
اصلا تحولی که شما ایجاد کردید کم از تحول پیامبران نداره …
و صد البته شما این تحول رو در تمام جنبه های زندگی ایجاد کردید و نه فقط معنوی … که ارزشی چند برابر داره …
دوستتون دارم …
در پناه الله یکتا
سسلام به عزیزان
روز دوم روز شمار تحول زندگی من
اول از همه من تصمیم گرفتم سختترین کار در روز رو اول از همه انجام بدم و اون هم متعهد کردن خودم به استفاده از فایلهای اموزشی استاد هست.
اولین موضوعی که در این فایل نظرم رو جلب کرد بحث سیستمی بودن خداوند هست، اینکه خداوند یک سری قوانین در این جهان طراحی کرده که اون قوانین دارن کار میکنن و نتایج رو ایجاد میکنند حالا کل کار ما این هست که اون قوانین رو درک کنیم و مطابق اونها عمل کنیم و اگر این کار رو نکنیم نتیجهای نمیگیریم و خداوند هم دلش به حال ما نمیسوزه که خب نتیجه نگرفتی آخه میام قوانین رو تغییر میدم که نتیجه بگیری نه اگر تو خودت رو مطابق قانون نکنی نتیجهای در کار نیست و این برای همهی انسانها هم به همین شکل بوده و هر کسی نتیجهای گرفته اومده بر اساس قوانین عمل کرده، و تو هم اگر میخوای نتیجه بگیری باید همین کار رو بکنی.. پیامبر هم باشی باید مطابق این قوانین عمل بکنی اگر نکنی نتیجه نمیگیری و قوانین برای همه یکسان هست، این اولا عدالت خداست که قوانین رو برای همه یکسان در نظر گرفته و دوم هم اینکه ما باید مطابق قوانین عمل کنیم و این سیستم این خداوند بر اساس این قوانین نتایج رو به ما میده اگر هر طور دلمون بخواد کار بکنیم خداوند گفته نتیجه نمیگیری چون قوانین ثابت در کار هست. پس کل کار من این هست که قوانین رو درک کنم و مطابق اون عمل کنم و الا نتیجه بی نتیجه.
نکته دیگه در مورد بحث دعا کردن بود، من وقتی برای افراد دعا میکنم و با عشق این کار رو انجام میدم به احساس خوبی میرسم و همین احساس خوبه کلی برام نتیجه هست ولی اینجا با صحبتهای استاد یکم دچار تضاد شدم، من میدونم که خیلی از افرادی که براشون دعا میکنم نه همشون، مثل بعضی از اطرافیانی که به هر حال به شکلی رابطه باهاشون دارم، اونها در مسیر درست نیستند، یعنی کلا با قوانین آشنایی ندارن ولی من براشون دعا میکنم و آرزوی هدایت میکنم براشون آرزوی نتایج خوب میکنم براشون و به احساس بهتری میرسم و اتفاقا در روابطم هم تاثیر مثبتی داره و نگاهم مهربانانهتر میشه، ولی اینجا استاد به نقل از قرآن گفت که تو وقتی میدونی یک کسی در مسیر اشتباه هست نباید براشون دعا بکنی و تاثیری هم نداره، خب من اینو میدونم که ممکنه تاثیری نداشته باشه.. ولی من دعا نمیکنم که حتما افراد تاثیری بگیرن.. دوست دارم تاثیر بگیرن ولی چون دعا کردنه به من احساس خوبی میده انجامش میدم با این حال بازم نباید دعا کنم با اینکه احساس خوبی به من میده؟ اگر من دعا نکنم یک جورایی قسمتی از آرامشم رو از دست میدم چون یکی از روشهای کنترل ذهنم همین دعا کردن هست. اینکه در شخصیتم برای دیگران خیر و خوبی بخوام حالا میخواد تاثیربگذاره میخواد نگذاره ولی من خیر و خوبی بخوام و من کار خودم رو انجام بدم. لطفا به من پاسخ بدید در این مورد.
نکته دیگه این بود که ابراهیم وقتی فهمید که پدرش در مسیر نادرستی هست از اون بیزاری جست و حتی نخواست هم که اون رو درست کنه فقط دور شد .. برام این درس رو داشت که حتی لحظهای سعی نکنم کسی رو تغییر بدم و وقتی میبینم در مسیر نادرستی هستند از اونها دور بشم.
نکته دیگه این هست که ما نمیتونیم به کسی ظلم کنیم، اگر بخواهیم به کسی ظلم کنیم و حق کسی رو بخوریم یا گناهی رو کردن کسی بندازیم یا به هر صورت گناهی انجام بدیم خودمون نتیجهاش رو میبینیم و اصلا نمیتونیم به اون فرد ضربه بزنیم و حتی اگر هم اون فرد ضربهای بهش وارد بشه بر اساس اشتباه ما به دلیل ضعف ایمان خودش بوده و اگر در مدار درستی میبود این اتفاق به نفعش رقم میخورد. بنابراین من نمیتونم به کسی ضربه بزنم.
نکته دیگه این هست که این دنیا وجود داره اما آخرتی هم حتما وجود داره و ما بعد از مرگ در این دنیا از بین نمیریم بلکه به سرای آخرت میرویم و اگر بخواهیم بازه بزرگ تر رو نگاه بکنیم ما بی انتها هستیم و هیچ موقع نابود نمیشیم و در ضمن اگر کسی به ظاهر حقش در این دنیا خورده بشه جهان آخرتی هم در کار هست و قضیه تموم نمیشه و در کل کسی حقش خورده نمیشه چون خداوند فرمانروای کیهان هست
موضوع بعدی بحث ترس و ایمان بود که وقتی ما از کسی میترسیم، یعنی قدرت رو دادیم به اون فرد و این ترسه بلا سر ما میاره، ما باید ایمان داشته باشیم و از چیزی نترسیم تا رستگار بشیم و قدرت رو به خداوند بدیم
موضوع بعدی این بود که اگر در جایی هستیم و شرایط نامناسب هست و به ظاهر داره به ما ستم میشه، خدا میگه چرا ظلم رو قبول کردی و مهاجرت نکردی؟ چون بی ایمان بودی مهاجرت نکردی و چون بی ایمان بودی حرکت نکردی و باور نداشتی که خداوند فرمانروای کیهان هست و کمکت میکنه. اینطوری تو زندگی عمل کردن کار آسونی نیست.
موضوع بعدی این بود که جهان داره بر اساس قوانین خداوند رهبری میشه و اینکه پیامبر برای ما استغفار کنه یا نکنه فرقی نمیکنه.. اینکه خیلیها میگن توسل میکنیم به فلان امام و پیامبر و .. هیچ کار خاصی نمیکنه و ما باید خودمون رو با قوانین خداوند هماهنگ کنیم اون وقته که نتایج تغییر میکنه.
موضوع بعدی این هست که جایی که مظلوم وجود داشته باشه ظالم بوجود میاد و اگر ما مظلوم نباشیم بنابراین ظالمی هم در کار نخواهد بود و خداوند درها رو باز میکنه
موضوع بعدی این هست که بریم تو قرآن و تحقیق انجام بدیم و ببینیم قران چیه گفته نه اینکه یک حرفی رو از یک نفر بشنویم و قبول کنیم. بریم با تحقیق و بررسی به نتیجه برسیم و اینکه باور داشته باشیم قرآن به وضوح همه چیز رو بیان کرده و لازم نیست از کسی تفسیر بشنویم. وقتی خود قرآن میگه من واضح هستم چرا ما پیچیدهاش میکنیم؟
عاشقتونم.
سلام دوست عزیز ،دعاکردن برای دیگران به زندگی خودمون برمی گرده .شما اگر با دعا کردن برای دیگران به احساس خوبی می رسید این کار رو ادامه بدید ونتیجه دعای خوب شمابرای دیگران به زندگی خودتون برمی گرده ،برای همین هم هست که میگن کسی رو نفرین نکنید چون طبق قانون اثر نفرین ودعای بد برای دیگران باز به زندگی خودمون برمی گرده
ممنونم راضیه عزیزم بابت پاسخی که دادی، من همین کار رو انجام میدم چون بهم احساس خوبی میده. نظرت در مورد ابراهیم چیه که وقتی فهمید پدرش بت پرسته دیگه دعا نکرد؟ یعنی وقتی کسی در مسیر درست هست فقط باید براش دعا کنیم؟ سپاس از حضورت.
سلام دوست عزیز
محمد جان عزیز الهی که هر لحظه ات پر از لبخند و عشق خداوند باشد برادر عزیزم
بیبین محمد جان من نظر به درک خودم میگویم و انشالله که به پاسخ درست برسید
دعا کردن که برای شما حس خوب میدهد انجام بدهید چون به خودتان برمیگردد و حالا بگویم در مورد ابراهیم
ابراهیم بعد از این که فهمید پدرش بت پرست هست و در مسیر غلط هست دیگر برایش دعا نکرد چون با این کار شاید توجه ابراهیم (ع) به نکته منفی قضیه میشد و توجه ما بسیار مهم هست توجه ما اتفاقات زنده گی ما را رقم میزند وقتی که پدرش بت پرست بود در مدار پایین و فرکانس منفی بود از همین خاطر دیگر برایش دعا نکرد چون توجه اش به آن سمت میرفت و هر چی که توجه ما به هر موضوع باشه اصل و اساس همان موضوع در زنده گی ما بیشترمیشود شاید با این کار باعث میشدابراهیم با بت پرستی بیشتر یا بت پرستان بیشتر مواجه شود و اگر مثال واضح بزنم مثلا یک دوست ما یک نوع مریضی داشته باشد و هی ما همیشه توجه کنیم دعا کنیم خدایا فلان مریضی دوست من را خوب بساز شفا بتی ما در اصل چی داریم به او مریضی توجه داریم تغییر که هیچ در شفا یا صحت دوست ما به وجود نمی اید چون با فرکانس هایش ایجاد کرده باید فرکانس هایش را تغییر بدهد تا صحت یاب شود و این باعث میشود با توجه ما به او موضوع (مریضی) را برای خودمان ایجاد کنیم برای مثال گفتم اگر هر وقت شما هم خواستین دعا کنن برای خوشبختی ثروتمند شدن شاد بودن دیگران دعا کنید نی در باره هر مشکل مساله دیگران چون باز موضوع توجه میشود و اگر متوجه شده باشید خود استاد در اخیر هر فایل خود دعای سعادتمندی دنیا و اخرت برای همه ما میکند
انشالله که توانسته باشم واضح کنم
بر جهان خرم از آنست که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
هر چی آرزویی خوبه مال تو رفیق ……
سلام پاکیزه عزیزم
چه اسم قشنگی داری.
ممنونم که دیدگاهت رو با من به اشتراک گذاشتی.
چیزی که در مورد کانون توجه گفتی نکته خیلی کلیدی هست و خوشحالم که این موضوع رو درک کردی.
خیلی اوقات ما فکر میکنیم کانون توجهمون روی خواستههاست درصورتی که روی ناخواستههاست و چیزهایی که نمیخواهیمشون.
مثل تمرکز کردن بر مریضی بیشتر که گفتی. در صورتی که دعا کردن این هست که ما به صورت دلی خیر نیت خیر برای افراد داشته باشیم، یعنی تمرکز روی اون چیز خیر هست نه اینکه روی نقاط منفی تمرکز کنیم.
منم برای شما بهترین ها رو میخوام امیدوارم هر روز زندگیت زیباتر از دیروز بشه.
سلام محمدصادق عزیز ،دعا کردن به این منظور که مابخواهیم سرنوشت کسی عوض بشه ،درست نیست -کسی که درمسیر درست هست چه مابراش دعاکنیم چه براش دعانکنیم مسیر درست خودش رو میره
ابراهیم هم خیلی تلاش کرد که پدرش به راه درست بیاد بعد وقتی فهمید پدرش هدایت نمیشه دست از هدایتش برداشت چون قدرتی نداشت که اون روبه راه راست هدایت کنه ،حتی خود خداوند هم بندگانش رو به اجبار به راه راست هدایت نمیکنه
سلام راضیه جان
نظر من این هست که برای افراد چه در مسیر درست هستند چه نادرست باید دعا کنیم. نه صرفا به خاطر اونها بلکه به خاطر خودمون. من از تجربه زندگیم میگم، من وقتی میبینم یکی تو مسیر درست یا حتی نادرست هست نباید کاری جهت تغییرش انجام بدم بلکه باید تمرکزم رو بگذارم روی خودم که پیشرفت کنم چون ما اصولا قادر به تغییرات هیچکس جز خودمون نیستیم. در مرحله دیگه برای اینکه از نظر ذهنی خودم رو در مدار درست قرار بدم باید برای اون فرد دعا کنم که خداوند به مسیر درست هدایتش کنه. این باعث میشه که خودم به احساس بهتری برسم و به مسیر درست هدایت بشم چون دعای من به خودم برمیگرده. ولی قرار هم نیست خودخواهانه دعا کنم بگم چون میخوام به خودم برگرده دعا میکنم.. نه واقعا برای اون فرد خیر میخواهیم ولی میدونیم که دعای ما طبق قانون به خودمون برمیگرده و در ضمن ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم. دقیقا درست گفتی اینکه بخواهیم با دعا کردن سرنوشت کسی رو عوض کنیم صد در صد غلطه چون ما هیچگونه توانایی در تغییر زندگی هر فردی جز خودمون نداریم. ولی اینکه برای دیگران خیر و نیکی و عشق بخواهیم باید باشه. به نظرم دلیل اینکه ابراهیم برای پدرش دعا نکرد همین موضوعی هست که خودت گفتی. سپاسگزارم بابت حضورت راضیه عزیز.
سلام ،محمدصادق عزیز بله دقیقابه نکته درستی اشاره کردید،ولی نظر من این هست که ماباید برای همه خیر ،خوبی وعشق بخواهیم ولی نباید به کسانی که درراه درست نیستند زیادتوجه کنیم،که توجه زیاد ما به اونها مارو به مسیر نادرست اونها هدایت کنه
من هم ازشما بابت کامنت های زیبایی که
می نویسید سپاسگزارم
به نطر من به دعا کردن ادامه بدین چون در یکی از فایل ها از استاد شنیدم ما هر دعایی برای دیگران انجام بدیم به خودمون برمیگرده…
شما برای دیگران دعا میکنین که هدایت بشن در نتیجه خودتون بیشتر هدایت میشین ...
فکر میکنم علتش هم این هست که شما برای یک نفر هدایت شدن رو میخواهید و شما خودتون تا الان هدایت شدن رو تجربه کردین و به گفته خودتون با این دعا کردن به آرامش میرسید چرا؟ چون عمیقا لذت هدایت شدن در ذهن و روح شما تجسم میشه و این تجسم در این حالت برای شما فرکانس جذب موقعیت بیشتری از این جنس رو به همراه داره یعنی هدایت شدن بیشتر …
پس دعاهای ما بر ما اثر دارن
سلام حدیث عزیزم، سپاسگزارم بابت اینکه پاسخ دادی.
خودمم نظرم همین هست، دعا کردن به خودم کمک میکنه و باعث میشه به به احساس بهتر برسم و هم اینکه دعا کردن نتیجه ی مثبت و هدایت و آگاهی بیشتر به خودم میرسونه چون دعا به خودم برمیگرده. یعنی دعای هر مسی به خودش برمیگرده.
چیزی که باعث تعجبم شده این جمله هست در مورد ابراهیم که دیگه دعا نکرد برای پدرش وقتی فهمید هنوز بت پرستی میکنه، یعنی فقط برای کسایی که در مسیر درست هستن باید دعا کنیم؟! البته شاید با خوندن کل قرآن این تضاد حل بشه در مورد دعا کردن من هنوز این مورد رو ریشه ای مطالعه نکردم نتیجه اش رو خواهم گفت. با این حال چون به من احساس خوبی میده انجامش میدم و دعا میکنم.
سلام
من در رابطه با یک موضوع دیگه ای سوال دارم و اون هم این هستش که من هنوز در رابطه با کشتن حیوانات و قطع درختان یا استفاده از ظروف یکبار مصرف حس بدی بهم میدن، نمیدونم این قضیه از دیدگاه استاد چه جوابی داره، شما اگه در این زمینه تا الان آموزشی دیدین یا مطلبی مطالعه کردین ممنون میشم به منم بگین
سپاسگزارم
سلام دوست عزیزم
در مورد قطع درختان و کشتن حیوانات فایل هفت آرامش در پرتو آگاهی رو گوش بدید. اگر بدون دلیل درستی باشه کارما داره. مثلا من در گذشته یک عادت نادرستی داشتم که مینشستم روی زمین چمن شروع میکردم به کندن چمنها. نمیدونم چرا ولی این عادت بود. وقتی آرامش در پرتو آگاهی رو گوش دادم گفتم تو داری بدون دلیل آسیب میرسونی به این چمنها و دیگه این کار رو انجام ندادم برعکس نوازش میکنم چمنها رو. ولی مثلا یک درختی جلوی راحتی شما رو گرفته و داره آسیب میرسونه، اینجا دیگه بهترین کار این هست که جا به جاش کنی که مجبور به قطع یک سری از ریشهها هستی ولی درخت خودش رو بازسازی میکنه. یا مثلا یک مگسی هست که میاد هی به تو آسیب میرسونه دیگه اینجا به این دلیل که داره آسیب میرسونه باید کشته بشه ولی اگر مگسی هست که کاری با تو نداره چرا بکشیش؟ نباید بدون دلیل آسیب برسونی. یا مثلا خیلیها میخوان کاغذ بسازن به راحتی میرن و درخت رو قطع میکنن و کاغذ میسازن. چرا؟ چون اینها نعمتهایی هست که خداوند قرار داده تا ازشون استفاده کنیم. اما همینم نباید بیش از حد بشه. در مورد حیوانات هم همینطور هست. خداوند خودش اجازه داده که از این نعمات استفاده کنیم و برای ما خلقشون کرده. آیه 4 سوره مائده رو مطالعه کن که شکار حلال هست.
در مورد استفاده از ظروف یکبار مصرف هم باید ببینی ارزش کدوم یک از موارد زیر برات مهمه: آراستگی یا راحتی.
من خودم فعلا برام آراستگی مهم تر هست و حس ارزشمندی بیشتری بهم میده و از ظروف شکیل استفاده میکنم برای خودم. اگر روزی احساس کنم راحتی برام مهمتر هست به راحتی از ظروف یکبار مصرف استفاده میکنم. برامم فرقی نمیکنه مهمون باشه یا خودم باشه. بیشتر بحث عزت نفس هست که بتونی اونچه که فکر میکنی درسته رو زندگی کنی که نیاز به عزت نفس داره.
امیدوارم بهت کمک کرده باشه.
سلام ممنونم زمان گذاشتی و پاسخم رو دادین خیلی برام ارزشمند هست راهنمایی که کردی حتما فایل رو میبینم، خیلی سپاسگزارم از استاد عزیز که شرایط پرسش و پاسخ رو در این سایت فراهم کردن، خودم به جواب دیگری هم رسیدم اینکه استاد گفته بودن ما به هیچ کس و هیچ چیز نمیتونیم آسیب وارد کنیم، اگر دایناسورها منقرض نمیشدن اون هم مرگی که در یک زمان باشه حجم به اون عظیمی مواد آلی تولید نمیشد که به نفت و زغال سنگ تبدیل بشه و همون نفت بود که باعث پیشرفت در تمام ابعاد جهان داشت پس حتی یک اتفاق به ظاهر بد هم به نتایج خوب ختم میشه
با آرزوی سلامتی و اتفاقات شاد برای شما
سلام خدمت استاد عزیزم خانوم شایسته ی عزیز
واقعا این همه زحمتی که برای آگاه کردن دیگران میکشین ستودنی هست.
میدونم که شما نمیتونین من ویا هیچ کس دیگه رو تغییر بدین این منم که اگر توی فرکانس صحبتهای شما باشم اونچه رو که بدنبالش هستم رو دریافت میکنم.
آگاهی هایی که شما در اختیار ما میذارین خیلی ناب هستن وما به اندازه ظرفمون برداشت میکنیم. ممکنه من امسال اگاهیی رو از صحبتهای شما دریافت کنم که سال پیش نتونستم. این به ظرفیت من بستگی داره.
سالها قبل وقتی دوره رو شروع کردم زمانش نرسیده بود ولی الان مطمعنم در زمان مناسب خودش برگشتم تا دریافت کنم آنچه که بدنبالش هستم.
امروز در مورد قربانی بودن حرف زدین.
توی زندگی با همسرم چالش های زیادی داشتم. همسرم بهم خیانت کرد. سالها زندگی رو به کام خودم وبچه هام تلخ کردم. به جای اینکه پا روی ترسم بزارم وازش جدا بشم موندم وسالها هم خودم وهم بچه هامو عذاب دادم. چندسال طول کشید که فهمیدم اشتباه کردم. محکم جلوی اون ایستادم واز خونه بیرونش کردم تا بره وبا همون زن زندگی کنه وتقاضای طلاق دادم.این شجاعت ومصمم بودنم باعث شد اون زن از زندگی ما خارج بشه همسرم نادم و پشیمون برگرده وبا بخشش من زندگیمون دوباره روی آرامش رو بگیره. نمیگم تمام اون خاطرات رو فراموش کردم ولی خیلی تلاش کردم روی خودم کار کردم. مهمترین چیزی که بهم کمک کرد همین مسئله قربانی بودن بود.
روی خودم واعمالم متمرکز شدم. دنبال دلیل این اتفاق گشتم وفقط وفقط چیزی که پیدا کردم افکار واعمال خودم بود. فهمیدم من مسعول همه ی اتفاقاتی هستم که در زندگیم افتاده. وقتی اینو فهمیدم بخودم گفتم خب حالا باید درستش کنم. اینجا بود که افتادم دنبال مطالعه وگذروندم دوره های مختلف. وخدا رو شکر میکنم که تونستم از دل این چالش بزرگ با کلی تجربه بیرون بیام.یاد گرفتم کسی مسعول خوشحالی و خوشبختی من نیست. یاد گرفتم اگر میخوام حالم خوب بشه خودم باید تلاش کنم. یاد گرفتم اگر کسی تولدم رو یادش نیست مهم نیست. سالهاست خودم برای خودم تولد میگیرم و گل میخرم وکلی کیف میکنم. خیلی طول کشید تا بفهمم کسی بیرون از من نمیتونه کمکی بهم بکنه. توی اون تنهایی هایی که به خاطر طلاق عاطفی که با همسرم داشتم افراد زیادی رو دور خودم جمع کردم تا خلع حضور اونو پر کنم. غافل از اینکه اون خلع فقط با خودم پر میشد. آدمای زیادی وارد زندگیم شدن وبخاطر ضعفهایی که داشتم ازم سو استفاده کرده ورفتن. اینا رو نگفتم که بگم قربانی شدم نه اینا رو گفتم که به خودم یادآوری بشه من مسعول همه این اتفاقات هستم وهمچنین مسعول درست کردنشون.
. در مدت عذابی که فکر میکردم همسرم بهم میده همش سعی میکردم به همه ثابت کنم من قربانی هستم ومورد ظلم واقع شدم واین همسرمه که باید به روانشناس مراجعه کنه ودرمان بشه. ولی بعدها فهمیدم تنها کسی که باید تغییر کنه منم. چون دنیای بیرون من بازتاب دنیای درونم هست. من در مسیر تغییر هستم واین باعث شده همسرم هم تغییر بکنه وتقریبا همونی بشه که دوست داشتم بشه. میدونم مسیر طولانی دارم تا به تمام خواسته هام برسم. میدونم چیزی به عنوان مقصد وجود نداره وهمش مسیره. پس از مسیرم لذت میبرم واز اینکه هرروز یه چیز جدید یاد بگیرم خوشحال میشم.
بازم از استاد عزیزم وخانوم شایسته ی عزیز متشکرم
اینم پیام امروزم. میدونم در آخر این دوره برگردم و پیامهامو بخونم باورم نشه که از کجا به کجا رسیدم.
در پناه خدا در آرامش باشیم
به نام خدای بخشنده
مطمئنم خداوند من رو بخاطر شرک های مخفی که داشتم خواهد بخشید
استاد ازتون بارها شنیدم که گفتین خداوند عاشق شماست و این حرف من رو امیدوار به بخشش خداوند میکنه چون بارها ازتون شنیدم که گفتین خداوند هر گناهی رو میبخشه بجز شرک…
یادم میاد سالها پیش برای اینکه خدا رو بشناسم بصورت کاملا هدایتی رفتم رشته فیزیک رو خوندم اون هم با کلی اصرار خودم و با یک ایمان قوی صبر کردم و رفتم این رشته رو خوندم تا مطمئن بشم اصلا خدایی هست و قوانینش رو بشناسم چون در دوران نوجوانی خیلی به خلقت خودم فکر میکردم و از داشتن روزمرگی که در زندگی بقیه آدمها میدیدم خوشم نمیومد و دنبال هدف زندگی بودم اون زمان از دید من جواب همه چیز در قرآن بود ولی یادمه از یک سنی به بعد هر بار قرآن رو باز میکردم که بخونم اینقدر از آیه های عذاب میترسیدم که رهاش میکردم و دیگه هنوز هم به سمتش نرفتم….
حرفهای شما و اصرارتون به محقق بودن در این زمینه داره تشویقم میکنه برم و دنبال جواب سوالهام باشم
یادم اون دوران نوجوانی همش به دنبال مفهوم عمل صالح بودم، میخواستم بدونم این عمل صالح چی هست که اگر انجامش بدی سعادت دنیا و آخرت رو داری اما هیچ جا جواب مشخصی براش پیدا نکردم
یا مدتی دنبال مفهوم کلمه تقوا بودم….
من فیزیک خوندم و فقط فهمیدم دنیای اصل و واقعی خیلی با دید سطحی که ما به جهان داریم تفاوت داره، خودم از درون به درک رسیدم اما موحد نشدم شاید فکر میکردم شدم تا اینکه با گفته های شما فهمیدم شرک چیه…
الان میفهمم چه زمانهایی خدا برام مسیرهای سنگلاخ رو آسفالت کرد و من با گوش دادن به نجوای شیطان ترسیدم و قدم در مسیر نگذاشتم، اما خدای من بسیار مهربان و بخشنده است چون همچنان مراقب و حامی من هستش اینقدر که با وجودش نمیترسم و عمل میکنم…. خدایا شکر
من از دوران جوانیم دچار اضطرابهای مختلف بودم که مجبور بودم با دارو کنترلشون کنم اما چندین سال هست که فقط با توکل بر رب قدرتمند و هدایتگر افکار دارویی استفاده نمیکنم…. و فراتر از اون چندین ماهی که با شما آشنا شدم انگار جاهای خالی درون ذهنم کاملا پر شدن و دیگه خیلییی از عادتهای قبلیم تغییر کردن اینقدر تغییر که حتی خانواده ام هم مرتب میگن تو دیگه اون آدم سابق نیستی، البته مداوم مراقبم که پیشرفتم بخاطر برخورد بقیه با من نباشه و فقط از درون به سمتی که هدایت میشم برم تا به خواسته های اصل و اساس درونیم برسم…