نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 11


دیدگاه زیبا و تأثیرگذار سمیه عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

آفرین رضای عزیز چقدر تحسینت می کنم ایول به همت و تعهدت که اصل و بنای این راهه. با خواهرام داشتیم تو سکایپ صحبت می کردیم و تا فهمیدیم بقیه ی فایل اومده سریع خدافظی کردیم بدون معطلی دفترم رو برداشتم و شروع کردم به نوشتن. احساس می کردم اینا نکنه هاییه که کسی که شاگرد اول شده نمره ش 20 شده داره میگه باید همش رو یادداشت کنم و از خدا بخوام کمکم کنه منم همینجوری درس بخونم و منم بزودی به همین سطح از دستاوردها برسم… واقعا لذت رضای عزیز از پرداخت هر 1 ملیون رو حس کردم، انقدر که شیرین و قابل تصور تعریف می کنه.

اولین قدم برای آرامشش پرداخت اون بدهی دو ساله به دوستش بوده. چقدر اون حس قابل درکه وقتی بدهی داری و مصمم می شی که پرداختش کنی انگار گونی برنج رو دوشته و شب و روز باهاشی و حالا تصمیم گرفتی برش داری و سبک بشی چه حس خوبیه.

بنظرم این قسمتش مهم تر بود که از خدا واقعا خواست و باور داشت که خدا بهش می گه. فکر می کنم خیلی از ماها که کمتر نتیجه گرفتیم تو این باوره یکم ترمز داریم اینکه خدا قراره به من بگه من رو هدایت کنه و رضا خیلی خوب اینو باور کرده بود و اون خواب… خدایا شکرت چه قشنگ با رضا صحبت کردی و جوابم بش گفتی… چقدر خوبی تو خداجون…

اون از تو حرکت از خدا برکتی که قبلنا آقا رضا به مادرش می گفت این شعاره و پس دیگه چیکار کنم حرکت حساب بشه… اینجاس اییینه و خدا قطعا برکتش و جواب سوالش رو می ده… وای خدا چه حسی درونم قل قل می کنه چه شوریه…

خدا قشنگ و واضح میگه تکه تکه کن و رضا می فهمه که بدهیش رو باید تکه تکه کنه. و با اینکه شاید اون موقع ایده ای برای حتی اولین 1 ملیون نداشته میگه تقسیمش می کنم به 25 تکه. نمیاد بگه من ماهی 100 هزار تومن می ذارم کنار چون تعهد داشته و چون باور داشته که از خدا خواسته کمکش کنه و قطعا خدا راهشو جلو پاش می ذاره…

چه دوره ی خوبیه دوره ی هدف گذاری… همه ی دوره های استاد البته خوبن. یکی بهتر از دیگری. تو دوره استاد گفتن قدمت رو کوچیک کوچیک کن بشین فکر کن ببین چیکار براش می تونی بکنی… وقتی بخوای برای 25 ملیون فک کنی خب هیچ ایده ای به ذهنت نمیاد اما وقتی به 1 ملیون فک کنی یه راهی پیدا می کنی… خیلی عالی بود این نکته.

و رضا با خودش فکر می کنه خب اولین 1 ملیون رو چجوری جور کنم. و ایده ها میاد برا یک ملیون اول، دوم، سوم رو هم با کمک همسرش.

وقتی داریم رو خودمون کار می کنیم شرایط بیرون نمی تونه رو زندگی ما اثر بذاره چقدر اینو از استاد شنیدیم… و چقدر قشنگ تو مسیر رضای عزیز این جمله معنا میشه… تو شرایطی که همه شاکی و کلی بهانه دارن برای موفق نشدن و غر زدن، رضا از یک اداره ی دولتی چنین پیشنهادی داره که پول بت می دیم فعلا هم جنس نمی خوایم… چقدر با هریک ملیونی که جور شده و رضا پرداخت کرده اعتمادش به خدا و به خودش بیشتر شده… چقدر آموزنده س اینا…

و در عرض 2-3 ماه یه بدهی 2 ساله رو صفر می کنه…

حالا اعتماد به نفس بیشتر انرژی و شوق درونی برای پله ی بعدی بیشتر می رم سراغ غول بعدی… اقساط بانکی. آفرین رضاجان آفرین که انقدر محکم و استوار قدم بعد از قدم جلو رفتی چقدر لذت بردم… و واقعا تو 7-8 ماه اقساطت رو صفر کردی… خدای من… و اون جمله آخرت که عالی بود: «و من احساس آزادی کردم» با اون لبخند شیرین

استاد من بارها اینا رو شنیدم از شما ولی این بار که داشتید بعد حرفای آقا رضا تاکید می کردید که وقتی آدم خودش رو متعهد کنه خداوند الهام می کنه هدایت می کنه… انگار بیشتر باورم شد… شاید با اینکه شما همیشه گفتین من از بدترین شرایط به اینجا رسیدم ولی همیشه تو ذهنم این بود که استاد که قضیه ش فرق می کنه ماشالا همت و استواریی که استاد عباسمنش داره من یک صدمش رو هم ندارم ولی وقتی نتایج دوستایی که از همین دوره ها و فایلای شما استفاده کردن رو می شنویم انگار بیشتر باورمون میشه که منم قطعا می تونم…

تعهد، تعهد و باز هم تعهد… خیییلی مهمه

«وقتی این حد از تعهد رو داشته باشیم درهایی باز میشه که قبلا بسته بود» و بعد از اون هدایت رو دریافت کنیم و بهش «عمل» کنیم.کیف کردم از این همه یاداوری که انگار بار اوله می شنوم…

به هیچ وجه قرض و وام نگیریم و ندیم. یه راهی پیدا کنیم پولش رو بسازیم. قرض و وام کار ضعیفهاس.

لباس نخریم کفش نخریم و متعهد باشیم بدهی رو اول بدیم. تو مسیر درها برامون باز میشه…

اصل اینه که اول پولش رو بسازیم بعد بخریم. باید خداوند رو اینجوری باور کنیم، که اگر من متعهد باشم خداوند هم کمک می کنه و درها رو برام باز می کنه…

منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.


منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:

دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    121MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 11
    30MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

510 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 456 روز

    بنام خداوند بخشنده ی مهربان

    درود

    فایل نشانه ی روز

    سپاسگزارم از استاد عزیزم و آقای رضای عزیز

    با اینکه سومین بار یا چهارمین باره که دارم مجموعه فایلهای آقا رضا رو گوش میکنم این اولین بار که تصویرشون رو دیدم و این فایل هم خیلی جدید بود و تابحال نشنیده بودم. کلی روحیه گرفتم لذت بردم

    در اینکه چیزی ک تو ذهن منه و چیزی که اومده به عنوان نشانه کمی تعجب کردم .

    اما نکته های خیلی عالی ای داشت . من قبل از اینکه وارد این سایت بشم واسم اتفاق افتاده بود که توی خواب یک آیه قرآن رو بشنوم ، یا ببینم یا اینکه همون اول خواب لحظاتی که هنوز بیدارم و چشام می‌رفت روی هم این اتفاق بارها افتاده ، یک کلمه یه آیه شنیدم یا یه حرفی بهم زده شده و سریع چشامو باز کردم و بیشتر اوقات معنی او ن رو متوجه نشدم

    اینکه آقا رضا اینقدر قشنگ معنی آیه رو اینجوری برای خودشون تفسیر کردند احساس میکنم از ایمان بالاش بوده و حتما هم هدایت پروردگار کمک کرده تو این امر ‌.

    و استاد هم گفتن بارها شده این اتفاق براشون افتاده، کاملا درک میکنم چون واسم اتفاق افتاده خیلی خوب درکش میکنم.

    هدایت به طرق مختلف هر لحظه از جانب خداوند برای ما انجام میشه اما اینکه ما تشخیص بدیم که این یک هدایته و به قول استاد عمل کنیم بهش خیلی مهمه .

    خداوند تعهد می‌خواد. همش داشتم فکر میکردم تو مقوله سلامتی تعهد من چی باید باشه !

    بعد از این فایل تو دفترم نوشتم که خدایا سلامتی بنده تو بده.

    مثل جمله آقا که( خدایا بدهی بنده تو بده )

    همش ایمانه و تعهد و عمل که آقا رضا خیلی استادانه از پسش براومد

    در رابطه با بدهی و قرض خیلی نکات عالی استاد گفتند که سعی میکنم آویزه ی گوشم باشه

    هرچند که من آدم قرض از اول نبودم ، درسته شاغل نبودم و خیلی با پول سروکار نداشتم اما هیچوقت هم نشد وقتی چیزی رو دلم خواست بخوام مثلاً از خواهرام قرض بگیرم همیشه از قرض کردم بدم میومد و هیچوقت تو زندگیم به کسی بدهکار نشدم.

    تقریبا همسرم هم این خصلت رو داره اما خیلی کم هرزگاهی با خواهرش بده بستون داره

    دو هفته پیش برای دخترم تصمیم گرفتیم یه گوشی موبایل بگیریم و خیلی هدایتی پولش از جایی جور شد که اصلا تو فکرمون نبود یک پول بلوکه شده بود و کمی پس انداز همسرم .

    و تقریبا یک دهم از پول رو دیگه نداشتیم که پولمون کامل بشه برای خرید ، همسرم تماس گرفته بود و از خواهرش قرض کرده بود . وقتی من شنیدم خیلی ناراحت شدم یه حس بدی گرفتم که کل پول رو جور کردیم برای اون مبلغ ناچیز قرض کردیم و بهش گفتم اشتباه کردی گفت اشکال نداره ما باهم بده بستون داریم . خلاصه با اصرار من نصف اون پول قرض رو تا فردا برگردوندیم که نصفش هنوز مونده تا اول برج بهش پرداخت کنیم . دلم سوخت گفتم این پول خیلی هدایتی جور شد و خدا از جایی که فکرشو نمیکردیم این پول رو جور کرد و اصلا نباید اون مقدار کم قرض باهاش قاطی می‌شد . یعنی اینقدر من از قرض بدم میاد که حاضرم یک وسیله رو نخرم تا اینکه قرض بگیرم . بارها شده همسر خواهرش به ما پیشنهاد پول داده برای هزینه های درمانم یا مثلاً چیزهایی که لازم داشتیم و بارها رد کردیم .

    ولی خب فایل امروز تلنگر خوبی بود که از این به بعد حواسم جمع تر باشه تو قرص گرفتن و قرض دادن.

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Zara گفته:
    مدت عضویت: 1305 روز

    به نام خدای مهربون

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین و همفرکانسیای دوست داشتنیم

    تبریک به شما استاد خوبم و آقای عطار روشن عزیز

    بابت اینهمه توکل و تقوا که تو رفتارتون مشهوده و باعث موفقیت هاتون شده الهی همیشه در اوج بدرخشین و ما به وجودتون افتخار کنیم

    این اندازه از تعهد نسبت به آموزه های استاد عباسمنس واقعا ستودنیه

    من با اینکه دوره ی دوازده قدم رو گذروندم هنوز نتونستم انقدر متعهد باشم و تو مسئله ی قرض گرفتن چند باری عهدشکنی کردم

    مطمئنم از باور کمبود نشأت میگیره چون تو زمانی از ماه این اتفاق افتاده که پولامو خرج کرده بودم و بصورت اتفاقی وسیله ای رو دیدم که نتونستم ازش بگذرم و ترسیدم اگر نخرمش دیگه پیداش نکنم و تموم بشه رو این حساب مجبور شدم از دوستانم قرض بگیرم

    بنظرم باید دوباره از اول دوازده قدم رو شروع کنم اینبار با تعهد بیشتر و دقیق تر چون بار اول تند تند فایل هارو گوش میکردمو نت برداری میکردمو تمریناش رو انجام میدادم و مینشستم منتظر نتیجه

    که خداروشکر با این وجود تو زمینه ی سلامتی و روابط و خداشناسی خوب پیشرفتم ولی در رابطه با مسائل مالی همچنان خواسته ای محقق نشده برام

    استادعزیزم این چند روز نشونه هام همگی درباره ی ثروت ساختن بوده و برام خیلی جالبه

    انگار خود خدا میخواد منو ثروتمند ببینه چون هر لحظه داره هدایتم میکنه به فایل یا ویسی که از ثروت و فراوانی هست

    خداروهزارمرتبه شکر که عاشق منه و میخواد ورژن قوی تر و خوشبخت تر منو با استفاده از نیروی خلاق بودنم بسازه

    و ببینه چون ثروت و فراوانی از زیبایی های فوق العاده ی زندگیه و لذتش بسیار زیاده

    خداروهزارمرتبه شکر که کم کم با طی تکامل منو به جایگاهی رسونده که هر لحظه از ثروت بشنوم و بنویسم چون فرکانس پول خیلی بالاست و من درجه درجه توسط الله اومدم بالا تا به مدارش رسیدم

    چقدر شیرینه وقتی میدونی به خواسته ات خیلی نزدیک شدی و بزودی بهش میرسی همین نشونه های هرچند کوچک امید رو تو وجودم هزار برابر میکنه

    استاد عزیزم ازتون ممنونم که تو همه ی موارد صد خودتون رو گذاشتین و به موفقیت رسیدین تا ما خیلی آسون‌تر با الگو قراردادن شما و استفاده از آموزه هاتون به خواسته هامون برسیم و بتونیم انسان های درستی باشیم

    شما تونستین شاگردانی به دنیا تحویل بدین که رسالت شمارو ادامه میدن و میتونن هدایتگر انسان های زیادی باشن مثل آقای عطارروشن آقای خوشدل خانم شهریاری و خیلی از عزیزانی که الان حضور ذهن ندارم اسم شریفشون رو بنویسم

    بینهایت سپاسگزارم بابت فایل های نتایج دوستان خیلی خیلی راهگشا هستن

    امیدوارم بزودی با نتایج مالی بینظیرم شگفت زدتون کنم

    در پناه امن خیر مطلق جهان هستی بهترینها رو براتون خواهانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    بنام خدا

    کلید اول: وقتی خودمونو متعهد کنیم خدا هدایت میکند

    در زندگی خود منم دقیقا اینو تجربه کردم هرموقع تعهد صد در صد داشتم نه 99 درصد خدا هدایتم کرده و درها باز شده یه مثالش برمیگرده قبل تولد پسرم ما تازه خونه خریده بودیم و جابجا شده بودیم کلی برا داخل خونه و خرید وسایل خونه خرج کرده بودم تو حسابم 15 میلیون تومن پول مونده بود و چند ماه بعدشم پسرم متولد میشد حداقل 60 میلبون نیاز بود هیچ موقع یادم نمیره با خانمم صحبت میکردم خانمم نگران شد من ناخود اگاه گفتم همون خدایی که تو خرید خونه درو باز کرد و قبلا هم بوده حسابم صفر شده و خدا خودش شارژ کرده همون خدا اینم انجام میده ولی واقعا قبول داشتم که خدا میرسونه منطقم داشتم چون صدها بار اتفاق افتاده بود و منم تو اون صحنه با ذکر و یاداوری هدایتها و کمک های قبلی خدا اروم شدم خدا شاهده یه هفته بعد بصورت معجزه اسایی من از یه فروش 100 میلیون سود کردم که داستانش جالب بود یه مشتری از من بار خریده بود بده یه شرکتی میخواست پول منو نگه داره و چک بده سر همون من با اون شرکته اشنا شدم بعد همون شرکت از من خرید کرد و 100 تومن خیر داد دقیقا اگه تعهد و اطمینان باشه خدا هدایت میکنه

    کلید دوم: عمل به هدایت خدا

    من خیلی وقته استاد تعهد دادم به الهامات و هدایتهای خداوند عمل کنم و تسلیم باشم از چیزهای خیلی کوچیک شروع کردم الان در مسیر رشد هستم و هر روز میتونم در موارد بزرگتر هم هدایت بخوام از خدا و عمل کنم من بخصوص هنگام پیاده روی خیلی خوب وصل میشم و خدا ایده های زیادی بهم میده که مشکلاتم به راحتی حل میشن

    کلید سوم: قرض نگیر. قرض نده

    استاد از دوره احساس لیاقت به بعد من این مطلبو اویزه گوشم کردم و خط قرمز من شد و چقدر راحتم حد نداره اسایش و ارامشی که بهم داده قبول دارم این حد از تعهد جواب میده که بگم حتی اگه بمیرم انجام نمیدم استاد من سال قبل بعد تولد پسرم وام میدادن تقریبا بدون سود 40 میلیون تومن همسرم خیلی اسرار کرد بگیر من گقتم خط قرمز منه حتی بدونم اون پول برام ملیاردها سود میده بازم نمیگیرم در عوض گفتم من همون 40 تومنو تو به روز باید بسازم و همینم شد یه هفته بعدش ساختم 40 تومنو و برای خانمم طلا گرفتم به کسی پول هم به عنوان قرض نمیدم هرگز اینم از دوره احساس لیاقت باد گرفتم راحت نه میگم اگه هم مبلغ ناچیزی به یکی بدم ت ذهن خودم روش خط میکشم یعنی مبلغی میدم که اگه طرف نداد هم برام مهم نباشه ولی تو این چند سال به خیلیها نه گفتم در جواب قرض خواستن و گفتم جزو اصول من نیست

    عجب جمله طلایی: حتی اگه اسلحه گذاشتن رو سرت قبول نکن بگو از پرونده من اومد بیرون

    این حد از تعهد واقعا لازمه

    استاد چند وقتی بود بعضی وقتها وسوسه میشدم ماشینمو عوض کنم قسطی چون ماشینو میخری تا قسط اولشو بدی میبینی 50 درصد اومده روماشین ولی همین دوره های شما باعث شد از مسیر خارج نشم و به تعهدم پایبند باشم و به خودم گفتم من هر چی بخوام به کمک خدا پولشو میسازم و میخرم تمام شد واقعا این اصله و روش درست زندگیه به نظر من من تا اخر عمرم متعهد میمونم همینجام یه بار دیگه پیش شما تعهد میدم من نه قرض میگیرم و نه قرض میدم هرچیزی رو بخوام اول پولشو میسازم بعد به راحتی میخرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    بلافاصله بعد از شنیدن این جمله استاد چند سال پیش، رفتم زمینم رو گذاشتم فروش رفت،قرضها داده شد و تمام.بعدش وام نگرفتم،دسته چک نگرفتم،قرض ندادم،ضامن نشدم.

    خدا رو شکر چند بار هم این تو ذهنم شکل گرفت که برم وام بگیرم چون الان وام بگیری وسیله بگیری بیشتر سود داره .گفتم نه تعهد دادم و هرگز نزدیک این قضایا نشدم و امیدوارم به فضل الله هیچ وقت هم نشم.

    در زمینه آقا رضای گل که استاد ما هستن هم بگم که ایشون واقعا یه تعهد عظیمی رو به عمل پیاده کردن و خدا رو شکر به نتایج بزرگی هم رسیدن و دعا میکنم به کسب و کارش طلا بباره.

    هر کس به خدا اعتماد کرد بی شک پیروز شد.

    فقط یک کلمه الله

    بقیه هم تقوا

    تمام

    خدایا شکرت که به من گفتی اگه تو تعهد 100 داشته باشی من هدایتت میکنم به شرطی که ترس هات رو ممانعت رو کنار بزاری.

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    یار استاد رضا جان سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    ماهرخ گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    سلام به همه

    به استاد عزیزم

    به مریم جان شایسته گلم

    به آقا رضا همشهری فوق العاده‌ام.

    یه جورایی یک حس دیوانگی دارم از کار خداوند از پلن‌هاش از برنامه‌ریزی‌هاش،از همزمانی‌هاش نمی‌فهمم یعنی چی!!!….

    من سه چهار ماه پیش هدایت شدم به فایل‌های آقا رضا و تک تکشون رو تصویری دیدم. مکث کردم زدم عقب تا بعضی از جمله‌هاشون رو دوباره بشنوم.

    و لذت بردم و لذت بردم و یاد گرفتم و تحسینتون کردم و چقدر من استفاده کردم و هر روز و هر روز اومدین توی ذهنم زمانی که نمی‌دونستم باید چیکار کنم و شدین یک الگو برام.

    الله اکبر

    یک مقاومت بسیار شدیدی من برای کامنت گذاشتن دارم نمی‌دونم دلیلش چیه ها چیزی که می‌دونم اینه که بی‌شک هنوز به این اندازه تکاملم سیر نشده که بخوام فعالیت خاصی رو اینجا شروع کنم.

    من همیشه توی گوگل چند تا تب اون بالا هست که هر کدوم یک موضوع را از سایت که برام مهمه رو بهم نشون میده که هر وقت نیاز دارم مستقیم برم توی اون تب و مطالبش رو بخونم.

    مدتی بود که اصلاً برام مهم نبود که اعضای سایت نظرشون چیه دستاوردهاشون چیه و فقط تنها چیزی که برای من مهم بود این بود که استاد حرفش چیه استاد داره چی میگه. و دوره می‌خریدما و هر فایل رو یک بار گوش می‌دادم و می‌نوشتم و می‌رفتم جلو دوره تموم می‌شد و توی جو و کسایی که ارتباط داشتم یه چیزایی بهشون می‌گفتم و دیوان تلقی شدم و در نتیجه دستاوردهای من اونجوری که می‌خوام نبود. می‌دونم که زمان می‌خواست تا یه سری چیزا رو متوجه بشم و کمتر و کمتر انجامشون بدم و متمرکزتر فقط روی خودم کار کنم.

    البته دو سه بار اومدم کامنت‌ها رو خوندم و اصلاً برام جذاب نبودن فقط تعریف و تمجیدهایی به چشمم می‌خورد که احساس می‌کردم انگار یه جورین برام… و به خودم گفتم بابا ول کن استاد خودش خدای این صحبتاست اینکه تو بفهمی استاد چی میگه همین کافیه…

    نمی‌دونم چی شد که بعدترها هدایت شدم به سمت کامنت خوندن.

    شاید یکی از نشانه‌های روزم بود ه منو کشوند تو توی کامنت‌ها و دهنم از اون هدایت باز موند که این کامل چقدر مناسب زمان الان منه چقدر داره بهم هینت میده چقدر شفاف و واضحه.

    و بعد کم کم دایت شدم به اینکه کامنت‌های بیشتری رو بخونم و الان می‌تونم بگم یلی از شب‌ها و خیلی از صبح‌هامو با خوندن کامنت‌ها خصوصاً کامنت‌هایی که زیر موضوعات توحیدی هستند شروع می‌کنم یا به پایان می‌برم.

    موضوع مهمی که اومدم الان شروع کردم به کامنت گذاشتن یه جای دیگه است …

    یه چیز دیگه است اصلاااا….

    چند روزه می‌خوام کامنت گذاشتن شروع کنم چون احساس می‌کنم کامنت‌هایی که می‌خونم نیاز داره به ری اکشن به اون افراد از لایک کردن گرفته به خاطر تاثیرگذاری زیادشون روی شرایط من و از جواب دادن به اون شخص به خاطر اینکه انگیزه بدم بهش و ایمان خودم توی این جریان سایت بیشتر بشه و ادامه دار باشه..

    اماااااا تنبلی می‌کردم…

    چرا….

    چون توی تب‌هایی که باز کرده بودم اسید پروفایلم خارج شده بودم و باید یه رمز ساده رو می‌زدم که وارد بشم و مدام می‌گفتم فعلاً ولش کن حالا شاید الان شرایطش نیست شاید الان موقعش نیست که نمی‌شه….

    خودم خوب می‌دونستم که اون حسی که میگه برو بنویس زیر کامنت فلان شخص ،یه هدایته….

    که من دارم ازش شونه خالی می‌کنم….

    حالا اینجاش جالب‌تره…

    چند روزه مدام شما تو ذهن منید آقا رضا…

    چند روزه می‌خوام سرچ کنم که بیام فایل‌های تصویریتون رو دوباره گوش بدم

    تاکید می‌کنم چند روزه که هر روز بهم گفته میشه که باید این کارو انجام بدی برو اسم آقا رضا رو سرچ کن و برو فایل‌هاشو دوباره ببین

    تو نیازشون داری دختر……

    چیزایی توی اون حرفاست که مناسب شرایط الان توئه….

    چون احساس می‌کنم یک گنج‌هایی رو الان بهتر می‌تونم از صحبتاتون دریافت کنم… می‌بینم و می‌فهمم که مدارم بالاتر رفته ….

    چون از هدایت هام و نشانه هایی که خدا در طی روز بهم نشون میده استفاده می‌کنم چون تمام روزمو سعی می‌کنم دقت کنم از هدایت‌هایی که بهم گفته می‌شه رو اجرا کنم و به هزاران دلیل دیگه….

    من هر روز صبح تقریباً ساعت 5 صبح بیدار می‌شم و توی سایت کامنت می‌خونم و وقت می‌گذرونم…

    امروز موقعی که داشتم کامنت‌ها رو می‌خوندم کی از بچه‌های سایت در مورد نشانه روزش صحبت کرد من یه لحظه به خودم گفتم نشانمو بزنم ببینم نشونه امروزم چیه؟!…

    چون همیشه نمی‌زنم…. یادم میره یا گاهی می‌ترسم که خدا برام یه چیزی رو آورده باشه که شرایطشو نداشته باشم که انجامش بدم…(که اینم فقط به خاطر اینه که هنوز خدای خودمو خوب نشناختم که اینجوری در موردش فکر می‌کنم)

    البته که خیلی خیلی بهتر شدم….

    و اومدم زدم روی نشانه ی روزم توی سایت….

    فکر می‌کنید چی اومد؟!؟!

    منی که برای سرچ اسم آقا رضای عطار روشن تنبلی می‌کردم خدا خودش اونو به سمت من هدایت کرد….

    چی بگم از کار خدا…

    وقتی داشتم متن انتخابی که مریم شایسته جان وشته بود توی بالای این صفحه رو می‌خوندم یه لحظه یه حالی شدم که اون شخص داره در مورد وضوعی شبیه موضوع آقا رضا صحبت می‌کنه

    امکان نداره..

    امکان نداره…

    امکان نداره…

    مگه مسخره بازیه..

    خدا میدونه الان که دارم مینویسم تمام بدنم داره مور مور میشه…

    نمی‌فهمم یعنی چی…

    نمی‌دونم چه جوری….

    چقدر ما انسان‌ها فراموشکاریم….

    هزار بار برای من این کارا رو کرده….

    هنوز اینجا دارم می‌نویسم امکان نداره……

    خوندم و خوندم و خوندم و خوندم تا متن انتخابی تموم شد و رسیدم به فایل نتایج دانشجویان استاد ز عمل به آموزه‌های سایت قسمت 11

    همون دو سه دقیقه اولشو که گوش دادم گفتم وظیفه داری الان بنویسی…

    بعد یه لحظه به خودم اومدم دیدم چند دقیقه پیش نمی‌دونم چرا اومدم توی سایت رمزو زدم و من آماده نوشتن پیام بودم بدون هیچ زحمتی….

    یعنی همونی که پیام آقا رضا رو به سمت من هدایت کرد آسانی‌ها رو برای من آسان کرد همون شخص بدون اینکه نیاز بدونم تو اون لحظه ،شرایط سایت و نوشتن من رو هم آماده کرده بود…..

    و به حدی با لذت ازش خواستم که حالا که همه چی رو آماده کردی پس خودت بیا بهم بگو چی بنویسم….

    من نمی‌دونم چی باید بنویسم….

    ولی تو می‌دونی که من چی باید بنویسم….

    ازتون ممنونم استاد عباس منش عزیزم …

    ازتون ممنونم آقا رضای عزیز که یادم میاد مدت‌ها دنبال اسمتون می‌گشتم توی سایت و پیداتون نمی‌کردم…

    دوستای زیادی تو این سایت هستند که ازشون چیزای زیادی یاد گرفتم….. و پیام هاشون هدایتی شد برای هدایت کردن من…

    اما شما در قالب تصویر توی دو سه ساعت با اون تاثیرگذاری نشستید فایل ضبط کردید و موضوعاتی را بیان کردید که به خدا قسم هر کسی از بیرون بشنوه نمی‌تونه درکش کنه…

    و الان زندگی همه ما تو همین شرایطه چیزهایی که می‌فهمیم و درک می‌کنیم رو خیلیا می‌تونن درک کنند و شرایط گفتن بهشون رو هم حتی نیست…..

    بیشتر شبیه دیوانگی و جنونه از نگاه دیگران که توی این شرایط نیستند و توی این مدارها نیستن….

    واقعا ممنونم ازتون آقا رضا…

    واقعا تحسینتون می‌کنم….

    واقعا قدردانتون هستم….

    چرا که وقتی که گذاشتید این فایل رو ضبط کردید به صورت تصویری واقعاً ارزشمنده……

    خدا حفظتون کنه.

    خدایا خودت هدایتم کن که توی این مسیر هر روز به خاطر بیشتر آگاه شدنم قدم‌های بهتری برمی‌دارم و هدایت‌های تو رو متوجه می‌شم و دارم بهشون عمل می‌کنم تو می‌دونی چقدر من قوی‌تر شدم مسیر کامنت گذاشتنم رو برام هموار کن…

    تو ثابت شده‌ای اگر من فراموشکار نباشم خدا جونم…

    تو ثابت شده‌ای من باید به خودم یادآوری کنم که کیستی…

    تو ثابت شده‌ای من باید حواسم باشه که خودمو به تو وصل کنم….

    خدا رو شکر امروز هم تا این ساعت توی این سایت توحیدی گذشت ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حسین شریفی گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    درود بر استاد عزیزم خانم شایسته و دوستانم…

    خداروسپاسگزارم که وقتی میبینه من ازش کمک و هدایت میخوام منو هدایت میکنه به کمکی که میتونه بمن بکنه…

    من امروز صبح یک کم وقت داشتم تا کارگرام بیان نشانه ی روزم رو ببینم..

    وبهتر ازاون اینکه وقت کامنت نوشتنم داشتم هرچندکوتاه..

    ولی این پیام مخصوص من بود..هدایت خداوند بود دراین صبح قشنگ وسرد..

    من نیاز به یک وانت دارم تو کارم بعد چون کارمو توسعه دادم پول نداشتم بخرم و یک وام درخواست دادم ..

    امروز فردا این وام رو میخوان بهم پرداخت کنن اونم به این خاطر که پیش خودم گفتم حالا که هرروز ماشین گرون میشه بذار با وام بخرم اقساطی وام رو پرداخت کنم تا ماشین بمونه برام…

    ولی تهش که حساب میکنم اون مبلغ وام رو من خودم اگه درست مدیریت کنم کمتر از یکماه درمیارم و بعد باز هدایت خداوند و اعتماد من بخداوند و هدایتش بیشتر میشه…تصمیم گرقتم لغو کنم و مراحل آخر وام رو انجام ندم چون هنوز به امضا و سفته نرسیده…

    و خدارو شاکرم که اگ من ازش بخوام بهم جواب میده منو هدایت میکنه…

    مغزم میگه ماشین گرون تر میشه بعد نمیتونی بخری ولی من تصمیم گرفتم به هدایت خداوند گوش بدم اون بهتر میدونه چی میشه ومن چجوری راحت تر میتونم اونو بخرم…

    سپاسگزارم استادعزیزم سپاسگزارم از آقارضای عزیز…یک فایل هم آخر دوره احساس لیاقت از ایشون دارم بارها گوش دادم و ازش ایده گرفتم…

    از خداوند سپاسگزارم بابت آدمایی که سرراهم قرار میده…نشونه هایی که منو به سمتشون هدایت میکنه و هدایتی که هرلحظه میتونم دریافت کنم…

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
    مدت عضویت: 346 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش امیدوارم همیشه حال دلتون عالی وبی نظیر باشه

    این بخش از آقای رضا عزیز نشانه امروز من بود

    خیلی خیلی کیف کردم از صحبتهای آقارضا وقتی خوابش تعریف کرد که خدا حرف زده فقط. دنبال معجزه می گشتم کی رخدمی دهد اما دیدم نه به این شکل نیست که من فکر می کردم همیشه

    وقتی رفت جلو تر دیدم معجزه زمانی رخ داده که آقا رضا دیگه قید همی چی رو زده حتی با اینکه

    700 هزار تومان تو اون شرایط خیلی پول هست

    قید اون رو هم زده ومسمم به پرداخت شده ودر این زمان درهای خداوند براش باز میشه وخدادند به این شکل دستانش را به یاری بندگان می فرستاد

    فقط کافیه که اعتماد وقبولش کنم وبزاریم کارهار و اون برای من پیش ببره و بعد نتایج دیدنی می شود

    دوستتان دارم در پناه الله یکتا شاد سالم پر برکت زند گی شما همیشه ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: