این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/02/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-02-14 22:22:142025-11-08 05:08:35نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 16
822نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
داستان آقارضا خیلی آموزنده بود. اینکه ایمان ایشون به مسیری که داشتند طی میکردن انقدر قوی بود که صحبتهای اطرافیانشون کوچکترین تاثیری بر عملکردشون نداشت، فکر میکنم از جمله ویژگیهای مشترک بین افراد موفقی هست که تابهحال درموردشون شنیدم و یا مطالعه کردم. این روزها واقعا دوستدارم کسب و کار خودمو راه بندازم، از پایاننامهام دفاع کنم، درآمد فعلیم رو با همین ساعات و روزهای کاری بالاتر ببرم و روابطم با خانوادهام، پارتنرم، خانواده پارتنرم، دوستانم، همکارانم و تکتک افرادی که باهاشون تعامل دارم روزبهروز بهتر و غنیتر بشه. دوستدارم آرامشم بیشتر بشه، امیدم به زندگی و زیباییهاش و اتفاقات شگفتانگیزی که درمسیرم خواهد بود بیشتر بشه. به خودم و خدای خودم تعهد میدم که همونطور که بهلطف خداوند در عرض این 5ماه بسیار زیاد تغییرکردم و نتایج فوقالعادهای داشتم، این مسیر رو باهدایت و راهنمایی پروردگارم ادامه بدم و روزبهروز بتونم بیشتر باترسهام مقابله کنم و انسان شاد و خوشبختتر و امیدوارتری باشم. امیدوارم آقارضا هم همینطور باایمان و تعهد و اراده به مسیر زیباشون ادامه بدن.
دقیقا وقتی جلسه 21 دوره روانشناسی ثروت 1 و بستم اومدم نشانه م و چک کنم و حداقل 90 درصد اموزه ها مشابه اون جلسه بود دیگه آخرای فایل قسمتی که استاد گفتن الکی نگیم من تو بغل خدام خدا تو بغل منه گل و زد :))) قفلی زدم رو این جمله
اون قسمتی که آقا رضا گفتن ویژگی شخصیتی + مهارتی = نتیجه پول استاد اصلاحش کردن جملشون و ولی من کلی فکر کردم بهش و دقیقا در ادامه مخصوصا صحبتهای استاد ایشون گفتن همه فقط خونه ماشین میبینن ولی قبلش اقا رضا کلی روی ویژگی های شخصیتی شون کار کردن و بعد در ادامه رفتن سراغ افزایش مهارت هاشون از همون جایی که بودن با همون چیزایی ک داشتن سعی کردن رشد بدن اون مهارت حالا تو مثال اقا رضا ارتقای هرچیزی مربوط به روندشون ضبط صدا تمرین برای بهتر انتقال دادن ویدیو گرفتن و ازمون خطا کردن و… کلی موارد که ریز نشدن بگن در جهت این موضوع ولی کلی ش این هست که ایشون مهارت رشد دادن چه در زمینه شخصیتی چه مهارت فیزیکی در راستای علاقشون و یا در موردی که داشتن و بلد بودن ابزار فروشی
بعد با خودم گفتم خب ندا تو الان شخصیتت و تا حد زیادی تغییر دادی البته که هر روز و هر ثانیه باید روی خودمون کار کنیم ولی خب الان وقت نتایج مالی هست الان باید ببینم شخصیتم باورهام در این زمینه تغییر کرده ؟ اگه تغییری احساس نمیکنم پس هنوز اونقدر که باید کار نکرددم
مورد بعدی که برام جالب بود و در اینجا یکم راجع بهش صحبت شد من و خواهرم داشتیم در این باره صحبت میکردیم که ما که دنبال رشدیم و فلانی و فلانی ها که در زندگی ما هستن اونا دنبال حل مسائل و کنجکاوی دربارش هستن و گیرنده های ما بوووق بهم وصل شده و داریم همه مون یجورایی باهم رشد میکنیم
اون قسمتی که اقا رضا درباره فرزندشون گفتن هم باز همزمانی برای من بود چون دقیقا اینروزها منم دارم این روند و در پیش میگیرم تو بحث تجسم واضح درباره خواسته م صحبت میکنم تو دیوار اگهی هاش و میبینم حتی به بعضی هاشون زنگ میزنم تو خونه با مادر و خواهرم دربارش صحبت میکنم و نشانه هاش و حتی شده کوچیک میبینم تایید میکنم و این یعنی مسیرم سفت درستهه خواسته م خونه دلخواهم هست که صد در صد میدونم بهش میرسم و از همین الان براش هیجان دارم وقتی بهش برسم کل سایت و راجع بهش پر میکنم که همه بفهمن :))) همونطور که تو حوزه سلامت و روابط به خواسته م رسیدم اینم جار میزنم
مورد بعدی هم چند روز پیش که با خواهرم درباره تعهد حرف میزدیم و شما هم بهش اشاره کردین تو دفتر ثروتم رفتم جلسات قبلی رو باز کردم اومدم به خواهرم نشون بدم ببین چقدر خوش خط نوشتم داشتیم راجع به خودکار حرف میزدیم :)) و دفتر دفترم جلوم بود همینجوری صفحه رو جلو میرفتم یهو دیدم تو یه صفحه بزرگ با خط درشت نوشته بودم
تعهد میدم مسئول صد در صد اتفاقات زندگیم خودمم و تمام شرایط زندگی م و خودم با افکارم و کانون توجه م خلق میکنم
این تمرین جلسه سوم دوره ثروت بود و یادمه گفتین اگه اینو نپذیری اصلا نمیتونیم باهم ادامه بدیم و هم خودم برام تلنگر بود گفتم ااا ببین ندا حتی تعهد و نوشتنش باعث شد تو بپذیری این و بعد از چند ماه و حتی بعد چند سال که تمرکزی مجدد روی دوره کار کردی باعث شد انگشت اشارت و کمتر به عوامل بیرونی بگیری و حتی خواهرمم گفت واای راجع به تعهد اتفاقا داشتم با خودم دیشب میگفتم و این شد تایید یه نشانه دیگه …
ظرف آب هم که دیگه چندین جلسه در این دوره راجع بهش حرف میزدین و اینجا هم گفتین حتی توی پروژه جدید درک خداوند هم راجع بهش گفتین و این همزمانی مخصوص خودم ذوووقینگ تایم
این ها هم میبرم تو بخش چطور میتونم ازین آگاهی ها در عمل استفاده کنم هام
پس خدا هم داره هی بهم تایید میده
بهبود بده مهارتت ها رو *
یه موردی در مورد دی جی کالا هم یادم اومد بگم دقیقا درست میگین یادم نبود دی جی کالا اوایل فقط کارش و با کالاهای اصل شروع میکرد بعد یواش یواش که دیگه شرایط یکم پیچیده شد و کالای اصل نمیشد راحت وارد کرد رفت تو کار کالاهای ایرانی و حتی الان جوریه که فروشنده ها رو معرفی میکنه و چیزی رو گردن نمیگیره برای اصالت حتی قبلا زیر کالاهایی که اصل نبود میزد غیر اصل یعنی جا نزد حتی با وجود اینکه شما تو جلسه 20 ثروت هم گفتین شاید خیلی ها فک میکنن غوله البته الان شرکت های بزرگتری اومدن مثل اسنپ که آنلاین هست و یجورایی اسنپ هم الان یه بخشی زده فروشگاه و هرچی بگی میفروشه بازم دی جی کالا جا نزد و مجدد داره رشد میده بخش هاش و خیلی از جمله خود من هنوز تو ذهنم اون اعتماده هست نسبت بهش و خوبی ش اینه کامنتها همه واقعی هست و حتی کسایی که از کالاهایی ناراضی هستن هم کامنتشون و ارسال میکنه مثل خیلی از شرکتها نیست کامنتها فیک باشه و همه فقط به به چه چه کنن مردم هستن و منطقی جواب میدن عکس و فیلم ارسال میکنن و ایرادات و مزایا کالاهارو میگن خیلی وقتا خود من از روی کامنتها یه کالایی رو پشیمون شدم و حتی یه کالایی رو نظرم جلب شده و در اکثر موارد نتیجه خوبی گرفتم
خلاصه که خدااا رو شکر که همزمانی ها دارن تایید میدن مسیر من و چرا من تا یه هفته نشانه م و چک نکردم یهو یه حسی بهم گفت بعد گوش دادن جلسه 21 برم سمتش و بشکن خووودش بود کاملا به جا و همزمان
خداااایا شکرت
ممنونم از استاد عزیزم برای برا چندمین هزار بار و از اقا رضای عزیز هم مجدد بابت این فایل تشکر میکنم
ما تو هر زمینه ای میتونیم این قانون رو اپلای کنیم و نتیجه بگیریم اگه ثروت میخواهیم با اپلای این قانون در زمینه ثروت میتونیم ثروت بسازیم ولی صرف رفتن دنبال چیزی باعث نمیشه اونو بدست بیاریم ادمهایی که مثلا فقط پول دارن به این معنی هست که از قانون به صورت اگاهانه یا نااگاهانه در زمینه ثروت استفاده کردن
از این اگاهیها باید استفاده کنیم که رسیدن به خواسته هامون برامون باور پذیر بشه این واقعا مهمترین هدف این فایل هاست استاد عزیزم برای من دقیقا این کار را خوب انجام میدهد بهترین روش باور به امکان پذیر بودن برای من دیدن الگوها هست بخصوص الگوهایی مثل شما و شاگردهای موفق شما
اولین قدم: باور کردن اگاهیهای استاد
شروع به تغیرات از همان جایی که هستم و از کوچکترین کارهایی که میتونم انجام بدم
نقش خودمون در نتایج را باید بدانیم خداوند عادله مثل افتابیه که داره برا همه میتابه این تغیرات در ظرف ماست که تعیین میکنه چقدر نور دریافت میکنیم
اول تغیرات شخصیتی در درون ما اتفاق میفته که بیشتر هم دیده نمیشن بعد نتایج مالی میاد باید اینو بدونیم که زیر سازی ها از قبل انجام شده
برای خلق ثروت باید ارزش خلق کنیم
چقدر جمله طلایی هست و پاشنه اشیل منم هست من دقیقا شامل حرف استاد میشم واقعا همه الگوها نشون میدن برای ثروت پایدار ساختن باید خلق ارزش کنم با بورس و ارزهای دیجیتال واقعا نمیشه ارزش خلق کرد از خدا هدایت میخوام کمکم کنه درک کنم
چقدر این جمله به قلبم نشست اره من خیلی وقتها فکر میکنم نمیتونم ارزش خلق کنم و دقیقا ایراد از باورهامه باید باورهامو درس کنم
اولین تعهد و قدم من اینه که این فایلو هزاران بار گوش کنم تا یه کم بتونم درک کنم الان یه زره فهمیدم منظور استاد از خلق ارزش چیه
من خودم عین حرفهای استادو تجربه کردم واقعا ارزهای دیجیتال و بورس و دلار نمیشه ارزش خلق کرد دقیقا یه عددی تو کامپیوتره دو روز بعدم از بین میره ولی اگه ارزش خلق کنم به قول استاد کشورم نابود بشه من توانایی و مهارتم هست همه جای کره زمین میتونم کار کنم من فقط یه مشکلی که دارم چند تا زمینه هست که علاقه دارم هر چند همین کاری هم که الان دارم انجام میدم جزو علایقمه ولی تعهد میدم برم دنبال خلق ارزش در زمینه مورد علاقم و عجله نکنم ثروت میاد دنبالم
استاد عزیز خواستم یه سوال بپرسم که ممنون میشم اگر خود استاد عباس منش جواب این سوال بدهند من تقریبا چهار سال میشه که در گیر این موضوع هستم و دقیقا دلیل آمدن من در این مسیر اگاهی به این شکل بود که من علاقه داشتم در بازار فارکس فعالیت کنم تمام دوره های که نیاز بود برای آموزش دیدم تا رسیدم به روانشناسی بازار که به مرور من رو به این مسیر هدایت کرد شما در قسمت شانزدهم این مطلب رو بیان کردید که این کار از لحاظ قانون اشتباه است در چه مورد اشتباه است آیا به کل وال استریت اشتباه است ممنون میشم اینو به من آموزش بدید استاد عزیز ممکنه این حرف شما شامل تعقیر کلی در مسیر زندگی من بشود سپاسگزارم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانواده محترم شما من به تازگی با سایت شما آشنا شدم و فکر میکنم دومین باری بود رو نشانه ها زدم داستان زندگی رضا عزیز و دیدم و با شوق تمام تا آخرش گوش کردم کاش زودتر با شما آشنا میشدم و برای شروع اولین محصول رو که بودجه من میرسید و که دست یابی عملی به رویاها است و خریداری کردم خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم که کسانی مثل رضا عزیز اینقدر رشد کرده به واسطه آموزش های شما و از شما سپاسگزارم که این لطف و میکنید و آموزش های خودتون و در اختیار ما قرار میدید برای شما و تمام اعضای سایت آرزو میکنم بهترین اتفاق رخ بدهد و از زندگی خودشون لذت ببرن سپاسگزارم
صحبت های دلنشین آقا، آنقدر خوب و شنیدنی هست که آدم دوست داره هی ادامه پیدا کند من واقعا از شنیدن آن لذت بردم و این نکته را درک کردم که آقا رضا عطار روشن به آگاهی هایی که درک کرده عمل کرده و البته آرام آرام بوده ، در این مسیر، بر ترسش غلبه کرده ، چون واقعا خیلی شجاعت می خواهد به مشتری اجناس را نقد بفروشی، و دسته چک خودت را پاره کنی و اصلا وام نگیری، این عمل به آگاهی هایی هست که کسب کرده . و قدم به قدم پیش رفته ، از امکانات فعلی خودش در آن زمان استفاده کرده و کم کم ارتقای داده ، دچار کمال گرایی نشده، که همه چیز کامل باشه و امکانات مهیا و درجه یک باشه بعد حرکت کنه ، نه ، با همان امکانات فعلی خودش حرکت کرده .
دقیقا حرکت کردن و انجام فعالیت در راستای اهداف، فاکتور ی هست که خیلی استاد بهش تاکید داره و باید پیوسته و استمرار داشته باشد.
من از آقا رضا یاد گرفتم که به آگاهیهایی که از سایت درک کردم را ، عمل کنم و آرام آرام داخل زندگی ام بیارم و لذت ببرم.
نکته مهم اینکه ، آقا رضا اشاره کرد ، لازم است شخصیت از بیس تغییر کنه و شخصیت بهتر بسازیم ، یعنی داشتن اعتماد به نفس، با خود در صلح بودن ، احساس خوب و کنترل ذهن در همه شرایط.
16مین گام توی 3مین دوره خودساخته بارهبریت خدا خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان.
به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وپرنسس الهیمان وسلامتی خانواده ی سایت بهشتی ام.
الهی سپاسگذارم که توی این مسیرهم دستانم راگرفتی ودرصراط مستقیم هدایتم کردی.
ازاونجایی که استادعطارروشن میگن 2تابچه داشتم وازهیچی بچه ها خبرنداشتم ازته دل من حرف زد.
الان 1 ماه هست که اولین نوی عزیزمان راخدابه ماهدیه داده است بنده4تاشاهزاده دارم توی کامنتهای دیگه گفتم 3تاپسربزرگم مجردندپسر4 م الان26سالشِ ماشاءالله خدابهش یک دخترشیرین هدیه کرده که پرازخیروبرکت وشادی برامون به همراه آورده الهی شکرت.
حالاعزیزدلم به خودش اومده که وای چقدربچه اذیت میشه شبهاگریه میکنه مادرش اذیت میشه!!!!!!
خانم موقع بچه های ماهم همینطوربود؟؟?!!!!!!
گفتم نه اصلا بچه های مابزرگ به دنیااومدندپسرسومم کنارش نشسته بود گفت من که ازوقتی یادم میادهمین قدوقواره رو داشتم ماشاءالله 32سالشِ
3تابچه ی اولمون رو هیچی نفهمیدبرای 4مین بچه مادرم خدابیامرزمیگفت حسین آقا حالا میخوادبچه داری یادبگیره بچه شوبغل میکنه بوس میکنه اونم خیلی به ندرت بود.
یک ماه قبل زایمان عروس گلم پرسیدخانم ماچیزی هم بایدبراکادوبدیم به بچه ومادرش؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
وقبلاً به بچهها گفته بودم یک کادوبرای بچه تهیه کنین(طلا) پسرسومی نقدی خیلی کمکشون کرد.
پسراولی ودومی پول دادندرفتم زرگری برای بچه یک پلاک زنجیرطلابه نام پرنسس سفارش دادیم.
وبچه هاپول گذاشتن گوسفندخریدن وپسرسومی ناهار روز دهه رو داد دم همشون گرم عالی بود.
وخودم هم ازسال تقریبا98که عروس گلم رو عقدشون کردم برای شب چله یک ست طلاگرفته بودم دستبندشونگه داشتم وعروسم یک جفت گوشواره های کوچولوبچه گونه گوشش بوددادبه من گفت مامان اینوبه شمامیدم برام گوشواره ی این گردنبندروبگیرین که شب چله هم گوشواره بدین هم گردنبند خخخخخخخخخخخ.
منم که ازقبل آماده داشتم گوشواره های بچه گونه رو گرفتم نیت کردم که بچه ی اولش دخترِ این گوشوارهها رو نگه میدارم پس من ازسال98هدیه زایمان عروسم راداشتم البته به لطف ویاری خداهمیشه کارهای منوجلوجلوآماده کرده خداراسپاسگذارم.
واینجابودبه عزیزدلم گفتم هفته ای3ملیون ازحقوقت بده به من تابرای عروس خانم هدیه بخرم گفت باشه حالا3ملیون هم خرج خانه میشه من هدیه م آماده بود وعروسم توقع داشت براش هدیه ببرم چون 3ماه قبل عروس همسایه ی مادرش بچه ی اول پسرآوردمادرشوهرش هدیه هم برای عروسش هم برانوه شون طلا خریده بودند ولی عروس گلم خبرنداشت به قول خداهنوزنوه ی ماازش هیچ خبری نبودتوی دوران عقد عروس پسرم براش کادو زایمانش رو خداکنارگذاشته بوداینم خاطره ی لذتبخشی بودازعزیزدلم که یک جفت جوراب به یادمانبودحالامیخوادبرای عروسهاش کادوبده باهمون درآمدش الهی شکرت.
دوستتون دارم به قول آقارضاشغلت ورسالتت رو دوست داشته باش پول میادمنم همین رسالت مدیریت خانه وبچه هام که فقط ارزش آفرینی دارم اینو بخرم اونوبخرم وعزیزدلم بره سرکار. بعد ازکاردرخانه استراحت کنه تاروزبعدی وازهیچی خبرنداره تمام خدانگهدارش باشه برامون والان به خودم افتخارمیکنم که بزرگترین مسئولیت رو به عهده دارم برنامه ریزی یک زندگی بااینکه عزیزدلم بدون هیچ مسئولیت ازنظارت کردن ومدیریت کردن در زندگی اصلا کارنداره چیزی هم بپرسیم میگه ماشاءالله خودت خانم استادی،ولی کارمیکنه بنده ی خدا.
خدایاشکرت که به من کمک کردی تااین قسمت استوارپیش رفتم.
بعدازاین قسمت یادم نیست که نتایج دوستان ادامه داردیانه اگه ادامه داشت منم ادامه میدم وگرنه انشاءالله دوره ی مقدس جدیدبارهبریت خداشروع می کنم آمین.برای همتون آروزوی سعادت وخوشبختی دارم وبابت فایلهای آقارضابی نهایت سپاسگذارم که بازبان بدنش خیلی سنگ تموم برامون گذاشت که لااقل لیلاخانم بفهمه ودرسشوبگیره بازهم به این فایلهای آقارضاباجان ودل گوش میکنم آمین.
سلام عزیزم این فایل نشونه امروزم بود برای خواهرم … ک ده سال از ازدواجش گذشته وتازه تصمیم ب بچه دارشدن کردن ینی تازه میخواد قدم اول وبرداره برن پیش متخصص نازایی
تا حالا هیچ دکتری نرفتن
از خدا خواستم ب من بگه قراره چ اتفاقی بیوفته ایا امیدی هست
کامنت شما جواب همه سوالاتم از خدا بود .شفاف روشن همه
سلام به ندای عزیزبله که وعده ی خداحق مسلم همه ی ماس .
چراکه خدادوست داردجهان گسترش پیداکند وبزرگترین هدف کالبدجسمی ما اول بقاءودوم تولیدمثل است من که بلدنیستم توی این قسمت پروفایل بیام الان هم خدابرام این قسمت رو آوردفکر کنم یک تغیراتی توی سایت انجام شده ولی نمیدونم من فایل میبینم وکامنت میذارم چکاربه کارهای سایت دارم؟خخخخخخخخخخخ ولی به زودی بهم خبرمیدی خواهرجون براتون دوقلوآورده به لطف خداو با آموزشهای استادآمین.
سلام بر دوستان عزیز و مخصوصاً استاد عزیزم من این فایل رو تازه گوش کردم و به صورت هدایتی و در مورد علایق و عشق به کاری که هستش صحبت کردند و آقا رضا هم در مورد علاقه خودش گفتش و که میتونه پول بسازه من تو فارکس و بازارهای مالی فعالیت داشتم و ضررهای رم کردم و میخواستم بگم که نمیدونم چی اسمش رو بذارم با وجود اینکه ضرر کردم با وجود اینکه چیز کردم بازم از این بازار خوشم میاد باز به این بازار علاقه دارم حتی همیشه این اپلیکیشن حتی همیشه این اپلیکیشن توی گوشیم هستش و و من همیشه معامله میکنم به صورت آزمایشی بدون اینکه پولی به حسابم بدون اینکه سودی بکنم یا ضرری بکنم همیشه هستش و من نگاه میکنم که بیشتر من تنها کاری که توی خواب دیدم همین کار بود بعد و تنها کاری که با این حال که ضرر کردم همیشه دوست داشتم ولی تنها مشکلی که این کار داره ارزش آفرینی برای جامعه نیستش حالا نمیدونم ارزش آفرینی رو چه جوری توصیف میکنید ولی من که میگم اگه سود بکنم یه خونهای بخرم یک ساخت و سازی انجام بدم خود این باعث میشه ارزش آفرینی بشه یا برم رستوران یه غذای مثلاً گرونی بخورم مثلاً یه ارزش آفرین میخواستم بدونم که من مثلاً به این کار خیلی علاقه دارم علاقه بسیار شدیدی دارم و میخوام این کار رو انجام بدم آیا به نظرتون کار درستی انجام میدم آیا با قوانین پیش میرم یا نه یک دوم اینکه با توجه میخوام از خدا یه راهنمایی بکنه یه میگم که خدایا الان چه قدمی رو بندازم همیشه به این ذهنم این قلبم میاد که آقا شما با مبلغ خیلی کم وارد این بازار شو فقط اینو میخوام بدونم که آیا مثلاً این کاری که من میخوام انجام بدم مطابقت داره با قوانین جهان بعد من نه به خاطر پول یک شبه پولدار شدن نه به خاطر بعضی حرف و حدیثها هستش در مورد بازارهای مالی داره منو راهنمایی کنه ممنون میشم
خداوند را شاکرم که هدایت شدم در مسیر شما استاد عزیزم باشم….
سلام و درود خداوند به بهشت همیشه جاویدانم
بهشتیکه معنای زندگی کردن در مسیر درست را به من آموخت…
آموختنی که من با سعی و تلاش به خودشناسی رسیدم و از خودشناسی به خداشناسی رسیدم…
و میوه این خداشناسی رو چشیدم…و فهمیدم سالیان سال من این مسیر رو میشناختم ولی در مدارش نبودم…
سلام و درود به استاد عزیزم..استاد سیّد حسین عباسمنش..
سلام و درود به پیرو این مسیر انتشار،”خانم شایسته ..شایسته گر…
استادم!!!منم الان سه سال خورده ایی که عضویت این مسیر هستم..
میتونم برای هر ثانیه اش ساعتها شروع کنم..
دقیقا مسیر آقای عطارروشن…دقیقا من مسیر من بود..
دقیقا خواستهاش..هدایتهاش…
و اینچیزی که بقول شما .قسم حضرت عباسیم نیست…
چیزیه که همه ما”””در مسیر درستیم…این مسیر رو پیش رفتیم و همچنان پیش خواهیم رفت
دقیقا یادمه ابانماه 401…که با مبحث شما اشنا شدم…روزهایی که شخصیتم تو این مسیر یه شکل درست گرفته بود.چون من قبلش با یه اساتید دیگه تو همون حوزه اشنا شده بودم..
ولی ایشون اون غذایی که به ذهنم میداد…
نشان6ای الهی رو میدییدم..
ولی یجاهایی مباحثش منو گمراه میکرد..
از صحبتهاش …
لجوج شده بودم….
اینقدر که درکش برام سخت بود..
وقتی از خداوند 6دایت خاستم…وقتی هدایت شدم به شما…
از درونم با صدای بلند میگفت…
همینه!!!خودشه…خودشه…اصلا یه زره هم تردید و شک نمیزاشت که من از مسیر بهشت شما فاصله بگیرم…
تا اینکه…..
من به بهشت شما نائل شدم….
و لطف خدا…شخصیتم…با بیزنسم با هم….شکل گرفت..
و من سالها که توی رشته طراحی و دوخت تحصیل کرده بودم…و به لطف شیطان هیچی عائلم نشده بود..(.جای تاسف داره)
لطف خدا باعث شد که اونروزا خداوند منو مشتاقتر کنه در مسیر شما..و در مسیر کارآفرین شدن در دل همون رشته …چیزیکه که من هیچ خبری ازش نداشتم..
استادم من بخاطر درک الگو شناسی که پایه این رشته هست..مشروط؟شدم..
همیشه یه ترسی خاصی نسبت بهش داشتم..
چون دقیقا مثل فرمول ریاضیه…
باید یه سری عددها رو بدست بیاری تا بتونی سایز بندی لباس تن اون شخص که مشتریته بدست بیاری..
من نرگس…
همیشه فرار….
شب یه فرشته زیبا…اومد تو خوابم..خیلی قد بلند و کشیده بود..و بهم کتاب الگوشناسی داد…
استاد تمام هدایتهای من…بصورت خواب بهم گفته میشد..بدون برو بگرد…
یعنی جوری واضح بود..که لایه های شک و تردید رو میشکوند…
و من همون کتاب رو سفارش دادم برام اومد..و از صفر مطلق…تمام الگوهای این چند ساله اخیرمو تمرین کردم تو طی تقریبا یکسال یا چند ماه…
و من فول و فول شدم…
و تونستم با تمرین و تکرار تمام الگوهای اون دوره ایی که خریده بودمو بکشم…
و الهام اومد…تو زمینه دستکش زنانه تو قالب مجلسی و قالب روزانه کار کنم…
این دستکش…میشه همجا پوشید…
اصلا توی ایران و نه سایتهای خارجی هست…
ولی…
ناگفته نمونه..بصورت مزون دوزی دوخت میکنن.
چیزیکه برای من خیلی خیلی پون مثبت بود..بحث الگوشناسی درست و دقیق و پوشندگی عالی برای ورود دست…و کاشت ناخنکاری….و بحث نوع پارچه بود…
هر مشکلی که خانم ها از این نمونه دستکش توی سایتهایی مثل دیجی کالا و با سلام و غیره خریده بودن و راضی نبودن…و یسری مشکلات داشتن رو..
من تونستم با یه نکته های خیلی راحت و اسان…
حلشون کنم…
.و…
من تونستم سه سایز تولید کنم….و بجز سایز…تونستم بجز پوشندگی کامل دست..مدل بند انگشتی هم تولید کنم…
و یچیز خیلی زیباتر..استادم دستکش من یه جعبه پارچه ایی داره…
که جلوگیری از زدگی و کثیفی دستکش میشه..
و یه بندینک برای اویزان کردن داره و راحت با ورود دست باز و بسته میشه..
و اتکیت نام نرگس با گل نرگس که بازم لطف خدا..با دست گلدوزی شده..
دقیقا …
اون کلاس..تمام نکته هایی که استاد الگوبرداری کرده بود توی کارم که باز هدایت بود انجام شد..
و چقدر شکل این دستکش و (پک)و یا همون جعبش زیباست!
….میخام بگم….
و به لطف خدا توی این یکسال و خورده ایی اخیر..چون الهام من دقیقا اخر اسفندماه.402 بود.
شب اول عید 403..هدایتهای حرکتی این دستکش شروع شد…
و از اونجا خطا و اشتباهاتم…با حرکت کردن و انجام دادن حل مسائل شروع شد……که…
و کاری که انجام دادم تمام دریافتهای الهی رو اسکرین شات کردم..
و هر موقع یکم ذهنم بهم میریزه نگاهشون میکنم..
1….الگوشناسی و نکات دوختی ،”درست و دقیق طبق استاندارد رشته خودم.که ماه ها طول کشید تا بتونم ارائه کارمو به ورژنهای عالی برسونم.
بحث پوشش دهی بود!…
بحث الگو و سایز بندی بود!!…
بحث نوع پارچه بود!…
بحث قرار گیری دستکش بود.همون ایده جعبه پارچه ایی
و بحث ارایه آن….
خوب برسیم سر بحث ارایه آن به افراد نزدیکم و به سایتهای معتبر
من تو همین مبحث ارایه دادن..چقدر پاشنه گذشته ام..دقیقا مثل اقای عطارروشن و بحث همه ماها….هست….
بحث وام گرفتن.قرض دادن و گرفتن.و برخورد با مشتری و قدرت نه گفتن که بازم داخلش مشکل دارم..و هنوز احساس میکنم باید قدرتمند تر باشم..
همه اینها….شخصیتمو حقیقتا دگرگون کرد…
من نرگس قبلی رو وارونه کرد…
یجاهایی فشار میومد روم…ولی باید انجامشون میدادن…
استاد تو بحث ترس…از جاهای ناشناخته….انقلابی در درونم بوجود اومد..
ترس از قبرستان..
ترس در محیط تاریک و خاموش و نبود کسی..
من سفرهای چند روزه هدایت میشدم و چه نقطعه ضعفهایی با ارتباط با دیگران خداوند بهم نشون میداد…
بازم میتونم برای هر کدومشون ساعتها صحبت کنم..
دقیقا یه انقلاب زیرو رو شده..بود….
استاد میخام بگم!!!تا شخصیت من تعقییر نکرد که باز خودش تکاملی بود..نتایجی بدست نیوردم..
خیلی جاها هیچی نمیدونستم تو دل اون حل مسائلها…
ولی میگفتم میرم تو دلش یاد میگیرم…من از نحوه عکسبردوری از نحوه فیلمبرداری و کار با برنامه های جدید..هر کدومشون یه یسری کارها رو نیاز بود که باید انجام میشد..
یجاهای عجله میکردم..
بهم میگفت نباید عجله کنی باید این مسیر رو ادامه بدی…
استاد یه اوضاعی”توی کار کردن حل مسایلم توی نرم افزارهای جدید و سایتهای مختلف …برای من بوجود اورد..
من نحوه عکسبرداری رو و تدوین کارامو هر بار توی جاهای مختلف ..قوی و قوی تر کرد..
الان میتونم در عرض چند دقیقه انجامش بدم.اونم بسادگی و راحتی…
چقدر نحوه نگارشم..نحوه شرح نویسی راجع بکارم..
که چجور راجع به بیزنسم صحبت کنم..همشون یسری نکات داشت..بازم زمان از نوشتنش کم میاره بخدا!!!
تا اینکه نوشتهای متنی ام شد بصورت تصویدی..تصویری رفت برای تدوین..وتا به امروز رفته برای تصویربرداری خودم …که منو دور زد….
ایشون یه کارافرین موفق توی حوزه طراحی و دوخت هستند…
دقیقا هفته گذشته شنبه اول مهرماه..فرستاده شده برای استادم..
الانم نمیدونم هدف این هدایت چیه!؟
میخاد چی بشه!؟
فقط…
فقط
فقط میدونم…..مفهموم کارافرین شدن…و انجام دادن کاری که دیگران. یچیز بی ارزش میدونن…تونستم تو دل چقدر بزرگ بشم.
منیکه میترسیدم یه ویس بفرستم.الان میتونم خیلی راحت صحبت کنم..
چقدر نگرش من راجع به این رشته تعقییر کرد..
چقدر نگرش من نسبت به کارافرین شدن و یه بیزنس ریشه ایی در مسیر درست تعقییر کرد.
و کلی درست شدن شخصیت..که من برای همین قدم ساعتها صحبت کنم..
یادمه من از بچگی از ورود به قبرستان میترسیدم.چند قدمی خونمون هست..این محل قبرستان..
مابیین یه نخلستان عبور میکنه.و یکم وحشت اوره..
و خداوند وقتی بهم الهام کرد که باید بری!؟
گفتم خدایا من خیلی میترسم…
اینم وسط؟هفته…
اینم توی تابستون که هیچکسی نیست.
بهم گفت ..
اگه تری..
خبری از موفقعیت نیست…بهم مثال اورد که شاید از نظر این ادمها یکار اشتباه باشه..ولی کاری که من میگمو انجام بده..
استادم من تمام اون هدایتهایی که گفتو توی قبرستان انجام دادم..
اصلا من یه شخصیت دیگه شدم.بعداش چقدر تنهایی کل شهرمونو توی اون تاریکها پیاده روی کردم..
و چقدر بزرگ شد شخصیتم..شخصیتی که من قبلا چون یه دختر بودم…بقول گذشتگانمون..مورد ازار و اذیت قرار میگرفتم..
من نرگس زیرو رو شدم..چه سفرهایی چه نتایجی..میتونم برای هر قدم و اتفاقات بازم صحبتها کنم…
و کلی من دگرگون شدم…
و بیشتر لطف خداوند بود..که همراهم بود و بهم دلگرمی میداد…
هر موقع دل بهش میبندم از جاهایی روزیهایی برام میاره..که چشمانم تو حدقه در میاد…
استادم…خیلی حرفها دارم..
میخام بگم…
با ایمان من با شجاعت من..چه درهایی بروم باز شد..ارزشی که خلق کردم در مسیر درست قرار گرفت..به تک به تک الهاماتم با شک و تردی که نشان از ترس بود به لطف خودش انجام شد…
بیزنس من خلق شد..مهارتم توی همه جنبه ها قوی شد..
و کلی هدیها در این مسیر گرفتم…که تونستم بیشتر تو این مسیر استقامت داشته باشم…
دقیقا خداوند…دو هفته پیش تاهد من رو دید ..من از اون هفته تا به حالا…سه تا هدایت دریافت کردم انجام شده..
هفته اینده..یه تدریس برای کلاس دوره ابتدایی دارم…که خداوند بهم گفت برو با ندیر صحبت کن..بگو راجع به خودباوری میخام برای کارم تحقیق کنم با بچه ها صحبت کنم..
هفته جدید میاد…یه ساعت بدون اینکه مخالفت کنند…با من موافقت کردند..
نمیدونم میخاد چی بشه…
فقط این صحبت اقای عطارروشن…یه کلید رو برام باز کرد..که برم تو دلش..حرفها گفته میشه..
خیلیم تجسم سازی کردم.ولی از خداوند گفتم…
خدایا من نمیدونم چه حرفی بزنم.یسری موضوع بهم الهام شده..
کمکم کن که بتونم این قدممم بردارم..
جهان داره لایق بودنمو بهم ثابت میکنه..
که تو اگه میخای بیزنسی قوی داشته باشی.
بقول استاد یه بیزنسی ماندگار..
باید بتونی عمل کنی به گفتهات و در مسیر درست بمانی…
منم سعی کردم.نمیگم.!!!
یجاهایی کم میارم..
ولی این اهرم رنج و لذت تو درونم غوطه ور شده.
میدونم اگه حرکت نکنم..
نابود میشم ..
و هیچ دستاوردی بدست نمیارم..
استادم !!!من همیشه این خون قوی بودن..تو درونم خودجوش بوده..
همیشه از کسی یا فردی حمایتگرم باشه بدم میومد..
ناگفته نمونه یجاهایی داشتم با این موضوع کنار میومدم..
ولی …دقیقا منو میورد توی اصطبل آقل حیوانات..
دقیقا اهرم رنجش اینه برام!!!
همیشه مامانم…که ما جنوبیا میگیم.(دِی)م…همیشه بهم میگفت تو غیر خَلقی…
یعنی چی!؟یعنی تو باید مثل ماها فکر کنی..تو باید وابسته به کسی باشی..که اون یه لقمه نون چهار قرنی بهت مول بده..دیگه تمام!!
وقتی دوستانمو میدیدم با این نگرش هستند..همیشه فرار بودم از این موضوع..
همیشه دوستداشتم ،”مسایلمو خودم حل کنم..و حل مسائل زندگیم باعث میشد من لیاقت بهترینها رو داشته باشم و از خودم در زندگی روزمره ام راضی باشم…
استادم…من شاکر خداوندم…خیلی خیلی…
چرا!؟
چون..خودمو دوستدارم..و منصفانه…به لطف خودش تمام کارامو خودم انجام میدم..
اگه جایی نتونم.
درخواستی داشته باشم..
نه بگن..
میگم اشکال نداره..
خودم انجام میدم…
و همه این شخصیتها از قبل تو درونم بود..ولی ولی میخاستم همرنگ اطرافیانم باشم.
و لطف خداوند بهم گفت..
نرگس تو توانا هستی و از پس مسائلت بر میای..
من عاشق عاشق عاشق…مسیر درستم…مسیر حل مسئله…نمیگم ترس نیست..هست..ولی از خداوند کمک میخام…فورا برام حلش میکنه و من قدم برمیدارم..
استادم کارم هنوز وارد مرحله درآمد نشده..چون خیلی خیلی ریزه کاریهای شخصیتی و مهارتی داشت.ولی سعی کردم با بمباران انوزهای شما..خودمو تو مسیر نگهدارم..و سعی کنم بی صبر بودن و عجله کردنهای گذشتمو بزارم کنار..و با نور الهی روی شونهاش؟بشینم و تکاملی پیش ببرم..
خودش بهم گفت..گل نرگسم!!برای افتادن اتفاقهای خوب زندگیت…عجله نکن بسپار به من..که خداتم..!!که تمام کارهام به موقع هست..
استادم سرتا پای زندگیم.پر از ثروته..هم از نظر مالی هم از نظر شخصیتی هم از نظر رشد بیزنسی..
من پولم بسیار پر برکت و راضی کننده…هست..و خیلی خیلی اعتماد بنفسم زیاده..
و موضوعی که خیلی مهمه پولی که میاد تو حسابم..ماندگاری عالی داره…و در مسیر درست خرج میشه..
و در کنارش؟اینقدر هدیه بهم داده میشه..علنی من فقط دارم تماشا میکنم.
همین امروز صبح..یه کاپشن خارجی از طرف داداشم بهم هدیه داده شد..
از خوراک گرفته تا پوشاک من الان توی این سه سال خورده ایی هزینه زیاد نکردم..
همه هدیه های الهی بوده…
استدم من نتایجم خیلی زیاده..سابقه 10 سال سرکله با مشتریا داشتم ..چقدر نکات ریز داشته چقدر برطرف شده و هنوزم هست و حرکتم براشون هست..
و نمیتونم نتیجه این چند سال بگم..فقط میخام بگم دمت گرم.
ووو سپاسگزار خداوند که همیشه وجودش توی تمام لحظات زندگیمه…
انشالله بازم میام از نتایجم از این دستکش الهامی میگم
نمیدونم میخاد چی بشه…
فقط؟میدونم باید تسلیمش باشم
به امید روزها و شبهای عالی..در مسیر بما قدمت علیهم..
بهنام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیز و مریمجان
داستان آقارضا خیلی آموزنده بود. اینکه ایمان ایشون به مسیری که داشتند طی میکردن انقدر قوی بود که صحبتهای اطرافیانشون کوچکترین تاثیری بر عملکردشون نداشت، فکر میکنم از جمله ویژگیهای مشترک بین افراد موفقی هست که تابهحال درموردشون شنیدم و یا مطالعه کردم. این روزها واقعا دوستدارم کسب و کار خودمو راه بندازم، از پایاننامهام دفاع کنم، درآمد فعلیم رو با همین ساعات و روزهای کاری بالاتر ببرم و روابطم با خانوادهام، پارتنرم، خانواده پارتنرم، دوستانم، همکارانم و تکتک افرادی که باهاشون تعامل دارم روزبهروز بهتر و غنیتر بشه. دوستدارم آرامشم بیشتر بشه، امیدم به زندگی و زیباییهاش و اتفاقات شگفتانگیزی که درمسیرم خواهد بود بیشتر بشه. به خودم و خدای خودم تعهد میدم که همونطور که بهلطف خداوند در عرض این 5ماه بسیار زیاد تغییرکردم و نتایج فوقالعادهای داشتم، این مسیر رو باهدایت و راهنمایی پروردگارم ادامه بدم و روزبهروز بتونم بیشتر باترسهام مقابله کنم و انسان شاد و خوشبختتر و امیدوارتری باشم. امیدوارم آقارضا هم همینطور باایمان و تعهد و اراده به مسیر زیباشون ادامه بدن.
سلام بر همه عزیزان
نشانه امروز من
دقیقا وقتی جلسه 21 دوره روانشناسی ثروت 1 و بستم اومدم نشانه م و چک کنم و حداقل 90 درصد اموزه ها مشابه اون جلسه بود دیگه آخرای فایل قسمتی که استاد گفتن الکی نگیم من تو بغل خدام خدا تو بغل منه گل و زد :))) قفلی زدم رو این جمله
اون قسمتی که آقا رضا گفتن ویژگی شخصیتی + مهارتی = نتیجه پول استاد اصلاحش کردن جملشون و ولی من کلی فکر کردم بهش و دقیقا در ادامه مخصوصا صحبتهای استاد ایشون گفتن همه فقط خونه ماشین میبینن ولی قبلش اقا رضا کلی روی ویژگی های شخصیتی شون کار کردن و بعد در ادامه رفتن سراغ افزایش مهارت هاشون از همون جایی که بودن با همون چیزایی ک داشتن سعی کردن رشد بدن اون مهارت حالا تو مثال اقا رضا ارتقای هرچیزی مربوط به روندشون ضبط صدا تمرین برای بهتر انتقال دادن ویدیو گرفتن و ازمون خطا کردن و… کلی موارد که ریز نشدن بگن در جهت این موضوع ولی کلی ش این هست که ایشون مهارت رشد دادن چه در زمینه شخصیتی چه مهارت فیزیکی در راستای علاقشون و یا در موردی که داشتن و بلد بودن ابزار فروشی
بعد با خودم گفتم خب ندا تو الان شخصیتت و تا حد زیادی تغییر دادی البته که هر روز و هر ثانیه باید روی خودمون کار کنیم ولی خب الان وقت نتایج مالی هست الان باید ببینم شخصیتم باورهام در این زمینه تغییر کرده ؟ اگه تغییری احساس نمیکنم پس هنوز اونقدر که باید کار نکرددم
مورد بعدی که برام جالب بود و در اینجا یکم راجع بهش صحبت شد من و خواهرم داشتیم در این باره صحبت میکردیم که ما که دنبال رشدیم و فلانی و فلانی ها که در زندگی ما هستن اونا دنبال حل مسائل و کنجکاوی دربارش هستن و گیرنده های ما بوووق بهم وصل شده و داریم همه مون یجورایی باهم رشد میکنیم
اون قسمتی که اقا رضا درباره فرزندشون گفتن هم باز همزمانی برای من بود چون دقیقا اینروزها منم دارم این روند و در پیش میگیرم تو بحث تجسم واضح درباره خواسته م صحبت میکنم تو دیوار اگهی هاش و میبینم حتی به بعضی هاشون زنگ میزنم تو خونه با مادر و خواهرم دربارش صحبت میکنم و نشانه هاش و حتی شده کوچیک میبینم تایید میکنم و این یعنی مسیرم سفت درستهه خواسته م خونه دلخواهم هست که صد در صد میدونم بهش میرسم و از همین الان براش هیجان دارم وقتی بهش برسم کل سایت و راجع بهش پر میکنم که همه بفهمن :))) همونطور که تو حوزه سلامت و روابط به خواسته م رسیدم اینم جار میزنم
مورد بعدی هم چند روز پیش که با خواهرم درباره تعهد حرف میزدیم و شما هم بهش اشاره کردین تو دفتر ثروتم رفتم جلسات قبلی رو باز کردم اومدم به خواهرم نشون بدم ببین چقدر خوش خط نوشتم داشتیم راجع به خودکار حرف میزدیم :)) و دفتر دفترم جلوم بود همینجوری صفحه رو جلو میرفتم یهو دیدم تو یه صفحه بزرگ با خط درشت نوشته بودم
تعهد میدم مسئول صد در صد اتفاقات زندگیم خودمم و تمام شرایط زندگی م و خودم با افکارم و کانون توجه م خلق میکنم
این تمرین جلسه سوم دوره ثروت بود و یادمه گفتین اگه اینو نپذیری اصلا نمیتونیم باهم ادامه بدیم و هم خودم برام تلنگر بود گفتم ااا ببین ندا حتی تعهد و نوشتنش باعث شد تو بپذیری این و بعد از چند ماه و حتی بعد چند سال که تمرکزی مجدد روی دوره کار کردی باعث شد انگشت اشارت و کمتر به عوامل بیرونی بگیری و حتی خواهرمم گفت واای راجع به تعهد اتفاقا داشتم با خودم دیشب میگفتم و این شد تایید یه نشانه دیگه …
ظرف آب هم که دیگه چندین جلسه در این دوره راجع بهش حرف میزدین و اینجا هم گفتین حتی توی پروژه جدید درک خداوند هم راجع بهش گفتین و این همزمانی مخصوص خودم ذوووقینگ تایم
این ها هم میبرم تو بخش چطور میتونم ازین آگاهی ها در عمل استفاده کنم هام
پس خدا هم داره هی بهم تایید میده
بهبود بده مهارتت ها رو *
یه موردی در مورد دی جی کالا هم یادم اومد بگم دقیقا درست میگین یادم نبود دی جی کالا اوایل فقط کارش و با کالاهای اصل شروع میکرد بعد یواش یواش که دیگه شرایط یکم پیچیده شد و کالای اصل نمیشد راحت وارد کرد رفت تو کار کالاهای ایرانی و حتی الان جوریه که فروشنده ها رو معرفی میکنه و چیزی رو گردن نمیگیره برای اصالت حتی قبلا زیر کالاهایی که اصل نبود میزد غیر اصل یعنی جا نزد حتی با وجود اینکه شما تو جلسه 20 ثروت هم گفتین شاید خیلی ها فک میکنن غوله البته الان شرکت های بزرگتری اومدن مثل اسنپ که آنلاین هست و یجورایی اسنپ هم الان یه بخشی زده فروشگاه و هرچی بگی میفروشه بازم دی جی کالا جا نزد و مجدد داره رشد میده بخش هاش و خیلی از جمله خود من هنوز تو ذهنم اون اعتماده هست نسبت بهش و خوبی ش اینه کامنتها همه واقعی هست و حتی کسایی که از کالاهایی ناراضی هستن هم کامنتشون و ارسال میکنه مثل خیلی از شرکتها نیست کامنتها فیک باشه و همه فقط به به چه چه کنن مردم هستن و منطقی جواب میدن عکس و فیلم ارسال میکنن و ایرادات و مزایا کالاهارو میگن خیلی وقتا خود من از روی کامنتها یه کالایی رو پشیمون شدم و حتی یه کالایی رو نظرم جلب شده و در اکثر موارد نتیجه خوبی گرفتم
خلاصه که خدااا رو شکر که همزمانی ها دارن تایید میدن مسیر من و چرا من تا یه هفته نشانه م و چک نکردم یهو یه حسی بهم گفت بعد گوش دادن جلسه 21 برم سمتش و بشکن خووودش بود کاملا به جا و همزمان
خداااایا شکرت
ممنونم از استاد عزیزم برای برا چندمین هزار بار و از اقا رضای عزیز هم مجدد بابت این فایل تشکر میکنم
بنام خدا
کلید: استاد قانون کلی جهان را درس میدهند
ما تو هر زمینه ای میتونیم این قانون رو اپلای کنیم و نتیجه بگیریم اگه ثروت میخواهیم با اپلای این قانون در زمینه ثروت میتونیم ثروت بسازیم ولی صرف رفتن دنبال چیزی باعث نمیشه اونو بدست بیاریم ادمهایی که مثلا فقط پول دارن به این معنی هست که از قانون به صورت اگاهانه یا نااگاهانه در زمینه ثروت استفاده کردن
از این اگاهیها باید استفاده کنیم که رسیدن به خواسته هامون برامون باور پذیر بشه این واقعا مهمترین هدف این فایل هاست استاد عزیزم برای من دقیقا این کار را خوب انجام میدهد بهترین روش باور به امکان پذیر بودن برای من دیدن الگوها هست بخصوص الگوهایی مثل شما و شاگردهای موفق شما
اولین قدم: باور کردن اگاهیهای استاد
شروع به تغیرات از همان جایی که هستم و از کوچکترین کارهایی که میتونم انجام بدم
نقش خودمون در نتایج را باید بدانیم خداوند عادله مثل افتابیه که داره برا همه میتابه این تغیرات در ظرف ماست که تعیین میکنه چقدر نور دریافت میکنیم
اول تغیرات شخصیتی در درون ما اتفاق میفته که بیشتر هم دیده نمیشن بعد نتایج مالی میاد باید اینو بدونیم که زیر سازی ها از قبل انجام شده
برای خلق ثروت باید ارزش خلق کنیم
چقدر جمله طلایی هست و پاشنه اشیل منم هست من دقیقا شامل حرف استاد میشم واقعا همه الگوها نشون میدن برای ثروت پایدار ساختن باید خلق ارزش کنم با بورس و ارزهای دیجیتال واقعا نمیشه ارزش خلق کرد از خدا هدایت میخوام کمکم کنه درک کنم
اگه فکر میکنی نمیتونی ارزش خلق کنی بعنی باورهات ایراد داره
چقدر این جمله به قلبم نشست اره من خیلی وقتها فکر میکنم نمیتونم ارزش خلق کنم و دقیقا ایراد از باورهامه باید باورهامو درس کنم
اولین تعهد و قدم من اینه که این فایلو هزاران بار گوش کنم تا یه کم بتونم درک کنم الان یه زره فهمیدم منظور استاد از خلق ارزش چیه
من خودم عین حرفهای استادو تجربه کردم واقعا ارزهای دیجیتال و بورس و دلار نمیشه ارزش خلق کرد دقیقا یه عددی تو کامپیوتره دو روز بعدم از بین میره ولی اگه ارزش خلق کنم به قول استاد کشورم نابود بشه من توانایی و مهارتم هست همه جای کره زمین میتونم کار کنم من فقط یه مشکلی که دارم چند تا زمینه هست که علاقه دارم هر چند همین کاری هم که الان دارم انجام میدم جزو علایقمه ولی تعهد میدم برم دنبال خلق ارزش در زمینه مورد علاقم و عجله نکنم ثروت میاد دنبالم
استاد عزیز خواستم یه سوال بپرسم که ممنون میشم اگر خود استاد عباس منش جواب این سوال بدهند من تقریبا چهار سال میشه که در گیر این موضوع هستم و دقیقا دلیل آمدن من در این مسیر اگاهی به این شکل بود که من علاقه داشتم در بازار فارکس فعالیت کنم تمام دوره های که نیاز بود برای آموزش دیدم تا رسیدم به روانشناسی بازار که به مرور من رو به این مسیر هدایت کرد شما در قسمت شانزدهم این مطلب رو بیان کردید که این کار از لحاظ قانون اشتباه است در چه مورد اشتباه است آیا به کل وال استریت اشتباه است ممنون میشم اینو به من آموزش بدید استاد عزیز ممکنه این حرف شما شامل تعقیر کلی در مسیر زندگی من بشود سپاسگزارم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانواده محترم شما من به تازگی با سایت شما آشنا شدم و فکر میکنم دومین باری بود رو نشانه ها زدم داستان زندگی رضا عزیز و دیدم و با شوق تمام تا آخرش گوش کردم کاش زودتر با شما آشنا میشدم و برای شروع اولین محصول رو که بودجه من میرسید و که دست یابی عملی به رویاها است و خریداری کردم خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم که کسانی مثل رضا عزیز اینقدر رشد کرده به واسطه آموزش های شما و از شما سپاسگزارم که این لطف و میکنید و آموزش های خودتون و در اختیار ما قرار میدید برای شما و تمام اعضای سایت آرزو میکنم بهترین اتفاق رخ بدهد و از زندگی خودشون لذت ببرن سپاسگزارم
به نام خدای مهربانم به نام خدایی که هدایتگرست خدای قدرتمندم خدای سمیع و بصیرم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
خدایا شکرت برای امروزم برای خوشبختی و سلامتی و آرامشم برای حس خوبه کنارمن بودنت
خدایا صد هزار مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
واقعا چقدر زیباست که قوانین رو یاد بگیری و بیاموزی و از همه بهتر عمل کنی
من از موقعی که قانون رو یاد گرفتم مغازه مو تا الان و تا آخری که بخوام ادامه بدم این شغل رو
بدون وام و چک و قرض گرفتن دارم ادامه میدم و فقط ایمان به خداوند دارم و خدا رو شکر خداوند داره درست میکنه با قدرتش داره درست میکنه
این پاداش ایمانه
ایمان به خداوند
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
صحبت های دلنشین آقا، آنقدر خوب و شنیدنی هست که آدم دوست داره هی ادامه پیدا کند من واقعا از شنیدن آن لذت بردم و این نکته را درک کردم که آقا رضا عطار روشن به آگاهی هایی که درک کرده عمل کرده و البته آرام آرام بوده ، در این مسیر، بر ترسش غلبه کرده ، چون واقعا خیلی شجاعت می خواهد به مشتری اجناس را نقد بفروشی، و دسته چک خودت را پاره کنی و اصلا وام نگیری، این عمل به آگاهی هایی هست که کسب کرده . و قدم به قدم پیش رفته ، از امکانات فعلی خودش در آن زمان استفاده کرده و کم کم ارتقای داده ، دچار کمال گرایی نشده، که همه چیز کامل باشه و امکانات مهیا و درجه یک باشه بعد حرکت کنه ، نه ، با همان امکانات فعلی خودش حرکت کرده .
دقیقا حرکت کردن و انجام فعالیت در راستای اهداف، فاکتور ی هست که خیلی استاد بهش تاکید داره و باید پیوسته و استمرار داشته باشد.
من از آقا رضا یاد گرفتم که به آگاهیهایی که از سایت درک کردم را ، عمل کنم و آرام آرام داخل زندگی ام بیارم و لذت ببرم.
نکته مهم اینکه ، آقا رضا اشاره کرد ، لازم است شخصیت از بیس تغییر کنه و شخصیت بهتر بسازیم ، یعنی داشتن اعتماد به نفس، با خود در صلح بودن ، احساس خوب و کنترل ذهن در همه شرایط.
در پناه نور شاد باشید.
16مین گام توی 3مین دوره خودساخته بارهبریت خدا خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان.
به نام خدا وسلام به خدا واستادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وپرنسس الهیمان وسلامتی خانواده ی سایت بهشتی ام.
الهی سپاسگذارم که توی این مسیرهم دستانم راگرفتی ودرصراط مستقیم هدایتم کردی.
ازاونجایی که استادعطارروشن میگن 2تابچه داشتم وازهیچی بچه ها خبرنداشتم ازته دل من حرف زد.
الان 1 ماه هست که اولین نوی عزیزمان راخدابه ماهدیه داده است بنده4تاشاهزاده دارم توی کامنتهای دیگه گفتم 3تاپسربزرگم مجردندپسر4 م الان26سالشِ ماشاءالله خدابهش یک دخترشیرین هدیه کرده که پرازخیروبرکت وشادی برامون به همراه آورده الهی شکرت.
حالاعزیزدلم به خودش اومده که وای چقدربچه اذیت میشه شبهاگریه میکنه مادرش اذیت میشه!!!!!!
خانم موقع بچه های ماهم همینطوربود؟؟?!!!!!!
گفتم نه اصلا بچه های مابزرگ به دنیااومدندپسرسومم کنارش نشسته بود گفت من که ازوقتی یادم میادهمین قدوقواره رو داشتم ماشاءالله 32سالشِ
3تابچه ی اولمون رو هیچی نفهمیدبرای 4مین بچه مادرم خدابیامرزمیگفت حسین آقا حالا میخوادبچه داری یادبگیره بچه شوبغل میکنه بوس میکنه اونم خیلی به ندرت بود.
یک ماه قبل زایمان عروس گلم پرسیدخانم ماچیزی هم بایدبراکادوبدیم به بچه ومادرش؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
وای خدایاچشمهام ازحدقه زدبیرون گفتم عه چی حرفهامیزنی ازکجایادگرفتی؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
وقبلاً به بچهها گفته بودم یک کادوبرای بچه تهیه کنین(طلا) پسرسومی نقدی خیلی کمکشون کرد.
پسراولی ودومی پول دادندرفتم زرگری برای بچه یک پلاک زنجیرطلابه نام پرنسس سفارش دادیم.
وبچه هاپول گذاشتن گوسفندخریدن وپسرسومی ناهار روز دهه رو داد دم همشون گرم عالی بود.
وخودم هم ازسال تقریبا98که عروس گلم رو عقدشون کردم برای شب چله یک ست طلاگرفته بودم دستبندشونگه داشتم وعروسم یک جفت گوشواره های کوچولوبچه گونه گوشش بوددادبه من گفت مامان اینوبه شمامیدم برام گوشواره ی این گردنبندروبگیرین که شب چله هم گوشواره بدین هم گردنبند خخخخخخخخخخخ.
منم که ازقبل آماده داشتم گوشواره های بچه گونه رو گرفتم نیت کردم که بچه ی اولش دخترِ این گوشوارهها رو نگه میدارم پس من ازسال98هدیه زایمان عروسم راداشتم البته به لطف ویاری خداهمیشه کارهای منوجلوجلوآماده کرده خداراسپاسگذارم.
واینجابودبه عزیزدلم گفتم هفته ای3ملیون ازحقوقت بده به من تابرای عروس خانم هدیه بخرم گفت باشه حالا3ملیون هم خرج خانه میشه من هدیه م آماده بود وعروسم توقع داشت براش هدیه ببرم چون 3ماه قبل عروس همسایه ی مادرش بچه ی اول پسرآوردمادرشوهرش هدیه هم برای عروسش هم برانوه شون طلا خریده بودند ولی عروس گلم خبرنداشت به قول خداهنوزنوه ی ماازش هیچ خبری نبودتوی دوران عقد عروس پسرم براش کادو زایمانش رو خداکنارگذاشته بوداینم خاطره ی لذتبخشی بودازعزیزدلم که یک جفت جوراب به یادمانبودحالامیخوادبرای عروسهاش کادوبده باهمون درآمدش الهی شکرت.
دوستتون دارم به قول آقارضاشغلت ورسالتت رو دوست داشته باش پول میادمنم همین رسالت مدیریت خانه وبچه هام که فقط ارزش آفرینی دارم اینو بخرم اونوبخرم وعزیزدلم بره سرکار. بعد ازکاردرخانه استراحت کنه تاروزبعدی وازهیچی خبرنداره تمام خدانگهدارش باشه برامون والان به خودم افتخارمیکنم که بزرگترین مسئولیت رو به عهده دارم برنامه ریزی یک زندگی بااینکه عزیزدلم بدون هیچ مسئولیت ازنظارت کردن ومدیریت کردن در زندگی اصلا کارنداره چیزی هم بپرسیم میگه ماشاءالله خودت خانم استادی،ولی کارمیکنه بنده ی خدا.
خدایاشکرت که به من کمک کردی تااین قسمت استوارپیش رفتم.
بعدازاین قسمت یادم نیست که نتایج دوستان ادامه داردیانه اگه ادامه داشت منم ادامه میدم وگرنه انشاءالله دوره ی مقدس جدیدبارهبریت خداشروع می کنم آمین.برای همتون آروزوی سعادت وخوشبختی دارم وبابت فایلهای آقارضابی نهایت سپاسگذارم که بازبان بدنش خیلی سنگ تموم برامون گذاشت که لااقل لیلاخانم بفهمه ودرسشوبگیره بازهم به این فایلهای آقارضاباجان ودل گوش میکنم آمین.
سلام عزیزم این فایل نشونه امروزم بود برای خواهرم … ک ده سال از ازدواجش گذشته وتازه تصمیم ب بچه دارشدن کردن ینی تازه میخواد قدم اول وبرداره برن پیش متخصص نازایی
تا حالا هیچ دکتری نرفتن
از خدا خواستم ب من بگه قراره چ اتفاقی بیوفته ایا امیدی هست
کامنت شما جواب همه سوالاتم از خدا بود .شفاف روشن همه
چیز از زبان شما ب من گفته شد
ومطمعنم امسال خواهرم مادر میشه
ممنونم
سلام به ندای عزیزبله که وعده ی خداحق مسلم همه ی ماس .
چراکه خدادوست داردجهان گسترش پیداکند وبزرگترین هدف کالبدجسمی ما اول بقاءودوم تولیدمثل است من که بلدنیستم توی این قسمت پروفایل بیام الان هم خدابرام این قسمت رو آوردفکر کنم یک تغیراتی توی سایت انجام شده ولی نمیدونم من فایل میبینم وکامنت میذارم چکاربه کارهای سایت دارم؟خخخخخخخخخخخ ولی به زودی بهم خبرمیدی خواهرجون براتون دوقلوآورده به لطف خداو با آموزشهای استادآمین.
سلام بر دوستان عزیز و مخصوصاً استاد عزیزم من این فایل رو تازه گوش کردم و به صورت هدایتی و در مورد علایق و عشق به کاری که هستش صحبت کردند و آقا رضا هم در مورد علاقه خودش گفتش و که میتونه پول بسازه من تو فارکس و بازارهای مالی فعالیت داشتم و ضررهای رم کردم و میخواستم بگم که نمیدونم چی اسمش رو بذارم با وجود اینکه ضرر کردم با وجود اینکه چیز کردم بازم از این بازار خوشم میاد باز به این بازار علاقه دارم حتی همیشه این اپلیکیشن حتی همیشه این اپلیکیشن توی گوشیم هستش و و من همیشه معامله میکنم به صورت آزمایشی بدون اینکه پولی به حسابم بدون اینکه سودی بکنم یا ضرری بکنم همیشه هستش و من نگاه میکنم که بیشتر من تنها کاری که توی خواب دیدم همین کار بود بعد و تنها کاری که با این حال که ضرر کردم همیشه دوست داشتم ولی تنها مشکلی که این کار داره ارزش آفرینی برای جامعه نیستش حالا نمیدونم ارزش آفرینی رو چه جوری توصیف میکنید ولی من که میگم اگه سود بکنم یه خونهای بخرم یک ساخت و سازی انجام بدم خود این باعث میشه ارزش آفرینی بشه یا برم رستوران یه غذای مثلاً گرونی بخورم مثلاً یه ارزش آفرین میخواستم بدونم که من مثلاً به این کار خیلی علاقه دارم علاقه بسیار شدیدی دارم و میخوام این کار رو انجام بدم آیا به نظرتون کار درستی انجام میدم آیا با قوانین پیش میرم یا نه یک دوم اینکه با توجه میخوام از خدا یه راهنمایی بکنه یه میگم که خدایا الان چه قدمی رو بندازم همیشه به این ذهنم این قلبم میاد که آقا شما با مبلغ خیلی کم وارد این بازار شو فقط اینو میخوام بدونم که آیا مثلاً این کاری که من میخوام انجام بدم مطابقت داره با قوانین جهان بعد من نه به خاطر پول یک شبه پولدار شدن نه به خاطر بعضی حرف و حدیثها هستش در مورد بازارهای مالی داره منو راهنمایی کنه ممنون میشم
بنام خداوند بخشنده مهربان همیشگی…
خداوندیکه تمام آسمانها و زمین از آن اوست..
خداوند را شاکرم که هدایت شدم در مسیر شما استاد عزیزم باشم….
سلام و درود خداوند به بهشت همیشه جاویدانم
بهشتیکه معنای زندگی کردن در مسیر درست را به من آموخت…
آموختنی که من با سعی و تلاش به خودشناسی رسیدم و از خودشناسی به خداشناسی رسیدم…
و میوه این خداشناسی رو چشیدم…و فهمیدم سالیان سال من این مسیر رو میشناختم ولی در مدارش نبودم…
سلام و درود به استاد عزیزم..استاد سیّد حسین عباسمنش..
سلام و درود به پیرو این مسیر انتشار،”خانم شایسته ..شایسته گر…
استادم!!!منم الان سه سال خورده ایی که عضویت این مسیر هستم..
میتونم برای هر ثانیه اش ساعتها شروع کنم..
دقیقا مسیر آقای عطارروشن…دقیقا من مسیر من بود..
دقیقا خواستهاش..هدایتهاش…
و اینچیزی که بقول شما .قسم حضرت عباسیم نیست…
چیزیه که همه ما”””در مسیر درستیم…این مسیر رو پیش رفتیم و همچنان پیش خواهیم رفت
دقیقا یادمه ابانماه 401…که با مبحث شما اشنا شدم…روزهایی که شخصیتم تو این مسیر یه شکل درست گرفته بود.چون من قبلش با یه اساتید دیگه تو همون حوزه اشنا شده بودم..
ولی ایشون اون غذایی که به ذهنم میداد…
نشان6ای الهی رو میدییدم..
ولی یجاهایی مباحثش منو گمراه میکرد..
از صحبتهاش …
لجوج شده بودم….
اینقدر که درکش برام سخت بود..
وقتی از خداوند 6دایت خاستم…وقتی هدایت شدم به شما…
از درونم با صدای بلند میگفت…
همینه!!!خودشه…خودشه…اصلا یه زره هم تردید و شک نمیزاشت که من از مسیر بهشت شما فاصله بگیرم…
تا اینکه…..
من به بهشت شما نائل شدم….
و لطف خدا…شخصیتم…با بیزنسم با هم….شکل گرفت..
و من سالها که توی رشته طراحی و دوخت تحصیل کرده بودم…و به لطف شیطان هیچی عائلم نشده بود..(.جای تاسف داره)
لطف خدا باعث شد که اونروزا خداوند منو مشتاقتر کنه در مسیر شما..و در مسیر کارآفرین شدن در دل همون رشته …چیزیکه که من هیچ خبری ازش نداشتم..
استادم من بخاطر درک الگو شناسی که پایه این رشته هست..مشروط؟شدم..
همیشه یه ترسی خاصی نسبت بهش داشتم..
چون دقیقا مثل فرمول ریاضیه…
باید یه سری عددها رو بدست بیاری تا بتونی سایز بندی لباس تن اون شخص که مشتریته بدست بیاری..
من نرگس…
همیشه فرار….
شب یه فرشته زیبا…اومد تو خوابم..خیلی قد بلند و کشیده بود..و بهم کتاب الگوشناسی داد…
استاد تمام هدایتهای من…بصورت خواب بهم گفته میشد..بدون برو بگرد…
یعنی جوری واضح بود..که لایه های شک و تردید رو میشکوند…
و من همون کتاب رو سفارش دادم برام اومد..و از صفر مطلق…تمام الگوهای این چند ساله اخیرمو تمرین کردم تو طی تقریبا یکسال یا چند ماه…
و من فول و فول شدم…
و تونستم با تمرین و تکرار تمام الگوهای اون دوره ایی که خریده بودمو بکشم…
و الهام اومد…تو زمینه دستکش زنانه تو قالب مجلسی و قالب روزانه کار کنم…
این دستکش…میشه همجا پوشید…
اصلا توی ایران و نه سایتهای خارجی هست…
ولی…
ناگفته نمونه..بصورت مزون دوزی دوخت میکنن.
چیزیکه برای من خیلی خیلی پون مثبت بود..بحث الگوشناسی درست و دقیق و پوشندگی عالی برای ورود دست…و کاشت ناخنکاری….و بحث نوع پارچه بود…
هر مشکلی که خانم ها از این نمونه دستکش توی سایتهایی مثل دیجی کالا و با سلام و غیره خریده بودن و راضی نبودن…و یسری مشکلات داشتن رو..
من تونستم با یه نکته های خیلی راحت و اسان…
حلشون کنم…
.و…
من تونستم سه سایز تولید کنم….و بجز سایز…تونستم بجز پوشندگی کامل دست..مدل بند انگشتی هم تولید کنم…
و یچیز خیلی زیباتر..استادم دستکش من یه جعبه پارچه ایی داره…
که جلوگیری از زدگی و کثیفی دستکش میشه..
و یه بندینک برای اویزان کردن داره و راحت با ورود دست باز و بسته میشه..
و اتکیت نام نرگس با گل نرگس که بازم لطف خدا..با دست گلدوزی شده..
دقیقا …
اون کلاس..تمام نکته هایی که استاد الگوبرداری کرده بود توی کارم که باز هدایت بود انجام شد..
و چقدر شکل این دستکش و (پک)و یا همون جعبش زیباست!
….میخام بگم….
و به لطف خدا توی این یکسال و خورده ایی اخیر..چون الهام من دقیقا اخر اسفندماه.402 بود.
شب اول عید 403..هدایتهای حرکتی این دستکش شروع شد…
و از اونجا خطا و اشتباهاتم…با حرکت کردن و انجام دادن حل مسائل شروع شد……که…
همین پروسه..باز میتونم ساعتها راجع بهش صحبت کنم..که میخام تیتر وار بنویسمشون..
و کاری که انجام دادم تمام دریافتهای الهی رو اسکرین شات کردم..
و هر موقع یکم ذهنم بهم میریزه نگاهشون میکنم..
1….الگوشناسی و نکات دوختی ،”درست و دقیق طبق استاندارد رشته خودم.که ماه ها طول کشید تا بتونم ارائه کارمو به ورژنهای عالی برسونم.
بحث پوشش دهی بود!…
بحث الگو و سایز بندی بود!!…
بحث نوع پارچه بود!…
بحث قرار گیری دستکش بود.همون ایده جعبه پارچه ایی
و بحث ارایه آن….
خوب برسیم سر بحث ارایه آن به افراد نزدیکم و به سایتهای معتبر
من تو همین مبحث ارایه دادن..چقدر پاشنه گذشته ام..دقیقا مثل اقای عطارروشن و بحث همه ماها….هست….
بحث وام گرفتن.قرض دادن و گرفتن.و برخورد با مشتری و قدرت نه گفتن که بازم داخلش مشکل دارم..و هنوز احساس میکنم باید قدرتمند تر باشم..
همه اینها….شخصیتمو حقیقتا دگرگون کرد…
من نرگس قبلی رو وارونه کرد…
یجاهایی فشار میومد روم…ولی باید انجامشون میدادن…
استاد تو بحث ترس…از جاهای ناشناخته….انقلابی در درونم بوجود اومد..
ترس از قبرستان..
ترس در محیط تاریک و خاموش و نبود کسی..
من سفرهای چند روزه هدایت میشدم و چه نقطعه ضعفهایی با ارتباط با دیگران خداوند بهم نشون میداد…
بازم میتونم برای هر کدومشون ساعتها صحبت کنم..
دقیقا یه انقلاب زیرو رو شده..بود….
استاد میخام بگم!!!تا شخصیت من تعقییر نکرد که باز خودش تکاملی بود..نتایجی بدست نیوردم..
خیلی جاها هیچی نمیدونستم تو دل اون حل مسائلها…
ولی میگفتم میرم تو دلش یاد میگیرم…من از نحوه عکسبردوری از نحوه فیلمبرداری و کار با برنامه های جدید..هر کدومشون یه یسری کارها رو نیاز بود که باید انجام میشد..
یجاهای عجله میکردم..
بهم میگفت نباید عجله کنی باید این مسیر رو ادامه بدی…
استاد یه اوضاعی”توی کار کردن حل مسایلم توی نرم افزارهای جدید و سایتهای مختلف …برای من بوجود اورد..
من نحوه عکسبرداری رو و تدوین کارامو هر بار توی جاهای مختلف ..قوی و قوی تر کرد..
الان میتونم در عرض چند دقیقه انجامش بدم.اونم بسادگی و راحتی…
چقدر نحوه نگارشم..نحوه شرح نویسی راجع بکارم..
که چجور راجع به بیزنسم صحبت کنم..همشون یسری نکات داشت..بازم زمان از نوشتنش کم میاره بخدا!!!
تا اینکه نوشتهای متنی ام شد بصورت تصویدی..تصویری رفت برای تدوین..وتا به امروز رفته برای تصویربرداری خودم …که منو دور زد….
توی جاهای مختلف…توی سایتهای مجازی وو منو اورد.نشوند سر نقطعه اول…
که خرید این دوره از تدریس استاادم بود..
بهم گفت بفرست گرگان همون اموزش استاد محمدی…
ایشون یه کارافرین موفق توی حوزه طراحی و دوخت هستند…
دقیقا هفته گذشته شنبه اول مهرماه..فرستاده شده برای استادم..
الانم نمیدونم هدف این هدایت چیه!؟
میخاد چی بشه!؟
فقط…
فقط
فقط میدونم…..مفهموم کارافرین شدن…و انجام دادن کاری که دیگران. یچیز بی ارزش میدونن…تونستم تو دل چقدر بزرگ بشم.
منیکه میترسیدم یه ویس بفرستم.الان میتونم خیلی راحت صحبت کنم..
چقدر نگرش من راجع به این رشته تعقییر کرد..
چقدر نگرش من نسبت به کارافرین شدن و یه بیزنس ریشه ایی در مسیر درست تعقییر کرد.
و کلی درست شدن شخصیت..که من برای همین قدم ساعتها صحبت کنم..
یادمه من از بچگی از ورود به قبرستان میترسیدم.چند قدمی خونمون هست..این محل قبرستان..
مابیین یه نخلستان عبور میکنه.و یکم وحشت اوره..
و خداوند وقتی بهم الهام کرد که باید بری!؟
گفتم خدایا من خیلی میترسم…
اینم وسط؟هفته…
اینم توی تابستون که هیچکسی نیست.
بهم گفت ..
اگه تری..
خبری از موفقعیت نیست…بهم مثال اورد که شاید از نظر این ادمها یکار اشتباه باشه..ولی کاری که من میگمو انجام بده..
استادم من تمام اون هدایتهایی که گفتو توی قبرستان انجام دادم..
اصلا من یه شخصیت دیگه شدم.بعداش چقدر تنهایی کل شهرمونو توی اون تاریکها پیاده روی کردم..
و چقدر بزرگ شد شخصیتم..شخصیتی که من قبلا چون یه دختر بودم…بقول گذشتگانمون..مورد ازار و اذیت قرار میگرفتم..
من نرگس زیرو رو شدم..چه سفرهایی چه نتایجی..میتونم برای هر قدم و اتفاقات بازم صحبتها کنم…
و کلی من دگرگون شدم…
و بیشتر لطف خداوند بود..که همراهم بود و بهم دلگرمی میداد…
هر موقع دل بهش میبندم از جاهایی روزیهایی برام میاره..که چشمانم تو حدقه در میاد…
استادم…خیلی حرفها دارم..
میخام بگم…
با ایمان من با شجاعت من..چه درهایی بروم باز شد..ارزشی که خلق کردم در مسیر درست قرار گرفت..به تک به تک الهاماتم با شک و تردی که نشان از ترس بود به لطف خودش انجام شد…
بیزنس من خلق شد..مهارتم توی همه جنبه ها قوی شد..
و کلی هدیها در این مسیر گرفتم…که تونستم بیشتر تو این مسیر استقامت داشته باشم…
دقیقا خداوند…دو هفته پیش تاهد من رو دید ..من از اون هفته تا به حالا…سه تا هدایت دریافت کردم انجام شده..
هفته اینده..یه تدریس برای کلاس دوره ابتدایی دارم…که خداوند بهم گفت برو با ندیر صحبت کن..بگو راجع به خودباوری میخام برای کارم تحقیق کنم با بچه ها صحبت کنم..
هفته جدید میاد…یه ساعت بدون اینکه مخالفت کنند…با من موافقت کردند..
نمیدونم میخاد چی بشه…
فقط این صحبت اقای عطارروشن…یه کلید رو برام باز کرد..که برم تو دلش..حرفها گفته میشه..
خیلیم تجسم سازی کردم.ولی از خداوند گفتم…
خدایا من نمیدونم چه حرفی بزنم.یسری موضوع بهم الهام شده..
کمکم کن که بتونم این قدممم بردارم..
جهان داره لایق بودنمو بهم ثابت میکنه..
که تو اگه میخای بیزنسی قوی داشته باشی.
بقول استاد یه بیزنسی ماندگار..
باید بتونی عمل کنی به گفتهات و در مسیر درست بمانی…
منم سعی کردم.نمیگم.!!!
یجاهایی کم میارم..
ولی این اهرم رنج و لذت تو درونم غوطه ور شده.
میدونم اگه حرکت نکنم..
نابود میشم ..
و هیچ دستاوردی بدست نمیارم..
استادم !!!من همیشه این خون قوی بودن..تو درونم خودجوش بوده..
همیشه از کسی یا فردی حمایتگرم باشه بدم میومد..
ناگفته نمونه یجاهایی داشتم با این موضوع کنار میومدم..
ولی …دقیقا منو میورد توی اصطبل آقل حیوانات..
دقیقا اهرم رنجش اینه برام!!!
همیشه مامانم…که ما جنوبیا میگیم.(دِی)م…همیشه بهم میگفت تو غیر خَلقی…
یعنی چی!؟یعنی تو باید مثل ماها فکر کنی..تو باید وابسته به کسی باشی..که اون یه لقمه نون چهار قرنی بهت مول بده..دیگه تمام!!
وقتی دوستانمو میدیدم با این نگرش هستند..همیشه فرار بودم از این موضوع..
همیشه دوستداشتم ،”مسایلمو خودم حل کنم..و حل مسائل زندگیم باعث میشد من لیاقت بهترینها رو داشته باشم و از خودم در زندگی روزمره ام راضی باشم…
استادم…من شاکر خداوندم…خیلی خیلی…
چرا!؟
چون..خودمو دوستدارم..و منصفانه…به لطف خودش تمام کارامو خودم انجام میدم..
اگه جایی نتونم.
درخواستی داشته باشم..
نه بگن..
میگم اشکال نداره..
خودم انجام میدم…
و همه این شخصیتها از قبل تو درونم بود..ولی ولی میخاستم همرنگ اطرافیانم باشم.
و لطف خداوند بهم گفت..
نرگس تو توانا هستی و از پس مسائلت بر میای..
من عاشق عاشق عاشق…مسیر درستم…مسیر حل مسئله…نمیگم ترس نیست..هست..ولی از خداوند کمک میخام…فورا برام حلش میکنه و من قدم برمیدارم..
استادم کارم هنوز وارد مرحله درآمد نشده..چون خیلی خیلی ریزه کاریهای شخصیتی و مهارتی داشت.ولی سعی کردم با بمباران انوزهای شما..خودمو تو مسیر نگهدارم..و سعی کنم بی صبر بودن و عجله کردنهای گذشتمو بزارم کنار..و با نور الهی روی شونهاش؟بشینم و تکاملی پیش ببرم..
خودش بهم گفت..گل نرگسم!!برای افتادن اتفاقهای خوب زندگیت…عجله نکن بسپار به من..که خداتم..!!که تمام کارهام به موقع هست..
استادم سرتا پای زندگیم.پر از ثروته..هم از نظر مالی هم از نظر شخصیتی هم از نظر رشد بیزنسی..
من پولم بسیار پر برکت و راضی کننده…هست..و خیلی خیلی اعتماد بنفسم زیاده..
و موضوعی که خیلی مهمه پولی که میاد تو حسابم..ماندگاری عالی داره…و در مسیر درست خرج میشه..
و در کنارش؟اینقدر هدیه بهم داده میشه..علنی من فقط دارم تماشا میکنم.
همین امروز صبح..یه کاپشن خارجی از طرف داداشم بهم هدیه داده شد..
از خوراک گرفته تا پوشاک من الان توی این سه سال خورده ایی هزینه زیاد نکردم..
همه هدیه های الهی بوده…
استدم من نتایجم خیلی زیاده..سابقه 10 سال سرکله با مشتریا داشتم ..چقدر نکات ریز داشته چقدر برطرف شده و هنوزم هست و حرکتم براشون هست..
و نمیتونم نتیجه این چند سال بگم..فقط میخام بگم دمت گرم.
ووو سپاسگزار خداوند که همیشه وجودش توی تمام لحظات زندگیمه…
انشالله بازم میام از نتایجم از این دستکش الهامی میگم
نمیدونم میخاد چی بشه…
فقط؟میدونم باید تسلیمش باشم
به امید روزها و شبهای عالی..در مسیر بما قدمت علیهم..
الحمدالله رب العالمین …