نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 13 - صفحه 22


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    286MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 13
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

353 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 132 روز

    به نام خداوند همیشه مهربان

    سلام استاد جان عزیزم

    چه صبح قشنگی رو شروع کردم با دیدن وگوش کردن فایلهای شما، سپاسگزارم

    آشنایی من با شما اولین بار با دیدن ویدئویی از آقا رضا بود که حدود 3 ساعت بود و از شما تعریف میکردن و نتایج بی‌نظیری که گرفته بودن..

    لحظه به لحظه این ویدئو در دل و جان من نشست و از فردای اون شب بسم الله گفتم و شروع کردم.

    سپاسگزار خداوند بی‌همتا هستم که هدایتم کرد به این مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهره جاوید اصل گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    سلام استاد جان

    خیلی قشنگ بحث احترام گذاشتن رو بیان می‌کنید عالیه که شما به همه احترام میذارید واحترام متقابل هم دریافت می‌کنید

    اما چرا بیشتر مواقع به پیامبر ما حضرت محمد (ص) که رحمت العالمین هستن واز سمت خدا شخصا برای پیام آوری از طرف خدا فرستاده شدن و اینهمه ارج وقرب نزد مسلمانان دارن کلمه ی محمد خالی رو بیان می‌کنید من واقعا ناراحت میشم که به کسی مثل رسول الله اینچنین عادی لفظ محمد رو بیان میکنید ایشون هم الگوی رفتاری و کرداری ما هستن

    پس باید به ایشون هم احترام گذاشت

    میدونم از نصیحت خوشتون نمیاد

    اما ممنون مبشم اینو به عنوان خواهر کوچکترتون از من بپذیرید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهدی شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 818 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته گرامی

    چند روز پیش در یک فایل گفتین من به جبهه شیطان حمله کردم و اینقدر ادامه دادم تا فتح شد و هنوز هم دارم حمله میکنم چون درسته شیطان ضعیف شده ولی هست پشت علف ها و خاک ریز های کوچیک کمین کرده. این جمله آنچنان تحولی در من اینجاد کرد که الان دو روز هست دیدگاهم نسبت دنیا عوض کرده . برگشتم به ثروت یک و عزت نفس. دوباره با قدرت بیشتر شروع کردم و همش تو ذهنم این میاد که دارم با این تعهد جبهه دشمن ضعیف میکنم درسته الان جبهه شیطان صخره بلند هست ولی دارم حمله میکنم بهش. نیرو اضاف میکنم و بچه ها رو تغذیه میکنم تا رو به جلو حرکت کنن. در حال حاضر چند تا خش روی دشمن افتاده . در حال اماده سازی موشک باور 1 2 و3 هستم با کلاهک ایمان . با تحقیق در مورد فراوانی. پروژه دقیق گذاشتم فراوانی باور کنم. و اسلحه بعدیم کنترل ذهن در لحظه به لحظه هست. خلاصه اومدم رد پا بزارم انشاالله بعد فتح کامل جبهه دشمن کامنت بزارم و شادی کنم جشن بگیرم. ولی الان هر روز میام و رد پام میزارم و از فتح های کوچیک و روش مقابلم میگم براتون. عاشقتونم و به امید فتح ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حمیده امیری گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    خدای من

    چقد مطالب پر محتوا و پر از آگاهی

    بی حد و اندازه خوشحالم که در صفحه 10 از سلسله فایل های استاد عزیزم رسیده ام و بی نهایت خوشحالم که درکم از قوانین و همه ی مطالب بهتر و راحت تر شده.

    استاد عزیزم یکی از خوشحالی هایم و برکت های زندگی ام همین عضویت در این سایت الهی هست.

    خداوند رو هزاران هزار بار شکرگذار هستم که مرا در این راه پر از خیر و برکت قرار داد و حال وظیفه ام می‌دانم که از شما بخاطر اینهمه سخاوت و بزرگواری تان بی نهایت سپاسگزاری کنم. استاد عشق استاد بی نهایت گرانقدرم بی نهایت خوشحالم و سربلند که شما رو پیدا کردم و بخدا که سعادت دنیا و آخرت را هم نصیب خودتان کردید و هم ما شاگرد هاتون.

    استاد عشق دست های گرانقدر تان را میبوسم و بی نهایت سپاسگذار این قلب مهربان و بزرگ شما هستم. امیدوارم تا رسیدن به صفحه ی اول سلسله فایل ها انشالله به همه خواسته های مهم امسالم که مهاجرت کنار همسر عزیزم و روابط عالی و خوب هست برسم و هم در کنار این همه دستاورد ها به دوره قانون سلامتی هم عمل کنم و هر بار مثل اینبار مدار درک و آگاهی هایم بالاتر برود و اشک شوق و خوشحالی بریزم از بودن در این فضای الهی. کل شب ها و روزهایم را در این سایت الهی می‌گذرانم و حال که به این فایل رسیدم واقعا دلم نیامد که از استاد عزیزم سپاسگذاری نکنم و دلم هی پر میزد که به استاد عزیزم پیامی برای خواندن در صبح اول وقت بفرستم. استاد دوستتون دارم و بی نهایت به داشتن تون افتخار میکنم و حس سربلندی میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1047 روز

    13مین گام خودشناسی وخداشناسی اثرلیلاجان بارهبریت خودخدا درسومین دوره ی خودساخته.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام وخداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام سپاسگذارم.

    خداراتابی نهایتها سپاسگذارم که به من توفیق بندگی ونمایندگی خاص خودش راعطافرمود.

    خدایا سپاسگذارم بابت سلامتی خودم وهردوخانواده ام خونی وسایتی وپرنسس کوچولوی الهیمان که دراین دوره از عالیترین آزادی زمانی ومکانی باسلامتی زندگی هدفمندانه مان راتجربه میکنیم چون حق ماازجهان هستی همین لذت وشادی است.

    یک خاطره براتون بگم زمانی که منوعزیزدلم رو میخواستن عقدکنن ازروستابه شهرآمدیم خانه ی خواهربزرگم که آقای محضر دارتشریف بیارن خانه ی خواهرم خدارحمتشون کنه آقای محضردار داماد دایی جانم بودند.

    کنارخانه ی خواهرم طلافروشی بود.

    خدابیامرزمادرم برام گوشواره هاموتعویض کردکه سرعقدگوشواره ی نوهدیه بده.

    برادرهام که خدابه هردوتاشون برکت بده…..خخخخخخخخخخخ.

    خواهراولی ودومی برام هرکدام یک انگشتر خریدن.

    خداخیربده به جاری خانمم خودش که دردل هرنیتی داشت!!!!!!!

    که الان 35سال داره میگذره هنوز، هنوز، هنوز !!!!!!¡

    ولی من باتک تک کوارکهای وجودم براش آرامش ازخداطلب میکنم والان دیگه پیرتر شده خدارشکر.

    همون روزبه خدابیامرزمادرشوهرم که زن پیروساده ای بودومادرشوهرم هم نصبت به من احساس خوبی نشان نمیدادومیگفت عروس من فقط عروس بزرگمه ولیلا عروس من نیست حالااونم ازروی ناآگاهیش بودبالاخره جار ی خانم گفت خب دخترمن آرزوداره سرعقدعمو، وزن عموش براش گوشواره بخری!!!!!!!!!

    همون روز زیباوبه یادماندنی به من هیچ هدیه ای ندادن ولی رفتن برای دختردومیش گوشواره خریدن هنوزتوی خاطره‌ هام هست به خاطر احساسی که نسبت به من داشتن وهنوزنهضتش ادامه داره که درونش آنچه که بایدوجودداشته باشد.

    وجودنداردولی بازهم شبانه روزبرای خودش وخانواده ش دعای خیردارم.

    ولی خدارحمت کنه پدرومادرعزیزدلم برای شاهزاده ای که خدابه مادادبچه ی اول بارمون بود.

    رفتن نون محلی پخته کردند گوشت تهیه کردندوبه مادرم گفتندبقیه ی لوازم آبگوشت روشماتهیه کن براشون مراسم بگیریم.

    خیلی خوش گذشت مراسم حمام عالی بود.

    بعداز34سال به یادشون منم برای پرنسس الهیم البته پسرکوچکم ازدواج کرده الان26سالشِ منم مراسم حمام وناهاردرتوان بچه ها بود گرفتم خیلی بحال بود.

    الهی ازاین مراسم‌ها به همه عنایت فرمابه منوخانواده ام بیشترآمین.خیلی دوست دارم خرج کنم وازاین کارهام لذت میبرم.

    وروز4مهربودکه عروس گلم ازخانه ی مادرش میخواست بیادخانه ی ما سریع بابچه ها بخار گذاشتیم پنجره رو پلاستیک کشیدیم خانه روتمیزکردیم عزیزدلم کمک کرد.

    هویج گرفتن آب هویچ آماده کردن همگی ذوق وشوق داشتیم خب همه ی کارهابه نحواحسن انجام شد.

    بعد به عزیزدلم و به بچه ها گفتم حالا پرنسس برای اولین بارِ داره میادمحفل ما رو، رونق ببخشه چی هدیه ای درنظردارین؟!!!!

    همشون خندین گفتن مادرجان ماکه هرچی داشتیم به پای این خوش خیرقدم خانم گذاشتیم دیگه این که فرمودی چه صیغه ایه؟

    گفتم هرکارکردین برای دل خوتون ومن بوده ولی این اولین بارِ قدم به چشم مامیذاره اونها هم توقع دارند پسرسومی گفت من یک سکه ی یک گرمی دارم.

    من گفتم میتونین قسط بانکی3میلیون تومانی شون رو به بانگ پرداخت کنین بازگفتند اون وظیفه ی خود داداشه پرداخت کنه مامیخواهیم یک خاطره ی به یادماندنی برای بچه بمونه منم بیشترفکرکردم گفتم حق باشماست وباخودم گفتم بچه های بعدی ازدواج کنندانشاءالله اوضاع مالی بهترمیشه اونجاطلابه نوه ی عزیزمان بدیم بعدعروس گلم وبچش توخاطرشون میمونه به من طلاندادن!!!!!

    حالادرسی که از روز مراسم عقدخودم ازجاری خانم و مادرشوهر عزیزم گرفتم.

    اومدم اینجابرعکسش رو اجراکردم به بچه‌ها گفتم شیرینی ومیوه بگیرین وشب یک دورهمی خانوادگی به یادماندنی بگیریم پسرم گفت پسرخاله هم که مجرد بگیم بیادشام کباب بگیریم پسربزرگم گفت نه شام همون جیگرگوسفندرو که جلوی پای بچه خون کردیم رو به سیخ میکشیم جشن میگیریم بالاخره یک جشن عالی شدولی طفلک پسرم پدرپرنسس شیفت شب کاربودوحضورنداشت خخخخخخخخخخخ.

    من ازاستادیادگرفتم هیچ کس نه دوست ماس نه دشمن ماس همه برای هم معلم هستیم حالا از رفتارها گفتارها ی دیگران چه چیزی برداشت کنیم اختیارباماس وازاین کارهایی که اولًاآروزی قلبی خودم بوده حالابزرگترهابه نوبه و، وضع مالیشون برامون انجام دادن یاندادن !!!!!!

    ولی من برای دل خودم البته درتوان خودم وبچه هام که همه ی برنامه ریزیهارو باتوکل به الهامات الهی خودم میگفتم چون اینهاپسرهستندوزیادازکارهای خانمهاآگاهی ندارن ودرمشیت الهی به خواسته هام رسیدم امیدوارم که در راه رضای خداقدم برداشته باشم ودرهرکاری میگفتم برای گسترش جهان هستی خرج میکنیم قربه الله.

    و درداستان هابیل وقابیل داستان کلاغ روگفتن وقتی خدابه انسان شعورداده ویک حیوان یاپرنده را معلم قرارمیدهدپس من باید چشم وگوشم رابیشتربازکنم وبهترعمل کنم .

    برای همه تون آرزوی سعادت وخوشبختی دارم یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه عزیزان که دراین سایت معنوی حضور دارند

    خدارو شکر میکنم برای شروع یه هفته عالی من امروز صبح که از. خواب بیدار شدم سعی کردم حسم رو خوب نگه دارم ورفتم بیرون وزیر آفتاب تازه. صبحگاهی ونسیم خنک که خبر از رسیدن پاییز داشت حسم عالی شد وازته دل خدارو شکر کردم که بازم امروز هم این آفتاب رو میبینم وحس میکنم وفرصت زندگی دارم و امروز هرجارفتم به آدمای بی نظیر برخورد کردم از خدا خواستم منو هدایت کنه و من جایی که میخواستم برم معمولا تاکسی تو اون مسیر نیست ودوتا خانوم دیگم بودن. که به ماشین اومد دونفر جا داشت اون خانوما رفتن من گفتم حتما باید خیلی وایستم ولی گفتم خدایا خودت برام جورکن که سریع به ماشین دیگه اومد که اصلا مسافر کش نبود وگذری ردمیشد سوار شدم ویه خانم دیگ هم اومد ورفتیم وکرایه هم ازمون کمتر گرفت ومن خدارو شکر کردم ودر برگشت هم همینطور دقیقا به سرعت به ماشین گذری اومد واصلا مال اینجا نبود و بسیار آقای خوش برخورد و مهربونی بودن و منو تامقصد رسوندن بدون دریافت هیچ پولی ومن دوباره گفتم خدای من اینا همش هدایت‌های توعه وشکرت خدا جونم که آدم های خوب فراوانن اتفاقات خوب فراوانن فقط باید باورکنی که میشود وحستو خوب نگه داری بعدش بقول استاد لاجرم اتفاقات خوب برات میوفته

    و اینکه این فایل نشانه امروز من بود که واقعا جواب یه سوالی که چندروزه تو ذهنم بود رو توش پیدا کردم اونم اینکه چرا کسی بامن صمیمی نیست آخه میبینم دوروبرم پر از هم سن و سالام که همش باهمن همش بهم زنگ میزنن بیرونن ولی من با دوسه نفر ارتباط دارم که گاهی همو میبینیم ولی هم من خیلی به اونا احترام می‌زارم هم اون عزیزان به من وامروز جوابم رو گرفتم که بله احترام اولویت هست خدایا شکرت بخاطر اینکه دلهارو برام نرم می‌کنی و منو قابل احترام کردی خدایا شکرت

    استاد واقعا هزاران بار سپاسگزارم از شما برای این سایت واین فایلهای بینظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    چ کسی وفادار تر از خداوند ب عهد خویش است؟!

    استاد نهایت عزیزم این فایل نشانه‌ی امروز من بود ک غرقش شدم و از شما و دوست خوبمون سپاسگزارم بخاطرش.

    استادجان شما اخرای فایل در مورد احترام صحبت کردید و من متوجه‌ی ی اشتباهی در خودم شدم! اولش بگم از اوایل ک با شما اشنا شده بودم شما کتاب ایین دوستیابی رو تو یکی از فایل هاتون معرفی کرده بودید و من اون کتاب رو بلافاصله مطالعه کردم و نوشته بود ی قسمتش ک همیشه با احترام با همه برخورد بکنید و زیبا سخن باشید. من این کار رو از همون موقع با طی تکاملم اروم اروم پیش رفتم و انصافا عملگرا بودم در موردش ک حتی با خودم با احترام و شایسته و سخن نیکو صحبت دارم. قضیه اینکه من شیش هفت ماه پیش شخص ایده ال خودمو خلقش کرده بودم و سه ماه اول خیلی با احترام باهم برخورد داشتیم ک اخراش صمیمیت ما بیشتر شد و نقش احترامه کمتر و همین موضوع باعث تموم شدن رابطه‌ی ما شد ک قرار بود ازدواج کنیم.همیشه فکر میکردم ک مسئله چیبود ک باید حلش کنم و الحمدالله هدایت امروزم همه چیزو مشخص کرد و من فهمیدم و تعهد میدم ک از این ب بعد در تمام مراحل زندگیم و با همسر آینده‌ی خودمم با احترام برخورد و صحبت داشته باشم و الحق ک این خیلی خوبه و سعادت رو ب همراه داره. خدایاشکرت

    استادجان اینو من بگم ک واقعا من با کوچیک و بزرگ سعی میکردم همیشه با احترام برخورد کنم و فقط در مقابل اون شخص الان متوجه شدم ک صمیمت زیادی ک داشتیم نقش احترام رو کمتر کردش و بهم خورد..

    ان شاءالله ک خداوند من رو کمک و یاری بکنه ک همیشه ثابت قدم باشم در این مسیر

    خدایاشکرت

    دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محسن توحیدی گفته:
      مدت عضویت: 684 روز

      بنام خدای قشنگی ها ، اونیکه تو رو به این قشنگی افریده. فرشته عزیز سلام

      از خوندن نوشته‌ت که توی عقل‌کل برام فرستاده بودی خیلی خوشحال شدم. اینکه با شجاعت به درون خودت نگاه کردی و تونستی ریشه‌ی اون حس پوچی و بی‌انگیزگی رو پیداکنی، خودش بزرگترین قدمه. خیلیا سالها درگیر همین حس می‌ مونن، بدون اینکه اصلاًبفهمن مسئله ازکجاست.

      اینکه متوجه شدی “بیزاری از کار” ترمز اصلیت بوده، در واقع یک هدیه‌ی الهیه. چون حالا بهترازقبل میتونی آگاهانه اون رو تبدیل به گاز کنی.

      وقتی کاری رو درمسیر ایمان و توکل قلبی انجام بدیم، دیگه اسمش «کار سخت و طاقت‌فرسا» نیست؛ تبدیل میشه ب ِ “عبادت عاشقانه”.

      من مطمئنم خدا همین لحظه داره بهت لبخندمیزنه، چون دید که بنده‌ش تصمیم گرفته بجای فرار، دل به میدون بده. از همین نقطه‌ست که انرژی، برکت وانگیزه‌ی واقعی وارد مسیرت میشه.

      با همون اراده‌ای که نوشتی، پیش برو؛ حتی قدم‌ های کوچیکت هم بزرگترین پیروزی‌ها هستن. مطمئن باش اون حس بی‌میلی کم‌کم جاش رومیده به شور و اشتیاقی که خودت هم باورنمیکنی.

      بهت تبریک میگم راه رو پیدا کردی ؛ داداشت محسن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 808 روز

    سلام ب استاد عزیزم و آقا رضا خوشحالم واقعا همیشه ب وقت هدایت میشم الهی شکرت خدا جونم

    قشنگ که واقعا وقتی مسیر اشتباه میرم سریع خدا میگه آرزو عزیزم این مسیرو برو

    من تو فایل خیلی چیزها یاد گرفتم این که

    برای گوش کردن فایل ها مدام گوش کنم نکته های مهم بنویسم و تکرارشو مدام تو گوشم بزارم تا بشه ملکه ذهنم

    نکته بعد بقیه را با احترام صدا کنم تا بقیه من را با احترام صدا کنند خدای مهربونم این را مدام تکرار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مرتضی زعیم گفته:
    مدت عضویت: 325 روز

    سلام.

    سلام به استاد عزیز

    اقارضای عزیز

    و کسانی که کامنت منو میخونن.

    درود فراوان.

    امروز فکر کنم روزسومی هستش که من دارم نتایج اقا رضارو دنبال میکنم و کیف میکنم واقعا.

    اینو بگم که این سایت خداوند داره هدایتش میکنه. بی شک

    یعنی بی شک.

    اصلا یه جوری هدایت میشی به فایل ها که همون روز باید بشنوی.

    یه رفتار نامناسب انجام دادی یه الگوی رفتاری بد داری یه کاری باید انجام بدی وای خدای من اصلا رد خور نداره هدایت میشی به موضوعی که باهاش درگیری نشونه اش میاد.

    یه تغیر رفتاره تو فایل میشنوی میگی ای خدای من این اون چیزی که من الان بهش احتیاج دارم

    الله واکبر مات و مبحوت این سایت بی نظیرم خدای من.

    تشکر از استاد عزیزم که اصلانمیدونم چه جوری بایدازش تشکر کنم. مرسی استاددوستداشتنی.

    هفته پیش این رو تجربه کردم که یه جای یه کلاس اموزشی باید برگزار میکردم.

    خدای من برای اولین بار بمدت تقریبا چهل دقیقه که وای خدای من یک تجربه بی نظیر بود.

    اول اینکه این باور رو در من ایجاد کرد که توانایی انجام کارگاه اموزشی رو داری.

    و چه همه سال ازش ترسیدم و فرار کردم.

    استاد دوستون دارم که اصلا هنوز باورم نمیشه که جوری شد تونستم این مسیله رو حل کنم چقد ساده بود اخه.

    این اعتماد بنفس رو اول ازخدا و بعد از اوموزه های شما دارم یک الگوی خیلی خیلی خوبی هستین تو این زمینه برام که منم میتونم انجام بدم.

    منم میتونم ثروت بسازم منم میتونم روابط قشنگ داشته باشم منم میتونم احترام بزارم و احترام ببینم.

    اما ی اشتباه کوچیک داشتم تو کارگاه که اصلا مهم نیست و بعدش هدایت شدم به این فایل و دیدم چقد جالب منم دوست داشتم اونجا حرفای شمارو بزنم و همین کارو هم کردم و حتی دوتا برگه نوشته دستم بود و باید روی تخته باماژیک مینوشتم موضوع رو و درموردش صحبت میکردم زیاد جالب نبود اماباید تکامل طی بشه دو سه نفر بلند شدن رفتن چند نفر ازم ایراد گرفتن یکی دونفر بهم خندیدن و یه حسی بهم میگفتن اینا دارن میفهمن این حرفارو جای یاد گرفتی نه عمل کردی نه چیزی

    رو برگه نوشتی کپی کردی و اینجا داری بازگوشون میکنی و اصلا از دلاو بیرون نمیاد که به دل بشینه یا تجربه خودت یا اونی که هستی نیست.

    که اصلا بازخورد خوبیم نداشت و اخر کارگاه فقط دوست داشتم تموم شه خلاص شم واقعا

    و دراخربا هم شروع کردن صحبت کردن و معلوم بود گوش نمیدن و بدلشون نچسبید از چشاشون خوندم دگ وقت تمومه دگ باید بریم

    خلاصه تمومش کردم.

    اما واقعا خودم راضیم. تو تجربه اولم بعد سالها ترس و درلهره نزدیک هشت سال که پیشنهادم از طرف دوستان داشتم که برم کارگاهی برگزارم کنم نمیشد میترسیدم هی میگفتم تو نمیتونی تو بلد نیسی

    که چقد دوست داشتم انجامش بدم و چقد برام مفیده اینکار

    بلاخره انجام دادم.

    هی بخودم میگفتم تو میتونی. خداوند حامیته و چقد اروم بودم

    هی میگفتم استاد گفته باید حرکت کنی چقد دوره شیوه حل مسایل بهم کمک کرد تواین موصوع گفته از روبرو شدن با مسیله نترس حتی اگه اشتباه کنی اصلا قرار نیست که بار اول همچیز به اندازه کافی عالی باشه کم کم فقط باید قدم برداری و خدایا شکرت.

    که دیروز باز پوشه ای رسید دستم برای برگزاری یه کارگاه اموزشیه دیگه من اشکم دراومده.

    خدایا شکرت.

    ایندفه سعی میکنم مطلب رو بادلم بیان کنم و باور دارم میتونم از پسش بر بیام حتی اگه یه ذره از کارگاه قبلیم بهتر باشه فقط برام رشد محسوب میشه.

    … و بلاخره موضوعاتی که اول گفتم اصلا عجیب هدایت میشی بهش همین بود که اقارضا چه زیبا بیان کرد و منم یه جور دگ درگیرش شدم دقیقا

    موضوع هدایتی من بود. و چقددرکم بهتر شد

    و یکی دیگه از موضوعاتی که گفتم وقتی باهاش مواجه میشی خوشگلدهدایت میشی اون قسمت احترام بود که از همین الان باید تمرین کنم.

    خدایا سپاسگزارتم. دوست داشتنی من.

    خوب باشین….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1448 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام…

    تقریبا 5،6ماه پیش بود که برای اینکه بتونم آموزش بدم تو لاین تخصصی خودم،تصمیم گرفتم که تو یه دوره ی آموزش فن بیان و سخنوری شرکت کنم…

    و این دوره ی آموزشی مجازی بود و من تقریبا دوماه روی این دوره کار کردم…ولی انصافا باید بگم از وقتی دوره های شمارو گوش دادم به قدری توقعم رفته بالا به قدری استاندارهام رفته بالا که سریع اصل رو از غیر اصل تشخیص میدم…و زمانی که داشتم روی دوره ی فن بیان کار میکردم اصلا نمیتونستم باهاش ارتباط بگیرم.اصلا نمیتونستم تمریناتش رو انجام بدم…نه اینکه تمریناش سخت باشه ها…ولی یه مقاومتی نسبت به انجام تمرینا داشتم که بابا اینا چه تمرینای سطح پایینیه آخه…اینا که اصل نیست…..و یه صدایی درونم میگفت که اینا همش حاشیه است…تو اگر اصل رو درست درکنی و به خودت و خدا باور داشته باشی نیازی به فن بیان نداری،خودش جاری میشه…و این شد که کلا اون دوره رو رها کردم…ولی خب همیشه ته ذهنم بود کاش میتونستم فن بیانمو قوی کنم…با دیدن این فایل متوجه شدم که این یک چیزیه که تکاملی خودبه خود درست میشه،و نیازی به کلاس رفتن نداره…و اگر از خداوند کمک بخوام اون هدایتم میکنه…همونطوری که تا الان هدایت کرده…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: