نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 4


دیدگاه زیبا و تأثیرگذار صالح عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

سلام استاد

چقد این فایل مناسب حال امروز من بود

فشار کاریم زیاد شده نمیدونم دارم یجایی خطا کار میکنم یا روند طبیعیش اینه یا اینکه قرار دستان خدا برای کمک از راه برسند اما هرچی بهم الهام میشه انجام میدم مثل تراکتور ۱۸ سیلندر کار میکنم با عشق و با لذت و با گفتگو های درونی مثبت.اگا گاهی تضاد ها به جای اینکه برام پند اموز باشن کفرمو در میارن..

اما به هر حال توضیحاتی که راجع به صحبت های هادی عزیز دادین خیلی برای من بود انگار

سپاس

دقیقا هادی درست گفت که گاهی حتی درخواستی نمیدی اما خداوند انگار میدونه قرار فردا درخواست بدی از قبل برات سفره رو میچینه

(همیشه سجده کننده پروردگار خودم هستم)

سعدی میگه یه کسی بود بت پرست بود

خیلی بتش رو دوس داشت خیلی بهش میرسید و ناز نوازشش میکرد

بعد بیست سال بت پرستی یه روزی دختر این بت پرست مریض میشه

این بت پرست هم میره پیش بتش بهش میگه یادته گلی بودی من چوبی کردمت و بعد طلا کردمت یادته؟ حالا یه درخواستی دارم دخترم مریضه دستم به دامنت..

خلاصه خیلی گریه زاری میکنه اما دخترش روز به روز حالش بدتر میشه .

بت پرسته با ناراحتی میره پیش بت به بتش میگه فردا میرم پیش خدای یکتا پرستا ازون میخوام دخترم رو شفا بده تا همه بفهمن که تو چه بت بی عرضه ایی هستی که نمیتونی حتی یه مریض شفا بدی..

سعدی میگه خدا در همین لحظه به ملائک میگه دخترشو درمان کنین

ملائک اعتراض میکنن..

میگن خدایا این همه عمرش بت پرست بوده تازه امشب گفته فردا میرم به خدا میگم هنوز نیومده که ..

شاید تا فردا نظرش عوض شه و نیاد اصلا

خدای رحمان میفرماید من( گفته میرم) اون رو اومده حساب میکنم

یعنی سعدی میخواد بگه همچین خدایی داریم به محض اینکه در لایه لایه های ذهنمون به اندازه یه سر سوزن امید و تسلیم پیدا بشه همون معجزه میکنه برامون

واسه همینه که میگن در نا امیدی بسی امید است یعنی وقتی انسان ته خط بدبختی و زوال و ته چاه هم باشه کوچیکترین سر سوزنی امید میتونه معجزه کنه و انسان رو نجات بده گاهی خودمون تو زندگی خودمون یا اطرافیانمون میبینیم میگیم این داشت تموم میشد داشت میمرد داشت سقوط میکرد چی شد یه دفعه !

این همون سر سوزن امید و ایمانیه که وقتی خداوند یا جهان حسش کنه با همون روشن میکنه زندگی رو..

تقریبا یه ساله با اموزه های استاد دارم خودمو بمباران هسته ایی میکنم

از ۱۶ ساعت بیداریم میتونم به جرات بگم ۱۴ ساعتش صدای استاد داره از گوشیم پخش میشه حتی گاهی صدای اطرافیانم در اومده که بابا بسه خسته شدیم

اما من وقتی از این صدا و ازین اموزش ها نتیجه گرفتم هرگز و هرگز و هرگز بس نمیکنم اصلا من جایی ندارم برم بجز این سایت

این سایت هویت گم شده منو بهم برگردوند و داره ذره ذره شکل میده به وجودی که خرابش کردم سالها.

امروز حدود یک سال که از افتتاح مغازم میگذره و من خدارو شکر به عنوان یه سال اولی خوب عمل کردم هرچند بیشتر از زمان کارمندی کار میکنم .

سرمایه هم گذاشتم

مُسئولیت و استرس اجاره خرید فروش و همه داستاناش هم‌ هست

اما خدارو شکر راضی هستم.

فقط این چند ماه اخیر افتادم تو دام ذهن و به قول استاد به جای اینکه تمرکز کنم فروش و درامد رو بالا ببرم شروع کردم تمرکز کنم رو اینکه صاحب مغازه چقد میخواد اجاره رو بالا ببره و انقد رو این موضوع تمرکز کردم که نه تنها اجارم دوبرابر شد حتی اتفاق های بد دیگه ایی هم افتاد که واقعا میفهمم نتیجه فرکانس های خودم بوده و من روی چیز اشتباهی فکوس کرده بودم و اون رشد کرد

من باید رو خودم کار کنم رو کیفیت محصولم روی بالا بردن دانشم در مورد کارم

بقیه امور که مشتری بیاد ،کارمند خوب بیاد ،و اسانی بیاد، کار خداست

اما امروز که استاد تو این فایل گفت گاهی سختی ها قرار باعث بزرگی تو بشن قوت قلب گرفتم

بعد با خودم گفتم بابا تو میخوای بیزنس تو جهانی کنی بعد نمیتونی از پس دوزار دوقرون اجاره بر بیای؟

جهان داره نگات میکنه صالح خب معلومه جهان هستی پروژه های بزرگ رو دست ادمای ضعیف که با کوچیکترین مساله به گیو آپ کردن فکر میکنن نمیده اگه پروژه های بزرگ شعبه های زیاد کارخونه های زیاد میخوای باید اینجورجاها ککت هم نگزه نه اینکه بهم بریزی

البته اینم بگم خستگی جسمانی هم دخیل بود چون روزی حدود ۱۴ ساعت کار میکنم الان ۳۶۵ روزه حتی یه روز تعطیل نکردم و با تمام توانم با تمام انرژیم دارم برای هدفم مایه میزارم

امروز زیر دوش بودم داشت گریم میگرفت از فشار کار و فشار فکری اما به خودم گفتم اگه گیو اپ کنی و برگردی کارمندی یه صدایی تا اخر عمر از درون بهت میگه خاک بر سرت نتونستی ادامه بدی با اون صدا میخوای چیکار کنی؟

به خودم گفتم همیشه تو زندگی نصف و نیمه توانت رو گذاشتی یه بار صدت رو بزار یبار جا نزن ببین جا نزدن چه شکلیه..

همه ما تو زندگی فشار هایی رو تحمل کردیم چه جسمی چه روانی

هر پادشاهی

هر سربازی

هر ورزشکاری

هر بازیگر یا سیاست مدار یا کار افرینی

همه روزایی رو داشتن که زیر دوش داشت گریشون میگرفت و میخواستن تسلیم بشن و خیلی ها هم شدن و امروز هیچ‌نام و هیچ اثری ازشون نیس

چون جهان فقط به شجاعان پاسخ میده به کسایی که افسانه شخصی شونو تا انتها زندگی میکنن به کسایی که با ایمان ادامه دادن..

با انگیزه یا بی انگیزه با کمک یا بدون کمک با حال خوب یا بدون حال خوب ادامه دادن و فقط ادامه دادن و فقط ادامه دادن..

امروز به خودم گفتم صالح ادامه بده بلاخره یه دری باز میشه با لذت ادامه بده همون جور که تو این یک سال ادامه دادی اگه ادامه بدی نتایج از راه میرسن یعنی خوشم میاد تمام ادبیات ذهن من داره کم کم

مثل ادبیات استاد میشه خدارو شاکرم

بخدا اگه استاد نبود هزار دفعه گیو اپ کرده بودم

منظورم از استاد همون دست خداست اگه این دست خدا برای یاری نمی اومد من بدون خدا بدون کمک دستان خدا هیچ نبودم..

و اینم بگم که خدا هرگز کسانی که رویاهاشون رو دنبال میکنن بدون یار و یاور نمیزاره بلاخره یه امدادی میاد و امداد من استاد عباس منش بود..

استاد اخر فایل گفتن بله ایمان داشتن و عمل کردن سخته حرف زدن شاید راحت باشه ولی هر روز و هر روز و هر روز عمل کردن مرد میخواد ا اگه مرد عمل بودی نتایج میان

خدارو شکر میکنم به خاطر باور های درستی که اینجا یاد گرفتم و در چنین مواقعی که همه انسانها در طول تاریخ باهاش برخورد کردن من مجهز به الله اکبرم

چقدر نوشتن این کامنت ارومم کرد

خدایا مرسی خدایا میدونم کامنتم رو میخونی خدایا میخوام بهت بگم من جا نمیزنم حتی اگه بمیرم در این راه …

خدایا احساس میکنم کاری که انجام میدم از هر کار معنوی دیگه ایی در جهانت معنوی تره من دارم با راه اندازی و کار افرینی اول برای خودم و بعد به تمام مردم کره زمین خدمت رسانی میکنم و به خودم میبالم ازینکه بخشی ازین چرخ دنده جهان هستی توسط من میچرخه و امید دارم روز به روز جهان هستی چرخ دنده های بزرگتری رو به من بسپاره و تا زمانی که خودم بخوام و لیاقتم رو باور کنم و نشون بدم جهان هم از رشد و گسترش من حمایت میکنه همینطور که تاحالا کرده..


منتظر خواندن نظرات تأثیرگذارتان هستیم. نظرات شما می تواند شامل چنین نکاتی باشد:

  • موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
  • کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
  • چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
  • برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

منابع بیشتر:

توحید عملی | قسمت 4

دوره 12 قدم | مسیر تکاملیِ «ساختن شرایط دلخواه در زندگی»


سایر قسمت های «نتایج دوستان از آموزه های استاد عباس منش»

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    581MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 4
    55MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

182 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    امروز نشانه من این فایل زیبا بود.

    یکی از موضوعات نادانی من قبل از آشنایی با استاد بحث تکامل بود و فکر میکردم حل شده.

    الان که گوش دادم به فایل متوجه شدم صبر کمی دارم

    من با دوره حل مسئله هدایت شدم به کار املاک،بی شک مثل هادی منم احتیاج دارم به تمام تخصص هایی که یک مشاور باید داشته باشه و مخصوصا بحث عزت نفس و احساس ارزشمندی و و روابط

    این روزها دلسرد شده ام نسبت به کارم و اون شور و شوق اولیه کم شده بود.

    با دیدن این فایل این مسائل رو دریافتم

    اول اینکه این کار هدایت الهی بوده و صد در صد به نتیجه خوب ختم میشه.

    دوم اینکه عمل به الهامات برای رشد و نتیجه واجب است

    سوم اینکه به خدا اعتماد کن،ایمان داشته باش

    مثل هادی باید بگم من رو خدا هدایت کرد و همه چی جور شد برام پس من باید تو این شغل بمونم و تلاش کنم.

    روشهای برخورد با مشتری،ارتباطات،حوزه حقوقی و ساختمانی،حوزه معتمد بودن،حوزه بازاریابی و بیزینسی،عزت نفس،ارزشمندی و…کلی چیز دیگه یاد گرفتم یا بهبود یافته شرم.

    این رو نوشتم تا بدونم رشد کردم

    متاسفانه شیطان در کمینه و ایمان ما هم لقه،این همه تغییر یادمون میره و به یاد نمیاریم

    از خدا میخام منو تو کار املاک موفق کنه

    خدایا منو ببخش و مرا بنده شکرگزارت گردان

    خدایا شکررررررت

    سوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Hamed Ahmadi گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    به نام یگانه فرمانروای هستی

    با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی

    می‌خواهم نکات مهمی را که از این فایل آموختم، اینجا بنویسم تا بهتر درکشان کنم و در زندگی‌ام به کار بگیرم.

    1. تغییر یک‌باره اتفاق نمی‌افتد

    در این فایل متوجه شدم که تغییر نیازمند تکامل است. همان‌طور که پیامبران الهی، از جمله حضرت موسی، مسیر رشد خود را مرحله‌به‌مرحله طی کردند، من هم باید این روند را بپذیرم. وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم که خداوند چگونه ایده‌ها و موقعیت‌های مختلف را در زمان مناسب سر راهم قرار داده؛ طوری که اگر زودتر اتفاق می‌افتاد، توان عمل‌کردن به آن‌ها را نداشتم و شاید جا می‌زدم.

    2. تکامل در مسیر آموزش

    درک کردم که حتی در یادگیری هم باید مراحل تکامل را طی کنم. ابتدا با جلسات NA آشنا شدم و بعد، از طریق یکی از اعضای همان انجمن، با استاد عباس‌منش آشنا شدم. امروز می‌بینم که این چینش دقیقاً همان ترتیب الهی بوده؛ چون اگر جای این دو مرحله عوض می‌شد، شاید پذیرش لازم را نداشتم.

    کارکردن قدم‌های 12گانه باعث شد ذهن و روحم آماده‌ی شنیدن و پذیرفتن آموزه‌های استاد شود.

    3. خداوند بهتر از هر کسی مسیر رشد مرا می‌داند

    این فایل به من یادآوری کرد که خداوند دقیقاً می‌داند برای بزرگ شدن ظرف وجودی من و رسیدنم به اهدافم چه چیزهایی لازم است.

    وقتی ایده‌ای به ذهنم می‌رسد و احساس می‌کنم الهام الهی است، وظیفه دارم با تمام توان به آن عمل کنم. در زمان‌های خستگی یا ناامیدی، با یادآوری اینکه این مسیر را خداوند برایم چیده، دوباره نیرو می‌گیرم و ادامه می‌دهم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    به نام الله

    من باید بدونم که یه شبه نمیتونم تغییر کنم و عوض شم باید اروم اروم روند تکاملیمو طی کنم و به همون اندازه که شخصیتم باورهام تغییر کنه ظرفم بزرگتر بشه نتایج هم میاد برام

    حالا این روی خودم کار کردنه که خیلی مهمه و تنها کاریه که من باید انجام بدم بقیش رو خدا خودش انجام میده

    حالا چطور باید روی خودم کار کنم؟

    ورودیهای ذهنمو کنترل کنم

    هر کاریو انجام میدم قبلش از خدا هدایت بخوام

    زمانهای بیشتریو در طی روز سعی کنم به یاد خدا باشم و مدام باهاش صحبت کنم شکر گزاری کنم راهنمایی بخوام ازش

    کارهایی که حالمو خوب میکنه هرروز انجام بدم یه تایمی رو حتما براش بزارم

    حسمو خوب نگه دارم

    به زمان بندیه خدا اعتماد کنم

    و بدونم بهترین برنامه ریزی رو خدا برام داره همه چیز به وقتش اتفاق میفته فقط باید ادامه بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام

    سپاسگزارم از لطف بی‌کران شما ، این سخنان مهربانانه ، وضوح و صراحت بیان ، صدای آرامش‌ بخش شما ، کلام ملایم و صمیمی شما جایی برای “نفهمیدن” باقی نمیگزارد.

    جالب من چند روزی هست درگیر کارم هستم یعنی دوست دارم عاشق کارم باشم ، لذت ببرم از کارم و از زندگیم‌.

    آزادی مالی و مکانی و زمانی داشته باشم و تو این چند روز بیشتر هم به فایل هایی بر میخورم که اکثرا در این مورده و این فایل زیبا هم نشونه ی من بود .

    وقتی شروع به تغییر کنی جهان این فرکانس رو میگیره ، من باید تغییر کنم و خداوند بقیه راه رو برام میچینه .

    وقتی دوستمون گفت هنوز آماده گوش‌کردن به صحبت های استاد نبود. یاد خودم افتادم آخه منم میگفتم چرا زودتر من با استاد آشنا نشدم تا تغییر کنم ولی به قول دوستمون شاید من اون موقع آماده نبودم .

    من پر از باورهای اشتباه هستم ، یدفه نمیشه تغییر کنم ،‌ فقط باید روی خودم کار کنم ، خداوند هدایتم میکنه ، من کم کم تغییر میکنم جهان کم کم شرایط رو برای من عوض میکنه و این روند تدریجی . ( همون موضوع تکامل )

    نکته برداری :

    شروع کن به عوض شدن،

    به چیدمان خدا ایمان داشته باش،

    نباید جا بزنی و باید ادامه بدی و به ندای قلبیت گوش بدی ،

    به اندازه ظرفت نعمت میتونی دریافت کنی،

    وقتی از خدا هدایت بخوای خدا هم هدایتت میکنه،

    اعتماد کنیم به برنامه خداوند،

    شاید قدم اول باید روی باورهام کار کنم ، شاید اعتماد به نفسم رو باید بالا ببرم ،

    قلبت بهت میگه ادامه بده و با ایمان ادامه بده و تسلیم نشو.

    قشنگ ترین جمله :

    « ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است .

    قسمتی از کامنت آقای صالح در شروع:

    اینم بگم که خدا هرگز کسانی که رویاهاشون رو دنبال میکنن بدون یار و یاور نمیزاره بلاخره یه امدادی میاد و امداد من استاد عباس منش بود .

    خودم :

    با تک تک سلول هام دوست دارم تغییر کنم کمی الان در مورد کارم دودل هستم و بر سر دوراهی هستم ، فقط فقط هدایت الله رو میخوام . البته با راهنمایی های شما استاد عزیز میرسم . ( باید برسم )

    استاد ممنونم از شما.

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    موسی ع شروع کرد عوض شدن

    هر چی روی خودمون کار کنیم تکاملی رشد میکنم

    یکدفعه چیزی تغییر نمیکنه ،به اندازه ایمانت رشد میکنی

    مدار بالاتر افراد و شرایط بالاتر

    باورها،افکار،اعمال بهتر>>>یعنی شخصیت بهتر داشتن

    شخصیت باید عوض بشه،باید بهبود پیدا کنه

    به اندازه ظرفمون بهمون داده میشه

    مسیر مسیری که خدا هدایت کرده و برای این بوده که من باید چیزی بیاموزم

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    تسلیم باش،هدایت رو اجرا کن

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    به‌نام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیز و مریم‌جان

    من برای اولین بار امروز از بخش مرا به نشانه‌ام هدایت کن استفاده کردم و به این فایل هدایت شدم. حرف‌های هادی عزیز رو خیلی درک می‌کنم. من باوجود اینکه تو دانشگاه استعداد درخشان بودم اما درونی اعتماد به نفس کافی برای کارکردن در شغل مرتبط با رشته‌ام رو نداشتم. این شد که حدود 3سال در حیطه‌های دیگه مشغول بودم و بالاخره حدود 4ماه پیش وارد حیطه کاری مرتبط با خودم شدم و بسیار راضی‌ام. جالبه که بگم بعد از کمتر از 1ماه همراهی با سایت شما تونستم خیلی راحت این شغل رو پیدا کنم و تک‌تک مهارتهایی که تو مشاغل قبلیم پیدا کردم برام بسیار مفید بودن و تو این شغلم بسیار بهم کمک کردن؛ از مهمترینهاشون اعتماد به‌نفس و مهارتهای ارتباطی بوده که من خیلی ضعف داشتم درموردشون.

    امیدوارم در پناه خداوند مهربان و حامی و مراقبم بتونم روز به روز در زمینه شغلی‌ام بهتر و بهتر و بهتر بشم و بتونم مدام مطالب مرتبط با حیطه تحصیل و شغلم رو یاد بگیرم و ثروت بیشتری هم بسازم. به امید پروردگار مهربان، حامی، مراقب و هدایتگری که تابه‌حال من رو هدایت کرده و از این به بعد هم می‌کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فرشته پورجعفری گفته:
    مدت عضویت: 387 روز

    1404/9/20

    پنجشنبه ساعت10شب

    خدایاشکرت که انقدر خوب هدایت میکنی

    من وهمسرم بایکدیگرکارمیکنیم.مدتی است که خیلی

    اوضاع مالی وکسب وکارمون اصلاخوب نیست.

    دیروز اینقدرفشارواسترس روی همسرم آمده بودکه

    ناگهان قلبش شروع کردبه درد.

    اورژانس آمد وهمسرم راهی بیمارستان شد.

    فشارعصب بسیارزیاد

    حال جسمی وروحی خودم هم تعریف نداره این روزا.

    هجوم افکارمنفی ومدام ذهنم میگه این شغل راجمع کنید.شما نمی‌تونید.

    من مدن 8ماه هست که باسایت اشناشدم.اوایل خیلی تلاش میکردم که همسرم راهم باسایت آشنا کنم.ودوست داشتم بامن هم مسیربشه.

    ولی بعد به حرف استادگوش دادم که شماکسی رابه زور نمی‌تونید وارداین مسیر بکنید.

    من مدام ازهرفرصتی استفاده میکنم که حالم رابا گوش دادن فایلها خوب کنم.ومدام باخودم فکرمیکنم که چون من دراین مسیرم ولی همسردراین مسیر نیست.ازانجا که

    کارمان یکی است فکرمیکنم هیچ تاثیری نمیتونه برای

    رفع مشکلات مالی وکاریمان داشته باشه. چون من به تنهایی روی خودم کارمیکنم.

    امروز دیگه خیلی هجوم امواج منفی زیادبود وبه همسرم گفتم جمع کنیم اصلا.ولش کن سلامتی مون

    به خطرافتاده.

    ولی ته دلم ی چیزی میگه مقاومت کن.الان سه ساله

    باتمام سختی ها این کاررا پیش بردین.ادامه یده

    ادامه بده.

    تااین که به خداوند گفتم خدایا من خیلی خسته شدم

    مستاصلم.به من واضح بگو آیا ادامه بدم یانه؟؟

    وواردسایت شدم.رفتم سراغ نشانه امروز به این فایل

    هدایت شدم.ومتن انتخابی را خوندم. دیدم جقدرصالح متن قشنگی نوشته بود.شرح حال من بود.

    بعدفایل راگوش دادم.کلی نکته داره

    که من هروقت درکارم ازمشتری نه میشنوم

    درواقع یک جوربرای من تمرین صبربوده.

    چون ذاتا من آدم عجولی هستم.

    من بامشتریها مستقیم باید صحبت کنم.تا انهارامتقاعد کنم ازمن خریدکنند.واین یک اعتمادبه نفس وروابط

    خیلی خوب میخواد که بتونی بامشتری مذاکره کنم.

    خداراشکر دراین سه سال همسرم وخودم ازنظرروابط

    پیشرفت داشتیم.اوایل که واردعرصه فروش شده بودم

    همسرم اصلا نمیتونست بامشتری ارتباط برقرارکنه.

    ومن رامیفرستادکه بامشتری حرف بزنم.

    واین کارباعث شد اعتمادبه نفس بیشتربشه.

    خداوند دراین فایل جواب منوداد.

    کم نیارم وادامه بدم.باتمام لحظات بااشتیاق ادامه بدم

    ناامیدنشم.سعی کنم کنترل ذهن کنم.

    هرروز به خداوند توکل کنم.وباایمان قدم بردارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت

    که چقدرزیبا جوابم راداری

    ممنونم ازاستادعزیز ودوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    بنام خدا

    مهمترین و کلیدی ترین نقطه این فایل برای من تشخیص هدایت خداوند توسط هادی و از همه مهمتر عمل به اون هدایت بوده

    با این باور که وقتی خدا چیده وقتی خدا هدایت کرده و واضح هم هست برای من به قول استاد قلبم فریاد میزنه باید صبور باشم متعهد باشم و ادامه بدم و عمل کنم

    در مورد خودم مثالی که دارم من چند سال پیش تو شهر غریب که ازدواج کرده بودم و شغلی هم نداشتم و وضعیت خوبی نداشتم مسافر کشی میکردم اتفاقا منم مثل هادی حتی بیمه عمر هم رفتم ولی ارتباط برقرار نکردم خلاصه تو این وضعیت مدام امتحان استخدامی میدادم فوق لیسانس هم گرفته بودم ولی قبول نمیشدم تا این که یه روزی خیلی با خدا صحبت کردم و انجایی بود که تغیراتی تو ذهنیتم شکل گرفته بود همان موقع یه پیشنهاد کاری گرفتم ‌و چند روز بعدش ازمون اموزش و پرورش داشتم خدا بهم گفت اگه بعد ازمون برو دنبال همون پیشنهاد کاری و اگه ازمونم قبول نشدی کلا کار استخدامی رو بی خیال شو و من به خاطر همزمانی ها به هدایت خدا گوش دادم بعد ازمون بلافاصله مهاجرت کردم و کارگری کردم همان پیشنهادی که بهم شده بود و یک ماه بود کار میکردم که نتایج ازمون اومد و علارغم درصدهای خیلی خوب قبول نشدم یادمه از خوشحالی لبخندم زدم و گفتم خدایا شکرت پس مسیرم اون نبوده قشنگ متوجه هدایت خدا شدم با حس خوب کارمو‌ادامه دادم تا رسیدم به کسب و کار خودم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    LiLi گفته:
    مدت عضویت: 2756 روز

    درود و سلام

    وقت بخیر

    وقتتون در مسیر توحید

    دوستان سرگذشت من شنیدنی است….

    عزیزان من از سال ها پیش صد ها استاد و مربی عوض کردم

    سال 96 اتفاقی با استاد عباسمنش آشنا شدم

    اما پدرم حرفی زد که باورم را که داشت به خوبی شکل میگرفت به باد فنا داد

    او گفت با فایلهای رایگان دانه می‌پاشد

    و من از پدرم تاثیر پذیر و باور پذیری شدید داشتم

    او خودش بسیار درمانده و تنها است

    همه چیزش را به فنا داد مخصوصا روابط و الان تنها زندگی می‌کند با اینکه زن و فرزند دارد

    من هم پیرو او باورم شکست ثروت داشتم شغل دولتی خوب ، همیشه درآمد و ملک و اما سالها شاخه به شاخه شدم و به حرف این و آن شک کردم مردد شدم کلامم باطل و سست بود و همچون درختی آفت زده به قول قرآن با هر بادی ریشه ام از خاک بیرون افتاد

    خانه ام از من به نامردی گرفته شد

    بیمار و آواره شدم

    دستم خالی شد چون دیگر توان کار نداشتم

    رابطه بسیار سطح پایین ودرد آور تجربه کردم

    چون رابطه استاد و مریم را انکار کردم و پیام علیه او میدادم

    خدای من..، در همان سالهای 98 یا 99 شخصی در ایستاگرام با من لینک شد و گفت از دوستان و همخانه استاد بوده تا قبل از اینکه به آمریکا برود او یک شیاد وقیح بود و مرا با باورهایم روبرو کرد

    زیبایی ام سلامتی ام و ثروتمند شدنم متوقف شد

    لا اله الا الله

    بدنم آب شد

    رنجورم کرد

    حضور غاصبانه او در زندگیم بزرگترین زجر و بدبختی عالم در طول دو سال و نیم بود

    او مرا آنقدر عذاب احساسی کرد که از هر رابطه ای منزجر شدم

    بدنم بواسطه او رنجور و بیمار شد

    گوشت تنم ریخت

    من هر شب و روز گریه ها کردم

    چشمانم کم سو شد

    فکر میکنم فرتوت شدم

    زلیخایی هستم که یوسف می‌طلبد تا جوان شود

    من پروردگارم را میطلبم

    عذابی که من تجربه کردم از یونس در شکم ماهی سخت تر بود

    فرزندم مرا ترک کرد

    شب و روزم به دادگاه و اضطراب گذشت

    اما هر چه دویدم هیچ نیافتم و خوارو ذلیل تر

    عزت نفسم نابود شد

    این دوزخ به قدری سوزاننده بود که هیچکدام تاب تحمل آن ندارید

    ولی من در آن بودم

    خداوند بارها یاری ام کرده بود

    اما من در عمل فقط انکار میکردم

    زبان ملاک نبود

    ناشکر و مضطرب و نالان

    بدنم ضعیف شد

    رنجور و کم بنیه

    بی اشتها و بی پول

    بیچاره و بدبخت و حقیر

    گوشه گیر و تنها

    خوارو ذلیل

    درک کردن حال من ممکن نیست

    من روابط استاد، حال استاد و هر داشت را انکار میکردم

    مقاومت شدید

    و خصمانه

    و انکار شدید قلبی

    می‌دیدم برای اینکه انکار کنم

    اما شما درست میگفتید

    توحید و هدایت الله

    اما اکنون پس از آن برزخ جهنم طولانی ک برایم قرنها طول کشید

    اکنون بی پول و دست خالی و بی برکت

    برگشتم به این خانه ی توحید

    خدایا

    مرا بپذیر

    تمام محصولاتی که از استاد خریده بودم گوش ندادم یا نمی فهمیدم چون قرار نبود بقول استاد در مدار نبودم آماده نبودم

    پسورد اصلی ام را گم کردم و اکنون با ایمیل جدید آمدم

    آمدن واقعی نه فقط دیدن

    اکنون باید تغییر کنم یا اینکه لاجرم با بدنی سست و دستی تهی و روابطی آشفته با زندگی دست و پنجه نرم کنم تا تمام شود

    اما من تصمیم گرفتم تصمیم دارم مصمم هستم اینبار اقدام عملی و قدم در جهت توحید بردارم

    میخواهم همچون خانواده ام نباشم

    میخواهم برخیزم حرکت کنم بدنم سست است از خدا یاری میخواهم

    من بسیار ضعف دارم اما میخواهم یاری ام کنی خدا

    پشیمانم از آن همه راه خطا و اهمال کاری و لج بازی

    یاری ام کن خدا تو توانایی

    با مدد تو اما بزودی قوی میشوم

    و نتیجه عالی است

    این پیام تصمیم قاطع من و عذرخواهی من است

    از پروردگارم

    و از مریم جان و استاد عباسمنش عزیز

    لطفا مرا همراهی کنید

    امیدوارم سرافراز باشم

    به یاری الله یکتا

    همیشه از خوبیها گفتید بگذارید یه نفر نقطه مقابل را که دیده بگوید

    بهشت دیدید و من جهنم را

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      علی محمدپور بیاتیانی گفته:
      مدت عضویت: 2010 روز

      سلام منم دقیقا زمان زیادی میگذره از اینکه وارد سایت شدم ولی دوباره خارج شدم از مسیر طی اتفاقات بسیار سنگینی که توی چند سال گذروندم ولی الان حدود دوماهه که با هدایت خداوند اومدم به مسیری که هیچوقت نمیخام ازش خارج شم، امیدوارم از این هدایت خداوند کمال استفاده رو بکنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: