«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 106
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباس منش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152023-05-01 21:02:24«ظلم به خود» از دیدگاه قرآنشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم .چقدر این فایل جالبه بله من به وضوح دیدم انسان هایی رو که میخواستند مثلا کاری کنن تا یک نفر دیگه رو خراب کنن خودشون خراب شدن انسان هایی که چون قوانین رو نمیدونن فک میکنن اگر بخوان میتونن زندگیه بقیه رو چه خوب و چه بد تغییر بدن ….و من از شنیدن این قوانین انگشت به دهن میمونم بله اینا همون قوانین بدون تغییر خداوند هست .خدایا عاشقتم
اونجایی که استاد میگه خوبی به خود آدم و بدی هم به خود آدم برمیگرده ……
اونجایی که استاد میگه نه باید ظلمی وجود داشته باشه و نه ظالمی و اگر ظلمی میشه مظلوم نباید واقع بشیم
اگر حس خوب به کسی بدیم اون حس به پا برمیگرده و اگرم حس بد بدیم بازم به خودمون برمیگرده .این جهان فعل است و فعل ما ندا ……از از این فایل نتیجه میگیریم که نباید کینه .حسادت .نفرت .و …داشته باشیم نسبت به فردی یا افرادی چون سریع به سمت خودمون برمیگرده .
عاشق همتون هستم دوستان در پناه خدا باشید
به نام خداوند یکتا ، سلام استاد .
روز دوم سفرنامه ام رو گوش دادم و اینکه استاد گفتن اگه دعا کنی برای کسی به خودت برمیگرده و اگه به کسی ظلم کنی به خودت ظلم کردی رو من به وضوح دیدم .
مامان من یک موجود پر از نفرت است ! تنها چیزی که بهش فکر میکنه و عمل میکنه نفرت و کینه ورزی است ! و من همیشه برام سوال بوده ک چرا با وجود اینهمه نفرتی که ارسال میکنه نه تنها به اون افراد آسیبی نمیرسه و اونها روز به روز موفق تر میشن و خودش دائم بیشتر و بیشتر غرق میشه و با آیات فوق العاده امشب به جواب رسیدم و به طرز خیلی عمیقی با عقل جور درمیاد !
در هر مداری قرارربگیری همون موارد به سمتت میاد .
ممنونم استاد و خواهانم از پروردگارم که من رو به سمت مدار مناسب هدایت کنه
با سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته ی زیبا
روز 43 ام و تعهدمن!
چندروز بود،همشدلم میخواست برگردم به روزهای اول سفرنامه
هی میگفتم همزمان برم با پیش رفتن،روزهای اولم مرور کنم
تا اینک رسیدم روز 43ام، دیدم خدایییی من روز دوم دوباره اینجاست
انقد ذوق کردمو خداروشکر کردم
بدو بدو رفتم کامنتمو پیدا کردم تا ببینیم چی نوشتمو کجا بودم
لازم داشتم اگاهی های روز دومو بیاد بیارمو اتش عشق اگاهی ها و توحید رو شعله ورتر کنم
خداروشکر
دلم ارووم تر شد از دوباره شنیدنه باورهای توحیدی و مثال های قرانی،از شرک های خودم توی کامنت خودم که چقدر الان صادقانه تر میگم که همه جا اشتباه از خودم و باورام بوده
اونجا ک استاد میگه ظلم و مظلوم
من مظلوم شدم چون ظلم قبول کردم توی این دنیا و قدرتو دادم دست هم نوع های خودم تا ظالم باشن برای من
اونجا ک این دنیای گذرا رو با دروغو پارتیو رشوه رفتین جلو،توی دنیای ابدی اونارو از کجا میارین!؟
اونجا ک میگه خدا خودش شاهده همه چیه
اونجا ک میگه در برابر چی و کی از خودتون دفاع میکنین
وقتی خدا هستو میبینه
این فایل خیلی برای من خاصه
چون جمله هاوایات قرانیش،دقیقا برای زندگیه منه
انگار استاد نشسته داره با من،از طریق این ایه ها یکی یکی باورهای غلط ونتایجمو بررسی میکنیم
اونجا ک راجب حق الناس میگین ک خدا گفته یا زنانتان را بعد از طلاق رها ویا…
کسی نمیتونه کسیو در برزخهرابطه نگه داره و اذیت کنه و حقشو ناحق کنه ،جز زمانی ک طرف ،در مدار دریافت این ظلم ها باشه
خدایا برای این اگاهی ها هزاران مرتبه شکر
سلام
سفرنامه _قسمت2 .
همین چند وقت پیش اتفاقی برای نزدیکانم افتاد فرزند یکی از نزدیکانم بعد از متولد شدن مشخص شد که بیماری داره و مشخص نبود که این بیماری چقدر پیشرفت کرده و آیا جای درمان هست یا نه .
از آن جایی که در اطراف من بسیار به نذر کردن اعتقاد دارن سریع تماس گرفتن و گفتن که گوسفندی رو قربانی کنید من از نیت این افراد برای قربانی کردن اطلاع ندارم.
اما در هنگام این اتفاق ها و حرف ها این نکته در ذهنم خود نمایی کرد .
اگر قربانی کردن جنبه پیشکش و شرط و شروط داشته باشه شرکه این که گوسفند رو قربانی کنیم به این دلیل که خدا این بیماری رو از ما بگیره اشتباهه لازم نیست حتما چیزی رو بدیم تا چیزی رو بگیریم از خداوند .
خداوند بسیار ثروتمنده ..
این فایل برام تداعیکننده کننده اون اتفاق بود ..
سپاس گزارم استاد عزیزم .سپاس گزارم خانم شایسته که این دوره سفرنامه را شروع کردید
به نام خدا
روز دوم روز شمار تحول زندگی من
من سعی میکنم آروم آروم خودم رو اصلاح کنم و تغییر کنم و شرایطم رو بهتر کنم.
سعی میکنم ردپا از خودم بزارم.
این صحبت ها و این حرف ها واقعا آدم رو تموم میده و واقعا به فکر فرو میبره.
ظلم به خود و احساس قربانی شدن چیه؟
ظلم به خود یعنی حرف زور رو قبول نکردن.یعنی کارهای رو به خاطر اینکه شرایط بهتری سراغ نداریم و باور نداریم بهتر و راحت تر از این وجود داره .
یعنی میپذیریم که همینه اوضاع و هیچ راه دیگه ای نیست برای بهتر شدن و کاریش نمیشه کرد.
احساس گناه هم یه کاری میکنیم یه اشتباهی میکنیم به قدم اشتباه برمیداریم و به جای اینکه از اشتباه مون درس بگیریم تا آخر عمر یا سال های سال تو سرخودمون میزنیم و میگیم اگه فلان اشتباه رو نمیکردی و این راه رو میرفتی این اتفاق ها نمیافتاد . و باید به خودمون بگیم که حالا این اتفاق افتاده ازش چه درس های میگیریم و حالا باید چیکار کنیم و…
احساس قربانی شدن یعنی من که با این شخص زندگی میکنم و نمی شه بااین خوشبخت بشم و من تو این مملکت و این پدر و مادر و این ها همه باعث بدبختی من هستن و من نمیتونم خوشبخت باشم و در حالی که میتونیم آروم آروم عوض کنیم این باورها رو.
و همه این ها کمبود عزت نفسه.
کمبود باور اینکه ما میتونیم شرایط رو عوض کنیم
کمبود اینکه ما خدارو فراموش کردیم و به جای اینکه بخواهیم از خدا کمک بخواهیم و به بنده خدا التماس میکنیم
کمبود اینکه به جای اینکه خدا رو تو تک تک لحظه ها و تو تک تک نعمت ها ببینیم میگیم هیچ نعمت و هیچ فراوانی و هیچ برکتی نیست فقط فقط کمبود رو میبینیم
انشالله فراوانی رو ببینیم و باور کنیم
خدارو ببینیم و ازش کمک بخواهیم
از کسی و چیزی نترسیم
برای زندگی بهتر هر روز و هر روز قدم بر داریم.
به نام الله مهربان
روز43سفر نامه
سلام دارم خدمت استاد و همه ی دوستان عزیزم
ما خالق زندگی خودمون هستیم وهیچ چیز وهیچ کسی نمیتونه کوچکترین تاثیری روی زندگی ما داشته باشه.
خداوند توبه پذیر ومهربان است واز گذشته ای که دآشتیم به شرط اینکه خودمان بخواهیم می گزرد.
استادآیه هایی که در این فایل گوش کردم رو خیلی خوب تفسیر کردند
از خدا میخواهم که در دنیا وآخرت خوبی نصیبمان کند.
در پناه خدا
روز دوم سفرنامه :
سلام دوستان همسر من سید و بین فامیل به متانت و ارومی معروفه . سالها این شرک رواز اطرفیان دیدیم که به شوهرم میگن سید مهدی تو برامون دعا کن تو پیش خدا محبوبتری!!! و همسرم فقط تاسف میخوره به حالشون و سکوت میکنه .
جالب ترین بخش این ویدیو درک این قانونه که ما فقط میتونیم زنرگی خودمون رو تغییر بدیم و در خوشبختی یا بدبختی کسی تاثیر گذار نیستیم . تا همین چند روز پیش مادرم تلفنی داشت بهم میگفت حلالت نمیکنم داری ناراحتم میکنی حجابتو رها کردی ! و طبق قانون سکوت کردم و جواب ندادم اعراض کردم چون هر چقدرم به مادرم توضیح میدادم که اولا این یه انتخاب شخصیه دوما دعا یا نفرین تو تاثیری در زندگی من نداره ، متوجه اش نمیشد … از این مثال ها همه امون زیاد داریم یا مثلا یادمه سالها خانواده امو مقصر میدونستم که زورم کردن تو دبیرستان رشته ریاضی بخونم با وجودی که علاقه نداشتم.
کافیه که ظلم ، قربانی شدن رو نپذیریم و با خودمون در صلح باشیم فرکانس خوب بفرستیم اونوقت همه چی مثل یه ایینه بازتاب میکنه به خودمون . پس چه بهترکه خوبی بفرستیم تا خوبی هم برگرده .
استاد جانم ازتون ممنونم
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستای همفرکانسی
روز شمار تحول من ، جلسه دوم :
چقدر این بحث احساس گناه یا قربانی شدن و مورد ظلم واقع شدن ریشه ای هست برای همه مون ، مخصوصا آدمهای مذهبی تر ؛
من خودم چون پدر و مادرم مذهبی هستن و توی همچین خانواده ای بزرگ شدم خب مثه همه یسری خرافات رو شنیده و باور کرده بودم ؛
معمولا تو خانواده های مذهبی برای اینکه بچه رو مجبور به انجام کاری بکنن ، از احساس گناه دادن به اون بچه استفاده میکنن ، مثلا اگه فلان کارو کنی خدا قهر میکنه ، اگه اون کارو نکنی خدا و پیامبر خوششون میاد ، اکه گریه و زاری کنی به حاجتت میرسی و ….
یادمه همیشه تو مراسم های عزاداری وقتی میدیدم با صدای اون مداح بقیه چجوری گریه و زاری میکنن تعجب میکردم ، هر چقدر زور میزدم منم چهارتا اشک بریزم واقعا نمیتونستم خخخخ
قشنگ حس میکردم از درون یه حسی بهم میگه اینکار اشتباهه ولی یجورایی برای اینکه اون احساس گناه رو از خودم دور کنم زور میزدم که اشک بریزم چون فکر میکردم اگه گریه نکنم حتما سنگدل هستم ؛ که هیچوقت هم نتونستم مثه بقیه اشک بریزم ؛
خداروشکر بعد که با این مسیر بهشتی و توحیدی آشنا شدم چقدر خداروشکر کردم که اتفاقا چه کار خوبی کردم که اشک نمیریختم ، چون اصلا مسیر اکثریت مسیر شرک و جهنمیه ؛
یا مثلا میگفتن اگه روز شهادت و عزا تخمه بخوری یا اهنگ گوش کنی یا شاد باشی کار گناهیه ؛
همیشه از درون با این دیدگاه مشکل داشتم و حسم تاییدش نمیکرد ؛ و بعدها فهمیدم که این حس همون خدا بوده که اصلا چیزی به اسم غصه و ماتم رو تایید نمیکنه و صد در صد مسیر غلطیه ؛
چون هر چقدر ما تو فرکانس گریه و غم و عزاداری میمونیم ، چیزی که واضحه طبق قانون از همین موارد وارد زندگیمون میشه ؛ شاید بی دلیل نیست که کشور ما همیشه توی درگیری و بلاهای مختلف دست و پا میزنه ؛ هر چند وقت یکبار یه بلا و مصیبت برای کشور ما پیش میاد ، که صد در صد نتیجه فرکانس هاییه که خودمون فرستادیم ؛
ممنون از استاد عزیزم که به جرات میتونم بگم با فایلهای شما طی این سالها ، خیلی بهتر قرآن رو درک کردم و یجورایی با قرآن آشتی کردم ، چون منم مثه بقیه با قران هیچ احساس راحتی نمیکردم ، فقط بخاطر باورای غلطی که از دین و قران و خدا بما داده بودن ؛
بنام خدای مهربان
سلام به استادم
سلام به خانم شایسته خانواده عباسمنش
سلام به گلهای زیبای باغ بهشت عباسمنش، به دوستان عزیز و خوبم.
استاد خوبم!
این فایل بینهایت خوب است. طوری که وقتی این بارهم این فایل را گوش کردم و نکته هایش را نوشتم؛ چیزهای فهمیدم که انگار امروز برای اولین بار گوش دادم.
با خودم گفتم شاید جا دارد که دوباره گوش کردم. باز هم چنان مرا با خود برد که انگار هیچ چیز نمی دانم.
دوباره از اول هرچه از قبل تجربه کرده بودم را از ذهنم پاک کردم با خود گفتم شاید دانستههای نکته ضعف من است و ممکن است باعث شود ، زود نتیجه گیری کنم و از مطلب دور بمانم.
چند روز فایل را گوش ندادم و روی ذهنم کار کردم تا از برداشت هایم صرف نظر کنم.
باز از اول شروع کردم و بدون پیش داوری فایل را گوش کردم.
وای خدای من.
چه لذت بزرگی دارد وقتی خداوند اینگونه واضح و خصوصی با من حرف میزند.
از قانون استغفار می گوید:
باید از خداوند طلب آمرزش کنم که البته خداوند بسیار غفور و رحیم است.
از قانون دعا میگوید:
من هر دعای خیری بکنم، به خودم بر میگردد. یعنی هر کس در مدار درست باشد نتیجه اش راه درست است و سرانجامش نیکی و موفقیت است.
از قانون هجرت می گوید:
وقتی که ملک الموت از مستضعفین سوال میکند شما در زمین چگونه بودید وآنها میگویند که ما مورد ظلم واقع شدیم و ما مستضعف بودیم در جواب میگوید مگر زمین خداوند پهناور نبود؟ چرا مهاجرت نکردید و به جای دیگری نرفتید.
آنان جوابی ندارند دانستهاند که به خود ظلم کردهاند.
قانون سیستمی بودن خداوند:
زیباتر از چیزی این خدای من است که انرژی خیر حاکم بر جهان است. این خدای من است که خالق جهان است و بهتر از همه این است، این خدای من است که هدایتگر جهان است.
باران را از آسمان فرو میبارد.
رزق تمام موجودات را در هر جایی که هستند میدهند.
آب دریاهای شور و شیرین را مخلوط نمی کند.
هیچگاه خشک و تر را باهم نمی سوزاند.
همواره درخواستهای من را میشنود و اجابت میکند.
چرا که من هرچه دارم و هرچه هستم نتیجه فرکانس خودم، درخواست خودم ،مدار خودم هست و خداوند به عنوان یک سیستم هوشمند آنها را وارد زندگی من کردهاست. در خواستهای مرا اجابت کردهاست.
اگر احساس میکنم که میتوانستم به جایگاه بهتری برسم ، نشان این است که خداوند همواره بهتر و بیشتر از من میخواهد که من موفق بشوم.
آه خدایم من!
وقتی از قانون تسلیم میگوید:
من هر گاه از هدایت خداوند پیروی کنم نه غمی و نه اندوهی دارم.
چه موقع من غم و اندوه ندارم؟
وقتی از هدایت خداوند پیروی کنم و به خداوند هرلحظه ایمان داشته باشم یعنی وقتی تسلیم او باشم.
وقتی خداوند تمام درخواستهای مرا اجابت میکند.
وقتی هرلحظه مرا هدایت میکند.
وقتی خداوند همه چیزاست.
وقتی من ذرهای از وجود خداوند هستم.
وقتی تمام جهان را خداوند به تسخیر من درآورده است.
جای ناسپاسی است که من به نجوای شیطان گوش بدهم و قلبم را که جایگاه خداوند است با نجوایی شیطانی پر کنم و قدرت را از خداوند بگیرم و به شیطان بدهم و شرک بورزم.
خدای من
من بینهایت ثروتمند هستم که ترا دارم.
من بینهایت قدرتمند هستم وقتی که دعا میکنم.
من بینهایت خرسند هستم وقتی با من حرف میزنی و مرا هدایت میکنی.
خداراشکر که درون قلبم جایگاهت هست.
خداراشکر که در قلبم به رویت باز هست.
استادخوبم
هرچی بگم ،برای خداوند کم است.
هرچه از قوانین بگم باز انگار نگفتم.
خدایا میخواهم که خوب زندگی کنم و تلاش کنم تا در زندگیام ترا بهتر و بهتر معرفی کنم.
من که بندهای بیش نیستم.
هرچه هست همه تویی.
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان قامت رعنا ته بینم
استاد بینهایت خوشحالم و سپاسگزار هستم که خداوند شما را برای من معرفی کرده است. دوستانم را معرفی کرده است.
خانم شایسته را در این خانواده قرار داده است.
خدایا
کمک کن تا جایگاهت را بهتر و بهتر کنم و از هدایتت بهره ببرم.
در پناه خداوند غفور و رحیم ،شاد و ثروتمند و آرام باشید. انشاالله
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و ابراهیم عزیز و خانم فرهادی عزیز
من امروز دوممه که روز شمار تحول زندگی من رو انجام میدو و یقین دارم جهان به فرکانس امید داشتن من به این کار جواب خوبی میده
و میخوام فقط برای وجود ارزشمند خودم بقول خانم شایسته جهادی اکبر به راه بندازم.
اما بقول استاد مثالهایی عینی برای ذهن بیمارم میارم که بتونم بپذیرم تمام اتفاقات زندگیم حاصل فرکانس خودم بوده .
استاد گفتند زندگی آدمهای زیادی مدتهاست که یک جهنم واقعی است. آنها سالهاست در این جهنم مانده اند زیرا معتقدند این جهنم توسط فردی غیر از خودشان ایجاد شده. مثلا همسرشان به آنها خیانت کرده یا …………..
من فکر میکردم چون کودک 7 ساله هستم و پدر و مادرم رفتند مکه و منرو با یک خاله و پسر خاله بشدت عصبی و ناراحت تنها گذاشتند
این مدت یکماه که من زجر کشیدم مقصرش پدر و مادرم هستند و اونها به من ظلم کردند و الانم بخشیدنشون سخته
من فکر میکردم در سن 10 سالگی که از مشکلات باعث شد از خونه فرار کنم والدینم مقصر هستند و به من ظلم کردند .و……
من فکر میکردم که وقتی 17 سالم بود و اجازه ندادند موتور بخرم و کمکم نکردند به من ظلم کردند .
و صد ها مثال
از همسایه
همکلاسی
مدیر
همسر و…………..
این تا اینجای صحبتهای استاد و مریم جان
استاد شما گفتید
اما حقیقت این است که اگر این اصل جهان را بپذیری که میگوید:
«تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء بازتاب باورهای و فرکانس های خودمان است»،
آیا موضوعاتی مثل خیانت، مورد ظلم واقع شدن، یا بخشیدن یا نبخشیدن فردی که آن را مقصر بدبختی خود میدانی و… همچنان برایت موضوعیت خواهد؟
الان متوجه شدم اشتباها این کار رو داشتم میکردم .
الان متوجه شدم دارم انرژی، تمرکز، توانایی خودمو بجای فکر به خواستههام – صرف ثابت کردن اینکه دیگران به من ظلم کردن و من یک قربانی و مظلوم بودم میکنم .؟!
البته بصورت ناآگاهانه هر روز در ذهنم افکاری که میچرخه تعیین میکنه من چه واکنشی نشون بدم و این شده که الان دستاورد چندان مهمی ندارم و یک زندگی خیلی خیلی معمولی حتی زیر خط فقر کارمندی دارم .
استاد من نمیدونستم با این فکر که بهم ظلم شده و بصورت مخفی انگشت اشاره بسمت دیگران داشتم نمیدونستم که دارم
یک فرکانس و ناخواسته رو هر روز میسازم که ناخواستهی بعدی رو بوجود می یاره و یک احساس بده که اتفاق بدِ بعدی را خلق میکنه ، و برای همین هرچی ستاره مینویسم هر روز هر چی وویس رایگان گوش میدم حتی کمی احساس بهتری هم وارد افکارم نمیشه
بعد میبینم دوستان تجربه گذاشتن که ما با فایل های رایگان به کجاها به کجاها رسیدیم
بعد میگم خدا یا پس چرا به من جواب نمیده …….
استاد شما درست گفتین الان من جرأت تمرکز بر ناخواستهها یا گلایه و شکایت از آنها را-هم به درگاه خدا- هم به غیر خدا رو دارم انجام میدم
به همسرم میگم تو توی رابطه زناشویی کمم میزاری تو آدم سردی هستی
به مدیرم یک چیز دیگه غرغر میکنم که اضافه کار مناسب ندادی
به پسرم غر میزنم که تو چقد بی فکری
به آبدارچیم میگم چرا چایی دیر آووردی
و…………………….
استاد من سه سال توی سایت شمام تقریبا آرزوم بوده که همواره بتونم در زمان مناسب، در مکان مناسب باشم
اما شاید یه بار یا دوبار برای چیزهای خیلی معمولی معمولی شده ….
استاد من واقعاً در “اجرای توحید در عمل ” مشکل دارم .
اما چقدر سپاسگذارم و لذت میبرم که متوجه شدنم این نشتی انرژی از کجا آب میخوره و میخوام جدی همت کنم و انجامش بدم که مسیرم هموار بشه
آخه خیلی درد ناکه که با گروه بهشتیان باشی و از میوه ها و زیبایی های این بهشت پارادایس بهره نبری
برای تمرین ای ن درس تصمیم گرفتم
وویس رو چند مرتبه گوش بدم
و از توش باورایی که شما یادم دادین رو دربیارم
تا جهان لاجرم بهم پاسخ بده و لذت ببرم به راحتی
و نتایج بیاد به راحتی
و روی شونه خدا سوار بشم و بگم اینو میخوام اونو میخوام و بگیرمش .
از همتون ممنونم
درود جناب محمدی عزیز.
به این همت و به این صداقت و به این جسارت تون واقعاً تبریک میگم و تحسین تون میکنم که صادقانه درونتونو حس میکنید و فرار نمیکنید و به مرحله پذیریش رسیدید
و چقدر قشنگ بیان میکنید مطالب رو
و چقدر عالیه که با شهامت میخوایید پیش برید و اهل توکل کنندگان باشید
دمتون گرم واقعا خوشم اومد