رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 62


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سام گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    درود بر استاد عزیزم امیدوارم که همیشه شاد و سلامت باشین

    استاد جان خودتون توی فایل ها همیشه میگین که هرکس هر جوری که دوست داره حرف های شما رو برداشت میکنه

    الان هم دقیقا همون اتفاق افتاده شما رفتین معبد پاراهامسا یوگاناندا و افرادی دیدین که از صحبت های ایشون اون چیزی که خودشون دوست داشتن رو برداشت کردن من زندگی نامه ایشون بارها و بارها خواندم ( کتاب سرگذشت یک یوگی که نوشته خود پاراهامسا یوگاناندا و قبل از مرگ نوشته شده)

    و کلی رشد برام صورت گرفته و به بینهایت نکات صحبت هاشون دقت کردم

    در مورد ایشون یک سری نکات خیلی جالب هست اونم اینه که پدرشون بسیار آدم ثروتمندی بوده و در زندگی نامه میگه پدر تمام هزینه‌های کالج سرامپوره (یکی از بهترین کالج‌های آن زمان) را پرداخت می‌کرد.

    یوگاناندا می‌نویسد: «پدرم هر ماه پول کافی می‌فرستاد، بنابراین من هیچ‌وقت مجبور نبودم مثل بعضی از دوستانم معلم خصوصی شوم یا کار کنم.»

    این آزادی مالی باعث شد او را آزاد گذاشت که شب و روز مدیتیشن کند و با قدیسان ملاقات کند. و در قسمت دیگه میگه «پدرم زمین بزرگی در رنچی خرید و به من بخشید تا مدرسه و اشرم آنجا ساخته شود.»

    همچنین هزینه اولیه ساخت ساختمان‌ها را هم پدرش داد.و در قسمت دگ‌ گفته شده «پدرم با خوشحالی تمام هزینه‌های سفرم به آمریکا را تقبل کرد و حتی پول اضافی برای چند ماه اول زندگی آنجا داد.»

    این حمایت مالی به سال 1920 برمیگرده و خود یوگاناندا وقتی از آمریکا برمیگرده به هند ماشین فورد خودش همراه با خودش به هند میاره که بتونه راحت تر سفر کنه و خودش میگه «اگر با قطار و گاری بروم، در هر شهر فقط چند صد نفر می‌توانند مرا ببینند.

    اما با ماشین شخصی می‌توانم در یک روز به 4–5 شهر کوچک و روستا بروم و به هزاران نفری که هیچ‌وقت به شهرهای بزرگ دسترسی ندارند، پیام کریا یوگا را برسانم.»

    در واقع در آن 13 ماه بیش از 40٬000 کیلومتر با همان ماشین رانندگی کرد و به جاهایی رفت که هیچ استاد معنوی بزرگی تا آن زمان نرفته بود این خودش از مواهب ثروت که در مسیر مورد علاقه با سرعت بیشتر و با راحتی بیشتر حرکت کنه ادم.این صحبت تقریبا برای سال (1900) میشه ها و استاد پاراهامسا یوگاناندا، آقای شری یوکتشوار بودن که ایشون هم بسیار ثروتمند بودند و هزینه های زندگی رو در طول سال های متمادی از دارایی هاشون میدادن و هر دوی این عزیزان از بزرگان در زمینه معنوی هستم اما در زندگی نامه شون که نوشته خودشون هم هست نکات و مواهب ثروت به وضوح اومده یا دوباره در رابطه با استاد شری یوکتوشوار ، که آقای لاهیری ماهاسایا هستن در بخشی از زندگی نامه که مربوط به لاهیری ماهاسایا میشه برای رشد و تکامل روحی به لاهیری ماهاسایا گفته میشه که باید به تمام اون چیز هایی که در زندگی مادی خواسته شون رو داریم برسیم تا بتونم تکامل روحی رو بگذرونیم و و یک درصد ممکن از لحاظ معنوی اینقدر رشد کنیم که دگ اون مسئله مادی برای ما حل بشه اما در 99/9 درصد ما باید به دست بیاریم تا بتونیم بگذریم و تکامل خودمون رو طی کنیم

    حتی توی زندگی نامه در مورد جمله روز مره‌ایشون میگه که «من هیچ‌وقت فقیر نبودم و هیچ‌وقت هم نخواهم بود،

    چون پدرم صاحب همه کهکشان‌هاست و من تنها وارث اویم.»

    این هم باز یکی از تمرین هایی که به شاگرد هاشون میدادن : 1. صبح بعد از بیداری، 5 دقیقه این دعا را بلند بگو:

    «پدر آسمانی، تو صاحب همه طلا و نقره این جهان هستی. من فرزند توام، پس همه چیز مال من است. من امروز فقط در مسیر پاک تو هستم.»

    2. هر وقت فکر کمبود آمد، فوراً بگو: «این فکر دروغ است، من در اقیانوس فراوانی الهی شناورم.»

    دوباره جای دگ‌ میگه : «هر کس که به من (خدا) ایمان واقعی داشته باشد، هرگز دچار کمبود نخواهد شد.»

    او بارها تکرار می‌کنه که ترس از بی‌پولی خودش بی‌پولی می‌آورد، اما اعتماد کامل به خدا، فراوانی می‌آورد

    یوگاناندا می‌گه پول مثل برق یا آتش هست؛ اگر درست استفاده بشه مفید و اگر بد استفاده بشه خطرناکه. مشکل در خود پول نیست، در دلبستگی و حرص انسان به آن است.

    یوگاناندا دربارهٔ کریشنا و راما (تجلی‌های خدا) می‌گوید: «راما به عنوان شاهزاده در قصرهای پر از طلا و جواهر زندگی می‌کرد. آیا کسی جرأت می‌کند بگوید او یوگی کامل نبود؟ ثروت مادی با معنویت منافاتی ندارد؛ فقط دلبستگی به آن منافات دارد.»

    شری یوکشوار صریح‌ترین حرف را می‌زند: «ثروت نشانهٔ محبت خداست، نه دشمنی او.

    خدا فقر را دوست ندارد؛ او فقط حرص و خودخواهی را دوست ندارد.

    اگر کسی با کار صادقانه و ذهن پاک ثروتمند شود، این یکی از بالاترین برکت‌های الهی است.»

    در جای دگ‌ ای از زندگی نامه اینجوری گفته میشه : در سال‌های آخر زندگی‌اش صاحب چندین ملک بزرگ، ماشین کادیلاک، اشرم‌های چند میلیون دلاری در کالیفرنیا شد.

    در نامه‌هایش به شاگردان می‌نویسد: «من هیچ‌وقت فقر را تبلیغ نکردم. من فقط گفتم به خدا تکیه کنید

    یک جمله هم هست که من باهاش کلامم تموم میکنم : ایشون میگه «خیلی از هندی‌ها فکر می‌کنند یوگی باید لُنگ ببندد و با کاسه گدایی راه برود.

    من با ماشین آمریکایی و کت و شلوار غربی آمدم تا به آن‌ها بگویم که یوگی می‌تواند هم خدا را داشته باشد، هم رفاه و راحتی را.»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1768 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    اومدم شهادت بدم که هیچ خدایی هیچ قدرتی هیچ قانونی به غیر خداوند به غیر از الله وجود نداره

    این قوانین حقو حقیقت جهان هستیه

    من تازه دارم یک ذررررره درک میکنم صحبت استاد رو توی دوره ها

    که میگه

    باران داره می‌باره

    باران نعمت و رحمت الهی همواره داره می‌باره

    اینو چطوری دارم درک میکنم ؟

    به محض اینکه مقداری روی همین معنوی بودن ثروت کار میکنم

    و سعی میکنم با منطق ذهنم

    با صحبت کردن با خودم

    با الگوهایی که تا به حال دیدم

    تعمق کنم

    و احساسمو تغییر بدم و توجه و ارتعاشاتمون به سمت ثروت ببرم

    با برداشتن همین ترمز ها

    که با همین معنوی بودن ثروت

    کلی باورهای مخربی که خدا می‌دونه چند میلیون بار به خورد رهنمون داده شده و ما احساسش کردیم و تاییدش کردیم

    کمرنگ میشه

    خداوند خودش شاهده که از جاهایی که فکرش رو هم نمی‌کردم برای روزی بی حساب و زیاد اومده

    همین دیروز که اونم هدایتی اومدم روی این فایل و مقداری بخش فکر کردم و در موردش نوشتم و مقداری احساسم تغییر کرد

    به خودم گفتم این تغییر احساس به کاری به زودی انجام میده

    و از جایی که فکرش رو نمی‌کردم

    یه نفر تو واتساپ بهم پیام بده و همون موقع همون موقع بعد از توضیح من

    فقط بگه من می‌خوام

    و همین الان واریز کنم؟

    و به 5 دقیقه نکشید 10 میلیون به حسابم واریز کرد

    روز قبلش باز داشتم روی فراوانی و احساس رهایی که بعد کار کردن روی این باور بهم دست میده کار میکردم

    در مورد کارم هم احساس لیاقت میکنم احساس اینو دارم که من بهترینم هستن برای این موضوع نه فقط توی ایران بلکه تو کل جهان

    و در مورد احساس لیاقتم‌ در مورد ثروت هم که هر بار تو ذهنم مرور میکنم الگوهایی رو که از کارهای ساده و متنوع دارن ثروت های بسیار زیادی میسازن

    کار من که خیلیییی ارزشمنده خیلی

    خیلی ارزش برای مشتریان ایجاد می‌کنه خیلی

    و باورهای توحیدی

    که هر بار به سری به آیه های رزق توی قرآن میزنم

    دوره ی هم جهت هم که اصلا آدمو دیوانه می‌کنه

    و در کل

    در این جهان فقط یک جریان ثابت و بی نهایت وجود داره

    اونم جریان خداونده

    که منبع رزق منبع ثروت منبع برکت منبع عشق منبع راه حل مسائل منبع سلامتی منبع خوشبختی منبع هررررر نعمتی که ما تا به الان دیدیدبم و شنیدیم و ندیدیم و شنیدیم هست

    فقط این جریان ثابت خداوند در کل جهانه

    و به میزانی که سدهای مقابل این جریان رو توی ذهنمون می‌شکنیم

    خدا شاهده

    نعمت و ثروت و برکت و هدایت و الهامات وارد زندگیمون میشه

    این همون وعده ی خداونده و تنها وعده ی خداونده که حقو حقیقته

    گفته ما از شما روز نمی‌خواهیم ما هستیم که به شما روزی میدهیم

    هرکس طبق قوانین عمل کند رزق بی حساب بهش میدیم

    هرکس ایمان داشته باشه بر 200 نفر پیروزه

    زکریا تو سن 95 سالگی بچه خواست بهش داد

    سلیمان ملکی خواست که تا به حال به قبل از اون داده شده و نه به بعد از اون ، بهش داد

    مادر موسی بچه رو رها کرد روی آب و دوباره بهش برگردوند، بچه رو برد تو نازو‌ نعمت بزرگ کرد

    اینا چی رو نشون میده

    اینکه فقط و فقط و فقط یک جریان ثابت بودن و شدن وجود داره

    فقط یک جریان ثروت وجود داره

    به میزانی که با این جریان هم ارتعاش بشیم

    توی هر نعمتی که بخوایم

    خواننده عااااااشقانه میخواد که اون نعمت رو وارد زندگی ما کنه

    و اون از جایی که به عقل جن هم نمیتونه خطور کنه می‌تونه نعمت هارو وارد زندگیمون کنه فقط کافیه باهاش هم ارتعاش بشیم

    ثروته ؟ باید باهاش هم ارتعاش بشیم با احساسش کنیم باید حس لیاقت کنیم بابتش باید باور کنیم که هست بی نهایت هم هست

    سلامتیه ؟ باید باور کنیم که هست و اونوقت میبینیم که چطور به بی نهایت طریق سلامتیمون بر میگرده

    خونست؟ ماشینه ؟ یه عدد تو حساب بانکیته؟

    هنر من و شما باید فقط این باشه که از لحاظ فکری و ارتعاشی و باوری باهاش هم ارتعاش بشیم جوری که به احساس عمیق شادی و سپاسگذاری برسیم جوری که حس کنیم داریمش الان ، یک حس از جنس لیاقت

    به خدا قانون همینه

    ماییم که پامونو گذاشتیم رو ترمز

    من فکر کنم بزرگترین پاشنه آشیلم دقیقا در برابر ورود نعمت و ثروت همین باور معنویت ثروت و فراوانیه

    چون در مورد خودم و کارم احساس لیاقت میکنم

    و البته که باید بیشتر و بیشتر بشه .

    ولی میبینم که به محض اینکه روی این باور

    واااقعا و عمیقا و تعمقا کار میکنم

    جوری که متحول میشم

    همون روز یا نهایتا خیلی طول بکشه فرداش

    نشونه های ثروت و نعمت و برکت وارد زندگیم میشه

    تازه من فقط حساب بانکی رو گفتم

    کلییییی نعمت همین الان بی حساب بهم داده شده که اگر بخوام بنویسم الان یه لیست بلند بالا باید بنویسم

    چیزایی که اینقدر تو زندگیم زیاد شده که بعضی موقع ها دیگه عادی میدونمش و فکر نمیکنم یه اتفاق عجیب غریب برام افتاده .

    احترام آدم ها .

    عشق آدم ها

    غذا ها و برکات بی حسابی که تقریبا هر روز شامل حالم میشه

    راحت انجام شدن کارهام

    الهامات و ایده های بی نظیر خداوند در مورد هر موضوعی که بهش فکر میکنم

    آرامشم

    قدرتی که تو وجودم حس میکنم

    عزتی که دارم

    ایمانی که توی وجودم ساخته شده

    دستان خداوند

    سرپناه

    مادر

    برادر

    پدر

    خواهر

    همه ی اینا

    و خیلی بیشتر از اینا اطرافم هست که خیلی هاشون خیلی راحت وارد زندگیمون میشن

    اما این پول و ثروت واقعا چیزیه که خیلییییی باهاش مقاومت داریم

    و باید واقعا کمر همت رو ببندیم و خیلی روش کار کنیم

    ولی به خدا ارزشش رو داره

    ارزشش رو داره که همییییشه سرت بالا باشه

    ارزشش رو داره که هر کاری دوست داشتی بتونی انجام بدی

    هر ماشینی دوست داشتی همین حالا نقدر بری بخری

    هر وسیله ای هر ابزاری هر مواد اولیه ای به هر مقدار به هر میزان دلا خواست بری برای کارت بخری

    هر کلاسی که دوست داری همین الان ثبت نام کنی

    هر چیزی که احتیاج داری هر لباسی هر کفشی هرچیزی که بهش احتیاج داری

    اراده کنی ونقد مقدر بخری یا آنلاین سفارش بوی بیاد دم در خونت

    ارزشش رو داره که با ثروتت افراد مناسب رو استخدام کنی و بهترین حقوق رو بهشون بدی

    و بدون اینکه بخوای بالا سر کارت باشی اون عزیزان با عشق برات کار کنن

    تو هم پخش کننده ی روزی باشی برای خداوند

    و بتونی خودت تفریح بری با خانوادت باشی روی خودت بیشتر کار کنی روی ایده های جدیدت روی خلاقیت بیشتر روی دی ن دنیاهای بزرگتر

    ارزشش رو داره که عزیزانت هرچی حس کردی نیاز دارن همون موقع بدون فکر کردن براشون تهیه کنی و اون حس عمیق شادی و سپاسگذاری رو تجربه کنی

    ارزشش رو داره که بتونی پدرت رومادرت رو اساتیدی که توی زندگیت تاثیر مثبت داشتن رو

    مربیان آموزشت رو با یک هدیه ی فوق العاده خوشحال کنی و به رسم سپاسگذاری از خداوند و اونا بهشون تقدیم کنی

    این چقدرررررر حس خوبه آخه و تمامی احساس های خوب هم جهت هستن با خداوند و مورد رضایت و خوشنودی خداونده

    هرجا که ما حس عمیق شادی و سپاسگذاری بهمون دست میده یعنی داریم طبق باورها برنامه ها و خواسته های روح عمل میکنیم

    چقدر وقتی مشتری های بیشتر داریم احساس خوبی داریم

    از اینکه الهیییی شکر هم اینکه داریم خدمت بیشتری به مشتریان میکنیم هم اینکه ثروت بیشتری می‌سازیم و این حس خوب یعنی اینکه این تجربه ای هست که خداوند دوست داره داشته باشه و انجام بشه و خیلیییییی حس خوبیه

    چقدر حس خوبیه وقتی از یک جنسی خوشت میاد از هنر یک هنرمند خوشت میاد از صدای یک خواننده خوشا میاد از خدمات یه مجموعه خوشت میاد از آموزش یک مربی خوشت میاد و میتونی بری و با عششششق بهاشو پرداخت کنی و از خدمات و ارزشی که دارن برات ایجاد میکنن استفاده کنی و این چقدررررر اتفاق توی این جریان نیفته چقدر انرژی مثبت و حس خوب ردو بدل میشه

    وقتی که تو با عشق بهای چیزی رو به طرف مقابل پرداخت می‌کنی حتی این توانایی رو داری که خیلی بیشتر از بهایی که خودش تعیین کرده بهش بدی و چه عشششششقی داره این چه حسیه

    این دقیقا خداونده

    اینها اصل و اساس جهان هستی هستن

    با عشق پرداخت کنی با عشق دریافت کنی با عشق ببخشی با عشق خوشحال کنی با عشق خوشحال بشیم و

    شب ها بیای و زانو بزنی و فقط اسم بریزی از این همه خس خوبی که همه و همه در راستای این نعمت بزرگ خداوند که الان توی زمونه ی الان تبدیل شده به کاغذ یا یک عدد توی حساب بانکی یا یک کارت ،

    اما تموم اینها همون نعمات خداوند و برکات خداونده که پس از طی کردن تکامل تبدیل شده به این اشیاء آسون و راحت و باحال

    آخه چقدر این دنیا باحال و فوق العادست

    چقدر پول خوووووووووبه چقدر عالیه چقدر الهیه

    پول مقدسه واقعا

    پول برکته از طرف خداوند

    پول نتیجه ی ارزشی هست که برای مخلوقات خداوند ایجاد کردی

    پول برکته پول شادیه پول احساس معنویه پول …

    حس میکنم دارم باهاش رفیق میشم دارم عاشقش میشم دوست دارم کلییییی بهش احترام بگذارم

    دوست دارم ببوسمش دوست دارم نو مرتب ترو تمیز تو دستانم احساسش کنم دوست دارم اون بوی نو بودن و تمیز بودنش رو همیشه حس کنم

    خدایا سپاسگذارم که هدایتم کردی

    وگرنه من هم اسیر شیطان بودم

    و به تو پناه میبرم از سر شیطان رانده شده

    الهیییییی شکر صدای بارون رو هم دارم از دریچه ی کولر می‌شنوم الهییی شکر اینم رزق بی حساب امروزمون در اصفهان زیبا

    خدایا شکرت

    دیروز زبونم قاصر بود از تعریف زیبایی ها و هوای خوب و برگهای پاییزی و ماه بسیار زیبایی که توی آسمون می‌درخشید

    خدایا شکرت الانم که صدای بارون

    چه روز پر برکتی باشه امروز خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم بابت همه ی نعمت هات

    تشکر از مرد خدا ،

    تشکر از مریم بانو

    تشکر از دوستان الهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      سمیرا گفته:
      مدت عضویت: 1086 روز

      به نام خداوند نور

      سلام علی آقا. خواستم بگم که چقدر عالی می نویسید.

      یک هفته ای هست که هدایت شدم به کامنتهای شما و لذت می برم از خوندنشون. یعنی در کامنتهای جلسه یک قدم دو که همینجور میخونم و کیف میکنم .

      تبریک میگم که انقدر عالی دارید روی خودتون کار میکنید و ممنون که با ما به اشتراک می گذارید. مخصوصا این باورهای ثروت. دقیقااا قرار گرفتن در مدار آسانی ها، رزق های بی حساب که هر روز وارد زندگی میشه، سلامتی، و هزار و یک چیز دیگه رو هم من دارم و مسیر درست رو می دونم پیدا کردم.

      باورهای ثروت ساز مشکل اکثرمون هست و شما وقتی هر روز ادراک خودتون رو انقدر دقیق و با جزئیات توصیف می کنید آدم می تونه تصور کنه.

      براتون از خداوند متعال آرزوی بهترین ها رو دارم.

      قطعا با همین فرمون پیش برید خبرهای عالی از شما خواهیم شنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 924 روز

      سلام ب دوست عزیزم

      نمیدونم منو بیاد دارید یا خیر

      دو بار برای،من کامنت نوشته بودید

      درمورد تجسم کارگاه

      .نمیدونم حسم گف برای شما بنویسم

      اولا این کامنت شما مثل دیگر کامنتهای،شما پراز محتوا احساس،خوب و عالی بود برای،من

      و خاستم خبر خوب شروع کار در کارگاهم رو ب شما بگم

      حسم گف این خبر رو برای شما بنویسم

      من وسایل کارگاهم رو تهیه کردم و مکانی برای کارگاهم ایجاد شد

      و هنرجو

      مشتری

      همه رو خدا برایم جور کرد و طی همین دوسه روز اخیر خاسته ام محقق شده

      تقریبا شما 2 ماه پیش برای من کامنت گذاشتید و الان خاسته من محقق شده فکر نمیکردم توی این مکان باشه توی این زمان باشه فکرشو نمیکردم پولش ازین طرق بیات این هنرجو از فلان طریق بیات و تمام اتفاقات دست ب دست هم داد تا بشکلی کاملا بدیهی رخ دهد ..

      برای شما آرزوی،موفقیت و ثروتی روز افزون دارم خیلی خیلی ب کامنتهای شما ک میرسم حس خوبی میگیرم و عکس شما رو ک میبینم انگار تصویر برادری بزرگتر و صمیمی و کسی که میتونم ازش چیز یاد بگیرم رو میبینم

      سالم و شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        علی میرفخررجایی گفته:
        مدت عضویت: 1768 روز

        به نام خداوندی که بین من و شماست

        سلام فاطمه خانوم عزیز

        امیدوارم عالی باشید و هستید انشاالله

        الهیییی شکر چقدر خوشحال شدم

        همش دو ماه

        ایول

        خدارو شکر

        مطمئن هستم استاد عزیزم هم از این خبری که شما برای ارسال کردید خوشحال شدن

        واقعا خدارو شکر

        ایول کارگاه خودتون

        مشتری های خودتون

        هنرجو های خودتون

        الهی شکر

        واقعا ما لایق بهترین ها هستیم فاطمه خانم

        باید بتونیم این لیاقتو تو خودمون ببینیم و احساسش کنیم

        بی غید شرط

        احساس لیاقتی که خودشو لایق بهترین ها می‌دونه

        خودشو لایق بهترین مشتری ها می‌دونه

        خودشو لایق بهترین فضا برای کار

        لایق بهترین خدمات برای بهترین مشتری ها

        لایق آموزش دادن به هنرجوهای که برای هنر ما ارزش قائل هستن برای خودشون ارزش قائل هستن و با عشق و کمال میل حاضرن بهای یادگیری و خواسته هاشونو پرداخت کنن

        ما باید به این آگاهی و البته درک برسیم که چقدر ما لایق و ارزشمندیم

        بی غید و شرط

        می‌دونم خیلیییی سخته این چیزایی که از بچگی درمورد دین خدا مذهب کردن تو مغذ ما

        تغییرش بدیم

        اما به خدا همش چرتو پرت بوده

        همش

        ما با خدایی طرف هستیم

        که مثل آدم ها مارو قضاوت نمیکنه

        مثل آدم ها از ما چیزی نمی‌خواد تا یه چیزی به ما بده

        مثل آدم‌ها ننشسته تا یه کار اشتباهی انجام بدیم مارو با قهر کردنو نادیده گرفتن و غیره

        تنبیه کنه

        میدونید شاید چیزایی که دارن میگم دور باشه از فضای کسب و کار

        اما دقیقا همین ها هستن همین احساس بی ارزشی دادن ها به ما هستن

        همین تعریف های اشتباه از خداوند از ما انسانها هستن

        که

        خودشو در تمام جنبه های زندگیمون نشون میده

        و من شما و امثال مثل شما و البته خودم رو تحسین میکنم

        تحسین میکنم

        که در درجه اول داریم سعی میکنیم خودمونو از این زنجیر باورهای محدود کننده و بی لیاقتی که به ما داده شده رها کنیم

        و مثل یک پرنده که شوق پرواز داره

        پر بکشیم و بریم به سمت ابراز وجود

        بریم به سمت خلق چیز هایی که دلمون میخواد تجربه کنیم

        هر روز به خودمون بگیم

        خداوند بخشنده و بخشایشگر

        یک فرصت زندگی به ما داده

        که خودشو در غالب ما و این جسم مادی تجربه کنه

        یعنی ما در درجه اول خودشیم

        ولی

        این خودش

        آزادی انتخاب داره

        آزاده که در این جهان دو قطبی

        فقیر. باشه یا ثروتمند

        آزاده که عزت مندانه زندگی کنه یا حقیرانه

        آزاده که زندگیشو با توجه به نظر و دیدگاه و علاقه ی دیگران زندگی کنه یا به سبک شخصی خودش

        آزاده که تسلیم ترس ها و توهماتی باشه که شیطان ذهن براش ایجاد میکنه یا تسلیم تنها فرمانروای کیهان باشه و با قدرت به سمت خواسته های روحش حرکت کنه

        آزاده که عشق رو زندگی کنه یا ترس رو

        فاطمه خانوم خیلی از خبر شما خوشحال شدم

        و البته نشانه ای بود برای من برای تحقق خواسته های خودم

        من که در تلاشم تسلیم و سر سپرده ی هدایت ها و نشانه ها باشم

        و اینکه خودمو در مسیر توحید و یکتا پرستی به یاری آفریدگارم حفظ کنم

        انشاالله بتونیم این زندگی رو عزت مندانه زندگی و‌تجربه کنیم

        و سرمون فقط جلوی پروردگارمون بالا باشه و خدا بهمون افتخار کنه و اون راضی باشه ازمون

        خدارو شکر میکنم

        باز هم بهتون تبریک میگم

        انگیزه هایی در این مسیر برای خودتون بسازید که هیچ چیزی جلودار راهتون نتونه بشه

        چرایی خودتون و کسب و کارتون رو پیدا کنید و برای خودتون شفاف کنید

        دلایل محکمی که می‌تونه شمارو حتی بعد از بزرگترین موفقیت های مالیتون به سمت جلو و ادامه دادن حرکت بده

        برسید به یک احساس ماموریت و رسالت در این حرفه

        مأموریتی که خداوند فقط از شما انتظار داره که انجامش بدید و توانایی و استعداد و علاقه و مهارتشو فقط به شما و در قلب شما گذاشته

        و حداقل در این بخش زندگی و این کسب و کار باید این ماموریت رو به نحو احسنت انجام بدید

        تا هم خودتون به حس رضایت برسید هم خداوند

        بازهم تبریک میگم

        و خیلی خیلی از پیام شما خوشحال شدم

        انشاالله به زودی اسمتونو به عنوان الگو بشنویم

        و حتما کسی که فرمون زندگی و کسب و کارشو سپرده باشه دست خدا

        لاجرم این اتفاق خواهد افتاد

        خدا خودش سردسته ی همه‌ی اساتید موفقیته

        چون موفق شده موجود خفنی مثل ما بیافرینه

        موفق شده جهانی به این زیبایی خلق کنه

        و همه ی تحسین ها و آفرین ها و تشویق ها و ستایش ها مخصوص خودشه

        فاطمه خانوم در پناه خداوند شادو پیروز باشید

        بازهم انشاالله از خبر های خوبتون بشنوم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          فاطمه هلالی گفته:
          مدت عضویت: 924 روز

          سلام ب دوست عزیزم

          دوست توحیدی

          همکلاسی در کلاس توحید

          برسید به یک احساس ماموریت و رسالت در این حرفه

          مأموریتی که خداوند فقط از شما انتظار داره که انجامش بدید و توانایی و استعداد و علاقه و مهارتشو فقط به شما و در قلب شما گذاشته

          و حداقل در این بخش زندگی و این کسب و کار باید این ماموریت رو به نحو احسنت انجام بدید

          تا هم خودتون به حس رضایت برسید هم خداوند

          سری اول کامنت شما بسیار من را خوشحال کرد و اشک تو چشمام جمع شد باجملات توحیدی ک من کپی کردم از رو کامنت شما

          این بار دوباره حسم گف بخونم و

          موتور من را روشن کرد

          ک قراره سدها شکسته بشه

          محدودیت ها از بین بره

          ب شغل خودم بعنوان کاری مقدس نگاه کنم

          خدای من چ باوری بهتراز این !!!

          سپاسگذارم باز هم مثل همیشه درسی به من دادی و برم جلوتر جلوتر و جلوتر و اراده ای محکم در وجود من ایجاد کنه

          برای شما آرزوی قلبی پراز حس خدایی

          زندگی پراز عشق و آرامش و ثروتی روز افزون دارم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    Ali.akhoondy گفته:
    مدت عضویت: 116 روز

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    سلام خدمت خانواده عباسمنش

    من با دیدن این فایل یادم اومد که یه معلمی داشتیم که در تقریبا سوم دبستان بهمون گفته بود که نمیدونم کدوم امام رو گفت ولی خوب یادمه که اون امام بخاطر گرسنگی و فقر و یه سنگ بزرگی رو به شکمش بسته که جلوی گرسنگی خودشو بگیره و رگهای بدنش از روی پوستش دیده میشد و من هم باور کرده بودم و احساس گناه داشتم در مورد ثروتمند شدن والان در حین دیدن این فایل از جلو چشمم رد شد و این ترمزو شناسایی کردم و روش کار میکنم بنظرم برا شناسایی ترمزا این فایلها به شددت کمکمون میکنن. من چند وقته رو باور ثروت معنویه دارم کار میکنم.

    خدارو سپاسگذارم که منو هدایت کرد به این فایل

    با کمال تشکر از استاد عباسمنش و خانواده صمیمی عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    بنام خدا

    من در قسمت دوم این فایل حرف دارم

    خدایا به من ثروت بده به مادرم کمک کنم ، به پدرم ببخشم،

    اره این دقیقا تو‌ ناخوداگاه من هست خیلی وقتها موقع دعا این جمله به زبونم اومده ریشه این باور هم معلومه از اطرافیان و از فیلمها بخصوص گرفتم یادمه یه دوستی داشتم تو دوره لیسانس راه میرفتیم ساعتها به هم میگفتیم بابا پول مهم نیس که ارامش مهمه، ادم پول هم نداشته باشه سلامتی باشه و بی نهایت از این چرندیات

    من ادم مذهبی نبودم از اول تو‌قسمت اول فایل بهترم فکر نمیکنم که خدا و پول یه جا جمع نمیشن ولی تو قسمت دوم یعنی لیاقت خودم برای ثروت مشکل دارم باید روش کار کنم

    و چه منطق های عالی گفتن استاد که ثروت مثل ذره بینه فقط خصوصیات مارو چه منفی چه مثبت نشون میده یا اینکه ثروت و انسان توحیدی بودن و شرک نورزیدن کاملا به هم وابسته هستن من واقعا زمانی میتونم شرک‌نورزم که ثروتمند باشم اویزون بنده خدا نباشم و باج ندم یا منطق های واضحی که تو مناطق فقیر نشین هممون دیدیم افراد فقیر دروغ میگن درزدی میکنن مشرک میشن و هزار تا چیز دیگه

    منطق دیگه که برام جالب بود توجیه افراد مذهبی که من تو یکی از اطرافیانم دیدم که برای ثروت تلاش کردن ولی چون نرسیدن باید یه جوری خودشونو اروم میکردن و اومدن گفتن ثروت پیفه

    این اشنای ما هر جا میشینه در مزمت ثروتمندان میگه مثالشم داداش منه جالبه حتی من چند بار دیدم به داداشم تیکه انداخته چون داداشم وضعش خوبه بابام چند بار گفته پول تو‌رو کور کرده پول خرابت کرده بنده پول شدی یا مثلا خیلی وقتها میگه تو انقد درامد داری مطمینی از راه حلال در میاری

    یا قدیما زیاد میشنیدم میگفتن من با کارگری و دست زخمی پول در اوردم اون ثروتمنده با خون مردم و حروم خوری

    بالاخره تو ذهن منم پر شده از اینا

    ولی انصافا تو این چند ساله که با استاد اشنا شدم در مورد ثروتمندان با منطق تونستم خوب فکر میکنم چون کاملا منطقیه ثروتمندان به مراتب شانس کمتری دارن برای انجام کار اشتباه و واقعا هم من دیدم ثروتمندان بخشنده تر مهربونتر. ارومتر و خداشناستر بودن

    یه چیزی که باید اصافه کنم ثروت رو با توحیدی بودن ربط بدم فکر کنم برا من جواب میده

    خدایا کمکم کنم ریشه این باور خرابو بخشکونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1221 روز

    سلام عزیزان

    من خیلی وقته تلاش می‌کنم وضعیت مالی‌ام بهتر بشه

    دوره‌های آموزشی هم تا حدودی گوش دادم کلاس‌های موفقیت یکی از اساتید که در ایران تدریس می‌کند هم دنبال کردم و تا حد زیادی تمریناتی که گفتن و انجام دادم،  اما تنها موردی که هرگز نتوانستم موفقیتی بدست بیارم همین وضعیت مالی بود.

    از سال 96استاد عباس منش را می‌شناسم و گهگاهی صحبت ‌هایش را می‌شنیدم، اما در یک نقطه‌ی از صحبت‌های استاد به یک تضادی برمی‌خوردم که فک می‌کنم بخاطر عدم درک درست از صحبت استاد باعث می‌شد دیگه به گوش دادن ادامه ندم.  چند وقتیه دوباره صحبت‌های استاد عباس منش را گوش میدم فایل های رایگان را دانلود می‌کنم و هر روز بارها و بارها آنها را گوش میدم و خیلی خیلی برایم لذت بخشه و میتوانم بخوبی صحبت‌های استاد را درک کنم.

    امروز این فایل استاد را چندین بار گوش دادم، با وجود که فکر می‌کردم اصلا من باور محدود کننده در مورد ثروت ندارم، با شنیدن صحبت های استاد عباسمنش متوجه شدم که باورهای محدود کننده زیادی درباره ثروت دارم که چندتای آنها را اینجا اوردم.

    1- از اینکه من ثروتمند باشم و دیگران گرسنه بخوابند همواره احساس گناه می‌کردم.

    2- از اینکه یک عده از بهترین ثروت‌ها در جهان برخوردار باشد و یک تعداد فقیر و مستمند، فک میکردم حق فقرا و ندارها تلف شده.

    3- فک میکردم جامعه خوب یعنی جامعه‌ای که همه افراد جامعه از توانایی مالی یکسانی برخوردار باشد.

    4- فک می‌کردم ثروت جهان به مثابه یک  کیگ است که باید همه از آن به اندازه یکسان بردارد و اگر کسانی کمتر یا بیشتر ثروت دارد به این معنی‌ست که حق تلفی در این بین صورت گرفته.

    5- این یکی دیگه از مهم‌ترین دعاهای بود که من داشتم:  خدایا به من کمک کن و ثروت بدی که به دیگران کمک کنم،  به عزیزان ونیازمندان کمک کنم،  به جامعه ام کمک کنم.

    حتی خیلی وقتا خودم را مسئول خوشبخت کردن دیگران میدانستم.

    امیدوارم اینبار با گوش دادن و عمل کردن به این آموزه های ملکوتی در مسیر هدایت الهی قرار گیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      علی میرفخررجایی گفته:
      مدت عضویت: 1768 روز

      سلام به آقا کاظم عزیز

      درود بر شما

      امیدوارم که حالتون عالی باشه و انشالله در این مسیر ثابت قدم بمونید تا نتیجتون بزرگت بشه

      من در مقابل باورهای محدود کننده ای که نوشتید دوست داشتم دلیل و منطق و باور صحیح مقابلشون رو برای خودم تکرار کنم که این باور های اشتباه که توی ذهن من هم هست کمرنگ تر و اون باورهای قوی توی ذهنم فدراسیون بیشتر بشه

      تا مقاومت های کمتری در مقابل دریافت نعمت های خداوند و استفاده از اونها داشته باشم :

      دربرابر باور اولی که گفتید که اگر من ثروتمند شوم و دیگران گرسنه بخوابند همواره احساس گناه میکنم

      چون من هم دقیقا به خاطر همین باور چند سال پیش نعمتی که به خاطر باورهای خوب و توحیدی ام وارد زندگیم شده بود تقریبا از دست دادم

      اولا برای این باور من یاد گرفتم که این جهان دقیقا مثل یک رستوران سلف سرویس میمونه و هر کس می‌تونه پاشه و بره به هر مقداری که بخواد بخوره

      اینم به خاطر اصل و اساس جهان هستیه

      که هر فردی داره با افکار و باورها و کانون توجهش و ورودی های ذهنش زندگیشو رقم میزنه

      و منطق قرآنیش هم

      خداوند بارها در قرآن فرموده که هرچی به شما میرسه به واسطه ی آنچیزی هست که از قبل فرستادید

      بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم بما کانو تعملون

      و خود من و بچه های سایت با تمریناتی که استاد در دوره ی دوازده قدم دادند باور کردیم که بله این قانون صد درصد درسته خودمون هستیم که داریم زندگیمونو خلق میکنیم

      و ما به اندازه ی پشیزی قدرت تغییر زندگی دیگران رو نداریم و در عوض صد در صد قدرت تغییر زندگی خودمونو داریم

      بازهم به همین دلیل قانون جهان

      ما خدای دیگران نیستیم

      دیگران خودشون خدا دارن و میتونن داشت و از خداوند درخواست کنن و خداوند هم نعمت هاش داره به همه میرسه

      کافیه ما درارو باز نگه داریم

      و اگر هم ما به کسی می‌بخشیم و یا دوست داریم ببخشیم یا اگر خداوند فرموده که ببخشید از آنچه که به شما داده شده ،

      نه به خاطر اینکه خداخودش نمیتونه به دیگران ببخشه

      بلکه این برای اینه که ما ظرفمون بزرگتر بشه

      تقوامون کنترل ذهنمون بیشتر بشه

      وقتی می‌بخشیم ما هستیم که داریم احساس خوب و فراوانی رو تجربه میکنیم

      که البته این هم بستگی داره که ما با چه نیتی داریم می‌بخشیم

      اگر از سر دلسوزی یا کمک به افراد این کارو انجام میدیم با این نیت که بتونیم بهشون کمک کنیم یا زندگیشون تغییر بدیم

      همون دیدیم که در این موارد نه تنها اون افراد تغییری نکردن بلکه از ما متوقع تر هم شدن و بعضاً. بلا هم سرمون اومده

      اما اگر با نیت و باور فراوانی ببخشیم با نیت کمک به خودمون می‌بخشیم با نیت اینکه به احساس شادی و سپاسگذاری درونی برسیم و برای حال خوب خودمون این کارو انجام بدیم

      داریم به خودمون کمک میکنیم و داریم ظرف خودمونو بزرگ تر میکنیم

      ومافقط با ثروتمند تر شدنمون با موفق تر شدنمون با بهتر زیست کردنمون میتونیم برای دیگران الگو بشیم و نشون دهنده ی فضل خداوند بشیم و ممکنه افرادی هم که تو مدارس باشن مارو ببینن و از ما انگیزه و الگو بگیرن و اونا هم هدایت بشن به سمت ثروت و نعمت و برکت بیشتر

      همون‌طور که ما تو زندگیمون هر کجا تونستیم چیزی رو به دست بیاریم یا موفقیتی کسب کنیم احتمالا یک یا چندین الگو دیدیم که تونستن اون کارو انجام بدن ما هم انگیزه گرفتیم که بریم اون کارو انجام بدیم و موفق بشیم

      پس کل تمرکز رو باید بگذاریم روی خودمون و روی فرکانس هامون و روی کانون توجهمون

      روی اهداف و خواسته هامون

      و سعی کنیم از این فرصتی که خداوند به ما داده نهایت استفاده و لذت رو ببریم

      و نخوایم برای بقیه خدایی کنیم

      اونا خودشون خدا دارن

      و ما به اندازه ی پشیزی نمی‌تونیم تو زندگی کسی تاثیر بگذاریم تا وقتی خودشون نخوان

      و فقط سعی میکنم خودمون الگو بشیم و از مازاد آنچه که بدست می‌آوریم و خداوند به ما عطا می‌کنه برای تقویت باور فراوانی و عمل به دستور خداوند که همین دستور هم برای گسترش ظرفمون هست ،و احساس خوب و سپاسگذاری که بعد کمک به دیگران به خصوص خانواده و نزدیکان به دست میاریم

      ببخشیم

      چون بخشیدن برای خودمون لذت داره و به ما کمک می‌کنه

      برای بقیه بستگی داره به باورهای خودشون

      ،

      برای باور دومی که گفتید

      این هم باز دقیقا همون تعاریف بالا شامل حالشون میشه

      بعدشم ما تو دنیای دوقطبی زندگی میکنیم

      یعنی طبیعت جهان مادی اینه که هم بالا باشه هم پایین

      چون تا وقتی بالایی وجود نداشته باشه پایینی معنا پیدا نمیکنه

      یا تا وقتی ما میدونیم فقط چیه

      نمی‌تونیم بفهمیم ثروت چیه و بلعکس

      ما در دنیای پر از تضاد هستیم

      که تضاده ها هم میان برای رشد و پیشرفت

      حالا اگر کسی از این فرصت استفاده نمیکنه

      یا نمی‌خواد از نعمت های خداوند استفاده کنه

      این به ما مربوط نیست

      اونا هروقت خودشون بخوان میتونن پاشن و برن هرچقدر خواستن غذا بکشم بخورن

      اون کیکی هم که گفتین

      طبق باور فراوانی

      که جهان همواره و با سرعت بسیار زیادی در حال گسترشه

      این کیکه هر روز در حال گسترشه

      هر روز داره بزرگتر میشه

      اتفاقا هرچی بیشتر از این کیک استفاده بشه ، کیک بزرگو بزرگتر میشه

      و ببیییس از نیاز همه هست

      ،

      برای باور بعدی هم

      باز هم طبق قانون جهان

      جهان جهان دوقطبی هست

      تضاد هست

      این ما هستیم که انتخاب میکنیم که چی رو می‌خوایم

      و وقتی فهمیدیم و انتخاب کردیم که وی رومیخوایم میتونیم با توجه کردن به اون سمت و ارسال فرکانس صحیح هدایت بشیم به تجربه ی همون جنس از توجه

      چون این ما هستیم که میتونیم زندگیمونو اونجوری که دوست داریم خلق کنیم و رقم بزنیم

      در مورد باور پنجمی هم که گفتیم

      اینو هم من خودم زمانی داشتم

      و اون از احساس بی ارزشی و بی لیاقتی میاد

      و به خاطر اینکه ما ثروت رو در لایه های زیرین باور هامون به خاطر ورودی های ذهنمون یه چیز خیلی خیلی بد میدونیم و مخالف با خوبی خداوند انسانیت سعادت میدونیم

      و به خاطر همین هم چون هم ثروت رو می‌خوایم هم می‌خوایم هم خداوند از ما راضی باشه

      یه جورایی می‌خواستیم با این درخواست هم ثروتو داشته باشیم هم اون آلودگیشو با اینکه من به دیگران می‌بخشم پاک کنیم

      جدی چقدر این باور خنده داره

      انگار مثلا خدا خودش نمیتونه به بقیه بده

      و

      ما اگر به الگو ها در جهان توجه کنیم

      که افراد مختلف در مشاغل مختلف در سطوح مختلف در مکان های مختلف با شرایط تحصیلی مختلف و کلی عوامل بیرونی دیگه

      آروم آروم در مورد ثروت و توانایی ها و علاقمون احساس لیاقت میکنیم و هدایت میشیم تا از اونها ثروت خلق کنیم و به سعادت هم در این دنیا وهم در آخرت برسیم

      آقا کاظم خیلی ممنونم بابت کامنتتون که باعث شدید من بنویسم و به باورهای قدرتمند کننده توجه کنم

      الهی شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2857 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    تمرین جلسه رابطه ثروت با خداوند

    در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

    چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار گرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:

    «ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!!!

    همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

    توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

    الف)

    چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟

    الان که داشتم جلسه سوم دوره کشف قوانین زندگی را مرور می‌کردم یادم اومد که در سنین نوجوانی یا اوایل دوران راهنمایی بودم که به خاطر شنیدن یک قضیه ای یا باور کردن یک چیزی که به من گفتن تو مدرسه یا دیدم یا درک کرده بودم که تو مدرسه بود فکر کنم و از معلمی شنیدم به نظرم ،نمی‌دونم چی بود ولی قشنگ یادم میاد که انگار یک باوری رو و فکری رو و واقعیتی رو خود خدا (شیطان ذهنم بود در لباس خدا)اومد به من گفت و من اون رو به ناخودآگاه خودم فرستادم و درش رو بستم محکم که دیگه هیچ چیزی خلا ف اون وارد ذهن من نشه انگار اون حرفه یا فکره یا باوره برام فصل الخطاب یا تمام شدن حجت حساب شد و هر چی شک و شبه در مورد بد بودن ثروت و ثروتمند شدن تو ذهنم بود تا اون موقع متاسفانه به یقین تبدیل شد و دیگه تصمیم گرفتم به هیچ عنوان خیلی ثروتمند نشم و از خدا خواستم که خیلی ثروتمند نشم و گفتم خدایا هیچ وقت به من خیلی ثروت نده و خواستم در حد داشتن یک زندگی معمولی در حد یک خونه و یک ماشین داشتن به زندگی ادامه بدم( که البته دیدم همون هم نشد و الان فقط یک خونه دارم که داشتم از دست میدادمش , همون‌طور که استاد گفتند با این باور به همون خونه و ماشین هم نمی رسی چون اساسش بر پایه کمبود هست و همون هم نمی تونی داشته باشی با این باور) و حتی اینجا رو هم یادم هست که با یکی از دوستانم که از جمله ثروتمندان ته کلاس نشین بود داشتیم در مورد ثروت و پول صحبت می‌کردیم که من بهش گفتم من هیچ وقت دوست ندارم ثروتمند باشم و دلم نمی‌خواد ثروتمند بشم و اون با تعجب و با یه حالت بهت زده و متعجب شده ای،از من پرسید چرا ،ولی یادم نیست چه جوابی بهش دادم و در ضمن یادم نمیاد اون چی بود که گذاشتمش توی صندوقچه ناخودآگاه ذهنم و درش رو برای همیشه پلمپ کردم توی حافظه ام ولی احتمال میدم همین باوری بود که می گفت خدا به ثروتمندا ثروت میده که اون دنیا حسابشون را برسه یا اون دنیا باید حساب تک تک پولهاشون را بدن که کجا خرجش کردند و آیا در راه خدا بوده یا نه و اینکه هرچه مال و ثروت بیشتری داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت خیلی طول می‌کشه و خیلی باید جواب پس بدی حالا تو چطوری می‌تونی وقتی خیلی ثروتمند باشی و خیلی مال و دارایی داشته باشی کنترلشون کنی و بالاخره حساب و کتاب از دستت در میره و ممکنه ندونی که این همه مال و ثروت را چیکار کردی و نتونی جواب خداوند رو بدی و اون وقت خودتو بدبخت می‌کنی،اون وقت می‌خوای چیکار کنی پس برای همین بده که خیلی خیلی ثروتمند باشی و هرچه کمتر مال و دار ایی داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت راحت‌تره!!!!

    هرچه می‌گذره و باورهای عمیق و ناخودآگاهم که از کودکی دریافتشون کردم را درک می‌کنم و متوجهشون میشم یشتر می‌فهمم که شکل گیری همه این باورهای نامناسب در ذهن ادمها، فقط و فقط به علت درک نادرست انسان‌ها از خداوند و قوانین جهان هستی بوده،اون‌ها درست خداوند را نشناخته بودند و قوانین جهان هستی را درک نکرده بودند نمی‌دونستند که فقط باورهاشون هست که داره زندگیشون رو خلق می‌کنه و بی‌نهایت کج فهمی در ذهن افراد مذهبی و به اصطلاح نزدیک به مذهب نسبت به آیات قرآن و ترجمه حقیقی آیات آن و قوانین خداوند وجود داشته و نتونستند خودشون و خداوند رو درک کنند و اومدن ماهیت انسانی به خدا دادند و اون رو یک انسان قوی‌تر و بزرگتر ومهربان‌تر و دلسوزتر در نظر گرفتند،از طرفی هم هرچه تلاش کردند نتونستند ثروتمند بشن چون نتونستند ریشه همه ناکامی‌هاشون رو بشناسند بنابراین این ضعف ونا توانایی شون در پول ساختن و ثروتمند شدنشون رو به گردن خدا انداختند و و نتونستند علت واقعی را بفهمند و درک کنند و اون رو تغییر بدند تا موفق بشند و اومدند گفتند حتماً خدا نمی‌خواد که ما ثروتمند بشیم،یعنی ذهن نمی‌تونه در حالت ناکامی به زندگی ادامه بده حتماً باید بهانه‌ای برای نرسیدن به خواسته‌هاش و برای توجیه خودش بتراشه حتی شده علت ناکامی‌هاش را بیندازه گردن خداوند

    خداوندا ازت می‌خوام هدایتم کنی که اون باورهای پنهان شده در لایه‌های بسیار بسیار زیرین و عمیق ناخودآگاهم در مورد بدی ثروت و خوب نبودن ثروت و تضاد وحشتناکی که در مورد خوب بودن و با خدا بودن با ثروتمند بودن تو ذهنم هست را پیداشون کنم و آگاه بشم بهشون ،چون اون موقع یک کودک بودم و براساس ذهن بچگی خودم بدون هیچ تحلیلی در مورد درست بودن یا نادرست بودن اون افکار پذیرفتمشون و فرو بردم تو ناخودآگاهم و نمی دونستم که می تونم در موردشون بیشتر فکر کنم که آیا حقیقت دارند یا نه؟ نمی دونستم که می تونم درستی یا نادرستی اون حرفها را چک کنم و بررسی کنم و بعد قبولشون کنم،،نمی تونستم تحلیلشون کنم چون ذهن تحلیلی قوی ای اون موقع نداشتم و تو آگاهی به من و به باورهای من و می‌دونم که بهم میگی و هدایتم می‌کنی تا بتونم پیداشون کنم و از اول درستی یا نادرست بودنشون رو تحلیل کنم و بتونم با منطق بپذیرم که آیا درستند و حقیقت دارند ؟ یا نه، اشتباه بوده و حقیقت ندارن

    ولی در کل می‌دونم که باورهای نامناسبی در مورد ثروت و پول در ذهنم دارم و همیشه از بچگی بارها و بارها شنیدم که

    پول چرک کف دسته!!!،پول کثیفه و همیشه بعد از شمردن پول‌های کاغذی یا دست زدن به پول پدرم ما را مجبور می‌کرد که حتماً دستان خود را بشوییم و این باور را داشت و به ما هم منتقل کرد که پول توی دست همه بوده و کثیف‌ترین چیز دنیا هست و حتماً اگر بهش دست زدی باید دستانت را بشوی در حدی که احساس می‌کردی پول نجسه،اینقدر پول را کثیف می دونست

    و همیشه از صبح تا شب از مادرم و دیگر اعضای خانواده می‌شنیدم که پول کمه و پول نیست و اگر بخوای یه لقمه نون در بیاری باید پدرت در بیاد و می‌دیدم که چگونه پدر و مادرم صبح و شبشون رو به هم دوخته بودن تا پول به دست بیارن و هرچه تلاش می‌کردند به جایی نمی‌رسیدن انها سخت کار می‌کردند و هر کسی که در اطراف من و فامیل من بود می‌شناختم هم همینطور بود ولی به هیچ جا نمی‌رسیدند و اعتقاد داشتند که نون حلال کمه و پول حلال به سختی به دست میاد ،یعنی هم باور کمبود داشتند و هم باور بد بودن پول و هم باور سخت بودن به دست آوردن پول

    و بعد از اون هم که کمی بزرگتر شدیم فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی و انیمیشن‌ها و فیلم‌های کارتونی و کتاب‌ها معلم‌ها و مذهبی‌ها و تمام کسانی که می‌شناختیم و یا در اطراف ما بودند و صحبت‌های آنها را می‌شنیدیم ذهن ما را با باورهای متضاد با ثروت و بد بودن پول و ثروت و بد بودن همه ثروتمندان و دشمنی سرسخت خداوند با ثروتمندان که از نظر اونها همیشه خداوند با ثروتمندان دشمنی داشت،بمباران کردند یعنی ذهن من مثل خیلی از همسالان مذهبی خودم در آن زمان با باورهای ضد ثروت و بد بودن پول و باورهای کمبود بمباران شده است هر کتابی که می‌خوندیم هر فیلم یا سریالی که می‌دیدیم هر کدام از معلم‌هامون که در این مورد باهامون صحبت می‌کردند ،در تمام احادیثی که از امامان و پیامبر نقل می‌کردند برامون و تمام معانی که از قرآن و ترجمه‌های قرآنی به ما می‌گفتند و می‌دیدیم ،هر تصویر یا فیلمی یا عبارتی یا کتابی که در مورد آدم خوب و مومن و با خدا بودن به ما نشان می‌دادند یا می‌دیدیم این پیغام را به صورت تصویری و شنیداری و تجسم و ذهنی به ما می‌داد که ثروت و پول بده و آدم را از خدا دور می‌کنه و خدا با ثروتمندان دشمن هست و ثروتمندا آدمای کثیفی هستند و آدمای ظالمی هستند آدمایی هستند که جهنمی هستند و آدمایی هستند که خدا بهشون ثروت داده تا یه موقع صورتشون رو بالا نکنند و نخوان بگن یا خدا ،چون که خدا نمی‌خواد صورت کثیفشون را ببینه،و همیشه به ما می‌گفتند هر چقدر بیشتر ثروت داشته باشی اون دنیا باید حساب و کتاب همه مال و اموالت رو پس بدی و باید جواب تک تک پول ها و ثروت‌هایی که داشتی ،تک تک سکه‌هایی که به دست آوردی را پس بدی و بگی کجا خرجشون کردی و چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی،اگر در راه خدا خرج نکرده باشی که دیگه حسابت پس معرکه است واون دنیا تمام اون سکه‌هایی که به دست آوردی رو داغ می‌کنند و صورتت را با اون‌ها داغ می کنندو آتیشت می‌زنند،چون که این همه ثروت به دست آوردی ولی نمی‌تونی بگی چیکارشون کردی (درست مثل مامان باباها که وقتی یه پولی رو بهت می‌دادن که بری یه چیزی رو بخری باید حساب تک تک چیزهایی که خریدی و پولی که داشتی رو بدونی و بتونی جواب پس بدی) حتی یک شعری رو از بهلول (که به ما می گفتند از یاران نزدیک یکی از امامان بوده و عالمی بوده که خودش را به دیوانگی زده بوده که حاکمان ظالم کاریش نداشته باشند)می‌گفتند که آتیش کوچیکی رو در کوچه درست کرده بوده واز روش می‌پریده و یه بیت شعر که کل داراییش رو توش می‌تونسته بگه ،بس که فقیر بوده و چیزی نداشته،را تو یه لحظه می‌گفته از روی آتیش می‌پریده و این پیغام رو داشته می‌داده که هرچه فقیرتر باشی و بی‌چیزتر باشی و از مال دنیا هیچی نداشته باشی و یا کمتر داشته باشی اون دنیا راحت‌تری و حساب و کتابت راحت‌تره و ازت می‌گذرن و اذیتت نمی‌کنن ولی وقتی ثروتمند باشی و خیلی مال و اموال تو دنیا داشته باشی اون دنیا خیلی اذیتت می‌کنند و باید حساب و کتاب همه چیزها یی که داشتی توی دنیا رو پس بدی که چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی و چه جوری مصرفشون کردی

    واقعاً با وجود این همه باورهای مخالف ثروت و پول و این همه باورهای بدی که در مورد ثروتمند شدن و پول داشتن و پولدار بودن تو ذهن من و خیلی آدم‌های مذهبی فقیر دیگه که کودکی مشابهی با من داشتند و گذروندند آیا می تونی هیچ وقت تا آخر عمرت روی ثروت و ثروتمند شدن و ثروتمند بودن رو ببینی؟ اصلا پول و ثروت طرفت میاد؟

    بارها و بارها و بارها در زندگیم تلاش کردم که زندگی خوبی داشته باشم و بتونم راحت زندگی کنم سخت کار کردم و سختی و رنج کشیدم تا مثلاً پول حلال به دست بیارم ولی نتیجه انجام این کارهایی که به ما می‌گفتند برای زندگی خوب و راحت داشتن لازم هست انجام بدی،چی شد؟تقریباً هیچی و بعد از سال‌ها تلاش و کوشش و رنج و سختی کشیدن که به یه حد متوسطی از داشتن یک خونه و ماشین و یک شغل متوسط رسیده بودم یک دفعه شرایطی پیش آمد و ایجاد شد در زندگیم که حتی از قبلش هم بدتر شد و تقریباً داشت به منفی صفر می‌رسید(اگر خداوند کمکم نکرده بود)،واقعاً همینطور که استاد میگن تا وقتی این باورها در ذهن ما وجود داشته باشند و نادرستیشون رو برای خودمون مشخص نکرده باشیم, همچنان کار می‌کنند و شرایط را از قبل هم بدتر می‌کنند و حتی اجازه نمی‌هند در حد متوسط و یک زندگی بخور نمیر داشتن هم بمونی و شرایط مالی رو هر دفعه از قبل هم بدتر و بدتر می‌کنند دقیقاً مثل بازی مار پله که هر چقدر هم از نظر مالی با تلاش و کوشش رشد کرده باشی در یک لحظه نیش می‌زنند و تو رو از نظر مالی سال‌های سال عقب می‌رونند و عقب نگه می‌دارند،طوری که اصلاً نمی‌فهمی از کجا خوردی

    وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟

    همیشه و همیشه این احساس گناه را به شدت داشته ام و نمی تونم بگم درست شده ،ولی به لطف هدایتم به دوره احساس لیاقت این مسأله برام واضح تر شده که علت از دست دادن ماشینم و طلاهام و وسایل خونه ام همین باورهای متضاد با ثروت هستند در ذهنم و احساس گناهی که به خاطر داشته هام در قبال دیگران می کردم و در حقیقت با دست خودم دادمشون رفت تا دیگه منم مثل بقیه چیزی نداشته باشم و در ناخودآگاه احساس گناه نکنم

    چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

    می خواستم بگم هیچ وقت احساس نمی کردم که ممکنه حق دیگران ضایع شده باشه ولی یادم اومد همین چند روز پیش که همکارم بهم پیام داد که توی قرعه کشی مشهد اسمتون در اومده باوجود اینکه خیلی خوشحال شدم و یادم اومد چند روز پیش یه دفعه دلم یک سفر زیبای مشهد را خواسته بود و خداوند به خواسته من بصورت شخصی از راهی که اصلا فکرش را نمی کردم پاسخ داده ولی بخاطر باورهای متغایر با قوانین جهان هستی که هنوز در ذهنم هست چون دوستام و همکاران دیگه ام اسمشون در نیامده بود احساس گناه می کردم ،و این در حالی بود که من روی خودم کار کرده بودم و طبق قانون با وجود اینکه در مرخصی بودم بازهم اسم من در قرعه کشی در اومده بود , واقعاً احساس می کنم نعمت‌ها همیشه به سمت من روان هستند اما خودم پسش می زنم ،ته ناخودآگاهم میگم نه حیفه،حالا بذار بعدا،چرا به زحمت می افتی،پس بقیه چی؟ نه من نمی خوام حق کسی را بگیرم،چون همیشه یادمون داده بودند که اول بذار گیر بقیه بیاد بعد اگر چیزی موند برای خودت بردار،چون باور داشتیم همه چیز کمه و چون نعمت‌ها کم هستند پس از حق خودت بگذر تا گیر بقیه بیاد،حالا تو می تونی صبر کنی،تو بزرگتری و!!!! و خودمون رو اصلا لایق داشتن نمی دیدیم،من خیلی ضربه ها را از عدم احساس لیاقت داشتن در زندگیم خوردم

    چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

    فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛

    این یکی ،کمی کمرنگ تر شده ولی همین که می‌ترسم که ثروتمند بشم نشون دهنده اینه که هنوز این باور هم در من وجود داره و داره کار می‌کنه

    پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

    حقیقتش به زبون نمیارم چون خیلی وقته با مفاهیمی که استاد میگن آشنا شدم ولی می‌دونم که این باورهای مخالف پول در ذهن من وجود داره

    چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟

    این را هم همیشه شنیده بودم که مرد که شلوارش دوتا میشه دیگه نمیشه بهش اعتماد کرد و این باور رو درما ایجاد می‌کرد که اگر همسرت ثروتمند باشه حتماً میره یه زن دیگه می‌گیره و نباید هیچ وقت یقه پیراهن همسرت نو بشه یعنی نشون می‌داد که نخواه که همسرت ثروتمند بشه چون در این صورت به اولین کسی که خیانت می‌کنه تو هستی،پس قانع باش به همین زندگیت و یه نون بخورونمیر داشته باشی بهتر از اینه که با ثروتمند شدن همسرت و آزادی مالیش تو بدبخت بشی و تو رو از زندگیش بیاندازه بیرون!!!! اصلاً فکر نمی‌کردم که من هم این باور را دارم ولی نشانه‌اش اینه که همیشه درآمد همسرم از من کمتر بوده و معمولاً تا دوم یا سوم ماه بیشتر پول نداشت و هم خانواده فقیری داشت و هم خودش همیشه بی‌پول و فقیر بود،و همیشه من خودم باید هزینه‌های زندگی را متقبل می‌شدم

    یعنی همین باورهای من بوده که اجازه نمی‌داده حتی همسرمن از عهده خرج و مخارج زندگیمون بر بیاد چه برسه به اینکه همسر ثروتمندی داشته باشم

    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟

    واقعا همیشه ثروت در ذهن من بار منفی داشته و حتی چند روز پیش که در تمرین جلوی آینه برای خودم آرزو کردم که ثروتمند بشم حس کردم که در اعماق ذهنم و ناخودآگاهم احساس بدی پیدا کردم و انگار برای کسی آرزوی عاقبت بخیر نشدن کردم یعنی در ذهن من ثروتمند بودن آخر و عاقبت خوبی نداره و عمیقاً به خاطر همون باورهای اشتباه ه دلم نمی‌خواد که ثروتمند بشم چون می‌ترسم که به گناه کشیده بشم و از راه خدا دور بشم!!!!

    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

    همیشه چون توی تمام فیلم‌ها و سریال‌ها و کتاب‌ها و حتی در مدرسه و از زبان معلم‌ها و کسانی که قبولشان داشتم می‌شنیدم که ثروت آدم را از خدا دور می‌کنه و ثروتمندان باید جواب خدا را بدن همیشه ذهنیت بدی نسبت به ثروتمندان داشتم و افراد ثروتمند را ادم‌های نادرست و بی‌ایمانی و بی‌خدایی می‌دونستم و همیشه فکر می‌کردم که ثروتمندان از خدا جدا شدند و خداوند اصلاً ثروتمندا را دوست نداره و اصلاً باهاشون حال نمی‌کنه،همیشه فکر می‌کردم که ثروتمندا آدمای جهنمی هستند،و چون به ما گفته بودند که نون حلال کمه و به سختی هم به دست میاد پس بنابراین خود به خود به ثروتمندا که این همه پول و ثروت ذخیره کرده بودند شک می‌کردم که حتماً از راه نادرست و دزدی و کلاهبرداری و حق مردم خوری و نزول خوری کلاً راه‌های نادرست به ثروت رسیده‌اند وگرنه از راه حلال که نمیشه این همه پول و ثروت داشت

    در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

    در ذهن من به شدت پول و ثروت در مقابل معنویت و خداوند و درستی و انسانیت قرار داره و این باورها خیلی خیلی قدیمی هستند و این الگوی همیشگی ذهنی من بوده که ثروتمندا را آدم‌های بدی می‌دونسته و پول و ثروت را جدا از معنویت و در مقابل خداوند قرار می‌داده

    تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.

    و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

    در زندگی خودم و پدر و مادرم که به شدت این باورهای نامناسب مذهبی و فرهنگی ضد ثروت و پول و تضاد ثروت و پول با درستی و درستکاری در ذهنمون بوده شاهد بودم که با وجود اینکه همیشه سختی زیادی رو در زندگی می‌کشیدیم و سعی می‌کردیم از راه درست مثلاً بدون هیچ کار نادرستی زندگی خوبی داشته باشیم و پول و ثروت داشته باشیم اما همیشه عمرم و همچنین در تمام طول زندگی پدر و مادرم همیشه هشتمون گرو 9 مون بوده و همیشه با وام و قرض و بدهکاری و سختی و رنج فراوان زندگی رو گذروندیم بدون اینکه حتی یک مسافرت نسبتاً خوب در داخل یا خارج را بتونیم تجربه کنیم یا حتی از عهده مخارج یک ماه زندگی خودمون کامل بر بیایم یا بتونیم یک زندگی حتی نسبی مرفه داشته باشیم و البته ته ذهنمون هم خیلی ناراحت نیستیم که این چنین زندگی سختی را گذروندیم چون فکر می‌کنیم در مسیر درست بودیم و خداوند اون دنیا به ما پاداش میده و بخاطر این سختی‌ها و رنج‌هایی که کشیدیم و نخواستیم از راه خداوند دور بشیم و ثروتمند زندگی کنیم،اون دنیا خدا به ما پاداش میده و از گناهان ما می‌گذره،،زهی خیال باطل!!!!

    ب)

    همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

    پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

    من هنوز روی این دوره ها کارم را شروع نکردم ولی با توجه به تمرین جلسه هفدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر که دیروز یعنی یکشنبه شانزدهم آذر ماه سال 1404 انجام دادم و اهرم رنج و لذت مربوط به تغییر این باور مذهبی متضاد با ثروت را نوشتم و به خودم و به خدای خودم متعهد شدم که انجامش بدم هر چقدر هم که زمان و انرژی بخواد،انشاالله میام و از نتایج این تغییر بزرگ در باورهای ذهنیم ،در زندگیم و شرایط مالیم و بهبود رابطم با خداوند می‌نویسم

    چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟

    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟

    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟

    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟

    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1003 روز

    به نام خالق

    به نام الله

    به نام رب العالمین

    به نام خدایی که برای رفتن به خونه‌ش باید پول داشته باشیم !!

    به نام خدایی که در کتاب خودش گفته هم در این دنیا حسنه بخواهید و هم در اون دنیا

    به نام خدایی که انقدر قوانینش ساده هست که ما از سادگی زیاد سخت مونه باورش کنیم!!

    به نام خدایی که هیچ فاصله ای بین خودش و ثروت قرار نداده !!!

    استاد من الان برای چندمین بار هست که دارم این فایل رو گوش میدم و هر بار از شنیدن کلام شما لذت میبرم و اتفاقا همرو تایید میکنم و میگم اره ما یک عمر همین فکرها رو داشتیم و برای همین هرچی تلاش کردیم به جایی نرسیدیم و با دست خودمون زدیم تق! خودمونو پرت کردیم پایبن !!

    بزرگترین ضربه رو به ما باوری زده که میگه خدا و ثروت 2 تا چیز جدا از همه، یا خدا رو بخواه یا ثروت !!!

    در حالی که در واقعیت داریم می‌بینیم حتی برای رفتن به خانه خدا هم پول میخوایم !!

    حتی برای آب خوردن هم پول میخوایم

    حتی برای دستشویی رفتن در سطح شهر پول میخوایم

    حتی برای خوابیدن پول میخوایم اگر حتی یک شب نتونیم بریم تو خونه خودمون!!!

    حتی برای حمام کردن و تمیز بودن و رعایت بهداشت پول میخوایم !!

    ما برای هرکاری که در این جهان انجام میدیم به پول نیاز داریم، حتی نفس کشیدن، غذا خوردن، بازی کردن، راه رفتن هم پول میخواد باید کفش مناسب لباس مناسب داشته باشی که تو سرما یخ نزنی موقع پیاده روی تو گرما از دمای هوا اب پز نشی، لباست خیس عرق نشه نخی باشه عرقت خشک بشه و…، برای تلفن زدن پول میخوایم، برای اینترنت داشتن پول میخوایم، برای همه چیز پول میخوایم

    و خدایی که گفته چه کسی بر شما حرام کرده نعمتهای خداوند رو

    سوره مبارکه الأعراف آیه 32

    قُل مَن حَرَّمَ زینَهَ اللَّهِ الَّتی أَخرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ ۚ قُل هِیَ لِلَّذینَ آمَنوا فِی الحَیاهِ الدُّنیا خالِصَهً یَومَ القِیامَهِ ۗ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَومٍ یَعلَمونَ﴿32﴾

    بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.» این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می‌دهیم

    خدایا ما رو ببخش که ما خودمون به خودمون ظلم کردیم و خودمون رو از نعمات حلال دور کردیم

    خدایا ما رو ببخش که ما خودمون کار رو بر خودمون سخت کردیم

    خدایا ما رو ببخش که ما خودمون به جای گوش دادن به حرفهای تو، به حرف مردم نادان گوش دادیم و برای خودمون باور ساختیم!!!

    خدایا ما خودمون سیمانی از باورهای محدودکننده در ذهن ساختیم و بنای ویرانی رو آماده کردیم تا از نعمات تو خودمونو دور کنیم

    اما خدایا تو آگاهی ، تو بینایی تو شنوایی تو قادری

    هر وقت میخوایم به سوی تو برگردیم تو دست مارو میگیری و هدایت میکنی

    پس کمکمون کن این باورهای مخرب رو از خودمون دور کنیم

    خدایا من باور میکنم که تو از همه ثروتمندتری چون این جهان با همه عظمتش برای توعه

    خدایا من باور میکنم که من رو برای تجربه آسانی و لذت به این دنیا آوردی

    خدایا من باور میکنم که تو همواره میخواهی مرا به راحتی و آسانی و نعمت هدایت کنی

    خدایا من باور میکنم برای نزدیک شدن به تو و گذر از ثروت باید بهش برسم و ظرفم رو آماده کنم

    خدایا من باور میکنم تو نعمتهای بهشتی رو در همین دنیا هم برای بندگانت فراهم کردی

    خدایا من باور میکنم که لایق دریافت نعمتهای تو هستم

    خدایا من باور میکنم که تو مرا هدایت کردی به این سایت الهی و بهشتی که منو به اصل خودم برسونی

    خدایا من باور میکنم که هرچی دارم از تو دارم

    خدایا من باور میکنم که تو رب العالمین هستی و دوست داری اشرف مخلوقاتت در این دنیا پادشاهی کنه

    خدایا من باور میکنم که این همه نعمت و ثروت در دنیا برای من آفریده شده تا دریافت کنم، استفاده کنم، لذت ببرم و هر روز و هر روز شکرگذار نعمتهای تو باشم

    خدایا من باور میکنم که تو ثروت رو دستی از دستان خودت کردی تا به گسترش جهانت کمک کنی

    خدایا من باور میکنم که ثروت و معنویت از تو جدا نیست

    خدایا من باور میکنم که تو همیشه میخوای بنده هات پیشرفت کنن و به اندازه بیش از نیاز بشر عشق، سلامتی ، نعمت، ثروت و برکت در این دنیا آفریده ای

    خدایا من فراوانی جهانت را باور میکنم

    خدایا من لایق بودن خودم را باور میکنم

    خدایا من مهر و دوست داشتنت را باور میکنم

    خدایا من باور دارم که تو از رگ گردن نزدیکتری و همواره آماده هستی تا من را به خواسته هایم برسانی

    خدایا من باور میکنم که تو کمکم میکنی در راه تو قدم بردارم و در جریان هم جهت با تو قرار بگیرم

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    منيره فهمى گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    باسلام به استادعزیزم وخانم شایسته عزیز

    وقتی این فایل روبعدازمدتها دوباره گوش کردم از ذوق نمیدونستم چکارکنم چون قبلا گوش کرده بودم ولی متوجه اوضاع نشده بودم که چرا بعداز مدتها زندگی مشترک آروم آروم اوضاع مالی ما وخیم شد درصورتیکه سالهای سال همسرم در مناسبتهای مذهبی متفاوت احسان ونذری میداد طوریکه همه فامیل حسرت میبردن که چطور اینهمه دل بزرگی داره ومی بخشه والان که این فایل روگوش کردم متوجه شدم که همسرم همیشه ازخدا ثروت روبرای بخشش به فقیرها میخواست واصلا خودشو لایق ثروتمندی نمیدونست وحتی کارخونه ای رودراوایل زندگی مشترکمون ساخت ولی مدتها درگیر راه اندازیش بود وهرچکارکرد نتونست ازاونجا بهره برداری کنه چون همیشه میگفت من اون کارخونه روبرای جوانان فقیر بیکار میسازم که برای فقیرها کارآفرینی کنم ومن برای خودم نبود وحالاکه به هردری زدم این کارخونه نشد حتما خدا نخواست

    استادعزیزم من بی نهایت ازبابت این فایل تشکرمیکنم که به من آگاهی دادوآرزوی سلامتی وشادی وسعادت دردنیاوآخرت براتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2857 روز

    جلسه ارتباط ثروت با معنویت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یک باور محدود کننده ای در مورد ثروت هست در ذهن افراد معنوی و مذهبی که البته جزو اولین باورهای محدود کننده ای بود که جلوی جریان فراوانی وثروت و نعمت به زندگی من را گرفته بود که وقتی روی خودم کار کردم و اون باور را تغییر دادم ،نتایج خیلی خیلی بزرگی از لحاظ مالی شروع شد

    آیا فکر می کنید اگر ثروتمند بشید احساس گناه دارید

    آیا در لایه های درونی ذهنتون فکر می کنید و باور دارید که اگر ثروتمند بشید از خدا دور میشید یا فکر می کنید اگر ثروتمند بشید آدم طمع کار یا ظالم یا حریصی می‌شید

    و به هر شکلی ثروت توی ذهن شما یک بار منفی داره یا توی صحبت هاتون این را میگید که ببین فلانی این همه ثروت داره معلوم نیست چه کار خلافی کرده و یا دزدی کرده یا کلاه برداری کرده یا بی عدالتی کرده تونسته یه همچین ثروتی یا همچین خونه ای داشته باشه یا همچین ماشینی داشته باشه ؟

    افراد مذهبی مسیحی و مسلمانان بجز یهودی ها این باور را دارند که ثروت من رو به یه طریقی از خدا دور می کنه

    و حتی در انجیل متی هستش که امکان اینکه یک شتر از سوراخ سوزن رد بشه احتمالش خیلی بیشتر از اینه که یک فرد ثروتمند وارد ملکوت خداوند بشه ،یعنی تا این حد غیر ممکنه که یک فرد ثروتمند به بهشت بره

    یا این صحبت ها را دارید که بابا پول که اصلا مهم نیست مهم خانواده است و من فکر می کنم اگر پولدار بشم خودم را گم می کنم و مهم صلح و انسانیت و پاکی هست و پول که اصلا مهم نیست یا صحبت هایی که یه جورایی پول و ثروت را در مقابل معنویت قرار میده و به هر شکلی این احساس را داره که ثروتمندان احتمالا آدمهای نادرستی هستند

    این صحبت ها و این گفتگوهای ذهنی ،اینها چیزهایی هستند که دارند اتفاقات را رقم می زنند تو حوزه شرایط مالی

    ومن چون سالها روی باورهام و ذهنم کار کردم هیچ مشکلی با ثروت و ثروتمند بودن و افراد ثروتمند ندارم که هیچ ،بلکه خیلی خیلی خرسند میشم و شاد میشم و لذت می برم از پیشرفت افراد و از موفقیت افراد ،،ولی این چند روزه که داشتم صحبت می کردم با این افراد ،این الگو داشت تکرار می شد

    و اینجا جایی هست که مشخصاً افرادی که معنوی ترند یا مذهبی ترند یا به دنبال معنویت بیشتر هستند حضور دارند و از صحبتهای اونها ذهن من متوجه الگوهای تکرار شونده در افکار این آدمها میشد که چقدر مثل هم فکر می کنند و البته همشون شرایط مالی خوبی نداشتند و مشکلات مالی زیادی داشتند و من بعد گفتم ببین این باور به اندازه‌ای قوی و قدرتمند هست که مهم نیست شما چقدر تلاش می کنی ،در هر صورت خودت با دست خودت خراب می کنی همه تلاش ها را

    به همین دلیل زندگی مالی افرادی که همچنین باوری دارند یه ذره میرن بالا بعدش با یه تصمیم اشتباه می زنند همه چیز را خراب می کنند یا با یک تصمیم گیری اشتباه یا با یک برنامه ریزی اشتباه یا با یک شکلی می زنند همه چیز را خراب می کنند و میرسند به صفر و دوباره تلاش می کنند و تلاش می کنند و دوباره همین طور و این الگو همین طوری داره تکرار میشه توی زندگیشون،این نشون دهنده اینه که یک باوری اینجا هست که داره کار می کنه و نمی گذاره شرایط مالی خوب پیش بره و اغلب هم افراد مذهبی این ذهنیت منفی در مورد ثروت دارند از اون زاویه ای که احساس می کنند که ثروت اونها رو از خدا دور می کنه و دلیلش هم اینه که سال‌های سال توی کتب مذهبی و توی افراد مذهبی دیدند که یک انسان بسیار مذهبی و مومن و با خدایی هست ولی یک زندگی بسیار بسیار فقیرانه ای داره یا توی فیلم ها همش اینطوری بوده که امکان نداره شما یک فیلم چه ایرانی و چه خارجی ببینی که پر بیننده باشه و شما در اون انسان ثروتمندی ببینی که انسان خوبی باشه یا انسان با ایمانی باشه یا آدم درستکاری باشه و شما هر چی نگاه می کنی توی همه فیلمها نشون میدن که آدمهای ثروتمند آدمهای ریا کاری هستند یا آدم‌هایی هستند که با کلاه برداری و خون مردم رو تو شیشه کردن یا با دزدی و یک کار نادرست و با رانت به ثروت رسیدند و اتفاقا توی همون فیلمها افراد فقیر خیلی ساده و یک زندگی ساده‌ای دارند یک ماشین ساده دارند یا اصلا ماشین ندارند ،لباسهای ساده می پوشند ولی انسان های بسیار با ایمان و با خدا و مهربان و دوست داشتنی هستند ولی افراد ثروتمند آدمهای خیلی حریص وریا کار و خیلی بخیل و دیگه اینقدر زیاد هست مثالهاش تو فیلمها ،و اینها همش جمع شده و همش باور ساخته و افراد مذهبی که اومدن در مذمت ثروت صحبت کردند و در مدح فقر ،که فقر خوبه و فقر انسان را به خدا نزدیکتر می کنه یا اصلا خدا به آدمها ثروت میدهد که بلا سرشون بیاره که خودشون رو گم کنند و فلان بشه بهمان بشه و…

    من فکر می کنم یکی از اتفاقاتی که افتاده این بوده که افرادی که آدمهایی بسیار مذهبی بودند چون هیچ کسی بدش نمیاد زندگی خوبی داشته باشه قاعدتاً ولی اینا به خاطر باورهای اشتباه مذهبی از لحاظ مالی به جایی نرسیدند و تلاش کردند دیدند نشده بعد برای اینکه خودشون رو قانع کنند اومدن گفتن اصلا ثروت خوب نیست و خدا برای من ثروت نمی خواد چون خدا می خواد که من به بهشت برم یعنی انسان اگر برای یک موضوعی تلاش کنه و بهش نرسه نمی تونه خودش رو توی اون حالت عذاب نگه داره و یک راهی باید پیدا کنه که توجیهش کنه و خیلی ها توی این مسیر این راه را پیدا کردند که نه اصلا برای من خوب نبوده و به صلاح من نبوده که ثروتمند بشم و شرایط مالی خوبی داشته باشم چون خدا می دونه که من از مسیر و راه درست خارج میشم یا از خدا دور میشم خلاصه به یک شکلی به این شکل خودشون رو آروم کردند و بعدش اومدن به افراد گفتن که اصلا خوب نیست که آدم بخواد دنبال مادیات بره و مهم خداونده،همیشه یه جوری مادیات را در مقابل معنویات قرار دادن ،بحث اینه ،بحث اینه که این را گفتند و این فضا را ایجاد کردند که یا به سمت معنویات و خدا پیش میری یا به سمت پول و ثروت و جهنم و بی خدایی حرکت می کنی ،این نگاه کلی توی ذهن افراد مذهبی هست که تاریخ و کتاب های مذهبی و افراد مذهبی ،حتی توی این بودایی ها نگاه کنید کسی که خیلی انسان درستی هست یک فردی هست که حتی لباس هم نداره،یک پارچه ای به دور خودش بسته و نه خونه ای داره و نه زندگی داره و تو خیابون ها زندگی می کنه و ملت هم براش غذا میارن و نگاه خودش و نگاه دیگران اینه که این چقدر انسان معنوی است و دیگه به خود خدا وصل شده ،و این چقدر فضیلت بزرگیه هیچی نداشتن از لحاظ مالی ،در صورتیکه همه این باورها و همه این نگاه‌ها باعث میشن که انسان سلف سابتایج کنه ،خودش بزنه شرایط مالی خودش را نابود کنه ،ما در دنیایی زندگی می کنیم که باورهای ما دارند اتفاقات را رقم می زنند اگر توی ذهن ما این باور وجود داشته باشه که اگر من از لحاظ مالی شرایط خوبی داشته باشم به یه طریقی از راه خداوند دور میشم این باور کار خودش را انجام میده و شرایط مالی را خراب می کنه تا حداقل آدم احساس کنه که در سمت درست ماجرا هست و به سمت خداوند داره حرکت می کنه و من این مشکل را داشتم اولین باوری که جلوی پیشرفت مالی من را گرفت و من فهمیدمش همین باور بود و توی فایلها و توی برنامه ها سالهای ساله دارم در موردش صحبت می کنم و داستان اینجا ست که اگر بتوان این باور را تغییر داد شرایط ایده ها موقعیت ها و اتفاقاتی وارد زندگی ما میشه که شرایط مالی ما را بهتر می کنه تا وقتی که داریم روی این باور کار می کنیم این یه چیزیه که هرکسی می تونه تجربه اش کنه ،حالا برای اینکه ببنیم توی مذاهب و ادیان تفاوت در چیه ،بیاییم مقایسه کنیم مسیحی ها را با یهودی ها،افراد یهودی اتفاقا ثروت را نعمت و برکتی از سمت خداوند می دونندو اصلا هیچ مشکلی با ثروتمند بودن ندارند و خیلی راحتندواحساس می کنند که بخاطر ثروتمند بودن باید سپاسگزار خدا باشند و این برکت رو و این نعمت را خدا بهشون داده و این لطف را خدا بهشون کرده و بیزینس کردن را یک کار معنوی و الهی می دونندحالا مقایسه کنید با بعضی از مسیحی ها و بعضی از مسلمانان که اصلا مشکل دارند که بخوان بیزینس و موفقیت مالی و ثروت را ارتباط بدن با خداوند و خیلی راحت ترند که فقر را ارتباط بدن با نزدیک بودن به خداوند ،بخاطر تمام این سالها که این باورها گفته شده و کتابهایی که نوشته شده و این افراد این حرفها را زده آند و الان هم توی برنامه های تلویزیونی دارید رد پاش را همه جوره می بینید

    حتی آدمهایی که میخوان بگن ما آدمهایی هستیم که به فکر بقیه مردم دنیا هستیم و آدمهای خوبی هستیم از اینکه خودشون وضعیت مالی خوبی داشته باشند و بقیه فقیر باشن و وضعیت مالی خوبی نداشته باشند احساس گناه می کننداز اینکه غذای خوبی داشته باشند و بقیه گرسنه باشند احساس گناه می کنند و دیدید که موزیک ویدیو ها و فیلمها در موردش ساختن که تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی و ازاین چیزها…که آقا فکر می کنند که جهان یک کیکی هست که باید بطور مساوی بین همه آدم‌ها تقسیم بشه حالااین به این معناست که اگر من کیک زیادتری داشتم به این معناست که حق دیگران را گرفتم و من سهم اونها رو دارم می خورم ومن خونه دارم و ماشین دارم و غذای خوب دارم و یک عالمه آدم هستند که خونه ندارند غذا ندارند و ماشین ندارند تو سرما تو گرما و این بهشون احساس گناه میده،این احساس گناه باعث میشه که خودشون بزنند دوباره شرایط را خراب کنند و اینطوری دیگه خودشون تو ناخودآگاهشون خیالشون راحت بشه که من دوباره برگشتم تو مسیر درست و حق کسی را نخوردم و من کسی نیستم که سهم دیگران را گرفته باشم ،در صورتیکه ثروت مثل یک ذره بینه، اگر شما انسان درستکاری باشی،اگر شما انسان خیری باشی،اگر شما انسان عادلی باشی و اگر شما انسان صادقی باشی،ثروتمندبشی صادق تر میشی، خیر تر میشی،درستکارتر میشی،و اگر انسان نامناسبی باشی،ادم زورگویی باشی آدم باشی که به هر شکل صفات منفی داشته باشی،ثروتمند بشی ثروت اونها را بزرگتر می کنه ظالم تر میشی،خسیس تر میشی،حریصتر میشی و بخیل تر میشی و به همین شکل

    در واقع ثروت به خودی خود کاری نمی کنه فقط اون چیزی که ما هستیم را بزرگتر نشون میده

    در دین یهودیت و تورات البته در قرآن هم گفته شده اما بیشتر در تورات اومده که پیامبرانی مثل حضرت ابراهیم واسحاق و یعقوب و سلیمان و یوسف بسیار بسیار ثروتمند بودند حالا توی قرآن بیشتر حضرت سلیمان و حضرت یوسف ثروت هاشون مشخص هست ولی در تورات بقیه‌شون هم گفته شده که ادم‌های بسیار بسیار ثروتمندی بودند و این به هیچ عنوان موضوع بدی نبوده و خیلی هم خوب بوده و ما حتی در دین اسلام و مذهب شیعه هم داریم که حضرت علی علیه السلام بسیار بسیار ثروتمند بوده و ثروتمندترین مرد عرب در زمان خودش بوده و یک مقاله‌ای را قبلاً خونده بودم که نشسته بودند حساب کرده بودند نخلستان‌هایی که به نام حضرت علی بوده به پول الان میلیاردها و میلیاردها می‌شده

    بحث بحث ثروت نیست بحث اینه که آیا ما بهش چسبیدیم فکر می‌کنیم این اصل داستان هست یا ما خیلی راحتیم با ثروت،بحث همون داستانی هست که میرداماد داشت توی جمعی در مورد خدا و بخشندگی خدا صحبت می‌کرد یک نفر بلند شد بهش گفت جناب میرداماد و می‌تونی از فضل خدا صحبت کنی چون این همه نعمت بهت داده این همه ثروت داده ولی من چی من بدبخت که هیچی ندارم چی من کجا و بخشندگی خدا کجا من کجا و رزاق بودن خداوند کجا من چی باید بگم

    میرداماد در جوابش گفت تفاوت در اینه که افسار اسب‌های من به گل میخند و افسارخر تو به دل میخه،اگه اسب‌های من ول کنند برن یه اتفاقی افتاده و افسارشون از گل در اومده و رفتن هیچ اتفاق خاصی نیفتاده اما اگه خر تو فرار کنه بره،افسارش به دلت وصله و قلبت را هم باهاش می‌کنه میبره تفاوت در اینه

    به خاطر همین این نگاه که ما بیایم ثروت رو در مقابل معنویت قرار بدیم و ثروت رو در مقابل خداوند قرار بدیم باعث میشه که ما این فرکانس رو به جهان هستی ارسال کنیم ناخودآگاه که ما ثروت رو نمی‌خوایم در واقع می‌خوایم دنبالش هم میریم و براش حرکت هم می‌کنیم ولی اونچیزی که میگیم و اونچیزی که می خواهیم مهم نیست در واقع باورهای ما هست که داره اتفاقات رو قم می‌زنه نه اون چیزی که داریم می‌گیم شما صبح تا شب بگو من می‌خوام ثروتمند بشم اما اگر تو ذهنت باورهای مخالف ثروت داشته باشی که توی افراد مذهبی و افراد معنوی که من خیلی این الگو را دیدم که این باورهای مخالف و متضاد با ثروت رو دارند مهم نیست که چقدر تلاش می‌کنی و مهم نیست که چقدر می‌خواهی،در نهایت شرایط مالیت خوب نمی‌شه چون این‌ها دارند فرکانس ها رو ارسال می‌کنند باورها دارند فرکانس‌ها را ارسال می‌کنند اون چیزی که سال‌های سال پدران شما و پدران پدران شما شنیده‌اند و باور کرده اند و بهتون گفتند و تو کتابها نوشته آمد و تو فیلمها گفته اند اون باورها دارن کارو انجام میدن و اگر اون باورها تغییر کند ایده‌ها شرایط موقعیت‌ها افرادی وارد زندگی شما می‌شود که شرایط مالی شما را دگرگون می‌کنند اون اتفاقی که برای من هم افتاد یعنی من هر چه میگم را خودم دست اول تجربه اش کرد و دیدم که چقدر شرایط من تغییر کرد وقتی که باورهام رو در مورد ثروت تغییر دادم حالا یه نکته خیلی ریزی هست که با یکی از این دوستان که داشتم صحبت می‌کردم بین صحبت هاش گفت من ثروت می‌خوام برای اینکه بتونم مردم را راهنمایی کنم به سمت درستی و به سمت خوبی و به سمت پاکی و این جمله را هم زیاد شنیدیم که خدایا به من ثروت بده من می‌خوام مدرسه بسازم من می‌خوام به یتیما کمک کنم به جنگ زده‌ها کمک کنم به سیل زده‌ها کمک کنم به فقیران کمک کنم به من ثروت بده که بتونم به دیگران کمک کنم شاید ظاهر این جمله خیلی جمله درستی باشه خیلی جمله قشنگی باشه و همه هم بپذیرنش ولی من می‌خوام یک ذره عمیق‌تر بشیم به این جمله‌ها و به این جنس جمله‌ها که این باور رو داره در ناخودآگاه میگه که من می‌دونم که اگر ثروت رو برای خودم بخوام که خیلی آدم پست و عوضی هستم واصلا ثروت چیز بدیه و ثروت کثیفه و نجسه، من با خیرخواهی و با بخشش و با انفاق و با کمک کردن به دیگران و محرومین و فقیران به این شکل من اون پول‌هایی که کثیف هست رو یه جورایی پاکش می‌کنم یه جورایی تمیزش می‌کنم و اون حرومه رو حلالش می‌کنم حتی این نگاه که خدایا به من ثروت بده که من بتونم به فقیرا کمک کنم و اگر ثروت داشته باشم قول می‌دهم به بقیه کمک کنم هم به این معنا هست که آقا اصلاً اشتباهه که من از خدا ثروت بخوام مگر در مسیری که بتونم به دیگران خدمت کنم،اصلاً بحث بحث این نیست که کمک کردن بده و بحث سر انفاق و صدقه نیست امیدوارم منظور من رو بگیرید یه ذره ریشه‌ای‌تر و ریزتر از این حرفاست بحث اینه که ما با این حرف نشون میدیم که فکر می‌کنیم که ثروت بد است اگر ما برای خودمون بخوایم اگر برای رفاه خودم بخوام من لیاقتش رو ندارم ولی اگر برای دیگران و برای کمک کردن به دیگران بخواهم این چیز بده رو خوبش می‌کنم یعنی باز هم این نگاهه توش هست من همیشه گفتم آدم برای اینکه از ثروت بگذرد از مادیات بگذرد برای اینکه رشد کند باید ثروتمند شود برای گذر از هر چیزی اول باید کسبش کنیم برای گذر از هر چیزی اول باید کسبش کنیم تا بتونیم ازش رد بشیم برای گذر از هر موضوعی اول باید به دستش بیاری تا بتونی ازش رد بشی ،این قاعده کلی هست و نه اینکه به چیزی نرسی و بعد چون نرسیدی بگی اه اه بو میده،مثال اون گربه هست که دستش به گوشت نمی‌رسه میگه بو میده من خودم نمی‌خوام،نه اینطوری نیست بلکه شما تلاشتو کردی نتونستی بهش برسی گفتی بو میده و من خودم نمی‌خواستم بهش برسم یعنی خیلی‌ها اینجوری دارن خودشون رو قانع می‌کنند بنابراین بحث سر این نیست که بخواهیم بگیم انفاق بده و مشخصا خوبه بحث اینه که وقتی ما این نگاه رو داریم که به من ثروت بده که به دیگران کمک کنم یعنی ما فکر می‌کنیم که ایراده که ما ثروت رو برای خودمون بخواهیم و ایراده که ما خودمون رو لایق رفاه و آسایش بدونیم لایق زندگی خوب بدونیم لایق ماشین خوب بدونیم یه ایرادیه و این باوره باز نمی‌گذاره که اون ثروته وارد زندگیمون بشه ببینید خودتون چقدر این جمله رو گفتید خدایا به من ثروت بده تا به مادرم کمک کنم یا فلان کار را برای خونوادم انجام بدم فلان کار رو برای بچه‌های یتیم انجام بدم یا فلان مدرسه رو بسازم یا فلان خیریه رو انجام بدم و همه ما این جمله رو گفتیم این نشون میده که ما تو ذهنمون این باور رو داریم که ثروت چیز پاکی نیست و من با این کارها یک جورایی این رو پاکش می‌کنم و این رو یه جوری تمیزش می‌کنم و الا این به خودی خود خوب نیست در صورتی که اگر شما نگاه کنید ببینید آمار جرم و جنایت به هر شکلی از دروغگویی ودزدی گرفته تا قتل و آدم کشی و همه این‌ها ببینید توی منطقه‌های ثروتمند نشین بیشتر اتفاق می‌افته یا منطقه‌های فقیرنشین به هر شکلی که می‌خواید نگاه کنید با هر ابزاری که می‌خواید درستی و غلط بودن رو نشون بدین و مشخص کنید متوجه میشید که وقتی آدم از لحاظ مالی شرایط خوبی نداره احتمال اشتباهش سیار بسیار بیشتر می‌شه احتمال اینکه سو استفاده بشه ازش بسیار بسیار بیشتر می‌شه احتمال اینکه مشرک بشه سیار بسیار بیشتر می‌شه یعنی برای اینکه انسان توحیدی شود و به خدا اتکا کند ثروت یکی از لازمه‌های داستان هست اگر من نوعی شرایط مالی خوبی داشته باشم اصلاً روی کسی حساب نمی‌کنم اصلاً به کسی باج نمیدم به غیر از خداوند،اگر من ثروت داشته باشم و بدانم که این نعمت و این برکت از سمت خداوند اومده و سپاسگزار باشم از خداوند به خاطر اینکه این برکت توی زندگیم اومده و ما در دعاهامون میگیم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرت حسنه یعنی ما میگیم در این دنیا به ما حسنه و نیکی و نعمت بده و در اون دنیا هم بده ما داریم هر روز این رو میگیم که خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای و اگر ثروت رو به این شکل ببینیم که یک ابزاری هست که باعث میشه من به غیر از خدا باج ندم و اتفاقاً زمان بیشتری دارم برای اینکه با خدا باشم اگر شرایط مالی من خوب باشه و درگیر بدهی و اجاره خونه و گرفتاری نباشم احتمالاً خیلی خوش برخوردترم خیلی صبورترم خیلی متوکل‌ترم و مهم‌تر از همه خیلی موحدترم به کسی باج نمیدم از کسی حساب نمی‌برم و نمی‌ترسم و البته وقتی آدم از لحاظ مالی شرایط خوبی داشته باشه به راحتی هم می‌تونه ببخشه و به راحتی هم می‌تونه انفاق کنه اصلاً چه جوری میشه که آدم می‌تونه ببخشه چه راهی هست غیر از اینکه داشته باشه؟

    وقتی بین ین آدم‌ها که معنوی هستند و مذهبی هستند و یک سری اعتقادات خاص دارند دیدم نقطه مشترک همشون اینه که از لحاظ مالی شرایط مالی خوبی ندارند و حداقل من ندیدم و اون صحبت‌ها و اون حرف‌ها و دیالوگ‌هایی که در مورد ثروت می‌گفتند نشون می‌داد که یک رابطه کاملاً متضادی رو بین ثروت و معنویت توی ذهنشون درست کردند یعنی یا به سمت خدا برو یا به سمت ثروت برو نمی‌تونی هر دوتاشون رو داشته باشی و اگر به سمت خدا بری فقیر می‌مونی و اگر به سمت ثروت میری از خدا دور خواهی شد در صورتی که واقعیت این نیست شما می‌تونی یک فقیر بی‌خدا باشی یا یک فقیر با خدا باشی می‌توانی یک ثروتمند با خدا باشی یا می‌توانی یک ثروتمند بی‌خدا باشی ولی شانس اینکه یک نفر ثروتمند باشه و شرایط مالی خوبی داشته باشه و توی مسیر درست باشه و کار درست انجام بده و صداقت داشته باشه و پاکی داشته باشه به نظر من بیشتره چون فقر همه نازیبایی‌ها را با خودش میاره فقر باعث دروغ گفتن میشه فقر باعث دزدی میشه فقر باعث خیلی کارهای اشتباه میشه و ما تو جامعه امروزی داریم می‌بینیم جوامع فقیر و داریم می‌بینیم و شرایطشون رو هم داریم می‌بینیم دوست داشتم که این باور رو بیایم روی خودمون کار کنیم مخصوصاً که ثروت رو ربط بدیم به توحید،برای من اینجوریه چون توی ذهن من توحید اصله و این رو توی ذهنم ساختم که هر چقدر شرایط مالی من بهتر بشه من توحیدی‌تر عمل می‌کنم من باج نمیدم و کسی نمی‌تونه از من سوء استفاده کنه و من کسی را شریک خداوند قرار نمی‌دم و من شرک نمی‌ورزم و به کسی قدرت نمیدم چون شرایط مالی خوبی دارم و این باور اولین باوری بود که من توی ناخودآگاه ذهنم پیداش کردم و فهمیدم داره من رو از ثروت دور می‌کنه و من خیلی داشتم تلاش می‌کردم شرایط مالیم خوب بشه ولی نمی‌شد،نمی‌شد که عنی یه ذره بهتر می‌شد تق می‌افتاد پایین دوباره یه ذره بهتر می‌شد دوباره می‌افتادم پایین و بعد اومدم این رو تغییر دادم و یک جریانی از نعمت و برکت الهی وارد زندگی من شد و بعد باورهای دیگه‌ای رو پیدا کردم باید اون‌ها رو بهتر می‌کردم و همینطور جریان نعمت و ثروت بیشتر شد و هر چقدر هم که جریان نعمت و ثروت بیشتر شد اتفاقاً من خیلی وابستگیم کمتر شد به مادیات و خیلی زندگیم ساده‌تر شد یعنی این را هم با تمام وجود درک کردم و خیلی زندگیم از همه لحاظ ساده‌تر شد و خیلی راحت‌تر شدم با خودم،یعنی من الان هرچی رو که بخوام می‌تونم داشته باشم از لحاظ مالی ولی هر چقدر شرایط مالی من بهتر شد انگار خواسته‌های مالی من هم کمتر شد انگار زندگی خیلی ساده رو می‌پسندم و زندگی من ساده‌تر و ساده‌تر شد شرایط مالی من بهتر و بهتر و زندگی من ساده‌تر و ساده‌تر شد و تجربه‌اش کردم این رو و دیدم انسان چقدر قوی‌تر می‌شود و چقدر توحیدیتر عمل می‌کنه و چقدر ایمانش به خداوند بیشتر می‌شه و ثروت را ز طرف خداوند می‌دونه هر آنچه دارم از آن توست و هر آنچه تو زندگی من هست تو به من دادی و من سپاسگزارش هستم این چیزیه که دوست داشتم روش کار کنیم تو قسمت کامنت‌ها بنویسید وقتی روی این باور کار می‌کنید از همین فایل که بارها و بارها گوش می‌کنید نشونه‌ها میاد نشانه‌های بهبود شرایط مالی میاد حالا به اندازه‌ای که تغییر می‌کنه ذهنتون شرایط مالیتون هم بهتر میشه یعنی از همون فردا نشونه‌هاش رو می‌بینید انقدر که این باور محدود کننده تغییرش می‌تونه چطور حتی اگه یه ذره تغییر کنه شرایط مالیتون رو بهتر کنه

    اگر خودتون یا افرادی رو می‌شناسید که به ظاهر بسیار بسیار مذهبی هستند و این باور رو دارند که ثروت اون‌ها رو از خدا دور می‌کنه و شرایط مالی خوبی ندارند که نشون میده این باور چه جوری داره شرایط مالی رو رقم می‌زنه می‌تونید در مورد اون‌ها هم بنویسید که ایمان ما هم قوی بشه یعنی هم ایمان ما قوی بشه که آقا اگر این باور رو تغییر بدیم شرایط مالی ما خوب میشه و هم ایمانمون قوی بشه که اگر این باور رو تغییر ندیم شرایط مالیمون بدتر میشه‌ها،داریم می‌بینیم دیگه نگاه کنید به اطرافتون که افرادی هستند که مذهبی هستند و این باور رو دارند که ثروت اون‌ها را از خدا دور می‌کنه و با اینکه خیلی آدم‌های تلاشگری هستند و خیلی آدم‌های درستکاری هستند هر چقدر تلاش می‌کنند شرایط مالیشون بهبود پیدا نمی‌کنه به خاطر اینکه این باور، فرکانس‌ها رو داره می‌فرسته،باورهاست که داره اتفاقات رو رقم می‌زنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سبحان ترکمنی گفته:
    مدت عضویت: 374 روز

    باور های ثروت ساز این ویدیو

    کائنات ، طبیعت ، هستی ، کیهان ( هروی میخوای اسمشو بذار ) همیشه درحال رشد و گسترش خودشو توی همه جنبه ها و از هر لحاظی اونم از طریق دستان ما ، از طریق ما انسان ها ، جهان خودشو رشد و گسترش میده توی تمام جنبه های!!

    وقتی ما ثروتمند بشیم ، به رشد کائنات کمک میکنیم و بخاطر همینه که جهان خیلی موافق ما هست و هوامونو خیلی داره ، وقتی من پولدار تر میشم ، ثروتمند تر میشم به جهان کمک کردم که به رشد خودش ادامه بده ، و جهان از طریق ما رشد می‌کنه ،

    من وقتی ثروتمند باشم دیگه دغدغه ذهنی و مالی و عاطفی ندارم که بخواد اعصابم خورد باشه و بد اخلاقی کنم ، من وقتی ثروتمند باشم میتونم با خرید کردنم حتی به کلی کسب و کار کمک کنم و بهشون خیر برسونم ، وقتی ثروتمند بشم به جهان کمک میکنم که رشد کنه پس به هرچقدر ثروتمند تر بشم به خدا نزدیک تر میشم ،

    شما محله های فقیر نشین شهرتون رو نگاه کنید ، هرچی جرم و جنایته و قتل و مواد مخدر توی همون محله هاست ، اصلا توی بالاشهر همچین چیزایی وجود نداره، وقتی من ثروتمند بشم نزد خدا عزیز ترم ، چون این جهان همواره درحال رشده و من با ثروتمند تر شدن هروزم دارم توی این موج سوار میشم و کمک میکنم به کائنات( خدا) پس نزدیک تر میشم همیشه

    من وقتی ثروتمند بشم میتونم بگذرم از مادیات و ثروت

    ثروتمند شدن بهترین راه نزدیک شدن به خداست

    معنوی ترییییین کار دنیاس

    چقدر با ثروتمند شدن میتونم به جهان و آدما بیشتر کمک کنم چقدر آزادی مالی و زمانی مکانی رو میتونم تجربه کنم ،چقدر میتونم از طریق پولدار شدن خودم دست بقیه رو هم بگیرم ،

    نعمت و فراوانی به اندازه 800 میلیارد نفر تو دنیا هست

    حتی اگر 800 میلیارد جمعیت توی کره زمین باشن و همه ثروتمند بازم نعمت اونقدر زیادددد هست که …

    دوباره میگم چون این منطقی ترین باوره برام

    جهان همیشه در هر لحظه داره توی تمامی جنبه ها گسترش پیدا می‌کنه رشد می‌کنه ، اونم از طریق دستان ما انسان ها، که خلیفه اون نیروی برترین اصلا خودشیم. پس من هرچقدر ثروتمند تر بشم به رشد کائنات کمک کردم پس کائنات خیلی بیشتر هوای منو داره و هی بهم بیشتر میده ، و به خدا نزدیک تر میشم چون هدف کائنات( خدا) رشد و پیشرفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: