این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-01-30 03:04:272025-11-08 05:06:46نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 12
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقد گریه کردم با حرفای اقا رضا اون ایمان اون رهایی اون ذوق و شوق باعث شد ناامید نشه و ادامه بده
قبلا شاید 30 بار این فایل رو گوش کردم ک حرفای اقا رضا حفظم شده
اما میگفتم اخه چطور ؟
چرا واسه من این اتفاق نیفتاد تا حالا ؟
تا اینکه من هدایت شدم ب علاقه ام
و دقیقا افراد قبلا دنبال این بودن مفت براشون کار کنم
خودشون اصرار میکنن ک ازشون پول بگیرم
جالبه هنوز نیومدن اول پول میدن بعد میان دنبال محصولشون
و اصلا خودشون کار منو نشون میدن ب بقیه نیاز نیست من ب کسی چیزی بگم بااینکه قبلا ب همه میگفتن تورو خدا بیاین رایگان براتون انجام بدم هیچکس نمیومد و من خودم هزینه میکردم مینشستم تمرین میکردم و البته پول همون هزینه ها رو هم بصورت معجزه اسا خدا برام از راه های عجیب غریب میرسوند
اتفاق بعدی اینه ک من قبلا هرچی واسه فروش میذاشتم کسی نمیخرید یا مفت میخاست یا میگفت ن خوب نیس یا با قیمت ناچیز درحد رایگان میخاست ببره
و مدتها منتظر بودم برای فروشش
اما الان همینکه اراده کنم یک وسیله دست دوم لازم ندارم بذارم تو سایت دیوار 20 نفر همزمان بهم پیام میدن ادرس خونتون بده بیایم همین الان ببریم
باورم نمیشد توی برف شدید یک خانوم اقا با دوتا بچه اومدن خونمون و یک وسیله رو همون لحظه ازم خریدن
اصلا طرف میگف شماره کارت بده برات واریز کنم برام فقط بفرستش من گفتم نه شما بیاید بهتره
ازبس ک خانوادم میگفتن کی ب ما اعتماد داره یا ب کسی اعتماد نکنید همه گول میزنن کلاه بردارن
برادر من توی این دنیای امروزی ک اینقد ملت پیشرفت کردن همه چیز اینترنتی داشته همراه بانک نداره میگه میترسم پولم رو بدزدن
همیشه هم لنگه عابر بانک و پول واریز کنه از عابر یا پول نقد باید همراش باشه
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
چون نخاسته باورشو تغییر بده
چون اصلا خبر نداره ک این یک باوره و میتونه تغییرش بده
خیلی مهمه که به اموزشهای استاد جوری نگاه کنیم که میخواهیم عمل کنیم نه اینکه فقط بشنویم اقا رضا اینو دقیق اجرا کردن یعنی هر چی یاد گرفتن از استاد دقیقا بلافاصله اجرا کردن مثل پاره کردن دسته چک. نقد خریدن و نقد فروختن. کنترل ذهن در جایی که اون مغازه دار دیگه برا 30 تومن گفتن و درس گرفتن از این موضوع. جسارت گفتن اینکه نقد کار میکنم و صبور بودن و ادامه دادن مسیر علارغم کم شدن مشتری ها همه اینا نشون میده اموزش های استاد برا کسانی جواب میده که متعهد هستن و عمل میکنن دقیقا حالا میفهمم چرا استاد میگه دوس دارم با کسایی که نتیجه دارن دیدار کنم چون اونا دانشجوی واقعی استاد هستن
من در مورد خودم بگم اوایل شنونده بودم کم کم بهتر شدم ایمانم هر روز داره بهتر میشه تازه مفهوم تعهدو فهمیدم و به خودم تعهد دادم یه ماهه جدی تعهد دادم به عنوان رد پا این کامت بمونه حتما از نتایجم میام میگم ایمان دارم که با این تعهد دادامه بدم نتایج استاد و اقا رضا رو خواهم گرفت چون تبدیلی در ثوانین خدا نیست
کلید دوم: نقد کار کردن و نقد خریدن
در کسب و کار خود من همین جمله انقلابی کرده حدود 2 سالی میشه من نسیه کار میکردم پولم گیر میکرد و عصابم خورد میشد اون موقع باورم این بود بازاری واقعی همونه که نسیه کار میکنه تا این که با اموزشهای استاد که اتفاقا یکیشون هم همین فایل بود اشنا شدم کم کم سیمان باورهای محدود در این زمینه ریخت بعد چند بار ضربه خوردن تو این زمینه به روز تصمیم گرفتم منم مثل اقا رضا و استاد فقط نقد کار میکنم{اهمیت الگوها برای در هم کوبیدن باورهای محدود} منم دقیقا مشکلات اقا رضا رو داشتم مشتریهای زیادی از دستم رفتن بعضی ها دعوا کردن منم مقاومت کردم بعد نتایج ظاهر شد الان باورتون نمیشه هیچ دانشگاهی برای غذاش گوشت نقد نمیخره ولی فکر کنم جزو نفرات محدودی باشم که به اینجور نهادها گوشت نقدی میفروشم یعنی الان طوری شده که مشتری های عمده زنگ میزنن میگن اها شما که نقد کار میکنی اصلا معروف شدم حتی به ساعتم نسیه قبول نمیکنم الان یه پله هم رفتم جلو اول پول میگیرم بعد بار میفرستم هیچ پولی هم از خودم درگیر نیست این وسط برای کسب و کار من عالی عالی بود این ایده
کلید سوم: در کنترل ورودی و ارامش هدایتهای خداوند میرسد
اره اگه ما تغییر کنیم و کنترل ورودی کنیم اول به ارامش میرسیم و تو این ارامش ابده ها رو میبینیم و هدایتهای خداوند را دریافت میکنیم و ادمها و دستان خداوند وارد زندگیمون میشن
برای منم اینجوری بوده با کنترل ورودی و به ارامش رسیدن بهو ایده اومده مثلا تو کانالت این پیامو بزار گذاشتم به خدا خیر عجیب غربیی بردم بعد با خودم گفتم پسر چیز به این واضحی رو چطور ندیدم الان جوابشو میدونم تا به فرکانس خدا نرم تا هم جهت با جربان خدا نشم دسترسی ندارم خیلی ساده{دوره هم جهت جریان خدا بی نظیره }
کلید سوم: با حل مسائله خودت ثروت بساز
هممون از این مسائل در زندگیمون حل کردیم چرا ثروت نساختیم به خاطر احساس عدم لیاقت
اقا رضا به قول خودش انقدر اموزشهای استادو جدی پیگیر بود بالاخره به هدایتهای خدا احساس لیاقتش بالا میره و باورهاش درس میشه که موفق میشه کسب و کارشو راه بندازه
یه موضوع هم اینه که واقعا قبول دارم اقا رضا خدا جدییت و تعهد ما رو ببینه واقعا هل میده یهو میبینیم وسط داستانیم منم دارم این تجربه رو روزی که جدا شدم از کسی که براش کار میکردم ترسیدم گفتم اجاره چطور بدم از گرسنگی میمیرم ولی به کمک سایت استاد و اموزشهاش گفتم همین خدای عباس منشو تست میکنم توکل کردم گفتم خدایا من جز تو کسی ندارم هیچ ایده ای ندارم کمکم کن فرداش ایده اومد با یه نفر پمپ بنزین اشنا شده بودم به نوع گوشت خاصی میفروخت معروفترین تولید کننده تو تهران بود ایده لومد با اون کار کن جسارت داد خدا زنگ زدم شروع به کار کردم خدا شاهده چند سال پیش هر روز 3 تا 5 تومن از فروشم یودم بود به انقلابی شد تو وجودم چقدر ایمانم کاملتر شد
خدایا شکرت برای وجود دوستانم در سایت و استاد عباسمنش و سایت بهشتی
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سی و سوم
چقد گریه کردم با حرفای اقا رضا اون ایمان اون رهایی اون ذوق و شوق باعث شد ناامید نشه و ادامه بده
قبلا شاید 30 بار این فایل رو گوش کردم ک حرفای اقا رضا حفظم شده
اما میگفتم اخه چطور ؟
چرا واسه من این اتفاق نیفتاد تا حالا ؟
تا اینکه من هدایت شدم ب علاقه ام
و دقیقا افراد قبلا دنبال این بودن مفت براشون کار کنم
خودشون اصرار میکنن ک ازشون پول بگیرم
جالبه هنوز نیومدن اول پول میدن بعد میان دنبال محصولشون
و اصلا خودشون کار منو نشون میدن ب بقیه نیاز نیست من ب کسی چیزی بگم بااینکه قبلا ب همه میگفتن تورو خدا بیاین رایگان براتون انجام بدم هیچکس نمیومد و من خودم هزینه میکردم مینشستم تمرین میکردم و البته پول همون هزینه ها رو هم بصورت معجزه اسا خدا برام از راه های عجیب غریب میرسوند
اتفاق بعدی اینه ک من قبلا هرچی واسه فروش میذاشتم کسی نمیخرید یا مفت میخاست یا میگفت ن خوب نیس یا با قیمت ناچیز درحد رایگان میخاست ببره
و مدتها منتظر بودم برای فروشش
اما الان همینکه اراده کنم یک وسیله دست دوم لازم ندارم بذارم تو سایت دیوار 20 نفر همزمان بهم پیام میدن ادرس خونتون بده بیایم همین الان ببریم
باورم نمیشد توی برف شدید یک خانوم اقا با دوتا بچه اومدن خونمون و یک وسیله رو همون لحظه ازم خریدن
اصلا طرف میگف شماره کارت بده برات واریز کنم برام فقط بفرستش من گفتم نه شما بیاید بهتره
ازبس ک خانوادم میگفتن کی ب ما اعتماد داره یا ب کسی اعتماد نکنید همه گول میزنن کلاه بردارن
برادر من توی این دنیای امروزی ک اینقد ملت پیشرفت کردن همه چیز اینترنتی داشته همراه بانک نداره میگه میترسم پولم رو بدزدن
همیشه هم لنگه عابر بانک و پول واریز کنه از عابر یا پول نقد باید همراش باشه
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
چون نخاسته باورشو تغییر بده
چون اصلا خبر نداره ک این یک باوره و میتونه تغییرش بده
و من گفتم این آرزوی من بود ک محقق شد …
و من با اون پولها واسه کارم وسایل سفارش دادم
بنام خدا
به به دمت گرم اقا رضای عزیز چقدر عالی توضیح دادید
کلید اول: عمل کردن به اموزشهای استاد
خیلی مهمه که به اموزشهای استاد جوری نگاه کنیم که میخواهیم عمل کنیم نه اینکه فقط بشنویم اقا رضا اینو دقیق اجرا کردن یعنی هر چی یاد گرفتن از استاد دقیقا بلافاصله اجرا کردن مثل پاره کردن دسته چک. نقد خریدن و نقد فروختن. کنترل ذهن در جایی که اون مغازه دار دیگه برا 30 تومن گفتن و درس گرفتن از این موضوع. جسارت گفتن اینکه نقد کار میکنم و صبور بودن و ادامه دادن مسیر علارغم کم شدن مشتری ها همه اینا نشون میده اموزش های استاد برا کسانی جواب میده که متعهد هستن و عمل میکنن دقیقا حالا میفهمم چرا استاد میگه دوس دارم با کسایی که نتیجه دارن دیدار کنم چون اونا دانشجوی واقعی استاد هستن
من در مورد خودم بگم اوایل شنونده بودم کم کم بهتر شدم ایمانم هر روز داره بهتر میشه تازه مفهوم تعهدو فهمیدم و به خودم تعهد دادم یه ماهه جدی تعهد دادم به عنوان رد پا این کامت بمونه حتما از نتایجم میام میگم ایمان دارم که با این تعهد دادامه بدم نتایج استاد و اقا رضا رو خواهم گرفت چون تبدیلی در ثوانین خدا نیست
کلید دوم: نقد کار کردن و نقد خریدن
در کسب و کار خود من همین جمله انقلابی کرده حدود 2 سالی میشه من نسیه کار میکردم پولم گیر میکرد و عصابم خورد میشد اون موقع باورم این بود بازاری واقعی همونه که نسیه کار میکنه تا این که با اموزشهای استاد که اتفاقا یکیشون هم همین فایل بود اشنا شدم کم کم سیمان باورهای محدود در این زمینه ریخت بعد چند بار ضربه خوردن تو این زمینه به روز تصمیم گرفتم منم مثل اقا رضا و استاد فقط نقد کار میکنم{اهمیت الگوها برای در هم کوبیدن باورهای محدود} منم دقیقا مشکلات اقا رضا رو داشتم مشتریهای زیادی از دستم رفتن بعضی ها دعوا کردن منم مقاومت کردم بعد نتایج ظاهر شد الان باورتون نمیشه هیچ دانشگاهی برای غذاش گوشت نقد نمیخره ولی فکر کنم جزو نفرات محدودی باشم که به اینجور نهادها گوشت نقدی میفروشم یعنی الان طوری شده که مشتری های عمده زنگ میزنن میگن اها شما که نقد کار میکنی اصلا معروف شدم حتی به ساعتم نسیه قبول نمیکنم الان یه پله هم رفتم جلو اول پول میگیرم بعد بار میفرستم هیچ پولی هم از خودم درگیر نیست این وسط برای کسب و کار من عالی عالی بود این ایده
کلید سوم: در کنترل ورودی و ارامش هدایتهای خداوند میرسد
اره اگه ما تغییر کنیم و کنترل ورودی کنیم اول به ارامش میرسیم و تو این ارامش ابده ها رو میبینیم و هدایتهای خداوند را دریافت میکنیم و ادمها و دستان خداوند وارد زندگیمون میشن
برای منم اینجوری بوده با کنترل ورودی و به ارامش رسیدن بهو ایده اومده مثلا تو کانالت این پیامو بزار گذاشتم به خدا خیر عجیب غربیی بردم بعد با خودم گفتم پسر چیز به این واضحی رو چطور ندیدم الان جوابشو میدونم تا به فرکانس خدا نرم تا هم جهت با جربان خدا نشم دسترسی ندارم خیلی ساده{دوره هم جهت جریان خدا بی نظیره }
کلید سوم: با حل مسائله خودت ثروت بساز
هممون از این مسائل در زندگیمون حل کردیم چرا ثروت نساختیم به خاطر احساس عدم لیاقت
اقا رضا به قول خودش انقدر اموزشهای استادو جدی پیگیر بود بالاخره به هدایتهای خدا احساس لیاقتش بالا میره و باورهاش درس میشه که موفق میشه کسب و کارشو راه بندازه
یه موضوع هم اینه که واقعا قبول دارم اقا رضا خدا جدییت و تعهد ما رو ببینه واقعا هل میده یهو میبینیم وسط داستانیم منم دارم این تجربه رو روزی که جدا شدم از کسی که براش کار میکردم ترسیدم گفتم اجاره چطور بدم از گرسنگی میمیرم ولی به کمک سایت استاد و اموزشهاش گفتم همین خدای عباس منشو تست میکنم توکل کردم گفتم خدایا من جز تو کسی ندارم هیچ ایده ای ندارم کمکم کن فرداش ایده اومد با یه نفر پمپ بنزین اشنا شده بودم به نوع گوشت خاصی میفروخت معروفترین تولید کننده تو تهران بود ایده لومد با اون کار کن جسارت داد خدا زنگ زدم شروع به کار کردم خدا شاهده چند سال پیش هر روز 3 تا 5 تومن از فروشم یودم بود به انقلابی شد تو وجودم چقدر ایمانم کاملتر شد
خدایا شکرت برای وجود دوستانم در سایت و استاد عباسمنش و سایت بهشتی