این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-13.gif8001020مدیر فنی/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngمدیر فنی2015-06-05 00:00:002025-12-02 06:59:08همین لحظه بهترین زمان برای شروع است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت اساتید عزیزم جناب عباس منش و بانو شایسته مهربونم.
خیلی سپاسگزارم از خداوند مهربان که تا امروز به تعهدم عمل کردم و هر روز همراه دوستان عزیز در این سفرنامه حضور دارم و به آموختههام اضافه میشه. چون متعهد هستم به درک و فهمیدن فایلهای سفرنامه.
متأسفانه من هم در گذشته فکر میکردم که با کمک خانواده یا وام کلان میتوان ی کسب و کار جدید و راهاندازی کرد.
یا دقیقا مثل همونی که استاد فرمودند: اگه منم مثل فلانی چند میلیارد پول داشتم میتونستم داراییامو دو برابر کنم یا فلان شرکت و بزنم.
ولی الان فهمیدم که اشتباه فکر میکردم و چه باورهای اشتباهی داشتم.
همیشه میگفتم پول، پول میاره
یا فکر میکردم که دیگه بازار اشباع شده و کسی نمیتونه قد علم کنه در برابر کاسبای قدیمی.
در صورتی که اصلاً اینجوری نیست. خیلی از کارآفرینان جوان و تازه کار، با باورهای درست و توکل
چطور موفق شدن و تکاملشونو طی کردن و با همون شرایطی که داشتن کار خودشونو شروع کردند و موفق شدن.
منم اگه بخوام کاری انجام بدم با توجه به علاقم از تو خونه و با پس انداز خودم کارو شروع کنم بعد با سودی که به دست میارم یواش یواش کار خودمو گسترش بدم و خیلی مهمه تکامل و طی کنم و کلی تجربه کسب کنم.
دیروز برای من ششمین روز بود فایل را شنیدم اما اتفاقی افتاد که نشد بنویسم
به شخصه هیچوقت اعتقادی به وام نداشتم بخاطر اینکه مادرم که کارمند هم بود همیشه در حال وام گرفتن و همیشه در حال قسط دادن بود آنهم اغلب برای چه موارد بیهوده ای. بعد از سالها التماس که وام نگیر به تازگی اعتراف کرد که در باور من بوده که آدم تا وام نگیره و قسط نده چیز دار نمیشه.
با سلام خدمت استادم و خانم شایسته عزیز و دوستان نازنینم🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌾🌾
روز ششم سفرنامه
واقعا این فایل سراسر نکته بود .نکته های طلایی 💡💡💡
فقط خداروشکر میکنم که تو فرکانسی بودم که این صحبت ها رو بشنوم
اول در مورد قانون تکامل. من تو بعضی موارد مشکل داشتم و دارم و درکش نکردم مخصوصا در زمینه تغییر باورها و همیشه دلم میخواسته خیلی سریع باورهام و مدارم تغییر کنه حالا در مورد باور مالی یا روابط و غیره
البته تو موردهایی که نیاز به تلاش فیزیکی بوده بیشتر این قانون رو باور داشتم از جمله کلاسهای آشپزی شیرینی خیاطی گلدوزی و غیره که میرفتم واقعا میدونستم که باید پله پله رفت بالا ولی در مورد باورهای ذهنی قانون تکامل رو درست متوجه نیستم و فک میکنم با 3روز کار کردن روی خود باید اتفاقات مهمی بیفته و زندگیم تغییر کنه
در مورد وام گرفتن باید بگم که من با تمام وجودم باور داشتم که تا کسی وام نگیره نمیتونه جلو بشه تو زندگی. و ما تمام زندگیمون داشتیم وام میگرفتیم و پرداخت میکردیم و واقعا سختیش رو هم حس کردیم چه مکافاتایی چه سختیهایی که کشیدیم. برای ساخت خونه از قدم اولش وام گرفتیم تا آخرش و هنوز هم بعد از چندین سال ما باز هم داریم قسط وام ها رو میدیم.
دیشب که صحبتهای استاد رو شنیدم داشتم خلاصه وار برای همسرم تعریف میکردم که وام گرفتن و دسته چک داشتن یه باور محدود کننده هست که همسرم گفت واقعا؟؟ من میخواستم چند روز دیگه وام بگیرم و فلان…. و خلاصه اینکه من منصرفش کردم و گفتم دیگه هیچوقت عمرم دلم نمیخواد وام بگیریم .
و با تمام وجود دارم میبینم که با اینکه از اول زندگی تا الان که بیشتر از ده ها بار وام گرفتیم ولی اوضاع مالی و زندگی دلخواه نداریم و همیشه بدهکار بودیم همییییشه چون وام گرفتن یعنی بدهکاری یعنی باور همیشه بدهکار بودن. و من واقعا دیگه نمیخوام بدهکار باشم
خداروشکر میکنم که نسبت به این مسئله آگاه شدم و بدون مقاومت پذیرفتم
و نکته بعد در مورد اولین قدم رو برداشتن برای شروع کسب و کار هست با همون امکاناتی که در اختیار داریم.
وقتی بهش فکر میکنم میبینم که کاملا درسته. چون اگه قرار باشه کسانی که پول کافی در اختیار دارن یا والدین ثروتمند دارن و…بتونن از این طریق به راحتی کسب و کارشون رو شروع کنن و موفق شن و کسانی که هیچ سرمایه ای ندارن و والدین ثروتمند هم ندارن به این دلایل نتونن هیچ کاری انجام بدن و لاجرم باید همه عمرشون بدبخت و بدهکار باشن، این کاملا با عدالت خداوند و قوانین جهان در تضاده.
یعنی در دنیایی زندگی میکنیم که همه چی شانسی هس. یکی شانسش زده و سرمایه دار هس و یکی از بدشانسی پول نون خوردن هم نداره
ولی نههه این نیست. محاله این جهان این شکلی خلق شده باشه و همه چی شانسی باشه
خداوند ما رو خالق زندگی خودمون قرار داده که بتونیم هر جوری میخوایم زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم وگرنه ما یه عالمه آدم سرمایه دار دیدیم که چطور همه سرمایشون به باد دادن و یه عالمه آدم که از هیچی به همه چی رسیدن در زندگی.
البته باید ایمان داشت به خداوند و هدایتش و دیدن نشانه هاش
من امروز که دارم اینا رو مینویسم با تمام وجودم از خدا میخوام که کمکم کنه منم نشونه هاش رو ببینم و بتونم یه زن مستقل با درآمد بسیار عالی با کار بسیار عالی و دلخواه و پر از عشق و شادی و آزادی داشته باشم. کاری که مادر بودنم مانعی براش نباشه بلکه برعکس به کسب و کارم بیشتر رونق بده. الان واقعا نمیدونم تو چه زمینه ای هس و چه کاریه و چطوری و از کجا…اصلا دلم نمیخواد با این سوالا ذهنم رو محدود کنم
چون شک ندارم راههای خداوند بینهایته بینهاااایت
و خداوند بدون شک منو در مسیر خواسته هام قرار میده و ایده هایی عالی به من الهام میشه.
خدایااا خدای خوبم میدونم که عاشقمی که دوستم داری که همیشه منو میبینی و همیشه بهترینها رو برام میخوای
ازت درخواست میکنم قلبم رو پاک کن زبانم رو پاک کن چشمم رو پاک کن روحم رو پاک کن ذهنم رو پاک کن تا بتونم نشونه های تو رو ببینم و در مسیر صحیح قدم بردارم
بدون شک یه روز میام و این نوشته ها رو میخونم و اشک شوق میریزم چون اون موقع تو اون کسب و کاری که دوس دارم هستم و درآمدم روز به روز بیشتره و با عشق زیاد هر روز کارمو انجام میدم.و چقد کارم راحت و آسونه خدایا شکرررت و من چقدررر هر روز به راحتی نشانه ها و هدایت خداوند رو میبینم و بیشتر باورش میکنم
اره این ردپا بماند به یادگار . من تکاملم رو طی میکنم من به راههای فوق العاده عالی هدایت میشم و بهترین و زیباترین اتفاقات در زندگی من میفته.
🌹🌹🌹🌹خداوندا سکان زندگی خود رو به دستهای ایمن تو می سپارم آن را به هر کجا که میخواهی هدایت کن🙏💜💜💜💜
برای همه عزیزانم آرزوی بهترین نعمت ها بهترین مسیرها و تجربه زیباترین احساسات رو دارم.😍🌷🌷🌷
و سلام به همهی دوستان همفرکانسی ناب و درجه یکم که با تعهد و هیجان دارن به این راه زیبا و شگفتانگیز ادامه میدن و هر ثانیه از زندیگشون را دارن به لطف خدای جان و استاد و مریم عزیز با پکیج کردن این آگاهیها که دستی از سوی خداوند هستند خودشان را به مسیر درسته به خدا رسیدن و خالق شدن هدایت میکنن، دم همتون گرم.
میخوام رد پای دوم خودم را ثبت کنم به کمک خدا و از درونم هرچه میاد را اینجا با شما دوستای نازنینم شِیر کنم،
دوستان خوبم اینکه خداوند از سوی استاد عزیز به ما میگن از قدم کوچیک شروع کن، باورهات رو بساز به خودت و داشتهها و توانایهات ایمان داشته باش، به روی خودت کار کن و به خودت ایمان بیار تا بتونی خواستههات را براورده و خلق کنی، دنیای ثروت و زیباییهای دنیا رو ببین یک حقیقت محض هست،
اینکه میگن اگر خودت را باور کنی، اگر ایمان داشته باشی از یک جایی واست اتفاق میافته حقیقت داره، اینکه میگن مشخص نکن از کجا بیاد که زندگی که میخوای رو بتونی بسازی حقیقت داره، اینکه میکن به جیب پدر چشم ندوز که با کله میخوری زمین حقیقت داره،
من همیشه منتظر بودن تا پدرم به من ی سرمایه بدن بتونم کارم را استارت بزنم،
همیشه هم تا کسی چیزی میگفت، میگفتم فلانی رو ببین رفت اینقدر سرمایه گرفت از پدرش تا کارش به این بزرگی و شیکی انحام شد، فلانی ببین رفت فلان چیز پدرش رو فروخت تا اینکار رو کرد، بعد که خداوند از طیق استاد با من صحبت کرد و من قول دادم به خودم که خودمو باور کنم و روی داشتههای خودم سرمایهگذاری کنم، (سرمایه من فقط، هوش و استعداد و خلاقیتم هست) و باورهایم را نسبت به خودم بسازم و قوی کنم، از جایی که من اون آدم را نمیشناختم و واسطه این اتفاق دستی از دستان خداوند که نامزدم بود باعث شد پیشنهاد کاری به من بشه که من خلاقیتم را وسط بگذارم و سرمایه از طرف مقابل باشد، من طراحی کنم و طرف مقابلم که خواننده هست سرمایه خرید و دوخت را خودش بدهد و خلاقیت من را بپوشد، نشان بدهد اسم من در کارهایش ذکر بشود و دستمزد کار من را هم بدهد و صفر تا صد کارهای طراحیهای لباسش را من انجام بدهم و بغیر از خودش خوانندهی دیگری را هم معرفی کند به همین منوال کار کنم!
ببینید من نه جایی ار خودم دارم، نه مزونی، نه ثبت برندی دارم هنوز اما باور کردم و رخ داد، باور کنید که اتفاق میافته از جایی که نمیدونید، حتی فکرش را هم نمیکنید،
من قبلا بخاطر باورهای غلط خودم چندین بار شکست خوردم و طراحهایم دزدیده شد و کلا درس و مدرک و خلاقیت و داشتههابم را بوسیدم کنار گذاشتم، اما وقتی فهمیدم مشکل کار خودم هست به روی باورهایم هرروز دارم کار میکنم با حرفهای استاد هرروز تلنگرهای جدیدی در زندگیم متوجه میشوم، وقتی به خودم گفتم حورا هرکاری مه بلدی بذار کنار، از این شاخه به اون شاخه نپر، روی خودت تمرکز کن و بسپر به خدای جان اون راه رو بهت نشون بده، معجزه از پس معجزه رخ میده ، وای که استاد و مریم عزیز با گفتهایتان چه زندگیهایی که متحول نشد، دوستان برای همهچیز، حتی کوچکترین اتفاقات سپاسگزار باشید،
مرسم عزیزم، استاد جان عزیزم اول از خدای خالق خوبیها، خدای جان تشکر میکنم و بعد از شما با آگاهیهای زیبایی که در اختیار من و دوستانم قرار میدهید و بعد از تک تک دوستای خوبم که با کامنتها و ردپاهایی که از خودشان به جای میگذارن تا به من و امسال من انگیزهای بدن تا به راهمون ادامه بدیم
ممنونم
در پناه خدای جان همیشه سلامت، ثروتمند و عاشق باشید
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان همراه
استاد چند روزی بود که دنبال این بودم تا راهی برای کسب ثروت پیدا کنم. کارمند دولتم ولی اینکه منتظر باشم تا کسی بهم پول بده و نگاهم به دست کسی باشه برام خوشایند نیست. دوست دارم مولد باشم. خلاصه از خدا خواستم هدایتم کنه و یک سری ایده رو که به ذهنم رسید اجرا کردم. گذشت تا امروز که رفته بودم پیش دوستام. یکی از اونها خطاب به دوتا از دوستام گفت فلانی گفته بریم باهم یه تیم تشکیل بدیم و تدریس دروسی رو که بلدیم به عهده بگیریم..گفت من زبان درس میدم، فاطمه تو علوم درس بده، زهرا توهم ریاضی ..حالا من دنبال چی بودم؟ تدریس عربی متوسطه اول که عاشقشم و کاملا مسلطم:). گفتم منم پایه اممم.هرکاری باید انجام بدیمو انجام میدم. استاد هماهنگی خدارو ببین. من اول از خدا هدایت بخوام. خدایی که با این ایه شناختمش …یا هادیَ من ستَهداه..ای هدایت کننده کسی که هدایت بطلبد…بعدش هدایت شدم به این فایل تا امادم کنه برای پذیرفتن ایده ای که دوستم میده..گوش دادن به این فایل باعث شد من بدون ذره ای چون و چرا بپذیرم ایده دوستمو چون گفتم این خود تکاملهههه.من از شهری که هستم، جاییکه هستم شروع میکنم. اتفاقات طوری رقم خورد که من دوستمو ببینم و دقیقا تایمی که من پیششونم این ایده رو بده. چون دوستام دوساعتی باهم بودن و من کنارشون نبودم و وقتیکه من اومدم پیششون این ایده رو دادن. تازه چ ایده ای؟ همون چیزیکه من براش اماده بودم هم از لحاظ تکاملی هم از لحاظ اگاهی..نمیتونم باور کنم این همه اتفاقات کوچیک و بزرگ اتفاقی باشه:). میتونم خدارو تو لحظه ب لحظه این معجزات ببینم.نمیدونم قراره چی بشه هرچی بشه این اتفاق یه نشونه خوبیه برام که ایمان بیارم و ادامه بدم ب مسیرم با این باور ک نتیجه میده..هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم.ب امید شنیدن خبرای خوش من:)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن
روز ششم از فصل اول روزشمار تحول زندگی من:
من آدمی بودم( الان خیلی کمتر شده برای همین میگم که بودم، چون با اون آدم قبلی خودم خیلی فرق کردم و مدام سعی میکنم تغییر کنم و بهتر بشم) که فقط آخر کار رو میدیدم و میگفتم اگر من فلان کار رو شروع کنم و نتیجه من مثل فلانی که خیلی موفق هست نشه چی؟
من میخواستم در شروع هرکاری تَهِ ته اون کار باشم
فکر میکردم مبتدی بودن خیلی ضایس
فکر میکردم نظر بقیه خیلی مهمه که الان درباره من که تازه کارم چی میگن
این بخاطر کمالگرایی من هم بود
و همیشه برام سوال بود بقیه چطور به این چیزا فکر نمیکنن و اینقدر با اعتماد به نفس کارشون رو شروع میکنن
همیشه همسرم هم با در مورد این افکار من مخالف بود
البته یک جنبه خیلی خوب از این نوع فکر کردنم این بود که حتی در شروع هم باید صدتو بزاری
و خودمم هم همینطور بودم
الان وقتی بچه هام میخوان کاری رو شروع کنن که یادبگیرن قانون تکامل و رشد رو بهشون یاد میدم و یادآوری میکنم تا با اعتماد به نفس شروع کنن و ادامه بدن
و خیلی خوب جواب میده تا استرس و ترسشون کم بشه و ادامه بدن
یک اتفاقی چند روز پیش افتاد که الان یادم اومد و فهمیدم که به قانون تکامل ربط داره
قضیه این بود که رفته بودم خودم و دخترم رو برای کلاس آموزش شنا ثبت نام کنم
هون موقع هم خیلی از اطرافیان میشنیدم که مشکل کمبود آب هست و …
و همش یه صدایی بهم میگفتی ثبت نام نکن چون بخاطر آب استخرها تعیل میشه
الکی پول نده. یک پام میرفت و یک پام نمیرفت دم باجه
ولی از اون جایی که دخترم خیلی منتظر بود برای شروع کلاس ثبت نام کردم و کار ثبت نام هم خیلی راحت و سریع انجام شد
اون تایم هم خیلی سعی میکردم به هدایتها و نشانه ها حواسم باشه و درک کنم که کدوم هدایت هست و کدوم نجواهای ذهن
نتونستم موقع ثبت نام اینو تشخیص بدم، خلاصه ثبت نام کردم و یک حس ترس از دست دادن پول هم داشتم.
بعد از دو روز پیام دادن که بخاطر آب استخرها تعطیل شده
همون موقع به همسرم گفتم من به الهامی که بهم شد در مورد ثبت نام گوش نکردم و ثبت نام کردم
حالا فهمیدم که چی الهام هست و چی نیست وبهشون گفتم اشکال نداره و الخیر فی ما وقع
اما مدام تو ذهنم بود و مدام سرزنش میکردم خودمو که چرا نفهمیدی هدایت خداوند رو، چرا عمل نکردی و حالم از درون بد شد
هرچی سعی کردم که حواس خودمو از این قضیه پرت کنم و به این نجواها گوش ندم نشد
مومنتومش داشت تو ذهنم هی قویتر میشد
طوری که شب شکرگرزاریم رو ننوشتم
فردا صبحش ستاره قطبیم رو ننوشتم و الان که تاریخ رو دیدم دو هفته از اون زمان گذشته
با اینکه از چند روز بعدش استخرها باز شد و کلاسها هم شروع شد اما تاثیر کنترل نکردن ذهنم و گوش کردن به نجواها رو دارم میبینم
اول اینکه
باید با خودم مهربان باشم و دست از سرزنش خودم بردارم و روی احساس خودارزشمندی و احساس لیاقت و اعتماد به نفسم کار کنم و نخوام یک شبه ره صد ساله برم
دوم اینکه
وقتی دارم کاری رو انجام میدم برای اینکه بفهمم هدایت هست یا نه به احساسم توجه کنم، هدایت باعث میشه آرامش بگیری نه استرس، احساس قدرت کنی نه ضعف
حتی اگر انجام اون کار سخت باشه
من دوست داشتم ثبت نام کنم اما حسی که میگفت ثبت نام نکن از باور کمبود بود و از فکر کردن بهش حالم و حسم بد میشد
به قول استاد باید ببینید حستون به اون کار چیه چه احساسی دارید
اگر حست بده یعنی اشتباهه
این بزرگترین درس برای من بود
باید باورهای درستی درباره فراوانی برای خودم ایجاد کنم
توی کامنت یکی از دوستان برای روزهای قبل دیدم از اهرم رنج و لذت برای تغییر کردن گفتن
یادم اومد که برای کم کردن وزن و تغذیه سالم از اهرم رنج و لذت استفاده کردم و چقدر به من کمک کرد تا رژیم تغذیه سالم و فستینگ رو انجام بدم و وزن کم کنم
باید برای تغییر باورهام از این روش استفاده کنم
نکته ای که میخواستم بگم از این قضیه ای که تعریف کردم این بود که دریافت هدایتها همیشه هست اما درکشون نیاز به تکامل داره
بقول استاد یک عضله است که هر چی بیشتر تمرین میکنی بیشتر میتونی دریافت و درک کنی
و راحتتر بهشون عمل میکنی
و نکته بعدی اینکه به احساسم توجه بیشتری داشته باشم، ستاره قطبیم باشه این حس خوب
و هر اتفاقی هم افتاد مواظب افکارم و ورودی هام باشم
الان که دارم مینویسم کلی چیز دیگه یادم میاد که بخاطر این موضوع برام پیش اومد
میام و دوباره دربارشون مینویسم
این کامنت رو گذاشتم تا یادم بمونه که چطور با تعهد داشتن و ایمان داشتن و ثابت قدم موندن در مسیر الهی هم خودم و هم زندگیم تغییر کرده
سپاسگزار خداوند مهربانم هستم که اینقدر زیبا و واضح با ما حرف میزنه
بنام خدای زیبایی ها
سلام به همگی
روز 6 سفرنامه ام
امروز یادگرفتم که یعنی برام مرور شد اگر برم زیر دین و روی چیزی که نیست حساب کنم آزادی خودم رو فروختم
باید تکاملم رو طی کنم و بتونم با تکامل پول بسازم و خرج کنم
نه اینکه تکامل طی نکنم بخوام قدم 10 تا جلوترمو الان بردارم با چیزی بنام قسط و قرض
خدا رو شکر همیشه از اینکه زیر سایه کسی یا حتی دولت باشم بدم میومد و این اصِ رو تا حدودی رعایت میکردم
یاد گرفتم ازین به بعد هم باید ادامه بدم
پول بسازم تو دستم پول نقد باشه در واقع قدرت با منه نه طرف مقابل
خدا رو شکر اینو همیشه رعایت میکردم چون از مطیع بودن به شدت تنفر داشتم دوست نداشتم چیزی آزادیمو بگیره اونم چیزی که تهش ضرر هست
به نام خدا
روز ششم سفرنامه
همین لحظه بهترین زمان برای شروع است.
سلام خدمت اساتید عزیزم جناب عباس منش و بانو شایسته مهربونم.
خیلی سپاسگزارم از خداوند مهربان که تا امروز به تعهدم عمل کردم و هر روز همراه دوستان عزیز در این سفرنامه حضور دارم و به آموختههام اضافه میشه. چون متعهد هستم به درک و فهمیدن فایلهای سفرنامه.
متأسفانه من هم در گذشته فکر میکردم که با کمک خانواده یا وام کلان میتوان ی کسب و کار جدید و راهاندازی کرد.
یا دقیقا مثل همونی که استاد فرمودند: اگه منم مثل فلانی چند میلیارد پول داشتم میتونستم داراییامو دو برابر کنم یا فلان شرکت و بزنم.
ولی الان فهمیدم که اشتباه فکر میکردم و چه باورهای اشتباهی داشتم.
همیشه میگفتم پول، پول میاره
یا فکر میکردم که دیگه بازار اشباع شده و کسی نمیتونه قد علم کنه در برابر کاسبای قدیمی.
در صورتی که اصلاً اینجوری نیست. خیلی از کارآفرینان جوان و تازه کار، با باورهای درست و توکل
چطور موفق شدن و تکاملشونو طی کردن و با همون شرایطی که داشتن کار خودشونو شروع کردند و موفق شدن.
منم اگه بخوام کاری انجام بدم با توجه به علاقم از تو خونه و با پس انداز خودم کارو شروع کنم بعد با سودی که به دست میارم یواش یواش کار خودمو گسترش بدم و خیلی مهمه تکامل و طی کنم و کلی تجربه کسب کنم.
سلام
روز شمارتحول روز ششم
جهان براساس تکامل کار میکنه
برای شروع بهترین لحظه همین لحظه است
والدین اگر به فرزندان خود اعتماد ب نفس بدن بهترین سرمایه رو دادن
وقتی آرامش ذهن داری ایده ها بهت الهام میشن
باید با هرانچه که داری شروع کنی و قدم برداری
خدای وهابم میخوام ب ثروتی پایدار برسم
در حوزه مورد علاقم که تو خودت میدونی چیه
پس منو قدم ب قدم هدایت کن
من ب هرفضل و رحمتی از طرف تو محتاجم
خدای وهابم برای هر نعمتی و هرهدایتی سپاسگزارم
سلام
خیلی ممنونم از سحبت های واقعا تاثیرگزار و مفید استاد عباس منش در مورد کسب و کار.
واقعا وقتی این فایل رو دیدم نظرم در مورد همه چیز تغییر کرد.
ممنونم و موفق باشید
با نام و یاد خدای مهربان
سلام
برگ نوشته روز ششم سفرم
برداشتی که من از این اطلاعات داشتم ایناست:
اول اینکه به تکامل و فرایند و مسیرش احترام بگذارم و تسلیم قوانین سیستماتیک خداوند باشم
بعد هیچ وقت دیگه وام نگیرم
اینکه دسته چک هرگز نداشته باشم
چیزی رو وقتی بخرم که پولشو دارم.
از شما ممنونم این فایل آگاهی های چالش برانگیزی برام داشت،سپاس.
دوستتون دارم
به نام خالق بی همتا
سلام و صد درود
دیروز برای من ششمین روز بود فایل را شنیدم اما اتفاقی افتاد که نشد بنویسم
به شخصه هیچوقت اعتقادی به وام نداشتم بخاطر اینکه مادرم که کارمند هم بود همیشه در حال وام گرفتن و همیشه در حال قسط دادن بود آنهم اغلب برای چه موارد بیهوده ای. بعد از سالها التماس که وام نگیر به تازگی اعتراف کرد که در باور من بوده که آدم تا وام نگیره و قسط نده چیز دار نمیشه.
با سلام خدمت استادم و خانم شایسته عزیز و دوستان نازنینم🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌾🌾
روز ششم سفرنامه
واقعا این فایل سراسر نکته بود .نکته های طلایی 💡💡💡
فقط خداروشکر میکنم که تو فرکانسی بودم که این صحبت ها رو بشنوم
اول در مورد قانون تکامل. من تو بعضی موارد مشکل داشتم و دارم و درکش نکردم مخصوصا در زمینه تغییر باورها و همیشه دلم میخواسته خیلی سریع باورهام و مدارم تغییر کنه حالا در مورد باور مالی یا روابط و غیره
البته تو موردهایی که نیاز به تلاش فیزیکی بوده بیشتر این قانون رو باور داشتم از جمله کلاسهای آشپزی شیرینی خیاطی گلدوزی و غیره که میرفتم واقعا میدونستم که باید پله پله رفت بالا ولی در مورد باورهای ذهنی قانون تکامل رو درست متوجه نیستم و فک میکنم با 3روز کار کردن روی خود باید اتفاقات مهمی بیفته و زندگیم تغییر کنه
در مورد وام گرفتن باید بگم که من با تمام وجودم باور داشتم که تا کسی وام نگیره نمیتونه جلو بشه تو زندگی. و ما تمام زندگیمون داشتیم وام میگرفتیم و پرداخت میکردیم و واقعا سختیش رو هم حس کردیم چه مکافاتایی چه سختیهایی که کشیدیم. برای ساخت خونه از قدم اولش وام گرفتیم تا آخرش و هنوز هم بعد از چندین سال ما باز هم داریم قسط وام ها رو میدیم.
دیشب که صحبتهای استاد رو شنیدم داشتم خلاصه وار برای همسرم تعریف میکردم که وام گرفتن و دسته چک داشتن یه باور محدود کننده هست که همسرم گفت واقعا؟؟ من میخواستم چند روز دیگه وام بگیرم و فلان…. و خلاصه اینکه من منصرفش کردم و گفتم دیگه هیچوقت عمرم دلم نمیخواد وام بگیریم .
و با تمام وجود دارم میبینم که با اینکه از اول زندگی تا الان که بیشتر از ده ها بار وام گرفتیم ولی اوضاع مالی و زندگی دلخواه نداریم و همیشه بدهکار بودیم همییییشه چون وام گرفتن یعنی بدهکاری یعنی باور همیشه بدهکار بودن. و من واقعا دیگه نمیخوام بدهکار باشم
خداروشکر میکنم که نسبت به این مسئله آگاه شدم و بدون مقاومت پذیرفتم
و نکته بعد در مورد اولین قدم رو برداشتن برای شروع کسب و کار هست با همون امکاناتی که در اختیار داریم.
وقتی بهش فکر میکنم میبینم که کاملا درسته. چون اگه قرار باشه کسانی که پول کافی در اختیار دارن یا والدین ثروتمند دارن و…بتونن از این طریق به راحتی کسب و کارشون رو شروع کنن و موفق شن و کسانی که هیچ سرمایه ای ندارن و والدین ثروتمند هم ندارن به این دلایل نتونن هیچ کاری انجام بدن و لاجرم باید همه عمرشون بدبخت و بدهکار باشن، این کاملا با عدالت خداوند و قوانین جهان در تضاده.
یعنی در دنیایی زندگی میکنیم که همه چی شانسی هس. یکی شانسش زده و سرمایه دار هس و یکی از بدشانسی پول نون خوردن هم نداره
ولی نههه این نیست. محاله این جهان این شکلی خلق شده باشه و همه چی شانسی باشه
خداوند ما رو خالق زندگی خودمون قرار داده که بتونیم هر جوری میخوایم زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم وگرنه ما یه عالمه آدم سرمایه دار دیدیم که چطور همه سرمایشون به باد دادن و یه عالمه آدم که از هیچی به همه چی رسیدن در زندگی.
البته باید ایمان داشت به خداوند و هدایتش و دیدن نشانه هاش
من امروز که دارم اینا رو مینویسم با تمام وجودم از خدا میخوام که کمکم کنه منم نشونه هاش رو ببینم و بتونم یه زن مستقل با درآمد بسیار عالی با کار بسیار عالی و دلخواه و پر از عشق و شادی و آزادی داشته باشم. کاری که مادر بودنم مانعی براش نباشه بلکه برعکس به کسب و کارم بیشتر رونق بده. الان واقعا نمیدونم تو چه زمینه ای هس و چه کاریه و چطوری و از کجا…اصلا دلم نمیخواد با این سوالا ذهنم رو محدود کنم
چون شک ندارم راههای خداوند بینهایته بینهاااایت
و خداوند بدون شک منو در مسیر خواسته هام قرار میده و ایده هایی عالی به من الهام میشه.
خدایااا خدای خوبم میدونم که عاشقمی که دوستم داری که همیشه منو میبینی و همیشه بهترینها رو برام میخوای
ازت درخواست میکنم قلبم رو پاک کن زبانم رو پاک کن چشمم رو پاک کن روحم رو پاک کن ذهنم رو پاک کن تا بتونم نشونه های تو رو ببینم و در مسیر صحیح قدم بردارم
بدون شک یه روز میام و این نوشته ها رو میخونم و اشک شوق میریزم چون اون موقع تو اون کسب و کاری که دوس دارم هستم و درآمدم روز به روز بیشتره و با عشق زیاد هر روز کارمو انجام میدم.و چقد کارم راحت و آسونه خدایا شکرررت و من چقدررر هر روز به راحتی نشانه ها و هدایت خداوند رو میبینم و بیشتر باورش میکنم
اره این ردپا بماند به یادگار . من تکاملم رو طی میکنم من به راههای فوق العاده عالی هدایت میشم و بهترین و زیباترین اتفاقات در زندگی من میفته.
🌹🌹🌹🌹خداوندا سکان زندگی خود رو به دستهای ایمن تو می سپارم آن را به هر کجا که میخواهی هدایت کن🙏💜💜💜💜
برای همه عزیزانم آرزوی بهترین نعمت ها بهترین مسیرها و تجربه زیباترین احساسات رو دارم.😍🌷🌷🌷
به نام خدای جان
سلام به استاد و مریم عزیزم
و سلام به همهی دوستان همفرکانسی ناب و درجه یکم که با تعهد و هیجان دارن به این راه زیبا و شگفتانگیز ادامه میدن و هر ثانیه از زندیگشون را دارن به لطف خدای جان و استاد و مریم عزیز با پکیج کردن این آگاهیها که دستی از سوی خداوند هستند خودشان را به مسیر درسته به خدا رسیدن و خالق شدن هدایت میکنن، دم همتون گرم.
میخوام رد پای دوم خودم را ثبت کنم به کمک خدا و از درونم هرچه میاد را اینجا با شما دوستای نازنینم شِیر کنم،
دوستان خوبم اینکه خداوند از سوی استاد عزیز به ما میگن از قدم کوچیک شروع کن، باورهات رو بساز به خودت و داشتهها و توانایهات ایمان داشته باش، به روی خودت کار کن و به خودت ایمان بیار تا بتونی خواستههات را براورده و خلق کنی، دنیای ثروت و زیباییهای دنیا رو ببین یک حقیقت محض هست،
اینکه میگن اگر خودت را باور کنی، اگر ایمان داشته باشی از یک جایی واست اتفاق میافته حقیقت داره، اینکه میگن مشخص نکن از کجا بیاد که زندگی که میخوای رو بتونی بسازی حقیقت داره، اینکه میکن به جیب پدر چشم ندوز که با کله میخوری زمین حقیقت داره،
من همیشه منتظر بودن تا پدرم به من ی سرمایه بدن بتونم کارم را استارت بزنم،
همیشه هم تا کسی چیزی میگفت، میگفتم فلانی رو ببین رفت اینقدر سرمایه گرفت از پدرش تا کارش به این بزرگی و شیکی انحام شد، فلانی ببین رفت فلان چیز پدرش رو فروخت تا اینکار رو کرد، بعد که خداوند از طیق استاد با من صحبت کرد و من قول دادم به خودم که خودمو باور کنم و روی داشتههای خودم سرمایهگذاری کنم، (سرمایه من فقط، هوش و استعداد و خلاقیتم هست) و باورهایم را نسبت به خودم بسازم و قوی کنم، از جایی که من اون آدم را نمیشناختم و واسطه این اتفاق دستی از دستان خداوند که نامزدم بود باعث شد پیشنهاد کاری به من بشه که من خلاقیتم را وسط بگذارم و سرمایه از طرف مقابل باشد، من طراحی کنم و طرف مقابلم که خواننده هست سرمایه خرید و دوخت را خودش بدهد و خلاقیت من را بپوشد، نشان بدهد اسم من در کارهایش ذکر بشود و دستمزد کار من را هم بدهد و صفر تا صد کارهای طراحیهای لباسش را من انجام بدهم و بغیر از خودش خوانندهی دیگری را هم معرفی کند به همین منوال کار کنم!
ببینید من نه جایی ار خودم دارم، نه مزونی، نه ثبت برندی دارم هنوز اما باور کردم و رخ داد، باور کنید که اتفاق میافته از جایی که نمیدونید، حتی فکرش را هم نمیکنید،
من قبلا بخاطر باورهای غلط خودم چندین بار شکست خوردم و طراحهایم دزدیده شد و کلا درس و مدرک و خلاقیت و داشتههابم را بوسیدم کنار گذاشتم، اما وقتی فهمیدم مشکل کار خودم هست به روی باورهایم هرروز دارم کار میکنم با حرفهای استاد هرروز تلنگرهای جدیدی در زندگیم متوجه میشوم، وقتی به خودم گفتم حورا هرکاری مه بلدی بذار کنار، از این شاخه به اون شاخه نپر، روی خودت تمرکز کن و بسپر به خدای جان اون راه رو بهت نشون بده، معجزه از پس معجزه رخ میده ، وای که استاد و مریم عزیز با گفتهایتان چه زندگیهایی که متحول نشد، دوستان برای همهچیز، حتی کوچکترین اتفاقات سپاسگزار باشید،
مرسم عزیزم، استاد جان عزیزم اول از خدای خالق خوبیها، خدای جان تشکر میکنم و بعد از شما با آگاهیهای زیبایی که در اختیار من و دوستانم قرار میدهید و بعد از تک تک دوستای خوبم که با کامنتها و ردپاهایی که از خودشان به جای میگذارن تا به من و امسال من انگیزهای بدن تا به راهمون ادامه بدیم
ممنونم
در پناه خدای جان همیشه سلامت، ثروتمند و عاشق باشید
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان همراه
استاد چند روزی بود که دنبال این بودم تا راهی برای کسب ثروت پیدا کنم. کارمند دولتم ولی اینکه منتظر باشم تا کسی بهم پول بده و نگاهم به دست کسی باشه برام خوشایند نیست. دوست دارم مولد باشم. خلاصه از خدا خواستم هدایتم کنه و یک سری ایده رو که به ذهنم رسید اجرا کردم. گذشت تا امروز که رفته بودم پیش دوستام. یکی از اونها خطاب به دوتا از دوستام گفت فلانی گفته بریم باهم یه تیم تشکیل بدیم و تدریس دروسی رو که بلدیم به عهده بگیریم..گفت من زبان درس میدم، فاطمه تو علوم درس بده، زهرا توهم ریاضی ..حالا من دنبال چی بودم؟ تدریس عربی متوسطه اول که عاشقشم و کاملا مسلطم:). گفتم منم پایه اممم.هرکاری باید انجام بدیمو انجام میدم. استاد هماهنگی خدارو ببین. من اول از خدا هدایت بخوام. خدایی که با این ایه شناختمش …یا هادیَ من ستَهداه..ای هدایت کننده کسی که هدایت بطلبد…بعدش هدایت شدم به این فایل تا امادم کنه برای پذیرفتن ایده ای که دوستم میده..گوش دادن به این فایل باعث شد من بدون ذره ای چون و چرا بپذیرم ایده دوستمو چون گفتم این خود تکاملهههه.من از شهری که هستم، جاییکه هستم شروع میکنم. اتفاقات طوری رقم خورد که من دوستمو ببینم و دقیقا تایمی که من پیششونم این ایده رو بده. چون دوستام دوساعتی باهم بودن و من کنارشون نبودم و وقتیکه من اومدم پیششون این ایده رو دادن. تازه چ ایده ای؟ همون چیزیکه من براش اماده بودم هم از لحاظ تکاملی هم از لحاظ اگاهی..نمیتونم باور کنم این همه اتفاقات کوچیک و بزرگ اتفاقی باشه:). میتونم خدارو تو لحظه ب لحظه این معجزات ببینم.نمیدونم قراره چی بشه هرچی بشه این اتفاق یه نشونه خوبیه برام که ایمان بیارم و ادامه بدم ب مسیرم با این باور ک نتیجه میده..هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم.ب امید شنیدن خبرای خوش من:)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن
روز ششم از فصل اول روزشمار تحول زندگی من:
من آدمی بودم( الان خیلی کمتر شده برای همین میگم که بودم، چون با اون آدم قبلی خودم خیلی فرق کردم و مدام سعی میکنم تغییر کنم و بهتر بشم) که فقط آخر کار رو میدیدم و میگفتم اگر من فلان کار رو شروع کنم و نتیجه من مثل فلانی که خیلی موفق هست نشه چی؟
من میخواستم در شروع هرکاری تَهِ ته اون کار باشم
فکر میکردم مبتدی بودن خیلی ضایس
فکر میکردم نظر بقیه خیلی مهمه که الان درباره من که تازه کارم چی میگن
این بخاطر کمالگرایی من هم بود
و همیشه برام سوال بود بقیه چطور به این چیزا فکر نمیکنن و اینقدر با اعتماد به نفس کارشون رو شروع میکنن
همیشه همسرم هم با در مورد این افکار من مخالف بود
البته یک جنبه خیلی خوب از این نوع فکر کردنم این بود که حتی در شروع هم باید صدتو بزاری
و خودمم هم همینطور بودم
الان وقتی بچه هام میخوان کاری رو شروع کنن که یادبگیرن قانون تکامل و رشد رو بهشون یاد میدم و یادآوری میکنم تا با اعتماد به نفس شروع کنن و ادامه بدن
و خیلی خوب جواب میده تا استرس و ترسشون کم بشه و ادامه بدن
یک اتفاقی چند روز پیش افتاد که الان یادم اومد و فهمیدم که به قانون تکامل ربط داره
قضیه این بود که رفته بودم خودم و دخترم رو برای کلاس آموزش شنا ثبت نام کنم
هون موقع هم خیلی از اطرافیان میشنیدم که مشکل کمبود آب هست و …
و همش یه صدایی بهم میگفتی ثبت نام نکن چون بخاطر آب استخرها تعیل میشه
الکی پول نده. یک پام میرفت و یک پام نمیرفت دم باجه
ولی از اون جایی که دخترم خیلی منتظر بود برای شروع کلاس ثبت نام کردم و کار ثبت نام هم خیلی راحت و سریع انجام شد
اون تایم هم خیلی سعی میکردم به هدایتها و نشانه ها حواسم باشه و درک کنم که کدوم هدایت هست و کدوم نجواهای ذهن
نتونستم موقع ثبت نام اینو تشخیص بدم، خلاصه ثبت نام کردم و یک حس ترس از دست دادن پول هم داشتم.
بعد از دو روز پیام دادن که بخاطر آب استخرها تعطیل شده
همون موقع به همسرم گفتم من به الهامی که بهم شد در مورد ثبت نام گوش نکردم و ثبت نام کردم
حالا فهمیدم که چی الهام هست و چی نیست وبهشون گفتم اشکال نداره و الخیر فی ما وقع
اما مدام تو ذهنم بود و مدام سرزنش میکردم خودمو که چرا نفهمیدی هدایت خداوند رو، چرا عمل نکردی و حالم از درون بد شد
هرچی سعی کردم که حواس خودمو از این قضیه پرت کنم و به این نجواها گوش ندم نشد
مومنتومش داشت تو ذهنم هی قویتر میشد
طوری که شب شکرگرزاریم رو ننوشتم
فردا صبحش ستاره قطبیم رو ننوشتم و الان که تاریخ رو دیدم دو هفته از اون زمان گذشته
با اینکه از چند روز بعدش استخرها باز شد و کلاسها هم شروع شد اما تاثیر کنترل نکردن ذهنم و گوش کردن به نجواها رو دارم میبینم
اول اینکه
باید با خودم مهربان باشم و دست از سرزنش خودم بردارم و روی احساس خودارزشمندی و احساس لیاقت و اعتماد به نفسم کار کنم و نخوام یک شبه ره صد ساله برم
دوم اینکه
وقتی دارم کاری رو انجام میدم برای اینکه بفهمم هدایت هست یا نه به احساسم توجه کنم، هدایت باعث میشه آرامش بگیری نه استرس، احساس قدرت کنی نه ضعف
حتی اگر انجام اون کار سخت باشه
من دوست داشتم ثبت نام کنم اما حسی که میگفت ثبت نام نکن از باور کمبود بود و از فکر کردن بهش حالم و حسم بد میشد
به قول استاد باید ببینید حستون به اون کار چیه چه احساسی دارید
اگر حست بده یعنی اشتباهه
این بزرگترین درس برای من بود
باید باورهای درستی درباره فراوانی برای خودم ایجاد کنم
توی کامنت یکی از دوستان برای روزهای قبل دیدم از اهرم رنج و لذت برای تغییر کردن گفتن
یادم اومد که برای کم کردن وزن و تغذیه سالم از اهرم رنج و لذت استفاده کردم و چقدر به من کمک کرد تا رژیم تغذیه سالم و فستینگ رو انجام بدم و وزن کم کنم
باید برای تغییر باورهام از این روش استفاده کنم
نکته ای که میخواستم بگم از این قضیه ای که تعریف کردم این بود که دریافت هدایتها همیشه هست اما درکشون نیاز به تکامل داره
بقول استاد یک عضله است که هر چی بیشتر تمرین میکنی بیشتر میتونی دریافت و درک کنی
و راحتتر بهشون عمل میکنی
و نکته بعدی اینکه به احساسم توجه بیشتری داشته باشم، ستاره قطبیم باشه این حس خوب
و هر اتفاقی هم افتاد مواظب افکارم و ورودی هام باشم
الان که دارم مینویسم کلی چیز دیگه یادم میاد که بخاطر این موضوع برام پیش اومد
میام و دوباره دربارشون مینویسم
این کامنت رو گذاشتم تا یادم بمونه که چطور با تعهد داشتن و ایمان داشتن و ثابت قدم موندن در مسیر الهی هم خودم و هم زندگیم تغییر کرده
سپاسگزار خداوند مهربانم هستم که اینقدر زیبا و واضح با ما حرف میزنه
خدایا شکرت
از شما هم سپاسگزارم که اینقدر عالی و معرکه هستین
در پناه الله یکتا شاد و سالم و سعادتمند باشید