همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 134


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدیه گازرانی گفته:
    مدت عضویت: 1569 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلااام خدمت استادای عزیزم و تمامی دوستان گل و نازنین

    سپاس گزارم بابت این آگاهی ها

    راستش رو بخواین داشتیم توی تلویزیون خونمون نگاه میکردیم این فایل رو که شیطون بی ادب اومد سراغم

    هر چند روز پر برکتی داشتیم و کلی خرید کردیم

    ولی ذهنم دوباره اذیتم کرد

    کلی گوشت و مرغ و پاچینی با عشقم خریدیم

    اومدیم خونه عشقم تمیزشون کرده پاکسون کردیم

    من شستم و می‌خواستیم بسته بندی کنیم

    عشقم میخواست بره بیرون و من تنهایی باید این کارا رو میکردم

    دهنه شروع کرد حرف زدن

    ذهنم خیلی خیلی خسته شد

    خودمو بردم تو پارک براش کامنت خواندم

    به خودم خوراکی خوشمزه جایزه دادم

    پیاده روی کردم

    اومدم خونه مرغ خوشمزه پختم برای خودمون شام بخوریم و لذت ببریم

    سالاد خوشمزه درست کردم

    و شامِ خیلی کیییف داد

    ولی دوباره اومدیم این فایل و نگاه کنیم اومد سراغم

    و من متوجه شدم که خودمو وصل کردم به کار همسرم

    درآمد همسرم

    اگه درآمدش کمتر بشه چی(شررررکه شرررررک)

    اگر اون چیزایی که میخوایم و نتونیم تو زندگی بخریم چی

    اگر نتونیم بچه دار بشیم به راحتی از پس هزینه هاش برنیایم چی

    هممممش باور کمبووده همممش

    همش دارم تو ذهنم باور کمبود رو پرورش میدم

    همش میترسم کم بشه

    همش میترسم نابود بشه همه چی

    همش فکر میکنم تموم میشه

    همش فکر میکنم نمی‌رسم نمیشه

    در صورتی که همین عشق و از خدا میخواستم شد

    خواهر میخواستم خدا بهم داد

    شغل معلمی رو میخواستم خدا بهم داد

    مستقل بودن از پدر و مادرم و میخواستم بهم داد

    راحت بیام خونه ی خودم خدا بهم داد

    فرش و تلویزیون و خواستم داد

    چرا حالا من ناشکری میکنم

    چرا به ذهن بها میدم

    چرا به حرفاش گوش میکنم الله اعلم

    چرا تسلیم خدا نشم به جای ذهن

    چرا دل به فراوانی نسپرم به جای کمبود

    خداروشکر که فرق بین اینا رو متوجه میشم

    این تمرکز روی نکات مثبت وشکر گزاری مهم ترین تمرینه

    اگر دوستان تمرین عالی ای برای این دارن ممنون میشم زیر همین کامنت بزارید هر چند من صبحامو با شکرگزاری شروع میکنم

    ولی بازم یادم میاره در طول روز باید توجهم روی نکات مثبت زندگیم باشه

    خداجونم شکرت که تونستم کامنت بنویسم

    هرچند می‌دونم زیاد ربطی به این فایل نداشت

    ولی خب اومد و نوشتمو ردپا از خودم گذاشتم تا بمونه به یادگار

    باید با خودم بیشتر رفیق باشم و برای حال خوبم ارزش قائل باشم و هیچ چیز و هیچکس رو مهم تر حال روحی خودم ندونم

    عشقمم الان داره طرفا رو شست و تمام شد و من دراز کشیده بودم و داشتم فرکانس خودم و میوردم بالا

    خداجونم شکرت بابت این فایل ها و سایت و کامنت و استاد عباس منش نازنینم

    به امید دیدار شبتون پر از آرامش و فرکانس بالا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      آسیه شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 816 روز

      سلام به استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی و همه‌ی دوستان عزیزم

      این فایل نشانه ی امروز من بود و با عشق متن رو خوندم و فایل رو گوش دادم و واقعا نکات بسیار بسیار ارزنده ای داشت من نماینده بیمه هستم والان وارد سال سوم شدم که کارم رو شروع کردم ولی حقیقتا عاشق معلمی هستم و چند بار هم آزمون دادم ولی قبول نشدم البته ناگفته نماند که زیاد مطالعه نداشتم ولی امسال مجدد شرکت کردم و با تمام وجودم دارم تلاش میکنم و با عشق مطالعه میکنم و از خدا خواستم و گفتم من میخوام و اونم بهم میده و یه حس خیلی امیدوارانه ای دارم که حتما قبول میشم وبرای این کامنت گذاشتم که کامنت دوست عزیزم مهدیه جان رو خوندم که گفتن از خدا شغل معلمی رو خواستم بهم داد وقتی خوندم کلی ذوق کردم و این رو یه نشونه دیدم و خیلی دوس داشتم که بیام و کامنت بزارم که واقعا خداوند دوس داره که ما به خواسته هامون برسیم و همه جوره به ما کمک میکنه اگر که با ایمان و باور قلبی ازش بخوایم مهدیه جان مرسی بابت کامنت خوبت انشالله که همیشه سلامت و موفق باشی .

      ممنون از استاد عزیزم که این سایت عالی رو ایجاد کردن و من امشب اومدم و این ردپا رو ازخودم گذاشتم به امید الله برای مهرماه که سرکلاس درس باشم.

      درپناه الله یکتا سلامت و موفق و شاد باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 653 روز

    سلام خدمت استادو خانم شایسته

    در هرکاری تکامل خیلی مهمه

    اگر تکامل را رعایت نکنی شکست میخوری

    تکامل یعنی بدست اوردن تجربه یعنی رشد یعنی موفقیت

    قرض ،وام ،چک ،تمرکز رو میبره روی نگرانی

    من باید از هرچی الان دارم شروع کنم تا فکرم متمرکز باشه و ایده ها و الهامات را دریافت کنم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2275 روز

    چه همزمانی جالبی استاد

    فکر‌میکنم بعد از گذشت چندین سال توی سایت شما بودن تازه تازه دارم توی مدار دریافت اگاهی های شما قرار میگیرم

    اونوقت ها اصلا انگار نمیشنیدم‌چی میگفتین

    و به تبعه اون درکی هم نمیکردم که بهش عمل کنم

    ولی الان پاسخ هرچیز رو خیلی سریع توی سایت میگیرم

    نشانه هاش میان

    این هم نشانه ی این درخواست من توی ستاره ی قطبی من بود

    چند وقتی بود که به این درک رسیده بودم و خیلیییی دلم‌میخواست بفهمم چطور از هیچ پول بسازم و چطور پولم‌رو چندبرابر کنم

    نگهداشتن این فکر توی سرم و اعلام درخواستم به جهان باعث چندتا اتفاق شد که در ادامه میگم

    اما قبلش بگم واقعا تا وقتی نشوی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

    روز قبل که فایل قبلی روزشمار رو میدیدم از توی اون فایل دوتا از رفتار های خودم رو پیدا کردم که خیلییی سوسکی و ریز‌داشتن جلوی اومدن پول رو میگرفتن

    اولیش این بود من هر درخواستی که داشتم اولین رفتار میپرسیدم چقدر میشه!

    این خیلیییی اشتباهه

    چون پرسیدن همین سوال باعث‌میشه‌من تمرکزم بره روی صفر های موجودی حسابم و این جمله ناخوداگاه تو مغزم تکرار بشه ما که پول نداریم

    و این تکرار منو از پا دراورده بود رسما

    الان به تک تک رفتارهای ریزم دقت میکنم و هرگز نمیپرسم این قیمتش چقدر میشه

    دیگه ماشین حساب دستم نمیگیرم

    و نتیجه ی این رفتار شد یه مبلغ کمی پول که یهو بهم رسید هرچند کم ولی اصلا مهم نیست من حتی اگر یک سکه هم پیدا میکردم میفهمیدم دارم نتیجه میگیرم پس حتمن قفل بزرگی رو از روانم باز کردم که این پول اومده این سکه اومده

    اتفاق بعدش این بود دم عصر‌من اصلا قرار نبود با مامانم جایی برم یهو رفتیم طلا فروشی

    از قضا جایی رفتیم که اون اقا به شدددددت مشتری داشت

    اشاره میکنم به اون فایل مصاحبه ی استاد با دوستان که با عرشیا داشتید و عرشیا میگفت من تمرکزم روی کسب‌و‌کار هایی بود که بهم حس فراوانی میداد

    استاد نمیدونید این بنده خدا اقای سهرابی طلافروش کارت میکشید ولی انگار پول به حساب من میومد

    اینقدر حسم عالی شد انقددددر لذت بردم از دیدن کار‌کاسبیش سرشار از لذت شدم هی میگفتم خوش بحالش چقددددر عالی که شغل داره

    اخه شغل من میکاپ آرتیسته و حالا که محرم شده دیگ مشتری ای ندارم که البته میدونم این خودش هم یه باور غلطه و صدرصد توی مسیر درست میشه برام

    بگذریم این کسب و کار انقدر حس منو خوب کرد هی دلم میخواست منم شغل داشتم اینجور پول زیاد درمیاوردم خیلی عشق کردم خیلی خوشم اومد و خیلی براش بهترین هارو خواستم و تحسینش کردم

    بعد از دیدن این کسب و‌کار و هی شنیدن راجب پول

    که اتفاقا برعکس همیشه که همه راجب نبود پول و‌گرونی حرف میزدن به طرز عجیبی هیچکس یه مدته از بی پولی اصلا نمیگه

    استاد شما گفته بودید که وقتی روی خودمون کار‌میکنیم همون تلویزیون که اخبار بد پخش میکرد برای ما شروع میکنه اخبار خوب پخش میکنه من عینا تجربه اش کردم این مدت

    بعد از اون که از طلا فروشی اومدیم تو راه که برمیگشتیم یهو یه حسی دوروزه بهم میگفت لیلا قدر پول رو بدون و با بی لیاقتی و بی ارزشی با پول رفتار نکن

    اینکه بری چیزی رو بخری که لازم نداری

    یا مثلا بگی ول کن بابا مگه حالا این مانتو چقدر ارزششه شیش میلیون پول نیست که دیگه تو این زمونه

    تو با این حرف داری ارزش و‌حرمت پول رو از بین میبری و وقتی ارزشی واسه پول قائل نیستی پول صفر‌میشه

    من هرسری میرفتم بیرون عادت داشتم هی غذا و‌نوشیدنی و چیزایی ک خیلی لازم‌نداشتم اون لحظه بخرم

    ولی این سری چون تو شب های محرم هم هستیم همه جا به وفور اب و‌چای و نذری هست

    دیدم یه ابخوری اونجاست خیلی راحت رفتم بدون خجالت اب خوردم

    اگر قبلا بود محال بود این کارو بکنم

    هم اب خوردم هم پولی خرج نشد تازه اون بنده خدا نذرش ادا شد هم من با این رفتار کوچیک به پولم حس ارزش دادم

    حتی خودمم حسم بهتر بود

    ما مدتیه توی خونمون مثل خونه ی بقیه ادم ها یسری مسائل پیش میاد

    چه میدونم لامپ بریزه

    لوله کشی و تعمیرات ریز لازم باشه

    یخچال خونه ی من لامپش خیلی وقت بود ریخته بود و لازم بود درست بشه چون همش با یخچال تاریک سر میکردم و حس خوبی نداشتم بهش

    تا اینکه امروز تو راه برگشت یه لامپ خریدم و چقدر هم ارزون شد باز همون ارزون هم خود فروشنده تخفیف داد بهم!

    اومدم خونه لامپ رو بستم به یخچال خیلی راحت یه مسئله حل شد و هم بنظرم کار مفیدی انجام دادم هم به پولم ارزش دادم

    بعدی که رسیدیم خونه و مشغول جم کردن و تمیزکاری خونه و کارهای شام و بساط میز دورهمی شدیم با همون دوستایی ک رفتیم طلافروشی

    خیلیییی عجیب یهو این فایل روزشمار برام باز شد

    اصلا خط اولش رو خوندم احساسم یجوری شد

    و وقتی خوندمش و فایل رو دیدم یچیزی رو متوجه شدم

    واقعا تا ادم چیزی روزیش نباشه به دستش نمیرسه

    و اگر الان این فایل برای من باز شده ینی طی این شیش روز و طی این مدت که دارم روی خودم کار میکنم حتمن لیاقتی از خودم نشون دادم آگاهانه یا نااگاهانه که حالا دارم چنین اگاهی دریافت میکنم که به درخواستم پاسخ داده میشه

    همون درخواست که از هیچ پول بسازم

    و دقیقا استاد میاد اعتمادبنفس و حس اطمینان قلبی میده که “بشود”

    با همین فایل و معجزاتی که این مدت از قرآن دیدم احساس میکنم یه بابای تریلیاردر دارم احساس میکنم پارتیم خیلیییی کلفته،چپم پره و یه حس بی نیازی دارم یه حس اطمینان از می‌شود

    استاد عزیزم من شرط میبندم حتی این کامنتی که گذاشتم،فقط به دست اهلش میرسه!

    و فقط اهلش و فقط کسایی که پله هاشون رو طی‌کردن میتونن این فایل رو بخونن

    درک کنن

    عمل کنن

    من امشب فقط خواستم ردی از خودم توی روزشمار گذاشته باشم و وقتی برگشتم از دیدن پیشرفتم و لیلایی که امروز این فایل رو دید تشکر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    abolfazl گفته:
    مدت عضویت: 935 روز

    بنام خداوند وهاب و هدایتگرم

    سلام امیدوارم حال دلتون خوب باشه.

    قبل از اینکه برم سراغ فایل میخواستم شرح حال خودمو بگم چندین روزه ک بیخودی درد میشم کمر درد یا هرچیزی دیشب ک داشتم با خودم مورد روزمو میدیدم گفتم اینا الکی نیست و یاد فایل قبلی بود ک گفتید استاد جان اگر گلو تون درد امد یا کمر درد شدید بخاطر افکار و گفتار خودتون چون من خیلی زیاد با کسی ارتباط نگرفتم عملا با خودم حرف میزدم اغلب مثبت و منفی ولی اوریج به منفی بود بخاطر همین من دیروز به کل درد دل بودم و واقعا عجیب من توجه به نکات مثبت هم رو تجربه کردم یک روز به طور کاملا اگاهانه نشستم و سپاسگزار ی کردم هرچیزی ک واسم جالب بود بعدش شب برام پول واریز شد جدی میگم . اصلا اون نتیجه ک دیدم گفتم خداروشکر ولی چرا اونجوری شدم !! بخاطر اینکه جنگ داشتم با بقیه مثلا الان بخاطر امتحانات درگیرم با خودم و یکم عصبی م ک، و از اونطرف مدرسه و معلم های فشار میارن روی آدم ک فلان کار نکردی د….. بعد من باهاشون تو سرم میجنگم و عصبی میشم انقدر این جنگه شدید بوده ک من تقربیا 12 ساعت مریض بودم خیال کردم الکی بودم ولی فهمیدم ک مربوطه به اون جنگا.

    بریم سراغ فایل در مورد این فایل من هیچ وقت نخواستم یه چیزی رو قسطی بخرم و وقتی ک با سایت آشنا شدم وقتی اینو گفتید با اینکه تازه کار بودم و ایمان صد درصد نداشتم ولی وقتی فهمیدم گفتم این کار غلطه پس نباید انجام بشه مثلی از خودم بزنم تو شغلم ک من وسایلی برای شغلم میخواستم و هزینه اونا هم سنگین بود هرکدومشون و دوست نداشتم ک از کسی بگیرم از همون جای ک بودم کار کردم حقوقم رو بردم بالاتر پولمو جمع کردم و اون وسایل رو گرفتم. و هیچ وقت نخواستم ک پدرم کمکم کنه نمدونم چرا انگار پول خودم ک حرج میکنم لذت دیگه یی داره واسم و توی این موضوع تکامل ک گفتید حس میکنم من توی این مورد تونستم ک تکامل رو طی کنم با قدم های کوچیک ک برداشتم.

    در پناه خداباشید.:))))

    1-6

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 520 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام وقت بخیر به دوستان و استاد عزیزم

    اگر به اطرافمون نگاه کنیم قانون تکامل رو میتونیم خوب درک کنیم، کشاورزی که بذر گندم رو میکاره انتظار نداره فردا گندم رو درو کنه چند ماه آبیاری و مراقبت میکنه تا بتونه حاصل رو درو کنه،

    یا تشکیل جنین در شکم مادر و تغییراتی که کم کم در هر هفته بارداری برای جنین اتفاق میوفته که در هر هفته قسمتی از بدنش کامل میشه باید سیر تکاملی خودش رو در 40هفته طی کنه و بعد متولد بشه.

    یادگیری یک ساز موسیقی نیاز به طی یک روند داره تا فرد به اون ساز مسلط بشه مسلما هیچکس یک شبه سازی رو یاد نمیگیره.

    در اطرافیانم هستن کسانی که با سرمایه خودشون شروع کردن و کم کم کارشون رو توسعه دادن و الان موفقند.

    یکی از آشنایان همسرم چندتا ماشین سنگین داره و وضع مالی خوبی داره این بنده خدا از شاگردی شروع کرد و کم کم به این مرحله رسید و اما نمونه دیگه که برعکس شخصی از نزدیکان با دیدن این آقا گفت منم میرم ماشین سنگین میخرم و پولدار میشم با وام و قرض و فروختن طلا و شریکی ماشین خرید و بجایی رسید که نزول کرد آخرش مجبور به فروش ماشین و زمین شد تا بتونه بدهی هاش رو بده.

    من الان که کامنت مینویسم این مثال تو ذهنم اومد و فهمیدم بخاطر رعایت نکردن تکامل این اتفاق برای ایشون افتاد، قبلا که با قانون آشنا نبودم مثل بقیه میگفتم شانس نداشته.

    خدایا سپاسگزارم هر روز به آگاهی های من اضافه میشه انشالله اگاهی ها رو در عمل هم استفاده کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    مریم مرادپور گفته:
    مدت عضویت: 777 روز

    به نام خداوند هدایتگر و مهربان

    مساله تکامل یکی از بزرگترین دغدغه هایی هست که تو این جامعه و‌مخصوصا تو نسل جدید دغدغه های زیادی ایجاد کرده

    اینکه همه هر روز خودشون رو با بلاگر ها و یوتیوبر ها وکسایی که به واسطه فضای مجازی رشد کردن مقایسه میکنن و فضای مجازی و اینستاگرام مخصوصا باعث شده ما عجول بشیم باعث شده فقط نتیجه رو بخوایم نتیجه رو ببینیم حای هر روز داره تایم ویدیو های اینستا کوتاه تر میشه به خاطر همین مساله ،وقتی کسی رو‌میبینم که با همین بلاگری درامد های خیلی بالایی داره به جای اینکه به راهی ک اومده نگاه کنیم میگیم یه گوشی گرفته دستش و چرت و پرت میگه و پول میگیره بعد با همین طرز تفکر خیلی ها میرن شروع میکنن کار اونا رو انجام دادن و خب شکست میخورن

    یا هر شغل دیگه ای که الان شرایط خوبی داره قبلا از صفر شروع شده ولی ما یاد گرفتیم زرق و برق رو ببینیم و بخوایم

    من چون یه مقداری ام انسان کمال گرایی هستم و این طرز تفکر عجولانه رو هم پیدا کرده بودم خیلی سرخورده شدم و همش از خودم انتظاراتی داشتم که شاید فراتر از توانایی ها و شرایط ام بود و بدون اینکه تکامل ام رو طی کنم میخواستم یک شبه ره صد ساله رو برم و سرخوردگی و شکست پشت هم برام اتفاق می افتاد اما الان میخوام که از قانون استفاده کنم و اجازه بدم که مسیر من رو جلو ببره و عجله ای نداشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    امیررضا قدیری گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه شما دوستان عزیزم، من بعد از گوش دادن به این فایل به این نتیجه رسیدم که کاری رو که دوست دارم شروع کنم به انجام دادن، مثلا من به کار فست فود خیلی علاقه دارم، با این که لیسانس بهداشت دارم و قراره به زودی کارم رو در یکی از مراکز بهداشت شروع کنم، برای امتحان کردن علاقه ام یازده تا سمبوسه روی گاز خونه درست کردم و بسته بندی کردم و سعی کردم به عنوان سمبوسه خونگی توی پارک بفروشم، درسته که سمبوسه ها فروش نرفت و منم مهمون دعوت کردم و اون ها رو به عنوان شام به مهمونا دادم، اما خوب تجربه خوبی بود و با سختی های کار فست فود تا حدودی آشنا شدم و به این نتیجه رسیدم برای من کار تو همون رشته خودم با توجه به شرایط فعلیم بهتره، پس به همون کار ادامه میدم تا به لطف خدا برای قدم های بعدی هدایت بشم. در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 315 روز

    به نام خدای مهربون

    سلام به استاد عزیزو همه عزیزانی که در این جمع حضور دارند

    یکی از مهمترین قوانینی که میتونه به افرادیکه مثل من کمالگرا هستند کمک کنه ،درک قانون تکامل هستش.

    من توی مسائل مالی اصلا اهل وام و قرض و قسط و دسته چک نیستم خوشبختانه اما همش عجله دارم که همه چیز خیلی تند و سریع جلو بره و در نتیجه نه لذتی از انجام کارم میبیرم و خیلی زود هم ناامید میشم.

    من این نقطه ضعفمو میدونم

    حالا راه حل چیه:

    باید توی ذهنم این موضوع رو منطقی کنم که رها هر چیزی روندی داره گاها واسه خودم مثال میزنم که یادته برای دوران دانشگاهت تو مقطع لیسانس تو چهارسال دانشگاه رفتی بعد مدرکتو گرفتی یعنی دانشگاه نیومد تو ترم دو بهت مدرک بده باید روندتو طی میکردی انگار اون یک قانون نوشته شده بود و ذهن منم پذیرفته بودش و الان که دارم تو این مسیر رو خودم کار میکنم به خودم میگم که مثل همون دوران لیسانست ،4 سال به خودت فرصت بده بدون عجله بدون تقلا گوش کن آگاهی ها رو ،درک کن و عمل کن و اون هم آرام آرام ،انتظار نداشته باش که درک امروزت باید مثل فردی باشه که ده سال با آگاهی های استاد داره کار میکنه .

    خودتو با کسی مقایسه نکن و فقط به دیروز خودت نگاه کن و به دنبال بهتر شدن حتی به اندازه یک هزارم درصد باش این یعنی موفقیت از نظر من(دارم منطقی میکنم تو ذهنم ،وگرنه هنوز ذهنم کلی جنگ داره باهام)

    یه مثال به ذهنم رسید مینویسم که اول به خودم کمک بشه بعد به دوستانی که این کامنت رو میخونن

    وقتی یک جنین در شکم مادر هستش 9 ماه طول میکشه تا کامل شکل بگیره،مگه واسه خداوند کاری داشت همون روز یا ماه اول جنین رو تبدیل به یک نوزاد کامل کنه خب مسلما در قدرت خداوند هست اما به راحتی و قشنگی میشه این تکامل رو فهمید

    باید روی خودم و درک قانون تکامل کار کنم و از این عدم اقدام گرایی خودمو بیارم بیرون و عملگرا بشم

    البته یکی از موضوعاتی که راجع بهش عملگرا نبودم همین کامنت ننوشتن بود که خداروشکر دارم انجامش ولی واقعا برام لذت بخش نه اجبار

    خداروشکر میکنم بخاطر حضورم در این لحظه،خدارو شکر میکنم بخاطر استاد عزیز و وجود پر از آگاهی بخششون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2471 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    قانون جهان هستی براساس تکامل عمل می‌کنه و این تکامل رو من این روزها به وضوح در رشد کودک همسایه مون دارم درک میکنم . اینکه میبینم چقدر آروم آروم داره بزرگ میشه، اندامش رشد میکنه، توانایی عضلاتش تغییر می‌کنه ، الان می‌تونه گردنش رو نگه داره، انگشتانش دارن قدرت گرفتن وسایل رو به دست میارن ، تازه داره زبون باز می‌کنه و یه صداهایی از خودش درمیاره و حالا همینطور روزها و ماه‌ها و سال‌ها میگذرن تا اون تبدیل بشه به یه انسان عاقل و بالغ که می‌تونه برای زندگیش تصمیم بگیره و عمل کنه و به سمت خواسته ها و اهدافش حرکت کنه … این امر کاملا واضح و بدیهی هست و اصلا هیچ کس از بچه ها چند ماهه انتظار نداره ک حرف بزنه . از یه بچه چندماهه انتظار نداره ک راه بره یا بتونه کارهای شخصی خودش رو انجام بده . همه این روند بزرگ شدن و تکامل بچه رو پذیرفتن . این روند تکاملی رو در کاشت درخت و به ثمر نشستنش می بینیم ، در پختن یه غذا می بینیم. در طلوع و غروب خورشید و روند گذر روزها و فصل ها می بینیم ولی انسان فراموشکار هست و گاهی غافل میشه از اصول و قوانین جهان و باید آگاهانه به خودش یادآوری کنه .

    در مورد مسایل مالی هم همینطور هست رشد من و رشد پیرامون من و رشد ذهنیت و شخصیت من در جنبه‌های مالی هم روند داره و باید تکاملش رو طی کنه .

    شکل گرفتن اعتماد به نفس ، شکل گرفتن باورهای ثروت ساز ، شکل گرفتن شخصیت ثروتمند تکامل میخواد و نیازمند کسب درس‌های لازم هست ک اون درس‌ها تو مسیر ساخت کسب و کار ت انجام میشه .

    نیازه ک من آرامش و حس خوب داشته باشم تا هم جذاب شرایط خوب و آرامش و حس خوب بیشتر و اتفاقات خوب بیشتر باشم و نیازه ک متصل باشم به خداوند و هدایت‌ها رو دریافت کنم تا با ایده‌هایی ک الهام میکنه بهم هربار کارم راحت و آسانتر بشه و ثروت ساز تر .

    من باید ایمان و توکل م رو بر خداوند بگذارم و با هدایت‌های اون و تمرکز بر زمان حال تصمیم بگیرم و قدم بردارم و قدم های بعدی رو به خداوند و معجزات باورها و قدرت خلق کنندگی خودم ک روز ب روز دارم بهترشون میکنم ، انتظار داشته باشم ک عالی و عالی تر بشه همه چیز برام .

    من باید این رو هم یاد بگیرم ک دستاوردها و موفقیت‌های کوچیک خودم رو ببینم و تحسین کنم تا به سمت موفقیت های بیشتر هدایت بشم .

    کلمه ی « حساب » در روغن بیش از 40 بار اومده و یکی از ویژگی های خداوند سریع الحساب بودنش معرفی شده. البته من عبارت وای بر کسانی ک حساب میکنند رو چ در متن قرآن و چ در ترجمه پیدا نکردم و از خداوند برای درک بهتر این موضوع هدایت می طلبم .

    خدایا شکرت برای تکرار قانون و درک امروزم

    من رو از عمل کننده و باتقوایان قرار بده . آنهایی که با کنترل ذهن زندگی خواسته و دلخواه خودشون رو خلق می کنند وبهشت رو در همین جهان تجربه میکنند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 358 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز از شما و خداوند برای این فایل بی‌نظیر بسیار سپاسگذارم

    خدایا شکرت

    روزشمار تحول زندگی روز ششم

    استاد عزیز من در حالی دارم به این فایل گوش میدم که ورودی مالی من صفر هست من کار هنری انجام میدم و با گوش دادن به این فایل تصمیم گرفتم که کار هام رو توی سایت برای فروش بزارم تا قبل از این این کار رو نمیکردم چون بر این باور بودم که من باید توی این کار خیلی حرفه ای بشم و بعد اون هارو ارائه بدم اما این فایل مثل یک جرقه بود توی ذهن من که من باید دست به عمل به زنم از خداوند میخوام به من کمک کنه و توی این مسیر من رو هدایت کنه تا بتونم قدم اولم رو برای کسب درآمد طی کنم و اگر نتیجه گرفتم حتما میام اینجا و از نتایجم مینویسم خدایا من خودم رو به تو میسپارم و تنها امیدم تویی توانایی به من بده که توی این مسیر ثابت قدم باشم خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: